ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
دیدی دو نفر دارن صحبت می‌کنن بعد یهو سکوت حکم فرما می‌شه و هیچکدوم هیچی نمی‌گن ولی بعد ۲-۳ ساعت یکیشون میاد به اون یکی می‌گه «شبت به‌خیر» یا «خداحافظ»؟ اونا معمولا معنیش اینه که چرا حرف نمی‌زنی؟ بیا باهام صحبت کن.
بعضی وقتا سکوت بهتر از جواباییه که می‌دید.
این خارجی ها گاهی چیزایی می‌گن که قشنگن ولی خب متاسفانه من نمی‌فهمم زبانشون رو.
آدم برای تازه تر شدن چی نیاز داره؟ انگیزه؟ جمعش کنید مباحث انگیزشی رو. انگیزه هست، انگیزه هست به اندازه سه چهارتا کف دست ولی خب کافی نیست. همیشه فکر می‌کردم بیش‌تر چیزا دست خود آدمه. اگه کسی ناراحتت کرد تقصیر خودته که اجازه دادی اونقدری تاثیر داشته باشه روت که بتونه ناراحتت کنه ولی ولی نتیجه این فکرا چیه خب؟ نتیجه اینه که نخوای بذاری بقیه چیزا تاثیر بذارن روت؟ آدمی ضعیفه! نخواد چیزی روش تاثیر بذاره ازش فرار می‌کنه. وقتی هیچی نباشه اطرافت چی می‌شه؟ هیچی! انگیزه هم که داشته باشی اندازه چند تا کف دست بازم کمه! بازم چیزی نیست که بری طرفش.

عظمتت رو شکر خدا، یه آدم آخه چقدر می‌تونه چرت و پرت بگه؟
همه ناراضین و یکی هم راضی باشه بقیه ازش ناراضین که چرا راضیه.
اینکه ناراحتت می‌کنه این خودش یه غمه، اینکه اشتباه بفهمن سر چی ناراحتی یه غمِ دیگه.
کتابی نوشتن برای منتقد شدن کافی نیست‌.
شاید بنظر برسه صدای اسنوپ داگ و فیفتی سنت و یه آهنگ رپ برای صبح ابری و زمین خیس مناسب نباشه ولی خب برای من که بهم میان.
مشکل از میزان غرور نیست، مشکل از مکانشه. کمه ولی دقیقا جایی خودش رو‌نشون می‌ده که نباید. جایی هم که بتید خودش رو نشون بده پا می‌شه می‌ره تو اتاق و درو قفل می‌کنه و یه هندزفری می‌ذاره تو گوشش.
«در عشق او چون او شدم، زین رو چنین بی‌سو شدم»
Forwarded from ExDa
بدترین خاطرات آدم اوناییه که آدم خودش رو یادش میاد.
بمونم کنار چیزایی که دوستشون ندارم؟ من آدما و کارایی که دوست داشتم رو هم ول کردم رفتم. اینم روش. بدتر از اون نمی‌شه که! می‌شه؟ بعیده. که درد نداره.
هرچند پر از تناقصه و پر از گوه خوری.
جای اینکه یه چیز رو بفهمن حاضرن ده تا چیز رو حفظ کنن.
اینو تبلیغ کنید. اگر دانشجوی کنکوری ای می‌شناسید بهش بگید. مرسی پیشاپیش.
سطح طنزم اونقدر اومده پایین که ممکنه همین روزا یه گیف از یه آقایی که خیلی سریع داره حرکت می‌کنه منتشر کنم و زیرش بنویسم «وقتی می‌گه خونه خالیه».
سطح نقد های اجتماعیم اونقدر اومده پایین که باز هم ممکنه همین روزا از این بنویسم که طرف تمام عمرش رو اونور‌ (دقیقا نمی‌دونم کدوم ور) زندگی کرده ولی فارسی رو خوب حرف می‌زنه اما یه سری ها تا پاشون رو از ایران می‌ذارن بیرون فارسی یادشون می‌ره و لهجه دار می‌شن.
هی هرچی جلوتر می‌ره بیش‌تر به این می‌رسم که چرا این موجود کیری دوپا رو بهش اهمیت دادم.
کاش زندکی یه کنترل داشت، می‌شد استوپش کرد، زد قسمت بعدی یا هرچیزی. فقط از این بخشش رد می‌شدم.