ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
Forwarded from Magenta 🎆
شب چرا می کشد مرا؟!
مگه شب نباید آرامش دهنده باشه؟!
نیست!
این همه تلاش کردم درست پیش بره، تهش درست پیش رفت؟ اینبار دیگه مستقیم بریم اشتباه کنیم.
گاهی حس می‌کنم برای بگا دادن خودم دارم با برنامه ریزی پیش می‌رم.
Forwarded from صد
زمستون داره میاد که چی بشه، می‌خواد عزیز کی بشه؟!
این دستگاه هارو دیدید تو فیلم ها که کاغذ هایی رو که می‌خوان نابود کنن رو می‌ریزن تو یه سری دستگاه که خردشون گنه و کلا هیچوقت قابل تشخیص نباشن؟

اگه می‌شد، یک ماه اخیرم، علی الخصوص هفته اخیر یا دیگه نهایتا امروزم رو مینداختم توی همچین ماشینی، شاید خوشحال تر زندگی می‌کردم.
می‌دونید؟ یجورایی راهی که می‌رم walk of shame توی سریال game of thrones هستش با این تفاوت که آدم غریبه ای توی مسیر واینستاده، انگار خودم دارم راه می‌رم و خودم دو طرف راه وایسادم و می‌گم shame.
دوتا ار دوستام دعواشون شد. یکیشون داد زد و‌پاشد و‌گفت از این به بعد «حَکَم بین ما شمشیره». همین، هیچ کامنتی براش به ذهنم نمی‌رسه.
در حالی که نهایت شعاع حرکتش در هر جهتی به ده سانتی متر هم نمی‌رسید اصرار داشت که هنوز نگرفتتش.
بذارید برم یه لپتاپ بیارم بشینم حرف بزنم و شاید سرتونو بخورم.
گفت مهدی موسوی خیلی خوبه شعراش، گفتم نمی‌دونم، خوندم بعضی از شعر هاش رو، بنظرم قشنگن ولی نمی‌تونم بگم خوبن یا نه. من که شاعر نیستم یا اصلا بلد نیستم که بخوام نظر بدم ولی وقتی می‌خونمشون بنظرم قشنگن! گفت برای نظر دادن راجب غذا باید آشپز باشی؟
گفتم بستگی داره، احتمالا تا آشپز نباشی نتونی تشخیص بدی گوشتی که می‌خوری گوشت گاوه یا گوسفند یا حتا خر یا سگ. احتمالا نتونی درست کیفیت مواد رو تشخیص بدی، نفهمی طعمش بخاطر ادویه هاست یا بخاطر خود غذا. اگه آشپز نباشی صرفا می‌تونی بگی طعم اون غذا رو دوست داشتی یا نه.
حرفام مطابق با حالم نیست متاسفانه. انگار که همزمان هم دارم می‌رم سمت چپ و همزمان سمت راست.
حس می‌کنم این قدیما یکی از مجازات های اعدام بوده، دو طرف آدم رو می‌بستن به اسب و توی دو جهت مختلف می‌دووندن اسب هارو. اینجوری می‌شد که نصف می‌شد طرف.

ولی خب می‌دونید چیه؟ فکر نکنم هیچ احمقی داوطلبانه خودش رو به اون دو تا اسب بسته باشه که من بستم.
خواستم برم فرمون زندگیم رو بگیرم دستم ولی گولم زدن. چیزی که دستمه قطعا فرمون نیست.
ExDa
خواستم برم فرمون زندگیم رو بگیرم دستم ولی گولم زدن. چیزی که دستمه قطعا فرمون نیست.
نتیجه اخلاقی:
تا چیزی رو درست نشناختید نرید بگید بهتون بدنش، ممکنه چیز دیگه ای بدن دستتون.
فکر کن یه غذایی داری، یه دوستی هم داری که برات مهمه، هر شب تمام غذای خودت رو برای اون می‌ذاری کنار ولی همیشه تا قبل اومدن دوستت یکی دیگه میاد اون غذا رو می‌خوره.
هم تو چیزی نخوردی و هم دوستت. که چی؟ این از اون چیزاییه که هیچوقت دوست ندارم شأن نزولشون رو بگم. هیچوقت. هیچ جا.
یه روز بی دغدغه چیه آخه؟ خدا یه روزمون رو بی دغدغه بذار باشه، شاید اصلا خوشم نیومد و دیگه نخواستم! ولی یه اکانت تست ۱ روزه بهم بده.
مغزم رو در بیارم بذارم تو یخچال خنک بشه.
جوونیم و هزار آرزو داریم، نمی‌شه براتون مرد.
منظورشون اینه که قضاوت بیجا نکنید وگرنه که آدم با قضاوت هاش تصمیم می‌گیره تا زندگیش رو چجوری پیش ببره.