ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
می‌دونید؟ این چند روزه چند تا توییت دیدم یا استوری که برداشته بودن با خنده و وای چه کار خفنی یا بانمکس‌گی یا چه‌میدونم برای تبلیغش گفته بودن برید این عکس ها رو لایک کنید:
۱- صابون گلنار برای زدن رکورد تخم‌مرغه
۲- تخم مرغ ایرانی
و یکی دو تا چیز دیگه. نمی‌دونم چرا سخته برامون که کنار‌بیایم با اینکه بعضی چیزا فقط بار اولش قشنگه، اینکه تکرارش مسخرست، بی معنیه. ولی خب وقتی کسی می‌خنده و تبلیغ می‌کنه احتمالا انگیزه می‌شه که یکی انجام بده.

مثل اون قضیه که طرف فهمید علیفر موقع گزارش های بازی ها می‌ره اطلاعات رو از ویکی پدیا می‌خونه، از قصد رفت چک کرد ببینه علیفر کجارو قراره گزارش کنه و رفت اسم سازنده ورزشگاه رو تغییر داد به یه اسم عجیب و مسخره که این بخونه تو برنامه زنده. خب کار جالبی بود، خنده داشت و آسیب بزرگی هم نبود اما می‌دونید فرداش چی شد؟ انقدر مردم شروع کردن به تغییر دادن هر اطلاعاتی تو ویکی پدیا (ویکی پدیا دانشنامه آزاده) که کلی آدم مجبور شدن بشینن گندکاری هاشونو درست کنن و هیچ خنده ای نداشت.
شاید چیزای مهم تر از جفت گیری هم‌ باشه. ولی خب خود دانید.
آدم رو دور می‌کنن بعدش می‌پرسن چرا دوری؟ کاش پرتاب دستم خوب‌ بود از همین فاصله می‌تونستم تخته سنگی، پاره آجری، بلوک سیمانی چیزی پرتاب کنم که بعد از این سوال برسه دستتون.
کلا فکرم پاشو کرده تو یه کفش،رفته یه گوشه سرم نشسته زانو هاشو بغل کرده کرده می‌گه تا اونو نیاری من هیچ کاری برات نمی‌کنم، هرچی بهش می‌گم الان وقتش نیست، هرچی می‌گم «شوقی نیست برای رسیدن» تو کتش نمی‌ره که نمی‌ره، اعتصاب کرده برای خودش. خدایا خودت ببین زمام مارو دادی دست چه موجود‌ زبون نفهمی.
تلاش های نافرجامی رو برای خوشحال کردنم می‌بینم که بیش‌تر آزارم می‌ده. یعنی چی؟ یعنی می‌بینم خوب بودن برای کسی‌که لایق اون خوبی‌ نیست رو. یعنی چی؟ زیاد سوال می‌پرسید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی یه خبر خوش میاد.
Yar Mara
Mohsen Namjoo
«می‌دید شعله در سر و پروای سر نداشت»
شاید اونقدرا هم که فکر می‌کنید مرکز جهان و محورش نباشید ولی خب هرجور که توهمتون می‌کشه‌.
تلاش می‌کنید تا فراموش کنید؟ من برای اینکه یادم نره سهوا، می‌رم یه گوشه رو کاغذ می‌نویسمش.
می‌دونی تو چه از قصد و نیت بیای بزنی‌دست چپ من رو قطع کنی و یا چه‌ سهوا و اصلا با نیت خوب بیای و‌ اشتباه دست چپم رو قطع کنی من در هر حال دیگه‌‌ دست ندارم. حالا چه سهوا چه عمدا.
حالا که چی؟ خواستم بگم بعضی‌وقتا فرقی نداره بیام بگم چرا ناراحتم و بفهمی یا اصلا خودت بفهمی و‌بیای معذرت خواهی‌ کنی.‌ مهم نیست، چیزی که افتاده قابل جبران نیست.
تا الان‌ به ۲۰ نفر مشکلی که توی حل روابط بازگشتی داشتن کمک کردم مشکلشون رو حل کنن ولی خودم که می‌رم سر حل سوال برای خودم همچون مورچه ای می‌مونم که داره کوه رو نگاه می‌کنه. هیچی نمی‌بینه.

پی نوشت: منظور از روابط‌ بازگشتی، بازگشت به سوی اکستون نیست، یه سری توابع ریاضین.
شاعر می‌گن که «توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم».
می‌خواد منو تو بازی ای ببره که من اصلا نمی‌خوام بازی کنم.
ExDa
می‌خواد منو تو بازی ای ببره که من اصلا نمی‌خوام بازی کنم.
ان‌شاالله که از این یه خط برداشتی مثل پست های خود شاخ پنداریِ شبیه «بدو‌ تا به ما برسی» یا چه میدونم «ما بد نبودیم، ما فقط بلد نبودیم» نمی‌شه و نشده.
Forwarded from ExDa
شلخته لاس برنید که یه چیزی هم واسه خوشه چین ها بمونه.
اومده می‌گه ببخشد، گفتم نیومدم بهت دلیل ناراحتیم رو بگم که بگی ببخشید. صرفا اومدم بگم تا اگه سوال برات پیش اومده بود که مگه چی شده؟ جوابش رو‌ بدونی.
نه که حرفش حرف درستی نباشه، که درسته بصورت کلی ولی لحن رو نگاه کن شما، یه کسشعر بودن خاصی‌رو توی لحنش نمی‌بینید شما؟ مخصوصا دو خط آخر.