ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
خب حقیقت اینه که من توی مودِ خوبی نیستم چند وقته. ولی همینو هم به یه خوشحالی الکی ترجیح می‌دم.
و بله. بدون تو هیچی کافی نبود.
ExDa
Choose.
نظر شخصیم؟ تا جفتشو تجربه نکرده باشی خیلی بعیده تشخیص بدی کدومو ترجیح می‌دی.
-کدوم گوسفندی از گوسفند بودنش ناراحته؟

من اگر گوسفند بودم قطعاً از گوسفند بودنم ناراحت می‌بودم.

-اگر گوسفند بودی، چیز خاصی درک نمی‌کردی.
کدوم کبکی بنظرش اینکه سرش رو بکنه زیر برف تا بقیه نبیننش احمقانست؟
مشکل اینه که فکر می‌کنی اگر چیزی رو ندیدی اون چیز وجود نداره.
من که تلاشمو کردم.درسته می‌تونی بهونه بیاری و احتمالا حتا دلایلی داشته باشی که از دور یا شاید حتا از نزدیک منطقی بنظر برسن ولی خب من تلاشمو کردم. می‌دونم تقصیر من نیست ولی خب شما قانع کن تمام دنیا رو اما مگه مهمه؟
شما به خونه رو در نظر بگیر که درش همیشه روی مهمون بازه و با مهمون ها خیلی خوبه. کلی تحویل می‌گیرن مهمون هارو، کلی تعریف می‌کنن و حالا جای اون مهمون نگاه کن که رفته جای غریبه، هی تحویل گرفته می‌شه. آدمه دیگه. چند تا آدم بدون ایراد دیدید تا حالا؟ من که ندیدم. بالاخره ممکنه جوگیر بشه و فکر کنه واقعا خبریه. شاید واقعا بخاطر خوبیِ خودشه و نه مهمون نوازی صاحب خونه.

خب که چی؟ هیچی. خواستم بگم اون میزبان چیزی رو از دست نمی‌ده اگر در رو ببنده و تورو بندازه بیرون ولی تو یه چیزایی از دست می‌دی.

به به. چه صبح دل انگیزی.
شنیدید می‌گن مرز بین عقل و جنون باریکه؟ فکر کنم بین بی‌آلایش بودن و حماقت هم باریکه.
یه مشکلی که آدم کم حرف داره اینه که وقتی باهاش صحبت می‌کنن بقیه با اینکه در جوال حرفاشون نظری نداره چه کلمه یا جمله ای رو بگه که فضا awkward نباشه. مثلا فرد مقابل ده دقیقه حرف می‌زنه خب یه کلمه ای باید اون وسط بگی. ولی هرچی گشتم پیدا نشد‌.
چاقو چه رنگش صورتی باشه چه مشکی می‌بُره.
گاها اگه خیلی زود قلول می‌کنم حرفی رو معنیش این نیست که قانع شدم. می‌تونه این باشه که حال و توان بحث ندارم.
فوت فتیش ها همیشه از سر به زیریشون سو استفاده کردن.
یه مصاحبه از تتلو دیدم که به یه خواننده دیگه گیر داده بود سر اینکه راجب مواد می‌خونه. پیش خودم گفتم چه عجیب تا اینکه ادامه حرفش رو شنیدم.
گفت که از مواد می‌خونی حداقل از ارزونش بخون، تو داری بدی گرمی ۴۰۰ هزارتومن بزنه؟
بیش‌تر برام عجیب شد.
دیدید آدم داره می‌ره یه کار خوبی بکنه که کاملا بخاطر بقیه هستش و‌خودش ضرر می‌کنه ولی بقیه بد برداشت می‌کنن و فکر می‌کنن از سر خودخواهی و برای خودش داره می‌کنه اون کارو؟ دیدید چه حس مظلومیتی به آدم دست می‌ده. اگر ندیدید خوشبحالتون.
ام یه فیلمی بود، طرف نود زیاد می‌فرستاد برای بقیه. یه سری نقاشی لخت هم کشیده بود.

مشاور مدرسه می‌برتش باهاش صحبت کنه. بگه اینها چیه تو کشیدی. می‌گفت نقاشیت خیلی خوبه اما در راستای هنر ازش استفاده نمی‌کنی.

جوابی که داد این بود(نقل به مضمون نه دقیقا) که توی این عکس تو فقط داری لخت بودن رو می‌بینی در صورتیکه من تلاشی رو می‌بینم که پشت هر عکسه، هرکسی سعی می‌کنه تلاشش رو بکنه تا از زاویه بهتری‌عکس بگیره تا بدنش بهتر دیده بشه و... .

نمی‌دونم، بنظرم جالب بود.
روزای سخت رو آدم اگه خوب تموم کنه احتمالا کلی خاطره جالب پیدا می‌کنه برای تعریف کردن برای نوه هاش.
البته اگه تموم کنه.
تا حالا شربت خاک‌شیر رو با پسته و کمی نعنا و فلفل سیاه و مقداری سفیده تخم مرغ خوردی ببینی چه مزه ای می‌ده؟ چجوری بهت بگم مزه‌ش رو؟ وقتی خوردی می‌فهمی. نخوردی دیگه. من چجوری حالمو توصیف کنم وقتی نبودی جای من. باشی می‌فهمی.