ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
نشستم به فردایی نگاه می‌کنم که نیست‌.
که خواب دم دستی ترین مرگی بود که می‌شد تجربه کنه.
جدی می‌گیرید در صورتیکه در جدی ترین حالتش یک کمدی سخیفه.
یه داستانی بود تو کتابای عربی دبیرستان ما که نمی‌دپنم هنوزم هست یا نه ولی خب باید باشه. خیلی نگذشته از اون موقع ها. شاید بد گذشته باشه ولی خیلی نبوده. بگذریم، چیه این حاشیه ها؟ برگردیم به داستان امشبمون.
یه بنده خدایی داشته با اسبش می‌رفته وسط بیابون، می‌بینه یکی افتاده زمین. وایمیسته کمکش کنه که اون بنده خدای روی زمین جیبش رو می‌زنه و اسبش رو برم می‌داره. موقعی که داشته می‌رفته با اسب اون بنده خدایی که مفعول واقع شده صداش می‌زنه می‌گه فقط جایی رفتی برای بقیه تعریف نکن چیکار کردی و چی شده. که نفر بعدی که دید یکی افتاده وسط بیابون و بگا می‌ره بخاطر حرف تو راهش رو نکشه بره.
می‌دونم که گند زدم توی تعریف داستانم ولی شما اینو ول کن، به خود حرفم فکر کن.

خلاصه که حواستون هست دنیا رو دارید به جایی بدتر برای زندگی تبدیل می‌کنید؟ کاش نکنید.
ایستاده نمردیم ولی خب روی زانو زنده موندیم.
«تو راه هايي که پر غربت بود عابر شدن چه جرات بود»
تمام تلاشم رو نکردم. اما به اتدازه ای تلاش کردم که نتیجه ندادنش برای رها کردن کافی باشه.
درسته که نمی‌دونم ولی خب ندونستنم شاید از روی این بوده که دوست نداشتم بدونم، انقدر اصرار نکن به توضیحش.
روز هایی از زندگیم هستن که اگر حذف بشن از وسط‌ زندگیم هیچ تغییری توی زندگیم و آدمی که هستم ایجاد نمی‌کنه. می‌دونم که گند زدم به اون تئوری اثر پروانه ای ولی خب بیاید یه کم اغراق کنیم. اخیرا فهمیدم برای بهتر شدن و بیش‌تر شدن روابط انسانی به اغراق نیاز داری.
باید چیزایی که اهمیتی بهشون نمی‌دی رو جوری برخورد کنی که انگار اهمیت دارن برات. باید چیزایی که خنده دار نیستن برات رو بخندی بهشون و ... . اصلا این پررنگ تر نشون دادن اتفاق های زندگی از ملزومات این زندگی بی رنگ یا کمی منصفانه تر، این زندگی کم رنگه.

یه دقیقه اومدم بگم امروز چقدر تخمی بود، تو رودربایستی موندم که انقدرم بی محتوا نباشم و یه چیز دیگه هم کنارش بگم و بله ببینید تا کجا پیش اومدیم. بنظرم کافیه. تا اونجایی گفتم که بتونم براتون بگم «امروز تخمی و حوصله سربر بود».
زندگی شخصی خودتونه اما متاسفانه کنار هم زندگی می‌کنیم.
دوستی های از دست رفته شبیه اون لیوانه می‌مونه که میوفته می‌شکنه ولی هرچقدرم چسب بزنیش مثل قبل نمی‌شه. با این تفاوت کوچیک یا بزرگ یا شاید حتا medium که اینبار کسی لیوان رو زمین ننداخته. شاید بلافاصله آب یخ و چایی رو ریختی داخلش و‌شکسته. کسی مقصر نیست، احتمالا کششش رو نداشته.

این کلمه «کششش» که خونده می‌شه «keshesh esh» هم به تنهایی یک واج آراییه.