توصیف دقیقی بخوام داشته باشم باید بگم که اگه یه هنرمند بودم دنبال یه استادیوم خالی از تماشاگر برای یه اجرای بدون بازدید میگشتم.
نه که پر از حرف های ناگفته باشم. که اتفاقا راحت حرفم رو زدم معمولا. که اتفاقا نظری داشتم یا که اگر چیزی خواستم گفتم. اما گیر کردم اینبار. نه برای گفتن صحبت هام، برای اینکه چی میخوام. اصلا حرف حسابم چیه؟ شما میدونید حرفتون چیه؟ بین خواستن و نخواستن گیر کنی.
اصلا چیز دیگه ای میخواستم بنویسم و انقدر کلمه مناسب براش نداشتم که شد این توضیحات بی دلیل. چیزی که قرار بود بگم این بود:
تا دیروز یه دنیا رو میخواستم، دیروز داشتمش. امروز علاقه ای به داشتنش ندارم.
اصلا چیز دیگه ای میخواستم بنویسم و انقدر کلمه مناسب براش نداشتم که شد این توضیحات بی دلیل. چیزی که قرار بود بگم این بود:
تا دیروز یه دنیا رو میخواستم، دیروز داشتمش. امروز علاقه ای به داشتنش ندارم.
من هربار اومدم موضوعی رو به غریبه نگم و به آشنا بگم که بد نشه در نهایت، بعدش فهمیدم باید همون به غریبه میگفتم که بد نشه.
روی تخت دراز کشیدم. صدای shave کردن همسایه از دیوار بغل میاد. این نگران کننده نیست. نگران کننده وقتیه که دارم فکر میکنم چه صدا هایی از اینور رفته اونجا.
-نه اینجا اصلا محله خوبی نیست. من خودم طبق شغلی که دارم اطلاعاتی دارم که خب هرکسی نداره. مثلا همین دیشب رفتن ماشین بنده خدارو تو خونهش حالی کردن همین کوچه بغلی. پرشیبم که یکی رو توی خیابون با چاقو زدن که گوشیش رو بگیرن.
-اوه چه اضاع بدی. ببخشید شما شغلتون چیه؟
-بنده سارق هستم. بصورت پاره وقت، زورگیر.
-اوه چه اضاع بدی. ببخشید شما شغلتون چیه؟
-بنده سارق هستم. بصورت پاره وقت، زورگیر.
ExDa
اگه اذیتم کنید میرم لینکداین میشم Co-founder and CEO .
شوخی کردم. اول معلم زبان میشم اگه نشد میرم میشم کُو فَآوِندِر. دقت کنید فتحه و ضمه باید جوری تلفظ بشود که گلو جر بخورد و دچار لکنت زبان شوید.
احتمالا یه تعداد مناسب و زیادی آهنگ بفرستم. من برای تک تکشون دلیل دارم اما شما نه. شما میتونید گوش بدیدشون، شاید لذت بردید.
ExDa
احتمالا یه تعداد مناسب و زیادی آهنگ بفرستم. من برای تک تکشون دلیل دارم اما شما نه. شما میتونید گوش بدیدشون، شاید لذت بردید.
از اونجایی که احتمالا اگه وسط تاریکی آدم بیدار بشه وحشت کنه اما اگه وسط تاریکی بیدار بشه و بدونه شبه همه چی راحت باشه بیاید بازترش کنم براتون.
از اولین آهنگ هایی که روی این گوشی دانلود کردم دارم گوش میدم، آهنگ هایی که باهاشون خاطره که دارم که نه. آدم که با هر آهنگی میتونه پرت بشه یه گوشه، حالا بعضی ها سنگین وزنن سر جاشون باقی میمونن، بعضی ها هم مثل این برگای پاییزی که از بالای درخت میوفتن پایین، خودشون رو میسپارن دست باد. حالا هر جا مسیر خورد میریم. تهش رسیدن به زمینه ولی کجاش؟ والله که حتی باد و خاطرات هم نمیدونن کجا میبرنت.
مثل الکل میمونه. چنان را چنانتر میکند البته سر همین که چنان چیه و چنانتر کجاست و چیه میشه ساعت ها بحث بیهوده داشت اما بیهوده های مهم تری داریم ما.
خلاصه که اینها خاطرات من نیستن، خاطره ممکنه یه جا یه گوشه ای نشسته باشی و آهنگی گوش بدی و خاطره بشن برات. اما نه، اینها آدم هایی هستن از زندگیم که دیگه نیستن. یه همکلاسی مدرسه، یه دوست تو خوابگاه، یه دوستی که خودکشی کرد، یه کراش، یه دوست صمیمی. هرکدومشون قصه ای داره که کاش یه شهرزاد قصهگوی جیبی داشتم تا درش بیارم براتون داستان تک تکشون رو تعریف کن. اما کوش شهرزاد؟
چرا دارم میذارمشون اینجا؟ اینجا فقط من سوال میپرسم.
از اولین آهنگ هایی که روی این گوشی دانلود کردم دارم گوش میدم، آهنگ هایی که باهاشون خاطره که دارم که نه. آدم که با هر آهنگی میتونه پرت بشه یه گوشه، حالا بعضی ها سنگین وزنن سر جاشون باقی میمونن، بعضی ها هم مثل این برگای پاییزی که از بالای درخت میوفتن پایین، خودشون رو میسپارن دست باد. حالا هر جا مسیر خورد میریم. تهش رسیدن به زمینه ولی کجاش؟ والله که حتی باد و خاطرات هم نمیدونن کجا میبرنت.
مثل الکل میمونه. چنان را چنانتر میکند البته سر همین که چنان چیه و چنانتر کجاست و چیه میشه ساعت ها بحث بیهوده داشت اما بیهوده های مهم تری داریم ما.
خلاصه که اینها خاطرات من نیستن، خاطره ممکنه یه جا یه گوشه ای نشسته باشی و آهنگی گوش بدی و خاطره بشن برات. اما نه، اینها آدم هایی هستن از زندگیم که دیگه نیستن. یه همکلاسی مدرسه، یه دوست تو خوابگاه، یه دوستی که خودکشی کرد، یه کراش، یه دوست صمیمی. هرکدومشون قصه ای داره که کاش یه شهرزاد قصهگوی جیبی داشتم تا درش بیارم براتون داستان تک تکشون رو تعریف کن. اما کوش شهرزاد؟
چرا دارم میذارمشون اینجا؟ اینجا فقط من سوال میپرسم.