ضعف هایی که نشون میداد از قدرتش بود.
اونی میترسه بقیه ضعف هاش رو ببینه که توان مقابله نداشته باشه.
اونی میترسه بقیه ضعف هاش رو ببینه که توان مقابله نداشته باشه.
متاسفانه وقتی داشتم لیست علایقم رو نگاه میکردم، اسم خودم توش نبود.
هرچند وقتی آدم وقتی از خودش خوشش میاد که احتمالأ به بقیه چیزایی که دوست داره رسیده باشه.
هرچند وقتی آدم وقتی از خودش خوشش میاد که احتمالأ به بقیه چیزایی که دوست داره رسیده باشه.
اونایی که بخاطر جنسیتشون توقع دارن کارشون راه بیوفته واقعا آدم های بی ارزشی هستن.
گفتم اونا، نگفتم مرد ها یا زن ها که سکسیست نباشم ولی خب خودتون میدونید بیشتر شامل کیاست.
گفتم اونا، نگفتم مرد ها یا زن ها که سکسیست نباشم ولی خب خودتون میدونید بیشتر شامل کیاست.
من هی دارم غیر مستقیم به اطرافیانم میگم الان عصبیم نیاید سمتم، اونا هی مستقیم دارن بهم میگن نمیفهمن.
نمیفهمم آدم هارو. واقعا نمیفهمم. دیگه حتی تلاشی برای فهمشون دوست ندارم بکنم.
شما زمینی ها چه میفهمید ما فضایی ها چی میگیم.
شما زمینی ها چه میفهمید ما فضایی ها چی میگیم.
اون کارت ملی/شناسنامه بیصاحبی رو که پیدا میکنید جای چسبوندن پشت شیشه مغازه بندازید صندوق پست!
رنجِ بدست آوردن لذت بخشه.
بابت چیز هایی که نداشتم ناراحتم، اما این نداشتن بهم رنجِ بدست آوردن رو هدیه داده.
بابت چیز هایی که نداشتم ناراحتم، اما این نداشتن بهم رنجِ بدست آوردن رو هدیه داده.
الان اخبار نشون داد یه چیزی رو برای اولین بار در دنیا ساختن که از نمونه خارجیش ارزون تره.
معیار من برای اینکه بدونم یک فرد چقدر تو اون موضوع خوبه، مقدار تواضعی هست که اون فرد نشون میده.
آدم ها شدن ادعا، طبل تو خالی؟ کوهی از پنبه؟
نیازی نیست بگی چقدر خوبی، باید ببینن که چقدر خوبی.
این با نداشتن اعتماد بنفس فرق داره. که اتفاقا بنظرم دقیقا خود اعتماد بنفس هستش. اونی که اعتماد بنفس نداره میره پشت کلمه ها قایم میشه. اونی که داره کون این حرفا نمیذاره.
اتفاقا اطرافتون رو نگاه کنید میبینید طرف هرچی خالی تر، القاب دکتر و مهندس و استاد بیشتر. (استادای کنکور، فعالای روانشناسی زرد و ...).
آدم ها شدن ادعا، طبل تو خالی؟ کوهی از پنبه؟
نیازی نیست بگی چقدر خوبی، باید ببینن که چقدر خوبی.
این با نداشتن اعتماد بنفس فرق داره. که اتفاقا بنظرم دقیقا خود اعتماد بنفس هستش. اونی که اعتماد بنفس نداره میره پشت کلمه ها قایم میشه. اونی که داره کون این حرفا نمیذاره.
اتفاقا اطرافتون رو نگاه کنید میبینید طرف هرچی خالی تر، القاب دکتر و مهندس و استاد بیشتر. (استادای کنکور، فعالای روانشناسی زرد و ...).
Forwarded from من، احمد، مرتضا (فصل سوم)
تقریبا دست رو هر چیزی بذاری، اگه درست توش دقیق شی، (و اگه پیدا کنی یه ادم درست حسابی تو اون فیلد رو)، چنین چیزهایی پیدا میکنی، کنار آدمی که پیانو میزنه بشینی، اون لحظه متوجه نیستی چه خاری ازین آدم بگا رفته برای اینکه دو دستش هماهنگ شه، واقعا هم در مغز آدم باید فعل و انفعالاتی انجام بشه که بشه این دو دست هماهنگ بشن، اما نگاه میکنی دستاشو، حس میکنی آروم دارن میلغزن، میخوام بگم نشونه هست، اما برای خود من نشونه اصلی اینه، اگه کسی رو نگاه میکنم که داره کاری رو انجام میده، اگه جوری انجام میده که ساده به نظر میرسه، آبم میاد و میفهمم بلده داره چیکار میکنه، میشه بسط اش هم داد، بسط دادنش میشه چیزی که من اسمشو میذارم خاصیت هرمی، از یه ادمی بپرسی داره چیکار میکنه، شغلش چیه، اگه واقعا کار خاصی داره انجام میده، خیلی خلاصه جواب میده، یه چیزی میگه در حد "کس موش چال میکنم"، بعد ازش بیشتر بپرسی، بیشتر میگه، بیشتر میگه، بیشتر میگه، تهش درمیاد که بابا این کاری که این ادم داره میکنه، کلی جزئیات درش نهفته است که این ادمه بهش مسلطه، یعنی جوابهاش اینجوریه که اولش خلاصه است، و هر چی بیشتر عمق میزنی، بیشتر جوابهاش جالبتر میشه. اما برعکسش چجوریه، برعکسش اینجوریه که در جواب سوال اولت، کلی عبارت تخصصی بکار میبره، جواب طولانی میده، بعد هر چی بیشتر ازش میپرسی جوابهاش بیشتر بیربط میشه، جوری که اخرش میبینی داره کس موش چال میکنه.
یکجوری از انتخاب هاتون مطمئنید که انتخاب های اشتباه قبلی یادتون رفته.
آدم که انقدر به خودش مطمئن نمیشه.
آدم که انقدر به خودش مطمئن نمیشه.