ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
بنظرم خیلی طول کشید تا بفهمم. زودتر و راحت تر می‌شد فهمید. اینکه آدما عین همین، وقتی ۱۸ سالم شد دیدم چیزی که تو بچگی از یه آدم ۱۸ ساله می‌دیدم الکی بوده، اون خود منم حالت با یه مقدار تغییر رفتاری، تو ۲۵ سالگی هم همینطور.


اینکه کلا خیلی فرق نداریم، هممون یه سری چیز رو می‌خوایم ولی حالا روش و میزان ریسک پذیریمون فرق داره.


وقتی عمه‌م فوت کرد من تنها چیزی که به ذهنم نرسید تسلیت گفتن به پدرم بود. برای من عمه‌م مرده بود اما نمی‌فهمیدم پدرم خواهرش رو از دست داده.

بگذریم، یارم رو شونه‌ش خال داره :))
برنده شدن توی کلمات چه فایده داره وقتی می‌دونی اشتباهه حرفات؟

حتی صدای تشویقی هم برای گول خوردن نداری.
چقدر زندگی آدما در لحظه تاثیر داره روی واکنش ها و رفتار هاشون‌. همچین چیزی برای آدم مایی که زندگیمون چیده شده روی unstable بودن، ناراحت کنندست.
فقط به اندازه یه آدم می‌تونم استراحت کنم و راستش رو بخواید به اندازه چند نفر ناراحتم.
هیچوقت نفهمیدم چرا حرفایی که مستقیم تو چشمات نگاه کنن بزنن با حرفایی که از پشت در و با فاصله می‌گم فرق داره.

ترس نیست، خجالت نیست. حتی نمی‌شه گفت اون آدم کِی واقعی تره. وقتی جلوته یا وقتی فقط صداش هست.
اثر پروانه ای رو‌ خوند و خیلی جدی گرفت.‌به این فکر کرد که تک تک کلماتش چه تاثیری می‌تونن داشته باشن.

چطوری انقدر راحت نظر می‌دید و دخالت می‌کنید تو زندگی بقیه؟
زیبا، خیلی وقته که دیگه کسی زیبا نیست.
به ۲۶ سال رسیدم، انقدر این حد از گذر زمان ترسناک و سریعه که بنظرم حیفه آدم وقتش رو صرف چیزی کنه که نیست.
بالا رفتیم ماست بود امیدوارم وقتی اومدیم پایین دوغ نباشه.
ExDa
بالا رفتیم ماست بود امیدوارم وقتی اومدیم پایین دوغ نباشه.
اومدم بگم «بالا رفتیم ماست بود امیدوارم وقتی اومدیم پایین دوغ نباشه، قصه ما دروغ نباشه». دیدم بار عاطفی اضافه ای داره.

من برم نخوابم.
از وقتی دلم با لیلی نیست، کوزه پلاستیکی می‌خرم که نتونه بشکنه لیلی.
دوستی هم اشاره کرد حتما باید نشون می‌دادی ۲ تا لپتاپه؟ خیر، ۵ تا لپتاپه. اگه قرار بود ردیف بشن توی عکس از پایین اون کمد می‌چیدمشون رو میز.
Oh, dark mother, once again I suckle at your smokey teat :))
فقط وقتایی کارام به نتیجه رسیدن که انگیزه‌م نفرت بوده و عصبانیت.
«می‌خوام رو همه‌ی تاس هام بوس بندازی.»
آدم برای رفتن دلیل نمی‌خواد. پا می‌خواد.