چقدر زندگی آدما در لحظه تاثیر داره روی واکنش ها و رفتار هاشون. همچین چیزی برای آدم مایی که زندگیمون چیده شده روی unstable بودن، ناراحت کنندست.
فقط به اندازه یه آدم میتونم استراحت کنم و راستش رو بخواید به اندازه چند نفر ناراحتم.
هیچوقت نفهمیدم چرا حرفایی که مستقیم تو چشمات نگاه کنن بزنن با حرفایی که از پشت در و با فاصله میگم فرق داره.
ترس نیست، خجالت نیست. حتی نمیشه گفت اون آدم کِی واقعی تره. وقتی جلوته یا وقتی فقط صداش هست.
ترس نیست، خجالت نیست. حتی نمیشه گفت اون آدم کِی واقعی تره. وقتی جلوته یا وقتی فقط صداش هست.
اثر پروانه ای رو خوند و خیلی جدی گرفت.به این فکر کرد که تک تک کلماتش چه تاثیری میتونن داشته باشن.
چطوری انقدر راحت نظر میدید و دخالت میکنید تو زندگی بقیه؟
چطوری انقدر راحت نظر میدید و دخالت میکنید تو زندگی بقیه؟
به ۲۶ سال رسیدم، انقدر این حد از گذر زمان ترسناک و سریعه که بنظرم حیفه آدم وقتش رو صرف چیزی کنه که نیست.
ExDa
یه آهنگی گوش میدادم، از مشکل ها و بگایی ها داشت میگفت که یکدفعه با لحن قشنگی میگه بگذریم، یارم رو چونهش خال داره. زیباست.
همین آدم جای دیگه ای میخونه، این چشما برای تو هستن تو به جای من ببین.
ExDa
بالا رفتیم ماست بود امیدوارم وقتی اومدیم پایین دوغ نباشه.
اومدم بگم «بالا رفتیم ماست بود امیدوارم وقتی اومدیم پایین دوغ نباشه، قصه ما دروغ نباشه». دیدم بار عاطفی اضافه ای داره.
من برم نخوابم.
من برم نخوابم.
دوستی هم اشاره کرد حتما باید نشون میدادی ۲ تا لپتاپه؟ خیر، ۵ تا لپتاپه. اگه قرار بود ردیف بشن توی عکس از پایین اون کمد میچیدمشون رو میز.
ExDa
آدم برای رفتن دلیل نمیخواد. پا میخواد.
شوخی کردم، آدم برای رفتن هیچی نمیخواد.
آدم فکرش هم رها کنه بره کافیه.
آدم فکرش هم رها کنه بره کافیه.
هرچه بیشتر زمان میگذره انگار بیشتر میفهمم عمرمون یه ساعت شنی هستش که هی داره خالی تر میشه [البته که از همینجا زنبورِ بی عسل بودن خودم رو اعلام میکنم. که همتون هم از روابط بین زنبورِ بی عسل -و حتی کم عسل- با اون عالمِ بی عمل هستید].
چیزی که درگیرم میکنه این وسط، چیزی نیست که الان میخوام. همش دارم فکر میکنم ببینم ۴۰ سال دیگه کجا وایساده باشم راضیم؟
به نتیجه نمیرسم.
ولی خب مرد مومن، تو از لحظه خودت قافلی، گیر آینده ای؟ نمیگی این زمان آخرش خِرت رو میگیره میگه حالا دیگه نوبت منه؟ از الان خودت راضی باش. شاید تونستی از آیندت هم بشی.
چیزی که درگیرم میکنه این وسط، چیزی نیست که الان میخوام. همش دارم فکر میکنم ببینم ۴۰ سال دیگه کجا وایساده باشم راضیم؟
به نتیجه نمیرسم.
ولی خب مرد مومن، تو از لحظه خودت قافلی، گیر آینده ای؟ نمیگی این زمان آخرش خِرت رو میگیره میگه حالا دیگه نوبت منه؟ از الان خودت راضی باش. شاید تونستی از آیندت هم بشی.