ExDa
فکر میکردم فقط منم. ولی نگاه کردم دیدم همه همینن. انگار زندگی یه حلقه تکراری از اتفاقاته توی لوکیشن های مختلف و مایی که حتی اگه یاد بگیریم هم از یادمون میره. آدمی که حتی خودش رو از یادش رفته شاید توقع بیجایی باشه که یادش مونده باشه این زندگی کوتاهه.
یکی این پست رو جایی فرستاده. دیدم زیرش چندتایی کامنت هست. خواستم ببینم چیه.
گفته بودن «چسناله؟». خندم گرفت.
اگه فکر کردن به زندگی ای که میکنی، چسنالهست، چرا زندگی میکنی؟
زندگی همیشه برنامه کنیم بریم بیرون، بگردیم نیست. اینکه اون دختره چقدر دافه، این پسره چقدر سکسیه، اون چقدر سگه، ماشین بعدیم چی باشه، تلاش برای رسیدن های کوتاه نیست. گاهی اوقات زندگی اینه که فکر کنی چرخش این دوستی ها و آدم ها و گردش ها یه کجا رسید.
اینه که فکر کنی من توی این ۲۵ سال تا کجا اومدم و چطور . تصمیم بگیری ۲۵ سال بعدی چه شکلی باشه. زیبا زندگی کوتاهه. زمان هایی که تلف میشن از معدود دارایی هایین که کاملا برای خودمون.
بوس بهتون که انقدر زیبایید.
گفته بودن «چسناله؟». خندم گرفت.
اگه فکر کردن به زندگی ای که میکنی، چسنالهست، چرا زندگی میکنی؟
زندگی همیشه برنامه کنیم بریم بیرون، بگردیم نیست. اینکه اون دختره چقدر دافه، این پسره چقدر سکسیه، اون چقدر سگه، ماشین بعدیم چی باشه، تلاش برای رسیدن های کوتاه نیست. گاهی اوقات زندگی اینه که فکر کنی چرخش این دوستی ها و آدم ها و گردش ها یه کجا رسید.
اینه که فکر کنی من توی این ۲۵ سال تا کجا اومدم و چطور . تصمیم بگیری ۲۵ سال بعدی چه شکلی باشه. زیبا زندگی کوتاهه. زمان هایی که تلف میشن از معدود دارایی هایین که کاملا برای خودمون.
بوس بهتون که انقدر زیبایید.
👍2
برای یه کاری نیاز به دو نفر دیگه داشتم. دیدید میشینید حاصل زندگیتون رو میدارید بتونید برای کاری نقشه بریزید تا انجام بشه؟ وقتی همه چیز باید شروع میشد، دو نفر دیگه جوابم رو ندادن.
راستش این پروژه باید انجام بشه، نه که پولش یا بقیهش مهم باشه. مهم اینه که این حاصل تمام وقتاییه که کار کردم.
امروز داشتم قدم میزدم ناخودآگاه زیر لب گفتم فکر کنم آخرش قراره خودم باشم و خودم و باز جواب خودم رو دادم که مگه قراره جز این باشه؟
کسی تعهد نداده، حتی اگه کسی تعهد داده باشه هم آدم متعهد کم داریم.
راستش این پروژه باید انجام بشه، نه که پولش یا بقیهش مهم باشه. مهم اینه که این حاصل تمام وقتاییه که کار کردم.
امروز داشتم قدم میزدم ناخودآگاه زیر لب گفتم فکر کنم آخرش قراره خودم باشم و خودم و باز جواب خودم رو دادم که مگه قراره جز این باشه؟
کسی تعهد نداده، حتی اگه کسی تعهد داده باشه هم آدم متعهد کم داریم.
هربار جمله «تازه داشتم میفهمیدم که فهم کن چقدر کمه، اتم تو دنیای خودش حریف صدتا رستمه» حسین پناهی یادم میاد، صدای خودش رو کامل میشنوم توی ذهنم.، حس حقارت میکنم و یادم میاد حتی قابل شمارش نیست.
اشرف مخلوقاتی که چشماش رو باز کنه میبینه تمام عمر و زورش رو هم اگه بذاره شاید هم نمیتونه حتی این زمین رو داشته باشه چه برسه به اینکه چشم باز کنی ببینی زمینتتو کل این دنیا حتی نقطه هم نیست ولی بازم تمام زندگیت دنبال تسلط روی بقیه باشی.
بگذریم. من خوابم میاد پس برم کار کنم.
اشرف مخلوقاتی که چشماش رو باز کنه میبینه تمام عمر و زورش رو هم اگه بذاره شاید هم نمیتونه حتی این زمین رو داشته باشه چه برسه به اینکه چشم باز کنی ببینی زمینتتو کل این دنیا حتی نقطه هم نیست ولی بازم تمام زندگیت دنبال تسلط روی بقیه باشی.
بگذریم. من خوابم میاد پس برم کار کنم.
کاش محتویات یخچال از پیش تعیین شده نبود. الان در یخچال رو باز میکردم و پیتزا داشتم ولی خب تعیین شدست و بجاش شیر فاسد دارم.
من این چند وقته نشستم فکراامو کردم و تصمیم خودمو گرفتم. خیلی جنبه های زیادی داشت و باید بهش فکر میکردم.
من نَوِه میخوام. پسر و دختر و زن نمیخوام. فقط یه نوه.
من نَوِه میخوام. پسر و دختر و زن نمیخوام. فقط یه نوه.
👍1
ExDa
من این چند وقته نشستم فکراامو کردم و تصمیم خودمو گرفتم. خیلی جنبه های زیادی داشت و باید بهش فکر میکردم. من نَوِه میخوام. پسر و دختر و زن نمیخوام. فقط یه نوه.
پدر بابک خرمدین هم احتمالا همچنین نظری داشته. فقط راه رسیدنش به پسر نداشتن خشونت آمیز بوده. بزرگوار گزینه بدنیا نیاوردن نداشته.
یک کتاب زرد میخوام بنویسم به نام آرامش یعنی و در هر صفحهش یک جمله بنویسم. اولیش اینه:
«آرامش یعنی وقتی خوابت میاد، هیچ کاری جز خوابیدن نداشته باشی.»
البته که اینجور مخاطب کافی جذب نمیشه. صفحه اول مینویسم «آرامش یعنی، تو...» که با معناش دل عشاق رو ببرم و با سه تا نقطهش دل تینیجر ها و دوستدارانِ غمگین و نوظهور ادبیات.
صفحه دوم معنا رو برسونم و حرف خودمو بگم
پسر من واقعا دارم حیف میشم.
فرار مغز ها آشنا ندارید؟
«آرامش یعنی وقتی خوابت میاد، هیچ کاری جز خوابیدن نداشته باشی.»
البته که اینجور مخاطب کافی جذب نمیشه. صفحه اول مینویسم «آرامش یعنی، تو...» که با معناش دل عشاق رو ببرم و با سه تا نقطهش دل تینیجر ها و دوستدارانِ غمگین و نوظهور ادبیات.
صفحه دوم معنا رو برسونم و حرف خودمو بگم
پسر من واقعا دارم حیف میشم.
فرار مغز ها آشنا ندارید؟
👍1
توان و حوصله هرچیزی دارم جز آدم دورو. اونجا تنها جاییه که شان مادر رو زیر سوال میبرم و با گفتن برو مادرجنده، از سمتش دور میشم.
حتی اگه زیبا باشه.
حتی اگه زیبا باشه.
حکم دو نفره بازی کردید؟ معمولا اونی میبازه که هر ورق خوبی گیرش بیاد برمیداره و اونی میبره که میدونه هر چیزی رو نباید برداره. حتی اگه خوب باشه.
❤1👍1
کاش آدم خوبی بودم. شاید غذام از بهشت میومد برام. ولی متاسفانه نهارم با شستن ظرف ها شروع میشه.
آدم باید اولویت هاش رو مشخص کنه و این توقع رو داشته باشه از هرچیزی به اندازه اولویتی که براش گذاشته نتیجه ببینه.
راستش وقتایی که نتیجه کارم برای کسی تو اولویت چندم باشه، کارم رو رها میکنم.
بازم هرچند زیبا باشه.
راستش اینجوری یاد میگیرن با دقت بیشتری اولویت بندی کنن.
راستش وقتایی که نتیجه کارم برای کسی تو اولویت چندم باشه، کارم رو رها میکنم.
بازم هرچند زیبا باشه.
راستش اینجوری یاد میگیرن با دقت بیشتری اولویت بندی کنن.