توی یه کوچه خلوت بودم، اومدم از یه ماشین که پارک بود از رانندش آدرس بپرسم، دیدم ترسیده.
همزمان یه دختر سرش رو از لای پای مرده آورد بالا.
نمیدونستم چیکار کنم گفتم عه ادامه بدید، خدافظ.
همزمان یه دختر سرش رو از لای پای مرده آورد بالا.
نمیدونستم چیکار کنم گفتم عه ادامه بدید، خدافظ.
داشتم فکر میکردم کاش میشد برای ساعاتی مرد و بعد زنده شد.
یادم افتاد میشه خوابید.
شما زمینی ها تنها چیز خوبتون، خوابیدنه.
یادم افتاد میشه خوابید.
شما زمینی ها تنها چیز خوبتون، خوابیدنه.
🍌5
وسط بالا بودن اومدم پایین. یعنی حالم خوب بود یدفعه بد شد.
بد نشد، یعنی حس خوب داشتم اما الان ندارم.
آره این توصیف بهتریه.
حس خوب داشتم اما با دیدن چیزی که نباید، اشتیاقم رو از دست دادم.
بد نشد، یعنی حس خوب داشتم اما الان ندارم.
آره این توصیف بهتریه.
حس خوب داشتم اما با دیدن چیزی که نباید، اشتیاقم رو از دست دادم.