خاطره بیربط شماره 3:
من با آرشام همخونه بودم. آرشام کیه؟ اگه قدیمی بودید اینجا یادتونه اگه نبودید هم بدونید همخونه م بود. قبل همحونگی دوستم بود. مسیرمون می خورد می دیدیم هم.
حقیقتا من که یادم نمی ره از ساعت 10 شب میومدیم خیابون قدس دم دانشگاه حرف می زدیم. سیگار می کشیدیم. یه سر هم به اون سوپرمارکت زیر دادگستری می زدیم. ولی خب بعد اینکه همخونه شدیم دیگه خیلی کمتر همو دیدیم.
حالا اینا که حاشیه ست. یه روز جمعه صبح منو بیدار کرد گفت دوستم داره میاد خونه برو بیرون اگه می شه، گفتم بابا من خوابم کارتون رو بکنید. گفت نه. راستش سر اینکارش دهنش رو گاییدم. هر روز بیدارش می کردم می گفتم حالا من مهمون دارم تو برو.
بگذریم بازم حاشیه شد. اون روز پاشدم رفتم اکباتان پیش فرشید و پارمیدا.
راستش اینو هیچوقت به خود آرشام نگفتم ولی برای بقیه گفتم که چفدر خوشحال و ممنونم اون روز صبح آرشام منو بیدار کرد رفتم فرشید رو دیدم. فرشید یه هفته بعدش بخاطر الکل مصموم هوشیاریش رو از دست داد و مرد.
اون آخرین باری بود که فرش رو دیدم.
من با آرشام همخونه بودم. آرشام کیه؟ اگه قدیمی بودید اینجا یادتونه اگه نبودید هم بدونید همخونه م بود. قبل همحونگی دوستم بود. مسیرمون می خورد می دیدیم هم.
حقیقتا من که یادم نمی ره از ساعت 10 شب میومدیم خیابون قدس دم دانشگاه حرف می زدیم. سیگار می کشیدیم. یه سر هم به اون سوپرمارکت زیر دادگستری می زدیم. ولی خب بعد اینکه همخونه شدیم دیگه خیلی کمتر همو دیدیم.
حالا اینا که حاشیه ست. یه روز جمعه صبح منو بیدار کرد گفت دوستم داره میاد خونه برو بیرون اگه می شه، گفتم بابا من خوابم کارتون رو بکنید. گفت نه. راستش سر اینکارش دهنش رو گاییدم. هر روز بیدارش می کردم می گفتم حالا من مهمون دارم تو برو.
بگذریم بازم حاشیه شد. اون روز پاشدم رفتم اکباتان پیش فرشید و پارمیدا.
راستش اینو هیچوقت به خود آرشام نگفتم ولی برای بقیه گفتم که چفدر خوشحال و ممنونم اون روز صبح آرشام منو بیدار کرد رفتم فرشید رو دیدم. فرشید یه هفته بعدش بخاطر الکل مصموم هوشیاریش رو از دست داد و مرد.
اون آخرین باری بود که فرش رو دیدم.
ExDa
برام آهنگ بفرستید. توی شادی هاتون جبران کنم. @notwys
تنگ کنید. لطفا هرکدومتون که دیدید اینو یه موزیک بفرسته. رد نشید.
حالا چه من خدا باشم چه اون خدا باشه. اینا مسایل داخلی ما خداهاست. شما بنده های معمولی در جریانش نباشید بهتره.
خاطره بیربط شماره ۴:
مریم نوشته بود امروز رو توی تقویمم با خودکار سبز علامت زدم، میپونیه چه روزیه؟ آره روزیه که برای اولین بار حرف زدیم.
بعد تر اون روز رو خط خطی کرد، نوشت موی سفید درآوردم و عاملش رو خدا نگذره ازش.
احتمالا یادش نیست اینارو الان. ولی من تک تک تاثیر های نامناسبی که روی زندگی بقیه گذاشتم رو با خودم حمل میکنم. هر روز. هرروز قلب و ذهنم فرسوده تر میشن.
مریم نوشته بود امروز رو توی تقویمم با خودکار سبز علامت زدم، میپونیه چه روزیه؟ آره روزیه که برای اولین بار حرف زدیم.
بعد تر اون روز رو خط خطی کرد، نوشت موی سفید درآوردم و عاملش رو خدا نگذره ازش.
احتمالا یادش نیست اینارو الان. ولی من تک تک تاثیر های نامناسبی که روی زندگی بقیه گذاشتم رو با خودم حمل میکنم. هر روز. هرروز قلب و ذهنم فرسوده تر میشن.
🍌1
برای اینکه شما خاطرات بیربطتتون رو بهم بگید:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-ed0dfda19c
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-ed0dfda19c
Telegram
برنامه ناشناس
بزرگترین ، قدیمیترین بات پیام ناشناس
📢 کانال رسمی و پشتیبانی
👨💻 @ChatgramSupport
📢 کانال رسمی و پشتیبانی
👨💻 @ChatgramSupport
اگه فراموش می کنید جوری که انگار هیچوقت اتفاق نیوفتاده واقعا خوشبحالتون.
ما خدا ها حافظمون دایمیه.
ما خدا ها حافظمون دایمیه.
ExDa
اینارو هم بعدها فراموش خواهی کرد نگران نباش
زیبا بود. اگه 13 سال کافی نیست چند سال کافیه؟
Forwarded from برنامه ناشناس
من رو یاد اون اکسم میندازی که هر طور دلش میخواست باهام رفتار میکرد ولی حتی پوست آدامسی که بهش داده بودمم یادگاری نگه داشته بود! یا مثلا هقهق برام گریه میکرد.
بیاهمیت و بیاحساس ولجدرار.
من رو یاد اون اکسم میندازی که هر طور دلش میخواست باهام رفتار میکرد ولی حتی پوست آدامسی که بهش داده بودمم یادگاری نگه داشته بود! یا مثلا هقهق برام گریه میکرد.
بیاهمیت و بیاحساس ولجدرار.
ExDa
من رو یاد اون اکسم میندازی که هر طور دلش میخواست باهام رفتار میکرد ولی حتی پوست آدامسی که بهش داده بودمم یادگاری نگه داشته بود! یا مثلا هقهق برام گریه میکرد. بیاهمیت و بیاحساس ولجدرار.
من همیشه سعی کردم آدم بدی نباشم. نمی گم همیشه موفق بودم اما همیشه تلاشم رو کردم.
ولی تنها چیزی که همیشه ته دلم اوکی بودم دوست دخترم از سکسمون تعریف کنه برای بقیه، این بود که چقدر این رابطه طول کشید و چندبار اومد.
مهر افتخاریست.
مهر افتخاریست.
Forwarded from برنامه ناشناس
اون بزرگوار هم دقیقا همینو میگفت ولی سعی کافی نیست. سعی بخاطر دیگران کافی نیست وقتی از درون آدمی پوسیده باشه.
چمیدونما، منم نمیگم بهم ضربه زده ولی ادای آدم خوبا رو درآوردن و care کردن وقتی دیر شده، بی فایدهس. خود گول زدنه.
اون بزرگوار هم دقیقا همینو میگفت ولی سعی کافی نیست. سعی بخاطر دیگران کافی نیست وقتی از درون آدمی پوسیده باشه.
چمیدونما، منم نمیگم بهم ضربه زده ولی ادای آدم خوبا رو درآوردن و care کردن وقتی دیر شده، بی فایدهس. خود گول زدنه.
🍌1🍓1
ExDa
اون بزرگوار هم دقیقا همینو میگفت ولی سعی کافی نیست. سعی بخاطر دیگران کافی نیست وقتی از درون آدمی پوسیده باشه. چمیدونما، منم نمیگم بهم ضربه زده ولی ادای آدم خوبا رو درآوردن و care کردن وقتی دیر شده،…
واضحا من قرار نیست از دوست پسرت دفاع کنم یا تخریبش کنم. چیزی در مورد اون رابطه نمی دونم.
آره کار درست تو زمان اشتباه، بی فایده ست. منم قبول دارم. ولی همیشه چیزایی هست که نمی دونیم.
آره کار درست تو زمان اشتباه، بی فایده ست. منم قبول دارم. ولی همیشه چیزایی هست که نمی دونیم.
ExDa
برام آهنگ بفرستید. توی شادی هاتون جبران کنم. @notwys
اینکه این پیام رو بهش اهمیت بدید برام مهمه. مرسی.
Forwarded from برنامه ناشناس
قبل از هر چیز اگر این پیام رو خوندی و حس کردی حرف اشتباهیه، سخت نگیر و بگو اشتباهه و بگذر.
در کنار این که بنظر میرسه کمی کینهای هستی و این باعث شده همیشه درحال تحمل بار روانی زیادی در ارتباطاتت باشی، یه بازه زمانیای وجود داشت که فکر میکردم که وقتی یه اشتباهی میکنی یا در حق کسی رفتار ناشایستی رو انجام میدی، اونقدری حقبهجانب هستی که هیچوقت نمیپذیری که اشتباه کردی و همین به مرور سبب کدورت میشه اما خب ازونجایی که احتمال میدم اشتباه کردم، فکر میکنم یکی از دلایلی که باعث شده خیلی از روابط صمیمیت خراب بشه، فارغ از کینه گرفتن بابت اشتباهات دیگران، اینه که همیشه وقتی که فهمیدی اشتباه کردی یا به کسی بدیای کردی، حاضر نبودی عذرخواهی کنی یا ناخودآگاه دنبال بهانه گشتی که بدیای در اون فرد پیدا کنی و کار ناشایستت رو جوری برای خودت توجیه کنی که انگار حقش بوده که بهش بدی کردی!
اگر این برداشت اشتباه بوده که شرمنده مجبور شدی چند دقیقه چرت و پرت بخونی.
اگر این برداشت اشتباه نبوده، امیدوارم خوندنش حداقل کمک کنه 4 تا از دوستیات رو احیا کنی یا حداقل 4 تا از دوستیات رو از به گا رفتن نجات بدی.
قبل از هر چیز اگر این پیام رو خوندی و حس کردی حرف اشتباهیه، سخت نگیر و بگو اشتباهه و بگذر.
در کنار این که بنظر میرسه کمی کینهای هستی و این باعث شده همیشه درحال تحمل بار روانی زیادی در ارتباطاتت باشی، یه بازه زمانیای وجود داشت که فکر میکردم که وقتی یه اشتباهی میکنی یا در حق کسی رفتار ناشایستی رو انجام میدی، اونقدری حقبهجانب هستی که هیچوقت نمیپذیری که اشتباه کردی و همین به مرور سبب کدورت میشه اما خب ازونجایی که احتمال میدم اشتباه کردم، فکر میکنم یکی از دلایلی که باعث شده خیلی از روابط صمیمیت خراب بشه، فارغ از کینه گرفتن بابت اشتباهات دیگران، اینه که همیشه وقتی که فهمیدی اشتباه کردی یا به کسی بدیای کردی، حاضر نبودی عذرخواهی کنی یا ناخودآگاه دنبال بهانه گشتی که بدیای در اون فرد پیدا کنی و کار ناشایستت رو جوری برای خودت توجیه کنی که انگار حقش بوده که بهش بدی کردی!
اگر این برداشت اشتباه بوده که شرمنده مجبور شدی چند دقیقه چرت و پرت بخونی.
اگر این برداشت اشتباه نبوده، امیدوارم خوندنش حداقل کمک کنه 4 تا از دوستیات رو احیا کنی یا حداقل 4 تا از دوستیات رو از به گا رفتن نجات بدی.