🔹دوازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴ پنجمین بزرگداشت روز معلمی است که استاد عزیز و پرتلاش، خوش ذوق و صاحب فکر و نظریه در علوم سیاسی ایران، دکتر داود فیرحی (۱۳۴۳ تا ۱۳۹۹) را ناباورانه از دست دادیم.
تعداد دانشجویانی که به صورت مستمع آزاد در کلاس هایش حضور می یافتند از دانشجویان درس بیشتر بود.
روحش شاد و یادش گرامی
@feirahi
تعداد دانشجویانی که به صورت مستمع آزاد در کلاس هایش حضور می یافتند از دانشجویان درس بیشتر بود.
روحش شاد و یادش گرامی
@feirahi
Forwarded from اندیشه دینی معاصر
✳️ فیرحی و نقد پروژه ایرانشهری
✍️ #میثم_بادامچی
نقدهای دکتر داود فیرحی بر پروژه ایرانشهری استادش، سیدجواد طباطبایی، قابل تأمل و ارزیابی دقیق است. علیرغم احترامی که فیرحی برای طباطبایی به عنوان استاد پیشین اندیشه سیاسی خود در دانشگاه تهران قائل بود، او به شدت منتقد پروژه فلسفی ایرانشهری استادش بود.
فیرحی درباره نسبت اندیشه سیاسی خواجه نظامالملک طوسی و اندیشه سیاسی ایرانشهری میگفت:
طباطبایی پیشتر در کتاب خواجه نظامالملک، تلاش کرده بود تا نشان دهد که خواجه نظامالملک طوسی، تداومبخش اندیشه سیاسی ایرانشهری دوره ساسانی است. اما فیرحی معتقد بود که:
این سخنان فیرحی واکنشهای شدیدی را از سوی مدافعان اندیشه ایرانشهری و همدلان با نهاد سلطنت در ایران برانگیخت. بهطوری که او مجبور به نوشتن یادداشتی برای دفاع از خود شد. فیرحی در این یادداشت توضیح داد که منتقدانش میان «ایران» و «ایرانشهر» خلط کردهاند و اظهار داشت:
فیرحی بر این نکته تأکید کرد که مفهوم ایرانشهر این پتانسیل را دارد که:
مدافعان اندیشه ایرانشهری آن را در تقابل با مفهوم خلافت تعریف کردند، اما فیرحی کوشش برای احیای پروژه ایرانشهری را مشابه تلاش برای احیای خلافت میدانست. به باور او این اندیشه بهجای آنکه مرهمی بر «بحران ایران» باشد، «مخاطرهآمیز»، «گسلساز» و موجب «زخم» بر پیکر وحدت ملی ایران است،
🔰 برگرفته از کتاب «الهیدان سیاست؛ یادنامه استاد داود فیرحی»، پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (کمیته سالگرد دکتر فیرحی)، ص132-134.
⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
✍️ #میثم_بادامچی
نقدهای دکتر داود فیرحی بر پروژه ایرانشهری استادش، سیدجواد طباطبایی، قابل تأمل و ارزیابی دقیق است. علیرغم احترامی که فیرحی برای طباطبایی به عنوان استاد پیشین اندیشه سیاسی خود در دانشگاه تهران قائل بود، او به شدت منتقد پروژه فلسفی ایرانشهری استادش بود.
فیرحی درباره نسبت اندیشه سیاسی خواجه نظامالملک طوسی و اندیشه سیاسی ایرانشهری میگفت:
احساس میکنم که برداشت استادمان آقای دکتر طباطبایی به خطا نزدیکتر است تا برداشت من... خواجه را نمیتوان از فقه تسنن جدا کرد... این خواجهای که در ایرانشهری ساختهایم، تخیل ایرانی است و اصلاً چنین خواجهای وجود ندارد و ما داریم او را خلق میکنیم.
طباطبایی پیشتر در کتاب خواجه نظامالملک، تلاش کرده بود تا نشان دهد که خواجه نظامالملک طوسی، تداومبخش اندیشه سیاسی ایرانشهری دوره ساسانی است. اما فیرحی معتقد بود که:
سلطنت ایرانشهری قبل از قاجار مرده است.
این سخنان فیرحی واکنشهای شدیدی را از سوی مدافعان اندیشه ایرانشهری و همدلان با نهاد سلطنت در ایران برانگیخت. بهطوری که او مجبور به نوشتن یادداشتی برای دفاع از خود شد. فیرحی در این یادداشت توضیح داد که منتقدانش میان «ایران» و «ایرانشهر» خلط کردهاند و اظهار داشت:
همینجا که ایستادهایم، ایران است نه ایرانشهر. ایران، سرزمینی است که اکنون و در اینجا وجود دارد؛ سرزمینی که ترکیبی از قومیتها، نژادها، گویشها، زبانها، مذاهب و ادیان است، با تاریخ و فرهنگ خود، با همه تلخیها و شیرینیهایش. ایرانشهر اما، یک روایت است؛ روایتی در کنار دیگر روایتها از ایران اینجا و اکنون ما. روایتی که امکانهای فراوان دارد و میتواند در کنار دیگر روایتها در تجدد ایران مشارکت کند، مشروط بر آن که از مدار تأملات فلسفی خارج نشود و به احساسات نغلتد.
فیرحی بر این نکته تأکید کرد که مفهوم ایرانشهر این پتانسیل را دارد که:
بر مرکب ایدئولوژی سوار شود، سر از ناسیونالیسم باستانی، احیاگرا و رادیکال درآورد و تقابلها و دوگانههای جدیدی، بهویژه بین دیانت و ملیت بزاید.
مدافعان اندیشه ایرانشهری آن را در تقابل با مفهوم خلافت تعریف کردند، اما فیرحی کوشش برای احیای پروژه ایرانشهری را مشابه تلاش برای احیای خلافت میدانست. به باور او این اندیشه بهجای آنکه مرهمی بر «بحران ایران» باشد، «مخاطرهآمیز»، «گسلساز» و موجب «زخم» بر پیکر وحدت ملی ایران است،
🔰 برگرفته از کتاب «الهیدان سیاست؛ یادنامه استاد داود فیرحی»، پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (کمیته سالگرد دکتر فیرحی)، ص132-134.
⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
Forwarded from اندیشه دینی معاصر
✳️ فقه و دولت مدرن؛ تداخلها و تناقضها
#داود_فیرحی
در گذشته، دولتهای اسلامی تنها مجری احکام فقهای دینی بودند و هیچگونه حق قانونگذاری نداشتند. این ساختار حکومتی به سلطنت اسلامی معروف بود. اما با ظهور دولت مدرن، رابطه فقه و دولت تغییر یافت. دولتهای مدرن علاوه بر اجرای قوانین، قانونگذاری نیز میکنند که فراتر از احکام شرعی است. این امر موجب چالشهایی در فقه شد.
پیش از مشروطه، حوزههای مباحات در دست مردم بود و دولتها در آن تصرف نمیکردند. اما دولتهای مدرن در این حوزهها دخالت کرده و برخی از مباحات را به الزام یا ممنوعیت تبدیل کردند. یکی از اولین واکنشها به این تغییرات، مخالفت شیخ فضلالله نوری بود که این کار را «حرام» و «بدعت» میدانست. نوری معتقد بود که حوزه مباحات باید در اختیار مردم باشد و دخالت دولت در آن مجاز نیست.
در مقابل، آیتالله نائینی نظریه «ولایت وکالتی» را مطرح کرد و گفت که دولت مدرن وکالت مردم را دارد. به نظر او، دولت در مسائل مانند مالیات و تأمین رفاه اجتماعی میتواند دخالت کند بدون اینکه به شریعت لطمه بزند. نائینی برای نمایندگان مجلس شرایط «وکالت» را در نظر میگرفت و تصریح میکرد که این نمایندگان تحت نظارت فقها عمل میکنند.
مرحوم صدر نیز با طرح «منطقة الفراغ» تلاش کرد که بهطور سیستماتیک به حل تناقضات میان فقه و دولت مدرن بپردازد، اما نظریه ایشان نیز مشکلاتی به وجود میآورد. او با الزامآوری مباحات از طریق ولایت، همچنان حقوق عمومی و اختیارات دولت را کمرنگ میکند. دولت برآمده از اندیشه شهید صدر اگرچه ظاهراً مدرن است، اما از نظر محتوا همچنان بر اصول سنتی تأکید دارد. علاوه بر این، پیوند دادن دولتهای اقتدارگرا به مذهب، به نوعی مذهبی کردن اقتدار را به دنبال دارد.
مرحوم شمسالدین با تقسیم احکام شرعی به سه دسته «اولیه»، «ثانویه» و «تنظیمی یا تدبیری»، رویکرد جدیدی در فهم قانونگذاری ارائه میدهد. احکام اولیه مستقیماً از شریعت نشأت میگیرند، احکام ثانویه برای تعدیل مشکلات احکام اولیه به کار میروند و احکام تنظیمی یا تدبیری، از «ادله تشریعی علیا» مانند عدالت و اباحه استخراج میشوند. این دسته سوم، برخلاف دو دسته اول، جنبه کنترلی ندارند و بیشتر به تصمیمات اجتماعی و تدبیری مربوط میشوند. ایشان با این تقسیمبندی نشان میدهد که نیازی به «منطقه فراغ» برای پر کردن خلاهای قانونی نیست؛ زیرا احکام تنظیمی بر عهده جامعه و نهادهای منتخب مردم قرار میگیرد که از طریق «اولوا الامر» به تصویب میرسند. در این رویکرد جامعه به شکل فعال در فرایند قانونگذاری شرعی مشارکت میکند.
در نهایت، نظریه ولایت فقیه امام خمینی (ره) بهعنوان پاسخ به این چالشها مطرح شد که فقیه جامعالشرایط میتواند بهعنوان ولی فقیه در تمامی امور اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دخالت کند.
🔰 برگرفته از کتاب «اندیشه دینی معاصر (رویکردها و چالشها)؛ دفتر اول»، پژوهشکده اندیشه دینی معاصر، به کوشش حسن پویا، نشر موسسه فرهنگی دینپژوهی بشرا، 1395، ص57-63.
⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
#داود_فیرحی
در گذشته، دولتهای اسلامی تنها مجری احکام فقهای دینی بودند و هیچگونه حق قانونگذاری نداشتند. این ساختار حکومتی به سلطنت اسلامی معروف بود. اما با ظهور دولت مدرن، رابطه فقه و دولت تغییر یافت. دولتهای مدرن علاوه بر اجرای قوانین، قانونگذاری نیز میکنند که فراتر از احکام شرعی است. این امر موجب چالشهایی در فقه شد.
پیش از مشروطه، حوزههای مباحات در دست مردم بود و دولتها در آن تصرف نمیکردند. اما دولتهای مدرن در این حوزهها دخالت کرده و برخی از مباحات را به الزام یا ممنوعیت تبدیل کردند. یکی از اولین واکنشها به این تغییرات، مخالفت شیخ فضلالله نوری بود که این کار را «حرام» و «بدعت» میدانست. نوری معتقد بود که حوزه مباحات باید در اختیار مردم باشد و دخالت دولت در آن مجاز نیست.
در مقابل، آیتالله نائینی نظریه «ولایت وکالتی» را مطرح کرد و گفت که دولت مدرن وکالت مردم را دارد. به نظر او، دولت در مسائل مانند مالیات و تأمین رفاه اجتماعی میتواند دخالت کند بدون اینکه به شریعت لطمه بزند. نائینی برای نمایندگان مجلس شرایط «وکالت» را در نظر میگرفت و تصریح میکرد که این نمایندگان تحت نظارت فقها عمل میکنند.
مرحوم صدر نیز با طرح «منطقة الفراغ» تلاش کرد که بهطور سیستماتیک به حل تناقضات میان فقه و دولت مدرن بپردازد، اما نظریه ایشان نیز مشکلاتی به وجود میآورد. او با الزامآوری مباحات از طریق ولایت، همچنان حقوق عمومی و اختیارات دولت را کمرنگ میکند. دولت برآمده از اندیشه شهید صدر اگرچه ظاهراً مدرن است، اما از نظر محتوا همچنان بر اصول سنتی تأکید دارد. علاوه بر این، پیوند دادن دولتهای اقتدارگرا به مذهب، به نوعی مذهبی کردن اقتدار را به دنبال دارد.
مرحوم شمسالدین با تقسیم احکام شرعی به سه دسته «اولیه»، «ثانویه» و «تنظیمی یا تدبیری»، رویکرد جدیدی در فهم قانونگذاری ارائه میدهد. احکام اولیه مستقیماً از شریعت نشأت میگیرند، احکام ثانویه برای تعدیل مشکلات احکام اولیه به کار میروند و احکام تنظیمی یا تدبیری، از «ادله تشریعی علیا» مانند عدالت و اباحه استخراج میشوند. این دسته سوم، برخلاف دو دسته اول، جنبه کنترلی ندارند و بیشتر به تصمیمات اجتماعی و تدبیری مربوط میشوند. ایشان با این تقسیمبندی نشان میدهد که نیازی به «منطقه فراغ» برای پر کردن خلاهای قانونی نیست؛ زیرا احکام تنظیمی بر عهده جامعه و نهادهای منتخب مردم قرار میگیرد که از طریق «اولوا الامر» به تصویب میرسند. در این رویکرد جامعه به شکل فعال در فرایند قانونگذاری شرعی مشارکت میکند.
در نهایت، نظریه ولایت فقیه امام خمینی (ره) بهعنوان پاسخ به این چالشها مطرح شد که فقیه جامعالشرایط میتواند بهعنوان ولی فقیه در تمامی امور اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دخالت کند.
🔰 برگرفته از کتاب «اندیشه دینی معاصر (رویکردها و چالشها)؛ دفتر اول»، پژوهشکده اندیشه دینی معاصر، به کوشش حسن پویا، نشر موسسه فرهنگی دینپژوهی بشرا، 1395، ص57-63.
⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
Telegram
اندیشه دینی معاصر
پژوهشکده اندیشه دینی معاصر(آدم) به منظور ارتقای اندیشهورزی در دین و بازسازی اندیشه دینی با نیازهای نو شونده، در میانه تحجر و دینگریزی، رویکرد نواندیشی دینی را برگزیده است.
ارتباط با ما:
@andishedini
andisheh.moaser@gmail.com
https://news.1rj.ru/str/andishedini
ارتباط با ما:
@andishedini
andisheh.moaser@gmail.com
https://news.1rj.ru/str/andishedini
Forwarded from خاطرات و خطرات
جوادی آملی در بررسی نهایی قانون اساسی ۱۳۵۸ در فیضیه به کرات به قانون اساسی چین و شوروی ارجاع میدهد. قانون اساسی کشورهای سوسیالیستی ظاهراً بر فهم تعدادی از علمای انقلاب از مفهوم قانون و شریعت و حاکمیت ملی تاثیر بسیاری داشته است. طاهری خرمآبادی نیز همانند جوادی آملی، در بحث نسبت ولایتفقیه و حاکمیت ملی به الگوی قانون اساسی چین و شوروی اشاره و استناد کرده است. قانون اساسی شوروی و چین الگوی مرجعی بود که در آن ایام در فیضیه دستبهدست میچرخید و الهامبخش قانون اساسی ۵۸، در مباحثی چون مکتب، حاکمیت و قوانین موضوعه بود. محمد بهشتی نیز جوامع اسلامی را از حیث تقید به مبانی مکتبی با دیگر جوامع ایدئولوژیک نظیر شوروی و چین مقایسه میکند.
داود فیرحی
#متفرقه
خاطرات و خطرات
جوادی آملی در بررسی نهایی قانون اساسی ۱۳۵۸ در فیضیه به کرات به قانون اساسی چین و شوروی ارجاع میدهد. قانون اساسی کشورهای سوسیالیستی ظاهراً بر فهم تعدادی از علمای انقلاب از مفهوم قانون و شریعت و حاکمیت ملی تاثیر بسیاری داشته است. طاهری خرمآبادی نیز همانند…
🔹 منبع سخن شهید بهشتی:
فیرحی، داود(۱۳۹۳)، کتاب فقه و سیاست در ایران معاصر؛ تحول حکومت داری و فقه حکومت اسلامی، تهران: نشر نی، چاپ دوم، صفحه ۳۴۸.
به نقل از:
صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، ۱۳۶۴، ج اول، جلسه ۱۵، صفحات ۳۷۶ تا ۳۸۱.
@feirahi
فیرحی، داود(۱۳۹۳)، کتاب فقه و سیاست در ایران معاصر؛ تحول حکومت داری و فقه حکومت اسلامی، تهران: نشر نی، چاپ دوم، صفحه ۳۴۸.
به نقل از:
صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، ۱۳۶۴، ج اول، جلسه ۱۵، صفحات ۳۷۶ تا ۳۸۱.
@feirahi
Forwarded from دوسالانهی کتاب عاشورا
#خبر
نتایج نهایی سومین دورهی دوسالانهی «کتاب عاشورا» / ۱۵ کتاب در ۸ رشته
📕 ۱. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی مقتل و تاریخ:
امام حسین و عاشورا به روایت طبقات ابنسعد اثر مجتبی سلطانی احمدی و مهدی دقیقی از نشر آرما
📕 ۲. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی مقتل و تاریخ:
الدمعه الساکبة علی صاحب المصیبة الراتبة اثر علیرضا قاسمی از انتشارات دلیل ما
📕۳. کتاب برگزیده در رشتهی تحلیل و تبیین عاشورا:
آیینهشکنان اثر محمدرضا سنگری از شرکت چاپ و نشر بینالملل
📕۴. کتاب برگزیده در رشتهی تحلیل و تبیین عاشورا:
رویکردهای ایرانی به واقعه عاشورا اثر علی مهجور از انتشارات نیستان هنر
📕۵. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی تحلیل و تبیین عاشورا:
عاشورا: فساد و اصلاح اثر داود فیرحی از نشر نی
📕۶. کتاب برگزیده در رشتهی مطالعات آیینهای عزاداری:
مردمشناسی دین اثر علی بلوکباشی از انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
📕۷. کتاب برگزیده در رشتهی مطالعات آیینهای عزاداری:
اجتماعات شیعی در گستره جهانی اثر جبار رحمانی از نشر آرما
📕۸. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی مطالعات آیینهای عزاداری:
از حکمت تا معنویت از صدیقه رمضانی تمیجانی از انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم
📕 ۹. کتاب برگزیده در رشتهی شعر:
ایستاده باید مرد اثر محمدعلی مجاهدی انتشارات سوره مهر
📕 ۱۰. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی ادبیات داستانی:
مهمانگاه اثر زهره ترابی از نشر اطراف
📕۱۱. کتاب برگزيده در رشتهی هنر:
آیین گل اثر حجتالله سپهوند [ناشر: مؤلف]
📕۱۲. کتاب برگزیده در رشتهی هنر:
همپای نور اثر عبدالحمید قدیریان از انتشارات سوره مهر
📕 ۱۳. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی کودک و نوجوان:
این کندو مال او اثر گروه نویسندگان از نشر اطراف
📕۱۴. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی کودک و نوجوان:
شب وحشت اثر سیدسعید هاشمی از نشر جمال
📕۱۵. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی ترجمه، تصحیح و زبانهای دیگر:
les Femmes et le haut fait de Karbala
اثر بریژیت لاکومب (زهرا فاخر) از نشر رود آبی
@ashoorabook
نتایج نهایی سومین دورهی دوسالانهی «کتاب عاشورا» / ۱۵ کتاب در ۸ رشته
📕 ۱. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی مقتل و تاریخ:
امام حسین و عاشورا به روایت طبقات ابنسعد اثر مجتبی سلطانی احمدی و مهدی دقیقی از نشر آرما
📕 ۲. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی مقتل و تاریخ:
الدمعه الساکبة علی صاحب المصیبة الراتبة اثر علیرضا قاسمی از انتشارات دلیل ما
📕۳. کتاب برگزیده در رشتهی تحلیل و تبیین عاشورا:
آیینهشکنان اثر محمدرضا سنگری از شرکت چاپ و نشر بینالملل
📕۴. کتاب برگزیده در رشتهی تحلیل و تبیین عاشورا:
رویکردهای ایرانی به واقعه عاشورا اثر علی مهجور از انتشارات نیستان هنر
📕۵. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی تحلیل و تبیین عاشورا:
عاشورا: فساد و اصلاح اثر داود فیرحی از نشر نی
📕۶. کتاب برگزیده در رشتهی مطالعات آیینهای عزاداری:
مردمشناسی دین اثر علی بلوکباشی از انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
📕۷. کتاب برگزیده در رشتهی مطالعات آیینهای عزاداری:
اجتماعات شیعی در گستره جهانی اثر جبار رحمانی از نشر آرما
📕۸. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی مطالعات آیینهای عزاداری:
از حکمت تا معنویت از صدیقه رمضانی تمیجانی از انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم
📕 ۹. کتاب برگزیده در رشتهی شعر:
ایستاده باید مرد اثر محمدعلی مجاهدی انتشارات سوره مهر
📕 ۱۰. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی ادبیات داستانی:
مهمانگاه اثر زهره ترابی از نشر اطراف
📕۱۱. کتاب برگزيده در رشتهی هنر:
آیین گل اثر حجتالله سپهوند [ناشر: مؤلف]
📕۱۲. کتاب برگزیده در رشتهی هنر:
همپای نور اثر عبدالحمید قدیریان از انتشارات سوره مهر
📕 ۱۳. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی کودک و نوجوان:
این کندو مال او اثر گروه نویسندگان از نشر اطراف
📕۱۴. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی کودک و نوجوان:
شب وحشت اثر سیدسعید هاشمی از نشر جمال
📕۱۵. کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی ترجمه، تصحیح و زبانهای دیگر:
les Femmes et le haut fait de Karbala
اثر بریژیت لاکومب (زهرا فاخر) از نشر رود آبی
@ashoorabook
🔻نتایج نهایی سومین دورهی دوسالانهی «کتاب عاشورا»
🍁کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی تحلیل و تبیین عاشورا:
«عاشورا؛ فساد و اصلاح»، اثر داود فیرحی از نشر نی.
@feirahi
@ashoorabook
🍁کتاب شایستهی تقدیر در رشتهی تحلیل و تبیین عاشورا:
«عاشورا؛ فساد و اصلاح»، اثر داود فیرحی از نشر نی.
@feirahi
@ashoorabook
🍁معرفی کتاب عاشورا؛ فساد و اصلاح
✅ عاشورا؛ فساد و اصلاح شامل نُه سخنرانی دکتر داود فیرحی در سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۹ است. وی بازهای ۲۴ ساله از تاریخ صدر اسلام را برمیگزیند که از سال ۴۱ هجری ــ سال شهادت امام علی (ع) ــ آغاز شده و تا سال ۶۴ هجری ــ سالی که قدرت از آل معاویه به بنیمروان منتقل میشود ــ ادامه مییابد.
✅ مرحوم فیرحی در این کتاب، با ترسیم جغرافیای سیاسی مرکز خلافت اسلامی یعنی مکه، مدینه، کوفه و شام، ضمن تبیین مواضع نیروها و گرایشهای سیاسی اشخاص، اقوام و طوائف، به مفاهیمی چون دولت، مشروعیت، بیعت و رأی، بحران خلافت، الگویِ حکمرانی در صدر اسلام، تبدیل خلافت به پادشاهی، سنت نبوی، مفهوم اصلاح دین و بازگشت به سنت پایه، فساد و اصلاح در تفسیر وحی و نظایر آن میپردازد.
✅ او همچنین از منظر جامعهشناسی سیاسی و تاریخی ضمن پرداختن به زمینه، علل و عوامل اجتماعی، سیاسی و تاریخی پیدایی عاشورا منظری جدید از عاشورای حسینی را پیش روی خوانندگان میگشاید.
🔹لینک خرید:
https://nashreney.com/product/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%9B-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD/
@feirahi
https://news.1rj.ru/str/neypub
✅ عاشورا؛ فساد و اصلاح شامل نُه سخنرانی دکتر داود فیرحی در سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۹ است. وی بازهای ۲۴ ساله از تاریخ صدر اسلام را برمیگزیند که از سال ۴۱ هجری ــ سال شهادت امام علی (ع) ــ آغاز شده و تا سال ۶۴ هجری ــ سالی که قدرت از آل معاویه به بنیمروان منتقل میشود ــ ادامه مییابد.
✅ مرحوم فیرحی در این کتاب، با ترسیم جغرافیای سیاسی مرکز خلافت اسلامی یعنی مکه، مدینه، کوفه و شام، ضمن تبیین مواضع نیروها و گرایشهای سیاسی اشخاص، اقوام و طوائف، به مفاهیمی چون دولت، مشروعیت، بیعت و رأی، بحران خلافت، الگویِ حکمرانی در صدر اسلام، تبدیل خلافت به پادشاهی، سنت نبوی، مفهوم اصلاح دین و بازگشت به سنت پایه، فساد و اصلاح در تفسیر وحی و نظایر آن میپردازد.
✅ او همچنین از منظر جامعهشناسی سیاسی و تاریخی ضمن پرداختن به زمینه، علل و عوامل اجتماعی، سیاسی و تاریخی پیدایی عاشورا منظری جدید از عاشورای حسینی را پیش روی خوانندگان میگشاید.
🔹لینک خرید:
https://nashreney.com/product/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%9B-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD/
@feirahi
https://news.1rj.ru/str/neypub
Forwarded from اطلاع رسانی دانشکده حقوق و علوم سیاسی (Afkar)
✅️ «فیرحی و تجدد»
نقد و بررسی اندیشه دکتر داوود فیرحی
با حضور:
_دکتر جهانگیر معینی علمداری
«هیئت علمی دانشگاه تهران»
_دکتر رضا تاران
«پژوهشگر فقه و سیاست»
_دکتر عبدالمجید مبلغی
«هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی »
زمان: شنبه ۱۷ آبان ماه ۱۴۰۴ | ساعت ۱۴:۳۰
مکان: دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علومسیاسی، سالن دکتر عنایت
@politics_law
نقد و بررسی اندیشه دکتر داوود فیرحی
با حضور:
_دکتر جهانگیر معینی علمداری
«هیئت علمی دانشگاه تهران»
_دکتر رضا تاران
«پژوهشگر فقه و سیاست»
_دکتر عبدالمجید مبلغی
«هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی »
زمان: شنبه ۱۷ آبان ماه ۱۴۰۴ | ساعت ۱۴:۳۰
مکان: دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علومسیاسی، سالن دکتر عنایت
@politics_law
ویژه_نامه_روزنامه_ایران_استاد_فیرحی.pdf
1.3 MB
🔹روزنامه ایران، ویژه نامه پنجمین سالگرد فقدان استاد فیرحی، ۲۱ آبان ماه ۱۴۰۴
@feirahi
@feirahi
🔹روزنامه ایران، ویژه نامه پنجمین سالگرد فقدان استاد فیرحی، ۲۱ آبان ماه ۱۴۰۴
@feirahi
@feirahi
فیرحی و تجدد
دکتر جهانگیر معینی علمداری و دکتر عبدالمجید مبلغی
🔻نقد داود فیرحی بر کتاب «انقلاب اسلامی و ریشه های آن» نوشته محمد تقی مصباح یزدی
🔹این کتاب با روش تاریخ نگاری قدسی شرایط امروز را تعلیق میکند.
🔹در کتاب آمده: «بهرهمندی انقلاب ما از امدادهای غیبی با محاسبات علمی و تجربی محاسبه نمیشود» و با این جمله تمام تحلیلهای علمی را کنار میگذارد.
🔹نویسنده در جای دیگر می نویسد: «امدادهای غیبی بر کسانی که مومنانه و مخلصانه در خدمت انقلاب باشند، نازل میشود و آنها شکستناپذیر خواهند بود». در واقع با طرح این بحث انقلاب را به مثابه ماشینی متصور میشود که بدون ضمانت و مشکلی تا پایان ادامه میدهد. به مدیران نمیگوید مراقب حوادث باشید و اگر اتفاقی هم بیفتد این جریان فکری جوابش این است که شما خلوص نداشتید.
🔹در این کتاب با طرح این مسئله که چون حاکمیت این انقلاب به دست یک عالم دینی است و او شعاعی از حاکمیت ولی اعظم الهی و ولی اعظم الهی هم شعاعی از حاکمیت الهی است، بقای دستگاه حاکمیت را ضمانت میکند. نویسنده در این بحث توضیح نمیدهد جامعه باید چه کار کند که از بیثباتی عبور کند، بر این اساس بیثباتی امری گذرا است و بدخواهان آن را تولید میکنند.
🔹با طرح چنین مسئلهای است که از نظر مصباح، وقتی پلیس با فرد معترضی برخورد میکند، آن معترض درد ندارد، او مرض دارد و جنس کار او گناه و جرم و نه اعتراض است.
🍁همایش نقد روش شناسی تاریخ نگاری انقلاب اسلامی، 20 اردیبهشت ۱۳۹۷، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، پنل دوم: آسیب شناسی روش شناسی تاریخ نگاری انقلاب اسلامی
https://B2n.ir/dt2815
@feirahi
🔹این کتاب با روش تاریخ نگاری قدسی شرایط امروز را تعلیق میکند.
🔹در کتاب آمده: «بهرهمندی انقلاب ما از امدادهای غیبی با محاسبات علمی و تجربی محاسبه نمیشود» و با این جمله تمام تحلیلهای علمی را کنار میگذارد.
🔹نویسنده در جای دیگر می نویسد: «امدادهای غیبی بر کسانی که مومنانه و مخلصانه در خدمت انقلاب باشند، نازل میشود و آنها شکستناپذیر خواهند بود». در واقع با طرح این بحث انقلاب را به مثابه ماشینی متصور میشود که بدون ضمانت و مشکلی تا پایان ادامه میدهد. به مدیران نمیگوید مراقب حوادث باشید و اگر اتفاقی هم بیفتد این جریان فکری جوابش این است که شما خلوص نداشتید.
🔹در این کتاب با طرح این مسئله که چون حاکمیت این انقلاب به دست یک عالم دینی است و او شعاعی از حاکمیت ولی اعظم الهی و ولی اعظم الهی هم شعاعی از حاکمیت الهی است، بقای دستگاه حاکمیت را ضمانت میکند. نویسنده در این بحث توضیح نمیدهد جامعه باید چه کار کند که از بیثباتی عبور کند، بر این اساس بیثباتی امری گذرا است و بدخواهان آن را تولید میکنند.
🔹با طرح چنین مسئلهای است که از نظر مصباح، وقتی پلیس با فرد معترضی برخورد میکند، آن معترض درد ندارد، او مرض دارد و جنس کار او گناه و جرم و نه اعتراض است.
🍁همایش نقد روش شناسی تاریخ نگاری انقلاب اسلامی، 20 اردیبهشت ۱۳۹۷، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، پنل دوم: آسیب شناسی روش شناسی تاریخ نگاری انقلاب اسلامی
https://B2n.ir/dt2815
@feirahi
Forwarded from مجلّه سياستنامه
📚رندی و قلندری و استادی
✏️مهدی فدایی مهربانی
♦️شاید بتوان گفت هر پدیدهای از دور یا از نگاه بیرونی همه چیزش ایدهآل به نظر میرسد. یعنی از بیرون ما همواره نظم و هارمونی خدشهناپذیری را شاهدیم که بیشتر تصویر خیالی ماست، گویی از دور همه چیز در سر جای خودش قرار گرفته است، اما وقتی وارد آن میشویم، تازه چیزها تصویر واقعی خود را به ما مینمایانند. تازه میفهمیم آنچه فکر میکردیم با واقعیت متفاوت است. من معتقدم این حتی در مورد بزرگترین دانشگاهها هم حاکم است؛ خوب یادم هست که روزی در محوطه یک دانشگاه معتبر در نیویورک وقتی از دانشجویان در مورد یکی از اساتید مشهور ایرانی آنجا پرسیدم، با نارضایتی کامل از نحوه تدریس او، حتی اشاره کردند که استادی که با دمپایی در ساختمان دانشگاه حاضر شود، چیزی از دیسیپلینهای دانشگاهی نمیداند. همانجا یاد سخن یکی از اساتید فاضل افتادم که در تهران نزد او فلسفه اسلامی میخواندم و یک بار به من گفت فلانی بسیاری از اساتید را سعی کن فقط از دور ببینی؛ به برخی کسان وقتی زیادی نزدیک شوی، میفهمی آنکه فکر میکردی نیستند! دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مثل هر نهاد آکادمیک دیگر از بیرون ذیل ابهت و عظمت عنوان دانشگاه تهران قرار دارد و از درون با ترکیبی ناموزون از آن عظمتها و رکودها مواجهیم. به نظر من تصویر واقعی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی هم تنها با دیدن واقعیتهای آن عیان میشود. حقیقت این است که از بیرون وقتی شما نام این رشته را بیاورید، برای عامه مردم ابتدا نام یکی دو فرد شومن به ذهن میآید، اما از درون مسئله چیز دیگری است.
♦️در دوران دانشجویی من تصوری که از اساتید داشتم، خیلی پیچیده نبود؛ نمیدانم الان این تصویر درست است یا نه، اما آن موقع اینطور فکر میکردم که اساتید هر دانشگاهی را به چند دسته میشد تقسیم کرد؛ گروه اول کسانی که اصالتاً معلم هستند و همواره برای دانشجویان مرجع علمی به شمار میروند؛ اینها افرادی هستند که به اهمیت علم آگاهند و مشقت مطالعه مداوم و بیوقفه را به جان میخرند تا دانشجو در دانشگاه بهرهای ببرد؛ به نظر من این گروه اول که مهمترین گروه اساتید هستند، خودشان به دو دسته تقسیم میشدند که بعدا به آن اشاره خواهم کرد، گروه دوم در نظر من کسانی بودند که گاهگداری کتابی تورق میکننداما ظاهراً آگاهی یا شاید علاقه چندانی به معلمی ندارند و دست تقدیر آنها را به چنین شغلی رسانده است؛ گروه سوم کسانی بودند که به اهمیت علم آگاهند ولی ذاتاً معلم و اهل علم و تعلیم نیستند چون معتقدند منافع آنها نه در برخورداری از علم، که در برخورداری از موضع علم و عنوان استادی و معلمی است؛ اینها کرسی استادی را موضعی برای پیشرفت خود در قدرت و سیاست میدانند و تظاهر به علم را مهمتر از خود علم میدانند، و گروه چهارم را کسانی میدانستم که نه اهل علم هستند، نه به اهمیت آن آگاهی دارند و نه حتی کرسی استادی را موضعی برای قدرت میدانند؛ اینها غالباً افرادی هستند که مانند یک کارمند کلاسها را منظم برگزار میکنند و در نهایت بازنشست میشوند. من در دوران دانشجویی همیشه تصور میکردم باید آن اساتید گروه اول را شناسایی کنم و بیشتر از آنها بهره بگیرم. آن موقع دو استاد بیش از همه توجه من را جلب کردند، یکی مرحوم استاد دکتر فیرحی بود و دیگری استاد دکتر احمد خالقی دامغانی. البته این بدان معنی نبود که من طوری از این اساتید متأثر شده باشم که پیروی فکری از آنها داشته باشم؛ مسئله اصلی این بود که این دو استاد ارتباطی میان دغدغه شخصی خود و مسئله جامعه پیدا کرده بودند و در واقع کار علمی آنها بخشی از زیست جهانشان بود. این نحوه برخورد با کار علمی برای من شگفتانگیز بود؛ حتی اگر با نتایج بحث آنها موافق نمیبودم.
♦️راستش را بخواهید برای من استاد واقعی حوزه علوم انسانی کسی نیست که انبوه اطلاعات را مانند بهمنی روی سر دانشجو خراب کند، استاد واقعی برای من کسی است که جدای از دانش، به دانشجوی خود بینش، منش و آداب علم بیاموزد و به همین جهت این دو استاد برای من در دانشکده حقوق بسیار عزیز بودند. به نظرم فیرحی گرچه دارای فکری مدرن بود، اما منش و سلوک شخصیاش مانند یک درویش و صوفی بود، و خالقی بهرغم غور عمیقش در اندیشههای سیاسی غرب، برای من همچون یک عیار و لوطی است. من ترکیب این دو روحیه را نوعی آیین رندی و قلندری مینامم؛ چیزی که این جامعه و به تبع آن دانشگاه روزبهروز بیشتر از آن تهی میشود. امروز یکی از آن اساتید از میان ما رفته و من دعاگوی آن استاد دیگر و همه اساتید دیگر مانند این دو هستم. اکنون همواره ترس و دلهرهام آن است که روزی بیاید که دیگر اساتیدی این چنین در دانشگاهها نباشند. مبادا!
🔹متن کامل این یادداشت را میتوانید در شماره ۲۱ سیاستنامه مطالعه کنید.
🦉@goftemaann
✏️مهدی فدایی مهربانی
♦️شاید بتوان گفت هر پدیدهای از دور یا از نگاه بیرونی همه چیزش ایدهآل به نظر میرسد. یعنی از بیرون ما همواره نظم و هارمونی خدشهناپذیری را شاهدیم که بیشتر تصویر خیالی ماست، گویی از دور همه چیز در سر جای خودش قرار گرفته است، اما وقتی وارد آن میشویم، تازه چیزها تصویر واقعی خود را به ما مینمایانند. تازه میفهمیم آنچه فکر میکردیم با واقعیت متفاوت است. من معتقدم این حتی در مورد بزرگترین دانشگاهها هم حاکم است؛ خوب یادم هست که روزی در محوطه یک دانشگاه معتبر در نیویورک وقتی از دانشجویان در مورد یکی از اساتید مشهور ایرانی آنجا پرسیدم، با نارضایتی کامل از نحوه تدریس او، حتی اشاره کردند که استادی که با دمپایی در ساختمان دانشگاه حاضر شود، چیزی از دیسیپلینهای دانشگاهی نمیداند. همانجا یاد سخن یکی از اساتید فاضل افتادم که در تهران نزد او فلسفه اسلامی میخواندم و یک بار به من گفت فلانی بسیاری از اساتید را سعی کن فقط از دور ببینی؛ به برخی کسان وقتی زیادی نزدیک شوی، میفهمی آنکه فکر میکردی نیستند! دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مثل هر نهاد آکادمیک دیگر از بیرون ذیل ابهت و عظمت عنوان دانشگاه تهران قرار دارد و از درون با ترکیبی ناموزون از آن عظمتها و رکودها مواجهیم. به نظر من تصویر واقعی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی هم تنها با دیدن واقعیتهای آن عیان میشود. حقیقت این است که از بیرون وقتی شما نام این رشته را بیاورید، برای عامه مردم ابتدا نام یکی دو فرد شومن به ذهن میآید، اما از درون مسئله چیز دیگری است.
♦️در دوران دانشجویی من تصوری که از اساتید داشتم، خیلی پیچیده نبود؛ نمیدانم الان این تصویر درست است یا نه، اما آن موقع اینطور فکر میکردم که اساتید هر دانشگاهی را به چند دسته میشد تقسیم کرد؛ گروه اول کسانی که اصالتاً معلم هستند و همواره برای دانشجویان مرجع علمی به شمار میروند؛ اینها افرادی هستند که به اهمیت علم آگاهند و مشقت مطالعه مداوم و بیوقفه را به جان میخرند تا دانشجو در دانشگاه بهرهای ببرد؛ به نظر من این گروه اول که مهمترین گروه اساتید هستند، خودشان به دو دسته تقسیم میشدند که بعدا به آن اشاره خواهم کرد، گروه دوم در نظر من کسانی بودند که گاهگداری کتابی تورق میکننداما ظاهراً آگاهی یا شاید علاقه چندانی به معلمی ندارند و دست تقدیر آنها را به چنین شغلی رسانده است؛ گروه سوم کسانی بودند که به اهمیت علم آگاهند ولی ذاتاً معلم و اهل علم و تعلیم نیستند چون معتقدند منافع آنها نه در برخورداری از علم، که در برخورداری از موضع علم و عنوان استادی و معلمی است؛ اینها کرسی استادی را موضعی برای پیشرفت خود در قدرت و سیاست میدانند و تظاهر به علم را مهمتر از خود علم میدانند، و گروه چهارم را کسانی میدانستم که نه اهل علم هستند، نه به اهمیت آن آگاهی دارند و نه حتی کرسی استادی را موضعی برای قدرت میدانند؛ اینها غالباً افرادی هستند که مانند یک کارمند کلاسها را منظم برگزار میکنند و در نهایت بازنشست میشوند. من در دوران دانشجویی همیشه تصور میکردم باید آن اساتید گروه اول را شناسایی کنم و بیشتر از آنها بهره بگیرم. آن موقع دو استاد بیش از همه توجه من را جلب کردند، یکی مرحوم استاد دکتر فیرحی بود و دیگری استاد دکتر احمد خالقی دامغانی. البته این بدان معنی نبود که من طوری از این اساتید متأثر شده باشم که پیروی فکری از آنها داشته باشم؛ مسئله اصلی این بود که این دو استاد ارتباطی میان دغدغه شخصی خود و مسئله جامعه پیدا کرده بودند و در واقع کار علمی آنها بخشی از زیست جهانشان بود. این نحوه برخورد با کار علمی برای من شگفتانگیز بود؛ حتی اگر با نتایج بحث آنها موافق نمیبودم.
♦️راستش را بخواهید برای من استاد واقعی حوزه علوم انسانی کسی نیست که انبوه اطلاعات را مانند بهمنی روی سر دانشجو خراب کند، استاد واقعی برای من کسی است که جدای از دانش، به دانشجوی خود بینش، منش و آداب علم بیاموزد و به همین جهت این دو استاد برای من در دانشکده حقوق بسیار عزیز بودند. به نظرم فیرحی گرچه دارای فکری مدرن بود، اما منش و سلوک شخصیاش مانند یک درویش و صوفی بود، و خالقی بهرغم غور عمیقش در اندیشههای سیاسی غرب، برای من همچون یک عیار و لوطی است. من ترکیب این دو روحیه را نوعی آیین رندی و قلندری مینامم؛ چیزی که این جامعه و به تبع آن دانشگاه روزبهروز بیشتر از آن تهی میشود. امروز یکی از آن اساتید از میان ما رفته و من دعاگوی آن استاد دیگر و همه اساتید دیگر مانند این دو هستم. اکنون همواره ترس و دلهرهام آن است که روزی بیاید که دیگر اساتیدی این چنین در دانشگاهها نباشند. مبادا!
🔹متن کامل این یادداشت را میتوانید در شماره ۲۱ سیاستنامه مطالعه کنید.
🦉@goftemaann