#متن_آموزشی
#اوراق_بدهی
#سود
🔹🔸نرخ سود سالیانه اوراق(YTM) چه تفاوتی با سود معادل بانکی دارد؟
فرض کنید یک نفر 10 میلیون تومان درحساب بانکی با سود 20% و یک نفر 10 میلیون در اسناد خزانه اسلامی با سود معادل بانکی 20% و سررسید یک سال بعد داشته باشد. برای حساب بانکی، ماهانه 1.67% درصد یا عدد 167 هزارتومان تومان پرداخت می شود که مجموع این عدد در پایان دوازده ماه به 2 میلیون می رسد. نفر دوم اصل پول و سود آن یعنی 12 میلیون تومان را یکجا و در تاریخ سررسید دریافت می کند. در نگاه اول سود هر دو نفر یکسان دیده می شود اما باید توجه کرد که نفر اول که 167 هزار تومان ماهانه بانک را میتواند دوباره با نرخ 20 درصد سرمایه گذاری کند در حالی که این گزینه برای سرمایهگذار اوراق بدهی وجود ندارد. بنابراین برای مقایسهی نرخ سود سالیانه اوراق بدهی با سود بانکی، سود YTM اوراق را به سود معادل بانکی تبدیل میکنند که کمی کمتر از YTM اوراق است.
البته توجه کنید که عموما سپرده های بلند مدت بانکی قابل برداشت نیستند و درصورت برداشت از حساب، سود کمتری نسبت به سود اولیه پرداخت می شود. در مقابل می توان به سادگی و بدون کاهش سود، تمام یا بخشی از اسناد خزانه اسلامی را در بازار به فروش رساند و اصل سرمایه و سود تا آن زمان دریافت کرد و مجددا در فرصتهای با سود بالاتر سرمایهگذاری کرد./نقل از بهترین سود بدون ریسک
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#اوراق_بدهی
#سود
🔹🔸نرخ سود سالیانه اوراق(YTM) چه تفاوتی با سود معادل بانکی دارد؟
فرض کنید یک نفر 10 میلیون تومان درحساب بانکی با سود 20% و یک نفر 10 میلیون در اسناد خزانه اسلامی با سود معادل بانکی 20% و سررسید یک سال بعد داشته باشد. برای حساب بانکی، ماهانه 1.67% درصد یا عدد 167 هزارتومان تومان پرداخت می شود که مجموع این عدد در پایان دوازده ماه به 2 میلیون می رسد. نفر دوم اصل پول و سود آن یعنی 12 میلیون تومان را یکجا و در تاریخ سررسید دریافت می کند. در نگاه اول سود هر دو نفر یکسان دیده می شود اما باید توجه کرد که نفر اول که 167 هزار تومان ماهانه بانک را میتواند دوباره با نرخ 20 درصد سرمایه گذاری کند در حالی که این گزینه برای سرمایهگذار اوراق بدهی وجود ندارد. بنابراین برای مقایسهی نرخ سود سالیانه اوراق بدهی با سود بانکی، سود YTM اوراق را به سود معادل بانکی تبدیل میکنند که کمی کمتر از YTM اوراق است.
البته توجه کنید که عموما سپرده های بلند مدت بانکی قابل برداشت نیستند و درصورت برداشت از حساب، سود کمتری نسبت به سود اولیه پرداخت می شود. در مقابل می توان به سادگی و بدون کاهش سود، تمام یا بخشی از اسناد خزانه اسلامی را در بازار به فروش رساند و اصل سرمایه و سود تا آن زمان دریافت کرد و مجددا در فرصتهای با سود بالاتر سرمایهگذاری کرد./نقل از بهترین سود بدون ریسک
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
فهم صورت های مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
ارزش بازاری شرکتها
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
کتاب بررسی سازوکار ابزارهای مالی مبتنی بر سهم (ELI) در بازارهای اوراق بهادار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت سوم
@Finex2017
#آموزشی
🔶موضوعات:
شرکت های غیر سرمایه گذاری/
انواع مجامع/دوره مالی/
افزایش سرمایه و ...
🌐منبع: سازمان بورس
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔶موضوعات:
شرکت های غیر سرمایه گذاری/
انواع مجامع/دوره مالی/
افزایش سرمایه و ...
🌐منبع: سازمان بورس
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Economist - 2018-03-10.pdf
17.2 MB
#اکونومیست
مطالب در صفحات 13، 14، 28
مطالب مالی از صفحه 71 و
شاخص های اقتصادی از صفحه 88 توصیه می شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مطالب در صفحات 13، 14، 28
مطالب مالی از صفحه 71 و
شاخص های اقتصادی از صفحه 88 توصیه می شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
رویکردهای مختلف به ارزشگذاری
برای ارزشگذاری اوراق بهادار (مثلا سهام یک شرکت) از رویکردهای مختلفی استفاده میشود که در ادامه به اختصار در مورد آنها صحبت می کنیم:
· ارزشگذاری مبتنی بر دارایی ها: در این روش، خیلی ساده فرض میشود که ارزش سهام یک شرکت، با ارزش داراییهای آن (مثلا زمین، ساختمان، تجهیزات، موجودی مواد و کالا) منهای بدهیهای شرکت (مثلا بدهی بابت خرید نسبه مواد اولیه، تسهیلات بانکی و …) برابر است. مثلا اگر یک شرکت مجموعا 1500 تومان دارایی داشته باشد و 500 تومان نیز به اشخاص مختلفی بدهکار باشد، ارزش سهام این شرکت با 1000 تومان برابر خواهد بود. مشکل این روش این است که امکان خلق ارزش توسط داراییها لحاظ نمیشود. به بیان دیگر فرض میشود که شرکت قرار است منحل شود و داراییهای آن نمیتوانند ارزشی بیش از قیمت روز خود خلق کنند.
· ارزشگذاری نسبی: ایده روشهای ارزشگذاری نسبی بسیار ساده است. با یک مثال این روش را توضیح میدهیم. فرض کنید شرکت الف سودی برابر با 100 تومان دارد و به تازگی در یک معامله، 1000 تومان ارزشگذاری شده است. حال فرض کنید شرکت ب، سودی برابر با 200 تومان دارد. با یک تناسب ساده ریاضی میتوان به این نتیجه رسید که شرکت ب، ارزشی برابر 2000 تومان دارد. به بیان دیگر، فرض کردیم که شرکتهای مشابه الف، همگی دارای یک ویژگی مشترک هستند؛ نسبت قیمت به سود آنها (P/E) برابر است با 10.
· ارزشگذاری مطلق: یکی از ایرادات وارده به رویکرد ارزشگذاری نسبی این است که ممکن است شرکت الف، گران و یا ارزان معامله شده باشد و دلیلی ندارد که شرکت ب نیز دچار همین مساله شود. رویکرد ارزشگذاری مطلق این مشکل را حل میکند. در این رویکرد، ارزش هر دارایی با ارزش فعلیِ منافعِ آتی آن دارایی برابر است. مثلا اگر قرار است شرکتی در سالهای بعد، سودهای مختلفی بین سهامداران خود توزیع کند، کافی است محاسبه کنیم که ارزش این سودها به قیمت امروز چقدر خواهد شد. مجموع این اعداد با ارزش سهام شرکت به قیمت امروز برابر است.
· ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی: این روش فرض میکند که اوراق بهادار یک شرکت، نوعی حق اختیار است که سهامدار میتواند بسته به شرایط پیش رو در خصوص آن، تصمیم گیریهای متفاوتی داشته باشد. به دلیل پیچیدگیهای این روش، از توضیح آن در این مختصر میگذریم.
روشهای ارزشگذاری مبتنی بر داراییها، عمدتا توسط کارشناسان رسمی دادگستری و جهت ارزشگذاری داراییها یا کارخانهها استفاده میشود. روشهای ارزشگذاری نسبی و مطلق نیز عمدتا توسط فعالان بازار سهام مورد استفاده قرار میگیرد. رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی نیز به دلیل پیچیدگیهای محاسباتی، کمتر استفاده میشود. با این توضیحات ابتدایی میتوانیم به بررسی این موضوع بپردازیم که چرا ارزشگذاری استارتاپها متفاوت از ارزشگذاری شرکتهای بورسی است.
مشکلات ارزشگذاری استارتاپها
در اینجا به اختصار، قابلیت استفاده از رویکردهای مختلف برای ارزشگذاری استارتاپها را بررسی میکنیم:
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر داراییها به وضوح روشی غیرکاربردی برای ارزشگذاری استارتاپها است. میدانیم که استارتاپها دارایی چندانی ندارند (خصوصا داراییهای مشهود) ولی در عین حال، ممکن است منافعی به مراتب بیش از میزان داراییهای خود خلق کنند.
· رویکرد ارزشگذاری نسبی، همانطور که اشاره شد، روشی بسیار رایج در بازار سهام است. اما نکته اینجا است که این روش هنگامی قابل استفاده است که دو شرکت مشابه باشند. مثلا شما میتوانید دو استارتاپ در یک حوزه مشابه را با یکدیگر مشابه فرض کرده و طبق مثالهای ذکر شده از ارزش شرکت الف، به ارزش شرکت ب پی ببرید. مشکل از آنجا ناشی میشود که افراد تلاش میکنند شرکتهای غیرمشابه را به عنوان شاخص مقایسهای استفاده کنند. مثلا میگویند چون شرکت الف در بورس، معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزشگذاری شده است، ما استارتاپ ب را نیز معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزشگذاری میکنیم. در حالی که کوچکترین شباهتی بین یک شرکت بالغ بورسی و یک استارتاپ وجود ندارد. بنابراین اصل استفاده از چنین روشی زیر سوال میرود. بسیاری از فعالان بورسی نمیدانند که دغدغه یک استارتاپ، سود نیست بلکه رشد نمایی است. پارامترهای مالی یک استارتاپ همچون فروش یا سود، ممکن است سالانه بیش از 100% رشد کند (این عدد برای استارتاپهای موفق به مراتب بیشتر است)، در این حالت امکان قیاس یک شرکت بالغ با رشد پایین و یک شرکت مقیاسپذیر با رشد بالا، غیرمنطقی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
برای ارزشگذاری اوراق بهادار (مثلا سهام یک شرکت) از رویکردهای مختلفی استفاده میشود که در ادامه به اختصار در مورد آنها صحبت می کنیم:
· ارزشگذاری مبتنی بر دارایی ها: در این روش، خیلی ساده فرض میشود که ارزش سهام یک شرکت، با ارزش داراییهای آن (مثلا زمین، ساختمان، تجهیزات، موجودی مواد و کالا) منهای بدهیهای شرکت (مثلا بدهی بابت خرید نسبه مواد اولیه، تسهیلات بانکی و …) برابر است. مثلا اگر یک شرکت مجموعا 1500 تومان دارایی داشته باشد و 500 تومان نیز به اشخاص مختلفی بدهکار باشد، ارزش سهام این شرکت با 1000 تومان برابر خواهد بود. مشکل این روش این است که امکان خلق ارزش توسط داراییها لحاظ نمیشود. به بیان دیگر فرض میشود که شرکت قرار است منحل شود و داراییهای آن نمیتوانند ارزشی بیش از قیمت روز خود خلق کنند.
· ارزشگذاری نسبی: ایده روشهای ارزشگذاری نسبی بسیار ساده است. با یک مثال این روش را توضیح میدهیم. فرض کنید شرکت الف سودی برابر با 100 تومان دارد و به تازگی در یک معامله، 1000 تومان ارزشگذاری شده است. حال فرض کنید شرکت ب، سودی برابر با 200 تومان دارد. با یک تناسب ساده ریاضی میتوان به این نتیجه رسید که شرکت ب، ارزشی برابر 2000 تومان دارد. به بیان دیگر، فرض کردیم که شرکتهای مشابه الف، همگی دارای یک ویژگی مشترک هستند؛ نسبت قیمت به سود آنها (P/E) برابر است با 10.
· ارزشگذاری مطلق: یکی از ایرادات وارده به رویکرد ارزشگذاری نسبی این است که ممکن است شرکت الف، گران و یا ارزان معامله شده باشد و دلیلی ندارد که شرکت ب نیز دچار همین مساله شود. رویکرد ارزشگذاری مطلق این مشکل را حل میکند. در این رویکرد، ارزش هر دارایی با ارزش فعلیِ منافعِ آتی آن دارایی برابر است. مثلا اگر قرار است شرکتی در سالهای بعد، سودهای مختلفی بین سهامداران خود توزیع کند، کافی است محاسبه کنیم که ارزش این سودها به قیمت امروز چقدر خواهد شد. مجموع این اعداد با ارزش سهام شرکت به قیمت امروز برابر است.
· ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی: این روش فرض میکند که اوراق بهادار یک شرکت، نوعی حق اختیار است که سهامدار میتواند بسته به شرایط پیش رو در خصوص آن، تصمیم گیریهای متفاوتی داشته باشد. به دلیل پیچیدگیهای این روش، از توضیح آن در این مختصر میگذریم.
روشهای ارزشگذاری مبتنی بر داراییها، عمدتا توسط کارشناسان رسمی دادگستری و جهت ارزشگذاری داراییها یا کارخانهها استفاده میشود. روشهای ارزشگذاری نسبی و مطلق نیز عمدتا توسط فعالان بازار سهام مورد استفاده قرار میگیرد. رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی نیز به دلیل پیچیدگیهای محاسباتی، کمتر استفاده میشود. با این توضیحات ابتدایی میتوانیم به بررسی این موضوع بپردازیم که چرا ارزشگذاری استارتاپها متفاوت از ارزشگذاری شرکتهای بورسی است.
مشکلات ارزشگذاری استارتاپها
در اینجا به اختصار، قابلیت استفاده از رویکردهای مختلف برای ارزشگذاری استارتاپها را بررسی میکنیم:
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر داراییها به وضوح روشی غیرکاربردی برای ارزشگذاری استارتاپها است. میدانیم که استارتاپها دارایی چندانی ندارند (خصوصا داراییهای مشهود) ولی در عین حال، ممکن است منافعی به مراتب بیش از میزان داراییهای خود خلق کنند.
· رویکرد ارزشگذاری نسبی، همانطور که اشاره شد، روشی بسیار رایج در بازار سهام است. اما نکته اینجا است که این روش هنگامی قابل استفاده است که دو شرکت مشابه باشند. مثلا شما میتوانید دو استارتاپ در یک حوزه مشابه را با یکدیگر مشابه فرض کرده و طبق مثالهای ذکر شده از ارزش شرکت الف، به ارزش شرکت ب پی ببرید. مشکل از آنجا ناشی میشود که افراد تلاش میکنند شرکتهای غیرمشابه را به عنوان شاخص مقایسهای استفاده کنند. مثلا میگویند چون شرکت الف در بورس، معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزشگذاری شده است، ما استارتاپ ب را نیز معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزشگذاری میکنیم. در حالی که کوچکترین شباهتی بین یک شرکت بالغ بورسی و یک استارتاپ وجود ندارد. بنابراین اصل استفاده از چنین روشی زیر سوال میرود. بسیاری از فعالان بورسی نمیدانند که دغدغه یک استارتاپ، سود نیست بلکه رشد نمایی است. پارامترهای مالی یک استارتاپ همچون فروش یا سود، ممکن است سالانه بیش از 100% رشد کند (این عدد برای استارتاپهای موفق به مراتب بیشتر است)، در این حالت امکان قیاس یک شرکت بالغ با رشد پایین و یک شرکت مقیاسپذیر با رشد بالا، غیرمنطقی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
شاید طرح یک مثال بتواند به درک بهتر مساله کمک کند. شرکت جنرال موتورز (General Motors) در سال ۲۰۱۶، حدود ۱۰ میلیون خودرو به مشتریان خود تحویل داده است. حدود ۱۶۶ میلیارد دلار درآمد و حدود ۹٫۴ میلیارد دلار سود خالص داشته است. در بازه مشابه، شرکت تسلا (Tesla)، حدود ۷۶ هزار خودرو به مشتریان خود تحویل داده است. حدود ۷ میلیارد دلار درآمد داشته و ضرری حدود ۸۰۰ میلیون دلاری را تجربه کرده است. اگر بخواهیم بر اساس این دادهها، ارزش جنرال موتورز و تسلا را مقایسه کنیم به چه نتایجی میرسیم؟ آیا این اعداد میتوانند ارزشگذاری بالاتر برای تسلا را توجیه کنند؟! در تاریخ ۱۱ آگوست ۲۰۱۷، ارزش بازار جنرال موتورز برابر با ۵۱٫۴ میلیارد دلار و ارزش تسلا برابر با ۵۸٫۶ میلیارد دلار بوده است. این تفاوت قابل توجه بین عملکرد مالی و ارزشگذاری را چگونه میتوان توجیه کرد؟ دقت کنید که این ارزشگذاریها در بورس آمریکا اتفاق افتادهاست. یعنی فعالان بورسی این کشور به این نکته واقف شدهاند که نرخ رشد بالا میتواند به مراتب ارزش بیشتری از سودآوری داشته باشد.
· رویکرد ارزشگذاری مطلق و روشهای زیرمجموعه آن همچون تنزیل جریانات وجه نقد (DCF)، بر این ایده استوار هستند که ارزش ذاتی سهام شرکتها بر اساس منافعی تعیین خواهد شد که در آینده خلق خواهند کرد. مشکلی که در استفاده از این روشها برای ارزشگذاری استارتاپها وجود دارد، این است که آینده استارتاپها بسیار مبهم و غیرقابل پیشبینی است. در یک شرکت بورسی شما ممکن است بتوانید با تولرانس قابل قبولی، آینده نزدیک یک شرکت را پیشبینی کنید؛ اما در اکوسیستم استارتاپی چنین چیزی ممکن نیست. به عنوان مثال در ارزشگذاری به روش گوردون و یا روشهای مشابه، ارزش سهام به شدت وابسته به نرخ رشد شرکت در بلندمدت است. بسیاری از فعالان بورسی به این نکته توجه نکرده و همان نرخ رشد بلندمدتِ یک شرکت بالغ بورسی را برای یک استارتاپ در نظر میگیرند. این مساله باعث میشود که استفاده از این رویکرد در ارزشگذاری استارتاپها، علیرغم ظاهر علمی خود، بعضا به نتایج بسیار غیرمعقولی برسد.
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی یکی از روشهایی است که میتواند برای ارزشگذاری استارتاپها استفاده شود در حالیکه به دلیل پیچیدگیهای این روش، معمولا در عمل از آن استفاده نمیشود.
بایدهای ارزشگذاری استارتاپها
اما چه باید کرد؟ آیا مواردی که ذکر شد به این معنا است که ارزشگذاری استارتاپها ممکن نیست؟ برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه کرد:
· اهمیت شناخت از اکوسیستم استارتاپی هنگام ارزشگذاری استارتاپها: شناخت حوزه و صنعت در ارزشگذاری سهام هر شرکتی از اهمیت بالایی برخوردار است. همانگونه که ارزشگذاری یک شرکت پتروشیمی بدون شناخت کافی از این حوزه، غیرمنطقی است؛ ارزشگذاری استارتاپها نیز بدون شناخت اکوسیستم استارتاپی و صنعت استارتاپِ مورد بحث، کاری غیرمنطقی است.
· توجه به دوره تامین مالی استارتاپها: استارتاپها در دورههای مختلف تامین مالی میکنند. ارزشگذاری استارتاپها در دورههای بذری (Seed Rounds) بسیار متفاوت از ارزشگذاری آنها در دوره سری الف (Series A) است. در دورههای ابتدایی، استارتاپها معمولا هیچگونه داده مالی قابل توجهی ندارند. به همین دلیل است که در اکوسیستم استارتاپی آمریکا، به جای ارزشگذاری استارتاپهای بدون درآمد (Pre-revenue) بر اساس شاخصهای مالی (همچون درآمد و سود)، آنها را بر اساس فاکتورهایی ارزشگذاری میکنند که پتانسیل درآمد و سود شرکت را تعیین میکند. مواردی همچون کیفیت تیم کارآفرینی، جذابیت صنعت و مواردی از این دست هستند.
برای جلوگیری از اطاله کلام، به ذکر همین چند مورد بسنده نموده و یادداشت را با ذکر جمله ای از وارن بافت (سرمایهگذار معروف) به پایان میبرم: "مدیران و سرمایهگذاران باید درک کنند که اعداد حسابداری، شروع فرایند ارزشگذاری است نه پایان آن."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
· رویکرد ارزشگذاری مطلق و روشهای زیرمجموعه آن همچون تنزیل جریانات وجه نقد (DCF)، بر این ایده استوار هستند که ارزش ذاتی سهام شرکتها بر اساس منافعی تعیین خواهد شد که در آینده خلق خواهند کرد. مشکلی که در استفاده از این روشها برای ارزشگذاری استارتاپها وجود دارد، این است که آینده استارتاپها بسیار مبهم و غیرقابل پیشبینی است. در یک شرکت بورسی شما ممکن است بتوانید با تولرانس قابل قبولی، آینده نزدیک یک شرکت را پیشبینی کنید؛ اما در اکوسیستم استارتاپی چنین چیزی ممکن نیست. به عنوان مثال در ارزشگذاری به روش گوردون و یا روشهای مشابه، ارزش سهام به شدت وابسته به نرخ رشد شرکت در بلندمدت است. بسیاری از فعالان بورسی به این نکته توجه نکرده و همان نرخ رشد بلندمدتِ یک شرکت بالغ بورسی را برای یک استارتاپ در نظر میگیرند. این مساله باعث میشود که استفاده از این رویکرد در ارزشگذاری استارتاپها، علیرغم ظاهر علمی خود، بعضا به نتایج بسیار غیرمعقولی برسد.
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی یکی از روشهایی است که میتواند برای ارزشگذاری استارتاپها استفاده شود در حالیکه به دلیل پیچیدگیهای این روش، معمولا در عمل از آن استفاده نمیشود.
بایدهای ارزشگذاری استارتاپها
اما چه باید کرد؟ آیا مواردی که ذکر شد به این معنا است که ارزشگذاری استارتاپها ممکن نیست؟ برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه کرد:
· اهمیت شناخت از اکوسیستم استارتاپی هنگام ارزشگذاری استارتاپها: شناخت حوزه و صنعت در ارزشگذاری سهام هر شرکتی از اهمیت بالایی برخوردار است. همانگونه که ارزشگذاری یک شرکت پتروشیمی بدون شناخت کافی از این حوزه، غیرمنطقی است؛ ارزشگذاری استارتاپها نیز بدون شناخت اکوسیستم استارتاپی و صنعت استارتاپِ مورد بحث، کاری غیرمنطقی است.
· توجه به دوره تامین مالی استارتاپها: استارتاپها در دورههای مختلف تامین مالی میکنند. ارزشگذاری استارتاپها در دورههای بذری (Seed Rounds) بسیار متفاوت از ارزشگذاری آنها در دوره سری الف (Series A) است. در دورههای ابتدایی، استارتاپها معمولا هیچگونه داده مالی قابل توجهی ندارند. به همین دلیل است که در اکوسیستم استارتاپی آمریکا، به جای ارزشگذاری استارتاپهای بدون درآمد (Pre-revenue) بر اساس شاخصهای مالی (همچون درآمد و سود)، آنها را بر اساس فاکتورهایی ارزشگذاری میکنند که پتانسیل درآمد و سود شرکت را تعیین میکند. مواردی همچون کیفیت تیم کارآفرینی، جذابیت صنعت و مواردی از این دست هستند.
برای جلوگیری از اطاله کلام، به ذکر همین چند مورد بسنده نموده و یادداشت را با ذکر جمله ای از وارن بافت (سرمایهگذار معروف) به پایان میبرم: "مدیران و سرمایهگذاران باید درک کنند که اعداد حسابداری، شروع فرایند ارزشگذاری است نه پایان آن."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
10 ریسک اقتصاد جهان به روایت واحد اطلاعات اکونومیست
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت چهارم
@Finex2017
#آموزشی
🔶ازجمله موضوعات این قسمت:
انواع روش های افزایش سرمایه/
حق تقدم/سود هر سهم(EPS) و ...
🌐منبع: سازمان بورس
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔶ازجمله موضوعات این قسمت:
انواع روش های افزایش سرمایه/
حق تقدم/سود هر سهم(EPS) و ...
🌐منبع: سازمان بورس
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
john hall 9th.pdf
5.5 MB
اختیار معامله، پیمان های آتی و سایر مشتقات، جان هال، ویرایش نهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
BS_gamma_call.zip
511 B
کد متلب
BS Gamma Call
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
BS Gamma Call
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
کتاب مبانی مهندسی مالی
ترجمه و تالیف: دکتر محمد اقبال نیا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
ترجمه و تالیف: دکتر محمد اقبال نیا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مالی رفتاری
دکتر احمد بدری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
دکتر احمد بدری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💢چالشهای مهم تعیین مزد ۹۷ کارگران💢
💠سلسله نشستهای کارگروه تعیین مزد ۹۷ کارگران در حالی به روزهای پایانی خود نزدیک میشود که کاهش متوسط ۰.۲ نفری تعداد خانوار نسبت به پارسال و عدم پذیرش برخی بندهای سبد معیشت از جمله چالشهای جدی مطرح است. سال گذشته توافقی میان کارگران و کارفرمایان بر سر سبد معیشت کارگری به امضا رسید که بر اساس آن «توافق» شد تعیین مزد کارگران بر اساس «هزینههای تأمین معیشت» و با نگاهی به تورم اعلامی بانک مرکزی باشد.
اما سال گذشته آنچیزی که اتفاق افتاد با آن توافقی که صورت گرفت، تفاوت بسیاری داشت چراکه در نهایت شیوه سنتی«چانهزنی» بر موضوع تعیین مزد حکمفرما شد و کارگران دست از پا درازتر با افزایش ۱۲ درصدی برای سایر سطوح و ۱۴ درصد برای حداقلبگیران در سال ۹۶ راهی بنگاهها و کارگاههای کارفرمایان شدند.
🔸نکته اساسی در این جریان، قدرت پایین چانه زنی نمایندگان کارگری حاضر در شورای عالی کار (کانون انجمنهای صنفی کارگران، شوراهای اسلامی کار و مجمع نمایندگان کارگری ایران) است که نتواستند آنطور که در شأن کارگران کشور است، از حقوقشان دفاع کنند.
🔸نمایندگانی هم که فقط از نام کارگران استفاده کرده و به جای دفاع از حقوق آنان، در آستانه مهمترین رویداد «تعیین دستمزد»به فکر سفر به کشورهایی نظیر مالزی افتادهاند.
🔸و اما چالش جدید …
سال گذشته تعداد ۳.۵ نفر طبق گزارش رسمی مرکز آمار برای هر خانوار کارگری در نظر گرفته شد تا بر اساس آن هزینههای تأمین سبد معیشت استخراج شود؛ گزارشی هم از سوی عضو هیئت مدیره کانون شوراهای اسلامی کار کشور اعلام شد که نشان میداد، هزینه سبد معیشت کارگران با استناد به آمارهای بانک مرکزی و انستیتو تحقیقات تغذیهای و صنایع غذایی و با توافق سه جانبه نمایندگان کارگری، کارفرمایی و دولت به ۲ میلیون و ۴۸۹ هزار تومان رسیده است.
🔸با وجود اعلام این رقم حداقلی برای تأمین سبد معیشت، تعیین مزد سال ۹۶ کارگری با نگاهی به تورم تعیین شد اما مسئولان وزارت کار از وزیر گرفته تا معاون و مدیر اعلام کردند که دستمزد بیش از تورم افزایش یافته است؛ درصدی که هیچگاه برای پوشش هزینههای کارگری نبود بلکه به گواه وضع موجود، بخشی از تورم واقعی در کشور به درصد تورم رسمی اضافه شد.
🔸نمایندگان کارفرمایی امسال طبق توافق سال گذشته، به صورت نصفه و نیمه در نشستهای کارگروه تعیین دستمزد با دستور کار بررسی و به روزرسانی سبد معیشت شرکت کردند و در این جلسات «بازی جدیدی» را پیشگرفتند تا از کاهش هزینههای سرباری که به بنگاهها تحمیل میشود و ارتباطی هم به دستمزد کارگر ندارد، فرار کنند.
🔸چراکه اساسا مزد کارگر طبق آخرین گزارشهای رسمی مراکز پژوهشی و ادعای کارشناسان، کمترین تأثیر را در هزینه تمام شده تولید و خدمات داشته و بیشترین هزینههای کارفرمایان به سوء مدیریت، هزینه بانکی، مالیات، نهادههای تولید و … باز میگردد.
🔸با این حال کارفرمایان مدعیاند که هزینههای بهداشت، درمان، آموزش و حملونقل حاکمیتی بوده و ارتباطی به کارفرمایان ندارد؛ دولت هم که معمولا از موضع بالا و قدرت در جلسات حضور مییابد، هیچ یک از بخشهای مزدی را برعهده نمیگیرد؛ اینجاست که سر کارگران بیکلاه میماند.
🔸همانطور که پیشتر به آن اشاره شد، متوسط تعداد خانوار کارگری در سال ۹۶ ۳.۵ نفر بود که امسال این میزان با کاهش ۰.۲ نفری به ۳.۳ نفر رسیده است و به گفته یکی از افراد مطلع در شورایعالی کار تأثیر زیادی در هزینه های تأمین سبد معیشت خواهد گذاشت.
🔸با این حساب کاهش هزینههای سبد معیشت با کاهش تعداد نفرات، نبود نمایندگان مطالبهگر در برخی تشکلها، بازی کارفرمایان و دولت بر سر برخی بندهای مزدی، اختلاف نظر بر سر چگونگی تعیین مزد چانهزنی یا توجه به سبد معیشت از چالشهای جدی شورایعالی کار به سر میبرد که باید مورد توجه قرار گیرند.
✅در روزهای آتی مطالب و تجربیاتی در خصوص ارتباط این مطلب با مهندسی مالی و ایده هایی برای یافتن بازارکار برای مهندسان مالی خواهم نوشت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💠سلسله نشستهای کارگروه تعیین مزد ۹۷ کارگران در حالی به روزهای پایانی خود نزدیک میشود که کاهش متوسط ۰.۲ نفری تعداد خانوار نسبت به پارسال و عدم پذیرش برخی بندهای سبد معیشت از جمله چالشهای جدی مطرح است. سال گذشته توافقی میان کارگران و کارفرمایان بر سر سبد معیشت کارگری به امضا رسید که بر اساس آن «توافق» شد تعیین مزد کارگران بر اساس «هزینههای تأمین معیشت» و با نگاهی به تورم اعلامی بانک مرکزی باشد.
اما سال گذشته آنچیزی که اتفاق افتاد با آن توافقی که صورت گرفت، تفاوت بسیاری داشت چراکه در نهایت شیوه سنتی«چانهزنی» بر موضوع تعیین مزد حکمفرما شد و کارگران دست از پا درازتر با افزایش ۱۲ درصدی برای سایر سطوح و ۱۴ درصد برای حداقلبگیران در سال ۹۶ راهی بنگاهها و کارگاههای کارفرمایان شدند.
🔸نکته اساسی در این جریان، قدرت پایین چانه زنی نمایندگان کارگری حاضر در شورای عالی کار (کانون انجمنهای صنفی کارگران، شوراهای اسلامی کار و مجمع نمایندگان کارگری ایران) است که نتواستند آنطور که در شأن کارگران کشور است، از حقوقشان دفاع کنند.
🔸نمایندگانی هم که فقط از نام کارگران استفاده کرده و به جای دفاع از حقوق آنان، در آستانه مهمترین رویداد «تعیین دستمزد»به فکر سفر به کشورهایی نظیر مالزی افتادهاند.
🔸و اما چالش جدید …
سال گذشته تعداد ۳.۵ نفر طبق گزارش رسمی مرکز آمار برای هر خانوار کارگری در نظر گرفته شد تا بر اساس آن هزینههای تأمین سبد معیشت استخراج شود؛ گزارشی هم از سوی عضو هیئت مدیره کانون شوراهای اسلامی کار کشور اعلام شد که نشان میداد، هزینه سبد معیشت کارگران با استناد به آمارهای بانک مرکزی و انستیتو تحقیقات تغذیهای و صنایع غذایی و با توافق سه جانبه نمایندگان کارگری، کارفرمایی و دولت به ۲ میلیون و ۴۸۹ هزار تومان رسیده است.
🔸با وجود اعلام این رقم حداقلی برای تأمین سبد معیشت، تعیین مزد سال ۹۶ کارگری با نگاهی به تورم تعیین شد اما مسئولان وزارت کار از وزیر گرفته تا معاون و مدیر اعلام کردند که دستمزد بیش از تورم افزایش یافته است؛ درصدی که هیچگاه برای پوشش هزینههای کارگری نبود بلکه به گواه وضع موجود، بخشی از تورم واقعی در کشور به درصد تورم رسمی اضافه شد.
🔸نمایندگان کارفرمایی امسال طبق توافق سال گذشته، به صورت نصفه و نیمه در نشستهای کارگروه تعیین دستمزد با دستور کار بررسی و به روزرسانی سبد معیشت شرکت کردند و در این جلسات «بازی جدیدی» را پیشگرفتند تا از کاهش هزینههای سرباری که به بنگاهها تحمیل میشود و ارتباطی هم به دستمزد کارگر ندارد، فرار کنند.
🔸چراکه اساسا مزد کارگر طبق آخرین گزارشهای رسمی مراکز پژوهشی و ادعای کارشناسان، کمترین تأثیر را در هزینه تمام شده تولید و خدمات داشته و بیشترین هزینههای کارفرمایان به سوء مدیریت، هزینه بانکی، مالیات، نهادههای تولید و … باز میگردد.
🔸با این حال کارفرمایان مدعیاند که هزینههای بهداشت، درمان، آموزش و حملونقل حاکمیتی بوده و ارتباطی به کارفرمایان ندارد؛ دولت هم که معمولا از موضع بالا و قدرت در جلسات حضور مییابد، هیچ یک از بخشهای مزدی را برعهده نمیگیرد؛ اینجاست که سر کارگران بیکلاه میماند.
🔸همانطور که پیشتر به آن اشاره شد، متوسط تعداد خانوار کارگری در سال ۹۶ ۳.۵ نفر بود که امسال این میزان با کاهش ۰.۲ نفری به ۳.۳ نفر رسیده است و به گفته یکی از افراد مطلع در شورایعالی کار تأثیر زیادی در هزینه های تأمین سبد معیشت خواهد گذاشت.
🔸با این حساب کاهش هزینههای سبد معیشت با کاهش تعداد نفرات، نبود نمایندگان مطالبهگر در برخی تشکلها، بازی کارفرمایان و دولت بر سر برخی بندهای مزدی، اختلاف نظر بر سر چگونگی تعیین مزد چانهزنی یا توجه به سبد معیشت از چالشهای جدی شورایعالی کار به سر میبرد که باید مورد توجه قرار گیرند.
✅در روزهای آتی مطالب و تجربیاتی در خصوص ارتباط این مطلب با مهندسی مالی و ایده هایی برای یافتن بازارکار برای مهندسان مالی خواهم نوشت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی کامل مقدمه ای بر R
آشنایی با توابع عمومی -2
مدرس: امید صفرزاده
دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه Bilkent
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آشنایی با توابع عمومی -2
مدرس: امید صفرزاده
دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه Bilkent
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اوراق قرضه دولتی چیست؟
✅ با ترجمه تخصصی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ با ترجمه تخصصی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
توصیه به فعالین اقتصادی برای سال ۹۷
در سال ۹۷ الویت اول ریسک
(و نه کسب سود )
الویت دوم : نداشتن ریسک تمرکز
(و نه کسب سود )
الویت سوم : ضریب نقد شوندگی سبد دارائی
(و نه سود )
الویت چهارم : تامین حداقل امنیت اقتصادی
( و نه سود )
الویت پنجم : کسب سود فقط در حالتی که به چهار الویت اول آسیبی نزند
الویت اول : ریسک
من به شکل های مختلف ریسک را تعریف کرده ام اما برخی پرسش ها از من نشان می دهد به تعریف قابل فهم تری از ریسک نیاز هست ، ریسک به زبان کف بازار ، یعنی اینکه پول تان را نخورند ، اولین توصیه من این است که اول مواظب باشید پول تان را نخورند بعد به بازدهی فکر کنید
متوسط بازدهی در کشور اکنون ۵ درصد است و فقط ۱۰ درصد فعالین اقتصادی بالای ۵ درصد بازدهی دارند هر کس که به شما بگوید بیش از ۵ درصد به شما سال آینده سود می دهد اگر جز گروه ۱۰ درصدی نباشد ریسک بالايی دارد یعنی شما باید اول نگران این باشید که پول تان را نخورند
ده درصدی ها که سود بالای ۵ درصد دارند در ۹۸ درصد موارد با پول خودشان کار می کنند و کسی را شریک کار خود نمی کنند، لذا قاعدتا کسانی که ادعا می کنند سود بالای ۵ درصد می دهند کسانی هستند که بازدهی آنها کمتر از ۵ درصد است لذا اگر پول تان را به آنها بدهید ریسک بالائی دارد
در سال ۹۷ اگر ریسک برایتان مهم است پول تان زیر سر خودتان باشد و از این صریح تر نمی شود گفت ( مصداق این گزاره را خودتان بیابید )
کسانی که از دیگران سود ۲۰ درصدی دریافت می کنند باید ریسک آن را بپذیرند، نمی شود هم خدا را خواست هم خرما را ، اگر بگوئید تا اخرین لحظه از طرف سود می گیرم و بعد به موقع کنار می کشم تجارب تاریخی نشان داده در یک درصد موارد موفق می شوید ، شما ببینید چقدر جز یک درصدی ها هستید ؟
اگر تصور می کنید به کمک این کانال می توانید تا آخرین لحظه از سود های بالا استفاده کنید و بعد به موقع کنار بکشید این کانال در صدد تولید چنین محتوائی نیست و با این هدف تاسیس نشده است
ممکن است شما یک بار دیگر سود های نجومی بگیرید و یک سال دیگر احساس کنید که اگر به ریسک توجه نکرده بودید برنده بودید ، لذا این کانال برای کسانی که فقط به بازدهی می اندیشند و ریسک را لحاظ نمی کنند ، کانال مناسبی نیست ، اگر به توصیه های این کانال عمل کنید حتما ضرر می کنید
آنهائی که می خواهند یک شبه ثروتمند شوند مخاطب این کانال نیستند
شما ممکن است اگر فقط به بازدهی توجه دارید توجه به ریسک در کوتاه مدت به زیان شما تمام شود
توجه به بازدهی بدون ریسک ، قطعا بیشتر از بازدهی با ریسک است ، هر چه بیشتر ریسک را لحاظ کنید بازدهی و سود کمتری حاصل میشود.
✅مفهوم ریسک یکی از پرچالش ترین مفاهیم مالی است که حتی در میان مالی خوانده ها هم وحدت نظری در آن وجود ندارد. در روزهای آتی مطالبی در این زمینه برای ایجاد وحدت رویه در استعمال این مفهوم خواهم نگاشت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
در سال ۹۷ الویت اول ریسک
(و نه کسب سود )
الویت دوم : نداشتن ریسک تمرکز
(و نه کسب سود )
الویت سوم : ضریب نقد شوندگی سبد دارائی
(و نه سود )
الویت چهارم : تامین حداقل امنیت اقتصادی
( و نه سود )
الویت پنجم : کسب سود فقط در حالتی که به چهار الویت اول آسیبی نزند
الویت اول : ریسک
من به شکل های مختلف ریسک را تعریف کرده ام اما برخی پرسش ها از من نشان می دهد به تعریف قابل فهم تری از ریسک نیاز هست ، ریسک به زبان کف بازار ، یعنی اینکه پول تان را نخورند ، اولین توصیه من این است که اول مواظب باشید پول تان را نخورند بعد به بازدهی فکر کنید
متوسط بازدهی در کشور اکنون ۵ درصد است و فقط ۱۰ درصد فعالین اقتصادی بالای ۵ درصد بازدهی دارند هر کس که به شما بگوید بیش از ۵ درصد به شما سال آینده سود می دهد اگر جز گروه ۱۰ درصدی نباشد ریسک بالايی دارد یعنی شما باید اول نگران این باشید که پول تان را نخورند
ده درصدی ها که سود بالای ۵ درصد دارند در ۹۸ درصد موارد با پول خودشان کار می کنند و کسی را شریک کار خود نمی کنند، لذا قاعدتا کسانی که ادعا می کنند سود بالای ۵ درصد می دهند کسانی هستند که بازدهی آنها کمتر از ۵ درصد است لذا اگر پول تان را به آنها بدهید ریسک بالائی دارد
در سال ۹۷ اگر ریسک برایتان مهم است پول تان زیر سر خودتان باشد و از این صریح تر نمی شود گفت ( مصداق این گزاره را خودتان بیابید )
کسانی که از دیگران سود ۲۰ درصدی دریافت می کنند باید ریسک آن را بپذیرند، نمی شود هم خدا را خواست هم خرما را ، اگر بگوئید تا اخرین لحظه از طرف سود می گیرم و بعد به موقع کنار می کشم تجارب تاریخی نشان داده در یک درصد موارد موفق می شوید ، شما ببینید چقدر جز یک درصدی ها هستید ؟
اگر تصور می کنید به کمک این کانال می توانید تا آخرین لحظه از سود های بالا استفاده کنید و بعد به موقع کنار بکشید این کانال در صدد تولید چنین محتوائی نیست و با این هدف تاسیس نشده است
ممکن است شما یک بار دیگر سود های نجومی بگیرید و یک سال دیگر احساس کنید که اگر به ریسک توجه نکرده بودید برنده بودید ، لذا این کانال برای کسانی که فقط به بازدهی می اندیشند و ریسک را لحاظ نمی کنند ، کانال مناسبی نیست ، اگر به توصیه های این کانال عمل کنید حتما ضرر می کنید
آنهائی که می خواهند یک شبه ثروتمند شوند مخاطب این کانال نیستند
شما ممکن است اگر فقط به بازدهی توجه دارید توجه به ریسک در کوتاه مدت به زیان شما تمام شود
توجه به بازدهی بدون ریسک ، قطعا بیشتر از بازدهی با ریسک است ، هر چه بیشتر ریسک را لحاظ کنید بازدهی و سود کمتری حاصل میشود.
✅مفهوم ریسک یکی از پرچالش ترین مفاهیم مالی است که حتی در میان مالی خوانده ها هم وحدت نظری در آن وجود ندارد. در روزهای آتی مطالبی در این زمینه برای ایجاد وحدت رویه در استعمال این مفهوم خواهم نگاشت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Telegram
attach 📎
Financial Engineering
✅مالی یا Finance را بهتر بشناسیم ! 🔻 #مصاحبه با دکتر علی سرزعیم (دکترای اقتصاد دانشگاه میلان) [ادامه...] 🔴رشته فاینانس دو گرایش دارد که شامل مالیه شرکتی (Corporate Finance) و گرایش قیمت گذاری دارایی (Asset Pricing) است. به مرور زمان حوزه قیمت گذاری دارایی…
✅مالی یا Finance را بهتر بشناسیم !
🔻 #مصاحبه با دکتر علی سرزعیم
(دکترای اقتصاد دانشگاه میلان)
[ادامه...]
🔴در بازار مالی دنیا کسانی هستند که ریاضیاتشان خیلی خوب نیست اما می خواهند به شکل معامله گر فعالیت داشته باشند، این افراد به دلیل ضعیف در ریاضیات نمی توانستند رشته فاینانس را بخوانند اما بر ماندن در بازار مالی اصرار داشتند. بنابراین برای این افراد CFA را که کاملاً کاربردی شده و غیر ریاضی شده رشته فاینانس آن هم به شکل بسیار جامع و کاربردی است و تمام مهارت های کاربردی لازم برای یک تحلیلگر ولی با ریاضیات کمتر در آن وجود دارد؛ ایجاد شد. دکترای مالی بسیار تئوریک و ریاضی است ولی گرایش CFA کاربردی و غیر ریاضی است.
🔴هدف نهایی کسی که وارد دکترای می شود، پیشبرد دانش فاینانس و کار تئوریک است ولی هدف کسی که وارد CFA می شود درآمد زایی و کاربردی است.
🔴ناگفته نماند که در صورت پیچیده شدن بازارها، استفاده از دکترای مالی برای حل مسائل ضروری و گریز ناپذیر است هرچند که فارغالتحصیلان دکترای مالی بیشتر جذب دانشگاه ها می شوند. در این شرایط دانشگاه ها دیدند که همه به سمت سمت CFA در موسسات خصوصی می روند. دانشگاه ها هم برای تأمین مالی و جذب افراد به دانشگاه و در رقابت با CFA رشته جدیدی به نام MBA in Finance (یا در بعضی دانشگاه ها با عناوین مدیریت مالی کاربردی و مدیریت مالی اجرایی) ایجاد کردند که در واقع همان رشته فاینانس اما به صورت کاربردی و غیر ریاضی است.
[ادامه دارد...]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔻 #مصاحبه با دکتر علی سرزعیم
(دکترای اقتصاد دانشگاه میلان)
[ادامه...]
🔴در بازار مالی دنیا کسانی هستند که ریاضیاتشان خیلی خوب نیست اما می خواهند به شکل معامله گر فعالیت داشته باشند، این افراد به دلیل ضعیف در ریاضیات نمی توانستند رشته فاینانس را بخوانند اما بر ماندن در بازار مالی اصرار داشتند. بنابراین برای این افراد CFA را که کاملاً کاربردی شده و غیر ریاضی شده رشته فاینانس آن هم به شکل بسیار جامع و کاربردی است و تمام مهارت های کاربردی لازم برای یک تحلیلگر ولی با ریاضیات کمتر در آن وجود دارد؛ ایجاد شد. دکترای مالی بسیار تئوریک و ریاضی است ولی گرایش CFA کاربردی و غیر ریاضی است.
🔴هدف نهایی کسی که وارد دکترای می شود، پیشبرد دانش فاینانس و کار تئوریک است ولی هدف کسی که وارد CFA می شود درآمد زایی و کاربردی است.
🔴ناگفته نماند که در صورت پیچیده شدن بازارها، استفاده از دکترای مالی برای حل مسائل ضروری و گریز ناپذیر است هرچند که فارغالتحصیلان دکترای مالی بیشتر جذب دانشگاه ها می شوند. در این شرایط دانشگاه ها دیدند که همه به سمت سمت CFA در موسسات خصوصی می روند. دانشگاه ها هم برای تأمین مالی و جذب افراد به دانشگاه و در رقابت با CFA رشته جدیدی به نام MBA in Finance (یا در بعضی دانشگاه ها با عناوین مدیریت مالی کاربردی و مدیریت مالی اجرایی) ایجاد کردند که در واقع همان رشته فاینانس اما به صورت کاربردی و غیر ریاضی است.
[ادامه دارد...]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Telegram
Financial Engineering
کانال مهندسی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
ارتباط با ادمین
@Araz_Sourani
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
ارتباط با ادمین
@Araz_Sourani
#تورم
🔻 تورم یعنی افزایش سطح عمومی قیمتها. به عبارت دیگر هرگاه شاخص قیمتها که نشاندهندۀ میانگین قیمتها در جامعه میباشد، افزایش یابد، گفته میشود، آن جامعه با تورم رو به رو میباشد. بانکهای مرکزی کشورها همواره تلاش میکنند تا نرخ رشد قیمتها را در محدوده مشخصی کنترل کنند.
✅ تورم به زبان ساده
🔻 تورم نشان میدهد که در مجموع قیمت کالاها و خدمات در یک جامعه چقدر افزایش یا کاهش پیدا کرده است. وقتی تورم افزایش مییابد قدرت خرید هر واحد پول کاهش مییابد. فرض کنید نرخ تورم ۲ درصد باشد. در این صورت قیمت یک بسته آدامس که در سال گذشته ۱۰۰ تومان بوده اکنون ۱۰۲ تومان است و این یعنی قدرت خرید شما کاهش یافته است. چرا که شما در سال گذشته میتوانستید با ۱۰۰ تومان یک بسته آدامس بخرید اما اکنون نمیتوانید.
🔻 دقت داشته باشید که حتی در دوران تورم، قیمت بعضی از کالاها ممکن است ثابت مانده و یا کاهش یابد اما میانگین قیمتها در جامعه در حال افزایش است. نرخ تورم ۲۰ درصد به معنی آن است که قیمتها طی یک سال به طور متوسط (البته متوسط وزنی) ۲۰ درصد افزایش یافته است. اگر گفته شود، تورم به صفر رسیده است معنی آن این است که میانگین وزنی قیمتها ثابت مانده است و اگر گفته شود تورم منفی است، معنی آن این است که قیمتها به طور متوسط کاهش یافته است.
🔻 به این نکته نیز توجه داشته باشید که تورم فقط افزایش سطح هزینههای زندگی را نشان میدهد و به معنای بدتر شدن وضع زندگی نیست، اگر تورم ۲۰ درصد باشد و افزایش سطح درآمدهای مردم بیشتر از ۲۰ درصد باشد، وضع اقتصادی بهتر شده است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔻 تورم یعنی افزایش سطح عمومی قیمتها. به عبارت دیگر هرگاه شاخص قیمتها که نشاندهندۀ میانگین قیمتها در جامعه میباشد، افزایش یابد، گفته میشود، آن جامعه با تورم رو به رو میباشد. بانکهای مرکزی کشورها همواره تلاش میکنند تا نرخ رشد قیمتها را در محدوده مشخصی کنترل کنند.
✅ تورم به زبان ساده
🔻 تورم نشان میدهد که در مجموع قیمت کالاها و خدمات در یک جامعه چقدر افزایش یا کاهش پیدا کرده است. وقتی تورم افزایش مییابد قدرت خرید هر واحد پول کاهش مییابد. فرض کنید نرخ تورم ۲ درصد باشد. در این صورت قیمت یک بسته آدامس که در سال گذشته ۱۰۰ تومان بوده اکنون ۱۰۲ تومان است و این یعنی قدرت خرید شما کاهش یافته است. چرا که شما در سال گذشته میتوانستید با ۱۰۰ تومان یک بسته آدامس بخرید اما اکنون نمیتوانید.
🔻 دقت داشته باشید که حتی در دوران تورم، قیمت بعضی از کالاها ممکن است ثابت مانده و یا کاهش یابد اما میانگین قیمتها در جامعه در حال افزایش است. نرخ تورم ۲۰ درصد به معنی آن است که قیمتها طی یک سال به طور متوسط (البته متوسط وزنی) ۲۰ درصد افزایش یافته است. اگر گفته شود، تورم به صفر رسیده است معنی آن این است که میانگین وزنی قیمتها ثابت مانده است و اگر گفته شود تورم منفی است، معنی آن این است که قیمتها به طور متوسط کاهش یافته است.
🔻 به این نکته نیز توجه داشته باشید که تورم فقط افزایش سطح هزینههای زندگی را نشان میدهد و به معنای بدتر شدن وضع زندگی نیست، اگر تورم ۲۰ درصد باشد و افزایش سطح درآمدهای مردم بیشتر از ۲۰ درصد باشد، وضع اقتصادی بهتر شده است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظریه بازی چیست؟
با ترجمه و زیرنویس تخصصی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
با ترجمه و زیرنویس تخصصی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg