corporate finance ross 2013 edition 10.pdf
18.7 MB
corporate finance ross 2013 edition 10
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
ریسک چیست؟
سعید حسینزاده* فرید دهدیلانی**
ریسک یکی از مفاهیم اولیه، پایه ای و بسیار مهم در مدیریت مالی است که اغلب افراد حتی دانش آموختگان مدیریت مالی نیز برداشت درستی از آن ندارند. افراد در زندگی روزمره از کلمه ریسک برای بیان مفاهیم متفاوت استفاده میکنند و یکی از علل برداشت نادرست از ریسک در مدیریت مالی هم همین کاربرد چند منظوره این کلمه است. در این مقاله کوتاه سعی خواهیم کرد تعریف درست و قابل فهمی از آنچه در علم مدیریت مالی ریسک نامیده میشود و تاثیر آن بر تصمیمات سرمایهگذاری ارائه کنیم .
دو واژه مرسوم که به عنوان معادل برای ریسک بکار برده میشود «خطرپذیری» و «عدم قطعیت» است، حتی برخی ریسک را معادل با نوسان (Volatility) یا واریانس در نظر میگیرند. اما در علم مدیریت مالی ریسک واقعا هیچیک از این مفاهیم نیست. به عنوان مثال اگر یک سرمایهگذار در یک دارایی پرنوسان (به لحاظ بازده تاریخی) سرمایهگذاری کند لزوما نشاندهنده این نیست که متحمل ریسک شده است. بر خلاف تصور عموم افراد در علم مدیریت مالی نوسان زیاد به معنی ریسک زیاد نیست.
اما ریسک چیست؟ ریسک عدم قطعیتی نامطلوب است به این علت که نمیتوانیم آن را از بین ببریم. بنابراین در ازای دریافت مبلغی حاضر به تحمل آن هستیم حال آنکه برای دوری از آن باید مبلغی پرداخت کنیم. در ادامه به توضیح بیشتر این تعریف با چند مثال میپردازیم.
مثال اول: فرض کنید شما در یک شرکت خودروسازی کار میکنید و میخواهید از بین سهام شرکت خودتان و یک شرکت خودروسازی دیگر (کاملا مشابه با شرکت خودتان) یکی را برای سرمایهگذاری انتخاب کنید: شرکت خودتان، شرکت دیگر یا به نظرتان تفاوتی نمیکند؟ اگر شرکت دیگر را انتخاب میکنید به خواندن ادامه این مقاله نیاز ندارید زیرا مفهوم ریسک را میدانید. در غیر اینصورت پیشنهاد میکنم تا انتها با من همراه باشید.
ریسک مفهوم سادهای است، دارایی که بازده آن همبستگی (Correlation) مثبت با مصرف (Consumption) یا بطور کلی ثروت (Wealth) شما دارد دارایی ریسکی است و شما برای داشتن آن باید انتظار بازدهی بیشتر از نرخ بهره بدون ریسک داشته باشید که به آن بازده اضافی یا ریسک پریمیوم (Risk Premium) گفته میشود.
در مثال بالا همبستگی ثروت شما با سهام شرکتی که خودتان در آن کار میکنید بیشتر است بنابراین این دارایی برای شما پرریسکتر محسوب میشود و در شرایط یکسان منطقی است سهام شرکت دیگر را خریداری کنید. چرا؟ فرض کنید به هر دلیلی اتفاق پیش بینی نشده ای برای شرکت شما رخ دهد و برای مدتی تولید متوقف شود. در این صورت نه تنها ممکن است حقوق شما به تعویق بیفتد یا کارتان را از دست بدهید بلکه ارزش سهام شما نیز کاهش مییابد. یا برعکس اگر به هر دلیلی مثلا استقبال مشتریان از یکی از محصولات جدید شرکت شما، تولید و سود شرکت افزایش یابد نه تنها ممکن است حقوق و مزایای شما افزایش یابد بلکه ارزش سهام شرکت نیز افزایش مییابد. این دقیقا مفهوم ریسک در علم مدیریت مالی است.
حال سوال این است که چرا ریسک به مفهومی که عنوان شد مطلوب نیست. جواب واضح است. دوباره به مثال بالا برمیگردیم. آیا شما ترجیح میدهید هنگامی که حقوقتان به تعویق افتاده یا کارتان را از دست دادهاید (بطور کلی در شرایط بد اقتصادی به سر میبرید) سهامی داشته باشید که پر ارزش باشد یا هنگامیکه حقوق و مزایای شما افزایش پیدا کرده (به طور کلی در شرایط خوب اقتصادی به سر میبرید)؟ مسلما جواب گزینه اول است، در شرایط بد اقتصادی.
دقیقا به همین علت است که همبستگی مثبت بازده یک دارایی با ثروت شما ریسک نامیده میشود که برای افراد نامطلوب است. این امر موجب کاهش قیمت دارایی ریسکی و افزایش بازده آن میشود. درغیر اینصورت هیچ کس حاضر به خرید چنین دارایی با قیمت بالا نیست.
مفهومی که در مثال قبل از ریسک بیان شد (همان همبستگی بازده دارایی با مصرف یا ثروت) یک مفهوم پایه ای و البته بسیار دقیق از ریسک در اقتصاد و مدیریت مالی است. اما از آنجا که ثروت و یا مصرف و همچنین توابع مطلوبیت افراد با هم متفاوت بوده و اندازه گیری این پارامترها نیز در دنیای واقعی مشکل است، بنابراین مدل کردن ریسک به روش یادشده در عمل مشکل و گاه غیرکاربردی است. (علاقهمندان را به مطالعه consumption based asset pricing models with a representative agent دعوت میکنم.)
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سعید حسینزاده* فرید دهدیلانی**
ریسک یکی از مفاهیم اولیه، پایه ای و بسیار مهم در مدیریت مالی است که اغلب افراد حتی دانش آموختگان مدیریت مالی نیز برداشت درستی از آن ندارند. افراد در زندگی روزمره از کلمه ریسک برای بیان مفاهیم متفاوت استفاده میکنند و یکی از علل برداشت نادرست از ریسک در مدیریت مالی هم همین کاربرد چند منظوره این کلمه است. در این مقاله کوتاه سعی خواهیم کرد تعریف درست و قابل فهمی از آنچه در علم مدیریت مالی ریسک نامیده میشود و تاثیر آن بر تصمیمات سرمایهگذاری ارائه کنیم .
دو واژه مرسوم که به عنوان معادل برای ریسک بکار برده میشود «خطرپذیری» و «عدم قطعیت» است، حتی برخی ریسک را معادل با نوسان (Volatility) یا واریانس در نظر میگیرند. اما در علم مدیریت مالی ریسک واقعا هیچیک از این مفاهیم نیست. به عنوان مثال اگر یک سرمایهگذار در یک دارایی پرنوسان (به لحاظ بازده تاریخی) سرمایهگذاری کند لزوما نشاندهنده این نیست که متحمل ریسک شده است. بر خلاف تصور عموم افراد در علم مدیریت مالی نوسان زیاد به معنی ریسک زیاد نیست.
اما ریسک چیست؟ ریسک عدم قطعیتی نامطلوب است به این علت که نمیتوانیم آن را از بین ببریم. بنابراین در ازای دریافت مبلغی حاضر به تحمل آن هستیم حال آنکه برای دوری از آن باید مبلغی پرداخت کنیم. در ادامه به توضیح بیشتر این تعریف با چند مثال میپردازیم.
مثال اول: فرض کنید شما در یک شرکت خودروسازی کار میکنید و میخواهید از بین سهام شرکت خودتان و یک شرکت خودروسازی دیگر (کاملا مشابه با شرکت خودتان) یکی را برای سرمایهگذاری انتخاب کنید: شرکت خودتان، شرکت دیگر یا به نظرتان تفاوتی نمیکند؟ اگر شرکت دیگر را انتخاب میکنید به خواندن ادامه این مقاله نیاز ندارید زیرا مفهوم ریسک را میدانید. در غیر اینصورت پیشنهاد میکنم تا انتها با من همراه باشید.
ریسک مفهوم سادهای است، دارایی که بازده آن همبستگی (Correlation) مثبت با مصرف (Consumption) یا بطور کلی ثروت (Wealth) شما دارد دارایی ریسکی است و شما برای داشتن آن باید انتظار بازدهی بیشتر از نرخ بهره بدون ریسک داشته باشید که به آن بازده اضافی یا ریسک پریمیوم (Risk Premium) گفته میشود.
در مثال بالا همبستگی ثروت شما با سهام شرکتی که خودتان در آن کار میکنید بیشتر است بنابراین این دارایی برای شما پرریسکتر محسوب میشود و در شرایط یکسان منطقی است سهام شرکت دیگر را خریداری کنید. چرا؟ فرض کنید به هر دلیلی اتفاق پیش بینی نشده ای برای شرکت شما رخ دهد و برای مدتی تولید متوقف شود. در این صورت نه تنها ممکن است حقوق شما به تعویق بیفتد یا کارتان را از دست بدهید بلکه ارزش سهام شما نیز کاهش مییابد. یا برعکس اگر به هر دلیلی مثلا استقبال مشتریان از یکی از محصولات جدید شرکت شما، تولید و سود شرکت افزایش یابد نه تنها ممکن است حقوق و مزایای شما افزایش یابد بلکه ارزش سهام شرکت نیز افزایش مییابد. این دقیقا مفهوم ریسک در علم مدیریت مالی است.
حال سوال این است که چرا ریسک به مفهومی که عنوان شد مطلوب نیست. جواب واضح است. دوباره به مثال بالا برمیگردیم. آیا شما ترجیح میدهید هنگامی که حقوقتان به تعویق افتاده یا کارتان را از دست دادهاید (بطور کلی در شرایط بد اقتصادی به سر میبرید) سهامی داشته باشید که پر ارزش باشد یا هنگامیکه حقوق و مزایای شما افزایش پیدا کرده (به طور کلی در شرایط خوب اقتصادی به سر میبرید)؟ مسلما جواب گزینه اول است، در شرایط بد اقتصادی.
دقیقا به همین علت است که همبستگی مثبت بازده یک دارایی با ثروت شما ریسک نامیده میشود که برای افراد نامطلوب است. این امر موجب کاهش قیمت دارایی ریسکی و افزایش بازده آن میشود. درغیر اینصورت هیچ کس حاضر به خرید چنین دارایی با قیمت بالا نیست.
مفهومی که در مثال قبل از ریسک بیان شد (همان همبستگی بازده دارایی با مصرف یا ثروت) یک مفهوم پایه ای و البته بسیار دقیق از ریسک در اقتصاد و مدیریت مالی است. اما از آنجا که ثروت و یا مصرف و همچنین توابع مطلوبیت افراد با هم متفاوت بوده و اندازه گیری این پارامترها نیز در دنیای واقعی مشکل است، بنابراین مدل کردن ریسک به روش یادشده در عمل مشکل و گاه غیرکاربردی است. (علاقهمندان را به مطالعه consumption based asset pricing models with a representative agent دعوت میکنم.)
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
ریسک چیست؟ سعید حسینزاده* فرید دهدیلانی** ریسک یکی از مفاهیم اولیه، پایه ای و بسیار مهم در مدیریت مالی است که اغلب افراد حتی دانش آموختگان مدیریت مالی نیز برداشت درستی از آن ندارند. افراد در زندگی روزمره از کلمه ریسک برای بیان مفاهیم متفاوت استفاده میکنند…
ریسک چیست؟
سعید حسینزاده* فرید دهدیلانی**
(ادامه...)
به همین دلیل به این نوع نوسان اصطلاحا ریسک غیرسیستماتیک (Unsystematic Risk) یا ریسک مختص به شرکت (Firm-Specific Risk) گفته میشود.
هنگامی که ریسک وجود ندارد، بازار بازده اضافی به سرمایهگذاران نمیپردازد، زیرا سرمایهگذار منطقی با قرار دادن این سهم (سهام شرکت فرضی یادشده) و سهام شرکتهای دیگر در یک سبد سهام، میتواند نوسان بازده این شرکت را از بین برده یا تا حد زیادی کاهش دهد. با استفاده از CAPM، به علت عدم همبستگی بازده این شرکت با بازده بازار، بتا (β) این شرکت صفر بوده بنابراین بازده اضافی برای این سهم در نظر گرفته نمیشود.
به بیان دیگر میتوان گفت ریسکی که در بازار برای آن قیمت تعیین میشود (ریسک پریمیوم) تنها ریسک بازار (Market Risk) یا ریسک سیستماتیک (Systematic Risk) است که در بتای هر سهم نمود پیدا میکند. در غیر اینصورت بازار به سرمایهگذار برای تحمل ریسک غیرسیستماتیک که هیچ تاثیری بر بتای سهم ندارد هیچگونه بازده اضافی پرداخت نمیکند. البته در دنیای واقعی به خصوص بازار سهام داراییها معمولا با کل بازار همبستگی مثبت دارند و علت آن هم این است که عملکرد شرکتها از عملکرد کل بازار (کل اقتصاد) تاثیر میپذیرد. این تاثیر در برخی بخشهای صنعت کمتر و در برخی بیشتر است. به همین علت سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری در برخی شرکتها بازده اضافی کمتر و برای برخی بازده اضافی بیشتر طلب میکنند.
سوالی که ممکن است به سرعت به ذهن خطور کند این است که آیا دارایی وجود دارد که همبستگی منفی با ثروت، مصرف یا کل بازار داشته باشد؟ اگر چنین دارایی وجود داشته باشد حتما دارایی ارزشمندی است زیرا داشتن این دارایی به معنی انتقال ریسک (که امری نامطلوب است) از خریدار آن به شخص یا موسسهای است که این دارایی را فروخته است.
چنین داراییهایی را بیمه (در این مقاله بیمه مفهومی معکوس ریسک است) مینامیم. حتما این مثال را در زبان عربی شنیدهاید که «تعرف الاشیاء باضدادها». بنابراین برای شناخت بهتر ریسک بد نیست که متضاد آن یعنی بیمه (Insurance) را نیز بهتر بشناسیم.
مثال سوم: فرض کنید میخواهید خودرو خود را در مقابل تصادفاتی که منجر به مرگ میشود بیمه کنید. اگر فرض کنیم دیه یک شخص ۱۰۰ میلیون تومان است شما حاضرید برای خرید این بیمه چه مبلغی بپردازید؟ احتمالا هر شخص بسته به میزان استفاده از خودرو یا اطمینان به دقت در رانندگی خود مبلغی را در نظر میگیرد اما احتمالا حتی محتاطترین افراد نیز حاضر به پرداخت حداقل ۲۰۰ هزار تومان سالیانه برای خرید این بیمه نامه هستند. حال آنکه با توجه به آمار و ارقام مربوط به تعداد خودرو و همچنین تصادفات منجر به فوت، احتمال اینکه این اتفاق برای یک فرد رخ دهد کمتر از ۰/۰۰۲ است. در نتیجه امید ریاضی مبلغی که طی یک سال از بیمه دریافت میکنید کمتر از ۲۰۰ هزار تومان است. اما چرا افراد برای خرید چنین دارایی بیشتر از ۲۰۰ هزار تومان پرداخت میکنند؟ جواب روشن است
ادامه دارد ...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سعید حسینزاده* فرید دهدیلانی**
(ادامه...)
به همین دلیل به این نوع نوسان اصطلاحا ریسک غیرسیستماتیک (Unsystematic Risk) یا ریسک مختص به شرکت (Firm-Specific Risk) گفته میشود.
هنگامی که ریسک وجود ندارد، بازار بازده اضافی به سرمایهگذاران نمیپردازد، زیرا سرمایهگذار منطقی با قرار دادن این سهم (سهام شرکت فرضی یادشده) و سهام شرکتهای دیگر در یک سبد سهام، میتواند نوسان بازده این شرکت را از بین برده یا تا حد زیادی کاهش دهد. با استفاده از CAPM، به علت عدم همبستگی بازده این شرکت با بازده بازار، بتا (β) این شرکت صفر بوده بنابراین بازده اضافی برای این سهم در نظر گرفته نمیشود.
به بیان دیگر میتوان گفت ریسکی که در بازار برای آن قیمت تعیین میشود (ریسک پریمیوم) تنها ریسک بازار (Market Risk) یا ریسک سیستماتیک (Systematic Risk) است که در بتای هر سهم نمود پیدا میکند. در غیر اینصورت بازار به سرمایهگذار برای تحمل ریسک غیرسیستماتیک که هیچ تاثیری بر بتای سهم ندارد هیچگونه بازده اضافی پرداخت نمیکند. البته در دنیای واقعی به خصوص بازار سهام داراییها معمولا با کل بازار همبستگی مثبت دارند و علت آن هم این است که عملکرد شرکتها از عملکرد کل بازار (کل اقتصاد) تاثیر میپذیرد. این تاثیر در برخی بخشهای صنعت کمتر و در برخی بیشتر است. به همین علت سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری در برخی شرکتها بازده اضافی کمتر و برای برخی بازده اضافی بیشتر طلب میکنند.
سوالی که ممکن است به سرعت به ذهن خطور کند این است که آیا دارایی وجود دارد که همبستگی منفی با ثروت، مصرف یا کل بازار داشته باشد؟ اگر چنین دارایی وجود داشته باشد حتما دارایی ارزشمندی است زیرا داشتن این دارایی به معنی انتقال ریسک (که امری نامطلوب است) از خریدار آن به شخص یا موسسهای است که این دارایی را فروخته است.
چنین داراییهایی را بیمه (در این مقاله بیمه مفهومی معکوس ریسک است) مینامیم. حتما این مثال را در زبان عربی شنیدهاید که «تعرف الاشیاء باضدادها». بنابراین برای شناخت بهتر ریسک بد نیست که متضاد آن یعنی بیمه (Insurance) را نیز بهتر بشناسیم.
مثال سوم: فرض کنید میخواهید خودرو خود را در مقابل تصادفاتی که منجر به مرگ میشود بیمه کنید. اگر فرض کنیم دیه یک شخص ۱۰۰ میلیون تومان است شما حاضرید برای خرید این بیمه چه مبلغی بپردازید؟ احتمالا هر شخص بسته به میزان استفاده از خودرو یا اطمینان به دقت در رانندگی خود مبلغی را در نظر میگیرد اما احتمالا حتی محتاطترین افراد نیز حاضر به پرداخت حداقل ۲۰۰ هزار تومان سالیانه برای خرید این بیمه نامه هستند. حال آنکه با توجه به آمار و ارقام مربوط به تعداد خودرو و همچنین تصادفات منجر به فوت، احتمال اینکه این اتفاق برای یک فرد رخ دهد کمتر از ۰/۰۰۲ است. در نتیجه امید ریاضی مبلغی که طی یک سال از بیمه دریافت میکنید کمتر از ۲۰۰ هزار تومان است. اما چرا افراد برای خرید چنین دارایی بیشتر از ۲۰۰ هزار تومان پرداخت میکنند؟ جواب روشن است
ادامه دارد ...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
ریسک چیست؟ سعید حسینزاده* فرید دهدیلانی** (ادامه...) به همین دلیل به این نوع نوسان اصطلاحا ریسک غیرسیستماتیک (Unsystematic Risk) یا ریسک مختص به شرکت (Firm-Specific Risk) گفته میشود. هنگامی که ریسک وجود ندارد، بازار بازده اضافی به سرمایهگذاران نمیپردازد،…
ریسک چیست؟
سعید حسینزاده* فرید دهدیلانی**
(ادامه...)
پاسخ کاملا روشن است،پرهیز از ریسک.
صاحب این دارایی ریسک را که امری نامطلوب است از خود دور میکند پس باید مبلغی اضافی (ریسک پریمیوم) به سازمان بیمهگر که ریسک را تحمل میکند بپردازد. کاملا واضح است که این دارایی (بیمه) عملکردی معکوس سهام اغلب شرکتها دارد به این معنی که در شرایط خوب (عدم تصادف) عملکرد بدی داشته زیرا بازدهی ندارد اما در شرایط بد (تصادف منجر به فوت) عملکرد خوبی داشته زیرا مبلغ دیه را پرداخت میکند.
به همین دلیل است که افراد حاضر هستند برای خرید بیمه، ریسک پریمیوم بپردازند اما برای خرید سهام در بورس ریسک پریمیوم دریافت میکنند. با مثال بالا مشخص شد که چرا بیمه مفهومی کاملا معکوس ریسک است.
در این نوشتار سعی شد با استفاده از چند مثال تعریفی قابل درک از مفهوم آنچه در مدیریت مالی ریسک نامیده میشود ارائه شود. امید است بعد از مطالعه این مقاله تعریفی که از ریسک در ابتدا بیان شد واضحتر و ملموس تر به نظر برسد.
ریسک عدم قطعیتی نامطلوب است به این علت که نمیتوانیم آن را از بین ببریم، بنابراین در ازای دریافت مبلغی حاضر به تحمل آن هستیم حال آنکه برای دوری از آن باید مبلغی پرداخت کنیم.
* دانشجوی دکترای مالی
** دانشجوی کارشناسی ارشد مالی
پایان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سعید حسینزاده* فرید دهدیلانی**
(ادامه...)
پاسخ کاملا روشن است،پرهیز از ریسک.
صاحب این دارایی ریسک را که امری نامطلوب است از خود دور میکند پس باید مبلغی اضافی (ریسک پریمیوم) به سازمان بیمهگر که ریسک را تحمل میکند بپردازد. کاملا واضح است که این دارایی (بیمه) عملکردی معکوس سهام اغلب شرکتها دارد به این معنی که در شرایط خوب (عدم تصادف) عملکرد بدی داشته زیرا بازدهی ندارد اما در شرایط بد (تصادف منجر به فوت) عملکرد خوبی داشته زیرا مبلغ دیه را پرداخت میکند.
به همین دلیل است که افراد حاضر هستند برای خرید بیمه، ریسک پریمیوم بپردازند اما برای خرید سهام در بورس ریسک پریمیوم دریافت میکنند. با مثال بالا مشخص شد که چرا بیمه مفهومی کاملا معکوس ریسک است.
در این نوشتار سعی شد با استفاده از چند مثال تعریفی قابل درک از مفهوم آنچه در مدیریت مالی ریسک نامیده میشود ارائه شود. امید است بعد از مطالعه این مقاله تعریفی که از ریسک در ابتدا بیان شد واضحتر و ملموس تر به نظر برسد.
ریسک عدم قطعیتی نامطلوب است به این علت که نمیتوانیم آن را از بین ببریم، بنابراین در ازای دریافت مبلغی حاضر به تحمل آن هستیم حال آنکه برای دوری از آن باید مبلغی پرداخت کنیم.
* دانشجوی دکترای مالی
** دانشجوی کارشناسی ارشد مالی
پایان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅آشنایی با قرارداد های اختیار معامله
💠قضیهی تالس و اولین قرارداد اختیار معامله
ارسطو در کتاب سیاست، داستانی راجع به تالس نقل میکند:
🔻تالس، فیلسوف و ریاضیدان یونان باستان در میلتوس زندگی میکرد. شهر میلتوس واقع در آسیای صغیر از مراکز مهم تجاری یونان محسوب میشد، و محل رفت و آمد تاجران فنیقی بود. محصول عمدهی کشاورزی میلتوس زیتون بود. روغن زیتون بخش مهمی از رژیم غذایی ساکنان مدیترانه را تشکیل میداد، و احتمالا به لحاظ تجاری برای شهر اهمیتی استراتژیک داشت.
🔻با وجودی که تالس در شهری تجاری زندگی میکرد، به سبک اغلب فلاسفه آدم آسوپاسی بود. بسیاری از مردم به او احترام میگذاشتند، و برخی نیز، علیالخصوص تاجران ثروتمند شهر، چپوراست تالس را آماج نیش و کنایههای خود قرار میدادند: "کسانی که کاری بلدند، انجام میدهند، دیگران فلسفه میبافند." این جملات مانند پتک بر سر تالس فرود میآمد. او از این وضع خسته شده بود، و سرانجام تصمیم گرفت وارد حوزهی کاسبی شود.
🔻در آن روزگار چند سالی میشد که بهدلیل آب و هوای نامساعد سطح تولید زیتون در میلتوس کاهش یافته بود. در یکی از سالها تالس در فصل زمستان سرمایهی اندکی دستوپا کرد و با مالکان دستگاههای روغنکشی زیتون وارد معامله شد. او با پیشپرداختی ناچیز، هر دستگاهی را که در میلتوس و جزیرهی چیوز ( در همسایگی میلتوس) یافت با قیمتهای نسبتاً ارزان برای فصل درو اجاره کرد. از قضا محصول آن سال بهطور فوقالعادهای پربار از آب درآمد؛ تقاضا برای دستگاههای روغنکشی بالا گرفت، و انحصار عرضه در دستان تالس افتاد. او با مالکان دستگاهها وارد مذاکره شد، و حق استفادهی خود را برای فصل درو با قیمتهای بسیار بالایی به آنها واگذار کرد. تالس پول هنگفتی به جیب زد، و دوباره به فلسفه روی آورد.
🔸ارسطو تعبیری اینچنینی از داستان تالس دارد:
به خاطر تسلطی که به دانش نجوم داشت، در حالی که هنوز زمستان تمام نشده بخوبی میدانست که محصول زیتون بسیار پربار خواهد بود.
آیا واقعاً تالس به اتکای دانش خود چنین معاملهای کرد؟ آیا او در صدهی ۶۰۰ قبل از میلاد، چیزی میدانست که بشر در هزارهی سوم پس از میلاد نیز به آن دست نیافته است؟
🔸نسیم طالب تعبیر دیگری از داستان دارد:
تالس معاملهاش را نه به اتکای دانش خود، بلکه بر پایهی نقص دانش بشر طراحی کرد. او همانند دیگران چیزی از آیندهی محصول زیتون نمیدانست، ولی خوب میدانست که اگر محصول پرثمر نباشد، معاملهاش پرضرر نخواهد شد. او میدانست که در حالتهای نامساعد، خودش به اختیار سراغی از دستگاههای روغنکشی نمیگیرد، ولی در حالتهای مساعد، دیگران بهاجبار سراغ دستگاهها را از او میگیرند. تالس با مالکان دستگاهها وارد بازیای با پیامدهای نامتقارن شد: اگر شیر ظاهر شود، سود من دندانگیر است، و اگر خط بیاید، ضرر من چشمگیر نیست.
🔹قرارداد تالس با مالکان دستگاههای روغنکشی که در بازار کالا منعقد شد، نمونهی کامل ابزاری است که در بازار مالی به آن اختیارمعامله میگویند.
تالس اختیارمعاملهای ارزان از مالکان خرید؛ اختیاری که تا حد زیادی نیاز به پیشبینی را از عهدهی او ساقط میکرد؛ اختیاری که او را با ریسک شکار روباه، و افتخار شکار شیر مواجه می کرد. فیلسوف عهد باستان معاملهای کرد که از بابت نسبت ریسک-بازده بسیار شبیه قضیهی معروفش در مثلثات است: نسبت جزء به کل؛ نسبت ریسک جزئی به بازدهی کلی. تالس البته در معاملهاش خوشاقبال بود، ولی نسبت به بداقبالی هم شکننده نبود.
✅بازیگران زیرک دائماً اختیارهای ارزندهی ارزانقیمت را در بازارها جستجو میکنند. آنها اگرچه چیز ویژهای از آینده نمیدانند، در بلندمدت نسبت به عدماطمینانها شکننده نمیمانند. بازیگرانی که به امید ثبات شرایط مرتباً اختیارهای ارزنده را ارزان میفروشند ( مالکان دستگاهها)، در بلندمدت در مواجهه با نوسانات بازار زنده نمیمانند. گروه اول مختارند که تصمیم بگیرند، و گروه دوم مجبورند شرایط را بپذیرند؛ آنها اختیاری را ارزان خریدهاند، و اینها تعهد گرانی را زیرقیمت فروختهاند؛ آنها عاشق نوسانند، و اینها از نوسان گریزانند.
☑سرمایهگذاران بزرگ نه اساساً بهدلیل پیشبینیهای فوقالعادهشان، بلکه به این خاطر موفق میشوند که مجال مییابند فرصتهای بیشماری را بیازمایند. آنها رخصت اشتباهات کوچک و متعدد را برای خود فراهم میکنند، تا فرصت آزمون و خطا را از دست ندهند. آنها میدانند که حریف عدماطمینان نمیشوند، و خود را با شدت کمتری در معرض آن قرار میدهند؛ آنها از وقوع زلزله چیزی نمیدانند و زیر سقفهای نامطمئن نمیخوابند. آنها نه بهخاطر پیشبینیهای جذاب، بلکه بهدلیل جذابیتهای معامله، وارد بازی میشوند.
منبع: قلمرو مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💠قضیهی تالس و اولین قرارداد اختیار معامله
ارسطو در کتاب سیاست، داستانی راجع به تالس نقل میکند:
🔻تالس، فیلسوف و ریاضیدان یونان باستان در میلتوس زندگی میکرد. شهر میلتوس واقع در آسیای صغیر از مراکز مهم تجاری یونان محسوب میشد، و محل رفت و آمد تاجران فنیقی بود. محصول عمدهی کشاورزی میلتوس زیتون بود. روغن زیتون بخش مهمی از رژیم غذایی ساکنان مدیترانه را تشکیل میداد، و احتمالا به لحاظ تجاری برای شهر اهمیتی استراتژیک داشت.
🔻با وجودی که تالس در شهری تجاری زندگی میکرد، به سبک اغلب فلاسفه آدم آسوپاسی بود. بسیاری از مردم به او احترام میگذاشتند، و برخی نیز، علیالخصوص تاجران ثروتمند شهر، چپوراست تالس را آماج نیش و کنایههای خود قرار میدادند: "کسانی که کاری بلدند، انجام میدهند، دیگران فلسفه میبافند." این جملات مانند پتک بر سر تالس فرود میآمد. او از این وضع خسته شده بود، و سرانجام تصمیم گرفت وارد حوزهی کاسبی شود.
🔻در آن روزگار چند سالی میشد که بهدلیل آب و هوای نامساعد سطح تولید زیتون در میلتوس کاهش یافته بود. در یکی از سالها تالس در فصل زمستان سرمایهی اندکی دستوپا کرد و با مالکان دستگاههای روغنکشی زیتون وارد معامله شد. او با پیشپرداختی ناچیز، هر دستگاهی را که در میلتوس و جزیرهی چیوز ( در همسایگی میلتوس) یافت با قیمتهای نسبتاً ارزان برای فصل درو اجاره کرد. از قضا محصول آن سال بهطور فوقالعادهای پربار از آب درآمد؛ تقاضا برای دستگاههای روغنکشی بالا گرفت، و انحصار عرضه در دستان تالس افتاد. او با مالکان دستگاهها وارد مذاکره شد، و حق استفادهی خود را برای فصل درو با قیمتهای بسیار بالایی به آنها واگذار کرد. تالس پول هنگفتی به جیب زد، و دوباره به فلسفه روی آورد.
🔸ارسطو تعبیری اینچنینی از داستان تالس دارد:
به خاطر تسلطی که به دانش نجوم داشت، در حالی که هنوز زمستان تمام نشده بخوبی میدانست که محصول زیتون بسیار پربار خواهد بود.
آیا واقعاً تالس به اتکای دانش خود چنین معاملهای کرد؟ آیا او در صدهی ۶۰۰ قبل از میلاد، چیزی میدانست که بشر در هزارهی سوم پس از میلاد نیز به آن دست نیافته است؟
🔸نسیم طالب تعبیر دیگری از داستان دارد:
تالس معاملهاش را نه به اتکای دانش خود، بلکه بر پایهی نقص دانش بشر طراحی کرد. او همانند دیگران چیزی از آیندهی محصول زیتون نمیدانست، ولی خوب میدانست که اگر محصول پرثمر نباشد، معاملهاش پرضرر نخواهد شد. او میدانست که در حالتهای نامساعد، خودش به اختیار سراغی از دستگاههای روغنکشی نمیگیرد، ولی در حالتهای مساعد، دیگران بهاجبار سراغ دستگاهها را از او میگیرند. تالس با مالکان دستگاهها وارد بازیای با پیامدهای نامتقارن شد: اگر شیر ظاهر شود، سود من دندانگیر است، و اگر خط بیاید، ضرر من چشمگیر نیست.
🔹قرارداد تالس با مالکان دستگاههای روغنکشی که در بازار کالا منعقد شد، نمونهی کامل ابزاری است که در بازار مالی به آن اختیارمعامله میگویند.
تالس اختیارمعاملهای ارزان از مالکان خرید؛ اختیاری که تا حد زیادی نیاز به پیشبینی را از عهدهی او ساقط میکرد؛ اختیاری که او را با ریسک شکار روباه، و افتخار شکار شیر مواجه می کرد. فیلسوف عهد باستان معاملهای کرد که از بابت نسبت ریسک-بازده بسیار شبیه قضیهی معروفش در مثلثات است: نسبت جزء به کل؛ نسبت ریسک جزئی به بازدهی کلی. تالس البته در معاملهاش خوشاقبال بود، ولی نسبت به بداقبالی هم شکننده نبود.
✅بازیگران زیرک دائماً اختیارهای ارزندهی ارزانقیمت را در بازارها جستجو میکنند. آنها اگرچه چیز ویژهای از آینده نمیدانند، در بلندمدت نسبت به عدماطمینانها شکننده نمیمانند. بازیگرانی که به امید ثبات شرایط مرتباً اختیارهای ارزنده را ارزان میفروشند ( مالکان دستگاهها)، در بلندمدت در مواجهه با نوسانات بازار زنده نمیمانند. گروه اول مختارند که تصمیم بگیرند، و گروه دوم مجبورند شرایط را بپذیرند؛ آنها اختیاری را ارزان خریدهاند، و اینها تعهد گرانی را زیرقیمت فروختهاند؛ آنها عاشق نوسانند، و اینها از نوسان گریزانند.
☑سرمایهگذاران بزرگ نه اساساً بهدلیل پیشبینیهای فوقالعادهشان، بلکه به این خاطر موفق میشوند که مجال مییابند فرصتهای بیشماری را بیازمایند. آنها رخصت اشتباهات کوچک و متعدد را برای خود فراهم میکنند، تا فرصت آزمون و خطا را از دست ندهند. آنها میدانند که حریف عدماطمینان نمیشوند، و خود را با شدت کمتری در معرض آن قرار میدهند؛ آنها از وقوع زلزله چیزی نمیدانند و زیر سقفهای نامطمئن نمیخوابند. آنها نه بهخاطر پیشبینیهای جذاب، بلکه بهدلیل جذابیتهای معامله، وارد بازی میشوند.
منبع: قلمرو مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم
سفته بازی چیست؟
سفته باز کیست؟
چرا با وجود رونق در بازار سرمایه،رونق در اقتصاد به وجود نمیآید؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سفته بازی چیست؟
سفته باز کیست؟
چرا با وجود رونق در بازار سرمایه،رونق در اقتصاد به وجود نمیآید؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آربیتراژ چیست؟
به کسب سود از طریق اختلاف قیمت در دو بازار مختلف آربیتراژ میگویند. این اختلاف میتواند از لحاظ زمانی باشد مثل بازار نقد و آتی، و هم از نظر مکانی مثل تفاوت نرخ در دو بازار در مکانهای جغرافیایی متفاوت باشد. یکپارچگی بازارهای مالی امکان آربیتراژ به علت اختلاف در مکان بازار را تقریبا به صفر رسانده است.
این نوع آربیتراژ در بازارهای کالایی به علت وجود هزینه نگهداری و حمل و نقل و... که باعث ایجاد قیمتهای متفاوت برای یک کالا میشود، اتفاق میافتد.
اما اختلاف به علت تفاوت در زمان، فرصت آربیتراژی را برای هم بازارهای مالی و کالایی از طریق قرارداد آتی ایجاد میکند.
آربیتراژ در بازار آتی سهام زمانی اتفاق میافتد که فرد با حذف ریسک نوسانات قیمت در طول زمان سهم پایه را در یک بازار (نقد و آتی) خریده و در بازار دیگر به فروش
برساند.
• قیمتهای بازار آتی بالاتر از نقد باشد: آربیتراژگر میتواند سهم پایه را در بازار نقد خریده و به طور همزمان در بازار آتی با قیمت مشخص به فروش برساند.
خرید سهم به تعداد ۱۰۰۰۰ به قیمت ۳۰۰۰ ریال در بازار نقد و فروش یک قرارداد سایپا (هر قرارداد در نماد سایپا شامل ۱۰۰۰۰ سهم است) در بازار آتی به قیمت ۴۰۰۰ ریال:
سود ناخالص
ریال ۱.۰۰۰.۰۰۰ = ۱۰.۰۰۰ × (۳.۰۰۰ - ۴.۰۰۰)
کارمزد خرید در بازار نقد
۱۴۸.۸۰۰= ۰۰۴۹۶/۰ × (۱۰.۰۰۰ × ۳.۰۰۰)
کارمزد فروش در بازار آتی
۱۹۸.۴۰۰ = ۰۰۴۹۶/۰ × (۱۰.۰۰۰ × ۴.۰۰۰)
مالیات فروش کارمزد تسویه
۴۰۰.۰۰۰ = (۰۰۵/۰ + ۰۰۵/۰) × (۱۰.۰۰۰ × ۴.۰۰۰)
کارمزد ورود به دوره تسویه و مالیات فروش
(سود خالص) ۹.۲۵۲.۸۰۰ = (۴۰۰.۰۰۰ + ۱۹۸.۴۰۰ + ۱۴۸.۸۰۰) - ۱۰۰۰۰۰۰۰ (سود ناخالص)
در مثال فوق سود حاصل از آربیتراژ ۹,۲۵۲,۸۰۰ریال میباشد که با توجه به سرمایه مورد نیاز شامل ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال بابت خرید سهم از بازار نقد و ۵,۶۰۰,۰۰۰ ریال بابت وجه تضمین اتخاذ موقعیت باز سایپا ۰۴ در بازارآتی بازده این سرمایهگذاری برابر با ۲۶ درصد است.
تاثیر تصمیمات شرکتی بر دارندگان موقعیتهای باز
همزمان با بسته شدن سهم در بازار نقد، در بازار آتی نیز معاملات روی نمادهای مربوط به سهم یادشده، در تمام سررسیدها تا زمان باز شدن در بازار نقد متوقف میشود.
الف) اگر شرکت اقدام به تقسیم سود کند: بر خلاف رویه متداول در بورسها، در بورس تهران به منظور حذف ریسک پیشبینی سود (انحراف سود مورد انتظار از سود مصوب ناشر در مجمع) قبل از باز شدن نماد سهم در بازار آتی، از آخرین قیمت تسویه روزانه، سود مصوب کسر میشود. این تغییر در قیمت تسویه در حساب طرفین قرارداد لحاظ نمی شود در نتیجه مشارکتکنندگان بازار (در صورتی که برگزاری مجمع طی دوره باشد) برای تعیین ارزش آتی سهم به منظور ثبت سفارش در بازار آتی نباید سود تقسیمی را از قیمت کسر کنند.
مثال کاربردی:
اتخاذ موقعیت خرید با قیمت ۴۰۰۰ ریال
آخرین قیمت تسویه قبل از برگزاری مجمع ۴۵۰۰ریال
سود تقسیمی در مجمع ۶۰۰ ریال
تعدیل در قیمت تسویه به صورت زیر محاسبه میشود:
ریال ۳۹۰۰ = ۶۰۰- ۴۵۰۰
(با تغییر قیمت تسویه به علت تصمیمات شرکتی در حساب عملیاتی دارندگان موقعیت باز، تغییری اعمال نمیشود)
در صورتی که بعد از بازگشایی نماد، معاملات روی قیمتی بالاتر انجام شود (مثلا ۴۲۰۰ ریال) نحوه محاسبه سود و زیان روزانه برای دارندگان موقعیت خرید از ابتدای اتخاذ موقعیت به شرح زیر است:
ریال ۵۰۰= ۴۰۰۰ - ۴۵۰۰
+ سود واریز شده به حساب خریدار قبل از برگزاری مجمع به ازای هر سهم
+ تغییر در قیمت تسویه از ۴۵۰۰ به ۳۹۰۰ بدون تغییر در حساب مشتری
+ افزایش قیمت تسویه از ۳۹۰۰ به ۴۲۰۰ ۳۰۰= ۳۹۰۰-۴۲۰۰
یعنی با اخذ موقعیت خرید روی قیمت ۴۰۰۰ ریال با حساب آخرین قیمت تسویه ۴۲۰۰ در حساب مشتری دارنده موقعیت خرید مبلغ ۸۰۰ ریال واریز شده است و میتوان این طور در نظر گرفت که به حساب خریدار علاوه بر واریز مابهالتفاوت قیمت خرید و آخرین قیمت تسویه سود تقسیمی مجمع نیز واریز میشود.
ب) اگر شرکت اقدام به افزایش سرمایه کند:
افزایش سرمایه ناشر سهم پایه منجر به تعدیل آخرین قیمت تسویه روزانه و اندازه قرارداد آتی میشود. در اینصورت، بورس پیش از بازگشایی نماد معاملاتی قراردادهای سهم پایه، تعدیلات لازم را انجام میدهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
به کسب سود از طریق اختلاف قیمت در دو بازار مختلف آربیتراژ میگویند. این اختلاف میتواند از لحاظ زمانی باشد مثل بازار نقد و آتی، و هم از نظر مکانی مثل تفاوت نرخ در دو بازار در مکانهای جغرافیایی متفاوت باشد. یکپارچگی بازارهای مالی امکان آربیتراژ به علت اختلاف در مکان بازار را تقریبا به صفر رسانده است.
این نوع آربیتراژ در بازارهای کالایی به علت وجود هزینه نگهداری و حمل و نقل و... که باعث ایجاد قیمتهای متفاوت برای یک کالا میشود، اتفاق میافتد.
اما اختلاف به علت تفاوت در زمان، فرصت آربیتراژی را برای هم بازارهای مالی و کالایی از طریق قرارداد آتی ایجاد میکند.
آربیتراژ در بازار آتی سهام زمانی اتفاق میافتد که فرد با حذف ریسک نوسانات قیمت در طول زمان سهم پایه را در یک بازار (نقد و آتی) خریده و در بازار دیگر به فروش
برساند.
• قیمتهای بازار آتی بالاتر از نقد باشد: آربیتراژگر میتواند سهم پایه را در بازار نقد خریده و به طور همزمان در بازار آتی با قیمت مشخص به فروش برساند.
خرید سهم به تعداد ۱۰۰۰۰ به قیمت ۳۰۰۰ ریال در بازار نقد و فروش یک قرارداد سایپا (هر قرارداد در نماد سایپا شامل ۱۰۰۰۰ سهم است) در بازار آتی به قیمت ۴۰۰۰ ریال:
سود ناخالص
ریال ۱.۰۰۰.۰۰۰ = ۱۰.۰۰۰ × (۳.۰۰۰ - ۴.۰۰۰)
کارمزد خرید در بازار نقد
۱۴۸.۸۰۰= ۰۰۴۹۶/۰ × (۱۰.۰۰۰ × ۳.۰۰۰)
کارمزد فروش در بازار آتی
۱۹۸.۴۰۰ = ۰۰۴۹۶/۰ × (۱۰.۰۰۰ × ۴.۰۰۰)
مالیات فروش کارمزد تسویه
۴۰۰.۰۰۰ = (۰۰۵/۰ + ۰۰۵/۰) × (۱۰.۰۰۰ × ۴.۰۰۰)
کارمزد ورود به دوره تسویه و مالیات فروش
(سود خالص) ۹.۲۵۲.۸۰۰ = (۴۰۰.۰۰۰ + ۱۹۸.۴۰۰ + ۱۴۸.۸۰۰) - ۱۰۰۰۰۰۰۰ (سود ناخالص)
در مثال فوق سود حاصل از آربیتراژ ۹,۲۵۲,۸۰۰ریال میباشد که با توجه به سرمایه مورد نیاز شامل ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال بابت خرید سهم از بازار نقد و ۵,۶۰۰,۰۰۰ ریال بابت وجه تضمین اتخاذ موقعیت باز سایپا ۰۴ در بازارآتی بازده این سرمایهگذاری برابر با ۲۶ درصد است.
تاثیر تصمیمات شرکتی بر دارندگان موقعیتهای باز
همزمان با بسته شدن سهم در بازار نقد، در بازار آتی نیز معاملات روی نمادهای مربوط به سهم یادشده، در تمام سررسیدها تا زمان باز شدن در بازار نقد متوقف میشود.
الف) اگر شرکت اقدام به تقسیم سود کند: بر خلاف رویه متداول در بورسها، در بورس تهران به منظور حذف ریسک پیشبینی سود (انحراف سود مورد انتظار از سود مصوب ناشر در مجمع) قبل از باز شدن نماد سهم در بازار آتی، از آخرین قیمت تسویه روزانه، سود مصوب کسر میشود. این تغییر در قیمت تسویه در حساب طرفین قرارداد لحاظ نمی شود در نتیجه مشارکتکنندگان بازار (در صورتی که برگزاری مجمع طی دوره باشد) برای تعیین ارزش آتی سهم به منظور ثبت سفارش در بازار آتی نباید سود تقسیمی را از قیمت کسر کنند.
مثال کاربردی:
اتخاذ موقعیت خرید با قیمت ۴۰۰۰ ریال
آخرین قیمت تسویه قبل از برگزاری مجمع ۴۵۰۰ریال
سود تقسیمی در مجمع ۶۰۰ ریال
تعدیل در قیمت تسویه به صورت زیر محاسبه میشود:
ریال ۳۹۰۰ = ۶۰۰- ۴۵۰۰
(با تغییر قیمت تسویه به علت تصمیمات شرکتی در حساب عملیاتی دارندگان موقعیت باز، تغییری اعمال نمیشود)
در صورتی که بعد از بازگشایی نماد، معاملات روی قیمتی بالاتر انجام شود (مثلا ۴۲۰۰ ریال) نحوه محاسبه سود و زیان روزانه برای دارندگان موقعیت خرید از ابتدای اتخاذ موقعیت به شرح زیر است:
ریال ۵۰۰= ۴۰۰۰ - ۴۵۰۰
+ سود واریز شده به حساب خریدار قبل از برگزاری مجمع به ازای هر سهم
+ تغییر در قیمت تسویه از ۴۵۰۰ به ۳۹۰۰ بدون تغییر در حساب مشتری
+ افزایش قیمت تسویه از ۳۹۰۰ به ۴۲۰۰ ۳۰۰= ۳۹۰۰-۴۲۰۰
یعنی با اخذ موقعیت خرید روی قیمت ۴۰۰۰ ریال با حساب آخرین قیمت تسویه ۴۲۰۰ در حساب مشتری دارنده موقعیت خرید مبلغ ۸۰۰ ریال واریز شده است و میتوان این طور در نظر گرفت که به حساب خریدار علاوه بر واریز مابهالتفاوت قیمت خرید و آخرین قیمت تسویه سود تقسیمی مجمع نیز واریز میشود.
ب) اگر شرکت اقدام به افزایش سرمایه کند:
افزایش سرمایه ناشر سهم پایه منجر به تعدیل آخرین قیمت تسویه روزانه و اندازه قرارداد آتی میشود. در اینصورت، بورس پیش از بازگشایی نماد معاملاتی قراردادهای سهم پایه، تعدیلات لازم را انجام میدهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ در سال جاری مطالبی به درخواست های مکرر اعضای کانال إن شاء الله تعالی در مورد آن خواهم نوشت:
🔹بررسی کلی انواع قراردادها
⚫️بررسی عمیق تر ریسک و مفهوم ریسک و چگونگی شناخت ریسک
(این بخش از اساس در پروژه های عمرانی و قراردادهای مرسوم (همانند قراردادهای تیپ سازمان برنامه و بودجه) وجود ندارد و خواهیم دید اصلی ترین دلیل مطالبات معوق پیمانکاران و پروژه های ناتمام دولت همین مطلب است)
🔸بررسی دقیق قراردادهای اختیار معامله از جنبه های فقهی، حقوقی و محاسباتی جهت بررسی تحلیلی نظر شورای فقهی بورس
🔹کاربردها و استفاده از قراردادهای اختیار معامله و انواع آن
سایر بخش ها مانند آموزش های اقتصادی، فیلم های آموزشی، نرم افزار ها، کتب و جزوات در جای خود باقی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹بررسی کلی انواع قراردادها
⚫️بررسی عمیق تر ریسک و مفهوم ریسک و چگونگی شناخت ریسک
(این بخش از اساس در پروژه های عمرانی و قراردادهای مرسوم (همانند قراردادهای تیپ سازمان برنامه و بودجه) وجود ندارد و خواهیم دید اصلی ترین دلیل مطالبات معوق پیمانکاران و پروژه های ناتمام دولت همین مطلب است)
🔸بررسی دقیق قراردادهای اختیار معامله از جنبه های فقهی، حقوقی و محاسباتی جهت بررسی تحلیلی نظر شورای فقهی بورس
🔹کاربردها و استفاده از قراردادهای اختیار معامله و انواع آن
سایر بخش ها مانند آموزش های اقتصادی، فیلم های آموزشی، نرم افزار ها، کتب و جزوات در جای خود باقی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم
american call option
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
american call option
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم
american put option
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
american put option
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Market Risk Measurment and Management.pdf
3.9 MB
اندازه گیری ریسک بازار، حسین عبده تبریزی و میثم رادپور
🔹با سپاس از مهندس رادپور عزیز برای در اختیار قرار دادن این فایل🌹
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹با سپاس از مهندس رادپور عزیز برای در اختیار قرار دادن این فایل🌹
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅مفهوم ریسک
هر یک از محققان از واژه ریسک، تعریف خاص مورد نظر خود را با اقامه دلایل و مباحث گسترده مطرح کرده اند. البته در علوم انسانی و به خصوص علوم مدیریت، این تنوع نظر عادی به نظر می رسد. با این وجود، می توان ادعا کرد در همه این تعاریف، موقعیت های توأم با ریسک سه عامل مشترک دارد:
🔵 عمل یا اقدام بیش از یک نتیجه به بار می آورد.
🔵 تا زمان ملموس شدن نتایج، از حصول هیچ یک از آن ها آگاهی قطعی در دست نیست.
🔵 حداقل یکی از نتایج ممکن الوقوع، پیامدهای نسبتاً نامطلوبی به همراه دارد.
پس عدم اطمینان از نتایج عمل و قرار گرفتن در معرض این عدم اطمینان از مهمترین مؤلفه های تشکیل دهنده انواع ریسک هاست.
در برخی موارد به طور کلی در مورد چگونگی نتایج آینده اطلاعی در دست نداریم و در موارد دیگر با فرض آشنایی با گزینه های مختلف نتایج آتی، بر پایه تجربه و حدس، تقریب هایی در مورد امکان وقوع هر یک به دست می آوریم. در حالت هایی خاص نیز مشروط به حاضر بودن پیش فرض هایی که آن حالت خاص را ساخته است، می توان با استفاده از فنون آماری و قوانین احتمالات، با دقت نسبی، شناخت دقیق ترس از احتمال وقوع این نتایج به دست آورد. بدیهی است با حرکت از عدم عدم اطمینان کامل به سوی عدم اطمینان نسبی آن ها، میزان ریسک نیز کمتر می شود.
در بسیاری موارد با روش های زیادی به اسم کاهش ریسک مواجه هستیم که بیشتر جنبه های ظاهری دارد.
مثلا اگر ملاک را ریسک مارکوئیتزی قرار دهیم، بعضی متدها می خواهند با پاک کن معمولی یکی از نقطه که با خودکار بوجود آمده را پاک کنند. شاید به ظاهر توفیقاتی داشته باشند اما در واقع نقطه و اثرات آن کاملا باقی مانده است.
به صورت واضح متدهایی که تحت عنوان مدیریت ریسک در پروژه ها انجام می شود از آنجایی که بر اساس مدل بومی پروژه های ما نیست صرفاً جنبه ی داستانی دارد و می بینیم که کماکان میانگین شکست پروژه هایی که از این متدها استفاده کرده اند با پروژه هایی که استفاده نکرده اند اختلاف معنا داری ندارد. در مواردی حتی شکست بدتری هم داشته اند بخاطر هزینه های اجرای این متدها!
این بدان معناست که ما:
1⃣اولا شدیدا ابزار زده شده ایم(همچون حوزه های کیفیت)
2⃣ثانیاً استفاده صحیح از ابزارها را نمی دانیم
3⃣ثالثا اعداد روی کاغذ برای ما به هدف نهایی تبدیل شده بی آنکه واقعیت مهم باشد
4⃣رابعاً اینکه از بازخوردهای تصمیماتمان بی اطلاعیم و...
در این باب بیشتر خواهم نوشت...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
هر یک از محققان از واژه ریسک، تعریف خاص مورد نظر خود را با اقامه دلایل و مباحث گسترده مطرح کرده اند. البته در علوم انسانی و به خصوص علوم مدیریت، این تنوع نظر عادی به نظر می رسد. با این وجود، می توان ادعا کرد در همه این تعاریف، موقعیت های توأم با ریسک سه عامل مشترک دارد:
🔵 عمل یا اقدام بیش از یک نتیجه به بار می آورد.
🔵 تا زمان ملموس شدن نتایج، از حصول هیچ یک از آن ها آگاهی قطعی در دست نیست.
🔵 حداقل یکی از نتایج ممکن الوقوع، پیامدهای نسبتاً نامطلوبی به همراه دارد.
پس عدم اطمینان از نتایج عمل و قرار گرفتن در معرض این عدم اطمینان از مهمترین مؤلفه های تشکیل دهنده انواع ریسک هاست.
در برخی موارد به طور کلی در مورد چگونگی نتایج آینده اطلاعی در دست نداریم و در موارد دیگر با فرض آشنایی با گزینه های مختلف نتایج آتی، بر پایه تجربه و حدس، تقریب هایی در مورد امکان وقوع هر یک به دست می آوریم. در حالت هایی خاص نیز مشروط به حاضر بودن پیش فرض هایی که آن حالت خاص را ساخته است، می توان با استفاده از فنون آماری و قوانین احتمالات، با دقت نسبی، شناخت دقیق ترس از احتمال وقوع این نتایج به دست آورد. بدیهی است با حرکت از عدم عدم اطمینان کامل به سوی عدم اطمینان نسبی آن ها، میزان ریسک نیز کمتر می شود.
در بسیاری موارد با روش های زیادی به اسم کاهش ریسک مواجه هستیم که بیشتر جنبه های ظاهری دارد.
مثلا اگر ملاک را ریسک مارکوئیتزی قرار دهیم، بعضی متدها می خواهند با پاک کن معمولی یکی از نقطه که با خودکار بوجود آمده را پاک کنند. شاید به ظاهر توفیقاتی داشته باشند اما در واقع نقطه و اثرات آن کاملا باقی مانده است.
به صورت واضح متدهایی که تحت عنوان مدیریت ریسک در پروژه ها انجام می شود از آنجایی که بر اساس مدل بومی پروژه های ما نیست صرفاً جنبه ی داستانی دارد و می بینیم که کماکان میانگین شکست پروژه هایی که از این متدها استفاده کرده اند با پروژه هایی که استفاده نکرده اند اختلاف معنا داری ندارد. در مواردی حتی شکست بدتری هم داشته اند بخاطر هزینه های اجرای این متدها!
این بدان معناست که ما:
1⃣اولا شدیدا ابزار زده شده ایم(همچون حوزه های کیفیت)
2⃣ثانیاً استفاده صحیح از ابزارها را نمی دانیم
3⃣ثالثا اعداد روی کاغذ برای ما به هدف نهایی تبدیل شده بی آنکه واقعیت مهم باشد
4⃣رابعاً اینکه از بازخوردهای تصمیماتمان بی اطلاعیم و...
در این باب بیشتر خواهم نوشت...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ ارزشيابی كاربردي سهام و معادله اساسي ارزش
✍🏻 عباس گمار
تاكنون، به بيان مواردي نظير آموخته هاي اجرايي ارزشيابي سهام و معادل يابي واژه لاتين Valuation پرداخته شد.
حال، قصد داريم به مفاهيم عملياتي و كاربردي ارزشيابي سهام در ايران بپردازيم كه اين نوشته سرآغاز سلسله نوشتارهايي درباره ارزشيابي سهام و چالش هاي انجام آن در كشور خواهد بود.
به طور كلي، رويكردهاي ارزشيابي سهام به سه دسته تنزيل جريان نقدي (DCF)، ضرائب قيمتي يا به عبارتي عرف بازار (Multiples) و خالص ارزش روز دارايي ها (Net Asset Value) تقسيم مي شود. مطالب اين نوشته با رويكرد تنزيل جريان نقدي آغاز مي شود:
ارزش سهام (چه شركت و چه استارتاپ) از سه بخش (١) ارزش عملياتي، (٢) ارزش غيرعملياتي و (٣) ارزش آپشن يا به عبارتي پتاسيل تشكيل شده است.
به بيان رياضي، ارزش سهام حاصل يك سري كسر (بخش اول ارزش) و دو عدد ثابت (بخش دوم و سوم) مي باشد:
ارزش بخش عملياتي حاصل عوامل پنج گانه فروش، هزينه ها، خالص سرمايه در گردش، خالص مخارج سرمايه اي و هزينه سرمايه (با تسامح ريسك) شركت است. چهار عامل اول در صورت كسر فوق الذكر و عامل پنجم در مخرج كسر مذكور قرار مي گيرد.
ارزش بخش غيرعملياتي ناشي از خالص دارايي هاي غيرعملياتي شركت نظير زمين ها و ساختمان هاي آن است كه در عمليات آن مورد استفاده قرار نمي گيرد.
ارزش آپشن ها شامل تصميماتي مي شود كه شركت در آينده مي تواند در كسب و كارش اخذ نمايد و هم اكنون اختيار آن را در دست دارد.
ما اين سيستم ارزشيابي سهام را سيستم ٥-١-١ (پنج، يك، يك) مي ناميم.
در نوشته روزهاي آينده از سلسله نوشتار #ارزشيابي_كاربردي_سهام_و_معادله_اساسي_ارزش به عامل پنجم بخش عملياتي يعني هزينه سرمايه و عوامل بنيادي مؤثر بر آن پرداخته مي شود.
منبع: شبکه کارشناسان ارزشیابی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 عباس گمار
تاكنون، به بيان مواردي نظير آموخته هاي اجرايي ارزشيابي سهام و معادل يابي واژه لاتين Valuation پرداخته شد.
حال، قصد داريم به مفاهيم عملياتي و كاربردي ارزشيابي سهام در ايران بپردازيم كه اين نوشته سرآغاز سلسله نوشتارهايي درباره ارزشيابي سهام و چالش هاي انجام آن در كشور خواهد بود.
به طور كلي، رويكردهاي ارزشيابي سهام به سه دسته تنزيل جريان نقدي (DCF)، ضرائب قيمتي يا به عبارتي عرف بازار (Multiples) و خالص ارزش روز دارايي ها (Net Asset Value) تقسيم مي شود. مطالب اين نوشته با رويكرد تنزيل جريان نقدي آغاز مي شود:
ارزش سهام (چه شركت و چه استارتاپ) از سه بخش (١) ارزش عملياتي، (٢) ارزش غيرعملياتي و (٣) ارزش آپشن يا به عبارتي پتاسيل تشكيل شده است.
به بيان رياضي، ارزش سهام حاصل يك سري كسر (بخش اول ارزش) و دو عدد ثابت (بخش دوم و سوم) مي باشد:
ارزش بخش عملياتي حاصل عوامل پنج گانه فروش، هزينه ها، خالص سرمايه در گردش، خالص مخارج سرمايه اي و هزينه سرمايه (با تسامح ريسك) شركت است. چهار عامل اول در صورت كسر فوق الذكر و عامل پنجم در مخرج كسر مذكور قرار مي گيرد.
ارزش بخش غيرعملياتي ناشي از خالص دارايي هاي غيرعملياتي شركت نظير زمين ها و ساختمان هاي آن است كه در عمليات آن مورد استفاده قرار نمي گيرد.
ارزش آپشن ها شامل تصميماتي مي شود كه شركت در آينده مي تواند در كسب و كارش اخذ نمايد و هم اكنون اختيار آن را در دست دارد.
ما اين سيستم ارزشيابي سهام را سيستم ٥-١-١ (پنج، يك، يك) مي ناميم.
در نوشته روزهاي آينده از سلسله نوشتار #ارزشيابي_كاربردي_سهام_و_معادله_اساسي_ارزش به عامل پنجم بخش عملياتي يعني هزينه سرمايه و عوامل بنيادي مؤثر بر آن پرداخته مي شود.
منبع: شبکه کارشناسان ارزشیابی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅متدولوژی ارزشیابی و آموختههای اجرایی (Valuation Methodology)
✍🏻 عباس گمار
طی این مدتِ انجام ارزشیابی سهام، معاملات ادغام وتملک (M&A)، مشاورۀ مدیریت و تعامل با افراد مختلف از جمله کارفرمایان، برداشت هایی از متدولوژي ارزشيابي و كاربردهاي آن حاصل شده که برخی از آنها را طی سلسله مطالبي عرضه خواهم نمود که درصورت مفید بودن، مورداستفاده و در غیراین صورت، موردنقد و بررسی قرار گیرد.
بخش اول این برداشت ها در ادامه به شرح زير می باشد و بخش هاي دوم و سوم در پست هاي بعدي عرضه خواهد شد:
1- جهان بینی: متدولوژی ارزشیابی سهام میتواند به مثابه یک جهان بینی در حل مسائل مالی مورداستفاده قرار گیرد. اگر بپذیریم که در یک شرکت (بنگاه انتفاعی)، هر فعالیتی که صورت میگیرد، میبایست در جهت خلق ارزش در آن شرکت باشد، متدولوژي ارزشيابي، کاربردهای بسیاری نظير تدوین استراتژی، مالی شرکتی و ارزیابی عملکرد شرکت ها دارد. نتيجه آنكه كاربرد متدولوژي ارزشيابي صرفا به ارزشيابي سهام محدود نمي شود.
2- چندرشته ای بودن: انجام باکیفیت (انجام غیرچینی!) ارزشیابی سهام مستلزم گردآوری تیمی از کارشناسان مالی، حسابداری، اقتصادی، آمار، فنی صنعت موردمطالعه و در نهايت دانش سیستمی به عنوان عامل پبونددهندۀ رشته های مختلف مورداستفاده است. به عبارت دیگر، انجام و حتی آموزش باکیفیت ارزشیابی، قائم به تیم (سیستم) است، نه قائم به فرد.
3- اصول و مفروضات: انجام و مدلسازی ارزشیابی سهام مشابه هر دانش دیگری، مبتنی بر یکسری اصول و مفروضات است که از اصول مهم آن میتوان به اصل سازگاری (Consistency) و اصل یکپارچگی(Integrity) اشاره كرد. بسیاری از خطاها و اشتباه های ارزشیابی كه کارشناسان مرتكب ميشوند ناشی از عدم توجه به این اصول است. مفروضات هم به دو صورت مفروضات آشکار و مفروضات پنهان در پسِ ارزشیابی وجود دارد. انجام صحیح ارزشیابی سهام در گرو آگاهی نسبت به اصول و مفروضات آن می باشد.
٤- مالی و حسابداری: هر دو (مالي ها و حسابداران)، یک منظور در ارزشیابی سهام دارند و آن، برآورد ارزش روز ترازنامه مالي (Financial Balance Sheet) شركت است، اما با روش های و نتایج متفاوت. جریان نقدی آتی، که توسط مالی ها (Financiers) براورد مي شود، به پشتوانۀ دارایی های مشهود و نامشهودی اتفاق می افتد که شركت در اختیاردارد. با پیش بینی و تنزیل جریان نقدی آتی در واقع، ارزش دارایی های عملیاتی شرکت (با تسامح، ترازنامۀ شرکت) بر اساس پتانسیل و چشم انداز کسب و کار شرکت برآورد می شود، اما به روزرسانی ترازنامه (توسط حسابداران) صرفا بر اساس نرخ تورم و نرخ ارز، لزوما بیانگر رابطۀ ارزش دارایی ها شرکت با پتانسیل و چشم انداز آن نیست.
٥- حسابداری و ارزشیابی: کیفیت ارزشیابی سهام، مستلزم ريزكاوي (Due Diligence) و ارزيابي (Evalution) صورت های مالی است. به بیان دیگر، فهم و پیش بینی صورت های مالی در گرو درک ارزشیاب سهام از چرخۀ حسابداری و فرایند تهیۀ صورت های مالی می باشد. بنابراین، ارزشیابی سهام می بایست توسط تیمی متشکل از متخصصان در رشته های مختلف صورت گیرد و هر یک از اعضا تیم می باید دانشی حداقلی از چرخه و فرایند مذکور داشته باشند.
٦- اقتصاد و ارزشيابي: بدیهی است ارزش سهام بسیاری از صنایع و شرکت ها متأثر از عوامل اقتصاد کلان و اقتصاد بین الملل نظیر قیمت نفت، نرخ تورم و نرخ ارز و روندهاي آتي آن بوده و آگاهی از آنها در ارزشیابی سهام شرکت های کشور اهمیت دارد. این شاهد دیگر است مبنی بر این که اعتبار ارزشیابی حاصل تعامل تیمی چندرشته ای (Multi disciplinary) است و نه توسط یک فرد و تك رشته اي (Mono disciplinary).
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 عباس گمار
طی این مدتِ انجام ارزشیابی سهام، معاملات ادغام وتملک (M&A)، مشاورۀ مدیریت و تعامل با افراد مختلف از جمله کارفرمایان، برداشت هایی از متدولوژي ارزشيابي و كاربردهاي آن حاصل شده که برخی از آنها را طی سلسله مطالبي عرضه خواهم نمود که درصورت مفید بودن، مورداستفاده و در غیراین صورت، موردنقد و بررسی قرار گیرد.
بخش اول این برداشت ها در ادامه به شرح زير می باشد و بخش هاي دوم و سوم در پست هاي بعدي عرضه خواهد شد:
1- جهان بینی: متدولوژی ارزشیابی سهام میتواند به مثابه یک جهان بینی در حل مسائل مالی مورداستفاده قرار گیرد. اگر بپذیریم که در یک شرکت (بنگاه انتفاعی)، هر فعالیتی که صورت میگیرد، میبایست در جهت خلق ارزش در آن شرکت باشد، متدولوژي ارزشيابي، کاربردهای بسیاری نظير تدوین استراتژی، مالی شرکتی و ارزیابی عملکرد شرکت ها دارد. نتيجه آنكه كاربرد متدولوژي ارزشيابي صرفا به ارزشيابي سهام محدود نمي شود.
2- چندرشته ای بودن: انجام باکیفیت (انجام غیرچینی!) ارزشیابی سهام مستلزم گردآوری تیمی از کارشناسان مالی، حسابداری، اقتصادی، آمار، فنی صنعت موردمطالعه و در نهايت دانش سیستمی به عنوان عامل پبونددهندۀ رشته های مختلف مورداستفاده است. به عبارت دیگر، انجام و حتی آموزش باکیفیت ارزشیابی، قائم به تیم (سیستم) است، نه قائم به فرد.
3- اصول و مفروضات: انجام و مدلسازی ارزشیابی سهام مشابه هر دانش دیگری، مبتنی بر یکسری اصول و مفروضات است که از اصول مهم آن میتوان به اصل سازگاری (Consistency) و اصل یکپارچگی(Integrity) اشاره كرد. بسیاری از خطاها و اشتباه های ارزشیابی كه کارشناسان مرتكب ميشوند ناشی از عدم توجه به این اصول است. مفروضات هم به دو صورت مفروضات آشکار و مفروضات پنهان در پسِ ارزشیابی وجود دارد. انجام صحیح ارزشیابی سهام در گرو آگاهی نسبت به اصول و مفروضات آن می باشد.
٤- مالی و حسابداری: هر دو (مالي ها و حسابداران)، یک منظور در ارزشیابی سهام دارند و آن، برآورد ارزش روز ترازنامه مالي (Financial Balance Sheet) شركت است، اما با روش های و نتایج متفاوت. جریان نقدی آتی، که توسط مالی ها (Financiers) براورد مي شود، به پشتوانۀ دارایی های مشهود و نامشهودی اتفاق می افتد که شركت در اختیاردارد. با پیش بینی و تنزیل جریان نقدی آتی در واقع، ارزش دارایی های عملیاتی شرکت (با تسامح، ترازنامۀ شرکت) بر اساس پتانسیل و چشم انداز کسب و کار شرکت برآورد می شود، اما به روزرسانی ترازنامه (توسط حسابداران) صرفا بر اساس نرخ تورم و نرخ ارز، لزوما بیانگر رابطۀ ارزش دارایی ها شرکت با پتانسیل و چشم انداز آن نیست.
٥- حسابداری و ارزشیابی: کیفیت ارزشیابی سهام، مستلزم ريزكاوي (Due Diligence) و ارزيابي (Evalution) صورت های مالی است. به بیان دیگر، فهم و پیش بینی صورت های مالی در گرو درک ارزشیاب سهام از چرخۀ حسابداری و فرایند تهیۀ صورت های مالی می باشد. بنابراین، ارزشیابی سهام می بایست توسط تیمی متشکل از متخصصان در رشته های مختلف صورت گیرد و هر یک از اعضا تیم می باید دانشی حداقلی از چرخه و فرایند مذکور داشته باشند.
٦- اقتصاد و ارزشيابي: بدیهی است ارزش سهام بسیاری از صنایع و شرکت ها متأثر از عوامل اقتصاد کلان و اقتصاد بین الملل نظیر قیمت نفت، نرخ تورم و نرخ ارز و روندهاي آتي آن بوده و آگاهی از آنها در ارزشیابی سهام شرکت های کشور اهمیت دارد. این شاهد دیگر است مبنی بر این که اعتبار ارزشیابی حاصل تعامل تیمی چندرشته ای (Multi disciplinary) است و نه توسط یک فرد و تك رشته اي (Mono disciplinary).
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Richard_Harris,_Robert_Sollis_Ap.pdf
27.1 MB
کتاب اقتصادسنجی هریس
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جزوه اقتصادسنجی.pdf
5.8 MB
جزوه تدریس اقتصادسنجی ۲ دکتر خیابانی(دانشگاه علامه)
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Time Series Analysis using MATLAB.pdf
1.6 MB
کتاب لاتین تجزیه و تحلیل سری های زمانی با استفاده از MATLAB
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Finace_lecture.pdf
608.8 KB
جزوه حسابان تصادفی مالی دانشگاه رجینا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ نسبت ریسک به ریوارد
نسبت ریسک به ریوارد (سود به زیان) مهمترین جنبه ای است که برای مدیریت سرمایه خود در بازار باید مد نظر داشته باشید. با این حال متاسفانه بسیاری از تریدرها به درستی درک نمی کنند که چگونه باید از مزایا و قدرت بیچون و چرای نسبت ریسک به ریوارد بهره گیرند.
در حالت تئوری هر تریدری در بازار می خواهد تا ریوارد خود را افزایش و ریسک خود را کاهش دهد. شاید بتوان گفت این یکی از پایه های اصلی مبدل شدن به یک تریدر حرفه ایست که بتواند سودهای دایمی کسب کند. کسب دانش صحیح مدیریت ریسک به ریوارد و یادگیری چگونگی بهره مندی از آن در تریدها، به شما کمک می کند تا از این مهم بهره گیری لازم را در بازار داشته باشید.
بسیاری از تریدرهای از قدرت نهفته ریسک به ریوارد بهره کافی را نمی برند به این دلیل که اونها صبر و تحمل لازم رو برای اجرا و پیاده سازی تعداد کافی از تریدهایی که در اونها مبانی ریسک به ریوارد رعایت شده باشد رو ندارند. اونها این فرصت رو به خودشان نمی دهند تا به درستی درک کنند ریسک به ریوارد چه کار مهمی می تواند برای آنها انجام دهد.
منظور از نسبت ریسک به ریوارد صرفا محاسبه میزان ریسک و میزان ریوارد در هر ترید نیست، بلکه مفهوم اصلی آن فهمیدن این موضوه است که با گرفتن ریواردهایی که در حدود دو تا سه برابر ریسک تریدهای برنده شما باشند، شما قادر خواهید بود حساب خود را در این بازار به راحتی افزایش دهید حتی اگر بخش قابل توجهی از تحلیل های شما نتیجه منفی داده باشد و استاپ خورده باشید.
نسبت ریسک به ریوارد چیست؟
شاخص ریسک به ریوارد شاخصی برای تعیین حد ضرر و حد سود برای سرمایه گذاری در معاملات سهام می باشد، این شاخص می تواند جهت تصمیم گیری برای خرید یا عدم خرید سهم در بازار سرمایه مورد توجه سرمایه گذاران قرار گیرد. نسبت ریسک به ریوارد یعنی اینکه شما در مقابل چند درصد سود حاضر هستید چند درصد از سرمایه خودتون رو به خطر بیاندازید.
نحوه محاسبه ریسک به ریوارد:
برای محاسبه این نسبت ابتدا باید ریسک و ریوارد را طبق فرمول زیر بدست بیاوریم؛
حد ضرر – قیمت سهم = ریسک
حد سود – قیمت سهم = ریوارد
بنابراین پس از تعیین ریسک و ریوارد، ریسک را بر ریوارد تقسیم می کنیم تا نسبت آن مشخص شود، بطوری که هر چقدر که این نسبت کمتر از ۵۰% باشد، سهم برای خرید مناسب می باشد.
مثال:
فرض کنید قصد خرید سهمی را دارید که قیمت آن مبلغ ۱۶۸۱ ریال هست و تارگت ( حد سود ) سهم مبلغ ۲۱۲۰ ریال و حد ضرر سهم مبلغ ۱۵۵۰ ریال می باشد، بنابراین تصمیم گیری برای خرید یا عدم خرید سهم ابتدا باید ریسک و ریوارد را مشخص نماییم.
۱۳۱ = ۱۵۵۰ – ۱۶۸۱ = ریسک
۴۳۹ = ۲۱۲۰ – ۱۶۸۱ = ریوارد
حالا طبق مطالب گفته شده ریسک را تقسیم بر ریوارد می کنیم که می شود؛
۲۹۸ / ۰ = ۴۳۹ / ۱۳۱ = Risk/Riward
بنابراین نتیجه محاسبه می شود؛ ۰٫۲۹۸ یا ۲۹٫۸% و چون این نسبت کمتر از ۵۰% می باشد پس سهم برای خرید مناسب است.
تجزیه و تحلیل نسبت ریسک به ریوارد:
شاخص ریسک به ریوارد شاخص خوبی برای تعیین حد ضرر و حد سود است، یعنی اگر پس از خرید سهم، قیمت آن تا مبلغ۱۵۵۰ریال سقوط کرد آن را می توانیم بفروشیم و با ضرر از آن خارج شویم و اگرقیمت سهم بالا رود و تا مبلغ ۲۱۲۰ ریال رسید، باز هم می توانیم تصمیم به فروش سهم بگیریم. به عبارت دیگر مبلغ ۴۳۹ ریال سود در مقابل مبلغ ۱۳۱ ریال ضرر که ریسک به ریوارد سهم می شود ۲۹% و یا یک سوم مبلغ سرمایه گذاری، بنابراین ریسک به ریوارد، به این مفهوم است که شما حاضرید در مقابل ۲۹ درصد سود، مقداری از سرمایه خودتون را (به اندازه مبلغ سرمایه گذاری) به خطر بیاندازید.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
نسبت ریسک به ریوارد (سود به زیان) مهمترین جنبه ای است که برای مدیریت سرمایه خود در بازار باید مد نظر داشته باشید. با این حال متاسفانه بسیاری از تریدرها به درستی درک نمی کنند که چگونه باید از مزایا و قدرت بیچون و چرای نسبت ریسک به ریوارد بهره گیرند.
در حالت تئوری هر تریدری در بازار می خواهد تا ریوارد خود را افزایش و ریسک خود را کاهش دهد. شاید بتوان گفت این یکی از پایه های اصلی مبدل شدن به یک تریدر حرفه ایست که بتواند سودهای دایمی کسب کند. کسب دانش صحیح مدیریت ریسک به ریوارد و یادگیری چگونگی بهره مندی از آن در تریدها، به شما کمک می کند تا از این مهم بهره گیری لازم را در بازار داشته باشید.
بسیاری از تریدرهای از قدرت نهفته ریسک به ریوارد بهره کافی را نمی برند به این دلیل که اونها صبر و تحمل لازم رو برای اجرا و پیاده سازی تعداد کافی از تریدهایی که در اونها مبانی ریسک به ریوارد رعایت شده باشد رو ندارند. اونها این فرصت رو به خودشان نمی دهند تا به درستی درک کنند ریسک به ریوارد چه کار مهمی می تواند برای آنها انجام دهد.
منظور از نسبت ریسک به ریوارد صرفا محاسبه میزان ریسک و میزان ریوارد در هر ترید نیست، بلکه مفهوم اصلی آن فهمیدن این موضوه است که با گرفتن ریواردهایی که در حدود دو تا سه برابر ریسک تریدهای برنده شما باشند، شما قادر خواهید بود حساب خود را در این بازار به راحتی افزایش دهید حتی اگر بخش قابل توجهی از تحلیل های شما نتیجه منفی داده باشد و استاپ خورده باشید.
نسبت ریسک به ریوارد چیست؟
شاخص ریسک به ریوارد شاخصی برای تعیین حد ضرر و حد سود برای سرمایه گذاری در معاملات سهام می باشد، این شاخص می تواند جهت تصمیم گیری برای خرید یا عدم خرید سهم در بازار سرمایه مورد توجه سرمایه گذاران قرار گیرد. نسبت ریسک به ریوارد یعنی اینکه شما در مقابل چند درصد سود حاضر هستید چند درصد از سرمایه خودتون رو به خطر بیاندازید.
نحوه محاسبه ریسک به ریوارد:
برای محاسبه این نسبت ابتدا باید ریسک و ریوارد را طبق فرمول زیر بدست بیاوریم؛
حد ضرر – قیمت سهم = ریسک
حد سود – قیمت سهم = ریوارد
بنابراین پس از تعیین ریسک و ریوارد، ریسک را بر ریوارد تقسیم می کنیم تا نسبت آن مشخص شود، بطوری که هر چقدر که این نسبت کمتر از ۵۰% باشد، سهم برای خرید مناسب می باشد.
مثال:
فرض کنید قصد خرید سهمی را دارید که قیمت آن مبلغ ۱۶۸۱ ریال هست و تارگت ( حد سود ) سهم مبلغ ۲۱۲۰ ریال و حد ضرر سهم مبلغ ۱۵۵۰ ریال می باشد، بنابراین تصمیم گیری برای خرید یا عدم خرید سهم ابتدا باید ریسک و ریوارد را مشخص نماییم.
۱۳۱ = ۱۵۵۰ – ۱۶۸۱ = ریسک
۴۳۹ = ۲۱۲۰ – ۱۶۸۱ = ریوارد
حالا طبق مطالب گفته شده ریسک را تقسیم بر ریوارد می کنیم که می شود؛
۲۹۸ / ۰ = ۴۳۹ / ۱۳۱ = Risk/Riward
بنابراین نتیجه محاسبه می شود؛ ۰٫۲۹۸ یا ۲۹٫۸% و چون این نسبت کمتر از ۵۰% می باشد پس سهم برای خرید مناسب است.
تجزیه و تحلیل نسبت ریسک به ریوارد:
شاخص ریسک به ریوارد شاخص خوبی برای تعیین حد ضرر و حد سود است، یعنی اگر پس از خرید سهم، قیمت آن تا مبلغ۱۵۵۰ریال سقوط کرد آن را می توانیم بفروشیم و با ضرر از آن خارج شویم و اگرقیمت سهم بالا رود و تا مبلغ ۲۱۲۰ ریال رسید، باز هم می توانیم تصمیم به فروش سهم بگیریم. به عبارت دیگر مبلغ ۴۳۹ ریال سود در مقابل مبلغ ۱۳۱ ریال ضرر که ریسک به ریوارد سهم می شود ۲۹% و یا یک سوم مبلغ سرمایه گذاری، بنابراین ریسک به ریوارد، به این مفهوم است که شما حاضرید در مقابل ۲۹ درصد سود، مقداری از سرمایه خودتون را (به اندازه مبلغ سرمایه گذاری) به خطر بیاندازید.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Russell_L_Parr,_Gordon_V_Smith_Intellectual.pdf
8.6 MB
کتاب
The Narrative and Numbers, the value of stories in business
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Narrative and Numbers, the value of stories in business
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ متدلوژی ارزشیابی و آموخته های اجرایی
✍🏻 عباس گمار
٧- ارزشیابی سهام و نگرش سیستمی:
یک سیستم با تعامل (رابطۀ چندجانبۀ) بین اجزای خود، به اهداف موردنظر دست می یابد و یک شرکت نیز (به مثابه یک سیستم) با تعامل بین واحدهای خود، خلق ارزش می کند. این رابطه بین اجزا در ارزشیابی نیز اهمیت می یابد و در واقع باید به ارزشیابی و معادلۀ آن به صورت یک سیستم نگریست. برای مثال، به طور کلی، نمی توان فروش را صعودی در نظر گرفت، اما مخارج سرمایه ای به تناسب افزایش نیابد. بسیاری از خطاهای رایج انجام ارزشیابی سهام در کشور، علی الخصوص در ارزشیابی سهام استارتاپ ها، ناشی از عدم توجه سیستمی به معادلۀ ارزشیابی می باشد.
٨- ارزشیابی سهام و استانداردسازی روش ها:
علیرغم اینکه روش تنزیل جریان نقدی ساده به نظر می رسد، اما استفادۀ صحیح از آن در عمل دشوار است. از مواردی که بر این دشواری می افزاید، عدم تفاهم و بعضاً سوتفاهم بر تعریف صحیح هم خود فرایند و هم اجزای آن می باشد. برای مثال، خالص سرمایه در گردش در ارزشیابی، مابه التفاوت دارایی های جاری و بدهی های جاری است یا مابه التفاوت دارایی های جاری عملیاتی و بدهی های جاری عملیاتی؟ این دو، در گزارش های مختلف ارزشیابی سهام بعضا به جای هم استفاده می شوند ولی کدامیک می بایست مورداستفاده قرار گیرند؟
به نظر می رسد روش هاي ارزشیابی سهام و تعریف اجزای آن می بایست در كشور توسط جامعۀ تخصصی ارزشیابی سهام استاندارد شود، امری که در کشورهای توسعه یافته نیز در حال شکل گیری است. به نظر می رسد، برخی دیگر از خطاهای رایج ناشی از عدم یکسان سازی روش ها در کشور می باشد. توضیح اینکه با استاندارسازی روش ها، اختلاف ارزش براوردی توسط ارزشیاب سهام صرفاً ناشی از مفروضات و ورودی های ارزشیابی است و نه استفاده نادرست از روش ها. ناگفته نماند سازمان خصوصي سازي در سال ١٣٨٧ و در خلا نهادهاي تخصصي مالي در آن زمان، زحمات بسياري كشيده و آئين نامه اي را براي همين منظور تدوين كرده كه با گذشت چندين سال و پي بردن به كاستي هاي آن و همچنين توسعه نهادهاي مالي مي تواند اصلاح و تعديل شود.
پایان
منبع: شبکه کارشناسان ارزشیابی
پی نوشت:
معادلۀ ارزشیابی: معادلۀ ارزشیابی در آینده موردبحث قرار می گیرد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 عباس گمار
٧- ارزشیابی سهام و نگرش سیستمی:
یک سیستم با تعامل (رابطۀ چندجانبۀ) بین اجزای خود، به اهداف موردنظر دست می یابد و یک شرکت نیز (به مثابه یک سیستم) با تعامل بین واحدهای خود، خلق ارزش می کند. این رابطه بین اجزا در ارزشیابی نیز اهمیت می یابد و در واقع باید به ارزشیابی و معادلۀ آن به صورت یک سیستم نگریست. برای مثال، به طور کلی، نمی توان فروش را صعودی در نظر گرفت، اما مخارج سرمایه ای به تناسب افزایش نیابد. بسیاری از خطاهای رایج انجام ارزشیابی سهام در کشور، علی الخصوص در ارزشیابی سهام استارتاپ ها، ناشی از عدم توجه سیستمی به معادلۀ ارزشیابی می باشد.
٨- ارزشیابی سهام و استانداردسازی روش ها:
علیرغم اینکه روش تنزیل جریان نقدی ساده به نظر می رسد، اما استفادۀ صحیح از آن در عمل دشوار است. از مواردی که بر این دشواری می افزاید، عدم تفاهم و بعضاً سوتفاهم بر تعریف صحیح هم خود فرایند و هم اجزای آن می باشد. برای مثال، خالص سرمایه در گردش در ارزشیابی، مابه التفاوت دارایی های جاری و بدهی های جاری است یا مابه التفاوت دارایی های جاری عملیاتی و بدهی های جاری عملیاتی؟ این دو، در گزارش های مختلف ارزشیابی سهام بعضا به جای هم استفاده می شوند ولی کدامیک می بایست مورداستفاده قرار گیرند؟
به نظر می رسد روش هاي ارزشیابی سهام و تعریف اجزای آن می بایست در كشور توسط جامعۀ تخصصی ارزشیابی سهام استاندارد شود، امری که در کشورهای توسعه یافته نیز در حال شکل گیری است. به نظر می رسد، برخی دیگر از خطاهای رایج ناشی از عدم یکسان سازی روش ها در کشور می باشد. توضیح اینکه با استاندارسازی روش ها، اختلاف ارزش براوردی توسط ارزشیاب سهام صرفاً ناشی از مفروضات و ورودی های ارزشیابی است و نه استفاده نادرست از روش ها. ناگفته نماند سازمان خصوصي سازي در سال ١٣٨٧ و در خلا نهادهاي تخصصي مالي در آن زمان، زحمات بسياري كشيده و آئين نامه اي را براي همين منظور تدوين كرده كه با گذشت چندين سال و پي بردن به كاستي هاي آن و همچنين توسعه نهادهاي مالي مي تواند اصلاح و تعديل شود.
پایان
منبع: شبکه کارشناسان ارزشیابی
پی نوشت:
معادلۀ ارزشیابی: معادلۀ ارزشیابی در آینده موردبحث قرار می گیرد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg