Forwarded from Financial Engineering
✅مالی یا Finance را بهتر بشناسیم !
🔻 #مصاحبه با دکتر علی سرزعیم
(دکترای اقتصاد دانشگاه میلان)
[ادامه...]
🔴رشته فاینانس دو گرایش دارد که شامل مالیه شرکتی (Corporate Finance) و گرایش قیمت گذاری دارایی (Asset Pricing) است. به مرور زمان حوزه قیمت گذاری دارایی رشد کرد و بیشتر رشته فاینانس هم مربوط به این حوزه است. کسانی که ریاضیات خوبی دارند، مثلا مهندس ها و فیزیکدانان میتوانند در این حوزه ها فعالیت کنند و کم کم شرکت های سرمایه گذاری و بانک های سرمایه گذاری شروع به جذب آنها کردند و به این دسته از مهندسان که در بازار سرمایه مشغول به کار شدند Quant می گویند که مخفف Quantitative Analysts
به معنی تحلیلگران کمی است.
🔴در این مقطع به دلیل غلبه امور ریاضی و حضور مهندسان در رشته فاینانس به آن مهندسی مالی می گفتند و این اسم حدود ده سال رواج داشت تا این که کم کم افت کرد و این تعبیر از مد افتاد به صورتی که درحال حاضر در بازار از رشته فاینانس یاد می شود و اصطلاحا مهندسی مالی کمتر استفاده می شود.
بنابراین در کشورهای غربی که ابزارهای مشتقه وجود دارد، بازارها ثبات ندارند و نرخ های بهره و ارز آزاد است و به راحتی نوسانات شدیدی وجود دارد، مدلسازی کار پیچیده ای می شود و کسانی که می خواهند در بازار کار کنند، باید مدل های ریاضی را یاد بگیرند.
بنابراین افراد در مقطع فوق لیسانس و دکترای این رشته، مطالعات و آموزش زیادی در حوزه ریاضیات و مدلسازی ریاضی دارند.
🔴مثلا دوست من که سال قبل در وال استریت بود می گفت که مهندسان برق خیلی خوب جذب بازار مالی می شوند. بنابراین در غرب کسانی که فوق لیسانس فاینانس می خوانند ناگزیرند تا در ابتدا مقداری ریاضیات بخوانند چراکه در عمل کاربرد دارد چون ابزارهای مشتقه و نوآوری های مالی در بازار زیاد است و باید از نرم افزارها و محاسبات آن سر درآورد.
🔴خود من با اینکه مهندسی خوانده بودم و فکر میکردم بنیان های ریاضیاتم خیلی قوی است و در مقطع دکترای اقتصاد هم دروس ریاضی و اقتصادسنجی گذرانده بودم، وقتی خواستم وارد رشته فاینانس شوم، مجبور شدم تا به شکل فشرده درس های آنالیز حقیقی و فرآیند تصادفی را بگذرانم.
استاد من میگفت که در دوره دکترا برای فرصت مطالعاتی به پاریس رفته بوده است و دو سال را صرفا در دانشکده ریاضی سپری کرده بود!
💠در قسمت بعدی #مصاحبه، با تفاوت های تحصیل دکترا در رشته مالی با مدرک CFA به بیان دکتر علی سرزعیم آشنا می شویم.
[ادامه دارد...]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔻 #مصاحبه با دکتر علی سرزعیم
(دکترای اقتصاد دانشگاه میلان)
[ادامه...]
🔴رشته فاینانس دو گرایش دارد که شامل مالیه شرکتی (Corporate Finance) و گرایش قیمت گذاری دارایی (Asset Pricing) است. به مرور زمان حوزه قیمت گذاری دارایی رشد کرد و بیشتر رشته فاینانس هم مربوط به این حوزه است. کسانی که ریاضیات خوبی دارند، مثلا مهندس ها و فیزیکدانان میتوانند در این حوزه ها فعالیت کنند و کم کم شرکت های سرمایه گذاری و بانک های سرمایه گذاری شروع به جذب آنها کردند و به این دسته از مهندسان که در بازار سرمایه مشغول به کار شدند Quant می گویند که مخفف Quantitative Analysts
به معنی تحلیلگران کمی است.
🔴در این مقطع به دلیل غلبه امور ریاضی و حضور مهندسان در رشته فاینانس به آن مهندسی مالی می گفتند و این اسم حدود ده سال رواج داشت تا این که کم کم افت کرد و این تعبیر از مد افتاد به صورتی که درحال حاضر در بازار از رشته فاینانس یاد می شود و اصطلاحا مهندسی مالی کمتر استفاده می شود.
بنابراین در کشورهای غربی که ابزارهای مشتقه وجود دارد، بازارها ثبات ندارند و نرخ های بهره و ارز آزاد است و به راحتی نوسانات شدیدی وجود دارد، مدلسازی کار پیچیده ای می شود و کسانی که می خواهند در بازار کار کنند، باید مدل های ریاضی را یاد بگیرند.
بنابراین افراد در مقطع فوق لیسانس و دکترای این رشته، مطالعات و آموزش زیادی در حوزه ریاضیات و مدلسازی ریاضی دارند.
🔴مثلا دوست من که سال قبل در وال استریت بود می گفت که مهندسان برق خیلی خوب جذب بازار مالی می شوند. بنابراین در غرب کسانی که فوق لیسانس فاینانس می خوانند ناگزیرند تا در ابتدا مقداری ریاضیات بخوانند چراکه در عمل کاربرد دارد چون ابزارهای مشتقه و نوآوری های مالی در بازار زیاد است و باید از نرم افزارها و محاسبات آن سر درآورد.
🔴خود من با اینکه مهندسی خوانده بودم و فکر میکردم بنیان های ریاضیاتم خیلی قوی است و در مقطع دکترای اقتصاد هم دروس ریاضی و اقتصادسنجی گذرانده بودم، وقتی خواستم وارد رشته فاینانس شوم، مجبور شدم تا به شکل فشرده درس های آنالیز حقیقی و فرآیند تصادفی را بگذرانم.
استاد من میگفت که در دوره دکترا برای فرصت مطالعاتی به پاریس رفته بوده است و دو سال را صرفا در دانشکده ریاضی سپری کرده بود!
💠در قسمت بعدی #مصاحبه، با تفاوت های تحصیل دکترا در رشته مالی با مدرک CFA به بیان دکتر علی سرزعیم آشنا می شویم.
[ادامه دارد...]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Telegram
Financial Engineering
کانال مهندسی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
ارتباط با ادمین
@Araz_Sourani
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
ارتباط با ادمین
@Araz_Sourani
✅ عدم تناسب در عنوان و متن
✍🏻 پویا ناظران
بودجه ما همیشه کسری داشته. اما بخاطر تحریمها، الان با کسری بودجه شدیدتری مواجه هستیم. این چالش، موضوع گزارش ویژه خبری چند روز پیش شد. در این برنامه، مناظرهای بین دکتر علی سعدوندی و دکتر سیدعلی مدنیزاده درگرفت.
چهار نکته محوری که از صحبتهای دکتر سعدوندی متوجه شدم اینهاست:
۱- چهار راه مشخص برای جبران کسری بودجه داریم: کاهش هزینه، افزایش مالیات، استقراض از جامعه، استقراض از بانک مرکزی (همون چاپ پول).
۲- استقراض ارزی از صندوق توسعه ملی، یک راه پنجم نیست، بلکه همون چاپ پول هست. منابع موجود صندوق توسعه، بخاطر تحریمها، در حسابهای خارجی بلوکه شدهست. انتقال اونها به دولت، و سپس فروختن ارز به بانکمرکزی، صرفا تشریفاتی برای چاپ پول هست. ظاهرش این هست که این ریال به پشتوانه اون منابع ارزی چاپ شده، ولی منابع ارزی که نشه با اونها جنس خرید، پشتوانه واقعی برای ریال نخواهند بود. طبعا چنان پولی فقط تورمزاست. تازه با افزایش نرخ ارز در آینده، دولت «تسعیر» هم میکنه، یعنی به پشتوانه اون ارزها، ریال بیشتری هم از بانک مرکزی مطالبه میکنه.
۳- ما با یک رشد اقتصادی منفی ۹ درصدی مواجه هستیم. این یک رکود شدیده. اگرچه کاهش هزینه و افزایش مالیات سیاستهای مناسبی هستند، اما امروز، در دوران رکود، وقتش نیست.
۴- پس تنها راهی که برای جبران کسری بودجه میمونه، استقراض دولت از مردم هست.
در اقتصادهای توسعه یافته، وقتی اقتصاد وارد رکود میشه و بنگاه و خانوار هزینهشون رو کاهش میدهند، برعکس دولت هزینههاش رو افزایش میده. یعنی علیرغم کاهش درآمد مالیاتی، دولت استقراضش رو بیشتر میکنه، و پول بیشتری خرج میکنه. چنین سیاستی، طول دوران رکود رو کاهش میده.
پس آیا بهتره که دولت ما هم کسری بودجه ۹۹ رو با استقراض از جامعه پوشش بده؟
چهار نکته که از پاسخ دکتر مدنیزاده استنباط کردم اینهاست:
۱- اثر تحریم بر کاهش درآمدها یک واقعیت انکار ناپذیره. با یک بودجه خوب، میشه اثر کاهش درآمد بر رفاه خانوار رو کم کرد، اما نمیشه اثرش رو صفر کرد. پس دولت و مردم باید کاهش مصرف رو بعنوان یک واقعیت تلخ ولی اجتنابناپذیر، قبول کنند. افزایش دستمزدهایی که در بودجه پیش بینی شده، از نرخ تورم کمتر هست، و این به معنی کاهش قدرت خرید خانوار خواهد بود، کاهشی که با توجه به تحریم اجتناب ناپذیره.
۲- دولتهایی که در دوران رکود، استقراض میکنند و هزینه خود رو افزایش میدهند، در واکنش به یک رکود گذرا چنین میکنند. مثلا انتظار دارند که اقتصاد یکی دو سالی در رکود باشه. اما با افزایش هزینههای دولت و تحریک تقاضا، دوران رکود رو به مثلاً یکسال کاهش میدهند. لذا سال بعد، با بازگشت رونق، مجددا استقراض دولت کم میشه.
اما ما با یک رکود گذرا مواجه نیستیم. برعکس، بخاطر تحریم نفتی، با یک کاهش درآمد شدید و ماندگار مواجه هستیم. یعنی سال بعد، هم باید بهره قرض امسال رو بدیم، هم دو برابر استقراض کنیم. این کار رو نمیشه مدت زیادی ادامه داد. لذا استقراض از جامعه، به مشکل کنونی ما کمکی نمیکنه.
۳- اما حتی اگه چالش درآمدی کشور، یک چالش پایدار و ماندگار نبود، کماکان بدون «عملیات بازار باز»، استقراض دولت از جامعه خیلی گرون تموم میشد. از اونجا که بانک مرکزی هنوز عملیات بازار باز رو اجرایی نکرده، دولت امکان استقراض با نرخهای مناسب رو نداره.
۴- کشورهای توسعه یافته، حدودا ۳۵٪ تولید ناخالص داخلی کشور مالیات میگیرند. دولت ما حدودا ۸٪ تولید ناخالص داخلی، مالیات میگیره. دلیلش هم معافیتها، فرارها، و نبود برخی پایههای مالیاتیست. درسته که این رقم ۸٪ رو بهتره در یک دوران رونق، و به تدریج، افزایش بدیم. اما ما با سیاستمداران به شدت کوتاهبین، و بدون برنامه اقتصادی مواجه هستیم. لذا امروز که در فشار هستند و مجبور به انجام اقدامات اصلاحی عمیق، بهترین زمانه تا معافیتها و فرارهای مالیاتی رو کم کنیم، و با افزایش پایههای مالیاتی، ولو با نرخهای کم، بستر مالیاتی درستی ایجاد کنیم.
در جواب، دکتر سعدوندی میگن اگه نرخهای پایههای مالیاتی جدید کم باشه، منابع کافی حاصل نمیشه. اگه نرخها زیاد باشه، رکود رو تعمیق میکنه و درآمد مالیاتی دولت رو کاهش میده. در هر حال، با مالیات، کسری بودجه سال ۹۹ قابل جبران نخواهد بود. اگه راه استقراض دولت از جامعه رو باز نکنیم، لاجرم استقراض از بانک مرکزی رخ خواهد داد و هزینه تورمیش رو مردم حقوق بگیر میپردازند، بخصوص مردمی که داراییهایی مثل ملک، ارز، سهام، یا طلا ندارند.
پس چه کار باید کرد؟
ادامه در پست بعد ...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پویا ناظران
بودجه ما همیشه کسری داشته. اما بخاطر تحریمها، الان با کسری بودجه شدیدتری مواجه هستیم. این چالش، موضوع گزارش ویژه خبری چند روز پیش شد. در این برنامه، مناظرهای بین دکتر علی سعدوندی و دکتر سیدعلی مدنیزاده درگرفت.
چهار نکته محوری که از صحبتهای دکتر سعدوندی متوجه شدم اینهاست:
۱- چهار راه مشخص برای جبران کسری بودجه داریم: کاهش هزینه، افزایش مالیات، استقراض از جامعه، استقراض از بانک مرکزی (همون چاپ پول).
۲- استقراض ارزی از صندوق توسعه ملی، یک راه پنجم نیست، بلکه همون چاپ پول هست. منابع موجود صندوق توسعه، بخاطر تحریمها، در حسابهای خارجی بلوکه شدهست. انتقال اونها به دولت، و سپس فروختن ارز به بانکمرکزی، صرفا تشریفاتی برای چاپ پول هست. ظاهرش این هست که این ریال به پشتوانه اون منابع ارزی چاپ شده، ولی منابع ارزی که نشه با اونها جنس خرید، پشتوانه واقعی برای ریال نخواهند بود. طبعا چنان پولی فقط تورمزاست. تازه با افزایش نرخ ارز در آینده، دولت «تسعیر» هم میکنه، یعنی به پشتوانه اون ارزها، ریال بیشتری هم از بانک مرکزی مطالبه میکنه.
۳- ما با یک رشد اقتصادی منفی ۹ درصدی مواجه هستیم. این یک رکود شدیده. اگرچه کاهش هزینه و افزایش مالیات سیاستهای مناسبی هستند، اما امروز، در دوران رکود، وقتش نیست.
۴- پس تنها راهی که برای جبران کسری بودجه میمونه، استقراض دولت از مردم هست.
در اقتصادهای توسعه یافته، وقتی اقتصاد وارد رکود میشه و بنگاه و خانوار هزینهشون رو کاهش میدهند، برعکس دولت هزینههاش رو افزایش میده. یعنی علیرغم کاهش درآمد مالیاتی، دولت استقراضش رو بیشتر میکنه، و پول بیشتری خرج میکنه. چنین سیاستی، طول دوران رکود رو کاهش میده.
پس آیا بهتره که دولت ما هم کسری بودجه ۹۹ رو با استقراض از جامعه پوشش بده؟
چهار نکته که از پاسخ دکتر مدنیزاده استنباط کردم اینهاست:
۱- اثر تحریم بر کاهش درآمدها یک واقعیت انکار ناپذیره. با یک بودجه خوب، میشه اثر کاهش درآمد بر رفاه خانوار رو کم کرد، اما نمیشه اثرش رو صفر کرد. پس دولت و مردم باید کاهش مصرف رو بعنوان یک واقعیت تلخ ولی اجتنابناپذیر، قبول کنند. افزایش دستمزدهایی که در بودجه پیش بینی شده، از نرخ تورم کمتر هست، و این به معنی کاهش قدرت خرید خانوار خواهد بود، کاهشی که با توجه به تحریم اجتناب ناپذیره.
۲- دولتهایی که در دوران رکود، استقراض میکنند و هزینه خود رو افزایش میدهند، در واکنش به یک رکود گذرا چنین میکنند. مثلا انتظار دارند که اقتصاد یکی دو سالی در رکود باشه. اما با افزایش هزینههای دولت و تحریک تقاضا، دوران رکود رو به مثلاً یکسال کاهش میدهند. لذا سال بعد، با بازگشت رونق، مجددا استقراض دولت کم میشه.
اما ما با یک رکود گذرا مواجه نیستیم. برعکس، بخاطر تحریم نفتی، با یک کاهش درآمد شدید و ماندگار مواجه هستیم. یعنی سال بعد، هم باید بهره قرض امسال رو بدیم، هم دو برابر استقراض کنیم. این کار رو نمیشه مدت زیادی ادامه داد. لذا استقراض از جامعه، به مشکل کنونی ما کمکی نمیکنه.
۳- اما حتی اگه چالش درآمدی کشور، یک چالش پایدار و ماندگار نبود، کماکان بدون «عملیات بازار باز»، استقراض دولت از جامعه خیلی گرون تموم میشد. از اونجا که بانک مرکزی هنوز عملیات بازار باز رو اجرایی نکرده، دولت امکان استقراض با نرخهای مناسب رو نداره.
۴- کشورهای توسعه یافته، حدودا ۳۵٪ تولید ناخالص داخلی کشور مالیات میگیرند. دولت ما حدودا ۸٪ تولید ناخالص داخلی، مالیات میگیره. دلیلش هم معافیتها، فرارها، و نبود برخی پایههای مالیاتیست. درسته که این رقم ۸٪ رو بهتره در یک دوران رونق، و به تدریج، افزایش بدیم. اما ما با سیاستمداران به شدت کوتاهبین، و بدون برنامه اقتصادی مواجه هستیم. لذا امروز که در فشار هستند و مجبور به انجام اقدامات اصلاحی عمیق، بهترین زمانه تا معافیتها و فرارهای مالیاتی رو کم کنیم، و با افزایش پایههای مالیاتی، ولو با نرخهای کم، بستر مالیاتی درستی ایجاد کنیم.
در جواب، دکتر سعدوندی میگن اگه نرخهای پایههای مالیاتی جدید کم باشه، منابع کافی حاصل نمیشه. اگه نرخها زیاد باشه، رکود رو تعمیق میکنه و درآمد مالیاتی دولت رو کاهش میده. در هر حال، با مالیات، کسری بودجه سال ۹۹ قابل جبران نخواهد بود. اگه راه استقراض دولت از جامعه رو باز نکنیم، لاجرم استقراض از بانک مرکزی رخ خواهد داد و هزینه تورمیش رو مردم حقوق بگیر میپردازند، بخصوص مردمی که داراییهایی مثل ملک، ارز، سهام، یا طلا ندارند.
پس چه کار باید کرد؟
ادامه در پست بعد ...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
✅ عدم تناسب در عنوان و متن ✍🏻 پویا ناظران بودجه ما همیشه کسری داشته. اما بخاطر تحریمها، الان با کسری بودجه شدیدتری مواجه هستیم. این چالش، موضوع گزارش ویژه خبری چند روز پیش شد. در این برنامه، مناظرهای بین دکتر علی سعدوندی و دکتر سیدعلی مدنیزاده درگرفت.…
✅ عدم تناسب در عنوان و متن
✍🏻 پویا ناظران
ادامه....
(فیلم کامل مناظره: https://www.telewebion.com/episode/2167877)
پس چه کار باید کرد؟
کسری بودجهای که صحبتش رو میکنیم حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ ه.م.ت هست. (ه.م.ت = هزار میلیارد تومن)
یارانه پنهان در ارز ۴۲۰۰ی، حدود ۱۰۰ ه.م.ت هست. یارانه پنهان در قیمت گازوئیل، حدود ۱۶۰ ه.م.ت هست. اگه سایر حاملهای انرژی رو هم حساب کنیم، یارانه پنهان انرژی حدود ۶۰۰ ه.م.ت هست. برخی یارانه انرژی رو تا ۹۰۰ ه.م.ت هم تخمین زدهاند. یعنی مجموع یارانه ارز و انرژی، بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ ه.م.ت هست.
در مورد این یارانه ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ هزار میلیارد تومنی، سه نکته رو به یاد داشته باشیم:
۱- این مبلغ، خیلی خیلی بیشتر از کسری بودجه سال ۹۹ هست.
۲- عمده یارانه ارزی به ۱٪ ثروتمندتر جامعه میرسه. بیش از نیمی از یارانه انرژی هم به دهکهای ثروتمندتر جامعه میرسه.
۳- یارانه پنهان، بهانه دولت برای ممنوعیتهای صادراتی، پیچیدگی فرایند ثبت سفارش، کندی ترخیصات گمرکی، و هزاران قلم محدودیت دیگه بر سر راه کسب و کاره. این بروکراسی پیچیده، از طرفی رشوه و فساد دولتی رو گسترش داده، از طرفی بیکاری رو زیاد کرده. وقتی بیکاری زیاد باشه، طبیعتا دستمزدها کم میشه. با حذف یارانه پنهان، فساد کم میشه، کسب و کار رونق میگیره، بیکاری کم میشه، و درآمد مالیاتی دولت هم بیشتر میشه.
جالب اینکه هر دو بزرگوار رفتند تا در برنامه گفتگوی ویژه خبری، در مورد اهمیت حذف یارانه پنهان صحبت کنند. اما مسیر بحث به سمت مالیات و استقراض رفت، و اشارهای به یارانه نشد. لذا میخواهم به آقای قالیباف عزیز، مجری برنامه، نقدی وارد کنم. سوالات ایشون بحث رو به مسیری برد که موضوع اصلی و مهم بودجه سال آینده، که یارانههای پنهان باشه، کاملا مغفول موند.
امروز، باید تمرکزمون بر حذف یارانه ارزی، و نقدی کردن تدریجی یارانه انرژی باشه. بعد، در پی ثبات یافتن اقتصاد، پایههای مالیاتی رو هم افزایش بدیم، از اوراق قرضه دولتی هم استفاده کنیم، نهادهایی که نباید آویزون بیتالمال باشند رو از بودجه حذف کنیم، و هزینههای بیفایده دولت رو تا جایی که میتونیم کاهش بدیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پویا ناظران
ادامه....
(فیلم کامل مناظره: https://www.telewebion.com/episode/2167877)
پس چه کار باید کرد؟
کسری بودجهای که صحبتش رو میکنیم حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ ه.م.ت هست. (ه.م.ت = هزار میلیارد تومن)
یارانه پنهان در ارز ۴۲۰۰ی، حدود ۱۰۰ ه.م.ت هست. یارانه پنهان در قیمت گازوئیل، حدود ۱۶۰ ه.م.ت هست. اگه سایر حاملهای انرژی رو هم حساب کنیم، یارانه پنهان انرژی حدود ۶۰۰ ه.م.ت هست. برخی یارانه انرژی رو تا ۹۰۰ ه.م.ت هم تخمین زدهاند. یعنی مجموع یارانه ارز و انرژی، بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ ه.م.ت هست.
در مورد این یارانه ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ هزار میلیارد تومنی، سه نکته رو به یاد داشته باشیم:
۱- این مبلغ، خیلی خیلی بیشتر از کسری بودجه سال ۹۹ هست.
۲- عمده یارانه ارزی به ۱٪ ثروتمندتر جامعه میرسه. بیش از نیمی از یارانه انرژی هم به دهکهای ثروتمندتر جامعه میرسه.
۳- یارانه پنهان، بهانه دولت برای ممنوعیتهای صادراتی، پیچیدگی فرایند ثبت سفارش، کندی ترخیصات گمرکی، و هزاران قلم محدودیت دیگه بر سر راه کسب و کاره. این بروکراسی پیچیده، از طرفی رشوه و فساد دولتی رو گسترش داده، از طرفی بیکاری رو زیاد کرده. وقتی بیکاری زیاد باشه، طبیعتا دستمزدها کم میشه. با حذف یارانه پنهان، فساد کم میشه، کسب و کار رونق میگیره، بیکاری کم میشه، و درآمد مالیاتی دولت هم بیشتر میشه.
جالب اینکه هر دو بزرگوار رفتند تا در برنامه گفتگوی ویژه خبری، در مورد اهمیت حذف یارانه پنهان صحبت کنند. اما مسیر بحث به سمت مالیات و استقراض رفت، و اشارهای به یارانه نشد. لذا میخواهم به آقای قالیباف عزیز، مجری برنامه، نقدی وارد کنم. سوالات ایشون بحث رو به مسیری برد که موضوع اصلی و مهم بودجه سال آینده، که یارانههای پنهان باشه، کاملا مغفول موند.
امروز، باید تمرکزمون بر حذف یارانه ارزی، و نقدی کردن تدریجی یارانه انرژی باشه. بعد، در پی ثبات یافتن اقتصاد، پایههای مالیاتی رو هم افزایش بدیم، از اوراق قرضه دولتی هم استفاده کنیم، نهادهایی که نباید آویزون بیتالمال باشند رو از بودجه حذف کنیم، و هزینههای بیفایده دولت رو تا جایی که میتونیم کاهش بدیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
✅مالی یا Finance را بهتر بشناسیم !
🔻 #مصاحبه با دکتر علی سرزعیم
(دکترای اقتصاد دانشگاه میلان)
[ادامه...]
🔴در بازار مالی دنیا کسانی هستند که ریاضیاتشان خیلی خوب نیست اما می خواهند به شکل معامله گر فعالیت داشته باشند، این افراد به دلیل ضعیف در ریاضیات نمی توانستند رشته فاینانس را بخوانند اما بر ماندن در بازار مالی اصرار داشتند. بنابراین برای این افراد CFA را که کاملاً کاربردی شده و غیر ریاضی شده رشته فاینانس آن هم به شکل بسیار جامع و کاربردی است و تمام مهارت های کاربردی لازم برای یک تحلیلگر ولی با ریاضیات کمتر در آن وجود دارد؛ ایجاد شد. دکترای مالی بسیار تئوریک و ریاضی است ولی گرایش CFA کاربردی و غیر ریاضی است.
🔴هدف نهایی کسی که وارد دکترای می شود، پیشبرد دانش فاینانس و کار تئوریک است ولی هدف کسی که وارد CFA می شود درآمد زایی و کاربردی است.
🔴ناگفته نماند که در صورت پیچیده شدن بازارها، استفاده از دکترای مالی برای حل مسائل ضروری و گریز ناپذیر است هرچند که فارغالتحصیلان دکترای مالی بیشتر جذب دانشگاه ها می شوند. در این شرایط دانشگاه ها دیدند که همه به سمت سمت CFA در موسسات خصوصی می روند. دانشگاه ها هم برای تأمین مالی و جذب افراد به دانشگاه و در رقابت با CFA رشته جدیدی به نام MBA in Finance (یا در بعضی دانشگاه ها با عناوین مدیریت مالی کاربردی و مدیریت مالی اجرایی) ایجاد کردند که در واقع همان رشته فاینانس اما به صورت کاربردی و غیر ریاضی است.
[ادامه دارد...]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔻 #مصاحبه با دکتر علی سرزعیم
(دکترای اقتصاد دانشگاه میلان)
[ادامه...]
🔴در بازار مالی دنیا کسانی هستند که ریاضیاتشان خیلی خوب نیست اما می خواهند به شکل معامله گر فعالیت داشته باشند، این افراد به دلیل ضعیف در ریاضیات نمی توانستند رشته فاینانس را بخوانند اما بر ماندن در بازار مالی اصرار داشتند. بنابراین برای این افراد CFA را که کاملاً کاربردی شده و غیر ریاضی شده رشته فاینانس آن هم به شکل بسیار جامع و کاربردی است و تمام مهارت های کاربردی لازم برای یک تحلیلگر ولی با ریاضیات کمتر در آن وجود دارد؛ ایجاد شد. دکترای مالی بسیار تئوریک و ریاضی است ولی گرایش CFA کاربردی و غیر ریاضی است.
🔴هدف نهایی کسی که وارد دکترای می شود، پیشبرد دانش فاینانس و کار تئوریک است ولی هدف کسی که وارد CFA می شود درآمد زایی و کاربردی است.
🔴ناگفته نماند که در صورت پیچیده شدن بازارها، استفاده از دکترای مالی برای حل مسائل ضروری و گریز ناپذیر است هرچند که فارغالتحصیلان دکترای مالی بیشتر جذب دانشگاه ها می شوند. در این شرایط دانشگاه ها دیدند که همه به سمت سمت CFA در موسسات خصوصی می روند. دانشگاه ها هم برای تأمین مالی و جذب افراد به دانشگاه و در رقابت با CFA رشته جدیدی به نام MBA in Finance (یا در بعضی دانشگاه ها با عناوین مدیریت مالی کاربردی و مدیریت مالی اجرایی) ایجاد کردند که در واقع همان رشته فاینانس اما به صورت کاربردی و غیر ریاضی است.
[ادامه دارد...]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Telegram
Financial Engineering
کانال مهندسی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
ارتباط با ادمین
@Araz_Sourani
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
ارتباط با ادمین
@Araz_Sourani
❌دستور جهانگیری درباره بودجه: همه دفاع کنند و هیچ کس حق دادن پیشنهاد تغییر و اصلاح ندارد
معاون اول رئیسجمهور در ابلاغیهای به دستگاهها تاکید کرده است که هیچ یک از مدیران و نمایندگان دستگاههای اجرایی حق مخالفت با هیچ بخشی از لایحه بودجه ۹۹ و یا درخواست تغییر هیچ بخشی از آن در مجلس را ندارند./ تسنیم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
معاون اول رئیسجمهور در ابلاغیهای به دستگاهها تاکید کرده است که هیچ یک از مدیران و نمایندگان دستگاههای اجرایی حق مخالفت با هیچ بخشی از لایحه بودجه ۹۹ و یا درخواست تغییر هیچ بخشی از آن در مجلس را ندارند./ تسنیم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
✅مالی یا Finance را بهتر بشناسیم !
🔻 #مصاحبه با دکتر علی سرزعیم
(دکترای اقتصاد دانشگاه میلان)
[ادامه...]
🔴در حال حاضر وضعیت ایران مثل وضعیت غرب در دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ است، به این معنی که هنوز متغیر های اقتصادی ما خیلی آزاد نیستند. مثلاً نرخ بهره تا حدودی تحت کنترل بانک مرکزی است و ابزار های جدید مالی به جز Future در بورس ما وجود ندارد. به همین دلیل مطالعات مدل های پیچیده فاینانس در عمل کاربردی ندارد.
🔴همانطور که گفتم دروس مالی در کشور ما هنوز به معنی واقعی دروس مالی نیستند. اگر دانشکده های ما مطابق سرفصل های کشور های دیگر درس بدهند، ۹۹ درصد افراد به هیچ عنوان حاضر به تحصیل در دکترای مالی نیستند چون هم مشکل تر است و هم درآمد زایی کمتری نسبت به بازار دارد.
🔴ما در رشته فاینانس ۱۲ نفر بودیم که ۳ نفر اخراج شدند و از ۹ نفر باقی مانده تنها ۳ نفر دکترا را ادامه دادند و بقیه به بازار کار پیوستند.
🔴در دنیا دکترای مالی سخت تر از دکترای اقتصاد است و طبیعتاً دستمزد های بالاتری هم دارد به همین دلیل هم احتمال برگشت ایرانی هایی که در خارج از کشور مالی خوانده اند کم است و این موجب میشود به روز شدن دانش فاینانس با تأخیر بیشتری صورت گیرد.
🔴در ایران به دانشجویان دکترای مالی ما همان حسابداری تدریس می شود و دانشجویان مدل های ریاضی را یاد نمی گیرند. متأسفانه این طور جا افتاده است که رشته فاینانس خیلی راحت است و می شود هم کار اجرایی سنگین کرد و هم عصر ها در کلاس دکترای مالی شرکت کرد اما باید گفت که اگر هر روز و به صورت تمام وقت هم مقالات مالی بخوانید، احتمال اینکه بتوانید دکترای فاینانس بگیرید به دلیل پیچیدگی و سختی این رشته ۵۰ درصد است.
🔴البته در دانشکده های ما تمرکز روی قیمت گذاری دارایی خیلی کم است، در حالی که مثلاً در دوره ای که من شرکت کردم اصل تمرکز روی قیمت گذاری دارایی بود و صرفا یک درس در حوزه مالیه شرکتی داشتیم.
🔴همچنین مالیه شرکتی آن گونه که در اغلب کشورها خوانده می شود با مالیه شرکتی که در ایران ارائه می شود بسیار متفاوت است. دانش امروز مالیه شرکتی تماماً در حوزه تئوری بازی ها و نظریه قرارداد، حوزه مالیه شرکتی را دگرگون کرده است اما از این تحولات در دانشکده های ما حتی در مقطع دکترا هم خبری نیست.
🔴هم اکنون کتابی به نام تئوری مالیه شرکتی نوشته ژان تیدول نزدیک ۱۰ سال است که در همه جای دنیا تدریس می شود به صورتی که موضوعات آن در دانشگاه های دنیا در حال قدیمی شدن است اما در حالی که در دانشگاه های ما نه تنها این کتاب خوانده نمی شود بلکه اصلا خیلی ها نمی دانند که چنین کتابی در دنیا تدریس می شود.
🔴وقتی به برخی افراد این نکات را می گویم فکر می کنند که خدای ناکرده به دنبال تفاخر و تحقیر هستم در حالی که سعی میکنم غفلت و بی خبری مان را هشدار دهم تا هشیار باشیم و تلاش خود را افزون کنیم تا این فاصله را در طی زمان کاهش دهیم. آن ها که من را می شناسند می دانند که اهل این حرف ها نیستم و مضاعف بر آن ادعایی مبنی بر اینکه استاد فاینانس باشم ندارم ولی استادان ممتاز فاینانس را دیدهام و در درس هایشان شرکت کردم و فرق مار و عکس مار را خوب می فهمم.
[ادامه دارد...]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔻 #مصاحبه با دکتر علی سرزعیم
(دکترای اقتصاد دانشگاه میلان)
[ادامه...]
🔴در حال حاضر وضعیت ایران مثل وضعیت غرب در دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ است، به این معنی که هنوز متغیر های اقتصادی ما خیلی آزاد نیستند. مثلاً نرخ بهره تا حدودی تحت کنترل بانک مرکزی است و ابزار های جدید مالی به جز Future در بورس ما وجود ندارد. به همین دلیل مطالعات مدل های پیچیده فاینانس در عمل کاربردی ندارد.
🔴همانطور که گفتم دروس مالی در کشور ما هنوز به معنی واقعی دروس مالی نیستند. اگر دانشکده های ما مطابق سرفصل های کشور های دیگر درس بدهند، ۹۹ درصد افراد به هیچ عنوان حاضر به تحصیل در دکترای مالی نیستند چون هم مشکل تر است و هم درآمد زایی کمتری نسبت به بازار دارد.
🔴ما در رشته فاینانس ۱۲ نفر بودیم که ۳ نفر اخراج شدند و از ۹ نفر باقی مانده تنها ۳ نفر دکترا را ادامه دادند و بقیه به بازار کار پیوستند.
🔴در دنیا دکترای مالی سخت تر از دکترای اقتصاد است و طبیعتاً دستمزد های بالاتری هم دارد به همین دلیل هم احتمال برگشت ایرانی هایی که در خارج از کشور مالی خوانده اند کم است و این موجب میشود به روز شدن دانش فاینانس با تأخیر بیشتری صورت گیرد.
🔴در ایران به دانشجویان دکترای مالی ما همان حسابداری تدریس می شود و دانشجویان مدل های ریاضی را یاد نمی گیرند. متأسفانه این طور جا افتاده است که رشته فاینانس خیلی راحت است و می شود هم کار اجرایی سنگین کرد و هم عصر ها در کلاس دکترای مالی شرکت کرد اما باید گفت که اگر هر روز و به صورت تمام وقت هم مقالات مالی بخوانید، احتمال اینکه بتوانید دکترای فاینانس بگیرید به دلیل پیچیدگی و سختی این رشته ۵۰ درصد است.
🔴البته در دانشکده های ما تمرکز روی قیمت گذاری دارایی خیلی کم است، در حالی که مثلاً در دوره ای که من شرکت کردم اصل تمرکز روی قیمت گذاری دارایی بود و صرفا یک درس در حوزه مالیه شرکتی داشتیم.
🔴همچنین مالیه شرکتی آن گونه که در اغلب کشورها خوانده می شود با مالیه شرکتی که در ایران ارائه می شود بسیار متفاوت است. دانش امروز مالیه شرکتی تماماً در حوزه تئوری بازی ها و نظریه قرارداد، حوزه مالیه شرکتی را دگرگون کرده است اما از این تحولات در دانشکده های ما حتی در مقطع دکترا هم خبری نیست.
🔴هم اکنون کتابی به نام تئوری مالیه شرکتی نوشته ژان تیدول نزدیک ۱۰ سال است که در همه جای دنیا تدریس می شود به صورتی که موضوعات آن در دانشگاه های دنیا در حال قدیمی شدن است اما در حالی که در دانشگاه های ما نه تنها این کتاب خوانده نمی شود بلکه اصلا خیلی ها نمی دانند که چنین کتابی در دنیا تدریس می شود.
🔴وقتی به برخی افراد این نکات را می گویم فکر می کنند که خدای ناکرده به دنبال تفاخر و تحقیر هستم در حالی که سعی میکنم غفلت و بی خبری مان را هشدار دهم تا هشیار باشیم و تلاش خود را افزون کنیم تا این فاصله را در طی زمان کاهش دهیم. آن ها که من را می شناسند می دانند که اهل این حرف ها نیستم و مضاعف بر آن ادعایی مبنی بر اینکه استاد فاینانس باشم ندارم ولی استادان ممتاز فاینانس را دیدهام و در درس هایشان شرکت کردم و فرق مار و عکس مار را خوب می فهمم.
[ادامه دارد...]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Telegram
Financial Engineering
کانال مهندسی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
ارتباط با ادمین
@Araz_Sourani
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
ارتباط با ادمین
@Araz_Sourani
Forwarded from Financial Engineering
📉 کاهش مداوم قیمت ها در نتیجهٔ افزایش تولید [ناشی از پیشرفت تکنولوژی همانطور که در صنعت دیجیتال میبینیم] ؛ گرایش بلند مدت هر سرمایه داری دستکاری نشده ای است.
👤مورای روتبارد
لودویگ فون میزس (استاد روتبارد) دراین باره میگوید: مهمترین چیزی که باید به یاد داشته باشیم اینست که تورم یک تقدیر الهی نیست. تورم یکی از بلایای طبیعی هم نیست یا یک بیماری مثل طاعون؛ تورم یک سیاست است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
👤مورای روتبارد
لودویگ فون میزس (استاد روتبارد) دراین باره میگوید: مهمترین چیزی که باید به یاد داشته باشیم اینست که تورم یک تقدیر الهی نیست. تورم یکی از بلایای طبیعی هم نیست یا یک بیماری مثل طاعون؛ تورم یک سیاست است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
⭕️مباحثه مرحوم هاشمی رفسنجانی و مسعود نیلی درباره سیاست پولی دولت یازدهم
آیتالله هاشمی رفسنجانی در گفتگو با روزنامه آرمان، ۱۸ آبان ۱۳۹۵:
در اوایل کار دولت یازدهم، جمع بزرگی از مسئولان کشور در وزارت کشور جمع شده بودند. من گفتم که الان بعد از اتمام کار دولت دهم، نصف کارخانههایمان یا تعطیل هستند و یا خیلی ضعیف کار میکنند. بنابراین تولیدمان کم است. طبعاً مصرف وجود دارد. واردات نتیجه کار دولت قبل بوده که به خاطر درآمدهای نفتی این کار را کردند. در آن زمان گفتم، اینکه آنها چه فلسفهای داشتند، من نمیدانم که چرا این کار را کردند. بعضی شهرکهایی که چند هزار واحد در آنها کار میکردند، شبیه قبرستان شدند و روشن نیستند و خیلی از جاها خاموش هستند. بعضی واحدهای بزرگ با ضرر کار میکنند که از قبل به این حالت درآمده بودند. گفتم: آنهایی که تعطیل شدند، کارکنانشان هم بیکار شدند و تا مدتی حقوق بیکاری میگیرند، اما بعداً بیکار میشوند و مشکلات دارند و باید کارهای انگلی کنند. گفتم: الان برای شما این امکان هست و نقدینگی هم در حال خفه کردن کشور است. بانکها هم نمیتوانند نقدینگیشان را راکد بگذارند. بانکها به مردم سود میدهند و مردم هم سپردههایشان را در بانکها میگذارند. چون بانکها با هم رقابت دارند، به حساب جاری هم سود میدهند تا مردم در آنجاها حساب باز کنند. بانکها باید لااقل یک مقدار بیشتر از سودی که میدهند، سود ببرند، لذا پولشان نمیخوابد. پس مشتریهایشان چه کسانی هستند؟ تولیدگرها که نیستند. پس چه کسانی هستند؟ یک عده میتوانند قاچاقچیها باشند. قاچاقچیها به هر قیمتی که پول بدهند، پول را میگیرند. اجناس بدون کیفیت را وارد کردند و بازار پر شد. آنها هر نوع جنسی را وارد کردند و هنوز هم وارد میکنند.
یک عده هم هستند که کارهایی را بلدند. یعنی زمینهاش را در بازار فراهم میکنند که یک بار روی سکه، یک بار زمین، یک بار روی ساختمان و از این نوع کارها، سرمایه گذاری میکنند و از پولهایی که میگیرند، میتوانند سودشان را خوب پس بدهند. البته این نوع کارها به درد مردم نمیخورد، اما بانکها مشتریهای خوبی پیدا کردند و به آنها میدهند. حتی خودشان در بعضی جاها سرمایه گذاری میکنند و با اینها شریک میشوند. این چیزهایی است که من میدانم و میدانستم.
بالاخره بانکها یا مستقیماً دولتی هستند و یا بانک مرکزی بر همه مدیریت دارد و دولت میتواند حکمی صادر کند و بگوید مثلاً این درصد از پولها باید به تولید داده شود. یا مثلاً در مرحله اول به کارخانههای تعطیل شده، وام مناسب بدهید. اما چون همه این کارخانهها معوقه دارند، نمیتوانند وام بگیرند و روی معوقهشان هم سود میآید. نتیجه نهایی این میشود که اینها ورشکسته میشوند و نمیتوانند پول بانک را هم پس بدهند. گفتم: بیایید زودتر خودتان را نجات بدهید و کار اینها را راه بیاندازید. به اینها وام و مهلتی بدهید که کارخانههایشان راه بیفتد و تولیداتشان به بازار بیاید و درآمد داشته باشند و بعد وام را به صورت قسطی میپردازند. به علاوه اگر دولت بخواهد کمکی بکند، به اینها کمک کند. از آن طرف هم شما باید برای بازار مصرف تولیداتشان کار کنید و جلوی قاچاق را بگیرید و به هر نحوی صادرات را تقویت کنید که آنها صادرات داشته باشند و با رقبایشان مبارزه کنند. برای آنها مثال زدم. البته بحث زیاد شد.
به آقای روحانی گفتم و ایشان پذیرفت و آقای نیلی مشاور اقتصاد کلانش را به اینجا فرستاد که بحث کنیم. آقای نیلی آمد و مثلی زد و گفت: من بانکها را به استخری تشبیه میکنم که یک مقدار آب از مبادی مختلف وارد آن میشود و شیرهایی پایین هست که آب را خارج میکند و براساس ورودی و خروجی تعادل ایجاد میشود. اگر شما شیرهای زیادی را باز کنید، بانکها خالی میشوند و در استخر آبی نمیماند. من گفتم: وقتی شیرها را باز میکنید، پول به کجا میرود؟ این پولها دست شخص یا گروهی میرسد. آنها پول را چه کار میکنند؟ پول را دوباره به بانک میآورند. جای دیگری ندارد که ببرد. اگر هم بخواهند ساختمانسازی کنند، پولش را باید وارد بانک کنند و اگر هم بفروشند، پول را باید وارد بانک کنند. هر کاری که انجام شود، باید پول را وارد بانک کند و 20 درصد سود اضافه میآید. الان کسی پول را در گاوصندوق نگه نمیدارد که سالی 20 درصد افت کند. پس هیچ وقت استخرتان خالی نمیشود و سرریز میشود و باید پولها را در جایی ببرید که کاری ایجاد و کالا تولید کند و جوانها کار کنند و درآمد بیشتری داشته باشد. گاهی هم باید خرجهایی مثل یارانهها بکنید و یا باید صادرات را تقویت کنید./ تاریخ شفاهی سیاست ایران
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آیتالله هاشمی رفسنجانی در گفتگو با روزنامه آرمان، ۱۸ آبان ۱۳۹۵:
در اوایل کار دولت یازدهم، جمع بزرگی از مسئولان کشور در وزارت کشور جمع شده بودند. من گفتم که الان بعد از اتمام کار دولت دهم، نصف کارخانههایمان یا تعطیل هستند و یا خیلی ضعیف کار میکنند. بنابراین تولیدمان کم است. طبعاً مصرف وجود دارد. واردات نتیجه کار دولت قبل بوده که به خاطر درآمدهای نفتی این کار را کردند. در آن زمان گفتم، اینکه آنها چه فلسفهای داشتند، من نمیدانم که چرا این کار را کردند. بعضی شهرکهایی که چند هزار واحد در آنها کار میکردند، شبیه قبرستان شدند و روشن نیستند و خیلی از جاها خاموش هستند. بعضی واحدهای بزرگ با ضرر کار میکنند که از قبل به این حالت درآمده بودند. گفتم: آنهایی که تعطیل شدند، کارکنانشان هم بیکار شدند و تا مدتی حقوق بیکاری میگیرند، اما بعداً بیکار میشوند و مشکلات دارند و باید کارهای انگلی کنند. گفتم: الان برای شما این امکان هست و نقدینگی هم در حال خفه کردن کشور است. بانکها هم نمیتوانند نقدینگیشان را راکد بگذارند. بانکها به مردم سود میدهند و مردم هم سپردههایشان را در بانکها میگذارند. چون بانکها با هم رقابت دارند، به حساب جاری هم سود میدهند تا مردم در آنجاها حساب باز کنند. بانکها باید لااقل یک مقدار بیشتر از سودی که میدهند، سود ببرند، لذا پولشان نمیخوابد. پس مشتریهایشان چه کسانی هستند؟ تولیدگرها که نیستند. پس چه کسانی هستند؟ یک عده میتوانند قاچاقچیها باشند. قاچاقچیها به هر قیمتی که پول بدهند، پول را میگیرند. اجناس بدون کیفیت را وارد کردند و بازار پر شد. آنها هر نوع جنسی را وارد کردند و هنوز هم وارد میکنند.
یک عده هم هستند که کارهایی را بلدند. یعنی زمینهاش را در بازار فراهم میکنند که یک بار روی سکه، یک بار زمین، یک بار روی ساختمان و از این نوع کارها، سرمایه گذاری میکنند و از پولهایی که میگیرند، میتوانند سودشان را خوب پس بدهند. البته این نوع کارها به درد مردم نمیخورد، اما بانکها مشتریهای خوبی پیدا کردند و به آنها میدهند. حتی خودشان در بعضی جاها سرمایه گذاری میکنند و با اینها شریک میشوند. این چیزهایی است که من میدانم و میدانستم.
بالاخره بانکها یا مستقیماً دولتی هستند و یا بانک مرکزی بر همه مدیریت دارد و دولت میتواند حکمی صادر کند و بگوید مثلاً این درصد از پولها باید به تولید داده شود. یا مثلاً در مرحله اول به کارخانههای تعطیل شده، وام مناسب بدهید. اما چون همه این کارخانهها معوقه دارند، نمیتوانند وام بگیرند و روی معوقهشان هم سود میآید. نتیجه نهایی این میشود که اینها ورشکسته میشوند و نمیتوانند پول بانک را هم پس بدهند. گفتم: بیایید زودتر خودتان را نجات بدهید و کار اینها را راه بیاندازید. به اینها وام و مهلتی بدهید که کارخانههایشان راه بیفتد و تولیداتشان به بازار بیاید و درآمد داشته باشند و بعد وام را به صورت قسطی میپردازند. به علاوه اگر دولت بخواهد کمکی بکند، به اینها کمک کند. از آن طرف هم شما باید برای بازار مصرف تولیداتشان کار کنید و جلوی قاچاق را بگیرید و به هر نحوی صادرات را تقویت کنید که آنها صادرات داشته باشند و با رقبایشان مبارزه کنند. برای آنها مثال زدم. البته بحث زیاد شد.
به آقای روحانی گفتم و ایشان پذیرفت و آقای نیلی مشاور اقتصاد کلانش را به اینجا فرستاد که بحث کنیم. آقای نیلی آمد و مثلی زد و گفت: من بانکها را به استخری تشبیه میکنم که یک مقدار آب از مبادی مختلف وارد آن میشود و شیرهایی پایین هست که آب را خارج میکند و براساس ورودی و خروجی تعادل ایجاد میشود. اگر شما شیرهای زیادی را باز کنید، بانکها خالی میشوند و در استخر آبی نمیماند. من گفتم: وقتی شیرها را باز میکنید، پول به کجا میرود؟ این پولها دست شخص یا گروهی میرسد. آنها پول را چه کار میکنند؟ پول را دوباره به بانک میآورند. جای دیگری ندارد که ببرد. اگر هم بخواهند ساختمانسازی کنند، پولش را باید وارد بانک کنند و اگر هم بفروشند، پول را باید وارد بانک کنند. هر کاری که انجام شود، باید پول را وارد بانک کند و 20 درصد سود اضافه میآید. الان کسی پول را در گاوصندوق نگه نمیدارد که سالی 20 درصد افت کند. پس هیچ وقت استخرتان خالی نمیشود و سرریز میشود و باید پولها را در جایی ببرید که کاری ایجاد و کالا تولید کند و جوانها کار کنند و درآمد بیشتری داشته باشد. گاهی هم باید خرجهایی مثل یارانهها بکنید و یا باید صادرات را تقویت کنید./ تاریخ شفاهی سیاست ایران
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ماجرای یک استاندارد دوگانه؛ مخالفان FATF چطور در سکوت مریدا را تصویب کردند؟
در روزهایی که پیوستن به کنوانسیون پالرمو، جنجالهایی به پا کرده، مروری بر اتفاقات چند سال پیش نشان میدهد در دولت دهم کنوانسیونی تصویب شده که شرایطی به مراتب سختتر از پالرمو داشته است: کنوانسیون مریدا
برای مثال کنوانسیون پالرمو مسائلی نظیر ممانعت از اجرای عدالت، ارتشا در بخش خصوصی، اختلاس، اعمال نفوذ در معاملات، اختفا اموال حاصل از جرم و دارا شدن من غیرحق را جرم نمیداند در حالیکه در کنوانسیون مریدا، این موارد جرم محسوب میشود
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
در روزهایی که پیوستن به کنوانسیون پالرمو، جنجالهایی به پا کرده، مروری بر اتفاقات چند سال پیش نشان میدهد در دولت دهم کنوانسیونی تصویب شده که شرایطی به مراتب سختتر از پالرمو داشته است: کنوانسیون مریدا
برای مثال کنوانسیون پالرمو مسائلی نظیر ممانعت از اجرای عدالت، ارتشا در بخش خصوصی، اختلاس، اعمال نفوذ در معاملات، اختفا اموال حاصل از جرم و دارا شدن من غیرحق را جرم نمیداند در حالیکه در کنوانسیون مریدا، این موارد جرم محسوب میشود
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
من باور ندارم که راه حل مشکلات ما این باشد که صرفا افراد درستی را انتخاب کنیم. نکته مهم، ایجاد فضایی است که در آن منفعت ِافراد نادرست در انجام کار درست باشد. در غیر این صورت حتی افراد درست هم کار خوب را انجام نخواهند داد، یا اگر هم سعی کنند انجام دهند، سریعا از دولت کنار گذاشته می شوند!
میلتون فریدمن
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
میلتون فریدمن
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
كليد اصلي رشد اقتصاد لهستان
اقتصاد کشور لهستان پس از 45 سال تحت سلطه کمونیسم تقریبا فروپاشیده بود و تورم آن به 645 درصد رسیده و خیلی از شرکت ها و کارخانجات دولتی بسیار بی بازده و از نظر تکنولوژی روز عقب مانده و زیان ده بودند.طرح موسوم به Balcerowicz که در لهستان دهه 90 میلادی پس از فروپاشی بلوک شرق- که لهستان نیز بخشی از آن بود- به اجرا درآمد طرحی بسیار جسورانه بود که توسط وزیر اقتصاد لهستان لچک بالچروویتس طرح ریزی و اجرا شد.
از بندهای مهم این طرح بسیار جسورانه اقتصادی که اقتصاد ایران نیز نیاز مبرم به آن دارد تعدیل گسترده کارکنان شرکت ها و ادارات دولتی و توقف افزایش سالیانه حقوق و دستمزد بود. البته برای جلوگیری از تبعات گسترده اجتماعی چنین طرحی مقرر شد کارگران و کارکنان شرکت ها و اغلب ادارات دولتی با دریافت پایه حقوق حداقلی خانه نشین شوند و مادامی که برای خود شغلی در چرخه تولید پیدا نکرده اند مقرری محدودی از دولت دریافت کنند.
در واقع دولت با پذیرش ریسک، نگاه اشتغال زایی به شغل های غیر ضروری دولتی را با تعدیل گسترده نیروی کار حذف کرد و دولت را بسیار کوچک و در عین حال کارآمد کرد.
افراد زیادی که بیکار شده بودند اما مستمری از دولت دریافت می کردند به تدریج جذب شغل های مولد در بخش خصوصی شدند و دولت نیز مستمری آنها را قطع می کرد. دولت همچنان مصمم بود علاوه بر کاهش تعداد کارکنان هزینه های جاری شامل حامل های انرژی را در سازمان ها و کارخانه های دولتی که مصرف بالایی داشت، کم کند. به طوری که برخی از ادارات دولتی با یک دهم کارکنان قبلی مجبور به کار بودند.
در طی اجرای این طرح 1.100.000 نفر در ادارات و شرکت های دولتی شغل های غیر ضروری خود را از دست دادند و دولت تصدی گری خود در اقتصاد را رها کرد. فقط 3 سال بعد از اجرای این طرح 600000 شرکت خصوصی در لهستان تاسیس شدند و برای 1.500.000 نفر شغل ایجاد شد و افراد زیادی که تا قبل از آن در شرکت های و ادارات دولتی به کارهای غیرمولد و وقت گذرانی مشغول بودند وارد چرخه واقعی اقتصاد شدند.
در نتیجه این طرح در بین سال های 1989 تا 2000 اقتصاد لهستان به شکوفایی رسید و بالاترین نرخ رشد اقتصادی در شرق اروپا را ار آن خود کرد. هم اکنون اقتصاد لهستان با تولید ناخاص داخلی 470 میلیارد دلار و سرانه تولید ناخالص 12400 دلار تقریبا 3 برابر اقتصاد ایران تولید سرانه دارد.
ایران با داشتن 4 میلیون نفر کارمند و حقوق بگیر بخش دولتی جزو کشورهای بسیار پرهزینه از نظر هزینه های جاری است. این در حالی است که کشور ژاپن با 127 میلیون نفر جمعیت معادل 1.5 برابر جمعیت ایران و اقتصاد سوم جهان فقط 753 هزار نفر کارمند دارد که یک پنجم کارمندان ایران است.
آمریکا با 323 میلیون نفر جمعیت و اقتصاد 18.5 تریلیون دلاری اش فقط 2.700.000 کارمند دولتی دارد و جالب اینکه از این تعداد فقط 1.100.000 نفر پلیس هستند.
در کنار کوچک کردن دولت کارآمد کردن کردن آن نیز ضروری است. از این تعداد 4000000 حقوق بگیر دولت حدود 900 نفر در سطح وزیر و معاون وزیر و 124000 نفر مدیران ستادی و استانی و روسای ادارات و 296000 نفر مدیران عملیاتی و رده های پایین تر می باشند. متاسفانه اغلب مدیران فاقد دانش زبان خارجی و IT هستند که از ملزومات مدیریتی نوین هستند.
در اغلب کشورهای توسعه یافته دولت ها کوچک اما بسیار کارآمد هستند و آزمون های موسوم به CSE برای استخدام در دولت برگزار می شود که آزمون بسیار بسیار سختی است و فقط نخبگان جامعه می توانند در آن قبول شوند. بنابراین راه را برای قبیله گرایی و استخدام نورچشمی ها می بندد.
اولین و بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
اقتصاد کشور لهستان پس از 45 سال تحت سلطه کمونیسم تقریبا فروپاشیده بود و تورم آن به 645 درصد رسیده و خیلی از شرکت ها و کارخانجات دولتی بسیار بی بازده و از نظر تکنولوژی روز عقب مانده و زیان ده بودند.طرح موسوم به Balcerowicz که در لهستان دهه 90 میلادی پس از فروپاشی بلوک شرق- که لهستان نیز بخشی از آن بود- به اجرا درآمد طرحی بسیار جسورانه بود که توسط وزیر اقتصاد لهستان لچک بالچروویتس طرح ریزی و اجرا شد.
از بندهای مهم این طرح بسیار جسورانه اقتصادی که اقتصاد ایران نیز نیاز مبرم به آن دارد تعدیل گسترده کارکنان شرکت ها و ادارات دولتی و توقف افزایش سالیانه حقوق و دستمزد بود. البته برای جلوگیری از تبعات گسترده اجتماعی چنین طرحی مقرر شد کارگران و کارکنان شرکت ها و اغلب ادارات دولتی با دریافت پایه حقوق حداقلی خانه نشین شوند و مادامی که برای خود شغلی در چرخه تولید پیدا نکرده اند مقرری محدودی از دولت دریافت کنند.
در واقع دولت با پذیرش ریسک، نگاه اشتغال زایی به شغل های غیر ضروری دولتی را با تعدیل گسترده نیروی کار حذف کرد و دولت را بسیار کوچک و در عین حال کارآمد کرد.
افراد زیادی که بیکار شده بودند اما مستمری از دولت دریافت می کردند به تدریج جذب شغل های مولد در بخش خصوصی شدند و دولت نیز مستمری آنها را قطع می کرد. دولت همچنان مصمم بود علاوه بر کاهش تعداد کارکنان هزینه های جاری شامل حامل های انرژی را در سازمان ها و کارخانه های دولتی که مصرف بالایی داشت، کم کند. به طوری که برخی از ادارات دولتی با یک دهم کارکنان قبلی مجبور به کار بودند.
در طی اجرای این طرح 1.100.000 نفر در ادارات و شرکت های دولتی شغل های غیر ضروری خود را از دست دادند و دولت تصدی گری خود در اقتصاد را رها کرد. فقط 3 سال بعد از اجرای این طرح 600000 شرکت خصوصی در لهستان تاسیس شدند و برای 1.500.000 نفر شغل ایجاد شد و افراد زیادی که تا قبل از آن در شرکت های و ادارات دولتی به کارهای غیرمولد و وقت گذرانی مشغول بودند وارد چرخه واقعی اقتصاد شدند.
در نتیجه این طرح در بین سال های 1989 تا 2000 اقتصاد لهستان به شکوفایی رسید و بالاترین نرخ رشد اقتصادی در شرق اروپا را ار آن خود کرد. هم اکنون اقتصاد لهستان با تولید ناخاص داخلی 470 میلیارد دلار و سرانه تولید ناخالص 12400 دلار تقریبا 3 برابر اقتصاد ایران تولید سرانه دارد.
ایران با داشتن 4 میلیون نفر کارمند و حقوق بگیر بخش دولتی جزو کشورهای بسیار پرهزینه از نظر هزینه های جاری است. این در حالی است که کشور ژاپن با 127 میلیون نفر جمعیت معادل 1.5 برابر جمعیت ایران و اقتصاد سوم جهان فقط 753 هزار نفر کارمند دارد که یک پنجم کارمندان ایران است.
آمریکا با 323 میلیون نفر جمعیت و اقتصاد 18.5 تریلیون دلاری اش فقط 2.700.000 کارمند دولتی دارد و جالب اینکه از این تعداد فقط 1.100.000 نفر پلیس هستند.
در کنار کوچک کردن دولت کارآمد کردن کردن آن نیز ضروری است. از این تعداد 4000000 حقوق بگیر دولت حدود 900 نفر در سطح وزیر و معاون وزیر و 124000 نفر مدیران ستادی و استانی و روسای ادارات و 296000 نفر مدیران عملیاتی و رده های پایین تر می باشند. متاسفانه اغلب مدیران فاقد دانش زبان خارجی و IT هستند که از ملزومات مدیریتی نوین هستند.
در اغلب کشورهای توسعه یافته دولت ها کوچک اما بسیار کارآمد هستند و آزمون های موسوم به CSE برای استخدام در دولت برگزار می شود که آزمون بسیار بسیار سختی است و فقط نخبگان جامعه می توانند در آن قبول شوند. بنابراین راه را برای قبیله گرایی و استخدام نورچشمی ها می بندد.
اولین و بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم
سفته بازی چیست؟
سفته باز کیست؟
چرا با وجود رونق در بازار سرمایه،رونق در اقتصاد به وجود نمیآید؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سفته بازی چیست؟
سفته باز کیست؟
چرا با وجود رونق در بازار سرمایه،رونق در اقتصاد به وجود نمیآید؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
آربیتراژ چیست؟
به کسب سود از طریق اختلاف قیمت در دو بازار مختلف آربیتراژ میگویند. این اختلاف میتواند از لحاظ زمانی باشد مثل بازار نقد و آتی، و هم از نظر مکانی مثل تفاوت نرخ در دو بازار در مکانهای جغرافیایی متفاوت باشد. یکپارچگی بازارهای مالی امکان آربیتراژ به علت اختلاف در مکان بازار را تقریبا به صفر رسانده است.
این نوع آربیتراژ در بازارهای کالایی به علت وجود هزینه نگهداری و حمل و نقل و... که باعث ایجاد قیمتهای متفاوت برای یک کالا میشود، اتفاق میافتد.
اما اختلاف به علت تفاوت در زمان، فرصت آربیتراژی را برای هم بازارهای مالی و کالایی از طریق قرارداد آتی ایجاد میکند.
آربیتراژ در بازار آتی سهام زمانی اتفاق میافتد که فرد با حذف ریسک نوسانات قیمت در طول زمان سهم پایه را در یک بازار (نقد و آتی) خریده و در بازار دیگر به فروش
برساند.
• قیمتهای بازار آتی بالاتر از نقد باشد: آربیتراژگر میتواند سهم پایه را در بازار نقد خریده و به طور همزمان در بازار آتی با قیمت مشخص به فروش برساند.
خرید سهم به تعداد ۱۰۰۰۰ به قیمت ۳۰۰۰ ریال در بازار نقد و فروش یک قرارداد سایپا (هر قرارداد در نماد سایپا شامل ۱۰۰۰۰ سهم است) در بازار آتی به قیمت ۴۰۰۰ ریال:
سود ناخالص
ریال ۱.۰۰۰.۰۰۰ = ۱۰.۰۰۰ × (۳.۰۰۰ - ۴.۰۰۰)
کارمزد خرید در بازار نقد
۱۴۸.۸۰۰= ۰۰۴۹۶/۰ × (۱۰.۰۰۰ × ۳.۰۰۰)
کارمزد فروش در بازار آتی
۱۹۸.۴۰۰ = ۰۰۴۹۶/۰ × (۱۰.۰۰۰ × ۴.۰۰۰)
مالیات فروش کارمزد تسویه
۴۰۰.۰۰۰ = (۰۰۵/۰ + ۰۰۵/۰) × (۱۰.۰۰۰ × ۴.۰۰۰)
کارمزد ورود به دوره تسویه و مالیات فروش
(سود خالص) ۹.۲۵۲.۸۰۰ = (۴۰۰.۰۰۰ + ۱۹۸.۴۰۰ + ۱۴۸.۸۰۰) - ۱۰۰۰۰۰۰۰ (سود ناخالص)
در مثال فوق سود حاصل از آربیتراژ ۹,۲۵۲,۸۰۰ریال میباشد که با توجه به سرمایه مورد نیاز شامل ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال بابت خرید سهم از بازار نقد و ۵,۶۰۰,۰۰۰ ریال بابت وجه تضمین اتخاذ موقعیت باز سایپا ۰۴ در بازارآتی بازده این سرمایهگذاری برابر با ۲۶ درصد است.
تاثیر تصمیمات شرکتی بر دارندگان موقعیتهای باز
همزمان با بسته شدن سهم در بازار نقد، در بازار آتی نیز معاملات روی نمادهای مربوط به سهم یادشده، در تمام سررسیدها تا زمان باز شدن در بازار نقد متوقف میشود.
الف) اگر شرکت اقدام به تقسیم سود کند: بر خلاف رویه متداول در بورسها، در بورس تهران به منظور حذف ریسک پیشبینی سود (انحراف سود مورد انتظار از سود مصوب ناشر در مجمع) قبل از باز شدن نماد سهم در بازار آتی، از آخرین قیمت تسویه روزانه، سود مصوب کسر میشود. این تغییر در قیمت تسویه در حساب طرفین قرارداد لحاظ نمی شود در نتیجه مشارکتکنندگان بازار (در صورتی که برگزاری مجمع طی دوره باشد) برای تعیین ارزش آتی سهم به منظور ثبت سفارش در بازار آتی نباید سود تقسیمی را از قیمت کسر کنند.
مثال کاربردی:
اتخاذ موقعیت خرید با قیمت ۴۰۰۰ ریال
آخرین قیمت تسویه قبل از برگزاری مجمع ۴۵۰۰ریال
سود تقسیمی در مجمع ۶۰۰ ریال
تعدیل در قیمت تسویه به صورت زیر محاسبه میشود:
ریال ۳۹۰۰ = ۶۰۰- ۴۵۰۰
(با تغییر قیمت تسویه به علت تصمیمات شرکتی در حساب عملیاتی دارندگان موقعیت باز، تغییری اعمال نمیشود)
در صورتی که بعد از بازگشایی نماد، معاملات روی قیمتی بالاتر انجام شود (مثلا ۴۲۰۰ ریال) نحوه محاسبه سود و زیان روزانه برای دارندگان موقعیت خرید از ابتدای اتخاذ موقعیت به شرح زیر است:
ریال ۵۰۰= ۴۰۰۰ - ۴۵۰۰
+ سود واریز شده به حساب خریدار قبل از برگزاری مجمع به ازای هر سهم
+ تغییر در قیمت تسویه از ۴۵۰۰ به ۳۹۰۰ بدون تغییر در حساب مشتری
+ افزایش قیمت تسویه از ۳۹۰۰ به ۴۲۰۰ ۳۰۰= ۳۹۰۰-۴۲۰۰
یعنی با اخذ موقعیت خرید روی قیمت ۴۰۰۰ ریال با حساب آخرین قیمت تسویه ۴۲۰۰ در حساب مشتری دارنده موقعیت خرید مبلغ ۸۰۰ ریال واریز شده است و میتوان این طور در نظر گرفت که به حساب خریدار علاوه بر واریز مابهالتفاوت قیمت خرید و آخرین قیمت تسویه سود تقسیمی مجمع نیز واریز میشود.
ب) اگر شرکت اقدام به افزایش سرمایه کند:
افزایش سرمایه ناشر سهم پایه منجر به تعدیل آخرین قیمت تسویه روزانه و اندازه قرارداد آتی میشود. در اینصورت، بورس پیش از بازگشایی نماد معاملاتی قراردادهای سهم پایه، تعدیلات لازم را انجام میدهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
به کسب سود از طریق اختلاف قیمت در دو بازار مختلف آربیتراژ میگویند. این اختلاف میتواند از لحاظ زمانی باشد مثل بازار نقد و آتی، و هم از نظر مکانی مثل تفاوت نرخ در دو بازار در مکانهای جغرافیایی متفاوت باشد. یکپارچگی بازارهای مالی امکان آربیتراژ به علت اختلاف در مکان بازار را تقریبا به صفر رسانده است.
این نوع آربیتراژ در بازارهای کالایی به علت وجود هزینه نگهداری و حمل و نقل و... که باعث ایجاد قیمتهای متفاوت برای یک کالا میشود، اتفاق میافتد.
اما اختلاف به علت تفاوت در زمان، فرصت آربیتراژی را برای هم بازارهای مالی و کالایی از طریق قرارداد آتی ایجاد میکند.
آربیتراژ در بازار آتی سهام زمانی اتفاق میافتد که فرد با حذف ریسک نوسانات قیمت در طول زمان سهم پایه را در یک بازار (نقد و آتی) خریده و در بازار دیگر به فروش
برساند.
• قیمتهای بازار آتی بالاتر از نقد باشد: آربیتراژگر میتواند سهم پایه را در بازار نقد خریده و به طور همزمان در بازار آتی با قیمت مشخص به فروش برساند.
خرید سهم به تعداد ۱۰۰۰۰ به قیمت ۳۰۰۰ ریال در بازار نقد و فروش یک قرارداد سایپا (هر قرارداد در نماد سایپا شامل ۱۰۰۰۰ سهم است) در بازار آتی به قیمت ۴۰۰۰ ریال:
سود ناخالص
ریال ۱.۰۰۰.۰۰۰ = ۱۰.۰۰۰ × (۳.۰۰۰ - ۴.۰۰۰)
کارمزد خرید در بازار نقد
۱۴۸.۸۰۰= ۰۰۴۹۶/۰ × (۱۰.۰۰۰ × ۳.۰۰۰)
کارمزد فروش در بازار آتی
۱۹۸.۴۰۰ = ۰۰۴۹۶/۰ × (۱۰.۰۰۰ × ۴.۰۰۰)
مالیات فروش کارمزد تسویه
۴۰۰.۰۰۰ = (۰۰۵/۰ + ۰۰۵/۰) × (۱۰.۰۰۰ × ۴.۰۰۰)
کارمزد ورود به دوره تسویه و مالیات فروش
(سود خالص) ۹.۲۵۲.۸۰۰ = (۴۰۰.۰۰۰ + ۱۹۸.۴۰۰ + ۱۴۸.۸۰۰) - ۱۰۰۰۰۰۰۰ (سود ناخالص)
در مثال فوق سود حاصل از آربیتراژ ۹,۲۵۲,۸۰۰ریال میباشد که با توجه به سرمایه مورد نیاز شامل ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال بابت خرید سهم از بازار نقد و ۵,۶۰۰,۰۰۰ ریال بابت وجه تضمین اتخاذ موقعیت باز سایپا ۰۴ در بازارآتی بازده این سرمایهگذاری برابر با ۲۶ درصد است.
تاثیر تصمیمات شرکتی بر دارندگان موقعیتهای باز
همزمان با بسته شدن سهم در بازار نقد، در بازار آتی نیز معاملات روی نمادهای مربوط به سهم یادشده، در تمام سررسیدها تا زمان باز شدن در بازار نقد متوقف میشود.
الف) اگر شرکت اقدام به تقسیم سود کند: بر خلاف رویه متداول در بورسها، در بورس تهران به منظور حذف ریسک پیشبینی سود (انحراف سود مورد انتظار از سود مصوب ناشر در مجمع) قبل از باز شدن نماد سهم در بازار آتی، از آخرین قیمت تسویه روزانه، سود مصوب کسر میشود. این تغییر در قیمت تسویه در حساب طرفین قرارداد لحاظ نمی شود در نتیجه مشارکتکنندگان بازار (در صورتی که برگزاری مجمع طی دوره باشد) برای تعیین ارزش آتی سهم به منظور ثبت سفارش در بازار آتی نباید سود تقسیمی را از قیمت کسر کنند.
مثال کاربردی:
اتخاذ موقعیت خرید با قیمت ۴۰۰۰ ریال
آخرین قیمت تسویه قبل از برگزاری مجمع ۴۵۰۰ریال
سود تقسیمی در مجمع ۶۰۰ ریال
تعدیل در قیمت تسویه به صورت زیر محاسبه میشود:
ریال ۳۹۰۰ = ۶۰۰- ۴۵۰۰
(با تغییر قیمت تسویه به علت تصمیمات شرکتی در حساب عملیاتی دارندگان موقعیت باز، تغییری اعمال نمیشود)
در صورتی که بعد از بازگشایی نماد، معاملات روی قیمتی بالاتر انجام شود (مثلا ۴۲۰۰ ریال) نحوه محاسبه سود و زیان روزانه برای دارندگان موقعیت خرید از ابتدای اتخاذ موقعیت به شرح زیر است:
ریال ۵۰۰= ۴۰۰۰ - ۴۵۰۰
+ سود واریز شده به حساب خریدار قبل از برگزاری مجمع به ازای هر سهم
+ تغییر در قیمت تسویه از ۴۵۰۰ به ۳۹۰۰ بدون تغییر در حساب مشتری
+ افزایش قیمت تسویه از ۳۹۰۰ به ۴۲۰۰ ۳۰۰= ۳۹۰۰-۴۲۰۰
یعنی با اخذ موقعیت خرید روی قیمت ۴۰۰۰ ریال با حساب آخرین قیمت تسویه ۴۲۰۰ در حساب مشتری دارنده موقعیت خرید مبلغ ۸۰۰ ریال واریز شده است و میتوان این طور در نظر گرفت که به حساب خریدار علاوه بر واریز مابهالتفاوت قیمت خرید و آخرین قیمت تسویه سود تقسیمی مجمع نیز واریز میشود.
ب) اگر شرکت اقدام به افزایش سرمایه کند:
افزایش سرمایه ناشر سهم پایه منجر به تعدیل آخرین قیمت تسویه روزانه و اندازه قرارداد آتی میشود. در اینصورت، بورس پیش از بازگشایی نماد معاملاتی قراردادهای سهم پایه، تعدیلات لازم را انجام میدهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ قدرت، نیت خیر و فساد
✍🏻 میلتون فریدمن
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 میلتون فریدمن
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
💥معجزه دولت در حل بحران بهداشت ودرمان!
📍آیا منوط کردن «آزادی» اشتغال به هر حرفهای (طبابت، وکالت، آهنفروشی، آرایشگری و …) به عضویت در یک «اتحادیه صنفی انحصاری» که به موجب قانونِ اجباری دولت، «امتیاز ویژه»ی «انحصار» صدور «مجوز کسبوکار» در آن حرفه را دارا است، تحدید موجّه آزادی است؟
📍امروزه مدام میشنویم که هزینههای پزشکی بسیار بالا هستند و بیمهی درمانی از دسترس فقرا خارج است صد سال پیش از این در آمریکا شکایت از این بود که هزینههای پزشکی زیادی پاییناند و بیمهی درمانی بیش از حد در دسترس همگان است. در آن دوران هم دولت پا پیش گذاشت تا مشکل را حل بکند. چه حل کردنی!
💥در سالهای پایانی قرن 19 و سالهای آغازین قرن 20 یکی از منابع اصلی تهیهی خدمات درمانی برای طبقهی زحمتکشان فقیر در بریتانیا و استرالیا و ایالات متحده، انجمنهای اخوت بود استوار بر مشارکت داوطلبانه. گروهی از زحمتکشان طبقهی کارگر گرد هم آمده و انجمنی تشکیل میدادند و ماهانه مبلغی را به خزانهی انجمن واریز میکردند؛ در نتیجه لژهای اخوت به مثابه شرکتهای بیمهی خودیاری عمل میکردند و خدمات متنوعی ارائه میدادند نظیر بیمه عمر و بیمه از کار افتادگی و «طبابت لژ»
👨🏻🔬«طبابت لژ» از این قرار بود که یک لژ با یک پزشک قرارداد میبست تا به اعضایش خدمات درمانی ارائه کند. پزشک مربوطه به عوض اینکه هر بار برای هر فقره خدمت درمانیاش مبلغی را دریافت کند یک رقم ثابت سالانه را از لژ دریافت میکرد، و اعضا لژ نیز در مقابل یک مبلغ ثابت سالانه را به لژ پرداخت میکردند و در مقابل هر وقت که نیاز داشتند میتوانستند پزشک را برای خدماترسانی خبر کنند. آن سازوکاری هم که در این میان مانع سوءاستفادهی هر یک اعضا از خدمات پزشکِ طرف قرارداد میشد، نظارت اعضای لژ بر رفتار یکدیگر بود. اعضای لژ که نمیخواستند با افزایش مبلغ پرداختی سالانه مواجه شوند، مراقب بودند که دیگر اعضا از آن نظام خدمات مشترک سوءاستفاده نکنند.
📍چشمگیرتر از همهچیز هزینهی پایین دریافت خدمات پزشکی از این طریق بود. در آغاز قرن 20 سهم هزینهی «طبابت لژ» برای هر یک از اعضا چیزی بود بین یک تا دو دلار در هر سال! یعنی دستمزد یک روز یک کارگر! در حالی که همان موقع هزینهی خدمات پزشکی در بازار چیزی بود بین یک تا دو دلار برای هر ویزیت. با اینحال اطبای پروانهدار، به خصوص آنها که فارغالتحصیلان دانشگاههای بزرگ [نظیر هاروارد] نبودند، شدیداً در رقابت بودند تا قرارداد لژها را از یکدیگر بربایند، شاید به آن خاطر که چنین قراردادهایی امنیت اقتصادیشان را تأمین میکرد. و همین رقابت بود که باعث میشد قیمتها پایین بمانند.
📍پاسخ صنف پزشکان، هم در آمریکا و هم بریتانیا، پاسخی بسیار غضبآلود بود. ایشان نهادِ «طبابت لژ» را با زبانی خشن تقبیح میکردند. ادعای صنف پزشکی این بود که قیمتهایی پایینی که بسیاری از پزشکان برای خدمات درمانی طلب میکردند، داشت حرفهِی طبابت را ورشکسته میکرد. بر این اساس، صنف پزشکی از دولت خواست که مداخله کند.
📍در بریتانیا 🇬🇧دولت خدمات درمانی را به زیر چتر قدرت سیاسی در آورد حالا دستمزد پزشکان را به عوض بیماران بیسواد! هیأتهایی از خود پزشکان تعیین میکردند. اینگونه بود که ارائهی خدمات درمانی از محل بودجهی دولتی جا را برای «طبابت لژ» تنگ کرد و نهایتاً آن را از صحنه بیرون انداخت؛ اعضای انجمنهای اخوت که مجبور بودند، چه بخواهند و چه نخواهند، برای تأمین مالی خدمات درمانیِ «مجانی» توسط #دولت_رفاه مالیات بپردازند دیگر انگیزهای نداشتند که پول اضافهای بپردازند تا از خدمات درمانی انجمنهای اخوت برخوردار شوند
📍در آمریکا هم اتحادیه صنفی پزشکان آمریکا، به لطف امتیاز ویژه ای که از دولت گرفته اند یعنی حق انحصاری صدور مجوز طبابت، به سلب مجوز طبابت پزشکانی که جسارت میکردند با لژها قراداد ببندند اقدام کرد ادعای اتحادیه صنفی این بود که هدف از سختگیری در ارائهی مجوز، بالا بردن سطح کیفی خدمات درمانی است!
منبع: بوژوا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📍آیا منوط کردن «آزادی» اشتغال به هر حرفهای (طبابت، وکالت، آهنفروشی، آرایشگری و …) به عضویت در یک «اتحادیه صنفی انحصاری» که به موجب قانونِ اجباری دولت، «امتیاز ویژه»ی «انحصار» صدور «مجوز کسبوکار» در آن حرفه را دارا است، تحدید موجّه آزادی است؟
📍امروزه مدام میشنویم که هزینههای پزشکی بسیار بالا هستند و بیمهی درمانی از دسترس فقرا خارج است صد سال پیش از این در آمریکا شکایت از این بود که هزینههای پزشکی زیادی پاییناند و بیمهی درمانی بیش از حد در دسترس همگان است. در آن دوران هم دولت پا پیش گذاشت تا مشکل را حل بکند. چه حل کردنی!
💥در سالهای پایانی قرن 19 و سالهای آغازین قرن 20 یکی از منابع اصلی تهیهی خدمات درمانی برای طبقهی زحمتکشان فقیر در بریتانیا و استرالیا و ایالات متحده، انجمنهای اخوت بود استوار بر مشارکت داوطلبانه. گروهی از زحمتکشان طبقهی کارگر گرد هم آمده و انجمنی تشکیل میدادند و ماهانه مبلغی را به خزانهی انجمن واریز میکردند؛ در نتیجه لژهای اخوت به مثابه شرکتهای بیمهی خودیاری عمل میکردند و خدمات متنوعی ارائه میدادند نظیر بیمه عمر و بیمه از کار افتادگی و «طبابت لژ»
👨🏻🔬«طبابت لژ» از این قرار بود که یک لژ با یک پزشک قرارداد میبست تا به اعضایش خدمات درمانی ارائه کند. پزشک مربوطه به عوض اینکه هر بار برای هر فقره خدمت درمانیاش مبلغی را دریافت کند یک رقم ثابت سالانه را از لژ دریافت میکرد، و اعضا لژ نیز در مقابل یک مبلغ ثابت سالانه را به لژ پرداخت میکردند و در مقابل هر وقت که نیاز داشتند میتوانستند پزشک را برای خدماترسانی خبر کنند. آن سازوکاری هم که در این میان مانع سوءاستفادهی هر یک اعضا از خدمات پزشکِ طرف قرارداد میشد، نظارت اعضای لژ بر رفتار یکدیگر بود. اعضای لژ که نمیخواستند با افزایش مبلغ پرداختی سالانه مواجه شوند، مراقب بودند که دیگر اعضا از آن نظام خدمات مشترک سوءاستفاده نکنند.
📍چشمگیرتر از همهچیز هزینهی پایین دریافت خدمات پزشکی از این طریق بود. در آغاز قرن 20 سهم هزینهی «طبابت لژ» برای هر یک از اعضا چیزی بود بین یک تا دو دلار در هر سال! یعنی دستمزد یک روز یک کارگر! در حالی که همان موقع هزینهی خدمات پزشکی در بازار چیزی بود بین یک تا دو دلار برای هر ویزیت. با اینحال اطبای پروانهدار، به خصوص آنها که فارغالتحصیلان دانشگاههای بزرگ [نظیر هاروارد] نبودند، شدیداً در رقابت بودند تا قرارداد لژها را از یکدیگر بربایند، شاید به آن خاطر که چنین قراردادهایی امنیت اقتصادیشان را تأمین میکرد. و همین رقابت بود که باعث میشد قیمتها پایین بمانند.
📍پاسخ صنف پزشکان، هم در آمریکا و هم بریتانیا، پاسخی بسیار غضبآلود بود. ایشان نهادِ «طبابت لژ» را با زبانی خشن تقبیح میکردند. ادعای صنف پزشکی این بود که قیمتهایی پایینی که بسیاری از پزشکان برای خدمات درمانی طلب میکردند، داشت حرفهِی طبابت را ورشکسته میکرد. بر این اساس، صنف پزشکی از دولت خواست که مداخله کند.
📍در بریتانیا 🇬🇧دولت خدمات درمانی را به زیر چتر قدرت سیاسی در آورد حالا دستمزد پزشکان را به عوض بیماران بیسواد! هیأتهایی از خود پزشکان تعیین میکردند. اینگونه بود که ارائهی خدمات درمانی از محل بودجهی دولتی جا را برای «طبابت لژ» تنگ کرد و نهایتاً آن را از صحنه بیرون انداخت؛ اعضای انجمنهای اخوت که مجبور بودند، چه بخواهند و چه نخواهند، برای تأمین مالی خدمات درمانیِ «مجانی» توسط #دولت_رفاه مالیات بپردازند دیگر انگیزهای نداشتند که پول اضافهای بپردازند تا از خدمات درمانی انجمنهای اخوت برخوردار شوند
📍در آمریکا هم اتحادیه صنفی پزشکان آمریکا، به لطف امتیاز ویژه ای که از دولت گرفته اند یعنی حق انحصاری صدور مجوز طبابت، به سلب مجوز طبابت پزشکانی که جسارت میکردند با لژها قراداد ببندند اقدام کرد ادعای اتحادیه صنفی این بود که هدف از سختگیری در ارائهی مجوز، بالا بردن سطح کیفی خدمات درمانی است!
منبع: بوژوا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
✅بحرانهای همزاد-۱
✍🏻حسین عبدهتبریزی
✍🏻میثم رادپور
🔹طی سالهای پس از انقلاباسلامی، کشورمان شوکهای ارزی متعددی را پشت سرگذاشته است. اگر از دوران جنگ تحمیلی صرفنظر کنیم، سه شوک ارزی طی سالهای ۷۴-۷۳، ۷۸-۷۷ و ۹۱-۹۰ قابلشناسایی است. عوامل متعددی را میتوان بهعنوان پیشران شوکهای ارزی کشور نام برد، ولی بهطور خلاصه میتوان گفت افزایش بیسابقه حجم نقدینگی و سوءمدیریت تعهدات ارزی طی سالهای ۷۴-۷۳، کاهش شدید قیمت نفت طی سالهای ۷۸-۷۷ و باز هم افزایش شدید حجم نقدینگی و البته تحریمهای بیسابقه علیه کشورمان طی سالهای ۹۱-۹۰ از عوامل اصلی شکلگیری و توسعه شوکهای ارزی بوده است.
🔸طی ماههای اخیر باردیگر بازار ارز کشور جنبوجوشهای قابلتوجهی را شاهد بوده است. قیمت ارز در نیمه دوم سال ۹۶ چیزی در حدود ۲۵درصد افزایش یافته و رفتار قیمتها از شروع دوره پرنوسان دیگری در تاریخ اقتصادی کشور خبر میدهد. در این مقطع زمانی هم به عواملی متعددی میتوان اشاره کرد که زمینهساز نوسانات روبهبالاینرخ ارز بوده است: افزایش بیسابقه حجم نقدینگی، قیمتهای نسبتا پایین نفت، ادامه تحریمهای اقتصادی حتی باوجود برجام، نزدیکشدن حجم تعهدات ارزی کشور به سقف تاریخی آن و نگرانی از شکلگیری پارهای تنشهای اجتماعی در کشور. اما بعد دیگری هم به محرکهای بازار ارز اضافه شده است؛ بعدی که بهزعم نگارندگان از سایر عوامل تحریککننده بازار ارز مهمتر، بلندمدتتر و با آثار دامنهدارتر است: بحران نظام بانکی.
🔵 شکلگیری و توسعه بحران نظام بانکی
🔸طی سالهای اخیر سیاستهای پولی بانکمرکزی اگرچه تورم را در سطوح نسبتا پایین حفظ کرد، اما آسیبهای جدی به نظام بانکی کشور وارد آورد. بهطور خلاصه دولت امیدوار بود با کاهش نرخ تورم و ایجاد محیط با ثبات اقتصادی، شرایط را برای افزایش حجم سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی آماده کند. با این تصور بانک مرکزی تصمیم گرفت که با استراتژیای تحت عنوان «سالمسازی نقدینگی،» استقراض بانکها از بانک مرکزی را محدود کند. بر این اساس، بانک مرکزی نرخ جرائم اضافه برداشت را طی این سالها در سطوح بالاتر از ۳۰ درصد حفظ کرد.
🔹اتخاذ این سیاست پولی انقباضی(در شرایط وجود بانک بد ومؤسسات پولی بدونمجوز) دو پیامد قابلشناسایی بهدنبال داشت. از یکطرف نرخ بالای استقراض از بانک مرکزی به بازار بینبانکی و در نهایت به بازار سپرده تسری یافت و درنتیجه نرخ سود سپرده برای چند سال متوالی در سطوح نسبتا بالایی باقی ماند. از طرف دیگر نرخ تورم عمدتا بهدلیل بالابودن نرخ سود سپرده آرام گرفت و آثار ناشی از بالابودن نسبی هزینه فرصت در اقتصاد، به رکود اقتصادیدامن زد. نتیجه این پیامدها ایجاد شکاف کمسابقه بین نرخ سود بانکی و نرخ تورم بود؛ متغیری که از آن بهعنوان نرخ بهره واقعی یاد میکنند.
🔸تصویر شکاف نرخ سود- نرخ تورم، عینا بهصورت شکاف بدهی- دارایی به ترازنامه بانکها منتقل شد: سمت چپ ترازنامه بانکها در نتیجه پرداخت سودهای سنگین سپرده فربه شد و سمت راست ترازنامه در نتیجه رکود اقتصادی و آثار ناشی از درماندگی مالی وامگیرندگان همچنان نحیف باقی ماند. درواقع طی این دوران سمت راست ترازنامه بانکها عموما از داراییهای غیرنقد و غیرمولد (تسهیلات، املاک و مستغلات و سهام شرکتهای سهامی خاص) و سمت چپ ترازنامه عمدتا با بدهیهای نقد و هزینهزا (سپرده بانکی) انباشته شد. بهطور همزمان، بحران شکاف بدهی- دارایی (بحران اعسار) بهصورت کسریهای نظاممند ذخایر بروز کرد. ذخایر قانونی بانکها از محل افزایش حجم سپردهها (عمدتا بهدلیل پرداخت سودهای سنگین به سپردهها و عدمدریافت از محل تسهیلات) افزایش یافت و آثار ناشی از کسری ذخایر در نظام بانکی کشور به شکل تنگنای اعتباری نمود پیدا کرد.
🔹بدونشک بحران نظام بانکی کشور، یکی از نمونههای کامل بحرانهای بانکی است که در نظامهای پولی دنیا تجربه شده است. برآوردها از میزان شکاف بدهی- دارایی نظام بانکی البته بدون خطا نیست، ولی در سطح اطمینان بالا میتوان گفت که این شکاف درصد نسبتا بالایی از کل حجم نقدینگی کشور است. این شکاف بزرگ که در واقع نماینده زیانهای نظام بانکی است، اگر نگوییم در نظامهای پولی دنیا بیسابقه است، باید اعتراف کنیم که کمسابقه است. هم اکنون نظام بانکی کشور شامل نهادهایی است که بدون تردید هیچ پوششسرمایهای برای جبران زیانهای خود ندارند و طبق استانداردهای نظام بانکی بینالملل فعالیت آنها باید متوقف شود. در این وضعیت عدماطمینانها از پایایی نظام پولی و در نهایت نظام اقتصادی کشور بهشدت بالا رفته است.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻حسین عبدهتبریزی
✍🏻میثم رادپور
🔹طی سالهای پس از انقلاباسلامی، کشورمان شوکهای ارزی متعددی را پشت سرگذاشته است. اگر از دوران جنگ تحمیلی صرفنظر کنیم، سه شوک ارزی طی سالهای ۷۴-۷۳، ۷۸-۷۷ و ۹۱-۹۰ قابلشناسایی است. عوامل متعددی را میتوان بهعنوان پیشران شوکهای ارزی کشور نام برد، ولی بهطور خلاصه میتوان گفت افزایش بیسابقه حجم نقدینگی و سوءمدیریت تعهدات ارزی طی سالهای ۷۴-۷۳، کاهش شدید قیمت نفت طی سالهای ۷۸-۷۷ و باز هم افزایش شدید حجم نقدینگی و البته تحریمهای بیسابقه علیه کشورمان طی سالهای ۹۱-۹۰ از عوامل اصلی شکلگیری و توسعه شوکهای ارزی بوده است.
🔸طی ماههای اخیر باردیگر بازار ارز کشور جنبوجوشهای قابلتوجهی را شاهد بوده است. قیمت ارز در نیمه دوم سال ۹۶ چیزی در حدود ۲۵درصد افزایش یافته و رفتار قیمتها از شروع دوره پرنوسان دیگری در تاریخ اقتصادی کشور خبر میدهد. در این مقطع زمانی هم به عواملی متعددی میتوان اشاره کرد که زمینهساز نوسانات روبهبالاینرخ ارز بوده است: افزایش بیسابقه حجم نقدینگی، قیمتهای نسبتا پایین نفت، ادامه تحریمهای اقتصادی حتی باوجود برجام، نزدیکشدن حجم تعهدات ارزی کشور به سقف تاریخی آن و نگرانی از شکلگیری پارهای تنشهای اجتماعی در کشور. اما بعد دیگری هم به محرکهای بازار ارز اضافه شده است؛ بعدی که بهزعم نگارندگان از سایر عوامل تحریککننده بازار ارز مهمتر، بلندمدتتر و با آثار دامنهدارتر است: بحران نظام بانکی.
🔵 شکلگیری و توسعه بحران نظام بانکی
🔸طی سالهای اخیر سیاستهای پولی بانکمرکزی اگرچه تورم را در سطوح نسبتا پایین حفظ کرد، اما آسیبهای جدی به نظام بانکی کشور وارد آورد. بهطور خلاصه دولت امیدوار بود با کاهش نرخ تورم و ایجاد محیط با ثبات اقتصادی، شرایط را برای افزایش حجم سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی آماده کند. با این تصور بانک مرکزی تصمیم گرفت که با استراتژیای تحت عنوان «سالمسازی نقدینگی،» استقراض بانکها از بانک مرکزی را محدود کند. بر این اساس، بانک مرکزی نرخ جرائم اضافه برداشت را طی این سالها در سطوح بالاتر از ۳۰ درصد حفظ کرد.
🔹اتخاذ این سیاست پولی انقباضی(در شرایط وجود بانک بد ومؤسسات پولی بدونمجوز) دو پیامد قابلشناسایی بهدنبال داشت. از یکطرف نرخ بالای استقراض از بانک مرکزی به بازار بینبانکی و در نهایت به بازار سپرده تسری یافت و درنتیجه نرخ سود سپرده برای چند سال متوالی در سطوح نسبتا بالایی باقی ماند. از طرف دیگر نرخ تورم عمدتا بهدلیل بالابودن نرخ سود سپرده آرام گرفت و آثار ناشی از بالابودن نسبی هزینه فرصت در اقتصاد، به رکود اقتصادیدامن زد. نتیجه این پیامدها ایجاد شکاف کمسابقه بین نرخ سود بانکی و نرخ تورم بود؛ متغیری که از آن بهعنوان نرخ بهره واقعی یاد میکنند.
🔸تصویر شکاف نرخ سود- نرخ تورم، عینا بهصورت شکاف بدهی- دارایی به ترازنامه بانکها منتقل شد: سمت چپ ترازنامه بانکها در نتیجه پرداخت سودهای سنگین سپرده فربه شد و سمت راست ترازنامه در نتیجه رکود اقتصادی و آثار ناشی از درماندگی مالی وامگیرندگان همچنان نحیف باقی ماند. درواقع طی این دوران سمت راست ترازنامه بانکها عموما از داراییهای غیرنقد و غیرمولد (تسهیلات، املاک و مستغلات و سهام شرکتهای سهامی خاص) و سمت چپ ترازنامه عمدتا با بدهیهای نقد و هزینهزا (سپرده بانکی) انباشته شد. بهطور همزمان، بحران شکاف بدهی- دارایی (بحران اعسار) بهصورت کسریهای نظاممند ذخایر بروز کرد. ذخایر قانونی بانکها از محل افزایش حجم سپردهها (عمدتا بهدلیل پرداخت سودهای سنگین به سپردهها و عدمدریافت از محل تسهیلات) افزایش یافت و آثار ناشی از کسری ذخایر در نظام بانکی کشور به شکل تنگنای اعتباری نمود پیدا کرد.
🔹بدونشک بحران نظام بانکی کشور، یکی از نمونههای کامل بحرانهای بانکی است که در نظامهای پولی دنیا تجربه شده است. برآوردها از میزان شکاف بدهی- دارایی نظام بانکی البته بدون خطا نیست، ولی در سطح اطمینان بالا میتوان گفت که این شکاف درصد نسبتا بالایی از کل حجم نقدینگی کشور است. این شکاف بزرگ که در واقع نماینده زیانهای نظام بانکی است، اگر نگوییم در نظامهای پولی دنیا بیسابقه است، باید اعتراف کنیم که کمسابقه است. هم اکنون نظام بانکی کشور شامل نهادهایی است که بدون تردید هیچ پوششسرمایهای برای جبران زیانهای خود ندارند و طبق استانداردهای نظام بانکی بینالملل فعالیت آنها باید متوقف شود. در این وضعیت عدماطمینانها از پایایی نظام پولی و در نهایت نظام اقتصادی کشور بهشدت بالا رفته است.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ معرفی کتاب تکنوکراسی و سیاستگذاری اقتصادی به روایت رضا نیازمند
✍🏻 عباس گمار
رضا نیازمند را میتوان به جرأت یکی از ژنرالهای اقتصاد صنعتی دههٔ ۴۰ کشور نامید که در تیم تحول اقتصادی آن دوره خدمات ارزندهای را به کشور نظیر تأسیس سازمان مدیریت صنعتی، تأسیس سازمان گسترش و نوسازی، تأسیس کارخانه مس سرچشمه، انعقاد قرارداد تأمین خوراک برای نیروگاه اتمی و نقشهبرداری هوایی کشور جهت تأمین اورانیوم کرده است.
ایشان شیوۀ مدیریت خود را به صورت تاریخی در کتاب خود با عنوان تکنوکراسی و سیاستگذاری اقتصادی با بیانی جذاب و خواندنی توضیح میدهد که نکات بسیار جالب مدیریتی نظیر عزم راسخ و ارادهٔ پولادين در ایجاد و اصلاح ساختار مالی و عملیاتی شرکتها عنوان میکند که به نوعی به خلق ارزش و ثروت در شرکتها و نهایتاً كشور ارتباط مییابد.
شخصاً علاوه بر نکات برجستهٔ هر یک از شرکتها و سازمانهای ارایهشده در کتاب، برداشتهای زیر را در لابهلای خطوط این کتاب داشتهام:
۱- بزرگبین بودن سياستگذاران و متصدیان امور و روحیۀ میهنپرستی آن دوره به جای کوچکبین بودن و روحیۀ خودپرستی؛
۲- پایبندی به انجام مطالعۀ «واقعی» قبل از شروع پروژههای ملی با این مضمون: بروید مطالعه کنید؛
۳- اعزام و تربیت کارشناسان و نخبگان موردنیاز شرکتهای در حال تأسیس به مهد دانش و تجربه قبل از راهاندازی کارخانهها؛
۴- مطالعۀ روزانه و در جریان قرار گرفتن وقایع صنعتی در سطح بینالمللی و شکار فرصتها برای توسعۀ شرکتهای کشور؛
۵- اهمیت تحصیلات عالیه و کاربردی در اخذ تصدی و پیشبرد امور کشور؛
۶- و الی آخر.
مطالعۀ کتاب یادشده که روایت تاریخ مدیریت علمی برخی از شرکتهای مهم آن زمان است، به علاقهمندان به مدیریت، سازماندهی مالی و اصلاح ساختار مالی و عملیاتی و همچنین ارزشیابی سهام شرکتها توصیه میشود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 عباس گمار
رضا نیازمند را میتوان به جرأت یکی از ژنرالهای اقتصاد صنعتی دههٔ ۴۰ کشور نامید که در تیم تحول اقتصادی آن دوره خدمات ارزندهای را به کشور نظیر تأسیس سازمان مدیریت صنعتی، تأسیس سازمان گسترش و نوسازی، تأسیس کارخانه مس سرچشمه، انعقاد قرارداد تأمین خوراک برای نیروگاه اتمی و نقشهبرداری هوایی کشور جهت تأمین اورانیوم کرده است.
ایشان شیوۀ مدیریت خود را به صورت تاریخی در کتاب خود با عنوان تکنوکراسی و سیاستگذاری اقتصادی با بیانی جذاب و خواندنی توضیح میدهد که نکات بسیار جالب مدیریتی نظیر عزم راسخ و ارادهٔ پولادين در ایجاد و اصلاح ساختار مالی و عملیاتی شرکتها عنوان میکند که به نوعی به خلق ارزش و ثروت در شرکتها و نهایتاً كشور ارتباط مییابد.
شخصاً علاوه بر نکات برجستهٔ هر یک از شرکتها و سازمانهای ارایهشده در کتاب، برداشتهای زیر را در لابهلای خطوط این کتاب داشتهام:
۱- بزرگبین بودن سياستگذاران و متصدیان امور و روحیۀ میهنپرستی آن دوره به جای کوچکبین بودن و روحیۀ خودپرستی؛
۲- پایبندی به انجام مطالعۀ «واقعی» قبل از شروع پروژههای ملی با این مضمون: بروید مطالعه کنید؛
۳- اعزام و تربیت کارشناسان و نخبگان موردنیاز شرکتهای در حال تأسیس به مهد دانش و تجربه قبل از راهاندازی کارخانهها؛
۴- مطالعۀ روزانه و در جریان قرار گرفتن وقایع صنعتی در سطح بینالمللی و شکار فرصتها برای توسعۀ شرکتهای کشور؛
۵- اهمیت تحصیلات عالیه و کاربردی در اخذ تصدی و پیشبرد امور کشور؛
۶- و الی آخر.
مطالعۀ کتاب یادشده که روایت تاریخ مدیریت علمی برخی از شرکتهای مهم آن زمان است، به علاقهمندان به مدیریت، سازماندهی مالی و اصلاح ساختار مالی و عملیاتی و همچنین ارزشیابی سهام شرکتها توصیه میشود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
⚖بله! نابرابری یک معضل است البته تنها وقتی ناشی از مداخلات دولت باشد.
🖋برخی نابرابری ها بطور طبیعی از آزادی انتخاب نشأت میگیرند و برخی دیگر از مداخلات دولتی ناشی میشوند. اولی مطلوبست و عامل و انگیزهٔ پیشرفت و دومی مردود است و غیرقابل قبول.
👤مورای روتبارد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🖋برخی نابرابری ها بطور طبیعی از آزادی انتخاب نشأت میگیرند و برخی دیگر از مداخلات دولتی ناشی میشوند. اولی مطلوبست و عامل و انگیزهٔ پیشرفت و دومی مردود است و غیرقابل قبول.
👤مورای روتبارد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
✅بحرانهای همزاد-۲
✍🏻حسین عبدهتبریزی
✍🏻میثم رادپور
🔴اعتماد به نظام بانکی
🔸تمام انواع ابزاری که در بازارهای مالی معامله میشوند، چیزی از جنس تعهد است: سهام، تعهد شرکت به سهامداران است؛ قرضه دولتی، تعهد دولت به خریداران قرضه است؛ اختیارمعامله ، تعهد فروشنده به خریدار و قرارداد آتی، تعهد خریدار و فروشنده به یکدیگر است. گواهی سپرده هم طبعا تعهد بانک به سپردهگذاران است. از همه اینها مهمتر پول است که تعهد بانکمرکزی (و بهطور عام دولت یا بالاتر از آن حاکمیت) به آحاد مردم است.
🔹بدیهی است چیزی که باعث میشود بازارهای مالی همچنان به حیات خود ادامه دهند، پایایی اعتماد میان بازیگران بازار است؛ اعتمادی که بر پایه آن سرمایهگذاران حاضر میشوند در قبال پول خود تعهد شرکت (گواهی سهام) را بپذیرند؛ سپردهگذاران در قبال وجوه خود، تعهد بانک (گواهی سپرده) را میپذیرند و کارکنان در قبال کار خود، پول (تعهد بانک مرکزی) را پذیرا میشوند. نظام بانکی پایه اصلی نظام مالی کشورهاست. چنانچه اعتماد سپردهگذاران به نظام بانکی خدشهدار شود، اعتبار بزرگترین و معتبرترین متعهدان نظام مالی کشور، یعنی بانکمرکزی و بانکها، آسیب میبیند؛ اگر بازیگران بازارهای مالی نتوانند به این دو اعتماد کنند، آنگاه به تعهد هیچ متعهدی نمیتوانند دل خوش کنند.
🔸اینچنین است که بحرانهای بانکی پایه اعتماد در نظام اقتصادی کشور را سست میکند؛ اعتمادی که در غیاب آن بازیگران بازار پول تمایل مییابند، وجوه خود را به چیزی مستقل از مقام ناظر بازار پول (بانک مرکزی) بدل کنند؛ چیزی مانند داراییهای فیزیکی و ارز. هراس ناشی از خدشهدار شدن اعتبار ابرمتعهدان بازار پول حتی ممکن است سپردهگذاران را متقاعد کند که پول خود را به چیزی مستقل از نظام قانونی کشور تبدیل کنند: حواله ارزی معمولترین مسیر ممکن برای تحقق این هدف است. اینچنین است که بحرانهای بانکی به شکلگیری و تعمیق بحرانهای ارزی دامن میزنند. بحرانهای توام یا همزاد بانک و ارز به وابستگیهای متقابل بحران بانکی با بحران تراز پرداختها اشاره دارد.
🔴بحرانهای همزاد
🔹تجربههای بسیاری از وقوع بحران تراز پرداختها در کشاکش بحران بانکی کشورها به یاد داریم (مثلا بحرانهای همزاد شیلی ۱۹۸۲ یا مکزیک در ۱۹۹۴). توجه به بحرانهای همزاد اهمیت فراوانی دارد، چون آثار آنها بسیار مخربتر از بحران بانکی یا بحران تراز پرداختهای جداگانه است. بحرانهای همزاد بانکی و تراز پرداختها حاصل رکود اقتصادی عمیق است و هزینههای نجات نظام بانکی را بالا میبرد. بیشتر مطالعات خارجی بیانگر آن است که شروع بحران بانکی به شروع بحران ارزی انجامیده است و جهت برعکس نبوده است. مطالعه سال ۲۰۰۱ گلیک و هاچسون (Glick and Hutchison) پیرامون بحرانهای همزاد در کشورهای مختلف نشان میدهد که شروع بحران بانکی باعث بروز بحران ارزی در چند سال بعد در آن کشورها شده است و جهت برعکس آن اتفاق نیفتاده است؛ یعنی آسیب از بحران بانکی به بحران ارزی تسری یافته است. مطالعات متقدمتر دیگر کمینسکی (Kaminsky) بیانگر آن است که بروز بحرانهای بانکی به پیشبینی بروز بحرانهای ارزی کمک کرده است. مطالعات دیگری نیز نشان داده که مشکل بانکها باعث ناتوانی بانک مرکزی در دفاع از ارزهای ملی شده، چرا که نتوانستهاند نرخهای بهره را بهدرستی تعیین کنند. هر چند تاثیر متغیرهای بنیادین و رفتاری (انتظارات) بهدرستی در آزمونها تفکیک نشده، اما به نظر میرسد که قبل از بروز بحرانها، متغیرهای بنیادین اقتصاد در بیشتر کشورها در وضعیت نامناسبی بوده است.
🔸بیشتر مطالعات نشان میدهند که در بحرانهای دوگانه (همزاد) هزینههای از دسترفتن ذخایر و هزینههای نجات بانکها از بحرانهای مستقل بانکی یا ارزی به مراتب بالاتر است. این مطالعات نشان دادهاند که متغیرهایی چون نرخهای بهره واقعی، نسبت M۲ به ذخایر خارجی، صادرات و تفاوتهای نرخهای بهره واقعی شاخصهای خوبی برای نشان دادن بروز وضعیت بحرانهای همزاد بودهاند. هاگن و هو (Hagen & Ho) در ۲۰۰۳ گزارش کردند که بیش از یکسوم بحرانهای بانکی به بحرانهای همزاد بانک و ارز انجامیده است. هر چند تعریف و شناخت بحرانهای همزاد در حوزه بانک و بازارهای ارزی دشوار است، اما وضعیت درایران به گونهای است که چالش عمدهای برای تایید وجود چنین شرایطی نداریم. نشانههای بروز بحران همزاد در کشورمان را میتوان از طریق بررسی شرایط نظام بانکی کشور و نیز حسابهای ملی کشور در بخش خارجی پیگیری کرد. در حالی که در میان اقتصاددانان کشور در باب بحران بانکی اجماع وجود دارد، برای صحبت از بحران ارزی نیازمند بررسی تراز پرداختها هستیم.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻حسین عبدهتبریزی
✍🏻میثم رادپور
🔴اعتماد به نظام بانکی
🔸تمام انواع ابزاری که در بازارهای مالی معامله میشوند، چیزی از جنس تعهد است: سهام، تعهد شرکت به سهامداران است؛ قرضه دولتی، تعهد دولت به خریداران قرضه است؛ اختیارمعامله ، تعهد فروشنده به خریدار و قرارداد آتی، تعهد خریدار و فروشنده به یکدیگر است. گواهی سپرده هم طبعا تعهد بانک به سپردهگذاران است. از همه اینها مهمتر پول است که تعهد بانکمرکزی (و بهطور عام دولت یا بالاتر از آن حاکمیت) به آحاد مردم است.
🔹بدیهی است چیزی که باعث میشود بازارهای مالی همچنان به حیات خود ادامه دهند، پایایی اعتماد میان بازیگران بازار است؛ اعتمادی که بر پایه آن سرمایهگذاران حاضر میشوند در قبال پول خود تعهد شرکت (گواهی سهام) را بپذیرند؛ سپردهگذاران در قبال وجوه خود، تعهد بانک (گواهی سپرده) را میپذیرند و کارکنان در قبال کار خود، پول (تعهد بانک مرکزی) را پذیرا میشوند. نظام بانکی پایه اصلی نظام مالی کشورهاست. چنانچه اعتماد سپردهگذاران به نظام بانکی خدشهدار شود، اعتبار بزرگترین و معتبرترین متعهدان نظام مالی کشور، یعنی بانکمرکزی و بانکها، آسیب میبیند؛ اگر بازیگران بازارهای مالی نتوانند به این دو اعتماد کنند، آنگاه به تعهد هیچ متعهدی نمیتوانند دل خوش کنند.
🔸اینچنین است که بحرانهای بانکی پایه اعتماد در نظام اقتصادی کشور را سست میکند؛ اعتمادی که در غیاب آن بازیگران بازار پول تمایل مییابند، وجوه خود را به چیزی مستقل از مقام ناظر بازار پول (بانک مرکزی) بدل کنند؛ چیزی مانند داراییهای فیزیکی و ارز. هراس ناشی از خدشهدار شدن اعتبار ابرمتعهدان بازار پول حتی ممکن است سپردهگذاران را متقاعد کند که پول خود را به چیزی مستقل از نظام قانونی کشور تبدیل کنند: حواله ارزی معمولترین مسیر ممکن برای تحقق این هدف است. اینچنین است که بحرانهای بانکی به شکلگیری و تعمیق بحرانهای ارزی دامن میزنند. بحرانهای توام یا همزاد بانک و ارز به وابستگیهای متقابل بحران بانکی با بحران تراز پرداختها اشاره دارد.
🔴بحرانهای همزاد
🔹تجربههای بسیاری از وقوع بحران تراز پرداختها در کشاکش بحران بانکی کشورها به یاد داریم (مثلا بحرانهای همزاد شیلی ۱۹۸۲ یا مکزیک در ۱۹۹۴). توجه به بحرانهای همزاد اهمیت فراوانی دارد، چون آثار آنها بسیار مخربتر از بحران بانکی یا بحران تراز پرداختهای جداگانه است. بحرانهای همزاد بانکی و تراز پرداختها حاصل رکود اقتصادی عمیق است و هزینههای نجات نظام بانکی را بالا میبرد. بیشتر مطالعات خارجی بیانگر آن است که شروع بحران بانکی به شروع بحران ارزی انجامیده است و جهت برعکس نبوده است. مطالعه سال ۲۰۰۱ گلیک و هاچسون (Glick and Hutchison) پیرامون بحرانهای همزاد در کشورهای مختلف نشان میدهد که شروع بحران بانکی باعث بروز بحران ارزی در چند سال بعد در آن کشورها شده است و جهت برعکس آن اتفاق نیفتاده است؛ یعنی آسیب از بحران بانکی به بحران ارزی تسری یافته است. مطالعات متقدمتر دیگر کمینسکی (Kaminsky) بیانگر آن است که بروز بحرانهای بانکی به پیشبینی بروز بحرانهای ارزی کمک کرده است. مطالعات دیگری نیز نشان داده که مشکل بانکها باعث ناتوانی بانک مرکزی در دفاع از ارزهای ملی شده، چرا که نتوانستهاند نرخهای بهره را بهدرستی تعیین کنند. هر چند تاثیر متغیرهای بنیادین و رفتاری (انتظارات) بهدرستی در آزمونها تفکیک نشده، اما به نظر میرسد که قبل از بروز بحرانها، متغیرهای بنیادین اقتصاد در بیشتر کشورها در وضعیت نامناسبی بوده است.
🔸بیشتر مطالعات نشان میدهند که در بحرانهای دوگانه (همزاد) هزینههای از دسترفتن ذخایر و هزینههای نجات بانکها از بحرانهای مستقل بانکی یا ارزی به مراتب بالاتر است. این مطالعات نشان دادهاند که متغیرهایی چون نرخهای بهره واقعی، نسبت M۲ به ذخایر خارجی، صادرات و تفاوتهای نرخهای بهره واقعی شاخصهای خوبی برای نشان دادن بروز وضعیت بحرانهای همزاد بودهاند. هاگن و هو (Hagen & Ho) در ۲۰۰۳ گزارش کردند که بیش از یکسوم بحرانهای بانکی به بحرانهای همزاد بانک و ارز انجامیده است. هر چند تعریف و شناخت بحرانهای همزاد در حوزه بانک و بازارهای ارزی دشوار است، اما وضعیت درایران به گونهای است که چالش عمدهای برای تایید وجود چنین شرایطی نداریم. نشانههای بروز بحران همزاد در کشورمان را میتوان از طریق بررسی شرایط نظام بانکی کشور و نیز حسابهای ملی کشور در بخش خارجی پیگیری کرد. در حالی که در میان اقتصاددانان کشور در باب بحران بانکی اجماع وجود دارد، برای صحبت از بحران ارزی نیازمند بررسی تراز پرداختها هستیم.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
✅ میمونها چه چیزی میتوانند درباره پول به ما یاد دهند؟
✍🏻دیوید ادموندز
✍🏻بن کوپر
🔹تصمیمهای میمونهایی که در رابطه با امور مالی مورد آزمایش قرار میگیرند شبیه تصمیمهایی است که انسانها اتخاذ میکنند. در جزیرهای در نزدیکی سواحل پورتوریکو آزمایش شگفت انگیزی روی میمونها انجام گرفته است. نتایج این آزمایش میتواند دانش ما از اقتصاد رفتاری و روانشناسی ریسک را افزایش دهد و برای بحرانهای مالی دورهای اقتصاد بشری توضیحی ارائه دهد. در این آزمایش شش میمون کاپوچین شرکت داشتند که هر کدام به نام یکی از شخصیتهای فیلمهای جیمز باند نامگذاری شده بودند.
🔸محققان به این میمونها یاد داده بودند که ژتونهای فلزی کوچکی را با غذا مبادله کنند. برای آنها بازار کوچکی ایجاد شده بود که مجریان این آزمایش در آن غذاهای مختلف را به قیمتها مختلف عرضه میکردند. لوری سانتوز، استاد علوم شناختی و روانشناسی در دانشگاه ییل، یکی از افرادی بود که با این میمونها معامله میکرد. او میگوید "ما با این روش میتوانستیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا میمونها به چیزهایی مثل قیمت توجه میکنند؟ آیا هدف آنها افزایش قدرت خرید ژتونهایشان است؟"
🔹"ما متوجه شدیم که این میمونها بدون آموزش خاصی از کسانی خرید میکردند که غذای ارزانتر میفروختند. اگر در ازای یک ژتون دو برابر غذا میگرفتند، بیشتر از آن شخص خرید میکردند." این میمونها در عین حال ویژگیهای انسانی دیگری هم نظیر فرصتطلبی از خود بروز میدادند. مثلا سعی میکردند وقتی حواس مجریان آزمایش پرت بود ژتونهای روی زمین را کش بروند. شکی نیست که این نوعی مسخرهبازی بوده است. با این اوصاف نشانه چیز دیگری هم بود؛ اینکه میمونها برای ژتونها ارزش قائل بودند.
🔹با این حال رفتاری که میتواند آموزههای جالبی برای انسانها داشته باشد برخورد میمونها با مساله ریسک بود. محققان تصمیم گرفتند تا عنصر انتخاب را هم وارد آزمایش کنند. میمونها میتوانستند از بین دو نفر با یکی وارد مبادله شوند. یکی از آن دو نفر در ازای یک ژتون دو تکه غذا به آنها میداد که در این مورد خاص انگور بود. این گزینه هیچ خطری نداشت و میمونها با انتخابش چیزی از دست نمیدادند. اما نفر دیگر در ازای یک ژتون یا یک حبه انگور به آنها میداد یا سه حبه انگور. ریسک این مبادله بیشتر بود چون که در نیمی از مواقع یک انگور عاید میمونها میشد و در نیمی دیگر سه انگور.
🔸بگذارید این مساله را با معیارهای انسانی بررسی کنیم: شما حق انتخاب دارید. میتوانید ۲۰۰۰ دلار تضمینی کسب کنید، یا ۵۰ درصد شانس داشته باشید که ۱۰۰۰ دلار کسب کنید و ۵۰ درصد هم ۳۰۰۰ دلار. آیا دست به قمار خواهید زد؟ کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ بیشتر مردم گزینه بیخطر را انتخاب میکنند و ۲۰۰۰ دلار را میگیرند. میمونها هم همین کار را میکنند.
🔹تا اینجا همه چیز عادی است. هر چه باشد میمونها نزدیکترین اقوام انسان هستند. ما تاریخچه تکاملی مشترکی با آنها داریم. با این حال وقتی آزمایش به گونهای تغییر داده شد تا میمونها همان انتخابها را از نقطه آغازین متفاوتی داشته باشند، اتفاق شگفتانگیزی افتاد.
🔸خانم لوری سانتوز میگوید "میمونها وارد بازار میشوند و به نظر میرسد که هر دو فروشنده سه حبه انگور در دست دارند. در اینجا مغز میمون احتمالا دارد فکر میکند که شاید بتواند سه حبه انگور بگیرد. تکلیف یکی از فروشندهها مشخص است و همیشه یک کار میکند. او سه حبه انگور در دست دارد، ولی اگر میمونی با او وارد معامله شود یک ژتون میگیرد و تنها دو حبه انگور به او میدهد. یعنی ضرر این معامله تضمین شده است. ضررش کم است ولی قطعی است. فروشنده دیگر اما ریسکی است. او همیشه دو ژتون از میمونها میگیرد. اما بعضی وقتها هر سه حبه انگور را به آنها میدهد و بعضی وقتها هم تنها یک حبه انگور."
🔹بگذارید دوباره با معیارهای انسانی با این مساله روبهرو شویم: شما ۳۰۰۰ دلار دارید و باید انتخاب کنید. یا قطعا ۱۰۰۰ دلار از دست میدهید و ۲۰۰۰ دلار برایتان میماند، یا قمار میکنید. اگر قمار کنید نیمی از مواقع ۲۰۰۰ دلار میبازید و تنها ۱۰۰۰ دلار برایتان میماند. اما نیمی از مواقع هم هیچی نمیبازید. کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ بیشتر مردم خطر میکنند و دست به قمار میزنند.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻دیوید ادموندز
✍🏻بن کوپر
🔹تصمیمهای میمونهایی که در رابطه با امور مالی مورد آزمایش قرار میگیرند شبیه تصمیمهایی است که انسانها اتخاذ میکنند. در جزیرهای در نزدیکی سواحل پورتوریکو آزمایش شگفت انگیزی روی میمونها انجام گرفته است. نتایج این آزمایش میتواند دانش ما از اقتصاد رفتاری و روانشناسی ریسک را افزایش دهد و برای بحرانهای مالی دورهای اقتصاد بشری توضیحی ارائه دهد. در این آزمایش شش میمون کاپوچین شرکت داشتند که هر کدام به نام یکی از شخصیتهای فیلمهای جیمز باند نامگذاری شده بودند.
🔸محققان به این میمونها یاد داده بودند که ژتونهای فلزی کوچکی را با غذا مبادله کنند. برای آنها بازار کوچکی ایجاد شده بود که مجریان این آزمایش در آن غذاهای مختلف را به قیمتها مختلف عرضه میکردند. لوری سانتوز، استاد علوم شناختی و روانشناسی در دانشگاه ییل، یکی از افرادی بود که با این میمونها معامله میکرد. او میگوید "ما با این روش میتوانستیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا میمونها به چیزهایی مثل قیمت توجه میکنند؟ آیا هدف آنها افزایش قدرت خرید ژتونهایشان است؟"
🔹"ما متوجه شدیم که این میمونها بدون آموزش خاصی از کسانی خرید میکردند که غذای ارزانتر میفروختند. اگر در ازای یک ژتون دو برابر غذا میگرفتند، بیشتر از آن شخص خرید میکردند." این میمونها در عین حال ویژگیهای انسانی دیگری هم نظیر فرصتطلبی از خود بروز میدادند. مثلا سعی میکردند وقتی حواس مجریان آزمایش پرت بود ژتونهای روی زمین را کش بروند. شکی نیست که این نوعی مسخرهبازی بوده است. با این اوصاف نشانه چیز دیگری هم بود؛ اینکه میمونها برای ژتونها ارزش قائل بودند.
🔹با این حال رفتاری که میتواند آموزههای جالبی برای انسانها داشته باشد برخورد میمونها با مساله ریسک بود. محققان تصمیم گرفتند تا عنصر انتخاب را هم وارد آزمایش کنند. میمونها میتوانستند از بین دو نفر با یکی وارد مبادله شوند. یکی از آن دو نفر در ازای یک ژتون دو تکه غذا به آنها میداد که در این مورد خاص انگور بود. این گزینه هیچ خطری نداشت و میمونها با انتخابش چیزی از دست نمیدادند. اما نفر دیگر در ازای یک ژتون یا یک حبه انگور به آنها میداد یا سه حبه انگور. ریسک این مبادله بیشتر بود چون که در نیمی از مواقع یک انگور عاید میمونها میشد و در نیمی دیگر سه انگور.
🔸بگذارید این مساله را با معیارهای انسانی بررسی کنیم: شما حق انتخاب دارید. میتوانید ۲۰۰۰ دلار تضمینی کسب کنید، یا ۵۰ درصد شانس داشته باشید که ۱۰۰۰ دلار کسب کنید و ۵۰ درصد هم ۳۰۰۰ دلار. آیا دست به قمار خواهید زد؟ کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ بیشتر مردم گزینه بیخطر را انتخاب میکنند و ۲۰۰۰ دلار را میگیرند. میمونها هم همین کار را میکنند.
🔹تا اینجا همه چیز عادی است. هر چه باشد میمونها نزدیکترین اقوام انسان هستند. ما تاریخچه تکاملی مشترکی با آنها داریم. با این حال وقتی آزمایش به گونهای تغییر داده شد تا میمونها همان انتخابها را از نقطه آغازین متفاوتی داشته باشند، اتفاق شگفتانگیزی افتاد.
🔸خانم لوری سانتوز میگوید "میمونها وارد بازار میشوند و به نظر میرسد که هر دو فروشنده سه حبه انگور در دست دارند. در اینجا مغز میمون احتمالا دارد فکر میکند که شاید بتواند سه حبه انگور بگیرد. تکلیف یکی از فروشندهها مشخص است و همیشه یک کار میکند. او سه حبه انگور در دست دارد، ولی اگر میمونی با او وارد معامله شود یک ژتون میگیرد و تنها دو حبه انگور به او میدهد. یعنی ضرر این معامله تضمین شده است. ضررش کم است ولی قطعی است. فروشنده دیگر اما ریسکی است. او همیشه دو ژتون از میمونها میگیرد. اما بعضی وقتها هر سه حبه انگور را به آنها میدهد و بعضی وقتها هم تنها یک حبه انگور."
🔹بگذارید دوباره با معیارهای انسانی با این مساله روبهرو شویم: شما ۳۰۰۰ دلار دارید و باید انتخاب کنید. یا قطعا ۱۰۰۰ دلار از دست میدهید و ۲۰۰۰ دلار برایتان میماند، یا قمار میکنید. اگر قمار کنید نیمی از مواقع ۲۰۰۰ دلار میبازید و تنها ۱۰۰۰ دلار برایتان میماند. اما نیمی از مواقع هم هیچی نمیبازید. کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ بیشتر مردم خطر میکنند و دست به قمار میزنند.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
👤میلتون فریدمن
🖋بینش کلیدی آدام اسمیت در ثروت ملل خیلی ساده است: یک مبادله داوطلبانه انجام نمیشود مگر دوطرف باور داشته باشند از آن منتفع میشوند بیشتر اشتباهات اقتصادی از نادیده گرفتن این بینش ناشی میشوند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🖋بینش کلیدی آدام اسمیت در ثروت ملل خیلی ساده است: یک مبادله داوطلبانه انجام نمیشود مگر دوطرف باور داشته باشند از آن منتفع میشوند بیشتر اشتباهات اقتصادی از نادیده گرفتن این بینش ناشی میشوند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg