✅ تفاوت fault و mistake با زبان زیر ذرهبین
🔹 هردو «اشتباه/عیب» میدن، اما کاربردشون فرق داره:
- mistake = خطا در انجام/نوشتن/فکر
- fault = تقصیر/مسئولیتِ نتیجهٔ بد؛ یا «عیب/نقص» در دستگاه و شخصیت
🔸 mistake (اسم)
ترکیبها:
make/correct a mistake, spelling/grammar mistake, by mistake, mistake A for B
✔️ There are several mistakes in this report.
توی این گزارش چندتا اشتباه هست.
✔️ I made a mistake in the calculation.
من توی محاسبه اشتباه کردم.
✔️ She mistook my tone for anger.
اون لحن منو با عصبانیت اشتباه گرفت.
✔️ I sent the file by mistake.
من فایل رو اشتباهی فرستادم.
❌ Could you correct the faults in this letter?
✅ Could you correct the mistakes in this letter?
میتونی اشتباهات این نامه رو اصلاح کنی؟
🔸 fault (اسم)
۱) تقصیر/مسئولیت:
it’s my/your/our fault, be at fault, to blame, through no fault of…
۲) عیب/نقص فنی:
a fault in the printer/speaker, network fault
۳) نقص شخصیتی:
His only fault is…
صفت رایج: faulty (= معیوب)
✔️ It was our fault, so we won’t charge you.
این تقصیر ما بود، پس هزینهای نمیگیریم.
✔️ The inquiry will decide who was at fault.
بررسی مشخص میکنه کی مقصر بود.
✔️ There’s a fault in one of the loudspeakers.
یکی از بلندگوها عیب داره.
✔️ The device is faulty.
این دستگاه معیوبه.
✔️ His only fault is impatience.
تنها عیبش بیحوصلگیه.
❌ Since we have the fault, we will not charge you.
✅ Since it is our fault, we will not charge you.
از اونجاییکه تقصیر ماست، هزینهای نمیگیریم.
---
🔻 اصلاح رایجِ ایمیلی/خدماتی
❌ I apologize for our fault and will send a full refund.
✅ We apologize for our mistake and will send a full refund.
ما بابت اشتباهمون عذرخواهی میکنیم و بازپرداخت کامل انجام میدیم.
✅ (همین بالایی وقتی بخوای مسئولیت رو بپذیری)
It was our fault, we apologize, and we will send a full refund.
تقصیر ما بود و عذر میخوایم و پول رو کامل عودت خواهیم داد.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
- برای «اشتباه نوشتاری/محاسباتی/کاری» همیشه mistake.
- برای «مقصر بودن» بگو it’s my/our fault / be at fault (نه: have the fault).
- برای «عیب دستگاه» fault و صفت faulty.
- by mistake = «اشتباهی» (نه: by fault).
- فعل fault به معنی «ایراد گرفتن» هم میاد (رسمی/کمکاربرد):
You can’t fault her effort
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
🔹 هردو «اشتباه/عیب» میدن، اما کاربردشون فرق داره:
- mistake = خطا در انجام/نوشتن/فکر
- fault = تقصیر/مسئولیتِ نتیجهٔ بد؛ یا «عیب/نقص» در دستگاه و شخصیت
🔸 mistake (اسم)
ترکیبها:
make/correct a mistake, spelling/grammar mistake, by mistake, mistake A for B
✔️ There are several mistakes in this report.
توی این گزارش چندتا اشتباه هست.
✔️ I made a mistake in the calculation.
من توی محاسبه اشتباه کردم.
✔️ She mistook my tone for anger.
اون لحن منو با عصبانیت اشتباه گرفت.
✔️ I sent the file by mistake.
من فایل رو اشتباهی فرستادم.
❌ Could you correct the faults in this letter?
✅ Could you correct the mistakes in this letter?
میتونی اشتباهات این نامه رو اصلاح کنی؟
🔸 fault (اسم)
۱) تقصیر/مسئولیت:
it’s my/your/our fault, be at fault, to blame, through no fault of…
۲) عیب/نقص فنی:
a fault in the printer/speaker, network fault
۳) نقص شخصیتی:
His only fault is…
صفت رایج: faulty (= معیوب)
✔️ It was our fault, so we won’t charge you.
این تقصیر ما بود، پس هزینهای نمیگیریم.
✔️ The inquiry will decide who was at fault.
بررسی مشخص میکنه کی مقصر بود.
✔️ There’s a fault in one of the loudspeakers.
یکی از بلندگوها عیب داره.
✔️ The device is faulty.
این دستگاه معیوبه.
✔️ His only fault is impatience.
تنها عیبش بیحوصلگیه.
❌ Since we have the fault, we will not charge you.
✅ Since it is our fault, we will not charge you.
از اونجاییکه تقصیر ماست، هزینهای نمیگیریم.
---
🔻 اصلاح رایجِ ایمیلی/خدماتی
❌ I apologize for our fault and will send a full refund.
✅ We apologize for our mistake and will send a full refund.
ما بابت اشتباهمون عذرخواهی میکنیم و بازپرداخت کامل انجام میدیم.
✅ (همین بالایی وقتی بخوای مسئولیت رو بپذیری)
It was our fault, we apologize, and we will send a full refund.
تقصیر ما بود و عذر میخوایم و پول رو کامل عودت خواهیم داد.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
- برای «اشتباه نوشتاری/محاسباتی/کاری» همیشه mistake.
- برای «مقصر بودن» بگو it’s my/our fault / be at fault (نه: have the fault).
- برای «عیب دستگاه» fault و صفت faulty.
- by mistake = «اشتباهی» (نه: by fault).
- فعل fault به معنی «ایراد گرفتن» هم میاد (رسمی/کمکاربرد):
You can’t fault her effort
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
❤30🔥13👍9
سطح مباحث آموزشی اینجا چطورییه؟ (که بر اساسش تنظیم کنیم روند رو)
Anonymous Poll
20%
خیلی ساده است برامون (دشوارتر و پیشرفتهترش کنید)
61%
مناسبه و متنوع برای همه سطوحه (همین فرمون برید جلو)
20%
خیلی دشواره موضوعات (سادهترش کنید)
❤27👍15🔥6
✅ پسوند -ish با زبان زیر ذرهبین
🔹 معنیِ اصلی: «یهکم / تا حدی / شبیهِ …». به آخرِ بعضی صفتها، رنگها، عددها/ساعتها و اسمها میچسبه و معنی رو «تقریبـی» یا «شبیه» میکنه. (نیمهمحاورهای)
🔸 1) -ish با صفتها = «تا حدی»
✔️ It’s coldish tonight.
امشب یهکم سردِه.
✔️ She’s tallish.
اون قدبلنده تا حدی.
✔️ He looked oldish.
یهکم مسن به نظر میاومد.
🔸 2) رنگها = «مایهای از…»
✔️ a bluish green
سبزِ مایل به آبی
✔️ reddish hair
موهای مایل به قرمز
🔸 3) عدد/زمان ≈ «حدودِ…» (با خط تیره)
✔️ Let’s meet at 6-ish.
حدود شش همدیگه رو ببینیم.
✔️ He’s 30-ish.
حدود سی سالشه.
✔️ It costs 50-ish dollars.
تقریبا ۵۰ دلاره.
🔸 4) با بعضی اسمها = «دارای ویژگیِ… / شبیهِ…»
✔️ childish behavior
رفتار بچگانه (منفی)
✔️ childlike joy
شادیِ کودکانه (مثبت/بیآلایش)
✔️ stylish design
طراحیِ شیک
✔️ feverish activity
فعالیتِ تبگونه/هراسان
🔸 5) ملیّت/زبان
✔️ British, Irish, Danish, Swedish
(اما همۀ ملیتها -ish نمیگیرن: ✅ German نه Germanyish)
🔸 6) بهتنهایی در جواب = ish («یه جورایی»)
A: Are you ready?
B: Ish. → «یه جورایی.»
🔸 7) با اسم خاص/مخففها = «شبیهِ سبکِ…» (با خط تیره)
✔️ a Shakespeare-ish line
یه جمله شکسپیریطور
✔️ an AI-ish approach
رویکردی شبیه AI
🔻 نکات املا و نگارش
• معمولاً چسبیده میاد: greenish, coldish
• با عدد/کلمۀ خاص/مخفف → خط تیره: 6-ish, Hadi-ish, AI-ish
• بعضی کلمهها e رو میاندازن: blue → bluish (نه blueish)
🔻 خطاهای رایج
❌ quicklyish (به قید نچسبونین) → ✅ kind of / a bit quickly
❌ hands-ish (جمعِ نادرست) → ✅ hand-like
❌ استفاده در متن خیلی رسمی برای تقریبیگویی:
بهتره بنویسین approximately / about
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 -ish = «تا حدی/مایل به/شبیهِ» (نیمهمحاورهای)
📍 صفت/رنگ: coldish, bluish
📍 عدد/ساعت (با خطتیره): 6-ish, 30-ish
📍 اسم → صفتِ ویژگی: childish, stylish, feverish
📍 ملیتها: British/Irish/… (نه برای همۀ کشورها)
📍 تکواژهٔ محاورهای: ish = «یه جورایی»
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
🔹 معنیِ اصلی: «یهکم / تا حدی / شبیهِ …». به آخرِ بعضی صفتها، رنگها، عددها/ساعتها و اسمها میچسبه و معنی رو «تقریبـی» یا «شبیه» میکنه. (نیمهمحاورهای)
🔸 1) -ish با صفتها = «تا حدی»
✔️ It’s coldish tonight.
امشب یهکم سردِه.
✔️ She’s tallish.
اون قدبلنده تا حدی.
✔️ He looked oldish.
یهکم مسن به نظر میاومد.
🔸 2) رنگها = «مایهای از…»
✔️ a bluish green
سبزِ مایل به آبی
✔️ reddish hair
موهای مایل به قرمز
🔸 3) عدد/زمان ≈ «حدودِ…» (با خط تیره)
✔️ Let’s meet at 6-ish.
حدود شش همدیگه رو ببینیم.
✔️ He’s 30-ish.
حدود سی سالشه.
✔️ It costs 50-ish dollars.
تقریبا ۵۰ دلاره.
🔸 4) با بعضی اسمها = «دارای ویژگیِ… / شبیهِ…»
✔️ childish behavior
رفتار بچگانه (منفی)
✔️ childlike joy
شادیِ کودکانه (مثبت/بیآلایش)
✔️ stylish design
طراحیِ شیک
✔️ feverish activity
فعالیتِ تبگونه/هراسان
🔸 5) ملیّت/زبان
✔️ British, Irish, Danish, Swedish
(اما همۀ ملیتها -ish نمیگیرن: ✅ German نه Germanyish)
🔸 6) بهتنهایی در جواب = ish («یه جورایی»)
A: Are you ready?
B: Ish. → «یه جورایی.»
🔸 7) با اسم خاص/مخففها = «شبیهِ سبکِ…» (با خط تیره)
✔️ a Shakespeare-ish line
یه جمله شکسپیریطور
✔️ an AI-ish approach
رویکردی شبیه AI
🔻 نکات املا و نگارش
• معمولاً چسبیده میاد: greenish, coldish
• با عدد/کلمۀ خاص/مخفف → خط تیره: 6-ish, Hadi-ish, AI-ish
• بعضی کلمهها e رو میاندازن: blue → bluish (نه blueish)
🔻 خطاهای رایج
❌ quicklyish (به قید نچسبونین) → ✅ kind of / a bit quickly
❌ hands-ish (جمعِ نادرست) → ✅ hand-like
❌ استفاده در متن خیلی رسمی برای تقریبیگویی:
بهتره بنویسین approximately / about
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 -ish = «تا حدی/مایل به/شبیهِ» (نیمهمحاورهای)
📍 صفت/رنگ: coldish, bluish
📍 عدد/ساعت (با خطتیره): 6-ish, 30-ish
📍 اسم → صفتِ ویژگی: childish, stylish, feverish
📍 ملیتها: British/Irish/… (نه برای همۀ کشورها)
📍 تکواژهٔ محاورهای: ish = «یه جورایی»
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
❤22👍7🔥5
✅ تفاوت conform و confirm با زبان زیر ذرهبین (با ریشهشناسی)
🔹 ریشهها (اتیمولوژی):
- con + form = «با هم + شکل» →
conform = «همشکل/هماهنگ شدن ⇒ مطابق/تابع بودن»
- con + firm = «با هم + محکم/استوار» →
confirm = «محکم/قطعی کردن ⇒ تأیید کردن»
📌 راه حفظ کردن:
form = شکل →
conform to rules (با «شکل/استاندارد» یکی بشو)
firm = محکم →
confirm a booking (رزرو رو «قطعی/محکم» کن)
🔸 conform (v) = «مطابق یا منطبق بودن، تبعیت کردن»
conform to/with rules/standards/expectations | in conformity with
✔️ You must conform to safety standards.
تو باید مطابق با استانداردهای ایمنی باشی.
✔️ The design doesn’t conform to the new regulations.
این طراحی با مقررات جدید انطباق ندارد.
اسم/صفت:
conformity, conformist, nonconformist
چک کردن معنیشون از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی با شما!
🔸 confirm (v) = «تأیید یا قطعی کردن، اثبات کردن»
confirm + N | confirm that + clause | confirm whether/if … | confirm with someone ( هماهنگکردن با شخص)
✔️ They confirmed my appointment.
اونا نوبتم رو تأیید کردن.
✔️ The data confirm that the method works.
دادهها تأیید میکنن که رَوِش کار میکنه.
✔️ I’ll confirm with the manager.
با مدیر هماهنگ میکنم.
اسم/صفت: confirmation, confirmatory
بازم چک کردن معنی، تکلیف شما!
🔻 خطاهای رایج (و اصلاح):
❌ confirm to the rules
✅ conform to the rules
(با قوانین «هماهنگ/مطابق» میشیم، نه «تأیید»)
❌ conform the meeting
✅ confirm the meeting
(جلسه رو «قطعی/تأیید» میکنیم)
❌ conform that…
✅ confirm that…
(برای «تأیید کردن که....» از confirm that استفاده میشه)
❌ confirm with the standards (منظور «مطابقت با استاندارد» است)
✅ conform to the standards
(اما اگر منظور «هماهنگکردن با شخص» باشد: confirm with you)
---
🔹 همریشههای مفید:
- form: reform, transform, deform
تغییر «شکل»
- firm:
firm (محکم/شرکت)، affirm (تصدیقکردن)، reaffirm (دوباره تأییدکردن)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 conform to/with = مطابق/منطبق بودن، تبعیت کردن
📍 confirm + N / that / whether = تأیید/قطعی کردن، اثبات کردن
📍 طریقه حفظ با ریشه:
FORM = شکل |
FIRM = محکم (قطعی)
فقط یه منبع خوب برای همه این ریشهها و ظرافتهای حفظ واژگان به فارسی میشناسیم:
ویرایش نُهُم جلد اول زبان عمومی زیر ذرهبین - چاپ نگاه دانش
b2n.ir/buyj1
b2n.ir/buy11
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
🔹 ریشهها (اتیمولوژی):
- con + form = «با هم + شکل» →
conform = «همشکل/هماهنگ شدن ⇒ مطابق/تابع بودن»
- con + firm = «با هم + محکم/استوار» →
confirm = «محکم/قطعی کردن ⇒ تأیید کردن»
📌 راه حفظ کردن:
form = شکل →
conform to rules (با «شکل/استاندارد» یکی بشو)
firm = محکم →
confirm a booking (رزرو رو «قطعی/محکم» کن)
🔸 conform (v) = «مطابق یا منطبق بودن، تبعیت کردن»
conform to/with rules/standards/expectations | in conformity with
✔️ You must conform to safety standards.
تو باید مطابق با استانداردهای ایمنی باشی.
✔️ The design doesn’t conform to the new regulations.
این طراحی با مقررات جدید انطباق ندارد.
اسم/صفت:
conformity, conformist, nonconformist
چک کردن معنیشون از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی با شما!
🔸 confirm (v) = «تأیید یا قطعی کردن، اثبات کردن»
confirm + N | confirm that + clause | confirm whether/if … | confirm with someone ( هماهنگکردن با شخص)
✔️ They confirmed my appointment.
اونا نوبتم رو تأیید کردن.
✔️ The data confirm that the method works.
دادهها تأیید میکنن که رَوِش کار میکنه.
✔️ I’ll confirm with the manager.
با مدیر هماهنگ میکنم.
اسم/صفت: confirmation, confirmatory
بازم چک کردن معنی، تکلیف شما!
🔻 خطاهای رایج (و اصلاح):
❌ confirm to the rules
✅ conform to the rules
(با قوانین «هماهنگ/مطابق» میشیم، نه «تأیید»)
❌ conform the meeting
✅ confirm the meeting
(جلسه رو «قطعی/تأیید» میکنیم)
❌ conform that…
✅ confirm that…
(برای «تأیید کردن که....» از confirm that استفاده میشه)
❌ confirm with the standards (منظور «مطابقت با استاندارد» است)
✅ conform to the standards
(اما اگر منظور «هماهنگکردن با شخص» باشد: confirm with you)
---
🔹 همریشههای مفید:
- form: reform, transform, deform
تغییر «شکل»
- firm:
firm (محکم/شرکت)، affirm (تصدیقکردن)، reaffirm (دوباره تأییدکردن)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 conform to/with = مطابق/منطبق بودن، تبعیت کردن
📍 confirm + N / that / whether = تأیید/قطعی کردن، اثبات کردن
📍 طریقه حفظ با ریشه:
FORM = شکل |
FIRM = محکم (قطعی)
فقط یه منبع خوب برای همه این ریشهها و ظرافتهای حفظ واژگان به فارسی میشناسیم:
ویرایش نُهُم جلد اول زبان عمومی زیر ذرهبین - چاپ نگاه دانش
b2n.ir/buyj1
b2n.ir/buy11
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
❤31👍6🔥4
Forwarded from برنامه ریزی رایگان مطالعه زبان ارشد و دکتری
این داستان، یه جوره دیگه برامون مهمه و سعی کردیم فایل صوتیش رو بهتر از همیشه ادیت کنیم. شما هم با ما گوش بدید.
فایل صوتی
🌀 https://castbox.fm/vi/874457579
متن فایل صوتی با ترجمه روان:
🌀 https://news.1rj.ru/str/GeneralEnglishPlan/1904
این ۲۶امین پادکست زبان زیر ذرهبینه 😊
از سطح ساده شروع کردیم تا پیشرفته.
فایل صوتی
🌀 https://castbox.fm/vi/874457579
متن فایل صوتی با ترجمه روان:
🌀 https://news.1rj.ru/str/GeneralEnglishPlan/1904
این ۲۶امین پادکست زبان زیر ذرهبینه 😊
از سطح ساده شروع کردیم تا پیشرفته.
❤17🔥8👍3
✅ واژهٔ mean با زبان زیر ذرهبین (معانی و ساختارها)
🔹 mean
چند معنی و نقش داره: فعل (قصد/منظور)، صفت (بدرفتار/خسیس)، و اسم (میانگین). یکی یکی بررسیشون کنیم:
---
🔸 mean (v) = intend «قصد و نیت داشتن»
mean to + V | mean for + N | be meant to + V | be meant for + N
✔️ I meant to call you last night.
قصد داشتم دیشب بهت زنگ بزنم.
✔️ I didn’t mean to upset you.
قصد نداشتم ناراحتت کنم.
✔️ This tool is meant to help beginners.
این ابزار قراره به تازهکارها کمک کنه.
✔️ The gift was meant for you.
این کادو برای تو در نظر گرفته شده.
---
🔸 mean (v) = signify «معنی دادن/منظور داشتن/دلالت داشتن»
mean + (that) clause | mean + N | mean by + N
✔️ Do you know what this word means?
میدونی این کلمه چه معنایی میده؟
✔️ This means that we need more data.
این یعنی اینکه به دادهٔ بیشتری نیاز داریم.
✔️ What do you mean by “efficient”?
منظورت از «efficient» چیه؟
⚠️ نکته: برای «منظور داشتن» بگین mean by (نه شکلهای دیگه).
---
🔸 mean (adj) «بدرفتار/نامهربون؛ خسیس»
✔️ Don’t be mean to your brother.
با برادرت بدرفتار نباش.
✔️ He is mean with money.
آدم خسیسیه.
عبارات پرکاربرد:
mean to sb (بد بودن با کسی) |
mean about money (سختگیر/خسیس دربارهٔ پول)
---
🔸 mean (n) «میانگین» (در ریاضیات)
✔️ The mean of 4, 6, and 10 is 6.67.
میانگین ۴ و ۶ و ۱۰ برابر ۶٫۶۷ است.
arithmetic mean (میانگین حسابی) |
geometric mean (میانگین هندسی)
---
🔸 اصطلاحات رایج با mean
✔️ I mean it.
جدی میگم.
✔️ She means well, but she’s blunt.
نیتش خوبه، ولی رکّه.
✔️ We mean business.
جدیایم/شوخی نداریم.
---
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ I didn’t meant to…
✅ I didn’t mean to… (بعد از did، شکل ساده میآد)
❌ What do you mean it?
✅ What do you mean? / What do you mean by that?
منظورت چیه؟ / منظورت از اون چیه؟
❌ This was meaned for you.
✅ This was meant for you. (گذشته/شکل سوم: meant)
❌ It means to that we need money.
✅ It means that we need money. («that» میآد؛ «to» نمیآد)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 mean to + V / be meant to + V =
قصد داشتن / برای کاری در نظر بودن
📍 mean (that) … / mean by … = منظور/دلالت
📍 mean (adj) = نامهربان/خسیس
📍 mean (n) = میانگین (ریاضی)
📍 گذشته/PP: meant |
📍 عبارتهای مفید: mean it / mean well / mean business
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
🔹 mean
چند معنی و نقش داره: فعل (قصد/منظور)، صفت (بدرفتار/خسیس)، و اسم (میانگین). یکی یکی بررسیشون کنیم:
---
🔸 mean (v) = intend «قصد و نیت داشتن»
mean to + V | mean for + N | be meant to + V | be meant for + N
✔️ I meant to call you last night.
قصد داشتم دیشب بهت زنگ بزنم.
✔️ I didn’t mean to upset you.
قصد نداشتم ناراحتت کنم.
✔️ This tool is meant to help beginners.
این ابزار قراره به تازهکارها کمک کنه.
✔️ The gift was meant for you.
این کادو برای تو در نظر گرفته شده.
---
🔸 mean (v) = signify «معنی دادن/منظور داشتن/دلالت داشتن»
mean + (that) clause | mean + N | mean by + N
✔️ Do you know what this word means?
میدونی این کلمه چه معنایی میده؟
✔️ This means that we need more data.
این یعنی اینکه به دادهٔ بیشتری نیاز داریم.
✔️ What do you mean by “efficient”?
منظورت از «efficient» چیه؟
⚠️ نکته: برای «منظور داشتن» بگین mean by (نه شکلهای دیگه).
---
🔸 mean (adj) «بدرفتار/نامهربون؛ خسیس»
✔️ Don’t be mean to your brother.
با برادرت بدرفتار نباش.
✔️ He is mean with money.
آدم خسیسیه.
عبارات پرکاربرد:
mean to sb (بد بودن با کسی) |
mean about money (سختگیر/خسیس دربارهٔ پول)
---
🔸 mean (n) «میانگین» (در ریاضیات)
✔️ The mean of 4, 6, and 10 is 6.67.
میانگین ۴ و ۶ و ۱۰ برابر ۶٫۶۷ است.
arithmetic mean (میانگین حسابی) |
geometric mean (میانگین هندسی)
---
🔸 اصطلاحات رایج با mean
✔️ I mean it.
جدی میگم.
✔️ She means well, but she’s blunt.
نیتش خوبه، ولی رکّه.
✔️ We mean business.
جدیایم/شوخی نداریم.
---
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ I didn’t meant to…
✅ I didn’t mean to… (بعد از did، شکل ساده میآد)
❌ What do you mean it?
✅ What do you mean? / What do you mean by that?
منظورت چیه؟ / منظورت از اون چیه؟
❌ This was meaned for you.
✅ This was meant for you. (گذشته/شکل سوم: meant)
❌ It means to that we need money.
✅ It means that we need money. («that» میآد؛ «to» نمیآد)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 mean to + V / be meant to + V =
قصد داشتن / برای کاری در نظر بودن
📍 mean (that) … / mean by … = منظور/دلالت
📍 mean (adj) = نامهربان/خسیس
📍 mean (n) = میانگین (ریاضی)
📍 گذشته/PP: meant |
📍 عبارتهای مفید: mean it / mean well / mean business
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
❤29👍5🔥5
با فرض صحیح بودن این خبر {لینک}:
موضوع بسندگی زبان خارجی به قبل از ورود دانشجو به دوره دکتری تخصصی محول میشود. سازمان سنجش در قالب آزمون نیمهمتمرکز، آزمون دکتری تخصصی زبان را برگزار میکند و در صورت کسب حداقل نمره زبان، دانشجو برای مصاحبه معرفی میشود.
@GeneralEnglish
یا بطور خلاصه، حداقلهای زبان انگلیسی قبل از ورود به دانشگاه در مقطع دکتری ارزیابی خواهد شد. به این ترتیب، اهمیت زمان چند برابر قبل میشه و کسایی که زبان رو حذف کرده بودن، اینطوری اذیت میشن.
توی این ویدیو توضیح دادیم چطوری در زمان کمتر برای زبان دکتری آماده بشید:
🌀 https://youtu.be/pFCjaad8kto
موضوع بسندگی زبان خارجی به قبل از ورود دانشجو به دوره دکتری تخصصی محول میشود. سازمان سنجش در قالب آزمون نیمهمتمرکز، آزمون دکتری تخصصی زبان را برگزار میکند و در صورت کسب حداقل نمره زبان، دانشجو برای مصاحبه معرفی میشود.
@GeneralEnglish
یا بطور خلاصه، حداقلهای زبان انگلیسی قبل از ورود به دانشگاه در مقطع دکتری ارزیابی خواهد شد. به این ترتیب، اهمیت زمان چند برابر قبل میشه و کسایی که زبان رو حذف کرده بودن، اینطوری اذیت میشن.
توی این ویدیو توضیح دادیم چطوری در زمان کمتر برای زبان دکتری آماده بشید:
🌀 https://youtu.be/pFCjaad8kto
YouTube
چطوری تو فرصت کم زبان کنکور رو بخونم؟
توی این فایل، توضیح میدیم اگه کمتر از ۵ ماه فرصت تا کنکور کارشناسی ارشد و دکتری دارید، چطور بتونین به صورت بهینه واژگان، لغت ضروری انگلیسی، گرامر و درک مطلب بخونین.
فهرست مطالب
00:00 - مقدمه
00:26 - این ویدئو برای چه کسانی مناسب نیست؟
01:00 - برنامه رایگان…
فهرست مطالب
00:00 - مقدمه
00:26 - این ویدئو برای چه کسانی مناسب نیست؟
01:00 - برنامه رایگان…
❤28🔥5👍4
✅ تفاوت although / whereas / while با زبان زیر ذرهبین
🔹 هر سه برای «تضاد» میان، اما لحن و ساختارشان فرق داره:
- although =
«گرچه/با اینکه» (تضاد ساده، خنثی)
- whereas =
«در حالیکه/اما» (تضاد مقایسهای؛ رسمیتر)
- while =
«درحالیکه» (۲ معنا: زمان / تضاد)
🔸 although + S + V (بدون but)
✔️ Although it was raining, we continued the game.
با اینکه بارون میبارید، بازی رو ادامه دادیم.
✔️ We continued the game although it was raining.
ما بازی رو ادامه دادیم با اینکه بارون میبارید.
❌ Although it was raining, but we continued the game. (نادرست)
نکته: even though تأکیدیتر از although است.
✔️ Even though it was expensive, I bought it.
حتی با اینکه گرون بود، خریدمش.
🔸 whereas + S + V (تضادِ مقایسهای؛ رسمی/نوشتاری)
✔️ She prefers tea, whereas I prefer coffee.
اون چای دوست داره، در حالیکه من قهوه رو ترجیح میدم.
✔️ The first plan is costly, whereas the second is affordable.
طرح اول پرهزینهست، در حالیکه دومی مقرونبهصرفهست.
نکتهها:
• بیشتر برای «مقایسهٔ دو واقعیت» میاد؛ در مقدمههای رسمی/حقوقی هم زیاده.
• معنی زمانی هم ندارد (برخلاف while که در ادامه میگیم).
🔸 while = زمان / تضاد
۱. زمان: «وقتی که/در طولِ اینکه»
✔️ While I was cooking, he called.
درحالیکه داشتم غذا میپختم، اون زنگ زد.
✔️ He listened while I was speaking.
اون گوش میداد درحالیکه من حرف میزدم.
۲. تضاد (محاورهای/نوشتاری خنثی)
✔️ She is shy, while her sister is outgoing.
این کمروئه، در حالیکه خواهرش اجتماعییـه.
✔️ While the idea is interesting, it’s risky.
گرچه ایده جالبه، ریسکیه.
نکتهٔ مهم: while کمی مبهمه (زمان یا تضاد؟). در متنهای رسمی اگه ابهام میسازه، بهجای while از although/whereas استفاده کنین.
🔸 نشانهگذاری و جایگاه
• وقتی شبهجمله وابسته اول بیاد، بعدش «,» میاد:
✔️ Although/While it was cold, we stayed inside.
• وقتی وسط جمله بیاد، معمولاً «,» لازم نیست:
✔️ We stayed inside although/whereas it was cold.
• این رو اضافه کنیم whereas اغلب برای تضادِ دو شبهجمله همپایه میاد و معمولاً وسط جمله میاد. خیلی جاها هم قبلش کاما رو میبینید وقتی وسط بیاد برخلاف although که نیازی به کاما نداره.
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ Although … but …
✅ Although … , … یا ✅ … , but …
❌ Whereas I was cooking, he called. (برای زمان نمیاد)
✅ While I was cooking, he called.
❌ While it was raining, but we continued…
✅ While it was raining, we continued… / ✅ It was raining, but we continued…
🔸 تبدیل سریع (تمرین ذهنی)
I was tired, but I finished.
= Although I was tired, I finished.
= I finished, whereas others gave up. (مقایسهای)
= While I was tired, I finished. (تضاد؛ اگه ابهام نداشته باشه)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 although + S+V =
«با اینکه/گرچه» (بیابهام؛ بدون but)
📍 whereas + S+V =
تضاد مقایسهای، رسمیتر؛ نه معنای زمانی
📍 while =
هم «وقتی که» هم «اما/درحالیکه»؛ توی نوشتار رسمی حواستون به ابهامش باشه.
📍 از although … but دوری کنین؛ این دقیقاً سوتی ترجمه انگلیسی به فارسی هست که فارسیزبانا انجام میدن و طراحها توی تستها مطرح میکنن.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
این پست مرتبط قدیمی رو هم دوباره نگاهی بهش بندازید:
🌀 https://news.1rj.ru/str/GeneralEnglish/4403
🔹 هر سه برای «تضاد» میان، اما لحن و ساختارشان فرق داره:
- although =
«گرچه/با اینکه» (تضاد ساده، خنثی)
- whereas =
«در حالیکه/اما» (تضاد مقایسهای؛ رسمیتر)
- while =
«درحالیکه» (۲ معنا: زمان / تضاد)
🔸 although + S + V (بدون but)
✔️ Although it was raining, we continued the game.
با اینکه بارون میبارید، بازی رو ادامه دادیم.
✔️ We continued the game although it was raining.
ما بازی رو ادامه دادیم با اینکه بارون میبارید.
❌ Although it was raining, but we continued the game. (نادرست)
نکته: even though تأکیدیتر از although است.
✔️ Even though it was expensive, I bought it.
حتی با اینکه گرون بود، خریدمش.
🔸 whereas + S + V (تضادِ مقایسهای؛ رسمی/نوشتاری)
✔️ She prefers tea, whereas I prefer coffee.
اون چای دوست داره، در حالیکه من قهوه رو ترجیح میدم.
✔️ The first plan is costly, whereas the second is affordable.
طرح اول پرهزینهست، در حالیکه دومی مقرونبهصرفهست.
نکتهها:
• بیشتر برای «مقایسهٔ دو واقعیت» میاد؛ در مقدمههای رسمی/حقوقی هم زیاده.
• معنی زمانی هم ندارد (برخلاف while که در ادامه میگیم).
🔸 while = زمان / تضاد
۱. زمان: «وقتی که/در طولِ اینکه»
✔️ While I was cooking, he called.
درحالیکه داشتم غذا میپختم، اون زنگ زد.
✔️ He listened while I was speaking.
اون گوش میداد درحالیکه من حرف میزدم.
۲. تضاد (محاورهای/نوشتاری خنثی)
✔️ She is shy, while her sister is outgoing.
این کمروئه، در حالیکه خواهرش اجتماعییـه.
✔️ While the idea is interesting, it’s risky.
گرچه ایده جالبه، ریسکیه.
نکتهٔ مهم: while کمی مبهمه (زمان یا تضاد؟). در متنهای رسمی اگه ابهام میسازه، بهجای while از although/whereas استفاده کنین.
🔸 نشانهگذاری و جایگاه
• وقتی شبهجمله وابسته اول بیاد، بعدش «,» میاد:
✔️ Although/While it was cold, we stayed inside.
• وقتی وسط جمله بیاد، معمولاً «,» لازم نیست:
✔️ We stayed inside although/whereas it was cold.
• این رو اضافه کنیم whereas اغلب برای تضادِ دو شبهجمله همپایه میاد و معمولاً وسط جمله میاد. خیلی جاها هم قبلش کاما رو میبینید وقتی وسط بیاد برخلاف although که نیازی به کاما نداره.
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ Although … but …
✅ Although … , … یا ✅ … , but …
❌ Whereas I was cooking, he called. (برای زمان نمیاد)
✅ While I was cooking, he called.
❌ While it was raining, but we continued…
✅ While it was raining, we continued… / ✅ It was raining, but we continued…
🔸 تبدیل سریع (تمرین ذهنی)
I was tired, but I finished.
= Although I was tired, I finished.
= I finished, whereas others gave up. (مقایسهای)
= While I was tired, I finished. (تضاد؛ اگه ابهام نداشته باشه)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 although + S+V =
«با اینکه/گرچه» (بیابهام؛ بدون but)
📍 whereas + S+V =
تضاد مقایسهای، رسمیتر؛ نه معنای زمانی
📍 while =
هم «وقتی که» هم «اما/درحالیکه»؛ توی نوشتار رسمی حواستون به ابهامش باشه.
📍 از although … but دوری کنین؛ این دقیقاً سوتی ترجمه انگلیسی به فارسی هست که فارسیزبانا انجام میدن و طراحها توی تستها مطرح میکنن.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
این پست مرتبط قدیمی رو هم دوباره نگاهی بهش بندازید:
🌀 https://news.1rj.ru/str/GeneralEnglish/4403
❤23🔥4👍3
زبان عمومی ارشد و دکتری زیر ذره بین
✅ تفاوت although / whereas / while با زبان زیر ذرهبین 🔹 هر سه برای «تضاد» میان، اما لحن و ساختارشان فرق داره: - although = «گرچه/با اینکه» (تضاد ساده، خنثی) - whereas = «در حالیکه/اما» (تضاد مقایسهای؛ رسمیتر) - while = «درحالیکه» (۲ معنا: زمان /…
میدونستید این مطالبی که اینجا میذاریم، پاسخی به ابهاماتی هستند که شما توی پیام شخصی از ما پرسیدید؟
سه نمونه از همین چندتا مطلب اخیر رو در بالا قرار دادم.
شما هم میتونین با ما در ارتباط باشید. هم پایین همین کانال، یه آیکون کوچیک چت 💬 هست که میتونین روش کلیک کنین و مستقیم با آیدی شخصی ما چت کنین و هم آیدی تلگرام ما:
@ZabanZireZarrebin
تلگرام رو من، هادی جهانشاهی، جواب میدم و اینستاگرام رو دکتر الناز یوسفزاده جواب میدن:
Instagram.com/generalenglish
هر جا راحت بودید سوالات خودتون رو مطرح کنین. ما هیچ «ادمینی» در هیچ زمانی طی این ۱۵ سال نداشتیم و همیشه مستقیم با دانشجوها در ارتباط بودیم.
سه نمونه از همین چندتا مطلب اخیر رو در بالا قرار دادم.
شما هم میتونین با ما در ارتباط باشید. هم پایین همین کانال، یه آیکون کوچیک چت 💬 هست که میتونین روش کلیک کنین و مستقیم با آیدی شخصی ما چت کنین و هم آیدی تلگرام ما:
@ZabanZireZarrebin
تلگرام رو من، هادی جهانشاهی، جواب میدم و اینستاگرام رو دکتر الناز یوسفزاده جواب میدن:
Instagram.com/generalenglish
هر جا راحت بودید سوالات خودتون رو مطرح کنین. ما هیچ «ادمینی» در هیچ زمانی طی این ۱۵ سال نداشتیم و همیشه مستقیم با دانشجوها در ارتباط بودیم.
❤37👍6🔥5
یه چیزی که کمتر مرتبط هست رو میخواستم بگم. این برای کسایی که میخوان مهاجرت کنن مهمه:
توی مدارک (بهویژه پاسپورت)، وقتی که میخواید مشخصات رو به انگلیسی بنویسید خیلی دقت کنین. من با ایرانیهای زیادی بعد از مهاجرت در ارتباط بودم و هستم و دیدم چقدر همین ریزهکاریها بعداً دردسر میسازه.
اگه فامیلیتون پسوند داره (دوبخشی یا چندبخشی هست)، حتماً SPACE (فاصله) بذارین.
لطفاً این کار رو هیچوقت نکنین:
❌ Mohammad Mohammadizadehyeshirazi
❌ Ali Gholamitabrizi
❌ Sara Sadathosseini
هیچ غیرایرانیای نمیتونه راحت اینا رو بخونه؛ بعدش هر جا میری باید اسمت رو هجی کنی و با هر فرم و بلیت هواپیما و رزرو و… درگیر میشی.
مدل درستش:
✅ Mohammad Mohammadizadeh Shirazi
✅ Ali Gholami Tabrizi
✅ Sara Sadat Hosseini
هر بخش فامیلت باید جدا باشه.
دیکته فامیلیتون رو یکبار با دقت انتخاب کنین و همه اعضای خانواده به همون وفادار بمونن:
یکی ننویسه: Jahanshahi
اون یکی: Jahan Shahi
یکی دیگه: Jahaanshaahee
یا مثلاً:
پدر: Mohammadi
دختر: Mohammady
پسر: Mohamadi
این تفاوتها بعداً توی بانک، دانشگاه، اداره مهاجرت، بیمه و… گیجکنندهست و درخواست ویزا برای والدین میدین و میره توی چک امنیتی طولانی که ببینن اینی که فامیلشون یکسان نیست، واقعاً پدر شما هستند یا خیر...
دیکته درست رو هم با چتجیپیتی چک کنین و از تمام اعضای خانواده بخواید همه به یه دیکته برای فامیلی پایبند باشن. وگرنه اینا همه دردسر خواهد شد.
آموزش چتجیپیتی رو اینجا دادیم:
🌀 https://youtu.be/aGcVenj1uG8
توی تبدیل فارسی به انگلیسی، این چندتا رو معمولاً اینجوری مینویسن؛ فقط مهم اینه یک مدل رو انتخاب کنی و همیشه همون رو تا آخر ادامه بدی:
خ: kh
✅ Khodanour
هرچند انگلیسیها «خ» ندارن و اون رو در نهایت «ک» خواهند گفت.
ق / غ: معمولاً gh یا q
✅ Ghazal یا ✅ Qazal (یکی رو انتخاب کن و ثابت بمون).
معمولاً q برای ق، شکل عربیتری داره؛ مثل Quran برای «قرآن». ولی انگلیسیزبانها در هر صورت صدای دقیق «ق/غ» رو ندارن و اکثراً نزدیک به «گ/ک» میخونن.
چ: ch
✅ Cheraghi
ش: sh
✅ Shahbazi
ژ: zh
✅ Zhaleh
اشتباههای رایج:
❌ Xosravi
❌ Gholam Reza
(اگر اسم مرکب داری و طولانی هم نیست، بهتره چسبیده بنویسی: ✅ Gholamreza)، هرچند سید و یا سادات رو میشه جدا کرد مخصوصا اگه اسم طولانی شد.
تو خیلی از کشورها، علاوه بر first name و last name، یه چیز دیگه هم دارن به اسم middle name (اسم وسط).
ما ایرانیها معمولاً middle name نداریم. مثلاً تو مثال:
محمد محمدیزاده شیرازی
اینجا:
Mohammad = اسم (given name)
Mohammadizadeh Shirazi = کل فامیلی (family name)
بعدها خودتون میتونین برای راحتی، توی معرفی غیررسمی فقط بگین:
Hi, I’m Mohammad Shirazi.
ولی توی پاسپورت و مدارک رسمی، اون چیزی که اول انتخاب میکنی سالها همراهت میمونه، پس همون اول درست و با فکر انتخابش کنین.
اینا رو چون دیدم بچهها اینور اذیت میشن، گفتم بگم که دقت کنین توی پروندههاتون.
اگه هم تا الان اشتباه کردید و هنوز مهاجرت نکردید، میتونین قبل از مهاجرت پاسپورت رو اصلاح کنین چون بعدش خیلی دردسر داره.
@GeneralEnglish
منبع: کانال زبان زیر ذرهبین
لطفاً بدون ذکر منبع مطالب رو کپی نفرمایید.
توی مدارک (بهویژه پاسپورت)، وقتی که میخواید مشخصات رو به انگلیسی بنویسید خیلی دقت کنین. من با ایرانیهای زیادی بعد از مهاجرت در ارتباط بودم و هستم و دیدم چقدر همین ریزهکاریها بعداً دردسر میسازه.
۱. فامیلهای دوتایی / چندبخشی رو حتماً فاصله بذارین
اگه فامیلیتون پسوند داره (دوبخشی یا چندبخشی هست)، حتماً SPACE (فاصله) بذارین.
لطفاً این کار رو هیچوقت نکنین:
❌ Mohammad Mohammadizadehyeshirazi
❌ Ali Gholamitabrizi
❌ Sara Sadathosseini
هیچ غیرایرانیای نمیتونه راحت اینا رو بخونه؛ بعدش هر جا میری باید اسمت رو هجی کنی و با هر فرم و بلیت هواپیما و رزرو و… درگیر میشی.
مدل درستش:
✅ Mohammad Mohammadizadeh Shirazi
✅ Ali Gholami Tabrizi
✅ Sara Sadat Hosseini
هر بخش فامیلت باید جدا باشه.
۲. یک دیکته ثابت برای کل خانواده
دیکته فامیلیتون رو یکبار با دقت انتخاب کنین و همه اعضای خانواده به همون وفادار بمونن:
یکی ننویسه: Jahanshahi
اون یکی: Jahan Shahi
یکی دیگه: Jahaanshaahee
یا مثلاً:
پدر: Mohammadi
دختر: Mohammady
پسر: Mohamadi
این تفاوتها بعداً توی بانک، دانشگاه، اداره مهاجرت، بیمه و… گیجکنندهست و درخواست ویزا برای والدین میدین و میره توی چک امنیتی طولانی که ببینن اینی که فامیلشون یکسان نیست، واقعاً پدر شما هستند یا خیر...
دیکته درست رو هم با چتجیپیتی چک کنین و از تمام اعضای خانواده بخواید همه به یه دیکته برای فامیلی پایبند باشن. وگرنه اینا همه دردسر خواهد شد.
آموزش چتجیپیتی رو اینجا دادیم:
🌀 https://youtu.be/aGcVenj1uG8
۳. دقت روی همخوانهای خاص (خ، ق، غ، چ، ش و …)
توی تبدیل فارسی به انگلیسی، این چندتا رو معمولاً اینجوری مینویسن؛ فقط مهم اینه یک مدل رو انتخاب کنی و همیشه همون رو تا آخر ادامه بدی:
خ: kh
✅ Khodanour
هرچند انگلیسیها «خ» ندارن و اون رو در نهایت «ک» خواهند گفت.
ق / غ: معمولاً gh یا q
✅ Ghazal یا ✅ Qazal (یکی رو انتخاب کن و ثابت بمون).
معمولاً q برای ق، شکل عربیتری داره؛ مثل Quran برای «قرآن». ولی انگلیسیزبانها در هر صورت صدای دقیق «ق/غ» رو ندارن و اکثراً نزدیک به «گ/ک» میخونن.
چ: ch
✅ Cheraghi
ش: sh
✅ Shahbazi
ژ: zh
✅ Zhaleh
اشتباههای رایج:
❌ Xosravi
❌ Gholam Reza
(اگر اسم مرکب داری و طولانی هم نیست، بهتره چسبیده بنویسی: ✅ Gholamreza)، هرچند سید و یا سادات رو میشه جدا کرد مخصوصا اگه اسم طولانی شد.
۴. اسم middle name چیه و ما کجا اشتباه میکنیم؟
تو خیلی از کشورها، علاوه بر first name و last name، یه چیز دیگه هم دارن به اسم middle name (اسم وسط).
ما ایرانیها معمولاً middle name نداریم. مثلاً تو مثال:
محمد محمدیزاده شیرازی
اینجا:
Mohammad = اسم (given name)
Mohammadizadeh Shirazi = کل فامیلی (family name)
بعدها خودتون میتونین برای راحتی، توی معرفی غیررسمی فقط بگین:
Hi, I’m Mohammad Shirazi.
ولی توی پاسپورت و مدارک رسمی، اون چیزی که اول انتخاب میکنی سالها همراهت میمونه، پس همون اول درست و با فکر انتخابش کنین.
اینا رو چون دیدم بچهها اینور اذیت میشن، گفتم بگم که دقت کنین توی پروندههاتون.
اگه هم تا الان اشتباه کردید و هنوز مهاجرت نکردید، میتونین قبل از مهاجرت پاسپورت رو اصلاح کنین چون بعدش خیلی دردسر داره.
@GeneralEnglish
منبع: کانال زبان زیر ذرهبین
لطفاً بدون ذکر منبع مطالب رو کپی نفرمایید.
YouTube
یادگیری رایگان زبان انگلیسی با هوش مصنوعی بدون استاد | ChatGPT یا Gemini؟ آموزش کامل از صفر تا صد
میدونستید الان میتونید کاملاً رایگان زبان انگلیسی رو با هوش مصنوعی یاد بگیرید؟
دیگه لازم نیست همیشه دنبال کلاس یا استاد باشید. ChatGPT و Gemini میتونن براتون:
تستهای آزمونها رو حل کنن یا حتی تست جدید طراحی کنن
لغت و گرامر رو قدمبهقدم توضیح بدن
رایتینگهاتون…
دیگه لازم نیست همیشه دنبال کلاس یا استاد باشید. ChatGPT و Gemini میتونن براتون:
تستهای آزمونها رو حل کنن یا حتی تست جدید طراحی کنن
لغت و گرامر رو قدمبهقدم توضیح بدن
رایتینگهاتون…
❤72👍13🔥7
✅ واژه attribute با زبان زیر ذرهبین (پرتکرارترین لغت کنکور ارشد و دکتری)
🔹 attribute
هم میتونه فعل (verb) باشه، هم اسم (noun).
تلفظش فرق داره:
- فعل → /əˈtrɪbjuːt/ (تکیه روی هجای دوم)
- اسم → /ˈætrɪbjuːt/ (تکیه روی هجای اول)
🔸 1) attribute (v) = نسبت دادن / منتسب کردن
attribute A to B (= آ را به ب نسبت دادن)
✔️ She attributed her success to hard work.
اون موفقیتش رو به تلاش زیاد نسبت داد.
✔️ The car accident was attributed to human error.
تصادف ماشین به خطای انسانی نسبت داده شد.
✔️ Many low-confident people attribute their achievements to luck.
خیلی از کماعتمادبهنفسها موفقیتشون رو به شانس نسبت میدن.
🔹 ساختار مجهولش خیلی رایجه: be attributed to
📍 معنیش میشه «نتیجه چیزی بودن/نسبت داده شدن»
✔️ The increase in prices is attributed to inflation.
افزایش قیمتها به تورم نسبت داده میشه (نتیجه تورم است).
🔸 2) attribute (n) = ویژگی / خصیصه / صفت بارز
positive/personal attribute | attribute(s) of X
✔️ Patience is an important attribute for a teacher.
صبر یه ویژگی مهم برای معلمه.
✔️ Honesty is his best attribute.
راستگویی بهترین ویژگیشه.
✔️ The attributes of a good leader include confidence and empathy.
ویژگیهای یه رهبر خوب شامل اعتمادبهنفس و همدلیه.
🔹 اسم جمعش که خیلی متداوله: attributes
🔸 3) نکته تلفظی مهم:
- فعل: əˈtrɪbjuːt → “اَتریبیوت” (تکیه روی دوم)
- اسم: ˈætrɪbjuːt → “اَترِبیوت” (تکیه روی اول)
📌 این الگوی تلفظی در کلمات مشابه هم هست (record, present, permit و غیره).
🔸 4) خانواده واژگانی:
- attribution (n) = نسبت دادن / منسوب کردن
✔️ The attribution of this quote to Einstein is false.
نسبت دادن این نقلقول به انیشتین اشتباهه.
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ attribute to something someone → ✅ attribute something to someone
❌ be attribute to → ✅ be attributed to
❌ an attribute to a person (وقتی ویژگی منظوره) → ✅ an attribute of a person
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 attribute (v) = نسبت دادن → attribute A to B
📍 attribute (n) = ویژگی / خصیصه → an attribute of X
📍 be attributed to = به چیزی نسبت دادهشدن
📍 attribution = فرایند نسبتدادن
📍 Pronunciation: (v) əˈtrɪbjuːt ↔ (n) ˈætrɪbjuːt
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
🔹 attribute
هم میتونه فعل (verb) باشه، هم اسم (noun).
تلفظش فرق داره:
- فعل → /əˈtrɪbjuːt/ (تکیه روی هجای دوم)
- اسم → /ˈætrɪbjuːt/ (تکیه روی هجای اول)
🔸 1) attribute (v) = نسبت دادن / منتسب کردن
attribute A to B (= آ را به ب نسبت دادن)
✔️ She attributed her success to hard work.
اون موفقیتش رو به تلاش زیاد نسبت داد.
✔️ The car accident was attributed to human error.
تصادف ماشین به خطای انسانی نسبت داده شد.
✔️ Many low-confident people attribute their achievements to luck.
خیلی از کماعتمادبهنفسها موفقیتشون رو به شانس نسبت میدن.
🔹 ساختار مجهولش خیلی رایجه: be attributed to
📍 معنیش میشه «نتیجه چیزی بودن/نسبت داده شدن»
✔️ The increase in prices is attributed to inflation.
افزایش قیمتها به تورم نسبت داده میشه (نتیجه تورم است).
🔸 2) attribute (n) = ویژگی / خصیصه / صفت بارز
positive/personal attribute | attribute(s) of X
✔️ Patience is an important attribute for a teacher.
صبر یه ویژگی مهم برای معلمه.
✔️ Honesty is his best attribute.
راستگویی بهترین ویژگیشه.
✔️ The attributes of a good leader include confidence and empathy.
ویژگیهای یه رهبر خوب شامل اعتمادبهنفس و همدلیه.
🔹 اسم جمعش که خیلی متداوله: attributes
🔸 3) نکته تلفظی مهم:
- فعل: əˈtrɪbjuːt → “اَتریبیوت” (تکیه روی دوم)
- اسم: ˈætrɪbjuːt → “اَترِبیوت” (تکیه روی اول)
📌 این الگوی تلفظی در کلمات مشابه هم هست (record, present, permit و غیره).
🔸 4) خانواده واژگانی:
- attribution (n) = نسبت دادن / منسوب کردن
✔️ The attribution of this quote to Einstein is false.
نسبت دادن این نقلقول به انیشتین اشتباهه.
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ attribute to something someone → ✅ attribute something to someone
❌ be attribute to → ✅ be attributed to
❌ an attribute to a person (وقتی ویژگی منظوره) → ✅ an attribute of a person
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 attribute (v) = نسبت دادن → attribute A to B
📍 attribute (n) = ویژگی / خصیصه → an attribute of X
📍 be attributed to = به چیزی نسبت دادهشدن
📍 attribution = فرایند نسبتدادن
📍 Pronunciation: (v) əˈtrɪbjuːt ↔ (n) ˈætrɪbjuːt
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
❤36👍10🔥4
Forwarded from برنامه ریزی رایگان مطالعه زبان ارشد و دکتری
#سوال_متداول
باید یه واقعیت رو خودتون جواب بدید:
ـ سطح زبانتون چطورییه؟ اگه یه عمره زبان نخوندین، این یکی هم انداختید لحظه آخری، حقیقتا هیچ کلاسی کمک نمیکنه چون انگیزه شما مهمه که مشخصا انگیزهای برای زبان نداشتید (رک بگم: در زبان انسان تنبلی بودید).
✅ برای همین کلاس اگه بخواید، کلاس زبان پایه رو بگیرید که شاید چند تا دونه تست ساده رو بزنین:
🌀 https://ctdrs.ir/cr3671
این کلاس برای ۷۰ درصد داوطلبان لازمه. یعنی حس میکنن نه ساده است اما سطح زبانشون واقعاً خوب نیست و خیلی ساله باهاش در ارتباط نبودن (میتونین آزمون تعیین سطح ما رو بدید تا ببینید کجای کار هستید). این کلاس، استارت اولیه رو براشون میزنه.
✅ مهمترین بخشی که شدیداً بعد از درک تعدادی لغت پایه و آکادمیک ارزش سرمایهگذاری داره، «گرامر» هست. «گرامر»، سر و ته داره، قانون داره و کسی که خونده میتونه راحت ۸۰ درصدش رو بزنه. واژگان اما میتونه جوری سخت شه که کسی که خوب خونده به ۷۰ بهسختی برسه چون انتها نداره (وابسته به طراحه).
شما ۱۴ تست از ۴۰ تستتون گرامره. یعنی اگه ۱۲ تاش هم بزنین ۳۰ درصد رو گرفتید. و این ۱۲ رو میشه در فرصت کمتر بهش رسید ولی ۱۲ تا از ۱۶ تا تست واژگان رو خیلی سختتر میشه بهش دست پیدا کرد. ضمن اینکه گرامر بعداً توی آزمونهای متعاقب مثل MSRT EPT UTEPT MHLE و ... بخش مهمی از تستها رو تشکیل میده. پس سرمایهگذاری دوسویه هست. برای همین دو دوره گرامر رو توصیه میکنم:
۱. آموزش جامع گرامر دکتری و تستزنی:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8715
این دوره، گل سرسبد تمام دورههای ماست. خودمون خیلی دوستش داریم چون باعشق، گرامر رو سادهسازی کردیم و بهتون آموزش دادیم.
۲. نکته و تست گرامر دکتری و آزمونهای زبان داخلی:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8725
این دوره، مکمل بالایی هست. تستهای جدیدتر رو حل میکنه اما پیشنیازش یا اینه که خوب کتاب زبان دکتری زیر ذرهبین رو خونده باشید یا دوره ۱ رو رفته باشید. برای کسی که نخونده نیست، چون آموزش نمیده. تستهای این دوره، متفاوت از تستهای دوره ۱ هست و همپوشانی ندارن.
✅ نهایتا دو دوره ریشهشناسی و درک مطلب رو سختتر بتونین برسید ولی اگه خودتون تا الان خوندین، دوره درک مطلب کمک میکنه تستهای اون بخش رو سریعتر بزنین و فنون مربوطه و انواع تست رو توضیح میده بهتون. اونم میشه توصیه نهایی ما.
درک مطلب:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8749
ریشهشناسی:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8721
حالا بر حسب نیاز میتونین تهیه کنید.
این دورهها رو اگه الان تهیه کنید، ۲۵٪ تخفیف پاییزه خواهید داشت.
اگه هم خواستید همه رو (به جز زبان پایه) با هم تهیه کنین، تخفیف بیشتر دارید و از این لینک میتونین اقدام کنین:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8729
این ویدیوهای آماده دیدن، به محض خرید قابل دیدن هستند. شما فقط میتونین از روی «یک» «کامپیوتر» که «ویندوز» هم باشه، به مدت «۲ سال» اونا رو تماشا کنین. اینجا بیشتر توضیح دادم این موضوع رو:
🌀 https://news.1rj.ru/str/GeneralEnglishClass/13
مدرسین:
دکتر هادی جهانشاهی - دکتری از دانشگاه تورونتو متروپولیتن کانادا (hadijahanshahi.com)
دکتر الناز یوسفزاده - فوق دکتری از دانشگاه تورونتو (elnazyousefzadeh.com)
آیدی تلگرام ما اگه سوالی داشتید:
@ZabanZireZarrebin
با توجه به نزدیکی کنکور دکتری، چه کلاسهایی رو برای یادگیری توصیه میکنین؟
باید یه واقعیت رو خودتون جواب بدید:
ـ سطح زبانتون چطورییه؟ اگه یه عمره زبان نخوندین، این یکی هم انداختید لحظه آخری، حقیقتا هیچ کلاسی کمک نمیکنه چون انگیزه شما مهمه که مشخصا انگیزهای برای زبان نداشتید (رک بگم: در زبان انسان تنبلی بودید).
✅ برای همین کلاس اگه بخواید، کلاس زبان پایه رو بگیرید که شاید چند تا دونه تست ساده رو بزنین:
🌀 https://ctdrs.ir/cr3671
این کلاس برای ۷۰ درصد داوطلبان لازمه. یعنی حس میکنن نه ساده است اما سطح زبانشون واقعاً خوب نیست و خیلی ساله باهاش در ارتباط نبودن (میتونین آزمون تعیین سطح ما رو بدید تا ببینید کجای کار هستید). این کلاس، استارت اولیه رو براشون میزنه.
✅ مهمترین بخشی که شدیداً بعد از درک تعدادی لغت پایه و آکادمیک ارزش سرمایهگذاری داره، «گرامر» هست. «گرامر»، سر و ته داره، قانون داره و کسی که خونده میتونه راحت ۸۰ درصدش رو بزنه. واژگان اما میتونه جوری سخت شه که کسی که خوب خونده به ۷۰ بهسختی برسه چون انتها نداره (وابسته به طراحه).
شما ۱۴ تست از ۴۰ تستتون گرامره. یعنی اگه ۱۲ تاش هم بزنین ۳۰ درصد رو گرفتید. و این ۱۲ رو میشه در فرصت کمتر بهش رسید ولی ۱۲ تا از ۱۶ تا تست واژگان رو خیلی سختتر میشه بهش دست پیدا کرد. ضمن اینکه گرامر بعداً توی آزمونهای متعاقب مثل MSRT EPT UTEPT MHLE و ... بخش مهمی از تستها رو تشکیل میده. پس سرمایهگذاری دوسویه هست. برای همین دو دوره گرامر رو توصیه میکنم:
۱. آموزش جامع گرامر دکتری و تستزنی:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8715
این دوره، گل سرسبد تمام دورههای ماست. خودمون خیلی دوستش داریم چون باعشق، گرامر رو سادهسازی کردیم و بهتون آموزش دادیم.
۲. نکته و تست گرامر دکتری و آزمونهای زبان داخلی:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8725
این دوره، مکمل بالایی هست. تستهای جدیدتر رو حل میکنه اما پیشنیازش یا اینه که خوب کتاب زبان دکتری زیر ذرهبین رو خونده باشید یا دوره ۱ رو رفته باشید. برای کسی که نخونده نیست، چون آموزش نمیده. تستهای این دوره، متفاوت از تستهای دوره ۱ هست و همپوشانی ندارن.
✅ نهایتا دو دوره ریشهشناسی و درک مطلب رو سختتر بتونین برسید ولی اگه خودتون تا الان خوندین، دوره درک مطلب کمک میکنه تستهای اون بخش رو سریعتر بزنین و فنون مربوطه و انواع تست رو توضیح میده بهتون. اونم میشه توصیه نهایی ما.
درک مطلب:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8749
ریشهشناسی:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8721
حالا بر حسب نیاز میتونین تهیه کنید.
این دورهها رو اگه الان تهیه کنید، ۲۵٪ تخفیف پاییزه خواهید داشت.
اگه هم خواستید همه رو (به جز زبان پایه) با هم تهیه کنین، تخفیف بیشتر دارید و از این لینک میتونین اقدام کنین:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8729
این ویدیوهای آماده دیدن، به محض خرید قابل دیدن هستند. شما فقط میتونین از روی «یک» «کامپیوتر» که «ویندوز» هم باشه، به مدت «۲ سال» اونا رو تماشا کنین. اینجا بیشتر توضیح دادم این موضوع رو:
🌀 https://news.1rj.ru/str/GeneralEnglishClass/13
مدرسین:
دکتر هادی جهانشاهی - دکتری از دانشگاه تورونتو متروپولیتن کانادا (hadijahanshahi.com)
دکتر الناز یوسفزاده - فوق دکتری از دانشگاه تورونتو (elnazyousefzadeh.com)
آیدی تلگرام ما اگه سوالی داشتید:
@ZabanZireZarrebin
❤10🔥6👍5
✅ تفاوت either / neither / both / none با زبان زیر ذرهبین
- both =
«هر دو» → فعلِ جمع
- either =
«هریک از دو تا / یکی از دو تا» → فعلِ مفرد (در نوشتار رسمی)
- neither =
«هیچیک از دو تا» → فعلِ مفرد
- none =
«هیچکدوم/هیچ» (برای صفر تا هر تعدادی) → با جمع جمع/مفرد هر دو ممکن؛ با غیرقابلشمارش مفرد
🔸 ۱) استفادهٔ مستقل
✔️ Both students are present.
هر دو دانشآموز حاضرند.
✔️ Either option is fine.
هر کدوم از دو گزینه اوکیه.
✔️ Neither answer is correct.
هیچکدوم از دو جواب درست نیست.
✔️ None of the reports are/is complete.
هیچکدوم از گزارشها کامل نیست/نیستن. (در گفتار جمع رایجه؛ رسمیتر: مفرد)
✔️ None of the information is accurate.
هیچکدوم از اطلاعات دقیق نیست. (غیرقابلشمارش رو مفرد بیارید حتما)
🔸 ۲) الگوی of + ضمیر/اسم جمع
✔️ Both of them are ready.
هر دوتاشون آمادن.
✔️ Either of them is okay. (محاوره: are)
هر کدومشون اوکیه.
✔️ Neither of us is available. (محاوره: are)
هیچکدوممون در دسترس نیستیم (دستمون بیکار نیست.)
✔️ None of the students are/is absent.
هیچکدوم از دانشجوها غایب نیستن/نیست.
نکته: بعدِ both/either/neither/none + of با اسم مشخص: the/these/those/my… میآد:
✔️ Both of the phones… / Either of my keys… / None of those ideas…
🔸 ۳) همبستگیهای دوتایی
- both … and … → فعل جمع
✔️ Both A and B are responsible.
هم آ و هم ب مسئولند.
- either … or … فعل باید با نزدیکترین فاعل هماهنگ باشه
✔️ Either the manager or the interns are joining.
یا مدیر یا کارآموزها دارن ملحق میشن. (نزدیکترین: interns پس جمع)
- neither … nor … → فعل با نزدیکترین فاعل
✔️ Neither the interns nor the manager is available.
نه کارآموزها و نه مدیر در دسترسه. (نزدیکترین: manager پس مفرده)
🔸 ۴) منفیسازی و دامهای معنایی
- برای «هیچکدوم از دو تا نیومدن» بگید:
✔️ Neither of them came.
نه: ❌ Both didn’t come. (مبهم/غیرطبیعی)
- not both ≠ neither
✔️ Not both students passed. (= هر دو نه؛ احتمالاً فقط یکی)
✔️ Neither student passed. (= هیچکدوم قبول نشدن)
- either
در جملهٔ منفی به معنی «هم…نیست» (too در منفی):
✔️ I don’t like it either.
من هم دوستش ندارم.
🔻 خطاهای رایج (و اصلاح)
❌ Either of the options are fine.
✅ Either of the options is fine.
(رسمی؛ توی گفتار: are هم قابل قبوله.)
❌ None books are available.
✅ None of the books are available.
❌ Both of them isn’t here.
✅ Both of them are here.
❌ Neither A nor B are… (وقتی B مفرده)
✅ Neither A nor B is…
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 both + plural V | either/neither + singular V (رسمی)
📍 none of + plural N → are/is
(هر دو ممکنه؛ گفتاری اما جمع هم میارن)
📍 both…and → plural |
📍 either/or & neither/nor → فعل با نزدیکترین فاعل
📍 برای دو چیز: either/neither طبیعیتر از none است.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
- both =
«هر دو» → فعلِ جمع
- either =
«هریک از دو تا / یکی از دو تا» → فعلِ مفرد (در نوشتار رسمی)
- neither =
«هیچیک از دو تا» → فعلِ مفرد
- none =
«هیچکدوم/هیچ» (برای صفر تا هر تعدادی) → با جمع جمع/مفرد هر دو ممکن؛ با غیرقابلشمارش مفرد
🔸 ۱) استفادهٔ مستقل
✔️ Both students are present.
هر دو دانشآموز حاضرند.
✔️ Either option is fine.
هر کدوم از دو گزینه اوکیه.
✔️ Neither answer is correct.
هیچکدوم از دو جواب درست نیست.
✔️ None of the reports are/is complete.
هیچکدوم از گزارشها کامل نیست/نیستن. (در گفتار جمع رایجه؛ رسمیتر: مفرد)
✔️ None of the information is accurate.
هیچکدوم از اطلاعات دقیق نیست. (غیرقابلشمارش رو مفرد بیارید حتما)
🔸 ۲) الگوی of + ضمیر/اسم جمع
✔️ Both of them are ready.
هر دوتاشون آمادن.
✔️ Either of them is okay. (محاوره: are)
هر کدومشون اوکیه.
✔️ Neither of us is available. (محاوره: are)
هیچکدوممون در دسترس نیستیم (دستمون بیکار نیست.)
✔️ None of the students are/is absent.
هیچکدوم از دانشجوها غایب نیستن/نیست.
نکته: بعدِ both/either/neither/none + of با اسم مشخص: the/these/those/my… میآد:
✔️ Both of the phones… / Either of my keys… / None of those ideas…
🔸 ۳) همبستگیهای دوتایی
- both … and … → فعل جمع
✔️ Both A and B are responsible.
هم آ و هم ب مسئولند.
- either … or … فعل باید با نزدیکترین فاعل هماهنگ باشه
✔️ Either the manager or the interns are joining.
یا مدیر یا کارآموزها دارن ملحق میشن. (نزدیکترین: interns پس جمع)
- neither … nor … → فعل با نزدیکترین فاعل
✔️ Neither the interns nor the manager is available.
نه کارآموزها و نه مدیر در دسترسه. (نزدیکترین: manager پس مفرده)
🔸 ۴) منفیسازی و دامهای معنایی
- برای «هیچکدوم از دو تا نیومدن» بگید:
✔️ Neither of them came.
نه: ❌ Both didn’t come. (مبهم/غیرطبیعی)
- not both ≠ neither
✔️ Not both students passed. (= هر دو نه؛ احتمالاً فقط یکی)
✔️ Neither student passed. (= هیچکدوم قبول نشدن)
- either
در جملهٔ منفی به معنی «هم…نیست» (too در منفی):
✔️ I don’t like it either.
من هم دوستش ندارم.
🔻 خطاهای رایج (و اصلاح)
❌ Either of the options are fine.
✅ Either of the options is fine.
(رسمی؛ توی گفتار: are هم قابل قبوله.)
❌ None books are available.
✅ None of the books are available.
❌ Both of them isn’t here.
✅ Both of them are here.
❌ Neither A nor B are… (وقتی B مفرده)
✅ Neither A nor B is…
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 both + plural V | either/neither + singular V (رسمی)
📍 none of + plural N → are/is
(هر دو ممکنه؛ گفتاری اما جمع هم میارن)
📍 both…and → plural |
📍 either/or & neither/nor → فعل با نزدیکترین فاعل
📍 برای دو چیز: either/neither طبیعیتر از none است.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
❤31👍10🔥7
✅ تفاوت prevent / avoid / forbid / prohibit با زبان زیر ذرهبین
🔹 هر چهار تا به «جلوگیری» ربط دارن، اما معنی، ساختار و لحنشون فرق میکنه:
- avoid = دوری کردن (تصمیم شخصی)
- prevent = مانع شدن (جلوگیری از وقوع)
- forbid = قدغن کردن (دستور مستقیم، اغلب شخصی)
- prohibit = ممنوع کردن (قانونی/رسمی)
🔸 avoid = اجتناب کردن / دوری کردن (کنشِ آگاهانه)
avoid + N / V-ing
✔️ I try to avoid junk food.
سعی میکنم از غذای ناسالم دوری کنم.
✔️ He avoided answering the question.
از جواب دادن به سؤال طفره رفت.
❌ avoid to eat → ✅ avoid eating
📌 نکته: avoid یعنی «خودم نرفتم سراغش»، نه اینکه جلوی کسی/چیزی رو گرفتم.
🔸 prevent = جلوگیری کردن از وقوع چیزی
prevent + N | prevent + N + from + V-ing
✔️ Vaccines prevent disease.
واکسنها از بیماری جلوگیری میکنن.
✔️ The guard prevented him from entering.
نگهبان جلوی وارد شدنش رو گرفت.
⚠️ البته from در انگلیسی رسمی میتونه حذف بشه، ولی بهتره بیاد:
✔️ prevent him (from) entering
🔸 forbid = قدغن کردن (دستور مستقیم، اغلب فردی/اقتداری)
forbid + N | forbid + N + to + V
✔️ My parents forbade me to go out.
پدر و مادرم بیرون رفتن رو قدغن کردن.
✔️ Smoking is forbidden here.
سیگار کشیدن اینجا قدغنه.
📌 لحن: شخصی، اقتداری، مستقیم
🔸 prohibit = ممنوع کردن (رسمی/قانونی)
prohibit + N | be prohibited | prohibit + N + from + V-ing
✔️ The law prohibits smoking in public places.
قانون سیگار کشیدن رو در مکانهای عمومی ممنوع کرده.
✔️ Parking is prohibited here.
پارک کردن اینجا ممنوع است.
📌 لحن: رسمی، قانونی، تابلوها و مقررات
🔻 مقایسهٔ سریع با مثال مشترک
✔️ I avoid smoking.
(خودم نمیکشم)
✔️ Doctors prevent people from smoking.
(جلوشو میگیرن)
✔️ My father forbade me to smoke.
(قدغن شخصی)
✔️ The law prohibits smoking here.
(ممنوعیت قانونی)
🔻 خطاهای رایج
❌ prevent to do → ✅ prevent (someone) from doing
❌ avoid to talk → ✅ avoid talking
❌ prohibit someone to do → ✅ prohibit someone from doing
❌ forbid someone from do → ✅ forbid someone to do
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 avoid + N / V-ing = دوری کردن
📍 prevent + N (from V-ing) = جلوگیری کردن
📍 forbid + N + to V = قدغن کردن (شخصی)
📍 prohibit + N / from V-ing = ممنوع کردن (رسمی/قانونی)
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
🔹 هر چهار تا به «جلوگیری» ربط دارن، اما معنی، ساختار و لحنشون فرق میکنه:
- avoid = دوری کردن (تصمیم شخصی)
- prevent = مانع شدن (جلوگیری از وقوع)
- forbid = قدغن کردن (دستور مستقیم، اغلب شخصی)
- prohibit = ممنوع کردن (قانونی/رسمی)
🔸 avoid = اجتناب کردن / دوری کردن (کنشِ آگاهانه)
avoid + N / V-ing
✔️ I try to avoid junk food.
سعی میکنم از غذای ناسالم دوری کنم.
✔️ He avoided answering the question.
از جواب دادن به سؤال طفره رفت.
❌ avoid to eat → ✅ avoid eating
📌 نکته: avoid یعنی «خودم نرفتم سراغش»، نه اینکه جلوی کسی/چیزی رو گرفتم.
🔸 prevent = جلوگیری کردن از وقوع چیزی
prevent + N | prevent + N + from + V-ing
✔️ Vaccines prevent disease.
واکسنها از بیماری جلوگیری میکنن.
✔️ The guard prevented him from entering.
نگهبان جلوی وارد شدنش رو گرفت.
⚠️ البته from در انگلیسی رسمی میتونه حذف بشه، ولی بهتره بیاد:
✔️ prevent him (from) entering
🔸 forbid = قدغن کردن (دستور مستقیم، اغلب فردی/اقتداری)
forbid + N | forbid + N + to + V
✔️ My parents forbade me to go out.
پدر و مادرم بیرون رفتن رو قدغن کردن.
✔️ Smoking is forbidden here.
سیگار کشیدن اینجا قدغنه.
📌 لحن: شخصی، اقتداری، مستقیم
🔸 prohibit = ممنوع کردن (رسمی/قانونی)
prohibit + N | be prohibited | prohibit + N + from + V-ing
✔️ The law prohibits smoking in public places.
قانون سیگار کشیدن رو در مکانهای عمومی ممنوع کرده.
✔️ Parking is prohibited here.
پارک کردن اینجا ممنوع است.
📌 لحن: رسمی، قانونی، تابلوها و مقررات
🔻 مقایسهٔ سریع با مثال مشترک
✔️ I avoid smoking.
(خودم نمیکشم)
✔️ Doctors prevent people from smoking.
(جلوشو میگیرن)
✔️ My father forbade me to smoke.
(قدغن شخصی)
✔️ The law prohibits smoking here.
(ممنوعیت قانونی)
🔻 خطاهای رایج
❌ prevent to do → ✅ prevent (someone) from doing
❌ avoid to talk → ✅ avoid talking
❌ prohibit someone to do → ✅ prohibit someone from doing
❌ forbid someone from do → ✅ forbid someone to do
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 avoid + N / V-ing = دوری کردن
📍 prevent + N (from V-ing) = جلوگیری کردن
📍 forbid + N + to V = قدغن کردن (شخصی)
📍 prohibit + N / from V-ing = ممنوع کردن (رسمی/قانونی)
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
❤22👍11🔥3
✅ واژه otherwise با زبان زیر ذرهبین
(همهٔ کاربردها + ترکیبهای پرتکرار)
🔹 otherwise یعنی «در غیر این صورت / وگرنه / جز این / بهجز اینکه»
بسته به جایگاهش در جمله، نقشها و معنیهای مختلف میگیره.
🔸 1) otherwise = or else / if not (رایجترین کاربرد)
معمولاً نتیجهی منفیِ «وگرنه» رو میگه.
✔️ Hurry up, otherwise you’ll miss the train.
عجله کن، وگرنه قطار رو از دست میدی.
✔️ You must wear a helmet; otherwise, you can’t enter.
باید کلاه ایمنی داشته باشی، در غیر این صورت نمیتونی وارد شی.
📌 نکته: اغلب با «;» یا «,» میاد و جملهٔ مستقل میسازه. مثال اول، شکل غیررسمیتر نشانگذاری بود و دومی، شکل رسمیتر.
🔸 2) otherwise = in other circumstances
یعنی «در شرایطی غیر از این / در حالت عادی»
✔️ I’m busy today, but I’m otherwise free this week.
امروز سرم شلوغه، ولی غیر از این مورد خاص، این هفته آزادم.
✔️ The plan seems risky, but otherwise reasonable.
این طرح ریسکییه، اما در کل/بهجز این منطقییه.
🔸 3) otherwise = differently
یعنی «به شکل دیگری / طورِ دیگری»
✔️ I was told otherwise.
به من طور دیگهای گفته شده بود.
✔️ Why do you think otherwise?
چرا نظر متفاوتی داری؟
🔸 4) otherwise در شرطهای غیرواقعی (معادل if not)
خیلی رایج در متن رسمی/نوشتاری:
✔️ She would have helped; otherwise, she didn’t know about it.
کمک میکرد؛ اگر غیر از این نبود حتما ً خبر نداشته.
✔️ The outcome would be different otherwise.
در غیر این صورت نتیجه فرق میکرد.
🔸 5) an otherwise + adj + noun
یعنی «در اصل/بهطور کلی …، اما با یک استثنا»
✔️ an otherwise perfect day
روزی که در کل عالیه (بهجز یک ایراد)
✔️ an otherwise healthy child
بچهای که به جز این مورد سالمه
✔️ an otherwise calm situation
وضعیتی که در حالت عادی آرومه (هرچند الآن نیست)
📌 خیلی مهم و پرکاربرد در رایتینگ آکادمیک و آیلتس.
🔸 6) otherwise + adjective
✔️ She seems happy, otherwise anxious.
در کل خوشحاله، اما یه جورایی مضطربه.
(کمکاربردتر، رسمیتر)
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ If you don’t hurry, otherwise you’ll be late.
✅ If you don’t hurry, you’ll be late.
یا
✅ Hurry up; otherwise, you’ll be late.
❌ Otherwise of this…
✅ Otherwise / In other cases / Apart from this
❌ an otherwise of good plan
✅ an otherwise good plan
🔹 نکات حافظهای
- otherwise = «اگر غیر از این / وگرنه»
- اول جمله یا بعد از «;»: نتیجهٔ منفی
- قبل از صفت بیاد: «در کل … اما با یک ایراد»
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 otherwise = or else / if not
وگرنه
📍 otherwise = in other circumstances
غیر از این / در حالت دیگر
📍 otherwise = differently
به شکل دیگر
📍 an otherwise + adj + noun
در کل …، بهجز یک مورد
📍 جایگاهش مهمه؛ معنی رو کلا عوض میکنه.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
هیچکدوم از این آموزشها از جایی کپی نشده. همه برای همین کانال و برای اولین بار طراحی شده و بر اساس سوالات شما از آیدی ما به نشانی @ZabanZireZarrebin هستن.
(همهٔ کاربردها + ترکیبهای پرتکرار)
🔹 otherwise یعنی «در غیر این صورت / وگرنه / جز این / بهجز اینکه»
بسته به جایگاهش در جمله، نقشها و معنیهای مختلف میگیره.
🔸 1) otherwise = or else / if not (رایجترین کاربرد)
معمولاً نتیجهی منفیِ «وگرنه» رو میگه.
✔️ Hurry up, otherwise you’ll miss the train.
عجله کن، وگرنه قطار رو از دست میدی.
✔️ You must wear a helmet; otherwise, you can’t enter.
باید کلاه ایمنی داشته باشی، در غیر این صورت نمیتونی وارد شی.
📌 نکته: اغلب با «;» یا «,» میاد و جملهٔ مستقل میسازه. مثال اول، شکل غیررسمیتر نشانگذاری بود و دومی، شکل رسمیتر.
🔸 2) otherwise = in other circumstances
یعنی «در شرایطی غیر از این / در حالت عادی»
✔️ I’m busy today, but I’m otherwise free this week.
امروز سرم شلوغه، ولی غیر از این مورد خاص، این هفته آزادم.
✔️ The plan seems risky, but otherwise reasonable.
این طرح ریسکییه، اما در کل/بهجز این منطقییه.
🔸 3) otherwise = differently
یعنی «به شکل دیگری / طورِ دیگری»
✔️ I was told otherwise.
به من طور دیگهای گفته شده بود.
✔️ Why do you think otherwise?
چرا نظر متفاوتی داری؟
🔸 4) otherwise در شرطهای غیرواقعی (معادل if not)
خیلی رایج در متن رسمی/نوشتاری:
✔️ She would have helped; otherwise, she didn’t know about it.
کمک میکرد؛ اگر غیر از این نبود حتما ً خبر نداشته.
✔️ The outcome would be different otherwise.
در غیر این صورت نتیجه فرق میکرد.
🔸 5) an otherwise + adj + noun
یعنی «در اصل/بهطور کلی …، اما با یک استثنا»
✔️ an otherwise perfect day
روزی که در کل عالیه (بهجز یک ایراد)
✔️ an otherwise healthy child
بچهای که به جز این مورد سالمه
✔️ an otherwise calm situation
وضعیتی که در حالت عادی آرومه (هرچند الآن نیست)
📌 خیلی مهم و پرکاربرد در رایتینگ آکادمیک و آیلتس.
🔸 6) otherwise + adjective
✔️ She seems happy, otherwise anxious.
در کل خوشحاله، اما یه جورایی مضطربه.
(کمکاربردتر، رسمیتر)
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ If you don’t hurry, otherwise you’ll be late.
✅ If you don’t hurry, you’ll be late.
یا
✅ Hurry up; otherwise, you’ll be late.
❌ Otherwise of this…
✅ Otherwise / In other cases / Apart from this
❌ an otherwise of good plan
✅ an otherwise good plan
🔹 نکات حافظهای
- otherwise = «اگر غیر از این / وگرنه»
- اول جمله یا بعد از «;»: نتیجهٔ منفی
- قبل از صفت بیاد: «در کل … اما با یک ایراد»
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 otherwise = or else / if not
وگرنه
📍 otherwise = in other circumstances
غیر از این / در حالت دیگر
📍 otherwise = differently
به شکل دیگر
📍 an otherwise + adj + noun
در کل …، بهجز یک مورد
📍 جایگاهش مهمه؛ معنی رو کلا عوض میکنه.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
هیچکدوم از این آموزشها از جایی کپی نشده. همه برای همین کانال و برای اولین بار طراحی شده و بر اساس سوالات شما از آیدی ما به نشانی @ZabanZireZarrebin هستن.
❤26👍8🔥3
✅ rule / rule out / rule of thumb با زبان زیر ذرهبین
(معانی، ساختارها و ترکیبهای پرتکرار)
🔹 واژهی rule هم اسم است هم فعل، و در چند اصطلاح ثابت خیلی رایج میاد. دونهدونه ببینیم:
🔸 1) rule (n) = قانون / قاعده
✔️ You must follow the rules.
باید قوانین رو رعایت کنی.
✔️ There’s a strict rule against cheating.
یک قانون سختگیرانه علیه تقلب وجود دارد.
ترکیبهای رایج:
- rules and regulations = قوانین و مقررات
- house rules = قوانین داخلی
- school/company rules = قوانین مدرسه/شرکت
- break a rule = قانون را زیر پا گذاشتن
- follow/obey a rule = قانون را رعایت کردن
🔸 2) rule (v) = حکم کردن / کنترل کردن / تصمیم رسمی گرفتن
✔️ The judge ruled in his favor.
قاضی به نفعش حکم داد.
✔️ The country is ruled by a dictator.
آن کشور توسط یک دیکتاتور اداره میشود.
الگوهای مهم:
- rule on + issue/case = درباره موضوعی حکم دادن
- rule in favor of / against = به نفع / علیه حکم دادن
🔸 3) rule out (phrasal verb) = رد کردن / منتفی دانستن
یعنی «امکان چیزی را کاملاً کنار گذاشتن».
✔️ The doctor ruled out infection.
دکتر احتمال عفونت را رد کرد.
✔️ We can’t rule out delays.
نمیتونیم تأخیر رو کاملاً منتفی بدونیم.
الگو:
- rule out + noun / V-ing
✔️ They ruled out moving abroad.
❌ rule out to do
✅ rule out doing
🔸 4) rule of thumb (idiom) = قاعده سرانگشتی / تقریبی
یک قانون غیررسمی که بر اساس تجربه است، نه دقت علمی.
✔️ As a rule of thumb, save 20% of your income.
بهعنوان قاعده سرانگشتی، ۲۰٪ درآمدت رو پسانداز کن.
✔️ It’s a rule of thumb, not an exact formula.
این یه قاعده تقریبییه، نه فرمول دقیق.
📌 خیلی رایج در:
business, economics, daily advice, IELTS/TOEFL writing
🔸 5) ترکیبهای پرتکرار دیگه که باید بلد باشین
✔️ as a rule = معمولاً / بهطور کلی
As a rule, he arrives early.
او معمولاً زود میرسد.
✔️ rule the day = غالب شدن / تعیینکننده بودن
Practicality rules the day here.
اینجا عملگرایی حرف آخر رو میزنه.
✔️ rule of law = حاکمیت قانون
Democracy depends on the rule of law.
دموکراسی به حاکمیت قانون وابسته است.
✔️ ground rule(s) = قواعد پایه
Let’s set some ground rules first.
بیاید اول چند قانون پایه تعیین کنیم.
🔻 خطاهای رایج
❌ rule out to be
✅ rule out being
❌ by rule of thumb
✅ as a rule of thumb
❌ the rule says me
✅ the rule says that / according to the rule
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 rule (n) = قانون / قاعده
📍 rule (v) = حکم دادن / اداره کردن
📍 rule out + N/V-ing = رد کردن، منتفی دانستن
📍 rule of thumb = قاعده سرانگشتی (تقریبی)
📍 as a rule = معمولاً
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
هیچکدوم از این آموزشها از جایی کپی نشده. همه برای همین کانال و برای اولین بار طراحی شده و بر اساس سوالات شما از آیدی ما به نشانی @ZabanZireZarrebin هستن. در صورت استفاده، حتما به زبان زیر ذرهبین ارجاع دهید.
(معانی، ساختارها و ترکیبهای پرتکرار)
🔹 واژهی rule هم اسم است هم فعل، و در چند اصطلاح ثابت خیلی رایج میاد. دونهدونه ببینیم:
🔸 1) rule (n) = قانون / قاعده
✔️ You must follow the rules.
باید قوانین رو رعایت کنی.
✔️ There’s a strict rule against cheating.
یک قانون سختگیرانه علیه تقلب وجود دارد.
ترکیبهای رایج:
- rules and regulations = قوانین و مقررات
- house rules = قوانین داخلی
- school/company rules = قوانین مدرسه/شرکت
- break a rule = قانون را زیر پا گذاشتن
- follow/obey a rule = قانون را رعایت کردن
🔸 2) rule (v) = حکم کردن / کنترل کردن / تصمیم رسمی گرفتن
✔️ The judge ruled in his favor.
قاضی به نفعش حکم داد.
✔️ The country is ruled by a dictator.
آن کشور توسط یک دیکتاتور اداره میشود.
الگوهای مهم:
- rule on + issue/case = درباره موضوعی حکم دادن
- rule in favor of / against = به نفع / علیه حکم دادن
🔸 3) rule out (phrasal verb) = رد کردن / منتفی دانستن
یعنی «امکان چیزی را کاملاً کنار گذاشتن».
✔️ The doctor ruled out infection.
دکتر احتمال عفونت را رد کرد.
✔️ We can’t rule out delays.
نمیتونیم تأخیر رو کاملاً منتفی بدونیم.
الگو:
- rule out + noun / V-ing
✔️ They ruled out moving abroad.
❌ rule out to do
✅ rule out doing
🔸 4) rule of thumb (idiom) = قاعده سرانگشتی / تقریبی
یک قانون غیررسمی که بر اساس تجربه است، نه دقت علمی.
✔️ As a rule of thumb, save 20% of your income.
بهعنوان قاعده سرانگشتی، ۲۰٪ درآمدت رو پسانداز کن.
✔️ It’s a rule of thumb, not an exact formula.
این یه قاعده تقریبییه، نه فرمول دقیق.
📌 خیلی رایج در:
business, economics, daily advice, IELTS/TOEFL writing
🔸 5) ترکیبهای پرتکرار دیگه که باید بلد باشین
✔️ as a rule = معمولاً / بهطور کلی
As a rule, he arrives early.
او معمولاً زود میرسد.
✔️ rule the day = غالب شدن / تعیینکننده بودن
Practicality rules the day here.
اینجا عملگرایی حرف آخر رو میزنه.
✔️ rule of law = حاکمیت قانون
Democracy depends on the rule of law.
دموکراسی به حاکمیت قانون وابسته است.
✔️ ground rule(s) = قواعد پایه
Let’s set some ground rules first.
بیاید اول چند قانون پایه تعیین کنیم.
🔻 خطاهای رایج
❌ rule out to be
✅ rule out being
❌ by rule of thumb
✅ as a rule of thumb
❌ the rule says me
✅ the rule says that / according to the rule
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 rule (n) = قانون / قاعده
📍 rule (v) = حکم دادن / اداره کردن
📍 rule out + N/V-ing = رد کردن، منتفی دانستن
📍 rule of thumb = قاعده سرانگشتی (تقریبی)
📍 as a rule = معمولاً
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
هیچکدوم از این آموزشها از جایی کپی نشده. همه برای همین کانال و برای اولین بار طراحی شده و بر اساس سوالات شما از آیدی ما به نشانی @ZabanZireZarrebin هستن. در صورت استفاده، حتما به زبان زیر ذرهبین ارجاع دهید.
❤20👍6🔥3
✅ چطوری درباره شب چله (یلدا) با دوستان غیرفارسیزبان حرف بزنیم؟
🔹 Yalda Night (also called Chelleh Night) is an ancient Persian celebration marking the longest night of the year (the winter solstice).
🔸 What is Yalda Night?
✔️ It’s celebrated on December 20 or 21.
✔️ Families and friends gather together, usually at the elders’ home.
✔️ The night symbolizes light defeating darkness and hope for brighter days.
Simple explanation in English:
Yalda Night is a Persian tradition where people celebrate the longest night of the year by staying together, eating fruit, and welcoming the return of longer days.
🔸 What do people do on Yalda?
✔️ Eat pomegranates and watermelon (symbols of health and life)
✔️ Drink tea and eat nuts and sweets
✔️ Read poetry, especially Hafez
✔️ Stay up late and talk, laugh, and tell stories
🔸 Why is it important?
✔️ It’s not a religious event
✔️ It’s about family, warmth, and hope
✔️ It reminds people that after the darkest night, light always comes back
Natural sentence to say:
For us, Yalda Night is about being together and remembering that hard times don’t last forever.
🔸 Chelleh?
✔️ "Chelleh" refers to the 40 cold days that start after Yalda
✔️ So, Yalda is also the beginning of winter in Persian culture, but the name Yalda has its Arabic roots. Chelleh is Persian equivalent to Yalda.
🔸 Useful English phrases you can use:
✔️ It’s similar to celebrating the winter solstice.
✔️ It’s a cultural tradition, not a religious one.
✔️ We celebrate it by spending time with family.
✔️ It represents hope and renewal.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 Yalda Night = longest night of the year
📍 Ancient Persian cultural tradition
📍 Family gathering, poetry, fruit, hope
📍 Message: light always follows darkness
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
🔹 Yalda Night (also called Chelleh Night) is an ancient Persian celebration marking the longest night of the year (the winter solstice).
🔸 What is Yalda Night?
✔️ It’s celebrated on December 20 or 21.
✔️ Families and friends gather together, usually at the elders’ home.
✔️ The night symbolizes light defeating darkness and hope for brighter days.
Simple explanation in English:
Yalda Night is a Persian tradition where people celebrate the longest night of the year by staying together, eating fruit, and welcoming the return of longer days.
🔸 What do people do on Yalda?
✔️ Eat pomegranates and watermelon (symbols of health and life)
✔️ Drink tea and eat nuts and sweets
✔️ Read poetry, especially Hafez
✔️ Stay up late and talk, laugh, and tell stories
🔸 Why is it important?
✔️ It’s not a religious event
✔️ It’s about family, warmth, and hope
✔️ It reminds people that after the darkest night, light always comes back
Natural sentence to say:
For us, Yalda Night is about being together and remembering that hard times don’t last forever.
🔸 Chelleh?
✔️ "Chelleh" refers to the 40 cold days that start after Yalda
✔️ So, Yalda is also the beginning of winter in Persian culture, but the name Yalda has its Arabic roots. Chelleh is Persian equivalent to Yalda.
🔸 Useful English phrases you can use:
✔️ It’s similar to celebrating the winter solstice.
✔️ It’s a cultural tradition, not a religious one.
✔️ We celebrate it by spending time with family.
✔️ It represents hope and renewal.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 Yalda Night = longest night of the year
📍 Ancient Persian cultural tradition
📍 Family gathering, poetry, fruit, hope
📍 Message: light always follows darkness
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
❤33👍7🔥5
✅ تکنیک طلایی روان صحبت کردن (Fluency) در IELTS/TOEFL
(قالب ۳ مرحلهای که هر سوالی رو باهاش جواب میدین)
🔹 موقع صحبت کردن، مشکل خیلیها اینه که جواب رو «بلدن»، ولی وسطش مکث میکنن، دنبال کلمه میگردن، یا جواب کوتاه میدن.
راهحل ساده و خیلی کاربردی: قالب ۳ مرحلهای
📍 Answer → Reason → Example
یا به عبارتی: جواب کوتاه + دلیل + مثال
🔸 مرحله 1) Answer (جواب مستقیم و کوتاه)
اول یک جمله کوتاه بگین که مشخص کنه نظرتون چیه.
عبارتهای آماده:
✔️ Yes, definitely.
✔️ Not really.
✔️ I’d say so.
✔️ It depends, but generally…
✔️ In my opinion, …
مثال:
Q: Do you like living in big cities?
A: ✔️ I'd say so...
این پاسخ، تکلیف شما رو با موضوع روشن میکنه. حالا موقع توضیح بیشتر توی مرحله دومه.
🔸 مرحله 2) Reason (یک دلیل ساده اضافه کن)
بعدش سریع یک دلیل بیارین تا جواب کاملتر بشه.
عبارتهای آماده:
✔️ because…
✔️ mainly because…
✔️ the main reason is that…
✔️ it’s mostly due to…
مثال:
✔️ Yes, I'd say so, mainly because there are more opportunities there.
🔸 مرحله 3) Example (یک مثال کوتاه یا تجربه شخصی)
اینجا نمره Fluency و Coherence میره بالا چون حرفتون داره ادامه پیدا میکنه.
عبارتهای آماده:
✔️ For example,…
✔️ For instance,…
✔️ A good example is…
✔️ Like,… (محاورهای)
✔️ When I was…, …
مثال:
✔️ For example, I can find better jobs and take useful courses more easily.
✅ جواب کامل (با قالب ۳ مرحلهای):
✔️ Yes, I'd say so, mainly because there are more opportunities. For example, I can find better jobs and take useful courses more easily.
ترجمهش:
بله، اینطور میشه گفت، چون فرصتها بیشتره. مثلاً راحتتر میتونم کار بهتر پیدا کنم یا دورههای مفید برم.
🔹 نکتهٔ خیلی مهم: «مثال» لازم نیست واقعی و عجیبغریب باشه!
همین که طبیعی و کوتاه باشه کافیه.
🔹 نکته مهم دوم: این شروع کار هست و میتونین کمکم این ساختار رو بسط بدید که از یه پاسخ کوتاه به پاسخ یک دقیقهای برسید.
🔸 اگر سوال سخت بود و ایده نداشتین چطور؟
از نسخه سادهتر استفاده کنین:
📍 Answer → Reason → Small detail
یعنی بعد از دلیل، یهسری جزئیات کوچیک بدین (نه لزوماً مثال کامل).
عبارتهای آماده:
✔️ especially…
✔️ usually…
✔️ most of the time…
✔️ in general…
🔸 تمرین پیشنهادی (خیلی سریع)
هر روز ۵ تا سوال ساده بردارین و برای هرکدوم فقط ۲۰ ثانیه حرف بزنین با همین قالب. موضوع هم میتونین از چتجیپیتی کمک بگیرید. آموزشش رو اینجا دادیم:
https://youtu.be/aGcVenj1uG8
هدف نهایی: «ادامه دادن حرف» بدون مکثهای طولانی.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 برای روان صحبت کردن: Answer → Reason → Example
📍 جواب اول کوتاه، بعد دلیل، بعد یک مثال کوتاه
📍 مثال لازم نیست خاص باشه؛ فقط طبیعی و مرتبط باشه
📍 برای سوال سختتر: Answer → Reason → Small detail
📍 روزی ۵ سوال، ۲۰ ثانیه تمرین = پیشرفت سریع Fluency
برای آموزشهای بیشتر که کپی نیستن و همگی برای اولین بار در اینترنت منتشر میشن، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
(قالب ۳ مرحلهای که هر سوالی رو باهاش جواب میدین)
🔹 موقع صحبت کردن، مشکل خیلیها اینه که جواب رو «بلدن»، ولی وسطش مکث میکنن، دنبال کلمه میگردن، یا جواب کوتاه میدن.
راهحل ساده و خیلی کاربردی: قالب ۳ مرحلهای
📍 Answer → Reason → Example
یا به عبارتی: جواب کوتاه + دلیل + مثال
🔸 مرحله 1) Answer (جواب مستقیم و کوتاه)
اول یک جمله کوتاه بگین که مشخص کنه نظرتون چیه.
عبارتهای آماده:
✔️ Yes, definitely.
✔️ Not really.
✔️ I’d say so.
✔️ It depends, but generally…
✔️ In my opinion, …
مثال:
Q: Do you like living in big cities?
A: ✔️ I'd say so...
این پاسخ، تکلیف شما رو با موضوع روشن میکنه. حالا موقع توضیح بیشتر توی مرحله دومه.
🔸 مرحله 2) Reason (یک دلیل ساده اضافه کن)
بعدش سریع یک دلیل بیارین تا جواب کاملتر بشه.
عبارتهای آماده:
✔️ because…
✔️ mainly because…
✔️ the main reason is that…
✔️ it’s mostly due to…
مثال:
✔️ Yes, I'd say so, mainly because there are more opportunities there.
🔸 مرحله 3) Example (یک مثال کوتاه یا تجربه شخصی)
اینجا نمره Fluency و Coherence میره بالا چون حرفتون داره ادامه پیدا میکنه.
عبارتهای آماده:
✔️ For example,…
✔️ For instance,…
✔️ A good example is…
✔️ Like,… (محاورهای)
✔️ When I was…, …
مثال:
✔️ For example, I can find better jobs and take useful courses more easily.
✅ جواب کامل (با قالب ۳ مرحلهای):
✔️ Yes, I'd say so, mainly because there are more opportunities. For example, I can find better jobs and take useful courses more easily.
ترجمهش:
بله، اینطور میشه گفت، چون فرصتها بیشتره. مثلاً راحتتر میتونم کار بهتر پیدا کنم یا دورههای مفید برم.
🔹 نکتهٔ خیلی مهم: «مثال» لازم نیست واقعی و عجیبغریب باشه!
همین که طبیعی و کوتاه باشه کافیه.
🔹 نکته مهم دوم: این شروع کار هست و میتونین کمکم این ساختار رو بسط بدید که از یه پاسخ کوتاه به پاسخ یک دقیقهای برسید.
🔸 اگر سوال سخت بود و ایده نداشتین چطور؟
از نسخه سادهتر استفاده کنین:
📍 Answer → Reason → Small detail
یعنی بعد از دلیل، یهسری جزئیات کوچیک بدین (نه لزوماً مثال کامل).
عبارتهای آماده:
✔️ especially…
✔️ usually…
✔️ most of the time…
✔️ in general…
🔸 تمرین پیشنهادی (خیلی سریع)
هر روز ۵ تا سوال ساده بردارین و برای هرکدوم فقط ۲۰ ثانیه حرف بزنین با همین قالب. موضوع هم میتونین از چتجیپیتی کمک بگیرید. آموزشش رو اینجا دادیم:
https://youtu.be/aGcVenj1uG8
هدف نهایی: «ادامه دادن حرف» بدون مکثهای طولانی.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 برای روان صحبت کردن: Answer → Reason → Example
📍 جواب اول کوتاه، بعد دلیل، بعد یک مثال کوتاه
📍 مثال لازم نیست خاص باشه؛ فقط طبیعی و مرتبط باشه
📍 برای سوال سختتر: Answer → Reason → Small detail
📍 روزی ۵ سوال، ۲۰ ثانیه تمرین = پیشرفت سریع Fluency
برای آموزشهای بیشتر که کپی نیستن و همگی برای اولین بار در اینترنت منتشر میشن، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
❤21👍7🔥2
راستی اگه جایی دیدید انگلیسی در فلان مقدار روز... بدونین با یه شیاد طرف هستید.
زبان مستلزم زمان هست. باید وقت بهش اختصاص بدید و پشتکار داشته باشید تا طی زمان کافی، یاد بگیرید. نمیشه قرصی خورد براش که ۹۰ روزه از صفر برسید به یه آدم که روون صحبت میکنه. بعدش اون تعداد روز هم وابسته به سطح فعلی شماست. همه که ۹۰ روزه به جایی نمیرسن! راه ساده برای فیلتر کردن استاد از استادنما توی زبان اینه که از هرکی قول داد تو زمان کم معجزه میکنه، دوری کنین.
برخی از استیصال و تنگی وقت شما سواستفاده میکنن که جیب خودشون رو پر کنن. توی دامشون نیفتید.
خلاصه این تبلیغات تلگرام دست ما نیست. یه موقع فکر نکنین تأیید ما رو داره. کانال ما با بیش از ۱۰ سال قدمت، یک ریال از یک تبلیغ درآمد نداشته. این سیاست ما بوده و هست و خواهد بود. فقط مطلب صحیح مورد تأیید بدون تبلیغات اضافی و مزاحم.
یه سری نکات برای صحبت کردن رو طی چند روز آینده توی کانال @GeneralEnglish قرار میدیم براتون 😊 مطلب اول این سری آموزشی در بالا اومده. ☝️
زبان مستلزم زمان هست. باید وقت بهش اختصاص بدید و پشتکار داشته باشید تا طی زمان کافی، یاد بگیرید. نمیشه قرصی خورد براش که ۹۰ روزه از صفر برسید به یه آدم که روون صحبت میکنه. بعدش اون تعداد روز هم وابسته به سطح فعلی شماست. همه که ۹۰ روزه به جایی نمیرسن! راه ساده برای فیلتر کردن استاد از استادنما توی زبان اینه که از هرکی قول داد تو زمان کم معجزه میکنه، دوری کنین.
برخی از استیصال و تنگی وقت شما سواستفاده میکنن که جیب خودشون رو پر کنن. توی دامشون نیفتید.
خلاصه این تبلیغات تلگرام دست ما نیست. یه موقع فکر نکنین تأیید ما رو داره. کانال ما با بیش از ۱۰ سال قدمت، یک ریال از یک تبلیغ درآمد نداشته. این سیاست ما بوده و هست و خواهد بود. فقط مطلب صحیح مورد تأیید بدون تبلیغات اضافی و مزاحم.
یه سری نکات برای صحبت کردن رو طی چند روز آینده توی کانال @GeneralEnglish قرار میدیم براتون 😊 مطلب اول این سری آموزشی در بالا اومده. ☝️
❤64👍26🔥6