| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره | – Telegram
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
برای آشنایی با شخصیت جذاب و احوال خوش انوشه‌روان استاد آذرتاش آذرنوش این گفتگوی کوتاه که به سبک مصاحبه‌ با سلبریتی‌ها انجام شده خواندنی است:

«گفتگو با دکتر آذرتاش آذرنوش، استاد دانشکده الهیات

بای بسم الله: اغراق دکتر آذرتاش آذرنوش قمی، درباره اسمش شنیدنی است: ظلمی که پدر در حق ما کرد. اگر چه این «اسم» آخر عاقبت بخیر شد؛ ولی حتی پیش از انقلاب هم برای ما دردسرهایی درست کرد. آذرنوش می‌گفت: از ۱۸ سالگی توی الهیات بودم؛ اما وقتی این «چهره ماندگار» از فرانسه برگشت - به هر حال - برای این که مثل اسمش زرتشتی به حساب نیاید، مرقومه مرحوم آیت الله مرعشی نجفی را به دانشگاه تقدیم کرد، مبنی بر این که آن مرجع عظمی خانواده ایشان را به تشیع می‌شناسند. دکتر با همسر فرانسوی‌اش در خیابان اردیبهشت می‌زید؛ از ایران همان ابعادی برای همسر او جذابیت دارد که دکتر مجذوبشان است؛ ولی دکتر درباره فرانسه عقیده دارد: به هیچی شبیه نیست جز یک زن بسیار زیبا.

چند درصد روح تان ایرانی نیست؛
۱۰۰درصد روحم ایرانی است. منتها آرایش اروپایی درش پدید شده.
خودزندگینامه ها؛
معمولا یک مشت حرفهای دروغ، حتی اونایی که خیلی تند می روند.مثل؛ آناتول فرانس. ژان کوکتو ...
چه جوری بیرون می یاین؛
جوری که به چشم دیگران نیک بنماید (سارتر)
آینه؛
آخ نگین. همان قدر دلنواز که خشن و زیان بار! بازتابش بر حسب سن شما عوض می‌شود.
مچ گیری؛
اشکال من اینه که مچم بسته نیست.
نتیجه مچ باز؛
کسی نمی آید از خر لخت پالونش را بدزده .
برخوردتان با دانشجویان؛
عالی .
خود اونا چی می گن؛
دانشجویان خیلی می پسندند.
رو چه حساب؛
خشک نیستم ، خودم را نمی گیرم، ظاهر شیک.
پسند ظاهر؛
اگه می تونستم با «جین» می رفتم دانشکده .
رنگ لباس؛
مسلم به سمت قرمز نمی رم، رنگ روشن محتشم . نباید رنگ فریادگر باشد.
روش تدریس؛
درسم را جدی می گیرم ، ولی با شوخی بیان می کنم.
در کلاس؛
بی نهایت شوخی می کنم .
سبک شوخی تان؛
نیش خاصی ندارد.
جوک؛
گاهی خیانت آمیزه .
دانشجویان را چه جوری صدا می کنین؛
با اسم کوچک .
عکس العمل شان؛
احساس شخصیت و یکرنگی می کنند.
آدم که با خودش آشتی کند؛
با اجتماع آشتی می کند و خیلی چیزها می تواند بفهمد.
روح زندگی شما؛
همون عشقه آقا! می شه چیز دیگه ای باشه؛
عشق؛
من نمی دونم چیه.
شبیه چیه؛
سوره های آخر قرآن.
بهترین ترجمه قرآن؛
همه بهترین و بدترین اند.
سوره ها؛
مثل موسیقی و شعرند، برد جادویی دارند.
در ترجمه قرآن به چی توجه نشده؛
به ریتم معنایی .
و این ریتمها؛
مثل نقاشی آبستره است .
کاشیهای ایرانی؛
یک سنت ایرانی است.
اسلیمی ها؛
زیباترین حرکتی که در هر جایی می تونید ببینید.
تاثیرشان؛
روح تان بالا پایین می رود. دایم در نوسانید.
مقرنس ها؛
روحم نمی پسندند.
آینه کاری؛
متنفرم .
آجر؛
از زیباترین مواد هنری ایران
با آجر چی می سازن؛
هنرهای بی پایانی می شه خلق کرد.
اماکن تاریخی؛
زندگی یک ملت.
چه چیز ایران جذاب نیست؛
از اونوری سوال کنید.
چیش جالبه؛
ایران یک تاریخ بی نهایت غنی داره .
کسی که در این تاریخ زندگی کنه؛
می فهمه که چرا باید ایرانی بود.
یک نکته مهم؛
چون درون این فرهنگ غوطه وریم ، آن را حس نمی کنیم .
چی همیشه آزارتون می ده؛
نامنطقی بودن مردم .
منطقی بودن؛
باید جزو سرشت آدم باشه ؛ نباشه شگفت آوره .
بیشترین منشاء تاسف؛
انسان ها.
دردسر بزرگ انسان؛
خود انسان .
عصبانی می شین؛
خیلی راحت.
کی؛
چیزی به دیگران بگین تا عصبانی بشم . به خودم مهم نیست .
چی ناراحت تون می کنه؛
والا نمی دونم ، زیاد ناراحت می شم ولی علتش ...؛
بدترین روزهای زندگی؛
روزی که به دنیا آمدم و روزی که خواهم مرد.
بهترین ها؛
پره ... خیلی زیاده.
زندگی روزمره ، چیش بده؛
چیزی که شما دوستش ندارین !
اوقات مناسب؛
صبح ، دوست دارم با صبح زندگی کنم.
ساعتتان را با چه زمانی تنظیم می کنید؛
به وقت تهران.
تاکسی سوار می شین؛
نه تاکسی ، نه اتوبوس.
که چی؛
یه حالت توهین آمیزی نسبت به شهروند داره
اهل روزنامه هستین؛
به خط مایل می خونم
چرا؛
مطالب تکراری ، فارسی بسیار بد.
دست به خاک می زنین؛
آمیزش دستم را با خاک «عاشقانه» حس می کنم.
باغچه؛
خودم گل کاری می کنم.
انتخاب یک گل؛
گل بودن هنره؛ این که کدوم گل باشی مهم نیست .
چی خیلی مهمه؛
اگه خیلی جدی بگم، هیچی و همه چی.
اشک؛
فریبنده است ولی مهم نیست.
اهل خطر کردن‌اید؛
بله متاسفانه خطر چیز زیبایی است.
تجربه خطر؛
هفته‌ای ۳ بار چوگان بازی می‌کنم و هفته‌ای ۳ بار ممکنه بمیرم.
حس‌تان هنگام این ورزش ایرانی؛
یکی شدن با مرکب.
اسب؛
زیبا و مطیع.
⬇️
@HistoryandMemory
⬆️
ساختارش؛
یک هارمونی کمال یافته.
چه حسی می ده؛
غرور و زیبایی شناسی
رخش؛
افسانه ای که فقط باید دوست داشت.
افسانه های اسبها؛
همه زیباست ؛ اما واقعیت ندارد، حتی تاریخی هاش .
این جمله : «مقصد ما راهه»؛
حرف قشنگی یه . راه همیشه زنده ست.
زیباترین راهها؛
راههای نرفته
تابلوهای مسیر؛
دلم می خواد یک طرفه یا بن بست نباشه .
خطر ریزش کوه؛
راه ، راهه . یه دنیاس . همه چی داره . باید قبول کرد.

وحشتناکترین راهها؛
اوه ! راههای صدبار پیموده ؛ حالا می خواد جاده هراز باشه یا حافظ شناسی .
دوست دارین کدوم ایستگاه پیاده نشین؛
ایستگاه آخر ، ایستگاه مرگ ؛ بهتره که ایستگاه وسط راه باشه .
اگه ویرگول بودین ، دوست داشتین کجای جمله به کار برین؛
به این فکر نکرده بودم .
یا : حروف ربط؛
ربطهای عاشقانه را بیشتر دوست دارم تا ربطهای بی ربط را.
تجسم عشق؛
حیفه (تصویر) از عظمتش کم می کنه
یه مثال زنده؛
اعجاز آیه های قرآن را ترجمه های فارسی می گیره . از حرف خدا به حرف انسان تبدیل می شه .
اگه می شد ، دوست داشتین غزل باشین یا قصیده یا...؛
غزل ! قصیده چیه .
چرا غزل؛
زیباست و گویا .
از کتابهای بزرگ فارسی چه طور؛
ترجیح می دادم حافظ باشم .
اولین گیرایی ادبیات عرب؛
شعر صحرا بود
پیش از آن؛
از عربی بدم می آمد؛ زیرا همان عربی بود که در دبیرستان ها (مثلا) می آموزند!
چیزی که تا حالا شما را در عربی نگه داشته؛
(علاوه بر زیبایی هایش) تمام فرهنگ ایرانی پیش و آغاز اسلام در زبان عربی جمع شده.
یک سند دست اول؛
ابونواس.
ابونواس از چشم شما؛
(گنجینه و) عصاره فرهنگ ایرانی در قرن دوم.
اگر در قبایل عرب بودید؛
حتما می کوشیدم عین اونا باشم تا به اعماق فرهنگشان نفوذ کنم و لذت ببرم.
جاهلیت؛
به معنای نادانی نیست ؛ یعنی خشونت.
باز هم از ابونواس؛
ایرانی خفت ، ایرانی شراب خورد... هر کاری می کرد یک جامه ایرانی بر تن داشت.
دوست داشتین جای کدام شخصیت بودین؛
خیلی دشواره که آدم بخواد جای کسی باشه.
غرق شدن در شخصیت کسی؛
هنگام تحریر زندگی «ابن مقفع»
عبدالله ابن مقفع در یک جمله؛
شهسوار فرهنگ ایرانی ؛ اگر چه کلمه ای به فارسی ننوشته.
از تجربه غرق شدن تان؛
زنم داد کشید: غذا می خوری ، ابن مقفعی غذا می خوری . حمام می ری ... ول کن!
باز هم او؛
آنقدر برد انسانیش بالاست که آدم حسودیش می شه .
حالا اگر به جای من بودین ، چه سوالی طرح می کردین؛
اجازه مرخصی می دین؛!

علی اکبر مظاهری | روزنامه جام جم | ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۲

@HistoryandMemory
شانزدهم مهرماه زادروز ایرج افشار

روز ۱۶ مهر ۱۳۰۴ زاده شده‌ام. نام ماماچۀ من مادام بالك بود. فرانسوى بوده است. دكتر يوسف مير او را به پدرم معرفى كرده بود. مادرم مى‌گفت پروردن من در اختيار او و دايه‌اش رقيه نبود. هرچه دكتر مير مى‌گفت بر آن آداب مى‌بايست رفتار بشود. دكتر مير گفته بود ساعات معيّنى به بچه شير بدهند، او را دائم بغل نكنند، بگذارند در جاى خود گريه كند و از اين قبيل رفتارها. پدرم در آن ايام تحت تأثير تربيت فرنگى‌مآبى بود.
خانه‌اى كه من آنجا زاده شدم و روزگار كودكی‌ام در آن گذشت باغى بود پوشيده از درختان ميوه (سيادرخت) و كاجهاى بلند كهن‌سال. اين باغ در ضلع شمال غربى چهارراهى بود كه يك سوى آن راهى بود كه به سردر سنگى مى‌رسيد و از سوى ديگر به چهارراه آقا شيخ هادى، يعنى در تقاطع خيابان پهلوى و خيابان معروف به قنات فرمانفرما بود. روبه‌روى باغ ما بخشى از تملّكات وسيع عبدالحسين ميرزا فرمانفرما بود كه عاقبت «كاخ مرمر» شد.
بنا به نوشته‌اى كه پشت قرآنى خطى متعلّق به خانواده هست من پنج پشت خود را بيش نمى‌شناسم. پدرم محمود بود و او فرزند محمدصادق و او فرزند احمد و او فرزند كربلايى عاشور افشار. كربلايى عاشور را نمى‌دانم چه‌كاره بوده است. آنچه احتمال مى‌دهم مى‌بايد از اخلاف افشارهايى باشد كه در دوران صفويه در كرمان و يزد مناصب دولتى داشته‌اند.
اما فرزند او، حاجى احمد افشار مسلّم است كه در يزد به تجارت اشتغال داشت و صاحب ثروتى بود كه در زمان جنگ هرات حاكم وقت يزد از او تنخواهى طلب مى‌كند و بنا به گفتۀ محمدجعفر خورموجى در كتاب حقايق الاخبار ناصرى از حاجى مبلغ يكصدهزار تومان گرفته مى‌شود و حاجى به تظلّم راهى تهران مى‌شود و به حضور ناصرالدين شاه بار مى‌يابد و موفق به پس گرفتن آن وجه مى‌شود. تفصيل قضيه را در كتاب مذكور بايد ديد و پدرم هم در مقدمۀ گفتارهاى ادبى از تأليفات خود بدان موضوع پرداخته است.

[اين دفتر بى‌معنى...، (يادگارنماى فرهنگى از ايرج افشار)، به كوشش بهرام، كوشيار و آرش افشار، انتشارات سخن، در دست انتشار]

برگرفته از صفحه گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار

https://www.facebook.com/Irajafshar

@HistoryandMemory
Forwarded from اتچ بات
"مصاحبه با استاد دکتر آذرتاش آذرنوش"


فایل پی‌دی‌اف گفت‌و‌گوی عبدالهادی فقهی‌زاده و ابراهیم موسی‌پور بشلی با استاد دکتر آذرتاش آذرنوش؛
مجله‌ی برگ فرهنگ، شماره‌ی هفتم، زمستان ۱۳۷۹، ص ۳۲_۴۶.
این گفت‌و‌گو در ۲۹ دی‌ماه ۱۳۷۹ در منزل استاد انجام شده است.

@AndoneMila
مستند «مستشرق» ساخته مسعود طاهری که روایتی است از زندگی و اندیشه‌های هانری کربن خاورشناس نامدار فرانسوی این هفته سه‌شنبه ساعت ۲۰ از شبکه مستند سیما پخش خواهد شد.
@HistoryandMemory
🔸 گروه مطالعات تاریخی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی «سمت» با همکاری انجمن ایرانی تاریخ برگزار می‌کند:

▫️ سلسه نشست‌های بازاندیشی در آموزش دانشگاهی تاریخ

▪️نظریه‌ها، مدل‌ها و مفاهیم در تاریخ باستان (نشست اول)

🔸ناقدان:
▫️ دکتر اسماعیل سنگاری
▪️عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان

▫️ دکتر کامیار عبدی
▪️عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی

🔸مترجم کتاب:
▫️ دکتر احسان افکنده
▪️عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی

📆 چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۰

🕰 ۱۵ الی ۱۷

🔗برای شرکت در این نشست وارد این لینک شوید.

▫️ به کانال سازمان «سمت» بپیوندید👇
👉 @sazman_samt
1
Forwarded from اتچ بات
#تازه‌های_کتاب

‍ انتشارات سروش کتاب المهدی المنتظر عند الشیعة الاثنی‌عشریة به قلم پژوهشگر و تاریخ‌نویس مشهور عراقى دکتر جواد علی و با ترجمه محمد حسن تقیه را به بازار نشر ارائه داد.
این اثر با نام انتظار از دیدگاه شیعه منتشر شد تا علاقه‌مندان به حوزه مهدویت با دیدگاه‌های یکی از محققان شیعی در کشور همسایه آشنا شوند.
این اثر رساله دکتراى‌ جواد علی به زبان آلمانى است؛ که در سال‌هاى اخیر به زبان عربى ترجمه و منتشرشده است. مهم‌ترین ویژگی این کتاب ـ برخلاف بیشتر آثار روایی یا مطالب درباره مهدى و مهدویت ـ نظریه‌پردازى مؤلف است.
علت چاپ‌نشدن این اثر در زمان حیات مؤلف، دیدگاه شیعی حاکم بر رساله بوده که مؤلف تمایل نداشت که آن دیدگاه در حکومت حزب بعث عراق آشکار شود. 
کتاب در ۱۰ فصل نوشته شده است، فصل نخست به دیدگاه امامت از نظر شیعه می‌پردازد، فصل دوم به موضوع جانشینی پیامبر(ص) و فصل سوم به غیبت و رجعت اشاره دارد، در فصل چهارم تا هفتم مشتمل بر معرفی نواب اربعه است و پس از آن در فصل‌های هشتم تا دهم به مباحث تکمیلی پیرامون مهدویت و انتظار در مکتب تشیع ادامه می‌یابد.
کتاب حاضر در ۲۵۰ صفحه با قیمت ۸۰ هزار تومان وارد بازار نشر شد.

@ghalam_soltani
«س: شما انگار برخلاف بسیاری از نویسندگان و روشن‌فکران مهاجر، پیش از انقلاب مهاجرت کردید و خروج‌تان از ایران احتمالاً دلایل دیگری جز تغییر شرایط داشته؟
ج: بله من در آن مؤسسه [انتشارات دانشگاه صنعتی آریامهر] کار می‌کردم و این وضع ادامه داشت تا کمی پیش از انقلاب. همسرم ایران زندیه در آن هنگام مدیر مدرسه راه‌نمایی خوارزمی بود. جو جامعه جو سرکشی و اعتراض بود. ایران، همسرم سخت تحت فشار سازمان امنیت بود. این سازمان می‌خواست او را مجبور به هم‌کاری کند. می‌خواست که ایران از آن چه پنهانی میان دانش‌آموزان می‌گذرد به آن سازمان گزارش بدهد و ایران البته زیر بار نمی‌رفت. سازمان امنیت از این خودداری او اصلاً خشنود نبود. از طرف دیگر در خانه به دو پسرمان که خردسال بودند اخطار می‌کردیم آن چه را در خانه می‌شنوند در مدرسه بازگو نکنند و آن چه در خانه گفته می‌شد از نوعی نبود که سازمان امنیت روا بداند. این باعث به وجود آمدن جو دروغ در خانه شده بود. ما تصمیم گرفتیم که چند سالی ایران را ترک کنیم و به آمریکا برویم.»

نیلوفر دُهنی، در همسایگی مترجم: گفت‌وگو باسروش حبیبی، لندن، نشر مهری: ۲۰۱۸م./ ۱۳۹۷ش.، ص ۳۷.

@HistoryandMemory
👍1
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‼️ فیلمی دارد دست به دست می‌شود به عنوان خبر شگفت‌انگیز کشف کتابخانه‌ای مخفی با ۸۴هزار کتاب خطی در پشت یک دیوار ۷۵متری در مغولستان منتشر شده با این توضیح که این کتابها متعلق به دوره عباسیان هستند و احتمالاً کتابهای کتابخانه بزرگ بغداد باشند که توسط مغولان غارت شده بودند و چه کشف مهمی خواهد بود اگر بین‌شان کتابهای گمشده خودمان را پیدا کنیم! خب بله، کشف هر یک برگ از آثار تاریخی ما، اتفاقی مهم و ارزشمند است، اما کمی جستجو نشان می‌دهد که این فیلم برای سال ۲۰۰۳ است و کشف کتابخانه‌ای مخفی در معبد ساکیا، در تبت. ظاهراً راهب‌ها از ترس ارتش سرخ چین آثار بودایی را به این شکل مخفی کرده بودند (ویکیپدیا این معبد) @ehsanname
Forwarded from شهرام یاری
تمام زادهٔ تصورات او بود!

در روسیه دوستی قدیمی دارم بنام حاجی محمد که بازرگانی ایرانی و پیرمردی محترم است. او تحت تأثیر یکی از حب‌های تریاک یا افیون – آنطور که او اسم می‌برد – در بین هزاران چیز دیگر، بتفصیل از زنجان تعریف کرده بود. در این باب راست گفته بود. اما سایر داستانهای حیرت‌انگیزی که در شبهای طولانی که من در نزد او متعجبانه کلام مبالغه‌آمیز او را گوش می‌کردم، برای من نقل کرده بود، تمام زادهٔ تصورات او بود. چون در اوان جوانی، تقریباً سی سال پیش، ترک وطن کرده بود و همیشه بخود نويد بازگشت بدانجا را می‌داد، ایران بنظر او هر روز جلوهٔ زیباتری گرفته بود و علت آن تأثير سحرانگیز تمایل است که هر چیز را زیبا جلوه می‌دهد. (سالتیکوف: 1381: 65)

مأخذ: سالتیکوف، آلکسی دمیتری یویچ. 1381. مسافرت به ایران. ترجمهٔ محسن صبا. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

@Shsyari
.
Forwarded from شهرام یاری
ایرانیانِ خارج کشور: ایران دلپذیرترین منطقۀ سراسر جهان است!

از طرز سخنان ایرانیان در کشورهای دیگر راجع بوطن خویش شنونده گمان می‌کند که ایران دلپذیرترین منطقۀ سراسر جهان است، هوای آن، آب آن، میوه‌های آن، خانه‌های آن، باغ‌های آن، اسب‌های آن، شکارگاه‌های آن، مناظر آن، زنان آن، همه موضوع مبالغه‌آمیزترین تحسین از ناحیۀ ایرانیان مقیم هندوستان و اروپاست. (واتسون. 1356: 8)

مأخذ: واتسون، رابرت گرانت. 1356. تاریخ ایران. از ابتدای قرن نوزدهم تا سال 1858 (چاپ چهارم). ترجمه ع. وحیدمازندرانی. تهران‌: امیرکبیر.

@Shsyari
.
Forwarded from قلم|مجتبی سلطانی احمدی (مجتبی سلطانی احمدی)
#تازه‌های_کتاب
#کتاب_مهم

غزوات سلطان سلیم: گزارش اسیر ایرانی جنگ چالدران از فتح مصر و شام به دست سلطان سلیم اول عثمانی

تالیف: قاضی‌زاده اردبیلی (درگذشته ۹۳۰ هجری قمری)

تصحیح و تحقیق: طاهر بابائی
چاپ اول ۱۴۰۰، میراث مکتوب
قطع وزیری، ۴۰۸صفحه، جلد سخت
قیمت: ۱۱۴۰۰۰تومان

@ghalam_soltani
تاریخ از پایین / تأملاتی درباب حاشیه‌نشین‌های تاریخ
سیدقاسم یاحسینی
چاپ اول ۱۴۰۰، هامون نو
قطع رقعی، ۱۶۶صفحه، جلد شومیز
قیمت: ۴۸۰۰۰تومان
خرید اینترنتی:
toosbook.ir/p/تاریخ-از-پایین/
Forwarded from پژوهشکده تاریخ اسلام (پژوهشکده تاریخ اسلام)
گروه جریان های فکری پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار می کند:

🏟 لینک ورود به نشست:
🌏 https://www.skyroom.online/ch/a2m/lecture
Forwarded from کتاب سده
#کتاب_سده منتشر کرد

کانون وکلا در گذر زمان
(خاطرات نیم قرن وکالت)
سید محمد جندقی‌ کرمانی‌پور

چاپ اول: پاییز ۱۴۰۰/ ۴۵۸ صفحه (با تصاویر گلاسه‌ی رنگی)/ قطع وزیری/ جلد سخت/ ۱۰۰۰ نسخه

سید محمد جندقی‌ کرمانی‌پور نخستین رئیس انتخابی کانون وکلا پس از انقلاب است و بیشترین و طولانی‌ترین دوره‌ی ریاست را بر این نهاد مدنی تجربه کرده است. او در این کتاب خاطرات بیش از نیم قرن فعالیت خود در حوزه‌ی وکالت را روایت می‌کند. اسناد و تصاویر زیادی هم ضمیمه‌ی کتاب هستند که برخی از آن‌ها برای اولین بار منتشر می‌شوند.

@SadePub
نگارنده این زندگی‌نامه شگفت‌انگیر و خواندنی، نقاش برجسته ایران، ایران دَرودی، درگذشت.
به مینو همی جان او باد شاد!

@HistoryandMemory
برگی از کتاب الحیوان جاحظ که در آن به تشریح زرافه می‌پردازد و آن را به نقل از ایرانیان شترگاو پلنگ می‌نامد.

منبع: کانال نکته‌های تاریخی

@Noktehaye_Tarikhi
@HistoryandMemory
خمیس راشد عدوی، دین و دولت در عمان، ترجمه صادق عبادی

#تازه‌ها
@Historyandmemory