Forwarded from کتاب سده
#کتاب_سده منتشر کرد
کانون وکلا در گذر زمان
(خاطرات نیم قرن وکالت)
سید محمد جندقی کرمانیپور
چاپ اول: پاییز ۱۴۰۰/ ۴۵۸ صفحه (با تصاویر گلاسهی رنگی)/ قطع وزیری/ جلد سخت/ ۱۰۰۰ نسخه
سید محمد جندقی کرمانیپور نخستین رئیس انتخابی کانون وکلا پس از انقلاب است و بیشترین و طولانیترین دورهی ریاست را بر این نهاد مدنی تجربه کرده است. او در این کتاب خاطرات بیش از نیم قرن فعالیت خود در حوزهی وکالت را روایت میکند. اسناد و تصاویر زیادی هم ضمیمهی کتاب هستند که برخی از آنها برای اولین بار منتشر میشوند.
@SadePub
کانون وکلا در گذر زمان
(خاطرات نیم قرن وکالت)
سید محمد جندقی کرمانیپور
چاپ اول: پاییز ۱۴۰۰/ ۴۵۸ صفحه (با تصاویر گلاسهی رنگی)/ قطع وزیری/ جلد سخت/ ۱۰۰۰ نسخه
سید محمد جندقی کرمانیپور نخستین رئیس انتخابی کانون وکلا پس از انقلاب است و بیشترین و طولانیترین دورهی ریاست را بر این نهاد مدنی تجربه کرده است. او در این کتاب خاطرات بیش از نیم قرن فعالیت خود در حوزهی وکالت را روایت میکند. اسناد و تصاویر زیادی هم ضمیمهی کتاب هستند که برخی از آنها برای اولین بار منتشر میشوند.
@SadePub
نگارنده این زندگینامه شگفتانگیر و خواندنی، نقاش برجسته ایران، ایران دَرودی، درگذشت.
به مینو همی جان او باد شاد!
@HistoryandMemory
به مینو همی جان او باد شاد!
@HistoryandMemory
برگی از کتاب الحیوان جاحظ که در آن به تشریح زرافه میپردازد و آن را به نقل از ایرانیان شترگاو پلنگ مینامد.
منبع: کانال نکتههای تاریخی
@Noktehaye_Tarikhi
@HistoryandMemory
منبع: کانال نکتههای تاریخی
@Noktehaye_Tarikhi
@HistoryandMemory
«اگرچه [دیوید] هیوم [ فیلسوف، مورخ، اقتصاددان و جستارنویس اسکاتلندی قرن هجدهم] اهل پژوهش و تحقیق بود، اما تا اندازه زیادی مرد عمل هم بود. او چندین سال مشاور سفیر بریتانیا در پاریس بود که از توصیههای زیرکانه هیوم استقبال میکرد. اطرافیانش او را بسیار دوست میداشتند و در فرانسه به او لقب le bon David (دیوید نیک) داده بودند؛ معاشری خوشقلب و مهربان و بذلهگو که همنشینیاش هنگام صرف شام بسیار مغتنم بود. هیوم تأکید داشت که «فیلسوف باشید، اما در میان تمام کارهای فلسفیتان، همچنان انسان بمانید». خود او همینطور میزیست، نه در نوعی انزوای فکری در صومعه یا بر برج عاج، بلکه کاملاً در میان انسانهای دیگر. با آنها شام میخورد (به خصوص به مرغ سرخ شده علاقه داشت) و درباره عشق و کار سخن میگفت و تخته نرد بازی میکرد».
¤ سرگذشت فلسفه غرب به روایت مدرسه دوباتن، ترجمه میثم محمدامینی، تهران، کرگدن، ۱۳۹۹، ص ۱۰۴.
@HistoryandMemory
¤ سرگذشت فلسفه غرب به روایت مدرسه دوباتن، ترجمه میثم محمدامینی، تهران، کرگدن، ۱۳۹۹، ص ۱۰۴.
@HistoryandMemory
A Cultural History of Work in the Medieval Age, ed. Valerie L. Garver, A Cultural History of Work volume 2 (Bloomsbury Academic, November 2020)
https://www.bloomsbury.com/uk/cultural-history-of-work-in-the-medieval-age-9781474244923/
CONTENTS:
Introduction – Valerie L. Garver
The Economy of Work – James Davis
Picturing Work – Deirdre Jackson
Work and Workplaces - Marie D'Aguanno Ito
Workplace Cultures – Peter Stabel
Work, Skill, and Technology - Valerie L. Garver
Work and Mobility - Nicholas Dean Brodie
Work and Society – Holly J. Grieco
The Political Culture of Work – Robert Braid
Work and Leisure - Jeremy Goldberg and Emma Martin
#تاریخفرهنگیکار
@HistoryandMemory
https://www.bloomsbury.com/uk/cultural-history-of-work-in-the-medieval-age-9781474244923/
CONTENTS:
Introduction – Valerie L. Garver
The Economy of Work – James Davis
Picturing Work – Deirdre Jackson
Work and Workplaces - Marie D'Aguanno Ito
Workplace Cultures – Peter Stabel
Work, Skill, and Technology - Valerie L. Garver
Work and Mobility - Nicholas Dean Brodie
Work and Society – Holly J. Grieco
The Political Culture of Work – Robert Braid
Work and Leisure - Jeremy Goldberg and Emma Martin
#تاریخفرهنگیکار
@HistoryandMemory
Forwarded from کتابها و فعالیتهای سمت
📍مجموعۀ تاریخ اسلام جدید کمبریج که در سال 2010م و در شش جلد منتشر شد، تاریخ اسلام و جوامع اسلامی را از زمینههای آن در دورۀ باستان متاخر تا دوران معاصر در بر میگیرد. سرپرستان علمی و نویسندگان این مجموعه دانشمندان برجستۀ غربی و مسلمان هستند و میتوان آن را چکیدۀ جدیدترین مطالعات و پژوهشهای انجام شده در مطالعات تاریخ اسلام و جوامع اسلامی دانست. از این رو، این مجموعه نه تنها همچون آینهای برای آشنایی بهتر با مطالعات نوین در این قملور، بلکه همچنین به عنوان یک منبع معتبر دانشگاهی در زمینۀ تاریخ جوامع اسلامی اهمیت بسزایی دارد.
🔽 عنوان مجلدها و سرپرستان علمی این مجموعه چنین است:
1ـ پیدایش جهان اسلام از سده شش تا سده یازده میلادی(چِیس رابینسون)
2- جهان اسلام غربی از سده یازدهم تا سده هجدهم میلادی(ماریبل فییِرّو)
3- جهان اسلام شرقی از سده یازدهم تا سده هجدهم میلادی(دیوید مورگان و آنتونی رِید)
4- فرهنگ ها و جوامع اسلامی تا پایان سده هجدهم میلادی(رابرت اِروین)
5- جهان اسلام در دوران برتری غرب(فرانسیس رابینسون)
6ـ مسلمانان و فرهنگ و جامعه مدرن از 1800 (رابرت هفنر)
◻️ به کانال سازمان «سمت» بپیوندید👇
👉 @sazman_samt
🔽 عنوان مجلدها و سرپرستان علمی این مجموعه چنین است:
1ـ پیدایش جهان اسلام از سده شش تا سده یازده میلادی(چِیس رابینسون)
2- جهان اسلام غربی از سده یازدهم تا سده هجدهم میلادی(ماریبل فییِرّو)
3- جهان اسلام شرقی از سده یازدهم تا سده هجدهم میلادی(دیوید مورگان و آنتونی رِید)
4- فرهنگ ها و جوامع اسلامی تا پایان سده هجدهم میلادی(رابرت اِروین)
5- جهان اسلام در دوران برتری غرب(فرانسیس رابینسون)
6ـ مسلمانان و فرهنگ و جامعه مدرن از 1800 (رابرت هفنر)
◻️ به کانال سازمان «سمت» بپیوندید👇
👉 @sazman_samt
حال شاهرخ مسکوب ۲۹ سال پیش در چنین روز و شبی [۲۰ آبان ۱۳۷۱ش]
1992/ 11/ 11
«ساعت چهار صبح است. خوابم نمیبرد. خوشبختانه امروز تعطیل است و مجبور نیستم ساعت هشت و نیم صبح در مغازه را بازکنم. فعلاً میتوانم با خیال راحت بیدار باشم.
باران تندی میبارد. گاهی صدای چرخ ماشینهایی که در مونپارناس از روی آسفالت خیس میگذرند، میآید. دلم میخواست میزدم به خیابان و در دل تاریکی خلوت و سرد دم صبح شهر، کمی راه میرفتم. اما به عشق آبِ باران دل از نرمای گرم رختخواب کندن، آدم دریا دل میخواهد. ماژلان! من عطار را ترجیح میدهم که از همان پستوی دکان هفت شهر عشق را میگشت. هر چه باشد همکاریم و زبان همدیگر را بهتر میفهمیم.
مدتی باران و تاریکی را گوش کردم. چه لذتی دارد از فردای نیامده نترسیدن، گوش به باران دادن، چای درست کردن، پادشاه وقت خود بودن؛ همین طوری...».
¤ شاهرخ مسکوب، روزها در راه، پاریس، خاوران، ۱۳۷۹، صص ۵۲۹-۵۳۰.
@HistoryandMemory
1992/ 11/ 11
«ساعت چهار صبح است. خوابم نمیبرد. خوشبختانه امروز تعطیل است و مجبور نیستم ساعت هشت و نیم صبح در مغازه را بازکنم. فعلاً میتوانم با خیال راحت بیدار باشم.
باران تندی میبارد. گاهی صدای چرخ ماشینهایی که در مونپارناس از روی آسفالت خیس میگذرند، میآید. دلم میخواست میزدم به خیابان و در دل تاریکی خلوت و سرد دم صبح شهر، کمی راه میرفتم. اما به عشق آبِ باران دل از نرمای گرم رختخواب کندن، آدم دریا دل میخواهد. ماژلان! من عطار را ترجیح میدهم که از همان پستوی دکان هفت شهر عشق را میگشت. هر چه باشد همکاریم و زبان همدیگر را بهتر میفهمیم.
مدتی باران و تاریکی را گوش کردم. چه لذتی دارد از فردای نیامده نترسیدن، گوش به باران دادن، چای درست کردن، پادشاه وقت خود بودن؛ همین طوری...».
¤ شاهرخ مسکوب، روزها در راه، پاریس، خاوران، ۱۳۷۹، صص ۵۲۹-۵۳۰.
@HistoryandMemory
یادها و دیدارها (نشرنو، ۱۴۰۰) نه صرفاً دفتر خاطرات ایرج پارسینژاد، بلکه سندی است موثق که گوشههایی از خلقیات و منش و رفتار جماعتی از کوشندگان عرصهٔ ادبیات و فرهنگ و هنر ایران را در پنجاه سال اخیر آشکار میکند. خوانندهٔ کتاب با برخی از خصلتها و افکار و عقاید نامآوران زمانه چون بدیعالزمان فروزانفر، پرویز ناتل خانلری، عبدالحسین زرینکوب، عباس زریاب خویی، محمدجعفر محجوب، ایرج افشار، سیروس پرهام، داریوش شایگان، شاهرخ مسکوب، نجف دریابندری، نادر نادرپور، محمدرضا شفیعی کدکنی، محمدرضا شجریان، بهرام بیضایی، عباس کیارستمی و... آشنا میشود و نکتههای نخوانده و نشنیدهٔ بسیاری مییابد.
@HistoryandMemory
@HistoryandMemory
مي بنت عبدالله شحاتة، المغول في كتابات ابن تيمية: دراسة تاريخية، داراطوار، ۲۰۲۱م.
#تازهها
#مغول
#ابنتیمیه
@HistoryandMemory
#تازهها
#مغول
#ابنتیمیه
@HistoryandMemory
جانِ پاکِ من "رهی"، خورشیدِ عالمتاب بود رفتم و از ماتمِ خود، عالمی را سوختم
رهی معیری
۵۳ سال پیش در چنین روزی (۲۴ آبان ۱۳۴۷) رهی به کاروان رفتگان پیوست!
@HistoryandMemory
رهی معیری
۵۳ سال پیش در چنین روزی (۲۴ آبان ۱۳۴۷) رهی به کاروان رفتگان پیوست!
@HistoryandMemory
Forwarded from استاد غلامحسین بنان Ostad Banan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصنیفِ کاروان
گلهای رنگارنگ ۲۱۷ و ۲۱۷ب
با صدای #غلامحسین_بنان
آهنگ از #مرتضی_محجوبی
شعر از #رهی_معیری
منبع: کتاب #جویبار_نغمه
تصویر از مهرداد معصومزاده
این اثر به یاد #رضا_محجوبی برادر بزرگ
مرتضیمحجوبی ساخته شده و اولین بار
در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۳۸ از رادیو پخش
شده است.
#استاد_بنان گفتهاند: «کاروان را برای
بعد از مرگم خواندهام»
@OstadBanan
گلهای رنگارنگ ۲۱۷ و ۲۱۷ب
با صدای #غلامحسین_بنان
آهنگ از #مرتضی_محجوبی
شعر از #رهی_معیری
منبع: کتاب #جویبار_نغمه
تصویر از مهرداد معصومزاده
این اثر به یاد #رضا_محجوبی برادر بزرگ
مرتضیمحجوبی ساخته شده و اولین بار
در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۳۸ از رادیو پخش
شده است.
#استاد_بنان گفتهاند: «کاروان را برای
بعد از مرگم خواندهام»
@OstadBanan
«بعد از ظهر روزی در سال ۱۳۴۵ که برای دیداری به خانه کوچکش در خیابان آبان رفته بودم او را آزردهخاطر دیدم. گویا علت آن یادداشتی بود از جلال آلاحمد در نشریه انتقاد کتاب نیل با عنوان«بیژن و منیژه کنسرسیوم» در باره همکاری پورداوود در انتشار داستانی از شاهنامه فردوسی با هزینه شرکت نفت. پیرمرد دلشکسته شکایت میکرد:«...چه بیمزه! چه خنک! این بچه آخوند هی نوشته حضرت استادی، حضرت استادی! مگر من چه کردهام آقا؟ مگر استاد نباید زندگی کند؟» گویا آلاحمد از یاد برده بود که خود بابت تألیف «جزیره خارک: درّ یتیم خلیج فارس» با پادرمیانی ابراهیم گلستان پول کلانی از شرکت نفت گرفته بود.
من در دلجویی از او کمی از مقتضیات طبیعت آلاحمد و رفتار مشابهاش با خانلری و دیگران گفتم.
پورداوود در روز یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۴۷ در هشتاد و سهسالگی درگذشت و در محله سبزهمیدان رشت در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد».
¤ ایرج پارسینژاد، یادها و دیدارها، نشر نو، ۱۴۰۰، ص ۴۰.
@HistoryandMemory
من در دلجویی از او کمی از مقتضیات طبیعت آلاحمد و رفتار مشابهاش با خانلری و دیگران گفتم.
پورداوود در روز یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۴۷ در هشتاد و سهسالگی درگذشت و در محله سبزهمیدان رشت در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد».
¤ ایرج پارسینژاد، یادها و دیدارها، نشر نو، ۱۴۰۰، ص ۴۰.
@HistoryandMemory
به یاد شادروان استاد دکتر کسایی.pdf
437 KB
۲۱ سال پیش در چنین روزی (۲۸ آبان ۱۳۷۹) دکتر نورالله کسایی استاد برجستۀ تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران درگذشت. استاد کسایی متخصص تاریخ آموزش و نهاد مدرسه در تمدن اسلامی بود. مدارس نظاميه و تاثيرات علمی و اجتماعی آن (تالیف) و تاريخ دانشگاههای بزرگ اسلامی نگاشتۀ عبدالرحیم غنیمه (ترجمه) از مهمترین آثار او در این زمینه است. از ایشان خودزندگینامهای کوتاه در دست است که در مجله مقالات و بررسیها (دفتر ۶۸، زمستان ۱۳۷۹، صص۷-۲۲) منتشر شده است.
روانش مینوی و یادش گرامی!
@HistoryandMemory
روانش مینوی و یادش گرامی!
@HistoryandMemory
روانشاد استاد نورالله کسایی (۱۳۱۸-۱۳۷۹)
@HistoryandMemory
@HistoryandMemory
Forwarded from کتابها و فعالیتهای سمت
📚تاریخ بیزانس📚
🔽 کتاب حاضر برای دانشجویان رشته تاریخ در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به عنوان منبع اصلی درس «تاریخ بیزانس» به ارزش 2 واحد ترجمه شده است.
📍تاریخ بیزانس، حیات یکی از دیرپاترین نظامهای سیاسی، فرهنگی و تمدنی غرب را روایت میکند. حیات سیاسی و تمدنی بیزانس بیش از یک هزاره دوام یافت و هر کتابی که بخواهد گزارشی مورد قبول از آن به دست دهد، باید زمینه بحث را با بررسی نهادها و موضوعاتی آغاز کند که بستر ظهور این تمدن بود. ضمن اینکه نباید از سرنوشت این امپراتوری و طرقی غافل شد که به واسطه آنها تأثیر فرهنگ بیزانسی ادامه یافت. با در نظر گرفتن همه این مسائل، ساماندهی این کتاب و دایره شمول و کانون تمرکز آن به تأمل جدی نیاز داشته است. در نگارش این کتاب هم اختصار در نظر بوده است و هم جامعیت. یک روایت سیاسی سنتی ارائه شده است که مخاطب آن به طور خاص خوانندگانیاند که یا شناختی از بیزانس ندارند یا آن را کم میشناسند.
💳قیمت: ۷۲۰٬۰۰۰ ریال🍃
🌐سایت سمت: www.samt.ac.ir
🛍خرید از: http://samt.ac.ir/fa/book/6008
🔽 کتاب حاضر برای دانشجویان رشته تاریخ در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به عنوان منبع اصلی درس «تاریخ بیزانس» به ارزش 2 واحد ترجمه شده است.
📍تاریخ بیزانس، حیات یکی از دیرپاترین نظامهای سیاسی، فرهنگی و تمدنی غرب را روایت میکند. حیات سیاسی و تمدنی بیزانس بیش از یک هزاره دوام یافت و هر کتابی که بخواهد گزارشی مورد قبول از آن به دست دهد، باید زمینه بحث را با بررسی نهادها و موضوعاتی آغاز کند که بستر ظهور این تمدن بود. ضمن اینکه نباید از سرنوشت این امپراتوری و طرقی غافل شد که به واسطه آنها تأثیر فرهنگ بیزانسی ادامه یافت. با در نظر گرفتن همه این مسائل، ساماندهی این کتاب و دایره شمول و کانون تمرکز آن به تأمل جدی نیاز داشته است. در نگارش این کتاب هم اختصار در نظر بوده است و هم جامعیت. یک روایت سیاسی سنتی ارائه شده است که مخاطب آن به طور خاص خوانندگانیاند که یا شناختی از بیزانس ندارند یا آن را کم میشناسند.
💳قیمت: ۷۲۰٬۰۰۰ ریال🍃
🌐سایت سمت: www.samt.ac.ir
🛍خرید از: http://samt.ac.ir/fa/book/6008
👍1
مصائب خاطره نویسی واقعی و بی پرده در شرق (خاورمیانه)
"بی در کجا" زندگینامه خود نوشت ادوارد سعید است. وی دلیل نوشتن زندگینامه خود را در پیش گفتار کتاب، چنین عنوان میکند :چندین سال پیش، پزشکان تشخیص دادند دچار یک بیماری مهلک [سرطان خون] شدهام؛از این رو به نظرم رسید خوب است روایتی از زندگی خود در جهان عرب و ایالات متحده، به یادگار بگذارم.از جهان عرب که در آن به دنیا آمدهام و سالهای شکل گرفتن خود را در آن گذراندهام و ایالات متحده که در آن به مدرسه، کالج و دانشگاه رفتهام."
محمد قائد در بررسی خود از کتاب "شرق شناسی" ادوارد سعید، گریزی به بازتاب چاپ خاطرات وی در جهان عرب می زند و اینکه داوری عرب ها درباره کتاب وی چقدر شبیه داوری وی از آثار خاورشناسان است:
"انتشار این خاطرات سبب رنجش شدید دوستان، خویشان و همشهریانی شد که احساس کردند او از احوال و عاداتشان گزارش هایی جفاکارانه به دست اغیار داده است. در حالی که تحت درمانی طاقت فرسا قرار داشت. منتظر مرگ بود، در مقاله ای در هفته نامهٔ انگلیسی زبان الاهرام (مخاطرات انتشار خاطرات) نوشت "کتاب من عمداً غیرسیاسی است و پیامی در بر ندارد" و اینکه فقط یادهای کودکی اش را از حافظه روی کاغذ آورده است.
آن مقالهٔ دردآلود که نشان می دهد در تخت بیمارستان از همه سو زیر فشار انتقادهای تند بود نوشت "بر خلاف کسانی مانند جان استوارت میل و ژان ژاک روسو که در کتاب خاطرات خویش حرف دلشان را روی کاغذ می آورند"، در فرهنگ عرب فرد قرار نیست احساسات واقعی اش از زیستن را بازگو کند؛ خاطرات باید سیاسی،آموزشی یا مذهبی باشد و عرب وظیفهٔ خود می داند در خاطراتش جنبه های خودی امور را تقدیس کند-مدرسه مکانی مقدس برای کسب علم و پدر انسان والامقام بی نقصی است. "هر چه بیشتر گوش کردم و هرچه بیشتر اعتراض شنیدم بیشتر به این نتیجه رسیدم که سبب اعتراض ها این است که آنچه دربارهٔ ان ادمها نوشته ام به طرزی ناراحت کننده و بیش از آنچه تصور می کردم حقیقت دارد." به گفتهٔ سعید، مدرسه هایی که در آنها درس خواند اماکن مستعمراتي وحشتناکی بودند و پدرش، گرچه حسن نیت داشت، ادم عجیب و غریبی بود. معترضان می گفتند گذشته گذشته است و سرک کشیدن در احوال شخصیهٔ عمرو و زيد و کتاب درست کردن از رفتار رفتگان ضرورتی ندارد. چنین کاری اگر هم لازم باشد در صلاحیت خداوند است. در خاطراتش از کالج ویکتوریای قاهره (که در سال ۱۹۵۱ از آن اخراج شد) می نویسد: " موضوع اصلی، جنگ دائمی بین ما و معلم ها بود. ما بشدت ظالم بودیم. اما انها هم همین قدر ظالم بودند، سرکرده مدرسه پسری بود به نام میشل شلحوب که بعدها نام خویش را به عمر شریف تغییر داد و سعید دربارهٔ - یا علیه -- بازیگر نامدار هالیوود نوشته است: "ما بچه های کوچکتر را کتک می زد: " درباره جور استاد. "خدا می داند چند بار شلاق و سیلی و توسری خوردم ، معلم ریاضیاتی داشتیم به نام آقای هاینز که داده بود تخته پاک کنی برایش بسازند با یک تگه نمد روی دو سه سانت چوب. چیز گت و گنده ای بود و اگر کار بدی می کردیم یا درس بلد نبودیم با قسمت تخته ای توی مغزمان می کوفت. و مهر پدر، "هیکل من فکر و ذکر دائمی پدرم بود. می گفت: " صاف راه برو، شانه هایت را عقب بده و مادرم که هیکل خودش هم - مثل مادرش - تعریفی نداشت با حسرت و تأسف زیر لب می گفت: " قوزکردن خانوادهٔ بدر". منظور البته ریخت و هیکل اعضای فامیل پدرم بود."
محمد قائد، ظلم، جهل و برزخیان زمین، صص ۲۰۵-۲۰۷.
@HistoryandMemory
"بی در کجا" زندگینامه خود نوشت ادوارد سعید است. وی دلیل نوشتن زندگینامه خود را در پیش گفتار کتاب، چنین عنوان میکند :چندین سال پیش، پزشکان تشخیص دادند دچار یک بیماری مهلک [سرطان خون] شدهام؛از این رو به نظرم رسید خوب است روایتی از زندگی خود در جهان عرب و ایالات متحده، به یادگار بگذارم.از جهان عرب که در آن به دنیا آمدهام و سالهای شکل گرفتن خود را در آن گذراندهام و ایالات متحده که در آن به مدرسه، کالج و دانشگاه رفتهام."
محمد قائد در بررسی خود از کتاب "شرق شناسی" ادوارد سعید، گریزی به بازتاب چاپ خاطرات وی در جهان عرب می زند و اینکه داوری عرب ها درباره کتاب وی چقدر شبیه داوری وی از آثار خاورشناسان است:
"انتشار این خاطرات سبب رنجش شدید دوستان، خویشان و همشهریانی شد که احساس کردند او از احوال و عاداتشان گزارش هایی جفاکارانه به دست اغیار داده است. در حالی که تحت درمانی طاقت فرسا قرار داشت. منتظر مرگ بود، در مقاله ای در هفته نامهٔ انگلیسی زبان الاهرام (مخاطرات انتشار خاطرات) نوشت "کتاب من عمداً غیرسیاسی است و پیامی در بر ندارد" و اینکه فقط یادهای کودکی اش را از حافظه روی کاغذ آورده است.
آن مقالهٔ دردآلود که نشان می دهد در تخت بیمارستان از همه سو زیر فشار انتقادهای تند بود نوشت "بر خلاف کسانی مانند جان استوارت میل و ژان ژاک روسو که در کتاب خاطرات خویش حرف دلشان را روی کاغذ می آورند"، در فرهنگ عرب فرد قرار نیست احساسات واقعی اش از زیستن را بازگو کند؛ خاطرات باید سیاسی،آموزشی یا مذهبی باشد و عرب وظیفهٔ خود می داند در خاطراتش جنبه های خودی امور را تقدیس کند-مدرسه مکانی مقدس برای کسب علم و پدر انسان والامقام بی نقصی است. "هر چه بیشتر گوش کردم و هرچه بیشتر اعتراض شنیدم بیشتر به این نتیجه رسیدم که سبب اعتراض ها این است که آنچه دربارهٔ ان ادمها نوشته ام به طرزی ناراحت کننده و بیش از آنچه تصور می کردم حقیقت دارد." به گفتهٔ سعید، مدرسه هایی که در آنها درس خواند اماکن مستعمراتي وحشتناکی بودند و پدرش، گرچه حسن نیت داشت، ادم عجیب و غریبی بود. معترضان می گفتند گذشته گذشته است و سرک کشیدن در احوال شخصیهٔ عمرو و زيد و کتاب درست کردن از رفتار رفتگان ضرورتی ندارد. چنین کاری اگر هم لازم باشد در صلاحیت خداوند است. در خاطراتش از کالج ویکتوریای قاهره (که در سال ۱۹۵۱ از آن اخراج شد) می نویسد: " موضوع اصلی، جنگ دائمی بین ما و معلم ها بود. ما بشدت ظالم بودیم. اما انها هم همین قدر ظالم بودند، سرکرده مدرسه پسری بود به نام میشل شلحوب که بعدها نام خویش را به عمر شریف تغییر داد و سعید دربارهٔ - یا علیه -- بازیگر نامدار هالیوود نوشته است: "ما بچه های کوچکتر را کتک می زد: " درباره جور استاد. "خدا می داند چند بار شلاق و سیلی و توسری خوردم ، معلم ریاضیاتی داشتیم به نام آقای هاینز که داده بود تخته پاک کنی برایش بسازند با یک تگه نمد روی دو سه سانت چوب. چیز گت و گنده ای بود و اگر کار بدی می کردیم یا درس بلد نبودیم با قسمت تخته ای توی مغزمان می کوفت. و مهر پدر، "هیکل من فکر و ذکر دائمی پدرم بود. می گفت: " صاف راه برو، شانه هایت را عقب بده و مادرم که هیکل خودش هم - مثل مادرش - تعریفی نداشت با حسرت و تأسف زیر لب می گفت: " قوزکردن خانوادهٔ بدر". منظور البته ریخت و هیکل اعضای فامیل پدرم بود."
محمد قائد، ظلم، جهل و برزخیان زمین، صص ۲۰۵-۲۰۷.
@HistoryandMemory
✍ مهدی سردانی
اسلام شناس شهیر آلمانی یوزف فان اس در بیستم نوامبر ۲۰۲۱ / ۲۹ آبان ۱۴۰۰ درگذشت.
این و آن: ملاحظاتی در باب متون ملل و نحل اسلامی
Josef, Van Ess, Der Eine und Das Andere: Beobachtungen an islamischen häresiographischen Texten, Tübingen: De Gruyter, 2011.
یوزف فان اس شاید در میان اسلام شناسان غربی تنها کسی است که به اسلام نگاه سنی و شیعه ندارد و با یک نگاه غیررایج به مطالعه اسلام پرداخت و در جوامع اسلامی، به ویژه ایران، با کتاب کلام و جامعه که تاکنون یک جلد آن به فارسی منتشر شده شناخته شده است. اما کتاب شاید مهمتر و تأثیرگذارتر او این و آن است. انتخاب این عنوان از سوی مؤلف هوشمندانه است. او این و آن را در مقابل این یا آن استفاده کرده است. فان اس معتقد بود که پیدایش و رشد گسترده رشتۀ مِلَل و نِحَل درفرهنگ اسلامی در واقع بازتابی است از این تعبیر این و آن. او میگوید مِلَل و نِحَل را نباید معادل هرزیوگرافی (Häresiographie) یعنی بدعت در الهیات کلام مسیحی دانست. هِرِزی (Häresie) یا «هرطِقه» از ریشه یونانی در مسیحیت سرشت دیگری دارد و هرگز به یک شاخه علمی و ادبی تبدیل نشد. آثاری که آباء کلیسا در آغاز تحت عنوان هرزیوگرافی بهوجود آوردند همه در چارچوب مسیحیت و با هدف مرزبندی با غیرمسیحیت بود. هرزیوگرافی مصطلح در اروپا خاص مسیحیت است و یهودیان در این شاخه اصلا کاری نکردهاند؛ چون یهودیت سیر تاریخی دیگری داشته و به ارتودوکسی نیانجامیده است. بنابراین هرزیوگرافی در واقع به معنی «بدعت نگاری» است. فان اس میگوید این تفاوت اساسی میان بدعت نگاری و نگارش کتابهایی با عنوان ملل و نحل را مرهون متکلمان اسلامی هستیم. این خدمت متکلمان مسلمان از چشم خیلیها دور مانده است. علمای مسلمان از سر کنجکاوی و فهمیدن این که در جاهای دیگر چه می گذرد و دیگران چه میاندیشند، دست به قلم بردهاند و اکتفا هم به گرایشهای درون مکتبی نکردهاند، بلکه دامنۀ جستجوی خود را چنان گسترش دادهاند که حتی از دایرۀ مذاهب هم بیرون رفته و وارد رشتههای فلسفه، طب، داروسازی و غیرآن شدهاند. این گسترش قلمرو مطالعه کاری است که خاص مسلمانان است و فان اس به این ویژگی به عنوان ویژگی بسیار برجسته از اول تا آخر کتاب می پردازد.
این و آن سه بخش دارد. بخش اول به طرح مسئله و بحث پیرامون روایات گوناگون حدیث مشهور و منسوب به پیامبر یعنی حدیث فرقۀ ناجیه اختصاص یافته است؛ به این مضمون که امتم پس از من هفتاد و دو یا در جایی هفتاد و سه ملت یا فرقه میشوند و فقط یکی از آنان اهل نجات خواهد بود. در بخش دوم با حدود 1100صفحه، مفصلترین بخش کتاب، مؤلف به ترتیب تاریخی و تقسیم جغرافیائی به معرفی نویسندگان کتابهای مِلَل و نِحَل و زندگی نامه و آثار علمای مسلمان میپردازد. بخش سوم، حدود 170 صفحه، به مباحثی چون هرزیوگرافی در جهان اسلام، قضیه مِحنة (تفتیش عقیده علمای مسلمان در باب خلق یا قدم قرآن که در ادامه به آن خواهم پرداخت)، شکلهای متنوع آثار کلامی نظیر مقالات، عقاید و اصول دین، اقسام الایمان و همچنین تعریف مفاهیم و اصطلاحاتی چون دین، مذهب، فئه، ملّة، فرقه، و تحولات تاریخی و زبانشناختی آنها اختصاص دارد.
این نکته گفتنی است که این کتاب به عنوان پیوست مجلۀ دِر اسلام (Der Islam) چاپ شد. منتقدانی در نقد این کتاب نوشتهاند که تنها به اعتبار آقای فان اس میتوان کتابی با این حجم را به عنوان پیوست یک مجله چاپ کرد. من در این جا هر بخش را به طور خلاصه معرفی میکنم.
ادامه در
https://atharebartar.com/?p=17498
@HistoryandMemory
اسلام شناس شهیر آلمانی یوزف فان اس در بیستم نوامبر ۲۰۲۱ / ۲۹ آبان ۱۴۰۰ درگذشت.
این و آن: ملاحظاتی در باب متون ملل و نحل اسلامی
Josef, Van Ess, Der Eine und Das Andere: Beobachtungen an islamischen häresiographischen Texten, Tübingen: De Gruyter, 2011.
یوزف فان اس شاید در میان اسلام شناسان غربی تنها کسی است که به اسلام نگاه سنی و شیعه ندارد و با یک نگاه غیررایج به مطالعه اسلام پرداخت و در جوامع اسلامی، به ویژه ایران، با کتاب کلام و جامعه که تاکنون یک جلد آن به فارسی منتشر شده شناخته شده است. اما کتاب شاید مهمتر و تأثیرگذارتر او این و آن است. انتخاب این عنوان از سوی مؤلف هوشمندانه است. او این و آن را در مقابل این یا آن استفاده کرده است. فان اس معتقد بود که پیدایش و رشد گسترده رشتۀ مِلَل و نِحَل درفرهنگ اسلامی در واقع بازتابی است از این تعبیر این و آن. او میگوید مِلَل و نِحَل را نباید معادل هرزیوگرافی (Häresiographie) یعنی بدعت در الهیات کلام مسیحی دانست. هِرِزی (Häresie) یا «هرطِقه» از ریشه یونانی در مسیحیت سرشت دیگری دارد و هرگز به یک شاخه علمی و ادبی تبدیل نشد. آثاری که آباء کلیسا در آغاز تحت عنوان هرزیوگرافی بهوجود آوردند همه در چارچوب مسیحیت و با هدف مرزبندی با غیرمسیحیت بود. هرزیوگرافی مصطلح در اروپا خاص مسیحیت است و یهودیان در این شاخه اصلا کاری نکردهاند؛ چون یهودیت سیر تاریخی دیگری داشته و به ارتودوکسی نیانجامیده است. بنابراین هرزیوگرافی در واقع به معنی «بدعت نگاری» است. فان اس میگوید این تفاوت اساسی میان بدعت نگاری و نگارش کتابهایی با عنوان ملل و نحل را مرهون متکلمان اسلامی هستیم. این خدمت متکلمان مسلمان از چشم خیلیها دور مانده است. علمای مسلمان از سر کنجکاوی و فهمیدن این که در جاهای دیگر چه می گذرد و دیگران چه میاندیشند، دست به قلم بردهاند و اکتفا هم به گرایشهای درون مکتبی نکردهاند، بلکه دامنۀ جستجوی خود را چنان گسترش دادهاند که حتی از دایرۀ مذاهب هم بیرون رفته و وارد رشتههای فلسفه، طب، داروسازی و غیرآن شدهاند. این گسترش قلمرو مطالعه کاری است که خاص مسلمانان است و فان اس به این ویژگی به عنوان ویژگی بسیار برجسته از اول تا آخر کتاب می پردازد.
این و آن سه بخش دارد. بخش اول به طرح مسئله و بحث پیرامون روایات گوناگون حدیث مشهور و منسوب به پیامبر یعنی حدیث فرقۀ ناجیه اختصاص یافته است؛ به این مضمون که امتم پس از من هفتاد و دو یا در جایی هفتاد و سه ملت یا فرقه میشوند و فقط یکی از آنان اهل نجات خواهد بود. در بخش دوم با حدود 1100صفحه، مفصلترین بخش کتاب، مؤلف به ترتیب تاریخی و تقسیم جغرافیائی به معرفی نویسندگان کتابهای مِلَل و نِحَل و زندگی نامه و آثار علمای مسلمان میپردازد. بخش سوم، حدود 170 صفحه، به مباحثی چون هرزیوگرافی در جهان اسلام، قضیه مِحنة (تفتیش عقیده علمای مسلمان در باب خلق یا قدم قرآن که در ادامه به آن خواهم پرداخت)، شکلهای متنوع آثار کلامی نظیر مقالات، عقاید و اصول دین، اقسام الایمان و همچنین تعریف مفاهیم و اصطلاحاتی چون دین، مذهب، فئه، ملّة، فرقه، و تحولات تاریخی و زبانشناختی آنها اختصاص دارد.
این نکته گفتنی است که این کتاب به عنوان پیوست مجلۀ دِر اسلام (Der Islam) چاپ شد. منتقدانی در نقد این کتاب نوشتهاند که تنها به اعتبار آقای فان اس میتوان کتابی با این حجم را به عنوان پیوست یک مجله چاپ کرد. من در این جا هر بخش را به طور خلاصه معرفی میکنم.
ادامه در
https://atharebartar.com/?p=17498
@HistoryandMemory
آثار برتر
این و آن: ملاحظاتی در باب متون ملل و نحل اسلامی - آثار برتر
انتخاب این عنوان هوشمندانه است. این و آن در مقابل این یا آن استفاده شده است. فان اس پیدایش و رشد گسترده مِلَل و نِحَل نویسی درفرهنگ اسلامی را بازتابی از تعبیر این و آن میداند.
«روزه قرضى
شنبه هفتم- ديشب شب يلدا و امروز اول جدى است. سرما خشكه زيادى است، اما برف نمىآيد. من باز سرما خوردهام و ديشب تب كردم و تا صبح تب باقى بود، به علاوه يک پيچش و اسهال كوچكى. روح من هم كه خسته است. هزار كار دارم اما از اطاق بيرون نمىروم. عباس هم متصل از داشى استفسار مىكند كجا رفته، با كى رفته، چه و چه. نزهت هم يک ماه است روزه گرفته باز مىگويد دارم. چون درميان جماعت نسوان ما معروف است هر دخترى با داشتن روزه قرض خانه شوهر برود آن شوهر مقروض مىشود. حالا نزهت به خيال و گمان آنكه بهار عقد و عروسى مىشود زور آورده به گرفتن روزههاى قرضى خود. ملكه هم به تبعيت او مشغول است».
روزنامه خاطرات عين السلطنة، ج۷، ص ۴۹۵۴.
@HistoryandMemory
شنبه هفتم- ديشب شب يلدا و امروز اول جدى است. سرما خشكه زيادى است، اما برف نمىآيد. من باز سرما خوردهام و ديشب تب كردم و تا صبح تب باقى بود، به علاوه يک پيچش و اسهال كوچكى. روح من هم كه خسته است. هزار كار دارم اما از اطاق بيرون نمىروم. عباس هم متصل از داشى استفسار مىكند كجا رفته، با كى رفته، چه و چه. نزهت هم يک ماه است روزه گرفته باز مىگويد دارم. چون درميان جماعت نسوان ما معروف است هر دخترى با داشتن روزه قرض خانه شوهر برود آن شوهر مقروض مىشود. حالا نزهت به خيال و گمان آنكه بهار عقد و عروسى مىشود زور آورده به گرفتن روزههاى قرضى خود. ملكه هم به تبعيت او مشغول است».
روزنامه خاطرات عين السلطنة، ج۷، ص ۴۹۵۴.
@HistoryandMemory