Forwarded from زندگی روزانه (E. M.)
منابع ادبی و تاریخ اجتماعیِ عشق
... اصولاً هم در مطالعهی تاریخ اجتماعیِ مقولهای مثل عشق، منابع ادبی هستند که راهگشایند و سایر منابع، اعم از منابع تاریخی، تقریباً در این مقوله چندان کارایی ندارند. دستکم میتوان مدعی شد که مطالعه در تاریخ اجتماعی احساسات و عواطف و بهویژه مطالعه در تاریخ اجتماعی عشق، بدون مراجعه به منابع ادبی ممکن نیست. بهخصوص راهبردن به جزئیات و ظرایف امر عاشقانه و رویدادهای عشقی بهجز از طریق منابع ادبی امکانپذیر نیست و چنین دادههایی در گونههای دیگر منابع بهندرت یافت میشوند یا هرگز یافت نمیشوند. مثلاً یکی از فصول و موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی عشق، بررسی چگونگی انتقال پیامهای عاشقانه میان طالب و مطلوب است که در زمینهی فرهنگ اسلامی، کار بسیار دشواری بوده و در میان اقوام مختلف در سرزمینهای مختلف، روشهای ابتکاری بسیاری برای انتقال این دست پیامها ابداع میشدهاست. بهدستآوردن و گردآوری اطلاعات کافی برای چنین موضوع پیچیدهای با جستوجو در منابع تاریخی چندان به جایی نخواهد رسید. این نوع مطالب اغلب در منابع ادبی یافتشدنیاند و مراجعه به اشعار و شرح اشعار و فرهنگهای تفصیلی لغات است که میتواند پارهای اطلاعات قابلاستفاده در این باره در اختیار مورخ اجتماعی عشق قرار دهد. آنندرام مخلص لاهوری (ص 397)، در قرن دوازدهم هجری، در شرح احوال بَیا، که ظاهراً نوعی پرنده است، بر اساس دیدههای خود آورده که این جانور، شبها کرم شبتابی را میآورَد و با پارهگلی در آشیانهی خود میچسبانَد و با آن لانهاش را روشن میکند. بهگزارش آنندرام، بعضی از جوانان رندمشرب، این پرندهی باهوش را تربیت میکردند و وقتی در کوی و بزرن زن صاحبجمالی عبور میکرد، پرنده را پرواز میدادند تا برود و «تیکیِ» روی پیشانی زن را بردارد و با خود بیاورد یا بر لبهای زن نوکی بزند و بهاینترتیب، به او پیغام بوسه میفرستادند.
#تاریخ_اجتماعی #تاریخ_اجتماعی_عشق
#تاریخ_اجتماعی_عواطف
برای تفصیل نک.فصل ادبیات و تاریخ اجتماعی، در کفش سرخ خلیفه، ابراهیم موسیپور بشلی | ایران کتاب
https://www.iranketab.ir/book/120105-caliph-s-red-shoes
... اصولاً هم در مطالعهی تاریخ اجتماعیِ مقولهای مثل عشق، منابع ادبی هستند که راهگشایند و سایر منابع، اعم از منابع تاریخی، تقریباً در این مقوله چندان کارایی ندارند. دستکم میتوان مدعی شد که مطالعه در تاریخ اجتماعی احساسات و عواطف و بهویژه مطالعه در تاریخ اجتماعی عشق، بدون مراجعه به منابع ادبی ممکن نیست. بهخصوص راهبردن به جزئیات و ظرایف امر عاشقانه و رویدادهای عشقی بهجز از طریق منابع ادبی امکانپذیر نیست و چنین دادههایی در گونههای دیگر منابع بهندرت یافت میشوند یا هرگز یافت نمیشوند. مثلاً یکی از فصول و موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی عشق، بررسی چگونگی انتقال پیامهای عاشقانه میان طالب و مطلوب است که در زمینهی فرهنگ اسلامی، کار بسیار دشواری بوده و در میان اقوام مختلف در سرزمینهای مختلف، روشهای ابتکاری بسیاری برای انتقال این دست پیامها ابداع میشدهاست. بهدستآوردن و گردآوری اطلاعات کافی برای چنین موضوع پیچیدهای با جستوجو در منابع تاریخی چندان به جایی نخواهد رسید. این نوع مطالب اغلب در منابع ادبی یافتشدنیاند و مراجعه به اشعار و شرح اشعار و فرهنگهای تفصیلی لغات است که میتواند پارهای اطلاعات قابلاستفاده در این باره در اختیار مورخ اجتماعی عشق قرار دهد. آنندرام مخلص لاهوری (ص 397)، در قرن دوازدهم هجری، در شرح احوال بَیا، که ظاهراً نوعی پرنده است، بر اساس دیدههای خود آورده که این جانور، شبها کرم شبتابی را میآورَد و با پارهگلی در آشیانهی خود میچسبانَد و با آن لانهاش را روشن میکند. بهگزارش آنندرام، بعضی از جوانان رندمشرب، این پرندهی باهوش را تربیت میکردند و وقتی در کوی و بزرن زن صاحبجمالی عبور میکرد، پرنده را پرواز میدادند تا برود و «تیکیِ» روی پیشانی زن را بردارد و با خود بیاورد یا بر لبهای زن نوکی بزند و بهاینترتیب، به او پیغام بوسه میفرستادند.
#تاریخ_اجتماعی #تاریخ_اجتماعی_عشق
#تاریخ_اجتماعی_عواطف
برای تفصیل نک.فصل ادبیات و تاریخ اجتماعی، در کفش سرخ خلیفه، ابراهیم موسیپور بشلی | ایران کتاب
https://www.iranketab.ir/book/120105-caliph-s-red-shoes
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب
کتاب کفش سرخ خلیفه اثر ابراهیم موسی پور بشلی | ایران کتاب
خرید کتاب کفش سرخ خلیفه نویسنده ابراهیم موسی پور بشلی انتشارات نگارستان اندیشه
👍1
@MousighiGolha
Reng-E Parichehr & Parizâd (Esfahan)
🎼 رِنگ پريچهر و پريزاد از ساختههای درویشخان
🍂 امروز سالروز درگذشت درویشخان است (دوم آذر ۱۳۰۵).
📚 برای شناخت زندگی و جایگاه درویشخان در موسیقی ایرانی نک.: «درویشخان، غلامحسین» در دجا، نوشتهٔ سیدعلیرضا میرعلینقی؛ و «درویش، غلامحسین»، در دبا، نوشتهٔ فرشاد توکلی.
▫️تنظیم: روحالله خالقی ↑
▪️تنظیم: مزدا انصاری ↓
@HistoryandMemory
این دو قطعه را از اینجا برداشتهام↓
@nasimvesalyazd
🍂 امروز سالروز درگذشت درویشخان است (دوم آذر ۱۳۰۵).
📚 برای شناخت زندگی و جایگاه درویشخان در موسیقی ایرانی نک.: «درویشخان، غلامحسین» در دجا، نوشتهٔ سیدعلیرضا میرعلینقی؛ و «درویش، غلامحسین»، در دبا، نوشتهٔ فرشاد توکلی.
▫️تنظیم: روحالله خالقی ↑
▪️تنظیم: مزدا انصاری ↓
@HistoryandMemory
این دو قطعه را از اینجا برداشتهام↓
@nasimvesalyazd
❤1
🍂 سالروز درگذشت حسین پژمان بختیاری
▪️«پنجه قهر اجل در آذرماه امسال [۱۳۵۳] گریبان جان یکی از پاکیزهدلان وارسته و نازکطبعان پیخجسته را گرفت و با خود بجهان دیگر برد و شیفتگان غزلهای شورانگیز و دلاویز و فریفتگان سخنان طربخيز و سحرآمیز را از لذت شنیدن و حظ خواندن شعرهای شاعری توانا و ادیبی دانا محروم ساخت. استاد حسین پژمان بختیاری بساعت شش بعد از ظهر شنبه دوم آذرماه ۱۳۵۳ شمسی مطابق با ۸ ذیعقده الحرام ۱۳۹۴ قمری و ۲۳ نوامبر ۱۸۷۴ میلادی، پس از ماهی چند بیماری که الیف بستر مرگخیز و باچنگال فشارنده سرطان در جنگ و ستیز بود، جان بجانآفرین تسلیم داشت».
📚 نصرت الله کاسمی، «وفیات معاصران (درگذشت شاعری آزاده استاد حسین پژمان بختیاری (۱۲۹۷-۱۳۵۳))»، گوهر آذر، شماره ۲۱، ۱۳۵۳، ص ۸۵۳.
•••
▫️«پژمان بختیاری، حسین ، شاعر، محقق و مترجم معاصر. در ۱۲۷۹ ش در تهران به دنیا آمد. پدرش علیمرادخان میرپنج بختیاری از خانان مشهور بختیاری و مادرش عالمتاج قائممقامی متخلص به ژاله ( رجوع کنید به ژاله قائممقامی * )، شاعر و از خاندان میرزا ابوالقاسم قائممقام فراهانی (مقتول ۱۲۵۱) بود (پژمان بختیاری، ۱۳۴۹ ش، ص د، ه ؛همو، ۱۳۶۸ ش، پیشگفتار، ص چهل و هشت ـ چهل ونه؛ صبور، ص ۱۱۴). پژمان، دوره کودکی را بهسبب جدایی پدر و مادرش بسختی گذراند. روش سختگیرانه پدرش در تعلیم و تربیت ــ که پژمان از آن با عنوان «تازیانه تعلیم» یاد کرده است ــ خاطرهای ناخوشایند برایش به جا گذاشت. در هرحال، او در خردسالی بر خواندن قرآن و کتابهای ساده فارسی، و نوشتن توانایی یافت (پژمان بختیاری، ۱۳۴۹ ش، ص و؛ همو ۱۳۶۸ ش، پیشگفتار، ص پنجاه). وی در همان سالها پدرش را از دست داد و سرپرستی او به جعفر قلیخان سردار اسعد بختیاری (متوفی ۱۳۱۳) واگذار شد (همو، ۱۳۶۸ ش، پیشگفتار ص هفتاد و سه، هفتاد و چهار).در نوجوانی، سرودن شعر را آغاز کرد. ابتدا اشعارش با تخلّص «سرمست» در روزنامهها به چاپ میرسید، اما بعدها تخلّص «پژمان» را برگزید (همان، پیشگفتار، ص چهل و چهار، هفتاد و پنج). او در مدرسة سنلوئی تهران به تحصیل پرداخت و به زبان فرانسه تسلط یافت. وی در آنجا همکلاس نیمایوشیج (متوفی ۱۳۳۸ ش) و شاگرد نظام وفا (متوفی ۱۳۴۳ ش) بود (همو، ۱۳۴۹، ص یز؛ محمدی، ج۲، ص ۳۸۴؛ مشیری، ص۱۲۴، ۱۲۷). پس از فارغالتحصیلی، در وزارت پست و تلگراف و تلفن استخدام شد و در همان دوران از محضر بدیعالزمان فروزانفر (متوفی ۱۳۴۹ ش) نیز بهرهمند گردید. سپس به انجمن ادبی حکیم نظامی، به مدیریت وحید دستگردی (متوفی ۱۳۲۱ ش)، راه یافت و تجربههایی اندوخت (حقیقت، ذیل مادّه). وی با شاعران و ادیبانی چون ایرجمیرزا، ملکالشعرای بهار، مهدی سهیلی، احمد بهمنیار و حبیب یغمایی دوستی و مصاحبت داشت (پژمان بختیاری، ۱۳۴۹ ش، ص ، یط؛ همو، ۱۳۶۸ ش، مقدمة باستانی پاریزی، ص سی ـ سی و یک). پژمان مدتی کارشناس برنامههای شعر رادیو، و نیز عضو شورای شعر و ترانه رادیو بود (نادرپور، ص ۱۱۱).»
📚 بخشی از مدخل «پژمان بختیاری، حسین»، در دجا، نوشتهٔ صفورا هوشیار؛ در این مدخل تاریخ وفات پژمان ۲۹ تیر ۱۳۵۳ ثبت شده که نادرست است.
@HistoryandMemory
▪️«پنجه قهر اجل در آذرماه امسال [۱۳۵۳] گریبان جان یکی از پاکیزهدلان وارسته و نازکطبعان پیخجسته را گرفت و با خود بجهان دیگر برد و شیفتگان غزلهای شورانگیز و دلاویز و فریفتگان سخنان طربخيز و سحرآمیز را از لذت شنیدن و حظ خواندن شعرهای شاعری توانا و ادیبی دانا محروم ساخت. استاد حسین پژمان بختیاری بساعت شش بعد از ظهر شنبه دوم آذرماه ۱۳۵۳ شمسی مطابق با ۸ ذیعقده الحرام ۱۳۹۴ قمری و ۲۳ نوامبر ۱۸۷۴ میلادی، پس از ماهی چند بیماری که الیف بستر مرگخیز و باچنگال فشارنده سرطان در جنگ و ستیز بود، جان بجانآفرین تسلیم داشت».
📚 نصرت الله کاسمی، «وفیات معاصران (درگذشت شاعری آزاده استاد حسین پژمان بختیاری (۱۲۹۷-۱۳۵۳))»، گوهر آذر، شماره ۲۱، ۱۳۵۳، ص ۸۵۳.
•••
▫️«پژمان بختیاری، حسین ، شاعر، محقق و مترجم معاصر. در ۱۲۷۹ ش در تهران به دنیا آمد. پدرش علیمرادخان میرپنج بختیاری از خانان مشهور بختیاری و مادرش عالمتاج قائممقامی متخلص به ژاله ( رجوع کنید به ژاله قائممقامی * )، شاعر و از خاندان میرزا ابوالقاسم قائممقام فراهانی (مقتول ۱۲۵۱) بود (پژمان بختیاری، ۱۳۴۹ ش، ص د، ه ؛همو، ۱۳۶۸ ش، پیشگفتار، ص چهل و هشت ـ چهل ونه؛ صبور، ص ۱۱۴). پژمان، دوره کودکی را بهسبب جدایی پدر و مادرش بسختی گذراند. روش سختگیرانه پدرش در تعلیم و تربیت ــ که پژمان از آن با عنوان «تازیانه تعلیم» یاد کرده است ــ خاطرهای ناخوشایند برایش به جا گذاشت. در هرحال، او در خردسالی بر خواندن قرآن و کتابهای ساده فارسی، و نوشتن توانایی یافت (پژمان بختیاری، ۱۳۴۹ ش، ص و؛ همو ۱۳۶۸ ش، پیشگفتار، ص پنجاه). وی در همان سالها پدرش را از دست داد و سرپرستی او به جعفر قلیخان سردار اسعد بختیاری (متوفی ۱۳۱۳) واگذار شد (همو، ۱۳۶۸ ش، پیشگفتار ص هفتاد و سه، هفتاد و چهار).در نوجوانی، سرودن شعر را آغاز کرد. ابتدا اشعارش با تخلّص «سرمست» در روزنامهها به چاپ میرسید، اما بعدها تخلّص «پژمان» را برگزید (همان، پیشگفتار، ص چهل و چهار، هفتاد و پنج). او در مدرسة سنلوئی تهران به تحصیل پرداخت و به زبان فرانسه تسلط یافت. وی در آنجا همکلاس نیمایوشیج (متوفی ۱۳۳۸ ش) و شاگرد نظام وفا (متوفی ۱۳۴۳ ش) بود (همو، ۱۳۴۹، ص یز؛ محمدی، ج۲، ص ۳۸۴؛ مشیری، ص۱۲۴، ۱۲۷). پس از فارغالتحصیلی، در وزارت پست و تلگراف و تلفن استخدام شد و در همان دوران از محضر بدیعالزمان فروزانفر (متوفی ۱۳۴۹ ش) نیز بهرهمند گردید. سپس به انجمن ادبی حکیم نظامی، به مدیریت وحید دستگردی (متوفی ۱۳۲۱ ش)، راه یافت و تجربههایی اندوخت (حقیقت، ذیل مادّه). وی با شاعران و ادیبانی چون ایرجمیرزا، ملکالشعرای بهار، مهدی سهیلی، احمد بهمنیار و حبیب یغمایی دوستی و مصاحبت داشت (پژمان بختیاری، ۱۳۴۹ ش، ص ، یط؛ همو، ۱۳۶۸ ش، مقدمة باستانی پاریزی، ص سی ـ سی و یک). پژمان مدتی کارشناس برنامههای شعر رادیو، و نیز عضو شورای شعر و ترانه رادیو بود (نادرپور، ص ۱۱۱).»
📚 بخشی از مدخل «پژمان بختیاری، حسین»، در دجا، نوشتهٔ صفورا هوشیار؛ در این مدخل تاریخ وفات پژمان ۲۹ تیر ۱۳۵۳ ثبت شده که نادرست است.
@HistoryandMemory
👍1
▪️ امروز، ۴ آذر، طبق عادت دنبال وفیات عیان و بزرگان بودم که دیدم بیستونهمین سالروز درگذشت علیاکبر سعیدی سیرجانی است (در شناسه مدخل «سعیدی سیرجانی» در ویکیپدیا ۶ آذر نوشته شده، اما در متن مقاله و جاهای دیگر ۴ آذر/ ۲۵ نوامبر).
برای آنکه شرححالی از او در اینجا بیاورم، باز طبق عادت رفتم سراغ دانشنامه جهان اسلام، امّا در جلد بیستوسوم (سپهسالار، میرزا حسین خان - سکوتوره) اثری از مدخلی که قاعدتاً باید به نام او نگاشته میشد، نیافتم.
شاید بگویید در دانشنامهای که بنیانگذار آن مقام معظم رهبری است نباید هم به مخالفان نظام مدخل/ مقالهای اختصاص داده شود، امّا سنت این دانشنامه این نیست و بسیاری از دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی در اینجا صاحب مدخلاند؛ از جمله «بختیار، شاپور»، همچنین «تفضلی، احمد».
درباره مرگ آنها هم این چنین نوشتهاند:
«بختیار در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ در پاریس به قتل رسید»؛
«تفضّلی در ۲۴ دی ۱۳۷۵ به ناگاه درگذشت».
@HistoryandMemory
برای آنکه شرححالی از او در اینجا بیاورم، باز طبق عادت رفتم سراغ دانشنامه جهان اسلام، امّا در جلد بیستوسوم (سپهسالار، میرزا حسین خان - سکوتوره) اثری از مدخلی که قاعدتاً باید به نام او نگاشته میشد، نیافتم.
شاید بگویید در دانشنامهای که بنیانگذار آن مقام معظم رهبری است نباید هم به مخالفان نظام مدخل/ مقالهای اختصاص داده شود، امّا سنت این دانشنامه این نیست و بسیاری از دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی در اینجا صاحب مدخلاند؛ از جمله «بختیار، شاپور»، همچنین «تفضلی، احمد».
درباره مرگ آنها هم این چنین نوشتهاند:
«بختیار در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ در پاریس به قتل رسید»؛
«تفضّلی در ۲۴ دی ۱۳۷۵ به ناگاه درگذشت».
@HistoryandMemory
👍1
▪️خودکشی با تریاک
▫️«انتحار یک زن
یزد – از قرار مذکور یک زنی بواسطهٔ بیعدالتی شوهرش نسبت باو و تمایل شوهرش بزن دیگر خود را با تریاک مسموم نموده است».
📚 روزنامه طوفان. شماره ۴۹. سال دوم. پنجشنبه ۱۹ رجبالمجرب ۱۳۴۱ مطابق با ۱۷ حوت ۱۳۰۱.
@Shsyari
▫️«انتحار یک زن
دیروز زن علی نام خشتمال به واسطۀ منازعه که با اهل خانه کرده بود مقداری تریاک خورده حالتش منقلب گردیده نزدیک به هلاکت بود». (گزارشهای نظمیه از محلات تهران. ۱۳۷۷: ۴۱۸)
📚 گزارشهای نظمیه از محلات تهران: راپورت وقایع مختلفه محلات دارالخلافه (۱۳۰۵-۱۳۰۳ هجری قمری). ۱۳۷۷. به کوشش انسیه شیخرضایی و شهلا آذری. تهران: سازمان اسناد ملی ایران.
@Shsyari
▫️«حکایت
شخصی در قم افیون خورد برای کشتن خود و مقداری او را سبات حاصل شده بود. مردم او خبردار شدند، قریب شصت هفتاد مثقال روغن کنجد خورانیدند و سرازیر آویزان کردند، سر او به قدر یک گز از زمین دور بود، او را تکان بسیار دادند، قئ بسیار کرد و از آن خلاص شد.
امّا در آن مکرر استماع رفت که اطبای عراق و فارس هر کس را که بدین علاج کردند، همان لحظه رفع حیات شد.» (عمادالدین محمود شیرازی، ۱۴۰۲: ۵۳-۵۴).
📚 عمادالدین محمود شیرازی. ۱۴۰۲. رساله سمیه (زهرشناسی). مقدمه، تحقیق و تصحیح: محمدابراهیم ذاکر. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.
@mirasmaktoob
@HistoryandMemory
▫️«انتحار یک زن
یزد – از قرار مذکور یک زنی بواسطهٔ بیعدالتی شوهرش نسبت باو و تمایل شوهرش بزن دیگر خود را با تریاک مسموم نموده است».
📚 روزنامه طوفان. شماره ۴۹. سال دوم. پنجشنبه ۱۹ رجبالمجرب ۱۳۴۱ مطابق با ۱۷ حوت ۱۳۰۱.
@Shsyari
▫️«انتحار یک زن
دیروز زن علی نام خشتمال به واسطۀ منازعه که با اهل خانه کرده بود مقداری تریاک خورده حالتش منقلب گردیده نزدیک به هلاکت بود». (گزارشهای نظمیه از محلات تهران. ۱۳۷۷: ۴۱۸)
📚 گزارشهای نظمیه از محلات تهران: راپورت وقایع مختلفه محلات دارالخلافه (۱۳۰۵-۱۳۰۳ هجری قمری). ۱۳۷۷. به کوشش انسیه شیخرضایی و شهلا آذری. تهران: سازمان اسناد ملی ایران.
@Shsyari
▫️«حکایت
شخصی در قم افیون خورد برای کشتن خود و مقداری او را سبات حاصل شده بود. مردم او خبردار شدند، قریب شصت هفتاد مثقال روغن کنجد خورانیدند و سرازیر آویزان کردند، سر او به قدر یک گز از زمین دور بود، او را تکان بسیار دادند، قئ بسیار کرد و از آن خلاص شد.
امّا در آن مکرر استماع رفت که اطبای عراق و فارس هر کس را که بدین علاج کردند، همان لحظه رفع حیات شد.» (عمادالدین محمود شیرازی، ۱۴۰۲: ۵۳-۵۴).
📚 عمادالدین محمود شیرازی. ۱۴۰۲. رساله سمیه (زهرشناسی). مقدمه، تحقیق و تصحیح: محمدابراهیم ذاکر. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.
@mirasmaktoob
@HistoryandMemory
👍1
▪️ترجمه عربی کتاب یعقوب لیث نوشته زندهیاد استاد باستانی پاریزی
📚 يعقوب بن الليث الصفار، ابراهيم باستاني باريزي، ترجمة أ.د.محمد فتحي الريس
#تاریخ_ایران
#ترجمه_فارسی_به_عربی
▫️اینجا میتوانید ببینید و بردارید.
@HistoryandMemory
📚 يعقوب بن الليث الصفار، ابراهيم باستاني باريزي، ترجمة أ.د.محمد فتحي الريس
#تاریخ_ایران
#ترجمه_فارسی_به_عربی
▫️اینجا میتوانید ببینید و بردارید.
@HistoryandMemory
▪️«سرعت ترقی علوم - مسئله اشعه
روزنامه علمی و روزنامۀ «ماتن» فرانسه آورده بود. فوراً اجمالاً مرور کردم. مسئله اشعه که از بدن انسان یعنی از نسوج بدن مخصوصاً از اعصاب و دماغ متصاعد میشود مطرح گفتگوست و حقیقةً خیلی اهمیت دارد و ممکن است نتایج عالیه بدهد، همچنین خواص رادیوم و از اینها گذشته ترقی علم خیلی سریع شده. خداوند حیاتی بدهد که تماشا کنیم و ببینیم معرفت انسان به کجا میرسد. من طول عمر را برای این میخواهم و فقط تأسفی که از مردن دارم از بابت همین است که دلم میخواهد بدانم کار انسان به کجا میرسد.
تأسف از مردن
نه این است که از دنیا سیر شده باشم بلکه برعکس خیلی میل دارم از دنیا متمتع شوم. اما هر وقت بنای مردن شود برای امور دنیوی و شخصی و نفسانی متأسف و متحسّر نخواهم بود. فقط حسرتی که خواهم داشت این است که پی به حقیقت دنیا نبردیم و معنی طبیعت و خلقت را نفهمیدیم».
📚 یادداشتهای روزانه از محمدعلی فروغی (۲۶ شوال ۱۳۲۱–۲۸ ربیعالاول ۱۳۲۲ قمری)، بهکوشش ایرج افشار، تهران: علم، ۱۳۹۰، ص ۸۰.
🍂 امروز سالروز درگذشت محمدعلی فروغی است (۵ آذر ۱۳۲۱).
@HistoryandMemory
روزنامه علمی و روزنامۀ «ماتن» فرانسه آورده بود. فوراً اجمالاً مرور کردم. مسئله اشعه که از بدن انسان یعنی از نسوج بدن مخصوصاً از اعصاب و دماغ متصاعد میشود مطرح گفتگوست و حقیقةً خیلی اهمیت دارد و ممکن است نتایج عالیه بدهد، همچنین خواص رادیوم و از اینها گذشته ترقی علم خیلی سریع شده. خداوند حیاتی بدهد که تماشا کنیم و ببینیم معرفت انسان به کجا میرسد. من طول عمر را برای این میخواهم و فقط تأسفی که از مردن دارم از بابت همین است که دلم میخواهد بدانم کار انسان به کجا میرسد.
تأسف از مردن
نه این است که از دنیا سیر شده باشم بلکه برعکس خیلی میل دارم از دنیا متمتع شوم. اما هر وقت بنای مردن شود برای امور دنیوی و شخصی و نفسانی متأسف و متحسّر نخواهم بود. فقط حسرتی که خواهم داشت این است که پی به حقیقت دنیا نبردیم و معنی طبیعت و خلقت را نفهمیدیم».
📚 یادداشتهای روزانه از محمدعلی فروغی (۲۶ شوال ۱۳۲۱–۲۸ ربیعالاول ۱۳۲۲ قمری)، بهکوشش ایرج افشار، تهران: علم، ۱۳۹۰، ص ۸۰.
🍂 امروز سالروز درگذشت محمدعلی فروغی است (۵ آذر ۱۳۲۱).
@HistoryandMemory
👍1
🍂 سالروز درگذشت جعفر شهری
▪️نصرالله حدادی:
«در بسیاری از منابع اینترنتی به اشتباه تاریخ مرگ جعفر شهری ۶ آذر ذکر شده است، گفت: مرحوم شهری، ۷ آذر ماه ۱۳۷۸ در بیمارستان فرهنگیان از دنیا رفت. این در حالی بود که ۱۵ روز آخر زندگیاش در کما بود و چشمهایش هم نمیدید. من اما در شانزده سال پایان زندگی او به خلوتش راه داشتم و بسیار از او آموختم. در هنگام دفنش هم اولین نفری بودم که بر کفنش خاک ریختم.
این مولف در ادامه با ذکر خاطراتی از شهری افزود: وی از نسلی بود که خودش آن را «تخم مستبد ـ مشروطه» مینامید. نسلی که دوره پیش از مشروطه به دنیا آمده بود و نه به قانون مستبدانه ناصرالدینشاهی تن داده بود و نه بیقانونی بعد مشروطیت را به طور کامل پذیرفته بود و در نتیجه به نوعی «هرهری مسلک» بود.
این پژوهشگر بیان کرد: به طور کلی افکار آن نسل، بسیار «دایی جان ناپلئونی» بود. آنها معتقد بودند که برگ از درخت نمیافتد؛ مگر به خواست انگلیس. جعفر شهری هم از این ویژگی مستثنا نبود. او به شدت به تئوری توطئه معتقد بود و میگفت: تمام اتفاقاتی که در دوره پهلوی افتاد، منشاء انگلیسی داشت. این نگاه در آثارش هم دیده میشود».
▫️ادامه را در اینجا بخوانید.
@HistoryandMemory
▪️نصرالله حدادی:
«در بسیاری از منابع اینترنتی به اشتباه تاریخ مرگ جعفر شهری ۶ آذر ذکر شده است، گفت: مرحوم شهری، ۷ آذر ماه ۱۳۷۸ در بیمارستان فرهنگیان از دنیا رفت. این در حالی بود که ۱۵ روز آخر زندگیاش در کما بود و چشمهایش هم نمیدید. من اما در شانزده سال پایان زندگی او به خلوتش راه داشتم و بسیار از او آموختم. در هنگام دفنش هم اولین نفری بودم که بر کفنش خاک ریختم.
این مولف در ادامه با ذکر خاطراتی از شهری افزود: وی از نسلی بود که خودش آن را «تخم مستبد ـ مشروطه» مینامید. نسلی که دوره پیش از مشروطه به دنیا آمده بود و نه به قانون مستبدانه ناصرالدینشاهی تن داده بود و نه بیقانونی بعد مشروطیت را به طور کامل پذیرفته بود و در نتیجه به نوعی «هرهری مسلک» بود.
این پژوهشگر بیان کرد: به طور کلی افکار آن نسل، بسیار «دایی جان ناپلئونی» بود. آنها معتقد بودند که برگ از درخت نمیافتد؛ مگر به خواست انگلیس. جعفر شهری هم از این ویژگی مستثنا نبود. او به شدت به تئوری توطئه معتقد بود و میگفت: تمام اتفاقاتی که در دوره پهلوی افتاد، منشاء انگلیسی داشت. این نگاه در آثارش هم دیده میشود».
▫️ادامه را در اینجا بخوانید.
@HistoryandMemory
👍1
▪️برنامه راهآهن فلسطین در ۱۹۴۶م.
جدول مسیرهای قطارها:
• حیفا- تلابیب- یافا- القدس- کشور مصر (قاهره و اسکندریه)
• حیفا الشرقیه- دمشق
• دمشق- حیفا الشرقیه
• درعا- عَمان
•عَمان- درعا
@HistoryandMemory
جدول مسیرهای قطارها:
• حیفا- تلابیب- یافا- القدس- کشور مصر (قاهره و اسکندریه)
• حیفا الشرقیه- دمشق
• دمشق- حیفا الشرقیه
• درعا- عَمان
•عَمان- درعا
@HistoryandMemory
👍2
▪️سرفصل و برنامه درسی رشتهٔ «فرهنگ و تمدن اسلامی» (پس از انقلاب: تاریخ و تمدن ملل اسلامی) در دههٔ پنجاه (پیش از انقلاب)
▫️درباره این برنامه عجالتاً دو نکته درخور توجه است:
۱. در دروس عمومی (مشترک برای همه دانشجویان الهیات و معارف اسلامی) ۶ درس ۲ واحدی «تاریخی» تعریف شده بود که عنوان یکی از دروس «مبانی فرهنگ ملی ایران» جالب توجه است! پس از انقلاب در سرفصل دروس عمومی رشتههای الهیات تنها ۲ درس تاریخ اسلام گنجانده شدهاست.
۲. در این برنامه اثری از درس «روش تحقیق» دیده نمیشود!
📚 منبع سرفصلها: نورالله کسایی، کارنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۵۷.
@HistoryandMemory
▫️درباره این برنامه عجالتاً دو نکته درخور توجه است:
۱. در دروس عمومی (مشترک برای همه دانشجویان الهیات و معارف اسلامی) ۶ درس ۲ واحدی «تاریخی» تعریف شده بود که عنوان یکی از دروس «مبانی فرهنگ ملی ایران» جالب توجه است! پس از انقلاب در سرفصل دروس عمومی رشتههای الهیات تنها ۲ درس تاریخ اسلام گنجانده شدهاست.
۲. در این برنامه اثری از درس «روش تحقیق» دیده نمیشود!
📚 منبع سرفصلها: نورالله کسایی، کارنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۵۷.
@HistoryandMemory
👏1
▪️ سرفصل و برنامه درسی رشته فرهنگ و تمدن اسلامی دوره فوقلیسانس در دهه پنجاه
✓ بهنظرم این برنامه درسی برای زمان خود برنامهای جامع و پیشرو بودهاست.
✓ گویا این برای نخستینبار بود که در یک رشته دانشگاهی، بررسی و نقد مطالعات خاورشناسان درباره اسلام در قالب درسهای «اسلامشناسی در غرب» تدریس میشدهاست.
📚 منبع: نورالله کسایی، کارنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۵۷.
@HistoryandMemory
✓ بهنظرم این برنامه درسی برای زمان خود برنامهای جامع و پیشرو بودهاست.
✓ گویا این برای نخستینبار بود که در یک رشته دانشگاهی، بررسی و نقد مطالعات خاورشناسان درباره اسلام در قالب درسهای «اسلامشناسی در غرب» تدریس میشدهاست.
📚 منبع: نورالله کسایی، کارنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۵۷.
@HistoryandMemory
❤1
▪️برنامه دوره دکتری فرهنگ و تمدن اسلامی در دهه پنجاه
✓ برخلاف برنامه فوقلیسانس در این برنامه درسی عناوین دروس روشن و دقیق نیست و خیلی کلی و سرسری برگزیده شدهاست!
📚 منبع: نورالله کسایی، کارنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۵۷.
@HistoryandMemory
✓ برخلاف برنامه فوقلیسانس در این برنامه درسی عناوین دروس روشن و دقیق نیست و خیلی کلی و سرسری برگزیده شدهاست!
📚 منبع: نورالله کسایی، کارنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۵۷.
@HistoryandMemory