| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره | – Telegram
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
▪️ امروز، ۴ آذر، طبق عادت دنبال وفیات عیان و بزرگان بودم که دیدم بیست‌ونهمین سالروز درگذشت علی‌اکبر سعیدی سیرجانی است (در شناسه مدخل «سعیدی سیرجانی» در ویکی‌پدیا ۶ آذر نوشته شده، اما در متن مقاله و جاهای دیگر ۴ آذر/ ۲۵ نوامبر).

برای آنکه شرح‌حالی از او در اینجا بیاورم، باز طبق عادت رفتم سراغ دانشنامه جهان اسلام، امّا در جلد بیست‌وسوم (سپهسالار، میرزا حسین خان - سکوتوره) اثری از مدخلی که قاعدتاً باید به نام او نگاشته می‌شد، نیافتم.

شاید بگویید در دانشنامه‌ای که بنیان‌گذار آن مقام معظم رهبری است نباید هم به مخالفان نظام مدخل/ مقاله‌ای اختصاص داده شود، امّا سنت این دانشنامه این نیست و بسیاری از دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی در اینجا صاحب مدخل‌اند؛ از جمله «بختیار، شاپور»، همچنین «تفضلی، احمد».

درباره مرگ آنها هم این چنین نوشته‌اند:
«بختیار در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ در پاریس‌ به‌ قتل‌ رسید»؛
«تفضّلی در ۲۴ دی ۱۳۷۵ به ناگاه درگذشت».

@HistoryandMemory
👍1
▪️خودکشی با تریاک

▫️«انتحار یک زن
یزد – از قرار مذکور یک زنی بواسطهٔ بی‌عدالتی شوهرش نسبت باو و تمایل شوهرش بزن دیگر خود را با تریاک مسموم نموده است».

📚 روزنامه طوفان. شماره ۴۹. سال دوم. پنج‌شنبه ۱۹ رجب‌المجرب ۱۳۴۱ مطابق با ۱۷ حوت ۱۳۰۱.
@Shsyari

▫️«انتحار یک زن
دیروز زن علی نام خشت‌مال به واسطۀ منازعه که با اهل خانه کرده بود مقداری تریاک خورده حالتش منقلب گردیده نزدیک به هلاکت بود». (گزارشهای نظمیه از محلات تهران. ۱۳۷۷: ۴۱۸)

📚 گزارشهای نظمیه از محلات تهران: راپورت وقایع مختلفه محلات دارالخلافه (۱۳۰۵-۱۳۰۳ هجری قمری). ۱۳۷۷. به کوشش انسیه شیخ‌رضایی و شهلا آذری. تهران: سازمان اسناد ملی ایران.

@Shsyari

▫️«حکایت
شخصی در قم افیون خورد برای کشتن خود و مقداری او را سبات حاصل شده بود. مردم او خبردار شدند، قریب شصت هفتاد مثقال روغن کنجد خورانیدند و سرازیر آویزان کردند، سر او به قدر یک گز از زمین دور بود، او را تکان بسیار دادند، قئ بسیار کرد و از آن خلاص شد.
امّا در آن مکرر استماع رفت که اطبای عراق و فارس هر کس را که بدین علاج کردند، همان لحظه رفع حیات شد.» (عمادالدین محمود شیرازی، ۱۴۰۲: ۵۳-۵۴).

📚 عمادالدین محمود شیرازی. ۱۴۰۲. رساله سمیه (زهرشناسی). مقدمه، تحقیق و تصحیح: محمدابراهیم ذاکر. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.

@mirasmaktoob

@HistoryandMemory
👍1
▪️ترجمه عربی کتاب یعقوب لیث نوشته زنده‌یاد استاد باستانی پاریزی

📚 يعقوب بن الليث الصفار، ابراهيم باستاني باريزي، ترجمة أ.د.محمد فتحي الريس

#تاریخ_ایران
#ترجمه_فارسی_به_عربی

▫️اینجا می‌توانید ببینید و بردارید.

@HistoryandMemory
▪️«سرعت ترقی علوم - مسئله اشعه
روزنامه علمی و روزنامۀ «ماتن» فرانسه آورده بود. فوراً اجمالاً مرور کردم. مسئله اشعه که از بدن انسان یعنی از نسوج بدن مخصوصاً از اعصاب و دماغ متصاعد می‌شود مطرح گفتگوست و حقیقةً خیلی اهمیت دارد و ممکن است نتایج عالیه بدهد، همچنین خواص رادیوم و از اینها گذشته ترقی علم خیلی سریع شده. خداوند حیاتی بدهد که تماشا کنیم و ببینیم معرفت انسان به کجا می‌رسد. من طول عمر را برای این می‌خواهم و فقط تأسفی که از مردن دارم از بابت همین است که دلم می‌خواهد بدانم کار انسان به کجا می‌رسد.

تأسف از مردن
نه این است که از دنیا سیر شده باشم بلکه برعکس خیلی میل دارم از دنیا متمتع شوم. اما هر وقت بنای مردن شود برای امور دنیوی و شخصی و نفسانی متأسف و متحسّر نخواهم بود. فقط حسرتی که خواهم داشت این است که پی به حقیقت دنیا نبردیم و معنی طبیعت و خلقت را نفهمیدیم».

📚 یادداشت‌های روزانه از محمدعلی فروغی (۲۶ شوال ۱۳۲۱–۲۸ ربیع‌الاول ۱۳۲۲ قمری)، به‌کوشش ایرج افشار، تهران: علم، ۱۳۹۰،  ص ۸۰.

🍂 امروز سالروز درگذشت محمدعلی فروغی است (۵ آذر ۱۳۲۱).


@HistoryandMemory
👍1
🍂 سالروز درگذشت جعفر شهری
 
▪️نصرالله حدادی:

«در بسیاری از منابع اینترنتی به اشتباه تاریخ مرگ جعفر شهری ۶ آذر ذکر شده است، گفت: مرحوم شهری، ۷ آذر ماه ۱۳۷۸ در بیمارستان فرهنگیان از دنیا رفت. این در حالی بود که ۱۵ روز آخر زندگی‌اش در کما بود و چشم‌هایش هم نمی‌دید. من اما در شانزده سال پایان زندگی‌ او به خلوتش راه داشتم و بسیار از او آموختم. در هنگام دفنش هم اولین نفری بودم که بر کفنش خاک ریختم.

این مولف در ادامه با ذکر خاطراتی از شهری افزود: وی از نسلی بود که خودش آن را «تخم مستبد ـ مشروطه» می‌نامید. نسلی که دوره‌ پیش از مشروطه به دنیا آمده بود و نه به قانون مستبدانه ناصرالدین‌شاهی تن داده بود و نه بی‌قانونی بعد مشروطیت را به طور کامل پذیرفته بود و در نتیجه به نوعی «هرهری مسلک» بود.

این پژوهشگر بیان کرد: به طور کلی افکار آن نسل، بسیار «دایی جان ناپلئونی» بود. آن‌ها معتقد بودند که برگ از درخت نمی‌افتد؛ مگر به خواست انگلیس. جعفر شهری هم از این ویژگی مستثنا نبود. او به شدت به تئوری توطئه معتقد بود و می‌گفت: تمام اتفاقاتی که در دوره پهلوی افتاد، منشاء انگلیسی داشت. این نگاه در آثارش  هم دیده می‌شود».

▫️ادامه را در اینجا بخوانید.

@HistoryandMemory
👍1
▪️برنامه راه‌آهن فلسطین در ۱۹۴۶م.

جدول مسیرهای قطارها:

• حیفا- تل‌ابیب- یافا- القدس- کشور مصر (قاهره و اسکندریه)
• حیفا الشرقیه- دمشق
• دمشق- حیفا الشرقیه
• درعا- عَمان
•عَمان- درعا

@HistoryandMemory
👍2
▪️سرفصل و برنامه درسی رشتهٔ «فرهنگ و تمدن اسلامی» (پس از انقلاب: تاریخ و تمدن ملل اسلامی) در دههٔ پنجاه (پیش از انقلاب)

▫️درباره این برنامه عجالتاً دو نکته درخور توجه است:
۱. در دروس عمومی (مشترک برای همه دانشجویان الهیات و معارف اسلامی) ۶ درس ۲ واحدی «تاریخی» تعریف‌ شده بود که عنوان یکی از دروس «مبانی فرهنگ ملی ایران» جالب توجه است! پس از انقلاب در سرفصل دروس عمومی رشته‌های الهیات تنها ۲ درس تاریخ اسلام گنجانده شده‌است.

۲. در این برنامه اثری از درس «روش تحقیق» دیده نمی‌شود!

📚 منبع سرفصل‌ها: نورالله کسایی، کارنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۵۷.

@HistoryandMemory
👏1
▪️ سرفصل‌ و برنامه درسی رشته فرهنگ و تمدن اسلامی دوره فوق‌لیسانس در دهه پنجاه

✓ به‌نظرم این برنامه درسی برای زمان خود برنامه‌ای جامع و پیشرو بوده‌است.
✓ گویا این برای نخستین‌بار بود که در یک رشته دانشگاهی، بررسی و نقد مطالعات خاورشناسان درباره اسلام در قالب درس‌های «اسلام‌شناسی در غرب» تدریس می‌شده‌است.

📚 منبع: نورالله کسایی، کارنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۵۷.

@HistoryandMemory
1
▪️برنامه دوره دکتری فرهنگ و تمدن اسلامی در دهه پنجاه

✓ برخلاف برنامه فوق‌لیسانس در این برنامه درسی عناوین دروس روشن و دقیق نیست و خیلی کلی و سرسری برگزیده شده‌‌است!

📚 منبع: نورالله کسایی، کارنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۵۷.

@HistoryandMemory
🌱 امروز زادروز نصرالله فلسفی، از نخستین استادان تاریخ دانشگاه تهران و نویسنده کتاب بلندآوازه زندگانی شاه عباس اول است (۹ آذر ۱۲۸۰- د. ۲ خرداد ۱۳۶۰).

🔸 فلسفی شعر نیز می‌سرود و شعر «نشد مهر ایران ز دلها بدر»، از سروده‌های اوست که در آن هجوم عربان به ایران و پیامدهای آن با زبان و بیانی ملی‌گرایانه و ایران‌پرستانه به تصویر کشیده شده‌است. بازنمایی فاتحان عرب همچون «دیو»، «اهرمن»، «مارخواران»، «موش‌خوار» و ... جالب توجه است!

🔹 نشد مهر ایران زدلها بدر

ز هجرت چوبگذشت ده سال و چهار
بر ایرانیان تیره شد روزگار
برآمد خروشان و آسیمه سر
یکی باد قیرینه از باختر
چو دوزخ گدازان و سوزنده دم
شد از تف او روی گیتی دژم
چو دیوی خروشنده و سهمگین
از آواش لرزنده پشت زمین
ازین سان بگلزار ایران گذشت
گل و یاسمین را بهم در نوشت
ازو نرگس مست ساغر شکست
وزو سوسن ده زبان لب ببست
درین بوستان آتشی بر فروخت
بر سرو قد صنوبر بسوخت
دگرگونه شد رنگ و روی چمن
که شد چیره بر اورمزد اهرمن
به‌ایران‌زمین بر عرب چیره گشت
جهان بر به‌آزادگان تیره گشت
ز ساسانیان روی برتافت بخت
درآمد زپای آن همایون درخت
برافتاد آئین شاهنشهی
خداوند شد بنده پیش رهی
نماند از بزرگی و مردی نشان
بپای اندر آمد سر سرکشان
پرستندگان گردن افراختند
به دیهیم شاهنشهان تاختند
به کاخ شهان آتش افروختند
جهانی زنابخردی سوختند
فرومایه را چون بریزد هراس
شود در خداوند خود ناسپاس
بزیر سم اسب و پای عرب
مداین لگدکوب گشت ای عجب!
به ایوان کسری عرب یافت راه
«برهنه سپهبد برهنه سپاه»
چو هیچ از تمدن نبدشان خبر
بنگذاشتند از تمدن اثر

زبیداد آن مارخواران شوم
شد ایوان نوشیروان جای بوم
چو بر دادگاه این جفا راند چرخ
نگر تا ستم خانه را چیست برخ
همان ایزدی فرش گوهر نگار
که دیدی درو گاه دی نوبهار
بيغما ربودند و کردند پست
گرفتند ازو هر يكي يک بدست
بعلم و ادب نیز کین توختند
همه نامه‌های کهن سوختند

همه رسم‌های کهن شد بباد
ز آئین شاهان نکردند یاد
«نه تخت و نه تاج و نه زرینه کفش
نه گوهر نه افسر نه رخشان درفش»
«ربودی همی این از آن، آن ازین
ز نفرین ندانست کس آفرین»
«نهانی بترز آشکارا شده
دل مردمان سنگ خارا شده»
«بد اندیش گشته پدر بر پسر
پسر همچنان بر پدر چاره گر»
دلیران و شیران ایران‌زمین
همه خوار گشتند و عزلت گزین
که بد عرصه جولانگه تازیان
نشیم ددان بود ملک كيان
مباد آنکه از چرخ نیلوفری
فرومایگان را رسد سروری
نیارند یاد ایچ از آن روز بد
کنند آن که از گوهر بد سزد
نگردند جز گرد سود و زیان
ببندند خون مهان را میان
فرومایگان را سپارند کار
هنرمند مردم بمانند خوار
گمانشان که چون مرد مرد هنر
درخت هنر نیز ناید ببر
يكايک شود کار کشور تباه
بدی را زنیکی ندانند راه
هنر شد چو بیقدر از آن دشمنی
پدید آید آئین اهریمنی
بر این گونه بگذشت چندی جهان
همه جور بود از کیان برمهان
زگردون برآمه بسی ماه و مهر
به ایرانیان بخت ننمود چهر
برهنه‌تنان سروری داشتند
همه کبر و خیره‌سری داشتند
جهانی به چنگ عرب شد زبون
وزان چنگ جان‌خواره می‌ریخت خون
بهرجا که بد مهتری شهردار
گسی شد یکی تازی موش‌خوار
«عرب اندر ایران پراکنده شد
زن و مرد و كودک همه بنده شد»
نبود ایچ پیدا زهر خوب و زشت
که ره داشت اهریمن اندر بهشت
روان شد زبان و خط تازیان
شد آن پهلوانی زبان از میان
همی راند هر کس بتازی سخن
تبه شد همه نامه‌های کهن
به ملك كیان گر عرب گشت چیر
سر سرفرازان درآمد بزیر
برافتاد اگر تخت شاهنشهی
برفت از میان رسم و راه بهی
گر آئین آزادگان شد به باد
ور آن پهلوانی زبان شد ز یاد
نشد مهر ایران ز دلها بدر
که با خون بد آمیخته از گهر
همان عشق آزادی و سروری
کز آن بود ما را به گیتی سری
بماند آتش‌آسا به دلها درون
نشد کاخ ایران‌پرستی نگون
شود تا نگون افسر تازیان
بکوشش ببستند هرکس میان
گروهی کشیدند تیغ از نیام
زجان در گذشتند و جستند نام
سپردند با تازیان راه جنگ
مگرزانکه با خون شود شسته ننگ
گروهی دگر نیز با تیغ رای
به پیکار دشمن فشردند پای
بتدبير بستند کین را کمر
برافکندن خصم را چاره گر
که با دشمن ار برنیاید به جنگ
خردمند یازد به تدبیر چنگ

* بیت‌های داخل گیومه از فردوسی است.

📚 نصرالله فلسفی، «نشد مهر ایران ز دلها بدر»، وحید، بهمن ۱۳۵۱، ش ۱۱۰، صص ۱۲۰۶- ۱۲۰۸.

@HistoryandMemory
👍3
تا بُخل و حسادت به‌ جهان راهبر است
آزاده ذلیل و راستگو در خطر است
خون تو مدرسا هدر گشت بلی
خونی که شبی گذشت بر وی هدر است

🔸 ملک‌الشعرا بهار

🍂 امروز سالروز درگذشت سیدحسن مدرس است (۱۰ آذر ۱۳۱۶).

@HistoryandMemoery
▪️ چگونگی قتل سید حسن مدرس
فاطمه قاضیها

اظهارات یک شاهد:
«جهانسوزی از مأموریت به کاشمر برمی‌گردد و با حبیب‌الله خان خلج و محمود مستوفیان مشروب زیادی می‌خورند و می‌روند با مدرس سماوری آتش می‌کنند و چای می‌خورند و در اول چای را خود مرحوم مدرس می‌ریزد برای آنها، دفعه دوم محمود مستوفیان (رئیس شهربانی جدید کاشمر) می‌گوید اجازه می‌دهید من چای بریزم، اجازه می‌دهند، چای می‌ریزد و دوای سمی را در استکان مدرس می‌ریزد و چای را می‌خورند، چون مدتی می‌گذرد و می‌بینند اثری نبخشیده، جهانسوزی بر می‌خیزد و اشاره به مستوفیان می‌کند و از اطاق بیرون می‌رود، مستوفیان هم عمامه سید را که سرش بوده برداشته و می‌کند توی دهانش تا خفه می‌شود و همان شبانه می‌برند دفن می‌کنند».

اظهارات یکی از پاسبانان محافظ مرحوم مدرس:
«همان روزی که شب آن مدرس فوت کرد، ابراهیم پاسبان آمد آنجا (در خانه مدرس)، مرا صدا کرد، گفت برو رئیس ترا می‌خواهد، گفتم چشم، رفتم پیش رئیس، رئیس فرمود برو منزل راحت کن، تا تقریباً نصف شب بود، دیدم در می‌زنند، در را باز کردم دیدم سید موسی شجاعی سر پاسبان شهربانی است، آمد تو و پرسید که آقا کجاست، گفتم توی اطاق خودش است، گفت بیائید برویم جای آقا، بنده و فراموشکار «نام پاسبان دیگر» به اتفاق شجاعی رفتیم اطاق آقا، صدا زدم آقا را دیدم جواب نمی‌دهد، تکان دادم، دیدم جواب نمی‌دهد، عبا روی صورتش بود، عبا را بلند کردم و دست گذاشتم به صورتش، دیدم مرده است و شال و عمامه‌اش هم که همیشه سرش بود، باز شده و پهلوی سرش افتاده بود...، دیدم رئیس شهربانی آمد و رفت توی اطاق آقا و نگاه کرد و گفت «برو تابوت بیاور» ، رئیس شهربانی گفت آقا سکته کرده است و نباید هیچکس بفهمد و اگر به کسی بگوئید که آقای مدرس مرده، زبانتان را می‌بُرّم. بعد به بنده گفت، برو به جناب یاور رئیس پلیس که منزل من هستند بگو آقای مدرس سکته کرده است، چه دستوری می‌فرمایند؟ بنده هم آمدم خانه رئیس، به جناب یاور، گفتم رئیس شهربانی عرض کردند که آقای مدرس فوت کرده‌اند، چه دستور می‌فرمائید؟ فرمودند، به مستوفیان بگو، شبانه بطوریکه کسی نفهمد، غسل بدهید و دفن بکنید. بنده برگشتم دیدم، ابراهیم تابوت آورده کربلائی علی هم آنجا است. به بنده گفت شما آقا را کشتید، من عرض کردم شما می‌دانید من آدمکش نیستم و من رفته بودم شام خوردن. سفارش می‌کرد که به کسی نگوئید آقا مرده و نگوئید که رئیس آمده آنجا نیم ساعت مانده و رفته است، زبانتان را می‌بُرّم».

خلاصه از اظهارات پاسبان و سایر محتویات پرونده، معلوم می‌شود که مستوفیان (رئیس شهربانی کاشمر) ابراهیم را به بهانۀ اینکه یاور جهانسوزی با او کار دارد، از خانۀ مرحوم مدرس خارج کرده و حبیب الله خلج معروف به شمر نیز بعداً به منزل مرحوم مدرس رفته و با مستوفیان (رئیس شهربانی کاشمر) مرحوم مدرس را کشته‌اند.

منبع: متنی بسیار فشرده از محاکمه شاهدان و قاتلان مرحوم مدرس در سال ۱۳۲۱.

▫️از صفحه نگارنده در فیس‌بوک

@HistoryandMemory
🗺 WESTERN ASIA IN 786 AD: under the Abbāsid Caliphs, 1902 antique map

🗺 آسیای غربی در ۷۸۶م. [۱۷۰ه‍: آغاز خلافت هارون‌الرشید]: تحت حکمرانی خلفای عباسی، نقشه‌ای قدیمی از ۱۹۰۲

▪️جالب توجه است که در همین سال (۱۹۰۲) آلفرد تیر ماهان با چاپ مقاله «خلیج فارس و روابط بین‌الملل» در نشنال ریویو اصطلاح «خاورمیانه» را که قبلاً برساخته شده بود، برای اشاره به این منطقه رواج داد که تا امروز پابرجاست.

📚 این نقشه با کیفیت بالا در اینجا و اینجا در دسترس است، اما رایگان نیست.

@HistoryandMemory