| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره | – Telegram
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
🔹 شادروان دكتر اميرحسن يزدگردى و حواصل و بوتيمار 

استاد دکتر هادی عالم‌زاده

به نام خداوند جان آفرين
حكيم سخن در زبان آفرين
    
پيش از هر چيز شايسته بل بايسته است كه از اقدام بديع و بسيار ارزشمند مسئولان دانشمند و دانش‌پژوه ”سازمان اسناد و كتابخانه ملى ايران“ در گزينش ”صد كتاب ماندگار قرن“ و برگزارى نشست رونمايى از يكايک اين آثار ماندگار تمجيد و تقدير كرد؛ خاصه اينكه - خداى را سپاس - كتاب ارزشمند حواصل و بوتيمار، تصنيف كم‌نظير- و اگر حمل بر مبالغه نشود- بى‌بديل شادروان استاد دكتر اميرحسن يزدگردى، با تشخيص درست خبرگان علم و ادب، به حق در زمره اين صد كتاب شناخته شده است. 

خوشبختانه مقدمه ممتّع و دقيق و فاضلانه دوست و همكار گرامى، جناب استاد دكتر دادبه،  مرا از معرفى اين كتاب و ورود  به بيان  دقايق تحقيقاتى و نكته‌يابى‌های علمى و ادبى و عمق و گستره تتبعات مؤلف فقيد بى‌نياز مى‌سازد؛ هم چنين اطمينان دارم كه اهل كتاب با دو اثر مشهور شادروان يزدگردى، يعنى نفثة المصدور و ديوان ظهيرالدين فاريابى آشنايند و مى‌دانند كه اين دو تحقيق گران‌سنگ از چنان جايگاهى برخوردار بوده‌اند كه موفق به اخذ جايزه كتاب سال شده‌اند؛ از اين روى اين بنده، اين فرصت و نشست پربركت را مغتنم مى‌شمرم و تنها به معرفى دو مقاله كمتر شناخته شده استاد يزدگردى و اشاره‌اى به سهم ارزشمند احتمالاً ناشناخته او در مشاركت مؤثرش در تصحيح و تحقيق دو اثر مشهور كليله و دمنه مصحَّح استاد مجتبى مينوى و ديوان شمس تبريزى مصحَّح استاد بديع الزمان فروزانفر مى‌پردازم. 
 
١. مقاله «ساز عرفانى ذوالفنون»
مقاله كوتاهى است در هفت صفحه، با خط خوش استاد، در باره جلال ذوالفنون موسيقى‌دان، رديف‌شناس و نوازنده برجسته سه تار ايران (١٣١٦ – ١٣٩٠ش) كه با عبارتى در سه سطر شروع مى‌شود كه مى‌توان اين عبارت را به مثابه‌ى چكيده مقاله تلقى كرد:

«سه تار ذوالفنون، به يارىِ انديشه‌ى نكته‌پرداز و پنجه‌ى تواناىِ سِحرآفرين وى، شعر مجسّم و موسيقىِ مصوّر است، كه به گفته‌ى بزرگان ادب فارسى، اين هر دوان ( شعر و موسيقى) فرزندان مادرعشق و تؤامان رَحِم فطرتند.»

استاد در سمت راست آخرين صفحه نوشته‌اند: « به مناسبت اجراى موسيقى سنتى ايران ( سه تار) در كليساى پرتستان آلمانى زبان تهران به نفع خانه‌ى نابينايان نوجوان اصفهان، در تاريخ پنجم مارس ١٩٨٥.» و در سمت چپ چنين افزوده‌اند:
«براى سرورم، يار ديرنم، دوست دانشمندم، ايرج افشار، كه اگر مصلحت ديد، در «آينده» به چاپ رساند، و الّا پاره كند و به دور ريزد… ارادتمند، ا. ح. يزدگردى» [بى تاريخ]. اين بنده كه پيک رساندن مقاله به دفتر مجله بودم، پيش از رساندن پاكت حاوى مقاله به جناب ايرج افشار، نسخه‌اى از اصل آن براى روز مبادا زيراكس كردم كه مى‌توان دست خط چشم نواز استاد را در آن ديد و از آن محظوظ شد.
  
مقاله «ساز ذوالفنون»  و نقش و سهم بزرگ استاد در پيشنهاد تأليف كتابى در موضوع مصطلحات موسيقى در ديوان حافظ به شادروان حسنعلى ملاح،  موسيقى‌دان مشهور ( كه به تأليف وچاپ كتاب حافظ و موسيقى انجاميد) دلالت تامّ و آشكار بر ذوق سرشار موسيقيايى و شناخت شگفت‌انگيزاستاد يزدگردى از دستگاه‌ها و گوشه‌هاى موسيقى ايرانى دارد، چندان كه با شنيدن آغاز نواى هر سازى يا آوازى، بى‌درنگ گوشه و دستگاه آن را در مى‌يافت و نام مى‌برد. اين بنده يكى دو بار  براى ضبط تک‌نوازى‌هايى از نوازندگان زبردست سازهاى گونه گون براى كاست‌هايى كه از حافظ، خيام، مولوى و نظامى با صداى خود خوانده‌اند و نسخى از آنها موجود است، در خدمت ايشان بوده‌ام.

٢. مقاله «به ديده انصاف بنگريم»
  مقاله بلندى است در ٧٩ صفحه كه در شماره ٥ و ٦، سال ١٦، مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى، ارديبهشت ١٣٤٨، به چاپ رسيده است. سمت راست بالاى صفحه اول مقاله با اين جمله استاد موشَّح گشته است: «تقديم به: علّامه‌ى استاد، مجتبى مينوى، آزاد مردى كه نقد عمر را يكسره بر ادب و تاريخ و فرهنگ وقف كرده است.» و در سمت چپ بالاى همين صفحه اين جمله از كتاب نفثة المصدور نقل شده است: «… از نفثة المصدورى كه مهجورى بدان راحتى توانديافت، چاره نيست… - شهاب الدين نَسَوی». 

اين مقاله پاسخ استاد است به نقدى كه در شماره ٨٦ نشريه دانشكده ادبيات و علوم انسانى تبريز با عنوان «ملاحظاتى چند در باب تصحيح نفثة المصدور»  به قلم حسن قاضى طباطبائى، يكى از اعضاى هيأت علمى آن دانشكده چاپ شده است.   به گمان اين بنده، جمله منقول  از كتاب نفثة المصدور به مثابه  ”بَراعت إستهلال“ در اين مقاله است تا خواننده را از پيش براى خواندن پاسخى تلخ و گزنده در نقد و ردّ نظرات ناقد بر كتاب نفثة المصدور آماده سازد، همانند شهاب الدين نسوى، مؤلف نفثة المصدور كه كتاب خود را بى بَسمَله و خطبه وخطابه‌اى با اين جمله تلخ و اندوه بار آغازيده كه:


🆔t.me/HistoryandMemory
👍2👏21

«در این مدت که تَلاطُم امواج فتنه كار جهان برهم شورانيده است و سيلاب جَفاى أيام سرهاى سروران را جُفاى خود گردانيده؛ طوفان بلا چنان بالا گرفته كه كشتى حيات را گذر بر جداول ممات متعين گشته …».
اين مقاله مَثل أعلَى و سرمشقى يكتا است در تحقيق و نكته‌يابى‌هاى باريک در مطالعه و بررسى متون و شيوه استناد به منابع و استشهاد از شواهد و عرضه دلايل در اثبات قوت و صحت كار خويش و نفى مدعيات نادرست ناقد در ايراد اشكالات و ارائه اصلاحات؛  افزون براين نمونه‌اى است گويا و آموزنده از شيوه نگارش استاد در استخدام كلمات و تعابير متون كهن، خاصه تاريخ بيهقى كه شيفته آن بود و حتى در محاورات روزمره و مكالمات تلفنى او نيز جلوه مى‌كرد؛ نمونه را به نقل يک عبارت از صفحه  ٦٦ بسنده مى‌كنم : «به يقين اگر آن معلم فاضل در اين عبارت غَورى – چنانكه بايد- مى‌فرمودند، در برنشاندن نظرِ خويش بر كرسى قبول بيش اصرار نمی‌ورزيدند، و بابِ اين [ فرض] و [ اصلاح ] را كه [ شايد بجاى ”تيزتر“ لفظ ”برتر“ مناسبتر باشد] ، عَلى مصراعيه، بر راىِ روشن خويش فرو بسته مى‌يافتند» به عرض مى‌رسانم كه قطعاً خواننده دقيق‌النظر به آسانى ظرافت تركيب «باب اين فرض على مصراعيه  بر راى خويش فروبسته مى‌يافتند» را در مى‌يابد و محظوظ مى‌گردد.

٣. كليله و دمنه مصحَّح مجتبى مينوى
همه آشنايان با ادبيات فارسى از اهميت و سرگذشت اين كتاب، يعنى ترجمه آن  از  اصل هندى‌اش، موسوم به پَنچَه تَنترَه به پهلوى توسط برزويه طبيب در زمان انوشيروان و ترجمه آن از پهلوى به عربى توسط روزبه پسر دادويه، معروف به ابن مقفع،  در زمان منصور خليفه عباسى و ديگر ترجمه‌هاى منثور و منظوم آن به عربى، فارسى، تركى، سريانى، زبان.هاى اروپايى و ديگر زبان‌ها آگاهند. در زبان فارسى ترجمه منظوم رودكى سمرقندى و ترجمه منثور واعظ كاشفى، با عنوان انوار سهيلى، از شهرتى نسبى برخوردارند؛ اما شاخص‌ترين ترجمه فارسى‌اش از آنِ ابوالمعالى نصرالله منشى است كه آن را به بهرام شاه غزنوى تقديم كرده و ازاين  روى به كليله و دمنه بهرامشاهى نيز شهرت يافته. استاد مينوى در باره ترجمه نصرالله منشى مى‌گويد: اين ترجمه  مقلدان بسيارى داشته، اما يكى را هم نمى‌شناسد كه شيوه انشاى او را چنانكه بايد و شايد اموخته و هنر او را به كار برده باشد (مقدمه، صفحه يج).
 
در باب نقش و سهم استاد يزدگردى در تصحيح و چاپ كليله و دمنه بهرامشاهى چاپ دانشگاه به نقل عين نصّ سخن استاد مجتبى مينوى (صفحه يح – يط ) بسنده مى‌شود:
«قبل از توصيف نسخِ مِلاک كار و تعريف كتبِ مأخذِ ترجمه ها و تفسيرها و شروح و توضيحات، لازم است عرض كنم كه
در  اين كار از نامداران شهر
مرا از دو كس بود بسيار بهر
نخست آقاى دكتر اميرحسن يزدگردى، دانشيار فاضل دانشگاه طهران و صَديق ارجمندِ نگارنده كه پنج سالى با بنده به هر نوع يارى و همكارى كردند، از استنساخ كتاب از روى [ نسخه ] اساس و همراه كردنِ آن با نسخ ديگر و رهنمائى در اينكه چه الفاظى در حواشى توضيح و تشريح گردد و در بسيار موارد ارائه مأخذ و شاهدى براى روشن كردنِ معناى اين لفظ و آن لفظ، و غير اين يارى‌ها كه اگر در هر موردى چنان كه حقْ است شكرگزارىِ جداگانه از آن كمک مى‌كردم مى‌بايست صفحه‌اى از صفحات از ذكر نام عزيزشان خالى نباشد؛ وليكن مسؤوليت صحت و سقم مندرجات كتاب تماماً بر عهده‌ى اين بنده است».

تجرى مى‌ورزم از مسموعات خود بر سخن استاد مينوى اين را مى‌افزايم كه ترجمه همه ابيات عربى به فارسى اين كتاب كه كم شمار نيست، از استاد يزدگردى است.

٤. ديوان شمس تبريزى مصحَّح بديع‌الزمان فروزانفر:
استاد يزدگردى در تصحيح ديوان شمس تبريزى چاپ دانشگاه تهران مشاركت داشته كه مدتى مديد زمان برده است. شادروان بديع الزمان فروزانفر در مقدمه اين اثر به ايجاز از اين  همكارى تشكر كرده است. ورود به جزييات چند وچون اين همكارى و مشاركت نياز به مجالى ديگر دارد.

🆔t.me/HistoryandMemory
2👏2
📚 ابوالفرج ابن‌جوزی، کتاب آدم‌های احمق، گردآوری [تلخیص] و ترجمه موسی بیدج، انتشارات نگاه، ۱۴۰۲.

🔹«عبداللّه موصلی گفته است: «روزی حَجّاج ثقفی در عزای ازدست‌رفتن دوست عزیزی نشسته بود که گفت: کاشکی کسی با چند بیتی به تسلای دل ما برخیزد. فرستادۀ عبدالملک مروان _ از شام _ نزد حجّاج نشسته بود. گفت: حضرت امیر! اجازه می‏دهید برای تسلایتان چیزی بگویم؟ گفت: بگو! گفت: هر کس روزی عزیزش را از دست خواهد داد یا به مرگ یا به بیماری یا به افتادن از بام. شاید هم با ویران شدن سقف بر سر او یا با افتادن در چاه یا هر راه دیگری که ما نمی‏دانیم. حجّاج گفت: مرا با مصیبتی بزرگ‌تر از مصیبت خودم تسلا دادی!»

#تاز‌ها
#تاریخ_حماقت #کتاب_آدم‌های_احمق
#أخبار_الحمقى_و_المغفلين
#أبوالفرج_إبن_الجوزی
#موسى_بيدج

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍4
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
📚 آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی، ترجمۀ رحیم قاسمیان‏، هرمس، ۱۴۰۲. #تازه‌ها #کتابخوانی #تاریخ_خواندن #تاریخ_کتابخوانی #خاطرات_کتابخوانی 🆔 t.me/HistoryandMemory
من این کتاب را بیست سال پیش نوشتم و در آن زمان فکر می‌کردم که در کار کشف کتابخوانی، ویژگی‌های بارز آن و نحوۀ شکل‌گیری کتاب در طی تاریخ بوده‌ام. نمی‌دانستم که در واقع مشغول پافشاری حقوق خودمان به عنوان خواننده هستم، در تداوم حرفه (یا شور) محبوب خود، ورای مسائل اقتصادی، سیاسی و فنی، در عرصه‌ای بی‌حد‌و‌مرز و رؤیایی که در آن خواننده ناگزیر به انتخاب نیست و همچون حوا می‌تواند هر رسانه‌ای  را برگزیند. ادبیات جزم‌گرا نیست: به جای پاسخ‌های قطعی پرسش مطرح می‌کند. کتابخانه‌ها در اصل اماکن آزادی فکری‌اند: اگر قیدوبندی بر آن زده می‌شود، از ما است. کتاب خواندن ابزاری بی منتها است، یا باید باشد که به مدد آن کمی بیش‎تر با جهان و با خودمان آشنا می‌شویم و این کار نه با تقابل بسترها بلکه به مدد شناسایی کلماتی صورت می‌گیرد که تک‌تک، از دور‌دست‌ها، از زمان‌های قدیم، خطاب به ما نوشته شده‌‎اند. کاملاً راضی خواهم بود اگر این کتاب به عنوان اعتراف سرشار از سپاس خواننده‌ای پرشور خوانده شود که می‌خواهد هرجور شده این نشاط مستمر و مستلزم جد و جهد را با خوانندگان دیگر به اشتراک بگذارد. آلبرتو مانگوئل در تاریخ کتابخوانی کوشیده تا از طریق بررسی تاریخ خواندن و تاریخ عجیب و شگفت‌انگیز پیشرفت خواننده از الواح گلی تا کتاب‌های چاپی امروزی؛ نقشۀ جهان عینی‌ ما را ترسیم کند.

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍2👏1
📚 احسان یارشاطر، رویدادنگار تاریخ ایران، ترجمهٔ سید محمدحسین مرعشی، نشر نامک، ۱۴۰۲.

کرونولوژی تاریخ ایران، یک گسترهٔ فراگیر از تحولات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که در مدت دهها قرن شکل گرفته است و طی این روزگاران، این سرزمین به‌عنوان یک مرکز فرهنگی و تمدنی تأثیرگذار بر منطقه و جهان شناخته می‌شده است. احسان یارشاطر در این کتاب مدخل‌هایی را برگزیده که نشان‌دهندة نگاه او در شکل‌گیری حوزهٔ تمدن ایرانی است. او در تبیین تاریخ ایران تا انقلاب مشروطه برای تحولات سیاسی و دیپلماتیک اهمیت قراوانی قائل است اما پس از آن، به مردم و شخصیت‌های قرهنگی، توجه بیشتری نشان می‌دهد.

#تازه‌ها
#تاریخ_ایران
#رویدادنگاری

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍61🙏1
📚 Christian Windler, Missionaries in Persia: Cultural Diversity and Competing Norms in Global Catholicism, I.B. Tauris, Bloomsbury Publishing, 2024.

📚  کریستین ویندلر، <میسیونرها در ایران: تنوع فرهنگی و هنجارهای ناسازگار در کاتولیک جهانی>

* این کتاب نخستین بار چند سال پیش به زبان آلمانی منتشر شده بود.

#تازه_ها
#میسیونرها #مبلغان_مسیحی
#ایران_صفوی

🆔 t.me/HistoryandMemory
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
📚 Christian Windler, Missionaries in Persia: Cultural Diversity and Competing Norms in Global Catholicism, I.B. Tauris, Bloomsbury Publishing, 2024. 📚  کریستین ویندلر، <میسیونرها در ایران: تنوع فرهنگی و هنجارهای ناسازگار در کاتولیک جهانی> * این کتاب نخستین…
☑️ امروز سالروز درگذشت محمد مصدق است (۱۴ اسفند ۱۳۴۵).

🔹 «عیب‌جوئی و انتقاداتی که اعلی‌حضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی از من و کارهای دولتم در کتاب «مأموریت برای وطنم» فرموده‌اند در افکار این نسل که خود شاهد جریان امور بوده‌اند کمترین اثری ندارد و از آنچه واقع شده چیزی نمی‌کاهد ولی از این نظر که نسلهای بعد بکنه حقایق پی‌برند و دچار اشتباه نگردند سطوری چند تنظیم میکنم تا هروقت اوضاع و احوال اجازه دهد آن را بطبع رسانند و در دسترس عموم بگذارند. این سطور را ذیل سه بخش می‌آورم. بخش اول مربوط بوقایعی است که روی داد و سبب شد که من کار قبول کنم و بعد دولتم سقوط کند و در دادگاه نظامی محکوم شوم - بخش دوم مربوط است بمبارزه‌ی من با دولت انگلیس در مراجع بین‌المللی و مبارزه‌ی دولت آمریکا و انگلیس با من از طریق دربار و مجلس و انتقادات شاهنشاه و بعضی جرائد از من و دولت من و این همان لایحه ایست که در زندان لشکر ۲ زرهی برای تقدیم بدیوان عالی کشور تهیه کرده بودم و دادگاه مرا احضار ننمود آن را تقدیم کنم و حضوراً از خود دفاع نمایم - بخش سوم راجع بانتقاداتی است که شاهنشاه اخیراً از من و کارهای دولت من در چند فصل از کتاب «مأموریت برای وطنم» و بیش از همه در فصل پنجم فرموده‌اند که هر کدام را در فصل مخصوص بخود نقل میکنم و جوابی که مقتضی است میدهم.
دادگاه نظامی مرا بسه سال حبس مجرّد محکوم نمود که در زندان لشکر ۲ زرهی آن را تحمل کردم و روز ۱۲ مرداد ۱۳۳۵ که مدت آن خاتمه یافت بجای اینکه آزاد شوم باحمدآباد تبعید گردیدم و عده‌ای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند و اکنون که سال ۱۳۳۹ هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم و چون اجازه نمی‌دهند بدون اسکورت بخارج بروم در این قلعه مانده ام و با این وضعیت میسازم تا عمرم بسر آید و از این زندگی خلاصی یابم».

📚 خاطرات و تأملات دکتر محمد مصدق، به‌کوشش ایرج افشار، تهران، علمی، ۱۳۶۴، صص ۱۷۲-۱۷۳.

🆔t.me/HistoryandMemory
👍2
📚 Selim Güngörürler, The Ottoman Empire and Safavid Iran, 1639–1682: Diplomacy and Borderlands in the Early Modern Middle East, Edinburgh University Press, 2024.


📚 سلیم گونگرورلر، <امپراتوری عثمانی و ایران صفوی ۱۶۳۹-۱۶۸۲: دیپلماسی و سرزمین‌های مرزی در خاورمیانهٔ دورهٔ مدرن نخستین>

#تازه_ها
#امپراتوری_عثمانی #عثمانیان
#ایران_صفوی #صفویان
#روابط_عثمانی_صفوی
#تاریخ_خاورمیانه
#دوره_مدرن_نخستین #عصر_جدید_اولیه

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍1
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
📚 Selim Güngörürler, The Ottoman Empire and Safavid Iran, 1639–1682: Diplomacy and Borderlands in the Early Modern Middle East, Edinburgh University Press, 2024. 📚 سلیم گونگرورلر، <امپراتوری عثمانی و ایران صفوی ۱۶۳۹-۱۶۸۲: دیپلماسی و سرزمین‌های مرزی در خاورمیانهٔ…
Explores how the longest peace of the early modern Middle East was established and consolidated
Furthers our understanding of peace-keeping and conflict settlement between Middle Eastern states
Unearths scattered and unknown source material, including Ottoman archival documents, extant Safavid documents, chronicles, histories, mission reports, travelogues, protocol registers, codifications and correspondence compilations, and European travelogues and mission reports
Sheds light on the hitherto-overlooked dimensions of the early modern diplomacy of the Ottoman Empire in Asia as well as in Europe
Introduces a new methodology to identify and grasp the early modern diplomatic practices in the Middle East
Brings to light half a century of international relations in the early modern Middle East
Shows that lively engagement and innovative role in diplomacy should not be sought only in permanent missions; ad-hoc contacts could be equally sophisticated and contentful
Ottoman-Safavid relations after 1639 have been dismissed as marginal and assumed not to have produced sufficient documentation to facilitate a study, wherefore the subject matter has lacked even an introduction providing basic facts, let alone a comprehensive treatment. This book establishes for the first time the mission exchanges, correspondence, negotiations, and borderland encounters by drawing on scattered and hitherto-untapped archival documents, chronicle entries, and travelogues by the Ottomans, Safavids, and Europeans. Working up the information unearthed thereby, it reconstructs the groundwork of these dealings, highlights trends, and contextualizes the facts.
The book refutes the assumption that mid-seventeenth-century interstate scene of the Middle East was eventless, and documents how the parties in question intensively bargained, displayed goodwill, made demands, delivered threats, presented displays of might, asked for privileges as well as concessions, and brought in third parties to their relations, all within an unequal relationship in strength, hierarchy, order of precedence, ranks, and protocol.


🆔 t.me/HistoryandMemory
☑️ امروز سالروز درگذشت حسینقلی مستعان، مترجم و نویسندهٔ داستان‌های عامه‌پسند و تاریخی، است (۱۵ اسفند ۱۳۶۱).

🔹 «تاریخ ایران حاوی بهترین منابع و موضوع‌ها برای داستان‌های تاریخی است. چنان‌که می‌دانیم در تواریخ ملون ما یک نوع بی‌نظمی و گسیختگی وجود دارد و به همین جهت جای خالی در آن فراوان است. این در عین حالی که نویسنده‌ی داستان تاریخی را در طریق احتراز از اشتباهات تاریخی بی‌نهایت به زحمت می‌اندازد، کار هنری او را در پرداختن داستان و به وجود آوردن قهرمانان و اشخاص آن آسان می‌سازد؛ زیرا که به خوبی می‌تواند برای جای دادن اشخاصی که مولود نیروی تصورش هستند و برای آفریدن حوادثی که داستان را جذاب و عبرت‌انگیز سازد از جاهای خالی تاریخ استفاده کند.
این کاری است که من انجام دادم ولی بی‌شبهه کار آسانی نبود؛ چنان که برای تهیه‌ی مطالب و استخوان‌بندی و تنظیم سناریوی رابعه و پسر رابعه دو سال و نیم وقت صرف کردم و بیست و دو کتاب بزرگ چایی و خطی را که به زحمت در کتابخانه‌های مختلف و از جمله در کتابخانه‌ی ملک به دست آوردم مطالعه کردم و پس از آنکه دانستم چه می‌خواهم بنویسم و طرح و نقشه‌ی کارم را پیش رویم گذاشتم به نوشتن داستان و نشر آن در مجله پرداختم.
به نظر من داستانهای تاریخی از سودمندترین و عبرت‌انگیزترین داستانهاست مشروط بر آنکه زمینه و اساس تاریخیش صحیح و احوال و اخلاق و افکار و اعمال قهرمانان و اشخاص آن موافق با زمان داستان باشد».

📚 حسینقلی مستعان، رابعه، تهران، نگارستان کتاب، ۱۳۸۸، ۱/ ۱۵-۱۶ (مقدمه).

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍21