🔳⭕️ از خانهنشینی اجباری تا توسعه شخصی
علی سرزعیم
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
دکتر عبدالکریم سروش زمانی برای یکی از دوستانش که بچهدار شده بوده کتاب کیمیای سعادت را هدیه میبرد. خود آن شخص نقل کرده که پس از چندی همسرش به او گفته که تو را چه میشود که قدری عوض شدهای؟ او متوجه شد که از وقتی شروع به خواندن کتاب کیمیای سعادت کرده آرام آرام رفتار و منشش تغییر کرده و این تغییرات تدریجی از یک جایی به بعد برای همسرش محسوس شده است.
⭕️ این روزها که بخشی از جامعه ما به ناگزیر خانهنشین شدهاند و اخبار منفی ناشی از مرگومیر و بیماری پیوسته از رسانههای رسمی و غیررسمی پخش میشود، روح آدمی در معرض فشار قرار میگیرد. بمباران تبلیغاتی در این زمینه در کنار ترس طبیعی از دشمن نادیدهای چون یک ویروس، آدمیان را به مرز جنون، هراس، افسردگی و احیانا عجز میکشاند. در برابر چنین وضعیتی، چه باید کرد؟
میتوان خود را تسلیم محیط تنشزا نمود و آثار منفی آن را بر روح و جان خریدار شد. در مقابل میتوان به جای انفعال، رویکرد فعالی پیشه کرد و برنامهای برای این روزهای خود تدارک دید و تهدید موجود را به فرصتی برای توسعه شخصی تبدیل کرد.
تردیدی نیست که توسعه، نیازمند شخصیتهای توسعهیافته است و کتاب خواندن راهی برای توسعه شخصی است.
⭕️ بسیاری از ما به طور روزمره چنان درگیر امور اجرایی هر روزه هستیم که هیچ وقت فراغت مطلوب برای برخی کارها مهم اما غیرفوری را نداشتهایم. این ایام فرصتی است تا همه این کارها مهم اما غیرفوری که همواره فدای کارهای فوری اما غیرمهم شده است را در دستور کار خود قرار دهیم و به قدر مقدور به تحقق آنها بپردازیم. معمولاً بخشی از این کارهایی که همیشه به تعویق افتادهاند ناظر به امور مربوط به توسعه شخصی و خودشکوفایی است.
همه ما اذعان داریم که بسیاری از اموری که برای شهروندی در جهان پیچیده امروز لازم است را در نظام آموزشی نیاموختهایم. مثلا
🔹 روانشناسی رشد را که برای شناخت اقتضائات سنی فرزندانمان، پدران و مادران پیرمان و خودمان لازم است هیچ گاه به طور جدی نخواندهایم و جایی نیز به ما آنها را آموزش ندادهاند. کتابهای کنترل خشم و روانشناسی شخصیت را که همیشه کنار گذاشته بودیم تا در یک وقت مناسب بخوانیم. یادمان باشد که الان آن وقت مناسب شده است!
🔹 فنون مدیریت (مذاکره، مهارت ارتباطات و اقناع، رهبری و هنر اداره نیروی انسانی و ...) را که برای مدیریت بهتر سازمانی که در آن کار میکنیم و مجموعهای که بر آن نظارت داریم را فرصت نکردهایم کسب کنیم. الان که کسبوکارها خوابیده فرصتش را داریم.
🔹 کتابهای تاریخ برای فهم آنچه در تاریخ کشور خودمان و جهان گذشته است. شاید همیشه از کنار کتابهای تاریخ تمدن ویل دورانت گذشته باشیم و در عین حسرتخوردن به نخواندن آن، نداشتن وقت مناسب را علت آن دانستهایم و اینگونه خود را تسلی داده باشیم. شاید خیلی وقتها اسم ناپلئون، مائو، بیسمارک، شاه عباس صفوی و ... را شنیده باشیم اما هنوز ندانیم که واقعا اینها که بودند و چه کردند.
🔹 به عنوان یک شهروند جهانی اسامی تولستوی، داستایوفسکی، ویکتور هوگو، ... را شنیدهایم اما هیچ وقت امور جاری و مسئولیتهای تمامنشدنی نگذاشته تا واقعا بفهمیم که اینها چه کردند که تا این حد نامشان پرآوازه شده است. خوشبختانه یا بدبختانه آن فوریتهای بیرونی فعلا متوقف شده و دیگر عذری برای این ندانستن نداریم. میتوانیم خود را به جاذبه بیمانند داستانهای بزرگ تاریخ بسپاریم.
🔹 به عنوان یک ایرانی همیشه شنیدهایم که پنج شاعر بزرگ ایران حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی و نظامی هستند اما کتابهای آنها را جز معدود اشعاری هیچ وقت نخوانده و نشیندهایم. اینک فرصت مغتنمی است که یکی از کتابهای آنها را برگیریم و از ابتدا تا انتها بخوانیم.
✅ پیشنهاد و توصیه مشفقانه من آنست که در مصاحبت با یکی از بزرگان تاریخ بشر قرار گیریم. کتابهای بزرگانی چون مولوی، غزالی، نیچه، امیرالمومنین حضرت علی و بودا مانند کتابهای تاریخ یا داستان نیست که یک بار دستمان بگیریم و از اول تا به آخر بخوانیم. فهم این کتابها و لذت بردن از آنها نیازمند چیزی بیش از خواندن است یعنی نیازمند نوعی همدلی، صبوری و خضوع برای پذیرش کلام هستند. این کتابها و مولفانشان آنقدر بزرگ هستند که آدمی را به کام خود میکشند و وقتی آدمی با آنها همنشین میشود چه بخواهد و چه نخواهد قدری آرام میشود، در درون خود فرو میرود، از جهان بیرون منعزل میشود (و چه بهتر در این ایام!) و به تدریج شخصیتش دستخوش تغییراتی مطلوب میگردد. اگر دوست دارید روحتان ارتقا یابد و شخصیتتان ارتقا پیدا کند چنین فرصت همنشینی را از دست ندهید. شاید دیگر در بقیه عمر چنین فرصتی را نیابید.
ادامه مطلب در لینک ویرگول👇
http://vrgl.ir/axTNk
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
علی سرزعیم
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
دکتر عبدالکریم سروش زمانی برای یکی از دوستانش که بچهدار شده بوده کتاب کیمیای سعادت را هدیه میبرد. خود آن شخص نقل کرده که پس از چندی همسرش به او گفته که تو را چه میشود که قدری عوض شدهای؟ او متوجه شد که از وقتی شروع به خواندن کتاب کیمیای سعادت کرده آرام آرام رفتار و منشش تغییر کرده و این تغییرات تدریجی از یک جایی به بعد برای همسرش محسوس شده است.
⭕️ این روزها که بخشی از جامعه ما به ناگزیر خانهنشین شدهاند و اخبار منفی ناشی از مرگومیر و بیماری پیوسته از رسانههای رسمی و غیررسمی پخش میشود، روح آدمی در معرض فشار قرار میگیرد. بمباران تبلیغاتی در این زمینه در کنار ترس طبیعی از دشمن نادیدهای چون یک ویروس، آدمیان را به مرز جنون، هراس، افسردگی و احیانا عجز میکشاند. در برابر چنین وضعیتی، چه باید کرد؟
میتوان خود را تسلیم محیط تنشزا نمود و آثار منفی آن را بر روح و جان خریدار شد. در مقابل میتوان به جای انفعال، رویکرد فعالی پیشه کرد و برنامهای برای این روزهای خود تدارک دید و تهدید موجود را به فرصتی برای توسعه شخصی تبدیل کرد.
تردیدی نیست که توسعه، نیازمند شخصیتهای توسعهیافته است و کتاب خواندن راهی برای توسعه شخصی است.
⭕️ بسیاری از ما به طور روزمره چنان درگیر امور اجرایی هر روزه هستیم که هیچ وقت فراغت مطلوب برای برخی کارها مهم اما غیرفوری را نداشتهایم. این ایام فرصتی است تا همه این کارها مهم اما غیرفوری که همواره فدای کارهای فوری اما غیرمهم شده است را در دستور کار خود قرار دهیم و به قدر مقدور به تحقق آنها بپردازیم. معمولاً بخشی از این کارهایی که همیشه به تعویق افتادهاند ناظر به امور مربوط به توسعه شخصی و خودشکوفایی است.
همه ما اذعان داریم که بسیاری از اموری که برای شهروندی در جهان پیچیده امروز لازم است را در نظام آموزشی نیاموختهایم. مثلا
🔹 روانشناسی رشد را که برای شناخت اقتضائات سنی فرزندانمان، پدران و مادران پیرمان و خودمان لازم است هیچ گاه به طور جدی نخواندهایم و جایی نیز به ما آنها را آموزش ندادهاند. کتابهای کنترل خشم و روانشناسی شخصیت را که همیشه کنار گذاشته بودیم تا در یک وقت مناسب بخوانیم. یادمان باشد که الان آن وقت مناسب شده است!
🔹 فنون مدیریت (مذاکره، مهارت ارتباطات و اقناع، رهبری و هنر اداره نیروی انسانی و ...) را که برای مدیریت بهتر سازمانی که در آن کار میکنیم و مجموعهای که بر آن نظارت داریم را فرصت نکردهایم کسب کنیم. الان که کسبوکارها خوابیده فرصتش را داریم.
🔹 کتابهای تاریخ برای فهم آنچه در تاریخ کشور خودمان و جهان گذشته است. شاید همیشه از کنار کتابهای تاریخ تمدن ویل دورانت گذشته باشیم و در عین حسرتخوردن به نخواندن آن، نداشتن وقت مناسب را علت آن دانستهایم و اینگونه خود را تسلی داده باشیم. شاید خیلی وقتها اسم ناپلئون، مائو، بیسمارک، شاه عباس صفوی و ... را شنیده باشیم اما هنوز ندانیم که واقعا اینها که بودند و چه کردند.
🔹 به عنوان یک شهروند جهانی اسامی تولستوی، داستایوفسکی، ویکتور هوگو، ... را شنیدهایم اما هیچ وقت امور جاری و مسئولیتهای تمامنشدنی نگذاشته تا واقعا بفهمیم که اینها چه کردند که تا این حد نامشان پرآوازه شده است. خوشبختانه یا بدبختانه آن فوریتهای بیرونی فعلا متوقف شده و دیگر عذری برای این ندانستن نداریم. میتوانیم خود را به جاذبه بیمانند داستانهای بزرگ تاریخ بسپاریم.
🔹 به عنوان یک ایرانی همیشه شنیدهایم که پنج شاعر بزرگ ایران حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی و نظامی هستند اما کتابهای آنها را جز معدود اشعاری هیچ وقت نخوانده و نشیندهایم. اینک فرصت مغتنمی است که یکی از کتابهای آنها را برگیریم و از ابتدا تا انتها بخوانیم.
✅ پیشنهاد و توصیه مشفقانه من آنست که در مصاحبت با یکی از بزرگان تاریخ بشر قرار گیریم. کتابهای بزرگانی چون مولوی، غزالی، نیچه، امیرالمومنین حضرت علی و بودا مانند کتابهای تاریخ یا داستان نیست که یک بار دستمان بگیریم و از اول تا به آخر بخوانیم. فهم این کتابها و لذت بردن از آنها نیازمند چیزی بیش از خواندن است یعنی نیازمند نوعی همدلی، صبوری و خضوع برای پذیرش کلام هستند. این کتابها و مولفانشان آنقدر بزرگ هستند که آدمی را به کام خود میکشند و وقتی آدمی با آنها همنشین میشود چه بخواهد و چه نخواهد قدری آرام میشود، در درون خود فرو میرود، از جهان بیرون منعزل میشود (و چه بهتر در این ایام!) و به تدریج شخصیتش دستخوش تغییراتی مطلوب میگردد. اگر دوست دارید روحتان ارتقا یابد و شخصیتتان ارتقا پیدا کند چنین فرصت همنشینی را از دست ندهید. شاید دیگر در بقیه عمر چنین فرصتی را نیابید.
ادامه مطلب در لینک ویرگول👇
http://vrgl.ir/axTNk
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
ویرگول
از خانهنشینی اجباری تا توسعه شخصی
علی سرزعیم دکتر عبدالکریم سروش زمانی برای یکی از دوستانش که بچهدار شده بوده کتاب کیمیای سعادت را هدیه میبرد خود آن شخص نقل کرده…
🔳⭕نوگرایی در یاریگری
امیر ناظمی
⭕️مفهوم جمعسپاری
با آمدن ماشین لباسشویی سبک زندگی زنان در قرن۲۰م تغییر کرد، چرا که بخش عمدهای از وقت آنان که پیشتر صرف شستشو میشد، آزاد شد، تا زنان خانهدار فرصت حضور در جامعه یابند. به این ترتیب ماشین لباسشویی تبدیل به یکی از بازیگران افزایش مشارکت اقتصادی-اجتماعی زنان شد. شاید میتوان گفت با هر تغییری که در دنیا میآید، شیوههای پیشین ما نیز تغییر میکنند!
توسعه فناوری اطلاعات نیز شیوههای «کار خیر» را به شدت تغییر داده است؛ و یکی از مهمترین تغییرات به دلیل جمعسپاری (Crowdfunding/Crowdsourcing) است. جمعسپاری یعنی جمع کردن پول برای کاری که دیگرانی حاضر هستند به شما آن پول را بدهند؛ و با شما به گونهای در آن کار مشارکت میورزید.
مثلا ممکن است کارآفرینی ایدهاش را اعلام کند و برای اجرای آن پول جمع کند و دیگرانی هم به او پول دهند و به ازاء آن در شرکتی که بعد از اجرای ایده (و در صورت موفقیت آن) تشکیل میشود، سهام بگیرند. سایتی مانند Kickstarter یکی از بزرگترین سایتهایی است که این پولها را جمعسپاری میکند. یا شاید هنرمندی برای تولید فیلماش بخواهد پول جمع کند و برخی به او کمک کنند تنها به ازاء آن که در انتهای آن فیلم از آنها تشکر کند؛ سایتی مانند Indiego یکی از معروفترین سایتهای جمعسپاری در دنیا برای کارهای هنری است.
⭕️کار خیر و جمعسپاری
اما پول برای موضوعات خیریه اغلب در دنیا به صورت «هدیه» است، یعنی در ازاء پول، فرد یا معاملهاش را با خدایش کرده است یا به دلیل مسوولیت اجتماعی از خیر پولاش برای یاریگری دیگری گذشته است. اما مدلهای جدیدتر و پیچیدهتری هم هست که با مثال کرونا ادامهاش میدهیم:
شیوع کرونا باعث شده است بسیاری از افراد درآمد روزانهشان را از دست بدهند؛ مثلا راننده اسنپ/تپسی را در نظر بگیرید که این روزها درآمدش قطع شده است. شاید یک وام کوتاهمدت برای او کارساز باشد، اما پیدا کردن بانک و ضامن در این روزهای پایان سال امری نزدیک به محال است.
حالا سایتی جمعسپاری را درنظر بگیرید که به این صورت کمک مالی جمع میکند:
1️⃣فرد خیر مثلا ۴ میلیون تومان در صندوق طرح میریزد. اسم و میزان کمک او شفاف اعلام میشود.
2️⃣پولهای جمعآوری شده به همان رانندگان (که اسامیشان و سوابقشان مثلا توسط اسنپ/تپسی قابل شناسایی و معرفی است) هر فرد ۲ میلیون تومان وام (و نه کمک) داده میشود.
3️⃣فرد پس از کرونا وقتی در اسنپ/تپسی مشغول به کار شد، پول از حساباش کسر میشود و به حساب فرد خیر (بدون سود) بازگرادنده میشود.
4️⃣اسامی افراد گیرنده وام بر اساس سوابق قبلی آنان (مثل میزان درآمد ماهیانه متوسط آنان از رانندگی در اسنپ/تپسی) مشخص و شفاف است و فرد غیرمخاطب این کمک را دریافت نخواهد کرد. حتی فرد خیر میتواند در انتخاب فرد گیرنده (بدون نام و بر اساس ویژگیها) نظر دهد!
(مثال راننده فرضی است برای آنکه قریب به ذهن باشد، او میتواند برقکار ماهری باشد یا آشپزی در خانه یا ...)
در این فرآیند البته اگر بانکی تضمین کند، بازگشت پول و کاهش ریسک را، بسیار جذابتر خواهد شد. به این ترتیب بانکی (در این طرح فعلا پست و بانک رسالت پیشقدمشدهاند) به اندازه پول جمعآوری شده وام میدهد و با دریافت چک یا سفته از فرآیند بانکی به صورت داوطلبانه به این طرح کمک میکند.
البته اگر کمکها نیز در جایی ذخیره شود تا در زمان بازگشت مشخص شود، چند تومان به هر فردی باید داده شود، این طرح قویتر خواهد شد؛ که البته در این طرح بانک سامان نیز همراهی کرده است تا جدول واریز هر فرد را از درگان پرداخت اینترنتی مشخص کند.
⭕️کمپین #کنارهمیم
جمعسپاری الکترونیکی از صدقههای متداول بسیار متفاوت است، به این دلایل:
1️⃣پول جمعشده صدقه نیست، بلکه وام است. هم خیرین بیشتربرایش پیدا میشود و هم گیرنده همان فرد کوشایی است که بنا به بحرانی امکان کار نیافته و بعد میتواند بدهیاش را بازگرداند.
2️⃣شفافیت همراهان(از کسی که اهداکننده پول است و چه کسی که گیرنده است) لیست مشخص دارند و احتمال فساد نزدیک به صفر است.
3️⃣نظام بانکی در خدمت طرح است و وام به صورت قرضالحسنه داده میشود. نظام بانکی تجربه وامدهی و سازوکار آن را بهاشتراک گذاشته است.
4️⃣شاید برای کسانی که چه به دلایل مذهبی و چه دلایل اخلاقی از دریافت سود ناراضی هستند، این پلتفرم فرصتی برای وامدهی به انسان شریفی است که محتاج نیست، اما امری خارج از اراده او این روزها او را به سختی کشانده است.
برای آنکه نشان دهیم #کنارهمیم شما هم به این کمپین بپیوندید:
mehrabane.ir/view/656
پ.ن: دکتر مرتضی فرهادی عزیز با کتاب «یاریگری» ریشههای این رفتار را در تاریخ ایران، با نگاهی جامعهشناسانه گردآوری کردهاند؛ شیوههایی که پدران و مادران ما به کمک آن از سختیهای تاریخ جان سالم به در بردند!
امیر ناظمی
⭕️مفهوم جمعسپاری
با آمدن ماشین لباسشویی سبک زندگی زنان در قرن۲۰م تغییر کرد، چرا که بخش عمدهای از وقت آنان که پیشتر صرف شستشو میشد، آزاد شد، تا زنان خانهدار فرصت حضور در جامعه یابند. به این ترتیب ماشین لباسشویی تبدیل به یکی از بازیگران افزایش مشارکت اقتصادی-اجتماعی زنان شد. شاید میتوان گفت با هر تغییری که در دنیا میآید، شیوههای پیشین ما نیز تغییر میکنند!
توسعه فناوری اطلاعات نیز شیوههای «کار خیر» را به شدت تغییر داده است؛ و یکی از مهمترین تغییرات به دلیل جمعسپاری (Crowdfunding/Crowdsourcing) است. جمعسپاری یعنی جمع کردن پول برای کاری که دیگرانی حاضر هستند به شما آن پول را بدهند؛ و با شما به گونهای در آن کار مشارکت میورزید.
مثلا ممکن است کارآفرینی ایدهاش را اعلام کند و برای اجرای آن پول جمع کند و دیگرانی هم به او پول دهند و به ازاء آن در شرکتی که بعد از اجرای ایده (و در صورت موفقیت آن) تشکیل میشود، سهام بگیرند. سایتی مانند Kickstarter یکی از بزرگترین سایتهایی است که این پولها را جمعسپاری میکند. یا شاید هنرمندی برای تولید فیلماش بخواهد پول جمع کند و برخی به او کمک کنند تنها به ازاء آن که در انتهای آن فیلم از آنها تشکر کند؛ سایتی مانند Indiego یکی از معروفترین سایتهای جمعسپاری در دنیا برای کارهای هنری است.
⭕️کار خیر و جمعسپاری
اما پول برای موضوعات خیریه اغلب در دنیا به صورت «هدیه» است، یعنی در ازاء پول، فرد یا معاملهاش را با خدایش کرده است یا به دلیل مسوولیت اجتماعی از خیر پولاش برای یاریگری دیگری گذشته است. اما مدلهای جدیدتر و پیچیدهتری هم هست که با مثال کرونا ادامهاش میدهیم:
شیوع کرونا باعث شده است بسیاری از افراد درآمد روزانهشان را از دست بدهند؛ مثلا راننده اسنپ/تپسی را در نظر بگیرید که این روزها درآمدش قطع شده است. شاید یک وام کوتاهمدت برای او کارساز باشد، اما پیدا کردن بانک و ضامن در این روزهای پایان سال امری نزدیک به محال است.
حالا سایتی جمعسپاری را درنظر بگیرید که به این صورت کمک مالی جمع میکند:
1️⃣فرد خیر مثلا ۴ میلیون تومان در صندوق طرح میریزد. اسم و میزان کمک او شفاف اعلام میشود.
2️⃣پولهای جمعآوری شده به همان رانندگان (که اسامیشان و سوابقشان مثلا توسط اسنپ/تپسی قابل شناسایی و معرفی است) هر فرد ۲ میلیون تومان وام (و نه کمک) داده میشود.
3️⃣فرد پس از کرونا وقتی در اسنپ/تپسی مشغول به کار شد، پول از حساباش کسر میشود و به حساب فرد خیر (بدون سود) بازگرادنده میشود.
4️⃣اسامی افراد گیرنده وام بر اساس سوابق قبلی آنان (مثل میزان درآمد ماهیانه متوسط آنان از رانندگی در اسنپ/تپسی) مشخص و شفاف است و فرد غیرمخاطب این کمک را دریافت نخواهد کرد. حتی فرد خیر میتواند در انتخاب فرد گیرنده (بدون نام و بر اساس ویژگیها) نظر دهد!
(مثال راننده فرضی است برای آنکه قریب به ذهن باشد، او میتواند برقکار ماهری باشد یا آشپزی در خانه یا ...)
در این فرآیند البته اگر بانکی تضمین کند، بازگشت پول و کاهش ریسک را، بسیار جذابتر خواهد شد. به این ترتیب بانکی (در این طرح فعلا پست و بانک رسالت پیشقدمشدهاند) به اندازه پول جمعآوری شده وام میدهد و با دریافت چک یا سفته از فرآیند بانکی به صورت داوطلبانه به این طرح کمک میکند.
البته اگر کمکها نیز در جایی ذخیره شود تا در زمان بازگشت مشخص شود، چند تومان به هر فردی باید داده شود، این طرح قویتر خواهد شد؛ که البته در این طرح بانک سامان نیز همراهی کرده است تا جدول واریز هر فرد را از درگان پرداخت اینترنتی مشخص کند.
⭕️کمپین #کنارهمیم
جمعسپاری الکترونیکی از صدقههای متداول بسیار متفاوت است، به این دلایل:
1️⃣پول جمعشده صدقه نیست، بلکه وام است. هم خیرین بیشتربرایش پیدا میشود و هم گیرنده همان فرد کوشایی است که بنا به بحرانی امکان کار نیافته و بعد میتواند بدهیاش را بازگرداند.
2️⃣شفافیت همراهان(از کسی که اهداکننده پول است و چه کسی که گیرنده است) لیست مشخص دارند و احتمال فساد نزدیک به صفر است.
3️⃣نظام بانکی در خدمت طرح است و وام به صورت قرضالحسنه داده میشود. نظام بانکی تجربه وامدهی و سازوکار آن را بهاشتراک گذاشته است.
4️⃣شاید برای کسانی که چه به دلایل مذهبی و چه دلایل اخلاقی از دریافت سود ناراضی هستند، این پلتفرم فرصتی برای وامدهی به انسان شریفی است که محتاج نیست، اما امری خارج از اراده او این روزها او را به سختی کشانده است.
برای آنکه نشان دهیم #کنارهمیم شما هم به این کمپین بپیوندید:
mehrabane.ir/view/656
پ.ن: دکتر مرتضی فرهادی عزیز با کتاب «یاریگری» ریشههای این رفتار را در تاریخ ایران، با نگاهی جامعهشناسانه گردآوری کردهاند؛ شیوههایی که پدران و مادران ما به کمک آن از سختیهای تاریخ جان سالم به در بردند!
مهربانه
پروژه #کنارهمیم تعریف شده توسط نیکوکاری مهربانه - مهربانه - تامین مالی جمعی (کرادفاندینگ) برای امور خیریه
تامین مالی جمعی (کرادفاندینگ) برای فعالیتهای اجتماعی و خیریه
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو فقط یک دقیقه وقت شما را میگیرد و در عوض کمک میکند که کرونا جانتان را نگیرد.
#در_خانه_بمانیم
#در_خانه_بمانیم
🔳⭕️ دوربین مخفی ما!
امیر ناظمی
لطفا پیش از مطالعه این ویدئوی ۳ دقیقهای را مشاهده کنید!
⭕️ویدئوی سالی که گذشت
سایت آپارات به سیاق هر سالهاش ویدئویی منتشر کرده است از پربازدیدترین ویدئوهایی که در سال ۹۸ مورد بازدید قرار گرفتند؛ یعنی همان موضوعهایی که مورد توجه جامعه ایرانی قرار گرفته است و نظر یک شخص خاص نیست، بلکه برآیند نظرات همه ماهایی است که ایرانی هستیم!
دیدناش شاید مروری کوتاه و سریعی باشد بر سالی که از سر گذراندیم. سال ۹۸ که آغاز شد علی ربیعی در عنوان یادداشتی در روزنامه ایران چنین نوشت: سال ۹۸ بیش از یک سال است!
او درست پیشبینی کرده بود، سالی که گذشت به اندازه چند سال هرکدام از ما را پیر کرد، اندازه چند سال خاطره و کابوس تولید کرد و نهایت در این روزهای آخر هم ما را با بیم مرگ ویروسی رها کرد!
ویدئوهای منتشر شده تنها نوک کوه یخی از پدیدههایی است که تاریخچهای پشت سر خود دارند، و همین پدیدههاست که هر کدام قطعهای از یک پازل میشوند تا تصویری بزرگ از سالی که گذشت برایمان بسازند. تصویری بزرگ که تجربه مشترک و جمعی ما ایرانیان است. این قطعات به خوبی روندی را نشان میدهد که وجه مشترک اغلب این تصاویر است. این روندها را از دید من عبارتند از:
1️⃣ شکاف ملت-دولت
تقریبا در اغلب آنها شکاف ملت-دولت پررنگ است! موضوعات متنوعی که هر یک نشانهای از این شکاف است.
تنها حوادث آبانماه برای بنزین نیست، بلکه در بسیاری از این تصاویر به دلیل وجه اعتراضیشان به شیوه مدیریت کشور بوده است که پربازدید شده است.
حتی تصویر سخنرانی روحانی معروف در تقابل با دولت جزو پربازدیدها میشود.
2️⃣ دوگانهسازیها
در بیشتر تصاویر دوگانهسازییهایی در میان جامعه شکل گرفته است. دوگانههایی مانند «هرکس نمیخواهد برود» و «رفتن را به کسی خطاب میکنند که آمده باشد»!
دوگانههای مختلفی که در فیلم پر شده است.
3️⃣ جای خالی افتخارات ملی
شاید امسال یکی از معدود سالهایی است که تقریبا هیچ تصویری مانند گل فوتبال در جام جهانی یا کسب جایزه معتبر سینمایی یا علمی در تصاویر پیدا نمیشود. شاید تنها استثناء دریافت مدال شوالیه توسط شهاب حسینی است.
4️⃣ مردم در جایگاه معترض
در این تصاویر مردم اغلب در تصاویر تنها در جایگاه معترض نمود و بروز مییابند. در میان ویدئوهای پربازدید مردم شاد، مردم جشنگرفته، مردم خندان نیست؛ تنها مردم معترض هستند در حال اعتراض به یک چالش!
5️⃣ سیاست پررنگ
ویدئوهای پربازدید در سالهای پیش یا سایر جوامع اغلب سویههای ورزشی، هنری و فرهنگی دارند؛ اما سال ۹۸ به صورت پررنگی سیاستزده است!
اگر هنرمند هم هست، هنرمند عصبانی است که در چالشی سیاسی در جشنواره فیلم، از بیانصافی فریاد میزند!
جای خالی سکانسهایی از فیلمها یا کلیپهای موسیقی بدجور میزند توی ذوق مخاطب!
6️⃣ کمرنگی جهان بینالملل
جامعه ایران به حدی به خودش مغول شده است، که هیچ موضوع بینالمللی مورد توجهاش قرار نمیگیرد. تنها یک تصویر در میان تصاویر مربوط به خارج از مسائل ایران است: اعتراضات لبنان؛ که شاید حتی آن هم چندان نمیتوان بینالمللی حساب کرد.
⭕️ نتیجه راهبردی
سال ۹۸ خوب نبود، اما مهمتر از آن روندهای ۶گانهای است که خبرهای بدتری برایمان دارد!
خبرهایی از فقدان سرمایه اجتماعی، خبرهایی از جامعهای مصیبتزده که تصاویر پربازدیدش بیشتر مصیبت دارد تا شادی!
جامعهای که شادی ندارد و مردماش شاد نیستند!
اینها برداشت من نویسنده نیست، اینها بازتاب یک سال رفتار مردم یک سرزمین است!
نمیدانم حتی مخاطب این نوشته کیست؟ چون هرکسی مخاطب آن است!
مخاطب این هشدارها هم حکمرانان هستند و هم مردم؛ هم آنانکه امیدوارند و هم آنان که ناامیدند!
این تصویر هولناک است؛ اگر ما تغییر منش ندهیم، اگر نپذیریم یک نوسازی در ساختارها، روشها و شیوه زیست خود را!
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#آینده_مشترک
@sharenovate
امیر ناظمی
لطفا پیش از مطالعه این ویدئوی ۳ دقیقهای را مشاهده کنید!
⭕️ویدئوی سالی که گذشت
سایت آپارات به سیاق هر سالهاش ویدئویی منتشر کرده است از پربازدیدترین ویدئوهایی که در سال ۹۸ مورد بازدید قرار گرفتند؛ یعنی همان موضوعهایی که مورد توجه جامعه ایرانی قرار گرفته است و نظر یک شخص خاص نیست، بلکه برآیند نظرات همه ماهایی است که ایرانی هستیم!
دیدناش شاید مروری کوتاه و سریعی باشد بر سالی که از سر گذراندیم. سال ۹۸ که آغاز شد علی ربیعی در عنوان یادداشتی در روزنامه ایران چنین نوشت: سال ۹۸ بیش از یک سال است!
او درست پیشبینی کرده بود، سالی که گذشت به اندازه چند سال هرکدام از ما را پیر کرد، اندازه چند سال خاطره و کابوس تولید کرد و نهایت در این روزهای آخر هم ما را با بیم مرگ ویروسی رها کرد!
ویدئوهای منتشر شده تنها نوک کوه یخی از پدیدههایی است که تاریخچهای پشت سر خود دارند، و همین پدیدههاست که هر کدام قطعهای از یک پازل میشوند تا تصویری بزرگ از سالی که گذشت برایمان بسازند. تصویری بزرگ که تجربه مشترک و جمعی ما ایرانیان است. این قطعات به خوبی روندی را نشان میدهد که وجه مشترک اغلب این تصاویر است. این روندها را از دید من عبارتند از:
1️⃣ شکاف ملت-دولت
تقریبا در اغلب آنها شکاف ملت-دولت پررنگ است! موضوعات متنوعی که هر یک نشانهای از این شکاف است.
تنها حوادث آبانماه برای بنزین نیست، بلکه در بسیاری از این تصاویر به دلیل وجه اعتراضیشان به شیوه مدیریت کشور بوده است که پربازدید شده است.
حتی تصویر سخنرانی روحانی معروف در تقابل با دولت جزو پربازدیدها میشود.
2️⃣ دوگانهسازیها
در بیشتر تصاویر دوگانهسازییهایی در میان جامعه شکل گرفته است. دوگانههایی مانند «هرکس نمیخواهد برود» و «رفتن را به کسی خطاب میکنند که آمده باشد»!
دوگانههای مختلفی که در فیلم پر شده است.
3️⃣ جای خالی افتخارات ملی
شاید امسال یکی از معدود سالهایی است که تقریبا هیچ تصویری مانند گل فوتبال در جام جهانی یا کسب جایزه معتبر سینمایی یا علمی در تصاویر پیدا نمیشود. شاید تنها استثناء دریافت مدال شوالیه توسط شهاب حسینی است.
4️⃣ مردم در جایگاه معترض
در این تصاویر مردم اغلب در تصاویر تنها در جایگاه معترض نمود و بروز مییابند. در میان ویدئوهای پربازدید مردم شاد، مردم جشنگرفته، مردم خندان نیست؛ تنها مردم معترض هستند در حال اعتراض به یک چالش!
5️⃣ سیاست پررنگ
ویدئوهای پربازدید در سالهای پیش یا سایر جوامع اغلب سویههای ورزشی، هنری و فرهنگی دارند؛ اما سال ۹۸ به صورت پررنگی سیاستزده است!
اگر هنرمند هم هست، هنرمند عصبانی است که در چالشی سیاسی در جشنواره فیلم، از بیانصافی فریاد میزند!
جای خالی سکانسهایی از فیلمها یا کلیپهای موسیقی بدجور میزند توی ذوق مخاطب!
6️⃣ کمرنگی جهان بینالملل
جامعه ایران به حدی به خودش مغول شده است، که هیچ موضوع بینالمللی مورد توجهاش قرار نمیگیرد. تنها یک تصویر در میان تصاویر مربوط به خارج از مسائل ایران است: اعتراضات لبنان؛ که شاید حتی آن هم چندان نمیتوان بینالمللی حساب کرد.
⭕️ نتیجه راهبردی
سال ۹۸ خوب نبود، اما مهمتر از آن روندهای ۶گانهای است که خبرهای بدتری برایمان دارد!
خبرهایی از فقدان سرمایه اجتماعی، خبرهایی از جامعهای مصیبتزده که تصاویر پربازدیدش بیشتر مصیبت دارد تا شادی!
جامعهای که شادی ندارد و مردماش شاد نیستند!
اینها برداشت من نویسنده نیست، اینها بازتاب یک سال رفتار مردم یک سرزمین است!
نمیدانم حتی مخاطب این نوشته کیست؟ چون هرکسی مخاطب آن است!
مخاطب این هشدارها هم حکمرانان هستند و هم مردم؛ هم آنانکه امیدوارند و هم آنان که ناامیدند!
این تصویر هولناک است؛ اگر ما تغییر منش ندهیم، اگر نپذیریم یک نوسازی در ساختارها، روشها و شیوه زیست خود را!
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#آینده_مشترک
@sharenovate
Telegram
attach 📎
🔳⭕️ سال آزمونهاي سخت: تلخی نقد و شیرینی نسیه
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ سال ۱۳۹۸ هر وصفي که داشته باشد، سال آزمونهاي سخت حکمراني و جامعه ايراني هم هست.
🔹 سيلابهاي ابتداي سال رخدادي طبيعي را پيش روي ما قرار دادند که مديريت آن به شدت فرابخشي و مستلزم يک حکمراني منسجم با انواعي از رويههاي هماهنگسازي ميان فعاليتهاي بخش دولتي و غيردولتي است.
🔹 دو بار تا مرز جنگ با آمريکا پيش رفتيم. ساقط شدن پهپاد آمريکايي و موشکباران عينالاسد بعد از شهادت سردار قاسم سليماني هر دو بسته به انتخابهاي سياستمداران ميتوانست به جنگ ختم شود.
🔹 ثمره چندين دهه حکمراني سياسي و اقتصادي کشور به يکباره در ماجراي گران شدن قيمت بنزين، شورشهاي شهري و کشته شدن صدها تن بروز و تجلي يافت.
🔹 ترکيب وضعيت تنشآميز سياست خارجي و اشتباههاي سيستمي و انساني به ساقط شدن هواپيماي اوکرايني و جان باختن ۱۷۶ نفر انجاميد.
🔹 شهيد سردار قاسم سليماني ترور شد و عليرغم نمايش انسجامي که تشييع جنازه ايشان برانگيخت، کشته شدن دهها نفر در مراسم خاکسپاري پيکرش در کرمان، درد بزرگي بود.
🔹 انتخابات با انواع نارضايتي اجتماعي و سياسي و با يکي از پايينترين نرخهاي مشارکت در تاريخ جمهوري اسلامي ايران برگزار شد.
🔹 در نهايت ويروس کرونا آمد تا همه کاستيهاي نظام حکمراني و جامعهاي که در يکصد سال گذشته ساخته شده است، به يکباره بيرون بريزد. حکمراني جزيرهاي، بدون تجهيز کافي به نظامهاي مدرن مديريت مسائل پيچيده، کماعتمادي اجتماعي، ضعف شديد نظام رسانهاي و چندين متغير کليدي حکمراني که در مقابل کرونا با چالش جدي مواجه شدند.
⭕️ رخدادهاي مثبت نيز بودند. مشارکت ملي عظيم و فعاليت زياد سمنها در مديريت سيلاب، حضور ميليونها نفر در تشييع جنازه يک سردار ايراني، همدلي يکپارچه و صميمانه ايرانيان با خانوادههاي قربانيان سقوط هواپيماي اوکرايني و تکريم کادر درماني بيمارستانها و بالاخص تقديس پرستاران و احياي جايگاه و منزلت پزشکي و پرستاري در نگاه ايرانيان، همگي رخدادهاي مثبتي هستند، هر چند همه آنها پس از بروز رخدادهاي تلخ تجربه شدند.
⭕️ سال آزمونهاي سخت، تلخيهاي نقد داشت و بسته به اينکه نظام سياسي چگونه اين رخدادها را بازخواني کرده و نوع واکنش خود به آنها را تعيين کند، ميتوان شيرينيهايي نيز داشته باشد که البته نسيهاند.
اميدوار بودن به کاسته شدن از تنشها در سياست خارجي به نحوي که تحريمها رفع شده و شرايط کمتنش پايداري بر سياست خارجي حاکم شود و رفع تحريمها
بازسازي نهاد دولت به نحوي که احساس بيدولتي در جامعه از ميان برود و همزمان حکمراني مبتني بر قانون ايجاد شود.
و اميد به اينکه نظام سياسي درسهاي برآمده از مواجهه با بحران کرونا را درک کرده و براي واکنش مناسب به آنها چارهانديشي کند، شيرينيهايي هستند که هنوز نقد نشدهاند و فقط اميد به آنها وجود دارد.
⭕️ واقعيت اين است که همه رخدادهاي سال ۱۳۹۸ که در ابتدا به آنها اشاره کردم، تلخ بوده و هنوز تلخيشان باقيست؛ اما تلختر اين است که جامعه احساس کند آن اميدهايي که شيرينيهاي نسيه خواندم، هيچگاه به واقعيت تبديل نشوند.
⭕️ سال ۱۳۹۸ از اين جهت، نقطه عطف و حساسي در تاريخ ايران خواهد شد. اگر حکمراني درسهاي ۱۳۹۸ درباره ضرورت اصلاح رويهها را درک کرده و عزمي براي اعمال اصلاحات منجر به بهبود کيفيت حکومت داشته باشد، مردمان آينده ايران از سال ۱۳۹۸ همچون بزنگاهي انباشته از تلخيها ولي منجر به شيريني بهبود و اصلاح ياد خواهند کرد.
🌿 آرزو ميکنم احساسي شبيه به آنچه در دل عباسميرزا بعد از شکست از سپاه روسيه پديد آمد در دل ما و حکمرانان هم پديد آيد. عباس ميرزا از سفير وقت فرانسه درباره چرايي پيشرفت غرب و عقبماندگي ايرانيان پرسيد.
من اما آرزو ميکنم آن احساس به گونهاي پديد آيد که نظام حکمراني جدي از خودش بپرسد: «چرا ظرفيت حل مسألهمان اندک است؟» اگر در فرداي اين پرسش بيرحم، ميداني براي طرح پاسخهاي بيپرده باز شده و شنيده شوند، ايران در جريان تاريخ از آزمونهاي سخت سال ۱۳۹۸ سربلند بيرون ميآيد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
این متن از کانال "دغدغه ایران" باز نشر شده است.
#دغدغه_ایران
@fazeli_mohammad
http://vrgl.ir/FvJbj
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ سال ۱۳۹۸ هر وصفي که داشته باشد، سال آزمونهاي سخت حکمراني و جامعه ايراني هم هست.
🔹 سيلابهاي ابتداي سال رخدادي طبيعي را پيش روي ما قرار دادند که مديريت آن به شدت فرابخشي و مستلزم يک حکمراني منسجم با انواعي از رويههاي هماهنگسازي ميان فعاليتهاي بخش دولتي و غيردولتي است.
🔹 دو بار تا مرز جنگ با آمريکا پيش رفتيم. ساقط شدن پهپاد آمريکايي و موشکباران عينالاسد بعد از شهادت سردار قاسم سليماني هر دو بسته به انتخابهاي سياستمداران ميتوانست به جنگ ختم شود.
🔹 ثمره چندين دهه حکمراني سياسي و اقتصادي کشور به يکباره در ماجراي گران شدن قيمت بنزين، شورشهاي شهري و کشته شدن صدها تن بروز و تجلي يافت.
🔹 ترکيب وضعيت تنشآميز سياست خارجي و اشتباههاي سيستمي و انساني به ساقط شدن هواپيماي اوکرايني و جان باختن ۱۷۶ نفر انجاميد.
🔹 شهيد سردار قاسم سليماني ترور شد و عليرغم نمايش انسجامي که تشييع جنازه ايشان برانگيخت، کشته شدن دهها نفر در مراسم خاکسپاري پيکرش در کرمان، درد بزرگي بود.
🔹 انتخابات با انواع نارضايتي اجتماعي و سياسي و با يکي از پايينترين نرخهاي مشارکت در تاريخ جمهوري اسلامي ايران برگزار شد.
🔹 در نهايت ويروس کرونا آمد تا همه کاستيهاي نظام حکمراني و جامعهاي که در يکصد سال گذشته ساخته شده است، به يکباره بيرون بريزد. حکمراني جزيرهاي، بدون تجهيز کافي به نظامهاي مدرن مديريت مسائل پيچيده، کماعتمادي اجتماعي، ضعف شديد نظام رسانهاي و چندين متغير کليدي حکمراني که در مقابل کرونا با چالش جدي مواجه شدند.
⭕️ رخدادهاي مثبت نيز بودند. مشارکت ملي عظيم و فعاليت زياد سمنها در مديريت سيلاب، حضور ميليونها نفر در تشييع جنازه يک سردار ايراني، همدلي يکپارچه و صميمانه ايرانيان با خانوادههاي قربانيان سقوط هواپيماي اوکرايني و تکريم کادر درماني بيمارستانها و بالاخص تقديس پرستاران و احياي جايگاه و منزلت پزشکي و پرستاري در نگاه ايرانيان، همگي رخدادهاي مثبتي هستند، هر چند همه آنها پس از بروز رخدادهاي تلخ تجربه شدند.
⭕️ سال آزمونهاي سخت، تلخيهاي نقد داشت و بسته به اينکه نظام سياسي چگونه اين رخدادها را بازخواني کرده و نوع واکنش خود به آنها را تعيين کند، ميتوان شيرينيهايي نيز داشته باشد که البته نسيهاند.
اميدوار بودن به کاسته شدن از تنشها در سياست خارجي به نحوي که تحريمها رفع شده و شرايط کمتنش پايداري بر سياست خارجي حاکم شود و رفع تحريمها
بازسازي نهاد دولت به نحوي که احساس بيدولتي در جامعه از ميان برود و همزمان حکمراني مبتني بر قانون ايجاد شود.
و اميد به اينکه نظام سياسي درسهاي برآمده از مواجهه با بحران کرونا را درک کرده و براي واکنش مناسب به آنها چارهانديشي کند، شيرينيهايي هستند که هنوز نقد نشدهاند و فقط اميد به آنها وجود دارد.
⭕️ واقعيت اين است که همه رخدادهاي سال ۱۳۹۸ که در ابتدا به آنها اشاره کردم، تلخ بوده و هنوز تلخيشان باقيست؛ اما تلختر اين است که جامعه احساس کند آن اميدهايي که شيرينيهاي نسيه خواندم، هيچگاه به واقعيت تبديل نشوند.
⭕️ سال ۱۳۹۸ از اين جهت، نقطه عطف و حساسي در تاريخ ايران خواهد شد. اگر حکمراني درسهاي ۱۳۹۸ درباره ضرورت اصلاح رويهها را درک کرده و عزمي براي اعمال اصلاحات منجر به بهبود کيفيت حکومت داشته باشد، مردمان آينده ايران از سال ۱۳۹۸ همچون بزنگاهي انباشته از تلخيها ولي منجر به شيريني بهبود و اصلاح ياد خواهند کرد.
🌿 آرزو ميکنم احساسي شبيه به آنچه در دل عباسميرزا بعد از شکست از سپاه روسيه پديد آمد در دل ما و حکمرانان هم پديد آيد. عباس ميرزا از سفير وقت فرانسه درباره چرايي پيشرفت غرب و عقبماندگي ايرانيان پرسيد.
من اما آرزو ميکنم آن احساس به گونهاي پديد آيد که نظام حکمراني جدي از خودش بپرسد: «چرا ظرفيت حل مسألهمان اندک است؟» اگر در فرداي اين پرسش بيرحم، ميداني براي طرح پاسخهاي بيپرده باز شده و شنيده شوند، ايران در جريان تاريخ از آزمونهاي سخت سال ۱۳۹۸ سربلند بيرون ميآيد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
این متن از کانال "دغدغه ایران" باز نشر شده است.
#دغدغه_ایران
@fazeli_mohammad
http://vrgl.ir/FvJbj
ویرگول
سال آزمونهاي سخت: تلخی نقد و شیرینی نسیه
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي سال هر وصفي که داشته باشد، سال آزمونهاي سخت حکمراني و جامعه ايراني هم هست سيلا…
👍1
🔳⭕️ ارتباط متقابل منابع آب و تغییر اقلیم
حسین سجادی فر - پژوهشگر اقتصاد آب و محیط زیست
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
شعار جهانی امسال روز جهانی آب که مصادف با ۲۲ مارس و سوم فروردین است، "آب و تغییر اقلیم" نامگذاری شده است.
تغییرات اقلیمی باعث تغییر در الگوی بارندگی و بالا آمدن سطح آب دریاها شده است و ميتواند بر منابع آب تاثیرات جدی داشته باشد. تغییرات اقلیمی را ميتوان به عنوان تغییر در الگوهای آب و هوایی در طول زمان و مکان درنظر گرفت که در مناطق بزرگی از جهان دیده میشوند. انتشار دی اکسید کربن، نیتروژن و دیگر گازهای حاصل از احتراق سوختهای فسیلی باعث افزايش دمای زمین شده و تغییرات شدیدي در میزان بارندگی به همراه داشته است.
این شرایط مي تواند بر ساير منابع اکوسیستمی از جمله تغییر در تغذیه آبهای زیرزمینی اثر بگذارد. هیئت بینالمللي تغییرات آب و هوایی از سال ۱۹۸۸ تغییرات آب و هوایی را مورد بررسی قرار داده است و یک سری گزارش از یافتههای خود ارائه نموده است.
این هيئت تعدادي سناريو را برای بررسي تغییرات حاصل در الگوهای آب و هوایی جهان مورد ارزیابی قرار داده است. در مجموع، بهترین برآوردها از شش سناریو این است که دمای زمین در قرن بیست و یکم ۱.۸ تا ۴ درجه افزایش خواهد داشت و سطح آب دریاها در اثر ذوب شدن یخهای قطبي و و يخهاي گرینلند ۱۸ تا ۵۹ سانتی متر افزايش مييابد. اگر ذوب شدن یخهای قطبی ادامه داشته باشد، افزایش سطح دریاها بیشتر از این نیز خواهد بود.
آبهای زیرزمینی عاملی برای افزایش سطح آب دریاها میباشند. برداشت آبهاي زيرزميني براي مقاصد كشاورزي سالانه ۱۰۰۰ تا ۱۳۰۰ کیلومتر مکعب از ذخاير آبهاي زيرزميني را از بين ميبرند كه این برداشت، افزایش ۰.۲ تا ۱ میلی متری سطح آب درياها را به دنبال خواهد داشت (گوديه،۲۰۰۶،ص۲۴۴).
⭕️ شناسایی اثرات احتمالی
اثرات تغییرات اقلیمی بر آبهای زیرزمینی متعدد و متنوع میباشند.
🔹 در نواحی ساحلی
• زير آب رفتن زمینهای پست ساحلی
• زيرآب رفتن تالابها
• افزایش سیل در نواحی ساحلی که بر كيفيت آب تاثیر میگذارد.
• افزایش نفوذ آب شور با بالا آمدن آب
• افزایش تخلیه آبهای زیرزمینی به جریانها در نواحی نزدیک به امواج جذر و مدی
🔹 در سراسر قارهها
• خشکتر شدن نواحی خشک
• مرطوبتر شدن نواحی مرطوب
• افزایش نواحی تحت تاثیر خشکسالی
• افزایش بارندگیهای سنگین
🔹 نتایج برای کشورها و نواحی محلي
• مردم از نواحی سیلزده نقل مکان میکنند که این مساله مهاجرتهای بسيار زيادی از نواحی ساحلی پست پرجمعيت را به همراه دارد.
• افزایش تقاضاي آب در نواحی گرمتر كه کاهش سطح ايستابي آبهاي زیرزمینی و در نتيجه، از دست رفتن سرمایههاي طبیعی را به دنبال دارد.
• در نواحی با افزایش بارندگی، بالاتر آمدن سطح ايستابي آب باعث ميشود كه فشار وارده به خطوط انتقال آب و فاضلاب افزايش يافته و مشكلاتي براي مديريت شبكهها ايجاد شود.
• افزایش شوری آبهای زیرزمینی که مستلزم تصفیه و صرف هزینه بيشتر براي عرضه آب در نواحی ساحلی میباشد.
• از بین رفتن چاههای کم عمق به دلیل نفوذ آب شور به نواحی ساحلی.
• در نواحی با خشکی بیشتر و کاهش آبهای زیرزمینی، احتمال اتکا به آبهای لب شور برای تامین آب از طریق تصفیه به منظور کاهش غلظت مواد معدنی افزایش خواهد يافت.
• براي مديريت عرضه آبهاي شيرين و شور و همچنين جلوگيري از نفوذ بيشتر آبهاي شور، چاهها و لولههای بیشتر در نواحي ساحلي مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
• خاکهای اشباع شده از آب در نواحی مرطوبی که بارندگی بیشتری دارند، بهرهوري توليد محصولات كشاورزي را كاهش ميدهد.
• از بین رفتن زیستگاههای حیات وحش در تالابها و در نتیجه، از بین رفتن زمینهای مورد نياز براي تخمريزي گونههای خشکی و آبزي.
🔹 اثرات ذخیره زیرزمینی دی اکسید کربن
روش دفن دی اکسید کربن موجود در جو در زیر زمین تحت عنوان ترسيب کربن شناخته میشود و یکی از راهکارهای جدید کاهش گازهای گلخانهای محسوب میشود. در حالی که ذخیره زیرسطحی این گاز واکنشی سودمند به مشکل تغییرات اقلیمی است اما اين روش میتواند هزینهها و مشکلات فرامرزی نیز داشته باشد. اثرات شامل اسیدی شدن آبهای زیرزمینی، شور شدن آبهاي قابل شرب، اثرات بالقوه بر زیستگاههای آبی ميباشد. دی اکسید کربن ميتواند از ناحیه تزریق به ساير مكانها حركت كرده و در صورت انفجار، حیات انسانی و جانوری در نواحي مجاور نابود خواهد شد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
این متن از کانال "دورنمای اقتصاد" باز نشر شده است.
@econviews
حسین سجادی فر - پژوهشگر اقتصاد آب و محیط زیست
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
شعار جهانی امسال روز جهانی آب که مصادف با ۲۲ مارس و سوم فروردین است، "آب و تغییر اقلیم" نامگذاری شده است.
تغییرات اقلیمی باعث تغییر در الگوی بارندگی و بالا آمدن سطح آب دریاها شده است و ميتواند بر منابع آب تاثیرات جدی داشته باشد. تغییرات اقلیمی را ميتوان به عنوان تغییر در الگوهای آب و هوایی در طول زمان و مکان درنظر گرفت که در مناطق بزرگی از جهان دیده میشوند. انتشار دی اکسید کربن، نیتروژن و دیگر گازهای حاصل از احتراق سوختهای فسیلی باعث افزايش دمای زمین شده و تغییرات شدیدي در میزان بارندگی به همراه داشته است.
این شرایط مي تواند بر ساير منابع اکوسیستمی از جمله تغییر در تغذیه آبهای زیرزمینی اثر بگذارد. هیئت بینالمللي تغییرات آب و هوایی از سال ۱۹۸۸ تغییرات آب و هوایی را مورد بررسی قرار داده است و یک سری گزارش از یافتههای خود ارائه نموده است.
این هيئت تعدادي سناريو را برای بررسي تغییرات حاصل در الگوهای آب و هوایی جهان مورد ارزیابی قرار داده است. در مجموع، بهترین برآوردها از شش سناریو این است که دمای زمین در قرن بیست و یکم ۱.۸ تا ۴ درجه افزایش خواهد داشت و سطح آب دریاها در اثر ذوب شدن یخهای قطبي و و يخهاي گرینلند ۱۸ تا ۵۹ سانتی متر افزايش مييابد. اگر ذوب شدن یخهای قطبی ادامه داشته باشد، افزایش سطح دریاها بیشتر از این نیز خواهد بود.
آبهای زیرزمینی عاملی برای افزایش سطح آب دریاها میباشند. برداشت آبهاي زيرزميني براي مقاصد كشاورزي سالانه ۱۰۰۰ تا ۱۳۰۰ کیلومتر مکعب از ذخاير آبهاي زيرزميني را از بين ميبرند كه این برداشت، افزایش ۰.۲ تا ۱ میلی متری سطح آب درياها را به دنبال خواهد داشت (گوديه،۲۰۰۶،ص۲۴۴).
⭕️ شناسایی اثرات احتمالی
اثرات تغییرات اقلیمی بر آبهای زیرزمینی متعدد و متنوع میباشند.
🔹 در نواحی ساحلی
• زير آب رفتن زمینهای پست ساحلی
• زيرآب رفتن تالابها
• افزایش سیل در نواحی ساحلی که بر كيفيت آب تاثیر میگذارد.
• افزایش نفوذ آب شور با بالا آمدن آب
• افزایش تخلیه آبهای زیرزمینی به جریانها در نواحی نزدیک به امواج جذر و مدی
🔹 در سراسر قارهها
• خشکتر شدن نواحی خشک
• مرطوبتر شدن نواحی مرطوب
• افزایش نواحی تحت تاثیر خشکسالی
• افزایش بارندگیهای سنگین
🔹 نتایج برای کشورها و نواحی محلي
• مردم از نواحی سیلزده نقل مکان میکنند که این مساله مهاجرتهای بسيار زيادی از نواحی ساحلی پست پرجمعيت را به همراه دارد.
• افزایش تقاضاي آب در نواحی گرمتر كه کاهش سطح ايستابي آبهاي زیرزمینی و در نتيجه، از دست رفتن سرمایههاي طبیعی را به دنبال دارد.
• در نواحی با افزایش بارندگی، بالاتر آمدن سطح ايستابي آب باعث ميشود كه فشار وارده به خطوط انتقال آب و فاضلاب افزايش يافته و مشكلاتي براي مديريت شبكهها ايجاد شود.
• افزایش شوری آبهای زیرزمینی که مستلزم تصفیه و صرف هزینه بيشتر براي عرضه آب در نواحی ساحلی میباشد.
• از بین رفتن چاههای کم عمق به دلیل نفوذ آب شور به نواحی ساحلی.
• در نواحی با خشکی بیشتر و کاهش آبهای زیرزمینی، احتمال اتکا به آبهای لب شور برای تامین آب از طریق تصفیه به منظور کاهش غلظت مواد معدنی افزایش خواهد يافت.
• براي مديريت عرضه آبهاي شيرين و شور و همچنين جلوگيري از نفوذ بيشتر آبهاي شور، چاهها و لولههای بیشتر در نواحي ساحلي مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
• خاکهای اشباع شده از آب در نواحی مرطوبی که بارندگی بیشتری دارند، بهرهوري توليد محصولات كشاورزي را كاهش ميدهد.
• از بین رفتن زیستگاههای حیات وحش در تالابها و در نتیجه، از بین رفتن زمینهای مورد نياز براي تخمريزي گونههای خشکی و آبزي.
🔹 اثرات ذخیره زیرزمینی دی اکسید کربن
روش دفن دی اکسید کربن موجود در جو در زیر زمین تحت عنوان ترسيب کربن شناخته میشود و یکی از راهکارهای جدید کاهش گازهای گلخانهای محسوب میشود. در حالی که ذخیره زیرسطحی این گاز واکنشی سودمند به مشکل تغییرات اقلیمی است اما اين روش میتواند هزینهها و مشکلات فرامرزی نیز داشته باشد. اثرات شامل اسیدی شدن آبهای زیرزمینی، شور شدن آبهاي قابل شرب، اثرات بالقوه بر زیستگاههای آبی ميباشد. دی اکسید کربن ميتواند از ناحیه تزریق به ساير مكانها حركت كرده و در صورت انفجار، حیات انسانی و جانوری در نواحي مجاور نابود خواهد شد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
این متن از کانال "دورنمای اقتصاد" باز نشر شده است.
@econviews
Telegram
attach 📎
🔳⭕️ نماینده کدام مردم؟
(تصمیماندیشی ۵)
امیر ناظمی
⭕️مردم میگویند ...
سیاستمدار ایرانی به شدت دوست دارد از جملههایی استفاده کند که منتسب به مردم است؛ مثلا بگوید: «مردم میگویند ...» یا «مردم از ما میخواهند که ...»؛ از آن عجیبتر آن است که منتقدان آنها هم از همین جملات به صورت وارون استفاده میکنند.
اساسا فهم سیاستمدار ایرانی (چه درون حاکمیت و چه بیرون آن) از دموکراسی یا مردمسالاری نشاندهنده پیشفرضهایی است که لازم است این پیشفرضها را مرور کرد.
⭕️پیشفرض اشتباه۱: مردم دارای خواسته مشخص هستند!
اولین مشکل از جایی آغاز میشود که سیاستمدار این فرض را داشته باشد که «مردم یک گروه مشخص دارای خواستههای مشخص هستند». اما واقعیت آن است که مردم متنوع و با خواستههایی متنوع هستند که اغلب در تعارض با یکدیگر هستند.
برخی از مردم رابطه با آمریکا را درست میدانند و برخی نه! درست همانطور که برخی از مردم ورود زنان به استادیوم را و برخی نه! مردم یک گروه همشکل و همنظر نیستند! به همین دلیل هم «هیچکس نماینده همه مردم نیست»! هیچکس هم نمیتواند نماینده همه مردم باشد!
تا زمانی که این واقعیت را سیاستمدار و سیاستگذار ایرانی نفهمد، در دام اشتباه بزرگ تصمیمگیری میافتد: او میخواهد مردم را راضی کند، میخواهد مجری خواسته آنان باشد و میخواهد محبوب آنها باشد؛ در حالی که در عالم واقعیت هر سیاستمدار در بهترین حالت نماینده بخشی از مردم است و نهایتا نماینده خواستههای همان بخش از مردم هم هست!
همان سیاستمداری که دوست دارد نماینده همه نظرها باشد، آن قدری دچار تعارض میشود که دیگر نماینده هیچکس نیست.
برای قرنطینه کردن یا برای گران کردن بنزین یا برای یک اعتراف سخت، نمیشود تصمیمی گرفت که همه مردم از آن راضی باشند؛ حتما هر گزینهای مخالفان اصلی خود را دارد؛ رویای محبوب همه مردم بودن، همان رویای دائم سیاستمداری ایرانی است، که آنان را به سمت غیرمحبوب بودن سوق میدهد.
⭕️پیشفرض اشتباه۲: سیاستمدار مجری خواسته مردم است!
سیاستمدار ایرانی فکر میکند نماینده مردم برای اجرای خواستههای آنها است!
به این ترتیب وقتی در برابر هر مسالهای گزینههای الف تا ی وجود دارد که هر کدام بخشی از مردم آن را میپسندند، و نه همه مردم!
حالا فرض کنید سیاستمدار متوجه شود که اغلب مردم نظرشان آن است که با روغن بنفشه میتوان کرونا را مداوا کرد! آیا او باید مجری خواسته آنان باشد؟
وقتی در انگلستان مردم به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (Brexit) رای دادند؛ سیاستمدارانی که مخالف این ایده بودند، نه در برابر خواسته مردم مقاومت کردند و نه مجری این ایده اشتباه شدند؛ آنها استعفا دادند تا انتخابات مجددی برگزار شود و آن سیاستمدارانی که به این خروج باور دارند به قدرت بیایند!
به عبارتی دیگر: سیاستمدار مجری خواسته مردم نیست؛ سیاستمدار خوب کسی است که برای هر چالشی میتواند گزینه خودش را ارائه دهد و اگر مردم خواستند و به او رای دادند مجری آن گزینه پیشنهادیاش میشود.
در یک کلام: سیاستمدار مجری گزینهها نیست؛ او باید طراح گزینه باشد!
⭕️ترکیب این دو اشتباه: پوپولیسم یا اقتدارگرایی!
ترکیب این دو پیشفرض ما را به پوپولیسم یا اقتدارگرایی میکشاند.
وقتی سیاستمدار ایرانی میخواهد نماینده مردم یا حداقل اکثریت مردم باشد، تلاش میکند تا کشف کند که هر گزینه چه اندازه محبوبیت بین مردم دارد.
او میخواهد در هر مسالهای به سراغ پرطرفدارترین گزینه برود؛ به این ترتیب او میشود ملغمهای از انتخابهای ناهمخوان!
سیاستمدار پوپولیست همان سیاستمداری که دوست دارد همیشه پرطرفدارترین گزینه را انتخاب کند و پر میشود از انتخابهای ناهمسازگار با همدیگر، تصویری از انتخابهای متناقض!
یا در سوی دیگر تلاش میکند تا به اتکاء اقتدار گزینههایی که درست میداند را به هر قیمتی پیش ببرد.
⭕️توصیه راهبردی
هر سیاستمدار توسط بخش نسبتا بزرگی از مردم انتخاب میشود و برای همانها هم محبوب هست؛ و نهایتا با بهترین عملکرد میتواند اندکی از افراد نهایتا بیرای را به سمت خود جلب میکند. وفاداری به همانهایی که انتخابش کردهاند، به خاطر مجموعه رفتارها و منشهای آن سیاستمدار (یا در فقدان احزاب، به واسطه برنامهها و شعارهایشان) است.
سیاستمداری موفق است که گزینهای را انتخاب کند که با سایر سیاستها یا همان شعارها و برنامهها، همخوان باشد! این همخوانی یعنی یافتن چیزی که پیونددهنده میان رفتارهای مختلف باشد؛ همان چیزی که دیدگاه یا بینش خاص او بوده است؛ همان چیزی که بخش عمده (حدود ۳۰٪ مردم در زمان انتخابات) آن را گزیدهاند.
تا زمانی که از جملههایمان «مردم ... را میخواهند» را حذف نکنیم؛ یعنی هنوز دموکراسی را نفهمیدهایم.
یادداشتهایی ذیل عنوان «تصمیماندیشی» هر روز در کانال @sharenovate منتشر میشود.
http://vrgl.ir/oWNJT
(تصمیماندیشی ۵)
امیر ناظمی
⭕️مردم میگویند ...
سیاستمدار ایرانی به شدت دوست دارد از جملههایی استفاده کند که منتسب به مردم است؛ مثلا بگوید: «مردم میگویند ...» یا «مردم از ما میخواهند که ...»؛ از آن عجیبتر آن است که منتقدان آنها هم از همین جملات به صورت وارون استفاده میکنند.
اساسا فهم سیاستمدار ایرانی (چه درون حاکمیت و چه بیرون آن) از دموکراسی یا مردمسالاری نشاندهنده پیشفرضهایی است که لازم است این پیشفرضها را مرور کرد.
⭕️پیشفرض اشتباه۱: مردم دارای خواسته مشخص هستند!
اولین مشکل از جایی آغاز میشود که سیاستمدار این فرض را داشته باشد که «مردم یک گروه مشخص دارای خواستههای مشخص هستند». اما واقعیت آن است که مردم متنوع و با خواستههایی متنوع هستند که اغلب در تعارض با یکدیگر هستند.
برخی از مردم رابطه با آمریکا را درست میدانند و برخی نه! درست همانطور که برخی از مردم ورود زنان به استادیوم را و برخی نه! مردم یک گروه همشکل و همنظر نیستند! به همین دلیل هم «هیچکس نماینده همه مردم نیست»! هیچکس هم نمیتواند نماینده همه مردم باشد!
تا زمانی که این واقعیت را سیاستمدار و سیاستگذار ایرانی نفهمد، در دام اشتباه بزرگ تصمیمگیری میافتد: او میخواهد مردم را راضی کند، میخواهد مجری خواسته آنان باشد و میخواهد محبوب آنها باشد؛ در حالی که در عالم واقعیت هر سیاستمدار در بهترین حالت نماینده بخشی از مردم است و نهایتا نماینده خواستههای همان بخش از مردم هم هست!
همان سیاستمداری که دوست دارد نماینده همه نظرها باشد، آن قدری دچار تعارض میشود که دیگر نماینده هیچکس نیست.
برای قرنطینه کردن یا برای گران کردن بنزین یا برای یک اعتراف سخت، نمیشود تصمیمی گرفت که همه مردم از آن راضی باشند؛ حتما هر گزینهای مخالفان اصلی خود را دارد؛ رویای محبوب همه مردم بودن، همان رویای دائم سیاستمداری ایرانی است، که آنان را به سمت غیرمحبوب بودن سوق میدهد.
⭕️پیشفرض اشتباه۲: سیاستمدار مجری خواسته مردم است!
سیاستمدار ایرانی فکر میکند نماینده مردم برای اجرای خواستههای آنها است!
به این ترتیب وقتی در برابر هر مسالهای گزینههای الف تا ی وجود دارد که هر کدام بخشی از مردم آن را میپسندند، و نه همه مردم!
حالا فرض کنید سیاستمدار متوجه شود که اغلب مردم نظرشان آن است که با روغن بنفشه میتوان کرونا را مداوا کرد! آیا او باید مجری خواسته آنان باشد؟
وقتی در انگلستان مردم به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (Brexit) رای دادند؛ سیاستمدارانی که مخالف این ایده بودند، نه در برابر خواسته مردم مقاومت کردند و نه مجری این ایده اشتباه شدند؛ آنها استعفا دادند تا انتخابات مجددی برگزار شود و آن سیاستمدارانی که به این خروج باور دارند به قدرت بیایند!
به عبارتی دیگر: سیاستمدار مجری خواسته مردم نیست؛ سیاستمدار خوب کسی است که برای هر چالشی میتواند گزینه خودش را ارائه دهد و اگر مردم خواستند و به او رای دادند مجری آن گزینه پیشنهادیاش میشود.
در یک کلام: سیاستمدار مجری گزینهها نیست؛ او باید طراح گزینه باشد!
⭕️ترکیب این دو اشتباه: پوپولیسم یا اقتدارگرایی!
ترکیب این دو پیشفرض ما را به پوپولیسم یا اقتدارگرایی میکشاند.
وقتی سیاستمدار ایرانی میخواهد نماینده مردم یا حداقل اکثریت مردم باشد، تلاش میکند تا کشف کند که هر گزینه چه اندازه محبوبیت بین مردم دارد.
او میخواهد در هر مسالهای به سراغ پرطرفدارترین گزینه برود؛ به این ترتیب او میشود ملغمهای از انتخابهای ناهمخوان!
سیاستمدار پوپولیست همان سیاستمداری که دوست دارد همیشه پرطرفدارترین گزینه را انتخاب کند و پر میشود از انتخابهای ناهمسازگار با همدیگر، تصویری از انتخابهای متناقض!
یا در سوی دیگر تلاش میکند تا به اتکاء اقتدار گزینههایی که درست میداند را به هر قیمتی پیش ببرد.
⭕️توصیه راهبردی
هر سیاستمدار توسط بخش نسبتا بزرگی از مردم انتخاب میشود و برای همانها هم محبوب هست؛ و نهایتا با بهترین عملکرد میتواند اندکی از افراد نهایتا بیرای را به سمت خود جلب میکند. وفاداری به همانهایی که انتخابش کردهاند، به خاطر مجموعه رفتارها و منشهای آن سیاستمدار (یا در فقدان احزاب، به واسطه برنامهها و شعارهایشان) است.
سیاستمداری موفق است که گزینهای را انتخاب کند که با سایر سیاستها یا همان شعارها و برنامهها، همخوان باشد! این همخوانی یعنی یافتن چیزی که پیونددهنده میان رفتارهای مختلف باشد؛ همان چیزی که دیدگاه یا بینش خاص او بوده است؛ همان چیزی که بخش عمده (حدود ۳۰٪ مردم در زمان انتخابات) آن را گزیدهاند.
تا زمانی که از جملههایمان «مردم ... را میخواهند» را حذف نکنیم؛ یعنی هنوز دموکراسی را نفهمیدهایم.
یادداشتهایی ذیل عنوان «تصمیماندیشی» هر روز در کانال @sharenovate منتشر میشود.
http://vrgl.ir/oWNJT
ویرگول
نماینده کدام مردم؟
تصمیماندیشی ۵ امیر ناظمی مردم میگویند سیاستمدار ایرانی به شدت دوست دارد از جملههایی استفاده کند که منتسب به مردم است؛ مثلا بگوی…
👍2
🔳⭕️من نقی معمولیام تو چطور؟
دکتر مجتبی لشکربلوکی
سریال پایتخت در حال پخش شدن از تلویزیون است و من به «نقی» فکر میکنم. چقدر این نقی آشناست و چقدر فامیلی هوشمندانهای دارد: «معمولی». او یک کاراکتر خاص نیست. معدل و میانگین جامعه ماست. نقی معمولی یعنی من و یعنی تو. چرا چنین چیزی میگویم؟ به نقاط شباهت نقی معمولی به میانگین جامعه ایرانی دقت کنید:
نقی معمولی راجع به همه چیز اظهار نظر میکند. تا حالا چنین دیالوگی از او نشنیدهایم: من نمیدانم باید فکر کنم. نقی معمولی جهان کوچکی دارد یعنی وقتی راننده نماینده مجلس میشود طوری رفتار میکند که نماینده مازندران در پارلمان است و نماینده پارلمان در مازندران! روی ماشینش پرچم ایران میگذارد مانند ماشین روسای جمهور و کلت و هفت تیر به کمر میبنندد.
نقی معمولی اعتماد بنفس دارد در سطح لالیگا. نقی پارتی بازی میکند؛ از همسرش میخواهد که خبر بازگشت وی را از حج در اخبار استانی بگوید! حالا اگر نمیتواند در مشروح اخبار دست کم در خلاصه اخبار!
نقی معمولی میخواهد همیشه بالا باشد: از اصرار بر هِد فامیل بودن تا سرگروه شدن در تمرین قبل از رفتن به حج.
نقی معمولی راحت دروغ میگوید! حتی برای رفتن به خانه خدا هم دروغ میگوید آن هم دقیقا شب قبل از رفتن! نقی معمولی کتاب نمیخواند! همین! خیلی ساده!
و از همه مهمتر؛ نقی معمولی خود تعمیم یافته ندارد. راجع به این بیشتر صحبت میکنم.
البته نقی معمولی ويژگیهای مثبت نیز دارد:
🔹 خانواده دوست است.
🔹 به بزرگترها احترام میگذارد.
🔹 گاهی اوقات رفتار اخلاقی و جوانمردانه دارد.
🔹 زحمتکش و جنگنده است برای خانوادهاش میجنگد.
🔹 روی خانواده اش تعصب خاصی دارد.
دیدید؟ نقی معمولی نماد جامعه ایرانی است. معدل و میانگین جامعه ماست. بسیار شبیه به من و تو.
☑️تجویز راهبردی:
از میان همه مختصات نقی معمولی، یا به عبارت بهتر از میان همه مختصات خودم و شما میخواهم به مساله عدم شکلگیری «خود تعمیم یافته» اشاره کنم.
مقصود فراستخواه، جامعه پژوه معاصر ما معتقد است: توسعه یافتگی محصول نوعی آگاهی میان فردی و فرافردی است. یا به تعبیر من توسعه حاصل وجود «خودِ تعمیم یافته» است. بگذارید مثالی بزنم: وقتی درک میکنم علاوه بر من و خانواده من، افراد دیگری نیز در این مجتمع آپارتمانی زندگی میکنند. از آن لحظه به بعد همانطور که حواسم به خودم و خانوادهام است، ملاحظه همه ساکنان آپارتمان را میکنم. اینجاست که به خود تعمیم یافته رسیدهام. نحوه رفتوآمد و صدا و استفاده از فضای مجتمع مسکونی، به نحوی خواهد بود که دیگران را هر لحظه در کنار خودم میبینیم.
در خود محدود، من به عنوان پدر فقط فرزندم را به خاطر نسبت خونی، مورد توجه قرار میدهم ولی در خود تعمیم یافته، همسایه و همشهری را صاحب حق وحقوق میدانم و دستیابی به خود تعمیم یافته حاصل تامل، تمرین و تجربه است.
پس سه پیشنهاد دارم:
✅ برای تامل: کتاب خودمداری ایرانیان را بخوانیم.
✅ برای تمرین: یک ماه تمرین کنیم که خانواده دیگران را خانواده خود بپنداریم. آنگاه آیا همان رفتاری را میکنیم که با وی میکنیم؟
✅ برای تجربه: به گونهای رفتار کنیم که برای نسل بعدی یک الگوی متفاوت رفتاری باشیم. آدمها بر اساس تجربه زیستهشان میآموزند که چه کاری خوب است و چه کاری بد. بحران کرونا زمان بسیار مناسبی است برای تجربه خود تعمیم یافته. یعنی درک کنم که هر رفتار ساده میتواند باعث مرگ دیگری شود.
فقط همین را بگویم که این خود تعمیم یافته بسیار مهم است: ما همیشه از خویشاوندگرایی و پارتیبازی مینالیم. همیشه میشنویم که در کشور امکان اجماع نظر وجود ندارد. از قبیله سالاری و قومگرایی گله میکنیم. از اینکه دموکراسی در ایران شکل نمیگیرد ناراحتیم. یکی از مهمترین بلوکهای سازنده فرآیند توسعه یافتگی (اجماع نظر، دموکراسی، شایسته سالاری) دستیابی به این خود تعمیم یافته است. تا من تو را درک نکنم و تا تو من را نفهمی و تا به من تعمیم یافته نرسیم توسعه دشوار خواهد بود. البته توسعه یافتگی شروط دیگری نیز دارد و من منکر نقش نظام کشورداری و ... نیستم.
در سریال پایتخت همای سعادت همنشین نقی معمولی است اما در دنیای واقعی همای سعادت (توسعه یافتگی) روی دوش نقی معمولی (من و تو) نخواهد نشست. باید از خودمداری به دیگرفهمی و دگرپذیری مهاجرت کنیم. همه ما یک خانواده بزرگ داریم به نام ایران و خانوادهای بزرگتر به گستردگی جهان.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
دکتر مجتبی لشکربلوکی
سریال پایتخت در حال پخش شدن از تلویزیون است و من به «نقی» فکر میکنم. چقدر این نقی آشناست و چقدر فامیلی هوشمندانهای دارد: «معمولی». او یک کاراکتر خاص نیست. معدل و میانگین جامعه ماست. نقی معمولی یعنی من و یعنی تو. چرا چنین چیزی میگویم؟ به نقاط شباهت نقی معمولی به میانگین جامعه ایرانی دقت کنید:
نقی معمولی راجع به همه چیز اظهار نظر میکند. تا حالا چنین دیالوگی از او نشنیدهایم: من نمیدانم باید فکر کنم. نقی معمولی جهان کوچکی دارد یعنی وقتی راننده نماینده مجلس میشود طوری رفتار میکند که نماینده مازندران در پارلمان است و نماینده پارلمان در مازندران! روی ماشینش پرچم ایران میگذارد مانند ماشین روسای جمهور و کلت و هفت تیر به کمر میبنندد.
نقی معمولی اعتماد بنفس دارد در سطح لالیگا. نقی پارتی بازی میکند؛ از همسرش میخواهد که خبر بازگشت وی را از حج در اخبار استانی بگوید! حالا اگر نمیتواند در مشروح اخبار دست کم در خلاصه اخبار!
نقی معمولی میخواهد همیشه بالا باشد: از اصرار بر هِد فامیل بودن تا سرگروه شدن در تمرین قبل از رفتن به حج.
نقی معمولی راحت دروغ میگوید! حتی برای رفتن به خانه خدا هم دروغ میگوید آن هم دقیقا شب قبل از رفتن! نقی معمولی کتاب نمیخواند! همین! خیلی ساده!
و از همه مهمتر؛ نقی معمولی خود تعمیم یافته ندارد. راجع به این بیشتر صحبت میکنم.
البته نقی معمولی ويژگیهای مثبت نیز دارد:
🔹 خانواده دوست است.
🔹 به بزرگترها احترام میگذارد.
🔹 گاهی اوقات رفتار اخلاقی و جوانمردانه دارد.
🔹 زحمتکش و جنگنده است برای خانوادهاش میجنگد.
🔹 روی خانواده اش تعصب خاصی دارد.
دیدید؟ نقی معمولی نماد جامعه ایرانی است. معدل و میانگین جامعه ماست. بسیار شبیه به من و تو.
☑️تجویز راهبردی:
از میان همه مختصات نقی معمولی، یا به عبارت بهتر از میان همه مختصات خودم و شما میخواهم به مساله عدم شکلگیری «خود تعمیم یافته» اشاره کنم.
مقصود فراستخواه، جامعه پژوه معاصر ما معتقد است: توسعه یافتگی محصول نوعی آگاهی میان فردی و فرافردی است. یا به تعبیر من توسعه حاصل وجود «خودِ تعمیم یافته» است. بگذارید مثالی بزنم: وقتی درک میکنم علاوه بر من و خانواده من، افراد دیگری نیز در این مجتمع آپارتمانی زندگی میکنند. از آن لحظه به بعد همانطور که حواسم به خودم و خانوادهام است، ملاحظه همه ساکنان آپارتمان را میکنم. اینجاست که به خود تعمیم یافته رسیدهام. نحوه رفتوآمد و صدا و استفاده از فضای مجتمع مسکونی، به نحوی خواهد بود که دیگران را هر لحظه در کنار خودم میبینیم.
در خود محدود، من به عنوان پدر فقط فرزندم را به خاطر نسبت خونی، مورد توجه قرار میدهم ولی در خود تعمیم یافته، همسایه و همشهری را صاحب حق وحقوق میدانم و دستیابی به خود تعمیم یافته حاصل تامل، تمرین و تجربه است.
پس سه پیشنهاد دارم:
✅ برای تامل: کتاب خودمداری ایرانیان را بخوانیم.
✅ برای تمرین: یک ماه تمرین کنیم که خانواده دیگران را خانواده خود بپنداریم. آنگاه آیا همان رفتاری را میکنیم که با وی میکنیم؟
✅ برای تجربه: به گونهای رفتار کنیم که برای نسل بعدی یک الگوی متفاوت رفتاری باشیم. آدمها بر اساس تجربه زیستهشان میآموزند که چه کاری خوب است و چه کاری بد. بحران کرونا زمان بسیار مناسبی است برای تجربه خود تعمیم یافته. یعنی درک کنم که هر رفتار ساده میتواند باعث مرگ دیگری شود.
فقط همین را بگویم که این خود تعمیم یافته بسیار مهم است: ما همیشه از خویشاوندگرایی و پارتیبازی مینالیم. همیشه میشنویم که در کشور امکان اجماع نظر وجود ندارد. از قبیله سالاری و قومگرایی گله میکنیم. از اینکه دموکراسی در ایران شکل نمیگیرد ناراحتیم. یکی از مهمترین بلوکهای سازنده فرآیند توسعه یافتگی (اجماع نظر، دموکراسی، شایسته سالاری) دستیابی به این خود تعمیم یافته است. تا من تو را درک نکنم و تا تو من را نفهمی و تا به من تعمیم یافته نرسیم توسعه دشوار خواهد بود. البته توسعه یافتگی شروط دیگری نیز دارد و من منکر نقش نظام کشورداری و ... نیستم.
در سریال پایتخت همای سعادت همنشین نقی معمولی است اما در دنیای واقعی همای سعادت (توسعه یافتگی) روی دوش نقی معمولی (من و تو) نخواهد نشست. باید از خودمداری به دیگرفهمی و دگرپذیری مهاجرت کنیم. همه ما یک خانواده بزرگ داریم به نام ایران و خانوادهای بزرگتر به گستردگی جهان.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
👍1
🔳⭕️ بررسی ابعاد اقتصادی شیوع کرونا
دکتر حامد قدوسی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
قطعا جهان پس از کرونا مانند گذشته نخواهد بود. شوک منفی این ویروس برای ما و جهان سرنوشت متفاوتی رقم خواهد زد. اول ويژگیهای این بحران را با هم مرور کنیم و سپس چند پیشنهاد مشخص ارایه خواهد شد. باید با آگاهی به جنگ کرونا رفت.
🔹ویژگی اول:
برخلاف تجربیات قبلی، این اولین بار است که یک اپیدمی اقتصادهای توسعهیافته را درگیر میکند. اقتصادهای توسعهیافته موتورمحرکه اقتصاد جهان هستند، طبعا با فرونشستن این اقتصادها احتمال ورود به رکودی جهانی وجود دارد. مگر این که به زودی راهی برای کنترل شیوع و اثرگذاری کرونا یافت شود.
🔹ویژگی دوم:
این بحران هم سمت عرضه در اقتصاد را تحت تأثیر قرار داده و هم سمت تقاضا را و این به معنی عمق زیاد رکود حاصل از این بحران است.
🔹ویژگی سوم:
بحران کرونا یک بحران فراگیر است که همه دنیا و همه اقشار را درگیر خود کرده، این بحران مساله «همه» است نه فقط مساله مبتلایان یا مساله مردمی در منطقهای خاص.
🔹ویژگی چهارم:
به دلیل جهانیشدن اقتصاد و وابستگی متقابل کشورهای مختلف به یکدیگر امکان قرنطینه یک کشور وجود ندارد. حتی اگر کشوری در شرایطی آرمانی خود را از دنیا ایزوله کند، با اولین اتصال ناگزیر به زنجیره جهانی راه را برای ورود ویروس باز کرده است.
⭕️ اقتصاد ایران:
این بحران در یکی بدترین دوران تاریخی برای اقتصاد ایران اتفاق افتاد. از سال ۸۷ شاهد عملکرد ضعیف اقتصاد ایران هستیم و بعید نیست یکی از دلایل تعلل و بیعملی یا واکنش کند دولت در عکسالعمل به این بحران، همین موضوع باشد.
🔹مردم در مشکلات پیشین پساندازهای احتیاطی خود را مصرف کردهاند و حالا توان اندکی برای مقابله با این شرایط ویژه دارند.
🔹 بنگاهها با بحران نقدینگی و سرمایه در گردش روبرو هستند.
🔹 منابع بودجهای دولت بسیار محدود است.
🔹اقتصاد ایران با چالشهای چندگانه ساختاری مواجه است: بحران بانکی، بحران صندوقهای بازنشستگی، بودجه وابسته به نفت، تورم، تحریم و ...
🔹 حاکمیت از سرمایه اجتماعی پایینی برخوردار است.
⭕️ مکانیزمهای اثرگذاری بحران کرونا بر اقتصاد ایران:
🔹سطح خانوار:
دو عکسالعمل خانوار در مقابله با شیوع کرونا جدی است: (۱) کاهش مصرف کل و تغییر سبد مصرف؛ (۲) کاهش عرضه نیروی کار
🔹سطح بنگاهها:
- بخش خدمات در وهلهی اول و پس از آن صنایع محصولات بادوام و غیرضروری از این بحران بیشترین ضربه را میخورند. هرچند صنایع تولیدکننده محصولات بهداشتی با شوک مثبت روبرو هستند.
- اغلب بنگاهها با کمبود تقاضا برای محصولاتشان مواجه میشوند.
- رکود به وجود آمده مسائل مربوط به نقدینگی و سرمایه در گردش بنگاهها را عمیقتر میکند و مسائل جدیدی نظیر عدم توانایی برای بازپرداخت وامهای پیشین، پرداخت مالیات و بیمه به وجود میآورد.
🔹سطح کلان (دولت)
- این بحران بر تعاملات تجاری اثر جدی دارد، در کاهش قیمت نفت خام موثر بوده و به صنعت گردشگری ما ضربه جدی زده است.
- کاهش گردشگری خروجی، کاهش قیمت محصولات خام وارداتی و کمکهای بینالمللی میتوانند تا حدی در کاهش عمق این بحران موثر باشند.
- تحریمها با محدود کردن تنوع زنجیره تامین آسیبپذیری اقتصاد و آسیبرسانی بحران کرونا را تشدید میکند.
- بودجه دولت نیز به دلیل کاهش قیمت نفت، کاهش صادرات محصولات پتروشیمی، افزایش هزینههای بهداشت و سلامت و سیاستهای مقابله با بحران کرونا، کاهش گردشگر ورودی و صادرات غیرنفتی با بحران کرونا تحت فشار دوچندان قرار خواهد گرفت.
☑️ پیشنهادات سیاستگذاری
🔹سیاست پولی:
تا حد ممکن میبایست با یک سیاست پولی انبساطی کاهش تقاضا جلوگیری کرد. هرچند این سیاست در آینده با تورم همراه خواهد بود ولی در شرایط فعلی ناگزیر از پذیرش این تورم هستیم.
🔹سیاست مالی (بودجهای):
دولت برای جلوگیری از ورشستگی بنگاهها و حفظ زنجیره تامین میبایست با مسامحه بیشتر با صنایع برخود کند. به عنوان مثال با به تعویق انداختن مالیات یا کاهش سهم تامین اجتماعی به بنگاههای امکان و انگیزه لازم برای تدام فعالیت را بدهد. سیاستهای حمایتی-معیشتی برای کمک به خانوارها و کسبوکارهایی که تاب تحمل این شرایط دشوار را ندارند از سیاستهای ضروری است که لازم است دولت به سرعت و با توجه ویژه نسبت به آن اقدام نماید.
🔹سیاست تجاری:
با توجه به این که بحران کرونا مستقیما به تعاملات تجاری آسیب زده است، دولت میبایست قیود و اصطکاکات موجود در این عرصه را کاهش دهد تا انگیزه لازم برای این تعاملات به وجود آید.
این متن توسط هیات تحریریه #شبکه_توسعه بر اساس اپیزود بیستم پادکست سکه برای بازنشر انتخاب شده است. اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.
میتوانید متن کامل را در صفحه ویرگول پادکست سکه مطالعه کنید.
@I_D_Network [شبکه توسعه]
@Sekke_Podcast [پادکست سکه]
دکتر حامد قدوسی
⏰ زمان مطالعه: ۳ دقیقه
قطعا جهان پس از کرونا مانند گذشته نخواهد بود. شوک منفی این ویروس برای ما و جهان سرنوشت متفاوتی رقم خواهد زد. اول ويژگیهای این بحران را با هم مرور کنیم و سپس چند پیشنهاد مشخص ارایه خواهد شد. باید با آگاهی به جنگ کرونا رفت.
🔹ویژگی اول:
برخلاف تجربیات قبلی، این اولین بار است که یک اپیدمی اقتصادهای توسعهیافته را درگیر میکند. اقتصادهای توسعهیافته موتورمحرکه اقتصاد جهان هستند، طبعا با فرونشستن این اقتصادها احتمال ورود به رکودی جهانی وجود دارد. مگر این که به زودی راهی برای کنترل شیوع و اثرگذاری کرونا یافت شود.
🔹ویژگی دوم:
این بحران هم سمت عرضه در اقتصاد را تحت تأثیر قرار داده و هم سمت تقاضا را و این به معنی عمق زیاد رکود حاصل از این بحران است.
🔹ویژگی سوم:
بحران کرونا یک بحران فراگیر است که همه دنیا و همه اقشار را درگیر خود کرده، این بحران مساله «همه» است نه فقط مساله مبتلایان یا مساله مردمی در منطقهای خاص.
🔹ویژگی چهارم:
به دلیل جهانیشدن اقتصاد و وابستگی متقابل کشورهای مختلف به یکدیگر امکان قرنطینه یک کشور وجود ندارد. حتی اگر کشوری در شرایطی آرمانی خود را از دنیا ایزوله کند، با اولین اتصال ناگزیر به زنجیره جهانی راه را برای ورود ویروس باز کرده است.
⭕️ اقتصاد ایران:
این بحران در یکی بدترین دوران تاریخی برای اقتصاد ایران اتفاق افتاد. از سال ۸۷ شاهد عملکرد ضعیف اقتصاد ایران هستیم و بعید نیست یکی از دلایل تعلل و بیعملی یا واکنش کند دولت در عکسالعمل به این بحران، همین موضوع باشد.
🔹مردم در مشکلات پیشین پساندازهای احتیاطی خود را مصرف کردهاند و حالا توان اندکی برای مقابله با این شرایط ویژه دارند.
🔹 بنگاهها با بحران نقدینگی و سرمایه در گردش روبرو هستند.
🔹 منابع بودجهای دولت بسیار محدود است.
🔹اقتصاد ایران با چالشهای چندگانه ساختاری مواجه است: بحران بانکی، بحران صندوقهای بازنشستگی، بودجه وابسته به نفت، تورم، تحریم و ...
🔹 حاکمیت از سرمایه اجتماعی پایینی برخوردار است.
⭕️ مکانیزمهای اثرگذاری بحران کرونا بر اقتصاد ایران:
🔹سطح خانوار:
دو عکسالعمل خانوار در مقابله با شیوع کرونا جدی است: (۱) کاهش مصرف کل و تغییر سبد مصرف؛ (۲) کاهش عرضه نیروی کار
🔹سطح بنگاهها:
- بخش خدمات در وهلهی اول و پس از آن صنایع محصولات بادوام و غیرضروری از این بحران بیشترین ضربه را میخورند. هرچند صنایع تولیدکننده محصولات بهداشتی با شوک مثبت روبرو هستند.
- اغلب بنگاهها با کمبود تقاضا برای محصولاتشان مواجه میشوند.
- رکود به وجود آمده مسائل مربوط به نقدینگی و سرمایه در گردش بنگاهها را عمیقتر میکند و مسائل جدیدی نظیر عدم توانایی برای بازپرداخت وامهای پیشین، پرداخت مالیات و بیمه به وجود میآورد.
🔹سطح کلان (دولت)
- این بحران بر تعاملات تجاری اثر جدی دارد، در کاهش قیمت نفت خام موثر بوده و به صنعت گردشگری ما ضربه جدی زده است.
- کاهش گردشگری خروجی، کاهش قیمت محصولات خام وارداتی و کمکهای بینالمللی میتوانند تا حدی در کاهش عمق این بحران موثر باشند.
- تحریمها با محدود کردن تنوع زنجیره تامین آسیبپذیری اقتصاد و آسیبرسانی بحران کرونا را تشدید میکند.
- بودجه دولت نیز به دلیل کاهش قیمت نفت، کاهش صادرات محصولات پتروشیمی، افزایش هزینههای بهداشت و سلامت و سیاستهای مقابله با بحران کرونا، کاهش گردشگر ورودی و صادرات غیرنفتی با بحران کرونا تحت فشار دوچندان قرار خواهد گرفت.
☑️ پیشنهادات سیاستگذاری
🔹سیاست پولی:
تا حد ممکن میبایست با یک سیاست پولی انبساطی کاهش تقاضا جلوگیری کرد. هرچند این سیاست در آینده با تورم همراه خواهد بود ولی در شرایط فعلی ناگزیر از پذیرش این تورم هستیم.
🔹سیاست مالی (بودجهای):
دولت برای جلوگیری از ورشستگی بنگاهها و حفظ زنجیره تامین میبایست با مسامحه بیشتر با صنایع برخود کند. به عنوان مثال با به تعویق انداختن مالیات یا کاهش سهم تامین اجتماعی به بنگاههای امکان و انگیزه لازم برای تدام فعالیت را بدهد. سیاستهای حمایتی-معیشتی برای کمک به خانوارها و کسبوکارهایی که تاب تحمل این شرایط دشوار را ندارند از سیاستهای ضروری است که لازم است دولت به سرعت و با توجه ویژه نسبت به آن اقدام نماید.
🔹سیاست تجاری:
با توجه به این که بحران کرونا مستقیما به تعاملات تجاری آسیب زده است، دولت میبایست قیود و اصطکاکات موجود در این عرصه را کاهش دهد تا انگیزه لازم برای این تعاملات به وجود آید.
این متن توسط هیات تحریریه #شبکه_توسعه بر اساس اپیزود بیستم پادکست سکه برای بازنشر انتخاب شده است. اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.
میتوانید متن کامل را در صفحه ویرگول پادکست سکه مطالعه کنید.
@I_D_Network [شبکه توسعه]
@Sekke_Podcast [پادکست سکه]
🔳⭕️ تصمیمهایی که اجرا نمیشوند
(تصمیماندیشی۱۰)
امیر ناظمی
⭕️توانمندی حکمرانیکردن
حکمرانی توانمند است که هم توان تصمیمگرفتن دارد و هم توان اجرای آن را. گاه ممکن است حکمرانی تصمیمی را نگیرد چون توان اجرایش را ندارد، یا برعکس تصمیمی را بگیرد چون خوب بلد است آن را اجرا کند!
خانوادهای را تصور کنید که عنان مدیریت از دست والدین در رفته است. فیلم بانو تصویری است از خانهای که در آن مرد خانه را ترک کرده و کنترل هم از دست بانو خانه دررفته است، کرمعلی باغبان همسایه و خانوادهاش ابتدا مهمان خانه میشوند برای سرایداری؛ اما به مرور آنها خویشاوندانشان را دعوت میکنند و هر کس از آنان به شیوه خود زندگی میکند و مشغول تاراج خانه است.
این تصویر شماتیکی است از حکمرانی که توانمندی حکمرانی ندارد. تفاوت دولتها نیز بر اساس همین توانمندی حاکمیت است که شکل میگیرد.
اما پرسش آن است که حکمرانی نیازمند چه نوع توانمندیهایی است، پاسخ کتاب توانمندسازی حاکمیت چنین نوع از توانمندیهاست: سیاستگذاری، لجستیک، ارائه خدمت به شهروندان و حل مسائل بدخیم؛ اما یک توانمندی کلیدی است که گاه فراموش میشود:
⏺تحمیل تکلیف بر شهروندان (مثل اجبار به پرداخت مالیات)
وقتی حکمرانی، سیاستگذاری میکند باید توانمندی آن را داشته باشد تا شهروندان را نیز به پیروی از آن فراخواند؛ وگرنه با انبوهی از تصمیمهایی روبهرو میشود که اجرایی نمیشوند؛ و همان تصمیمهایی که اجرا نمیشوند تبدیل به مطالبههای بیپاسخ میشوند.
⭕️همراهی به جای تهدید
هیچ انسانی نمیخواهد آزادیاش را دو دستی به کسی تقدیم کند؛ حتی اگر والدین خیرخواهش باشند، چه برسد به حاکمانی که نمیشناسدشان.
ابزار حکمرانان برای اجرای تصمیمهایش ابتدا زور بود و اسلحه. نخستین حکمرانان به قدرت سرنیزه جوامع را وادار به شنیدن و اجرای سیاستهایشان میکردند. اما مفهوم قدرت که تغییر کرد، ابزارهای دیگری شکل گرفتند. وقتی حکمرانی با جریمه و مشوق پولی شهروندان را وادار به تحمیل اراده خود میکند، ابزارش قدرت اقتصادی است که در کنار اسلحه مینشید.
اما به مرور حاکمان آموختند تا شهروندان را متقاعد کنند تا تن به اراده جمعی دهند. همین که حکمرانانی بیاموزند تا چگونه یک اجماع بسازند و بدون اسلحه و پول (یا با حداقل نیاز به آنها)، شهروندانشان را راضی به اجرای سیاستی کنند، ناماش میشود یک توانمندی حکمرانی!
به این ترتیب مهمترین نیازی که حکمرانان برای اجرای سیاستهایشان دارند، نخبگان جامعه هستند. آنان اگر خود متقاعد شوند، جامعه را نیز متقاعد خواهند کرد.
نخبگان جامعه، گروه مرجع تودهها هستند و شکلدهنده به آینده جامعهشان. وقتی حاکمیت به جای جلب همراهی آنان به تعارض با آنان میپردازد، در حقیقت از توانمندی حکمرانی خودش میکاهد!
⭕️تصمیمهایی که اجرا نمیشوند!
گزاره غلط و بسیار معروفی است: «سیاست خوب زیاد است، اما اجرا نه»! غلط است چون اجرایی سیاست بخشی از سیاست است؛ اما در ذهن تشکیک خوبی میسازد: تفاوت میان سیاست و اجرا از کجا زاییده میشود؟
در دهههای گذشته نظام حکمرانی ایران، نه فقدان زور و اسلحه داشته است و نه کمبود پول جدی. اما سیاستها همچنان بیاجرا رها میشدهاند، چون حکمرانان توانمندی متقاعدسازی جامعه خویش را نداشتهاند.
آنان هیچگاه در تصمیمگیریهایشان جایگاهی برای نخبگان در نظر نمیگیرند. آنان فراموش میکنند که بدون متقاعد کردن مردم شانسی برای اجرای سیاست نیست؛ و البته نخبگان نیز باید در تصمیمگیری مشارکت داده شوند.
هر تصمیم اجرانشده هم نشانه کاهش توانمندی حکمرانی است و هم منجر به کاهش ناتوانی در ادامه هم میشود.
در دورههایی نیز حکمرانان تصمیم گرفتند تا نخبگان جدیدی را برای جامعه بسازند یا از میان آنان همراهانی برای خود برکشند (پروژه نخبهسازی)! اما واقعیت آن است که نخبگان قابل ساخته شدن نیستند، آنان در بلندمدت و در یک فرآیندی تکاملی شکل میگیرند.
نخبگان را جامعه انتخاب میکند و قابل تحمیل نیستند، آنان بر پایه توانمندی شخصی آغاز میکنند اما اعتبار خود را در طول زمان و در آزمونهای اجتماعی کسب میکنند.
⭕️توصیه راهبردی
حکمرانان ایران بیش از حد بر ابزارهای قدرت زور و پول اقتصادی متمرکز شدهاند. آنان از متقاعدسازی جامعه غافل شدهاند و همین امر توانمندی حکمرانی آنان را کاهش داده است. نخبگان یکی از راههای متقاعدسازی جامعه است.
ما دوره کاهش توانمندی حکمرانی را تجربه میکنیم، چون حکمرانان در متقاعدسازی شهروندان برای اجرای سیاستها ناتوان هستند، چون از همراهی نخبگان با خود ناتوان هستند!
یادداشتهایی ذیل عنوان «تصمیماندیشی» هر روز از نوروز یک بخش از آن در کانال "آینده مشترک" به آدرس زیر منتشر میشود.
@sharenovate
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
@I_D_Network
(تصمیماندیشی۱۰)
امیر ناظمی
⭕️توانمندی حکمرانیکردن
حکمرانی توانمند است که هم توان تصمیمگرفتن دارد و هم توان اجرای آن را. گاه ممکن است حکمرانی تصمیمی را نگیرد چون توان اجرایش را ندارد، یا برعکس تصمیمی را بگیرد چون خوب بلد است آن را اجرا کند!
خانوادهای را تصور کنید که عنان مدیریت از دست والدین در رفته است. فیلم بانو تصویری است از خانهای که در آن مرد خانه را ترک کرده و کنترل هم از دست بانو خانه دررفته است، کرمعلی باغبان همسایه و خانوادهاش ابتدا مهمان خانه میشوند برای سرایداری؛ اما به مرور آنها خویشاوندانشان را دعوت میکنند و هر کس از آنان به شیوه خود زندگی میکند و مشغول تاراج خانه است.
این تصویر شماتیکی است از حکمرانی که توانمندی حکمرانی ندارد. تفاوت دولتها نیز بر اساس همین توانمندی حاکمیت است که شکل میگیرد.
اما پرسش آن است که حکمرانی نیازمند چه نوع توانمندیهایی است، پاسخ کتاب توانمندسازی حاکمیت چنین نوع از توانمندیهاست: سیاستگذاری، لجستیک، ارائه خدمت به شهروندان و حل مسائل بدخیم؛ اما یک توانمندی کلیدی است که گاه فراموش میشود:
⏺تحمیل تکلیف بر شهروندان (مثل اجبار به پرداخت مالیات)
وقتی حکمرانی، سیاستگذاری میکند باید توانمندی آن را داشته باشد تا شهروندان را نیز به پیروی از آن فراخواند؛ وگرنه با انبوهی از تصمیمهایی روبهرو میشود که اجرایی نمیشوند؛ و همان تصمیمهایی که اجرا نمیشوند تبدیل به مطالبههای بیپاسخ میشوند.
⭕️همراهی به جای تهدید
هیچ انسانی نمیخواهد آزادیاش را دو دستی به کسی تقدیم کند؛ حتی اگر والدین خیرخواهش باشند، چه برسد به حاکمانی که نمیشناسدشان.
ابزار حکمرانان برای اجرای تصمیمهایش ابتدا زور بود و اسلحه. نخستین حکمرانان به قدرت سرنیزه جوامع را وادار به شنیدن و اجرای سیاستهایشان میکردند. اما مفهوم قدرت که تغییر کرد، ابزارهای دیگری شکل گرفتند. وقتی حکمرانی با جریمه و مشوق پولی شهروندان را وادار به تحمیل اراده خود میکند، ابزارش قدرت اقتصادی است که در کنار اسلحه مینشید.
اما به مرور حاکمان آموختند تا شهروندان را متقاعد کنند تا تن به اراده جمعی دهند. همین که حکمرانانی بیاموزند تا چگونه یک اجماع بسازند و بدون اسلحه و پول (یا با حداقل نیاز به آنها)، شهروندانشان را راضی به اجرای سیاستی کنند، ناماش میشود یک توانمندی حکمرانی!
به این ترتیب مهمترین نیازی که حکمرانان برای اجرای سیاستهایشان دارند، نخبگان جامعه هستند. آنان اگر خود متقاعد شوند، جامعه را نیز متقاعد خواهند کرد.
نخبگان جامعه، گروه مرجع تودهها هستند و شکلدهنده به آینده جامعهشان. وقتی حاکمیت به جای جلب همراهی آنان به تعارض با آنان میپردازد، در حقیقت از توانمندی حکمرانی خودش میکاهد!
⭕️تصمیمهایی که اجرا نمیشوند!
گزاره غلط و بسیار معروفی است: «سیاست خوب زیاد است، اما اجرا نه»! غلط است چون اجرایی سیاست بخشی از سیاست است؛ اما در ذهن تشکیک خوبی میسازد: تفاوت میان سیاست و اجرا از کجا زاییده میشود؟
در دهههای گذشته نظام حکمرانی ایران، نه فقدان زور و اسلحه داشته است و نه کمبود پول جدی. اما سیاستها همچنان بیاجرا رها میشدهاند، چون حکمرانان توانمندی متقاعدسازی جامعه خویش را نداشتهاند.
آنان هیچگاه در تصمیمگیریهایشان جایگاهی برای نخبگان در نظر نمیگیرند. آنان فراموش میکنند که بدون متقاعد کردن مردم شانسی برای اجرای سیاست نیست؛ و البته نخبگان نیز باید در تصمیمگیری مشارکت داده شوند.
هر تصمیم اجرانشده هم نشانه کاهش توانمندی حکمرانی است و هم منجر به کاهش ناتوانی در ادامه هم میشود.
در دورههایی نیز حکمرانان تصمیم گرفتند تا نخبگان جدیدی را برای جامعه بسازند یا از میان آنان همراهانی برای خود برکشند (پروژه نخبهسازی)! اما واقعیت آن است که نخبگان قابل ساخته شدن نیستند، آنان در بلندمدت و در یک فرآیندی تکاملی شکل میگیرند.
نخبگان را جامعه انتخاب میکند و قابل تحمیل نیستند، آنان بر پایه توانمندی شخصی آغاز میکنند اما اعتبار خود را در طول زمان و در آزمونهای اجتماعی کسب میکنند.
⭕️توصیه راهبردی
حکمرانان ایران بیش از حد بر ابزارهای قدرت زور و پول اقتصادی متمرکز شدهاند. آنان از متقاعدسازی جامعه غافل شدهاند و همین امر توانمندی حکمرانی آنان را کاهش داده است. نخبگان یکی از راههای متقاعدسازی جامعه است.
ما دوره کاهش توانمندی حکمرانی را تجربه میکنیم، چون حکمرانان در متقاعدسازی شهروندان برای اجرای سیاستها ناتوان هستند، چون از همراهی نخبگان با خود ناتوان هستند!
یادداشتهایی ذیل عنوان «تصمیماندیشی» هر روز از نوروز یک بخش از آن در کانال "آینده مشترک" به آدرس زیر منتشر میشود.
@sharenovate
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
@I_D_Network
ویرگول
⚛️تصمیمهایی که اجرا نمیشوند! (تصمیماندیشی۱۰)
تحمیل تکلیف بر شهروندان مثل اجبار به پرداخت مالیات یکی از مهمترین توانمندیهای دولت است یعنی دولت بتواند تصمیمهای خود را اجرایی کند
👍1
🔳⭕️ چارچوبی برای سیاستگذاری اقتصادی در دوران کرونا
علی سرزعیم
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
وقوع کرونا و خانه نشینی اجباری افت شدید فعالیتهای اقتصادی را موجب شده است (economic slowdown). طبیعی است که انتظار میرود سیاستگذار واکنشی به این وضعیت داشته باشد. البته روشن است که سیاستهای کوتاهمدت (چند ماه)، میانمدت (تا یک سال) و بلندمدت (چند سال) باید متفاوت باشد. اگر این پدیده خیلی موقت باشد (چند ماه) باید سیاستهایی برای تابآوری بخشهای مختلف جامعه اتخاذ کرد. اما اگر این ویروس دو یا چند سال فعال بماند و یافتن واکسن آن خیلی طول بکشد، باید سیاستهای دیگری برای تابآوری کل اقتصاد اتخاذ کرد.
در سطح کلان با یک پدیده متعارف مواجه هستیم و آن این است که به دلیل کاهش مصرف خانوار به دلیل سفر نرفتن، کلاس زبان نرفتن، جابجانشدن، خریدنکردن و ....، تقاضای کل به شدت کاهش یافته و چون تقاضا کاهش یافته، عرضه نیز صورت نمیگیرد. سیاست اقتصادی پیشنهادی کینز این است که باید تقاضا را افزایش داد. برای این منظور یا باید سیاست مالی انبساطی اتخاذ کرد یعنی دولت هزینههایش را بالا ببرد و یا باید تدابیری بهکار برد که خانوادهها مصرف بیشتری کنند.
⭕️ در کوتاهمدت (یک بازه مثلا سهماهه) بهترین گزینه آنست که قدرت خرید خانوادههایی که با افت شدید درآمد مواجه شدهاند توسط دولت احیا شود. دست فروشان، برخی مغازهها و کسبوکارهای خُرد از این زمرهاند. سیاست درست-از دید من- این است که به افراد خیلی فقیر کمک بلاعوض داده شود. اما در مورد افراد و کسبوکارهایی که در آینده احیا خواهند شد و در آینده به اندازه کافی درآمد خواهند داشت، لازم است که امروز وام بدون دردسر و تشریفات پرداخت شود (با هدف هموارسازی مصرف). به نظر میرسد بهتر این است که منابع لازم برای کمکهای بلاعوض از محل کاهش هزینههای جاری دولت (حقوق و دستمزد کارکنان دولت و هزینه های اداری) تامین شود. هدفمندترشدن یارانه نقدی و یارانه معیشتی بنزین دیگر گزینههای دمدست هستند. روشن است که هدف اصلی این سیاست، مقابله با افزایش فقر است.
⭕️ برای یک بازه یکساله (میانمدت)، باید تلاش کرد تا با سیاستهای کینزی تقاضای کل را برای کالاها و خدمات تحریک کرد. اگر قرار باشد دولت بخواهد هزینههایش را بالا ببرد البته گزینه مطلوب این است که هزینههای عمرانی افزایش یابد نه هزینههای جاری. همچنین لازم است که با انتشار اوراق بدهی و فروش سریعتر داراییهای دولت، منابع لازم را تامین کرد. همچنین میتوان وامهای مصرفی را تقویت کرد تا جامعه ترغیب شود هزینه بیشتری کند و اینگونه تقاضای خانوارها افزایش یابد.
در سمت عرضه یعنی بنگاههای اقتصادی لازم است با وسواس و دقت، کسبوکارها و اصنافی که آسیب جدی و مستقیم دیدهاند شناسایی شوند و برای آنها امهال در پرداخت مالیات و وام بانکی را تمهید کرد. باید مراقب بود که اگر در اعطای معافیت مالیاتی دستودلبازی کرد درآمدهای دولت در شرایط تحریم با افت شدیدی مواجه میشود که پیامد آن قاعدتا تورم بالا خواهد بود.
اصلاح موقت قانون بیمه بیکاری برای تحت پوشش قراردادن کسانی که به تازگی بیکار شدهاند ضروری است تا قدرت خرید آنها تا حدودی حفظ شود و جمعیت فقیر ملحق نشوند و تقاضای کل توسط آنها تضعیف نگردد. از سوی دیگر لازم است انگیزههایی ایجاد کرد تا کارفرمایان رغبت کمتری به اخراج کارگران پیدا کنند. آسانگیری در مورد قانون کار و قراردادهای جدید امسال و پرداخت یارانه دستمزد (سیاستهای فعال بازار کار) از گزینههای پیش رو هستند.
⭕️ اگر قرار باشد ویروس چند سال باقی بماند (بلندمدت) باید شرایطی را فراهم کرد که ساختارهای اقتصاد با سرعت بیشتر و سختی کمتری به شکلهای سازگارتر با این وضعیت تغییر شکل یابند. مثلا شاید لازم شود که شکل دانشگاهها به آموزش آنلاین تغییر وضعیت جدی یابد. فروشهای عادی به سمت فروش آنلاین تغییر یابند. دورکاری به معنی واقعی شکل بگیرد و دولت الکترونیک محقق شود.
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
علی سرزعیم
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
وقوع کرونا و خانه نشینی اجباری افت شدید فعالیتهای اقتصادی را موجب شده است (economic slowdown). طبیعی است که انتظار میرود سیاستگذار واکنشی به این وضعیت داشته باشد. البته روشن است که سیاستهای کوتاهمدت (چند ماه)، میانمدت (تا یک سال) و بلندمدت (چند سال) باید متفاوت باشد. اگر این پدیده خیلی موقت باشد (چند ماه) باید سیاستهایی برای تابآوری بخشهای مختلف جامعه اتخاذ کرد. اما اگر این ویروس دو یا چند سال فعال بماند و یافتن واکسن آن خیلی طول بکشد، باید سیاستهای دیگری برای تابآوری کل اقتصاد اتخاذ کرد.
در سطح کلان با یک پدیده متعارف مواجه هستیم و آن این است که به دلیل کاهش مصرف خانوار به دلیل سفر نرفتن، کلاس زبان نرفتن، جابجانشدن، خریدنکردن و ....، تقاضای کل به شدت کاهش یافته و چون تقاضا کاهش یافته، عرضه نیز صورت نمیگیرد. سیاست اقتصادی پیشنهادی کینز این است که باید تقاضا را افزایش داد. برای این منظور یا باید سیاست مالی انبساطی اتخاذ کرد یعنی دولت هزینههایش را بالا ببرد و یا باید تدابیری بهکار برد که خانوادهها مصرف بیشتری کنند.
⭕️ در کوتاهمدت (یک بازه مثلا سهماهه) بهترین گزینه آنست که قدرت خرید خانوادههایی که با افت شدید درآمد مواجه شدهاند توسط دولت احیا شود. دست فروشان، برخی مغازهها و کسبوکارهای خُرد از این زمرهاند. سیاست درست-از دید من- این است که به افراد خیلی فقیر کمک بلاعوض داده شود. اما در مورد افراد و کسبوکارهایی که در آینده احیا خواهند شد و در آینده به اندازه کافی درآمد خواهند داشت، لازم است که امروز وام بدون دردسر و تشریفات پرداخت شود (با هدف هموارسازی مصرف). به نظر میرسد بهتر این است که منابع لازم برای کمکهای بلاعوض از محل کاهش هزینههای جاری دولت (حقوق و دستمزد کارکنان دولت و هزینه های اداری) تامین شود. هدفمندترشدن یارانه نقدی و یارانه معیشتی بنزین دیگر گزینههای دمدست هستند. روشن است که هدف اصلی این سیاست، مقابله با افزایش فقر است.
⭕️ برای یک بازه یکساله (میانمدت)، باید تلاش کرد تا با سیاستهای کینزی تقاضای کل را برای کالاها و خدمات تحریک کرد. اگر قرار باشد دولت بخواهد هزینههایش را بالا ببرد البته گزینه مطلوب این است که هزینههای عمرانی افزایش یابد نه هزینههای جاری. همچنین لازم است که با انتشار اوراق بدهی و فروش سریعتر داراییهای دولت، منابع لازم را تامین کرد. همچنین میتوان وامهای مصرفی را تقویت کرد تا جامعه ترغیب شود هزینه بیشتری کند و اینگونه تقاضای خانوارها افزایش یابد.
در سمت عرضه یعنی بنگاههای اقتصادی لازم است با وسواس و دقت، کسبوکارها و اصنافی که آسیب جدی و مستقیم دیدهاند شناسایی شوند و برای آنها امهال در پرداخت مالیات و وام بانکی را تمهید کرد. باید مراقب بود که اگر در اعطای معافیت مالیاتی دستودلبازی کرد درآمدهای دولت در شرایط تحریم با افت شدیدی مواجه میشود که پیامد آن قاعدتا تورم بالا خواهد بود.
اصلاح موقت قانون بیمه بیکاری برای تحت پوشش قراردادن کسانی که به تازگی بیکار شدهاند ضروری است تا قدرت خرید آنها تا حدودی حفظ شود و جمعیت فقیر ملحق نشوند و تقاضای کل توسط آنها تضعیف نگردد. از سوی دیگر لازم است انگیزههایی ایجاد کرد تا کارفرمایان رغبت کمتری به اخراج کارگران پیدا کنند. آسانگیری در مورد قانون کار و قراردادهای جدید امسال و پرداخت یارانه دستمزد (سیاستهای فعال بازار کار) از گزینههای پیش رو هستند.
⭕️ اگر قرار باشد ویروس چند سال باقی بماند (بلندمدت) باید شرایطی را فراهم کرد که ساختارهای اقتصاد با سرعت بیشتر و سختی کمتری به شکلهای سازگارتر با این وضعیت تغییر شکل یابند. مثلا شاید لازم شود که شکل دانشگاهها به آموزش آنلاین تغییر وضعیت جدی یابد. فروشهای عادی به سمت فروش آنلاین تغییر یابند. دورکاری به معنی واقعی شکل بگیرد و دولت الکترونیک محقق شود.
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
ویرگول
چارچوبی برای سیاستگذاری اقتصادی در دوران کرونا
علی سرزعیم وقوع کرونا و خانه نشینی اجباری افت شدید فعالیتهای اقتصادی را موجب شده است (economic slowdown). طبیعی است که انتظار میرود…
🔳⭕️کشورداری آلمانی؛ پدرت معلوم نیست؟ باشد، آدرست کجاست؟
دکتر مجتبی لشکربلوکی
بگذارید با چند مساله که دست به گریبان هستیم شروع کنیم.
حتما شنیدهاید موقع انتخابات برخی را با مینیبوس و اتوبوس و وانت از یک حوزه انتخابیه جمع میکنند و میبرند در یک حوزه انتخابیه دیگر رای میدهند؟ راست و دروغش با گویندگان.
اگر فردا اعلام شود که به خاطر کرونا افراد فقط میتوانند به نزدیکترین فروشگاه مراجعه کنند و مایحتاج خود را بخرند و برگردند منزل و حق ندارند که به جاهای دیگر بروند. آیا در ایران امکان پذیر است؟ خیر!
تصور کنید که جایی سیل و زلزله میآید، میخواهند فقط به افراد آن منطقه کمک سریع کنند آیا میشود فهمید آن کسانی که خواهان کمک هستند واقعا اهل همان منطقه آسیب دیده اند؟
آیا در ایران میشود گفت اگر کسی میخواهد از مدرسه دولتی/بیمارستان دولتی استفاده کند، حق دارد فقط به نزدیکترین مدرسه دولتی/بیمارستان دولتی نزدیک منزلش مراجعه کند!
آلمانیها همه این مسایل را حل کردهاند! چگونه؟ فقط با یک تفاوت کوچک نسبت به ایران. در آلمان ثبت آدرس از نان شب واجبتر است. اصلا هویت به داشتن نام و نام خانوادگی نیست. هویت در آلمان به نام، نام خانوادگی و آدرس و امضا است. حتی این را بگویم که شما میتوانید پدر نداشته باشید اما باید آدرس داشته باشید. آدرس اگر نداشته باشید نه حساب بانکی میتوانید داشته باشید نه میتوانید در مدرسه ثبت نام کنید اصلا برای اینکه خیالتان راحت باشد کارت ملی نمیتوانید داشته باشید. آدرس ثبت شده بخشی از هویت شماست. حالا ببینیم همین تفاوت کوچک چه منافع فوق العادهای دارد:
🔹 موظفید فرزندتان را در نزدیک ترین مدرسه محل سکونتتان (مطابق با آدرس ثبتی)، ثبت نام کنيد. این یعنی کاهش ترافیک و کاهش مصرف انرژی.
🔹 اگر شما در شرایط کرونا وارد شهر شوید و اگر جلوی شما را بگیرند که برای چه بیرون آمدهاید، و شما بگویید که برای خرید آمدهاید، خیلی راحت از روی آدرس ثبت شده روی کارت شناسایی شما متوجه میشوند که دروغ میگویید یا راست میگویید.
🔹 در زمان انتخابات از پیش برای شما نامهای ارسال میشود، حوزه انتخابیه شما مشخص میشود و شما حق دارید فقط در آن حوزه رای گیری که از قبل مشخص شده رای خود را بیاندازید. به همین سادگی بحث جابجایی رای غیرممکن است.
🔹 فرض کنید که طرف پروندههای قضایی و مطالبات مالی خیلی راحتتر قابل پیگرد قانونی دارند.
🔹 طرف نمیتواند در ولنجک مونیخ!! سکونت داشته باشد اما از یارانه روستاها برخوردار باشد.
🔹 طرف نمیتواند ده حساب بانکی داشته باشد و در هر حسابی یک آدرس ثبت کند و بعد هم چک بی محل بکشد.
اینها برخی فواید برای آلمانیهاست، فواید این کار برای ایران خیلی بیشتر است فقط یک مورد: محل سکونت اول افراد میتواند نرخ معمولی برای آب و گاز و برق و تلفن داشته باشد اما محل اقامت دوم به بعد میتواند با نرخی دیگر محاسبه شود.
این ایده عجیبی نیست فقط باید دستگاههای کشور با هم کنار بیایند و دادههای مختلف را با هم به اشتراک بگذازند.
⭕️ پنج نکته کوتاه:
الان ذهن خلاق ایرانی شروع میکند به این که اگر طرف این کار را کرد و آن کار را بکند، اگر طرف این شرایط و آن وضعیت را داشت، چه؟ جواب: برای همه این حالات فکر شده است.
آیا این فقط مختص آلمان است؟ جواب: نه، برخی کشورهای دیگر هم آن را اجرا میکنند. منتها آلمانیها طبق معمول خیلی دقیق!
آیا با همین تغییر کوچک همه مشکلات برطرف میشود. جواب: خیر! بخش تجویز راهبردی را بخوانید.
آیا چون آلمان چنین کرده، ما نیز باید چنین کنیم؟ جواب: خیر! الگوبرداری کور (کپی-پیست) همیشه غلط است به ويژه در عرصه کشورداری! هر پیراهنی (راه حل) که دوخته میشود باید کاملا برای قامت (مسایل) آن کشور باشد.
آیا آلمانیها در همه حوزههای بروکراتیک بهتر از ما عمل میکنند؟ خیر! در برخی تعاملات دیجیتالی ما از آنها بهتریم.
☑️ تجویز راهبردی
برای توسعه باید تغییرات زیادی صورت گیرد. برخی تغییرات خارج از توان ما هستند(فعلا انسداد وجود دارد)، برخی تغییرات هم خارج از ظرفیت ذهنی ما هستند (یا عقلمان نمیرسد یا آمادگی ذهنی وجود ندارد). ولی آنهایی که هم میدانیم و هم میتوانیم را باید انجام دهیم. زمانی خواهد رسید که این تغییرات کوچک، مقطعی و محلی دست به دست هم میدهند و اثر «هم افزایی» رخ خواهد داد: یعنی اگر تغییر الف ۲ واحد به توسعه کمک میکند و تغییر ب و ج هم ۳ واحد و ۵ واحد، جمع این سه تغییر ۱۰ نمیشود، بلکه بیست میشود. اگر در یک یا چند حوزه از مسیر توسعه کشور انسداد وجود دارد، آن مواردی که میدانیم و میتوانیم را انجام دهیم، تا پنجره فرصتی برای دیگر تغییرات فراهم شود!
جامعه نظم پذیر و با دیسیپلین حاصل قواعد کشورداری نظم آفرین است.
(به اشتراک بگذارید تا عملی شود)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
دکتر مجتبی لشکربلوکی
بگذارید با چند مساله که دست به گریبان هستیم شروع کنیم.
حتما شنیدهاید موقع انتخابات برخی را با مینیبوس و اتوبوس و وانت از یک حوزه انتخابیه جمع میکنند و میبرند در یک حوزه انتخابیه دیگر رای میدهند؟ راست و دروغش با گویندگان.
اگر فردا اعلام شود که به خاطر کرونا افراد فقط میتوانند به نزدیکترین فروشگاه مراجعه کنند و مایحتاج خود را بخرند و برگردند منزل و حق ندارند که به جاهای دیگر بروند. آیا در ایران امکان پذیر است؟ خیر!
تصور کنید که جایی سیل و زلزله میآید، میخواهند فقط به افراد آن منطقه کمک سریع کنند آیا میشود فهمید آن کسانی که خواهان کمک هستند واقعا اهل همان منطقه آسیب دیده اند؟
آیا در ایران میشود گفت اگر کسی میخواهد از مدرسه دولتی/بیمارستان دولتی استفاده کند، حق دارد فقط به نزدیکترین مدرسه دولتی/بیمارستان دولتی نزدیک منزلش مراجعه کند!
آلمانیها همه این مسایل را حل کردهاند! چگونه؟ فقط با یک تفاوت کوچک نسبت به ایران. در آلمان ثبت آدرس از نان شب واجبتر است. اصلا هویت به داشتن نام و نام خانوادگی نیست. هویت در آلمان به نام، نام خانوادگی و آدرس و امضا است. حتی این را بگویم که شما میتوانید پدر نداشته باشید اما باید آدرس داشته باشید. آدرس اگر نداشته باشید نه حساب بانکی میتوانید داشته باشید نه میتوانید در مدرسه ثبت نام کنید اصلا برای اینکه خیالتان راحت باشد کارت ملی نمیتوانید داشته باشید. آدرس ثبت شده بخشی از هویت شماست. حالا ببینیم همین تفاوت کوچک چه منافع فوق العادهای دارد:
🔹 موظفید فرزندتان را در نزدیک ترین مدرسه محل سکونتتان (مطابق با آدرس ثبتی)، ثبت نام کنيد. این یعنی کاهش ترافیک و کاهش مصرف انرژی.
🔹 اگر شما در شرایط کرونا وارد شهر شوید و اگر جلوی شما را بگیرند که برای چه بیرون آمدهاید، و شما بگویید که برای خرید آمدهاید، خیلی راحت از روی آدرس ثبت شده روی کارت شناسایی شما متوجه میشوند که دروغ میگویید یا راست میگویید.
🔹 در زمان انتخابات از پیش برای شما نامهای ارسال میشود، حوزه انتخابیه شما مشخص میشود و شما حق دارید فقط در آن حوزه رای گیری که از قبل مشخص شده رای خود را بیاندازید. به همین سادگی بحث جابجایی رای غیرممکن است.
🔹 فرض کنید که طرف پروندههای قضایی و مطالبات مالی خیلی راحتتر قابل پیگرد قانونی دارند.
🔹 طرف نمیتواند در ولنجک مونیخ!! سکونت داشته باشد اما از یارانه روستاها برخوردار باشد.
🔹 طرف نمیتواند ده حساب بانکی داشته باشد و در هر حسابی یک آدرس ثبت کند و بعد هم چک بی محل بکشد.
اینها برخی فواید برای آلمانیهاست، فواید این کار برای ایران خیلی بیشتر است فقط یک مورد: محل سکونت اول افراد میتواند نرخ معمولی برای آب و گاز و برق و تلفن داشته باشد اما محل اقامت دوم به بعد میتواند با نرخی دیگر محاسبه شود.
این ایده عجیبی نیست فقط باید دستگاههای کشور با هم کنار بیایند و دادههای مختلف را با هم به اشتراک بگذازند.
⭕️ پنج نکته کوتاه:
الان ذهن خلاق ایرانی شروع میکند به این که اگر طرف این کار را کرد و آن کار را بکند، اگر طرف این شرایط و آن وضعیت را داشت، چه؟ جواب: برای همه این حالات فکر شده است.
آیا این فقط مختص آلمان است؟ جواب: نه، برخی کشورهای دیگر هم آن را اجرا میکنند. منتها آلمانیها طبق معمول خیلی دقیق!
آیا با همین تغییر کوچک همه مشکلات برطرف میشود. جواب: خیر! بخش تجویز راهبردی را بخوانید.
آیا چون آلمان چنین کرده، ما نیز باید چنین کنیم؟ جواب: خیر! الگوبرداری کور (کپی-پیست) همیشه غلط است به ويژه در عرصه کشورداری! هر پیراهنی (راه حل) که دوخته میشود باید کاملا برای قامت (مسایل) آن کشور باشد.
آیا آلمانیها در همه حوزههای بروکراتیک بهتر از ما عمل میکنند؟ خیر! در برخی تعاملات دیجیتالی ما از آنها بهتریم.
☑️ تجویز راهبردی
برای توسعه باید تغییرات زیادی صورت گیرد. برخی تغییرات خارج از توان ما هستند(فعلا انسداد وجود دارد)، برخی تغییرات هم خارج از ظرفیت ذهنی ما هستند (یا عقلمان نمیرسد یا آمادگی ذهنی وجود ندارد). ولی آنهایی که هم میدانیم و هم میتوانیم را باید انجام دهیم. زمانی خواهد رسید که این تغییرات کوچک، مقطعی و محلی دست به دست هم میدهند و اثر «هم افزایی» رخ خواهد داد: یعنی اگر تغییر الف ۲ واحد به توسعه کمک میکند و تغییر ب و ج هم ۳ واحد و ۵ واحد، جمع این سه تغییر ۱۰ نمیشود، بلکه بیست میشود. اگر در یک یا چند حوزه از مسیر توسعه کشور انسداد وجود دارد، آن مواردی که میدانیم و میتوانیم را انجام دهیم، تا پنجره فرصتی برای دیگر تغییرات فراهم شود!
جامعه نظم پذیر و با دیسیپلین حاصل قواعد کشورداری نظم آفرین است.
(به اشتراک بگذارید تا عملی شود)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
🔳⭕️ چرایی و چگونگی هوشمندشدن قرنطینه: یک ایده اولیه
علی سرزعیم
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
"هدف از نوشتن این مطلب، ایجاد زمینهای برای فکرکردن است"
پدیده کرونا قرنطیه و فاصلهگذاری اجتماعی را به کلیه جوامع از جمله جامعه ایران تحمیل کرده است. قرنطیه میتواند شدت و ضعف مختلفی داشته باشد. از قرنطیه شدید در ووهان تا قرنطینه ضعیف در انگلیس.
اگر نگاه برخی پزشکان غالب شود که هدف تضعیف هرچه بیشتر احتمال سرایت ویروس است. در یک نگاه اغراقآمیز از این رویکرد، قرنطینه شدید بهترین حالت است زیرا خروج از خانه توسط نیروهای نظامی ممنوع میشود. اشکال این رویکرد این است که بخشی از جامعه بابت ویروس کرونا نخواهند مرد اما همه جامعه از گرسنگی خواهد مرد!
لذا رویکرد صحیح این است که حجم فعالیتهای اقتصادی تا حد ممکن به سطح قبل از پدیده کرونا نزدیک شود با این قید که تعداد مبتلایان، پیوسته کمتر از ظرفیت درمانی بماند (بهینهسازی مقید یا همان constrained optimization). این امر منوط به آنست که بتوان یک پیچ قرنطینه در اختیار سیاستگذار قرار داد که با آن بتوان شدت قرنطینه را کم یا زیاد کرد یعنی اگر مشاهده شد که تعداد مبتلایان نرخ رشدی دارد که از ظرفیت درمانی بیشتر میشود شدت قرنطینه را بالا برد و اگر مشاهده شد که نرخ رشد بسیار کمتر از ظرفیت درمانی است، میتوان شدت قرنطینه را کاهش داد.
سوالی که مطرح است این است که این پیچ قرنطینه چه باشد؟
⭕️ یک ایده این است که بسته به شرایط، دولت صنف به صنف فعالیتها را تعطیل و آزاد کند. مثلا مدارس، دانشگاهها، رستورانها و .... . یک ایده جایگزین این است که کار را به سازوکار بازار بسپاریم و دولت اعلام کند که جابجایی در شهر هزینه دارد. مثلا هر خودرو برای سفر باید ۵۰ هزار تومان بپردازد و بلیط مترو و اتوبوس مثلا ۲۰ هزار تومان شود. نتیجه این وضعیت آنست که کسبوکارهای ضعیف و خُرد (که عمدتا اشتغالزا هستند ولی ارزشافزوده کمی ایجاد میکنند) توجیه فعالیت نخواهند یافت و مجبور به تعطیلی میشوند ولی کسبوکارهایی که ارزشافزوده زیادی دارند کماکان باقی میمانند. طبیعی است که دولت از قبل متعهد میشود درصد خوبی از درآمد کسب و کارهایی که به این شکل تعطیل میشوند را با کمکهای بلاعوض (یارانه) جبران کند. البته مثل دیگر راهحلهای بازاری این مشکل هست که اغنیا کماکان حق تردد خواهند داشت ولی فقرا خیر. استثنائا در این مورد این نابرابری موجب نگرانی نیست زیرا اگرچه اغنیا بهراحتی حق تردد را پرداخت میکنند ولی ریسک مبتلاشدن را هم باید به جان بخرند و جان فقرا به دلیل خانهماندن کمتر در معرض تهدید قرار میگیرد.
⭕️ یک ایده آنست که راه ترکیبی داشته باشیم یعنی حق آمدوشد برای همه تعریف شود و بعد بازاری برای مبادله ایجاد شود. کسانی که درآمدهای خوبی دارند حق آمدوشد را از افراد فقیرتر بخرند. اینگونه هم درآمدی برای فقرا ایجاد میشود و هم تردد در جامعه پایین میآید و هم فعالیتهای با ارزشافزوده بالاتر در جامعه استمرار مییابد. اگر دولت ببیند که بیماری دارد زیاد میشود سهمیه همگانی آمدوشد را کم میکند و اگر ببیند که بیماری کم شده میتواند سهمیه همگانی تردد را افزایش دهد.
روشن است که اینها صرفا یک ایده خام است و برای اجرا با مشکلات چندی مواجه است. مثل اینکه از چه طریق میتوان تردد افراد را پایش کرد و دید که چه کسانی مجوز دارند یا ندارند؟ اگر همه خودرو داشتند و با خودرو تردد میکردند این کار شدنی بود ولی وقتی اینگونه نیست چه راهحلی میتوان یافت؟
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
علی سرزعیم
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
"هدف از نوشتن این مطلب، ایجاد زمینهای برای فکرکردن است"
پدیده کرونا قرنطیه و فاصلهگذاری اجتماعی را به کلیه جوامع از جمله جامعه ایران تحمیل کرده است. قرنطیه میتواند شدت و ضعف مختلفی داشته باشد. از قرنطیه شدید در ووهان تا قرنطینه ضعیف در انگلیس.
اگر نگاه برخی پزشکان غالب شود که هدف تضعیف هرچه بیشتر احتمال سرایت ویروس است. در یک نگاه اغراقآمیز از این رویکرد، قرنطینه شدید بهترین حالت است زیرا خروج از خانه توسط نیروهای نظامی ممنوع میشود. اشکال این رویکرد این است که بخشی از جامعه بابت ویروس کرونا نخواهند مرد اما همه جامعه از گرسنگی خواهد مرد!
لذا رویکرد صحیح این است که حجم فعالیتهای اقتصادی تا حد ممکن به سطح قبل از پدیده کرونا نزدیک شود با این قید که تعداد مبتلایان، پیوسته کمتر از ظرفیت درمانی بماند (بهینهسازی مقید یا همان constrained optimization). این امر منوط به آنست که بتوان یک پیچ قرنطینه در اختیار سیاستگذار قرار داد که با آن بتوان شدت قرنطینه را کم یا زیاد کرد یعنی اگر مشاهده شد که تعداد مبتلایان نرخ رشدی دارد که از ظرفیت درمانی بیشتر میشود شدت قرنطینه را بالا برد و اگر مشاهده شد که نرخ رشد بسیار کمتر از ظرفیت درمانی است، میتوان شدت قرنطینه را کاهش داد.
سوالی که مطرح است این است که این پیچ قرنطینه چه باشد؟
⭕️ یک ایده این است که بسته به شرایط، دولت صنف به صنف فعالیتها را تعطیل و آزاد کند. مثلا مدارس، دانشگاهها، رستورانها و .... . یک ایده جایگزین این است که کار را به سازوکار بازار بسپاریم و دولت اعلام کند که جابجایی در شهر هزینه دارد. مثلا هر خودرو برای سفر باید ۵۰ هزار تومان بپردازد و بلیط مترو و اتوبوس مثلا ۲۰ هزار تومان شود. نتیجه این وضعیت آنست که کسبوکارهای ضعیف و خُرد (که عمدتا اشتغالزا هستند ولی ارزشافزوده کمی ایجاد میکنند) توجیه فعالیت نخواهند یافت و مجبور به تعطیلی میشوند ولی کسبوکارهایی که ارزشافزوده زیادی دارند کماکان باقی میمانند. طبیعی است که دولت از قبل متعهد میشود درصد خوبی از درآمد کسب و کارهایی که به این شکل تعطیل میشوند را با کمکهای بلاعوض (یارانه) جبران کند. البته مثل دیگر راهحلهای بازاری این مشکل هست که اغنیا کماکان حق تردد خواهند داشت ولی فقرا خیر. استثنائا در این مورد این نابرابری موجب نگرانی نیست زیرا اگرچه اغنیا بهراحتی حق تردد را پرداخت میکنند ولی ریسک مبتلاشدن را هم باید به جان بخرند و جان فقرا به دلیل خانهماندن کمتر در معرض تهدید قرار میگیرد.
⭕️ یک ایده آنست که راه ترکیبی داشته باشیم یعنی حق آمدوشد برای همه تعریف شود و بعد بازاری برای مبادله ایجاد شود. کسانی که درآمدهای خوبی دارند حق آمدوشد را از افراد فقیرتر بخرند. اینگونه هم درآمدی برای فقرا ایجاد میشود و هم تردد در جامعه پایین میآید و هم فعالیتهای با ارزشافزوده بالاتر در جامعه استمرار مییابد. اگر دولت ببیند که بیماری دارد زیاد میشود سهمیه همگانی آمدوشد را کم میکند و اگر ببیند که بیماری کم شده میتواند سهمیه همگانی تردد را افزایش دهد.
روشن است که اینها صرفا یک ایده خام است و برای اجرا با مشکلات چندی مواجه است. مثل اینکه از چه طریق میتوان تردد افراد را پایش کرد و دید که چه کسانی مجوز دارند یا ندارند؟ اگر همه خودرو داشتند و با خودرو تردد میکردند این کار شدنی بود ولی وقتی اینگونه نیست چه راهحلی میتوان یافت؟
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دوستدار_سقراط
@ali_sarzaeem
ویرگول
چرایی و چگونگی هوشمندشدن قرنطینه: یک ایده اولیه
علی سرزعیم "هدف از نوشتن این مطلب، ایجاد زمینهای برای فکرکردن است"پدیده کرونا قرنطیه و فاصلهگذاری اجتماعی را به کلیه جوامع از جمله…
🔳⭕️ فیلم ببین، تخمه بشکن، برنامهریزی هم بکن!
(تصمیماندیشی۱۶)
امیر ناظمی
⭕️ یک فیلم، یک حیرت
فیلم سرایت (Contagion) فیلمی است در مورد یک اپیدمی جهانی (پندامی) که ویروسی ناشناخته از طریق خفاش و خوک ایجاد شده و از چین به جهان صادر میشود. فیلمی که ۱۰ سال پیش ساختهشده، اما به شدت به زندگی دوران کرونا و کوید۱۹ نزدیک است!
روایتی از اپیدمی جهانی، با نرخ سرایتی مشابه با کوید۱۹ و البته کمی تلختر، شاید هم روایت روزهای آینده ماست، وقتی بیماری به صورت گسترده و طولانیمدت باقی میماند و مردم مستاصل به فروشگاهها حمله میکنند و به جان همدیگر میافتند مثل زامبیها.
این فیلم گاه ما را از شدت شباهت به این بیماری ما را به حیرت وامیدارد؛ اما پرسش جدیتر شاید این است:
این گونه فیلمها و رمانها تا چه حد در تصمیمگیریها مهم هستند؟
⭕️ درک یک موقعیت
فیلمها و رمانها فرصتی هستند که به ما داده میشود تا با موقعیتها و شخصیتها احساس همدلی کنیم. فرصتی که میتوانیم خود را در یک موقعیت تصور کنیم و در این موقعیت بتوانیم تصمیمهای مختلف را بشناسیم.
برای تصمیمگیری کلان خصوصا در موقعیتهای ناشناخته و شگفتیساز (Wildcard) نیاز است تا پیش از هر فعالیتی موقعیت را بشناسیم و حتی بیش از آن در آن موقعیت با موضوعات مختلف همدلی کنیم.
وقتی از همدلی سخن میگوییم از خندیدنها و گریستنها با دیگری صحبت نمیکنیم؛ بلکه دربارهی درک عمیق موقعیت است. درک عمیق نگرشهای بازیگران مختلف در آن موقعیت به جهان، ترسها و آرزوهایشان. درک اینکه مدیر ستاد ملی مبارزه با بیماری، در فیلم سرایت، به دوستانش زودتر اطلاع میدهد تا از قرنطینه خارج شود؛ مسالهای که وقتی لو میرود برایش سنگین تمام میشود؛ و البته پرسش جای خود هست که چه چیز اخلاقی است و چه نیست!
بدون همدلی ما تنها به اتکاء پیشفرضهای خودمان به قضاوت و فهم موقعیتی مینشینم؛ که ناخودآگاه مشابه وضعیت فعلی فرضاش میکنیم؛ قضاوتی که نتیجهاش از پیش مشخص است: ادامه روند تصمیمگیریهای فعلی!
تصمیمگیری در موضوع کرونا نیاز دارد و داشت، که تفاوتهای آن را با تجربیات پیشین درک میکردیم و انتخابهایی متناسب با آن داشته باشیم و نه مشابه با گذشته و تجربیات که هیچ شباهتی با وضعیت واقعی کرونا نداشت!
درست مثل سیاستمداران توی فیلم که ابتدا از جدی گرفتن موضوع طفره میروند و بعد هزینههایی جدی و ملی برای آن میپردازند.
⭕️ مغز پیچیده ما
پژوهشهای «سینگر» عصبشناس آلمانی نشان میدهد در زمان خواندن رمان و البته دیدن فیلم، شبکههای عصبی مرتبط با هر تصویر فعال میشود. به عنوان مثال با خواندن بخشهای مرتبط با ترس، دقیقا شبکههای عصبی مرتبط با ترس فعال میشود! به عبارت دیگر با دیدن همدلانه فیلمها و خواندن عمیق رمانها ما فرصت تجربه کردن به دست میآوریم! فرصتی که در نوشتههای کوتاه توییتری برای ما ایجاد نمیشود و البته در رمانها بیش از فیلمها است!
خواندن و شنیدن عمیق دیگری تا حد زیادی مانند تجربه کردن است. به همین دلیل است که دیدن فیلمهایی مانند سرایت به افراد و حتی تصمیمگیران این امکان را میدهد تا هم موقعیت را درک کنند و هم به گونهای آن را تجربه کنند!
این تجربهکردن از طریق خواندن و دیدن به حدی شدید است که در مطالعات دیگری که در دانشگاه یورک و اموری انجام شده است، تاکید میشود که حتی حس لامسه نیز تجربه میشود!
در هر موقعیتی ما با دوگانههای اخلاقی روبهرو میشویم: دوگانههایی که در کرونا میبینیم مانند: دولتها حق قرنطینه دارند یا نه؟ میزان مداخله تا چه حد باید باشد؟ امکانات محدود سهم چه کسانی است؟ چه کسانی اولویت دریافت واکسن (در صورت کشف) دارند؟ و...
«اوتلی و مار» دو عصبشناس دیگر اشاره دارند به اینکه درک عمیق دیگری از طریق خواندن و دیدن موقعیتها، در حقیقت برای ما «آزمایشگاههای اخلاقی» ایجاد میکند. آزمایشگاهی که در آن میتوانیم خود را در وضعیتهای اخلاقی قرار داده و از این طریق توان اخلاقی خود را افزایش دهیم.
☑️ توصیه راهبردی
رمان خواندن و فیلم دیدن تنها یک تفنن و سرگرمی نیست؛ این دو پایههای کلیدی تصمیمگیری فردی و جمعی است. رمانها و فیلمها این امکان را به ما میدهد تا ما تجربیاتی فراتر از واقعیت دنیای فعلی خود را تجربه کنیم!
فیلم و رمان ساختن دنیایی فرضی است، اما دنیایی که رگههایی از واقعیت آینده و حال ما را در بردارند. تصمیمگیری مناسب نیاز به درک موقعیت دارد و هرچقدر ما درک عمیقتری داشته باشیم، میتوانیم تصمیمات بهتری بگیریم.
رمان و فیلم ادامه زندگی و امکان بودن ماست؛ ما خود را و فهم خود را در فیلمها و رمانها گسترش میدهیم، تا بتوانیم تصمیمهای بهتری بگیریم!
🔗یادداشتهایی با عنوان «تصمیماندیشی» به صورت سلسله یادداشت در @ShareNovate منتشر میشود.
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
(تصمیماندیشی۱۶)
امیر ناظمی
⭕️ یک فیلم، یک حیرت
فیلم سرایت (Contagion) فیلمی است در مورد یک اپیدمی جهانی (پندامی) که ویروسی ناشناخته از طریق خفاش و خوک ایجاد شده و از چین به جهان صادر میشود. فیلمی که ۱۰ سال پیش ساختهشده، اما به شدت به زندگی دوران کرونا و کوید۱۹ نزدیک است!
روایتی از اپیدمی جهانی، با نرخ سرایتی مشابه با کوید۱۹ و البته کمی تلختر، شاید هم روایت روزهای آینده ماست، وقتی بیماری به صورت گسترده و طولانیمدت باقی میماند و مردم مستاصل به فروشگاهها حمله میکنند و به جان همدیگر میافتند مثل زامبیها.
این فیلم گاه ما را از شدت شباهت به این بیماری ما را به حیرت وامیدارد؛ اما پرسش جدیتر شاید این است:
این گونه فیلمها و رمانها تا چه حد در تصمیمگیریها مهم هستند؟
⭕️ درک یک موقعیت
فیلمها و رمانها فرصتی هستند که به ما داده میشود تا با موقعیتها و شخصیتها احساس همدلی کنیم. فرصتی که میتوانیم خود را در یک موقعیت تصور کنیم و در این موقعیت بتوانیم تصمیمهای مختلف را بشناسیم.
برای تصمیمگیری کلان خصوصا در موقعیتهای ناشناخته و شگفتیساز (Wildcard) نیاز است تا پیش از هر فعالیتی موقعیت را بشناسیم و حتی بیش از آن در آن موقعیت با موضوعات مختلف همدلی کنیم.
وقتی از همدلی سخن میگوییم از خندیدنها و گریستنها با دیگری صحبت نمیکنیم؛ بلکه دربارهی درک عمیق موقعیت است. درک عمیق نگرشهای بازیگران مختلف در آن موقعیت به جهان، ترسها و آرزوهایشان. درک اینکه مدیر ستاد ملی مبارزه با بیماری، در فیلم سرایت، به دوستانش زودتر اطلاع میدهد تا از قرنطینه خارج شود؛ مسالهای که وقتی لو میرود برایش سنگین تمام میشود؛ و البته پرسش جای خود هست که چه چیز اخلاقی است و چه نیست!
بدون همدلی ما تنها به اتکاء پیشفرضهای خودمان به قضاوت و فهم موقعیتی مینشینم؛ که ناخودآگاه مشابه وضعیت فعلی فرضاش میکنیم؛ قضاوتی که نتیجهاش از پیش مشخص است: ادامه روند تصمیمگیریهای فعلی!
تصمیمگیری در موضوع کرونا نیاز دارد و داشت، که تفاوتهای آن را با تجربیات پیشین درک میکردیم و انتخابهایی متناسب با آن داشته باشیم و نه مشابه با گذشته و تجربیات که هیچ شباهتی با وضعیت واقعی کرونا نداشت!
درست مثل سیاستمداران توی فیلم که ابتدا از جدی گرفتن موضوع طفره میروند و بعد هزینههایی جدی و ملی برای آن میپردازند.
⭕️ مغز پیچیده ما
پژوهشهای «سینگر» عصبشناس آلمانی نشان میدهد در زمان خواندن رمان و البته دیدن فیلم، شبکههای عصبی مرتبط با هر تصویر فعال میشود. به عنوان مثال با خواندن بخشهای مرتبط با ترس، دقیقا شبکههای عصبی مرتبط با ترس فعال میشود! به عبارت دیگر با دیدن همدلانه فیلمها و خواندن عمیق رمانها ما فرصت تجربه کردن به دست میآوریم! فرصتی که در نوشتههای کوتاه توییتری برای ما ایجاد نمیشود و البته در رمانها بیش از فیلمها است!
خواندن و شنیدن عمیق دیگری تا حد زیادی مانند تجربه کردن است. به همین دلیل است که دیدن فیلمهایی مانند سرایت به افراد و حتی تصمیمگیران این امکان را میدهد تا هم موقعیت را درک کنند و هم به گونهای آن را تجربه کنند!
این تجربهکردن از طریق خواندن و دیدن به حدی شدید است که در مطالعات دیگری که در دانشگاه یورک و اموری انجام شده است، تاکید میشود که حتی حس لامسه نیز تجربه میشود!
در هر موقعیتی ما با دوگانههای اخلاقی روبهرو میشویم: دوگانههایی که در کرونا میبینیم مانند: دولتها حق قرنطینه دارند یا نه؟ میزان مداخله تا چه حد باید باشد؟ امکانات محدود سهم چه کسانی است؟ چه کسانی اولویت دریافت واکسن (در صورت کشف) دارند؟ و...
«اوتلی و مار» دو عصبشناس دیگر اشاره دارند به اینکه درک عمیق دیگری از طریق خواندن و دیدن موقعیتها، در حقیقت برای ما «آزمایشگاههای اخلاقی» ایجاد میکند. آزمایشگاهی که در آن میتوانیم خود را در وضعیتهای اخلاقی قرار داده و از این طریق توان اخلاقی خود را افزایش دهیم.
☑️ توصیه راهبردی
رمان خواندن و فیلم دیدن تنها یک تفنن و سرگرمی نیست؛ این دو پایههای کلیدی تصمیمگیری فردی و جمعی است. رمانها و فیلمها این امکان را به ما میدهد تا ما تجربیاتی فراتر از واقعیت دنیای فعلی خود را تجربه کنیم!
فیلم و رمان ساختن دنیایی فرضی است، اما دنیایی که رگههایی از واقعیت آینده و حال ما را در بردارند. تصمیمگیری مناسب نیاز به درک موقعیت دارد و هرچقدر ما درک عمیقتری داشته باشیم، میتوانیم تصمیمات بهتری بگیریم.
رمان و فیلم ادامه زندگی و امکان بودن ماست؛ ما خود را و فهم خود را در فیلمها و رمانها گسترش میدهیم، تا بتوانیم تصمیمهای بهتری بگیریم!
🔗یادداشتهایی با عنوان «تصمیماندیشی» به صورت سلسله یادداشت در @ShareNovate منتشر میشود.
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
ویرگول
فیلم ببین، تخمه بشکن، برنامهریزی هم بکن! (تصمیماندیشی۱۶)
امیر ناظمی یک فیلم، یک حیرتفیلم سرایت Contagion فیلمی است در مورد یک اپیدمی جهانی پیادمی که ویروسی ناشناخته از طریق جغد و خوک ایج…
🔳⭕️ از کرونا سه درس تلخ آموختم
دکتر مجتبی لشکربلوکی
کرونا برای من تجربه بسیار تلخی بود. روزها و شبهای زیادی را در تردید و تاریکی گذراندم. سه تن از اعضای خانواده کوچکم کرونا گرفتند و به مراتب تعداد بسیار بسیار بیشتری از خانواده بزرگترم (ایران و جهان) از آن آسیب دیدند. اما کرونا مانند هر بحران دیگری زمانی است برای آنکه چیزهای جدید بیاموزیم و یا چیزهایی که شنیدهایم و فقط شنیدهایم را عمیقا درک کنیم. سه موردی که کرونا به من آموخت:
۱. به قدرت بالهای پروانه ایمان آوردم!
اثر پروانه میگوید امکان دارد تغییری کوچک در یک سیستم (مثلا سیستم جوی سیاره زمین) بتواند باعث تغییرات شدید شود. مثلا بالزدن پروانه در اینسوی دنیا، باعث وقوع طوفان در کشوری دیگر شود. واقعا چه کسی فکر میکرد، ظهور ویروسی در چین، باعث آزاد شدن برخی زندانیان در ایران، کم آمدن دستمال کاغذی در فرانسه، افزایش فروش اسلحه در آمریکا، افزایش فروش اینترنتی در آلمان، بسته شدن مرزهای ایتالیا، کاهش آلودگی هوا در تهران و رایگان شدن دستیابی به میلیونها کتاب و فیلم شود؟
نکتهاش برای من چه بود؟ حواسم باشد آن چیزهایی که به ظاهر به من ربط ندارند دیر یا زود بر زندگی من موثر خواهند بود. حتی اگر –البته اگر- هیچگونه وجدان اخلاقی در برابر وضعیت حاشیه نشینان، کارتن خوابها و آشغالگردها ندارم برای منافع شخصی خودم هم که شده باید حواسم به دیگران باشد. کرونا به من آموخت شادکامی یک پدیده شخصی نیست، شادکامی من در گرو، شادکامی توست!
۲. شاید نتوانم درد کمتری بکشم، اما میتوانم رنج کمتری بکشم!
برای آنکه درد کمتری بکشم باید به علم و فناوری روی بیاورم. اما متاسفانه این ویروس ناشناخته همه سیستم سلامت دنیا را به بازی گرفته است بس که چموش و غیرمنتظره و غیرقابل پیشبینی مثل فوتبالیستهای خلاق برزیلی. بنابراین فعلا باید درد را تحمل کنم. اما میتوان رنج کمتری کشید. چگونه؟ اتکا به ظرفیت معنوی-روانیام.
تا آنجا که من میفهمم دهه آینده، دهه سختی برای همه ما خواهد بود. حتی اگر ما هیچ زلزله و سیل و خشکسالی و بیماری نداشته باشیم، گسلهای اقتصادی-اجتماعی ما چنان است که ده سال سختی را پیش رو داریم. شاید –البته شاید- نتوان درد کمتری کشید اما میتوان رنج کمتری برد. یاد گرفتم ظرفیتهای معنوی-روانی خود و خانوادهام را تقویت کنم. آرامش رهایی از طوفان نیست بلکه توانایی آرام زندگی کردن در میان طوفان هاست.
۳. بین اسلام۱، اسلام۲ و اسلام ۳ تفاوت قائل شوم.
ما یک اسلام نداریم. ما سه اسلام داریم. (قبل از اینکه بقیه را بخوانید میتوانید به جای اسلام نام دینهای دیگر را هم بگذارید: مسیحیت، یهودیت و ...). اسلام۱ چیست؟ متون اصلی دین که شامل کتاب مقدس (قرآن) و گفتار مستقیم بنیانگذاران (احادیث موثق از پیامبر و امامان) است و هر چیز دیگری اسلام۱ نیست.
اسلام۲؛ برداشت.ها، تفاسیر، شرحها و کاربستهایی است که افراد مختلف سعی کرده اند با استفاده از اسلام یک تولید کنند.
اسلام۳؛ عملکرد مسلمين است. یعنی مسلمانان (در هر مقام و موقعیتی چه حاکم چه عارف چه طبیب چه من و شما) چه اندیشه و کردار و گفتاری دارند و چگونه زیست میکنند و چگونه حکمرانی میکنند و چگونه رانندگی میکنند و چگونه کار میکنند و ...
به تعبیر استاد مصطفی ملکیان، حساب این سه را باید از هم جدا کرد. اگر حاکمی مسلمان یا مسلمان نما به نام اسلام کاری کرد یا اگر عالمی مسلمان به نام اسلام تجویز کرد که پنبه را آغشته به روغن بنفشه کنید اینها هیچکدام اسلام۱ نیست. البته بدیهی است که حکمرانان و عالمان تمام تلاش خود را انجام دهند که خود را اسلام۱ نشان دهند. از این به بعد هر کسی به نام اسلام هر حرفی زد چه در حوزه عرفان باشد یا نظریه سیاسی باشد یا طب اسلامی باشد با چند سوال متوجه شوم که واقعا اسلام یک است یا دو یا سه. تا بدانم چگونه با آن برخورد کنم. اسلام ۲و۳ بشدت غیرمقدس هستند.
☑️ تجویز راهبردی:
کرونا میتواند به توسعه کمک کند! چگونه؟ بحرانها، یک پنجره فرصت هستند برای یادگیریهای عمیق؛ کنار گذاشتن باورهای ریشهدار نادرست و جایگزین کردن باورهای کاملا جدید. مثال: در طاعون سالهای ۱۳۵۰ میلادی هم پزشکان و هم کلیسا، در برابر مردم بیجواب مانده بودند. راهکاری که به ذهن شان رسیده بود: سوزاندن یا دار زدن یهودیان، کولیها، بیگانگان و جادوگران بود که به نوعی مقصر این بلاها محسوب میشدند!!! بعدها مردم فهمیدند که اینها مزخرف است. یاد بگیریم؛
🔹 شادکامی (خوشبختی) در تنهایی به دست نمیآید. شادکامی ما به هم گره خورده است.
🔹 علم و فناوری نمیتواند همه چیز را حل کند و قابلیتهای معنوی و روانی لازمه زندگی خوب است.
🔹 هر کسی را و هر چیزی را دین اصیل (دین۱) ندانیم. دین ۲ و دین ۳ بشدت نقدپذیر و غیرمقدساند.
توسعه حاصل یادگیریهای عمیق جمعی است.
@I_D_Network
@Dr_Lashkarbolouki
دکتر مجتبی لشکربلوکی
کرونا برای من تجربه بسیار تلخی بود. روزها و شبهای زیادی را در تردید و تاریکی گذراندم. سه تن از اعضای خانواده کوچکم کرونا گرفتند و به مراتب تعداد بسیار بسیار بیشتری از خانواده بزرگترم (ایران و جهان) از آن آسیب دیدند. اما کرونا مانند هر بحران دیگری زمانی است برای آنکه چیزهای جدید بیاموزیم و یا چیزهایی که شنیدهایم و فقط شنیدهایم را عمیقا درک کنیم. سه موردی که کرونا به من آموخت:
۱. به قدرت بالهای پروانه ایمان آوردم!
اثر پروانه میگوید امکان دارد تغییری کوچک در یک سیستم (مثلا سیستم جوی سیاره زمین) بتواند باعث تغییرات شدید شود. مثلا بالزدن پروانه در اینسوی دنیا، باعث وقوع طوفان در کشوری دیگر شود. واقعا چه کسی فکر میکرد، ظهور ویروسی در چین، باعث آزاد شدن برخی زندانیان در ایران، کم آمدن دستمال کاغذی در فرانسه، افزایش فروش اسلحه در آمریکا، افزایش فروش اینترنتی در آلمان، بسته شدن مرزهای ایتالیا، کاهش آلودگی هوا در تهران و رایگان شدن دستیابی به میلیونها کتاب و فیلم شود؟
نکتهاش برای من چه بود؟ حواسم باشد آن چیزهایی که به ظاهر به من ربط ندارند دیر یا زود بر زندگی من موثر خواهند بود. حتی اگر –البته اگر- هیچگونه وجدان اخلاقی در برابر وضعیت حاشیه نشینان، کارتن خوابها و آشغالگردها ندارم برای منافع شخصی خودم هم که شده باید حواسم به دیگران باشد. کرونا به من آموخت شادکامی یک پدیده شخصی نیست، شادکامی من در گرو، شادکامی توست!
۲. شاید نتوانم درد کمتری بکشم، اما میتوانم رنج کمتری بکشم!
برای آنکه درد کمتری بکشم باید به علم و فناوری روی بیاورم. اما متاسفانه این ویروس ناشناخته همه سیستم سلامت دنیا را به بازی گرفته است بس که چموش و غیرمنتظره و غیرقابل پیشبینی مثل فوتبالیستهای خلاق برزیلی. بنابراین فعلا باید درد را تحمل کنم. اما میتوان رنج کمتری کشید. چگونه؟ اتکا به ظرفیت معنوی-روانیام.
تا آنجا که من میفهمم دهه آینده، دهه سختی برای همه ما خواهد بود. حتی اگر ما هیچ زلزله و سیل و خشکسالی و بیماری نداشته باشیم، گسلهای اقتصادی-اجتماعی ما چنان است که ده سال سختی را پیش رو داریم. شاید –البته شاید- نتوان درد کمتری کشید اما میتوان رنج کمتری برد. یاد گرفتم ظرفیتهای معنوی-روانی خود و خانوادهام را تقویت کنم. آرامش رهایی از طوفان نیست بلکه توانایی آرام زندگی کردن در میان طوفان هاست.
۳. بین اسلام۱، اسلام۲ و اسلام ۳ تفاوت قائل شوم.
ما یک اسلام نداریم. ما سه اسلام داریم. (قبل از اینکه بقیه را بخوانید میتوانید به جای اسلام نام دینهای دیگر را هم بگذارید: مسیحیت، یهودیت و ...). اسلام۱ چیست؟ متون اصلی دین که شامل کتاب مقدس (قرآن) و گفتار مستقیم بنیانگذاران (احادیث موثق از پیامبر و امامان) است و هر چیز دیگری اسلام۱ نیست.
اسلام۲؛ برداشت.ها، تفاسیر، شرحها و کاربستهایی است که افراد مختلف سعی کرده اند با استفاده از اسلام یک تولید کنند.
اسلام۳؛ عملکرد مسلمين است. یعنی مسلمانان (در هر مقام و موقعیتی چه حاکم چه عارف چه طبیب چه من و شما) چه اندیشه و کردار و گفتاری دارند و چگونه زیست میکنند و چگونه حکمرانی میکنند و چگونه رانندگی میکنند و چگونه کار میکنند و ...
به تعبیر استاد مصطفی ملکیان، حساب این سه را باید از هم جدا کرد. اگر حاکمی مسلمان یا مسلمان نما به نام اسلام کاری کرد یا اگر عالمی مسلمان به نام اسلام تجویز کرد که پنبه را آغشته به روغن بنفشه کنید اینها هیچکدام اسلام۱ نیست. البته بدیهی است که حکمرانان و عالمان تمام تلاش خود را انجام دهند که خود را اسلام۱ نشان دهند. از این به بعد هر کسی به نام اسلام هر حرفی زد چه در حوزه عرفان باشد یا نظریه سیاسی باشد یا طب اسلامی باشد با چند سوال متوجه شوم که واقعا اسلام یک است یا دو یا سه. تا بدانم چگونه با آن برخورد کنم. اسلام ۲و۳ بشدت غیرمقدس هستند.
☑️ تجویز راهبردی:
کرونا میتواند به توسعه کمک کند! چگونه؟ بحرانها، یک پنجره فرصت هستند برای یادگیریهای عمیق؛ کنار گذاشتن باورهای ریشهدار نادرست و جایگزین کردن باورهای کاملا جدید. مثال: در طاعون سالهای ۱۳۵۰ میلادی هم پزشکان و هم کلیسا، در برابر مردم بیجواب مانده بودند. راهکاری که به ذهن شان رسیده بود: سوزاندن یا دار زدن یهودیان، کولیها، بیگانگان و جادوگران بود که به نوعی مقصر این بلاها محسوب میشدند!!! بعدها مردم فهمیدند که اینها مزخرف است. یاد بگیریم؛
🔹 شادکامی (خوشبختی) در تنهایی به دست نمیآید. شادکامی ما به هم گره خورده است.
🔹 علم و فناوری نمیتواند همه چیز را حل کند و قابلیتهای معنوی و روانی لازمه زندگی خوب است.
🔹 هر کسی را و هر چیزی را دین اصیل (دین۱) ندانیم. دین ۲ و دین ۳ بشدت نقدپذیر و غیرمقدساند.
توسعه حاصل یادگیریهای عمیق جمعی است.
@I_D_Network
@Dr_Lashkarbolouki
👍1
🔳⭕ سی نکته درباره حداقل دستمزد کارگران
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
توضیح: این متن فقط در پی نشان دادن زوایایی از مسأله حداقل دستمزد کارگران است که در فضای داغ بحث درباره این مسأله، به اندازه کافی به آنها توجه نمیشود. من فقط میخواهم بحث را در بستر بزرگتری طرح کنم که بدون پرداختن به آن، مسأله حداقل دستمزد هیچگاه به سرانجام مناسبی نمیرسد و پیچیدگیهای سیاستی آن در دستور کار سیاستگذار قرار نمیگیرد. این متنی برای دعوت به فراتر بردن مسأله حداقل دستمزد از چالشی سیاسی و رسانهای، و اندیشیدن به مصائب عمیقتر کارگر و کارفرمای ایرانی است.
⭕️ طرح مسأله
تعیین حداقل دستمزد کارگران آخر هر سال با مذاکرات بین نمایندگان و مشاوران کارگران، نمایندگان کارفرماها و دولت (به نمایندگی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) انجام میشود. امسال هم مبلغ ۱۸۳۵۰۰۰ تومان تعیین شده است.
نمایندگان کارگران معترضاند که در مجلس حداقل حقوق کارکنان دولت ۲۸۰۰۰۰۰ تومان تعیین شده و حداقل دستمزد کارگران کمتر از کارکنان دولت است. به علاوه، ۲۱ درصد افزایش حداقل دستمزد، کمتر از ۳۸ تا ۴۱ درصد تورم است.
کارفرمایان معتقدند حداقل دستمزد تعیینشده به علاوه بن کارگری (۴۰۰ هزار تومان برای امسال)، حق اولاد و حق سنوات به علاوه سایر مزایا، عملاً حقوق کارگران را به بیش از ۲۸۰۰۰۰۰ تومان میرساند.
دولت هم در این میان حتماً استدلال میکند که دستمزد تعیینشده به علاوه بن و بقیه پرداختیها، ۵۷/۵ درصد هزینه زندگی یک خانوار ۳/۳ نفری است که از عدد ۵۲/۵ درصد سال گذشته بیشتر است.
⭕️ نکات پیشفرض
یک. قدرت خرید کارگر ایرانی در دو دهه گذشته به شدت کاهش یافته است و کارگران در ادعای برنیامدن از پس هزینه زندگی کاملاً حق دارند اگرچه روند درآمد سرانه برای کل جامعه نیز نزولی است.
دو. سهم نیروی کار در هزینه تمامشده بنگاههای کاربر (Labor-intensive) که نیروی انسانی زیاد دارند (بالاخص بخش خدمات) و بنگاههای سرمایهبر (Capital-intensive) که هزینه نیروی انسانی نسبت به هزینه سرمایهگذاری، ماشینآلات و مواد اولیه کم است، تفاوت دارد. حداقل دستمزد بر این دو دسته اثرات متفاوتی دارد. بنگاههای متکی به کار نیروی انسانی با افزایش حداقل دستمزد، شرایط نامناسبتری پیدا میکنند ولی فشار بر بنگاههای سرمایهبر (اغلب دولتی و شبهدولتی، خصولتی) کمتر است.
سه. سازماندهی گروههای کارگری در ایران به گونهای است که نمایندگان کارگران در مذاکرات، اغلب نماینده دیدگاه گروه دوم یعنی صنایع سرمایهبر اغلب دولتی، شبهدولتی و خصولتی هستند و منافع این گروه از کارگران بیشتر در مذاکرات طرح میشود.
چهار. کارفرمای ایرانی تولیدکننده فاقد دسترسی به رانتهای ارز ۴۲۰۰ تومانی، انحصار واردات، قاچاق و پولشویی، زیر فشار اقتصاد تورمی بیثبات، هدایت منابع بانکی از تولید صنعتی، کشاورزی و بازرگانی داخلی به فعالیتهای غیرمولد و مخرب اقتصاد، تحریم و عواقب آن نظیر محدودیت ارتباط با جهان، دسترسی اندک به همکاری فناورانه و محدود شدن بازار صادرات، هر سال ضعیفتر میشود.
پنج. تسهیل کسبوکار صورت نمیگیرد و حلقههای متعدد بوروکراسی، هزینههای مبادله مختلف نظیر هزینه فساد، تأخیر، بیثباتی قوانین و رویهها و ... را به صنعتگر و صاحب بنگاه غیررانتی تحمیل میکنند.
شش. رشد دستمزد از محل رشد بهرهوری ممکن است اما چند دهه است که از رشد پایدار بهرهوری بنگاهها خبری نیست و دستورات و قوانین برای تحقق بخشی از رشد اقتصادی از محل افزایش بهرهوری محقق نمیشوند. رشد بهرهوری ملزوماتی در سیاست داخلی و خارجی، و اصلاح سیاست اقتصادی دارد که بدون آنها، دستور و قانون، گره بر آب زدن است.
⭕️ سؤالات مهم: گریز از تقلیلگرایی
هفت. آیا هزینه زندگی کارگر در همه جای ایران با هم برابر است؟ آیا هزینه مسکن، حمل و نقل، آموزش و سایر هزینهها در همه شهرها و مناطق یکسان است؟ آمارها نشان میدهد هزینهها بالاخص مسکن که بخش مهم هزینه زندگی اکثریت اقشار اجتماعی را تشکیل میدهد، در همه مناطق یکسان نیست. اگر هزینههای زندگی در همه مناطق یکسان نیست، چرا باید یک حداقل دستمزد برای کل کشور اعمال شود؟ چرا سیاستگذار از منطقهای کردن مذاکرات و مبلغ حداقل دستمزد طفره میرود؟ ملزومات منطقهای و محلی کردن مذاکرات حداقل دستمزد چیست؟ آیا دستمزدهای محلی و منطقهای به عدالت نزدیکتر است؟
هشت. مسأله حق کارفرمای غیررانتی مولد برای مدیریت منابع انسانی و متعادلسازی هزینه نیروی انسانی با شرایط کسبوکار چرا بررسی نمیشود؟ اگر به فرض در شرایط امروز که صنعت گردشگری و به تبع آن هتلداری دچار رکود بسیار سنگین شده است، کارفرما برای بقا قصد تعدیل نیرو داشته باشد، آیا قوانین موجود چنین امری را ممکن میکنند؟
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
ادامه مطلب در لینک ویرگول 👇👇
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
توضیح: این متن فقط در پی نشان دادن زوایایی از مسأله حداقل دستمزد کارگران است که در فضای داغ بحث درباره این مسأله، به اندازه کافی به آنها توجه نمیشود. من فقط میخواهم بحث را در بستر بزرگتری طرح کنم که بدون پرداختن به آن، مسأله حداقل دستمزد هیچگاه به سرانجام مناسبی نمیرسد و پیچیدگیهای سیاستی آن در دستور کار سیاستگذار قرار نمیگیرد. این متنی برای دعوت به فراتر بردن مسأله حداقل دستمزد از چالشی سیاسی و رسانهای، و اندیشیدن به مصائب عمیقتر کارگر و کارفرمای ایرانی است.
⭕️ طرح مسأله
تعیین حداقل دستمزد کارگران آخر هر سال با مذاکرات بین نمایندگان و مشاوران کارگران، نمایندگان کارفرماها و دولت (به نمایندگی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) انجام میشود. امسال هم مبلغ ۱۸۳۵۰۰۰ تومان تعیین شده است.
نمایندگان کارگران معترضاند که در مجلس حداقل حقوق کارکنان دولت ۲۸۰۰۰۰۰ تومان تعیین شده و حداقل دستمزد کارگران کمتر از کارکنان دولت است. به علاوه، ۲۱ درصد افزایش حداقل دستمزد، کمتر از ۳۸ تا ۴۱ درصد تورم است.
کارفرمایان معتقدند حداقل دستمزد تعیینشده به علاوه بن کارگری (۴۰۰ هزار تومان برای امسال)، حق اولاد و حق سنوات به علاوه سایر مزایا، عملاً حقوق کارگران را به بیش از ۲۸۰۰۰۰۰ تومان میرساند.
دولت هم در این میان حتماً استدلال میکند که دستمزد تعیینشده به علاوه بن و بقیه پرداختیها، ۵۷/۵ درصد هزینه زندگی یک خانوار ۳/۳ نفری است که از عدد ۵۲/۵ درصد سال گذشته بیشتر است.
⭕️ نکات پیشفرض
یک. قدرت خرید کارگر ایرانی در دو دهه گذشته به شدت کاهش یافته است و کارگران در ادعای برنیامدن از پس هزینه زندگی کاملاً حق دارند اگرچه روند درآمد سرانه برای کل جامعه نیز نزولی است.
دو. سهم نیروی کار در هزینه تمامشده بنگاههای کاربر (Labor-intensive) که نیروی انسانی زیاد دارند (بالاخص بخش خدمات) و بنگاههای سرمایهبر (Capital-intensive) که هزینه نیروی انسانی نسبت به هزینه سرمایهگذاری، ماشینآلات و مواد اولیه کم است، تفاوت دارد. حداقل دستمزد بر این دو دسته اثرات متفاوتی دارد. بنگاههای متکی به کار نیروی انسانی با افزایش حداقل دستمزد، شرایط نامناسبتری پیدا میکنند ولی فشار بر بنگاههای سرمایهبر (اغلب دولتی و شبهدولتی، خصولتی) کمتر است.
سه. سازماندهی گروههای کارگری در ایران به گونهای است که نمایندگان کارگران در مذاکرات، اغلب نماینده دیدگاه گروه دوم یعنی صنایع سرمایهبر اغلب دولتی، شبهدولتی و خصولتی هستند و منافع این گروه از کارگران بیشتر در مذاکرات طرح میشود.
چهار. کارفرمای ایرانی تولیدکننده فاقد دسترسی به رانتهای ارز ۴۲۰۰ تومانی، انحصار واردات، قاچاق و پولشویی، زیر فشار اقتصاد تورمی بیثبات، هدایت منابع بانکی از تولید صنعتی، کشاورزی و بازرگانی داخلی به فعالیتهای غیرمولد و مخرب اقتصاد، تحریم و عواقب آن نظیر محدودیت ارتباط با جهان، دسترسی اندک به همکاری فناورانه و محدود شدن بازار صادرات، هر سال ضعیفتر میشود.
پنج. تسهیل کسبوکار صورت نمیگیرد و حلقههای متعدد بوروکراسی، هزینههای مبادله مختلف نظیر هزینه فساد، تأخیر، بیثباتی قوانین و رویهها و ... را به صنعتگر و صاحب بنگاه غیررانتی تحمیل میکنند.
شش. رشد دستمزد از محل رشد بهرهوری ممکن است اما چند دهه است که از رشد پایدار بهرهوری بنگاهها خبری نیست و دستورات و قوانین برای تحقق بخشی از رشد اقتصادی از محل افزایش بهرهوری محقق نمیشوند. رشد بهرهوری ملزوماتی در سیاست داخلی و خارجی، و اصلاح سیاست اقتصادی دارد که بدون آنها، دستور و قانون، گره بر آب زدن است.
⭕️ سؤالات مهم: گریز از تقلیلگرایی
هفت. آیا هزینه زندگی کارگر در همه جای ایران با هم برابر است؟ آیا هزینه مسکن، حمل و نقل، آموزش و سایر هزینهها در همه شهرها و مناطق یکسان است؟ آمارها نشان میدهد هزینهها بالاخص مسکن که بخش مهم هزینه زندگی اکثریت اقشار اجتماعی را تشکیل میدهد، در همه مناطق یکسان نیست. اگر هزینههای زندگی در همه مناطق یکسان نیست، چرا باید یک حداقل دستمزد برای کل کشور اعمال شود؟ چرا سیاستگذار از منطقهای کردن مذاکرات و مبلغ حداقل دستمزد طفره میرود؟ ملزومات منطقهای و محلی کردن مذاکرات حداقل دستمزد چیست؟ آیا دستمزدهای محلی و منطقهای به عدالت نزدیکتر است؟
هشت. مسأله حق کارفرمای غیررانتی مولد برای مدیریت منابع انسانی و متعادلسازی هزینه نیروی انسانی با شرایط کسبوکار چرا بررسی نمیشود؟ اگر به فرض در شرایط امروز که صنعت گردشگری و به تبع آن هتلداری دچار رکود بسیار سنگین شده است، کارفرما برای بقا قصد تعدیل نیرو داشته باشد، آیا قوانین موجود چنین امری را ممکن میکنند؟
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
ادامه مطلب در لینک ویرگول 👇👇
ویرگول
سی نکته درباره حداقل دستمزد کارگران
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی توضیح این متن فقط در پی نشان دادن زوایایی از مسأله حداقل دستمزد کارگران است که در فضای…
👍1
🔳⭕️ فرزندمان رونالدو شود یا یک بیولوژیست؟
علی سرزعیم
کودک که بودیم با خود میاندیشیدیم شغلی داشته باشیم که بیشترین فایده را برای جامعه داشته باشد. از این منظر بیولوژیست شدن بهتر از رونالدو شدن است زیرا اگرچه فوتبالیستها یک سرگرمی جذاب ارائه میکنند و زندگی نیازمند سرگرمی است ولی بیولوژیستها داروهایی که رهایی از بیماری را نوید میدهند را عرضه میکنند! بزرگتر که شدیم اهمیت درآمد برایمان مهمتر شد و دیگر در جواب به پرسش علم بهتر است یا ثروت به سرعت نمیگفتیم علم! شاید در دل یا احیانا بر زبان میگفتیم ثروت!! حال با این ملاک فرزندمان را روانه کدام عرصه کنیم؟ فوتبال یا صنعت دارو؟
اگرچه درآمد رونالدو خیره کننده است و با هیچ بیولوژیستی برابری نمیکند اما احتمال رونالدوشدن احتمالا خیلی پایینتر از یک بیولوژیست ممتازشدن است. هر ساله انبوهی از جوانان راهی عرصه فوتبال میشوند و معدود کسانی میتوانند در لیگ دسته اول ایران و جهان راه یابند در حالیکه شانس بیولوژیست شدن و در یک صنعت دارویی مشغول به کار شدن خیلی کم نیست.
⭕️ آیا درآمد رونالدو غیرمنصفانه است؟ یک پاسخ این است که تا وقتی امور بر مدار بازار آزاد میچرخد چرا که نه! وقتی مردم حاضرند هزینه یک باشگاه مثل بارسلونا و رئال مادرید و ... را بپردازند و این باشگاهها با اتکا به این درآمدها میتوانند دستمزد بالایی به بازیکنان بپردازند چرا باید با آن مخالفت کنیم و اساسا چه حقی برای مداخله داریم؟ در مقابل، دیدگاه دیگری قرار دارد که معتقد است درآمدهای غیرعادی در یک بخش میتواند موجب اختلال در تخصیص استعدادها در جامعه شود. تعیین سقف یا گرفتن مالیات تصاعدی به درآمد فوتبالیستهای مشهور میتواند علامت درستی به جامعه دهد تا افراد مستعد وارد عرصههایی شوند که برای جامعه در بلندمدت مفیدتر است.
نگاه سومی است که معتقد است به جای مقایسه درآمد یک بیولوژیست با یک فوتبالیست و تاسف از نتیجه این مقایسه باید بین درآمد یک باشگاه فوتبال نوعی با یک شرکت دارویی مقایسه کرد. وقتی چنین مقایسهای صورت گیرد مشخص میشود که شرکت دارویی متعارف درآمدزاتر از یک باشگاه فوتبال متعارف است. البته تردیدی نیست که بهترین شرکت دارویی جهان به مراتب از بهترین باشگاه فوتبال جهان درآمد و سود بیشتری ایجاد میکند. این درآمد بالاتر شرکتهای دارویی صرفا به خاطر این نیست که کالای موردنیاز مردم را تامین میکنند بلکه به این خاطر است که کشف داروهای جدید فرآیندی بلندمدت، پرهزینه و بسیار ریسکی است یعنی یک تیم پژوهش دارویی شاید ده سال پیوسته روی کشف یک داروی جدید کار کند و بعد از ده سال شاید به جواب برسد شاید هم نرسد.
کسب درآمد بیولوژیستها و شرکتهای دارویی با یک معضل اخلاقی هم روبروست. مردم جهان درست یا غلط مشکل خاصی ندارند اگر فوتبالیستها درآمد بالایی از فعالیت خود کسب کنند (اگر مرتبط با بودجه دولت نباشد) ولی وقتی یک شرکت دارویی، دارویی تولید میکنند و میخواهد از محل فروش آن سود خوبی کسب کند بیشتر مردم این کار را غیراخلاقی قلمداد میکنند. مثلا فرض کنید که وضعیت فعلی کرونا دو سال ادامه یابد و یک شرکت دارویی تیمهایی را تجهیز کند تا در این دو سال شبانه روز روی آن کار کند و بالاخره به داروی مذکور دست یابد. آیا دولتها و جامعه جهانی اجازه میدهد تا این شرکت بابت فروش آن سودی کسب کند که درآمد هرکدام از بیولوژیستهایش بیشتر از رونالدو شود؟
☑️ تجویز راهبردی
پیشرفت هر جامعه تنها با انگیزههای درونی افراد ممکن نیست. افراد باید بابت اقداماتی که برای جامعه نفع دارد درآمد بالایی کسب کنند. اگر میخواهیم نویسنده خوبی داشته باشیم باید مالکیت معنوی را اجرا کنیم تا نویسندگان از محل فعالیتشان درآمد خوبی کسب کنند. شوق درونی نوشتن به تنهایی برای گسیل استعدادها کافی نیست!
اگر در جامعهای کارآفرینی درآمد کمی داشته باشد ولی رانت جویی درآمد بیشتری داشته باشد، حتما استعدادهای جامعه به سمت رانتجو شدن گسیل میشوند. پس بیاییم سرچشمههای رانت را ببندیم.
اگر رانتهای دولتی موجب شده تا مداحی و فوتبالیست شدن در ایران پردرآمد شود، نباید تعجب کنیم که جوانان به جای مشاغل مفیدتر، به سمت این مشاغل حرکت کنند.
📚 مراجع علمی
تاثیر نظام انگیزشی ناشی از درآمد بر تخصیص استعداد در فعالیتهای مختلف ادبیات اقتصادی مفصلی دارد که برای نمونه به این سه مقاله رجوع کنید.
Krueger, Anne O. "The political economy of the rent-seeking society." The American economic review 64, no. 3 (1974): 291-303.
Murphy, Kevin M., Andrei Shleifer, and Robert W. Vishny. "The allocation of talent: Implications for growth." The quarterly journal of economics 106, no. 2 (1991): 503-530.
Acemoglu, Daron. "Reward structures and the allocation of talent." European Economic Review 39, no. 1 (1995): 17-33
علی سرزعیم
کودک که بودیم با خود میاندیشیدیم شغلی داشته باشیم که بیشترین فایده را برای جامعه داشته باشد. از این منظر بیولوژیست شدن بهتر از رونالدو شدن است زیرا اگرچه فوتبالیستها یک سرگرمی جذاب ارائه میکنند و زندگی نیازمند سرگرمی است ولی بیولوژیستها داروهایی که رهایی از بیماری را نوید میدهند را عرضه میکنند! بزرگتر که شدیم اهمیت درآمد برایمان مهمتر شد و دیگر در جواب به پرسش علم بهتر است یا ثروت به سرعت نمیگفتیم علم! شاید در دل یا احیانا بر زبان میگفتیم ثروت!! حال با این ملاک فرزندمان را روانه کدام عرصه کنیم؟ فوتبال یا صنعت دارو؟
اگرچه درآمد رونالدو خیره کننده است و با هیچ بیولوژیستی برابری نمیکند اما احتمال رونالدوشدن احتمالا خیلی پایینتر از یک بیولوژیست ممتازشدن است. هر ساله انبوهی از جوانان راهی عرصه فوتبال میشوند و معدود کسانی میتوانند در لیگ دسته اول ایران و جهان راه یابند در حالیکه شانس بیولوژیست شدن و در یک صنعت دارویی مشغول به کار شدن خیلی کم نیست.
⭕️ آیا درآمد رونالدو غیرمنصفانه است؟ یک پاسخ این است که تا وقتی امور بر مدار بازار آزاد میچرخد چرا که نه! وقتی مردم حاضرند هزینه یک باشگاه مثل بارسلونا و رئال مادرید و ... را بپردازند و این باشگاهها با اتکا به این درآمدها میتوانند دستمزد بالایی به بازیکنان بپردازند چرا باید با آن مخالفت کنیم و اساسا چه حقی برای مداخله داریم؟ در مقابل، دیدگاه دیگری قرار دارد که معتقد است درآمدهای غیرعادی در یک بخش میتواند موجب اختلال در تخصیص استعدادها در جامعه شود. تعیین سقف یا گرفتن مالیات تصاعدی به درآمد فوتبالیستهای مشهور میتواند علامت درستی به جامعه دهد تا افراد مستعد وارد عرصههایی شوند که برای جامعه در بلندمدت مفیدتر است.
نگاه سومی است که معتقد است به جای مقایسه درآمد یک بیولوژیست با یک فوتبالیست و تاسف از نتیجه این مقایسه باید بین درآمد یک باشگاه فوتبال نوعی با یک شرکت دارویی مقایسه کرد. وقتی چنین مقایسهای صورت گیرد مشخص میشود که شرکت دارویی متعارف درآمدزاتر از یک باشگاه فوتبال متعارف است. البته تردیدی نیست که بهترین شرکت دارویی جهان به مراتب از بهترین باشگاه فوتبال جهان درآمد و سود بیشتری ایجاد میکند. این درآمد بالاتر شرکتهای دارویی صرفا به خاطر این نیست که کالای موردنیاز مردم را تامین میکنند بلکه به این خاطر است که کشف داروهای جدید فرآیندی بلندمدت، پرهزینه و بسیار ریسکی است یعنی یک تیم پژوهش دارویی شاید ده سال پیوسته روی کشف یک داروی جدید کار کند و بعد از ده سال شاید به جواب برسد شاید هم نرسد.
کسب درآمد بیولوژیستها و شرکتهای دارویی با یک معضل اخلاقی هم روبروست. مردم جهان درست یا غلط مشکل خاصی ندارند اگر فوتبالیستها درآمد بالایی از فعالیت خود کسب کنند (اگر مرتبط با بودجه دولت نباشد) ولی وقتی یک شرکت دارویی، دارویی تولید میکنند و میخواهد از محل فروش آن سود خوبی کسب کند بیشتر مردم این کار را غیراخلاقی قلمداد میکنند. مثلا فرض کنید که وضعیت فعلی کرونا دو سال ادامه یابد و یک شرکت دارویی تیمهایی را تجهیز کند تا در این دو سال شبانه روز روی آن کار کند و بالاخره به داروی مذکور دست یابد. آیا دولتها و جامعه جهانی اجازه میدهد تا این شرکت بابت فروش آن سودی کسب کند که درآمد هرکدام از بیولوژیستهایش بیشتر از رونالدو شود؟
☑️ تجویز راهبردی
پیشرفت هر جامعه تنها با انگیزههای درونی افراد ممکن نیست. افراد باید بابت اقداماتی که برای جامعه نفع دارد درآمد بالایی کسب کنند. اگر میخواهیم نویسنده خوبی داشته باشیم باید مالکیت معنوی را اجرا کنیم تا نویسندگان از محل فعالیتشان درآمد خوبی کسب کنند. شوق درونی نوشتن به تنهایی برای گسیل استعدادها کافی نیست!
اگر در جامعهای کارآفرینی درآمد کمی داشته باشد ولی رانت جویی درآمد بیشتری داشته باشد، حتما استعدادهای جامعه به سمت رانتجو شدن گسیل میشوند. پس بیاییم سرچشمههای رانت را ببندیم.
اگر رانتهای دولتی موجب شده تا مداحی و فوتبالیست شدن در ایران پردرآمد شود، نباید تعجب کنیم که جوانان به جای مشاغل مفیدتر، به سمت این مشاغل حرکت کنند.
📚 مراجع علمی
تاثیر نظام انگیزشی ناشی از درآمد بر تخصیص استعداد در فعالیتهای مختلف ادبیات اقتصادی مفصلی دارد که برای نمونه به این سه مقاله رجوع کنید.
Krueger, Anne O. "The political economy of the rent-seeking society." The American economic review 64, no. 3 (1974): 291-303.
Murphy, Kevin M., Andrei Shleifer, and Robert W. Vishny. "The allocation of talent: Implications for growth." The quarterly journal of economics 106, no. 2 (1991): 503-530.
Acemoglu, Daron. "Reward structures and the allocation of talent." European Economic Review 39, no. 1 (1995): 17-33
ویرگول
فرزندمان رونالدو شود یا یک بیولوژیست؟
علی سرزعیم کودک که بودیم با خود میاندیشیدیم شغلی داشته باشیم که بیشترین فایده را برای جامعه داشته باشد از این منظر بیولوژیست شدن بهت…
👍1
🔳⭕️ به دنبال نوابیغ!
امیر ناظمی
⭕️ تیپشناسی نوابیغ
نوابیغ اصطلاحی طنزآمیز است که اشاره به بیغهایی دارد که احساس خودنابغهپنداری دارند. آنها کسانی هستند که مدعی حل مسئلههای غیرممکن یا بسیار دشوار میشوند. نوابیغ همان کسانی هستند که قوانین مسلم فیزیک و ریاضی را نقض میکنند.
نخستین بار این واژه را «عفت چهرهگشا» و «عبادالله محمودیان» از اعضاء هیات علمی دانشگاه شریف، در خبرنامه انجمن ریاضی ایران (شماره ۱۰۳) در بهار ۱۳۸۴ از اصطلاح «نوابیغ» استفاده کردند. نوابیغ البته به دلیل تعددشان خیلی زود تبدیل به واژهای شناختهشده در سطح پژوهشگران شد.
نویسندگان مقالهٔ «نوابیغ»، در آن زمان ۴ دسته از نوابیغ را شناسایی کردند، هرچند امروز ما با دستههای جدیدی از آنها نیز آشنا شدهایم! آن ۴دسته عبارت بودند از:
1️⃣کسانی که سعی میکنند ناممکنها را ممکن سازند: مثلا کسانی که سعی در حل مسائلی چون تثلیث زاویه دارند یا تلاش میکنند موتور بدون سوخت بسازند. به عبارتی آنها مدعی موضوعی هستند که از نظر علمی امکانناپذیر است!
2️⃣مدعیان حل مسئلههای حلنشده معروف: مثلا کشف فرمولی برای تولید تمامی اعداد اول، آن هم با روشهای ابتدایی.
3️⃣بنیانگذاران نظریههای بیاساس: اين افراد مدعی بنيانگذاری نظريههای بیپايهای هستند که البته از نظر خودشان بسيار مهم است! به نحوی که حتی جهان را متحول میکند. مثلا کسانی که نظریه نامرئیکردن اجسام هستند (صرفنظر از اینکه غیرممکن است (دسته۱) اما نظریهای بیاساس هم هست!)
4️⃣رد کنندگان اصول اثبات شده: افرادی که تلاش میکنند اصول اثبات شده ریاضی و فیزیک را نقض کنند. مانند ادعای درست نبودن قانون اول ترمودینامیک!
⭕️ پیامدهای نوابیغ
در مقاله نوابیغ به خوبی به یکی از ویژگیهای اصلی نوابیغ اشاره شده است: «آنها برای ثبت تئوری خود سراغ مقامات و مسئولين رده بالای کشوری میروند و حتی ممکن است به بالاترين مقام کشور نيز رجوع کنند»!
نویسندگان مقاله ادامه دادهاند: «نوابيغ ممکن است هر کدام به تنهائی به مراجع زيادی رجوع کنند که با اين عمل با توجه به نامههای مختلف موجب اتلاف وقت بزرگی میشوند. مثلاً موردی به نام آقای X مقاله خود را به ۱۰۰ مرجع مختلف فرستاده بود که به قول خود چون از نوشتن همه آنها عاجز بود به ناچار به دستگاه کپی متوسل شده بود! اين آدمها از رجوع به مقامات و مسئولين خسته نمیشوند و اگر در برخورد با اين آدم ها دقت نکنيم ممکن است دچار يک دردسر اساسی شويم. مثلاً يکی از اساتيد دانشگاه در جواب يکی از همين نوابيغ مقالهای را برايش فرستاده بود که به خاطر اين کار آن شخص ايشان را به دادگاه کشاند»!
نوابیغ آنقدر در میان دستگاههای دولتی چرخ میزنند تا از سر بداقبالی و ناآگاهی مسوول آن نهاد و شانس نوابیغ، بدترین اتفاق اجتماعی روی میدهد: اعتماد آن نهاد به نوابیغ!
در این لحظه نوابیغ میتوانند یکتنه همه چیز را نابود کنند:
1️⃣سرمایه ملی: نوابیغ برای اجرای طرحهای خود از منابع عمومی استفاده میکنند، استفادهای که مشخصا به هیچ نتیجهای نمیرسد!
2️⃣تخریب اعتماد عمومی: نوابیغ با ادعایی که دروغ بودناش مشخص میشود، اعتماد عمومی را سلاخی میکنند. آنها با شکستی که در ادعای خود میخورند، تنها خود را قربانی نمیکنند، بلکه اعتماد عمومی به توانستن را نابود میکنند.
3️⃣خداحافظ نوآوری: پشتیبانان نوابیغ روزی متوجه دام ادعای دروغ میشوند، و از آن پس دیگر به سراغ هیچ امر نویی نخواهد نرفت!
☑️ توصیه راهبردی
در مقاله نوابیغ، به خوبی به ما هشدار میدهند که مواجهه با نوابیغ هم سخت و هم در اغلب اوقات منجر به شکست ما میشود؛ چرا که آنان به مانند یک بیمار توهمانگارانه دیگران را نفی میکنند تا در تصویری که میسازند، خودشان نابغهای جلوه کنند که درگیر تنگنظری و عدم درک آدمیان شدهاند.
نوابیغ حتی شما و سازمان شما را تهدید میکنند و ادامه ادعایشان آن است که این اختراع یا کشف را به دیگران واگذار خواهند کرد و آن روزی را برای شما تصویر میکنند که شما متهم به فراری دادن سرمایهای ملی شدهاید.
در مقاله، به ۴ دسته از مخاطبین اشاره میشود: «دسته سوم، دفاتر مقامات و مسئولين مملکتی است که تصور میکنيم در موارد بسياری تشخيص اين عده از نوابيغ برايشان کاری دشوار است... لذا به دفتر مقامات پيشنهاد میکنيم اگر بررسی اين ادعاها برايشان مهم است، از تعدادی از کارشناسان دعوت کنند که به رسيدگی آنها بپردازند. انجمنهای علمی میتوانند معرف اين کارشناسها باشند.»
آنها ۱۵سال پیش خطر شکلگیری نوابیغپروری را هشدار دادند. مقاماتی که ادعاهای بزرگ را دوست دارند و البته متخصص آن حوزه نیستند؛ نخستین قربانییاناند! مبارزه با دروغ بزرگ نیاز به یک برخورد بزرگ هم دارد؛ وگرنه ما با سازمانهای نوابیغپروری روبهرو خواهیم شد که به مخالفیناش برچسب غربزده میزند!
امیر ناظمی
⭕️ تیپشناسی نوابیغ
نوابیغ اصطلاحی طنزآمیز است که اشاره به بیغهایی دارد که احساس خودنابغهپنداری دارند. آنها کسانی هستند که مدعی حل مسئلههای غیرممکن یا بسیار دشوار میشوند. نوابیغ همان کسانی هستند که قوانین مسلم فیزیک و ریاضی را نقض میکنند.
نخستین بار این واژه را «عفت چهرهگشا» و «عبادالله محمودیان» از اعضاء هیات علمی دانشگاه شریف، در خبرنامه انجمن ریاضی ایران (شماره ۱۰۳) در بهار ۱۳۸۴ از اصطلاح «نوابیغ» استفاده کردند. نوابیغ البته به دلیل تعددشان خیلی زود تبدیل به واژهای شناختهشده در سطح پژوهشگران شد.
نویسندگان مقالهٔ «نوابیغ»، در آن زمان ۴ دسته از نوابیغ را شناسایی کردند، هرچند امروز ما با دستههای جدیدی از آنها نیز آشنا شدهایم! آن ۴دسته عبارت بودند از:
1️⃣کسانی که سعی میکنند ناممکنها را ممکن سازند: مثلا کسانی که سعی در حل مسائلی چون تثلیث زاویه دارند یا تلاش میکنند موتور بدون سوخت بسازند. به عبارتی آنها مدعی موضوعی هستند که از نظر علمی امکانناپذیر است!
2️⃣مدعیان حل مسئلههای حلنشده معروف: مثلا کشف فرمولی برای تولید تمامی اعداد اول، آن هم با روشهای ابتدایی.
3️⃣بنیانگذاران نظریههای بیاساس: اين افراد مدعی بنيانگذاری نظريههای بیپايهای هستند که البته از نظر خودشان بسيار مهم است! به نحوی که حتی جهان را متحول میکند. مثلا کسانی که نظریه نامرئیکردن اجسام هستند (صرفنظر از اینکه غیرممکن است (دسته۱) اما نظریهای بیاساس هم هست!)
4️⃣رد کنندگان اصول اثبات شده: افرادی که تلاش میکنند اصول اثبات شده ریاضی و فیزیک را نقض کنند. مانند ادعای درست نبودن قانون اول ترمودینامیک!
⭕️ پیامدهای نوابیغ
در مقاله نوابیغ به خوبی به یکی از ویژگیهای اصلی نوابیغ اشاره شده است: «آنها برای ثبت تئوری خود سراغ مقامات و مسئولين رده بالای کشوری میروند و حتی ممکن است به بالاترين مقام کشور نيز رجوع کنند»!
نویسندگان مقاله ادامه دادهاند: «نوابيغ ممکن است هر کدام به تنهائی به مراجع زيادی رجوع کنند که با اين عمل با توجه به نامههای مختلف موجب اتلاف وقت بزرگی میشوند. مثلاً موردی به نام آقای X مقاله خود را به ۱۰۰ مرجع مختلف فرستاده بود که به قول خود چون از نوشتن همه آنها عاجز بود به ناچار به دستگاه کپی متوسل شده بود! اين آدمها از رجوع به مقامات و مسئولين خسته نمیشوند و اگر در برخورد با اين آدم ها دقت نکنيم ممکن است دچار يک دردسر اساسی شويم. مثلاً يکی از اساتيد دانشگاه در جواب يکی از همين نوابيغ مقالهای را برايش فرستاده بود که به خاطر اين کار آن شخص ايشان را به دادگاه کشاند»!
نوابیغ آنقدر در میان دستگاههای دولتی چرخ میزنند تا از سر بداقبالی و ناآگاهی مسوول آن نهاد و شانس نوابیغ، بدترین اتفاق اجتماعی روی میدهد: اعتماد آن نهاد به نوابیغ!
در این لحظه نوابیغ میتوانند یکتنه همه چیز را نابود کنند:
1️⃣سرمایه ملی: نوابیغ برای اجرای طرحهای خود از منابع عمومی استفاده میکنند، استفادهای که مشخصا به هیچ نتیجهای نمیرسد!
2️⃣تخریب اعتماد عمومی: نوابیغ با ادعایی که دروغ بودناش مشخص میشود، اعتماد عمومی را سلاخی میکنند. آنها با شکستی که در ادعای خود میخورند، تنها خود را قربانی نمیکنند، بلکه اعتماد عمومی به توانستن را نابود میکنند.
3️⃣خداحافظ نوآوری: پشتیبانان نوابیغ روزی متوجه دام ادعای دروغ میشوند، و از آن پس دیگر به سراغ هیچ امر نویی نخواهد نرفت!
☑️ توصیه راهبردی
در مقاله نوابیغ، به خوبی به ما هشدار میدهند که مواجهه با نوابیغ هم سخت و هم در اغلب اوقات منجر به شکست ما میشود؛ چرا که آنان به مانند یک بیمار توهمانگارانه دیگران را نفی میکنند تا در تصویری که میسازند، خودشان نابغهای جلوه کنند که درگیر تنگنظری و عدم درک آدمیان شدهاند.
نوابیغ حتی شما و سازمان شما را تهدید میکنند و ادامه ادعایشان آن است که این اختراع یا کشف را به دیگران واگذار خواهند کرد و آن روزی را برای شما تصویر میکنند که شما متهم به فراری دادن سرمایهای ملی شدهاید.
در مقاله، به ۴ دسته از مخاطبین اشاره میشود: «دسته سوم، دفاتر مقامات و مسئولين مملکتی است که تصور میکنيم در موارد بسياری تشخيص اين عده از نوابيغ برايشان کاری دشوار است... لذا به دفتر مقامات پيشنهاد میکنيم اگر بررسی اين ادعاها برايشان مهم است، از تعدادی از کارشناسان دعوت کنند که به رسيدگی آنها بپردازند. انجمنهای علمی میتوانند معرف اين کارشناسها باشند.»
آنها ۱۵سال پیش خطر شکلگیری نوابیغپروری را هشدار دادند. مقاماتی که ادعاهای بزرگ را دوست دارند و البته متخصص آن حوزه نیستند؛ نخستین قربانییاناند! مبارزه با دروغ بزرگ نیاز به یک برخورد بزرگ هم دارد؛ وگرنه ما با سازمانهای نوابیغپروری روبهرو خواهیم شد که به مخالفیناش برچسب غربزده میزند!
ویرگول
به دنبال نوابیغ!
امیر ناظمی تیپشناسی نوابیغ نوابیغ اصطلاحی طنزآمیز است که اشاره به بیغهایی دارد که احساس خودنابغهپنداری دارند آنها کسانی هستند که…
راهنماي سر کار گذاشتن مقامات ارشد
(قسمت اول، گزارش ضخیم)
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
گيج کردن با گزارش ضخيم
⭕️ يکي از راههايي که کارمندان، کارشناسان و مديران دولتي آگاهانه يا از سر ناآگاهي براي گيج، خنثي و فلج مغزي کردن مقامات ارشد بهکار ميگيرند، نوشتن گزارشهاي حجيم، قطور، مملو از متن و با ضخامت است.
⭕️ پروندههای بسياري روي ميز مقامات اداري ارشد (احتمالاً نودونه درصد آنها) وجود دارد که در کنار زماني که براي جلسات، رفت و آمد بين جلسات در شهر و ارتباطات سياسي صرف ميکنند، سبب ميشود هرگز فرصتي براي خواندن زياد و صرف کردن وقت بسيار براي متون ضخيم و حجيم نداشته باشند.
⭕️ شما با آگاهي از اين موضوع ميتوانيد براي هر بار که خواستيد موضوع مهمي را گزارش کنيد، يک گزارش ضخيم و تا حد ممکن پرابهام، داراي زبان مغشوش و در هم ريخته محتوايي، اما شکيل براي مقام ارشد ارسال کنيد. او فرصت خواندن ندارد و ذهن درگير هزاران مسألهاش پردازش نمیکند.
⭕️ مقامات ارشد در مقابل چنين گزارشهايي چند سناريو دارند. فکر ميکنند تخصصيتر از آن است که بفهمند، مثل بقيه گزارشهاي اداري مزخرف است يا مطلب آنقدر مهم است که بايد به يک بخش تخصصي ارجاع کرد. سرنوشت غالب اين گونه گزارشها، ارجاع به سلسله مراتب اداري است. شما در اين لحظه موفق شدهايد.
⭕️ گزارش ارجاعشده، در سلسله مراتب ميچرخد، هر کارمند و کارشناسي آنرا به بغلي ارجاع ميدهد (بازي بغلي بگير اپيزودهاي طنز مهران مديري را به ياد بياوريد) و در نهايت به احتمال بسيار زياد شما گزارش دادهايد، کلي چرخيده است و اتفاقي هم نميافتد.
بهبودهاي کوچک عليه گزارشهاي ضخيم
اگر مدير و مقام ارشد هستيد، براي اينکه نگذاريد کارشناسان و مديرانتان شما را سرکار بگذارند و زمانتان را بدزدند، ميتوانيد از روشهاي زير استفاده کنيد:
☑️ براي زيردستان خود مشخص کنيد که گزارشها و نامههايي با حداکثر چند صفحه/کلمه را ميخوانيد.
☑️ گزارشهاي ضخيمتر از حد مشخص شده را صرفاً با گزارش خلاصهشده بپذيريد.
☑️ معياري براي خلاصهسازي مشخص کنيد و براي مثال هر پنجاه صفحه گزارش ميتواند در يک صفحه خلاصه و ارسال شود.
☑️ مشخص کنيد که گزارش بايد خيلي صريح و روشن باشد و به تصميمگيري کمک کند. هدف از ارسال گزارش بايد به دقت مشخص شده باشد.
☑️ ارسال کننده گزارشهاي ضخيمي را که به تصميمگيري کمک نميکنند، ابهام را افزايش ميدهند و به دليل فرصت نداشتن براي مطالعه (نه انجام کار تخصصي روي آن) بايد به سلسله مراتب ارجاع دهيد، توبيخ و تنبيه کنيد.
☑️ آدمهاي متخصصي در هر سازمان لازم است که خلاصه کردن متون را بدانند. اينها کارمندان اداري ساده وامانده از همه جا نيستند، بلکه احتمالاً متخصصترين، دست به قلمترين و فهيمترين کارکنان سازمان هستند که قادرند زمان شما را از دست «دزدان زمان» نجات دهند.
سخن آخر
اگر مقام و مدير ارشدي هستيد که روي ميزتان پر از گزارشهاي ضخيمي است که فرصت نداريد آنها را بخوانيد و به سلسله مراتب ارجاع ميدهيد و به تصميمگيري شما کمک نميکنند، «دزدان زمان» در حال بر باد دادن عمرتان هستند.
#دزدان_زمان
#گزارش_ضخيم
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
پینوشت
حل مشکلات نظام اداري براي تقويت ظرفيت حکومت ضروري است. من از آنجا که به بهبودهاي کوچک باور دارم، تلاش ميکنم در مجموعهاي از يادداشتها شماري از مشکلات و راهکارهاي پيشنهادي براي بهبود را طرح کنم. اين متون شايد براي انديشيدن بيشتر به وضعيت نظام حکمراني کمک کنند.
(قسمت اول، گزارش ضخیم)
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
گيج کردن با گزارش ضخيم
⭕️ يکي از راههايي که کارمندان، کارشناسان و مديران دولتي آگاهانه يا از سر ناآگاهي براي گيج، خنثي و فلج مغزي کردن مقامات ارشد بهکار ميگيرند، نوشتن گزارشهاي حجيم، قطور، مملو از متن و با ضخامت است.
⭕️ پروندههای بسياري روي ميز مقامات اداري ارشد (احتمالاً نودونه درصد آنها) وجود دارد که در کنار زماني که براي جلسات، رفت و آمد بين جلسات در شهر و ارتباطات سياسي صرف ميکنند، سبب ميشود هرگز فرصتي براي خواندن زياد و صرف کردن وقت بسيار براي متون ضخيم و حجيم نداشته باشند.
⭕️ شما با آگاهي از اين موضوع ميتوانيد براي هر بار که خواستيد موضوع مهمي را گزارش کنيد، يک گزارش ضخيم و تا حد ممکن پرابهام، داراي زبان مغشوش و در هم ريخته محتوايي، اما شکيل براي مقام ارشد ارسال کنيد. او فرصت خواندن ندارد و ذهن درگير هزاران مسألهاش پردازش نمیکند.
⭕️ مقامات ارشد در مقابل چنين گزارشهايي چند سناريو دارند. فکر ميکنند تخصصيتر از آن است که بفهمند، مثل بقيه گزارشهاي اداري مزخرف است يا مطلب آنقدر مهم است که بايد به يک بخش تخصصي ارجاع کرد. سرنوشت غالب اين گونه گزارشها، ارجاع به سلسله مراتب اداري است. شما در اين لحظه موفق شدهايد.
⭕️ گزارش ارجاعشده، در سلسله مراتب ميچرخد، هر کارمند و کارشناسي آنرا به بغلي ارجاع ميدهد (بازي بغلي بگير اپيزودهاي طنز مهران مديري را به ياد بياوريد) و در نهايت به احتمال بسيار زياد شما گزارش دادهايد، کلي چرخيده است و اتفاقي هم نميافتد.
بهبودهاي کوچک عليه گزارشهاي ضخيم
اگر مدير و مقام ارشد هستيد، براي اينکه نگذاريد کارشناسان و مديرانتان شما را سرکار بگذارند و زمانتان را بدزدند، ميتوانيد از روشهاي زير استفاده کنيد:
☑️ براي زيردستان خود مشخص کنيد که گزارشها و نامههايي با حداکثر چند صفحه/کلمه را ميخوانيد.
☑️ گزارشهاي ضخيمتر از حد مشخص شده را صرفاً با گزارش خلاصهشده بپذيريد.
☑️ معياري براي خلاصهسازي مشخص کنيد و براي مثال هر پنجاه صفحه گزارش ميتواند در يک صفحه خلاصه و ارسال شود.
☑️ مشخص کنيد که گزارش بايد خيلي صريح و روشن باشد و به تصميمگيري کمک کند. هدف از ارسال گزارش بايد به دقت مشخص شده باشد.
☑️ ارسال کننده گزارشهاي ضخيمي را که به تصميمگيري کمک نميکنند، ابهام را افزايش ميدهند و به دليل فرصت نداشتن براي مطالعه (نه انجام کار تخصصي روي آن) بايد به سلسله مراتب ارجاع دهيد، توبيخ و تنبيه کنيد.
☑️ آدمهاي متخصصي در هر سازمان لازم است که خلاصه کردن متون را بدانند. اينها کارمندان اداري ساده وامانده از همه جا نيستند، بلکه احتمالاً متخصصترين، دست به قلمترين و فهيمترين کارکنان سازمان هستند که قادرند زمان شما را از دست «دزدان زمان» نجات دهند.
سخن آخر
اگر مقام و مدير ارشدي هستيد که روي ميزتان پر از گزارشهاي ضخيمي است که فرصت نداريد آنها را بخوانيد و به سلسله مراتب ارجاع ميدهيد و به تصميمگيري شما کمک نميکنند، «دزدان زمان» در حال بر باد دادن عمرتان هستند.
#دزدان_زمان
#گزارش_ضخيم
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
پینوشت
حل مشکلات نظام اداري براي تقويت ظرفيت حکومت ضروري است. من از آنجا که به بهبودهاي کوچک باور دارم، تلاش ميکنم در مجموعهاي از يادداشتها شماري از مشکلات و راهکارهاي پيشنهادي براي بهبود را طرح کنم. اين متون شايد براي انديشيدن بيشتر به وضعيت نظام حکمراني کمک کنند.
ویرگول
راهنماي سر کار گذاشتن مقامات ارشد
قسمت اول، گزارش ضخیم محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي گيج کردن با گزارش ضخيم يکي از راههايي که کارمندان، کارشناسان…
🔳⭕️ کرونا، لطفا بمان و ماموریتت را تمام کن!
نویسنده: دکتر محسن رنانی _ اقتصاددان
تلخیص و بازتنظیم: محمد فاضلی _ جامعه شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
دکتر محسن رناني نامه مفصلي (۴۶۰۰ کلمه) به «ويروس مبارک کرونا» نوشته و اثراتش بر جامعه ايران را برشمرده است. نامه او، درسي در سياستگذاري و حکمراني است. منتخبي از اين نامه را اینجا آوردهام. لينک کل نامه در انتهاي این يادداشت هست.
⭕️ کرونا تو به ما نشان دادی که روح انسانی در هر شرایطی قدرت معجزه دارد. تو به ما فرصت دادی تا صحنههای بینظیر مهربانی و همدردی و همراهی پزشکان و پرستارانی را که از جان مایه میگذارند ببینیم و اشک همدلی بریزیم.
⭕️ تو سؤالات بزرگی در برابر دستگاه فقاهت و نهادهای دینی، اندیشمندان و روشنفکران مسلمان قرار دادی و جامعه مسلمانان را وارد شرایط بینظیری برای تجربه دینداریهای شخصیِ فارغ از مناسک جمعی کردی.
⭕️ کرونا تو ما را متوجه کردی که سازمان مدیریت بحران کشور، بهجای نوشتن تفاهمنامه با حوزه علمیه برای کاهش بلایای طبیعی از طریق دعا، بهتر است بر تأمین امکانات و تجهیزات ایمنی برای شهرها تمرکز کند.
⭕️ کرونای عزیز تو آنچنان قدرتمندی که باعث شدی صدها زندانی سیاسی که سالها نهادهای حقوق بشری پیگیر آزادی آنها بودند، آزاد شوند و این موضوع روشن شود که اگر همه زندانیان سیاسی هم آزاد شوند، همچنان آرامش برقرار است و هیچچیزی آسیب نمیبیند.
⭕️ تو همچنین برای ما روشن کردی که میشود ۸۰ درصد از زندانیان کشور آزاد باشند و میتوان بدون هیچ آسیبی به امنیت جامعه، به شیوههایی بهتری آنان را مراقبت کنیم و به ایفای حقوق و انجام وظایفی که بر عهده دارند رهنمون کنیم.
⭕️ کرونا تو به ما نشان دادی که میتوان عزیزانی را که دار فانی را وداع میگویند، در آرامش و سکوت به خاک سپرد و از دور برایشان طلب مغفرت کرد و آیات رحمتی نثار روحشان کرد؛ و هزینههایی که صرف مراسمهای متعدد میکردیم را برای شادی روح آنان صرف گرهگشایی از مشکلات جامعه کنیم.
⭕️ کرونا این روزها که تو پیش ما هستی، ما داریم یاد میگیریم که میشود با هزینهای اندک، در آرامش و سادگی، و بیهیاهو و بدون رقابت، ازدواج کرد. ما هم داریم میآموزیم که ازدواج جوانانمان را آسان بگیریم تا نسل جوان ما بتواند طعم عشق وسادگی را در زندگی بچشد.
⭕️ کرونای مبارک به ما نشان دادی که چقدر مقامات هر کشوری میتوانند با برقراری ارتباط موثر و گفتوگوی صمیمانه و نزدیک، روراست و صادقانه با مردم، به جامعه خود اطمینان و آرامش بدهند. همچنین به مقامات ما خاطرنشان کردی که میشود بدون خطابه و سخنرانی، در سکوت، کار کرد، عمل کرد و مدیریت کرد.
⭕️ کرونا نشان دادی که میشود همه قوای حکومت همکارانه بر فوریترین و اصلیترین نیازهای جامعه متمرکز شوند و با مدیریتی آرام و بهدور از شعار و هیجان، فقط رفاه و سلامت جامعه را مد نظر قرار دهند.
⭕️ کرونا آگاهمان کردی که برای مدیریت کارآمد یک موقعیت ویژه، نهتنها کل نظام سیاسی باید قیام کند، بلکه کل جامعه نیز باید به تصمیم مدیران، اعتماد و از آن پشتیبانی و با آن همکاری کند.
⭕️ تو در آرامش و بدون شتاب، کاری را خواهی کرد و ساختار سیاسی ما را در برابر انتخابهای مبارکی قرار خواهی داد که در این چهل سال نه جنگ تحمیلی، نه تلاشهای صدها نویسنده و منتقد و استاد و هنرمند و روشنفکر، و نه انتخاباتها و اعتراضاتی نظیر ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ نتوانستند به انجام برسانند.
⭕️ تو نشان دادی که توزیع قدرت و تفویض اختیار در سراسر کشور چقدر مدیریت حوادث ناگهانی را آسان میکند و موجب عملکرد مؤثر و فعال مقامات استانی میشود.
⭕️ کرونا ما را متوجه کردی که زمان بازسازی و شفافیت نظام تأمین اجتماعی کشور فرارسیده است، بهگونهای که بخشهای مهم جمعیت که مشاغل موقت و روزمزد و پارهوقت دارند، تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار گیرند تا در این موقعیتهای ویژه بتوان قشرهای کمدرآمد را حمایت کرد.
کرونای مبارک، اصلاً نگران نباش، بمان و مأموریت خودت را تمام کن.
لینک اصل نامه
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
نویسنده: دکتر محسن رنانی _ اقتصاددان
تلخیص و بازتنظیم: محمد فاضلی _ جامعه شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
دکتر محسن رناني نامه مفصلي (۴۶۰۰ کلمه) به «ويروس مبارک کرونا» نوشته و اثراتش بر جامعه ايران را برشمرده است. نامه او، درسي در سياستگذاري و حکمراني است. منتخبي از اين نامه را اینجا آوردهام. لينک کل نامه در انتهاي این يادداشت هست.
⭕️ کرونا تو به ما نشان دادی که روح انسانی در هر شرایطی قدرت معجزه دارد. تو به ما فرصت دادی تا صحنههای بینظیر مهربانی و همدردی و همراهی پزشکان و پرستارانی را که از جان مایه میگذارند ببینیم و اشک همدلی بریزیم.
⭕️ تو سؤالات بزرگی در برابر دستگاه فقاهت و نهادهای دینی، اندیشمندان و روشنفکران مسلمان قرار دادی و جامعه مسلمانان را وارد شرایط بینظیری برای تجربه دینداریهای شخصیِ فارغ از مناسک جمعی کردی.
⭕️ کرونا تو ما را متوجه کردی که سازمان مدیریت بحران کشور، بهجای نوشتن تفاهمنامه با حوزه علمیه برای کاهش بلایای طبیعی از طریق دعا، بهتر است بر تأمین امکانات و تجهیزات ایمنی برای شهرها تمرکز کند.
⭕️ کرونای عزیز تو آنچنان قدرتمندی که باعث شدی صدها زندانی سیاسی که سالها نهادهای حقوق بشری پیگیر آزادی آنها بودند، آزاد شوند و این موضوع روشن شود که اگر همه زندانیان سیاسی هم آزاد شوند، همچنان آرامش برقرار است و هیچچیزی آسیب نمیبیند.
⭕️ تو همچنین برای ما روشن کردی که میشود ۸۰ درصد از زندانیان کشور آزاد باشند و میتوان بدون هیچ آسیبی به امنیت جامعه، به شیوههایی بهتری آنان را مراقبت کنیم و به ایفای حقوق و انجام وظایفی که بر عهده دارند رهنمون کنیم.
⭕️ کرونا تو به ما نشان دادی که میتوان عزیزانی را که دار فانی را وداع میگویند، در آرامش و سکوت به خاک سپرد و از دور برایشان طلب مغفرت کرد و آیات رحمتی نثار روحشان کرد؛ و هزینههایی که صرف مراسمهای متعدد میکردیم را برای شادی روح آنان صرف گرهگشایی از مشکلات جامعه کنیم.
⭕️ کرونا این روزها که تو پیش ما هستی، ما داریم یاد میگیریم که میشود با هزینهای اندک، در آرامش و سادگی، و بیهیاهو و بدون رقابت، ازدواج کرد. ما هم داریم میآموزیم که ازدواج جوانانمان را آسان بگیریم تا نسل جوان ما بتواند طعم عشق وسادگی را در زندگی بچشد.
⭕️ کرونای مبارک به ما نشان دادی که چقدر مقامات هر کشوری میتوانند با برقراری ارتباط موثر و گفتوگوی صمیمانه و نزدیک، روراست و صادقانه با مردم، به جامعه خود اطمینان و آرامش بدهند. همچنین به مقامات ما خاطرنشان کردی که میشود بدون خطابه و سخنرانی، در سکوت، کار کرد، عمل کرد و مدیریت کرد.
⭕️ کرونا نشان دادی که میشود همه قوای حکومت همکارانه بر فوریترین و اصلیترین نیازهای جامعه متمرکز شوند و با مدیریتی آرام و بهدور از شعار و هیجان، فقط رفاه و سلامت جامعه را مد نظر قرار دهند.
⭕️ کرونا آگاهمان کردی که برای مدیریت کارآمد یک موقعیت ویژه، نهتنها کل نظام سیاسی باید قیام کند، بلکه کل جامعه نیز باید به تصمیم مدیران، اعتماد و از آن پشتیبانی و با آن همکاری کند.
⭕️ تو در آرامش و بدون شتاب، کاری را خواهی کرد و ساختار سیاسی ما را در برابر انتخابهای مبارکی قرار خواهی داد که در این چهل سال نه جنگ تحمیلی، نه تلاشهای صدها نویسنده و منتقد و استاد و هنرمند و روشنفکر، و نه انتخاباتها و اعتراضاتی نظیر ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ نتوانستند به انجام برسانند.
⭕️ تو نشان دادی که توزیع قدرت و تفویض اختیار در سراسر کشور چقدر مدیریت حوادث ناگهانی را آسان میکند و موجب عملکرد مؤثر و فعال مقامات استانی میشود.
⭕️ کرونا ما را متوجه کردی که زمان بازسازی و شفافیت نظام تأمین اجتماعی کشور فرارسیده است، بهگونهای که بخشهای مهم جمعیت که مشاغل موقت و روزمزد و پارهوقت دارند، تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار گیرند تا در این موقعیتهای ویژه بتوان قشرهای کمدرآمد را حمایت کرد.
کرونای مبارک، اصلاً نگران نباش، بمان و مأموریت خودت را تمام کن.
لینک اصل نامه
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
ویرگول
کرونا، لطفا بمان و ماموریتت را تمام کن!
نویسنده دکتر محسن رنانی _ اقتصاددان تلخیص و بازتنظیم محمد فاضلی _ جامعه شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي دکتر محسن رناني نامه…
👍3👎1
🔳⭕️ خروج از سیاست یا نبرد با بوروکراسی
علی سرزعیم
در فیلم خروج حکایت کشاورزانی روایت میشود که زمینهای آنها و محصولاتشان قربانی یک فعالیت عمرانی یک دستگاه اجرایی شده است. دست آنها به جایی بند نمیشود و نهایتا برای عرض تظلم و درخواست رسیدگی با تراکتور روانه تهران میشوند تا شخصا رئیس جمهور را ببینند. در این مسیر اگرچه داستانها و اتفاقات جالبی رخ میدهد، نهایتا وقتی به نزدیک تهران میرسند آنها را به قم و حرم هدایت میکنند اما در آنجا تنها موفق به دیدار با مشاور رئیس جمهور میشوند. سرخورده از این امر راهی تهران میشوند اما محافظان پاستور نهایتا آنها را متوقف میکنند و در اینجا فیلم متوقف میشود.
⭕️ به باور اینجانب محتوای این فیلم نسبت به اولین فیلمهای حاتمیکیا تغییر نکرده است. در همه آنها نبرد با بوروکراسی یا دیوانسالاری دیده میشود. در فیلم آژانس شیشهای چون دیوانسالاران به وضعیت یک مجروح شیمیایی رسیدگی نمیکنند دوستش مجبور به گروگانگیری میشود. در فیلم بادیگارد، مسئول امنیتی است که به قهرمان فیلم گیر میدهد و او را رها نمیکند تا بفهمد که آیا در انجام وظیفهاش قصور کرده یا نه. اتفاقا در آن فیلم تصویر مسئولان سیاسی بسیار منفیتر از تصویر فیلم خروج از رئیس جمهور است.
⭕️ حاتمیکیا نظام اداری را نمیپسندد و مثل توده مردم آن را کاغذبازیهای غیرضرور میداند و معتقد است نظام اداری چارچوبهایی ایجاد میکند که همواره سوراخ است یعنی برخی افراد ذیحق در آن قربانی میشوند و مطالبه حقشان نادیده گرفته میشود. حاتمیکیا در آژانس شیشهای و بادیگارد نظام جایگزینش را معرفی نمیکند اما در فیلم خروج بدیل مطلوب وی رونمایی میشود: ملاقات حضوری!
⭕️ ملاقات حضوری بن مایه تبلیغات سیاسی شخصیتهای مختلفی بوده است (شهید رجایی، مرحوم هاشمی شاهرودی و دکتر قاضیزاده هاشمی) و در محمود احمدینژاد این الگو به اوج میرسد. در همه آنها یا بازدید سرزده اهمیت دارد یا ملاقات حضوری با توده مردم صورت میگیرد و مردم نامه به دست خسته از ناشنوایی نظام اداری و مسئولان واسط، عرض حال خود را مستقیما با رئیس جمهورشان انجام میدهند.
⭕️ آقای حاتمیکیا با این فیلم نشان داد که هیچ درسی از تجربه گذشته نگرفته است. ما یا باید رویههایی تعریف کنیم که مطالبات تمامیناپذیر انسانها در روالهای مشخصی ارزیابی شود یا باید این امر به تشخیصهای صلاحدیدی واگذار شود. حال خوب است از ایشان سوال شود که آیا تصمیمات مبتنی بر صلاحدید شخصی آقای احمدی نژاد در امور مختلفی که در سفرهای گوناگون اتخاذ میشد توانست گره توسعهنیافتگی کشور را باز کند؟ بله روشن است که هرچیزی میتواند دچار آفت شود و آفت دیوانسالاری و نظم اداری نیز کاغذبازی است. اگر کاغذبازی انسانها را دلزده میکند و نظم اداری موجود ناکاراست راهحل بهمزدن این نظم و ایجاد آشفتگی است یا اصلاح آن؟ بله انتقاد به دیوان سالاری برای آدمی در جامعه پرستیژ میآورد اما نگاه خیرخواهانه در گرو دفاع از وجود نظام دیوانسالاری مستحکم و در عین حال کارآمد است. مفاسد بزرگی که رخ داده در بسیاری از موارد از طریق دور زدن دیوانسالاری صورت گرفته است. نظام کارشناسی مستقر در دیوانسالاری ترجمه عقلانیت در تمشیت امور است. اگر وجود نظام کارشناسی را نمیپسندیم و خواستار حذف آن هستیم باید تبعات آن را هم بپذیریم. آیا آقای حاتمیکیا آمادگی پذیرش این هزینه را دارد؟
⭕️ فراموش نکنیم که فقط موارد حق استثنایی نیست که نظام اداری ممکن است آن را رد کند بلکه انبوهی از مطالبات ناحق است که نظام اداری ناگزیر است مانند یک فیلتر آنها را سرند کرده و کنار بزند. فراموش نکنیم که همیشه منابع برای تخصیص دولت و حکومت محدود است و نیازها خصوصا در یک کشور توسعهنیافته نامحدود! بنابراین گزینش خواستهها و مطالبات امر ناگزیری است. این گزینش میتواند مورد به مورد توسط عالیترین مقام اجرایی صورت گیرد و یا میتواند به شکل نظاممند توسط دستگاههای اداری انجام شود. با توجه به حجم قوانین و تنوع موضوعات، روشن است که تشخیصهای صلاحدیدی افراد مسئول غالبا مغایر با قانون و یا متناقض با هم و پرخطا از آب در میآیند. بنابراین گزیری نداریم از آن که نظام اداری و دیوانسالاری داشته باشیم و در عین حال تلاش کنیم که آن را روزآمد کرده و از آفتهای محتمل دور کنیم.
☑️ تجویز راهبردی
بیاییم به جای سرزنش نظام دیوانی و آرزوی امحاء آن، اصلاح نظام دیوانی را طلب کنیم. این امر قطعا با کاهش مداخلات دولت، کاهش نیاز به مجوز در بسیاری از فعالیتهای اقتصادی، بهبود فضای کسبوکار، اصلاح رویهها و هوشمندسازی آنها و نهایتاً اصلاح کادر اداری ممکن است. در این صورت دیگر نیازی به ارتباط مستقیم با مسئولان و بازدیدهای سرزده نخواهد بود.
@I_D_Network
@ali_sarzaeem
علی سرزعیم
در فیلم خروج حکایت کشاورزانی روایت میشود که زمینهای آنها و محصولاتشان قربانی یک فعالیت عمرانی یک دستگاه اجرایی شده است. دست آنها به جایی بند نمیشود و نهایتا برای عرض تظلم و درخواست رسیدگی با تراکتور روانه تهران میشوند تا شخصا رئیس جمهور را ببینند. در این مسیر اگرچه داستانها و اتفاقات جالبی رخ میدهد، نهایتا وقتی به نزدیک تهران میرسند آنها را به قم و حرم هدایت میکنند اما در آنجا تنها موفق به دیدار با مشاور رئیس جمهور میشوند. سرخورده از این امر راهی تهران میشوند اما محافظان پاستور نهایتا آنها را متوقف میکنند و در اینجا فیلم متوقف میشود.
⭕️ به باور اینجانب محتوای این فیلم نسبت به اولین فیلمهای حاتمیکیا تغییر نکرده است. در همه آنها نبرد با بوروکراسی یا دیوانسالاری دیده میشود. در فیلم آژانس شیشهای چون دیوانسالاران به وضعیت یک مجروح شیمیایی رسیدگی نمیکنند دوستش مجبور به گروگانگیری میشود. در فیلم بادیگارد، مسئول امنیتی است که به قهرمان فیلم گیر میدهد و او را رها نمیکند تا بفهمد که آیا در انجام وظیفهاش قصور کرده یا نه. اتفاقا در آن فیلم تصویر مسئولان سیاسی بسیار منفیتر از تصویر فیلم خروج از رئیس جمهور است.
⭕️ حاتمیکیا نظام اداری را نمیپسندد و مثل توده مردم آن را کاغذبازیهای غیرضرور میداند و معتقد است نظام اداری چارچوبهایی ایجاد میکند که همواره سوراخ است یعنی برخی افراد ذیحق در آن قربانی میشوند و مطالبه حقشان نادیده گرفته میشود. حاتمیکیا در آژانس شیشهای و بادیگارد نظام جایگزینش را معرفی نمیکند اما در فیلم خروج بدیل مطلوب وی رونمایی میشود: ملاقات حضوری!
⭕️ ملاقات حضوری بن مایه تبلیغات سیاسی شخصیتهای مختلفی بوده است (شهید رجایی، مرحوم هاشمی شاهرودی و دکتر قاضیزاده هاشمی) و در محمود احمدینژاد این الگو به اوج میرسد. در همه آنها یا بازدید سرزده اهمیت دارد یا ملاقات حضوری با توده مردم صورت میگیرد و مردم نامه به دست خسته از ناشنوایی نظام اداری و مسئولان واسط، عرض حال خود را مستقیما با رئیس جمهورشان انجام میدهند.
⭕️ آقای حاتمیکیا با این فیلم نشان داد که هیچ درسی از تجربه گذشته نگرفته است. ما یا باید رویههایی تعریف کنیم که مطالبات تمامیناپذیر انسانها در روالهای مشخصی ارزیابی شود یا باید این امر به تشخیصهای صلاحدیدی واگذار شود. حال خوب است از ایشان سوال شود که آیا تصمیمات مبتنی بر صلاحدید شخصی آقای احمدی نژاد در امور مختلفی که در سفرهای گوناگون اتخاذ میشد توانست گره توسعهنیافتگی کشور را باز کند؟ بله روشن است که هرچیزی میتواند دچار آفت شود و آفت دیوانسالاری و نظم اداری نیز کاغذبازی است. اگر کاغذبازی انسانها را دلزده میکند و نظم اداری موجود ناکاراست راهحل بهمزدن این نظم و ایجاد آشفتگی است یا اصلاح آن؟ بله انتقاد به دیوان سالاری برای آدمی در جامعه پرستیژ میآورد اما نگاه خیرخواهانه در گرو دفاع از وجود نظام دیوانسالاری مستحکم و در عین حال کارآمد است. مفاسد بزرگی که رخ داده در بسیاری از موارد از طریق دور زدن دیوانسالاری صورت گرفته است. نظام کارشناسی مستقر در دیوانسالاری ترجمه عقلانیت در تمشیت امور است. اگر وجود نظام کارشناسی را نمیپسندیم و خواستار حذف آن هستیم باید تبعات آن را هم بپذیریم. آیا آقای حاتمیکیا آمادگی پذیرش این هزینه را دارد؟
⭕️ فراموش نکنیم که فقط موارد حق استثنایی نیست که نظام اداری ممکن است آن را رد کند بلکه انبوهی از مطالبات ناحق است که نظام اداری ناگزیر است مانند یک فیلتر آنها را سرند کرده و کنار بزند. فراموش نکنیم که همیشه منابع برای تخصیص دولت و حکومت محدود است و نیازها خصوصا در یک کشور توسعهنیافته نامحدود! بنابراین گزینش خواستهها و مطالبات امر ناگزیری است. این گزینش میتواند مورد به مورد توسط عالیترین مقام اجرایی صورت گیرد و یا میتواند به شکل نظاممند توسط دستگاههای اداری انجام شود. با توجه به حجم قوانین و تنوع موضوعات، روشن است که تشخیصهای صلاحدیدی افراد مسئول غالبا مغایر با قانون و یا متناقض با هم و پرخطا از آب در میآیند. بنابراین گزیری نداریم از آن که نظام اداری و دیوانسالاری داشته باشیم و در عین حال تلاش کنیم که آن را روزآمد کرده و از آفتهای محتمل دور کنیم.
☑️ تجویز راهبردی
بیاییم به جای سرزنش نظام دیوانی و آرزوی امحاء آن، اصلاح نظام دیوانی را طلب کنیم. این امر قطعا با کاهش مداخلات دولت، کاهش نیاز به مجوز در بسیاری از فعالیتهای اقتصادی، بهبود فضای کسبوکار، اصلاح رویهها و هوشمندسازی آنها و نهایتاً اصلاح کادر اداری ممکن است. در این صورت دیگر نیازی به ارتباط مستقیم با مسئولان و بازدیدهای سرزده نخواهد بود.
@I_D_Network
@ali_sarzaeem
ویرگول
خروج از سیاست یا نبرد با بوروکراسی
علی سرزعیم در فیلم خروج حکایت کشاورزانی روایت میشود که زمینهای آنها و محصولاتشان قربانی یک فعالیت عمرانی یک دستگاه اجرایی شده است د…