🔆پاسخ قطر به چالشهای جهانی؛ تنوعبخشی به توافقات امنیتی
#تحلیل_کوتاه
🔹 قطر طی دو هفته اخیر تفاهمنامههای امنیتی متعددی با کشورهای ایتالیا (احداث پایگاه آموزشی در دوحه)، قزاقستان (مبارزه با جرم و جنایت) و آلمان (آموزش و تبادل تجربیات امنیتی) منعقد نمود. در این رابطه ذکر برخی نکات حائز اهمیت است.
💢 راهبرد خرید امنیت
🔸 کشورهای کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس از بدو شکلگیری، به دلیل مواجهه با محدودیتهایی از جمله وسعت و جمعیت کم و قرارگیری در موقعیت مهم ژئوپلتیک، برای جبران تنگناهای خود و تأمین امنیت، استراتژی اتکا به منابع امنیتی خارجی را در پیش گرفتند. ایفای نقش منبع امنیت در اواخر قرن بیستم به بریتانیا واگذار شده بود و پس از آن، با ورود آمریکا به منطقه، این نقش به واشنگتن انتقال یافت.
🔸 آمریکا در هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس حضور نظامی مستقیم داشته و برای دستکم دو دهه تأمینکننده بلامنازع امنیت این کشورها به شمار میرفت. این رویه، اما، در سالهای اخیر با قدرتی بسیار کمتر از گذشته دنبال میشود و دلایل آن را باید در هر دو سمت ماجرا؛ هم در واشنگتن و هم در کشورهای جنوب خلیج فارس جستجو کرد.
💢 کاهش اعتماد به ایالت متحده
🔸 سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا از زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ تغییرات مهمی را تجربه کرده است؛ راهبرد آمریکا در بسیاری از موارد متحول شده و بهعنوان مثال، حضور نظامی مستقیم واشنگتن در افغانستان پایان یافته است. در سوی دیگر جهان، اما، افزایش عمق استراتژیک تا مرزهای چین برای آمریکا اهمیت بیشتری یافته و میتوان چنین تبیین کرد که در این دوره سیاست خارجی آمریکا با یک تحول پارادایمی، بهجای خاورمیانه بر جنوب شرق آسیا متمرکز شده است. این مسئله سبب شد تا کشورهای حوزه خلیج فارس به این نتیجه برسند که مانند گذشته قادر به اتکای صرف به توان نظامی آمریکا نخواهند بود.
💢نقاط عطف سیاست دفاعی قطر
🔸 در رابطه با کشور قطر این موضوع ابعاد پیچیدهتری نیز به خود گرفته است. در ابتدای امر، تغییر سیاست خارجی آمریکا در زمان ترامپ و عدم تمایل دولت بایدن به ورود مستقیم به تنشهای خاورمیانه، حاکمان قطر را متقاعد کرد تا به فکر شرکای امنیتی دیگری نیز باشند تا در بلندمدت از تأمین امنیت سرزمین خود باز نمانند.
🔸 با این حال، نقاط عطف دیگری نیز در این تصمیم از جانب دوحه نقش داشته است. در حقیقت، تغییر رویکرد یک کشور یکشبه اتفاق نمیافتد و مجموعهای از رویدادها سبب بازبینی در تاکتیکها و استراتژیها خواهند شد؛ قطر پس از آنکه در سال ۲۰۱۷ از جانب همسایگان خود تحریم شد، سیاست برقراری امنیت چندجانبه و کاهش وابستگی مطلق به یک قدرت خارجی را با اراده بیشتری دنبال کرد. بهعبارت دیگر، راهبرد کلی دفاعی قطر، برقراری توازن میان شرکای امنیتی است تا در مواقع بحرانی تنها به یک قدرت متکی نباشد.
💢 تنوعبخشی به شرکای نظامی و امنیتی
🔸 در حال حاضر، باوجود آنکه بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه (العدید) در قطر واقع شده و دوحه متحد اصلی خارج از ناتو ایالات متحده به شمار میرود، اما از برقراری روابط نظامی با دیگر کشورها نیز غافل نمانده است. ارتش قطر طی توافقات امنیتی اخیر خود اکنون شناورهای دفاعی خود را از ایتالیا، سیستمهای ضدپهپاد و جنگندههای رافال را از فرانسه، تانکهای دفاع پیشرفته لئوپارد 2A7 را از آلمان، جتهای جنگنده BAE Hawk را از بریتانیا و خودروهای زرهی و قایقهای نظامی بدون سرنشین را از ترکیه خریداری میکند.
🔸 در سایه تحولات جدید و با شروع جنگ غزه، سیاست عدم اتکای صرف به آمریکا حتی بیش از گذشته در قطر شدت گرفته است؛ دوحه به دنبال ایفای نقشی است که اولاً روابط خود با حماس را همچنان حفظ کند، مانع از آن شود که از خاک کشورش برای حملات علیه ایران استفاده شود و نیز ناگزیر از اقدامی بر ضد آرمان فلسطین نباشد. چنین مواردی تنها در صورتی امکانپذیر است که انحصار تأمین امنیت قطر در اختیار ایالات متحده نبوده و سیاستگذاران دوحه قادر به اتخاذ تصمیماتی مستقل باشند.
💢جمعبندی
✅ بهنظر میرسد قطر، باوجود آنکه در هماهنگی با آمریکا در حال میانجیگری در بحران اخیر غزه است و همکاری امنیتی اخیر آن با برخی کشورها ماهیتاً جایگزینی برای روابط نظامی و امنیتی با ایالات متحده نیست اما بهگونهای هوشمندانه فضایی را ایجاد کرده است تا در خلال آن قادر به اقدامات خودمختار و در مواردی مغایر با تمایلات رهبران ایالات متحده آمریکا باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
#تحلیل_کوتاه
🔹 قطر طی دو هفته اخیر تفاهمنامههای امنیتی متعددی با کشورهای ایتالیا (احداث پایگاه آموزشی در دوحه)، قزاقستان (مبارزه با جرم و جنایت) و آلمان (آموزش و تبادل تجربیات امنیتی) منعقد نمود. در این رابطه ذکر برخی نکات حائز اهمیت است.
💢 راهبرد خرید امنیت
🔸 کشورهای کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس از بدو شکلگیری، به دلیل مواجهه با محدودیتهایی از جمله وسعت و جمعیت کم و قرارگیری در موقعیت مهم ژئوپلتیک، برای جبران تنگناهای خود و تأمین امنیت، استراتژی اتکا به منابع امنیتی خارجی را در پیش گرفتند. ایفای نقش منبع امنیت در اواخر قرن بیستم به بریتانیا واگذار شده بود و پس از آن، با ورود آمریکا به منطقه، این نقش به واشنگتن انتقال یافت.
🔸 آمریکا در هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس حضور نظامی مستقیم داشته و برای دستکم دو دهه تأمینکننده بلامنازع امنیت این کشورها به شمار میرفت. این رویه، اما، در سالهای اخیر با قدرتی بسیار کمتر از گذشته دنبال میشود و دلایل آن را باید در هر دو سمت ماجرا؛ هم در واشنگتن و هم در کشورهای جنوب خلیج فارس جستجو کرد.
💢 کاهش اعتماد به ایالت متحده
🔸 سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا از زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ تغییرات مهمی را تجربه کرده است؛ راهبرد آمریکا در بسیاری از موارد متحول شده و بهعنوان مثال، حضور نظامی مستقیم واشنگتن در افغانستان پایان یافته است. در سوی دیگر جهان، اما، افزایش عمق استراتژیک تا مرزهای چین برای آمریکا اهمیت بیشتری یافته و میتوان چنین تبیین کرد که در این دوره سیاست خارجی آمریکا با یک تحول پارادایمی، بهجای خاورمیانه بر جنوب شرق آسیا متمرکز شده است. این مسئله سبب شد تا کشورهای حوزه خلیج فارس به این نتیجه برسند که مانند گذشته قادر به اتکای صرف به توان نظامی آمریکا نخواهند بود.
💢نقاط عطف سیاست دفاعی قطر
🔸 در رابطه با کشور قطر این موضوع ابعاد پیچیدهتری نیز به خود گرفته است. در ابتدای امر، تغییر سیاست خارجی آمریکا در زمان ترامپ و عدم تمایل دولت بایدن به ورود مستقیم به تنشهای خاورمیانه، حاکمان قطر را متقاعد کرد تا به فکر شرکای امنیتی دیگری نیز باشند تا در بلندمدت از تأمین امنیت سرزمین خود باز نمانند.
🔸 با این حال، نقاط عطف دیگری نیز در این تصمیم از جانب دوحه نقش داشته است. در حقیقت، تغییر رویکرد یک کشور یکشبه اتفاق نمیافتد و مجموعهای از رویدادها سبب بازبینی در تاکتیکها و استراتژیها خواهند شد؛ قطر پس از آنکه در سال ۲۰۱۷ از جانب همسایگان خود تحریم شد، سیاست برقراری امنیت چندجانبه و کاهش وابستگی مطلق به یک قدرت خارجی را با اراده بیشتری دنبال کرد. بهعبارت دیگر، راهبرد کلی دفاعی قطر، برقراری توازن میان شرکای امنیتی است تا در مواقع بحرانی تنها به یک قدرت متکی نباشد.
💢 تنوعبخشی به شرکای نظامی و امنیتی
🔸 در حال حاضر، باوجود آنکه بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه (العدید) در قطر واقع شده و دوحه متحد اصلی خارج از ناتو ایالات متحده به شمار میرود، اما از برقراری روابط نظامی با دیگر کشورها نیز غافل نمانده است. ارتش قطر طی توافقات امنیتی اخیر خود اکنون شناورهای دفاعی خود را از ایتالیا، سیستمهای ضدپهپاد و جنگندههای رافال را از فرانسه، تانکهای دفاع پیشرفته لئوپارد 2A7 را از آلمان، جتهای جنگنده BAE Hawk را از بریتانیا و خودروهای زرهی و قایقهای نظامی بدون سرنشین را از ترکیه خریداری میکند.
🔸 در سایه تحولات جدید و با شروع جنگ غزه، سیاست عدم اتکای صرف به آمریکا حتی بیش از گذشته در قطر شدت گرفته است؛ دوحه به دنبال ایفای نقشی است که اولاً روابط خود با حماس را همچنان حفظ کند، مانع از آن شود که از خاک کشورش برای حملات علیه ایران استفاده شود و نیز ناگزیر از اقدامی بر ضد آرمان فلسطین نباشد. چنین مواردی تنها در صورتی امکانپذیر است که انحصار تأمین امنیت قطر در اختیار ایالات متحده نبوده و سیاستگذاران دوحه قادر به اتخاذ تصمیماتی مستقل باشند.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2
🟢 آخرین وضعیت نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
🔴 ترامپ: ۲۳۰ الکترال
🔵 هریس: ۲۰۰ الکترال
ایالتهای غیرچرخشی
ایالتهایی که ترامپ تاکنون پیروز شده است:
ایالتهایی که هریس تاکنون پیروز شده است:
◼️نتایج انتخابات در ایالتهای غیرچرخشی، قابل انتظار و مطابق نظرسنجیها بوده است. لازم به ذکر است که نتایج انتخابات در ایالتهای پرجمعیت که دموکراتها به احتمال بالا پیروز میشوند، دیرتر مشخص میشود. در میان ایالتهای غیرچرخشی، هنوز وضعیت ایالتهای مین، مینه سوتا، نیوهمپشایر و نیومکزیکو مشخص نیست. تمامی این ایالتها نیز دموکرات محسوب میشوند.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔴 ترامپ: ۲۳۰ الکترال
🔵 هریس: ۲۰۰ الکترال
ایالتهای غیرچرخشی
ایالتهایی که ترامپ تاکنون پیروز شده است:
مونتانا
داکوتای شمالی
داکوتای جنوبی
تگزاس
فلوریدا
آیووا
آیداهو
اوکلاهاما
نبراسکا
کانزاس
وایومینگ
یوتا
ایندیانا
ویرجینیای غربی
تنسی
کارولینای جنوبی
آرکانزاس
آلاباما
میسوری
لوئیزیانا
کنتاکی
ایالتهایی که هریس تاکنون پیروز شده است:
کالیفرنیا
واشنگتن
ایلینویز
کلورادو
اورگان
نیویورک
ماساچوست
مریلند
دلاور
نیوجرسی
ورمانت
کانکتیکات
واشنگتن دی سی
ویرجینیا
حوزه انتخاباتی نخست ایالت مین
◼️نتایج انتخابات در ایالتهای غیرچرخشی، قابل انتظار و مطابق نظرسنجیها بوده است. لازم به ذکر است که نتایج انتخابات در ایالتهای پرجمعیت که دموکراتها به احتمال بالا پیروز میشوند، دیرتر مشخص میشود. در میان ایالتهای غیرچرخشی، هنوز وضعیت ایالتهای مین، مینه سوتا، نیوهمپشایر و نیومکزیکو مشخص نیست. تمامی این ایالتها نیز دموکرات محسوب میشوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌2👏1
🟢 آخرین وضعیت نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
🔴 ترامپ: ۲۳۰ الکترال
🔵 هریس: ۲۰۰ الکترال
ایالتهای چرخشی:
◼️ در صورتی که این نتایج حفظ شود، ترامپ با پیروزی در ۶ ایالت چرخشی و کسب ۳۰۱ الکترال، رئیس جمهور ایالات متحده خواهد شد؛ هرچند که هنوز شمارش آرا در برخی ایالات به نصف هم نرسیده است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔴 ترامپ: ۲۳۰ الکترال
🔵 هریس: ۲۰۰ الکترال
ایالتهای چرخشی:
کارولینای شمالی: با شمارش ۹۱٪ آرا، ترامپ پیروز این ایالت شد.
آریزونا: با شمارش ۵۳٪ آرا، ترامپ با ۴۹.۸٪ از هریس با ۴۹.۴٪ پیش است.
جورجیا: با شمارش ۹۵٪ آرا، ترامپ با ۵۱٪ از هریس با ۴۸٪ جلوتر است.
نوادا: هنوز شمارش آغاز نشده است.
پنسیلوانیا: با شمارش۸۳٪ آرا، ترامپ با ۵۱٪ از هریس با ۴۸٪ جلوتر است.
میشیگان: با شمارش ۴۴٪ آرا، ترامپ با ۵۲٪ از هریس با ۴۷٪ پیش است.
ویسکانسین: با شمارش ۷۵٪ آرا، ترامپ با ۵۱٪ از هریس با ۴۷٪ جلوتر است.
◼️ در صورتی که این نتایج حفظ شود، ترامپ با پیروزی در ۶ ایالت چرخشی و کسب ۳۰۱ الکترال، رئیس جمهور ایالات متحده خواهد شد؛ هرچند که هنوز شمارش آرا در برخی ایالات به نصف هم نرسیده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎2👌2❤1🆒1
🔴جمهوریخواهان کنترل سنا را به دست گرفتند
🔸 با شمارش آرای انتخاباتی در ۲۴ ایالت، جمهوریخواهان توانستند با کسب ۵۱ کرسی، اکثریت سنا را کسب کنند. دموکراتها نیز ۴۲ کرسی را بدست آوردهاند و هنوز تکلیف ۷ کرسی مشخص نیست.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔸 با شمارش آرای انتخاباتی در ۲۴ ایالت، جمهوریخواهان توانستند با کسب ۵۱ کرسی، اکثریت سنا را کسب کنند. دموکراتها نیز ۴۲ کرسی را بدست آوردهاند و هنوز تکلیف ۷ کرسی مشخص نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎4
🟢 بروزرسانی نتایج انتخابات ریاستجمهوری
🔴ترامپ: ۲۴۸
🔵هریس: ۲۱۶
🔸 هریس در ایالتهای غیرچرخشی، رودآیلند، نیوهمپشایر و مین پیروز شد. همچنین یک الکترال از حوزه انتخاباتی اول نبراسکا کسب کرد.
🔸 ترامپ نیز یک الکترال از حوزه انتخاباتی دوم در ایالت دموکرات مین و حوزه انتخاباتی اول در ایالت نبراسکا را کسب کرد.
🔸 از ایالتهای غیرچرخشی، تنها نتیجه ایالت مینهسوتا (دموکرات) اعلام نشده است.
🔸با شمارش ۹۸٪ ارا، دونالد ترامپ با ۵۰.۸٪ رأی در مقابل هریس با ۴۸.۳٪، در ایالت چرخشی جورجیا با ۱۶ الکترال پیروز شد. هم اکنون ترامپ تنها ۲۲ الکترال تا پیروزی فاصله دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔴ترامپ: ۲۴۸
🔵هریس: ۲۱۶
🔸 هریس در ایالتهای غیرچرخشی، رودآیلند، نیوهمپشایر و مین پیروز شد. همچنین یک الکترال از حوزه انتخاباتی اول نبراسکا کسب کرد.
🔸 ترامپ نیز یک الکترال از حوزه انتخاباتی دوم در ایالت دموکرات مین و حوزه انتخاباتی اول در ایالت نبراسکا را کسب کرد.
🔸 از ایالتهای غیرچرخشی، تنها نتیجه ایالت مینهسوتا (دموکرات) اعلام نشده است.
🔸با شمارش ۹۸٪ ارا، دونالد ترامپ با ۵۰.۸٪ رأی در مقابل هریس با ۴۸.۳٪، در ایالت چرخشی جورجیا با ۱۶ الکترال پیروز شد. هم اکنون ترامپ تنها ۲۲ الکترال تا پیروزی فاصله دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4👍2👎1
🔴 ترامپ در ایالت پنسیلوانیا نیز پیروز شد
🔸با شمارش نزدیک به ۹۱٪ برگههای رأی در پنسیلوانیا، ترامپ ۵۱.۲۴٪ و هریس ۴۷.۸۰٪ آراء را کسب کردند. بدین ترتیب ترامپ توانست در این ایالت با ۱۹ رأی الکترال به پیروزی برسد. ترامپ اکنون تنها به ۳ رأی الکترال برای پیروزی نیاز دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔸با شمارش نزدیک به ۹۱٪ برگههای رأی در پنسیلوانیا، ترامپ ۵۱.۲۴٪ و هریس ۴۷.۸۰٪ آراء را کسب کردند. بدین ترتیب ترامپ توانست در این ایالت با ۱۹ رأی الکترال به پیروزی برسد. ترامپ اکنون تنها به ۳ رأی الکترال برای پیروزی نیاز دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5😱2👎1
🔴دونالد ترامپ، چهل و هفتمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا شد
🔸 به نقل از خبرگزاری فاکسنیوز (نزدیک به جمهوریخواهان) با شمارش نزدیک به ۹۰٪ آرا در ایالت ویسکانسین ترامپ با ۵۱.۳۳٪ در برابر هریس با ۴۷.۲۲٪ توانست ۱۰ رأی الکترال این ایالت را کسب کرده و چهل و هفتمین رئیسجمهور آمریکا شود. با پیروزی در این ایالت، الکترالهای ترامپ به عدد ۲۷۷ رسید.
🔸 هریس نیز در ایالت مینهسوتا پیروز شد و الکترالهای او به عدد ۲۲۶ رسید.
🔸طبق اعلام خبرگزاری فاکسنیوز تنها ایالتهای چرخشی میشیگان، نوادا و آریزونا هنوز نتایج نهایی را منتشر نکردهاند. گرچه ایالت غیرچرخشی و جمهوریخواه آلاسکا (۳ رای الکترال) نیز نتایج نهایی را اعلام نکرده است اما نتایج فعلی به نفع ترامپ است. ترامپ هم اکنون در تمامی چهار ایالت باقیمانده دیگر پیشتاز است و با توجه به حدنصاب ۲۷۰ الکترال، وی عملا رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا شده است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔸 به نقل از خبرگزاری فاکسنیوز (نزدیک به جمهوریخواهان) با شمارش نزدیک به ۹۰٪ آرا در ایالت ویسکانسین ترامپ با ۵۱.۳۳٪ در برابر هریس با ۴۷.۲۲٪ توانست ۱۰ رأی الکترال این ایالت را کسب کرده و چهل و هفتمین رئیسجمهور آمریکا شود. با پیروزی در این ایالت، الکترالهای ترامپ به عدد ۲۷۷ رسید.
🔸 هریس نیز در ایالت مینهسوتا پیروز شد و الکترالهای او به عدد ۲۲۶ رسید.
🔸طبق اعلام خبرگزاری فاکسنیوز تنها ایالتهای چرخشی میشیگان، نوادا و آریزونا هنوز نتایج نهایی را منتشر نکردهاند. گرچه ایالت غیرچرخشی و جمهوریخواه آلاسکا (۳ رای الکترال) نیز نتایج نهایی را اعلام نکرده است اما نتایج فعلی به نفع ترامپ است. ترامپ هم اکنون در تمامی چهار ایالت باقیمانده دیگر پیشتاز است و با توجه به حدنصاب ۲۷۰ الکترال، وی عملا رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7😱4💔2👎1
♦️ چین در حال گسترش نفوذ خود در منابع معدنی است
◼️ نشریه اکونومیست
#اکوتهران
🔻شماره اخیر «اکونومیست» در یادداشتی به گسترش نفوذ چین در حوزه منابع معدنی پرداخته است. با توجه به کربنزدایی از اقتصاد جهانی و مسئله ایجاد مراکز داده بزرگ برای مدلهای پیشرفتهتر هوش مصنوعی، جهان به مقدار بسیار زیادی از محصولات معدنی نیاز خواهد داشت و برای چین مهم است که دست بالا را در دسترسی به مواد معدنی داشته باشد. از این روست که در سال گذشته، شرکتهای چینی فارغ از خرید سهام خرد و غیر مدیریتی در چهارگوشه دنیا، قریب به ۱۶ میلیارد دلار در معادن خارجی سرمایهگذاری کردند. این رقم سه برابر بیشتر از سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری سال گذشته در همین بخش است.
🔹در یک ماه گذشته دستکم چهار مورد برنامه سرمایهگذاری کلان چین در صنایع معدنی اعلام شده است: ۱- برنامه سرمایهگذاری بیش از ۵ میلیارد دلاری در یک معدن مس افغانستان؛ ۲- برنامه سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری «زیجین» در یک معدن طلا در غنا؛ ۳- تعهد گروهی از شرکتهای چینی برای سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری در معادن زامبیا ظرف ۵ سال آینده؛ ۴- برنامه «چینالکو» برای خریداری سهم بزرگترین معدن مس فیلیپین.
🔹شرکتهای معدنی چینی سهمی کلان و رو به رشد از منابع معدنی جهان را در اختیار دارند؛ اعم از نزدیک به نیمی از نیکل و لیتیوم، بیش از دو پنجم کبالت و یک پنجم مس که بیشتر این منابع در خارج از چین استخراج میشود. الگوی خرجکرد متاخر چینیها نشان میدهد که آنها میکوشند نفوذ خود بر منابع معدنی جهان را گسترش دهند و در میان فلزات، به عنوان فلزی اساسی در برقیسازی تمرکز بر مس است.
🔹در سال ۲۰۲۳، معادن مس قریب به سه پنجم سرمایهگذاریهای خارجی چین را در حوزه معدنی شامل میشدند. در سال گذشته یک شرکت چینی اعلام نمود که معدن مسی را در بوتسوانا به ارزش ۲ میلیارد دلار خریداری میکند و با سرمایهگذاری ۸۰۰ میلیون دلار در آن، تولید را به دو برابر میرساند. همزمان، سایر شرکتهای معدنی چینی به سرمایهگذاری در مواد لازم برای باتری خودروهای برقی ادامه داده اند و شرکت «گانفنگ لیتیوم» که مالک معادن متعددی از آرژانتین تا استرالیاست، سهم شریک خود را در یکی از بزرگترین معادن لیتیوم مالی خریداری کرد.
🔹به لطف همین سرمایهگذاریها «زیجین» با گستره فعالیت از صربستان تا سورینام سال گذشته معادل سه پنجم ارزندهترین شرکت معدنی جهان یعنی «بیاچپی» مس تولید کرده و اکنون نیز به دنبال فتح بازار لیتیوم است. ارزش این شرکت در پنج سال گذشته ۵۰۰ درصد رشد کرده و به ۶۰ میلیارد دلار رسیده که بیشتر از ارزش «ویل»، ابرشرکت معدنی برزیل، است.
🔹شرکت «سیاماوسی» نیز با حمایت دولت چین یکی از پروژههای بزرگ کبالت در جمهوری دموکراتیک کنگو را در اختیار گرفته و در حال حاضر مبدل به بزرگترین تولیدکننده این فلز گردیده است. علیرغم اینکه بخشی از آنچه شرکتهای معدنی چین در خارج از کشور حفاری میکنند در سرزمین مبدا باقی مانده و یا راه به بازارهای غربی پیدا میکند، کماکان سهم قابلتوجهی از خروجی معدنی چین در خارج از کشور با زنجیره تامین خارجی تولیدکنندگان محصولاتی همچون باتری و پنل خورشیدی در هم تنیده شده است و عمده سنگهای معدنی به چین حمل میشوند.
🔹در مواد معدنی فرآوری شده، چین عرضهکننده حدود ۶۰ درصد از لیتیوم باتری، ۶۵ درصد از نیکل، ۷۰ درصد از کبالت و حدود ۹۰ درصد از عناصر کمیاب همچون نئودیموم است. در ۹ ماهه ابتدایی سال جاری چین ۱۲ درصد بیشتر مس، ۲۱ درصد بیشتر کبالت و ۲۰ درصد بیشتر بوکسیت نسبت به سال گذشته وارد نموده است و همه این سنگهای معدنی در واقع پایه تولید صنعتی-معدنی چین را به عنوان بزرگترین صنعت معدنی در جهان را به وقفه تغذیه میکنند.
🔹تسلط بیشتر چین بر منابع معدنی جهان، به نگرانیها در غرب -بالاخص ایالات متحده- درباره وابستگی به رقیب راهبردی خود دامن زده است. آمریکا بیش از نیمی از مواد معدنی مورد نیاز خود را وارد میکند و چین یکی از تامینکنندگان عمده این کشور است. لذا سیاستمدارانی که به دنبال تقویت صنایع تولیدی آمریکا در داخل هستند، با گذشت زمان دریافته اند که هدف آنها ممکن است با عدم دسترسی به فلزات پایه در کارخانههای جدید پیشنهادی آنها به بن بست بخورد.
🔸بازتاب این نگرانی را میتوان در اظهارات کامالا هریس در خلال تبلیغات انتخاباتی خود دید که از ضرورت انبارش مواد معدنی به منظور کسب اطمینان از امنیت ملی و اقتصادی ایالات متحده سخن گفت؛ هدفی که به نظر میرسد مورد اقبال هر دو حزب باشد. با اینهمه، «اکونومیست» شراکت امنیت معدنی با متحدان و توسعه معادن داخلی را ابزاری به مراتب تاثیرگذارتر در موضوع مورد بحث میداند.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
◼️ نشریه اکونومیست
#اکوتهران
🔻شماره اخیر «اکونومیست» در یادداشتی به گسترش نفوذ چین در حوزه منابع معدنی پرداخته است. با توجه به کربنزدایی از اقتصاد جهانی و مسئله ایجاد مراکز داده بزرگ برای مدلهای پیشرفتهتر هوش مصنوعی، جهان به مقدار بسیار زیادی از محصولات معدنی نیاز خواهد داشت و برای چین مهم است که دست بالا را در دسترسی به مواد معدنی داشته باشد. از این روست که در سال گذشته، شرکتهای چینی فارغ از خرید سهام خرد و غیر مدیریتی در چهارگوشه دنیا، قریب به ۱۶ میلیارد دلار در معادن خارجی سرمایهگذاری کردند. این رقم سه برابر بیشتر از سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری سال گذشته در همین بخش است.
🔹در یک ماه گذشته دستکم چهار مورد برنامه سرمایهگذاری کلان چین در صنایع معدنی اعلام شده است: ۱- برنامه سرمایهگذاری بیش از ۵ میلیارد دلاری در یک معدن مس افغانستان؛ ۲- برنامه سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری «زیجین» در یک معدن طلا در غنا؛ ۳- تعهد گروهی از شرکتهای چینی برای سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری در معادن زامبیا ظرف ۵ سال آینده؛ ۴- برنامه «چینالکو» برای خریداری سهم بزرگترین معدن مس فیلیپین.
🔹شرکتهای معدنی چینی سهمی کلان و رو به رشد از منابع معدنی جهان را در اختیار دارند؛ اعم از نزدیک به نیمی از نیکل و لیتیوم، بیش از دو پنجم کبالت و یک پنجم مس که بیشتر این منابع در خارج از چین استخراج میشود. الگوی خرجکرد متاخر چینیها نشان میدهد که آنها میکوشند نفوذ خود بر منابع معدنی جهان را گسترش دهند و در میان فلزات، به عنوان فلزی اساسی در برقیسازی تمرکز بر مس است.
🔹در سال ۲۰۲۳، معادن مس قریب به سه پنجم سرمایهگذاریهای خارجی چین را در حوزه معدنی شامل میشدند. در سال گذشته یک شرکت چینی اعلام نمود که معدن مسی را در بوتسوانا به ارزش ۲ میلیارد دلار خریداری میکند و با سرمایهگذاری ۸۰۰ میلیون دلار در آن، تولید را به دو برابر میرساند. همزمان، سایر شرکتهای معدنی چینی به سرمایهگذاری در مواد لازم برای باتری خودروهای برقی ادامه داده اند و شرکت «گانفنگ لیتیوم» که مالک معادن متعددی از آرژانتین تا استرالیاست، سهم شریک خود را در یکی از بزرگترین معادن لیتیوم مالی خریداری کرد.
🔹به لطف همین سرمایهگذاریها «زیجین» با گستره فعالیت از صربستان تا سورینام سال گذشته معادل سه پنجم ارزندهترین شرکت معدنی جهان یعنی «بیاچپی» مس تولید کرده و اکنون نیز به دنبال فتح بازار لیتیوم است. ارزش این شرکت در پنج سال گذشته ۵۰۰ درصد رشد کرده و به ۶۰ میلیارد دلار رسیده که بیشتر از ارزش «ویل»، ابرشرکت معدنی برزیل، است.
🔹شرکت «سیاماوسی» نیز با حمایت دولت چین یکی از پروژههای بزرگ کبالت در جمهوری دموکراتیک کنگو را در اختیار گرفته و در حال حاضر مبدل به بزرگترین تولیدکننده این فلز گردیده است. علیرغم اینکه بخشی از آنچه شرکتهای معدنی چین در خارج از کشور حفاری میکنند در سرزمین مبدا باقی مانده و یا راه به بازارهای غربی پیدا میکند، کماکان سهم قابلتوجهی از خروجی معدنی چین در خارج از کشور با زنجیره تامین خارجی تولیدکنندگان محصولاتی همچون باتری و پنل خورشیدی در هم تنیده شده است و عمده سنگهای معدنی به چین حمل میشوند.
🔹در مواد معدنی فرآوری شده، چین عرضهکننده حدود ۶۰ درصد از لیتیوم باتری، ۶۵ درصد از نیکل، ۷۰ درصد از کبالت و حدود ۹۰ درصد از عناصر کمیاب همچون نئودیموم است. در ۹ ماهه ابتدایی سال جاری چین ۱۲ درصد بیشتر مس، ۲۱ درصد بیشتر کبالت و ۲۰ درصد بیشتر بوکسیت نسبت به سال گذشته وارد نموده است و همه این سنگهای معدنی در واقع پایه تولید صنعتی-معدنی چین را به عنوان بزرگترین صنعت معدنی در جهان را به وقفه تغذیه میکنند.
🔹تسلط بیشتر چین بر منابع معدنی جهان، به نگرانیها در غرب -بالاخص ایالات متحده- درباره وابستگی به رقیب راهبردی خود دامن زده است. آمریکا بیش از نیمی از مواد معدنی مورد نیاز خود را وارد میکند و چین یکی از تامینکنندگان عمده این کشور است. لذا سیاستمدارانی که به دنبال تقویت صنایع تولیدی آمریکا در داخل هستند، با گذشت زمان دریافته اند که هدف آنها ممکن است با عدم دسترسی به فلزات پایه در کارخانههای جدید پیشنهادی آنها به بن بست بخورد.
🔸بازتاب این نگرانی را میتوان در اظهارات کامالا هریس در خلال تبلیغات انتخاباتی خود دید که از ضرورت انبارش مواد معدنی به منظور کسب اطمینان از امنیت ملی و اقتصادی ایالات متحده سخن گفت؛ هدفی که به نظر میرسد مورد اقبال هر دو حزب باشد. با اینهمه، «اکونومیست» شراکت امنیت معدنی با متحدان و توسعه معادن داخلی را ابزاری به مراتب تاثیرگذارتر در موضوع مورد بحث میداند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏1👌1
🔆 نمایشگاه بینالمللی واردات چین: اهداف و ظرفیتها
#تحلیل_کوتاه
🔹نمایشگاه بین المللی واردات چین (CIIE) به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای تجاری دنیا مانند هفت سال گذشته از تاریخ ۵ تا ۱۰ نوامبر در شهر شانگهای برگزار میشود. این نمایشگاه با هدف معرفی بازارهای داخلی چین به شرکتهای خارجی و افزایش مصرف داخلی برگزار میگردد. این نمایشگاه اولین نمونه از نمایشگاهها در سطح ملی با موضوع واردات است و از این منظر، ابتکاری جالب توجه محسوب میشود؛ چرا که حتی پیشرفتهترین کشورهای غربی هم برای معرفی ظرفیتهای وارداتی خود به رقبای خارجی چنین رویدادی را در چنین سطحی برگزار نمیکنند.
💢 اهداف پیدا و پنهان
🔸اهداف پیدا و پنهان مختلفی برای برگزاری این نمایشگاه میتوان متصور شد، اما چین عمدتاً در راستای سیاست کاهش مازاد تجاری با شرکای تجاری این رویداد را برگزار مینماید؛ رهبران سیاسی این کشور تلاش دارند فراتر از صرف واردات کالاهای مصرفی و کشاورزی، این کشور را به یک ابرقدرت تولیدی در زنجیره صنعتی جامع و متنوع با دنیا (از طریق تعمیق ارتباط شرکا و ذینفعان داخلی و خارجی) تبدیل نمایند و از این طریقُ پویایی روند رشد و توسعه اقتصادی این کشور را حفظ کنند؛
🔸در عین حال، برخلاف روند نسبتاً غالب حمایتگرایی تجاری و اقتصادی کشورها در سالهای اخیر که به ویژه با ظهور ترامپ در سراسر دنیا حاکم شد، اقدامات این چنینی در تلاشاند تا پیام و تعهد صریح چین به جهانی شدن و تجارت آزاد را به سراسر دنیا مخابره کنند.
🔸علاوه بر این، چینیها در سالهای اخیر همواره بر سهیمکردن دیگر ملل در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی خود با حجم عظیم ذخیره ارزی بیش از ۳ تریلیون دلاری، تجارت سالانه کالایی بیش از ۵ تریلیون دلاری و توان خدمات فنی و مهندسی تأکید داشتهاند. ضرب المثل جالبی هم در ادبيات چینیها با این مضمون وجود دارد: «وقتی همه هیزم به آتش بریزند، شعلهها ارتفاع بالاتری میگیرند.»
🔸نمایشگاه بین المللی واردات چین به دنیا این پیام را میدهد که این کشور نه تنها مایل به فروش است، بلکه مایل به خرید محصولات و خدمات از جهان است. سهم واردات چین در تجارت خارجی ۴.۵۴ تریلیون دلاری نه ماه نخست سال ۲۰۲۴ این کشور ۴۲ درصد بوده است و در این خصوص، هرکشوری در نمایشگاه بین المللی واردات چین میتواند ظرفیت ارائه کالا و خدمات خود به بازار چین را مورد سنجش قرار دهد.
💢 ایران و نمایشگاه واردات چین
🔸همکاری نمایشگاهی، یکی از پیشنهادهای ثابت طرف چینی به کشورمان بدون هیچگونه ملاحظه تحریمی در این سالها بوده است. به نظر میرسد که سهم بردن از کیک رشد و توسعه چینی، ابتکاری مجزا از سوی ایران را طلب میکند و محدود کردن مناسبات دو کشور به صادرات سنتی (صادرات پای مرغ، میگو، زعفران یا صنایع دستی) و یا حتی فروش نفت یکی از ابتداییترین روندها در تعاملات آتی دو کشور باشد. در واقع، لازم است از فرصت این نمایشگاه برای افزایش کیفیت و تنوع سبد صادراتی کشورمان با عرضه کالاهای دانش بنیان و خدمات جدید و پیوند زنجیرههای تأمین دو کشور بهره برد.
✅ تداوم رشد و توسعه اقتصادی چین و سرمایهگذاریهای داخلی و حتی خارجی این کشور نیازمند واردات کالا، تجهیزات و خدمات از تمامی نقاط دنیا است. برآوردها نشان می دهد که چین در ۱۵ سال آتی به ۳۰ تریلیون دلار کالا و ۱۰ تریلیون دلار خدمات نیاز خواهد داشت؛ منطقی است که تعاملات تجاری دو کشور و به ویژه صادرات ایران به چین در یک چارچوب قاعدهمندتر برای سهم بری بیشتر از این ارقام قابلتوجه خیز بردارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
#تحلیل_کوتاه
🔹نمایشگاه بین المللی واردات چین (CIIE) به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای تجاری دنیا مانند هفت سال گذشته از تاریخ ۵ تا ۱۰ نوامبر در شهر شانگهای برگزار میشود. این نمایشگاه با هدف معرفی بازارهای داخلی چین به شرکتهای خارجی و افزایش مصرف داخلی برگزار میگردد. این نمایشگاه اولین نمونه از نمایشگاهها در سطح ملی با موضوع واردات است و از این منظر، ابتکاری جالب توجه محسوب میشود؛ چرا که حتی پیشرفتهترین کشورهای غربی هم برای معرفی ظرفیتهای وارداتی خود به رقبای خارجی چنین رویدادی را در چنین سطحی برگزار نمیکنند.
💢 اهداف پیدا و پنهان
🔸اهداف پیدا و پنهان مختلفی برای برگزاری این نمایشگاه میتوان متصور شد، اما چین عمدتاً در راستای سیاست کاهش مازاد تجاری با شرکای تجاری این رویداد را برگزار مینماید؛ رهبران سیاسی این کشور تلاش دارند فراتر از صرف واردات کالاهای مصرفی و کشاورزی، این کشور را به یک ابرقدرت تولیدی در زنجیره صنعتی جامع و متنوع با دنیا (از طریق تعمیق ارتباط شرکا و ذینفعان داخلی و خارجی) تبدیل نمایند و از این طریقُ پویایی روند رشد و توسعه اقتصادی این کشور را حفظ کنند؛
🔸در عین حال، برخلاف روند نسبتاً غالب حمایتگرایی تجاری و اقتصادی کشورها در سالهای اخیر که به ویژه با ظهور ترامپ در سراسر دنیا حاکم شد، اقدامات این چنینی در تلاشاند تا پیام و تعهد صریح چین به جهانی شدن و تجارت آزاد را به سراسر دنیا مخابره کنند.
🔸علاوه بر این، چینیها در سالهای اخیر همواره بر سهیمکردن دیگر ملل در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی خود با حجم عظیم ذخیره ارزی بیش از ۳ تریلیون دلاری، تجارت سالانه کالایی بیش از ۵ تریلیون دلاری و توان خدمات فنی و مهندسی تأکید داشتهاند. ضرب المثل جالبی هم در ادبيات چینیها با این مضمون وجود دارد: «وقتی همه هیزم به آتش بریزند، شعلهها ارتفاع بالاتری میگیرند.»
🔸نمایشگاه بین المللی واردات چین به دنیا این پیام را میدهد که این کشور نه تنها مایل به فروش است، بلکه مایل به خرید محصولات و خدمات از جهان است. سهم واردات چین در تجارت خارجی ۴.۵۴ تریلیون دلاری نه ماه نخست سال ۲۰۲۴ این کشور ۴۲ درصد بوده است و در این خصوص، هرکشوری در نمایشگاه بین المللی واردات چین میتواند ظرفیت ارائه کالا و خدمات خود به بازار چین را مورد سنجش قرار دهد.
💢 ایران و نمایشگاه واردات چین
🔸همکاری نمایشگاهی، یکی از پیشنهادهای ثابت طرف چینی به کشورمان بدون هیچگونه ملاحظه تحریمی در این سالها بوده است. به نظر میرسد که سهم بردن از کیک رشد و توسعه چینی، ابتکاری مجزا از سوی ایران را طلب میکند و محدود کردن مناسبات دو کشور به صادرات سنتی (صادرات پای مرغ، میگو، زعفران یا صنایع دستی) و یا حتی فروش نفت یکی از ابتداییترین روندها در تعاملات آتی دو کشور باشد. در واقع، لازم است از فرصت این نمایشگاه برای افزایش کیفیت و تنوع سبد صادراتی کشورمان با عرضه کالاهای دانش بنیان و خدمات جدید و پیوند زنجیرههای تأمین دو کشور بهره برد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2👌2
♦️رقابت الجزایر و مراکش بر سر انتقال گاز نیجریه به اروپا
◼️نشریه لکم- مراکش
#رویة_العربیة
🔸آفریقا بهعنوان قارهای سرشار از منابع فسیلی، به صحنه رقابت شدید میان دو پروژه بزرگ خط لوله گاز، به رهبری الجزایر و مراکش تبدیل شده که هدف آنها تأمین نیازهای بازار اروپا است. جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ منجر به اوجگیری این رقابت شد، زیرا هر یک از طرفین در تلاشاند تا خود را بهعنوان جایگزین آفریقایی برای گاز روسیه به اروپا مطرح نمایند. این رقابت که یکی از پیامدهای جانبی ناشی از تنشهای میان دو کشور است، تأثیر قابلتوجهی بر دیپلماسی آفریقایی گذاشته است. با وجود اهداف متعدد مطرحشده از سوی این دو کشور، هر دو پروژه هنوز در مرحله نظری و مطالعات امکانسنجی باقیمانده و هیچ اقدام عملیاتی بر روی زمین انجام نشده است.
💢پروژه انتقال گاز الجزایر
🔹پروژه انتقال گاز از مسیر الجزایر قدیمیترین پروژهای است که در سال ۲۰۰۱ از طریق یک توافقنامه اولیه بین الجزایر و نیجریه مطرح شد. برآوردها نشان میدهد هزینه این پروژه بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار خواهد بود. این خط لوله که حدود ۴۲۰۰ کیلومتر طول دارد از میادین گازی نیجریه آغاز و پس از عبور از نیجر به الجزایر میرسد و سپس از سواحل الجزایر از طریق دو مسیر زیردریایی (Medgas برای اسپانیا و TransMed برای ایتالیا) به اروپا متصل میشود. طبق پیشبینیها میشود سالانه تا ۳۰ میلیارد مترمکعب گاز به اروپا صادر کند.
💢پروژه رقیب: خط لوله گاز نیجریه – مراکش (NMGP)
🔹پادشاه مراکش در سفر خود به نیجریه در سال 2016 پیشنهاد احداث خط لوله گاز نیجریه-مراکش (NMGP) را به رئیسجمهور این کشور ارائه داد. هزینه این پروژه حدود ۲۵ میلیارد دلار برآورد شده و طول آن تقریباً ۵۶۰۰ کیلومتر است که از سواحل یازده کشور عبور میکند و به مراکش میرسدو از طریق خط لوله گاز مراکش-اروپا به اسپانیا متصل میشود و پیشبینی میشود سالانه حدود ۱۸ میلیارد مترمکعب گاز به اروپا صادر کند.
🔹وزیر امور خارجه مراکش در اعلام رسمی پروژه که در این کشور به «خط لوله گاز آفریقا-آتلانتیک» معروف است، تأکید کرد که این پروژه «بزرگترین پروژه زیربنایی در آفریقا» است. چشمانداز آفریقایی که توسط رباط پایتخت مراکش اتخاذ شده، بر خطوط گاز موجود در غرب آفریقا که نیجریه را به بنین، توگو و غنا متصل میکند، متکی است. وجود ذخایر گازی در میدان "Grand Tortue Ahmeem" (GTA) واقع در سواحل سنگال و موریتانی نیز به عنوان یک نقطه مثبت برای پروژه مراکش تلقی میشود، با این وجود، استفاده از این میدان با چالشهای قانونی و سیاسی متعددی مواجه است.
💢نتیجهگیری
🔹با وجود اینکه نیجریه با ۵.۲ تریلیون متر مکعب ذخایر اثباتشده نهمین دارنده ذخایر گاز جهان بهشمار میرود اما توانایی آن در تأمین نیازهای گاز اروپا همچنان محل سؤال است. بیثباتی مداوم در منطقه دلتای نیجر و حکمرانی ضعیف مانع بهرهبرداری کامل از این پتانسیل میشود و دسترسی پایدار به منابع نیجریه را تضمین نمیکند.
✅ کشورهای مختلف و شرکتهای بزرگ انرژی پس از جنگ اوکراین ترجیح میدهند که باتوجه به وابستگیپذیری واردات بلند مدت از طریق خط لوله، و همچنین مزیت الانجی در عقد قراردادهای منعطفتر به سمت واردات الانجی حرکت کنند. همچنین، از دیگر دشواریهای پیش روی این پروژهها، حرکت بازار اروپا به سمت کربنزدایی تا سال ۲۰۵۰ و سختگیری در برابر مصرف سوختهای فسیلی است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
◼️نشریه لکم- مراکش
#رویة_العربیة
🔸آفریقا بهعنوان قارهای سرشار از منابع فسیلی، به صحنه رقابت شدید میان دو پروژه بزرگ خط لوله گاز، به رهبری الجزایر و مراکش تبدیل شده که هدف آنها تأمین نیازهای بازار اروپا است. جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ منجر به اوجگیری این رقابت شد، زیرا هر یک از طرفین در تلاشاند تا خود را بهعنوان جایگزین آفریقایی برای گاز روسیه به اروپا مطرح نمایند. این رقابت که یکی از پیامدهای جانبی ناشی از تنشهای میان دو کشور است، تأثیر قابلتوجهی بر دیپلماسی آفریقایی گذاشته است. با وجود اهداف متعدد مطرحشده از سوی این دو کشور، هر دو پروژه هنوز در مرحله نظری و مطالعات امکانسنجی باقیمانده و هیچ اقدام عملیاتی بر روی زمین انجام نشده است.
💢پروژه انتقال گاز الجزایر
🔹پروژه انتقال گاز از مسیر الجزایر قدیمیترین پروژهای است که در سال ۲۰۰۱ از طریق یک توافقنامه اولیه بین الجزایر و نیجریه مطرح شد. برآوردها نشان میدهد هزینه این پروژه بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار خواهد بود. این خط لوله که حدود ۴۲۰۰ کیلومتر طول دارد از میادین گازی نیجریه آغاز و پس از عبور از نیجر به الجزایر میرسد و سپس از سواحل الجزایر از طریق دو مسیر زیردریایی (Medgas برای اسپانیا و TransMed برای ایتالیا) به اروپا متصل میشود. طبق پیشبینیها میشود سالانه تا ۳۰ میلیارد مترمکعب گاز به اروپا صادر کند.
💢پروژه رقیب: خط لوله گاز نیجریه – مراکش (NMGP)
🔹پادشاه مراکش در سفر خود به نیجریه در سال 2016 پیشنهاد احداث خط لوله گاز نیجریه-مراکش (NMGP) را به رئیسجمهور این کشور ارائه داد. هزینه این پروژه حدود ۲۵ میلیارد دلار برآورد شده و طول آن تقریباً ۵۶۰۰ کیلومتر است که از سواحل یازده کشور عبور میکند و به مراکش میرسدو از طریق خط لوله گاز مراکش-اروپا به اسپانیا متصل میشود و پیشبینی میشود سالانه حدود ۱۸ میلیارد مترمکعب گاز به اروپا صادر کند.
🔹وزیر امور خارجه مراکش در اعلام رسمی پروژه که در این کشور به «خط لوله گاز آفریقا-آتلانتیک» معروف است، تأکید کرد که این پروژه «بزرگترین پروژه زیربنایی در آفریقا» است. چشمانداز آفریقایی که توسط رباط پایتخت مراکش اتخاذ شده، بر خطوط گاز موجود در غرب آفریقا که نیجریه را به بنین، توگو و غنا متصل میکند، متکی است. وجود ذخایر گازی در میدان "Grand Tortue Ahmeem" (GTA) واقع در سواحل سنگال و موریتانی نیز به عنوان یک نقطه مثبت برای پروژه مراکش تلقی میشود، با این وجود، استفاده از این میدان با چالشهای قانونی و سیاسی متعددی مواجه است.
💢نتیجهگیری
🔹با وجود اینکه نیجریه با ۵.۲ تریلیون متر مکعب ذخایر اثباتشده نهمین دارنده ذخایر گاز جهان بهشمار میرود اما توانایی آن در تأمین نیازهای گاز اروپا همچنان محل سؤال است. بیثباتی مداوم در منطقه دلتای نیجر و حکمرانی ضعیف مانع بهرهبرداری کامل از این پتانسیل میشود و دسترسی پایدار به منابع نیجریه را تضمین نمیکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2❤1
اندیشکده تهران | Tehran Institute
🔆 یک روز تا پایان؛ نظرسنجیها کدام نامزد را برنده انتخابات آمریکا میدانند؟ #تحلیل_کوتاه 🔹 یک روز مانده به برگزاری انتخابات آمریکا، دونالد ترامپ در میانگین نظرسنجیهای ۵ ایالت از ۷ ایالت چرخشی پیشتاز است. در دو هفتۀ گذشته، او توانست فاصله خود را در سطح…
🔆 انتخابات آمریکا؛ ترامپ چگونه پیروز شد؟
#تحلیل_کوتاه
🔹 با نهاییشدن نتایج انتخابات در اکثر ایالتها و پیشتازی در دو ایالت باقیمانده (آریزونا و نوادا)، به نظر میرسد ترامپ توانسته است قاطعانه با ۳۱۲ الکترال در برابر هریس با ۲۲۶ الکترال چهل و هفتمین رئیسجمهور آمریکا شود. او نه تنها توانست ایالتهای چرخشی را که در ۲۰۲۰ از دست داده بود (میشیگان، پنسیلوانیا، ویسکانسین، جورجیا و آریزونا) دوباره بدست بیاورد، بلکه در ایالت نوادا نیز که در ۲۰۱۶ شکست خورده بود پیروز شد. از این پیروزی میتوان برداشتهای متعددی داشت.
💢نظرسنجیها عملکرد بهتری داشتند
🔸 الگوی خطای نظرسنجیها در سه دهه گذشته مؤید این نکته بود که هنگامی که نظرسنجیها در یک انتخابات تخمین ضعیفی داشتند، در انتخابات بعدی آن را جبران میکردند. در انتخابات ۲۰۲۴، درصد خطای نظرسنجیها نسبت به انتخابات پیشین در سطح ملی و ایالتی تا حد زیادی کاهش پیدا کرده بود، اما در هر دو سطح برخی از آنان برنده را اشتباه پیشبینی کردند. تنها در دو ایالت جورجیا و کارولینای شمالی، نظرسنجیهای نسبتاً دقیقی وجود داشت. شمارش آرا در آریزونا همچنان ادامه دارد، اما با روند فعلی میتوان حدس زد که نظرسنجیهای این ایالت نیز موفق عمل کردهاند. بیشتر خطاها برای ایالتهای دیوار آبی بود.
💢 اقتصاد آمریکا و رأیدهندگان آمریکایی
🔸 همانطور که پیشتر در تحلیلی بیان شده بوده، شهروندان ایالتهای چرخشی، اقتصاد را مسئله نخست خود میدانستند. در نظرسنجیهای پس از رأیگیری (Exit poll) در این ایالتها اکثریت مردمی که وضعیت اقتصاد را نامساعد توصیف میکردند، گفتند که به ترامپ رأی دادهاند. به عنوان مثال در پنسیلوانیا، ۶۷٪ از مردم با چنین باوری به ترامپ و تنها ۳۰٪ به هریس رأی دادند. در کارولینای شمالی، ۵۴٪ از مردمی که وضعیت اقتصاد کشور را بد میدانستند به ترامپ و ۴۴٪ به هریس رأی دادند. در باقی ایالتهای چرخشی نیز اکثریت مردمی که وضعیت اقتصاد را نامساعد یا ضعیف توصیف کرده بودند، به ترامپ رأی دادند.
💢 افزایش حمایت محافظهکاران و میانهروها
🔸 با مقایسه نظرسنجیهای پس از رأیگیری در ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴، متوجه سه نکته بسیار مهم میشویم:
1️⃣ علیرغم حمایت علنی جمهوریخواهان برجسته از هریس در ۲۰۲۴، میانگین میزان حمایت محافظهکاران از ترامپ نسبت به ۲۰۲۰ نزدیک به ۵٪ در ایالتهای چرخشی افزایش یافت.
2️⃣ با وجود اینکه در هر دو انتخابات، اکثریت رأیدهندگان میانهرو به نامزد دموکرات رأی دادند؛ اما سهم ترامپ از این قشر به طور قابلتوجهی افزایش یافت.
3️⃣ با توجه به اینکه اکثریت میانهروها در این ایالات به دموکراتها رأی میدهند؛ اما ترامپ در این ایالات پیروز میشود یا با اختلاف اندکی میبازد، میتوان نتیجه گرفت که ایالتهای چرخشی محافظهکاران بسیار بیشتری نسبت به لیبرالها دارند. آمار نیز چنین چیزی را نشان میدهد.
💢 جنگ غزه ضربه خود را به هریس زد
🔸 در سطح ملی، به نظر میرسد هریس توانست تقریباٌ همان میزان رأی را از مسلمانان بدست بیاورد که بایدن در ۲۰۲۰ کسب کرده بود. ۶۱٪ از مسلمانان آمریکایی به هریس رأی دادند. این رقم برای بایدن ۶۳٪ در ۲۰۲۰ بود. با این حال نظرسنجیهای پس از رأیگیری در دیربورن –جایی که بیشترین تراکم جمعیتی مسلمان در میشیگان را داراست- نشان داده است که ۴۵٪ از مسلمانان به ترامپ رأی دادند. این درحالی بود که در ۲۰۲۰، ۸۰٪ آنان به هریس رأی دادند. اگرچه هریس باز هم در شهرستان وینی –که دیربورن و دیترویت در آن واقع شدهاند- پیروز شد، اما به نظر میرسد رأی مسلمانان میشیگان به ترامپ در مجموع رأی ایالت به کمپین هریس آسیب جدی زد.
🔸 این انتخابات به دموکراتها نشان داد که عدم حمایت از جانب مسلمانان این ایالت چقدر میتواند هزینه گزافی برایشان داشته باشد. البته نباید فراموش کرد که شکست هریس در میشیگان را نمیتوان تنها با رأی مسلمانان توضیح داد. در این ایالت نیز، مسئله نخست بیش از نیمی از شهروندان اقتصاد و مهاجرت بوده است.
💢 جمعبندی
✅ این نکته صحیح است که اقتصاد، ناامنی در مرزها، جنگ غزه و... در پیروزی ترامپ نقش زیادی داشتند؛ اما لازم به ذکر است که عوامل دیگری نیز در شکست هریس دخیل بودند. هریس نتوانست آنطور که باید، خود را از دولت بایدن جدا کند. به همین خاطر چالشهای اقتصادی دوران بایدن به پای او نیز نوشته شد. او همچنین در ایجاد تصویر یک رهبر قدرتمند در ذهن رأیدهندگان ناکام و ترامپ در این امر موفق بود. تنها مزیت او در پشتیبانی افکار عمومی از حق سقط جنین و مسائل محیط زیستی بود که نتوانست به نحو خوبی آنها را برجسته کند. تمامی این عوامل انتخابات آمریکا را به پیروزی ترامپ سوق دادند.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تحلیل_کوتاه
🔹 با نهاییشدن نتایج انتخابات در اکثر ایالتها و پیشتازی در دو ایالت باقیمانده (آریزونا و نوادا)، به نظر میرسد ترامپ توانسته است قاطعانه با ۳۱۲ الکترال در برابر هریس با ۲۲۶ الکترال چهل و هفتمین رئیسجمهور آمریکا شود. او نه تنها توانست ایالتهای چرخشی را که در ۲۰۲۰ از دست داده بود (میشیگان، پنسیلوانیا، ویسکانسین، جورجیا و آریزونا) دوباره بدست بیاورد، بلکه در ایالت نوادا نیز که در ۲۰۱۶ شکست خورده بود پیروز شد. از این پیروزی میتوان برداشتهای متعددی داشت.
💢نظرسنجیها عملکرد بهتری داشتند
🔸 الگوی خطای نظرسنجیها در سه دهه گذشته مؤید این نکته بود که هنگامی که نظرسنجیها در یک انتخابات تخمین ضعیفی داشتند، در انتخابات بعدی آن را جبران میکردند. در انتخابات ۲۰۲۴، درصد خطای نظرسنجیها نسبت به انتخابات پیشین در سطح ملی و ایالتی تا حد زیادی کاهش پیدا کرده بود، اما در هر دو سطح برخی از آنان برنده را اشتباه پیشبینی کردند. تنها در دو ایالت جورجیا و کارولینای شمالی، نظرسنجیهای نسبتاً دقیقی وجود داشت. شمارش آرا در آریزونا همچنان ادامه دارد، اما با روند فعلی میتوان حدس زد که نظرسنجیهای این ایالت نیز موفق عمل کردهاند. بیشتر خطاها برای ایالتهای دیوار آبی بود.
💢 اقتصاد آمریکا و رأیدهندگان آمریکایی
🔸 همانطور که پیشتر در تحلیلی بیان شده بوده، شهروندان ایالتهای چرخشی، اقتصاد را مسئله نخست خود میدانستند. در نظرسنجیهای پس از رأیگیری (Exit poll) در این ایالتها اکثریت مردمی که وضعیت اقتصاد را نامساعد توصیف میکردند، گفتند که به ترامپ رأی دادهاند. به عنوان مثال در پنسیلوانیا، ۶۷٪ از مردم با چنین باوری به ترامپ و تنها ۳۰٪ به هریس رأی دادند. در کارولینای شمالی، ۵۴٪ از مردمی که وضعیت اقتصاد کشور را بد میدانستند به ترامپ و ۴۴٪ به هریس رأی دادند. در باقی ایالتهای چرخشی نیز اکثریت مردمی که وضعیت اقتصاد را نامساعد یا ضعیف توصیف کرده بودند، به ترامپ رأی دادند.
💢 افزایش حمایت محافظهکاران و میانهروها
🔸 با مقایسه نظرسنجیهای پس از رأیگیری در ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴، متوجه سه نکته بسیار مهم میشویم:
1️⃣ علیرغم حمایت علنی جمهوریخواهان برجسته از هریس در ۲۰۲۴، میانگین میزان حمایت محافظهکاران از ترامپ نسبت به ۲۰۲۰ نزدیک به ۵٪ در ایالتهای چرخشی افزایش یافت.
2️⃣ با وجود اینکه در هر دو انتخابات، اکثریت رأیدهندگان میانهرو به نامزد دموکرات رأی دادند؛ اما سهم ترامپ از این قشر به طور قابلتوجهی افزایش یافت.
3️⃣ با توجه به اینکه اکثریت میانهروها در این ایالات به دموکراتها رأی میدهند؛ اما ترامپ در این ایالات پیروز میشود یا با اختلاف اندکی میبازد، میتوان نتیجه گرفت که ایالتهای چرخشی محافظهکاران بسیار بیشتری نسبت به لیبرالها دارند. آمار نیز چنین چیزی را نشان میدهد.
💢 جنگ غزه ضربه خود را به هریس زد
🔸 در سطح ملی، به نظر میرسد هریس توانست تقریباٌ همان میزان رأی را از مسلمانان بدست بیاورد که بایدن در ۲۰۲۰ کسب کرده بود. ۶۱٪ از مسلمانان آمریکایی به هریس رأی دادند. این رقم برای بایدن ۶۳٪ در ۲۰۲۰ بود. با این حال نظرسنجیهای پس از رأیگیری در دیربورن –جایی که بیشترین تراکم جمعیتی مسلمان در میشیگان را داراست- نشان داده است که ۴۵٪ از مسلمانان به ترامپ رأی دادند. این درحالی بود که در ۲۰۲۰، ۸۰٪ آنان به هریس رأی دادند. اگرچه هریس باز هم در شهرستان وینی –که دیربورن و دیترویت در آن واقع شدهاند- پیروز شد، اما به نظر میرسد رأی مسلمانان میشیگان به ترامپ در مجموع رأی ایالت به کمپین هریس آسیب جدی زد.
🔸 این انتخابات به دموکراتها نشان داد که عدم حمایت از جانب مسلمانان این ایالت چقدر میتواند هزینه گزافی برایشان داشته باشد. البته نباید فراموش کرد که شکست هریس در میشیگان را نمیتوان تنها با رأی مسلمانان توضیح داد. در این ایالت نیز، مسئله نخست بیش از نیمی از شهروندان اقتصاد و مهاجرت بوده است.
💢 جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏2👌1
🔆 برکناری وزیر جنگ اسرائیل در سایه انتخابات آمریکا
#تحلیل_کوتاه
🔹اختلافات گالانت وزیر جنگ رژیم صهیونیستی با نتانیاهو نخستوزیر این رژیم سرانجام منجر به برکناری او درست در روز برگزاری انتخابات آمریکا شد. نتانیاهو دلیل این تصمیم را «شکافهای قابلتوجه درباره مدیریت جنگ» عنوان کرد. در مقابل گالانت دلیل این اقدام را اختلاف بر سر سه موضوع سربازی حریدیها، توافق آزادی اسرا با حماس و درخواست برای آغاز کمیته تحقیق درباره شکست اطلاعاتی امنیتی پیرامون حمله ۷ اکتبر حماس بیان کرده است.
🔸نتانیاهو قبلاً چندبار تصمیم به برکناری نتانیاهو گرفته بود اما به دلیل اعتراضات اجتماعی در مخالف با این امر و همچنین فشار دولت بایدن از تصمیم خود منصرف شده بود. اختلافات گالانت و نتانیاهو قبل از عملیات طوفان الاقصی به دلیل مخالفت با طرح اصلاحات قضایی آغاز شده بود. پس از طوفان الاقصی این اختلاف با دیدگاههای متفاوت درباره مسائل مرتبط با مدیریت جنگ از جمله توافق آتشبس و خروج از غزه تشدید شد. ناكامی نتانیاهو در پیشبرد اهداف جنگی به ویژه در لبنان که گالانت نقش مهمی در تصمیم به آغاز جنگ در این جبهه داشت باعث شده است نتانیاهو تلاش کند با برکناری گالانت این ناکامی را متوجه او و نقش خود را کم رنگ جلوه دهد.
🔸یک موضوع مهم مورد اختلاف نتانیاهو و گالانت موضوع خدمت سربازی حریدیها بود. در حالی که گالانت به دلیل نیازمندی جبهههای جنگ مخالف لایحه معافیت حریدیها از خدمت سربازی بوده نتانیاهو به دلیل موضع احزاب افراطی و ارتدکس متحد خود و به منظور حفظ ائتلاف به دنبال تمدید معافیت حریدیها بوده است. یک روز قبل از برکناری، گالانت دستور اعزام به خدمت ۷ هزار حریدی را صادر کرده بود. این امر در حالی که مقاومت حریدیها و اعتراضات آنها ادامه داشت یکی از عوامل مهم در برکناری گالانت با هدف جلوگیری از فروپاشی کابینه و ایجاد انسجام در ائتلاف حاکم بوده است.
🔸موضوع دیگر درز اطلاعات در دفتر نخستوزیر و بازداشت چند نفر در این رابطه است که با موضوع توافق تبادل اسرا با حماس نیز مرتبط است. گفته میشود این درز اطلاعات به صورت عمدی و با هدف جلوگیری از توافق تبادل اسرا از طریق القای این تصور بوده که حماس دنبال توافق نبوده است. به نظر میرسد نتانیاهو با برکناری گالانت به دنبال به حاشیه این بردن موضوع و کاهش انتقادات در این رابطه علیه خود بوده است.
🔸نکته دیگر همزمانی برکناری با روز انتخابات آمریکاست. در حالی که بر خلاف برخی تحلیلها این اقدام نمیتوانست تاثیر خاصی به نفع ترامپ بر نتایج انتخابات داشته باشد اما به نظر میرسد با توجه به حمایت دولت بایدن از گالانت این اقدام مبتنی بر یک پیشبینی از پیروزی ترامپ و با هدف ابراز نارضایتی نتانیاهو از دموکراتها و استقبال پیشاپیش از ترامپ انجام شده باشد. با توجه به اعتراضات پیشین در رابطه با برکناری گالانت، مهمترین هدف انتخاب چنین زمانی استفاده از فرصت معطوف شدن توجهات افکار عمومی به انتخابات آمریکا برای کاهش آثار اعتراضی این اقدام بود.
🔸سرانجام به نظر میرسد این اقدام بیارتباط با پاسخ نظامی احتمالی ایران به رژیم صهیونیستی نیست. در حالی که گمانهزنیهای زیادی حکایت از این داشته که ایران پاسخ خود را به بعد از روز انتخابات آمریکا موکول کرده است در حقیقت ممکن است یکی از اهداف نتانیاهو ایجاد تاخیر بیشتر در پاسخ ایران با این تصور بوده باشد که ایران با هدف ارزیابی تاثیرات چنین تغییری ممکن است در پاسخ خود درنگ بیشتری به خرج دهد.
🔸برکناری گالانت هماکنون موجی از خشم را در میان افکار عمومی صهیونیستها به دنبال داشته و میتواند جریان تضعیف شده اپوزیسیون را که احیا کند. یائیر لاپید رهبر جریان اپوزیسیون، گانتز رئیس حزب اردوگاه ملی رژیم صهیونیستی، لیبرمن رئیس حزب «اسرائیل خانه ما» و بسیاری دیگر از شخصیتهای سیاسی شدیداً علیه برکناری گالانت موضع گرفتهاند. موشه یعلون وزیر جنگ اسبق رژیم صهیونیستی دعوت به نافرمانی مدنی تا سرنگونی دولت نتانیاهو کرده است و بخشی از ارتش صهیونیستی در اعتراض به برکناری گالانت شورش کردهاند. به طور کلی این استدلال تقویت شده است که وقتی در میانه جنگ میتوان وزیر جنگ را عوض کرد نخستوزیر را نیز میتوان به خاطر کوتاهی پیرامون عملیات ۷ اکتبر محاکمه کرد.
✅ به هر حال تغییر وزیر دفاع و گماردن یسرائیل کاتس به جای گالانت نشانگر برخی تغییرات در بحث مدیریت جنگ و موضوعات مرتبط خواهد بود. این اقدام همچنین میتواند در مدت باقی مانده از دوره ریاستجمهوری بایدن روابط دو طرف را با چالشهایی روبرو سازد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تحلیل_کوتاه
🔹اختلافات گالانت وزیر جنگ رژیم صهیونیستی با نتانیاهو نخستوزیر این رژیم سرانجام منجر به برکناری او درست در روز برگزاری انتخابات آمریکا شد. نتانیاهو دلیل این تصمیم را «شکافهای قابلتوجه درباره مدیریت جنگ» عنوان کرد. در مقابل گالانت دلیل این اقدام را اختلاف بر سر سه موضوع سربازی حریدیها، توافق آزادی اسرا با حماس و درخواست برای آغاز کمیته تحقیق درباره شکست اطلاعاتی امنیتی پیرامون حمله ۷ اکتبر حماس بیان کرده است.
🔸نتانیاهو قبلاً چندبار تصمیم به برکناری نتانیاهو گرفته بود اما به دلیل اعتراضات اجتماعی در مخالف با این امر و همچنین فشار دولت بایدن از تصمیم خود منصرف شده بود. اختلافات گالانت و نتانیاهو قبل از عملیات طوفان الاقصی به دلیل مخالفت با طرح اصلاحات قضایی آغاز شده بود. پس از طوفان الاقصی این اختلاف با دیدگاههای متفاوت درباره مسائل مرتبط با مدیریت جنگ از جمله توافق آتشبس و خروج از غزه تشدید شد. ناكامی نتانیاهو در پیشبرد اهداف جنگی به ویژه در لبنان که گالانت نقش مهمی در تصمیم به آغاز جنگ در این جبهه داشت باعث شده است نتانیاهو تلاش کند با برکناری گالانت این ناکامی را متوجه او و نقش خود را کم رنگ جلوه دهد.
🔸یک موضوع مهم مورد اختلاف نتانیاهو و گالانت موضوع خدمت سربازی حریدیها بود. در حالی که گالانت به دلیل نیازمندی جبهههای جنگ مخالف لایحه معافیت حریدیها از خدمت سربازی بوده نتانیاهو به دلیل موضع احزاب افراطی و ارتدکس متحد خود و به منظور حفظ ائتلاف به دنبال تمدید معافیت حریدیها بوده است. یک روز قبل از برکناری، گالانت دستور اعزام به خدمت ۷ هزار حریدی را صادر کرده بود. این امر در حالی که مقاومت حریدیها و اعتراضات آنها ادامه داشت یکی از عوامل مهم در برکناری گالانت با هدف جلوگیری از فروپاشی کابینه و ایجاد انسجام در ائتلاف حاکم بوده است.
🔸موضوع دیگر درز اطلاعات در دفتر نخستوزیر و بازداشت چند نفر در این رابطه است که با موضوع توافق تبادل اسرا با حماس نیز مرتبط است. گفته میشود این درز اطلاعات به صورت عمدی و با هدف جلوگیری از توافق تبادل اسرا از طریق القای این تصور بوده که حماس دنبال توافق نبوده است. به نظر میرسد نتانیاهو با برکناری گالانت به دنبال به حاشیه این بردن موضوع و کاهش انتقادات در این رابطه علیه خود بوده است.
🔸نکته دیگر همزمانی برکناری با روز انتخابات آمریکاست. در حالی که بر خلاف برخی تحلیلها این اقدام نمیتوانست تاثیر خاصی به نفع ترامپ بر نتایج انتخابات داشته باشد اما به نظر میرسد با توجه به حمایت دولت بایدن از گالانت این اقدام مبتنی بر یک پیشبینی از پیروزی ترامپ و با هدف ابراز نارضایتی نتانیاهو از دموکراتها و استقبال پیشاپیش از ترامپ انجام شده باشد. با توجه به اعتراضات پیشین در رابطه با برکناری گالانت، مهمترین هدف انتخاب چنین زمانی استفاده از فرصت معطوف شدن توجهات افکار عمومی به انتخابات آمریکا برای کاهش آثار اعتراضی این اقدام بود.
🔸سرانجام به نظر میرسد این اقدام بیارتباط با پاسخ نظامی احتمالی ایران به رژیم صهیونیستی نیست. در حالی که گمانهزنیهای زیادی حکایت از این داشته که ایران پاسخ خود را به بعد از روز انتخابات آمریکا موکول کرده است در حقیقت ممکن است یکی از اهداف نتانیاهو ایجاد تاخیر بیشتر در پاسخ ایران با این تصور بوده باشد که ایران با هدف ارزیابی تاثیرات چنین تغییری ممکن است در پاسخ خود درنگ بیشتری به خرج دهد.
🔸برکناری گالانت هماکنون موجی از خشم را در میان افکار عمومی صهیونیستها به دنبال داشته و میتواند جریان تضعیف شده اپوزیسیون را که احیا کند. یائیر لاپید رهبر جریان اپوزیسیون، گانتز رئیس حزب اردوگاه ملی رژیم صهیونیستی، لیبرمن رئیس حزب «اسرائیل خانه ما» و بسیاری دیگر از شخصیتهای سیاسی شدیداً علیه برکناری گالانت موضع گرفتهاند. موشه یعلون وزیر جنگ اسبق رژیم صهیونیستی دعوت به نافرمانی مدنی تا سرنگونی دولت نتانیاهو کرده است و بخشی از ارتش صهیونیستی در اعتراض به برکناری گالانت شورش کردهاند. به طور کلی این استدلال تقویت شده است که وقتی در میانه جنگ میتوان وزیر جنگ را عوض کرد نخستوزیر را نیز میتوان به خاطر کوتاهی پیرامون عملیات ۷ اکتبر محاکمه کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤2👏2🤔2🔥1👌1
🌐 تزلزل در پایههای سنتی قدرت آمریکا
#روندهای_استراتژیک
🔸 امی زگارت، عضو ارشد موسسه هوش مصنوعی دانشگاه استنفورد و نویسنده کتاب «جاسوسها، دروغها و الگوریتمها: تاریخچه و آینده اطلاعات آمریکا» با انتشار مقالهای در نشریه فارنافرز این ایده را مطرح میسازد که معیارهای سنتی قدرت با دگردیسی اساسی روبه رو شده و دانش و تکنولوژی مبتنی بر هوش مصنوعی به شاخص قدرت دولتها بدل شده است؛ عرصهای که ایالات متحده در حال از دست دادن آن است.
💢 ارزیابی نادرست آمریکا از میزان قدرت روسیه و اوکراین
🔹در اوایل سال ۲۰۲۲، در حالی که به نظر میرسید حمله روسیه به اوکراین قریبالوقوع است، مقامات اطلاعاتی ایالات متحده به قدری از پیروزی سریع روسیه مطمئن بودند که سفارت ایالات متحده در کییف را تخلیه کردند. این ارزیابی بر اساس معیارهای سنتی قدرت نظامی بود که بر اساس آن روسیه در رتبه ۵ قدرت جهانی از نظر میزان هزینههای دفاعی قرار داشت، در حالی که اوکراین در جایگاه ۳۶ بود. اما با گذشت دو سال از جنگ، این درگیری همچنان ادامه دارد و به پیروزی قطعی هیچیک از طرفین منجر نشده است. این واقعیت بروز تغییرات قابلتوجه در ماهیت قدرت دولتها را نشان میدهد.
💢 تکیه بر دانش بومی یکی از دلایل استقامت اوکراین
🔹مقاومت غیرمنتظره اوکراین به چندین عامل متکی بوده است. یکی از مهمترین این عوامل، جمعیت تحصیلکرده و بخش فناوری در حال رشد این کشور بود که امکان نوآوری سریع در ساخت تجهیزات نظامی را فراهم آورد. این کشور توانست پهپادها و دیگر تسلیحات داخلی را به سرعت تولید کند و با بهرهگیری از این پهپادها حتی جنگ دریایی را نیز بدون داشتن نیروی دریایی سنتی پیگیری نموده و موفقیتهایی به دست آورد. اوکراین با استفاده از این تجهیزات ساخت داخل، موفق شده تعداد زیادی از کشتیهای روسی را هدف قرار دهد و کنترل روسیه بر دریای سیاه را با چالش روبه رو سازد.
💢 عصر دگردیسی در مفاهیم سنتی قدرت ملی
🔹بهطور تاریخی، مفهوم قدرت ملی بر منابع ملموس استوار بود که دولتها میتوانستند به راحتی آن را اندازهگیری و کنترل نمایند. به عنوان مثال، قدرت بریتانیا در قرن ۱۹ بر ناوگان دریایی و پیشرفتهای صنعتی استوار بود. در قرن ۲۰ نیز ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی هر دو دارای زرادخانههای هستهای وسیع بودند و اساس قدرت آنان بر توان هستهای متکی بود. امروزه، پویاییهای قدرت به طور فزایندهای توسط منابع ناملموس مانند دانش و فناوری تعریف میشوند. نوآوریها در زمینه هوش مصنوعی و دیگر حوزهها به رشد اقتصادی و تقویت قابلیتهای نظامی کشورها کمک میکنند.
💢 کاهش کنترل دولت بر منابع جدید قدرت
🔹انحصار بر دانش و نوآوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی به مثابه منابع اصلی قدرت در عصر حاضر امری دشوار است و به چالش اساسی برای دولتها بدل شده است. به عنوان مثال، مقامات ایالات متحده نمیتوانند دانشی که محققان خارجی در این کشور کسب کردهاند را کاملا کنترل کند. ضمنا، شرکتهای خصوصی نیز نقش حیاتی در این انحصارشکنی ایفاء میکنند. منافع این شرکتها همیشه با اهداف ملی و برداشت دولتها همراستا نیست. آنها میتوانند مسیری برای انتقال دانش و تکنولوژی باشد، کمااینکه شرکتهای تجاری آمریکایی با شرکتهای چینی ارتباط دارند.
💢 کاهش توان آمریکا برای مقابله با این پویاییها و حفظ قدرت سنتی خود
🔹با توجه به دگردیسی در مبانی قدرت، ظرفیت آمریکا برای حفظ قدرت سنتی خود در حال کاهش است. در این چارچوب، آمریکا برای تقویت دانش و نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی باید منبع تحقیقاتی ملی هوش مصنوعی را دائمی نماید. اقدامات زیر برای حفظ قدرت و امنیت ایالات متحده در آینده حیاتی هستند و باید به سرعت انجام شوند:
1️⃣ اصلاح مهاجرت: باید سیاستهای مهاجرتی به گونهای تغییر یابد که استعدادهای بینالمللی، به ویژه فارغالتحصیلان دانشگاههای آمریکایی، در این بخشها جذب و مشغول به کار شوند.
2️⃣ بودجه دفاعی: اصلاح فرآیند تأمین سلاح پنتاگون ضروری است تا ناکارآمدیها بر امنیت ملی تأثیر نگذارد.
3️⃣ سرمایهگذاری در تحقیق: افزایش بودجه تحقیقاتی مبتنی بر هوش مصنوعی برای جبران کمبودهای گذشته و تقویت نوآوریها در این حوزه الزامی است.
4️⃣اصلاح آموزش: بهبود کیفیت آموزشی و ایجاد مشوقهای مبتنی بر عملکرد برای معلمان و سوق دادن آنان به تحریک خلاقت و ابتکار دانشآموزان در این حوزه ضروری است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#روندهای_استراتژیک
🔸 امی زگارت، عضو ارشد موسسه هوش مصنوعی دانشگاه استنفورد و نویسنده کتاب «جاسوسها، دروغها و الگوریتمها: تاریخچه و آینده اطلاعات آمریکا» با انتشار مقالهای در نشریه فارنافرز این ایده را مطرح میسازد که معیارهای سنتی قدرت با دگردیسی اساسی روبه رو شده و دانش و تکنولوژی مبتنی بر هوش مصنوعی به شاخص قدرت دولتها بدل شده است؛ عرصهای که ایالات متحده در حال از دست دادن آن است.
💢 ارزیابی نادرست آمریکا از میزان قدرت روسیه و اوکراین
🔹در اوایل سال ۲۰۲۲، در حالی که به نظر میرسید حمله روسیه به اوکراین قریبالوقوع است، مقامات اطلاعاتی ایالات متحده به قدری از پیروزی سریع روسیه مطمئن بودند که سفارت ایالات متحده در کییف را تخلیه کردند. این ارزیابی بر اساس معیارهای سنتی قدرت نظامی بود که بر اساس آن روسیه در رتبه ۵ قدرت جهانی از نظر میزان هزینههای دفاعی قرار داشت، در حالی که اوکراین در جایگاه ۳۶ بود. اما با گذشت دو سال از جنگ، این درگیری همچنان ادامه دارد و به پیروزی قطعی هیچیک از طرفین منجر نشده است. این واقعیت بروز تغییرات قابلتوجه در ماهیت قدرت دولتها را نشان میدهد.
💢 تکیه بر دانش بومی یکی از دلایل استقامت اوکراین
🔹مقاومت غیرمنتظره اوکراین به چندین عامل متکی بوده است. یکی از مهمترین این عوامل، جمعیت تحصیلکرده و بخش فناوری در حال رشد این کشور بود که امکان نوآوری سریع در ساخت تجهیزات نظامی را فراهم آورد. این کشور توانست پهپادها و دیگر تسلیحات داخلی را به سرعت تولید کند و با بهرهگیری از این پهپادها حتی جنگ دریایی را نیز بدون داشتن نیروی دریایی سنتی پیگیری نموده و موفقیتهایی به دست آورد. اوکراین با استفاده از این تجهیزات ساخت داخل، موفق شده تعداد زیادی از کشتیهای روسی را هدف قرار دهد و کنترل روسیه بر دریای سیاه را با چالش روبه رو سازد.
💢 عصر دگردیسی در مفاهیم سنتی قدرت ملی
🔹بهطور تاریخی، مفهوم قدرت ملی بر منابع ملموس استوار بود که دولتها میتوانستند به راحتی آن را اندازهگیری و کنترل نمایند. به عنوان مثال، قدرت بریتانیا در قرن ۱۹ بر ناوگان دریایی و پیشرفتهای صنعتی استوار بود. در قرن ۲۰ نیز ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی هر دو دارای زرادخانههای هستهای وسیع بودند و اساس قدرت آنان بر توان هستهای متکی بود. امروزه، پویاییهای قدرت به طور فزایندهای توسط منابع ناملموس مانند دانش و فناوری تعریف میشوند. نوآوریها در زمینه هوش مصنوعی و دیگر حوزهها به رشد اقتصادی و تقویت قابلیتهای نظامی کشورها کمک میکنند.
💢 کاهش کنترل دولت بر منابع جدید قدرت
🔹انحصار بر دانش و نوآوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی به مثابه منابع اصلی قدرت در عصر حاضر امری دشوار است و به چالش اساسی برای دولتها بدل شده است. به عنوان مثال، مقامات ایالات متحده نمیتوانند دانشی که محققان خارجی در این کشور کسب کردهاند را کاملا کنترل کند. ضمنا، شرکتهای خصوصی نیز نقش حیاتی در این انحصارشکنی ایفاء میکنند. منافع این شرکتها همیشه با اهداف ملی و برداشت دولتها همراستا نیست. آنها میتوانند مسیری برای انتقال دانش و تکنولوژی باشد، کمااینکه شرکتهای تجاری آمریکایی با شرکتهای چینی ارتباط دارند.
💢 کاهش توان آمریکا برای مقابله با این پویاییها و حفظ قدرت سنتی خود
🔹با توجه به دگردیسی در مبانی قدرت، ظرفیت آمریکا برای حفظ قدرت سنتی خود در حال کاهش است. در این چارچوب، آمریکا برای تقویت دانش و نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی باید منبع تحقیقاتی ملی هوش مصنوعی را دائمی نماید. اقدامات زیر برای حفظ قدرت و امنیت ایالات متحده در آینده حیاتی هستند و باید به سرعت انجام شوند:
1️⃣ اصلاح مهاجرت: باید سیاستهای مهاجرتی به گونهای تغییر یابد که استعدادهای بینالمللی، به ویژه فارغالتحصیلان دانشگاههای آمریکایی، در این بخشها جذب و مشغول به کار شوند.
2️⃣ بودجه دفاعی: اصلاح فرآیند تأمین سلاح پنتاگون ضروری است تا ناکارآمدیها بر امنیت ملی تأثیر نگذارد.
3️⃣ سرمایهگذاری در تحقیق: افزایش بودجه تحقیقاتی مبتنی بر هوش مصنوعی برای جبران کمبودهای گذشته و تقویت نوآوریها در این حوزه الزامی است.
4️⃣اصلاح آموزش: بهبود کیفیت آموزشی و ایجاد مشوقهای مبتنی بر عملکرد برای معلمان و سوق دادن آنان به تحریک خلاقت و ابتکار دانشآموزان در این حوزه ضروری است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎5❤3👍3👏1
♦️مخاطرات جنگ طولانیمدت در اوکراین برای آلمان و اروپا
▪️ موسسه کینسی
📝 مولی اونیل
#تهران_ریویو
🔹سیاست آتی آمریکا در مقابل اوکراین باید بهدقت چگونگی حفظ دستاوردهای نظم شکلگرفته پس از جنگ جهانی دوم در اروپا (نظم صلح) را ارزیابی و مدنظر قرار دهد؛ نظمی که بقای آن برای امنیت این منطقه پس از جنگ اوکراین حیاتی است. ثبات دموکراتیک و شکوفایی اقتصادی اروپای غربی و مرکزی همواره به عنوان یک از منافع حیاتی ایالات متحده شناخته شده است و فقدان این دو عامل در اروپا، خطر غیرلیبرال و ضدآمریکایی شدن این کشورها را به همراه داشته است.
💢پیامدهای سیاستهای آمریکا بر اروپا
🔹سیاست ایالات متحده در خصوص اوکراین، تهدیدات قابل توجهی در زمینه تشدید تنش برای اروپا به همراه داشته است که موجب تأثیرات منفی اقتصادی، بیثباتی سیاسی و رشد گرایشهای سیاسی غیرلیبرال شده است. بیتوجهی آمریکا به مسائل اروپا یک خطای راهبردی محسوب میشود زیرا تشدید مشکلات در این کشورها ممکن است به جدایی آنها از ائتلاف آمریکایی علیه روسیه بینجامد.
💢وضعیت شکننده داخلی آلمان و کشورهای اروپایی
🔹اثرات منفی اقتصادی و بیثباتی سیاسی در آلمان و دیگر نقاط اروپا بهطرز شگفتی موجب تقویت و ترویج جریانهای راست پوپولیستی در سراسر اروپا شده است. همچنین شکاف و قطبیت در نظامهای حزبی اروپایی، ائتلافهای حکومتی شکننده و متفرقی را ایجاد کرده است. با توجه به اینکه اوکراین پس از پایان جنگ قصد پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا را دارد، ضروری است که اتحادیه اروپا تا آن زمان بهعنوان یک نهاد شکوفا و لیبرال-دموکرات باقی بماند تا بتواند پذیرای عضویت اوکراین باشد.
💢محدودیتهای اقتصادی حمایت از اوکراین
🔹رهبران اروپا به اهمیت افزایش آمادگی نظامی اروپا اذعان دارند. با این حال، محدودیتهای مالی ناشی از بدهیها و رشد اقتصادی ضعیف، مانع از تحقق هزینههای دفاعی وعده داده شده میشود. با توجه به این محدودیتها، یک دوگانه اجتنابناپذیر حفظ سطح ارسال تسلیحات و تجهیزات به اوکراین و یا پرداختن به مسئولیت مهمتر تجدید توان تسلیحاتی و نظامی برای دفاع از سرزمین خود میان اعضاء اروپایی ناتو بهوجود آمده است.
🔹پس از حمله روسیه به اوکراین، اولاف شولتس یک سخنرانی تحت عنوان نقطه عطف (Zeitenwende) ایراد و بر لزوم افزایش هزینههای نظامی به بالای ۲ درصد تا سال ۲۰۲۸ تاکید کرد. تحقق این امر نیازمند اراده سیاسی قوی و تغییر در جهتگیری اقتصادی است که ممکن است تحت تأثیر شرایط بد اقتصادی و تقویت پوپولیسم محقق نشود.
💢آسیبپذیری اقتصاد آلمان و اروپا در برهه کنونی
🔹موفقیت اقتصادی آلمان وابسته به صادرات صنعتی این کشور به اروپا و جهان است و ایالات متحده و چین به عنوان بازارهای اصلی آن شناخته میشوند. تعرفههای احتمالی از سوی این دو کشور ممکن است شوک عظیمی به اقتصاد آلمان وارد کند که در برابر آن بسیار آسیبپذیر است. همچنین عوامل دیگر نظیر کندی در پذیرش فناوری اطلاعات، سرمایهگذاری ناکافی در بخش خصوصی و دولتی، پیری جمعیت و کمبود نیروی کار نیز بر آسیبپذیری اقتصاد آلمان افزوده است.
🔹ضعف نسبی اقتصادی اروپا نیز ناشی از عوامل متعددی از جمله چرخش جهانی به سمت حمایتگرایی تجاری بیشتر است. علاوهبراین در موضوع جنگ اوکراین با توجه به اینکه طبق نظرسنجیها حدود ۶۳ درصد از مردم اروپا معتقدند تسلیحات تأمین شده برای اوکراین تاکنون ناکافی یا ناکارآمد بوده است و همچنین ۵۳ درصد اروپاییها نیز موافق واگذاری سرزمینهای تسخیر شده برای دستیابی به صلح هستند؛ بهنظر میرسد شرایط خیلی برای تداوم حمایت اروپا از اوکراین مساعد نباشد.
💢جمعبندی
✅ با توجه به دورنمای رشد ضعیف اروپا، آمریکا لازم است سیاستهایی برای تقویت و توانمندسازی ستون اروپایی ناتو را در اولویت قرار دهد. در غیر این صورت، نه تنها اروپا قادر نخواهد بود به تنهایی از اوکراین دفاع کند، بلکه ممکن است به ائتلاف حامی روسیه نیز بپیوندد. بحران کنونی مستلزم تجدید نظر اساسی در سیاست ایالات متحده است تا اروپاییها را از پیرو به شریک تبدیل کند. از آنجا که آلمان قویترین قدرت اروپا محسوب میشود، چنین اصلاحاتی باید تا حدی با ترجیحات سیاست خارجی آلمان و نگرانیهای آن درباره خطرات تشدید تنش در اوکراین منطبق باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️ موسسه کینسی
📝 مولی اونیل
#تهران_ریویو
🔹سیاست آتی آمریکا در مقابل اوکراین باید بهدقت چگونگی حفظ دستاوردهای نظم شکلگرفته پس از جنگ جهانی دوم در اروپا (نظم صلح) را ارزیابی و مدنظر قرار دهد؛ نظمی که بقای آن برای امنیت این منطقه پس از جنگ اوکراین حیاتی است. ثبات دموکراتیک و شکوفایی اقتصادی اروپای غربی و مرکزی همواره به عنوان یک از منافع حیاتی ایالات متحده شناخته شده است و فقدان این دو عامل در اروپا، خطر غیرلیبرال و ضدآمریکایی شدن این کشورها را به همراه داشته است.
💢پیامدهای سیاستهای آمریکا بر اروپا
🔹سیاست ایالات متحده در خصوص اوکراین، تهدیدات قابل توجهی در زمینه تشدید تنش برای اروپا به همراه داشته است که موجب تأثیرات منفی اقتصادی، بیثباتی سیاسی و رشد گرایشهای سیاسی غیرلیبرال شده است. بیتوجهی آمریکا به مسائل اروپا یک خطای راهبردی محسوب میشود زیرا تشدید مشکلات در این کشورها ممکن است به جدایی آنها از ائتلاف آمریکایی علیه روسیه بینجامد.
💢وضعیت شکننده داخلی آلمان و کشورهای اروپایی
🔹اثرات منفی اقتصادی و بیثباتی سیاسی در آلمان و دیگر نقاط اروپا بهطرز شگفتی موجب تقویت و ترویج جریانهای راست پوپولیستی در سراسر اروپا شده است. همچنین شکاف و قطبیت در نظامهای حزبی اروپایی، ائتلافهای حکومتی شکننده و متفرقی را ایجاد کرده است. با توجه به اینکه اوکراین پس از پایان جنگ قصد پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا را دارد، ضروری است که اتحادیه اروپا تا آن زمان بهعنوان یک نهاد شکوفا و لیبرال-دموکرات باقی بماند تا بتواند پذیرای عضویت اوکراین باشد.
💢محدودیتهای اقتصادی حمایت از اوکراین
🔹رهبران اروپا به اهمیت افزایش آمادگی نظامی اروپا اذعان دارند. با این حال، محدودیتهای مالی ناشی از بدهیها و رشد اقتصادی ضعیف، مانع از تحقق هزینههای دفاعی وعده داده شده میشود. با توجه به این محدودیتها، یک دوگانه اجتنابناپذیر حفظ سطح ارسال تسلیحات و تجهیزات به اوکراین و یا پرداختن به مسئولیت مهمتر تجدید توان تسلیحاتی و نظامی برای دفاع از سرزمین خود میان اعضاء اروپایی ناتو بهوجود آمده است.
🔹پس از حمله روسیه به اوکراین، اولاف شولتس یک سخنرانی تحت عنوان نقطه عطف (Zeitenwende) ایراد و بر لزوم افزایش هزینههای نظامی به بالای ۲ درصد تا سال ۲۰۲۸ تاکید کرد. تحقق این امر نیازمند اراده سیاسی قوی و تغییر در جهتگیری اقتصادی است که ممکن است تحت تأثیر شرایط بد اقتصادی و تقویت پوپولیسم محقق نشود.
💢آسیبپذیری اقتصاد آلمان و اروپا در برهه کنونی
🔹موفقیت اقتصادی آلمان وابسته به صادرات صنعتی این کشور به اروپا و جهان است و ایالات متحده و چین به عنوان بازارهای اصلی آن شناخته میشوند. تعرفههای احتمالی از سوی این دو کشور ممکن است شوک عظیمی به اقتصاد آلمان وارد کند که در برابر آن بسیار آسیبپذیر است. همچنین عوامل دیگر نظیر کندی در پذیرش فناوری اطلاعات، سرمایهگذاری ناکافی در بخش خصوصی و دولتی، پیری جمعیت و کمبود نیروی کار نیز بر آسیبپذیری اقتصاد آلمان افزوده است.
🔹ضعف نسبی اقتصادی اروپا نیز ناشی از عوامل متعددی از جمله چرخش جهانی به سمت حمایتگرایی تجاری بیشتر است. علاوهبراین در موضوع جنگ اوکراین با توجه به اینکه طبق نظرسنجیها حدود ۶۳ درصد از مردم اروپا معتقدند تسلیحات تأمین شده برای اوکراین تاکنون ناکافی یا ناکارآمد بوده است و همچنین ۵۳ درصد اروپاییها نیز موافق واگذاری سرزمینهای تسخیر شده برای دستیابی به صلح هستند؛ بهنظر میرسد شرایط خیلی برای تداوم حمایت اروپا از اوکراین مساعد نباشد.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👌2❤1
♦️«همکار در حوزههای رسانهای و دفتری» ♦️
💢مهارتها و شرایط:
- آقا، توانمند در امور دفتری و نامهنگاری
- مسلط به اخبار و مدیریت فضای مجازی
- سابقه کار بهعنوان ادمین شبکههای اجتماعی
- تسلط به آفیس
- دارای روحیه کار تیمی
بدینوسیله از علاقمندان برای همکار دعوت بهعمل میآید رزومه خود را از مسیرهای زیر برای ما ارسال نمایند:
شناسه کاربری تلگرام: @InstituteTehranAdmin
ایمیل: InstituteTehran1@gmail.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1👌1
🔆 فروپاشی ائتلاف حاکم در آلمان؛ شولتس قربانی حمایت از اوکراین
#تحلیل_کوتاه
🔹اخیراً ائتلاف حاکم در آلمان به دلیل اختلافات شدید در زمینه مسائل مالی و اقتصادی فروپاشید. مهمترین اختلاف بین دو حزب اصلی این ائتلاف (سوسیال دموکرات و دموکرات آزاد) قانون بودجه و درخواستهای حزب دموکرات آزاد برای کاهش مالیات، کاهش حمایتها از جنگ اوکراین و اصلاح هزینههای اجتماعی بود که حزب سوسیال دموکرات به شدت با آنها مخالفت کرد. از طرف دیگر حزب دموکرات آزاد نیز عدول از اهداف خود را خیانت به آرمان خود میدانست و به هیچ وجه حاضر به پذیرش پیشنهادات شولتس نبود. در پی این تنشها، شولتس در روز چهارشنبه ۱۶ آبان وزیر دارایی از حزب دموکراتهای آزاد را اخراج کرد و بدین ترتیب با این اقدام، ائتلاف را شکست و فعلاً در پارلمان اکثریت را از دست داده است.
💢 سناریوهای پیشرو
🔹با این اخراج و فروپاشی ائتلاف آمْپِل (متشکل از حزب دموکراتیک آزاد، سبزها و سوسیال دموکراتها)، اکنون دولت شولتس با بحران اکثریت در پارلمان مواجه است. با توجه به این شرایط در روزهای آتی شولتس باید مجدداً از پارلمان رای اعتماد بگیرد و دو سناریوی پیش روی آلمان قرار دارد: یکی همکاری حزب مخالف دموکرات مسیحی برای حفظ دولت و تصویب بودجه ۲۰۲۵ و دیگری اعلام فروپاشی دولت و برگزاری انتخابات زودهنگام.
1️⃣ ادامه دولت فعلی
🔸اگر دولت فعلی ادامه یابد و حزب دموکرات مسیحی از مصوبات دولت حمایت کند، بودجه ۲۰۲۵ که عمدتاً به نفع اوکراین و رفاه اجتماعی خواهد بود، تصویب میشود؛ اما این امر ممکن است منجر به کسری بیشتر بودجه و آسیب بیشتر به صنایع ملی آلمان گردد.
2️⃣ انتخابات زودهنگام
🔸در صورت عدم همکاری حزب دموکرات مسیحی و فروپاشی دولت، انتخابات زودهنگام در اسفند ۱۴۰۳ برگزار خواهد شد و تصویب بودجه سال ۲۰۲۵ در هالهای از ابهام قرار خواهد گرفت. در چنین شرایطی، با توجه به تغییرات قابل توجه در میزان محبوبیت احزاب، احتمالاً سیاستهای مالی-اقتصادی و خارجی ائتلاف جدید با دولت قبلی تفاوت خواهد داشت.
💢 مسئله حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)
🔸رشد بیسابقه حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان نیز موضوعی است که برای انتخابات آینده، دولت جدید را تحت فشار قرار خواهد داد. اگرچه این حزب قادر به تشکیل ائتلاف و به دست گرفتن دولت نخواهد بود، اما رشد آن میتواند مانع از پیشروی برخی روندهای سیاسی-اقتصادی شود که برای دولت و پارلمان آلمان بحرانزا خواهد بود.
💢 ترکیب دولت احتمالی جدید
🔸در دو سال اخیر، احزاب سوسیال دموکرات، سبز و دموکرات آزاد که دولت را در دست داشتند، با کاهش محبوبیت مواجه شدند، در حالی که احزاب دموکرات مسیحی، آلترناتیو برای آلمان و اتحاد زارا واگنکنشت که اپوزوسیون ائتلاف آمپل بودند، شاهد افزایش محبوبیت بودهاند. پیشبینی میشود که حزب دموکرات مسیحی (به رهبری ... که جایگزین آنگلا مرکل شده است) رکن اصلی تشکیلدهنده دولت بعدی باشد. با این حال، این حزب نیز ناگزیر به ائتلاف با دیگر احزاب خواهد بود و در صورت عدم همکاری با سوسیال دموکراتها، ممکن است مجبور به ائتلاف با حزب چپ افراطی زارا واگنکنشت شود که خود میتواند منجر به بحران و اختلافنظرهای شدید بر سر مسائل جنگ اوکراین، مهاجرت و مسائل اقتصادی گردد.
💢 نتیجهگیری
✅ با توجه به روندهای کنونی اختلافات، بعید است دولت فعلی بتواند به فعالیت خود ادامه دهد و برگزاری انتخابات زودهنگام محتمل به نظر میرسد. این انتخابات ممکن است ائتلاف جدیدی برای تشکیل دولت ایجاد کند که منجر به تغییر در سیاستهای اقتصادی و حتی میزان حمایت از اوکراین توسط دولت شود. احتمال قدرت گرفتن حزب دموکرات مسیحی و اتحاد زارا واگنکنشت در ائتلاف آتی محتملتر خواهد بود.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تحلیل_کوتاه
🔹اخیراً ائتلاف حاکم در آلمان به دلیل اختلافات شدید در زمینه مسائل مالی و اقتصادی فروپاشید. مهمترین اختلاف بین دو حزب اصلی این ائتلاف (سوسیال دموکرات و دموکرات آزاد) قانون بودجه و درخواستهای حزب دموکرات آزاد برای کاهش مالیات، کاهش حمایتها از جنگ اوکراین و اصلاح هزینههای اجتماعی بود که حزب سوسیال دموکرات به شدت با آنها مخالفت کرد. از طرف دیگر حزب دموکرات آزاد نیز عدول از اهداف خود را خیانت به آرمان خود میدانست و به هیچ وجه حاضر به پذیرش پیشنهادات شولتس نبود. در پی این تنشها، شولتس در روز چهارشنبه ۱۶ آبان وزیر دارایی از حزب دموکراتهای آزاد را اخراج کرد و بدین ترتیب با این اقدام، ائتلاف را شکست و فعلاً در پارلمان اکثریت را از دست داده است.
💢 سناریوهای پیشرو
🔹با این اخراج و فروپاشی ائتلاف آمْپِل (متشکل از حزب دموکراتیک آزاد، سبزها و سوسیال دموکراتها)، اکنون دولت شولتس با بحران اکثریت در پارلمان مواجه است. با توجه به این شرایط در روزهای آتی شولتس باید مجدداً از پارلمان رای اعتماد بگیرد و دو سناریوی پیش روی آلمان قرار دارد: یکی همکاری حزب مخالف دموکرات مسیحی برای حفظ دولت و تصویب بودجه ۲۰۲۵ و دیگری اعلام فروپاشی دولت و برگزاری انتخابات زودهنگام.
1️⃣ ادامه دولت فعلی
🔸اگر دولت فعلی ادامه یابد و حزب دموکرات مسیحی از مصوبات دولت حمایت کند، بودجه ۲۰۲۵ که عمدتاً به نفع اوکراین و رفاه اجتماعی خواهد بود، تصویب میشود؛ اما این امر ممکن است منجر به کسری بیشتر بودجه و آسیب بیشتر به صنایع ملی آلمان گردد.
2️⃣ انتخابات زودهنگام
🔸در صورت عدم همکاری حزب دموکرات مسیحی و فروپاشی دولت، انتخابات زودهنگام در اسفند ۱۴۰۳ برگزار خواهد شد و تصویب بودجه سال ۲۰۲۵ در هالهای از ابهام قرار خواهد گرفت. در چنین شرایطی، با توجه به تغییرات قابل توجه در میزان محبوبیت احزاب، احتمالاً سیاستهای مالی-اقتصادی و خارجی ائتلاف جدید با دولت قبلی تفاوت خواهد داشت.
💢 مسئله حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)
🔸رشد بیسابقه حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان نیز موضوعی است که برای انتخابات آینده، دولت جدید را تحت فشار قرار خواهد داد. اگرچه این حزب قادر به تشکیل ائتلاف و به دست گرفتن دولت نخواهد بود، اما رشد آن میتواند مانع از پیشروی برخی روندهای سیاسی-اقتصادی شود که برای دولت و پارلمان آلمان بحرانزا خواهد بود.
💢 ترکیب دولت احتمالی جدید
🔸در دو سال اخیر، احزاب سوسیال دموکرات، سبز و دموکرات آزاد که دولت را در دست داشتند، با کاهش محبوبیت مواجه شدند، در حالی که احزاب دموکرات مسیحی، آلترناتیو برای آلمان و اتحاد زارا واگنکنشت که اپوزوسیون ائتلاف آمپل بودند، شاهد افزایش محبوبیت بودهاند. پیشبینی میشود که حزب دموکرات مسیحی (به رهبری ... که جایگزین آنگلا مرکل شده است) رکن اصلی تشکیلدهنده دولت بعدی باشد. با این حال، این حزب نیز ناگزیر به ائتلاف با دیگر احزاب خواهد بود و در صورت عدم همکاری با سوسیال دموکراتها، ممکن است مجبور به ائتلاف با حزب چپ افراطی زارا واگنکنشت شود که خود میتواند منجر به بحران و اختلافنظرهای شدید بر سر مسائل جنگ اوکراین، مهاجرت و مسائل اقتصادی گردد.
💢 نتیجهگیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤3👏2👌1💯1
🔵 شراکت امنیت معدنی کوآد
♦️اندیشکده او. آر. اف
📝آبیشیک شرما
#اکوتهران
🔻اندیشکده هندی «او.آر.اف» به تازگی گزارشی مفصل در خصوص مشارکت امنیت معدنی میان اعضای کوآد، یعنی ایالات متحده، استرالیا، هند و ژاپن منتشر کرده است. به اذعان نویسنده این گزارش، فناوریهای نوظهور همچون خودروهای برقی، نیمههادیها، باتریها و صنایع سازگار با محیط زیست احتمالا نیروهای پیشران انقلاب صنعتی آتی خواهند بود و کشورهایی که بر اجزای سازنده این فناوریها اعم از عناصر حیاتی معدنی و زنجیره تامین آن کنترل دارند، در آینده نیز عرضه، قیمت و استانداردهای مرتبط را تعیین خواهند کرد. در حال حاضر چین بر کل زنجیره تامین این مواد، از استخراج تا فرآوری و ارزشافزایی در آنها، تسلط دارد.
🔹در خصوص کشورهای ثالث، زنجیره تامین با سیاستهای صنعتی و ژئوپولیتیک گره خواهد خورد و این مسئله تهدیدی برای دولتهایی به شمار میرود که در تامین نیازهای معدنی خود به چین وابستگی دارند. از این روست که کشورهای همفکر مانند اعضای کوآد منابع، سرمایه و تخصص خود را گرد آورده اند تا بتوانند پشتوانه جایگزینی در زنجیره تامین معدنی ایجاد کنند که مناسب، پایدار و قابلاعتماد باشد؛ به بیان دقیقتر، امنیت معدنی آنها را فراهم سازد.
🔹براساس گزارش «او.آر.اف» هر یک از اعضای کوآد میتواند نقشی حیاتی در این تلاشها ایفا میکنند. استرالیا در کنار ایالات متحده میتوانند تامینکننده امنیت معدنی اعضای کوآد و سایر کشورهای همفکر گردند. استرالیا ذخایر ویژهای در مواد حیاتی معدنی مانند لیتیوم، اورانیوم و عناصر کمیاب دارد. علاوه بر این، هند منابع قابلتوجهی نیز در آهن، منگنز و برخی از منابع کمیاب دارد. با اهرم قرار دادن توانمندیها و ظرفیتهای یکدیگر، کشورهای کوآد میتوانند زنجیره تامینی مقاوم، مورد اعتماد و از منظر مالی پایدار ایجاد کنند.
🔹آمریکا و ژاپن میتوانند در صنایع بالادستی معدنی استرالیا با سرمایه، دانش و هماهنگی برنامهریزی مشارکت کنند. در بخش میاندستی، مانند باتری و سلول، استرالیا و ژاپن میتوانند مشارکت سازندهای داشته باشند. هند با پشتوانه مالی ژاپن و آمریکا میتواند محیط تولیدی جذابی را در اختیار تولیدکنندگان جهانی قرار دهد و محصولات پایین دستی ارزان قیمت در حوزههایی مانند سلولهای خورشیدی یا خودروهای برقی تولید کند.
🔹شراکت امنیت معدنی کوآد لازم است اهداف و ابتکارات خود را با شراکتهای مشابهی که در منطقه هند و آرام وجود دارند همسو کند و همافزایی بیشتری با سکوهای همکاری همچون چهارچوب اقتصادی هند و آرام (IPEF) و شراکت امنیت معدنی (MSP) ایجاد نماید. از سال ۲۰۲۱ کوآد در حال گام برداشتن به سوی ایجاد این شراکت امنیت معدنی است. شبکه موسوم به شبکه سرمایهگذاران کوآد (QUIN) میان فعالان بخش خصوصی در نشست دوم رهبران کوآد در سال ۲۰۲۲ تشکیل شده است که از آن زمان تاکنون در حال بررسی زمینههای همکاری در ۱۰ صنعت و فناوری کلیدی از جمله مواد معدنی حیاتی هستند.
🔹ایالات متحده در آوریل ۲۰۲۲ قانونی را نیز با عنوان «قانون شراکت مواد معدنی حیاتی کوآد» به سنا ارائه کرد که پیشرفت چندانی نداشت. در سال ۲۰۲۴ «قانون امنیت مواد معدنی حیاتی» به سنا ارائه شد که بر ضرورت تدوین راهبردی برای توسعه همکاریهای معدنی تاکید میورزید. گفتنی است که در حال حاضر اعضای کوآد با یکدیگر شراکتهای دوجانبه و چندجانبهای دارند و تعمیق این همکاریها در قالب کوآد به معنای گسترش همکاریها در مسیری راهبرد و مشخص خواهد بود.
✅ لازم به ذکر است که گزارش مذکور حاوی دادهها و اطلاعات متنوعی در خصوص بازار و عرضه و تقاضای مواد معدنی نیز هست و دادههای جزئی بسیاری نیز درباره فعالیتهای مستقل و چندجانبه در هر یک از کشورها ارائه میکند. همچنین، به صورت جداگانه علل عقبماندن کشورهای مورد بحث از چین در حوزههای معدنی را نیز جمعبندی میکند. براساس نظر «آبیشیک شرما» عدم واقعبینی اقتصادی، بیثباتی سیاستی و عدم درک صحیح از تقاضای معدنی و زنجیره تامین محصولات کلیدی سه رویکرد مهم در نگاه اعضای کوآد بوده است که جبران این عقبماندگی اکنون مبدل به یک راهبرد اجتناب پذیر برای غرب و کشورهای همفکر آن گردیده است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
♦️اندیشکده او. آر. اف
📝آبیشیک شرما
#اکوتهران
🔻اندیشکده هندی «او.آر.اف» به تازگی گزارشی مفصل در خصوص مشارکت امنیت معدنی میان اعضای کوآد، یعنی ایالات متحده، استرالیا، هند و ژاپن منتشر کرده است. به اذعان نویسنده این گزارش، فناوریهای نوظهور همچون خودروهای برقی، نیمههادیها، باتریها و صنایع سازگار با محیط زیست احتمالا نیروهای پیشران انقلاب صنعتی آتی خواهند بود و کشورهایی که بر اجزای سازنده این فناوریها اعم از عناصر حیاتی معدنی و زنجیره تامین آن کنترل دارند، در آینده نیز عرضه، قیمت و استانداردهای مرتبط را تعیین خواهند کرد. در حال حاضر چین بر کل زنجیره تامین این مواد، از استخراج تا فرآوری و ارزشافزایی در آنها، تسلط دارد.
🔹در خصوص کشورهای ثالث، زنجیره تامین با سیاستهای صنعتی و ژئوپولیتیک گره خواهد خورد و این مسئله تهدیدی برای دولتهایی به شمار میرود که در تامین نیازهای معدنی خود به چین وابستگی دارند. از این روست که کشورهای همفکر مانند اعضای کوآد منابع، سرمایه و تخصص خود را گرد آورده اند تا بتوانند پشتوانه جایگزینی در زنجیره تامین معدنی ایجاد کنند که مناسب، پایدار و قابلاعتماد باشد؛ به بیان دقیقتر، امنیت معدنی آنها را فراهم سازد.
🔹براساس گزارش «او.آر.اف» هر یک از اعضای کوآد میتواند نقشی حیاتی در این تلاشها ایفا میکنند. استرالیا در کنار ایالات متحده میتوانند تامینکننده امنیت معدنی اعضای کوآد و سایر کشورهای همفکر گردند. استرالیا ذخایر ویژهای در مواد حیاتی معدنی مانند لیتیوم، اورانیوم و عناصر کمیاب دارد. علاوه بر این، هند منابع قابلتوجهی نیز در آهن، منگنز و برخی از منابع کمیاب دارد. با اهرم قرار دادن توانمندیها و ظرفیتهای یکدیگر، کشورهای کوآد میتوانند زنجیره تامینی مقاوم، مورد اعتماد و از منظر مالی پایدار ایجاد کنند.
🔹آمریکا و ژاپن میتوانند در صنایع بالادستی معدنی استرالیا با سرمایه، دانش و هماهنگی برنامهریزی مشارکت کنند. در بخش میاندستی، مانند باتری و سلول، استرالیا و ژاپن میتوانند مشارکت سازندهای داشته باشند. هند با پشتوانه مالی ژاپن و آمریکا میتواند محیط تولیدی جذابی را در اختیار تولیدکنندگان جهانی قرار دهد و محصولات پایین دستی ارزان قیمت در حوزههایی مانند سلولهای خورشیدی یا خودروهای برقی تولید کند.
🔹شراکت امنیت معدنی کوآد لازم است اهداف و ابتکارات خود را با شراکتهای مشابهی که در منطقه هند و آرام وجود دارند همسو کند و همافزایی بیشتری با سکوهای همکاری همچون چهارچوب اقتصادی هند و آرام (IPEF) و شراکت امنیت معدنی (MSP) ایجاد نماید. از سال ۲۰۲۱ کوآد در حال گام برداشتن به سوی ایجاد این شراکت امنیت معدنی است. شبکه موسوم به شبکه سرمایهگذاران کوآد (QUIN) میان فعالان بخش خصوصی در نشست دوم رهبران کوآد در سال ۲۰۲۲ تشکیل شده است که از آن زمان تاکنون در حال بررسی زمینههای همکاری در ۱۰ صنعت و فناوری کلیدی از جمله مواد معدنی حیاتی هستند.
🔹ایالات متحده در آوریل ۲۰۲۲ قانونی را نیز با عنوان «قانون شراکت مواد معدنی حیاتی کوآد» به سنا ارائه کرد که پیشرفت چندانی نداشت. در سال ۲۰۲۴ «قانون امنیت مواد معدنی حیاتی» به سنا ارائه شد که بر ضرورت تدوین راهبردی برای توسعه همکاریهای معدنی تاکید میورزید. گفتنی است که در حال حاضر اعضای کوآد با یکدیگر شراکتهای دوجانبه و چندجانبهای دارند و تعمیق این همکاریها در قالب کوآد به معنای گسترش همکاریها در مسیری راهبرد و مشخص خواهد بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2👌1
♦️۶ کشور پیشرو عربی سرمایهگذار در هوش مصنوعی
◼️الجزیره نت-قطر
📝 محمد سناجلة
#رویة_العربیة
🔹انقلاب صنعتی چهارم چالشها و فرصتهای متعددی برای جهان عرب ایجاد کرده است. از میان این کشورها عربستان، قطر و امارات با سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و روباتیک تلاش میکنند اقتصادشان را متنوع نموده و وابستگی به نفت را کاهش دهند.
💢 رشد سریع
🔹هزینهکردهای فناوری در خاورمیانه با حمایت دولتی و سرمایهگذاریهای بخش خصوصی بهسرعت رشد کرده و بر زیرساختهای فناوری اطلاعات، خدمات دیجیتال، هوش مصنوعی، امنیت سایبری و شهرهای هوشمند تمرکز دارد. انتظار میرود کل هزینهکرد جهانی فناوری اطلاعات در سال ۲۰۲۴ به ۵.۱ تریلیون دلار و هزینهکرد فناوری اطلاعات در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در سال ۲۰۲۴ با ۴ درصد افزایش به ۱۸۳ میلیارد دلار برسد. همچنین پیشبینی میشود هزینههای مربوط به هوش مصنوعی در خاورمیانه در سال جاری بهتنهایی از ۳ میلیارد دلار نیز فراتر رود که نسبت به سال ۲۰۲۳ افزایش ۳۲ درصدی را نشان میدهد.
💢 برجستهترین کشورهای عربی سرمایهگذار در بخش فناوری
1️⃣ عربستان با سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری
🔸عربستان سعودی در فوریه ۲۰۲۴ شرکت «آلات» را با تمرکز بر فناوریهای پیشرفته تاسیس نمود که مقرر است صندوق سرمایهگذاری عمومی این کشور تا سال ۲۰۳۰ معادل ۱۰۰ میلیارد دلار در آن سرمایهگذاری کند. حوزههای تمرکز این شرکت شامل هوش مصنوعی، نیمههادیها، کاهش انتشار گازهای گلخانهای، روباتیک و شهرهای هوشمند خواهد بود. عربستان سعودی به دنبال تبدیلشدن به یک ابرقدرت در زمینه هوش مصنوعی است که این موضوع منجر به تشدید رقابت در منطقه عربی خلیجفارس برای جذب سرمایهگذاری از چین، ایالاتمتحده و دیگر قدرتهای فناوری خواهد شد.
2️⃣ سرمایهگذاری ۲.۵ میلیارد دلار قطر در حوزه هوش مصنوعی
🔸قطر با سرمایهگذاری راهبردی در هوش مصنوعی به جایگاهی برجسته در فناوریهای نوین دستیافته و در خط مقدم ایجاد استانداردهای جهانی جدید قرار دارد. پیشبینی میشود بازار هوش مصنوعی قطر تا ۲۰۲۴ به ۴۲۸.۴ میلیون دلار و تا ۲۰۳۰ با رشد سالانه ۲۸.۷ درصد به ۱.۹ میلیارد دلار برسد. قطر ۲.۵ میلیارد دلار برای تقویت هوش مصنوعی و نوآوری اختصاص داده است و پیشبینی میشود سرمایهگذاری دیجیتال این کشور نیز تا ۲۰۲۶ به ۵.۷ میلیارد دلار خواهد رسید.
3️⃣ سرمایهگذاری سالانه ۳ میلیارد دلاری امارات در حوزه نوآوری
🔸امارات سالانه ۳میلیارد دلار در نوآوری سرمایهگذاری میکند و انتظار میرود هوش مصنوعی تا ۲۰۳۰ حدود ۹۸میلیارد دلار به اقتصاد آن اضافه کند. هدف استراتژی هوش مصنوعی امارات ۲۰۳۱آن است که این فناوری را در همه خدمات و وزارتخانههای دولتی ادغام کند. امارات با طرحهایی مانند برنامه روباتیک دبی، به دنبال افزایش سهم روباتیک و اتوماسیون در تولید ناخالص داخلی دبی تا ۹٪ طی ۱۰سال آینده و تبدیل شهر دبی به یکی از ۱۰ شهر برتر جهان درزمینه روباتیک و خودکارسازی است.
4️⃣ ارزش بازار فناوری اطلاعات کویت طی ۵ سال آینده ۳۹.۸ میلیارد دلار
🔸چشمانداز ۲۰۳۵ کویت بر تنوعبخشی به اقتصاد و تبدیل کشور به یک مرکز مالی منطقهای تمرکز دارد. بازار فناوری اطلاعات کویت از ۲۲.۴۸ میلیارد دلار در ۲۰۲۳به ۳۹.۸۳ میلیارد دلار در پنج سال آینده خواهد رسید. صنعت مخابرات در کویت با خدمات شبکه نسل پنجم و ششم، کابلهای فیبر نوری، اتصال ماهوارهای و دسترسی به شبکه وای فای در سراسر کشور شناخته میشود.
5️⃣ مصر به دنبال صادرات ۹ میلیارد دلاری دیجیتال
🔸دولت مصر استراتژی اقتصادی ۸محوری برای دوره ۲۰۲۴-۲۰۳۰ را راهاندازی کرده است. این استراتژی شامل ایجاد یکمیلیون فرصت شغلی در زمینههای فناوری، مهندسی و علوم است و هدف آن افزایش صادرات الکترونیک به حداقل ۲۰٪ و آموزش یکمیلیون کارآموز در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات است. همچنین، دولت قصد دارد پوشش اینترنت پرسرعت را گسترش داده، کابلهای مسی را با فیبر نوری جایگزین کند و تعداد دکلهای موبایل را تا سال ۲۰۳۰به ۵۰هزار برساند. پیشبینی میشود این بخش تا سال ۲۰۳۰ حدود ۸٪از تولید ناخالص داخلی مصر را به خود اختصاص دهد و صادرات دیجیتال تا سال ۲۰۲۶ به ۹میلیارد دلار برسد.
6️⃣ رسیدن بازار هوش مصنوعی مراکش تا سال ۲۰۲۳به یک میلیارد دلار
🔸بازار هوش مصنوعی در مراکش پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۴به ۲۵۶میلیون دلار برسد و تا سال ۲۰۲۳ با رشد سالانه ۲۸.۴۶٪به ۱.۱۵میلیارد دلار افزایش یابد. مراکش ازجمله از طریق «ابتکار توسعه هوش مصنوعی دانشگاه محمد ششم» که برنامههای تحقیقاتی و آموزشی در این زمینه را تقویت میکند در هوش مصنوعی سرمایهگذاری کرده است. این برنامهها بر ادغام هوش مصنوعی در بخشهای کشاورزی، بهداشت و انرژی متمرکز است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️الجزیره نت-قطر
📝 محمد سناجلة
#رویة_العربیة
🔹انقلاب صنعتی چهارم چالشها و فرصتهای متعددی برای جهان عرب ایجاد کرده است. از میان این کشورها عربستان، قطر و امارات با سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و روباتیک تلاش میکنند اقتصادشان را متنوع نموده و وابستگی به نفت را کاهش دهند.
💢 رشد سریع
🔹هزینهکردهای فناوری در خاورمیانه با حمایت دولتی و سرمایهگذاریهای بخش خصوصی بهسرعت رشد کرده و بر زیرساختهای فناوری اطلاعات، خدمات دیجیتال، هوش مصنوعی، امنیت سایبری و شهرهای هوشمند تمرکز دارد. انتظار میرود کل هزینهکرد جهانی فناوری اطلاعات در سال ۲۰۲۴ به ۵.۱ تریلیون دلار و هزینهکرد فناوری اطلاعات در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در سال ۲۰۲۴ با ۴ درصد افزایش به ۱۸۳ میلیارد دلار برسد. همچنین پیشبینی میشود هزینههای مربوط به هوش مصنوعی در خاورمیانه در سال جاری بهتنهایی از ۳ میلیارد دلار نیز فراتر رود که نسبت به سال ۲۰۲۳ افزایش ۳۲ درصدی را نشان میدهد.
💢 برجستهترین کشورهای عربی سرمایهگذار در بخش فناوری
1️⃣ عربستان با سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری
🔸عربستان سعودی در فوریه ۲۰۲۴ شرکت «آلات» را با تمرکز بر فناوریهای پیشرفته تاسیس نمود که مقرر است صندوق سرمایهگذاری عمومی این کشور تا سال ۲۰۳۰ معادل ۱۰۰ میلیارد دلار در آن سرمایهگذاری کند. حوزههای تمرکز این شرکت شامل هوش مصنوعی، نیمههادیها، کاهش انتشار گازهای گلخانهای، روباتیک و شهرهای هوشمند خواهد بود. عربستان سعودی به دنبال تبدیلشدن به یک ابرقدرت در زمینه هوش مصنوعی است که این موضوع منجر به تشدید رقابت در منطقه عربی خلیجفارس برای جذب سرمایهگذاری از چین، ایالاتمتحده و دیگر قدرتهای فناوری خواهد شد.
2️⃣ سرمایهگذاری ۲.۵ میلیارد دلار قطر در حوزه هوش مصنوعی
🔸قطر با سرمایهگذاری راهبردی در هوش مصنوعی به جایگاهی برجسته در فناوریهای نوین دستیافته و در خط مقدم ایجاد استانداردهای جهانی جدید قرار دارد. پیشبینی میشود بازار هوش مصنوعی قطر تا ۲۰۲۴ به ۴۲۸.۴ میلیون دلار و تا ۲۰۳۰ با رشد سالانه ۲۸.۷ درصد به ۱.۹ میلیارد دلار برسد. قطر ۲.۵ میلیارد دلار برای تقویت هوش مصنوعی و نوآوری اختصاص داده است و پیشبینی میشود سرمایهگذاری دیجیتال این کشور نیز تا ۲۰۲۶ به ۵.۷ میلیارد دلار خواهد رسید.
3️⃣ سرمایهگذاری سالانه ۳ میلیارد دلاری امارات در حوزه نوآوری
🔸امارات سالانه ۳میلیارد دلار در نوآوری سرمایهگذاری میکند و انتظار میرود هوش مصنوعی تا ۲۰۳۰ حدود ۹۸میلیارد دلار به اقتصاد آن اضافه کند. هدف استراتژی هوش مصنوعی امارات ۲۰۳۱آن است که این فناوری را در همه خدمات و وزارتخانههای دولتی ادغام کند. امارات با طرحهایی مانند برنامه روباتیک دبی، به دنبال افزایش سهم روباتیک و اتوماسیون در تولید ناخالص داخلی دبی تا ۹٪ طی ۱۰سال آینده و تبدیل شهر دبی به یکی از ۱۰ شهر برتر جهان درزمینه روباتیک و خودکارسازی است.
4️⃣ ارزش بازار فناوری اطلاعات کویت طی ۵ سال آینده ۳۹.۸ میلیارد دلار
🔸چشمانداز ۲۰۳۵ کویت بر تنوعبخشی به اقتصاد و تبدیل کشور به یک مرکز مالی منطقهای تمرکز دارد. بازار فناوری اطلاعات کویت از ۲۲.۴۸ میلیارد دلار در ۲۰۲۳به ۳۹.۸۳ میلیارد دلار در پنج سال آینده خواهد رسید. صنعت مخابرات در کویت با خدمات شبکه نسل پنجم و ششم، کابلهای فیبر نوری، اتصال ماهوارهای و دسترسی به شبکه وای فای در سراسر کشور شناخته میشود.
5️⃣ مصر به دنبال صادرات ۹ میلیارد دلاری دیجیتال
🔸دولت مصر استراتژی اقتصادی ۸محوری برای دوره ۲۰۲۴-۲۰۳۰ را راهاندازی کرده است. این استراتژی شامل ایجاد یکمیلیون فرصت شغلی در زمینههای فناوری، مهندسی و علوم است و هدف آن افزایش صادرات الکترونیک به حداقل ۲۰٪ و آموزش یکمیلیون کارآموز در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات است. همچنین، دولت قصد دارد پوشش اینترنت پرسرعت را گسترش داده، کابلهای مسی را با فیبر نوری جایگزین کند و تعداد دکلهای موبایل را تا سال ۲۰۳۰به ۵۰هزار برساند. پیشبینی میشود این بخش تا سال ۲۰۳۰ حدود ۸٪از تولید ناخالص داخلی مصر را به خود اختصاص دهد و صادرات دیجیتال تا سال ۲۰۲۶ به ۹میلیارد دلار برسد.
6️⃣ رسیدن بازار هوش مصنوعی مراکش تا سال ۲۰۲۳به یک میلیارد دلار
🔸بازار هوش مصنوعی در مراکش پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۴به ۲۵۶میلیون دلار برسد و تا سال ۲۰۲۳ با رشد سالانه ۲۸.۴۶٪به ۱.۱۵میلیارد دلار افزایش یابد. مراکش ازجمله از طریق «ابتکار توسعه هوش مصنوعی دانشگاه محمد ششم» که برنامههای تحقیقاتی و آموزشی در این زمینه را تقویت میکند در هوش مصنوعی سرمایهگذاری کرده است. این برنامهها بر ادغام هوش مصنوعی در بخشهای کشاورزی، بهداشت و انرژی متمرکز است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👎2🔥1👏1👌1
🔆 پایان جنگ غزه در دست ترامپ است یا نتانیاهو؟!
#تحلیل_کوتاه
🔹با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، یکی از پرسشهای مطرحشده، این است که ورود ترامپ به کاخ سفید باعث توقف منازعه کنونی میان اسرائیل و محور مقاومت میشود یا خیر؟ استدلال اصلی کسانی که به این پرسش پاسخ مثبت میدهند این است که دکترین ترامپ حول مهار چین و کاهش درگیریهای آمریکا در سایر مناطق جهان است؛ بنابراین ترامپ تلاش خواهد کرد با تحقق آتشبس در غزه و لبنان به سراغ مسئله چین و تایوان برود. اما این استدلال تا چه حد صحیح است؟
🔸یکی از زمینههای وقوع ۷اکتبر، فرایند عادیسازی روابط اعراب با اسرائیل و ضمیمههای اقتصادی و نظامی آن (آیمک و همکاری نظامی-امنیتی میان عربستان و اسرائیل برای مهار ایران) بود که باعث حلوفصل دائمی مسئله فلسطین (از منظر آمریکا) نیز میشد. این فرایند که در چارچوب نظم امنیتی مدنظر آمریکا و اسرائیل قرار دارد، نه فقط بر آغاز جنگ، بلکه در مذاکرات آتشبس میان اسرائیل و حماس و حزبالله سایه افکنده است. در حالی که آمریکا تلاش میکرد آتشبس محقق شود، محورهای مذاکرات حاکی از آن بوده است که حتی دولت بایدن -که نیازمند کسب دستاورد سیاسی از طریق آتشبس برای انتخابات بود- شرایطی را روی میز قرار داد که برای محور مقاومت غیرقابل قبول؛ اما پیروزی راهبردی برای اسرائیل و نظم امنیتی مدنظرش بود.
🔸در یک نگاه وسیعتر، آمریکا به دنبال پایان مسائلش در خاورمیانه بود که از طریق ایجاد ائتلافی از متحدان علیه نفوذ ایران -و حتی سایر ابرقدرتهای در حال ظهور همچون چین- در منطقه محقق میشد تا بتواند بر پرونده چین به عنوان اولویت نخست سیاست خارجه خود تمرکز کند. در این نکته هم دولت بایدن و هم دولت ترامپ همنظر بودهاند. بایدن و ترامپ با وجود داشتن تفاوتهای قابلتوجهی درباره مواجه با چین، اتفاقنظر دارند که این قدرت نوظهور، مسئله نخست آمریکاست و باید در این رقابت هژمونیک پیروز شد. هر دو دولت نیز فرایند صلح ابراهیم را پیگیری کردند که در راستای تثبیت نظم عربی-اسرائیلی-آمریکایی در منطقه بود.
🔸جنگ کنونی در منطقه را باید در چارچوب تلاش آمریکا جهت شکلدهی تنظیمات منطقهای مطابق نظم مدنظر خود دید. درست است که ترامپ در حال تغییر اطرافیان و اعضای پیشین کابینه خود -که شامل نئوکانها و اونجلیکالهایی همچون پمپئو، هیلی، بولتون و پنس میشدند- و جایگزین کردن آنها با ترامپیستها و جمهوریخواهان جدیدی است که به طور جدی به مسئله چین اهمیت میدهند؛ اما نباید تلاش دولتهای نخست ترامپ و بایدن برای شکلدهی به این نظم امنیتی جدید و ایجاد آلترناتیوی برای حضور آینده چین در منطقه فراموش شود. به نظر میرسد دولت دوم ترامپ نیز در همین راستا تلاش کند که نظم منطقهای جدیدی را ایجاد کند.
🔸حمایت از اسرائیل برای تحقق اهداف آمریکا در منطقه با این نکته نیز همراه است که گزینههای اصلی تیم سیاست خارجه ترامپ نه تنها خواستار تداوم حمایت تماموکمال از اسرائیل هستند، بلکه کسانی همچون مایک والتز به عنوان گزینه وزارت دفاع بعضاً اظهار داشتهاند که باید دست اسرائیل را برای تمرکز بر روی ایران باز گذاشت. از آنجا هم که ترامپیستها رویکرد بسیار تندی در قبال ایران و محور مقاومت دارند، تصور بعیدی است که در زدوخوردهای خارج از کنترل میان ایران و اسرائیل، دولت ترامپ به اسرائیل فشار بیاورد که جنگ را خاتمه بخشد. از مسئله لابی اسرائیل که نفوذی فراحزبی دارد نیز نمیتوان به سادگی گذشت. نه تنها کمپین ترامپ حمایتهای کلانی از یهودیان حامی اسرائیل دریافت کرده است (همچون کمک ۱۰۰ میلیون دلاری مریام ادلسون)؛ بلکه گزینههای کنونی کابینه ترامپ همچون سناتور مارک روبیو نیز مشمول حمایتهای مالی لابی اسرائیل شدهاند.
✅ دولت ترامپ به احتمال بالا به حمایت خود از اسرائیل ادامه خواهد داد و در صورتی هم که بخواهد وارد مذاکرات اتشبس بشود، با همان روشی که دولت بایدن در پیش گرفته بود (مذاکره با هدف دستیابی به پیروزیهای راهبردی در مقابل حماس و حزبالله) پیگیری خواهد کرد. تنها چیزی که میتواند نقطه پایانی بر این روند باشد، ناتوانی اسرائیل در رسیدن به اهداف خود در میدان نبرد خواهد بود. این رژیم تاکنون به پیروزیهای تاکتیکی در مقابل حماس و حزبالله دست یافته است. با این حال مشخص نیست تا کجا توان و اراده برای ادامه جنگ را خواهد داشت. در صورتی که اسرائیل ناچار به پذیرش آتشبس با شروط حزبالله و حماس شود، آمریکا نیز ناچار به عقبنشینی خواهد بود.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تحلیل_کوتاه
🔹با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، یکی از پرسشهای مطرحشده، این است که ورود ترامپ به کاخ سفید باعث توقف منازعه کنونی میان اسرائیل و محور مقاومت میشود یا خیر؟ استدلال اصلی کسانی که به این پرسش پاسخ مثبت میدهند این است که دکترین ترامپ حول مهار چین و کاهش درگیریهای آمریکا در سایر مناطق جهان است؛ بنابراین ترامپ تلاش خواهد کرد با تحقق آتشبس در غزه و لبنان به سراغ مسئله چین و تایوان برود. اما این استدلال تا چه حد صحیح است؟
🔸یکی از زمینههای وقوع ۷اکتبر، فرایند عادیسازی روابط اعراب با اسرائیل و ضمیمههای اقتصادی و نظامی آن (آیمک و همکاری نظامی-امنیتی میان عربستان و اسرائیل برای مهار ایران) بود که باعث حلوفصل دائمی مسئله فلسطین (از منظر آمریکا) نیز میشد. این فرایند که در چارچوب نظم امنیتی مدنظر آمریکا و اسرائیل قرار دارد، نه فقط بر آغاز جنگ، بلکه در مذاکرات آتشبس میان اسرائیل و حماس و حزبالله سایه افکنده است. در حالی که آمریکا تلاش میکرد آتشبس محقق شود، محورهای مذاکرات حاکی از آن بوده است که حتی دولت بایدن -که نیازمند کسب دستاورد سیاسی از طریق آتشبس برای انتخابات بود- شرایطی را روی میز قرار داد که برای محور مقاومت غیرقابل قبول؛ اما پیروزی راهبردی برای اسرائیل و نظم امنیتی مدنظرش بود.
🔸در یک نگاه وسیعتر، آمریکا به دنبال پایان مسائلش در خاورمیانه بود که از طریق ایجاد ائتلافی از متحدان علیه نفوذ ایران -و حتی سایر ابرقدرتهای در حال ظهور همچون چین- در منطقه محقق میشد تا بتواند بر پرونده چین به عنوان اولویت نخست سیاست خارجه خود تمرکز کند. در این نکته هم دولت بایدن و هم دولت ترامپ همنظر بودهاند. بایدن و ترامپ با وجود داشتن تفاوتهای قابلتوجهی درباره مواجه با چین، اتفاقنظر دارند که این قدرت نوظهور، مسئله نخست آمریکاست و باید در این رقابت هژمونیک پیروز شد. هر دو دولت نیز فرایند صلح ابراهیم را پیگیری کردند که در راستای تثبیت نظم عربی-اسرائیلی-آمریکایی در منطقه بود.
🔸جنگ کنونی در منطقه را باید در چارچوب تلاش آمریکا جهت شکلدهی تنظیمات منطقهای مطابق نظم مدنظر خود دید. درست است که ترامپ در حال تغییر اطرافیان و اعضای پیشین کابینه خود -که شامل نئوکانها و اونجلیکالهایی همچون پمپئو، هیلی، بولتون و پنس میشدند- و جایگزین کردن آنها با ترامپیستها و جمهوریخواهان جدیدی است که به طور جدی به مسئله چین اهمیت میدهند؛ اما نباید تلاش دولتهای نخست ترامپ و بایدن برای شکلدهی به این نظم امنیتی جدید و ایجاد آلترناتیوی برای حضور آینده چین در منطقه فراموش شود. به نظر میرسد دولت دوم ترامپ نیز در همین راستا تلاش کند که نظم منطقهای جدیدی را ایجاد کند.
🔸حمایت از اسرائیل برای تحقق اهداف آمریکا در منطقه با این نکته نیز همراه است که گزینههای اصلی تیم سیاست خارجه ترامپ نه تنها خواستار تداوم حمایت تماموکمال از اسرائیل هستند، بلکه کسانی همچون مایک والتز به عنوان گزینه وزارت دفاع بعضاً اظهار داشتهاند که باید دست اسرائیل را برای تمرکز بر روی ایران باز گذاشت. از آنجا هم که ترامپیستها رویکرد بسیار تندی در قبال ایران و محور مقاومت دارند، تصور بعیدی است که در زدوخوردهای خارج از کنترل میان ایران و اسرائیل، دولت ترامپ به اسرائیل فشار بیاورد که جنگ را خاتمه بخشد. از مسئله لابی اسرائیل که نفوذی فراحزبی دارد نیز نمیتوان به سادگی گذشت. نه تنها کمپین ترامپ حمایتهای کلانی از یهودیان حامی اسرائیل دریافت کرده است (همچون کمک ۱۰۰ میلیون دلاری مریام ادلسون)؛ بلکه گزینههای کنونی کابینه ترامپ همچون سناتور مارک روبیو نیز مشمول حمایتهای مالی لابی اسرائیل شدهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2👌2👏1
♦️ پیروزی ترامپ برای آفریقا چه معنایی دارد؟
◼️قراءات الافریقیة- لندن
📝جيهان عبد السلام عباس
#رویة_العربیة
🔹انتخاب دونالد ترامپ بهعنوان رئیسجمهور آمریکا در ۶ نوامبر ۲۰۲۴ به بحثهای جدید در خصوص سیاستهای گذشته وی منجر شد. این انتخاب بهویژه به دلیل اظهارات متعصبانه ترامپ علیه شرکای بینالمللی میتواند ممکن است پیامدهای منفی گستردهای داشته باشد. اظهاراتی که نشاندهنده ضعف آگاهی او از سیاست بینالملل است و احتمال توسعه بحرانهای خارجی را افزایش میدهد.
💢دلایل ترس آفریقاییها از پیروزی ترامپ
🔹بازگشت ترامپ به کاخ سفید نگرانیهایی را در میان آفریقاییها درباره سیاستهای آمریکا نسبت به این قاره برانگیخته است، زیرا او در دوره اول ریاستجمهوری خود هیچگاه به آفریقا سفر نکرد و هسته مرکزی تمامی سیاستهای وی انزواگرایی بود. همین مسائل باعث میشود چشماندازی از تغییر سیاست خارجی و سیاستهای توسعهای آمریکا در قبال آفریقا وجود نداشته باشد. بهصورت خلاصه میتوان سه دلیل اصلی برای این نگرانیها برشمرد:
1⃣تعصب ترامپ در سیاستهای حمایتی
2⃣برجسته شدن نقش نژادپرستان در کارزار انتخاباتی او
3⃣رویکرد «اول آمریکا» ترامپ
💢پیامدهای منفی سیاستهای ترامپ بر اقتصاد آفریقا
🔹سیاستهای تجاری محدودکننده و جنگ با چین: اقتصاد ترامپ بر اصول ملیگرایانه و سیاستهای حمایتی با شعار «اول آمریکا» استوار است. او پیشنهاد اعمال مالیات ۱۰% بر واردات از تمام جهان و ۶۰% بر کالاهای چینی را داده است که جنگ تجاری جدید با چین را اجتنابناپذیر خواهد نمود. استراتژیهایی مانند انتقال زنجیرههای تأمین به متحدین راهبردی آمریکا و بازگشت تولید به آمریکا، هزینههای صادرات به این کشور را افزایش و زنجیرههای تأمین جهانی را مختل میکند. این تغییرات ممکن است رشد اقتصادی چین را 2.5% کاهش داده و تأثیر منفی بر اقتصاد آمریکا داشته باشد و ممکن است از همین رهگذر، کشورهای آفریقایی که به اقتصادهای بزرگی مانند چین و آمریکا وابستهاند نیز آسیب ببینند.
🔹احتمال لغو قانون (AGOA): نگرانیهایی درباره ادامه قانون رشد و فرصتها (آجوا) در آفریقا وجود دارد. این قانون که تا سال ۲۰۲۵ تمدید شده است، به ۳۰ کشور آفریقایی اجازه میدهد تا بیش از ۱۸۰۰ محصول را بدون پرداخت عوارض گمرکی و ۵۰۰۰ محصول را بهصورت ترجیحی به بازار آمریکا صادر کنند. لغو این قانون میتواند تجارت آفریقا، به ویژه صادرات آفریقای جنوبی به آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد و باعث افزایش تعرفهها، کاهش تولید ناخالص داخلی و تأثیر منفی بر صادراتی مانند مواد غذایی، تجهیزات و معادن شود.
🔹تضعیف اهداف سیاست پولی و افزایش فشارهای تورمی: افزایش تعرفهها و کاهش مالیات در آمریکا میتواند تورم را بالا ببرد و فدرال رزرو را به افزایش نرخ بهره وادار کند که نگرانی سیاستگذاران آفریقایی که با اثرات نامتناسب دلار سروکار داشتهاند را برمیانگیزد.
🔹سیاستهای سختگیرانه مهاجرت: سیاستهای ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش بر مهاجرت آفریقاییها به ایالاتمتحده تأثیر گذاشت و احتمالاً بازگشت به این سیاستها، فرصتهای مهاجرتی را محدود میکند. امریکا به یکی از مقاصد مهم مهاجران آفریقایی تبدیلشده و تعداد آنها از سال ۱۹۸۰ شانزده برابر شده است. در سال ۲۰۱۹، حدود ۲.۱ میلیون مهاجر از آفریقای جنوب صحرا در آمریکا زندگی میکردند که ۵ درصد از کل جمعیت مهاجران را تشکیل میدهند. پیشبینی میشود که این تعداد تا سال ۲۰۶۰ به ۹.۵ میلیون نفر برسد و مهاجران از کشورهای مختلفی مانند نیجریه، مصر، آفریقای جنوبی و غنا باشند.
🔹کاهش کمکها و وامهای بلاعوض: آمریکا بیشترین کمکهای مالی را به آفریقا میکند. با توجه به تمرکز سیاسی محدود ترامپ ممکن است بار دیگر میزان سرمایهگذاری و اعطای تسهیلات به کشورهای افریقایی کاهش یابد.
💢فرصتهای احتمالی پیش رو
🔹سیاستهای ضد چینی ترامپ فرصتهایی را برای بازار آفریقا خلق خواهد کرد. برخی سیاستهای ترامپ مانند ابتکار "رونق آفریقا" در سال ۲۰۱۹ که با هدف افزایش تجارت و سرمایهگذاری پایهگذاری شد، برای آفریقا سازنده بودند. تمرکز واشنگتن بر ژئواستراتژی و تلاش برای سرمایه گذاری در بخشهایی از این قاره و تقویت روابط دیپلماتیک در آفریقا ادامه خواهد داشت. نفوذ فزاینده روسیه و چین در قاره آفریقا دولت ترامپ را مجبور خواهد کرد که سیاستهای انزواطلبی خود را کاهش دهد. آفریقا نیز با همکاری بریکس به دنبال تنوع ارزی و کاهش وابستگی به دلار است.
🔹 اندیشکده تهران 🔹
🔹 @InstituteTehran
🔹 instagram.com/institutetehran1
◼️قراءات الافریقیة- لندن
📝جيهان عبد السلام عباس
#رویة_العربیة
🔹انتخاب دونالد ترامپ بهعنوان رئیسجمهور آمریکا در ۶ نوامبر ۲۰۲۴ به بحثهای جدید در خصوص سیاستهای گذشته وی منجر شد. این انتخاب بهویژه به دلیل اظهارات متعصبانه ترامپ علیه شرکای بینالمللی میتواند ممکن است پیامدهای منفی گستردهای داشته باشد. اظهاراتی که نشاندهنده ضعف آگاهی او از سیاست بینالملل است و احتمال توسعه بحرانهای خارجی را افزایش میدهد.
💢دلایل ترس آفریقاییها از پیروزی ترامپ
🔹بازگشت ترامپ به کاخ سفید نگرانیهایی را در میان آفریقاییها درباره سیاستهای آمریکا نسبت به این قاره برانگیخته است، زیرا او در دوره اول ریاستجمهوری خود هیچگاه به آفریقا سفر نکرد و هسته مرکزی تمامی سیاستهای وی انزواگرایی بود. همین مسائل باعث میشود چشماندازی از تغییر سیاست خارجی و سیاستهای توسعهای آمریکا در قبال آفریقا وجود نداشته باشد. بهصورت خلاصه میتوان سه دلیل اصلی برای این نگرانیها برشمرد:
1⃣تعصب ترامپ در سیاستهای حمایتی
2⃣برجسته شدن نقش نژادپرستان در کارزار انتخاباتی او
3⃣رویکرد «اول آمریکا» ترامپ
💢پیامدهای منفی سیاستهای ترامپ بر اقتصاد آفریقا
🔹سیاستهای تجاری محدودکننده و جنگ با چین: اقتصاد ترامپ بر اصول ملیگرایانه و سیاستهای حمایتی با شعار «اول آمریکا» استوار است. او پیشنهاد اعمال مالیات ۱۰% بر واردات از تمام جهان و ۶۰% بر کالاهای چینی را داده است که جنگ تجاری جدید با چین را اجتنابناپذیر خواهد نمود. استراتژیهایی مانند انتقال زنجیرههای تأمین به متحدین راهبردی آمریکا و بازگشت تولید به آمریکا، هزینههای صادرات به این کشور را افزایش و زنجیرههای تأمین جهانی را مختل میکند. این تغییرات ممکن است رشد اقتصادی چین را 2.5% کاهش داده و تأثیر منفی بر اقتصاد آمریکا داشته باشد و ممکن است از همین رهگذر، کشورهای آفریقایی که به اقتصادهای بزرگی مانند چین و آمریکا وابستهاند نیز آسیب ببینند.
🔹احتمال لغو قانون (AGOA): نگرانیهایی درباره ادامه قانون رشد و فرصتها (آجوا) در آفریقا وجود دارد. این قانون که تا سال ۲۰۲۵ تمدید شده است، به ۳۰ کشور آفریقایی اجازه میدهد تا بیش از ۱۸۰۰ محصول را بدون پرداخت عوارض گمرکی و ۵۰۰۰ محصول را بهصورت ترجیحی به بازار آمریکا صادر کنند. لغو این قانون میتواند تجارت آفریقا، به ویژه صادرات آفریقای جنوبی به آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد و باعث افزایش تعرفهها، کاهش تولید ناخالص داخلی و تأثیر منفی بر صادراتی مانند مواد غذایی، تجهیزات و معادن شود.
🔹تضعیف اهداف سیاست پولی و افزایش فشارهای تورمی: افزایش تعرفهها و کاهش مالیات در آمریکا میتواند تورم را بالا ببرد و فدرال رزرو را به افزایش نرخ بهره وادار کند که نگرانی سیاستگذاران آفریقایی که با اثرات نامتناسب دلار سروکار داشتهاند را برمیانگیزد.
🔹سیاستهای سختگیرانه مهاجرت: سیاستهای ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش بر مهاجرت آفریقاییها به ایالاتمتحده تأثیر گذاشت و احتمالاً بازگشت به این سیاستها، فرصتهای مهاجرتی را محدود میکند. امریکا به یکی از مقاصد مهم مهاجران آفریقایی تبدیلشده و تعداد آنها از سال ۱۹۸۰ شانزده برابر شده است. در سال ۲۰۱۹، حدود ۲.۱ میلیون مهاجر از آفریقای جنوب صحرا در آمریکا زندگی میکردند که ۵ درصد از کل جمعیت مهاجران را تشکیل میدهند. پیشبینی میشود که این تعداد تا سال ۲۰۶۰ به ۹.۵ میلیون نفر برسد و مهاجران از کشورهای مختلفی مانند نیجریه، مصر، آفریقای جنوبی و غنا باشند.
🔹کاهش کمکها و وامهای بلاعوض: آمریکا بیشترین کمکهای مالی را به آفریقا میکند. با توجه به تمرکز سیاسی محدود ترامپ ممکن است بار دیگر میزان سرمایهگذاری و اعطای تسهیلات به کشورهای افریقایی کاهش یابد.
💢فرصتهای احتمالی پیش رو
🔹سیاستهای ضد چینی ترامپ فرصتهایی را برای بازار آفریقا خلق خواهد کرد. برخی سیاستهای ترامپ مانند ابتکار "رونق آفریقا" در سال ۲۰۱۹ که با هدف افزایش تجارت و سرمایهگذاری پایهگذاری شد، برای آفریقا سازنده بودند. تمرکز واشنگتن بر ژئواستراتژی و تلاش برای سرمایه گذاری در بخشهایی از این قاره و تقویت روابط دیپلماتیک در آفریقا ادامه خواهد داشت. نفوذ فزاینده روسیه و چین در قاره آفریقا دولت ترامپ را مجبور خواهد کرد که سیاستهای انزواطلبی خود را کاهش دهد. آفریقا نیز با همکاری بریکس به دنبال تنوع ارزی و کاهش وابستگی به دلار است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤3😐2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹انتخاب مجدد دونالد ترامپ بعنوان رئیس جمهور آمریکا، دوباره سیاست خاورمیانهای ایالاتمتحده و نقش بازیگران عربی بهویژه عربستان سعودی در این چارچوب را در چشمانداز قرار داده است. باتوجه به ایفای نقش عربستان در استراتژی منطقهای دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ، علیالخصوص در موضوعاتی نظیر محاصره قطر، کمپین فشار حداکثری علیه ایران و توافقات ابراهیم، سه پرسش کلیدی حول محور آینده روابط عربستان و آمریکا در دولت دوم ترامپ مطرح است:
1️⃣ سرنوشت پیمان دفاعی ریاض-واشنگتن چگونه رقم خواهد خورد؟
2️⃣ آیا عربستان به پروژه عادی سازی روابط با اسرائیل خواهد پیوست؟
3️⃣ روابط ایران و عربستان چه مسیری را خواهد پیمود؟
🔸 مهمترین پرونده دوجانبه با اثرات چندبعدی بهویژه در ارتباط با دو متغیر «عادیسازی» و «ایران»، پرونده پیمان دفاعی عربستان و آمریکا است که پیش از ۷ اکتبر، خطوط آن هویدا و در طول ماههای گذشته محور رایزنیهای مقامات سیاسی و امنیتی عربستان و آمریکا قرار داشته است. سفر ماه گذشته «مساعد العیبان» مشاور امنیت ملی عربستان به واشنگتن، تازهترین بهروزرسانی از این گفتوگوها در فضای تنشهای منطقهای بوده است.
🔸 بر اساس این پیمان دفاعی که از دید عربستان باید الزامآور بوده و باید به تایید سنا نیز رسیده باشد، واشنگتن متعهد به دفاع از عربستان، ارائه راکتورهای هستهای غیرنظامی، فروش تسلیحات برتر و ایجاد دسترسی به تراشههای پیشرفته برای ریاض خواهد بود.
🔸 متقابلا عربستان سعودی نیز مذاکرات عادیسازی با اسرائیل را به رسمیت شناخته و میپذیرد، مشارکت چین در بخشهای حساس مانند فناوریهای پیشرفته را محدود میکند و یک توافقنامه پادمان و احتمالاً پروتکل الحاقی را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای راستی آزمایی استفاده از راکتورهای هستهای امضا میکند.
🔸این گونه توافقات در دولت ترامپ که چندان به ترتیبات سازمانی و نهادی قائل نیست، میتواند سرعت بسیار زیادی داشته باشد، منوط به تحول در متغیر دوم یعنی عادیسازی روابط عربستان با اسرائیل است. اما مانع قابل توجه در این مسیر جنگ ادامهدار اسرائیل در غزه، در دسترس نبودن آتشبس و از همه مهمتر شرط عربستان مبنی بر تشکیل کشور مستقل فلسطینی است.
🔸اگر ترامپ بتواند این ضلع از پازل را با متوقف کردن نتانیاهو و ترغیب آن به آتشبس عملیاتی کند، زمینه میتواند برای آغاز تماسها بین اسرائیل و عربستان فراهم شود. با این حال تا زمانی که راه حل دو کشوری محقق نشود، امکان توافق سه جانبه کلان وجود نخواهد داشت و ریاض و واشنگتن تنها میتوانند به یک نسخه غیر الزامآور از توافقات دوجانبه دست پیدا کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌3❤1🔥1