◾️ فارن پالیسی
📝 زونگیوان زو لیو
#روندهای_استراتژیک
🔸روابط بین ایالات متحده و چین به طرز چشمگیری از دوستی به خصومت گسترده تغییر یافته است. در سال ۲۰۱۱، نظرسنجیها نشان می داد که هم آمریکاییها و هم چینیها دیدگاه مثبتی نسبت به یکدیگر دارند و اقتصادهای به هم پیوسته آن ها نوید همگرایی بیشتر را می داد. روابط حسنه ای که تحت عنوان «چیمریکا» شناخته میشدند. این شراکت به عنوان محرکی برای رشد جهانی، به ویژه پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸، محسوب میشد. اکنون همه چیز متفاوت شده است. نظرسنجی های سال ۲۰۲۴ به وضوح نشان از خصومت جدی میان دو کشور است.
🔹 امروزه بیش از ۸۱ درصد از آمریکاییها به چین نگاه منفی دارند و بیش از ۴۲ درصد مردم آمریکا چین را به عنوان دشمن اصلی آمریکا قلمداد می کنند. این تغییر نگرش از کمپین انتخاباتی ریاستجمهوری باراک اوباما در سال ۲۰۱۲ که در آن چین را مسبب نابودی مشاغل معرفی کرد شروع شد و با گذشت زمان عمیقتر و عمیق تر شد. در دوره اول ترامپ تنش ها نتنها کاهش نیافت بلکه در مسیر افزایش حرکت کرد. در دوران بایدن اقتصاد آمریکا نسبت به رقیب خود ثبات بیشتری یافت و افزایش شکاف در تولید ناخالص داخلی و نرخ سرانه بین دو کشور از دوران پسا کرونا موید این مطلب است.
🔹در این چارچوب، اسکات بسنت، نامزد وزارت خزانهداری ترامپ، پیشنهاد برگزاری یک نشست میان متحدان آمریکا برای تجدید نظر و دراندازی قواعد تجاری را مطرح ساخته است. به نظر می رسد محدود کردن این نشست به متحدان آمریکا اثرگذاری و مفیدیت آن را کاهش و حضور چین برای اصلاح مؤثر سیاستهای تجاری ضروری است.
🔹اقتصادهای آمریکا و چین هنوز هم به شدت به هم وابستهاند و در مجموع ۴۳ درصد از GDP جهانی و ۴۸ درصد از تولیدات صنعتی به این دو کشور اختصاص دارد. با وجود تلاشها برای پایان دادن به شراکت با چینی ها، این کشور همچنان بزرگترین شریک تجاری ایالات متحده در خارج از آمریکای شمالی است. جنگ تجاری و اعمال تعرفههای ایالات متحده ممکن است هزینههای چین را افزایش دهند، اما در نهایت نمیتوانند کالاهای چینی را به طور کامل از بازارهای جهانی حذف کنند لذا به نظر می رسد تصمیم ترامپ برای اعمال گسترده تر تعرفه ها، عمدتا با هدف تحمیل مذاکره و معامله با پکن در جهت دستیابی به یک توافق تجاری جامع با چین مطرح می شود.
🔹یک توافق جامع با چین نباید به منافع امنیتی ایالات متحده به ویژه در زمینه فناوریهای حساس آسیب بزند. هدف این توافق باید ادغام چین در سیستم اقتصادی جهانی تحت رهبری آمریکا باشد. ترامپ باید از استراتژیهایی فراتر از اجبار استفاده کند و تعرفهها را به سطح سرمایهگذاریهای چین در ایالات متحده پیوند زند. به عنوان مثال، اگر شی میخواهد تعرفههای کمتری وضع شود، باید سرمایهگذاریهای بیشتری در ایالات متحده انجام دهد. در سال ۲۰۲۳، کسری تجاری ایالات متحده با چین به طرز قابل توجهی بالاتر از سایر کشورها بود و یک مانده پرداخت نشده حدود ۸۳ میلیارد دلار باقی ماند. دولت ترامپ میتواند تعرفهها را بر اساس این مانده پرداخت نشده تنظیم کند و چین را تشویق کند تا از طریق افزایش صادرات یا سرمایهگذاریهایی که به صنایع آمریکایی سود میرساند، این فاصله را پر کند.
🔹 برای مرتفع ساختن نگرانیهای امنیت ملی، سرمایهگذاریهای چین در ایالات متحده می بایست محدود به صنایع خاصی باشد و تحت بررسیهای دقیق دولتی قرار گیرد از اینرو خرید شرکتهای موجود در ایالات متحده برای چینی ها ممنوع خواهد بود، در حالی که سرمایهگذاریهای جدید آنان در پروژههای ایجاد شغل و فناوریهای غیرحساس مورد حمایت قرار میگیرند. مسئله تایوان همچنان مانع بزرگی برای یک توافق بزرگ است، زیرا موضع چین در مورد تایوان بر روابط ایالات متحده و چین تأثیر منفی میگذارد. لذا هر دو کشور باید بر روی امتیازات اقتصادی تمرکز کنند و در عین حال ثبات ژئوپولیتیکی را در شرق آسیا مد نظر قرار دهند.
🌐https://institutetehran.com/art/220
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎6👏3❤1
♦️علل درگیریها در جمهوری دموکراتیک کنگو
◼️الجزیره- قطر
📝عبدالقادر محمدعلی
#رویة_العربیة
🔹روابط بین روآندا و جمهوری دموکراتیک کنگو در دو ماه اخیر به دلیل تشدید درگیریها در شرق کنگو وخیمتر شده است. شورشیان M23 (۲۳ مارس) با تصرف مناطق استراتژیک، روز دوشنبه هفته قبل وارد مرکز منطقه شمالی کیوو شدند. کنگو، روآندا را به حمایت از این گروه متهم میکند، اما کیگالی (پایتخت روآندا) این ادعا را رد میکند. این تنشها نگرانی از وقوع جنگ مستقیم بین دو کشور را افزایش داده است.
💢دلایل ناپایداری وضعیت کنگو
🔹در دسامبر ۲۰۲۴، شکست میانجیگری آنگولا میان کنگو و روآندا گستردگی بحران روابط دو کشور را آشکار کرد. با شکست مذاکرات شبهنظامیان M23 بهسرعت مناطق تحت کنترل خود را گسترش دادند.
🔹درگیریهای شرق کنگو، بهویژه در مناطق کیوو، دهها سال ادامه داشته و به یکی از خونینترین درگیریها از زمان جنگ جهانی دوم تبدیلشده است سرشار بودن این مناطق از منابع طبیعی، رقابت ژئوپلیتیک شدیدی میان کنگو و دیگر نیروهای منطقهای ایجاد کرده و پیچیدگی بحران را افزایش داده است.
💢خواستههای شبهنظامیان M23
🔹ریشه درگیریها به سیاستهای استعماری بلژیک و رقابتهای قومی بر سر سرزمینهای حاصلخیز برمیگردد. جنبش M23 از گروههای مسلح برجسته شرق کنگو و متشکل از جنگجویانی است که از ارتش کنگو جدا شدند و در سال ۲۰۱۲ با ادعای عمل نکردن دولت کنگو به تعهدات توافق صلح ۲۰۰۹ (که به موجب آن این شورشیان به شورش خود پایان میدادند و به نیروهای مسلح کنگو می پیوستند) تاسیس شد. اهداف اصلی M23 شامل حمایت از جوامع توتسی (یکی از سه قومیت روآندا و بروندی)، اجرای توافق صلح و مبارزه با فساد و کمبود خدمات ذکر شده است.
🔹این جنبش در سال ۲۰۱۳ در درگیری با نیروهای ارتش شکست خورد و اعضای آن به روآندا فرار کردند. از اواخر ۲۰۲۱ فعالیت نظامی آنها در شمال کیوو تشدید شد که ناشی از تنشهای منطقهای و رقابت بر سر منابع معدنی بوده است. اخیراً، این گروه موفقیتهایی در برابر ارتش کنگو داشته است.
💢مناطق تحت کنترل شبهنظامیان و اهمیت آن
🔹جنبش M23 در حال حاضر کنترل مناطقی وسیع در جنوب شرق استان شمالی کیوو را در دست دارد و اخیراً شهر استراتژیک ساکی و همچنین گوما (مرکز استان) را تصرف کرده است. جنبش M23 با کنترل منابع معدنی غنی مانند کبالت، مس، تیتانیوم، تنگستن، قلع و طلا به قدرت اقتصادی و سیاسی خود افزوده است. این کنترل منابع نهتنها وضعیت انسانی ساکنان محلی و آوارگان را تحت تأثیر قرار داده بلکه موقعیت آن را در مذاکره با دولت تقویت کرده است. استراتژیهای این جنبش شامل جایگزینی مقامات، بهرهبرداری از منابع معدنی، تسلط بر راههای تجاری مهم و ایجاد یک نظام مالیاتی پیچیده است.
💢نقشه قدرتهای منطقه
🔹شرق جمهوری کنگو به محل رقابتهای ژئوپلیتیک میان کشورهای همسایه تبدیلشده است، جایی که انگیزههای امنیتی، قومی و اقتصادی با بلندپروازیهای منطقهای در هم میآمیزد. ضعف دولت کنگو و ذخایر عظیم مواد خام این منطقه را به هدفی برای قدرتهای منطقهای تبدیل کرده است. رقابت بر سر قاچاق مواد معدنی همچنان ادامه دارد و طلا و کلتان (سنگ معدنی مورد استفاده در قطعات الکترونیکی) از کنگو به روآندا و اوگاندا منتقل میشود. یکی از جنجالیترین موضوعات، حمایت روآندا از جنبش M23 است که توسط کارشناسان سازمان ملل تائید شده و به حمایت نظامی، لجستیکی و سیاسی روآندا از این گروه شورشی اشاره دارد.
💢چشمانداز بحران
🔹جنگ و تشدید تنش نظامی: تحولات اخیر و اقدامات تشدیدکننده بین دو طرف، خطر جنگ منطقهای را افزایش داده است. وزیر امور خارجه کنگو ورود نیروهای روآندایی را «تجاوز مستقیم و اعلام جنگ» دانسته است. این وضعیت نشاندهنده شکست ابتکارات صلح و اهمیت کنترل مناطق غنی از منابع طبیعی شرق کنگو برای طرفهای مختلف، ازجمله روآندا، است.
🔹راهکار مسالمتآمیز: سازمان ملل، واشنگتن، بریتانیا و فرانسه خواستار خروج نیروهای روآندا و قطع حمایت از جنبش و همچنین آتشبس فوری شدند. اگرچه این تلاشها ممکن است در کاهش تنشها مؤثر باشند، اما تا زمانی که راهحلهای صلحآمیز برای پایان دادن به درگیریهای خونین بین دو طرف یافت نشود، چالشهای متعددی وجود خواهد داشت.
🔹پرهیز از جنگ همهجانبه و ادامه تنش به شیوههای دیگر: دو کشور از جنگ تمامعیار به دلیل هزینههای اقتصادی و انسانی بالا و چالشهای داخلی اجتناب میکنند. احتمال درگیری بازیگران منطقهای مانند اوگاندا و بروندی نیز وجود دارد. این وضعیت منجر به ادامه تنشهای امنیتی در شرق کنگو و جنگهای نیابتی با استفاده از گروههای شورشی میشود.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/221
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️الجزیره- قطر
📝عبدالقادر محمدعلی
#رویة_العربیة
🔹روابط بین روآندا و جمهوری دموکراتیک کنگو در دو ماه اخیر به دلیل تشدید درگیریها در شرق کنگو وخیمتر شده است. شورشیان M23 (۲۳ مارس) با تصرف مناطق استراتژیک، روز دوشنبه هفته قبل وارد مرکز منطقه شمالی کیوو شدند. کنگو، روآندا را به حمایت از این گروه متهم میکند، اما کیگالی (پایتخت روآندا) این ادعا را رد میکند. این تنشها نگرانی از وقوع جنگ مستقیم بین دو کشور را افزایش داده است.
💢دلایل ناپایداری وضعیت کنگو
🔹در دسامبر ۲۰۲۴، شکست میانجیگری آنگولا میان کنگو و روآندا گستردگی بحران روابط دو کشور را آشکار کرد. با شکست مذاکرات شبهنظامیان M23 بهسرعت مناطق تحت کنترل خود را گسترش دادند.
🔹درگیریهای شرق کنگو، بهویژه در مناطق کیوو، دهها سال ادامه داشته و به یکی از خونینترین درگیریها از زمان جنگ جهانی دوم تبدیلشده است سرشار بودن این مناطق از منابع طبیعی، رقابت ژئوپلیتیک شدیدی میان کنگو و دیگر نیروهای منطقهای ایجاد کرده و پیچیدگی بحران را افزایش داده است.
💢خواستههای شبهنظامیان M23
🔹ریشه درگیریها به سیاستهای استعماری بلژیک و رقابتهای قومی بر سر سرزمینهای حاصلخیز برمیگردد. جنبش M23 از گروههای مسلح برجسته شرق کنگو و متشکل از جنگجویانی است که از ارتش کنگو جدا شدند و در سال ۲۰۱۲ با ادعای عمل نکردن دولت کنگو به تعهدات توافق صلح ۲۰۰۹ (که به موجب آن این شورشیان به شورش خود پایان میدادند و به نیروهای مسلح کنگو می پیوستند) تاسیس شد. اهداف اصلی M23 شامل حمایت از جوامع توتسی (یکی از سه قومیت روآندا و بروندی)، اجرای توافق صلح و مبارزه با فساد و کمبود خدمات ذکر شده است.
🔹این جنبش در سال ۲۰۱۳ در درگیری با نیروهای ارتش شکست خورد و اعضای آن به روآندا فرار کردند. از اواخر ۲۰۲۱ فعالیت نظامی آنها در شمال کیوو تشدید شد که ناشی از تنشهای منطقهای و رقابت بر سر منابع معدنی بوده است. اخیراً، این گروه موفقیتهایی در برابر ارتش کنگو داشته است.
💢مناطق تحت کنترل شبهنظامیان و اهمیت آن
🔹جنبش M23 در حال حاضر کنترل مناطقی وسیع در جنوب شرق استان شمالی کیوو را در دست دارد و اخیراً شهر استراتژیک ساکی و همچنین گوما (مرکز استان) را تصرف کرده است. جنبش M23 با کنترل منابع معدنی غنی مانند کبالت، مس، تیتانیوم، تنگستن، قلع و طلا به قدرت اقتصادی و سیاسی خود افزوده است. این کنترل منابع نهتنها وضعیت انسانی ساکنان محلی و آوارگان را تحت تأثیر قرار داده بلکه موقعیت آن را در مذاکره با دولت تقویت کرده است. استراتژیهای این جنبش شامل جایگزینی مقامات، بهرهبرداری از منابع معدنی، تسلط بر راههای تجاری مهم و ایجاد یک نظام مالیاتی پیچیده است.
💢نقشه قدرتهای منطقه
🔹شرق جمهوری کنگو به محل رقابتهای ژئوپلیتیک میان کشورهای همسایه تبدیلشده است، جایی که انگیزههای امنیتی، قومی و اقتصادی با بلندپروازیهای منطقهای در هم میآمیزد. ضعف دولت کنگو و ذخایر عظیم مواد خام این منطقه را به هدفی برای قدرتهای منطقهای تبدیل کرده است. رقابت بر سر قاچاق مواد معدنی همچنان ادامه دارد و طلا و کلتان (سنگ معدنی مورد استفاده در قطعات الکترونیکی) از کنگو به روآندا و اوگاندا منتقل میشود. یکی از جنجالیترین موضوعات، حمایت روآندا از جنبش M23 است که توسط کارشناسان سازمان ملل تائید شده و به حمایت نظامی، لجستیکی و سیاسی روآندا از این گروه شورشی اشاره دارد.
💢چشمانداز بحران
🔹جنگ و تشدید تنش نظامی: تحولات اخیر و اقدامات تشدیدکننده بین دو طرف، خطر جنگ منطقهای را افزایش داده است. وزیر امور خارجه کنگو ورود نیروهای روآندایی را «تجاوز مستقیم و اعلام جنگ» دانسته است. این وضعیت نشاندهنده شکست ابتکارات صلح و اهمیت کنترل مناطق غنی از منابع طبیعی شرق کنگو برای طرفهای مختلف، ازجمله روآندا، است.
🔹راهکار مسالمتآمیز: سازمان ملل، واشنگتن، بریتانیا و فرانسه خواستار خروج نیروهای روآندا و قطع حمایت از جنبش و همچنین آتشبس فوری شدند. اگرچه این تلاشها ممکن است در کاهش تنشها مؤثر باشند، اما تا زمانی که راهحلهای صلحآمیز برای پایان دادن به درگیریهای خونین بین دو طرف یافت نشود، چالشهای متعددی وجود خواهد داشت.
🔹پرهیز از جنگ همهجانبه و ادامه تنش به شیوههای دیگر: دو کشور از جنگ تمامعیار به دلیل هزینههای اقتصادی و انسانی بالا و چالشهای داخلی اجتناب میکنند. احتمال درگیری بازیگران منطقهای مانند اوگاندا و بروندی نیز وجود دارد. این وضعیت منجر به ادامه تنشهای امنیتی در شرق کنگو و جنگهای نیابتی با استفاده از گروههای شورشی میشود.
🌐https://institutetehran.com/art/221
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1👎1👌1
♦️خودروهای برقی؛ از چاله به چاه یا راه نجات؟
#مقاله_تحلیلی
🔹در آغاز قرن ۲۱ با پیشرفت صنعت باتریهای لیتیومی و نیز افزایش نگرانیها پیرامون آلودگی هوا و افزایش قیمت سوختهای فسیلی، بار دیگر خودروهای برقی در کانون توجهات قرار گرفتند.
🔸امروزه استفاده از خودروهای برقی بهعنوان جایگزین خودروهای بنزینی و یکی از روشهای مؤثر در کاهش گازهای گلخانهای، تحقق سیاستهای جهانی در زمینه کربنزدایی و افزایش بهرهوری انرژی(۳۰٪ بیشتر از خودروهای بنزینی) جایگاه ویژهای پیدا کرده است.
🔸افزایش اقبال به خودروهای برقی در سالهای اخیر باعث شده است سهم آن در بازار جهانی خودرو از ۱٪ در سال ۲۰۱۶به ۲۰٪ (معادل ۷۸۶میلیارد دلار) در سال ۲۰۲۴ افزایش بیابد چنانکه از مجموع حدود ۸۸میلیون خودروی فروخته شده در سال ۲۰۲۴، سهم انواع خودروهای برقی حدود ۱۷میلیون بوده است.
🔸علیرغم مزایای متعددی که برای خودروهای برقی برشمرده میشود و مهمترین آنها کاهش آلودگی هوا و صرفهجویی در مصرف سوخت است، شک و تردیدهایی درباره توسعه آنها وجود دارد. چالشهایی نظیر عدم توسعه متناسب زیرساختهای شارژ، محدودیت منابع لیتیوم و قیمت بالای باتریهای لیتیومی از جمله موانع پیش روی توسعه خودروهای برقی است.
🔸با توجه به اینکه ایران نیز به پیروی از روندهای جهانی در حال حرکت به سمت استفاده بیشتر از خودروهای برقی است، لازم است در برآوردها و سیاستگذاریهای این حوزه چالشها و معایب استفاده از خودروهای برقی بهدقت مورد ارزیابی قرار بگیرد. علیرغم اینکه واردات خودروهای برقی ایران در گامهای اولیه خود بهسر میبرد اما بهنظر میرسد همان تعداد اندک نیز با مسائلی از جمله فقدان زیرساختهای لازم و کافی برای شارژ خودروها مواجه باشد.
✅ باید مراقب بود سیاستی که به نیت حل چالشهای ناترازی بنزین به خدمت گرفته میشود کشور را به قعر چاه ناترازی برق و فقدان زیرساختهای مناسب گرفتار نکند. از همین رو، سیاست پیشنهادی مطلوب برای شرایط فعلی کشور حرکت به سمت واردات و استفاده از خودروهای هیبریدی است.
🔗 متن کامل مقاله را در سایت اندیشکده تهران بخوانید!🔗
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/222
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#مقاله_تحلیلی
🔹در آغاز قرن ۲۱ با پیشرفت صنعت باتریهای لیتیومی و نیز افزایش نگرانیها پیرامون آلودگی هوا و افزایش قیمت سوختهای فسیلی، بار دیگر خودروهای برقی در کانون توجهات قرار گرفتند.
🔸امروزه استفاده از خودروهای برقی بهعنوان جایگزین خودروهای بنزینی و یکی از روشهای مؤثر در کاهش گازهای گلخانهای، تحقق سیاستهای جهانی در زمینه کربنزدایی و افزایش بهرهوری انرژی(۳۰٪ بیشتر از خودروهای بنزینی) جایگاه ویژهای پیدا کرده است.
🔸افزایش اقبال به خودروهای برقی در سالهای اخیر باعث شده است سهم آن در بازار جهانی خودرو از ۱٪ در سال ۲۰۱۶به ۲۰٪ (معادل ۷۸۶میلیارد دلار) در سال ۲۰۲۴ افزایش بیابد چنانکه از مجموع حدود ۸۸میلیون خودروی فروخته شده در سال ۲۰۲۴، سهم انواع خودروهای برقی حدود ۱۷میلیون بوده است.
🔸علیرغم مزایای متعددی که برای خودروهای برقی برشمرده میشود و مهمترین آنها کاهش آلودگی هوا و صرفهجویی در مصرف سوخت است، شک و تردیدهایی درباره توسعه آنها وجود دارد. چالشهایی نظیر عدم توسعه متناسب زیرساختهای شارژ، محدودیت منابع لیتیوم و قیمت بالای باتریهای لیتیومی از جمله موانع پیش روی توسعه خودروهای برقی است.
🔸با توجه به اینکه ایران نیز به پیروی از روندهای جهانی در حال حرکت به سمت استفاده بیشتر از خودروهای برقی است، لازم است در برآوردها و سیاستگذاریهای این حوزه چالشها و معایب استفاده از خودروهای برقی بهدقت مورد ارزیابی قرار بگیرد. علیرغم اینکه واردات خودروهای برقی ایران در گامهای اولیه خود بهسر میبرد اما بهنظر میرسد همان تعداد اندک نیز با مسائلی از جمله فقدان زیرساختهای لازم و کافی برای شارژ خودروها مواجه باشد.
🌐https://institutetehran.com/art/222
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👌2❤1👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹از همان ابتدای ظهور آمریکا به عنوان یک قدرت هژمون در آمریکای شمالی و سیطره بر مناطق حاشیهای گرینلند نیز برای آمریکا اهمیت یافت. دولت جانسون پس از خرید آلاسکا در سال ۱۸۶۷ به خرید گرینلند نیز فکر کرده بود. در دوران ریاستجمهوری هری ترومن، آمریکا پیشنهاد خرید گرینلند را مطرح کرد، اما موفق به خرید آن نشد و به جای آن قراردادهای همکاری راهبردی با این منطقه امضا کرد. اهمیت این منطقه برای آمریکا و بهویژه برای ترامپ به ویژگیهای خاص آن و همچنین اهداف ترامپ برمیگردد.
💢منابع معدنی و فسیلی
🔸گرینلند به عنوان پهناورترین جزیره دنیا دارای منابع معدنی و فسیلی غنی برای رشد و توسعه صنایع آمریکایی است. ۲۵ ماده مهم و حیاتی از جمله طلا، پلاتین، الماس، یاقوت، لیتیوم، گرافیت، تیتانیوم، ذغال سنگ و نفت و گاز در مقیاس کلان در گرینلند وجود دارد به گونهای که این جزیره امید آتی اروپا محسوب شده است.
💢مقابله با چین در زنجیره تأمین جهانی
🔸یکی از کاربردهای کلیدی منابع معدنی و فسیلی گرینلند در تولید تجهیزات نظامی، توربینهای بادی و خودروهای برقی است. ترامپ برای حفظ برتری آمریکا به رشد بیشتر تجهیزات نظامی و صنعتی نیاز دارد و این منابع میتوانند به راحتی در این مسیر کمک کنند. هدف او جایگزینی چین در زنجیره تأمین جهانی است و این منابع میتوانند به تقویت رقابت در این زمینه کمک شایانی نمایند.
💢سود اقتصادی برای شرکتهای نزدیکان ترامپ
🔸علاوه بر منافع اقتصادی ناشی از منابع معدنی، جذابیت گرینلند برای ترامپ در واقع به نیاز به این منابع برای تولید خودروهای برقی و صنایع مرتبط با نزدیکان او و دولتش بازمیگردد. بنابراین، منابع معدنی و فسیلی گرینلند برای رونق تولیدات برخی شرکتهای مرتبط با ترامپ و ایلان ماسک، نظیر تسلا، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
💢ابزار چانهزنی در برابر اروپا و گرینلند
🔸در یک دهه گذشته، گرینلند روابط نزدیکتری با چین برقرار کرده و همچنین به دلایل محیطزیستی جلوی استخراج از برخی معادن و منابع خود را گرفته است. اتحادیه اروپا نیز با برنامههای اقتصادی و نظامی ترامپ مخالفت کرده و در تلاش است تا با تعرفهها و سیاستهای احتمالی او مقابله کند. به نظر میرسد اظهارات ترامپ درباره تصرف گرینلند بیشتر به عنوان یک تاکتیک چانهزنی باشد تا بتواند در مذاکرات با گرینلند و اروپا بر سر موضوعاتی چون همکاریهای تجاری و جنگ اوکراین دست بالا را داشته باشد و اصطلاحاً آنها را به مرگ میگیرد تا به تب راضی باشند.
💢خطر ژئوپلیتیک روسیه و چین
🔸در صورت اراده روسیه برای حمله هستهای به آمریکا، نزدیکترین مسیر فضای قطب شمال خواهد بود. به همین دلیل، حضور آمریکا در گرینلند فرصتی مناسب برای شناسایی و دفع حملات احتمالی فراهم میآورد. همچنین با آغاز روند ذوب یخها، مسیرهای دریایی بیشتری در منطقه قطب شمال از جمله راه ابریشم قطبی به ابتکار چین و روسیه ایجاد شده است، به طوری که تجارت از طریق این مسیرها نسبت به یک دهه گذشته ۳۷ درصد افزایش یافته است. همچنین، ایالات متحده از جانب فعالیتهای چین در زمینه سرمایهگذاری و تحقیقات قطبی در گرینلند احساس تهدید میکند.
💢تلاش برای ایجاد میراث نمادین
🔸دونالد ترامپ متاثر از گفتمان افول آمریکا همواره از تلاش خود برای احیای عظمت این کشور سخن میگوید و در این راستا به دنبال اقداماتی است که بتواند هم شکوه آمریکا را به صورت عملی و نمادین به نمایش بگذارد و هم نام خود را ماندگار کند. گسترش خاک آمریکا آن هم با ضمیمه کردن جزیره پهناور و راهبردی گرینلند اقدامی است که میتواند نام ترامپ را در تاریخ این کشور ماندگار کند. مضافاً چنین اقدامی میتواند گفتمان افول آمریکا که در سالهای اخیر رواج پیدا کرده را تضعیف کرده و جان تازهای به پرستیژ ایالات متحده به عنوان تنها ابرقدرت جهان بدهد.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/223
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👏4❤1👌1
♦️تقویت ائتلاف دفاعی آمریکا و ژاپن
◼️مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی
📝گِرِگ رابینشتاین
#تهران_ریویو
🔹ژاپن در طول دو سال از زمان انتشار راهبردهای دفاعی و امنیت ملی خود، گامهای برجستهای را برای افزایش قابلیتهای دفاعی و همکاری نزدیکتر با ایالات متحده برداشته است. اجلاس بایدن-کیشیدا در آوریل سال گذشته تعهدات ائتلاف میان دو کشور را در حوزههایی همچون عملیاتها، شبکههای دفاعی منطقهای، همکاریهای علم و فناوری، اطلاعات و امنیت سایبری و همکاریهای دفاعی-صنعتی گسترش داد. آغاز کانال جدیدی برای گفتگوهای تسلیحاتی میتواند برای اولین بار تعاملات دوجانبه را در طیف وسیعی از منافع مشترک وسعت بخشد.
💢چارچوبی برای همکاریهای تأمین تسلیحات
🔹سالها بود که همکاری صنعتی و تأمین تسلیحات در حاشیه گفتگوهای ژاپن-آمریکا ذیل کمیته مشورتی امنیتی (معروف به کمیته ۲+۲) قرار داشت. در شرایط فقدان درک فوریت عملیاتی، تلاشها برای تعریف نقش عملیاتی و مسئولیتهای نیروهای ژاپن و آمریکا نتوانست شکاف اساسی میان نیازمندیها، قابلیتها و تأمین تسلیحات را پر کند.
🔹چالشهای امنیتی اخیر در سطح جهانی و منطقهای هر دو کشور ژاپن و ایالات متحده را ترغیب کرده است تا در عملیاتهای ائتلافی خود بازنگری کنند. تأکید مضاعف بر عملیاتهای مشترک اکنون به اتحاد نزدیک با دیگر متحدان گسترش یافته است. همچنین، پروژههای توسعه، آزمایش و ارزیابی در کنار تنظیم امنیت عرضه در ژانویه ۲۰۲۳ امضا شدند که منابع صنعتی و فناورانه بیشتری را برای رفع نیازها به اشتراک میگذاشتند.
🔹چنین پیشرفتهایی مسیر را برای ابتکارهای دفاعی مهیا میکنند که در اجلاس دهم آوریل نیز اعلام شده بود. در میان این اقدامات، چارچوب جدیدی برای گفتگو در مورد منافع همکاری در تأمین تسلیحات وجود داشت: اجلاس همکاری، تأمین و ثبات صنعتی-دفاعی (DICAS). براساس تفاهمنامهای که در ژوئن گذشته توسط مقامات ارشد دفاعی امضا شد، تمرکز نخستین فعالیتهای دیکاس (DICAS) بر گروههای فعالی بود که به مسائل پشتیبانی و تدارکات میپردازند. این مسائل بر عملیاتهای امنیت منطقهای همچون تعمیر کشتیها و هواپیماها، پشتیبانی از زنجیره تأمین و تولید مشترک موشکهای پیشرفته اثرگذار هستند.
💢فرصتها
🔸در کنار دیکاس، ابتکارهای قابل توجه دیگری نیز وجود دارند که تعاملات دوجانبه و چندجانبه را در حوزه برنامههای تدارکات دفاعی گسترش میدهند:
🔹موشک پدافندی ضدهایپرسونیک (GPI): توافقی در ماه می سال گذشته برای توسعه مشترک سامانه دفاع موشکی و پدافندی ضدهایپرسونیک در فاز گلاید [مرحلهای که کلاهک از بوستر جدا و از اتمسفر خارج میشود] امضا شد که براساس همکاریهای پیشین در توسعه رهگیر موشکهای بالستیک Standard Missile 3 Block IIA بود. با این وجود، مفاد برنامه توسعه همکاری GPI تعامل نزدیکتری را میان شرکتکنندگان صنعتی در هر دو سو در بر میگیرد.
🔹هواپیماهای رزمی مشارکتی (CCA): نیروی هوایی ایالات متحده در برنامههای خود برای تأمین هواگردهای بدون سرنشین Loyal Wingman نقش قابل توجهی برای همکاریهای بینالمللی در نظر گرفته است. به دنبال گفتگوهای بدون نتیجه بر سر جنگندههای F-X مقامات دفاعی ژاپن و آمریکا به سمت سیستمهای هوایی بدون سرنشین به عنوان برنامه مشترک آینده حرکت کردهاند. در اکتبر ۲۰۲۳، آمریکا و استرالیا برنامههای خود را برای کار با ژاپن در جهت توسعه هواپیماهای بدون سرنشین اعلام کردند. در دسامبر همان سال، ایالات متحده و ژاپن بر سر پروژه تحقیقات هوش مصنوعی مرتبط با CCA به توافق رسیدند.
🔹از تعامل دوجانبه به چندجانبه: تعامل میان ژاپن و آمریکا در حوزه تأمین تسلیحات دفاعی دیگر نمیتواند از روند برنامههای چندجانبه جدا بماند. مشارکت آکوآس (AUKUS) در خصوص زیردریاییها و دیگر قابلیتهای دفاعی پیشرو این واقعیت را زیر سؤال میبرد. تصمیم ژاپن برای پیوستن به برنامه جهانی نبرد هوایی (GCAP) با بریتانیا و ایتالیا [برنامهای برای تولید جنگنده نسل ششم] نیز در این راستاست.
✅ برخلاف چالشهایی که دولت آینده ترامپ در سایر حوزهها با آن مواجه است، چشمانداز تقویت بیشتر ائتلاف ایالات متحده و ژاپن همچنان مثبت به نظر میرسد. تنش اخیر بر سر تلاش یک شرکت ژاپنی برای خرید یک کارخانه فولادسازی آمریکایی نباید توجه را از مزایای استراتژیک همکاری نزدیکتر منحرف کند. برای تحقق چنین مزایایی، تعامل ایالات متحده و ژاپن باید از مدیریت در کانالهای مجزا فراتر رفته و به ادغام کامل در چارچوب ائتلافی تبدیل شود که مزایای عملیاتی و مادی برای هر دو طرف فراهم کند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/224
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی
📝گِرِگ رابینشتاین
#تهران_ریویو
🔹ژاپن در طول دو سال از زمان انتشار راهبردهای دفاعی و امنیت ملی خود، گامهای برجستهای را برای افزایش قابلیتهای دفاعی و همکاری نزدیکتر با ایالات متحده برداشته است. اجلاس بایدن-کیشیدا در آوریل سال گذشته تعهدات ائتلاف میان دو کشور را در حوزههایی همچون عملیاتها، شبکههای دفاعی منطقهای، همکاریهای علم و فناوری، اطلاعات و امنیت سایبری و همکاریهای دفاعی-صنعتی گسترش داد. آغاز کانال جدیدی برای گفتگوهای تسلیحاتی میتواند برای اولین بار تعاملات دوجانبه را در طیف وسیعی از منافع مشترک وسعت بخشد.
💢چارچوبی برای همکاریهای تأمین تسلیحات
🔹سالها بود که همکاری صنعتی و تأمین تسلیحات در حاشیه گفتگوهای ژاپن-آمریکا ذیل کمیته مشورتی امنیتی (معروف به کمیته ۲+۲) قرار داشت. در شرایط فقدان درک فوریت عملیاتی، تلاشها برای تعریف نقش عملیاتی و مسئولیتهای نیروهای ژاپن و آمریکا نتوانست شکاف اساسی میان نیازمندیها، قابلیتها و تأمین تسلیحات را پر کند.
🔹چالشهای امنیتی اخیر در سطح جهانی و منطقهای هر دو کشور ژاپن و ایالات متحده را ترغیب کرده است تا در عملیاتهای ائتلافی خود بازنگری کنند. تأکید مضاعف بر عملیاتهای مشترک اکنون به اتحاد نزدیک با دیگر متحدان گسترش یافته است. همچنین، پروژههای توسعه، آزمایش و ارزیابی در کنار تنظیم امنیت عرضه در ژانویه ۲۰۲۳ امضا شدند که منابع صنعتی و فناورانه بیشتری را برای رفع نیازها به اشتراک میگذاشتند.
🔹چنین پیشرفتهایی مسیر را برای ابتکارهای دفاعی مهیا میکنند که در اجلاس دهم آوریل نیز اعلام شده بود. در میان این اقدامات، چارچوب جدیدی برای گفتگو در مورد منافع همکاری در تأمین تسلیحات وجود داشت: اجلاس همکاری، تأمین و ثبات صنعتی-دفاعی (DICAS). براساس تفاهمنامهای که در ژوئن گذشته توسط مقامات ارشد دفاعی امضا شد، تمرکز نخستین فعالیتهای دیکاس (DICAS) بر گروههای فعالی بود که به مسائل پشتیبانی و تدارکات میپردازند. این مسائل بر عملیاتهای امنیت منطقهای همچون تعمیر کشتیها و هواپیماها، پشتیبانی از زنجیره تأمین و تولید مشترک موشکهای پیشرفته اثرگذار هستند.
💢فرصتها
🔸در کنار دیکاس، ابتکارهای قابل توجه دیگری نیز وجود دارند که تعاملات دوجانبه و چندجانبه را در حوزه برنامههای تدارکات دفاعی گسترش میدهند:
🔹موشک پدافندی ضدهایپرسونیک (GPI): توافقی در ماه می سال گذشته برای توسعه مشترک سامانه دفاع موشکی و پدافندی ضدهایپرسونیک در فاز گلاید [مرحلهای که کلاهک از بوستر جدا و از اتمسفر خارج میشود] امضا شد که براساس همکاریهای پیشین در توسعه رهگیر موشکهای بالستیک Standard Missile 3 Block IIA بود. با این وجود، مفاد برنامه توسعه همکاری GPI تعامل نزدیکتری را میان شرکتکنندگان صنعتی در هر دو سو در بر میگیرد.
🔹هواپیماهای رزمی مشارکتی (CCA): نیروی هوایی ایالات متحده در برنامههای خود برای تأمین هواگردهای بدون سرنشین Loyal Wingman نقش قابل توجهی برای همکاریهای بینالمللی در نظر گرفته است. به دنبال گفتگوهای بدون نتیجه بر سر جنگندههای F-X مقامات دفاعی ژاپن و آمریکا به سمت سیستمهای هوایی بدون سرنشین به عنوان برنامه مشترک آینده حرکت کردهاند. در اکتبر ۲۰۲۳، آمریکا و استرالیا برنامههای خود را برای کار با ژاپن در جهت توسعه هواپیماهای بدون سرنشین اعلام کردند. در دسامبر همان سال، ایالات متحده و ژاپن بر سر پروژه تحقیقات هوش مصنوعی مرتبط با CCA به توافق رسیدند.
🔹از تعامل دوجانبه به چندجانبه: تعامل میان ژاپن و آمریکا در حوزه تأمین تسلیحات دفاعی دیگر نمیتواند از روند برنامههای چندجانبه جدا بماند. مشارکت آکوآس (AUKUS) در خصوص زیردریاییها و دیگر قابلیتهای دفاعی پیشرو این واقعیت را زیر سؤال میبرد. تصمیم ژاپن برای پیوستن به برنامه جهانی نبرد هوایی (GCAP) با بریتانیا و ایتالیا [برنامهای برای تولید جنگنده نسل ششم] نیز در این راستاست.
🌐https://institutetehran.com/art/224
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4❤1👍1👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹پروژه خط لوله گاز قطر-سوریه-ترکیه که هدف ان انتقال گاز قطر به اروپا از طریق میدان گازی گنبد شمالی (پارس جنوبی) است، از منطقه راسلفان قطر شروع و از طریق عربستان و اردن به سوریه و سپس ترکیه میرسد و در آنکارا به خط لوله نابوکو متصل میشود و از آنجا به اروپا میرود. قطر این طرح را در دهه ۲۰۰۰ مطرح کرد اما بشار اسد رئیسجمهور وقت سوریه با آن مخالفت کرد و پس از شروع جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱ این طرح غیر قابلاجرا شد. اما پس از سرنگونی نظام بعثی سوریه زمزمههایی درباره احیای این پروژه شنیده میشود.
💢امکانسنجی اجرای پروژه خط لوله گاز قطر-ترکیه
🔸تغییر حکومت در سوریه اکنون فرصتهای جدیدی برای مطرح شدن مجدد پروژه خط لوله گاز قطر-ترکیه ایجاد کرده است. با این حال صرف تغییر حکومت اجرای این پروژه را ممکن نمیسازد و از نظر امکانسنجی باید همه عوامل مالی و محیطی مورد ارزیابی قرار گیرد و مولفههای مهمی مانند وضعیت ثبات سیاسی در سوریه و تغییر بازارهای انرژی جهانی در نظر گرفته شود.
🔸از دیدگاه قطریها این پروژه که امکان انتقال گاز به اروپا را از مسیر مستقیم زمینی فراهم میکند در مقایسه با انتقال الانجی از طریق حملونقل دریایی بسیار کم هزینهتر است و صرفه زیادی برای قطر خواهد داشت. با این حال این نکته مدنظر آنها هست که انتقال گاز به صورت LNGو توسط کشتی گزینهای انعطافپذیرتر و از نظر لجستیک راحتتر است. علاوه براین قطر با افزایش نفوذ ژئوپلیتیک خود میتواند جای خالی روسیه را در بازار انرژی اروپا پر کند و روابط اقتصادی خود را با ترکیه و اروپا تقویت کند. ترکیه نیز به دلیل موقعیت استراتژیک خود به عنوان حلقه اتصال آسیا و اروپا به عنوان یک مرکز مهم انتقال انرژی شناخته میشود و خط لوله قطر به ترکیه میتواند اهمیت این کشور را در بازارهای انرژی جهانی بیشتر تقویت کند.
🔸با این حال باید در نظر داشت اگرچه تاکنون روند استقرار دولت جدید در سوریه به آرامی و بدون درگیری قابلتوجه پیش رفته است اما به ویژه با توجه به اختلافات کردها با دمشق، این کشور هنوز تا رسیدن به ثبات سیاسی فاصله زیادی دارد. همچنین با توجه به رقابتهای عربستان با ترکیه و قطر این که آیا این کشور و همچنین اردن با چنین پروژهای موافق هستند یا خیر ابهامات زیادی دارد. علاوه براین با توجه به سرمایه گذاریها در دیگر حوزههای انرژی چشمانداز وضعیت تقاضای گاز در آینده نیز روشن نیست.
💢نگاه اروپا
🔸در نگاه اروپا این پروژه راهحلهای به صرفهتری را برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده انرژی ارائه میکند و با ایجاد تنوع در منابع، امنیت عرضه و به طور کلی امنیت انرژی اتحادیه اروپا را تقویت میکند. به گفته کریستین استوفاس در نشریه لوموند، این پروژه دارای پتانسیل میانمدت و بلندمدت برای تامین امنیت انرژی است و امکان دور زدن روسیه و همچنین اجتناب از مسیر طولانی دریایی که کشتیهای حامل الانجی طی میکنند را فراهم میکند.
💢همکاری ترکیه و قطر در زمینه مدیریت آب
🔸کشور قطر از نظر منابع آبی ضعیف است به طوری که ۵۰ درصد کل آب مصرفی خود را از طریق نمکزدایی و با مصرف زیاد انرژی به دست میآورد. براین اساس ممکن است به موازات پروژه خط لوله گاز طبیعی اجرای یک پروژه انتقال آب به قطر نیز در نظر گرفته شود. ترکیه ابتکار پروژه ماناوگات برای تامین آب شرب کشورهای دارای تنش آبی خاور میانه از رودخانهای با همین نام در نزدیکی آنتالیا را در کارنامه خود دارد. این طرح برای اولین بار در سال ۱۹۸۷ در دستور کار قرار گرفت. در چارچوب این طرح در سال ۲۰۰۳ یک قرارداد فروش آب به اسرائیل و انتقال آن از طريق تانكرهاي دريايي غولپيكر منعقد گردید. البته این قرارداد در سال ۲۰۰۶ فسخ شد.
💢نتیجه گیری
🔁مطالب مرتبط
▫️سرنگونی اسد؛ برندگان و بازدندگان
▫️نقش ترکیه در بازسازی سوریه و احیای پروژه خط لوله گاز قطر
🌐https://institutetehran.com/art/225
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2👏2👌2❤1
♦️جوانان آمریکا و بیان نظراتشان راجع به اسرائیل
◼️امریکن انترپرایز
📝ساموئل جی.آبرامز
#تهران_ریویو
🔹دادههای پیمایشی اخیر نشان میدهند که در مقایسه با مدت کوتاهی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، جوانان آمریکایی دیدگاه خود را نسبت به اسرائیل تغییر اساسی دادهاند. اگر پیروزی شگفتآور دونالد ترامپ در انتخابات نبود، نگاه جوانان آمریکایی به این سرعت تغییر نمیکرد؛ زیرا دانشجویان را در بیان حمایتشان از اسرائیل بدون ترس از طردشدن توسط جامعه جسورتر کرده است.
🔸در آغاز عملیات ۷ اکتبر و تنها چند روز بعد از حمله به اسرائیل توسط حماس، دادههای پیمایشی از نظرسنجی هریس-هاروارد نشان میدادند که جوانان در مقایسه با نسلهای پیشین، کمتر از اسرائیل حمایت میکنند. در حالی که جامعه آمریکا به طور گستردهای (۸۴٪ به ۱۶٪) از اسرائیل در مقابل حماس حمایت میکرد، پس از ۷ اکتبر، تنها نیمی از افراد بین ۱۸ تا ۲۴ سال حامی اسرائیل بودند. در همین حال، ۹۵٪ از آمریکاییهای بالای ۶۵ سال طرفدار اسرائیل بودند.
🔸یک سال بعد، در اکتبر ۲۰۲۴، دیدگاه جوانان آمریکایی باز هم تغییری نکرد. دادههای نظرسنجی در دو هفته پیش از انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که ۸۱٪ آمریکاییها حامی اسرائیل و تنها ۱۹٪ آنها حامی حماس هستند. نسلهای بزرگتر با فاصله بسیار زیادی از جوانان، حامی اسرائیل بودند. در هر صورت، چهار ماه پیش، تنها ۵۷٪ از آمریکاییهای ۱۸ تا ۲۴ ساله از اسرائیل حمایت میکردند که درصدی پایینتر از ۲۵ تا ۳۴ سالهها (با ۶۵٪ طرفداری از اسرائیل) بود. مسنترین قشر جامعه، یعنی ۶۵ سالهها به بالا مجدداً قویترین حامیان اسرائیل (۹۴ درصد) بودند. این آمار بحثهایی را در مورد مسئله شکاف نسلی مطرح کرد که طبق آن جوانان آمریکایی دیدگاه مثبتتری نسبت به فلسطینیان در مقایسه با مردم اسرائیل دارند.
🔸با این وجود، دادههای پیمایش ژانویه امسال از هاروارد-هریس این شکاف نسلی را رد کرد و به نظر میرسد جوانان آمریکایی به طور اساسی نگاه خود را نسبت به اسرائیل تغییر دادهاند. این تغییر بسیار پرسشبرانگیز است. آخرین دادهها نشان میدهد که نه تنها جامعه به جای حماس، بیشتر از اسرائیل حمایت میکند (۷۹٪ برای اسرائیل در مقابل ۲۱٪ برای حماس)؛ بلکه همچنین ۷۹٪ جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله حامی اسرائیل هستند. این سطح از تغییر حتی بیش از حمایت ۲۵ تا ۳۴ سالههاست که ۶۸٪ از آنها از اسرائیل طرفداری میکنند. البته همچنان پایینتر از حمایت بیش از ۹۰ درصدی افراد بالای ۶۵ سال از اسرائیل است.
🔸دادههای جدید نشاندهنده این است که جامعه فرهنگ طرد [یا همان cancel culture به معنای منزویکردن و حمله رسانهای-اجتماعی به دیدگاهها علیه گروه دینی، قومی، جنسی] و گروههای فکری و اجباری خطرناک را رد کرده است. افکار عمومی به ندرت دچار تغییرات ناگهانی میشود. به عنوان یک استاد دانشگاه، من با بسیاری از دانشجویان مواجه بودهام که به هیج وجه ترقیخواه محسوب نمیشوند؛ اما در فضای عمومی خود را چپ میانهرو نشان میدهند. تقریباً تمامی آنها به طور خصوصی به من گفتهاند که خودشان و دوستانشان ترقیخواه افراطی نیستند و از اسرائیل حمایت میکنند. اما آنها بیمناک هستند که توسط جامعه طرد شوند.
🔸تغییر در دادههای اخیر به این دلیل است که پیروزی دونالد ترامپ نشانۀ چرخش از فرهنگ سکوت بود و آشکار کرد که دانشجویان در حلقههای دانشگاهی خود نماینده ارزشها و دیدگاههای جامعه نیستند. به عنوان مثال، پیروزی ترامپ نشان داد که حمایت از تنوع، برابری و شمولیت [در میان به اصطلاح گرایشهای جنسی] به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده است. فرمان اجرایی او برای پایاندادن به برنامه برابری جنسی در استخدامهای فدرال و جایگزینی شایستگی با آن، مهر تأییدی بر این نکته است.
🔸یک مشاور دانشگاهی در نیویورک تایمز این بحث را مطرح کرد که دانشجویان اکنون معتقدند که «... این چیزی است که به آن باور دارم و میخواهم در مورد آن صحبت کنم. اگر مسئول پذیرش کاملاً با من مخالف است و من را رد میکند، مشکلی نیست؛ زیرا من چنین کسی هستم...» اکنون دانشجویان احساس میکنند که برای صحبت کردن و زیرسوال بردن آزاد و صادقانه راحتتر هستند. این رفتاری است که ماهیت آموزش عالی را میسازد.
✅ گمان نمیکنم که وضعیت جدید حمایت از اسرائیل در میان جوانان تغییر واقعی در دیدگاهها نسبت به اسرائیل باشد. جواب معتبرتر این است که با پیروزی دونالد ترامپ، جوانان سرانجام باورهای حقیقی خود را بروز و ظهور میدهند. ایدهآلها و ارزشهای کاخ سفید در حال آزادکردن جوانان آمریکایی از هنجارهای تقلید، سانسور و فرهنگ طرد است. در نهایت، گوناگونی نظرگاهها مجددا پیروز شده است.
🔁مطالب مرتبط
▫️انتخابات آمریکا؛ ترامپ چگونه پیروز شد؟
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/229
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️امریکن انترپرایز
📝ساموئل جی.آبرامز
#تهران_ریویو
🔹دادههای پیمایشی اخیر نشان میدهند که در مقایسه با مدت کوتاهی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، جوانان آمریکایی دیدگاه خود را نسبت به اسرائیل تغییر اساسی دادهاند. اگر پیروزی شگفتآور دونالد ترامپ در انتخابات نبود، نگاه جوانان آمریکایی به این سرعت تغییر نمیکرد؛ زیرا دانشجویان را در بیان حمایتشان از اسرائیل بدون ترس از طردشدن توسط جامعه جسورتر کرده است.
🔸در آغاز عملیات ۷ اکتبر و تنها چند روز بعد از حمله به اسرائیل توسط حماس، دادههای پیمایشی از نظرسنجی هریس-هاروارد نشان میدادند که جوانان در مقایسه با نسلهای پیشین، کمتر از اسرائیل حمایت میکنند. در حالی که جامعه آمریکا به طور گستردهای (۸۴٪ به ۱۶٪) از اسرائیل در مقابل حماس حمایت میکرد، پس از ۷ اکتبر، تنها نیمی از افراد بین ۱۸ تا ۲۴ سال حامی اسرائیل بودند. در همین حال، ۹۵٪ از آمریکاییهای بالای ۶۵ سال طرفدار اسرائیل بودند.
🔸یک سال بعد، در اکتبر ۲۰۲۴، دیدگاه جوانان آمریکایی باز هم تغییری نکرد. دادههای نظرسنجی در دو هفته پیش از انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که ۸۱٪ آمریکاییها حامی اسرائیل و تنها ۱۹٪ آنها حامی حماس هستند. نسلهای بزرگتر با فاصله بسیار زیادی از جوانان، حامی اسرائیل بودند. در هر صورت، چهار ماه پیش، تنها ۵۷٪ از آمریکاییهای ۱۸ تا ۲۴ ساله از اسرائیل حمایت میکردند که درصدی پایینتر از ۲۵ تا ۳۴ سالهها (با ۶۵٪ طرفداری از اسرائیل) بود. مسنترین قشر جامعه، یعنی ۶۵ سالهها به بالا مجدداً قویترین حامیان اسرائیل (۹۴ درصد) بودند. این آمار بحثهایی را در مورد مسئله شکاف نسلی مطرح کرد که طبق آن جوانان آمریکایی دیدگاه مثبتتری نسبت به فلسطینیان در مقایسه با مردم اسرائیل دارند.
🔸با این وجود، دادههای پیمایش ژانویه امسال از هاروارد-هریس این شکاف نسلی را رد کرد و به نظر میرسد جوانان آمریکایی به طور اساسی نگاه خود را نسبت به اسرائیل تغییر دادهاند. این تغییر بسیار پرسشبرانگیز است. آخرین دادهها نشان میدهد که نه تنها جامعه به جای حماس، بیشتر از اسرائیل حمایت میکند (۷۹٪ برای اسرائیل در مقابل ۲۱٪ برای حماس)؛ بلکه همچنین ۷۹٪ جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله حامی اسرائیل هستند. این سطح از تغییر حتی بیش از حمایت ۲۵ تا ۳۴ سالههاست که ۶۸٪ از آنها از اسرائیل طرفداری میکنند. البته همچنان پایینتر از حمایت بیش از ۹۰ درصدی افراد بالای ۶۵ سال از اسرائیل است.
🔸دادههای جدید نشاندهنده این است که جامعه فرهنگ طرد [یا همان cancel culture به معنای منزویکردن و حمله رسانهای-اجتماعی به دیدگاهها علیه گروه دینی، قومی، جنسی] و گروههای فکری و اجباری خطرناک را رد کرده است. افکار عمومی به ندرت دچار تغییرات ناگهانی میشود. به عنوان یک استاد دانشگاه، من با بسیاری از دانشجویان مواجه بودهام که به هیج وجه ترقیخواه محسوب نمیشوند؛ اما در فضای عمومی خود را چپ میانهرو نشان میدهند. تقریباً تمامی آنها به طور خصوصی به من گفتهاند که خودشان و دوستانشان ترقیخواه افراطی نیستند و از اسرائیل حمایت میکنند. اما آنها بیمناک هستند که توسط جامعه طرد شوند.
🔸تغییر در دادههای اخیر به این دلیل است که پیروزی دونالد ترامپ نشانۀ چرخش از فرهنگ سکوت بود و آشکار کرد که دانشجویان در حلقههای دانشگاهی خود نماینده ارزشها و دیدگاههای جامعه نیستند. به عنوان مثال، پیروزی ترامپ نشان داد که حمایت از تنوع، برابری و شمولیت [در میان به اصطلاح گرایشهای جنسی] به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده است. فرمان اجرایی او برای پایاندادن به برنامه برابری جنسی در استخدامهای فدرال و جایگزینی شایستگی با آن، مهر تأییدی بر این نکته است.
🔸یک مشاور دانشگاهی در نیویورک تایمز این بحث را مطرح کرد که دانشجویان اکنون معتقدند که «... این چیزی است که به آن باور دارم و میخواهم در مورد آن صحبت کنم. اگر مسئول پذیرش کاملاً با من مخالف است و من را رد میکند، مشکلی نیست؛ زیرا من چنین کسی هستم...» اکنون دانشجویان احساس میکنند که برای صحبت کردن و زیرسوال بردن آزاد و صادقانه راحتتر هستند. این رفتاری است که ماهیت آموزش عالی را میسازد.
🔁مطالب مرتبط
▫️انتخابات آمریکا؛ ترامپ چگونه پیروز شد؟
🌐https://institutetehran.com/art/229
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎9👍2🆒2
🔵 ردپای روسیه در اقتصاد قاره آفریقا
#اکوتهران
🔸حضور اقتصادی روسیه در آفریقا، علیرغم اینکه محدودتر از چین و اروپا است، از حیث نفوذ در بخشهای کلیدی و همچنین رشد فزاینده در سایه تحریمهای جنگ اوکراین واجد اهمیت است. باید توجه داشت که علیرغم سهم کمتر از بازارهای اقتصادی آفریقا، روسیه به عنوان میراثدار اتحاد جماهیر شوروی قدرت نرم قابلتوجهی میان کشورهای استعمارزده در این قاره دارد و بسیاری از این ملل، از کمکهای توسعهای شوروی در سالهای جنگ سرد خاطره خوشی دارند.
💢حوزههای همکاری
🔹حضور روسیه در آفریقا پس از فروپاشی شوروی تا سال ۲۰۱۰ محدود بود و اولین نمودهای بازگشت روسیه به آفریقا در این زمان مشاهده شد. با اینحال، برگزاری اولین نشست روسیه-آفریقا در سال ۲۰۱۹ به عنوان نقطه عطف همکاریهای اقتصادی دو طرف عنوان میشود. این اجلاس که دومین دوره آن نیز در سال ۲۰۲۳ برگزار گردید، اولین گردهمایی جدی رهبران آفریقایی با روسیه پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ به شمار میرفت و به انعقاد توافقات گستردهای نیز انجامید.
🔹در دهههای اخیر روابط دو طرف در دو حوزه انرژی و صنایع استخراجی رو به گسترش بوده و شرکتهای روسی قراردادهای متعددی را در حوزه استخراج، پالایش و فروش نفت در آفریقا منعقد نمودهاند. لوکاویل، گازپروم و روسنفت در الجزایر، آنگولا، غنا، مصر، کامرون، ساحل عاج، کنگو، سیرالئون و موزامبیک حضور دارند. شرکتهای آلروسا، روسجئو و روسآل در حوزه طلا، الماس و اورانیوم در کشورهای آنگولا، زیمباوه، گینه و کنگو سرمایهگذاری کردهاند. در مقابل، روسیه ضلع سومی برای طرفهای آفریقایی در رقابت فزاینده چین و آمریکا بر سر منابع به شمار میرود.
🔹روسیه مهمترین تامینکننده تجهیزات نظامی در آفریقاست و بنابر برآوردهای موجود، ۴۰ تا ۵۰ درصد تجهیزات نظامی در آفریقا توسط روسیه تامین میشود. برخلاف کشورهای غربی، روسیه کمتر در تامین تجهیزات نظامی شرط و شروط سیاسی مطرح میکند و همین مسئله بر جذابیت صنایع دفاعی روسیه در آفریقا افزوده است. براساس گزارش SIPRI روسیه در سال گذشته موفق شد که جای چین را در بازار تسلیحات جنوب صحرای آفریقا پر کند و بدین ترتیب سیطره خود بر بازار تسلیحات آفریقا را گسترش دهد.
🔹علاوه بر تامین تسلیحات، روسیه بازیگری مهم در عرصه خدمات خصوصی امنیتی در آفریقاست و پیمانکاران نظامی خصوصی (PMCs) نزدیک به روسیه –بالاخص گروه واگنر- در آفریقا علاوه بر تامین امنیت سرمایهگذاریهای استخراجی روسیه، در ارائه خدمات مشابه به حاکمان آفریقایی در مناطقی همچون لیبی، جمهوری آفریقای مرکزی و مالی نقش داشتهاند.
🔹تجارت روسیه و آفریقا از ۱.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۱ به بیش از ۲۴.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده که در این میان، سهم محصولاتی همچون غلات، کود و فرآوردههای نفتی از سایر کالاها بیشتر است. در سال ۲۰۲۳ بیش از ۳۰% صادرات محصولات کشاورزی روسیه به آفریقا بوده است. بالاخص پس از جنگ اوکراین، بازار غلات تا اندازه زیادی دچار بحران شد و امنیت غذایی کشورهای آفریقایی با تهدید جدی مواجه شد. در این میان، روسیه از ظرفیت و جایگاه ویژه خود در بازار غلات به نفع افزایش نفوذ در قاره آفریقا استفاده و در مواردی، محصولات کشاورزی را در قالب کمکهای غذایی به کشورهای آفریقایی ارسال نمود.
🔹روسیه به مراتب کمتر از چین، اروپا و آمریکا امکان ارائه پیشنهادهای تامین مالی و سرمایهگذاری سخاوتمندانه در پروژههای زیرساختی و توسعهای آفریقا دارد و سهم آن در سرمایهگذاری خارجی آفریقا کمتر از یک درصد از کل است. با اینحال، حضور روسیه در حوزه زیرساخت به سبب خودکفایی نسبی و انتقال فناوری مورد توجه بوده است. به عنوان مثال، شرکت برقآبی روسهیدرو دستکم ۳۳ پروژه در ۱۲ کشور آفریقایی در دست احداث دارد و بزرگترین نیروگاه برق هستهای آفریقا با ظرفیت ۴۸۰۰ مگاوات در مصر توسط روسیه ساخته میشود.
💢 ویژگیهای کلیدی
✅ به طور کلی چند ویژگی شاخص در روابط اقتصادی روسیه و آفریقا وجود دارد. اولین ویژگی این روابط وجود نوعی ساختار تجاری نامتقارن است که در آن روسیه در ازای کالاهای مصرفی و نهایی، مواد اولیه و خام از آفریقا دریافت میکند. کالاهای محوری تامین شده توسط روسیه در یک تعریف موسع ماهیت امنیتی و راهبردی برای آفریقا دارند –تسلیحات، انرژی، غلات و خدمات امنیتی- و در مقابل روسیه نیز منابعی با اهمیت راهبردی از آفریقا به سرزمین خود باز میگرداند. همین مسئله به ظهور دومین خصیصه مهم در روابط روسیه و آفریقا یعنی دولت محوری و برقراری معادله منابع در مقابل امنیت انجامیده است.
🔁مطالب مرتبط
▫️برندگان و بازندگان رشد اقتصادی در آفریقا
▫️آسمان کشورهای ساحل؛ بازار داغ پهپادهای ترک و هواگردهای روس
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/230
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸حضور اقتصادی روسیه در آفریقا، علیرغم اینکه محدودتر از چین و اروپا است، از حیث نفوذ در بخشهای کلیدی و همچنین رشد فزاینده در سایه تحریمهای جنگ اوکراین واجد اهمیت است. باید توجه داشت که علیرغم سهم کمتر از بازارهای اقتصادی آفریقا، روسیه به عنوان میراثدار اتحاد جماهیر شوروی قدرت نرم قابلتوجهی میان کشورهای استعمارزده در این قاره دارد و بسیاری از این ملل، از کمکهای توسعهای شوروی در سالهای جنگ سرد خاطره خوشی دارند.
💢حوزههای همکاری
🔹حضور روسیه در آفریقا پس از فروپاشی شوروی تا سال ۲۰۱۰ محدود بود و اولین نمودهای بازگشت روسیه به آفریقا در این زمان مشاهده شد. با اینحال، برگزاری اولین نشست روسیه-آفریقا در سال ۲۰۱۹ به عنوان نقطه عطف همکاریهای اقتصادی دو طرف عنوان میشود. این اجلاس که دومین دوره آن نیز در سال ۲۰۲۳ برگزار گردید، اولین گردهمایی جدی رهبران آفریقایی با روسیه پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ به شمار میرفت و به انعقاد توافقات گستردهای نیز انجامید.
🔹در دهههای اخیر روابط دو طرف در دو حوزه انرژی و صنایع استخراجی رو به گسترش بوده و شرکتهای روسی قراردادهای متعددی را در حوزه استخراج، پالایش و فروش نفت در آفریقا منعقد نمودهاند. لوکاویل، گازپروم و روسنفت در الجزایر، آنگولا، غنا، مصر، کامرون، ساحل عاج، کنگو، سیرالئون و موزامبیک حضور دارند. شرکتهای آلروسا، روسجئو و روسآل در حوزه طلا، الماس و اورانیوم در کشورهای آنگولا، زیمباوه، گینه و کنگو سرمایهگذاری کردهاند. در مقابل، روسیه ضلع سومی برای طرفهای آفریقایی در رقابت فزاینده چین و آمریکا بر سر منابع به شمار میرود.
🔹روسیه مهمترین تامینکننده تجهیزات نظامی در آفریقاست و بنابر برآوردهای موجود، ۴۰ تا ۵۰ درصد تجهیزات نظامی در آفریقا توسط روسیه تامین میشود. برخلاف کشورهای غربی، روسیه کمتر در تامین تجهیزات نظامی شرط و شروط سیاسی مطرح میکند و همین مسئله بر جذابیت صنایع دفاعی روسیه در آفریقا افزوده است. براساس گزارش SIPRI روسیه در سال گذشته موفق شد که جای چین را در بازار تسلیحات جنوب صحرای آفریقا پر کند و بدین ترتیب سیطره خود بر بازار تسلیحات آفریقا را گسترش دهد.
🔹علاوه بر تامین تسلیحات، روسیه بازیگری مهم در عرصه خدمات خصوصی امنیتی در آفریقاست و پیمانکاران نظامی خصوصی (PMCs) نزدیک به روسیه –بالاخص گروه واگنر- در آفریقا علاوه بر تامین امنیت سرمایهگذاریهای استخراجی روسیه، در ارائه خدمات مشابه به حاکمان آفریقایی در مناطقی همچون لیبی، جمهوری آفریقای مرکزی و مالی نقش داشتهاند.
🔹تجارت روسیه و آفریقا از ۱.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۱ به بیش از ۲۴.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده که در این میان، سهم محصولاتی همچون غلات، کود و فرآوردههای نفتی از سایر کالاها بیشتر است. در سال ۲۰۲۳ بیش از ۳۰% صادرات محصولات کشاورزی روسیه به آفریقا بوده است. بالاخص پس از جنگ اوکراین، بازار غلات تا اندازه زیادی دچار بحران شد و امنیت غذایی کشورهای آفریقایی با تهدید جدی مواجه شد. در این میان، روسیه از ظرفیت و جایگاه ویژه خود در بازار غلات به نفع افزایش نفوذ در قاره آفریقا استفاده و در مواردی، محصولات کشاورزی را در قالب کمکهای غذایی به کشورهای آفریقایی ارسال نمود.
🔹روسیه به مراتب کمتر از چین، اروپا و آمریکا امکان ارائه پیشنهادهای تامین مالی و سرمایهگذاری سخاوتمندانه در پروژههای زیرساختی و توسعهای آفریقا دارد و سهم آن در سرمایهگذاری خارجی آفریقا کمتر از یک درصد از کل است. با اینحال، حضور روسیه در حوزه زیرساخت به سبب خودکفایی نسبی و انتقال فناوری مورد توجه بوده است. به عنوان مثال، شرکت برقآبی روسهیدرو دستکم ۳۳ پروژه در ۱۲ کشور آفریقایی در دست احداث دارد و بزرگترین نیروگاه برق هستهای آفریقا با ظرفیت ۴۸۰۰ مگاوات در مصر توسط روسیه ساخته میشود.
💢 ویژگیهای کلیدی
🔁مطالب مرتبط
▫️برندگان و بازندگان رشد اقتصادی در آفریقا
▫️آسمان کشورهای ساحل؛ بازار داغ پهپادهای ترک و هواگردهای روس
🌐https://institutetehran.com/art/230
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹از زمان به قدرت رسیدن هوگو چاوز از حزب سوسیالیستی و ضدامپریالیستی جنبش جمهوری پنجم در ونزوئلا (۱۹۹۹) روابط این کشور با آمریکا در تنش فزاینده بوده است. سیاست خارجه آمریکا در قبال ونزوئلا در دوران جرج بوش و باراک اوباما به صورت تحریمهای متعدد به دلایل مختلف (قاچاق، حقوق بشر و...) جلوهگر شد. با این حال این ترامپ بود که از سال ۲۰۱۷، تحریمهای گستردهای علیه شرکتها و کشتیهای نفتی و همچنین سیستمهای مالی ونزوئلا اعمال کرد و تاکنون تداوم یافتهاند. اکنون نیز برخی پیشبینی میکنند این سیاستها با ورود مجدد ترامپ به کاخ سفید بازگردند.
🔸به طور کل چندین علت را میتوان علت تیرگی روابط میان دو کشور دانست. نخست مهاجرین لاتین است که از مرزهای جنوبی وارد آمریکا میشوند و یکی از اصلیترین دغدغههای رأیدهندگان آمریکایی هستند. رقم بالایی از مهاجرین غیرقانونی، ونزوئلایی هستند. دوم، معادلات قدرت در آمریکای جنوبی است. هرچه کشورهای سوسیالیست و ضدآمریکایی در نیمکره غربی بیشتر باشند، امنیت آمریکا در این منطقه بیشتر به خطر میافتد. کشورهای سوسیالیستی آمریکای لاتین در پازلی بزرگتر، بستر مناسبی برای ورود چین به حیاط خلوت آمریکا محسوب میشوند.
🔸با این حال چین تنها کشوری نیست که آمریکا نگران اتحاد ونزوئلا با آن است. سیاستهای چماقی آمریکا باعث نزدیکترشدن کشورهای باشگاه تحریمیها به یکدیگر شده است که ایران از همه آنها مهمتر است. با افزایش تحریمها دو کشور روابط خود را افزایش دادند که این شامل افزایش صادرات نفت ایران به ونزوئلا، تولید خودرو در این کشور، رزمایشهای نظامی مشترک و... میشود. اگرچه روابط مساعد دو کشور پیش از تشدید تحریمها و از زمان چاوز وجود داشت؛ اما نمیتوان منکر شد که تحریمها میتوانند این روابط را تقویت کنند.
🔸در میان اعضای تیم سیاست خارجه ترامپ، کسانی همچون مارکو روبیو، اولین وزیر امور خارجه لاتینتبار تاریخ آمریکا، حضور دارند که طرفدار فشار حداکثری علیه مادورو و لغو تمامی مجوزهای نفتی اعطاشده به ونزوئلا توسط بایدن هستند. این افراد به طور کلی معتقدند که تنها راه شکست دشمنان آمریکا اتخاذ رویکرد سختگیرانه و وادارکردن آنها به تسلیم است. با این حال مشخص نیست ترامپ تا چه حد به سخنان آنان گوش دهد. اخیراً ترامپ ریچارد گرنل، فرستاده ویژه خود را به ونزوئلا فرستاد تا در مورد آزادی ۶ زندانی آمریکایی با مادورو مذاکره کند که موفقیتآمیز بود. ممکن است ترامپ به دلیل دو تجربه شکستخورده از فشار حداکثری (ونزوئلا و ایران) تصمیم بگیرد این بار، نخست روش تعامل محدود را امتحان کند.
🔸برای فهم اثر کاهش تحریم بر روابط میان ایران و ونزوئلا باید منازعه این دو کشور با آمریکا را با یکدیگر مقایسه کرد. هر دو کشور تا حدی متأثر از عوامل هویتی در روابطشان با آمریکا هستند. اما تفاوت مهمی که ونزوئلا با ایران دارد این است که موضوعات مورد مناقشهاش با آمریکا به پیچیدگی و حساسیت ایران (مسئله هستهای، تنش با اسرائیل، سابقه طولانیتر منازعه و...) نیستند. همچنین روابط کنونی ایران و ونزوئلا آنچنان عمیق و محکم نیست که بتواند مانع جدی برای چرخش سیاست خارجه مادورو باشد. علاوهبراین، ترامپ تمایلی به اشاعه دموکراسی ندارد و بنابراین راحتتر از بایدن میتواند با دولت مادورو کنار بیاید و اپوزوسیون ونزوئلا را کنار بگذارد که این در جلب نظر مادورو مؤثر است. در این صورت احتمال فاصلهگیری از ایران را افزایش میدهد و حداقل انگیزه مادورو برای گسترش روابط را کاهش میدهد.
🔸البته نباید الگوی اثر تحریم را سادهسازی کرد. کاهش تحریمهای ونزوئلا میتواند این کشور را به لحاظ سیاسی از ما دور کند؛ اما افزایش تحریم میتواند وضعیت این کشور را به حدی برساند که در روابط اقتصادی منفعتی برای ایران نداشته باشد. ونزوئلای تحت تحریم محیط مناسبی برای سرمایهگذاری یا فعالیت اقتصادی نیست و در پرداخت هزینه واردات خود با مشکل جدی مواجه است.
🔁مطالب مرتبط
▫️رویکرد ترامپ در قبال چین و پیامدها برای ایران
🌐https://institutetehran.com/art/232
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌2❤1👏1
♦️سفر احمد الشرع به ریاض و پیامدهای آن
◼️ ترک پرس-ترکیه
📝مصطفى حامد أوغلو
#رویة_العربیة
🔹سقوط دولت اسد و تغییر نظام سیاسی سوریه یک زلزله سیاسی بود که کل منطقه را متأثر کرد. این تغییر ناگهانی و بزرگ باعث شد بسیاری از کشورها برای شناخت رهبران جدید سوریه، درک ماهیت تغییرات و پی بردن به اهداف آنها آماده شوند. عربستان سعودی که معمولاً در سیاست خارجی محتاط و صبور است، این بار در مورد سوریه تعلل نکرد و سریعاً اقدام به برقراری ارتباط با رهبری جدیدی کرد که از میان گروه مخالف سوری ظهور کرده بود. این اقدام نشاندهنده تغییر رویکرد عربستان در قبال تحولات سوریه است.
🔹این اقدام سریع نشاندهنده اهمیت سوریه برای عربستان سعودی و درک نقش کلیدی آن در آینده منطقه است. همچنین، این حرکت بیانگر احساس همبستگی با مردم سوریه است که از نظام پیشین خسته شدهاند و بیش از ۸۰ درصد آنان زیرخط فقر زندگی میکنند. نظام پیشین با ظلم و فساد همراه بود و نهادهای ورشکستهی حاکم بر آن که بر رشوه و دزدی استوار بودند، شرایط را وخیمتر کردند.
🔹با انتخاب احمد الشرع بهعنوان رئیسجمهور سوریه توسط گروههایی که علیه نظام قبلی جنگیدند و ارائه نقشه راه برای آینده، ضروری است که بازدیدهای رسمی در سطح ریاستجمهوری آغاز شود. این اقدامات میتواند به ایجاد روابط جدید، لغو تحریمها، جلب حمایت بینالمللی و بهبود اقتصاد سوریه کمک کند تا این کشور بتواند از این مرحله حساس عبور کند.
🔹سفر آقای شرع به عربستان سعودی که پیشتر در مصاحبهاش با العربیه از اشتیاقش برای بازدید از دیار کودکی سخن گفته بود حاوی تمایل به همکاری و درخواست کمک از برادر بزرگتر بود تا سوریه را در این مرحله حساس رها نکند.
🔹هوشمندی رهبری عربستان سعودی موجب شد تا این پیام بهسرعت دریافت و بدون تأخیر پاسخ داده شود. این پاسخ شامل سفر سریع وزیر خارجه سعودی به سوریه و فعالسازی ناوگان کمکهای امدادی از طریق هلالاحمر عربستان و مرکز ملک سلمان برای کمکهای بشردوستانه و اعزام تیمهای پزشکی به این کشور بود.
اما سفر احمد الشرع به عربستان سعودی حاوی چندین پیام مهم است ازجمله:
1️⃣ تأکید بر هویت عربی این کشور و اهمیت پیوندهای عمیق عربی برای سوریه که بخشی جداییناپذیر از جهان عرب است.
2️⃣ اعلام بازگشت سوریه به دامان امت عربی که به آن تعلق دارد و رهایی از محور نزدیک به ایران که برای دههها با این کشور رابطه نزدیکی داشت. همچنین ارسال این پیام که سوریه دیگر اجازه نخواهد داد ایران در این منطقه نفوذ کند.
3️⃣ اطمینانبخشی به همه کشورهای عربی، بهویژه کشورهای خلیجفارس که دولت جدید سوریه قصد دارد با برادران عربی خود همکاری کند و هیچ قصدی برای صدور انقلاب یا ایجاد تهدید برای هیچ کشور عربی یا غیرعربی ندارد.
4️⃣ دعوت از سرمایهگذاران عربی، بهویژه سرمایهگذاران کشورهای حاشیه خلیج فارس و سعودی، برای سرمایهگذاری در سوریه، کشوری که بهعنوان یک فرصت سرمایهگذاری جدید و امیدوارکننده در تمام زمینهها شناخته میشود.
5️⃣ نیاز سوریه به کمک کشورهای عربی در حفظ یکپارچگی سرزمینی آن و مشارکت در بازسازی و ساخت دوباره کشور و نیز لغو تحریمهای ناعادلانهای که بر این کشور تحمیلشده است.
6️⃣ ارسال پیام به دیگر کشورهای عربی که هنوز در حمایت از سوریه مردد هستند، با این تأکید که سوریه به همراه عربستان سعودی در حال پیشروی است و آنها نباید این فرصت را از دست بدهند.
7️⃣ اطمینانبخشی به عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی قبل از سفر به ترکیه، مبنی بر اینکه سوریه جدید قصد دارد بهعنوان پل ارتباطی بین خلیجفارس و ترکیه عمل کند و مسیری برای پروژههای فراملی به سمت ترکیه و اروپا باشد.
✅ سفر شرع به عربستان در کانون توجه جهان قرار خواهد داشت و بسیاری منتظر نتایج آن هستند چرا که این سفر میتواند کلید طلایی سوریه به سوی شروعی جدید باشد.
🔁 مطالب مرتبط
▫️پروژه اقتصاد سیاسی عربستان و امارات در شام
▫️ سوریه جدید: مسیری از ویرانه
▫️سوریه پسا اسد و نظم جدید منطقهای
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/233
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ ترک پرس-ترکیه
📝مصطفى حامد أوغلو
#رویة_العربیة
🔹سقوط دولت اسد و تغییر نظام سیاسی سوریه یک زلزله سیاسی بود که کل منطقه را متأثر کرد. این تغییر ناگهانی و بزرگ باعث شد بسیاری از کشورها برای شناخت رهبران جدید سوریه، درک ماهیت تغییرات و پی بردن به اهداف آنها آماده شوند. عربستان سعودی که معمولاً در سیاست خارجی محتاط و صبور است، این بار در مورد سوریه تعلل نکرد و سریعاً اقدام به برقراری ارتباط با رهبری جدیدی کرد که از میان گروه مخالف سوری ظهور کرده بود. این اقدام نشاندهنده تغییر رویکرد عربستان در قبال تحولات سوریه است.
🔹این اقدام سریع نشاندهنده اهمیت سوریه برای عربستان سعودی و درک نقش کلیدی آن در آینده منطقه است. همچنین، این حرکت بیانگر احساس همبستگی با مردم سوریه است که از نظام پیشین خسته شدهاند و بیش از ۸۰ درصد آنان زیرخط فقر زندگی میکنند. نظام پیشین با ظلم و فساد همراه بود و نهادهای ورشکستهی حاکم بر آن که بر رشوه و دزدی استوار بودند، شرایط را وخیمتر کردند.
🔹با انتخاب احمد الشرع بهعنوان رئیسجمهور سوریه توسط گروههایی که علیه نظام قبلی جنگیدند و ارائه نقشه راه برای آینده، ضروری است که بازدیدهای رسمی در سطح ریاستجمهوری آغاز شود. این اقدامات میتواند به ایجاد روابط جدید، لغو تحریمها، جلب حمایت بینالمللی و بهبود اقتصاد سوریه کمک کند تا این کشور بتواند از این مرحله حساس عبور کند.
🔹سفر آقای شرع به عربستان سعودی که پیشتر در مصاحبهاش با العربیه از اشتیاقش برای بازدید از دیار کودکی سخن گفته بود حاوی تمایل به همکاری و درخواست کمک از برادر بزرگتر بود تا سوریه را در این مرحله حساس رها نکند.
🔹هوشمندی رهبری عربستان سعودی موجب شد تا این پیام بهسرعت دریافت و بدون تأخیر پاسخ داده شود. این پاسخ شامل سفر سریع وزیر خارجه سعودی به سوریه و فعالسازی ناوگان کمکهای امدادی از طریق هلالاحمر عربستان و مرکز ملک سلمان برای کمکهای بشردوستانه و اعزام تیمهای پزشکی به این کشور بود.
اما سفر احمد الشرع به عربستان سعودی حاوی چندین پیام مهم است ازجمله:
1️⃣ تأکید بر هویت عربی این کشور و اهمیت پیوندهای عمیق عربی برای سوریه که بخشی جداییناپذیر از جهان عرب است.
2️⃣ اعلام بازگشت سوریه به دامان امت عربی که به آن تعلق دارد و رهایی از محور نزدیک به ایران که برای دههها با این کشور رابطه نزدیکی داشت. همچنین ارسال این پیام که سوریه دیگر اجازه نخواهد داد ایران در این منطقه نفوذ کند.
3️⃣ اطمینانبخشی به همه کشورهای عربی، بهویژه کشورهای خلیجفارس که دولت جدید سوریه قصد دارد با برادران عربی خود همکاری کند و هیچ قصدی برای صدور انقلاب یا ایجاد تهدید برای هیچ کشور عربی یا غیرعربی ندارد.
4️⃣ دعوت از سرمایهگذاران عربی، بهویژه سرمایهگذاران کشورهای حاشیه خلیج فارس و سعودی، برای سرمایهگذاری در سوریه، کشوری که بهعنوان یک فرصت سرمایهگذاری جدید و امیدوارکننده در تمام زمینهها شناخته میشود.
5️⃣ نیاز سوریه به کمک کشورهای عربی در حفظ یکپارچگی سرزمینی آن و مشارکت در بازسازی و ساخت دوباره کشور و نیز لغو تحریمهای ناعادلانهای که بر این کشور تحمیلشده است.
6️⃣ ارسال پیام به دیگر کشورهای عربی که هنوز در حمایت از سوریه مردد هستند، با این تأکید که سوریه به همراه عربستان سعودی در حال پیشروی است و آنها نباید این فرصت را از دست بدهند.
7️⃣ اطمینانبخشی به عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی قبل از سفر به ترکیه، مبنی بر اینکه سوریه جدید قصد دارد بهعنوان پل ارتباطی بین خلیجفارس و ترکیه عمل کند و مسیری برای پروژههای فراملی به سمت ترکیه و اروپا باشد.
🔁 مطالب مرتبط
▫️پروژه اقتصاد سیاسی عربستان و امارات در شام
▫️ سوریه جدید: مسیری از ویرانه
▫️سوریه پسا اسد و نظم جدید منطقهای
🌐https://institutetehran.com/art/233
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎6👍3👌2🤔1
#مقاله_تحلیلی
🔹حضور «اسلامگرایان» در قدرت در سوریه جدید، برخی از حاکمان خلیجفارس و مصر را نگران میکند. نزدیک دو ماه پس از استقرار سیاسی دمشقنشینان جدید، با سفر تدریجی هیئتهای دیپلماتیک و تماسهای پشت پرده و قول و وعدههای اقتصادی از سوی شیخنشینهای خلیج فارس و در چارچوب راهبری سیاسی آمریکا و ترکیه، ملاحظات و خطوط قرمز دولتهای عرب خلیج فارس به حاکمان جدید سوریه انتقال داده شده و آنها شرط شناسایی و ارسال کمکها را رعایت مصالح و منافع عربستان و امارات اعلام کردند.
🔸در تبیین چرایی رویکرد ضد اخوان عربستان و بویژه امارات متحده عربی باید به دو متغیر داخلی معطوف به حضور جریانات و چهرههای اخوانی در این دو کشور و همچنین پویاییهای سیاسی در منطقه ناظر بر رقابت گفتمانهای سیاسی تاکید مضاعفی مبذول داشت. چهار جریان سلفیگری در طول تاریخ سیاسی این مکتب یعنی سلفیه علمی، سلفیه تقلیدی، سلفیه سروری و سلفیه جهادی توحید را به محور اصلی تفکر خود مرکزیت دادهاند. اما اختلاف زمانی آغاز میشود که مصادیق حاکمیت محور تفاسیر متفاوت قرار میگیرد. برآیند چنین وضعیتی نشان میدهد که عربستان، امارات، بحرین، مصر و تا حدی اردن نسبت به خطر جریانات سیاسی اسلامگرا بویژه اخوانالمسلمین و سلفیهای جهادی حساسیت قابلتوجه داشته و آن را از زاویه مخالفت سیاسی، تشکل، تهییج افکار عمومی و در نهایت براندازی تفسیر میکنند.
🔸پان اسلامیسم سعودي که با هدف غلبه بر تفاوتهاي سرزمینی ملی و اتحاد موجودیتهاي مختلف در منطقه بروز یافت، به عنوان یک ایدئولوژي کلان، به محل مناقشه با هویتهاي رقیبی همچون پان اسلامیسم شیعه و پان اسلامیسم اخوانی تبدیل گردید. در واقع این تحول، زمینه را برای تغییر جهت سیاست خارجی اسلامی عربستان به سمت تمایزسازی با دیگر رقبای گفتمانی و ایدئولوژیک فراهم کرد. در این میان، عربستان برای ایجاد این تمایز، از گروههای سلفی با قرائتهای مختلف حمایتهای ویژهای بعمل آورد. روندی که از اوایل دهه 90 میلادی شروع و در اواخر دهه نود به اوج خود رسید، منجر به دو تغییر مهم در راهبرد حمایتگرایانه عربستان از سلفیگری شد: اول، مشارکت عربستان در ائتلاف بینالمللی ضد تروریسم به رهبری آمریکا و دوم، تغییر جهت حمایت عربستان از گروههای سلفی به سمت غربالگری.
🔸در حال حاضر برای ریاض و ابوظبی که اولویت خود را توسعه اقتصادی در سطح خاورمیانه تعریف کردهاند، بیثباتی سیاسی، خلاء قدرت در کشورها، هرج و مرج سیاسی و چرخه آشوب نمیتواند دربردارنده محیط موردنظر برای تحقق و پیشبرد پروژه کلان اقتصاد سیاسی باشد که بنا دارد گذار به پسانفت را به دستاوردهای ملموس تبدیل کند.
🔸تجربه یک دهه خیزشهای جهان عرب موسوم به بهار عربی نیز که سرمایههای قابلتوجه مادی و انسانی را بر بازیگران درگیر در کانونهای بحران تحمیل کرد، پدیدآورنده یک ادراک واقعبینانه نزد تصمیمگیرندگان خلیج فارس و بویژه عربستان سعودی شده مبتنی بر این گزاره که برنده نهایی برای این درگیریها وجود ندارد.
🔁 مطالب مرتبط
▫️پروژه اقتصاد سیاسی عربستان و امارات در شام
🌐https://institutetehran.com/art/234
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎2❤1👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹دستور ترامپ مبنی بر تعلیق ۹۰ روزه کمکهای خارجی ایالات متحده، تداوم فعالیت برخی بازیگران سیاسی ملی (دولتهای خارجی)، فراملی (سازمانهای بینالمللی) یا فروملی (گروهها و جریانهای سیاسی) متعددی را با چالش مواجه ساخته است.
🔸آمریکا که از دوران جنگ سرد، ناظر به هژمونی بلوک غرب، عهدهدار هدایت به اصطلاح نظام جهان آزاد شد، کمکهای مالی فراوانی برای متحدانش در نظر گرفت. قبل از انقلاب اسلامی، ایران در دو بُعد نظامی و اقتصادی کمکهایی دریافت میکرد. کمکهای مربوط به ایران، با پیروزی انقلاب متوقف شد تا اینکه با حادثه یازدهم سپتامبر و تمرکز توجهات دستگاه سیاست خارجی آمریکا به خاورمیانه تحت عنوان «نبرد جهانی با تروریسم» بار دیگر، موضوع کمکها در رابطه با ایران در دستور کار قرار گرفت و موضوع «تغییر حکومت» هدفی مهم و جدی در این سیاست بوده است.
🔸از جمله بازیگرانی که متأثر از تعلیق اخیر کمکهای آمریکا دچار تفرقه شده و وجهه آنها نزد مخاطبان در فضای مجازی و افکار عمومی مخدوش شده است، گروههای اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران بودهاند که در چارچوب سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا، مبالغی را از نهادهای مختلف مانند وزارت خارجه و آژانس کمکهای خارجی دریافت کردهاند. هدفگذاری آژانس کمکهای خارجی، کمکهای بشردوستانه به کشورهای شریک و تلاش برای دستیابی به سلامت و رفاه جمعی و دموکراسی و توسعه پایدار در دیگر کشورهاست و بخشی از اپوزیسیون، هدف این کمکها بودهاند. گرچه حجم کمکهای دریافتی از این آژانس، کمتر از وزارت خارجه بوده است.
🔸آمار کمکهای وزارت خارجه آمریکا از چهار روند مهم حکایت دارد. ابتدا یک روند افزایشی از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۸ که با استقرار اوباما در کاخ سفید، موقتاً کاهش یافت ولی از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ و ناظر به پیامدهای حوادث ۸۸ بار دیگر روندی افزایشی داشت و پس از آن کمابیش ثابت ماند. با پیروزی ترامپ و تصدی پمپئو بر وزارت خارجه که روابط قوی و مؤثری با شخصیتهای برانداز و معاند برقرار نمود، بار دیگر روند اعطای کمکهای مالی تا پایان دوره ترامپ افزایشی بود که با پیروزی بایدن، متوقف شد.
🔸فعالیت وزارت خارجه متمرکز بر هدایت و فعالسازی هستههای مخالفان در زمینه قدرت نرم بهویژه رسانههای فارسیزبان بوده است. البته این به جز «صدای آمریکا»ست که مستقیم از کنگره بودجه دریافت میکند و فعالیتش تداوم خواهد داشت. جزییات کمکهای مالی وزارت خارجه در رابطه با ایران نشان میدهد مهمترین مؤسسهای که از زمان بوش تا ترامپ، اغلب مبالغ را دریافت و هزینه کرده «موقوفه ملی برای دمکراسی» است. این نهاد، یک سازمان مرتبط با قدرت نرم آمریکایی است که ۱۹۸۳ برای ترویج دموکراسی پایهگذاری شد. قابل ذکر است که این موقوفه قبل از وزارت خارجه، از سیا بودجه دریافت میکرد که به دلایلی از جمله بهبود وجهه عمومی و ارتقای دیپلماسی عمومی آمریکا، منبع بودجه به وزارت خارجه تغییر کرد.
🔸برخلاف انتظارات اپوزیسیون، پیروزی ترامپ ناظر به گردشی که در سیاست خارجی آمریکا معطوف به اولویت مهار چین پدید آمده، دولت آمریکا را به سمت کاهش هزینههای خارجی در دیگر عرصهها رهنمون شده است. این موضوع، هزینه حیثیتی زیادی برای اپوزیسیون داشته است:
1️⃣تحلیل غلط اپوزیسیون از ترامپ را برای مخاطبان و افکار عمومی داخلی آشکار ساخته و طبعا وقتی در این سطح از تحلیل دچار خطای محاسباتی شده باشند، به طریق اولی، صلاحیت سکانداری اعتراضات و نارضایتی از آنان در سطح عمومی، سلب میشود.
2️⃣شفافیت آمار بودجههای دریافتی برخی سازمانهای برانداز و معاند، هم موج اعتراض کاربران فضای مجازی را علیه آنها برانگیخته و موجب تشدید اختلافات درونی آنها خواهد شد. آنها که تا پیش از این برای دریافت فاندهای خارجی در رقابت بودند، اکنون یکدیگر را متهم به رانتخواری و استفاده شخصی از کمکهای خارجی میکنند. علاوه بر اینکه زمینه دریافت کمک از دیگر بازیگران خارجی مانند اتحادیه اروپا، اسرائیل یا برخی کشورهای منطقه را نیز متزلزل میکند.
3️⃣در پایان به نظر میرسد این موضوع «اشتغال» به براندازی را با مشکل مواجه ساخته و اپوزیسیونی که صرفاً لفاظی میکرده را از دور خارج سازد. بازیگران دیگری که ممکن است درصدد حمایت مالی برآیند، طبعاً مزیت نسبی اپوزیسیونی که امکان فعالیت ضدامنیتی و عملیاتی علیه امنیت ملی ایران را داشته باشد در نظر میگیرند و در این خصوص، گروهکهای تروریستی بر احزاب سیاسی برتری خواهند داشت. به همین دلیل احتمالاً شاهد حمایت مالی رژیم صهیونیستی از برخی گروهکهای تجزیهطلب و تروریستی باشیم و سازمانهایی مانند سلطنتطلبان و جمهوریخواهان بیشتر به حاشیه بروند.
🌐https://institutetehran.com/art/235
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2👎1
♦️اهداف ترامپ برای ساخت گنبد آهنین آمریکایی
◼️اکونومیست
#تهران_ریویو
🔹در اواخر دهه ۱۹۸۰، «ادوارد تلر»، پدر بمب هیدروژنی و «لاول وود» که اخترفیزیکدان بود، طرحی به ظاهر عجیب برای دفاع از آمریکا در برابر حملات موشکی پیشنهاد کردند. سامانه «سنگریزههای درخشان» (Brilliant Pebbles) متشکل از هزاران ماهوارۀ کوچک در مدار پایینی زمین است که هر کدام دارای موشکهای حساس به گرما هستند تا موشکهای هستهای شوروی را پیش از جدایش کلاهک منهدم کنند. این ایده که به دلیل نبود فناوری پیشرفته در آن زمان کمرنگ شد توسط دونالد ترامپ در حال احیاء است.
🔸ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده ساخت گنبد آهنین آمریکایی را داد. نامی که ترامپ برای سامانه دفاع موشکی آمریکا پیشنهاد داده نامسمی است؛ زیرا گنبد آهنین اسرائیل راکتهای کوتاهبرد را منهدم میکند؛ اما آنچه ترامپ مدنظر دارد و در فرمان اجرایی ۲۷ ژانویه بیان شد تلاش جاهطلبانهای برای رهگیری و مقابله با موشکهای بالستیک قارهپیماست. آمریکا هماکنون یک سامانه برای انجام چنین کاری طراحی کرده است که دفاع زمینی در مرحله میانی (GMD) نام دارد [به معنای رهگیری موشک در فاز میانی است که کلاهک از بوستر جدا و از اتمسفر خارج میشود]. این سامانه بر موشکهای رهگیر مستقر در آلاسکا و کالیفرنیا متکی است.
🔸طرح پیشنهادی ترامپ از ابعاد مهمی تفاوت دارد. نخست مقیاس این سامانه است. سامانه دفاعی موجود میتواند با حملاتی که تعداد موشک محدودی دارند مقابله کند؛ همچون حمله موشکی احتمالی کره شمالی. سامانه مدنظر ترامپ قرار است هر گونه حمله هوایی خارجی را دفع کند که این نه تنها بر موشکهای کروز و بالستیک دلالت دارد، بلکه همچنین شامل حمله راهبردی همهجانبه با پرتاب همزمان صدها موشک توسط روسیه و چین میشود.
🔸منتقدان دفاع موشکی میگویند چنین ایدهای احمقانه است؛ زیرا ساخت سامانههای موشکی تهاجمی مضاعف ارزانتر از رهگیری آنهاست. روسیه و چین که در حال ساخت سپر دفاعی خود هستند، استدلال میکنند که سامانه دفاعی آمریکا خطر تضعیف بازدارندگی آنها را در پی دارد، چراکه ممکن است یک روز به آمریکا اجازه حمله به دشمنانش را بدهد بدون اینکه بتوان آن را تلافی کرد. طرفداران سامانه دفاعی جواب میدهند که تهدیدهای موشکی تغییر کردهاند. موشکهای برد بلند غیرهستهای اکنون میتوانند تأسیسات نظامی ایالات متحده را به گونهای از کار بیاندازند که آمریکا به ناچار از جنگ از فاصله دور عقبنشینی نماید.
🔸جدای از این نکات، طراحی مطلوب شخص ترامپ نیز حائز اهمیت است. سامانۀ موجود در آمریکا موشکها را در مرحله میانی هدف قرار میدهد. به لحاظ نظری، انهدام موشکها در مرحله قبل یعنی مرحله اوجگیری (Boost phase) که سرعت پایینتری دارند راحتتر است. مشکل این است که این مرحله زمان بسیار کوتاهی (سه الی پنج دقیقه برای موشکهای بالستیک قارهپیما) دارد. فرمان جدید ترامپ خواستار «تکثیر موشکهای منهدم کننده فضاپایه» است که "میتواند رهگیری را در مرحله اوجگیری انجام دهد." این سامانهای همچون سنگریزههای درخشان است که در آن تعداد زیادی از ماهوارههای کوچک و مسلح به طور همزمان بر فراز روسیه، چین و دیگر دشمنان قرار دارند.
🔸به لطف ایلان ماسک هزینه ساخت هزاران کامپیوتر کوچک و استقرار آنها در مدار زمین کمتر از زمان ادوارد تلر است. اما هنوز هم رقم سرسامآوری است و باید حجم قابل توجهی از بودجه را به آن اختصاص داد. بلِیدن بوئن از دانشگاه دورهام تخمین میزند که آمریکا مجموعا به ۵۰۰ ماهواره نیاز خواهد داشت تا فقط سه یا چهار رهگیر در مقیاس پرتابکنندههای کره شمالی داشته باشد. او گفت که احتمالاً به صدها ماهواره بیشتر هم نیاز خواهد بود.
🔸چالش فنی اصلی، ساخت حسگرهای فضایی با قابلیت رهگیری دقیق با هدایت آتش (Fire-Control-Quality Traking) است که به قدر کافی برای شناسایی و رهگیری موشکهای دشمن و هدایت موشک پدافند خوب باشند. اما اگر فناوری اکنون به بلوغ رسیده باشد، الزامات آن فراتر از موشک دفاعی خواهد بود. یعنی ما شاهد ظهور، درک تدریجی و درنهایت پذیرش جنگ فضایی خواهیم بود که شامل حملات ماهوارهای با ابزارهای الکترونیک و انفجاری به اهداف زمینی میشود.
✅ دونالد ترامپ در دوره نخست خود نیز ایدههای مشابه را مطرح کرده بود؛ اما نتوانست از آنها پشتیبانی مالی کند. هزینه گنبد آهنین آمریکایی با اولویتهای دیگر از جمله نیروی دریایی بزرگتر و افزایش سلاحهای هستهای در تضاد خواهد بود. به قول «تام کاراکو» "بودجهتان را برای دفاع موشکی به من نشان دهید تا من به شما بگویم گنبد آهنینتان برای آمریکا چه خواهد بود."
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/236
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️اکونومیست
#تهران_ریویو
🔹در اواخر دهه ۱۹۸۰، «ادوارد تلر»، پدر بمب هیدروژنی و «لاول وود» که اخترفیزیکدان بود، طرحی به ظاهر عجیب برای دفاع از آمریکا در برابر حملات موشکی پیشنهاد کردند. سامانه «سنگریزههای درخشان» (Brilliant Pebbles) متشکل از هزاران ماهوارۀ کوچک در مدار پایینی زمین است که هر کدام دارای موشکهای حساس به گرما هستند تا موشکهای هستهای شوروی را پیش از جدایش کلاهک منهدم کنند. این ایده که به دلیل نبود فناوری پیشرفته در آن زمان کمرنگ شد توسط دونالد ترامپ در حال احیاء است.
🔸ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده ساخت گنبد آهنین آمریکایی را داد. نامی که ترامپ برای سامانه دفاع موشکی آمریکا پیشنهاد داده نامسمی است؛ زیرا گنبد آهنین اسرائیل راکتهای کوتاهبرد را منهدم میکند؛ اما آنچه ترامپ مدنظر دارد و در فرمان اجرایی ۲۷ ژانویه بیان شد تلاش جاهطلبانهای برای رهگیری و مقابله با موشکهای بالستیک قارهپیماست. آمریکا هماکنون یک سامانه برای انجام چنین کاری طراحی کرده است که دفاع زمینی در مرحله میانی (GMD) نام دارد [به معنای رهگیری موشک در فاز میانی است که کلاهک از بوستر جدا و از اتمسفر خارج میشود]. این سامانه بر موشکهای رهگیر مستقر در آلاسکا و کالیفرنیا متکی است.
🔸طرح پیشنهادی ترامپ از ابعاد مهمی تفاوت دارد. نخست مقیاس این سامانه است. سامانه دفاعی موجود میتواند با حملاتی که تعداد موشک محدودی دارند مقابله کند؛ همچون حمله موشکی احتمالی کره شمالی. سامانه مدنظر ترامپ قرار است هر گونه حمله هوایی خارجی را دفع کند که این نه تنها بر موشکهای کروز و بالستیک دلالت دارد، بلکه همچنین شامل حمله راهبردی همهجانبه با پرتاب همزمان صدها موشک توسط روسیه و چین میشود.
🔸منتقدان دفاع موشکی میگویند چنین ایدهای احمقانه است؛ زیرا ساخت سامانههای موشکی تهاجمی مضاعف ارزانتر از رهگیری آنهاست. روسیه و چین که در حال ساخت سپر دفاعی خود هستند، استدلال میکنند که سامانه دفاعی آمریکا خطر تضعیف بازدارندگی آنها را در پی دارد، چراکه ممکن است یک روز به آمریکا اجازه حمله به دشمنانش را بدهد بدون اینکه بتوان آن را تلافی کرد. طرفداران سامانه دفاعی جواب میدهند که تهدیدهای موشکی تغییر کردهاند. موشکهای برد بلند غیرهستهای اکنون میتوانند تأسیسات نظامی ایالات متحده را به گونهای از کار بیاندازند که آمریکا به ناچار از جنگ از فاصله دور عقبنشینی نماید.
🔸جدای از این نکات، طراحی مطلوب شخص ترامپ نیز حائز اهمیت است. سامانۀ موجود در آمریکا موشکها را در مرحله میانی هدف قرار میدهد. به لحاظ نظری، انهدام موشکها در مرحله قبل یعنی مرحله اوجگیری (Boost phase) که سرعت پایینتری دارند راحتتر است. مشکل این است که این مرحله زمان بسیار کوتاهی (سه الی پنج دقیقه برای موشکهای بالستیک قارهپیما) دارد. فرمان جدید ترامپ خواستار «تکثیر موشکهای منهدم کننده فضاپایه» است که "میتواند رهگیری را در مرحله اوجگیری انجام دهد." این سامانهای همچون سنگریزههای درخشان است که در آن تعداد زیادی از ماهوارههای کوچک و مسلح به طور همزمان بر فراز روسیه، چین و دیگر دشمنان قرار دارند.
🔸به لطف ایلان ماسک هزینه ساخت هزاران کامپیوتر کوچک و استقرار آنها در مدار زمین کمتر از زمان ادوارد تلر است. اما هنوز هم رقم سرسامآوری است و باید حجم قابل توجهی از بودجه را به آن اختصاص داد. بلِیدن بوئن از دانشگاه دورهام تخمین میزند که آمریکا مجموعا به ۵۰۰ ماهواره نیاز خواهد داشت تا فقط سه یا چهار رهگیر در مقیاس پرتابکنندههای کره شمالی داشته باشد. او گفت که احتمالاً به صدها ماهواره بیشتر هم نیاز خواهد بود.
🔸چالش فنی اصلی، ساخت حسگرهای فضایی با قابلیت رهگیری دقیق با هدایت آتش (Fire-Control-Quality Traking) است که به قدر کافی برای شناسایی و رهگیری موشکهای دشمن و هدایت موشک پدافند خوب باشند. اما اگر فناوری اکنون به بلوغ رسیده باشد، الزامات آن فراتر از موشک دفاعی خواهد بود. یعنی ما شاهد ظهور، درک تدریجی و درنهایت پذیرش جنگ فضایی خواهیم بود که شامل حملات ماهوارهای با ابزارهای الکترونیک و انفجاری به اهداف زمینی میشود.
🌐https://institutetehran.com/art/236
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏2👎1
#تحلیل_کوتاه
🔹کمتر از یک ماه مانده به انتخابات پارلمانی در آلمان، رقابت میان احزاب این کشور برای کسب بیشترین کرسیها به شدت ادامه دارد. در این میان، بازار نامزدی برای مقام صدراعظمی (Bundeskanzler) نیز داغ شده و تا کنون هفت نفر برای این پست مهم اعلام نامزدی کردهاند که چهار نفر از آنها وزن سیاسی بیشتری دارند.
💢 اولاف شولتس از حزب سوسیال دموکرات (SPD)
🔸اولاف شولتس صدراعظم فعلی که پیشتر شهردار هامبورگ و وزیر کار و مالی بوده، از سال ۲۰۲۱ تاکنون در این سمت قرار داشته است. او خود را فردی عملگرا معرفی میکند و حزبش قبل از جنگ اوکراین به رویکرد سیاست خارجی متوازن اعتقاد داشت. با این حال، از زمان آغاز جنگ اوکراین، شولتس نتوانست عملگرایی و تعادل در سیاست خارجی و بهبود در اقتصاد را رقم بزند. این ناکارآمدی منجر به کاهش چشمگیر محبوبیت او و حزبش شده است. برآوردها نشان میدهد که حزب شولتس تنها ۱۶ درصد آرا را خواهد داشت و بنابراین شانس چندانی برای حفظ مقام صدراعظمی ندارد؛ اما احتمال دارد که در ائتلاف حاکم آتی بتواند نقش مهمی مانند تصدی وزارت امور خارجه برعهده بگیرد.
💢 فردریش مرتس از حزب دموکرات/سوسیال مسیحی (CDU)
🔸مرتس، نماینده حزب قدیمی دموکرات مسیحی، فردی محافظهکار و اهل کسبوکار است که از سال ۲۰۲۱ به دنبال جلب حمایت مالی و مردمی برای حزبش بوده است. او موفق شده با کسب حمایت ۳۰ درصدی این حزب را دوباره محبوبترین حزب آلمان کند. مرتس اخیراً به دلیل همکاری با حزب راستافراطی برای تصویب لایحهای علیه مهاجران مورد انتقاد قرار گرفته است با این حال برخی نیز این همکاری را تنها نشاندهنده یک رویکرد استوار مبتنی بر محافظهکاری میدانند. او اکنون بیشترین شانس را برای دستیابی به مقام صدراعظمی دارد و احتمالاً مسئولیت دشوار تشکیل ائتلاف را بر عهده خواهد گرفت.
💢آلیس وایدل از حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)
🔸حزب آلترناتیو برای آلمان برای نخستین بار نامزدی از حزب خود را برای مقام صدراعظمی معرفی کرده است. وایدل که اخیراً به خاطر گفتوگوهای مجازیاش با ایلان ماسک خبرساز شده، متخصص اقتصاد و دارای دیدگاههای ضد ناتو و اتحادیه اروپا است. او به خاطر خطابههای تندش علیه مهاجران شناخته شده و به دنبال نزدیکی آلمان به روسیه و چین است. اگرچه احتمال دستیابی او به مقام صدراعظمی بسیار ضعیف است، اما اعلام نامزدیاش نشاندهنده رشد بیسابقه محبوبیت او و کاهش شدید محبوبیت احزاب اصلی در سیاست آلمان است.
💢رابرت هابک از حزب سبزها (Grüne)
🔸حزب سبزها با گرایشهای ترقیخواهانه و محیطزیستی خود، در سیاستهای اقتصادی، داخلی و خارجی تفاوتهای چشمگیری با سایر احزاب دارد. تجربه حضور سبزها در ائتلاف پیشین نشان داد که آنها در سیاست خارجی بسیار ترقیخواهانه عمل میکنند و مسائل محیطزیستی را در اولویت قرار میدهند. کاهش محبوبیت این حزب موجب شده تا احتمال عدم حضور آن در ائتلاف دولتی مطرح شود؛ بنابراین، اعلام آمادگی نامزدی هابک بیشتر به منظور ایجاد اهرم چانهزنی برای کسب امتیاز بیشتر از سایر احزاب ائتلاف احتمالی دولت باشد.
💢جمعبندی و محتملترین سناریو
🔸گرچه به جز این موارد، نامزدها و احزاب دیگری نیز اعلام نامزدی کردهاند اما این چهار نفر مهمترین اشخاص و از محبوبترین احزاب بودند. بر اساس نظرسنجیها، پیروزی و پیشتازی حزب دموکرات مسیحی برای کسب جایگاه صدراعظمی روشن است؛ اما چالشهای تشکیل ائتلاف دولت ممکن است مشکلاتی را ایجاد کند.
🔁 مطالب مرتبط
▫️ فروپاشی دولت آلمان، دلایل و پیامدها
🌐https://institutetehran.com/art/237
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🤯2❤1👏1💔1
♦️۵ دلیل اطمینان ترامپ از طرح انتقال اجباری مردم غزه به مصر و اردن
◼️ الجزیره- قطر
📝محمد المنشاوي
#رویة_العربیة
🔹دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً پیشنهاد انتقال موقت و یا دائمی یک تا یک و نیم میلیون نفر از مردم نوار غزه به مصر و اردن، و بازگشت پس از بازسازی که ممکن است ۱۰ تا ۱۵ سال طول بکشد، را مطرح کرده است. این پیشنهاد با مخالفت شدید مصر و اردن روبرو شده و در جلسه اخیر وزیران شش کشور عربی، شامل مصر، اردن، فلسطین، قطر، عربستان و امارات، بهطور قاطع رد و تأکید شد هرگونه انتقال جمعیت فلسطینیها از غزه غیرقابلقبول است.
🔹این سخنان که نخستین بار هفته گذشته در کنار هواپیمای ریاستجمهوری و سپس در دو نشست خبری در کاخ سفید تکرار شد، ابهاماتی را درباره اهداف واقعی او ایجاد کرده است. بررسیها نشان میدهد پنج عامل ممکن است ترامپ را به تکرار درخواستهایش از مصر و اردن ترغیب کرده باشد.
💢فشار برای دستیابی به توافق
🔹دولت بایدن، در ماه مه گذشته طرحی برای توافق آتشبس در غزه ارائه داد که شامل آزادی زندانیان، ورود کمکهای بشردوستانه و آغاز مذاکرات برای خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه بود. حماس این توافق را پذیرفت، اما نتانیاهو از پذیرش آن خودداری کرد و بایدن نیز نتوانست بر اسرائیل فشار وارد کند.
🔹در سوی دیگر، دونالد ترامپ در دوران کارزار انتخاباتی و پس از پیروزی، تهدید کرد که اگر طرفین درگیریها را قبل از ورود او به کاخ سفید در ۲۰ ژانویه متوقف نکنند، با عواقب جدی مواجه خواهند شد. استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ، در مذاکرات لحظه آخر حضور یافت و فشار آورد که نتانیاهو توافق را یک روز قبل از آغاز ریاستجمهوری ترامپ بپذیرد. این اقدامات به تیم جدید کاخ سفید اعتمادبهنفس بیشتری داد تا خواستههای بیشتری از طرفین داشته باشند.
💢تجربه کلمبیا
🔹بسیاری در واشنگتن در حال بحث درباره پیامدهای عقبنشینی کلمبیا از تقابل با ترامپ هستند. کلمبیا ابتدا با بازگرداندن شهروندان خود که از جمله مهاجران غیرقانونی بودند، مخالف بود، اما پس از آنکه ترامپ تعرفهها و تحریمهایی علیه این کشور از جمله ممنوعیت سفر مقامات کلمبیایی به آمریکا اعمال کرد، کلمبیا موضع خود را تغییر داد و با بازگشت اتباع خود موافقت کرد. این تغییر موضع به دلیل فشارهای ترامپ بود. ایالاتمتحده اکنون گمان میکند خواهد توانست بر مخالفت کشورهای دیگری مانند مصر و اردن نیز غلبه کند، همانطور که در مورد کلمبیا این اتفاق افتاد.
💢کمکهای عظیم
🔹کمکهای اقتصادی که آمریکا سالانه به کشورهای مصر و اردن ارائه میدهد، میتواند بهعنوان یک اهرم فشار عمل کند. مصر سالانه از کمک ۱.۳ میلیارد دلاری آمریکا بهره میبرد و همچنین وابستگی شدیدی به صندوق بینالمللی پول دارد که آمریکا یکی از تاثیرگذارترین اعضاء آن است. گفتنی است کمکهای آمریکا به مصر از زمان امضای پیمان صلح با اسرائیل در سال ۱۹۷۹ بیش از ۷۵ میلیارد دلار بوده است.
🔹اردن نیز از دهه ۱۹۵۰ از کمکهای اقتصادی و نظامی آمریکا برخوردار بوده، بهطوریکه تا سال ۲۰۲۰ مجموع کمکهای آمریکا به این کشور به ۲۶.۴ میلیارد دلار رسیده است. همچنین میزان بودجه درخواستی رئیسجمهور آمریکا برای اردن در سال ۲۰۲۵، ۱.۴ میلیارد دلار بوده است.
💢 سابقه عقبنشینی مصر
🔹موفقیت ترامپ در فشار بر مصر در دسامبر ۲۰۱۶، زمانی که مصر قصد داشت طرحی را در شورای امنیت ارائه دهد که ساختوساز شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری را محکوم میکرد، یکی دیگر از عوامل اعتماد به نفس ترامپ است. ترامپ با مداخله و تماس با رئیسجمهور مصر، باعث شد این کشور طرح خود را پس بگیرد. مصر حتی از آمریکا به خاطر فشارهای وارده عذرخواهی کرد. این واقعه نشاندهنده نقش کلیدی فشارهای دیپلماتیک در تغییر مواضع کشورهاست که امکان تکرار آن وجود دارد.
💢تجربه انتقال سفارت
🔹ترامپ در دسامبر ۲۰۱۷ و در اولین دوره ریاستجمهوریاش، اورشلیم را بهعنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت و دستور انتقال سفارت آمریکا از تلآویو را صادر کرد. ترامپ ادعا کرد که از خطرات قدامی که پنج رئیسجمهور پیشین آمریکا از انجام آن خودداری کرده بودند تا از واکنشهای منفی کشورهای عربی جلوگیری کنند، آگاه بود. بااینحال، علیرغم مغایرت این تصمیم با قوانین بینالمللی و قطعنامههای شورای امنیت، کشورهای عربی هیچ اقدام عملی یا دیپلماتیکی برای مقابله با این تصمیم انجام ندادند.
✅ مجموعه این عوامل باعث شده ترامپ برای عملی نمودن طرح کوچ اجباری مردم نوار غزه اعتماد بهنفس بالایی پیدا کند و در جلسات و دیدارهای مختلف به طرح و بازگویی آن بپردازد.
🔁 مطالب مرتبط
▫️محدودیتهای تئوری «مرد دیوانه»؛ چگونه پیشبینیناپذیری ترامپ میتواند به سیاست خارجیاش صدمه بزند؟
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/238
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ الجزیره- قطر
📝محمد المنشاوي
#رویة_العربیة
🔹دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً پیشنهاد انتقال موقت و یا دائمی یک تا یک و نیم میلیون نفر از مردم نوار غزه به مصر و اردن، و بازگشت پس از بازسازی که ممکن است ۱۰ تا ۱۵ سال طول بکشد، را مطرح کرده است. این پیشنهاد با مخالفت شدید مصر و اردن روبرو شده و در جلسه اخیر وزیران شش کشور عربی، شامل مصر، اردن، فلسطین، قطر، عربستان و امارات، بهطور قاطع رد و تأکید شد هرگونه انتقال جمعیت فلسطینیها از غزه غیرقابلقبول است.
🔹این سخنان که نخستین بار هفته گذشته در کنار هواپیمای ریاستجمهوری و سپس در دو نشست خبری در کاخ سفید تکرار شد، ابهاماتی را درباره اهداف واقعی او ایجاد کرده است. بررسیها نشان میدهد پنج عامل ممکن است ترامپ را به تکرار درخواستهایش از مصر و اردن ترغیب کرده باشد.
💢فشار برای دستیابی به توافق
🔹دولت بایدن، در ماه مه گذشته طرحی برای توافق آتشبس در غزه ارائه داد که شامل آزادی زندانیان، ورود کمکهای بشردوستانه و آغاز مذاکرات برای خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه بود. حماس این توافق را پذیرفت، اما نتانیاهو از پذیرش آن خودداری کرد و بایدن نیز نتوانست بر اسرائیل فشار وارد کند.
🔹در سوی دیگر، دونالد ترامپ در دوران کارزار انتخاباتی و پس از پیروزی، تهدید کرد که اگر طرفین درگیریها را قبل از ورود او به کاخ سفید در ۲۰ ژانویه متوقف نکنند، با عواقب جدی مواجه خواهند شد. استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ، در مذاکرات لحظه آخر حضور یافت و فشار آورد که نتانیاهو توافق را یک روز قبل از آغاز ریاستجمهوری ترامپ بپذیرد. این اقدامات به تیم جدید کاخ سفید اعتمادبهنفس بیشتری داد تا خواستههای بیشتری از طرفین داشته باشند.
💢تجربه کلمبیا
🔹بسیاری در واشنگتن در حال بحث درباره پیامدهای عقبنشینی کلمبیا از تقابل با ترامپ هستند. کلمبیا ابتدا با بازگرداندن شهروندان خود که از جمله مهاجران غیرقانونی بودند، مخالف بود، اما پس از آنکه ترامپ تعرفهها و تحریمهایی علیه این کشور از جمله ممنوعیت سفر مقامات کلمبیایی به آمریکا اعمال کرد، کلمبیا موضع خود را تغییر داد و با بازگشت اتباع خود موافقت کرد. این تغییر موضع به دلیل فشارهای ترامپ بود. ایالاتمتحده اکنون گمان میکند خواهد توانست بر مخالفت کشورهای دیگری مانند مصر و اردن نیز غلبه کند، همانطور که در مورد کلمبیا این اتفاق افتاد.
💢کمکهای عظیم
🔹کمکهای اقتصادی که آمریکا سالانه به کشورهای مصر و اردن ارائه میدهد، میتواند بهعنوان یک اهرم فشار عمل کند. مصر سالانه از کمک ۱.۳ میلیارد دلاری آمریکا بهره میبرد و همچنین وابستگی شدیدی به صندوق بینالمللی پول دارد که آمریکا یکی از تاثیرگذارترین اعضاء آن است. گفتنی است کمکهای آمریکا به مصر از زمان امضای پیمان صلح با اسرائیل در سال ۱۹۷۹ بیش از ۷۵ میلیارد دلار بوده است.
🔹اردن نیز از دهه ۱۹۵۰ از کمکهای اقتصادی و نظامی آمریکا برخوردار بوده، بهطوریکه تا سال ۲۰۲۰ مجموع کمکهای آمریکا به این کشور به ۲۶.۴ میلیارد دلار رسیده است. همچنین میزان بودجه درخواستی رئیسجمهور آمریکا برای اردن در سال ۲۰۲۵، ۱.۴ میلیارد دلار بوده است.
💢 سابقه عقبنشینی مصر
🔹موفقیت ترامپ در فشار بر مصر در دسامبر ۲۰۱۶، زمانی که مصر قصد داشت طرحی را در شورای امنیت ارائه دهد که ساختوساز شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری را محکوم میکرد، یکی دیگر از عوامل اعتماد به نفس ترامپ است. ترامپ با مداخله و تماس با رئیسجمهور مصر، باعث شد این کشور طرح خود را پس بگیرد. مصر حتی از آمریکا به خاطر فشارهای وارده عذرخواهی کرد. این واقعه نشاندهنده نقش کلیدی فشارهای دیپلماتیک در تغییر مواضع کشورهاست که امکان تکرار آن وجود دارد.
💢تجربه انتقال سفارت
🔹ترامپ در دسامبر ۲۰۱۷ و در اولین دوره ریاستجمهوریاش، اورشلیم را بهعنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت و دستور انتقال سفارت آمریکا از تلآویو را صادر کرد. ترامپ ادعا کرد که از خطرات قدامی که پنج رئیسجمهور پیشین آمریکا از انجام آن خودداری کرده بودند تا از واکنشهای منفی کشورهای عربی جلوگیری کنند، آگاه بود. بااینحال، علیرغم مغایرت این تصمیم با قوانین بینالمللی و قطعنامههای شورای امنیت، کشورهای عربی هیچ اقدام عملی یا دیپلماتیکی برای مقابله با این تصمیم انجام ندادند.
🔁 مطالب مرتبط
▫️محدودیتهای تئوری «مرد دیوانه»؛ چگونه پیشبینیناپذیری ترامپ میتواند به سیاست خارجیاش صدمه بزند؟
🌐https://institutetehran.com/art/238
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👎1💔1
🔵 سرمایهگذاری خارجی در سنگاپور: نگاهی به نقش «هیئت توسعه اقتصادی»
#اکوتهران
🔸سنگاپور با مساحتی معادل 700 کیلومتر مربع ( دو هزار برابر کوچکتر از ایران) و بیش از 6 میلیون نفر جمعیت، یکی از موفقترین اقتصادهای آسیایی در جذب سرمایهگذاری خارجی بوده است. تا سال 2023 مجموع سرمایهگذاری خارجی در سنگاپور به رقم 2.89 تریلیون دلار رسید و در سال 2022 این کشور پس از چین و آمریکا، سومین دریافت کننده بزرگ سرمایهگذاری خارجی در جهان بود.
🔹از سال 1990 بدین سو سنگاپور در عموم سالها بیش از 10 درصد سرمایهگذاری خارجی وارده به آسیا را به خود جذب نموده است. عمده کارشناسان متفقالقولاند که علاوه بر متغیرهای جغرافیایی، ثبات اقتصاد کلان و نرخهای کلیدی، عملکرد موفق «هیئت توسعه اقتصادی» در ساختار نهادی این کشور متغیری قابل توجه است.
💢تحول راهبردی هیئت توسعه اقتصادی
🔹سنگاپور در سال 1961 مطالعهای را با هدایت سازمان ملل متحد درباره برنامه صنعتی شدن تحت نظارت آلبرت وینسمیوس، اقتصاددان هلندی، به انجام رساند و از دل این مطالعه، «هیئت توسعه اقتصادی» سنگاپور به عنوان نهاد اصلی توسعهای همراه با اولین راهبرد مدون در این حوزه متولد گردید. اولین مسئولیت این نهاد، توسعه زیرساختهای مساعد و ضروری برای فعالیت صنعتی بود و راهبرد بنیادین آن ابتدا جایگزینی واردات و توسعه صنایع کاربر (عمدتا صنایع سبک) بود.
🔹با استقلال سنگاپور در سال 1965، راهبرد توسعهای سنگاپور نیز با چرخشی جدی بر توسعه صادرات در صنایع تولیدی، بینالمللیسازی و جذب سرمایهگذاری خارجی متمرکز گردید. اولین دفاتر خارجی این هیئت به ترتیب در سالهای 1966 و 1968 در هنگکنگ و نیویورک تاسیس شد و یکی از مشهورترین اقدامات عملی دفتر نیویورک این هیئت در دهه شصت میلادی، نامهنگاری مستقیم با 500 شرکت برتر آمریکایی برای معرفی ظرفیتهای بالقوه سنگاپور بوده است.
🔹تامین نیروی انسانی مورد نیاز صنایع نوظهور از طریق برگزاری دورههای خارجی، تاسیس مراکز آموزشی مشترک دولتی-صنعتی، ایجاد صندوق توسعه مهارتها و اعطای بورسیههای صنعتی محلی از جمله اقداماتی است که این موسسه از دهه هفتاد میلادی آغاز نمود. علاوه بر این، برنامههای کمک به تامین سرمایه و توسعه محصولات جدید یکی از جنبههای فعالیت این نهاد در پنج دهه گذشته بدینسو بوده است.
🔹هیئت توسعه اقتصادی سنگاپور در دهه هشتاد میلادی به تولید فناورانه روی آورد و در این مسیر از ظرفیت ژاپن، آلمان و فرانسه بیش از سایر کشورها بهره برد. در این دوره زمانی سه صنعت الکترونیک، پتروشیمی و خدمات فنی-مهندسی از جمله مهمترین حوزههای تمرکز در سنگاپور بودند. موسسات کوچک و متوسط نیز (SMEs) از سال 1986 مورد توجه این نهاد قرار گرفتند. تا پایان دهه نود میلادی سرمایهگذاری گستردهای در تاسیس و راه اندازی پارکهای صنعتی همچون پارک پتروشیمی جورنگ و پارک فناوری سنگاپور توسط این نهاد ترتیب داده شد.
🔹با آغاز قرن جدید، هیئت توسعه اقتصادی سنگاپور تمرکز ویژهای بر اقتصاد دانشبنیان، فعالیتهای مشترک تحقیق و توسعه و تامین زیرساخت اقتصاد دیجیتالی نشان داد و اکنون نیز در عرصههای نوظهور اقتصاد دیجیتال، جذب سرمایهگذاری خطرپذیر و توسعه انرژیهای سبز و پایدار رهبری نظاممند توسعه صنایع بر عهده این هیئت است.
💢ساز و کارهای جذب سرمایهگذاری خارجی
🔹ارائه محرکهای مالی یکی از مهمترین ساز و کارهای جذب سرمایهگذاری خارجی توسط سنگاپور بوده است. در این چارچوب علاوه بر اعطای معافیتهای مالیاتی، طرح کمکهزینه سرمایهگذاری (IA) توسط این هیئت اجرا شد که به موجب آن هزینههای سرمایهگذاری با کسر از مالیات جبران میشد. برنامه سرمایهگذار جهانی (GIP) برای اعطای اقامت دائم در قبال سرمایهگذاری و انعقاد موافقتنامههای مالیاتی متعدد با سایر کشورها برای پرهیز از مالیاتستانی مضاعف، از دیگر روشهای سنگاپور برای جذب سرمایهگذاری بود. این نهاد همچنین مبدع اعطای تخفیفات مالیاتی به شرکتهای چندملیتی شد که دفاتر منطقهای خود را در سنگاپور دایر یا به این کشور منتقل کنند و بدین ترتیب، سنگاپور به هاب منطقهای این شرکتها مبدل گردید.
✅ دست آخر، یکی از کارکردهای نهادی مهم این هیئت در سنگاپور، ایفای نقش پکپارچهساز و نمایندگی کل دولت در مواجهه با سرمایهگذار بوده است؛ بدین معنی که هماهنگی مسائل بینبخشی و دستگاهی سنگاپور با پشتیبانی قابل ملاحظهای توسط این هیئت انجام میشود و بدین ترتیب نیازهای سرمایهگذار به صورت متمرکز و همهجانبه پاسخ داده میشود.
🔁 مطالب مرتبط
▫️توسعه فناورانه در تایوان: نگاهی به نقش «موسسه تحقیقات فناوری صنعتی»
▫️خزانه ناسیونال: فعالیتهای توسعهای صندوق ثروت ملی در مالزی
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/239
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸سنگاپور با مساحتی معادل 700 کیلومتر مربع ( دو هزار برابر کوچکتر از ایران) و بیش از 6 میلیون نفر جمعیت، یکی از موفقترین اقتصادهای آسیایی در جذب سرمایهگذاری خارجی بوده است. تا سال 2023 مجموع سرمایهگذاری خارجی در سنگاپور به رقم 2.89 تریلیون دلار رسید و در سال 2022 این کشور پس از چین و آمریکا، سومین دریافت کننده بزرگ سرمایهگذاری خارجی در جهان بود.
🔹از سال 1990 بدین سو سنگاپور در عموم سالها بیش از 10 درصد سرمایهگذاری خارجی وارده به آسیا را به خود جذب نموده است. عمده کارشناسان متفقالقولاند که علاوه بر متغیرهای جغرافیایی، ثبات اقتصاد کلان و نرخهای کلیدی، عملکرد موفق «هیئت توسعه اقتصادی» در ساختار نهادی این کشور متغیری قابل توجه است.
💢تحول راهبردی هیئت توسعه اقتصادی
🔹سنگاپور در سال 1961 مطالعهای را با هدایت سازمان ملل متحد درباره برنامه صنعتی شدن تحت نظارت آلبرت وینسمیوس، اقتصاددان هلندی، به انجام رساند و از دل این مطالعه، «هیئت توسعه اقتصادی» سنگاپور به عنوان نهاد اصلی توسعهای همراه با اولین راهبرد مدون در این حوزه متولد گردید. اولین مسئولیت این نهاد، توسعه زیرساختهای مساعد و ضروری برای فعالیت صنعتی بود و راهبرد بنیادین آن ابتدا جایگزینی واردات و توسعه صنایع کاربر (عمدتا صنایع سبک) بود.
🔹با استقلال سنگاپور در سال 1965، راهبرد توسعهای سنگاپور نیز با چرخشی جدی بر توسعه صادرات در صنایع تولیدی، بینالمللیسازی و جذب سرمایهگذاری خارجی متمرکز گردید. اولین دفاتر خارجی این هیئت به ترتیب در سالهای 1966 و 1968 در هنگکنگ و نیویورک تاسیس شد و یکی از مشهورترین اقدامات عملی دفتر نیویورک این هیئت در دهه شصت میلادی، نامهنگاری مستقیم با 500 شرکت برتر آمریکایی برای معرفی ظرفیتهای بالقوه سنگاپور بوده است.
🔹تامین نیروی انسانی مورد نیاز صنایع نوظهور از طریق برگزاری دورههای خارجی، تاسیس مراکز آموزشی مشترک دولتی-صنعتی، ایجاد صندوق توسعه مهارتها و اعطای بورسیههای صنعتی محلی از جمله اقداماتی است که این موسسه از دهه هفتاد میلادی آغاز نمود. علاوه بر این، برنامههای کمک به تامین سرمایه و توسعه محصولات جدید یکی از جنبههای فعالیت این نهاد در پنج دهه گذشته بدینسو بوده است.
🔹هیئت توسعه اقتصادی سنگاپور در دهه هشتاد میلادی به تولید فناورانه روی آورد و در این مسیر از ظرفیت ژاپن، آلمان و فرانسه بیش از سایر کشورها بهره برد. در این دوره زمانی سه صنعت الکترونیک، پتروشیمی و خدمات فنی-مهندسی از جمله مهمترین حوزههای تمرکز در سنگاپور بودند. موسسات کوچک و متوسط نیز (SMEs) از سال 1986 مورد توجه این نهاد قرار گرفتند. تا پایان دهه نود میلادی سرمایهگذاری گستردهای در تاسیس و راه اندازی پارکهای صنعتی همچون پارک پتروشیمی جورنگ و پارک فناوری سنگاپور توسط این نهاد ترتیب داده شد.
🔹با آغاز قرن جدید، هیئت توسعه اقتصادی سنگاپور تمرکز ویژهای بر اقتصاد دانشبنیان، فعالیتهای مشترک تحقیق و توسعه و تامین زیرساخت اقتصاد دیجیتالی نشان داد و اکنون نیز در عرصههای نوظهور اقتصاد دیجیتال، جذب سرمایهگذاری خطرپذیر و توسعه انرژیهای سبز و پایدار رهبری نظاممند توسعه صنایع بر عهده این هیئت است.
💢ساز و کارهای جذب سرمایهگذاری خارجی
🔹ارائه محرکهای مالی یکی از مهمترین ساز و کارهای جذب سرمایهگذاری خارجی توسط سنگاپور بوده است. در این چارچوب علاوه بر اعطای معافیتهای مالیاتی، طرح کمکهزینه سرمایهگذاری (IA) توسط این هیئت اجرا شد که به موجب آن هزینههای سرمایهگذاری با کسر از مالیات جبران میشد. برنامه سرمایهگذار جهانی (GIP) برای اعطای اقامت دائم در قبال سرمایهگذاری و انعقاد موافقتنامههای مالیاتی متعدد با سایر کشورها برای پرهیز از مالیاتستانی مضاعف، از دیگر روشهای سنگاپور برای جذب سرمایهگذاری بود. این نهاد همچنین مبدع اعطای تخفیفات مالیاتی به شرکتهای چندملیتی شد که دفاتر منطقهای خود را در سنگاپور دایر یا به این کشور منتقل کنند و بدین ترتیب، سنگاپور به هاب منطقهای این شرکتها مبدل گردید.
🔁 مطالب مرتبط
▫️توسعه فناورانه در تایوان: نگاهی به نقش «موسسه تحقیقات فناوری صنعتی»
▫️خزانه ناسیونال: فعالیتهای توسعهای صندوق ثروت ملی در مالزی
🌐https://institutetehran.com/art/239
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹سیاست فشار حداکثری ترامپ بر ضد ایران در دوران ریاست جمهوریاش، سبب شد، که بازگشت مجدد وی به کاخ سفید، سبب ایجاد نگرانی ایران گردد، این نگرانی با سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن افزایش پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی ایجاد نمود. همزمان با این سفر، ترامپ یک یادداشت ریاستجمهوری را امضا کرد، که سیاست فشار حداکثری را دوباره بر ضد ایران اعمال میکند. با این وجود در زمان امضای این یادداشت، ترامپ اظهار امیدواری کرد که این یادداشت اجرایی نشود و از امضای آن خوشحال نیست؛ برای توافق با ایران هر کاری از امکانپذیر باشد، انجام خواهد داد؛ ولی اجازه نخواهد داد که ایران به سلاح هستهای دست یابد.
🔸امضای یادداشت ریاستجمهوری و اعمال سیاستهای فشار حداکثری با اظهارنظرهای به ظاهر دلسوزانه همزمان با سفر نتانیاهو به واشنگتن پیامها و دلالتهای دوگانه و متضادی را در بردارد. در درجه نخست ترامپ اقدام به اتخاذ سیاست چماق و هویج در قبال ایران کرده است و با اظهارات خود فعلاً توپ را به زمین بازی ایران منتقل نمود و اکنون منتظر پاسخ ایران است.
🔸این یادداشت فراتر از صنعت هستهای ایران بسیاری از بخشهای اقتصادی ایران را را هدف قرار داده که نشان از رویکرد سختگیرانه ترامپ در قبال ایران دارد. در واقع فشار حداکثری بر ضد ایران در ابعاد مختلف بازگردانده میشود و صنایع هستهای و موشکی، اقتصاد، و سیاستهای منطقهای را هدف قرار میدهد و با در نظر گرفتن مجازاتهایی برای نقضکنندگان تحریمها، هدف عمده آن به صفر رساندن صادرات نفت ایران در کنار محدود کردن دسترسی ایران به اقلام دارای کاربرد در صنایع هستهای و موشکی است. از سوی دیگر، ترامپ در زمان امضای این یادداشت بیان کرد که از امضای آن راضی نیست و امیدوار است بتواند با رئیسجمهور ایران دیدار کند و به توافق دست یابد. اتخاذ چنین سیاستی می تواند دلالتهای مختلفی داشته باشد که با توجه به متغیرهای داخلی و خارجی می توان شناخت بهتری از آن به دست آورد.
🔸ترامپ در دوران رقابتهای انتخاباتی به عنوان یکی از دستاوردهای خود در دوره قبلی خود اظهار میداشت که در دوران ریاستجمهوری وی ایران بسیار ضعیف شده بود و اگر در سال ۲۰۲۰ انتخاب میشد به یک توافق جدید با ایران دست مییافت. ترامپ اکنون با دنبال تکمیل کار نیمه تمام خود از طریق تداوم همان سیاست فشار حداکثری است. اگرچه تحریمهایی که او در دوره قبلی علیه ایران بازگردانده یا وضع کرده بود در دولت بایدن هم ادامه یافتند و عملاً فشار دفعی آنها تخلیه آنها شده است اما از دیدگاه ترامپ و تیم او امضای چنین یادداشتی به لحاظ روانی میتواند اثرگذار باشد و ضمناً با واگذار کردن تشخیص شرایط اجرای آنها به مقامات اجرایی و ابراز امیدواری به عدم نیاز به اجرا ا به نوعی ملایمت به خرج داده است تا ایران را تشویق به آمدن به پای میز مذاکره کند. لذا ترامپ با این اقدام استارت دیپلماسی با ایران را زده است.
🔸ترامپ سعی نمود با احیای فشار حداکثری تا حدودی همراهی خود را با اسرائیل نشان دهد. با این وجود ولی ترامپ یادداشت را قبل از دیدار با نتانیاهو امضا کرد تا هم نمایش قدرت خود باشد و هم نشان دهد که تصمیم گیرنده اوست و این گمانی زنی به وجود نیاید که این امضاء تحت تاثیر نتانیاهو شکل گرفته است. در واقع ترامپ تمایل ندارد، که سیاست خارجی آمریکا در منطقه غرب آسیا تحت تاثیر تنش اسرائیل و ایران قرار گیرد و در مقابل میخواهد نشان دهد در ارتباط با ایران و اسرائیل محور اصلی و تعیین کننده آمریکاست و او تمایلی به تعریف سیاست خارجی ایالات متحده در چارچوب سیاستهای اسرائیل ندارد.
🔸ماههاست که گمانهزنیهایی در مورد احتمال حمله اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران وجود دارد و برخی از کارشناسان معتقد بودهاند که سفر نتانیاهو میتواند برای جلب حمایت آمریکا باشد؛ ولی ترامپ در پاسخ یه سوال خبرنگاری مبتنی بر ضعف ایران و احتمال حمله به تاسیسات هستهای، بر خلاف اظهارات نتانیاهو، بیان کرد که ایران نه تنها ضعیف نیست بلکه بسیار قوی است.
🌐https://institutetehran.com/art/240
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎4❤1👌1
◾️فارن پالیسی
📝اولنا ترگاب و مارک دیور
#روندهای_استراتژیک
🔸تحریمهای بینالمللی با هدف محدود کردن دسترسی کشورهای ضدسیستم مانند روسیه، ایران و کره شمالی به فناوریهای پیشرفته، در عمل با شکست مواجه شدهاند. بررسی بقایای موشکها و پهپادهای ساخت این کشورها در جنگ اوکراین نشان میدهد که اکثر قطعات الکترونیکی به کار رفته در این سلاحها از کشورهای غربی/حامی نظم لیبرال مانند آمریکا، اروپا، ژاپن و تایوان تأمین شده است. این مسئله نه تنها نقض تحریمها است، بلکه بیانگر ضعف ساختاری در نظام کنترلی صادرات فناوریهای دو منظوره است.
💢تئوری «صلح تکنولوژیک» و واقعیت های امروز
🔹در سال ۲۰۰۷، استفان جی. بروکس در کتاب «تولید امنیت» استدلال کرد که وابستگی کشورها به زنجیره تأمین جهانی فناوریهای پیشرفته ساخت دموکراسیهای غربی، بروز جنگهای تهاجمی را غیرممکن میکند، زیرا کشورهای مهاجم بدون دسترسی به قطعات حیاتی (مانند نیمه رساناها) قادر به ساخت سلاحهای پیشرفته نخواهند بود. این ایده که به «صلح تکنولوژیک» معروف شد، در دوران جنگ سرد تا حدی موفق بود؛ اتحاد جماهیر شوروی به دلیل تحریمهای هماهنگ کمیته ملی کنترل صادرات چندجانبه (CoCom)، نتوانست به فناوریهای الکترونیکی روز دست یابد و در نهایت در رقابت تسلیحاتی عقب ماند.
🔹اما امروز، دادههای میدانی از جنگ اوکراین خلاف این نظریه را ثابت میکند. روسیه، علیرغم تحریمهای شدید، همچنان از قطعات الکترونیکی غربی در موشکها و پهپادهای خود استفاده میکند. بر اساس گزارشهای مؤسسه علم و امنیت بینالمللی و نهادهای اوکراینی، بیش از ۶۰ قطعه از قطعات موجود در سلاحهای روسیه (مانند موشکهای Kh-101 و Kalibr) ساخت آمریکا هستند. حتی ایران و کره شمالی نیز ترجیح میدهند به جای استفاده از فناوری چینی، از قطعات باکیفیت غربی در سلاحهای خود بهره ببرند.
💢نقش کشورهای واسطه و ضعف اجرای تحریمها
🔹شواهد نشان میدهد روسیه و متحدانش از شبکه پیچیدهای از شرکتهای واسطه و کشورهای ثالث (مانند قزاقستان، ارمنستان، امارات و ترکیه) برای دور زدن تحریمها استفاده میکنند. برای مثال، یک شرکت سوئیسی فعال در تولید قطعات خودرو، به طور ناخواسته منبع تأمین قطعات برای سیستمهای هدف گیری موشکهای روسی شده است. اگرچه این شرکت استفاده نظامی از محصولاتش را ممنوع کرده، اما روسها با مهندسی معکوس، این قطعات را در سلاحها به کار میبرند.
💢به طور کلی، ضعف اصلی نظام تحریمها به سه عامل کلیدی باز میگردد
1️⃣فقدان نهاد هماهنگ کننده: پس از انحلال CoCom در ۱۹۹۴، توافق ونسانار جایگزین آن شد، اما این توافق فاقد مکانیسمهای اجرایی قوی و هماهنگی بین کشورها است.
2️⃣عدم مجازات شرکتها و کشورهای نقض کننده: بسیاری از دولتها تمایلی به پیگرد قانونی شرکتهای داخلی شان که در تحریم شکنی نقش دارند، نشان نمی دهند. برای مثال، بریتانیا تا سپتامبر ۲۰۲۴ تنها یک جریمه ناچیز ۱۵٬۰۰۰ پوندی برای نقض تحریمها علیه یک شرکت داخلی صادر کرده است.
3️⃣ سوءاستفاده کشورهای ثالث: کشورهایی مانند امارات و ترکیه با ایجاد شرکت های صوری، به مراکز اصلی دور زدن تحریم ها تبدیل شدهاند، اما فشار بینالمللی چندانی بر آنها اعمال نمیشود.
💢درسهای تاریخی و راهکارهای پیشرو
🔸تجربیات تاریخی نشان میدهد هماهنگی و سخت گیری می تواند تحریم ها را مؤثر کند. در جنگ جهانی اول، متفقین با اعمال سهمیه واردات بر هلند بی طرف، مانع از انتقال فناوری به آلمان شدند. در جنگ سرد نیز کشورهای غیر عضو CoCom (مانند سوئیس) مجبور به رعایت تحریمها برای دسترسی به فناوریهای دو منظوره بودند.
💢راهکارهای اساسی برای تحکیم انحصار تکنولوژیک و تقویت نظام تحریمها
1️⃣ ایجاد یک نهاد بینالمللی شبیه به CoCom با اختیارات اجرایی قویتر
2️⃣ اعمال مجازاتهای سنگین بر شرکتهای متخلف داخلی و کشورهای واسطه
3️⃣ شفاف سازی زنجیره تأمین و نظارت دقیق بر صادرات فناوریهای حساس
🌐https://institutetehran.com/art/241
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤4👎2
♦️ضرورت تداوم ارسال سلاح به اوکراین برای دستیابی به یک پیمان صلح خوب
◼️بنیاد دفاع از دموکراسیها
📝مارک مونتگمری، جان هاردی
#تهران_ریویو
🔹کاخ سفید ترامپ برای مدت کوتاهی ارسال تسلیحات به اوکراین را متوقف کرد و سپس بهطور بیسر و صدا آن را از سر گرفت؛ چرا که درون دولت بر سر کمک به کییف اختلاف نظر وجود داشت. دولت نهایتا تصمیم درستی گرفت؛ اما همچنان درباره اینکه آیا این کمکها ادامه خواهد یافت یا نه، موضعی مبهم اتخاذ کرده است. اگر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، میخواهد به توافق صلحی برسد که منافع آمریکا را حفظ کند، باید بر افزایش اهرم فشار بر روسیه تمرکز کند. این امر نهتنها به تحریمهای اقتصادی سختتر نیاز دارد، بلکه به حمایت نظامی مستمر از اوکراین نیز وابسته است.
🔸در واقع مشکل اصلی، ولادیمیر پوتین است. منظور رهبر روسیه از تلاش برای فریب ترامپ درباره آمادگی برای مذاکره این است که آماده پذیرش تسلیم اوکراین است. این جنگ برای پوتین فقط درباره تصرف سرزمینهای بیشتر در شرق اوکراین نیست، بلکه بخشی از هدف دیرینهاش برای تبدیل اوکراین به کشوری تابع است. این مسئله محور تقابل گستردهتر او با غرب را شکل میدهد. پوتین تلاش خواهد کرد تا از مذاکرات صلح احتمالی برای تحقق جاهطلبیهای خود استفاده کند.
🔸خواستههای کرملین جسورانه و بیپرده است. روسیه اصرار دارد که کییف باید بخشهایی از سرزمین خود را واگذار کند، از امید پیوستن به ناتو دست بکشد و برخی محدودیتها از جمله کاهش تواناییهای نظامی خود را بپذیرد. به نظر میرسد مسکو حتی که امیدوار است بتواند رئیسجمهور اوکراین، ولادیمیر زلنسکی، را با فردی سازگارتر جایگزین کند. روسیه همچنین اصرار دارد که توافق صلح باید بخشی از چارچوبی وسیعتر باشد که به اصطلاح "دلایل ریشهای" درگیری را برطرف کند، از جمله محدود کردن حضور نظامی ناتو در اروپای شرقی.
🔸شرایط روسیه منافع مهم ایالات متحده را نیز به خطر میاندازد. رها کردن اوکراین در برابر تجاوز بیشتر روسیه احتمال وقوع جنگی دیگر را افزایش میدهد، چیزی که در حال حاضر نیز احتمال آن قوی است. اگر پوتین احساس کند که در یک نبرد ارادهها بر سر اوکراین پیروز شده، آن هم با وجود تمام فشارهایی که غرب به او وارد کرده است، این امر به هیچ وجه بازدارندگی ناتو را تقویت نخواهد کرد. چین نیز با مشاهده این ضعف آمریکا، ممکن است بیشتر به سمت اقدام نظامی علیه تایوان متمایل شود.
🔸ترامپ برای به حداکثر رساندن شانس یک توافق مطلوب، نیاز به اهرم فشار دارد. او باید در نظر داشته باشد که تحریمهای اقتصادی علیه درآمدهای نفتی روسیه را از هماکنون تشدید کند، نه اینکه منتظر سیاستهای سختگیرانهتر پوتین بماند. مشکلات اقتصادی روسیه در حال افزایش است، اما با روند کنونی، ممکن است این جنگ تا سال ۲۰۲۶ یا بعد از آن از نظر اقتصادی برای مسکو غیرقابل تحمل نشود. تحریمهای سختتر که بلافاصله اعمال شوند، میتوانند این بازه زمانی را کوتاهتر کنند و به دستیابی سریعتر به یک توافق کمک کنند. با این حال، ابزارهای اقتصادی بهتنهایی کافی نخواهند بود.
🔸نیروهای اوکراینی در حال حاضر در وضعیت دفاعی هستند؛ زیرا روسیه همچنان به پیشرویهای آرام و پیوسته خود ادامه میدهد. در حالی که این پیشرویهای آهسته روسیه با تلفات سنگین انسانی و تجهیزات همراه است، که در نهایت مسکو قادر به تحمل آن نخواهد بود؛ اما خطر این وجود دارد که توان دفاعی اوکراین سریعتر تضعیف شود.
🔸برای کمک به اوکراین در تثبیت خطوط دفاعی خود و نشان دادن اینکه روسیه نمیتواند ایالات متحده را فرسوده کند، ترامپ باید بهطور علنی تعهد کند که کمکهای نظامی به کییف ادامه خواهد یافت. بخش عمدهای از این کمکها، بهویژه در کوتاهمدت، صرفاً شامل تحویل تجهیزاتی است که در دولت بایدن وعده داده شده است. ترامپ همچنین باید از کنگره بخواهد که لایحهای تحت عنوان "اهرم فشار برای اوکراین" تصویب کند که از اتمام اختیارات و بودجه کمکهایش جلوگیری کند. این کمکها میتواند از راههایی تأمین مالی شود که بار مالی را از دوش مالیاتدهندگان آمریکایی بردارد، مانند وامها یا استفاده از داراییهای مسدود شده روسیه.
✅ در همین حال، مقامات آمریکایی باید به فشار بر کییف برای بسیج مردان جوانتر بهمنظور رفع کمبود نیروی انسانی ادامه دهند. همچنین، واشنگتن و متحدانش باید برای ارائه تضمینهای امنیتی معتبر به اوکراین برنامهریزی کنند تا از وقوع جنگی دیگر جلوگیری شود. همانطور که ترامپ اشاره کرده، "تنها راه" برای رسیدن به یک توافق مطلوب "رها نکردن" اوکراین است. اکنون، باید پوتین را متقاعد کنیم که ادامه جنگ چیزی نصیبش نخواهد کرد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/242
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️بنیاد دفاع از دموکراسیها
📝مارک مونتگمری، جان هاردی
#تهران_ریویو
🔹کاخ سفید ترامپ برای مدت کوتاهی ارسال تسلیحات به اوکراین را متوقف کرد و سپس بهطور بیسر و صدا آن را از سر گرفت؛ چرا که درون دولت بر سر کمک به کییف اختلاف نظر وجود داشت. دولت نهایتا تصمیم درستی گرفت؛ اما همچنان درباره اینکه آیا این کمکها ادامه خواهد یافت یا نه، موضعی مبهم اتخاذ کرده است. اگر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، میخواهد به توافق صلحی برسد که منافع آمریکا را حفظ کند، باید بر افزایش اهرم فشار بر روسیه تمرکز کند. این امر نهتنها به تحریمهای اقتصادی سختتر نیاز دارد، بلکه به حمایت نظامی مستمر از اوکراین نیز وابسته است.
🔸در واقع مشکل اصلی، ولادیمیر پوتین است. منظور رهبر روسیه از تلاش برای فریب ترامپ درباره آمادگی برای مذاکره این است که آماده پذیرش تسلیم اوکراین است. این جنگ برای پوتین فقط درباره تصرف سرزمینهای بیشتر در شرق اوکراین نیست، بلکه بخشی از هدف دیرینهاش برای تبدیل اوکراین به کشوری تابع است. این مسئله محور تقابل گستردهتر او با غرب را شکل میدهد. پوتین تلاش خواهد کرد تا از مذاکرات صلح احتمالی برای تحقق جاهطلبیهای خود استفاده کند.
🔸خواستههای کرملین جسورانه و بیپرده است. روسیه اصرار دارد که کییف باید بخشهایی از سرزمین خود را واگذار کند، از امید پیوستن به ناتو دست بکشد و برخی محدودیتها از جمله کاهش تواناییهای نظامی خود را بپذیرد. به نظر میرسد مسکو حتی که امیدوار است بتواند رئیسجمهور اوکراین، ولادیمیر زلنسکی، را با فردی سازگارتر جایگزین کند. روسیه همچنین اصرار دارد که توافق صلح باید بخشی از چارچوبی وسیعتر باشد که به اصطلاح "دلایل ریشهای" درگیری را برطرف کند، از جمله محدود کردن حضور نظامی ناتو در اروپای شرقی.
🔸شرایط روسیه منافع مهم ایالات متحده را نیز به خطر میاندازد. رها کردن اوکراین در برابر تجاوز بیشتر روسیه احتمال وقوع جنگی دیگر را افزایش میدهد، چیزی که در حال حاضر نیز احتمال آن قوی است. اگر پوتین احساس کند که در یک نبرد ارادهها بر سر اوکراین پیروز شده، آن هم با وجود تمام فشارهایی که غرب به او وارد کرده است، این امر به هیچ وجه بازدارندگی ناتو را تقویت نخواهد کرد. چین نیز با مشاهده این ضعف آمریکا، ممکن است بیشتر به سمت اقدام نظامی علیه تایوان متمایل شود.
🔸ترامپ برای به حداکثر رساندن شانس یک توافق مطلوب، نیاز به اهرم فشار دارد. او باید در نظر داشته باشد که تحریمهای اقتصادی علیه درآمدهای نفتی روسیه را از هماکنون تشدید کند، نه اینکه منتظر سیاستهای سختگیرانهتر پوتین بماند. مشکلات اقتصادی روسیه در حال افزایش است، اما با روند کنونی، ممکن است این جنگ تا سال ۲۰۲۶ یا بعد از آن از نظر اقتصادی برای مسکو غیرقابل تحمل نشود. تحریمهای سختتر که بلافاصله اعمال شوند، میتوانند این بازه زمانی را کوتاهتر کنند و به دستیابی سریعتر به یک توافق کمک کنند. با این حال، ابزارهای اقتصادی بهتنهایی کافی نخواهند بود.
🔸نیروهای اوکراینی در حال حاضر در وضعیت دفاعی هستند؛ زیرا روسیه همچنان به پیشرویهای آرام و پیوسته خود ادامه میدهد. در حالی که این پیشرویهای آهسته روسیه با تلفات سنگین انسانی و تجهیزات همراه است، که در نهایت مسکو قادر به تحمل آن نخواهد بود؛ اما خطر این وجود دارد که توان دفاعی اوکراین سریعتر تضعیف شود.
🔸برای کمک به اوکراین در تثبیت خطوط دفاعی خود و نشان دادن اینکه روسیه نمیتواند ایالات متحده را فرسوده کند، ترامپ باید بهطور علنی تعهد کند که کمکهای نظامی به کییف ادامه خواهد یافت. بخش عمدهای از این کمکها، بهویژه در کوتاهمدت، صرفاً شامل تحویل تجهیزاتی است که در دولت بایدن وعده داده شده است. ترامپ همچنین باید از کنگره بخواهد که لایحهای تحت عنوان "اهرم فشار برای اوکراین" تصویب کند که از اتمام اختیارات و بودجه کمکهایش جلوگیری کند. این کمکها میتواند از راههایی تأمین مالی شود که بار مالی را از دوش مالیاتدهندگان آمریکایی بردارد، مانند وامها یا استفاده از داراییهای مسدود شده روسیه.
🌐https://institutetehran.com/art/242
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎3👌1
🗳 انتخاباتهای سرنوشتساز اروپا در سال ۲۰۲۵
#تحلیل_کوتاه
🔹 اروپا در سال ۲۰۲۵ شاهد برگزاری ۱۴ انتخابات خواهد بود که برخی از آنها قابل پیشبینی و برخی دیگر بسیار مهم و متحولکننده خواهند بود. انتخاباتهایی مانند پارلمان اتحادیه اروپا و فرانسه در سال ۲۰۲۴، رشد چشمگیر راستگرایان افراطی را به نمایش گذاشتند که منجر به تغییرات در گرایشهای سیاسی این مناطق شد. پیشبینی دقیق از روندهای احتمالی سیاسی-اجتماعی کشورهای اروپایی نیازمند نگاهی دقیقتر به انتخاباتهای آینده این کشورهاست.
💢آلمان و نروژ؛ چرخش به سوی راستگرایی و دوری از اتحادیه اروپا
🔸انتخابات پارلمانی آلمان به دلیل فروپاشی ائتلاف حاکم در تاریخ ۲۳ فوریه/۵ اسفند برگزار خواهد شد. انتظار میرود حزب راستگرای افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در این انتخابات رشد آراء چشمگیری نسبت گذشته داشته باشد و با محبوبیت فعلی ۲۱ درصدیاش، قدرت مناسبی برای مقابله با قوانین حمایتکننده از اوکراین و قوانین ضدمهاجرتی پیدا کند. یکی از عوامل دیگر اهمیت این انتخابات، احتمال تغییر حزب تشکیلدهنده دولت و در نتیجه صدراعظم آلمان از حزب سوسیال دموکرات به دموکرات مسیحی است که میتواند تغییرات قابل توجهی در سیاست داخلی و خارجی کشور به همراه داشته باشد.
🔸انتخابات پارلمانی نروژ نیز در تاریخ ۸ سپتامبر/۱۷ شهریور برگزار خواهد شد. ائتلاف حاکم بر این کشور غیرعضو اتحادیه اروپا به دلیل اختلافات بر سر زیرساختهای انرژی در تاریخ ۱۲ بهمن امسال فروپاشید و زمینهی رقابت بیشتر در انتخابات پیشرو را فراهم کرده است. با افزایش بیسابقه محبوبیت حزب ترقی (FrP) از ۱۲ درصد در ۲۰۲۱ به ۲۵ درصد در سال جاری، انتظار میرود دولت بعدی نروژ یکی از راستگراترین دولتهای تاریخ این کشور باشد. با توجه به محبوبیت کنونی احزاب، حزب ترقی که اکنون محبوبترین حزب نروژ است، میتواند جزوی از ائتلاف حاکم شود و به بخشی از بلوک دولتهای راستگرای و ضدارزشهای اتحادیه اروپا تبدیل شود.
💢 لهستان؛ سقوط یا تداوم دولت، مسئله این است
🔸انتخابات ریاستجمهوری لهستان در تاریخ ۱۸ مه/۲۸ اردیبهشت برگزار خواهد شد. اگرچه قدرت رئیسجمهور در لهستان نمادین است، اما او میتواند مصوبههای مختلف پارلمان را وتو کند. این موضوع باعث شده که در طول ریاست دونالد توسک بر سمت نخستوزیری از سال ۲۰۲۳، تنشهای متعددی بین او و حزب رقیب که منصب ریاستجمهوری را دارد به وجود آید. اگر نامزد حزب متمایل به رئیسجمهور کنونی (کارول ناوْروکی) پیروز شود، به احتمال زیاد ائتلاف حاکم بر دولت فرو خواهد پاشید و کشور نیازمند برگزاری انتخابات پارلمانی یا تشکیل ائتلاف جدیدی برای اداره دولت خواهد بود. بنابراین، این انتخابات عملاً حکم تایید یا رد دولت توسک را خواهد داشت.
💢 رومانی و جمهوریچک؛ دوری از اتحادیه اروپا و محبوبیت پوپولیسم
🔸نتایج دور اول انتخابات ریاستجمهوری رومانی که در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۴/۴ آذر برگزار شد، به دلیل پیروزی غیرمنتظره نامزد متمایل به روسیه و ادعای مداخله اپلیکیشن تیکتاک در انتخابات ملغی گردید. به همین دلیل، انتخابات ریاستجمهوری این کشور به نیمه اول سال ۲۰۲۵ موکول شد. این انتخابات اهمیت بالایی دارد زیرا رئیسجمهور در رومانی جایگاه بسیار مهمی دارد و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور نیز نقش تعیینکنندهای در حمایت از اوکراین ایفا میکند. در صورت پیروزی نامزد متمایل به روسیه، شرایط برای حمایت از اوکراین و ایجاد سد دفاعی علیه روسیه بسیار دشوارتر خواهد شد.
🔸انتخابات پارلمانی جمهوری چک که در ماه اکتبر/مهر ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد، تعیینکننده تقویت یا تضعیف محور راستگرایان پوپولیست در اروپای شرقی خواهد بود. همچنین این انتخابات مشخص خواهد کرد که آیا جمهوری چک به عنوان متحدی نزدیک به اتحادیه اروپا باقی میماند یا مسیر سیاسی این کشور به سمت روسیه تغییر خواهد کرد. با توجه به پیشتازی محبوبیت ائتلاف نزدیک به روسیه (ANO) در نظرسنجیها، احتمالاً این کشور نیز به بلوک پوپولیستهای ضد اتحادیه اروپا ملحق خواهد شد.
💢 ایتالیا و بریتانیا؛ معیاری برای سنجش مقبولیت ائتلاف حاکم
🔸اگرچه انتخاباتهای محلی پیشروی ایتالیا و بریتانیا ارتباط مستقیمی با دولت حاکم بر این کشورها ندارند، اما پیروزی یا شکست احزاب حاکم محکی برای سنجش میزان مقبولیت آنها خواهد بود. اگر حزب جورجیا ملونی نتواند در مناطق مهمی مانند ونتو (Veneto) پیروز شود، پایداری ائتلافش به خطر خواهد افتاد. همچنین نتایج این انتخابات در بریتانیا نیز نشان خواهد داد که آیا استارمر و حزب کارگر، که حدود یک سال از روی کار آمدنشان میگذرد، قادر به حفظ قدرت هستند یا خیر.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/243
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تحلیل_کوتاه
🔹 اروپا در سال ۲۰۲۵ شاهد برگزاری ۱۴ انتخابات خواهد بود که برخی از آنها قابل پیشبینی و برخی دیگر بسیار مهم و متحولکننده خواهند بود. انتخاباتهایی مانند پارلمان اتحادیه اروپا و فرانسه در سال ۲۰۲۴، رشد چشمگیر راستگرایان افراطی را به نمایش گذاشتند که منجر به تغییرات در گرایشهای سیاسی این مناطق شد. پیشبینی دقیق از روندهای احتمالی سیاسی-اجتماعی کشورهای اروپایی نیازمند نگاهی دقیقتر به انتخاباتهای آینده این کشورهاست.
💢آلمان و نروژ؛ چرخش به سوی راستگرایی و دوری از اتحادیه اروپا
🔸انتخابات پارلمانی آلمان به دلیل فروپاشی ائتلاف حاکم در تاریخ ۲۳ فوریه/۵ اسفند برگزار خواهد شد. انتظار میرود حزب راستگرای افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در این انتخابات رشد آراء چشمگیری نسبت گذشته داشته باشد و با محبوبیت فعلی ۲۱ درصدیاش، قدرت مناسبی برای مقابله با قوانین حمایتکننده از اوکراین و قوانین ضدمهاجرتی پیدا کند. یکی از عوامل دیگر اهمیت این انتخابات، احتمال تغییر حزب تشکیلدهنده دولت و در نتیجه صدراعظم آلمان از حزب سوسیال دموکرات به دموکرات مسیحی است که میتواند تغییرات قابل توجهی در سیاست داخلی و خارجی کشور به همراه داشته باشد.
🔸انتخابات پارلمانی نروژ نیز در تاریخ ۸ سپتامبر/۱۷ شهریور برگزار خواهد شد. ائتلاف حاکم بر این کشور غیرعضو اتحادیه اروپا به دلیل اختلافات بر سر زیرساختهای انرژی در تاریخ ۱۲ بهمن امسال فروپاشید و زمینهی رقابت بیشتر در انتخابات پیشرو را فراهم کرده است. با افزایش بیسابقه محبوبیت حزب ترقی (FrP) از ۱۲ درصد در ۲۰۲۱ به ۲۵ درصد در سال جاری، انتظار میرود دولت بعدی نروژ یکی از راستگراترین دولتهای تاریخ این کشور باشد. با توجه به محبوبیت کنونی احزاب، حزب ترقی که اکنون محبوبترین حزب نروژ است، میتواند جزوی از ائتلاف حاکم شود و به بخشی از بلوک دولتهای راستگرای و ضدارزشهای اتحادیه اروپا تبدیل شود.
💢 لهستان؛ سقوط یا تداوم دولت، مسئله این است
🔸انتخابات ریاستجمهوری لهستان در تاریخ ۱۸ مه/۲۸ اردیبهشت برگزار خواهد شد. اگرچه قدرت رئیسجمهور در لهستان نمادین است، اما او میتواند مصوبههای مختلف پارلمان را وتو کند. این موضوع باعث شده که در طول ریاست دونالد توسک بر سمت نخستوزیری از سال ۲۰۲۳، تنشهای متعددی بین او و حزب رقیب که منصب ریاستجمهوری را دارد به وجود آید. اگر نامزد حزب متمایل به رئیسجمهور کنونی (کارول ناوْروکی) پیروز شود، به احتمال زیاد ائتلاف حاکم بر دولت فرو خواهد پاشید و کشور نیازمند برگزاری انتخابات پارلمانی یا تشکیل ائتلاف جدیدی برای اداره دولت خواهد بود. بنابراین، این انتخابات عملاً حکم تایید یا رد دولت توسک را خواهد داشت.
💢 رومانی و جمهوریچک؛ دوری از اتحادیه اروپا و محبوبیت پوپولیسم
🔸نتایج دور اول انتخابات ریاستجمهوری رومانی که در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۴/۴ آذر برگزار شد، به دلیل پیروزی غیرمنتظره نامزد متمایل به روسیه و ادعای مداخله اپلیکیشن تیکتاک در انتخابات ملغی گردید. به همین دلیل، انتخابات ریاستجمهوری این کشور به نیمه اول سال ۲۰۲۵ موکول شد. این انتخابات اهمیت بالایی دارد زیرا رئیسجمهور در رومانی جایگاه بسیار مهمی دارد و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور نیز نقش تعیینکنندهای در حمایت از اوکراین ایفا میکند. در صورت پیروزی نامزد متمایل به روسیه، شرایط برای حمایت از اوکراین و ایجاد سد دفاعی علیه روسیه بسیار دشوارتر خواهد شد.
🔸انتخابات پارلمانی جمهوری چک که در ماه اکتبر/مهر ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد، تعیینکننده تقویت یا تضعیف محور راستگرایان پوپولیست در اروپای شرقی خواهد بود. همچنین این انتخابات مشخص خواهد کرد که آیا جمهوری چک به عنوان متحدی نزدیک به اتحادیه اروپا باقی میماند یا مسیر سیاسی این کشور به سمت روسیه تغییر خواهد کرد. با توجه به پیشتازی محبوبیت ائتلاف نزدیک به روسیه (ANO) در نظرسنجیها، احتمالاً این کشور نیز به بلوک پوپولیستهای ضد اتحادیه اروپا ملحق خواهد شد.
💢 ایتالیا و بریتانیا؛ معیاری برای سنجش مقبولیت ائتلاف حاکم
🔸اگرچه انتخاباتهای محلی پیشروی ایتالیا و بریتانیا ارتباط مستقیمی با دولت حاکم بر این کشورها ندارند، اما پیروزی یا شکست احزاب حاکم محکی برای سنجش میزان مقبولیت آنها خواهد بود. اگر حزب جورجیا ملونی نتواند در مناطق مهمی مانند ونتو (Veneto) پیروز شود، پایداری ائتلافش به خطر خواهد افتاد. همچنین نتایج این انتخابات در بریتانیا نیز نشان خواهد داد که آیا استارمر و حزب کارگر، که حدود یک سال از روی کار آمدنشان میگذرد، قادر به حفظ قدرت هستند یا خیر.
🌐https://institutetehran.com/art/243
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌3🆒2❤1
♦️جنگندههای نسل ششم چین؛ تغییر در موازنه قدرت نظامی جهانی
◼️مرکز الدولی للدراسات الاستراتیجیه- امارات
#رویة_العربیة
🔹پیشرفتهای سریع فناوری جنگندهها، بهویژه با ظهور جنگندههای نسل 6 تحولات چشمگیری در نبردهای هوایی و توازن قوا بین قدرتهای جهانی ایجاد کرده است. کشورها در رقابتی شدید برای تقویت توان نظامی خود، از جدیدترین فناوریها استفاده میکنند. چین با نمایش عمومی جنگندههای نسل 6 واکنشهای گستردهای در میان کارشناسان نظامی جهان برانگیخته است. این نوآوریها آینده منازعات نظامی و جنگهای هوایی را بهطور کلی دگرگون خواهند کرد.
💢سیر تکاملی هواپیماهای جنگنده
🔹اولین جنگندهها تحت عنوان «Me 262» در جنگ جهانی دوم در ارتش آلمان ظهور کردند. در جنگ سرد، پیشرفتهای چشمگیری در سرعت و آیرودینامیک ایجاد شد و جنگندههای مافوقصوت مانند «اف-۱۴ تامکت» و «میگ-۲۹» با قابلیتهای مانور و رادار پیشرفته توسعه یافتند. در دهه ۱۹۹۰، جنگندههای نسل پنجم مانند «اف-۲۲ رپتور» و «اف-۳۵ لایتنینگ» با فناوری پنهانکاری و الکترونیک پیشرفته، تحول بزرگی در نبرد هوایی ایجاد کردند. امروزه، جنگندههای نسل ششم با تمرکز بر خودکنترلی، جنگ شبکهمحور و استفاده از پهپادها، آینده نبرد هوایی را شکل میدهند. این تحولات، ترکیبی از مزایای نسلهای قبلی و فناوریهای نوین است.
💢ویژگیهای جنگندههای نسل ششم
🔹جنگندههای نسل پنجم مانند «اف-۳۵» و «جی-۲۰» بر پنهانکاری، پرواز مافوقصوت و مانورهای استثنایی تمرکز دارند. جنگندههای نسل ششم نسخههای پیشرفتهتری از این ویژگیها را خواهند داشت. تفاوتهای اصلی بین جنگندههای نسل پنجم و ششم به ویژگیهای پیشرفته و قابلیتهای نوآورانه مانند استقلال عمل بالا در عملیات، فناوری کنترل گروه پهپادی، جنگ شبکهای، پنهانکاری پیشرفته و سرعت و هوش مصنوعی در نسل ششم مربوط میشود.
💢نسل جدید جنگندههای چینی
🔹صنایع هوایی نظامی چین در سالهای اخیر پیشرفتهای چشمگیری داشته است، بهویژه با ظهور جنگندههای نسل ششم مانند «جی-۳۶» و «جی-۵۰». «جی-۳۶» که یک هواپیمای بدون سرنشین با قابلیتهای پنهانکاری و پرواز مافوقصوت است، برای حملات عمیق و پرتاب موشکهای دوربرد طراحی شده است. این جنگنده احتمالاً مجهز به رادار پیشرفته و سیستمهای هوش مصنوعی خواهد بود و میتواند بهعنوان گره فرماندهی و کنترل عمل کند. از سوی دیگر، «جی-۵۰» بهعنوان یک جنگنده سبکوزن توسعهیافته و انتظار میرود قابلیتهایی مشابه یا برتر از جنگنده آمریکایی «اف-۳۵» داشته باشد.
💢چالشهای اصلی برتری هوایی ایالات متحده
🔹واکنش عمومی آمریکا به ظهور جنگندههای نسل 6 چین آرام بوده است، اما این مسئله نگرانیهایی در جامعه دفاعی آمریکا ایجاد کرده است. کارشناسان معتقدند که این هواپیماها ممکن است تهدیدی برای برتری هوایی ایالات متحده باشند. تحلیلگران اشاره میکنند که جنگنده «جی-۳۶» چین میتواند هواپیمای «اف-۳۵» آمریکا را در درگیریهای آینده آسیبپذیر کند. این جنگندههای مافوقصوت و قابلیتهای پیشرفته خود میتوانند مزیتهای قابلتوجهی در پاسخ سریع به حملات هوایی ایجاد کنند.
💢برنامههای جنگنده نسل ششم دیگر کشورها
🔹چین با هواپیماهای «جی-۳۶» و «جی-۵۰» در توسعه جنگندههای نسل ششم پیشرو است. ایالات متحده نیز برنامه توسعه جنگنده نسل ششم تحت عنوان «نسل بعدی برتری هوایی» را دنبال میکند که بر قابلیتهایی مانند پنهانکاری، استقلال عملیاتی و کنترل پهپادها متمرکز است آزمایشهای اولیه این برنامه آغاز شده و احتمالاً تا دهه ۲۰۳۰ عملیاتی خواهد شد. در اروپا، کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه و آلمان در پروژه سیستم جنگ هوایی آینده (FCAS) همکاری میکنند تا جایگزینی برای جنگندههای فعلی خود ایجاد کنند. ژاپن نیز با برنامه «اف-۳» شرکت میتسوبیشی در رقابت جنگندههای نسل ششم حضور دارد.
💢آینده نبرد هوایی
🔹ورود جنگندههای نسل ششم تحولی اساسی در جنگهای هوایی ایجاد میکند. این فناوریها مزیتهای استراتژیک و تاکتیکی قدرتمندی به کشورها داده و توازن قوا را تغییر میدهند.
✅ رقابت چین و آمریکا برای توسعه این جنگندهها، باعث بازتعریف دکترین نظامی دیگر کشورها میشود. با افزایش درآمیختگی هوش مصنوعی و سیستمهای خودکار، تغییرات بزرگی در جنگهای هوایی، دفاعی و سایبری رخ خواهد داد. این تحولات فصل جدیدی در فناوریهای نظامی و نمایش قدرت کشورها ایجاد میکند.
🔁مطالب مرتبط
▫️پرواز بر فراز گوانگدونگ: تازههای نمایشگاه هوافضای چین 2024
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/244
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مرکز الدولی للدراسات الاستراتیجیه- امارات
#رویة_العربیة
🔹پیشرفتهای سریع فناوری جنگندهها، بهویژه با ظهور جنگندههای نسل 6 تحولات چشمگیری در نبردهای هوایی و توازن قوا بین قدرتهای جهانی ایجاد کرده است. کشورها در رقابتی شدید برای تقویت توان نظامی خود، از جدیدترین فناوریها استفاده میکنند. چین با نمایش عمومی جنگندههای نسل 6 واکنشهای گستردهای در میان کارشناسان نظامی جهان برانگیخته است. این نوآوریها آینده منازعات نظامی و جنگهای هوایی را بهطور کلی دگرگون خواهند کرد.
💢سیر تکاملی هواپیماهای جنگنده
🔹اولین جنگندهها تحت عنوان «Me 262» در جنگ جهانی دوم در ارتش آلمان ظهور کردند. در جنگ سرد، پیشرفتهای چشمگیری در سرعت و آیرودینامیک ایجاد شد و جنگندههای مافوقصوت مانند «اف-۱۴ تامکت» و «میگ-۲۹» با قابلیتهای مانور و رادار پیشرفته توسعه یافتند. در دهه ۱۹۹۰، جنگندههای نسل پنجم مانند «اف-۲۲ رپتور» و «اف-۳۵ لایتنینگ» با فناوری پنهانکاری و الکترونیک پیشرفته، تحول بزرگی در نبرد هوایی ایجاد کردند. امروزه، جنگندههای نسل ششم با تمرکز بر خودکنترلی، جنگ شبکهمحور و استفاده از پهپادها، آینده نبرد هوایی را شکل میدهند. این تحولات، ترکیبی از مزایای نسلهای قبلی و فناوریهای نوین است.
💢ویژگیهای جنگندههای نسل ششم
🔹جنگندههای نسل پنجم مانند «اف-۳۵» و «جی-۲۰» بر پنهانکاری، پرواز مافوقصوت و مانورهای استثنایی تمرکز دارند. جنگندههای نسل ششم نسخههای پیشرفتهتری از این ویژگیها را خواهند داشت. تفاوتهای اصلی بین جنگندههای نسل پنجم و ششم به ویژگیهای پیشرفته و قابلیتهای نوآورانه مانند استقلال عمل بالا در عملیات، فناوری کنترل گروه پهپادی، جنگ شبکهای، پنهانکاری پیشرفته و سرعت و هوش مصنوعی در نسل ششم مربوط میشود.
💢نسل جدید جنگندههای چینی
🔹صنایع هوایی نظامی چین در سالهای اخیر پیشرفتهای چشمگیری داشته است، بهویژه با ظهور جنگندههای نسل ششم مانند «جی-۳۶» و «جی-۵۰». «جی-۳۶» که یک هواپیمای بدون سرنشین با قابلیتهای پنهانکاری و پرواز مافوقصوت است، برای حملات عمیق و پرتاب موشکهای دوربرد طراحی شده است. این جنگنده احتمالاً مجهز به رادار پیشرفته و سیستمهای هوش مصنوعی خواهد بود و میتواند بهعنوان گره فرماندهی و کنترل عمل کند. از سوی دیگر، «جی-۵۰» بهعنوان یک جنگنده سبکوزن توسعهیافته و انتظار میرود قابلیتهایی مشابه یا برتر از جنگنده آمریکایی «اف-۳۵» داشته باشد.
💢چالشهای اصلی برتری هوایی ایالات متحده
🔹واکنش عمومی آمریکا به ظهور جنگندههای نسل 6 چین آرام بوده است، اما این مسئله نگرانیهایی در جامعه دفاعی آمریکا ایجاد کرده است. کارشناسان معتقدند که این هواپیماها ممکن است تهدیدی برای برتری هوایی ایالات متحده باشند. تحلیلگران اشاره میکنند که جنگنده «جی-۳۶» چین میتواند هواپیمای «اف-۳۵» آمریکا را در درگیریهای آینده آسیبپذیر کند. این جنگندههای مافوقصوت و قابلیتهای پیشرفته خود میتوانند مزیتهای قابلتوجهی در پاسخ سریع به حملات هوایی ایجاد کنند.
💢برنامههای جنگنده نسل ششم دیگر کشورها
🔹چین با هواپیماهای «جی-۳۶» و «جی-۵۰» در توسعه جنگندههای نسل ششم پیشرو است. ایالات متحده نیز برنامه توسعه جنگنده نسل ششم تحت عنوان «نسل بعدی برتری هوایی» را دنبال میکند که بر قابلیتهایی مانند پنهانکاری، استقلال عملیاتی و کنترل پهپادها متمرکز است آزمایشهای اولیه این برنامه آغاز شده و احتمالاً تا دهه ۲۰۳۰ عملیاتی خواهد شد. در اروپا، کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه و آلمان در پروژه سیستم جنگ هوایی آینده (FCAS) همکاری میکنند تا جایگزینی برای جنگندههای فعلی خود ایجاد کنند. ژاپن نیز با برنامه «اف-۳» شرکت میتسوبیشی در رقابت جنگندههای نسل ششم حضور دارد.
💢آینده نبرد هوایی
🔹ورود جنگندههای نسل ششم تحولی اساسی در جنگهای هوایی ایجاد میکند. این فناوریها مزیتهای استراتژیک و تاکتیکی قدرتمندی به کشورها داده و توازن قوا را تغییر میدهند.
🔁مطالب مرتبط
▫️پرواز بر فراز گوانگدونگ: تازههای نمایشگاه هوافضای چین 2024
🌐https://institutetehran.com/art/244
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏2❤1👌1