اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.9K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
♦️اهداف ترامپ برای ساخت گنبد آهنین آمریکایی
◼️
اکونومیست

#تهران_ریویو

🔹در اواخر دهه ۱۹۸۰، «ادوارد تلر»، پدر بمب هیدروژنی و «لاول وود» که اخترفیزیک‌دان بود، طرحی به ظاهر عجیب برای دفاع از آمریکا در برابر حملات موشکی پیشنهاد کردند. سامانه «سنگ‌ریزه‌های درخشان» (Brilliant Pebbles) متشکل از هزاران ماهوارۀ کوچک در مدار پایینی زمین است که هر کدام دارای موشک‌های حساس به گرما هستند تا موشک‌های هسته‌ای شوروی را پیش از جدایش کلاهک منهدم کنند. این ایده که به دلیل نبود فناوری پیشرفته‌ در آن زمان کمرنگ شد توسط دونالد ترامپ در حال احیاء است.

🔸ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده ساخت گنبد آهنین آمریکایی را داد. نامی که ترامپ برای سامانه دفاع موشکی آمریکا پیشنهاد داده نامسمی است؛ زیرا گنبد آهنین اسرائیل راکت‌های کوتاه‌برد را منهدم می‌کند؛ اما آنچه ترامپ مدنظر دارد و در فرمان اجرایی‌ ۲۷ ژانویه بیان شد تلاش جاه‌طلبانه‌ای برای رهگیری و مقابله با موشک‌های بالستیک قاره‌پیماست. آمریکا هم‌اکنون یک سامانه برای انجام چنین کاری طراحی کرده است که دفاع زمینی در مرحله میانی (GMD) نام دارد [به معنای رهگیری موشک در فاز میانی است که کلاهک از بوستر جدا و از اتمسفر خارج می‌شود]. این سامانه بر موشک‌های رهگیر مستقر در آلاسکا و کالیفرنیا متکی است.

🔸طرح پیشنهادی ترامپ از ابعاد مهمی تفاوت دارد. نخست مقیاس این سامانه است. سامانه دفاعی موجود می‌تواند با حملاتی که تعداد موشک محدودی دارند مقابله کند؛ همچون حمله موشکی احتمالی کره شمالی. سامانه مدنظر ترامپ قرار است هر گونه حمله هوایی خارجی را دفع کند که این نه تنها بر موشک‌های کروز و بالستیک دلالت دارد، بلکه همچنین شامل حمله راهبردی همه‌جانبه با پرتاب همزمان صدها موشک توسط روسیه و چین می‌شود.

🔸منتقدان دفاع موشکی می‌گویند چنین ایده‌ای احمقانه‌ است؛ زیرا ساخت سامانه‌های موشکی تهاجمی مضاعف ارزان‌تر از رهگیری آنهاست. روسیه و چین که در حال ساخت سپر دفاعی خود هستند، استدلال می‌کنند که سامانه دفاعی آمریکا خطر تضعیف بازدارندگی آن‌ها را در پی دارد، چراکه ممکن است یک روز به آمریکا اجازه حمله به دشمنانش را بدهد بدون اینکه بتوان آن را تلافی کرد. طرفداران سامانه دفاعی جواب می‌دهند که تهدیدهای موشکی تغییر کرده‌اند. موشک‌های برد بلند غیرهسته‌ای اکنون می‌توانند تأسیسات نظامی ایالات متحده را به گونه‌ای از کار بیاندازند که آمریکا به ناچار از جنگ از فاصله دور عقب‌نشینی نماید.

🔸جدای از این نکات، طراحی مطلوب شخص ترامپ نیز حائز اهمیت است. سامانۀ موجود در آمریکا موشک‌ها را در مرحله میانی هدف قرار می‌دهد. به لحاظ نظری، انهدام موشک‌ها در مرحله قبل یعنی مرحله اوج‌گیری (Boost phase) که سرعت پایین‌تری دارند راحت‌تر است. مشکل این است که این مرحله زمان بسیار کوتاهی (سه الی پنج دقیقه برای موشک‌های بالستیک قاره‌پیما) دارد. فرمان جدید ترامپ خواستار «تکثیر موشک‌های منهدم کننده فضاپایه» است که "می‌تواند رهگیری را در مرحله اوج‌گیری انجام دهد." این سامانه‌ای همچون سنگ‌ریزه‌های درخشان است که در آن تعداد زیادی از ماهواره‌های کوچک و مسلح به طور همزمان بر فراز روسیه، چین و دیگر دشمنان قرار دارند.

🔸به لطف ایلان ماسک هزینه ساخت هزاران کامپیوتر کوچک و استقرار آنها در مدار زمین کمتر از زمان ادوارد تلر است. اما هنوز هم رقم سرسام‌آوری است و باید حجم قابل توجهی از بودجه را به آن اختصاص داد. بلِیدن بوئن از دانشگاه دورهام تخمین می‌زند که آمریکا مجموعا به ۵۰۰ ماهواره نیاز خواهد داشت تا فقط سه یا چهار رهگیر در مقیاس پرتاب‌کننده‌های کره شمالی داشته باشد. او گفت که احتمالاً به صدها ماهواره بیشتر هم نیاز خواهد بود.

🔸چالش فنی اصلی، ساخت حسگر‌های فضایی با قابلیت رهگیری دقیق با هدایت آتش (Fire-Control-Quality Traking) است که به قدر کافی برای شناسایی و رهگیری موشک‌های دشمن و هدایت موشک پدافند خوب باشند. اما اگر فناوری اکنون به بلوغ رسیده باشد، الزامات آن فراتر از موشک دفاعی خواهد بود. یعنی ما شاهد ظهور، درک تدریجی و درنهایت پذیرش جنگ فضایی خواهیم بود که شامل حملات ماهواره‌ای با ابزارهای الکترونیک و انفجاری به اهداف زمینی می‌شود.

دونالد ترامپ در دوره نخست خود نیز ایده‌های مشابه را مطرح کرده بود؛ اما نتوانست از آنها پشتیبانی مالی کند. هزینه‌ گنبد آهنین آمریکایی با اولویت‌های دیگر از جمله نیروی دریایی بزرگ‌تر و افزایش سلاح‌های هسته‌ای در تضاد خواهد بود. به قول «تام کاراکو» "بودجه‌تان را برای دفاع موشکی به من نشان دهید تا من به شما بگویم گنبد آهنین‌تان برای آمریکا چه خواهد بود."

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/236
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏2👎1
🌐نامزدهای صدراعظمی آلمان؛ فردریش مرتس شانس اول

#تحلیل_کوتاه

🔹کمتر از یک ماه مانده به انتخابات پارلمانی در آلمان، رقابت میان احزاب این کشور برای کسب بیشترین کرسی‌ها به شدت ادامه دارد. در این میان، بازار نامزدی برای مقام صدراعظمی (Bundeskanzler) نیز داغ شده و تا کنون هفت نفر برای این پست مهم اعلام نامزدی کرده‌اند که چهار نفر از آنها وزن سیاسی بیشتری دارند.

💢 اولاف شولتس از حزب سوسیال دموکرات (SPD)

🔸اولاف شولتس صدراعظم فعلی که پیش‌تر شهردار هامبورگ و وزیر کار و مالی بوده، از سال ۲۰۲۱ تاکنون در این سمت قرار داشته است. او خود را فردی عمل‌گرا معرفی می‌کند و حزبش قبل از جنگ اوکراین به رویکرد سیاست خارجی متوازن اعتقاد داشت. با این حال، از زمان آغاز جنگ اوکراین، شولتس نتوانست عمل‌گرایی و تعادل در سیاست خارجی و بهبود در اقتصاد را رقم بزند. این ناکارآمدی منجر به کاهش چشمگیر محبوبیت او و حزبش شده است. برآوردها نشان می‌دهد که حزب شولتس تنها ۱۶ درصد آرا را خواهد داشت و بنابراین شانس چندانی برای حفظ مقام صدراعظمی ندارد؛ اما احتمال دارد که در ائتلاف حاکم آتی بتواند نقش مهمی مانند تصدی وزارت امور خارجه برعهده بگیرد.

💢 فردریش مرتس از حزب دموکرات/سوسیال مسیحی (CDU)

🔸مرتس، نماینده حزب قدیمی دموکرات مسیحی، فردی محافظه‌کار و اهل کسب‌وکار است که از سال ۲۰۲۱ به دنبال جلب حمایت مالی و مردمی برای حزبش بوده است. او موفق شده با کسب حمایت ۳۰ درصدی این حزب را دوباره محبوب‌ترین حزب آلمان کند. مرتس اخیراً به دلیل همکاری با حزب راست‌افراطی برای تصویب لایحه‌ای علیه مهاجران مورد انتقاد قرار گرفته است با این حال برخی نیز این همکاری را تنها نشان‌دهنده یک رویکرد استوار مبتنی بر محافظه‌کاری می‌دانند. او اکنون بیشترین شانس را برای دستیابی به مقام صدراعظمی دارد و احتمالاً مسئولیت دشوار تشکیل ائتلاف را بر عهده خواهد گرفت.

💢آلیس وایدل از حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)

🔸حزب آلترناتیو برای آلمان برای نخستین بار نامزدی از حزب خود را برای مقام صدراعظمی معرفی کرده است. وایدل که اخیراً به خاطر گفت‌وگوهای مجازی‌اش با ایلان ماسک خبرساز شده، متخصص اقتصاد و دارای دیدگاه‌های ضد ناتو و اتحادیه اروپا است. او به خاطر خطابه‌های تندش علیه مهاجران شناخته شده و به دنبال نزدیکی آلمان به روسیه و چین است. اگرچه احتمال دستیابی او به مقام صدراعظمی بسیار ضعیف است، اما اعلام نامزدی‌اش نشان‌دهنده رشد بی‌سابقه محبوبیت او و کاهش شدید محبوبیت احزاب اصلی در سیاست آلمان است.

💢رابرت هابک از حزب سبزها (Grüne)

🔸حزب سبزها با گرایش‌های ترقی‌خواهانه و محیط‌زیستی خود، در سیاست‌های اقتصادی، داخلی و خارجی تفاوت‌های چشمگیری با سایر احزاب دارد. تجربه حضور سبزها در ائتلاف پیشین نشان داد که آن‌ها در سیاست خارجی بسیار ترقی‌خواهانه عمل می‌کنند و مسائل محیط‌زیستی را در اولویت قرار می‌دهند. کاهش محبوبیت این حزب موجب شده تا احتمال عدم حضور آن در ائتلاف دولتی مطرح شود؛ بنابراین، اعلام آمادگی نامزدی هابک بیشتر به منظور ایجاد اهرم چانه‌زنی برای کسب امتیاز بیشتر از سایر احزاب ائتلاف احتمالی دولت باشد.

💢جمع‌بندی و محتمل‌ترین سناریو

🔸گرچه به جز این موارد، نامزدها و احزاب دیگری نیز اعلام نامزدی کرده‌اند اما این چهار نفر مهم‌ترین اشخاص و از محبوب‌ترین احزاب بودند. بر اساس نظرسنجی‌ها، پیروزی و پیشتازی حزب دموکرات مسیحی برای کسب جایگاه صدراعظمی روشن است؛ اما چالش‌های تشکیل ائتلاف دولت ممکن است مشکلاتی را ایجاد کند.

حزب دموکرات مسیحی می‌تواند بین ۳۰ تا ۳۵ درصد آرا را کسب کند، اما برای دست‌یابی به اکثریت نیازمند ائتلاف با سوسیال دموکرات‌ها و دموکرات آزادها یا با سبزها و ائتلاف واگن‌کنشت خواهد بود. همچنین، احتمالاً حزب آلترناتیو برای آلمان طرد شده و دور از ائتلاف دولت باقی خواهد ماند؛ اما همکاری غیرمستقیم مرتس با این حزب در پارلمان تأثیرگذاری این حزب بر دولت را افزایش می‌دهد.

🔁 مطالب مرتبط
▫️ فروپاشی دولت آلمان، دلایل و پیامدها

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/237
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🤯21👏1💔1
♦️۵ دلیل اطمینان ترامپ از طرح انتقال اجباری مردم غزه به مصر و اردن
◼️ الجزیره- قطر
📝محمد المنشاوي

#رویة_العربیة

🔹دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اخیراً پیشنهاد انتقال موقت و یا دائمی یک تا یک و نیم میلیون نفر از مردم نوار غزه به مصر و اردن، و بازگشت پس از بازسازی که ممکن است ۱۰ تا ۱۵ سال طول بکشد، را مطرح کرده است. این پیشنهاد با مخالفت شدید مصر و اردن روبرو شده و در جلسه اخیر وزیران شش کشور عربی، شامل مصر، اردن، فلسطین، قطر، عربستان و امارات، به‌طور قاطع رد و تأکید شد هرگونه انتقال جمعیت فلسطینی‌ها از غزه غیرقابل‌قبول است.

🔹این سخنان که نخستین بار هفته گذشته در کنار هواپیمای ریاست‌جمهوری و سپس در دو نشست خبری در کاخ سفید تکرار شد، ابهاماتی را درباره اهداف واقعی او ایجاد کرده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد پنج عامل ممکن است ترامپ را به تکرار درخواست‌هایش از مصر و اردن ترغیب کرده باشد.

💢فشار برای دستیابی به توافق

🔹دولت بایدن، در ماه مه گذشته طرحی برای توافق آتش‌بس در غزه ارائه داد که شامل آزادی زندانیان، ورود کمک‌های بشردوستانه و آغاز مذاکرات برای خروج نیروهای اسرائیلی از این منطقه بود. حماس این توافق را پذیرفت، اما نتانیاهو از پذیرش آن خودداری کرد و بایدن نیز نتوانست بر اسرائیل فشار وارد کند.

🔹در سوی دیگر، دونالد ترامپ در دوران کارزار انتخاباتی و پس از پیروزی، تهدید کرد که اگر طرفین درگیری‌ها را قبل از ورود او به کاخ سفید در ۲۰ ژانویه متوقف نکنند، با عواقب جدی مواجه خواهند شد. استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ، در مذاکرات لحظه آخر حضور یافت و فشار آورد که نتانیاهو توافق را یک روز قبل از آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ بپذیرد. این اقدامات به تیم جدید کاخ سفید اعتمادبه‌نفس بیشتری داد تا خواسته‌های بیشتری از طرفین داشته باشند.

💢تجربه کلمبیا

🔹بسیاری در واشنگتن در حال بحث درباره پیامدهای عقب‌نشینی کلمبیا از تقابل با ترامپ هستند. کلمبیا ابتدا با بازگرداندن شهروندان خود که از جمله مهاجران غیرقانونی بودند، مخالف بود، اما پس‌ از آنکه ترامپ تعرفه‌ها و تحریم‌هایی علیه این کشور از جمله ممنوعیت سفر مقامات کلمبیایی به آمریکا اعمال کرد، کلمبیا موضع خود را تغییر داد و با بازگشت اتباع خود موافقت کرد. این تغییر موضع به دلیل فشارهای ترامپ بود. ایالات‌متحده اکنون گمان می‌کند خواهد توانست بر مخالفت کشورهای دیگری مانند مصر و اردن نیز غلبه کند، همان‌طور که در مورد کلمبیا این اتفاق افتاد.

💢کمک‌های عظیم

🔹کمک‌های اقتصادی که آمریکا سالانه به کشورهای مصر و اردن ارائه می‌دهد، می‌تواند به‌عنوان یک اهرم فشار عمل کند. مصر سالانه از کمک ۱.۳ میلیارد دلاری آمریکا بهره می‌برد و همچنین وابستگی شدیدی به صندوق بین‌المللی پول دارد که آمریکا یکی از تاثیرگذارترین اعضاء آن است. گفتنی است کمک‌های آمریکا به مصر از زمان امضای پیمان صلح با اسرائیل در سال ۱۹۷۹ بیش از ۷۵ میلیارد دلار بوده است.

🔹اردن نیز از دهه ۱۹۵۰ از کمک‌های اقتصادی و نظامی آمریکا برخوردار بوده، به‌طوری‌که تا سال ۲۰۲۰ مجموع کمک‌های آمریکا به این کشور به ۲۶.۴ میلیارد دلار رسیده است. همچنین میزان بودجه درخواستی رئیس‌جمهور آمریکا برای اردن در سال ۲۰۲۵، ۱.۴ میلیارد دلار بوده است.

💢 سابقه عقب‌نشینی مصر

🔹موفقیت ترامپ در فشار بر مصر در دسامبر ۲۰۱۶، زمانی که مصر قصد داشت طرحی را در شورای امنیت ارائه دهد که ساخت‌وساز شهرک‌های اسرائیلی در کرانه باختری را محکوم می‌کرد، یکی دیگر از عوامل اعتماد به نفس ترامپ است. ترامپ با مداخله و تماس با رئیس‌جمهور مصر، باعث شد این کشور طرح خود را پس بگیرد. مصر حتی از آمریکا به خاطر فشارهای وارده عذرخواهی کرد. این واقعه نشان‌دهنده نقش کلیدی فشارهای دیپلماتیک در تغییر مواضع کشورهاست که امکان تکرار آن وجود دارد.

💢تجربه انتقال سفارت

🔹ترامپ در دسامبر ۲۰۱۷ و در اولین دوره ریاست‌جمهوری‌اش، اورشلیم را به‌عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت و دستور انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو را صادر کرد. ترامپ ادعا کرد که از خطرات قدامی که پنج رئیس‌جمهور پیشین آمریکا از انجام آن خودداری کرده بودند تا از واکنش‌های منفی کشورهای عربی جلوگیری کنند، آگاه بود. بااین‌حال، علی‌رغم مغایرت این تصمیم با قوانین بین‌المللی و قطعنامه‌های شورای امنیت، کشورهای عربی هیچ اقدام عملی یا دیپلماتیکی برای مقابله با این تصمیم انجام ندادند.

مجموعه این عوامل باعث شده ترامپ برای عملی نمودن طرح کوچ اجباری مردم نوار غزه اعتماد به‌نفس بالایی پیدا کند و در جلسات و دیدارهای مختلف به طرح و بازگویی آن بپردازد.


🔁 مطالب مرتبط
▫️محدودیت‌های تئوری «مرد دیوانه»؛ چگونه پیش‌بینی‌ناپذیری ترامپ می‌تواند به سیاست خارجی‌اش صدمه بزند؟

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/238
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍62👎1💔1
🔵 سرمایه‌گذاری خارجی در سنگاپور: نگاهی به نقش «هیئت توسعه اقتصادی»

#اکوتهران

🔸سنگاپور با مساحتی معادل 700 کیلومتر مربع ( دو هزار برابر کوچک‌تر از ایران) و بیش از 6 میلیون نفر جمعیت، یکی از موفق‌ترین اقتصادهای آسیایی در جذب سرمایه‌گذاری خارجی بوده است. تا سال 2023 مجموع سرمایه‌گذاری خارجی در سنگاپور به رقم 2.89 تریلیون دلار رسید و در سال 2022 این کشور پس از چین و آمریکا، سومین دریافت کننده بزرگ سرمایه‌گذاری خارجی در جهان بود.

🔹از سال 1990 بدین سو سنگاپور در عموم سال‌ها بیش از 10 درصد سرمایه‌گذاری خارجی وارده به آسیا را به خود جذب نموده است. عمده کارشناسان متفق‌القول‌اند که علاوه بر متغیرهای جغرافیایی، ثبات اقتصاد کلان و نرخ‌های کلیدی، عملکرد موفق «هیئت توسعه اقتصادی» در ساختار نهادی این کشور متغیری قابل توجه است.

💢تحول راهبردی هیئت توسعه اقتصادی

🔹سنگاپور در سال 1961 مطالعه‌ای را با هدایت سازمان ملل متحد درباره برنامه صنعتی شدن تحت نظارت آلبرت وینسمیوس، اقتصاددان هلندی، به انجام رساند و از دل این مطالعه، «هیئت توسعه اقتصادی» سنگاپور به عنوان نهاد اصلی توسعه‌ای همراه با اولین راهبرد مدون در این حوزه متولد گردید. اولین مسئولیت این نهاد، توسعه زیرساخت‌های مساعد و ضروری برای فعالیت صنعتی بود و راهبرد بنیادین آن ابتدا جایگزینی واردات و توسعه صنایع کاربر (عمدتا صنایع سبک) بود.

🔹با استقلال سنگاپور در سال 1965، راهبرد توسعه‌ای سنگاپور نیز با چرخشی جدی بر توسعه صادرات در صنایع تولیدی، بین‌المللی‌سازی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی متمرکز گردید. اولین دفاتر خارجی این هیئت به ترتیب در سال‌های 1966 و 1968 در هنگ‌کنگ و نیویورک تاسیس شد و یکی از مشهورترین اقدامات عملی دفتر نیویورک این هیئت در دهه شصت میلادی، نامه‌نگاری مستقیم با 500 شرکت برتر آمریکایی برای معرفی ظرفیت‌های بالقوه سنگاپور بوده است.

🔹تامین نیروی انسانی مورد نیاز صنایع نوظهور از طریق برگزاری دوره‌های خارجی، تاسیس مراکز آموزشی مشترک دولتی-صنعتی، ایجاد صندوق توسعه مهارت‌ها و اعطای بورسیه‌های صنعتی محلی از جمله اقداماتی است که این موسسه از دهه هفتاد میلادی آغاز نمود. علاوه بر این، برنامه‌های کمک به تامین سرمایه و توسعه محصولات جدید یکی از جنبه‌های فعالیت این نهاد در پنج دهه گذشته بدین‌سو بوده است.

🔹هیئت توسعه اقتصادی سنگاپور در دهه هشتاد میلادی به تولید فناورانه روی آورد و در این مسیر از ظرفیت ژاپن، آلمان و فرانسه بیش از سایر کشورها بهره برد. در این دوره زمانی سه صنعت الکترونیک، پتروشیمی و خدمات فنی-مهندسی از جمله مهم‌ترین حوزه‌های تمرکز در سنگاپور بودند. موسسات کوچک و متوسط نیز (SMEs) از سال 1986 مورد توجه این نهاد قرار گرفتند. تا پایان دهه نود میلادی سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در تاسیس و راه اندازی پارک‌های صنعتی همچون پارک پتروشیمی جورنگ و پارک فناوری سنگاپور توسط این نهاد ترتیب داده شد.

🔹با آغاز قرن جدید، هیئت توسعه اقتصادی سنگاپور تمرکز ویژه‌ای بر اقتصاد دانش‌بنیان، فعالیت‌های مشترک تحقیق و توسعه و تامین زیرساخت اقتصاد دیجیتالی نشان داد و اکنون نیز در عرصه‌های نوظهور اقتصاد دیجیتال، جذب سرمایه‌گذاری خطرپذیر و توسعه انرژی‌های سبز و پایدار رهبری نظام‌مند توسعه صنایع بر عهده این هیئت است.

💢ساز و کارهای جذب سرمایه‌گذاری خارجی

🔹ارائه محرک‌های مالی یکی از مهم‌ترین ساز و کارهای جذب سرمایه‌گذاری خارجی توسط سنگاپور بوده است. در این چارچوب علاوه بر اعطای معافیت‌های مالیاتی، طرح کمک‌هزینه سرمایه‌گذاری (IA) توسط این هیئت اجرا شد که به موجب آن هزینه‌های سرمایه‌گذاری با کسر از مالیات جبران می‌شد. برنامه سرمایه‌گذار جهانی (GIP) برای اعطای اقامت دائم در قبال سرمایه‌گذاری و انعقاد موافقتنامه‌های مالیاتی متعدد با سایر کشورها برای پرهیز از مالیات‌ستانی مضاعف، از دیگر روش‌های سنگاپور برای جذب سرمایه‌گذاری بود. این نهاد همچنین مبدع اعطای تخفیفات مالیاتی به شرکت‌های چندملیتی شد که دفاتر منطقه‌ای خود را در سنگاپور دایر یا به این کشور منتقل کنند و بدین ترتیب، سنگاپور به هاب منطقه‌ای این شرکت‌ها مبدل گردید.

دست آخر، یکی از کارکردهای نهادی مهم این هیئت در سنگاپور، ایفای نقش پکپارچه‌ساز و نمایندگی کل دولت در مواجهه با سرمایه‌گذار بوده است؛ بدین معنی که هماهنگی مسائل بین‌بخشی و دستگاهی سنگاپور با پشتیبانی قابل ملاحظه‌ای توسط این هیئت انجام می‌شود و بدین ترتیب نیازهای سرمایه‌گذار به صورت متمرکز و همه‌جانبه پاسخ داده می‌شود.

🔁 مطالب مرتبط
▫️توسعه فناورانه در تایوان: نگاهی به نقش «موسسه تحقیقات فناوری صنعتی»
▫️خزانه ناسیونال: فعالیت‌های توسعه‌ای صندوق ثروت ملی در مالزی

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/239
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍31👌1
🌐 یادداشت ریاست‌جمهوری ترامپ علیه ایران؛ ابعاد و دلالت‌ها

#تحلیل_کوتاه

🔹سیاست فشار حداکثری ترامپ بر ضد ایران در دوران ریاست جمهوری‌اش، سبب شد، که بازگشت مجدد وی به ‏کاخ سفید، سبب ایجاد نگرانی ایران گردد، این نگرانی با سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن افزایش پیدا کرد و ‏واکنش‌های متفاوتی ایجاد نمود. همزمان با این سفر، ترامپ یک یادداشت ریاست‌جمهوری را امضا کرد، ‏که سیاست فشار حداکثری را دوباره بر ضد ایران اعمال می‌کند. با این وجود در زمان امضای این یادداشت، ‏ترامپ اظهار امیدواری کرد که این یادداشت اجرایی نشود و از امضای آن خوشحال نیست؛ برای توافق با ایران ‏هر کاری از امکان‌پذیر باشد، انجام خواهد داد؛ ولی اجازه نخواهد داد که ایران به سلاح ‏هسته‌ای دست یابد.

🔸امضای یادداشت ریاست‌جمهوری و اعمال سیاست‌های فشار حداکثری با اظهارنظرهای به ظاهر دلسوزانه همزمان ‏با سفر نتانیاهو به واشنگتن پیام‌ها و دلالت‌های دوگانه و متضادی را در بردارد. در درجه نخست ترامپ اقدام به ‏اتخاذ سیاست چماق و هویج در قبال ایران کرده است و با اظهارات خود فعلاً توپ را به زمین بازی ایران منتقل نمود و اکنون منتظر پاسخ ‏ایران است.‏

🔸این یادداشت فراتر از صنعت هسته‌ای ایران بسیاری از بخش‌های اقتصادی ایران را را هدف قرار داده که نشان از ‏رویکرد سختگیرانه ترامپ در قبال ایران دارد. در واقع فشار حداکثری بر ضد ایران در ابعاد مختلف بازگردانده ‏می‌شود و صنایع هسته‌ای و موشکی، اقتصاد، و سیاست‌های منطقه‌ای را هدف قرار می‌دهد و با در نظر گرفتن ‏مجازات‌هایی برای نقض‌کنندگان تحریم‌ها، هدف عمده آن به صفر رساندن صادرات نفت ایران در کنار محدود ‏کردن دسترسی ایران به اقلام دارای کاربرد در صنایع هسته‌ای و موشکی است. از سوی دیگر، ترامپ در زمان ‏امضای این یادداشت بیان کرد که از امضای آن راضی نیست و امیدوار است بتواند با رئیس‌جمهور ایران دیدار ‏کند و به توافق دست یابد. اتخاذ چنین سیاستی می تواند دلالت‌های مختلفی داشته باشد که با توجه به متغیرهای ‏داخلی و خارجی می توان شناخت بهتری از آن به دست آورد.

🔸ترامپ در دوران رقابت‌های انتخاباتی به عنوان یکی از دستاوردهای خود در دوره قبلی خود اظهار می‌داشت که ‏در دوران ریاست‌جمهوری وی ایران بسیار ضعیف شده بود و ‏اگر در سال ۲۰۲۰ انتخاب می‌شد به یک توافق جدید با ایران دست می‌یافت. ترامپ اکنون با دنبال تکمیل کار ‏نیمه تمام خود از طریق تداوم همان سیاست فشار حداکثری است. اگرچه تحریم‌هایی که او در دوره قبلی علیه ‏ایران بازگردانده یا وضع کرده بود در دولت بایدن هم ادامه یافتند و عملاً فشار دفعی آنها تخلیه آنها شده است ‏اما از دیدگاه ترامپ و تیم او امضای چنین یادداشتی به لحاظ روانی می‌تواند اثرگذار باشد و ضمناً با واگذار ‏کردن تشخیص شرایط اجرای آنها به مقامات اجرایی و ابراز امیدواری به عدم نیاز به اجرا ا به نوعی ملایمت به ‏خرج داده است تا ایران را تشویق به آمدن به پای میز مذاکره کند. لذا ترامپ با این اقدام استارت دیپلماسی با ‏ایران را زده است.

🔸ترامپ سعی نمود با احیای فشار حداکثری تا حدودی همراهی خود را با اسرائیل نشان دهد. با این وجود ولی ‏ترامپ یادداشت را قبل از دیدار با نتانیاهو امضا کرد تا هم نمایش قدرت خود باشد و هم نشان دهد که تصمیم ‏گیرنده اوست و این گمانی زنی به وجود نیاید که این امضاء تحت تاثیر نتانیاهو شکل گرفته است.‏ در واقع ترامپ تمایل ندارد، که سیاست خارجی آمریکا در منطقه غرب آسیا تحت تاثیر تنش اسرائیل و ایران ‏قرار گیرد و در مقابل می‌خواهد نشان دهد در ارتباط با ایران و اسرائیل محور اصلی و تعیین کننده ‏آمریکاست و او تمایلی به تعریف سیاست خارجی ایالات متحده در چارچوب سیاست‌های اسرائیل ‏ندارد.

🔸ماه‎هاست که گمانه‌زنی‎هایی در مورد احتمال حمله اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران وجود دارد و برخی از ‏کارشناسان معتقد بوده‌اند که سفر نتانیاهو می‌تواند برای جلب حمایت آمریکا باشد؛ ولی ترامپ در پاسخ یه ‏سوال خبرنگاری مبتنی بر ضعف ایران و احتمال حمله به تاسیسات هسته‌ای، بر خلاف اظهارات نتانیاهو، بیان کرد ‏که ایران نه تنها ضعیف نیست بلکه بسیار قوی است.

این اظهارات متفاوت درباره قدرت ایران را باید در چارچوب روایت‌سازی‌های آمریکا و رژیم با کارکردهای متفاوت درک کرد. در واقع نتانیاهو با ضعیف نشان دادن ایران می‌خواهد دستاوردهای خود در یک و نیم سال گذشته را برجسته کند و ترامپ با قوی نشان دادن ایران می‌خواهد اقدامات آتی خود را برجسته کند. به علاوه، ترامپ با این اظهارت و همچنین امضای ‏یادداشت مذکور پیش از دیدار با نتانیاهو اعلام می‌کند اعتماد کامل به وی ندارد و با اسرائیل همراهی کامل ‏نخواهد داشت.‏

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/240
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎41👌1
🌐 پایان عصر صلح تکنولوژیک
◾️فارن پالیسی
📝اولنا ترگاب و مارک دیور

#روندهای_استراتژیک

🔸تحریم‌های بین‌المللی با هدف محدود کردن دسترسی کشورهای ضدسیستم مانند روسیه، ایران و کره شمالی به فناوری‌های پیشرفته، در عمل با شکست مواجه شده‌اند. بررسی بقایای موشک‌ها و پهپادهای ساخت این کشورها در جنگ اوکراین نشان می‌دهد که اکثر قطعات الکترونیکی به کار رفته در این سلاح‌‌ها از کشورهای غربی/حامی نظم لیبرال مانند آمریکا، اروپا، ژاپن و تایوان تأمین شده است. این مسئله نه تنها نقض تحریم‌ها است، بلکه بیانگر ضعف ساختاری در نظام کنترلی صادرات فناوری‌های دو منظوره است.

💢تئوری «صلح تکنولوژیک» و واقعیت های امروز

🔹در سال ۲۰۰۷، استفان جی. بروکس در کتاب «تولید امنیت» استدلال کرد که وابستگی کشورها به زنجیره تأمین جهانی فناوری‌های پیشرفته ساخت دموکراسی‌های غربی، بروز جنگ‌های تهاجمی را غیرممکن می‌‌کند، زیرا کشورهای مهاجم بدون دسترسی به قطعات حیاتی (مانند نیمه رساناها) قادر به ساخت سلاح‌های پیشرفته نخواهند بود. این ایده که به «صلح تکنولوژیک» معروف شد، در دوران جنگ سرد تا حدی موفق بود؛ اتحاد جماهیر شوروی به دلیل تحریم‌های هماهنگ کمیته ملی کنترل صادرات چندجانبه (CoCom)، نتوانست به فناوری‌های الکترونیکی روز دست یابد و در نهایت در رقابت تسلیحاتی عقب ماند.

🔹اما امروز، داده‌های میدانی از جنگ اوکراین خلاف این نظریه را ثابت می‌کند. روسیه، علیرغم تحریم‌های شدید، همچنان از قطعات الکترونیکی غربی در موشک‌ها و پهپادهای خود استفاده می‌کند. بر اساس گزارش‌های مؤسسه علم و امنیت بین‌المللی و نهادهای اوکراینی، بیش از ۶۰ قطعه از قطعات موجود در سلاح‌های روسیه (مانند موشکهای Kh-101 و Kalibr) ساخت آمریکا هستند. حتی ایران و کره شمالی نیز ترجیح می‌دهند به جای استفاده از فناوری چینی، از قطعات باکیفیت غربی در سلاح‌های خود بهره ببرند.

💢نقش کشورهای واسطه و ضعف اجرای تحریم‌ها

🔹شواهد نشان می‌دهد روسیه و متحدانش از شبکه پیچیده‌ای از شرکت‌های واسطه و کشورهای ثالث (مانند قزاقستان، ارمنستان، امارات و ترکیه) برای دور زدن تحریم‌ها استفاده می‌کنند. برای مثال، یک شرکت سوئیسی فعال در تولید قطعات خودرو، به طور ناخواسته منبع تأمین قطعات برای سیستم‌های هدف گیری موشک‌های روسی شده است. اگرچه این شرکت استفاده نظامی از محصولاتش را ممنوع کرده، اما روس‌ها با مهندسی معکوس، این قطعات را در سلاحها به کار می‌برند.

💢به طور کلی، ضعف اصلی نظام تحریمها به سه عامل کلیدی باز می‌گردد

1️⃣فقدان نهاد هماهنگ کننده: پس از انحلال CoCom در ۱۹۹۴، توافق ونسانار جایگزین آن شد، اما این توافق فاقد مکانیسم‌‌های اجرایی قوی و هماهنگی بین کشورها است.

2️⃣عدم مجازات شرکتها و کشورهای نقض کننده: بسیاری از دولتها تمایلی به پیگرد قانونی شرکتهای داخلی شان که در تحریم شکنی نقش دارند، نشان نمی دهند. برای مثال، بریتانیا تا سپتامبر ۲۰۲۴ تنها یک جریمه ناچیز ۱۵٬۰۰۰ پوندی برای نقض تحریمها علیه یک شرکت داخلی صادر کرده است.

3️⃣ سوءاستفاده کشورهای ثالث: کشورهایی مانند امارات و ترکیه با ایجاد شرکت های صوری، به مراکز اصلی دور زدن تحریم ها تبدیل شده‌اند، اما فشار بین‌المللی چندانی بر آنها اعمال نمی‌شود.

💢درس‌های تاریخی و راهکارهای پیشرو

🔸تجربیات تاریخی نشان می‌دهد هماهنگی و سخت گیری می تواند تحریم ها را مؤثر کند. در جنگ جهانی اول، متفقین با اعمال سهمیه واردات بر هلند بی طرف، مانع از انتقال فناوری به آلمان شدند. در جنگ سرد نیز کشورهای غیر عضو CoCom (مانند سوئیس) مجبور به رعایت تحریم‌ها برای دسترسی به فناوری‌های دو منظوره بودند.

💢راهکارهای اساسی برای تحکیم انحصار تکنولوژیک و تقویت نظام تحریم‌ها


1️⃣ ایجاد یک نهاد بین‌المللی شبیه به CoCom با اختیارات اجرایی قوی‌تر
2️⃣ اعمال مجازات‌های سنگین بر شرکت‌های متخلف داخلی و کشورهای واسطه
3️⃣ شفاف سازی زنجیره تأمین و نظارت دقیق بر صادرات فناوری‌های حساس

در پایان، این هشدار اساسی برای آینده مطرح است که اگر اصلاحات انجام نشود، نه تنها جنگ اوکراین، بلکه تهدیدات دیگر نیز تشدید خواهند شد. کره شمالی اخیراً یک موشک بالستیک قاره‌پیما با برد بیشتر آزمایش کرده و ایران نیز با تقویت قدرت موشکی یمن، امنیت دریایی را تهدید می‌کند. هر دو پروژه‌‌ها وابسته به قطعات غربی هستند. در نتیجه، احیای «صلح فنی» نیازمند اراده سیاسی و همکاری چندجانبه است تا فناوری‌های دموکراسی‌ها علیه خودشان به کار گرفته نشود. این در حالی است که نظام کنونی تحریم‌ها ناکارآمد است و تنها با ایجاد ساختارهای نظارتی قوی، هماهنگی بین‌المللی و اعمال پیامدهای واقعی برای نقض کنندگان میتوان از تبدیل فناوری به ابزار جنگ جلوگیری کرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/241
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍54👎2
♦️ضرورت تداوم ارسال سلاح به اوکراین برای دستیابی به یک پیمان صلح خوب
◼️
بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها
📝مارک مونتگمری، جان هاردی


#تهران_ریویو

🔹کاخ سفید ترامپ برای مدت کوتاهی ارسال تسلیحات به اوکراین را متوقف کرد و سپس به‌طور بی‌سر و صدا آن را از سر گرفت؛ چرا که درون دولت بر سر کمک به کی‌یف اختلاف نظر وجود داشت. دولت نهایتا تصمیم درستی گرفت؛ اما همچنان درباره اینکه آیا این کمک‌ها ادامه خواهد یافت یا نه، موضعی مبهم اتخاذ کرده است. اگر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، می‌خواهد به توافق صلحی برسد که منافع آمریکا را حفظ کند، باید بر افزایش اهرم فشار بر روسیه تمرکز کند. این امر نه‌تنها به تحریم‌های اقتصادی سخت‌تر نیاز دارد، بلکه به حمایت نظامی مستمر از اوکراین نیز وابسته است.

🔸در واقع مشکل اصلی، ولادیمیر پوتین است. منظور رهبر روسیه از تلاش برای فریب ترامپ درباره آمادگی برای مذاکره این است که آماده پذیرش تسلیم اوکراین است. این جنگ برای پوتین فقط درباره تصرف سرزمین‌های بیشتر در شرق اوکراین نیست، بلکه بخشی از هدف دیرینه‌اش برای تبدیل اوکراین به کشوری تابع است. این مسئله‌ محور تقابل گسترده‌تر او با غرب را شکل می‌دهد. پوتین تلاش خواهد کرد تا از مذاکرات صلح احتمالی برای تحقق جاه‌طلبی‌های خود استفاده کند.

🔸خواسته‌های کرملین جسورانه و بی‌پرده است. روسیه اصرار دارد که کی‌یف باید بخش‌هایی از سرزمین خود را واگذار کند، از امید پیوستن به ناتو دست بکشد و برخی محدودیت‌ها از جمله کاهش توانایی‌های نظامی خود را بپذیرد. به نظر می‌رسد مسکو حتی که امیدوار است بتواند رئیس‌جمهور اوکراین، ولادیمیر زلنسکی، را با فردی سازگارتر جایگزین کند. روسیه همچنین اصرار دارد که توافق صلح باید بخشی از چارچوبی وسیع‌تر باشد که به اصطلاح "دلایل ریشه‌ای" درگیری را برطرف کند، از جمله محدود کردن حضور نظامی ناتو در اروپای شرقی.

🔸شرایط روسیه منافع مهم ایالات متحده را نیز به خطر می‌اندازد. رها کردن اوکراین در برابر تجاوز بیشتر روسیه احتمال وقوع جنگی دیگر را افزایش می‌دهد، چیزی که در حال حاضر نیز احتمال آن قوی است. اگر پوتین احساس کند که در یک نبرد اراده‌ها بر سر اوکراین پیروز شده، آن هم با وجود تمام فشارهایی که غرب به او وارد کرده است، این امر به هیچ وجه بازدارندگی ناتو را تقویت نخواهد کرد. چین نیز با مشاهده این ضعف آمریکا، ممکن است بیشتر به سمت اقدام نظامی علیه تایوان متمایل شود.

🔸ترامپ برای به حداکثر رساندن شانس یک توافق مطلوب، نیاز به اهرم فشار دارد. او باید در نظر داشته باشد که تحریم‌های اقتصادی علیه درآمدهای نفتی روسیه را از هم‌اکنون تشدید کند، نه اینکه منتظر سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر پوتین بماند. مشکلات اقتصادی روسیه در حال افزایش است، اما با روند کنونی، ممکن است این جنگ تا سال ۲۰۲۶ یا بعد از آن از نظر اقتصادی برای مسکو غیرقابل تحمل نشود. تحریم‌های سخت‌تر که بلافاصله اعمال شوند، می‌توانند این بازه زمانی را کوتاه‌تر کنند و به دستیابی سریع‌تر به یک توافق کمک کنند. با این حال، ابزارهای اقتصادی به‌تنهایی کافی نخواهند بود.

🔸نیروهای اوکراینی در حال حاضر در وضعیت دفاعی هستند؛ زیرا روسیه همچنان به پیشروی‌های آرام و پیوسته خود ادامه می‌دهد. در حالی که این پیشروی‌های آهسته روسیه با تلفات سنگین انسانی و تجهیزات همراه است، که در نهایت مسکو قادر به تحمل آن نخواهد بود؛ اما خطر این وجود دارد که توان دفاعی اوکراین سریع‌تر تضعیف شود.

🔸برای کمک به اوکراین در تثبیت خطوط دفاعی خود و نشان دادن اینکه روسیه نمی‌تواند ایالات متحده را فرسوده کند، ترامپ باید به‌طور علنی تعهد کند که کمک‌های نظامی به کی‌یف ادامه خواهد یافت. بخش عمده‌ای از این کمک‌ها، به‌ویژه در کوتاه‌مدت، صرفاً شامل تحویل تجهیزاتی است که در دولت بایدن وعده داده شده است. ترامپ همچنین باید از کنگره بخواهد که لایحه‌ای تحت عنوان "اهرم فشار برای اوکراین" تصویب کند که از اتمام اختیارات و بودجه کمک‌هایش جلوگیری کند. این کمک‌ها می‌تواند از راه‌هایی تأمین مالی شود که بار مالی را از دوش مالیات‌دهندگان آمریکایی بردارد، مانند وام‌ها یا استفاده از دارایی‌های مسدود شده روسیه.

در همین حال، مقامات آمریکایی باید به فشار بر کی‌یف برای بسیج مردان جوان‌تر به‌منظور رفع کمبود نیروی انسانی ادامه دهند. همچنین، واشنگتن و متحدانش باید برای ارائه تضمین‌های امنیتی معتبر به اوکراین برنامه‌ریزی کنند تا از وقوع جنگی دیگر جلوگیری شود. همان‌طور که ترامپ اشاره کرده، "تنها راه" برای رسیدن به یک توافق مطلوب "رها نکردن" اوکراین است. اکنون، باید پوتین را متقاعد کنیم که ادامه جنگ چیزی نصیبش نخواهد کرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/242
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎3👌1
🗳 انتخابات‌های سرنوشت‌ساز اروپا در سال ۲۰۲۵

#تحلیل_کوتاه

🔹 اروپا در سال ۲۰۲۵ شاهد برگزاری ۱۴ انتخابات خواهد بود که برخی از آن‌ها قابل پیش‌بینی و برخی دیگر بسیار مهم و متحول‌کننده خواهند بود. انتخابات‌هایی مانند پارلمان اتحادیه اروپا و فرانسه در سال ۲۰۲۴، رشد چشمگیر راست‌گرایان افراطی را به نمایش گذاشتند که منجر به تغییرات در گرایش‌های سیاسی این مناطق شد. پیش‌بینی دقیق از روندهای احتمالی سیاسی-اجتماعی کشورهای اروپایی نیازمند نگاهی دقیق‌تر به انتخابات‌های آینده این کشورهاست.

💢آلمان و نروژ؛ چرخش به سوی راست‌گرایی و دوری از اتحادیه اروپا

🔸انتخابات پارلمانی آلمان به دلیل فروپاشی ائتلاف حاکم در تاریخ ۲۳ فوریه/۵ اسفند برگزار خواهد شد. انتظار می‌رود حزب راست‌گرای افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در این انتخابات رشد آراء چشمگیری نسبت گذشته داشته باشد و با محبوبیت فعلی ۲۱ درصدی‌اش، قدرت مناسبی برای مقابله با قوانین حمایت‌کننده از اوکراین و قوانین ضدمهاجرتی پیدا کند. یکی از عوامل دیگر اهمیت این انتخابات، احتمال تغییر حزب تشکیل‌دهنده دولت و در نتیجه صدراعظم آلمان از حزب سوسیال دموکرات به دموکرات مسیحی است که می‌تواند تغییرات قابل توجهی در سیاست داخلی و خارجی کشور به همراه داشته باشد.

🔸انتخابات پارلمانی نروژ نیز در تاریخ ۸ سپتامبر/۱۷ شهریور برگزار خواهد شد. ائتلاف حاکم بر این کشور غیرعضو اتحادیه اروپا به دلیل اختلافات بر سر زیرساخت‌های انرژی در تاریخ ۱۲ بهمن امسال فروپاشید و زمینه‌ی رقابت بیشتر در انتخابات پیش‌رو را فراهم کرده است. با افزایش بی‌سابقه محبوبیت حزب ترقی (FrP) از ۱۲ درصد در ۲۰۲۱ به ۲۵ درصد در سال جاری، انتظار می‌رود دولت بعدی نروژ یکی از راست‌گراترین دولت‌های تاریخ این کشور باشد. با توجه به محبوبیت کنونی احزاب، حزب ترقی که اکنون محبوب‌ترین حزب نروژ است، می‌تواند جزوی از ائتلاف حاکم شود و به بخشی از بلوک دولت‌های راست‌گرای و ضدارزش‌های اتحادیه اروپا تبدیل شود.

💢 لهستان؛ سقوط یا تداوم دولت، مسئله این است

🔸انتخابات ریاست‌جمهوری لهستان در تاریخ ۱۸ مه/۲۸ اردیبهشت برگزار خواهد شد. اگرچه قدرت رئیس‌جمهور در لهستان نمادین است، اما او می‌تواند مصوبه‌های مختلف پارلمان را وتو کند. این موضوع باعث شده که در طول ریاست دونالد توسک بر سمت نخست‌وزیری از سال ۲۰۲۳، تنش‌های متعددی بین او و حزب رقیب که منصب ریاست‌جمهوری را دارد به وجود آید. اگر نامزد حزب متمایل به رئیس‌جمهور کنونی (کارول ناوْروکی) پیروز شود، به احتمال زیاد ائتلاف حاکم بر دولت فرو خواهد پاشید و کشور نیازمند برگزاری انتخابات پارلمانی یا تشکیل ائتلاف جدیدی برای اداره دولت خواهد بود. بنابراین، این انتخابات عملاً حکم تایید یا رد دولت توسک را خواهد داشت.

💢 رومانی و جمهوری‌چک؛ دوری از اتحادیه اروپا و محبوبیت پوپولیسم

🔸نتایج دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری رومانی که در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۴/۴ آذر برگزار شد، به دلیل پیروزی غیرمنتظره نامزد متمایل به روسیه و ادعای مداخله اپلیکیشن تیک‌تاک در انتخابات ملغی گردید. به همین دلیل، انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور به نیمه اول سال ۲۰۲۵ موکول شد. این انتخابات اهمیت بالایی دارد زیرا رئیس‌جمهور در رومانی جایگاه بسیار مهمی دارد و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در حمایت از اوکراین ایفا می‌کند. در صورت پیروزی نامزد متمایل به روسیه، شرایط برای حمایت از اوکراین و ایجاد سد دفاعی علیه روسیه بسیار دشوارتر خواهد شد.

🔸انتخابات پارلمانی جمهوری چک که در ماه اکتبر/مهر ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد، تعیین‌کننده تقویت یا تضعیف محور راست‌گرایان پوپولیست در اروپای شرقی خواهد بود. همچنین این انتخابات مشخص خواهد کرد که آیا جمهوری چک به عنوان متحدی نزدیک به اتحادیه اروپا باقی می‌ماند یا مسیر سیاسی این کشور به سمت روسیه تغییر خواهد کرد. با توجه به پیشتازی محبوبیت ائتلاف نزدیک به روسیه (ANO) در نظرسنجی‌ها، احتمالاً این کشور نیز به بلوک پوپولیست‌های ضد اتحادیه اروپا ملحق خواهد شد.

💢 ایتالیا و بریتانیا؛ معیاری برای سنجش مقبولیت ائتلاف حاکم

🔸اگرچه انتخابات‌های محلی پیش‌روی ایتالیا و بریتانیا ارتباط مستقیمی با دولت حاکم بر این کشورها ندارند، اما پیروزی یا شکست احزاب حاکم محکی برای سنجش میزان مقبولیت آن‌ها خواهد بود. اگر حزب جورجیا ملونی نتواند در مناطق مهمی مانند ونتو (Veneto) پیروز شود، پایداری ائتلافش به خطر خواهد افتاد. همچنین نتایج این انتخابات در بریتانیا نیز نشان خواهد داد که آیا استارمر و حزب کارگر، که حدود یک سال از روی کار آمدنشان می‌گذرد، قادر به حفظ قدرت هستند یا خیر.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/243
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌3🆒21
♦️جنگنده‌های نسل ششم چین؛ تغییر در موازنه قدرت نظامی جهانی
◼️مرکز الدولی للدراسات الاستراتیجیه- امارات

#رویة_العربیة

🔹پیشرفت‌های سریع فناوری جنگنده‌ها، به‌ویژه با ظهور جنگنده‌های نسل 6 تحولات چشمگیری در نبردهای هوایی و توازن قوا بین قدرت‌های جهانی ایجاد کرده است. کشورها در رقابتی شدید برای تقویت توان نظامی خود، از جدیدترین فناوری‌ها استفاده می‌کنند. چین با نمایش عمومی جنگنده‌های نسل 6 واکنش‌های گسترده‌ای در میان کارشناسان نظامی جهان برانگیخته است. این نوآوری‌ها آینده منازعات نظامی و جنگ‌های هوایی را به‌طور کلی دگرگون خواهند کرد.

💢سیر تکاملی هواپیماهای جنگنده

🔹اولین جنگنده‌ها تحت عنوان «Me 262» در جنگ جهانی دوم در ارتش آلمان ظهور کردند. در جنگ سرد، پیشرفت‌های چشمگیری در سرعت و آیرودینامیک ایجاد شد و جنگنده‌های مافوق‌صوت مانند «اف-۱۴ تام‌کت» و «میگ-۲۹» با قابلیت‌های مانور و رادار پیشرفته توسعه یافتند. در دهه ۱۹۹۰، جنگنده‌های نسل پنجم مانند «اف-۲۲ رپتور» و «اف-۳۵ لایتنینگ» با فناوری پنهان‌کاری و الکترونیک پیشرفته، تحول بزرگی در نبرد هوایی ایجاد کردند. امروزه، جنگنده‌های نسل ششم با تمرکز بر خودکنترلی، جنگ شبکه‌محور و استفاده از پهپادها، آینده نبرد هوایی را شکل می‌دهند. این تحولات، ترکیبی از مزایای نسل‌های قبلی و فناوری‌های نوین است.

💢ویژگی‌های جنگنده‌های نسل ششم

🔹جنگنده‌های نسل پنجم مانند «اف-۳۵» و «جی-۲۰» بر پنهان‌کاری، پرواز مافوق‌صوت و مانورهای استثنایی تمرکز دارند. جنگنده‌های نسل ششم نسخه‌های پیشرفته‌تری از این ویژگی‌ها را خواهند داشت. تفاوت‌های اصلی بین جنگنده‌های نسل پنجم و ششم به ویژگی‌های پیشرفته و قابلیت‌های نوآورانه مانند استقلال عمل بالا در عملیات، فناوری کنترل گروه پهپادی، جنگ شبکه‌ای، پنهان‌کاری پیشرفته و سرعت و هوش مصنوعی در نسل ششم مربوط می‌شود.

💢نسل جدید جنگنده‌های چینی


🔹صنایع هوایی نظامی چین در سال‌های اخیر پیشرفت‌های چشمگیری داشته است، به‌ویژه با ظهور جنگنده‌های نسل ششم مانند «جی-۳۶» و «جی-۵۰». «جی-۳۶» که یک هواپیمای بدون سرنشین با قابلیت‌های پنهان‌کاری و پرواز مافوق‌صوت است، برای حملات عمیق و پرتاب موشک‌های دوربرد طراحی شده است. این جنگنده احتمالاً مجهز به رادار پیشرفته و سیستم‌های هوش مصنوعی خواهد بود و می‌تواند به‌عنوان گره فرماندهی و کنترل عمل کند. از سوی دیگر، «جی-۵۰» به‌عنوان یک جنگنده سبک‌وزن توسعه‌یافته و انتظار می‌رود قابلیت‌هایی مشابه یا برتر از جنگنده آمریکایی «اف-۳۵» داشته باشد.

💢چالش‌های اصلی برتری هوایی ایالات متحده

🔹واکنش عمومی آمریکا به ظهور جنگنده‌های نسل 6 چین آرام بوده است، اما این مسئله نگرانی‌هایی در جامعه دفاعی آمریکا ایجاد کرده است. کارشناسان معتقدند که این هواپیماها ممکن است تهدیدی برای برتری هوایی ایالات متحده باشند. تحلیلگران اشاره می‌کنند که جنگنده «جی-۳۶» چین می‌تواند هواپیمای «اف-۳۵»  آمریکا را در درگیری‌های آینده آسیب‌پذیر کند. این جنگنده‌های مافوق‌صوت و قابلیت‌های پیشرفته خود می‌توانند مزیت‌های قابل‌توجهی در پاسخ سریع به حملات هوایی ایجاد کنند.

💢برنامه‌های جنگنده نسل ششم دیگر کشورها

🔹چین با هواپیماهای «جی-۳۶» و «جی-۵۰» در توسعه جنگنده‌های نسل ششم پیشرو است. ایالات متحده نیز برنامه توسعه جنگنده نسل ششم تحت عنوان «نسل بعدی برتری هوایی» را دنبال می‌کند که بر قابلیت‌هایی مانند پنهان‌کاری، استقلال عملیاتی و کنترل پهپادها متمرکز است آزمایش‌های اولیه این برنامه آغاز شده و احتمالاً تا دهه ۲۰۳۰ عملیاتی خواهد شد. در اروپا، کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه و آلمان در پروژه سیستم جنگ هوایی آینده (FCAS) همکاری می‌کنند تا جایگزینی برای جنگنده‌های فعلی خود ایجاد کنند. ژاپن نیز با برنامه «اف-۳» شرکت میتسوبیشی در رقابت جنگنده‌های نسل ششم حضور دارد.

💢آینده نبرد هوایی
🔹ورود جنگنده‌های نسل ششم تحولی اساسی در جنگ‌های هوایی ایجاد می‌کند. این فناوری‌ها مزیت‌های استراتژیک و تاکتیکی قدرتمندی به کشورها داده و توازن قوا را تغییر می‌دهند.

رقابت چین و آمریکا برای توسعه این جنگنده‌ها، باعث بازتعریف دکترین نظامی دیگر کشورها می‌شود. با افزایش درآمیختگی هوش مصنوعی و سیستم‌های خودکار، تغییرات بزرگی در جنگ‌های هوایی، دفاعی و سایبری رخ خواهد داد. این تحولات فصل جدیدی در فناوری‌های نظامی و نمایش قدرت کشورها ایجاد می‌کند.

🔁مطالب مرتبط
▫️پرواز بر فراز گوانگدونگ: تازه‌های نمایشگاه هوافضای چین 2024

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/244
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏21👌1
🔵 کریدور اقتصادی چین-پاکستان به کدام سو می‌رود؟

#اکوتهران

🔸بیش از یک دهه از آغاز رسمی برنامه توسعه کریدور اقتصادی چین-پاکستان (سی‌پک) گذشته است و این کریدور مدتی است که وارد فاز دوم (میان مدت) شده است. با این‌حال، به نظر می‌رسد مجموعه‌ای از عوامل و متغیرها ورود به فاز دوم توسعه سی‌پک را نیز همچون تکمیل برخی از پروژه‌های فاز اول با تعلل و ابهام مواجه نموده است.

🔹بیش از یک دهه قبل، چین متعهد به سرمایه‌گذاری ۶۲ میلیارد دلاری در پاکستان ذیل این ابتکار شد. براساس گزارش پیشرفتی که در میانه سال ۲۰۲۳ و به مناسبت ده سالگی این ابتکار ارائه شد، ۲۶ پروژه به ارزش مجموعا ۱۷ میلیارد دلار تکمیل شده و ۳۰ پروژه به ارزش ۸.۵ میلیارد دلار در حال اجراست. ۳۶ پروژه نیز به ارزش در مجموع ۲۸.۴ میلیارد دلار در دست بررسی هستند.

🔹پروژه‌های تکمیل شده تا این تاریخ حدود ۶ هزار مگاوات ظرفیت نیروگاهی به شبکه ملی پاکستان اضافه کرده‌ و حدود ۸۸۶ کیلومتر خط انتقال احداث نموده‌اند. زیرساخت جاده‌ای احداث شده در طول یک دهه در مجموع ۸۰۹ کیلومتر بوده است. پروژه‌های ریلی مانند خط کراچی-پیشاور (ML1) با پیشرفت ناچیزی همراه بوده است. مهم‌تر اینکه مناطق ویژه اقتصادی طرح شده به عنوان ارکان کلیدی فاز دوم توسعه سی‌پک پیشرفتی نداشته و چین در آغاز عملیات اجرایی پروژه‌های پیشین (تکمیل فاز اول) یا انتخاب پروژه‌های جدید (آغاز فاز دوم) تعلل می‌کند.

🔹در ماه‌های گذشته مقرر گردید که وزارت برنامه‌ریزی پاکستان و کمیسیون ملی توسعه و اصلاح چین (NDRC) بر روی تنظیم اسناد مفهومی فاز دوم سی‌پک تمرکز کنند و جزئیات فاز دوم توسعه سی‌پک را در نشست آتی کمیته همکاری مشترک ارائه نمایند. منابع موجود از توسعه همزمان کریدورهای پنج‌گانه اقتصادی در فاز دوم سی‌پک سخن گفته‌اند. برای موفقیت هر چه بیشتر در مناطق ویژه اقتصادی مُدل «یک بعلاوه چهار» توسط پاکستان پیشنهاد شده است.

🔹در این الگو هر منطقه ویژه اقتصادی در پاکستان در کنار: ۱-یک استان چین، ۲-یک گروه صنعتی برای متمرکز ساختن گروهی از واحدهای تخصصی درون آن، ۳-یک منطقه ویژه چینی برای ارائه کمک و حمایت فنی و ۴-یک شرکت یا نهاد دولتی برای هدایت توسعه مناطق ویژه قرار می‌گیرد. توسعه مناطق ویژه اقتصادی در فاز دوم، بحث بهبود اتصالات جاده‌ای و ریلی را نیز واجد اهمیتی دو چندان نموده است.

🔹مهم‌ترین مولفه در تعلل چین تحرکات تروریستی و حملات هدفمندی است که علیه متخصصان چینی یا اهداف مرتبط با سی‌پک در پاکستان انجام پذیرد. ارتش آزادی‎بخش بلوچستان (BLA) و تحریک طالبان پاکستان (TTP) تاکنون دستکم ۱۹ متخصص چینی را در حملات و عملیات‌های انتحاری خود ترور و چین را با پرسش‌های جدی درباره امنیت این پروژه عظیم مواجه کرده‎اند. این نگرانی تا حدی است که مقامات چینی ضمن اعلام عدم آغاز به کار فاز دوم پروژه، احتمال محدودتر کردن دامنه پروژه‌های پیشین را نیز مطرح نمودند.

🔹دولت پاکستان در مهار این گروه‌ها ناکام بوده و در حال حاضر، تردد چینی‌ها در گوادر تنها به مدد برقراری شکلی از حکومت نظامی امکان‌پذیر است. این مسئله محور تمامی گفتگوهای اخیر چین و پاکستان بوده است. در ژوئن ۲۰۲۴، شهباز شریف سفری پنج روزه به شنزن داشت و در هفته‌ای که گذشت نیز آصف علی زرداری برای پنج روز به پکن سفر کرد. محسن نقوی وزیر داخله پاکستان نیز زرداری را در این سفر همراهی می‌کرد و به نظر می‌رسد هدف اصلی این سفر، در کنار مذاکره درباره بدهی‌های دولت پاکستان به چین، تامین امنیت و متعاقبا خارج نمودن سی‌پک از انسداد بوده است. دولت در پاکستان که اکنون بیش از یکصد میلیارد دلار بدهکار است و دستکم یک سوم این مطالبات متعلق به چین است.

🔹از یک طرف، ورود سی‌پک به فاز دوم پیش از مهار ناامنی‌ها در پاکستان، بعید به نظر می‌رسد و از طرف دیگر، دور از ذهن خواهد بود که چین به یکباره تعامل خود با پاکستان را –آنهم در اوج تنش و منازعه ژئوپولتیک با آمریکا- کاهش دهد. گزارش‌های غیررسمی حاکی از آن است که زرداری در سفر خود توانسته با تاکید بر «دوستی در تمام فصول» موافقت ضمنی چین برای تکمیل بزرگراه قره قروم و بندر گوادر را جلب نماید. در نهایت و با مفروض گرفتن شرایط کنونی، تنها با چرخش شدیدتر به سوی چین در منازعه ژئوپولتیک آن با آمریکا است که پاکستان می‌تواند امتیازی چشمگیر در سمت و سوی آینده سی‌پک دریافت نماید.

🔁مطالب مرتبط
▫️ آیا گوادر یک پروژه گران و کم‌بازده است؟
▫️همکاری فضایی؛ جلوه‌ای از تعمیق شراکت راهبردی میان چین و پاکستان
▫️ ارتش آزادی‌بخش بلوچ (BLA): ماهیت و اهداف

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/245
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52👏1
🌐 کابینه سلام چه تفاوتی با کابینه میقاتی دارد؟

#تحلیل_کوتاه

🔹بالاخره بعد از ۴ سال که دولت نجیب میقاتی بر سرکار بود، کابینه لبنان به ریاست رئیس الوزرا نواف سلام، قاضی دادگاه بین المللی کار خود را آغاز کرد. اما تفاوت های کابینه نواف سلام و نجیب میقاتی در چیست؟ آیا آنگونه که عنوان می شود، نیروهای شیعه و حزب الله از کابینه نواف سلام حذف شدند؟ ترکیب این دو کابینه چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟

🔸در کابینه نجیب میقاتی احزابی مانند قوات البنانیه، کتائب، برخی گروه های دست راست مسیحی حضور نداشتند. میقاتی با توجه به معرفی از سوی جریان ۸ مارس در دولت خود از نیروهای آزاد مسیحی(به رهبری میشل عون و جبران باسیل)، حزب الله(دو وزیر)، جریان امل(۵وزیر)، جنبش المرده(سلیمان فرنجیه دو وزیر) و جریان سوسیالیست ترقی خواه(رهبری جنبلاط سه وزیر) استفاده کرده بود.

🔸نواف سلام از ابتدا اعلام کرده بود که دولتی تکنوکرات می بندد. در جریان مذاکرات برای تشکیل کابینه فراز و نشیب های زیادی پیش آمد. جریان شیعی شامل جنبش امل و حزب الله مدیریت جریان سیاسی را به نبیه بری رئیس مجلس سپردند. او در جریان انتخاب رئیس جمهور طوری برنامه ریزی کرد که در دور نخست جوزف عون به عنوان رئیس جمهور انتخاب نشود. در یک فرصت طلایی دو ساعته بری توانست با رایزنی و تحت فشار قرار دادن عون و جریان حامی وی سه خواسته را از او برای رای دادن مطالبه کند.

🔸خواسته نخست، انتخاب نخست وزیر با هدایت جریان شیعی بود که این موضوع توسط جوزف عون برآورده نشد. بری هم در اقدامی قاطع چند روز تماس خود با عون را قطع کرد. رئیس جمهور هم برای دلجویی رئیس مجلس کارهای را صورت و وعده داد در جریان چینش کابینه قطعا به خواسته های شیعیان عمل کند. اصلی ترین خواسته شیعیان انتخاب یک فرد برای وزارت دارایی و همچنین ۵ وزیر شیعه بود. آمریکایی ها در جریان این موضوع ورود کردند و در اقدامی غیردیپلماتیک معاون نماینده رئیس جمهور آمریکا در امور خاورمیانه شخصا به بیروت رفته و بعد از دیدار با رئیس جمهور لبنان اعلام کرد حزب الله نباید در کابینه باشد.

🔸بعد از این اتفاقات جریان شیعه تصمیم گرفت اعضای رسمی حزب الله و جنبش امل را برای کابینه معرفی نکند و از افراد وابسته شیعه دارای سبقه تکنوکرات دارند در کابینه سلام استفاده کند. اکنون ۵ وزیر شیعه شامل وزرای توسعه اداری، وزیر دارایی، وزارت بهداشت، وزارت کار و وزیر محیط زیست در کابینه حضور دارند.

🔸یکی از نکات مهم این کابینه انتخاب وزیر امور خارجه از حزب قوات البنانیه (جریان به شدت ضد مقاومت جعجع) به نام «يوسف رجي» عضو حزب قوات و سفیر سابق لبنان در اردن است که کار ایران در عرصه دیپلماسی را سخت تر می کند. فرد دوم که شاید تنش ها را ماه های بعدی در لبنان افزایش دهد، سرتیپ بازنشسته أحمد الحجار به عنون وزیر کشور است. اکنون لبنان وارد عرصه تنش داخلی شده و حزب الله و برخی گروه های دیگر بنظر قصد دارد خیابان را عرصه قدرت نمایی خود کنند بنابراین انتخاب الحجار به عنوان وزیر کشور نوعی با چراغ سبز عربستان همراه بوده است. او در گذشته فرمانده عمومی نیروهای امنیت داخلی (لقوي الأمن الداخلي) بوده است که مسئولیت امنیت موضوعات داخلی را برعهده دارد و با برخی نیروهای دیگر مانند سرلشکر عثمان اختلافات جدی دارد.

🔸گزینه اختلاف برانگیز دیگر که چند روز اعلام کابینه را به تاخیر انداخت وزیر مالی لبنان بود که شیعیان از ابتدا اعلام کردند باید از طیف آنها باشد. حتی کار به حدی رسید که آمریکایی ها وارد عمل شدند و خواستار عدم انتخاب وزیر مالی از طرف شیعیان شدند که بنظر می رسد با جلسه نبیه بری با فرستاده آمریکا برطرف شد. «یاسین جابر» از اعضای سابق جنبش امل به این سمت انتخاب شد.

🔸وزارت دفاع هم به جوزف عون رئیس جمهور رسیده است. اللواء ميشال منسى سرتیپ بازنشسته خلبان به عنوان وزیر جدید دفاع ملی لبنان انتخاب شد که در دوران آتش بس نقش مهمی خواهد داشت. فرماندهی پایگاه هوایی بیروت، بازرس کل در وزارت دفاع ملی از جمله مهم ترین پست‌های منسی بوده است.

🔸فرق دیگر این کابینه با قبلی عدم حضور دو جریان آزاد مسیحی به رهبری باسیل و جریان المرده با هدایت سلیمان فرنجیه است. در ازای آن کتائب با ریاست جمیل یک وزیر و قوات البنانیه به رهبری جعجع چهار وزیر دارند.

ترکیب کابینه لبنان به گونه ای است که سکانداری آن برای نواف سلام بسیار سخت بنظر می رسد و احتمالا این دولت تنها تا انتخابات بتواند دوام بیاورد.

🔁مطالب مرتبط
▫️نجیب میقاتی یا نواف سلام؛ برنده دوئل نخست‌وزیری لبنان کیست؟
▫️انتخاب جوزف عون به عنوان رئیس‌جمهور لبنان؛ پیشران‌ها و پیامدها
▫️پرونده انتخاب رئیس‌جمهور لبنان زیر سایه تحولات منطقه

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/246
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👌41👏1
♦️تجربه پیشین پاکسازی در بوروکراسی فدرال
◼️پولیتیکو
📝کِلِی رایزن

#تهران_ریویو

🔹در توجیه تعطیل شدن دفاتر و ادارات فدرال در ایالات متحده، به زیاده‌روی‌های صورت گرفته در برنامه‌های تنوع، برابری و شمول (DEI، چارچوب‌های سازمانی که در پی ترویج رفتار منصفانه و مشارکت کامل همه مردم، به‌ویژه گروه‌هایی در معرض تبعیض بوده‌اند) تاکید شده است. بنابراین عاقلانه است که عواقب دوره قبلی پاکسازی‌ها در دهه ۱۹۵۰ را در نظر بگیریم، پاکسازی که به «ترس سرخ» معروف شد.

🔸جان فاستر دالاس در اولین روز کاری‌اش به‌عنوان وزیر امور خارجه (۲۲ ژوئن ۱۹۵۳) برای گروهی از دیپلمات‌ها در ساختمان اصلی وزارت واقع در منطقه فاگی باتم واشنگتن سخنرانی کرد. سال‌ها بود که وزارت امور خارجه به عنوان پناهگاه جاسوسان و جانبداران کمونیسم زیر آتش حملات جمهوری‌خواهان و محافظه‌کاران قرار داشت. دالاس در نطق آغازین خود خیلی واضح گفت که رئیس آنهاست؛ اما طرف آنها نیست. او گفت انتظارش از دیپلمات‌ها نه فقط وفاداری، بلکه وفاداری مثبت است و قصد دارد هرکسی را که تعهدش نسبت به مبارزه با کمونیسم کمتر از غیرتش باشد اخراج کند.

🔸وضعیت مشابهی در سراسر دولت فدرال در زمان کابینه دوایت آیزنهاور (اولین رئیس جمهور جمهوری‌خواه پس از دو دهه) حاکم بود. وزارت امور خارجه مرحله اول از پاکسازی‌های ضدکمونیستی بود؛ چراکه مأموران اف‌بی‌آی شروع به جستجوی پرونده‌‌های هزاران کارمند دولت کردند. در آوریل ۱۹۵۳، آیزنهاور با امضاء فرمان اجرایی ۱۰۴۵۰ کارزاری برای تحقیق و تفحص از هزاران تهدید امنیتی در سرتاسر دولت به راه انداخت.

🔸ظرف مدت چهار ماه، ۱۴۵۶ کارمند فدرال بدون هیچ مدرکی دال بر جاسوسی اخراج شدند. پاکسازی‌های سیاسی گسترده در اوایل ۱۹۵۰ تا امروز بازتاب داشته است. هفتاد سال پیش، بهانه دستگیری مأموران شوروی راه را برای کارزار بیمارگونه‌ای باز کرد که توسط نظریه‌های توطئه مطرح شده بودند. این کارزار نه تنها مشاغل بی‌شماری را نابود کرد، بلکه نتوانست امنیت آمریکا را افزایش دهد.

🔸هدف دیگر؛ به اصطلاح دست‌های چین (مجموعه کوچک از افسران سیاست خارجی و دانشگاهی با تجربه بالا در امور چین) بود. زمانی که ملی‌گرایان طرفدار غرب، در جریان جنگ داخلی چین از کمونیست‌هایِ تحت رهبری مائو شکست خوردند، دست‌های چین توصیه به احتیاط کردند. استدلال آن‌ها این بود که پیروزی مائو اجتناب ناپذیر بوده و سیاست آمریکا باید استفاده از شکاف میان مسکو و مائو باشد. اما متعاقب پیروزی مائو در ۱۹۴۹، دست‌های چین متهم به نرمش در برابر کمونیسم و عوامل توطئه‌های حامی کمونیسم در وزارت امور خارجه شدند.

🔸عاقلانه است که برخی از عواقب مورد پیشین پاکسازی را که به "وحشت سرخ" معروف بود بررسی کنیم. طی اجرای برنامه پاکسازی، حتی یک جاسوس هم کشف نشد. استدلال مدافعان این بود که برنامه موفقیت‌آمیز بوده؛ چراکه از خائنان بالقوه جلوگیری کرده است. اما این برنامه همچنین درخواست بسیاری از افراد بااستعداد و آینده‌دار را برای اشتغال رد کرد، مخصوصاً آن‌هایی که فعال سیاسی ترقی‌خواه در دانشگاه‌ها بودند. این فرمان اجرایی تسلیم را ارزشمند ساخت و بهای بیان فردی را افزایش داد.

🔸هزینه این سیاست ضدکمونیستی در دهه ۱۹۵۰ به وضوح بالا بود و نقش اساسی نه تنها در سال‌های بعد بلکه دهه‌ها بعد بازی کرد. به عنوان مثال، اگر در اوایل این دهه، متخصصان اخراج و مخالفان در سراسر دولت مجازات نشده بودند، خردمندان با سیاست‌های کوته‌بینانه آمریکا در جنوب شرق آسیا و مداخله در ویتنام مخالفت می‌کردند. اما سوال اینجاست که آیا ترامپ نیز خطر این کوته‌نظری را به جان می‌خرد؟

🔸سوای از این وقایع تاریخی مشابه، موضوع دیگری نیز گذشته و حال را به یکدیگر متصل می‌کند. ترس قرمز سرانجام خاتمه یافت. دیوان عالی در ۱۹۵۶ فرمان اجرایی آیزنهاور را محدود کرد. در نیمه دوم این دهه، رأی‌دهندگان خوشحال از این ثبات محافظه‌کارانه، دیگر از نامزدهای تندرو و شکارچی مأموران شوروی حمایت نکردند. جوزف مک‌کارتی که چهره سیاسی آمریکا را برای سال‌ها تصاحب کرده بود، در سال ۱۹۵۴ شاهد فروپاشی پایگاه رأی خود بود. آیزنهاور علی‌رغم تلاش‌های اولیه‌اش اکنون قادر بود که نظریه‌پردازان توطئه تندرو و ضدکمونیستی را بیرون کند.

وسوسه‌انگیز است که بگوییم همان‌طور که وحشت سرخ به تدریج فروکش کرد، جست‌وجوی کنونی برای عناصر «خائن» نیز به پایان خواهد رسید. اما با وجود تمام شباهت‌ها، یک تفاوت مهم وجود دارد: در آن زمان، وفاداری به معنای وفاداری به ایالات متحده بود؛ اما امروز ترامپ وفاداری به خود و دستور کارش را مطالبه می‌کند.

🔁مطالب مرتبط
▫️ترامپ در برابر ارتش

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/247
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👏1👌1
🌐 ایران محور رویکرد ترامپ در قبال عراق

#تحلیل_کوتاه

🔹در سیاست خارجه خاورمیانه‌ای ترامپ، عراق موضوع اساسی محسوب می‌شود. این کشور از چندین جهت برای آمریکا حائز اهمیت است: مهار محور مقاومت در منطقه، معافیت تحریمی صادرات گاز ایران و نیرو‌های آمریکایی حاضر در عراق. مشخص نیست که ترامپ در خصوص این مسائل درهم‌تنیده چه تصمیماتی را خواهد گرفت. با این حال در هر کدام از این مسائل، ترامپ می‌تواند متأثر از دو جناح در جمهوری‌خواهان باشد: تندورهای وفادار و انزواگرایان. در حالی گروه نخست باور به افزایش حضور در خاورمیانه برای حمایت از اسرائیل دارند، گروه دوم می‌خواهند آمریکا خود را از درگیری‌های موجود فاصله دهد.

🔸پس از سقوط بشار اسد و آسیب‌های نظامی و سیاسی واردشده به حزب‌الله در لبنان، این تحلیل در میان نخبگان آمریکایی قوت گرفته است که ایران و محور مقاومت در ضعیف‌ترین وضعیت خود هستند؛ بنابراین فرصت مناسبی برای از کار انداختن ستون دیگری از محور فراهم شده است. مطابق برخی گزارش‌ها، آمریکا فشار بسیار زیادی بر دولت السودانی وارد می‌کند تا حشدالشعبی منحل یا حداقل در دولت ادغام شود. هرچند اشخاص برجسته‌ای همچون آیت‌الله سیستانی با این موضوع مخالفت کرده‌اند. با این حال، چنین تلاش‌هایی به این معنی است که اگرچه ترامپ به اسرائیل برای پایان جنگ غزه فشار آورد، اما پرونده تضعیف محور مقاومت همچنان در دستورکار قرار دارد. تندروهای حامی اسرائیل در کابینه ترامپ به شدت بر این موضوع تأکید دارند تا ایران را منزوی کنند.

🔸مسئله دیگر، تحریم ایران است. تصمیم ترامپ در لغو معافیت تحریمی صادرات گاز ایران به عراق کاملاً نشان‌دهنده این است که آمریکا می‌خواهد مجددا فشار حداکثری را برای مذاکره بازگرداند. در این رویکرد مارکو روبیو، مایک والتز و پیت هگزت قطعاٌ تلاش کرده‌اند ترامپ را برای بازگشت فشار حداکثری تشویق کنند. ترامپ در دوره نخست چنین اقدامی را انجام نداد؛ اما این بار این گزینه را برای فشار به ایران انتخاب کرد که نشان می‌دهد مسئله هسته‌ای ایران نسبت به چهارسال گذشته برای او بسیار مهم‌تر و جدی‌تر شده است.

🔸البته بخش مهم درآمدهای ارزی کشور از طریق درهم امارات بدست می‌آید و اگر ترامپ بخواهد ضربه سنگینی به اقتصاد ایران وارد کند، این مسیر را هدف قرار خواهد داد. با این وجود، با توجه به تجارت ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلاری ایران با عراق، محدود کردن دسترسی به این کانال صرافی‌های سلیمانیه و بانک‌های عراقی که با ایران فعالیت می‌کنند قطعاً باعث نوسان قابل توجه نرخ ارز در کشور خواهد شد.

🔸شاید بتوان گفت حضور نظامی آمریکا در عراق مهم‌ترین موضوع محل نزاع میان انزواگرایان و تندروها باشد. در یک طرف، انزواگرایان معقتدند حضور نظامی آمریکا در کشورهایی همچون سوریه و عراق تنها باعث کشته‌شدن سربازان آمریکایی می‌‎شود و هیچ سودی ندارد. در سمت دیگر تندروها استدلال می‌کنند که حضور نظامی آمریکا باعث می‌شود تهدیدها پیش از بزرگ‌ترشدن سرکوب شوند. اسرائیل نیز در این موضوع نگران امنیت خود است. خروج ارتش آمریکا از عراق و سوریه می‌تواند فضای مناسبی را برای ترمیم محور مقاومت بدهد؛ بنابراین تلاش خود را می‌کند تا این تصمیم گرفته نشود.

🔸هم‌اکنون آمریکا و عراق بایکدیگر بر سر خروج نیروها به توافق دومرحله‌ای رسیده‌اند که مرحله نخست آن تا سپتامبر ۲۰۲۵ و مرحله دوم آن در سال ۲۰۲۶ خواهد بود. این موضوع همچون تصمیم به خروج آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۱۷، نمایانگر غلبه دیدهگاه‌های انزواگرایانه در دولت ترامپ است. البته مشخص نیست تحولات منطقه چه اثری بر خواست آمریکا داشته باشند. طبق اخبار و گزارش‌ها، پس از سقوط اسد و خطر فعالیت مجدد داعش در عراق برخی از مقامات و جریان‌های عراقی (همچون کردها یا حزب سیاده) در حال فشار به آمریکا هستند تا فرایند خروج را به تعویق بیاندازد.

این موارد نشان می‌دهند سیاست خارجی ترامپ در قبال عراق تابعی از پرونده‌ها و مسائل بزرگ‌تر دولت جدید آمریکا هستند. از یک سو مسئله عراق با تحریم ایران و رویارویی آمریکا و اسرائیل با محور مقاومت گره خورده و از سوی دیگر یکی از عوامل تعیین‌کننده در وضعیت عراق، انتخاب‌های ترامپ در میان دو گروه انزواگرا و تندرو است.

🔁مطالب مرتبط
▫️رویکرد ترامپ در قبال چین و پیامدها برای ایران
▫️سیاست ترامپ در قبال ونزوئلا و تأثیر آن بر ایران


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/248
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71👏1👌1
اندیشکده تهران | Tehran Institute
🗳 انتخابات‌های سرنوشت‌ساز اروپا در سال ۲۰۲۵ #تحلیل_کوتاه 🔹 اروپا در سال ۲۰۲۵ شاهد برگزاری ۱۴ انتخابات خواهد بود که برخی از آن‌ها قابل پیش‌بینی و برخی دیگر بسیار مهم و متحول‌کننده خواهند بود. انتخابات‌هایی مانند پارلمان اتحادیه اروپا و فرانسه در سال ۲۰۲۴،…
♦️انتخابات در کوزوو و کاهش آراء حزب حاکم

#تعقیب_روند
#انتخابات_اروپا_۲۰۲۵

🔹انتخابات پارلمانی کوزوو که در روز یک‌شنبه ۲۱ بهمن برگزار شد، نتایج نسبتاً متفاوتی نسبت به دوره قبل به همراه داشت. در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۱، حزب چپ‌گرای ضدصرب «جنبش خودمختاری» موفق شده بود ۵۰ درصد از کرسی‌های مجلس را به دست آورد و این امر به این حزب امکان داد که بدون نیاز به ائتلاف، دولت تشکیل دهد. اما در انتخابات اخیر، این حزب تنها ۴۳ درصد از کرسی‌های پارلمانی را کسب کرد که نشان‌دهنده نیاز به تشکیل ائتلاف با احزاب دیگر برای ایجاد دولت جدید است.

🔹آلبین کورتی، نخست‌وزیر کوزوو از حزب خودمختاری، در سال‌های اخیر با اتحادیه اروپا و آمریکا بر سر مسائل مربوط به روابط با صربستان و اقلیت صرب ساکن در کوزوو اختلاف نظر پیدا کرده است. به نظر می‌رسد با وجود کسب بیشترین کرسی نسبت به دیگر احزاب در پارلمان، به دلیل اینکه دولت بعدی این کشور شامل احزابی از جریانات دیگر نیز خواهد بود، روند اختلافات میان کوزوو و اتحادیه اروپا کاهش پیدا کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏2👌2
🔵نقش‌آفرینی «پتروبراس» در اقتصاد برزیل: نقاط قوت و ضعف

#اکوتهران

🔸برزیل بزرگترین اقتصاد آمریکای لاتین و دهمین اقتصاد بزرگ جهان با تولید ناخالص داخلی اسمی ۲.۱۷ تریلیون دلاری است. این کشور بزرگترین تولید کننده نفت در آمریکای لاتین و حوزه کارائیب بوده و در مجموع یکی از ده تولیدکننده برتر نفت در جهان به شمار می‌رود. در حال حاضر روزانه قریب به ۳.۵ میلیون بشکه نفت در برزیل تولید می‌شود که از این مقدار بیش از ۲.۹ میلیون بشکه در داخل برزیل مصرف شده و قریب به ششصد هزار بشکه نفت در روز صادر می‌شود.

🔹تولید نفت خام برزیل در سال ۱۹۵۳ تنها دو هزار و هفتصد بشکه در روز بود و دولت وقت این کشور با توجه به اتخاذ رویکرد جایگزینی واردات به دنبال کاهش وابستگی نفتی خود به خارج از کشور بود. با هدف اقدام متمرکز در این حوزه شرکت ملی نفت برزیل، پتروبراس، در سال ۱۹۵۳ تاسیس گردید. پتروبراس از میانه دهه ۶۰ میلادی انحصار قانونی فعالیت نفتی در برزیل را به دست آورد و پالایشگاه‌های خصوصی نیز در همین برهه ملی اعلام شده و تحت کنترل پتروبراس درآمدند.

🔹پتروبراس ضمن ایجاد واحدهای فنی و عملیاتی صنعت نفت برزیل در دهه‌ ۷۰ میلادی تمرکز ویژه‌ای بر فعالیت اکتشافی داشت و سپس در دهه ۸۰ میلادی به افزایش ظرفیت پالایشی داخلی به شکل چشمگیری مبادرت نمود. این دو اقدام، در کنار ابتکارات فناورانه «سِنپِس» (مرکز تحقیقات پتروبراس) در استخراج میادین نفتی فراساحلی منجر به کاهش وابستگی نفتی برزیل در دهه ۸۰ میلادی شد.

🔹انحصار پتروبراس در صنایع نفتی از میانه دهه ۹۰ میلادی توسط دولت برزیل پایان یافت و شرکت‌های خصوصی و چندملیتی اجازه حضور در صنایع نفتی برزیل را پیدا کردند. با اینهمه، ساختار قانونی و قراردادی تولید در صنعت نفت برزیل پس از رفت و آمد دولت‌های مختلف دوباره به سمت تمرکز فعالیت‌ها در دست پتروبراس حرکت نمود و به موجب قانون سهمی حداقل ۳۰ درصدی برای پتروبراس در قراردادهای مشارکت در تولید (Production-Sharing) منعقده تضمین شد.

🔹پتروبراس در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ و با مشارکت رویال داچ شل و گالپ انرژی موفق به کشف میدان نفتی «توپی» در ۳۰۰ کیلومتری ساحل ریو د ژانیرو شد. اکتشاف و استخراج این میدان با توجه به عمق زیاد و واقع شدن در لایه پیش‌نمکی سواحل برزیل یکی از نقاط عطف فنی و اقتصادی در صنعت نفت برزیل به شمار می‌رود و با ورود این میدان به مدار، برزیل برای اولین بار مبدل به صادرکننده نفت گردید.

🔹در حال حاضر پتروبراس نزدیک به ۹۸ درصد از کل فعالیت‌های پالایشی برزیل را در اختیار دارد و بازیگر اصلی در صنایع پتروشیمی برزیل نیز محسوب می‌شود. براساس ارقام اعلامی اخیر این شرکت ۱۰۲ میلیارد دلار در سال گذشته درآمد داشته که سود خالص آن ۲۵ میلیارد دلار است. برآوردها حاکی از آن است که اشتغال قریب به هفتصد هزار نفر و رقمی نزدیک به ده درصد از تولید ناخالص داخلی برزیل به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با فعالیت‌های پتروبراس مرتبط است. پیشرفت‌های فناورانه پتروبراس منجر به تثبیت این شرکت به عنوان یکی از پیشتازان اکتشاف نفتی زیرآب شده است. دولت برزیل همواره از منابع این شرکت به عنوان عاملی موثر در کنترل تورم و عدم انتقال نوسانات خارجی به اقتصاد داخلی استفاده نموده است.

🔹با این حال، پتروبراس با چالش‌ها و ضعف‌های مختلفی نیز دست به گریبان است که از مهم‌ترین موارد آن می‌توان به بدهی انباشته، پرونده‌های فساد و اُفت سرمایه‌ اجتماعی و آسیب‌های زیست محیطی ناشی از عملیات اکتشاف یا استخراج یاد کرد. منتقدان نحوه اداره پتروبراس را با توجه به مدیریت دولتی بر آن مورد انتقاد قرار داده و معتقدند بدهی انباشته پتروبراس ناشی از سخاوت بی حد و حصر دولت در توزیع منابع این شرکت است؛ این در حالی است که اکتشاف و حفاری پیچیده فراساحلی در پتروبراس بسیار پرهزینه و سرمایه‌بر است.

🔁مطالب مرتبط
▫️توسعه نفت محور: نقش «سوکار» در اقتصاد جمهوری آذربایجان
▫️دیپلماسی سبز: جایگاه «مصدر» در نقش‌آفرینی بین‌المللی امارات

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/249
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏31💔1
🌐 تعویق آزادی اسرای اسرائیلی توسط حماس؛ آیا جنگ غزه از سر گرفته می‌شود؟

#تحلیل_کوتاه

🔹دیروز حماس ۵ روز زودتر از مرحله ششم تبادل اسرا اعلام کرد به دلیل نقض توافق آتش و عدم پایبندی دشمن ‏به مفاد آن طی سه هفته گذشته تحویل اسرای اسرئیلی که قرار بود در روز شنبه هفته آینده انجام شود، تا اطلاع ‏ثانوی و تا زمان پایبندی اشغالگران به توافق و جبران تعهدات معوقه هفته‌های گذشته به تعویق خواهد افتاد؛ ‏حماس با این حال بر پایبندی خود به توافق آتش‌بس مشروط به اینکه رژیم صهیونیستی نیز به آن پایبند باشد، ‏تاکید کرد.‏

🔸مواردی از نقض توافق که حماس برشمرده است شامل ۱- تأخیر در بازگشت آوارگان به شمال غزه ۲- حملات ‏هوایی و تیراندازی به مردم و کشتار شمار زیادی از آن‌ها در مناطق مختلف نوار غزه ۳- ممانعت از ورود ‏تجهیزات ضروری برای اسکان، از جمله چادرها، خانه‌های پیش‌ساخته، سوخت و تجهیزات امدادی و ۴- تأخیر ‏در ورود داروها و مواد مورد نیاز برای ترمیم بیمارستان‌ها و بخش‌های بهداشتی می‌شود. حماس همچنین ضمن ‏اعلام این که موارد نقض را به طور مستمر ثبت و به میانجیگران کرده اما اسرائیل به نقض توافق ادامه داده است ‏هشدار داد که تاخیر در آزادی اسرا، یک پیام اخطار به رژیم اشغالگر با هدف فشار آوردن برای پایبندی دقیق ‏به تمام بندهای توافق است.‏

🔸اسامه حمدان از رهبران حماس در این رابطه گفته است تصمیم مقاومت برای به تأخیر انداختن تحویل اسرای ‏اسرائیلی به دلیل تعطیلی ۹۰ درصد از پروتکل انسانی توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی بود. لازم به ذکر است که ‏آنچه توافق شده بود و باید تاکنون انجام می شد ارسال ۱۲،۰۰۰ کامیون کمک‌های بشردوستانه، ۵۰ کامیون ‏سوخت روزانه، ۶۰،۰۰۰ واحد مسکونی پیش ساخته و ۲۰۰،۰۰۰ چادر بوده است اما آنچه که در عمل وارد غزه ‏شد تنها شامل ۸،۵۰۰ کامیون کمک‌های بشردوستانه، ۱۵ کامیون سوخت روزانه و فقط ۲۰،۰۰۰ چادر است و ‏هیچ واحد مسکونی پیش ساخته نیز وارد غزه نشده است. علاوه بر این طبق گزارش مدیر کل وزارت بهداشت ‏فلسطین در غزه از زمان آغاز آتش‌بس در ۱۹ ژانویه گذشته تاکنون، تعداد شهدای حملات مستقیم ارتش رژیم ‏صهیونیستی به ۹۲ نفر رسیده است.

🔸با این حال به نظر می‌رسد دلیل تعویق آزادی اسرا فراتر از نقض پروتکل انسانی و موارد ذکر شده در بیانیه حماس است. دو دلیل مهم و به هم پیوسته ‏دیگر در این رابطه وجود دارد. دلیل نخست، اظهارات ترامپ مبنی بر اخراج مردم غزه از این باریکه است. اگرچه ‏طرح ترامپ یک طرح خیالی است مجموعه‌ای از اظهارات مقامات آمریکایی و اسرائیلی نشان می‌دهد آن‌ها ‏همچنان به غزه بدون حماس امیدوارند و تلاش دارند با ارعاب و دست بالا را گرفتن در مرحله دوم و سوم ‏آتش‌بس این آرزوی خود را محقق کنند. اقدام حماس در حالی که یک هشدار جدی با یک فرصت ۵ روزه ‏برای عمل اسرائیل به تعهداتش است این پیام را منتقل می‌کند که متاثر از فضای ارعاب دشمن نیست و آنچه ‏دشمن در میدان بدست نیاورده است در مذاکره نیز بدست نمی‌آورد و در صورت تداوم نقض آتش‌بس آمادگی ‏بازگشت به جنگ را دارد.

🔸دلیل دوم، مذاکرات مرحله دوم آتش‌بس است. طبق توافق قرار بود حداکثر تا روز شانزدهم از مرحله اول اسرائیل تیمی برای مذاکره به دوحه اعزام کند و مذاکرات مرحله دوم آغاز شود اما این اقدام انجام ‏نشد و رژیم با تاخیر نسبت به موعد مقرر تیمی با سطح نمایندگی پایین و بدون اختیارات لازم اعزام کرد. این ‏امر با تقویت ظن حماس مبنی بر قصد اسرائیل برای طولانی کردن مرحله اول توافق و اکتفا به آزادی اسرا لزوم یک پاسخ قاطع را برانگیخت. بنابراین حماس با اعلام تعویق آزادی اسرا این پیام را اسرائیل می فرستد که اگر قرار است این رژیم ‏به جنگ برگردد آزادی اسرا هم انجام نخواهد نشد.‏

🔸به علاوه از آنجا که این اقدام پس از امضای «یادداشت ریاست‌جمهوری» ترامپ علیه ایران و پاسخ قاطع ایران در ‏رد مذاکره با آمریکا و پس از سفر اعضای شورای رهبری حماس به تهران انجام می‌شود به نظر می‌رسد بخشی ‏از یک راهبرد هماهنگ از سوی جبهه مقاومت برای تاثیرگذاری بر محاسبات دشمن باشد.‏

به‌هرحال با توجه به بی‌نتیجه بودن راه‌حل نظامی اسرائیل در یک و نیم سال گذشته و نظر به موج مخالفت‌ها در ‏سرزمین‌های اشغالی با اختلال دولت نتانیاهو در روند تبادل اسرا، به نظر می‌رسد نقض تعهدات و ‏موضع‌گیری‌های مقامات این رژیم و همچنین اظهارات ترامپ در چارچوب تلاش برای تقویت موضع اسرائیل در ‏مرحله دوم آتش‌بس است. بنابراین انتظار می‌رود با اقدام قاطع حماس میانجی‌ها دوباره فعال شده و با تلاش برای ‏کاهش نقض تعهدات و تسریع در مذاکرات مرحله دوم، از بازگشت به جنگ اجتناب شود.

🔁مطالب مرتبط
▫️توافق آتش بس در غزه؛ متن و فرامتن
▫️
کارگردانی تبادل؛ قدرتنمایی حماس پس از آتش‌بس

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/250
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍123👌2💯2👏1🆒1
♦️زمینه‌چینی اسرائیل برای باقی‌ماندن در جنوب لبنان
◼️شورای آتلانتیک
📝نیکلاس بلنفورد

#تهران_ریویو

🔹ارتش اسرائیل تاکنون یکبار از مهلت عقب‌نشینی نیروهایش از جنوب لبنان در پایان آتش‌بس ۶۰ روزه عبور کرد و آن را تا ۲۷ ژانویه به تعویق انداخته است. حال این نگرانی وجود دارد که اسرائیل حضورش را فراتر از تاریخ دوم برای عقب‌نشینی در ۱۸ فوریه به تعویق بیاندازد. گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه اسرائیل در تپه‌ها و بلندی‌های نزدیک به خط آبی (نامی که سازمان ملل برای مرز جنوبی لبنان گذاشته است.) در حال ساخت چیزی است که یونیفل (نیروی حافظ صلح سازمان ملل در جنوب لبنان) پایگاه‌های عملیاتی نیمه‌دائمی می‌نامد. چنین گزارش‌هایی حدس و گمان‌های ماندن اسرائیل در جنوب لبنان را تقویت می‌کنند.

🔸اسرائیل تاکنون هیچ نشانه‌ای از اینکه پس از ۱۸ فوریه در جنوب باقی می‌ماند یا خیر بروز نداده است؛ اما مکرراً ارتش لبنان را متهم می‌کند که نتوانسته است حزب‌الله را در منطقه جنوب خلع سلاح و نیروهای خود را مطابق با آتش‌بس در سراسر منطقه مستقر کند. لبنان نیز اعلام کرده است که تا زمانی که ارتش اسرائیل از روستا و شهرها خارج نشود نمی‌تواند نیروهای خود را مستقر کند. از زمان برقراری آتش‌بس، ارتش لبنان حضور خود را در منطقه جنوب رود لیتانی (که بین ۳ تا ۲۸ کیلومتر تا خط آبی فاصله دارد) افزایش داده است.

🔸اگر ارتش اسرائیل پس از ۱۸ فوریه در لبنان باقی بماند، معمای بزرگی برای حزب‌الله ایجاد خواهد شد. ۱۳ ماه جنگ با اسرائیل بازدارندگی حزب‌الله را در برابر دشمن دیرینه‌اش کم‌رنگ شده است. اسرائیل دیگر از حزب‌الله هراس ندارد و بازدارندگی متقابلی که از جنگ ۲۰۰۶ آرامش را در طول خط آبی برقرار کرده بود با آغاز خصومت‌ها در اکتبر ۲۰۲۳ خدشه‌دار شده است. اسرائیل ادعا کرد که در ۳۰ ژانویه یک پهپاد متعلق به حزب‌الله را سرنگون کرده است. در پاسخ به این کار، اسرائیل مجموعه‌ای از حملات هوایی را علیه اهداف حزب‌الله در دره بقاع انجام داد که پیش از اکتبر ۲۰۲۳ حتی قابل تصور هم نبود.

🔸منابعی از یونفیل گفته‌اند که اسرائیل در حال ساخت پایگاه‌های نیمه‌دائمی در پنج منطقه است: ۱. خط آبی در جنوب ناقوره، جایی که مقر یونیفل قرار دارد ۲.در جبل بلاط، مقابل شهرک اسرائیلی زاریت ۳-۴. دو پایگاه در مجاورت تپه‌های تل‌العزیه (Tallet Ezziyeh) و جبل عویدا (Jabal Aweida) نزدیک روستای مرزی کفرکلا ۵. در تل حماموص روبروی شهر اسرائیلی متولا.

🔸این پایگاه‌ها شامل سازه‌های سیمانی و تجهیزات تکنولوژیک هستند که توسط دیواره‌های انفجاری محافظت می‌شوند. اسرائیل ادعا می‌کند که این پایگاه‌ها برای تسلط ارتش بر بلندی‌های مجاور خط آبی و جلوگیری از بازگشت حزب‌الله به مرز ضروری هستند. با این حال، چنین استدلالی تنها به ظاهر منطقی است؛ چراکه تصمیم به ساخت این پایگاه‌ها و استقرار سرباز خود اقدامی تحریک‌کننده است. اسرائیل از پوشش هوایی کامل در جنوب لبنان بهره‌مند است و برای نظارت بر بخش نسبتاٌ محدودی از مرز نیازی به حضور بر روی زمین ندارد. افزون بر این، ارتش اسرائیل در حال برنامه‌ریزی برای ساخت زنجیره‌ای از اردوگاه‌های نظامی در مرز خود بین فنس‌ها، شهرها و شهرک‌هاست تا از ساکنان این مناطق بهتر محافظت بکند.

در هر صورت، اگر اسرائیل پایگاه‌ها و سربازان خود را پس از مهلت ۱۸ فوریه باقی نگاه دارد، تصمیم سختی بر عهده حزب‌الله خواهد بود که به این پایگاه‌ها حمله کند یا نکند. اگر حزب‌الله حمله کند، اسرائیل احتمالا با تداوم حمله هوایی به جنوب بیروت یا ترور اعضای حزب‌الله پاسخ شدیدی خواهد داد. اگر حزب‌الله اقدامی انجام ندهد، قطعاً به اعتبار این گروه خدشه وارد می‌شود و مخالفانش در لبنان برای خلع‌ سلاح بهانه خوبی به دست می‌آورند. با توجه به این ملاحظات به گفته منبعی نزدیک به حزب‌الله یک احتمال، اجرای عملیات‌های قابل‌انکار خواهد بود که در آن مسئولیت حملات بر عهدۀ گروه‌های ناشناخته باشد و نشان دهد که مقاومت توسط ساکنان جنوب لبنان انجام می‌شود. به هر حال، با توجه به تقویت روحیه اسرائیل، بعید است که گونه دیگری از حملات توسط حزب‌الله صورت بگیرد، حتی اگر ادعایی در مورد آنها نداشته باشد.


🔁مطالب مرتبط
▫️معادله «الشّعب والجيش و المقاومة» پابرجاست
▫️ آتش‌بس در جنوب لبنان و جستجوی پیروزی در منطقه
▫️آتش بس در جنوب لبنان؟!

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/251
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎32👏1👌1
🔵 نشست پاریس در سایه تشدید رقابت‌های بین‌المللی در حوزه هوش مصنوعی

#اکوتهران

🔸نشست «اقدام هوش مصنوعی» (AI Action Summit) در روزهای دهم و یازدهم فوریه با شرکت مدیران عامل این صنعت و مقامات و رهبران بیش از ۵۰ کشور جهان در پاریس و به میزبانی مشترک امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، و نارندرا مودی، نخست وزیر هند، برگزار شد. این نشست را بیش از هر چیز می‌توان نمودی از تمایل فزاینده اروپا و هند به نقش‌آفرینی در حوزه هوش مصنوعی و رقابت با چین و آمریکا به عنوان دو قطب اصلی موجود در این صنعت نوظهور دانست؛ کما اینکه در بیانیه کاخ الیزه در خصوص این نشست نیز بر لزوم گفتگوی جهانی و شنیده شدن صدای همه ذینفعان -بجز چین و آمریکا- تاکید شده است.

🔹رقابت بین‌المللی در حوزه هوش مصنوعی در سال گذشته شدت گرفته است و آمریکا و چین دو قطب اصلی این رقابت به شمار می‌روند. شرکت‌های بزرگ آمریکایی مانند Open AI سرمایه‌گذاری قابل‌ توجهی در توسعه زیرساختی و نرم‌افزاری انجام داده اند و دولت جدید آمریکا نیز در روزهای ابتدایی استقرار خود از پروژه سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در هوش مصنوعی موسوم به استارگیت به ارزش ۵۰۰ میلیارد دلار رونمایی کرد.

🔹واضح است که محدودیت‌های مالی اتحادیه اروپا موقعیت این بازیگر را در حوزه سرمایه‌گذاری نسبت به سایرین تضعیف نموده و از همین رو، این اتحادیه نیازمند تمرکز و مشارکت گسترده‌تر برای جبران این شکاف است. در این میان، رونمایی چین از هوش مصنوعی جدید Deep Seek با هزینه‌های زیرساختی و نرم‌افزاری محدودتر و به صورت منبع آزاد (Open Source) این اتحادیه را به امکان رقابت با منابع محدود امیدوارتر کرده است.

مهم‌ترین ابتکار اروپایی اعلام شده در این نشست را می‌توان به برنامه سرمایه‌گذاری پنج‌ساله با ارزش ۱۵۰ میلیارد یورو در صنعت هوش مصنوعی اشاره کرد که توسط ۲۰ شرکت مهم و با هدایت «جنرال کاتالیست» انجام خواهد شد و هدف آن شکوفا ساختن کامل ظرفیت هوش مصنوعی اروپا با مرتفع ساختن شکاف میان سرمایه‌گذاران و استارت آپ‌ها عنوان شده است. این ابتکار که «قهرمانان هوش مصنوعی» نام گرفته، علاوه بر سرمایه‌گذاری قرار است در حوزه تنظیم‌گری نیز با همکاری کمیسیون اروپا فعالیت کرده و چارچوبی ساده و موثر برای تنظیم‌گری هوش مصنوعی طراحی کند.

🔹باید توجه داشت که اتحادیه اروپا در عرصه بین‌المللی پیش از آنکه یک قدرت اقتصادی یا نظامی باشد، قدرتی هنجاری است و در حوزه هوش مصنوعی نیز به وضوح تلاش می‌کند تا از نقش هنجاری خود در روابط بین‌الملل اهرم‌سازی کند. این اتحادیه اولین چارچوب قانونی و تنظیم‌گری جامع در حوزه هوش مصنوعی را در سال ۲۰۲۴ با تصویب «قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا» (EU AI Act) ارائه نموده است. نشست پاریس در واقع تلاش داشت تا دستکم بخشی از این چارچوب هنجاری را به اجماع بین‌المللی رسانده و به قلمرویی فراتر از اروپا تسری دهد.

🔹ایالات متحده در ماه‌های گذشته و در سایه تشدید جنگ تراشه‌ها، صادرات تراشه‌های فوق پیشرفته را - بجز درباره عده‌ای از متحدان نزدیک- به شدت محدود نموده و این محدودیت‌ها بر دسترسی کشورهای جنوب جهانی به فناوری‌های جدید در حوزه هوش مصنوعی تاثیر منفی دارند. هند یکی از این کشورهاست که علیرغم ظرفیت فنی قابل توجه و همکاری‌های گسترده فناوری با آمریکا، به سبب نزدیکی به روسیه و عدم کنترل کامل بر جریان تجارت تراشه متحمل این محدودیت‌ها شده است.

🔹تاکید نارندرا مودی بر همه‌شمول بودن همکاری‌های بین‌المللی هوش مصنوعی بالاخص در خصوص جنوب جهانی در نطق پایانی این نشست را می‌توان اشاره مستقیمی به همین محدودیت‌ها دانست. ترکیب تعاملات اخیر اروپا در حوزه هوش مصنوعی منجمله این نشست و تاکید مکرر این نشست بر همه‌شمولی هوش مصنوعی نشان می‌دهد که جلب مشارکت و هم‌افزایی با کشورهای جنوب جهانی یکی از تاکتیک‌های اروپا برای تقویت جایگاه خود در این رقابت است.

به نظر می‌رسد که سرنوشت بیانیه پایانی نشست، چشم انداز آتی رقابت در حوزه هوش مصنوعی را تا اندازه زیادی آشکار کند. این بیانیه و سند سیاسی غیرالزام آور، بر ضرورت پایداری و همه‌شمولی در حوزه هوش مصنوعی تاکید داشت و در انتهای نشست به امضای اغلب کشورهای حاضر از جمله چین رسید و تنها دو مخالف داشت: ایالات متحده و بریتانیا. در غیاب این امضای ساده، سئوالی که اروپا باید به آن پاسخ دهد این است که چقدر طول می‌کشد تا محدودیت‌هایی مشابه هند، اروپای شرقی و خیل عظیم کشورهای جنوب به پاریس و برلین اعمال شود؟


🔁مطالب مرتبط
▫️رونمایی چین از Deep Seek؛ لحظه اسپوتنیک در هوش مصنوعی
▫️برد و باخت آمریکا، چین و قدرت های متوسط در مسابقه هوش مصنوعی
▫️جنگ و صلح در عصر هوش مصنوعی

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/252
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1👌1
♦️ترکیه و ماموریت پر کردن خلاء نظامی ایران در سوریه
◼️الجزیره نت- قطر
📝باسل المحمد

#رویة_العربیة

🔹سقوط بشار اسد نه‌تنها بر اوضاع داخلی این کشور، بلکه بر کل منطقه خاورمیانه تأثیر گذاشت. کشورهایی مانند ترکیه که از تغییر نظام سیاسی سوریه حمایت می‌کردند، در ابعاد انسانی، نظامی و سیاسی متأثر شدند و انتظار می‌رود در بازسازی سوریه نقش مهمی ایفا کنند. از سوی دیگر، سقوط بشار اسد ضربه‌ای به منافع استراتژیک حامیانش مانند روسیه و ایران وارد کرد. این کشورها سال‌ها با پایگاه‌های نظامی و نیروهای وابسته در خاک سوریه حضور داشتند، اما اکنون با تضعیف نفوذ ایران و حزب‌الله، رقابت منطقه‌ای برای پر کردن خلأ قدرت در سوریه شدت گرفته است.

💢نقش نظامی ترکیه

🔹ترکیه علاوه بر حمایت نظامی و سیاسی از مخالفان سوری، بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ چهار عملیات نظامی سپر فرات، شاخه زیتون، چشمه صلح و سپر بهار در خاک سوریه انجام داد. هدف این عملیات کنترل مناطق شمال سوریه بود که تحت نفوذ داعش و یگان‌های مدافع خلق کرد (YPG) قرار داشتند.

🔹ترکیه همچنین پایگاه‌های نظامی در اعزاز، عفرین، طرابلس، راس‌العین و تل‌ابیض ایجاد کرده و ۸۱ نقطه نظارت نظامی در ادلب، حماه و حلب مستقر کرده است. این اقدام در چارچوب توافق کاهش تنش با روسیه و مخالفان رژیم سوریه انجام شد. به گفته کارشناسان نظامی، این مداخله مستقیم ترکیه مانع از پیروزی سریع رژیم سوریه و متحدانش شد و بقای مخالفان در شمال غرب سوریه را تضمین کرد که تأثیر مهمی در روند جنگ داشت.

🔹در نبرد «ردع العدوان»، گروه‌هایی از ارتش ملی سوریه تحت حمایت ترکیه موفق شدند شهر تل رفعت و منبج را تصرف کنند. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، تأیید کرد که آنکارا توانست روسیه و ایران را متقاعد کند تا در جریان حمله مخالفان به رژیم اسد مداخله نکنند که این امر نقش مهمی در سرنگونی اسد داشت.

💢گسترش حضور نظامی

🔹ترکیه به دنبال گسترش نفوذ نظامی خود در سوریه است. گزارش‌ها حاکی از آن است که آنکارا در حال بررسی ساخت پایگاه‌های نظامی در سوریه و ارائه آموزش و تسلیحات به ارتش این کشور است. همچنین، احتمال دارد ۵۰ فروند جنگنده اف-۱۶ را به‌عنوان نیروی هوایی موقت در سوریه مستقر کند. کارشناسان معتقدند این اقدامات بخشی از برنامه عملی ترکیه برای افزایش نفوذ در سوریه است، اما موفقیت آن به پذیرش قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و همچنین شرایط داخلی سوریه بستگی دارد.

💢از حمایت تا همکاری راهبردی


🔹احمد الشرع، رئیس‌جمهور سوریه، در سفر خود به ترکیه بر تبدیل روابط دو کشور به یک همکاری راهبردی عمیق تأکید کرد. دو کشور در حال همکاری در زمینه‌های انسانی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و به دنبال مقابله با تهدیدات امنیتی در منطقه هستند. کارشناسان معتقدند تغییرات جدید در سوریه به شکل‌گیری روابطی متفاوت با ترکیه منجر خواهد شد که می‌تواند مشارکت‌های استراتژیک چندجانبه‌ای را ایجاد کند. همچنین، سوری‌هایی که سال‌ها در ترکیه زندگی کرده‌اند، اکنون در بوروکراسی و سیاست سوریه نقش‌های تأثیرگذاری دارند و این امر توانایی ترکیه را در همکاری با دولت جدید تقویت می‌کند.

💢نگرانی‌های اسرائیل

🔹گسترش نفوذ ترکیه در سوریه باعث نگرانی اسرائیل شده است. اسرائیل از روز اول سقوط اسد، حضور نظامی خود در سوریه را افزایش داده و قله هرمون را اشغال کرده است. برخی تحلیل‌ها اشاره می‌کنند که ترکیه ممکن است به دنبال پر کردن خلأ ناشی از حذف ایران و روسیه از سوریه باشد و این موضوع می‌تواند منجر به درگیری مستقیم با اسرائیل شود. هرچند اسرائیل به طور رسمی موضعی در این مورد نگرفته، اما از نیروهای دموکراتیک کرد سوریه حمایت می‌کند. پژوهشگران معتقدند حمایت دولت جدید آمریکا از اسرائیل احتمال درگیری بین ترکیه و اسرائیل را کاهش داده است، اما اسرائیل همچنان نگران حرکت‌های نظامی ترکیه در سوریه است. گسترش نفوذ ترکیه در سوریه به‌ویژه باتوجه‌به احتمال هماهنگی ترکیه و روسیه ممکن است اسرائیل را وادار به تجدیدنظر در استراتژی منطقه‌ای خود کند.

💢پر کردن خلاء به شکل دیگر

🔹با این وجود برخی کارشناسان معتقدند که آنکارا جایگزینی برای ایران نخواهد بود. ترکیه با احترام به منافع متقابل کشورهای دیگر، در سوریه همکاری نزدیکی با کشورهای عربی مانند عربستان سعودی، قطر، اردن و عراق دارد. برخی دیگر بر این باورند هدف ترکیه تنها تأمین امنیت نیست، بلکه تقویت نفوذ منطقه‌ای و تبدیل ترکیه به جایگزین طبیعی ایران با تمرکز بر سازندگی است.

🔁مطالب مرتبط
▫️رقابت ترکیه و اسرائیل در سوریه جدید
▫️سفر احمد الشرع به ریاض و پیامدهای آن
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/263
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌21👏1💔1
🌐 سیاست تجاری ترامپ در قبال چین؛ گذشته، حال و آینده

#مقاله_تحلیلی

🔹جنگ تجاری آمریکا و چین در بازه زمانی ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ (۱۳۹۵تا ۱۳۹۹) دوره زمانی مهم از ‏منظر تقابلی اقتصادی در جهت خروج از وضعیت همکاری-تعارض به وضعیت تعارض در روابط بین دو کشور ‏است. اگر چه آمریکا با سیاست «یک چین» زمینه همکاری و وابستگی متقابل را در روابط با ‏چین افزایش داد اما جنگ تجاری آمریکا در این بازه زمانی نشان‌دهنده تغییر راهبردی در ‏روابط پیشین خود با چین است.

🔸از جمله اقدامات آمریکا در حوزه مالکیت معنوی و سیاست‌های صنعتی چین شکایت از این کشور ‏در مجامع بین‌المللی از جمله سازمان تجارت جهانی بوده است. علاوه براین در چهار فاز تعرفه های تجاری با ‏هدف «ضد دامپینگ و ضد یارانه» به ارزش ۳۵۰ میلیارد دلار بر محصولات چینی اعمال کرد و در بازه زمانی ‌‏۲۰۱۸ تا ۲۰۱۹ آمریکا به دلایل یا مسائل متعددی از جمله مسائلی چون امنیت سایبری، مالکیت ‏حقوقی و همکاری با کشورهای لیست سیاه تحریم‌های آمریکا مانند ایران و کره شمالی شرکت‌‏های چینی مانند هواووی و زد تی ای را تحریم کرد.‌‎

🔸همچنین همگام با شروع جنگ تجاری علیه چین، ایالات متحده در جهت کاهش مراوادت تجاری ‏کشورهایی که به عنوان شرکای استراتژیک این کشور لحاظ می‌شدند گامی رو به جلو برداشت و با هدف مقابله با ‏سیاست‌های چین زمینه بازدارندگی اقتصادی چین را در سطح تجارت جهانی فراهم کرد. در این لیست ‏کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، هند، آلمان، فیلیپن، ویتنام و تایلند به چشم می‌خورد که میزان تاثیر گذاری ‏فشار، حوزه مخالفت و پذیرش سیاست تهاجمی آمریکا بر علیه همکاری آن‌ها با چین متفاوت است. ‏

🔸از جمله اقدامات چین در جهت مقابله با جنگ تجاری، مذاکره مرحله اول توافق تجاری بود و همچنین تلاش کرد ‏در جهت تنوع بخشی به مراودات تجاری و اجرای طرح‌های ژئواکونومیک مانند راه‌های ابریشم گام بردارد؛ از ‏شرکت‌های آسیب دیده از تحریم حمایت کند و کاهش وابستگی به دلار ‏و ورود به عرصه ارز دیجیتال را در دستور کار قرار داد.‏

🔸با توجه به روند طی شده جنگ تجاری در دوره اول، نقش پروژه‌های راهبردی چین در سطح جهانی و در نهایت ‏کابینه انتخابی ترامپ، آمریکا کماکان بهانه مناسبی برای توجیه سیاست‌های تهاجمی خود در قبال ‏چین خواهد داشت. براین اساس ابعاد جنگ تجاری گسترده‌تر خواهد شد و به حوزه ژئواکونومی راه خواهد ‏یافت. در مقابل سیاست‌های چین نیز مانند سیاست تجاری در جواب تعرفه‌ها انعطاف‌پذیرتر خواهد شد.‏

🔸همچنین با ورود افرادی مانند دیوید پردو و مایک والتز و مارکو روبیو در دستگاه تصمیم‌گیری شاهد تداوم ‏جنگ تجاری خواهیم بود؛ برای مثال با انتخاب دیوید پردو‎ ‎به عنوان سفیر آمریکا در چین شاهد فشار بیشتر در ‏اعمال تعرفه‌های تجاری خواهیم بود؛ چرا که دیوید پردو، در ماه‌های اخیر تغییر جهت چشمگیری در مواضع ‏خود داشته و اکنون رویکردی تندتر نسبت به چین اتخاذ کرده است.

🔸افزایش تعرفه‌های تجاری یکی از راهبردهای اصلی ترامپ در مقابله با چین است و ‏به نظر می‌رسد این روند در چندین فاز با بازخوردگیری از نتایج و همچنین سیاست‌های چین ادامه پیدا کند. علاوه‌بر‌این با ‏افزایش همکاری چین با سازمان تجارت جهانی و همچنین خطر تاثیر طرح‌های تجاری آن که تحت پروژه ‏کمربند-راه در حال گسترش است به نظر می‌رسد خطر خروج آمریکا از این سازمان و فشار بر کشورهای همراه با ‏پروژه‌های ترانزیتی چین دور از باور نباشد؛ در همین راستا واکنش‌های ترامپ در مورد خرید گرینلند نیز نشان‌دهنده درک ‏اهمیت راه ابریشم قطبی در منازعه ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک با چین است. از جمله اقدامات دیگر ترامپ می‌تواند فشار بر کشورهای ثالث در زنجیره تامین مانند مکزیک و ویتنام باشد؛ چرا ‏که اگر چه در دوره گذشته تعرفه‌های سنگین بر کالای چینی گذاشته شد اما به دلیل نقش کشورهای واسط در ‏این روابط تجاری، مانعی بر سر کالاهای چینی قرار نگرفت.

بنابراین به‌نظر می‌رسد تعاملات چین و ایالات متحده در یک سیستم چرخه‎‌های بازخورد تبیین گردد؛ در این سیستم چین از استراتژی «اقدام رفت و برگشتی»در ‏جواب سیاست‌های تهاجمی آمریکا استفاده می‎کند. این نگاه استراتژیک در آمیخته با استراتژی سه جنگ افزار ‏چین است که که با سه ابزار حقوقی، رسانه، روانی چالش‌های تجاری آینده را تعدیل می‌کند.

🔗متن کامل مقاله را در سایت اندیشکده تهران بخوانید!🔗

🔁 مطالب مرتبط
▫️جنگ تجاری ترامپ و چین تحول یافته
▫️رویارویی غیراقتصادی ترامپ با چین؛ گزینه‌ها و چالش‌ها
▫️امکان توافق بزرگ آمریکا و چین

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/253
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏21👎1💔1
🌐نزدیکی فرانسوا بایرو به راست افراطی برای گذر از چالش بودجه در فرانسه

#تحلیل_کوتاه

🔹سیاست فرانسه از زمان پیروزی چشمگیر حزب راست‌گرای افراطی جبهه ملی (RN) در انتخابات پارلمانی تیرماه ۱۴۰۳ با تنش‌های شدیدی مواجه شده است. در چند ماه گذشته، بودجه ۲۰۲۵ به مهم‌ترین موضوع سیاسی کشور تبدیل شده و اختلافات جدی میان احزاب را به وجود آورده است. این تنش‌ها منجر به سقوط دولت تازه تأسیس میشل بارنیه در آذر ۱۴۰۳ شد و پس از آن فرانسوا بایرو مسئولیت تشکیل دولت و تصویب بودجه ۲۰۲۵ را بر عهده گرفت. در حالی که مسئله بودجه همچنان محل مناقشه است، به نظر می‌رسد دولت بایرو بتواند تا ماه آینده آن را ساماندهی کند.

💢پیشینه مشاجرات

🔸مسئله بدهی دولت و اختلاف بر سر بودجه امنیت اجتماعی و مراقبت‌های درمانی از جمله مهم‌ترین اختلافات میان دولت راست میانه میشل بارنیه و احزاب راست افراطی و سوسیالیست بود. دولت با بدهی بالا و نیاز به کاهش مالیات و هزینه‌های درمانی مواجه بود، در حالی که سوسیالیست‌ها با این رویکرد مخالف هرگونه کاهش هزینه‌های رفاهی بودند. راست‌های افراطی نیز به دلیل عدم اتخاذ رویکرد ضدمهاجر از سوی دولت، از همکاری با آن سر زدند. در نهایت، دولت بارنیه تلاش کرد تا با استفاده از ماده ۴۹ قانون اساسی، بودجه را بدون تأیید پارلمان تصویب کند. این اقدام باعث خشم حزب راست افراطی اتحاد ملی و چپ‌گرایان جبهه مردمی جدید شد و منجر به رأی عدم اعتماد به دولت و سقوط آن گردید. پس از آن، رئیس‌جمهور فرانسه بایرو را مأمور تشکیل دولت جدید کرد تا روند تصویب بودجه ادامه یابد.

💢شرایط کنونی

🔸از زمان روی کار آمدن دولت بایرو، اعضای پارلمان چهار بار اقدام به رأی‌گیری عدم اعتماد کرده‌اند که آخرین مورد آن در روز یکشنبه ۲۱ بهمن با تنها ۱۱۵ رأی موافق، بدون حمایت برخی از چپ‌ها و تمامی راست‌گرایان، شکست خورد. این ناکامی نشان‌دهنده حمایت ضمنی اکثریت پارلمان از بودجه است. بایرو با اظهارات جنجالی ضدمهاجرتی خود توانست فشار حزب راست افراطی را کاهش دهد، اما این اظهارات همچنین سبب شد تا سوسیالیست‌ها تلاش کنند رأی عدم اعتماد دیگری علیه دولت بایرو ترتیب دهند.

🔸اقدامات دولت بایرو تاکنون نشان‌دهنده تلاش برای نزدیکی به احزاب دست راستی است. این نزدیکی همزمان با محاکمه مارین لوپن، رهبر حزب راست‌گرای جبهه ملی، توسط قاضی نزدیک به مکرون صورت گرفته است که احتمال می‌رود هدف آن جایگزینی رهبر این حزب با فردی میانه‌روتر به منظور تسهیل تعامل میان دولت و این حزب باشد.

💢پیش‌بینی وضعیت بودجه و دولت

🔸بودجه سال ۲۰۲۵ اکنون در انتظار تأیید سنای فرانسه است که قرار است در تاریخ ۳۰ بهمن‌ماه به رأی گذاشته شود. احتمال می‌رود رأی عدم اعتماد پنجم بایرو نیز به دلیل عدم همراهی راست افراطی با شکست مواجه شود و سنا نیز لایحه بودجه را تصویب کند. در این صورت، بودجه ۲۰۲۵ به طور رسمی در اواخر دومین ماه میلادی سال ۲۰۲۵ تصویب خواهد شد.

🔸البته این بدان معنا نیست که دولت بایرو پایدار خواهد ماند؛ زیرا «جنبش دموکرات» حزب بایرو یا باید با راست‌های افراطی توافق کند یا با چپ‌ها، که هر یک مستلزم تسامح در بسیاری از مسائل از جمله مهاجرت و اقتصاد است. طبق آخرین برآوردها، احتمال تقویت مارین لوپن وجود دارد و در صورت وقوع این رویداد، ژردن باردلا رهبری این حزب را بر عهده خواهد گرفت که مسیر این حزب را به سمت رویکردی میانه‌روتر و سازش‌گراتر هدایت خواهد کرد.

💢جمع‌بندی

اگرچه احتمالاً لایحه بودجه ۲۰۲۵ به زودی تصویب خواهد شد، اما شرط لازم برای تداوم دولت تازه‌نفس بایرو، توافق با چپ‌ها یا راست‌های افراطی است. اظهارات ضدمهاجرتی و همچنین رویکرد لیبرالی در بودجه نشان‌دهنده تمایل این دولت به ایجاد اتحاد با راست‌های افراطی است. با این حال، امکان تعامل و اتحاد میان این دو جناح بسیار دشوار و چالش‌برانگیز خواهد بود و در نتیجه، مسیر پرالتهابی در پیش روی دولت فرانسه قرار دارد.

🔁 مطالب مرتبط
▫️مکرون و بارنیه؛ تلاش برای خروج از بن‌بست سیاسی
▫️خیزش راست افراطی در اروپا: ابعاد و پیامدها

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/264
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7🤔2👌21🆒1