اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.89K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐ریشه‌های رفتار روسیه در جنگ ایران و اسرائیل

#مقاله_تحلیلی
#ایران_اسرائیل
#روسیه

📝مهدی نوری چورتی

🔹وقوع جنگ ۱۲روزه میان ایران و اسرائیل، نه تنها تحولی بی‌سابقه در مناسبات نظامی و سیاسی منطقه به شمار می‌رود، بلکه موجب شد تا کشورهایی مانند روسیه، آمریکا و چین، مواضع مشخص و متفاوتی اتخاذ کنند. در این میان، موضع و رویکرد روسیه، به دلیل روابط راهبردی با هر دو سوی درگیری، اهمیتی دوچندان یافت.

💢مواضع رسمی

🔸پوتین در روز نخست درگیری در گفت‌وگوی تلفنی با رئیس‌جمهور ایران گفت: «روسیه اقدامات اسرائیل را محکوم می‌کند». او در تماس تلفنی با شی جین‌پینگ رئیس جمهور چین، به امکان‌ناپذیری حل‌وفصل مسئله اتمی ایران از طریق زور اشاره کرد و در دیدار با وزیر امور خارجه ایران در ۲۳ ژوئن نیز، با لحنی قاطع از موضع ایران دفاع کرد. ماریا زاخارووا سخنگوی وزارت خارجه روسیه، حمله اسرائیل را جنایتکارانه و تهدیدی برای امنیت جهانی و منطقه‌ای دانست و در عین حال، درباره «پیامدهای فاجعه‌بار» آن هشدار داد.

💢مضامین مهم مواضع روسیه

🔸یکی از مضامین اصلی واکنش‌های روسیه به این حملات، درخواست برای ثبات منطقه‌ای بود. گفتگوهای مقامات روسی در گفتگوهای متعدد با همتایان خود در کشورهای خلیج فارس تلاش‌های روسیه برای حفظ روابط خود با کشورهای خلیج فارس را که از ایران می‌ترسند، نشان می‌دهد.

🔸روسیه همچنین علاقه دیرینه‌ای به استفاده از درگیری‌های خاورمیانه برای تضعیف ادعاهای لفاظانه ایالات متحده در مورد حقوق بین‌الملل و حقوق بشر دارد. به نظر می‌رسد بسیاری از اظهارات روسیه برای تضعیف ادعاهای ایالات متحده مبنی بر مخالفت با تجاوز تنظیم شده است. علاقه روسیه به میانجیگری هم از علاقه آن به ثبات منطقه‌ای و هم از تمایل آن به ایفای نقش یک قدرت بزرگ در سیاست بین‌الملل ناشی می‌شود.

🔸استثنای اصلی در این مضامین، مجموعه‌ای از اظهارات دیمیتری مدودف، رئیس جمهور سابق روسیه و معاون فعلی رئیس شورای امنیت روسیه است. البته مدودف سابقه لفاظی‌های تحریک‌آمیز هسته‌ای دارد و اظهارات اخیر او بعید است که نشان‌دهنده تغییر در سیاست رسمی باشد.

💢ماهیت روابط روسیه با ایران

🔸در حالی که روسیه و ایران هر دو با نظم جهانی تحت سلطه ایالات متحده مخالف هستند، موضع کرملین در مورد جنگ اسرائیل و ایران منعکس‌کننده منافع سنتی‌ آن است: حفظ ثبات منطقه‌ای، ایجاد تعادل در روابط با دشمنان ایران، انتقاد از اقدامات ایالات متحده به عنوان ریاکار و تأکید بر جایگاه خود به عنوان یک قدرت بزرگ. در برخی موارد، این مواضع با منافع ایران همسو هستند. اما هیچ یک از آنها نشان نمی‌دهد که این همسویی، تعهد کامل مسکو به دفاع از ایران را تضمین کرده باشد.

🔸حمله تمام‌عیار روسیه به اوکراین منجر به دوره جدیدی از همکاری‌های دفاعی بین روسیه و ایران شده و این احتمال را افزایش داده است که مسکو در برابر دشمنان متعدد تهران، به ایران کمک کند. توافق‌نامه همکاری استراتژیک ۲۰ ساله در اوایل ۲۰۲۵ دو کشور نیز افزایش همکاری‌های دفاعی را نوید می‌داد، اما مقامات روسی تأکید کردند که این پیمان، یک اتحاد نظامی را تشکیل نمی‌دهد و روسیه موظف نیست در صورت حمله به ایران، به این کشور کمک نظامی کند. این عدم تعهد در طول و پس از حملات ماه ژوئن اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران به طور کامل نمایان بود.

💢روابط با اسرائیل

🔸روسیه هم زمان با حفظ روابط دوستانه با ایران، به عنوان یکی از متحدان خود در غرب آسیا، روابط حساسی نیز با اسرائیل دارد؛ از جمله همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی و هماهنگی در پرونده سوریه و همچنین حضور نزدیک به دو میلیون روسی‌زبان در این کشور. این موقعیت دوگانه، سبب شد تا روسیه در جریان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، رویکردی محتاطانه، محاسبه‌شده و تا حدی متناقض اتخاذ کند.

💢پراگماتیسم سیاسی؛ اصل راهنما

🔸روسیه از یک سو، از بروز جنگ فراگیر در خاورمیانه نگران بود، این وضعیت می‌توانست به بحران بزرگی تبدیل شود. از سوی دیگر، افزایش تنش میان ایران و اسرائیل، می‌توانست قدرت مانور روسیه در برابر ایالات متحده و ناتو را افزایش دهد، چراکه آمریکا را به تمرکز بیشتر در منطقه خاورمیانه و کاهش فشار در مرزهای اروپای شرقی و آسیای مرکزی وادار می‌کرد.

موضع روسیه در جنگ ایران و اسرائیل، نمادی روشن از واقع‌گرایی سیاسی یا پراگماتیسم در سیاست خارجی بود. روسیه نه با ایران همدلی کامل کرد و نه از اسرائیل حمایت بی‌قید و شرط به عمل آورد بلکه با تکیه بر منافع ملی و راهبردی خود، تلاش نمود توازن موجود را حفظ کرده و در عین حال، در صورت لزوم از تحولات پیش‌آمده برای تقویت موقعیت ژئوپلیتیک خود بهره برداری کند.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/549
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
8👍7👎4
♦️مسئله جانشینی در چین پس از شی
◾️فارن افرز
📝تیلور جاست و دنیل متینگلی

#تهران_ریویو
#چین #آمریکا

🔸شی از زمان آغاز رهبری‌اش در حزب کمونیست چین در ۲۰۱۲، خود را تبدیل به رهبری قدرتمند کرده است. او طبقه نخبگان حزب را از طریق پاکسازی‌ها و برخوردهای غیرقانونی از نو ساخت، جامعه مدنی را محدود و مخالفان را سرکوب کرده است. اما به زودی همه چیز شروع به تغییر خواهد کرد. هنگامی که نخبگان حزب جستجوی جانشین برای شی را آغاز کنند، چین از کشوری که با یکپارچگی قدرت به کشوری با مسئله جانشینی تبدیل خواهد شد. بعید است که جانشینی شی به فاجعه ختم شود؛ اما مقدمات، اجرا و پایان آن سیاست داخلی و خارجی چین را در سال‌های آتی شکل‌ خواهد داد.

💢مدل مائو

🔹در شب ۸ سپتامبر ۱۹۷۶، هنگامی که مائو در آستانه مرگ بود، اعضای ارشد پولیتبورو اطراف او در اتاق جمع گشتند تا برای آخرین بار به او ادای احترام کنند. مائو دیگر قادر به حرف‌زدن نبود. او دست نحیفش را به سمت  ارتشبد یه جیانینگ، یک شخصیت‌های نظامی برجسته دراز کرد. مائو در حالی که دست یه را می‌فشرد لب‌هایش آهسته تکان خورد. یه بعدتر به همکارانش گفت که مائو دستور داد که از هوآ گوفنگ به عنوان جانشینش حمایت کند.

🔹هنگام اولین تعرض به رهبری هوآ که بلافاصله پس از مرگ مائو توسط همسر مائو و سه همدست دیگرش (مشهور به باند چهار نفره) رخ داد، یه و دیگر فرماندهان ارتش در کنار هوآ ایستادند. این اقدام، بقای هوآ را در قدرت تا زمانی که حمایت ارتش را داشت تضمین می‌کرد. اما دو سال بعد، وقتی که دنگ [شیائوپینگ] چالش دوم به رهبری هوآ را ترتیب داد، یه و دیگر فرماندهان ارتش در طرف دنگ ایستادند که ارتباطات اجتماعی و شخصی گسترده‌ای با مقامات ارشد نظامی داشت.

🔹شی، راه‌های متعددی برای تثبیت جانشینش خواهد داشت؛ اما مشکلات جانشینی مائو نشان می‌‎دهد که هیچ چیزی مهم‌تر از پیوند و رابطه نزدیک با ارتش نیست. فقدان حاکمیت مستقیم نظامیان قدرت خاموش ارتش آزادی‌بخش را مخفی می‌کند. اما در واقعیت، ارتش چین نوعی کنترل قهری را اعمال می‌کند و تعاملات بین تصمیم‌گیران را شکل می‌دهد. حتی اگر رهبران چین از چالش مستقیم نظامیان نهراسند، دائماً با خطر رقبای سیاسی مواجه هستند. در چنین نبردی، ارتش به عنوان تاج‌بخش ضمنی عمل می‌کند.

💢جابجایی جانشینان

🔹شی ممکن است در تعیین یک جانشین به مشکل برخورد کند. از یک سو، لازم است که او به جانشینش بیاموزد که چگونه از اهرم‌های قدرت در بوروکراسی حزب و ارتش استفاده کند. از سوی دیگر، شی احتمالاً می‌خواهد مطمئن شود که جانشینش قدرت کافی نداشته باشد که خیلی زود تبدیل به یک بازیگر مستقل شود. افزون بر این، اگر شی تصمیم نهایی خود را نگرفته باشد، جابجایی چندین نامزد همچون دوران مائو و دنگ رخ خواهد داد که می‌تواند حزب را به دلیل ایجاد شکاف میان نخبگان بی‌ثبات کند.

💢در مسیر جنگ؟

🔹شی به میراث خود نیز می‌اندیشد. این حس که زمانش محدود است بر روی تصمیماتش اثر می‌گذارد و تمایلش به ریسک را مخصوصاً در مورد تایوان افزایش می‌دهد. او به ارتش دستور داده است که برای یک کارزار علیه این جزیره تا ۲۰۲۷ آماده شود. اگرچه گزارش‌های عمومی شواهد اندکی دال بر چراغ سبز شی به این اقدام نشان می‌دهند؛ اما واضح می‌باشد که او این را به عنوان بخشی از برنامه‌اش برای بازجوان‌سازی ملی می‌بیند. اگر او متوجه شود که عقربه‌های جانشینی در حال حرکت است، بیشتر برای قمار جنگ مشتاق خواهد شد.

💢وارث نامشخص

🔹اگر شی بدون تعیین جانشین بمیرد، یک رقابت شکل خواهد گرفت. طبق قانون اساسی حزب، رهبر باید توسط جلسه کمیته مرکزی [حزب] با حضور تمام ۲۰۰ نفر عضو انتخاب شود. البته قبل از تشکیل جلسه، گروهی از اعضای ارشد احتمالاً با مشورت رهبران بازنشسته و فرماندهان ارتش نتیجه را از پیش تعیین می‌‎کنند. در صورت مرگ غیرمنتظره شی، یکی از انتخاب‌ها می‌تواند لی کیانگ ۶۶ساله، رئیس شورای جمهوری خلق باشد. اما هیچ تضمینی وجود ندارد. یک شخص دیگر با حمایت ارتش، سازمان اطلاعاتی چین و رأی کافی پولیتبورو می‌تواند او را کنار بزند. بهترین سناریو برای شی، ممکن است انتخاب جانشینی باشد که در سال‌های آخر رهبری‌اش اجازه ساختن بی‌سروصدای پایگاه قدرتش را داشته باشد.

سیاست‌گذاران آمریکایی باید از وسوسه بهره‌برداری از آن برای منافع ژئوپلیتیکی نیز اجتناب کنند. ایالات متحده به جای دخالت، باید اجازه دهد این روند طی شود و در عین حال آن را از نزدیک زیر نظر داشته باشد. اگرچه ارزیابی‌های ژئوپلیتیکی و اعتقادات ایدئولوژیک حزب کمونیست چین فراتر از شی جین‌پینگ است، اما اصلاح مسیر از سال‌های پس از شی جین‌پینگ که در آن رهبری میانه‌روتر و معتدل‌تر ظهور می‌کند، غیرمنطقی نیست.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/550
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍62🔥1👌1
♦️ایران و منطق جنگ‌های محدود
◼️رند
📝رافائل کوهن


#تهران_ریویو
#اسرائیل #ایران

🔹جنگ هوایی اسرائیل علیه ایران (عملیات شیر خیزان) شاید تمام شده باشد، اما بحث بر سر خود حمله همچنان ادامه دارد. پرسشی کلیدی این است که آیا حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در فردو، نطنز و اصفهان به نام عملیات چکش نیمه‌شب، در نابودی مکانی در اعماق زمین همچون فردو موفق بوده یا تنها برای چند ماه آن را از کار انداخته است؟ البته که وسعت آسیب به برنامه هسته‌ای ایران از بعد عملیاتی اهمیت دارد. اما انتقادات گسترده مبنی بر اینکه کارزار هوایی ۱۲روزه احمقانه بود؛ زیرا نتوانست برنامه هسته‌ای ایران را به طور دائمی نابود کند از یک نکته غافل هستند.

🔸عملیات شیر خیزان یک جنگ محدود با ابزارهایی محدودد برای یک بازه محدودتر بود که نشان می‌دهد که این کارزار اهداف محدودی نیز داشت. بنابراین این کارزار باید براساس راهبردهای جایگزینش (درگیری در یک نبرد طولانی‌تر یا انجام‌ندادن هیچ اقدام نظامی و تمرکز بر گزینه دیپلماتیک) قضاوت شود. با این معیارها، این عملیات موفقیت‌آمیز بود.

🔸درست است که یک کارزار هوایی طولانی احتمالاً اسرائیل را قادر می‌ساخت تا توامندی‌های موشکی بیشتری در ایران را هدف قرار دهد؛ اما فواید عملیاتی باید در نسبت با هزینه‌های احتمالی سنجیده شوند. علی‌رغم سرکوب پرتاب‌گرها، ایران همچنان در کشتن بیش از ۲۰ شهروند اسرائیلی و زخمی‌کردن بیش از ۳۰۰۰ نفر و ایجاد خسارت ۳ میلیارد دلاری موفق بود. اگرچه ترکیبی از توانایی و خوش‌شانسی باعث شد اسرائیل هیچ خلبانی را در آسمان ایران از دست ندهد؛ اما با زمان و پرواز کافی، شانس اسرائیل بالاخره تمام می‌شد و کارت بالقوه ارزشمندی را به ایران می‌داد. همچنین، در حالی که یهودیان اسرائیل به طور گسترده از جنگ پیش‌دستانه حمایت می‌کردند، آمریکایی‌ها نظرات گوناگونی در مورد ایفای نقش مستقیم [در جنگ] داشتند. این می‌توانست وضعیت سیاسی را به جایی بکشاند که اسرائیل بدون ابرقدرت حامی‌اش تنها می‌ماند.

🔸در نهایت، تنها راه اسرائیل و آمریکا برای پایان‌دادن به تهدید ایران می‌توانست حرکت به سمت تغییر نظام سیاسی باشد. شکی نیست که چنین راهکاری برای هر دو جذاب است. تقریباً نیم‌قرن است که حکومت ایران به طور فعال علیه آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها اقدام می‌کند و شعار "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" سر می‌دهد. اما همانطور که مورد افغانستان و عراق ثابت کرد، تغییر رژیم همیشه اقدامی آشفته است که به خروجی‌های غیرقابل پیش‌بینی می‌انجامد و به تعهدی بلندمدت برای اصلاح آن نیاز دارد. قابل فهم است که نه اسرائیل و نه آمریکا تمایلی نداشتند که تغییر رژیم را هدف جنگ قرار دهند.

🔸در همین حال، گزینه جایگزین دوم (حمله‌نکردن به ایران و اجازه دادن به دیپلماسی و تحریم که مسیر خود را طی کنند) نیز از گزینه نخست جذاب‌تر نبود. با وجود اینکه ایران اعلام کرده است که به سلاح هسته‌ای علاقه‌ای ندارد، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اشاره کرده که غنی‌سازی اورانیوم ایران از کاربردهای غیرنظامی فراتر رفته است. طبق گزارش‌های آژانس، ایران ذخایر اورانیوم با غنای نزدیک به بمب را از فوریه تا می ۵۰٪ افزایش داده است. علاوه بر این، اگر ایران واقعاً مقاصد صلح‌آمیز دارد، نیازی به پوشش مکان‌های هسته‌ای با پدافند هوایی یا قراردادن آن‌ها در اعماق زمین ندارد.

🔸در سطحی از بحث، اصلا اهمیت ندارد که ایران چند هفته یا چند سال به بمب نزدیک است. شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد تحریم و دیپلماسی ایران را وادار به پایان‌دادن به برنامه هسته‌ای می‌کردند. کارزار فشار حداکثری دولت نخست ترامپ آسیب‌های اقتصادی فراوانی به مردم ایران وارد کرد اما در تغییر موضع هسته‌ای ایران ناکام ماند. البته نباید تعجب کرد؛ زیرا تجربه نشان داده است که تحریم‌های اقتصادی اثرهای متفاوتی برای مجبورکردن دولت‌ها به رهاکردن دغدغه‌های امنیتی اصلی‌شان، همچون سلاح هسته‌ای دارند.

طعنه‌آمیز به نظر می‌رسد که پس از سال‌ها شکایت از «جنگ‌های بی‌پایان» در خاورمیانه، برخی از همان صداها اکنون از جنگیدن در یک جنگ ۱۲ روزه شکایت دارند. اما این به نیاز گسترده‌تر برای بازآموزی منطق جنگ‌های محدود و آنچه که می‌توانند و نمی‌توانند به طور منطقی به دست آورند، اشاره دارد. این جنگ‌ها به خودی خود به ندرت راه‌حل دائمی ارائه می‌دهند، اما می‌توانند زمان بخرند، پویایی ژئوپلیتیک را تغییر دهند و با انجام این کار، راه را برای چیزی پایدارتر هموار کنند. و برای مسائل واقعاً آزاردهنده امنیت ملی - مانند برنامه هسته‌ای ایران - این احتمالاً بهترین چیزی است که می‌توان به آن امیدوار بود.


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/552
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏8👎75👍4😁1
🌐اثر اپستین‌گیت؛ آیا حمایت‌ها از ترامپ پایان می‌یابد؟

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #ترامپ

🔹هنگامی که در ۸ آگوست ۱۹۷۴، ریچارد نیکسون به دلیل رسوایی واترگیت از مقام ریاست‌جمهوری استعفا کرد، اندک کسی در حزب جمهوری‌خواه و جامعه از او حمایت می‌کرد. ۵۸٪ از مردم معتقد بودند نیکسون باید استیضاح شود. جمهوری‌خواهان نیز در کنگره آماده چنین کاری بودند. ماجرای نیکسون نشان داد که یک رسوایی چگونه می‌تواند با عبور از مرزهای حزبی به زندگی سیاسی یک رئیس‌جمهور پایان دهد. با این حال ۵۰ سال بعد، ترامپ، جمهوری‌خواه دیگری است که احتمالاً با رسوایی مواجه شود؛ هرچند به نظر نمی‌رسد این بار خطری برای رئیس‌جمهور ایجاد کند.

🔸پرونده جفری اپستین در ابتدا هیچ ارتباطی با ترامپ نداشت. او کسی بود که در سال ۲۰۱۹ به اتهام سوء استفاده جنسی از دختران زیر ۱۸ سال دستگیر شد. آنچه ماجرای اپستین را بیشتر مشهور کرد، این بود که در نخستین اسناد پرونده او، نام‌های شناخته‌شده‌ای نظیر بیل کلینتون، دیوید کاپرفیلد، کوین اسپیسی و حتی نخست‌وزیر پیشین اسرائیل، ایهود باراک دیده می‌شد. این نکته، موضوع را برای افکار عمومی آمریکا برجسته‌تر می‌کرد. سرانجام، پیش از آغاز فرآیند دادرسی، جسد اپستین در سلول زندانش ظاهراً به دلیل خودکشی یافت شد. با این حال، پرونده اپستین در آمریکا به پایان نرسید.

🔸از آن زمان، جمهوری‌خواهان و به خصوص ترامپیست‌ها از موضوع رابطه اپستین با افراد سرشناس برای حمله به دموکرات‌ها و آنچه که «دولت عمیق» می‌خواندند استفاده کردند تا نشان دهند ساختار سیاسی آمریکا توسط نخبگان فاسد و چپ اداره می‌شود، نه منتخبین مردم. به مرور زمان، تمرکز آن‌ها بر روی اپستین به قدری افزایش یافت که تبدیل به یکی از عناصر اصلی جنبش ماگا شد، تا حدی که کمپین ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ وعده انتشار اسناد اپستین و لیست مشتریان تجارت جنسی‌اش را داد.

🔸حال همه‌ چیز دگرگون شده است. پم باندی وزیر دادگستری دولت ترامپ، از انتشار اسناد و صحبت راجع به لیست مشتریان طرفه می‌رود. ترامپ نیز این موضوع را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و از خبرنگاران می‌خواهد راجع به اپستین چیزی نپرسند. اما فعالین ماگا و ترامپیست خواهان انتشار اسناد هستند و از عملکرد ترامپ در این موضوع رضایت ندارند. این می‌تواند یک شکاف مهم در جنبش ماگا باشد. در همین حین، عکس‌ها، ویدیوها و مصاحبه‌های متعددی راجع به دخیل‌بودن ترامپ در تجارت اپستین منتشر می‌شود. اخیراً نامه تبریک تولد اپستین از سمت ترامپ نیز منتشر شده و حتی وال‌استریت‌ژورنال ادعا کرد که ترامپ در لیست مشتریان اپستین بوده است.

🔸چنین گزارش‌ها و اطلاعاتی منطقاً باید ترامپ را وارد یک بحران سیاسی می‌کرد؛ همانطور که یکبار گزارش‌های واشنگتن‌پست چنین کاری را با نیکسون کرد. اما برای ترامپ هنوز چنین اتفاقی نیفتاده است. پس از گزارش وال‌استریت‌ژورنال، فعالین ماگا که منتقد نحوه رسیدگی دولت به پرونده اپستین بودند، کاملاً از ترامپ حمایت کردند. آنچه می‌تواند ترامپ را وارد بحران کند، از دست‌دادن حمایت طرفداران جمهوری‌خواه اوست، نه لزوماً تمامی مردم. اما به نظر می‌رسد رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه خواستار انتشار اسناد هستند اما هنوز از ترامپ حمایت می‌کنند.

🔸مهم‌‎ترین علت این حمایت، بی‌اعتمادی عمیق طرفداران جمهوری‌خواهی به ساختار سیاسی آمریکا و تشدید دوقطبی اجتماعی توسط ترامپ است. فراموش نکنیم که ترامپ پس از انتخابات اخیر در چهار پرونده حقوقی متهم بود و حتی در یکی از آن‌ها محکوم شد؛ اما همچنان از حمایت حزب برخوردار بود؛ زیرا طرفداران ترامپ، قوه قضائیه کشور را بازیچه دست دموکرات‌ها می‌دیدند. باور و اطمینان رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه به ترامپ قدری بالا بوده که آن‎ها آمادگی ایستادن روبروی نظام سیاسی را نیز برای حمایت از ترامپ دارند. افزون بر این، هنوز مسئله اپستین تبدیل به اولویت نخست جمهوری‌خواهان نشده است. یعنی برای آن‌ها این موضوع مهم است؛ اما نه اولویت‌دار.

تمامی این نکات نشان می‌دهند تا زمانی که افشای اطلاعات مربوط به اپستین محدود به اخبار و گزارش‌های غیررسمی باشد، نمی‌تواند جایگاه ترامپ را تکان دهد. حتی اگر اسناد رسمی اپستین افشا شوند، باز هم اطمینانی برای پذیرش آن توسط جمهوری‌خواهان وجود ندارد؛ همانطور که رأی دادگاه در پرونده حق‌السکوت را نپذیرفتند. این نمایانگر تحولی در جامعه آمریکا و جمهوری‌خواهان نسبت به دوران نیکسون است؛ دورانی که در آن رقابت‌های حزبی از ساختار سیاسی آمریکا اهمیت بیشتری می‌یابد و بی‌اعتمادی به این ساختار به اوج خود می‌رسد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/551
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍105👎1
🌐آینده جنگ غزه؛ اشغال کامل یا توافق؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#غزه

📝محسن فایضی

🔹چند روزی است فضای داخلی اسرائیل به تنش و گفتگو حول یک ایده برای فردای غزه مشغول است. دو ایده ای که مشخصا به دو نفر یعنی نتانیاهو نخست وزیر و ایال زمیر رئیس ستادکل ارتش اسرائیل منصوب است.

🔸پس از حدود دو ماه تلاش‌های بی‌نتیجه ویتکاف در میانجیگری میان حماس و تل آویو و انجام آتش بس 60 روزه و آزادی حداقل 10 اسیر زنده اسرائیلی، دوباره بحث در خصوص ایده در خصوص آینده نوار غزه در میان صهیونیست‌ها بالا گرفته است. در حقیقت می‌شود گفت بحث و تنشی که اکنون در رسانه‌های اسرائیلی در خصوص دو ایده نتانیاهو و زمیر در جریان است، یک بحث قدیمی از 7 اکتبر به این سو است و پاسخ به این سوال است که با "فردای غزه" چه کنیم؟

🔸طرح نتانیاهو بسیار کلی و غیر شفاف است و آن یک گزاره است: اشغال طولانی مدت کل نوار غزه. اما براساس ادعای رسانه‌های اسرائیلی طرح ارائه شده توسط رئیس ستاد ایال زمیر در سطح سیاسی شامل تقسیم اضافی نوار غزه از شرق به غرب (مشابه محورهای نتزاریم و موراگ)، تشدید محاصره شهر غزه و استان مرکزی و محله المواصی (خان یونس) و انجام یورش‌ها به پایگاه‌های حماس است. زمیر اشغال نوار غزه را چه از منظر نظامی و چه سیاسی غیرممکن و پرهزینه و در نهایت بی‌ثمر می‌داند.

🔸نتانیاهو در جریان بحث درباره آینده نوار غزه در جلسه امنیتی گفته است که روش فعلی ارتش اسرائیل منجر به آزادی اسرا نشده است و بنابراین نیاز به رویکردی دیگر است که به حماس بفهماند که هیچ مصونیتی در اطراف اسرا وجود ندارد و به معامله‌ای منجر نمی‌‌شود. از سوی دیگر، زمیر هشدار داد که اشغال نوار غزه جان اسرا را به خطر می‌اندازد و باعث فشار و فرسودگی بر نیروهای منظم و ذخیره خواهد شد. مسئله در ظاهر تا حدودی شفاف است، اما علی‌رغم این پیچیدگی‌ها تصمیم‌گیری به این سادگی‌ها نخواهد بود.

🔸اشغال نوارغزه: ایده اول، اشغال نوار غزه است. ایده‌‌ای که طی سال‌های 1967 تا 2005 و پیش از خروج اسرائیل از نوار غزه، تجربه شده است. اشغال نوار غزه به معنای حضور نظامی و کنترل امنیتی این باریکه است. اتفاقی که همیشه یک رویای صهیونیستی بوده است. البته ناگفته نماند که این رویا، یک واقعیت است و استدلال نتانیاهو و طرفداران او درست است که اگر رژیم صهیونیستی قرار است از تکرار 7 اکتبر و نگرانی امنیتی از وجود حماس در نوار غزه رها شود هیچ گزینه‌ای جز اشغال دوباره نوار غزه و جبران اشتباه بزرگ شارون در ترک این باریکه در سال 2005 نیست.

🔸کنترل امنیتی با توافق و بازسازی: اما ایده دیگری که مطرح و بیشتر هم از سوی برخی از میانه‌روها و نظامیان رژیم صهیونیستی گفته می‌شود، تلاش برای کنترل، خلع سلاح و چمن‌زنی حماس بدون روش اول است. این گروه اتفاق نخست یعنی اشغال دوباره نوار غزه را علی‌رغم حجم کشتار و حملات و نابودی زیرساخت‌ها در دو سال اخیر، اما در واقعیت غیرممکن و دارای هزینه بالا می‌دانند. این گروه برای استدلال خود به دو ماه گذشته و عملیات ارابه‌های گیدئون اشاره می‌کنند.

عملیاتی که نشان داده کنترل بخشی از نوارغزه حتی در مناطقی که به ظاهر ماه‌ها تسلط وجود دارد و جمعیت هم از آن کوچانده شده‌اند، غیر ممکن است و هر روز باید شاهد عملیاتی علیه سربازانشان باشند. ضمن آنکه به باور ارتش اشغال نوار غزه حتی اگر ممکن هم باشد، پیامدهای سیاسی جدی ای برای صهیونیست‌ها خواهد داشت و در نهایت منجر به هدف اصلی یعنی نابودی حماس نخواهد شد. لذا گزینه دومی را پیشنهاد می‌کنند که از مسیر توافق، نقش‌آفرینی کشورهای دیگر و همچنین استفاده از اهرم بازسازی برای کنترل می‌گذرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/553
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍64👎2👏2
🌐آیا چین در حال تغییر راهبرد شلیک هسته‌ای خود است؟
◾️فارن پالیسی
📝تونگ ژائو

#روندهای_استراتژیک

🔸در طول دهه‌های گذشته، سیاست رسمی چین مبتنی بر «عدم استفاده نخست» (No First Use) بوده است؛ به این معنا که سلاح هسته‌ای تنها در پاسخ به حمله هسته‌ای دشمن به کار گرفته می‌شود. اما تحرکات جدید، از جمله گسترش سریع سامانه‌های هشدار زودهنگام، تمرین‌های پیچیده فرماندهی و کنترل، و استقرار سامانه‌های پرتاب سیار، حاکی از آن است که چین در حال حرکت به سمت یک دکترین LUA – Launch Under Attack (شلیک تحت هشدار حمله) است.

🔹در این رویکرد، به محض دریافت شواهد قوی از یک حمله قریب‌الوقوع، موشک‌های هسته‌ای قبل از اصابت دشمن شلیک می‌شوند. این تحول، فاصله زیادی با فلسفه بازدارندگی محتاطانه چین دارد و می‌تواند به معنای یک تغییر بنیادین در سیاست امنیت ملی این کشور باشد.

💢ماهیت و خطرات دکترین LUA

🔹شلیک تحت هشدار حمله به طور ذاتی بر اعتماد به سامانه‌های هشدار زودهنگام متکی است که از طریق ماهواره‌ها، رادارهای زمینی و داده‌های حسگرها، نشانه‌های پرتاب دشمن را شناسایی می‌کنند. هرگونه خطا، اشتباه در تفسیر داده‌ها یا هشدار کاذب می‌تواند پیامدهای فاجعه‌باری داشته باشد. تجربه جنگ سرد میان آمریکا و شوروی نشان داد که حتی ابرقدرت‌ها با فناوری پیشرفته هم در معرض دریافت هشدارهای نادرست قرار داشتند. پذیرش این سیاست از سوی چین به معنای افزایش چشمگیر خطر یک درگیری هسته‌ای ناخواسته است، حتی اگر نیت اولیه، افزایش بازدارندگی باشد.

💢انگیزه‌های احتمالی چین برای تغییر رویکرد

🔹 سه عامل اصلی به‌عنوان محرک‌های احتمالی این تغییر مطرح‌اند: اول، تشدید رقابت راهبردی با ایالات متحده و نگرانی از پیشرفت واشنگتن در فناوری‌های ضد موشکی که می‌تواند توان هسته‌ای چین را بی‌اثر کند. دوم، پیشرفت آمریکا در توانایی اجرای حملات دقیق پیشگیرانه علیه زیرساخت‌های هسته‌ای چین که پکن را نگران آسیب‌پذیری سامانه‌هایش کرده است. سوم، تمایل چین به ارسال سیگنال بازدارندگی قوی‌تر به آمریکا و متحدانش تا هرگونه فکر به حمله نخست در نطفه خفه شود. از دیدگاه پکن، LUA می‌تواند تضمین کند که بخشی از زرادخانه هسته‌ای حتی در صورت حمله نخست دشمن، پیش از نابودی، وارد عمل شود. این رویکرد بخشی از راهبرد کلان چین برای تثبیت موقعیت خود به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای هم‌تراز با آمریکا و روسیه است.

💢چالش‌ها و موانع اجرایی LUA برای چین

🔹اجرای موفق دکترین LUA نیازمند شبکه‌ای یکپارچه و بسیار دقیق از ماهواره‌های شناسایی، رادارهای فراافق، مراکز پردازش داده و سامانه‌های ارتباطی امن و سریع است. چین اگرچه در حال سرمایه‌گذاری گسترده در این حوزه است، اما هنوز فاصله قابل توجهی با تجربه عملیاتی و دقت موردنیاز دارد. افزون بر این، LUA فشار روانی شدیدی بر زنجیره فرماندهی وارد می‌کند، زیرا تصمیم‌گیران باید ظرف چند دقیقه یا حتی چند ثانیه، درباره آغاز یک جنگ هسته‌ای تصمیم بگیرند. این شتاب در تصمیم‌گیری احتمال بروز خطا یا سوءبرداشت را افزایش می‌دهد. از منظر لجستیکی نیز، آمادگی دائمی نیروها، نگهداری موشک‌ها در حالت آماده‌باش و تضمین امنیت سایبری سامانه‌ها، بار مالی و فنی سنگینی بر دوش ارتش چین می‌گذارد.

💢پیامدهای بین‌المللی و خطر تشدید مسابقه تسلیحاتی

🔹اگر چین به‌طور رسمی به LUA روی آورد، این تغییر دکترین پیامدهایی فراتر از روابط پکن-واشنگتن خواهد داشت. چنین اقدامی می‌تواند آمریکا را به افزایش سرعت واکنش هسته‌ای و توسعه سامانه‌های پرتاب فوری سوق دهد، و روسیه نیز برای حفظ توازن استراتژیک واکنش نشان دهد. در سطح منطقه‌ای، کشورهای دارای سلاح هسته‌ای مانند هند و پاکستان ممکن است این رویکرد را الگو قرار دهند و وارد رقابت خطرناک کاهش زمان واکنش شوند که ثبات آسیای جنوبی و شرق آسیا را به‌شدت تهدید می‌کند. همچنین این تغییر، فضای گفت‌وگوهای کنترل تسلیحات را محدود کرده و انعقاد توافق‌های جدید را دشوارتر خواهد کرد، زیرا LUA ذاتاً با شفافیت و اعتماد متقابل ناسازگار است.

💢نتیجه‌گیری تحلیلی

🔹شواهد موجود نشان می‌دهد که چین به سمت پذیرش دکترین LUA حرکت می‌کند. این تحول از یک سو می‌تواند قدرت بازدارندگی چین را در برابر تهدیدات خارجی افزایش دهد، اما از سوی دیگر خطر وقوع جنگ ناخواسته را به‌شدت بالا می‌برد. با توجه به پیچیدگی و حساسیت تصمیم‌گیری در این سطح، حتی پیشرفته‌ترین کشورها هم از خطا مصون نیستند. بنابراین، هرچند LUA ممکن است در کوتاه‌مدت برای پکن امنیت روانی ایجاد کند، اما در بلندمدت می‌تواند به بی‌ثباتی جهانی و بازگشت سایه جنگ سرد بر روابط بین‌الملل منجر شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/554
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
8👍6👎2
🌐توافق پاشینیان و علی‎اف در کاخ سفید؛ ورود آمریکا به معادله زنگزور

#مقاله_تحلیلی
#زنگزور
#قفقاز

📝احسان فلاحی

🔹روز جمعه «بیانیه‌‌ای مشترک» میان علی‌اف و پاشینیان با میانجیگری ترامپ در کاخ سفید به امضاء رسید. این بیانیه به نوعی «پیش‌توافق» میان باکو و ایروان محسوب می‌‎شود. پیش از برگزاری نشست مشترک، ترامپ به طور جداگانه با هر یک از طرفین دیدار و توافقنامه‌هایی مجزا با آن‌ها امضاء کرده بود. با این وجود آنچه که به لحاظ راهبردی برای ایران و منطقه اهمیت دارد نه توافق نامه‌های دوجانبه آمریکا بلکه «بیانیه مشترک سه‌جانبه» است.

💢مفاد و اهداف بیانیه

🔸به‌رغم هیاهوی رسانه‌ای فراوان مفاد بیانیه سه‌جانبه کاملاً مشخص و به دور از تعهدات حقوقی برای طرفین است. این بیانیه شامل ۷ بند است. بند نخست آن نیاز به اقدامات بعدی برای رسیدن به توافق نهایی تاکید دارد. بند دوم به پایان بخشیدن به روند گروه مینسک و ساختارهای مرتبط با آن مربوط است. بند سوم شامل احترام به حق حاکمیتی طرفین در عین توجه به «تردد بدون مانع» از آذربایجان به نخجوان است. بند چهارم تلاشی ناشیانه برای تغییر نام دالان عبوری از ارمنستان است. بند پنجم به تلاش برای ایجاد روابط همسایگی خوب با احترام به بیانیه آلماتی ۱۹۹۱ و منشور سازمان ملل متحد اختصاص یافته است. بند ششم احترام متقابل به صلح و پیشرفت در منطقه و بند هفتم به تشکر ویژه از شخص ترامپ به خاطر میانجیگری اختصاص یافته است.

🔸به نظر می‌رسد اختلاف قدیمی باکو و ایروان در مورد دسترسی بدون مانع از مسیر ارمنستان به نخجوان هنوز لاینحل باقی مانده است. ایروان برچیدن پست‌های نظارت و بازرسی در طول مسیر را مخالف با حق حاکمیتی خود می‌داند ولی الهام علی‌اف اعلام کرده بود که هرگز نخواهد پذیرفت شهروندان آذری برای رسیدن به نخجوان با ماموران مرزی ارمنستان مواجه شوند. مطابق بند ۱ بیانیه سه‌جانبه حل این معضل به اقدامات بعدی احاله شده است.

🔸به رغم گام رو به جلوی آذربایجان و ارمنستان برای رسیدن به توافق نهایی، برنده اصلی بیانیه مشترک، آمریکا و شخص ترامپ است. زیرا واشنگتن قراردادهای اقتصادی الزام‌آور با هر یک از طرفین امضاء کرده و در پرتو آن ترامپ نیز در پی برندسازی از شخصیت سیاسی خویش بر آمده است. البته در عرف دیپلماتیک، تشکر از میزبان یا میانجی امری رایج است که معمولاً کوتاه، رسمی، و با تمرکز بر نهاد (کشور یا سازمان و نه شخص) نگاشته می‌شود.


💢دستاوردها

🔸دستاوردهای عینی آمریکا از دیدارهای روز جمعه بیش از اینکه ناشی از نشست سه‌جانبه باشد حاصل توافقنامه‌های دوجانبه‌ای است که با باکو و آذربایجان امضاء شده است. اگرچه اطلاعات دقیقی از این توافقنامه‌ها منتشر نشده است اما به نظر می‌رسد که یکی از مهم‌ترین توافقنامه‌های امضاء شده با ایروان پذیرش نقش اپراتوری شرکت یا شرکت‌های آمریکایی در مسیر عبوری از ارمنستان است. بر این اساس روابط آمریکا نه تنها با جمهوری ارمنستان بلکه با آذربایجان نیز تثبیت و تعمیق خواهد شد. زیرا مسیر عبوری از ارمنستان شاهرگ حیاتی کریدور زنگزور است که پیوستگی به زنجیره ارزش غربی در قفقاز را تضمین خواهد کرد.

💢پیامدها

🔸به طور طبیعی نخستین پیامدهای توافق اولیه پاشینیان و علی‌اف در کاخ سفید متوجه جمهوری آذربایجان و ارمنستان خواهد بود و پیامدهای ثانویه آن منافع سایر بازیگران ذی‌نفع در قفقاز از جمله ایران و روسیه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

🔸در حالی که روسیه بر اساس بند نهم توافقنامه آتش‌بس ۲۰۲۰ خواهان کنترل مسیر عبوری از سیونیک توسط سرویس مرزی روسیه FSB است اما ارمنستان با توجه به از دست دادن دالان لاچین و منطقه قره‌باغ در سال ۲۰۲۳ توافقنامه آتش بس را منقضی شده می‌داند. در همین راستا پاشینیان در پی تضمن حق حاکمیتی خود در عین رهایی از نظارت روس‌ها بوده در نوار مرزی خود بوده است.

🔸اگرچه عبارت «عبور بی مانع» از مسیر ارمنستان حق حاکمیتی ایروان را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است اما ورود مستقیم آمریکا به معادلات زنگزور دستاوردی راهبردی برای دولت غرب گرای ارمنستان برای مهار روسیه محسوب می‌شود. زیرا در صورت نهایی شدن توافق مذکور هر گونه کنش امنیتی همسایگان در قبال دالان زنگزور به طور مستقیم منافع آمریکا را درگیر خواهد کرد.

اگرچه بیانیه مشترک سه جانبه پاشینیان- ترامپ- علی‌اف فاقد ضمانت اجرای حقوقی است اما اهمیت راهبردی آن به توافقنامه‌ صلح میان آذربایجان و ارمنستان شکل خواهد داد. این بیانیه به لحاظ سیاسی پایان دوران نظم در حال ‌گذار پنج ساله نظم در قفقازجنوبی و آغاز نظم نوین در منطقه قلمداد کرد.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/555
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👎83👌1
♦️خاورمیانه نوین؛ تغییر سطحی یا تحولی بنیادین
◾️رویة الاخبارية-مصر
📝 شروق صبري

#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه

🔸 تحولات پس از اکتبر ۲۰۲۳ بارها این پرسش را برانگیخته که آیا «خاورمیانه‌ای جدید» شکل‌گرفته است؟ پس از جنگ ۱۹۶۷، پیمان صلح مصر و اسرائیل، پیمان اسلو و بهار عربی، امیدهای مشابهی مطرح شد، اما مناقشات حل‌نشده با ظاهری جدید تکرار شدند. امروز نیز تحولات اخیر، بیش از آنکه تغییر بنیادین باشند، بازتاب همان بحران‌های ریشه‌دارند که ساختارهای قدرت و اختلافات تاریخی را تداوم می‌بخشند.

💢تحولات چشمگیر از ۷ اکتبر ۲۰۲۳

🔹 مجله فارن پالیسی در گزارشی برجسته‌ترین ویژگی مرحله فعلی را کاهش قابل‌توجه قدرت‌محور مقاومت می‌داند. پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل با حمایت آمریکا حملات گسترده‌ای علیه این محور آغاز کرد. حماس ضربات سنگینی خورد؛ اما نابود نشد. حزب‌الله بسیاری از فرماندهانش را از دست داد؛ نظام سابق سوریه در برابر بمباران مداوم اسرائیل ناتوان شد (و سقوط کرد) و حتی حوثی‌ها علی‌رغم ادامه حملات خود در دریای سرخ، در معرض حملات هوایی اسرائیل قرار گرفته‌اند. ایران نیز با یک عملیات مشترک هوایی اسرائیل و آمریکا مواجه شد که تأسیسات هسته‌ای آن را هدف گرفت و جایگاه منطقه‌ای آن را تضعیف کرد.

💢تحول موازنه قدرت در جهان عربی

🔹منطقه شاهد انتقال کانون ثقل عربی به عربستان و کشورهای خلیج‌فارس است. عربستان و امارات با تنوع اقتصادی و گسترش دیپلماتیک در حال تبدیل‌شدن به بازیگران کلیدی هستند و ممکن است نقش واسطه‌گری منطقه‌ای را بر عهده بگیرند، هرچند انگیزه اصلی آنها حفظ منافع خود است.

💢نقش قدرت‌های خارجی

🔹 نفوذ روسیه در خاورمیانه به دلیل شکست در حمایت از سوریه و درگیری در اوکراین کاهش‌یافته است. مسکو نه‌تنها نتوانست از متحدانش مانند اسد و ایران به‌طور مؤثر پشتیبانی کند، بلکه حضور آن کم‌رنگ شده و فضایی برای قدرت‌های دیگر ایجاد کرده تا جای خالی آن را پر کنند.

🔹دولت ترامپ گام بی‌سابقه‌ای با مشارکت در کمپین اسرائیل علیه تهران برداشت و تهدید کرد که در صورت تلاش ایران برای تولید سلاح هسته‌ای، حملات ادامه خواهد یافت. این اتحاد نظامی مستقیم پس از سال‌ها فشار از سوی نتانیاهو و لابی‌های طرفدار اسرائیل در آمریکا شکل گرفت.

💢کاهش حمایت جهانی از اسرائیل

🔹بمباران وحشیانه غزه شکافی بی‌سابقه در تصویر اسرائیل در افکار عمومی آمریکا و جهان ایجاد کرد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد ۶۰٪ آمریکایی‌ها با جنگ غزه مخالف‌اند و ۵۳٪ نگرش منفی نسبت به اسرائیل دارند. حتی دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه نیز در حمایت از اسرائیل دچار اختلاف شده‌اند.

🔹این روند در سطح جهانی نیز تکرار شده است. نظرسنجی مرکز «پیو» نشان می‌دهد که از میان ۲۴ کشور مورد مطالعه ۲۰ کشور، اکثریت مردم آن‌ها دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند. برخی دولت‌های غربی مانند فرانسه، بریتانیا، کانادا و استرالیا نیز اعلام کرده‌اند که قصد دارند کشور فلسطین را به رسمیت بشناسند. این تحولات می‌تواند امکان استفاده آمریکا از نفوذش را برای وادار کردن اسرائیل به توقف جنگ غزه و جلوگیری از الحاق کرانة باختری در قالب پروژه‌ی «اسرائیل بزرگ» فراهم آورد.

💢تداوم ریشه‌های عمیق مناقشه

🔹باوجود این تغییرات ظاهری، عوامل اساسی که خاورمیانه را به صحنه‌ای از درگیری‌های طولانی تبدیل کرده‌اند، هنوز پابرجا هستند. عواملی نظیر اختلافات مذهبی و قومی، منازعات مرزی، و ناتوانی در ایجاد حکومت‌هایی که بتوانند تنوع را مدیریت و حقوق همه را تضمین کنند. شاید برخی بازیگران عوض یا تضعیف گردیده‌اند، اما ریشه اصلی تنش‌ها بدون تغییر مانده است.

🔹هر بار با یک تحول بزرگ یا بحران جدید، به‌سادگی می‌توان از «خاورمیانه جدید» حرف زد، اما تاریخ معاصر ثابت کرده که بیشتر این تغییرات سطحی هستند، مگر اینکه ساختارهای عمیقِ تغذیه‌کننده درگیری‌ها، دگرگون شوند.

💢خاورمیانه امروز

🔹درست است که اسرائیل رقبای خود در محور مقاومت را تضعیف کرده و نفوذ منطقه‌ای عربستان و امارات ارتقا یافته‌ است و از سوی دیگر روسیه از مواضع خود کوتاه آمده و وجهه بین‌المللی اسرائیل نیز رو به افول است؛ اما هیچ‌یک از این تحولات، معادلات اساسی منطقه را دگرگون نکرده است.

خاورمیانه امروز اگرچه در نگاه اول ممکن است با دهه‌های پیشین متفاوت به نظر برسد، اما روند جاری نشان‌دهنده نسخه‌ای تعدیل‌شده از «خاورمیانه قدیم» است، نه چیزی فراتر از آن. تحولات اخیر اگرچه حائز اهمیت هستند، اما برای اعلام شکل‌گیری یک نظم جدید منطقه‌ای کافی نیستند، مگر آنکه قواعد عمیق و ریشه‌داری که دهه‌هاست بر این منطقه حاکم بوده‌اند، دستخوش دگرگونی اساسی شوند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/556
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍43👎2👏1
🌐 هجدهمین بسته تحریمی علیه مسکو؛ قدرت‌نمایی یا خودزنی اقتصادی؟

#تحلیل_کوتاه
#اروپا

📝علی محبی

🔹در تاریخ ۱۸ ژوئیه/۲۷ تیر اتحادیه اروپا هجدهمین بسته تحریمی خود علیه روسیه را تصویب کرد. طبق اظهارات رئیس کمیسیون اروپا، این بسته از جمله قوی‌ترین اقدامات تحریمی اتخاذشده علیه مسکو است. هدف آن، علاوه بر مقابله با «ناوگان سایه» و شبکه‌های دورزننده تحریم‌ها، کاهش قیمت نفت و در نتیجه کاهش درآمدهای نفتی روسیه عنوان شده است. با این حال، تردیدهایی درباره میزان اثربخشی این بسته و نیز پیامدهای بالقوه آن بر اقتصاد اروپا وجود دارد که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.

💢مفاد و اهداف اصلی

🔸این بسته تحریمی با هدف کاهش درآمدهای نفتی و گازی روسیه، تضعیف صنایع نظامی و بانک‌های این کشور، و جلوگیری از دور زدن تحریم‌ها طراحی شده است. بر همین اساس، اتحادیه اروپا تحریم‌هایی را علیه ۹۱ نهاد، ۱۴ فرد و ۱۰۴ کشتی جدید اعمال کرده و هرگونه همکاری با تمام بانک‌های روسی و استفاده از خطوط لوله نورد استریم ۱ و ۲ را ممنوع اعلام کرده است. همچنین کاهش سقف قیمت نفت خام صادراتی روسیه از ۶۰ دلار به ۴۷.۶ دلار نیز در دستور کار قرار گرفته است.

💢شکاف بین هدف‌گذاری و واقعیت

🔸با وجود تأکید مقامات اروپایی بر قدرت‌مندی این بسته تحریمی، بررسی جزئیات آن نشان می‌دهد که تردیدهای جدی در مورد اثربخشی واقعی آن وجود دارد. اتحادیه اروپا از سال ۲۰۲۳ تا آوریل ۲۰۲۵ چهارمین واردکننده گاز و نفت روسیه بوده و کشورهایی چون بلژیک، فرانسه و اسپانیا همچنان از مشتریان اصلی انرژی روسیه به شمار می‌آیند. تنها در سال ۲۰۲۴، اتحادیه اروپا حدود ۲۱ میلیارد دلار واردات انرژی از روسیه داشته که حتی سه میلیارد دلار بیشتر از مجموع کمک‌های مالی این اتحادیه به اوکراین بوده است. این ارقام نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا نه توان اقتصادی و نه اراده سیاسی لازم برای قطع کامل واردات انرژی از روسیه را دارد. بنابراین، بسته‌های تحریمی عملاً مانعی جدی بر سر راه تداوم این واردات ایجاد نمی‌کنند و صرفاً مسیر آن را دشوارتر می‌سازند.

🔸در حقیقت، ناکارآمدی تحریم‌ها بیش از آن‌که ناشی از ناتوانی در شناسایی دورزنندگان باشد، ریشه در وابستگی ساختاری اروپا به انرژی روسیه و همچنین فشار برخی کشورها مانند مجارستان و اسلواکی برای حفظ روابط با روسیه دارد.

🔸از سوی دیگر، اجرای کامل برخی مفاد این بسته، به‌ویژه در زمینه کنترل قیمت نفت و ردیابی ناوگان تحریمی، بدون همکاری ایالات متحده آمریکا عملاً غیرممکن است. اگرچه نشانه‌هایی از همسویی اخیر آمریکا با رویکرد سخت‌گیرانه‌تر نسبت به روسیه مشاهده شده، اما وابستگی اروپا به همراهی واشینگتن همچنان یکی از نقاط ضعف اساسی این بسته تحریمی محسوب می‌شود.

💢پیامدهای اقتصادی و راهبردی برای اروپا

🔸تحریم‌های جدید احتمالاً صادرات انرژی روسیه به اروپا را دشوارتر می‌کنند، اما به طور کامل متوقف نخواهند ساخت. از سوی دیگر، لغو یا نقض قراردادهای جاری با شرکت‌های نفت و گاز به دلیل تحریم‌ها، ممکن است در آینده منجر به پرداخت غرامت‌هایی به نفع روسیه شود. افزایش هزینه تأمین انرژی نیز فشار مضاعفی بر صنایع و شرکت‌های اروپایی وارد خواهد کرد. کاهش واردات انرژی از روسیه همچنین به معنای افزایش وابستگی به منابع جایگزین از آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس است؛ مسئله‌ای که با اهداف بلندمدت اروپا برای استقلال سیاسی و اقتصادی در تضاد قرار دارد. در نتیجه، این روند می‌تواند اروپا را بیش از پیش به آمریکا وابسته سازد.

💢جمع‌بندی

🔸بسته تحریمی اخیر اتحادیه اروپا، در ظاهر گامی فراتر از بسته‌های پیشین در جهت محدودسازی درآمدهای نفتی روسیه است، اما در عمل همچنان از همان محدودیت‌ها رنج می‌برد. عدم وجود اراده سیاسی جدی برای قطع کامل واردات انرژی از روسیه و نیاز به همراهی آمریکا برای اجرای کامل آن، دو ضعف اصلی این بسته محسوب می‌شوند.

به‌طور کلی، انتظار می‌رود این بسته نیز مانند بسته‌های پیشین اثرگذاری محدودی بر اقتصاد روسیه داشته باشد و حتی در مقابل، موجب تشدید چالش‌های اقتصادی برای اروپا به‌ویژه در حوزه انرژی شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/557
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍91👎1👏1
💢 فراخوان جذب پژوهشگر 💢

🔹 اندیشکده تهران در نظر دارد از میان دانشجویان و دانش‌آموختگان رشته‌های علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و مطالعات منطقه‌ای در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، پژوهشگر متخصص در دو حوزه چین و شرق آسیا و روسیه و قفقاز جذب نماید.

🔸 شرایط و الزامات:

- آقایان کمتر از ۳۰ سال
- تسلط بر زبان انگلیسی (آشنایی با زبان چینی و روسی امتیاز خواهد داشت)
- همکاری به صورت ساعتی و پاره‌وقت خواهد بود.

🔴 علاقمندان جهت همکاری، رزومه کامل آموزشی، علمی و پژوهشی عکس‌دار خود را (شامل تمامی مقاطع تحصیلی، محل زندگی، مقالات و کتب چاپ شده، شماره تماس، وضعیت تأهل و آدرس) به نشانی زیر ارسال نمایند.

🌐 آیدی تلگرام:
@Institutetehran_admin


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com
🌐@InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍96👎4😁1👌1
🌐حزب‌الله چه جوابی به خلع سلاح می‌دهد؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔹۵ اوت کابینه لبنان به ریاست جوزف عون و نواف سلام طرحی را تصویب کرد که باید حزب الله لبنان خلع سلاح شود و ارتش این کشور طرحی در چهار مرحله در ۱۲۰ روز طراحی کند که این مهم صورت گیرد.

🔸گفته شده که عون خواستار تعویق جلسه بوده اما نواف سلام این موضوع را به عقب نینداخته و بلافاصله بعد از جلسه بیانیه مصوب طرح را می خواند. او تحت تاثیر وزرای کتائب و قوات اللبنانیه قرار دارد که اگر طرح تصویب نشود کابینه را ساقط می کنند.

🔸این موضوع با مخالفت شدید حزب الله و جنبش امل روبرو شد و وزرای این دوگان شیعی از جلسه کابینه خارج شدند، البته این خروج به معنای حق وتو نیست و تاثیری بر تصویب طرح نداشت.

🔸چند سناریو برای پاسخ حزب الله و جنبش امل به این خواسته وجود دارد که ممکن است برخی شدید و بعضی دیگر ملایم باشد:

1️⃣حزب الله و امل در حال بررسی خروج از کابینه نواف سلام هستند که شامل ۵ وزیر از این دوگان شیعی است و امکان دارد آنها به اپوزیسیون جریان آزاد مسیحی به رهبری جبران باسیل ملحق شوند.

2️⃣ یکی از گزینه های دیگر سقوط کابینه از طریق در دستور کار قرار دادن دوباره روند رای اعتماد به کابینه نواف سلام است. طبق قانون اساسی لبنان اگر این کابینه نتواند دوسوم آرا را مجدد کسب کند به حالت تعلیق موقت درمی‌آید و تا انتخابات سال ۲۰۲۶ پارلمانی حق تصویب طرحی را بدون اجازه مجلس نخواهد داشت.

3️⃣جواب شدیدتر حزب الله و امل این است که «بسیج مردمی» را فعال کنند و مانند روزهای ۵ مارس سال ۲۰۰۵ به خیابان ها آمده در حمایت از سلاح مقاومت راهپیمایی کنند. این موضوع با تحصن، تجمع، اعتصاب و نبرد سیاسی خیابانی همراه می شود و امکان دارد کل لبنان را به تعمیق جدی بحران فرو ببرد و عملاً به سقوط سیاسی منجر شود.

4️⃣بدترین سناریو برای لبنان مشابه سال ۲۰۰۸ میلادی است که دولت فواد سینیوره به سمت تعطیلی مراکز مخابراتی حزب الله و تغییر مدیر فرودگاه بیروت قدم برداشت و در یک درگیری تمام عیار خیابانی سه روزه بیروت به تصرف حزب الله درآمد و کابینه مجبور به فرار از بیروت شد و بعد از جلساتی در دوحه قطر کابینه وفاق ملی تشکیل شد و نیروهای اپوزیسیون دارای حق وتو شدند.

🔸این موضوع می تواند در لبنان فعلی تکرار شود و اگر اسرائیل بخواهد دوباره به لبنان حمله کند این سناریو برای این کشور خطرناک ترین موضوع خواهد بود. به همین دلیل برخی از لبنانی ها نزدیک به جوزف عون رئیس جمهور لبنان اعتقاد دارند باید موضوع خلع سلاح قدم به قدم و آرام باشد. به این گونه که حزب الله موشک و پهپادها را تحویل دهد و سلاح های سبک را نزد خود برای امنیت شیعیان نگه دارد که البته تیم نواف سلام و مسیحیان تندرو این موضوع را رد کردند!

بسیاری از دیپلمات‌ها موافقند که آنچه امروز لبنان شاهد آن است، ردپای آشکار دولت آمریکا و عربستان سعودی را بر خود دارد، که اقدامات خود را به تدریج و بی‌سروصدا هماهنگ می‌کنند و از ابزارهای فشار از پیوند دادن کمک‌های اقتصادی به اصلاحات گرفته تا تهدید به تحریم یا انزوای دیپلماتیک استفاده می‌کنند و سفر اخیر علی لاریجانی دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی ایران موید این موضوع است که تهران به راحتی بازی لبنان را واگذار نخواهد کرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/558
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍163👎3
🌐 سفر رئیس‌جمهور به چین فرصتی برای رفع ناترازی برق

#مقاله_تحلیلی
#انرژی #چین

🔹رشد تقاضای برق در کنار سرمایه‌گذاری ناکافی در تولید، منجر به شکاف 20 هزار مگاواتی میان تولید و مصرف در کشور شده است. خاموشی‌های خانگی و صنعتی پیامدهای گسترده‌ای از جمله نارضایتی اجتماعی و همچنین خسارت سالانه تا ۲۰ میلیارد دلاری داشته است.

🔸در پاسخ به بحران فزاینده کسری برق، دولت چهاردهم هدف‌‌گذاری برای احداث ۳۰ هزار مگاوات ظرفیت جدید نیروگاهی تا پایان دولت اعلام نمود. با این حال، بررسی روندهای اجرایی نشان می‌دهد تحقق آن با موانع جدی مواجه است.

💢 کمبود منابع مالی و ضعف در سرمایه‌گذاری

🔸باتوجه به محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و کمبود منابع، دولت با چالش جدی در تأمین مالی مواجه است. احداث یک نیروگاه خورشیدی با ظرفیت ۱۰۰۰ مگاوات، نیازمند سرمایه‌گذاری ۳۵۰ میلیون دلاری است. بر این اساس، تحقق هدف‌ ۳۰ هزار مگاواتی مستلزم سرمایه‌گذار‌ی بیش از ۱۲ میلیارد دلاری خواهد بود. هرچند سازوکارهای متنوعی ازجمله مشارکت بخش خصوصی باهمکاری صندوق توسعه ملی، فراهم شدن تسهیلات یوآنی از چین و تهاتر با نفت در این زمینه مورد توجه قرار گرفته‌اند اما موانع مختلفی نظیر لزوم تامین وثیقه‌های سنگین و هزینه بالای زمین، باعث کندی شدید فرآیند اجراشده است.

💢مکان‌یابی نامناسب و چالش‌های اتصال به شبکه

🔸یک مؤلفه کلیدی در احداث نیروگاه خورشیدی، فاصله آن تا شبکه انتقال و ظرفیت شبکه برای دریافت بار جدید است. دسترسی مستقیم یا مجاورت با خطوط انتقال به‌طور قابل‌توجهی هزینه‌های زیرساختی را کاهش می‌دهد اما در بسیاری از موارد، زمین‌های اختصاص‌یافته فاقد اتصال نزدیک به شبکه انتقال هستند. این موضوع سبب تحمیل هزینه‌های اضافی برای احداث زیرساخت اتصال به شبکه می‌شود. همچنین زمین نامناسب باعث ضرورت یافتن بتن‌ریزی خواهد شد که می‌تواند هزینه‌های اجرا را تا ۳ برابر افزایش دهد. عدم وجود تعداد مکفی پایه‌کوب نیز باعث تاخیر در احداث نیروگاه‌ها شده است. چنانکه در حال حاضر تنها ۳۰ پایه‌کوب داریم که هرکدام از آن‌ها طی ۱۵ روز می‌تواند تنها ۱ مگاوات ظرفیت پایه‌کوبی کند.

💢مشکلات قراردادهای خرید تضمینی

🔸خرید تضمینی یکی از ابزارهای تشویقی برای توسعه تجدیدپذیرها است. با وجود طراحی اولیه مناسب، این قراردادها در عمل با مشکلات اجرایی مهمی مواجه شده‌اند. بزرگ‌ترین مشکل نگرانی سرمایه‌گذاران از عدم پایبندی دولت به تعهدات مالی و تاخیر در پرداخت مطالبات است. از سوی دیگر نوسانات موجود در بازار ارز و ریالی بودن نرخ خرید تضمینی، این نگرانی را ایجاد می‌کند که با رشد شدید نرخ ارز یا تاخیر در تسویه، توجیه‌پذیری سرمایه‌گذاری از بین برود.

💢عدم هماهنگی بین نهادهای سیاست‌گذار و اجرایی

🔸تداخل وظایف و نبود همکاری میان نهادهای مسئول یکی دیگر از چالش‌ها است. سازمان‌های انرژی‌های تجدیدپذیر، سرمایه‌گذاری اقتصادی، حفاظت محیط زیست، برنامه و بودجه و شرکت توانیر هر یک بخشی از فرآیند سیاست‌گذاری، صدور مجوز، تأمین مالی یا اجرای پروژه را بر عهده دارند. فقدان هماهنگی مؤثر میان این دستگاه‌ها، سرمایه‌گذاران را با فرآیندهای پیچیده، چندمرحله‌ای و بعضاً متناقض مواجه می‌کند.

💢فرصت همکاری با چین

🔸علیرغم اینکه بحران تامین برق چالش‌های جدی ایجاد کرده، با گذشت بیش ازیک سال از آغاز دولت چهاردهم تنها ۶۳۶ مگاوات به ظرفیت تجدیدپذیر کشور اضافه شده است. این درحالی است که چین در سال ۲۰۲۴ موفق به نصب بیش از ۲۷۸ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی شده است. عدم تمرکز واقعی بر مساله و گرفتار شدن در فرآیندهای بروکراتیک باعث شده فرصت همکاری با چین که بیش از ۸۰٪ از ظرفیت جهانی تولید سلول‌های خورشیدی را در اختیار دارد، نادیده گرفته شود. این موضوع در کنار وجود سازوکارهای تجاری و سرمایه‌گذاری میان طرفین، این فرصت را مهیا می‌سازد که بسیار سریع‌تر ازشرایط فعلی نسبت به حل ناترازی برق اقدام نماید. موضوعی که می‌تواند یکی از محورهای مذاکراتی اصلی رئیس‌جمهور محترم در سفر شهریور ماه به چین برای شرکت در نشست سران سازمان همکاری شانگهای باشد.

💢پروژه رئیس‌جمهور

🔸لازمه این امر اولویت یافتن حل ناترازی برق بعنوان یکی ازمسائل اصلی کشور و ایجاد عزم فراگیر در دستگاه‌ها، بعنوان یکی از پروژه‌های مورد تاکید رئیس‌جمهور است چراکه امکان رفع تمامی موانع پیش‌گفته با ایجاد تمرکز در سطح عالی وجود دارد.

حل ناترازی برق با احداث گسترده نیروگاه‌های خورشیدی می‌تواند علاوه بر احیاء سرمایه‌اجتماعی دولت، در شرایط پس از جنگ ۱۲ روزه به‌عنوان یک پیشران، چرخ اقتصاد کشور را نیز دوباره به حرکت درآورده و رونق را به تولید بازگرداند.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/560
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍107
♦️کاهش ذخایر موشکی آمریکا در پی منازعات یمن و اسرائیل شوکه‌کننده است!
◼️رسپانسیبل استیت‌کرفت
📝مایک
فردنبرگ

#تهران_ریویو
#آمریکا

🔹از اکتبر ۲۰۲۳، نیروی دریایی آمریکا برای دفاع از اسرائیل مقادیر بی‌سابقه‌ای از موشک‌های دفاع هوایی را مصرف کرده است. این موضوع باعث شد تا دریاسالار جیمز کیلبی، سرپرست عملیات نیروی دریایی، در ژوئن شهادت دهد که رهگیرهای دفاع هوایی شلیک‌شده از کشتی‌ها، یعنی موشک‌های اس‌ام-۳، با «نرخی نگران‌کننده» برای دفاع از اسرائیل مصرف می‌شوند. اما آمریکا واقعاً تا چه حد باید نگران این مسئله باشد؟

💢مجموع موشک‌های مصرف شده از اکتبر ۲۰۲۳

🔸نخست، نیروی دریایی گزارشی منتشر کرده که نشان می‌دهد از اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۴ چه تعداد موشک از نوع استاندارد مصرف شده است. این گزارش برآورد معقولی از تعداد موشک‌های استاندارد استفاده‌شده برای دفاع از کشتیرانی در دریای سرخ در برابر حوثی‌ها در شش ماهه اول سال ۲۰۲۵ ارائه می‌دهد. در مجموع از اکتبر ۲۰۲۳، ۱۶۸ موشک اس‌ام-۲، ۱۷ موشک اس‌ام-۳ و ۱۱۲ موشک اس‌ام-۶ مصرف شده است.

🔸در همین حال، در سال ۲۰۲۴، اسرائیل دو حمله بزرگ از سوی ایران را تجربه کرد. برآورد می‌شود در این حملات، در مجموع ۲۴ موشک توسط چهار ناوشکن آرلی بورک برای حمایت از دفاع موشکی بالستیک اسرائیل مصرف شده است. یعنی فرضاً ۱۲ موشک اس‌ام-۳ و ۱۲ موشک اس‌ام-۶.

🔸برای تخمین تعداد موشک‌های استاندارد استفاده‌شده در جنگ ۱۲ روزه نیز به چند فرض منطقی تکیه می‌کنیم. فرض اصلی این است که اسرائیل در سال ۲۰۲۴ بسیاری از رهگیرهای خود را مصرف کرده بود. به همین دلیل، نیروی دریایی آمریکا تعداد ناوشکن‌های آرلی بورک محافظ اسرائیل را از دو فروند در سال ۲۰۲۴ به پنج فروند در سال ۲۰۲۵ افزایش داد.

🔸با در نظر گرفتن ذخیره موشک‌های نیروی دریایی به طور تخمینی ۸۰ یا ۱۳۰ موشک اس‌ام-۳ و ۱۵۰ موشک اس‌ام-۶ برای دفاع از اسرائیل شلیک کرده است. همچنین برآورد می‌شود که این پنج کشتی در مجموع حداقل ۱۰۰ موشک اس‌ام-۲ برای مقابله با موشک‌های ایرانی شلیک کرده باشند. بنابراین با احتساب موشک‌های مصرف‌شده برای دفاع از اسرائیل در سال ۲۰۲۴، تخمین می‌زنیم که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ۱۰۰ موشک اس‌ام-۲، ۱۴۲ موشک اس‌ام-۳ و ۱۶۸ موشک اس‌ام-۶ برای دفاع از اسرائیل استفاده شده است.

🔸با ترکیب این اعداد با برآوردهای مربوط به درگیری دریای سرخ تا ژوئن ۲۰۲۵، می‌توان برآورد کرد که در مجموع ۲۶۸ موشک اس‌ام-۲، ۱۵۹ موشک اس‌ام-۳ و ۲۸۰ موشک اس‌ام-۶ از اکتبر ۲۰۲۳ تا پایان ژوئن ۲۰۲۵ در خاورمیانه مصرف شده است.

💢تعداد موشک‌های تولید شده از اکتبر ۲۰۲۳

🔸طبق گزارش بنیاد هریتیج، تعداد پایه موشک‌های موجود در اکتبر ۲۰۲۳ شامل ۹۱۰۰ موشک اس‌ام-۲، ۴۰۰ موشک اس‌ام-۳ و ۱۵۰۰ موشک اس‌ام-۶ است.
برای تخمین تعداد موشک‌های اس‌ام-۲، اس‌ام-۳ و اس‌ام-۶ تولیدشده از اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۵، از داده‌های عمومی و کمی تخمین استفاده می‌کنیم. در مجموع، از اول ژانویه ۲۰۲۴ تا پایان ژوئن ۲۰۲۵، صفر موشک اس‌ام-۲ جدید، ۸۷ موشک اس‌ام-۳ و حدود ۱۸۷ موشک اس‌ام-۶ برای استفاده نیروی دریایی تولید شده است.

🔸با احتساب مصارف در دریای سرخ و اسرائیل، ممکن است شاهد کاهش ۳ درصدی در ذخایر اس‌ام-۲، کاهش ۳۳ درصدی در اس‌ام-۳ و کاهش ۱۷ درصدی در اس‌ام-۶ از سال ۲۰۲۳ باشیم. این ارقام نگران‌کننده‌اند و اگر تعداد موشک‌های مصرف‌شده بیشتر از تخمین ما باشد، این نگرانی حتی بیشتر هم خواهد شد.

💢هزینه تولید موشک‌ها

🔸سپس مسئله هزینه مطرح است. مقاله‌ای از وال‌استریت ژورنال در اکتبر ۲۰۲۴ گزارش داد که هزینه رهگیرهای استفاده‌شده از اکتبر ۲۰۲۳، ۱.۸ میلیارد دلار بوده است. با توجه به سطح فعالیت در سال ۲۰۲۵، این مبلغ ممکن است تا پایان ژوئن ۲۰۲۵ به راحتی دو برابر شده باشد.

🔸اما بررسی هزینه‌ها به‌صورت کلی، مشکل اصلی نیروی دریایی را نشان نمی‌دهد چرا که هزینه تولید هر موشک بیش از حد بالاست! موشک‌های اس‌ام-۳، بسته به نوع، بین ۱۲.۵ تا ۲۸.۷ میلیون دلار، اس‌ام-۲ بیش از ۲.۵ میلیون دلار و اس‌ام-۶ حدود ۴.۳ میلیون دلار هزینه دارند.

اگرچه ممکن است آمریکا بتواند این هزینه‌های گزاف را در نبرد با نیرویی مانند انصارالله یا ارتش متوسطی مانند ایران تحمل کند، اما درگیری با قدرتی مانند چین باعث افزایش سرسام‌آور مصرف موشک‌های مدل استاندارد خواهد شد. با توجه به اینکه هر تلاش برای رهگیری حداقل به دو موشک نیاز دارد در نتیجه خنثی کردن چند موشک می‌تواند به راحتی هزینه‌ای بیشتر از خرید یک جنگنده اف-۳۵ داشته باشد و دفاع موشکی در برابر یک دشمن هم‌سطح را غیرقابل‌تحمل کند. این مسئله‌ای واقعا نگران‌کننده برای آمریکا است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/561
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👏3🔥1😱1
🌐چگونه ترامپ دوباره به نومحافظه‌کاران نزدیک شد؟

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #ترامپ
#ایران

📝عرفان علمشاهی

🔹مواضع و اقدامات ترامپ در ماه‌های نخستین دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش برخی ناظران وکارشناسان سیاست آمریکا در ایران را امیدوار کرد که چشم‌انداز کوتاه‌مدتی برای چرخش اساسی در سیاست خارجه جمهوری‌خواهان و رسیدن به یک توافق با آن‌ها وجود دارد. حال که ۲۰۰ روز از به قدرت‌رسیدن ترامپ می‌گذرد. ترامپ اکنون در دو پرونده مهم سیاست خارجی آمریکا (جنگ اسرائیل با حماس و برنامه هسته‌ای ایران) تقریباً همراهی بالایی با نومحافظه‌کاران دارد و در پرونده جنگ اوکراین نیز ممکن است چرخشی اساسی انجام دهد.

💢ایران؛ از راستی‌آزمایی تا برچیدن

🔸نخستین پیام‌های ترامپ برای مذاکرات هسته‌ای مثبت بودند. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه در مصاحبه خود با تاکر کارلسون پیش از آغاز گفتگوها صرفاً صحبت از محدودکردن برنامه هسته‌‌ای ایران کرده بود. در چند جلسه نخست نیز گویا مباحثات صرفاً پیرامون این موضوع بود؛ زیرا طرفین برای مذاکرات فنی آماده شدند. با این حال، مواضع گوناگون ترامپ تدریجاً به یک موضع ثابت، یعنی غنی‌سازی صفر تغییر کرد. با تأکید ایران بر حق غنی‌سازی و پافشاری آمریکا بر پایان آن، مذاکرات به شکست انجامید و جنگ ۱۲روزه آغاز گردید.

🔸می‌توان گفت ترکیبی از چندین عامل داخلی در تغییر مواضع طرف آمریکایی دخیل بودند. جمهوری‌خواهان کنگره همچون تام کاتن که غالباً نومحافظه‌کاران، حامیان سرسخت اسرائیل و شرکای لابی این رژیم را در بر می‌گرفتند تمام فشار خود را وارد کردند تا فرمان کابینه را به نفع تندروها تغییر دهند. اکنون ترامپ بیش از پیش برای حمله مجدد به برنامه هسته‌ای ایران جسارت دارد و علناً اعلام کرده است که در صورت بازسازی این برنامه مجدداً آن را بمباران خواهد کرد.

💢اسرائیل؛ از آتش‌بس فوری تا اشغال غزه

🔸پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، ویتکاف به تل‌آویو سفر و با نتانیاهو دیدار کرد. مطابق گزارش‌ها ، در این دیدار، ویتکاف توانست نتانیاهو را وادار به پذیرش آتش‌بس با حماس -براساس پیشنهاد سه مرحله‌ای بایدن- کند. عزم ترامپ و برخی از اعضای کابینه او برای تمرکز بر چین و خاتمه‌دادن به درگیری‌های آمریکا در خاورمیانه این تصویر را ایجاد کرد که این آتش‌بس می‌تواند پایانی بر جنگ طولانی در منطقه باشد.

🔸سرانجام چرخش در موضع‌گیری ویتکاف و ترامپ آغاز شد. نخست، ویتکاف پیشنهادی برای بسط مرحله اول آتش‌بس و آزادی تعداد بیشتری از اسیران ارائه داد که با مخالفت حماس مواجه شد. در نهایت نیز اسرائیل تصمیم گرفت که تجاوز به غزه را از سر گیرد. اکنون جنگ در موقعیتی قرار دارد که در آن مقامات آمریکایی در برابر تداوم جنگ و اشغال غزه سکوت کرده یا همچون ترامپ آن را تأیید می‌‎کنند.


💢روسیه؛ از همگرایی تا واگرایی

🔸ترامپ از ابتدای دوره نخست ریاست جمهوری‌ خود با اتخاذ رویکرد همگرایی با روسیه مخالفت‌های بسیاری را در حزب برانگیخت. این رویکرد در دوره دوم با بیان علنی توقف حمایت نظامی از اوکراین -که به آن عمل نیز گردید - پررنگ‌تر شد. با این وجود، همه چیز آن طور که ترامپ می‌خواست پیش نرفت. جنگ پایان نیافت و روسیه به حملات خود ادامه داد. در آخر، ترامپ که در دوران انتخابات ادعا کرده بود ظرف ۲۴ ساعت می‌تواند به جنگ میان دو کشور خاتمه دهد ، صراحتاً گفت که از پوتین ناامید شده و آماده ارسال مجدد تسلیحات به زلنسکی است. ترامپ در نهایت ناچار شد به سراغ موضعی برود که مورد علاقه جمهوری‌خواهان سنتی بود: حمایت مجدد از اوکراین با هدف تسلیم روسیه.


💢ترامپ و اثر ساختارها

🔸ترامپ دانست که نمی‌تواند بدون حمایت حزب به توافقی با ایران برسد، حمایت حزب نیز تنها از مسیر برچیدن برنامه هسته‌ای ایران عبور می‌کرد. او همچنین درک کرد که فشار بر اسرائیل ممکن نیست؛ آن هم در حالی که لابی اسرائیل حزب و کنگره را در اختیار دارد. اما بحث ساختار صرفاً مربوط به مسائل داخلی آمریکا نمی‌شود. ترامپ نتوانست و نمی‌تواند معادلات اروپا را نیز به تنهایی تغییر دهد. آنچه ترامپ تاکنون انجام داده، دور زدن اروپا و اوکراین برای رسیدن به روسیه است. او نتوانست درک کند که حل‌وفصل مسائل امنیتی اروپا بدون توجه به کشورهای این قاره، چندان عملی نیست.

مجموعه‌ای از عوامل داخلی و بیرونی ترامپ را وادار کردند که به مسیر جریان اصلی حزب در سه پرونده ایران، اسرائیل و روسیه بازگردد. این نکات به معنای این نیستند که ترامپ دیگر اقدام به ساختارشکنی/سنت‌شکنی نخواهد کرد، بلکه نشان می‌دهند او در سه سال و نیم آینده محدودیت‌هایی اساسی برای پیگیری اهداف خود دارد.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/562
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍94👎3
🌐 سفر لاریجانی به عراق و لبنان؛ دیپلماسی هوشمند در قلب بحران

#معرفی_مقاله
#تحولات_منطقه

📝محمدرضا مرادی

🔹سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به منطقه که در بحبوحه فشارهای فزاینده بین‌المللی برای تضعیف محور مقاومت و تشدید تنش‌ها در منطقه انجام شد نه‌تنها نشان‌دهنده تداوم حضور فعال ایران بود، بلکه پیام‌های روشنی به بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ارسال کرد.

💢‌‌ انتخابی استراتژیک در بزنگاه حساس

🔸‌انتصاب علی لاریجانی به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و سفر منطقه‌ای او به عراق و لبنان، نقطه‌عطفی در سیاست خارجی و امنیتی ایران بود که بازتاب‌دهنده عزم تهران برای حفظ نفوذ و بازدارندگی استراتژیک در منطقه‌ای پرتنش است.

🔸 این انتخاب نشان‌دهنده عزم تهران برای تقویت هماهنگی بین نهادهای سیاسی و امنیتی در مواجهه با چالش‌های نوظهور به‌ویژه در شرایطی بود که محور مقاومت تحت فشارهای هماهنگ آمریکا و اسرائیل برای خلع سلاح و تضعیف قرار داشت.

💢 دیپلماسی هوشمند در قلب بحران

🔸نخستین سفر خارجی لاریجانی به عراق و لبنان بود و آن هم در شرایطی که منطقه شاهد تحولات سرنوشت‌ساز از جمله فشارهای فزاینده برای خلع سلاح حزب‌الله در لبنان و تضعیف الحشد الشعبی در عراق بود. این سفر پس از جنگ تحمیلی 12 روزه پیامی قاطع به دشمنان محور مقاومت بود که ایران نه‌تنها منزوی نشده بلکه همچنان ابتکار عمل استراتژیک را در دست دارد.

💢عراق، تقویت پیوندهای راهبردی

🔸عراق با مرز مشترک ۱۴۵۸ کیلومتری با ایران از جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی تهران برخوردار است. توافق امنیتی سال ۲۰۲۳ بین ایران و عراق نقطه‌عطفی در این همکاری‌های دو کشور بود. سفر لاریجانی به بغداد بر تداوم اجرای این توافق و گسترش همکاری‌های امنیتی و اقتصادی تأکید داشت. دیدارهای لاریجانی با مقامات مختلف عراقی پیامی روشن به گروه‌های معاند و بازیگران خارجی به‌ویژه آمریکا ارسال کرد که ایران و عراق اجازه نخواهند داد خاک عراق به پایگاهی برای تهدیدات علیه تهران تبدیل شود.

💢‌ لبنان، تثبیت مدل دولت-مقاومت

🔸سفر لاریجانی به لبنان در بحبوحه تلاش‌های آمریکا و اسرائیل برای خلع سلاح حزب‌الله انجام شد. ‌لاریجانی در دیدار با مقامات ارشد لبنانی از جمله جوزف عون، رئیس جمهور، نبیه بری، رئیس پارلمان و نواف سلام رنخست وزیر، بر تعهد ایران به حفظ وحدت ملی لبنان و حمایت از حاکمیت این کشور تأکید کرد. او خواستار تسریع در بازسازی جنوب لبنان و بازگشت آوارگان شد، موضعی که در تقابل با تلاش‌های خارجی برای تضعیف حزب‌الله قرار داشت.

🔸‌لاریجانی تلاش کرد تصمیم خلع سلاح را تحت تاثیر قرار دهد و به نوعی اجرای آن را به تاخیر بیندازد، رویکردی که نشان‌دهنده استراتژی ایران برای حفظ نقش محوری حزب‌الله در معادلات قدرت لبنان و جلوگیری از تنش‌های داخلی است.

💢پیام‌های راهبردی سفر لاریجانی

🔸سفر لاریجانی به عراق و لبنان چهار پیام مهم داشت:

1️⃣تقویت مدل دولت-مقاومت: ایران با حمایت از الحشد الشعبی و حزب‌الله، الگویی بومی از امنیت را ترویج می‌دهد که در آن دولت و نیروهای مردمی مکمل یکدیگر هستند. این مدل در تضاد با پروژه‌های غربی برای تضعیف نیروهای مقاومت قرار دارد.

2️⃣هشدار به دشمنان: حضور لاریجانی در بغداد و بیروت پیامی روشن به آمریکا و اسرائیل بود که هرگونه تلاش برای محاصره یا حذف محور مقاومت با پاسخ هماهنگ ایران و متحدانش مواجه خواهد شد.

3️⃣نقش ایران به‌عنوان محور موازنه‌ساز: این سفر جایگاه ایران را به‌عنوان مدیریت‌کننده بحران‌های منطقه‌ای و جلوگیری‌کننده از خلأ قدرت به نمایش گذاشت. ایران با حفظ خطوط ارتباطی عمیق با متحدان خود، نقش ستون فقرات محور مقاومت را ایفا می‌کند.

4️⃣هم‌پیمانی راهبردی: روابط ایران با الحشد الشعبی و حزب‌الله فراتر از همکاری‌های نظامی در قالب یک اتحاد سیاسی و استراتژیک تعریف می‌شود که ثبات منطقه‌ای را تضمین می‌کند.

💢تأثیر بر سیاست منطقه‌ای ایران

🔸سفر لاریجانی نشان‌دهنده تزلزل‌ناپذیری مواضع ایران در قبال محور مقاومت است. از منظر ژئوپولیتیک این سفر عزم ایران را برای حفظ ابتکار عمل در برابر فشارهای بین‌المللی نشان داد. ایران با هدایت هوشمندانه، نقش خود را به‌عنوان ستون فقرات منظومه قدرت منطقه‌ای تبیین کرد.

این سفر همچنین امید و انسجام را به جریان‌های مقاومت تزریق کرد و نشان داد که دیپلماسی مقاومت ایران فراتر از یک واکنش تاکتیکی و بخشی از یک راهبرد کلان برای حفظ هویت، حاکمیت و امنیت منطقه‌ای است.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/563
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍177👎4🤔3
♦️آیا بعد از جنگ با اسرائیل، نفوذ ایران در آفریقا تغییر می‌کند؟
◼️ قراءات افریقیه- لندن
📝روضه علی عبدالغفار

#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
#آفریقا

🔹آفریقا همواره عرصه‌ای راهبردی برای قدرت‌های جهانی، صحنه رقابت‌های پنهان و منبعی غنی از منابع بوده است؛ هر جنگ یا درگیری در این قاره معادلات قدرت را تغییر می‌دهد. این قاره با بهره‌گیری از تضاد منافع جهانی، نقش تعیین‌کننده دارد.

🔹ایران اما به‌دلیل تفاوت‌های ایدئولوژیک و راهبردی، مسیر نفوذ در آفریقا را دشوار می‌یابد. با این حال، تصویر کنونی تغییر کرده است؛ گرایش‌های ضدغرب در قاره سیاه آشکارتر شده و جنگ اخیر اسرائیل علیه ایران این روند را تقویت کرده است. آفریقا اکنون محیطی حساس و فرصت‌محور برای نفوذ ایران به شمار می‌رود.

💢در آغوش ایران!

🔹با وجود نقش محدود ایران در آفریقا نسبت به دیگر قدرت‌ها، بسیاری معتقدند عقب‌نشینی غرب، به‌ویژه خروج فرانسه از غرب قاره، فرصتی راهبردی برای گسترش نفوذ ایران فراهم کرده است. توافق‌نامه همکاری ایران و نیجر در آوریل ۲۰۲۵ نشان می‌دهد تهران در پی بهره‌برداری از خلأ ناشی از خروج فرانسه از مستعمرات پیشین خود است، هرچند نبود بیانیه‌های رسمی مانع قطعیت‌بخشی به این اهداف است.

🔹ایران برای تحقق برنامه‌های خود در آفریقا دو مسیر را دنبال می‌کند: نخست تعامل با دولت‌ها و نهادهای رسمی، و دوم تکیه بر جوامع شیعی و گروه‌های شبه‌نظامی. در سطح دولتی، تمرکز ایران بر گسترش حضور امنیتی و نظامی در شرق قاره و به‌ویژه شاخ آفریقاست.

🔹این کشور از طریق فعالیت‌های اطلاعاتی و امنیتی و نیز با اتکا بر بازوهای منطقه‌ای مانند حوثی‌ها در یمن، به دنبال تثبیت جایگاه خود است. نشانه‌های این حضور در استفاده ایران از بنادر مصوع و عَصَب اریتره و همچنین پورت‌سودان برای انتقال محموله‌های نظامی آشکار است.

💢رویکرد ضد غربی مکانیسمی برای تشیع

🔹امروزه گروه‌های پیرو مذهب شیعه در شمار زیادی از کشورهای آفریقایی حضور دارند: تنها در نیجریه حدود پنج میلیون نفر شیعه زندگی می‌کنند. در کشورهای سنگال، سیرالئون، غنا، لیبریا، ساحل عاج، مالی، گینه بیسائو و گینه کوناکری نیز پیروان شیعه وجود دارند؛ همچنین در شرق و جنوب قاره، مانند کنیا، تانزانیا و آفریقای جنوبی.

🔹کارشناسان معتقدند نفوذ ایران در آفریقا بنا به چند علت رو به افزایش است؛ مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: رشد جمعیت شیعیان در غرب، شرق و جنوب آفریقا و وجود جوامع عرب‌تبار شیعه که تأثیر زیادی در قاره دارند. این عوامل برای ایران به‌ویژه پس از تحولات جهان عرب و تأثیر آن بر محور مقاومت بسیار اهمیت یافته است.

💢پس از جنگ اسرائیل علیه ایران

🔹در ۱۳ ژوئن، اسرائیل حمله‌ای گسترده علیه ایران انجام داد تا توان هسته‌ای و سامانه‌های موشکی این کشور را نابود کند. این رخداد و همچنین جنگ اسرائیل علیه غزه می‌تواند موازنه‌های قدرت در خاورمیانه و اتحادهای راهبردی را تغییر دهد. ایران در برابر واقعیتی تازه قرار گرفته که احتمالاً آن را به تقویت روابط با آفریقا سوق می‌دهد.

🔹از منظر آفریقایی، جنگ غزه به‌عنوان نبردی رهایی‌بخش مشابه مبارزات ضد‌استعماری تعبیر شده و همین امر به کاهش نفوذ اسرائیل در قاره انجامیده است؛ نمونه بارز آن اقدام آفریقای جنوبی در سال ۲۰۲۳ برای شکایت از اسرائیل در دادگاه بین‌المللی به اتهام نسل‌کشی است.

🔹این تحولات بر روابط تهران و آفریقا سایه انداخته و ایران را به‌عنوان بازیگری منطقه‌ای معرفی کرده است که توانسته واقعیتی تازه در منطقه تحمیل کند، با آمریکا به‌طور مستقیم درگیر شود و قدرت پاسخ‌گویی خود را نشان دهد. با توجه به واکنش‌های آفریقایی و تحلیل کارشناسان، ایران می‌تواند روابط خود را در این قاره فراتر از چارچوب محدود گذشته گسترش دهد و جایگاهش را به‌عنوان قدرتی نظامی و منطقه‌ای تثبیت کند.

🔹کارشناسان بر این باورند که مانعی جدی برای بازتنظیم روابط آفریقا با ایران وجود ندارد؛ زیرا جنگ اخیر نشان داد اسرائیل بدون حمایت واشنگتن توان چندانی ندارد و دیگر در نگاه بسیاری از آفریقایی‌ها قدرت شکست‌ناپذیر پیشین نیست.

🔹هرچند برخی تحلیلگران معتقدند این جنگ الزاماً تغییر اساسی در روابط ایران و آفریقا ایجاد نمی‌کند، اما ایران می‌تواند آفریقا را فرصتی برای شکستن انزوای بین‌المللی بداند، از ظرفیت آرای این کشورها در سازمان ملل استفاده کند، بخشی از شرکای از دست‌رفته‌اش در غزه و لبنان را جبران نماید و حتی آفریقا را جایگزین آن‌ها سازد.

افزون بر این، قاره می‌تواند مسیرهایی برای دسترسی دریایی، تقویت نفوذ ایران در شاخ آفریقا، بهره‌برداری از منابع طبیعی، بازاری برای سلاح‌های ایرانی و بستری برای سرمایه‌گذاری در کشاورزی فراهم آورد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/564
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10😐41
🌐دیدار در آلاسکا؛ زمینه و چالش‌های مذاکرات ترامپ و پوتین

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_اکراین

📝شعیب بهمن

🔹دیدار میان روئسای‌جمهور ایالات متحده و روسیه، که در تاریخ ۱۵ اوت ۲۰۲۵ در پایگاه نظامی المندورف-ریچاردسون در انکوریج  آلاسکا برگزار شد، از رویدادهای برجسته در عرصه بین‌المللی به شمار می‌رود. این دیدار، که در بستر تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از بحران اوکراین شکل گرفت، پرسش‌هایی اساسی در خصوص توازن قدرت در مذاکرات، پیامدهای آن بر روابط دوجانبه میان ایالات متحده و روسیه و تأثیرات آن بر نظام بین‌المللی مطرح کرده است. این نوشتار، با نگاهی تحلیلی به عوامل مؤثر بر برتری مذاکراتی روسیه و چالش‌های پیش‌روی پایداری توافقات احتمالی می‌پردازد.

💢دست بالای روسیه در مذاکرات

🔸مذاکرات آلاسکا در شرایطی برگزار شد که در دیدار رهبران روسیه و آمریکا، مسائل و موضوعات متنوعی همچون همکاری های دوجانبه، تحریم‌های اقتصادی و پیمان‌های تسلیحات هسته ای و متعارف مورد بحث قرار گرفتند. با این حال نقطه کانونی مذاکرات، پایان بخشیدن به جنگ اوکراین بود؛ امری که هم روس‌ها خواهان آن هستند و هم ترامپ دارای انگیزه‌های شخصی برای پیشبرد آن است. با این حال ارزیابی شرایط نشان می دهد که روس‌ها در آلاسکا به چند دلیل دارای دست برتر بوده‌اند:

1⃣دستاوردهای نظامی در اوکراین

🔸پیشرفت‌های نظامی روسیه در مناطق شرقی و جنوبی اوکراین، به‌ویژه الحاق این مناطق به خاک خود، دستاوردی راهبردی برای مسکو به شمار می‌رود. این مناطق از منظر ژئوپلیتیکی، دسترسی روسیه به منابع استراتژیک و مسیرهای کلیدی نظیر دریای سیاه را تقویت کرده و موقعیت این کشور را در مذاکرات بهبود بخشیده است.

2⃣تضعیف اتحاد ایالات متحده و اروپا

🔸ایجاد شکاف در اتحاد میان ایالات متحده و اروپا، یکی از دستاوردهای برجسته روسیه محسوب می شود. این اتحاد که در آغاز بحران اوکراین تقویت شده بود، به دلیل اختلافات در حوزه‌های انرژی، تجارت، و رویکرد به جنگ اوکراین تضعیف شده است. برگزاری مذاکرات بدون حضور نمایندگان اروپا، نشانه‌ای از موفقیت روسیه در بهره‌برداری از این شکاف است.

3⃣حذف دولت اوکراین از فرآیند مذاکرات

🔸کنار گذاشتن دولت ولودیمیر زلنسکی ـ که روسیه آن را به داشتن گرایش‌های نئونازیستی متهم می‌کند ـ از فرآیند مذاکرات، به مسکو امکان داد تا خواسته‌های خود را با قدرت بیشتری مطرح کند. مذاکره مستقیم با ایالات متحده، بدون حضور اوکراین، به تقویت موضع روسیه منجر شد.

4⃣تغییر رویکرد ایالات متحده

🔸حمایت بی‌قیدوشرط ایالات متحده از اوکراین و اقدامات تحریک‌آمیز این کشور در آغاز بحران، از عوامل طولانی شدن جنگ بوده است. در گذشته، واشنگتن هرگونه مذاکره با روسیه را مشروط به توقف درگیری‌ها می‌دانست. با این حال، پیشگامی ایالات متحده در مذاکرات مستقیم با روسیه، نشان‌دهنده عقب‌نشینی از سیاست‌های پیشین این کشور است.

💢چالش‌های توافق احتمالی

🔸هرچند نمی‌توان ایالات متحده را بازنده قطعی این مذاکرات دانست، اما شواهد حاکی از برتری نسبی روسیه در این فرآیند است. پرسش کلیدی این است که چه عواملی ایالات متحده را به پذیرش این مذاکرات سوق داد؟ در این زمینه، انگیزه‌های شخصی دونالد ترامپ، از جمله تحقق وعده‌های انتخاباتی و کسب اعتبار بین‌المللی، نظیر جایزه صلح نوبل، قابل توجه است. با این حال، پایداری هرگونه توافق میان دو کشور با چالش‌های زیر مواجه است:

1⃣واکنش‌های اوکراین و اروپا

🔸حذف اوکراین و اروپا از فرآیند مذاکرات ممکن است به واکنش‌های منفی این بازیگران منجر شود و بر روابط ایالات متحده با متحدانش تأثیرات نامطلوبی بر جای گذارد. همچنین آنها می توانند در روندهای پایان جنگ کارشنکنی کنند و به بازی تخریبی در فرایند صلح روی آورند که عملا این امر توافق میان روسیه و آمریکا را تضعیف می کند.

2⃣مخالفت‌های داخلی در ایالات متحده

🔸علاوه بر حزب دموکرات و بخشی از حزب جمهوری خواه که با سیاست‌های ترامپ در راستای بهبود روابط با روسیه مخالف هستند، نهادهای نظامی و امنیتی ایالات متحده نیز از مخالفان این روند محسوب می شوند. در نتیجه فضای داخلی آمریکا چندان برای ترامپ و روند بهبود روابط ایالات متحده با روسیه مساعد نیست و این امر می‌تواند اجرای هر نوع توافق را با موانع جدی مواجه سازد.

💢نتیجه‌گیری

اگر چه مذاکرات روسیه و آمریکا در آلاسکا با نتیجه ملموسی همراه نبود، اما توافق طرفین برای ادامه گفتگوها گامی مثبت در راستای حل و فصل برخی از مسائل مهم بین المللی همچون جنگ اوکراین و اشاعه تسلیحات هسته‌ای است. با این حال موفقیت مذاکرات نه‌تنها به توازن قدرت در میز مذاکره، بلکه به توانایی طرفین در مدیریت پیامدهای داخلی و بین‌المللی توافقات بستگی دارد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/565
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍64👎1👏1😁1
🌐وضعیت خطرناک انتخابات در بولیوی
◾️اکونومیست

#تهران_ریویو
#بولیوی
#آمریکای_لاتین

🔹داستان‌های جنگ در چاپاره، پادشاهی کوکا [گیاهی که برای ساخت کوکائین استفاده می‌شود] در بولیوی، فراوان یافت می‌شود. این منطقه از زمانی که اِوو مورالس از میان اتحادیه کشاورزان کوکا ظهور کرد تا «جنبش به سوی سوسیالیسم» را رهبری کند و در ۲۰۰۶ به قدرت رسید صلح‌آمیز بوده است. اما خیلی زود این وضعیت تغییر کرد. اکنون درون جنبش شکاف پدید آمده و به نظر می‌رسد انتخابات آتی را از دست خواهد داد. مورالس به اجبار از حزب بیرون رانده شد و اکنون در چاپاره به اتهام تجاوز جنسی تحت تعقیب است. او می‌گوید پشت این اتهام انگیزه‌های سیاسی نهفته و از هوادارانش می‌خواهد که با رأی باطله به دستور دادگاه مبنی بر خروج نامش از نظرسنجی‌ها اعتراض کنند. حال آینده چاپاره و بولیوی همچون آینده مورالس در هاله‌ای از ابهام است.

🔸شکاف در جنبش به سال ۲۰۱۹ باز می‌گردد، هنگامی که مورالس پس از یک انتخابات جنجالی که در آن بر خلاف قانون اساسی به دنبال سومین ریاست‌جمهوری پیاپی‌اش بود از مقامش استعفا کرد. او تبعید شد و زمانی که لوئیس آرسه، وزیر امور مالی پیشین او، در سال ۲۰۲۰ به ریاست‌جمهوری رسید به کشور بازگشت. مورالس قصد داشت دوباره به منسب ریاست‌جمهوری بازگردد؛ اما مشخص شد که آرسه می‌خواهد جایگاه خود را حفظ کند. پس از سال‌ها مبارزه، اکنون هیچکدام از این دو شخص در صندوق رأی حضور ندارند. بحران اقتصادی، کمبود سوخت و تورمی که احتمالاً امسال به ۳۰٪ می‌رسد شانس انتخاباتی آرسه را از بین برد و او از انتخابات کنار رفت. مورالس هم توسط دادگاه به دلیل محدودیت در تصدی ریاست‌جمهوری از حضور در انتخابات منع شد. در این روند اعتبار جنبش نیز آسیب جدی دید.

🔸انتخابات ۱۷ اوت بولیوی در پیش‌بینی‌ناپذیرترین وضعیت خود در ۲۰ سال گذشته برگزار خواهد شد. نامزدهای پیشتاز، ساموئل دوریا، بازرگان میانه‌رو و خورخه کوروگا، رئیس‌‌جمهور دست راستی سابق هستند. نظرسنجی‌ها نشان می‌‎دهند که در این رقابت هشت نفره، هیچ‌یک نمی‌تواند از ۲۵٪ آرا عبور کند که این انتخابات را احتمالاً به ماه اکتبر می‌کشاند. تنها امید باقی‌مانده چپ‌ها، آندرونیکو رودریگز ۳۶ساله، رئیس سنا، است که نه به عنوان نامزد جنبش بلکه از «ائتلاف خلق» به رقابت می‌آید. اگرچه او در نظرسنجی‌ها کمتر از ۱۰٪ رأی دارد؛ اما رأی روستایی‌ها همیشه به نفع جنبش بوده و غالباً ورق انتخابات را برگردانده است. شاید در این انتخابات نیز روستاییان از او حمایت کنند.

🔸اما مورالس بر سر راه رودریگز قرار گرفته است. رودریگز نیز تا حدی متعلق به اتحادیه کشاورزان کوکا است و در گذشته به عنوان وارث مورالس دیده می‌شد؛ اما اکنون مورالس او را یک خائن خطاب می‌کند و از مردم بولیوی می‌خواهد که درون صندوق‌ها رأی باطله بیاندازند.

🔸تحت ریاست‌جمهوری مورالس، منطقه چاپاره شکوفا شد. کشاورزان کوکا، میوه‌های استوایی کاشتند، برکه‌هایی برای پرورش تامباکی، یک نوع ماهی خوشمزه ایجاد کردند و قیمت زمین افزایش یافت. اما همه چیز از زمانی که مورالس قدرت را ترک کرد دگرگون شد. منابع عمومی دیگر به سمت این منطقه سرازیر نشد و آزمایشگاه‌های تولید مواد مخدر گسترش یافتند. این وضعیت می‌تواند حتی پس از انتخابات بدتر شود. وفاداران مورالس مطمئن هستند که اکثر مردم بولیوی رأی باطله به داخل صندوق می‌اندازند، هرچند نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد تنها ۱۵٪ قصد چنین کاری دارند.

🔸به هر حال، حجم بالای آرای باطله باعث می‌شود که اپوزیسیون فعلی شانس بیشتری برای پیروزی داشته باشد. دوریا مدینا و کوروگا هر دو گفته‌اند اگر انتخاب شوند، مورالس به زندان خواهد رفت. ایوان کانلاس، فرماندار سابق کوچابامبا و دوست آقای مورالس، می‌گوید: «اِوو یک غنیمت خواهد بود. آن‌ها می‌توانند ده نفر را بکشند و اِوو را دستگیر کنند و خیلی‌ها در شهر خواهند گفت این همان کاری بود که باید انجام می‌شد.»

شش فدراسیون [ائتلافی از کشاورزان کوکا که چاپاره را تحت کنترل دارند] در حال آماده‌شدن برای مقاومت است. ماریا اوخنیا لِدِزما، رهبر زن ارشد آن تا چند ماه پیش، می‌گوید آن‌ها از تاکتیک‌های چریکی علیه سربازانی که وارد چاپاره می‌شوند استفاده خواهند کرد: محروم‌کردن آن‌ها از خواب و سپس حمله با چوب و سنگ. او می‌گوید معدنچیان به مردم آموزش داده‌اند که چگونه با دینامیت تله‌های انفجاری بسازند؛ همدلان در ارتش نیز به جوانان آموزش داده‌اند. او می‌گوید: «خیلی از ما، بسیاری از رهبران ما، بی‌تردید خواهند مرد یا زندانی خواهند شد.» او این را با چهره‌ای گرفته بیان می‌کند.

🔁مطالب مرتبط
▫️آینده سیاسی مبهم مورالس و سوسیالیست‎ها در بولیوی

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/566
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
🌐پاکستان و تلاش برای اجتناب از انتخاب میان چین و آمریکا

#تحلیل_کوتاه
#پاکستان

📝 امیرمحسن شاه‌شرقی

🔸عاصم منیر، رئیس کل ستاد ارتش و قدرتمندترین چهره پاکستان در فاصله کمتر از دو ماه، دو مرتبه به ایالات متحده سفر کرده است. اولین سفر وی در نیمه دوم ژوئن انجام پذیرفت و ژنرال عاصم منیر برای نهاری خصوصی میهمان رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، بود. این اولین باری بود که یکی از روسای ستاد کل ارتش پاکستان -بدون داشتن سمت سیاسی و علیرغم وجود دولت غیرنظامی- با رئیس‌جمهور ایالات متحده در این سطح دیدار می‌کرد. سفر دوم نیز در هفته گذشته و به منظور شرکت در مراسم بازنشستگی فرمانده نیروهای سنتکام، ژنرال کوریلا، و گفتگو با مقامات نظامی و امنیتی ایالات متحده انجام پذیرفته است و این سفرها را باید نمودی از امیدواری به تحول روابط پاکستان و آمریکا پس از بازگشت ترامپ دانست.

🔸ژنرال منیر علیرغم تفاوت جدی در رویکردهای ایدئولوژیک با سلف خود ژنرال قمر باجوا، از سال ۲۰۲۲ تاکنون همچون وی تلاش نموده تا از تمرکز صرف بر نقش‌آفرینی امنیتی عبور نموده و توسعه ژئواکونومیک را به عنوان پیشران ثبات و بهبود در پاکستان دنبال نماید. وی همزمان کوشیده تا از معمای راهبردی انتخاب میان چین و ایالات متحده اجتناب نماید و از این رقابت تا حد ممکن ریسک‌زدایی کند. روابط پاکستان با ایالات متحده در سال‌های اخیر کمرنگ‌تر شده و علاوه بر نارضایتی‌های رسوب‌کرده از سال‌های جنگ افغانستان، آمریکایی‌ها به شکلی عامدانه و به منظور مهار چین به هند نزدیک‌تر شدند و پاکستان را به حاشیه رانده‌اند. با این وجود، پاکستان هیچگاه خود را در تعارض مستقیم با ایالات متحده قرار نداد و تلاش نمود پیوندهای موجود را -بالاخص در حوزه‌های ضدتروریسم، تعمیر و نگهداری تسلیحات قدیمی و تجارت دوجانبه- حفظ نماید.

🔸پیش از بازگشت ترامپ به قدرت، به نظر می‌رسید که پاکستان یکی از قربانیان اصلی فشارهای چین‌ستیزانه ایالات متحده در عرصه بین‌الملل باشد و در جریان رقابت‌های انتخاباتی، اظهارات ترامپ درباره پاکستان تند، منفی و حساسیت برانگیز بود. با این وجود و علیرغم بدبینی‌های اولیه، تعامل پاکستان با ایالات متحده در دوره ترامپ در حال افزایش است. باید توجه داشت که پاکستان، و در راس آن ژنرال منیر، با تمرکز بر جلب نظر دونالد ترامپ به طرق مختلف، نقش فعالی در این افزایش ایفا کرده‌اند. به عنوان مثال، سرویس امنیتی پاکستان درست در بدو ورود ترامپ به کاخ سفید اقدام به دستگیری و استرداد «عاصم مالک» از مظنونین حمله به فرودگاه کابل نمود. در جریان جنگ چهار روزه نیز، برخلاف موضع هند مبنی بر عدم میانجی‌گری طرف‌های ثالث، مقامات مختلف پاکستانی از نقش برجسته ترامپ در برقراری صلح تقدیر نمودند و حتی به صورت رسمی، وی را به عنوان نامزد پاکستان برای جایزه صلح نوبل معرفی نمودند.

🔸در این راستا، نباید از ابتکارات اقتصادی و مالی پاکستان برای تقویت پیوندهای خود با ایالات متحده چشم پوشید. مذاکره و انعقاد توافق تجاری برای حل و فصل تعرفه‌های وضع شده از سوی ترامپ علیه پاکستان یکی از اقدامات مهمی بود که توسط پاکستان در ماه‌های اخیر انجام پذیرفت. علاوه بر این، پاکستانی‌ها ایالات متحده را به سرمایه‌گذاری در معادن دست نخورده بلوچستان و استخراج میادین نفتی این ایالت دعوت نموده‌اند. در کنار این موارد، ارتباطی حساب شده و هدفمند با یک شرکت خصوصی فعال در حوزه هوش مصنوعی متعلق به نزدیکان ترامپ (فرزند استیو ویتکاف) توسط پاکستانی‌ها برقرار شده که نمودی از تلاش پاکستان برای استفاده از پیوندهای شخصی برای توسعه روابط است. در این میان، گفته می‌شود که پاکستان به بازیابی نقش سیاسی خود برای ایالات متحده نیز امیدوار است و مایل است نقشی مشابه دهه ۷۰ میلادی میان ایالات متحده و سایر بازیگران -چین و ایران- بازی کند.

به نظر می‌رسد که پاکستانی‌ها الگوی سیاست‌ورزی ترامپ در دوره دوم را همچون فرصتی برای بازتعریف جایگاه خود نزد آمریکایی‌ها ادراک کرده اند و تحرکات اخیر عاصم منیر و سایر مقامات پاکستان نشان دهنده تمرکز بر همین هدف است. علاوه بر انعقاد توافق تجاری، ایالات متحده به تازگی «ارتش آزادیبخش بلوچ» و «بریگارد مجید» را به لیست گروه‌های تروریستی اضافه نموده که امتیاز مهمی برای پاکستان به حساب می‌رود. با این وجود، هیچ قطعیتی در کار نیست و ممکن است این الگوی جدید تعامل با پاکستان، برای ترامپ یک تاکتیک مذاکراتی و اهرم فشار بر هند باشد و با تحقق امتیازات مطلوب آمریکا در پرونده هند، پاکستان دوباره به حاشیه رانده شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/567
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍102😁2👎1
🔵دولت رمزارز؛ خسارت بمب ساعتی ارزهای دیجیتال فاجعه‌بار خواهد بود!
◾️ژاکوبن

#اکوتهران
#رمزارز #آمریکا

🔸کمتر بازاری همچون بازار رمزارزها ماهیت سفته‌بازانه دارد و تجربه سقوط سال ۲۰۲۲، بیش از ۲ تریلیون دلار از این بازار در عمل محو شد. با این وجود، بازار رمزارزها اکنون کاملا احیا شده و به بالاترین رکوردهای خود دست یافته است. حالا، دولت آمریکا نیز کاملا به این بازار پیوسته است و قصد دارد با همه ابزارهای موجود مبادله آن را تبلیغ نماید. در یک مصاحبه بالنسبه مفصل با نشریه ژاکوبن، «راما واسودوان» روندی را تشریح نموده که در آن رمزارزها از یک ابزار فرعی در وال‌استریت به یک پروژه سیاسی تریلیون دلاری مبدل شده و قواعد مالیه، تنظیم‌گری و حتی ژئوپلیتیک را متحول می‌سازند.

💢انفجار رمزارز در ۲۰۲۴

🔹قیمت بیت‌کوین برخلاف سقوط تاریخی به ۱۶ هزار دلار در سال ۲۰۲۲، در سال ۲۰۲۴ ظرف سه ماه از ۴۰ هزار دلار به ۶۰ هزار دلار و در دسامبر به بالاتر از یکصدهزار دلار رسید که بخشی از این رشد، ناشی از صدور مجوز تشکیل صندوق‌های قابل معامله (ETF) از بیتکوین و اتریوم توسط اداره کل اوراق بهادار دولت آمریکا است. در حال حاضر اندازه بازار رمزارز ایالات متحده حدود ۲.۸ تریلیون دلار است که قریب به ۶۰ درصد آن مربوط به بیتکوین است. اداره کل اوراق بهادار دولت آمریکا که در زمان زعامت «گری گنسلر» در خصوص رمزارز با رویکردی بدبینانه داشت، به یکباره در دوره جدید تغییر رویه داد و منجر به جلب سرمایه‌گذاری نهادی در رمزارزها و عدم پیگیری پرونده‌هایی مانند کوین‌بیس و کراکن گردید. بنگاه‌های مالیه سنتی اکنون به شکلی فزاینده به رمزارز روی آورده‌اند و صندوق‌های بازنشستگی همچون ویسکانسن و میشیگان در حال حاضر بیت‌کوین نگهداری می‌کنند. در مقام مقایسه بد نیست توجه شود که ارزش مجموع چهار بانک بزرگ آمریکا -جی‌پی مورگان، بانک آمریکا، ولز فارگو و سیتی‌گروپ- در ابتدای ۲۰۲۵ به ۱.۵ تریلیون دلار رسید.

💢انقلاب رمزارز ترامپ

🔹دولت جدید ایالات متحده در حال پهن‌کردن فرش قرمز برای بازار رمزارز است. از میان برداشتن قوانین و اقدامات تنظیم‌گرانه، تحت اختیار گرفتن رمزارز توسط بانک‌ها را تسهیل نموده و قانون «GENIUS» امکان انتشار رمزارزهای پایدار را برای شرکت‌های بزرگ فناوری و بنگاه‌های خصوصی فراهم خواهد کرد. الیزابت وارن، نماینده آمریکایی، به درستی در خصوص این قانون تاکید نموده که آمریکا با این قانون به سرمایه‌داران مطرح اجازه می‌دهد که ارز خودشان را -بجز دلار آمریکا- ایجاد کنند. دولت آمریکا بسیاری از پرونده‌های تحقیق و تفحص در فرار مالیاتی یا قواعد تنظیم‌گری را متوقف کردند و در نهایت اینکه با اعلام برنامه ایجاد ذخیره‌ راهبردی بیت‌کوین، در حقیقت با بهره‌گیری از منابع مالیات‌دهندگان یک حصار ایمنی برای نوسانات قیمتی رمزارز ایجاد نموده‌اند.

💢ماشین سیاسی رمزارز

🔹رمزارزها لابیست‌های قدرتمندی نیز در اختیار دارند و تنها در سال ۲۰۲۴، بیش از ۱۳۳ میلیون دلار برای انتخاب سیاستمداران دوستدار رمزارز یا شکست منتقدان، در نقاط مختلف ایالات متحده استفاده شده است. نکته این است که مسئله حمایت از رمزارز منحصر به جمهوری خواهان نیست و نمونه‌هایی مانند کریستن جیلیبرند در حزب دموکرات وجود دارند که با پشتیبانی لابی رمزارز به قدرت رسیده‌اند.

💢رمزارزهای پایدار

🔹رمزارزهای پایدار همچون تتر مبدل به پلی میان مالیه واقعی و بازار رمزارز شده‌اند، هر چند که باید از آنها با عنوان بمب ساعتی یاد نمود. این ارزها، برخلاف نظام سنتی بانکی، هیچ نظارت مشخصی ندارند و موظف به نگهداری ذخایر احتیاطی نشده‌اند. سقوط یک مورد از آنها، می‌تواند منجر به تقاضای فروش شدید در بازار سهام شده و کار را به مداخله بانک مرکزی آمریکا برساند. در نهایت اینکه شرکت‌های بزرگ فناورانه مانند اینستاگرام و ایکس واقعا به دنبال تولید و توسعه ارز خود هستند و بدین ترتیب، پول هم در حال خصوصی‌سازی است.

💢جمع‌بندی

به نظر می‌رسد که دولت جدید ایالات متحده به دنبال راه اندازی رمزارزهای پایدار (و نه ارزهای دیجیتال متکی بر بانک‌های مرکزی همچون بایدن) در راستای حفظ برتری مالی خود است. با این وجود، ریسک‌های بسیاری در این بازار وجود دارد. رویکرد محافظت‌شده چینی‌ها به بازار رمزارز با رویکرد سهل‌گیرانه نوظهور در آمریکا به رمزارز یکسر متفاوت است و نمونه‌هایی همچون ارز نمادین خاویر میلی و رسوایی‌های ناشی از آن نشان می‌دهد که بستر رمزارز در عرصه سیاسی ظرفیت بسیاری برای بحران‌آفرینی خواهد داشت.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/568
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👏21👎1
🌐چین در آستانه از دست دادن کانال پاناما

#تحلیل_کوتاه
#چین #پاناما
#آمریکا

🔹از زمان آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، پاناما به محور سیاست مهار چین در آمریکای لاتین شده است. ترامپ در همان ابتدا کانال پاناما را «دارایی ملی حیاتی برای ایالات متحده» خواند و امکان اقدام نظامی برای تصاحب آن را رد نکرد. در نهایت فشارهای ترامپ و سپس پیت هگزت، وزیر دفاع منجر شد که پاناما با مطالبات آمریکا موافقت کرده و از ابتکار کمربند-جاده خارج شود. اکنون اگرچه به نظر می‌رسد چین تلاش می‌کند تا نفوذ خود را بر کانال حفظ کند، اما احتمال شکست این تلاش‌ها پایین نیست.

🔸در راستای به‌دست‌گیری کنترل کانال پاناما، شرکت چندملیتی آمریکایی بلک‌راک با حمایت ترامپ، رهبری کنسرسیومی را برای خرید ۹۰٪ سهام دو بندر بالبوآ و کریستوبال در کانال بر عهده گرفت. این بخشی از معامله گسترده‌ بلک‌راک با سی‌کِی هاچیسون -هلدینگ هنگ‌کنگی که از طریق یک شرکت تابعه اداره کانال را بر عهده دارد- بود تا با مبلغی به ارزش ۲۲.۸ میلیارد دلار ۴۳ بندر متعلق به هلدینگ را در ۲۳ کشور خریداری کند. این معامله در صورتی نهایی‌شدن به معنای پایان نفوذ چین بر کانال پاناما خواهد بود.

🔸با این حال، این پایان ماجرا نبود. رسانه‌های دولتی چین انتقادات متعددی را به روند موجود و خروج چین از این کانال بیان کردند. بنابر برخی گزارش‌ها، چین انعقاد توافق را مشروط بر این کرد که کنسرسیوم مذکور، شامل شرکت کشتیرانی چینی کاسکو -که تحت مالکیت دولتی است- شود و حتی این شرکت حق وتو در تصمیمات کنسرسیوم برای کانال داشته باشد. در غیر این صورت، چین اجازه نخواهد داد که معامله‌ای میان بلک‌راک و هاچیسون صورت گیرد. علت اصلی این تهدید از سمت چین، حفظ حضور مؤثرش در کانال پاناما بود.

🔸حال، شکایت دفتر حسابرس کل پاناما علیه مقاماتی که توافق با هاچیسون را در سال ۲۰۲۱ تمدید کرده بودند، موضوع جدیدی است که بر پیچیدگی مسئله کانال افزوده است. حسابرس کل در این شکایت ادعا کرد که فرآیند تمدید توافق با نقض قوانین پاناما همراه بوده و مغایر با قانون اساسی کشور است. مشخص نیست که دیوان عالی پاناما چه تصمیمی در خصوص این شکایت می‌گیرد، اما اگر توافق را لغو کند، به این معنا است که هاچیسون مجبور خواهد بود برای کنترل مجدد کانال و عقد قرارداد با دولت پاناما در کنار دیگر شرکت‌ها رقابت کند. این با توجه به معادلات سیاسی کنونی میان آمریکا و پاناما به معنای از دست دادن کانال و ورود بلک‌راک -یا دیگر شرکت‌های آمریکایی- خواهد بود.

🔸اگرچه در ظاهر، این شکایت حقوقی و تصمیم احتمالی دیوان عالی نمایانگر استقلال پاناما است، اما در حقیقت بخشی از تلاش آمریکا برای کنترل کانال را نشان می‌دهد. در حقیقت، پاناما یک نمونه از کشورهای ضعیف و کوچک آمریکای لاتین است که برخلاف کشورهایی نظیر برزیل و مکزیک فاقد هرگونه توانایی برای مقاومت و حفظ استقلال خود در برابر آمریکا و ایجاد توازنی نسبی میان شرق و غرب هستند. به عبارت دیگر، قدرت بازیگری پاناما برای حفظ تعادل میان آمریکا و چین بسیار محدود است.

🔸آغاز مجدد نفوذ آمریکا بر کانال پاناما، پیوستی امنیتی نیز دارد. در آوریل ۲۰۲۵، آمریکا با پاناما یک تفاهم‌نامه همکاری امنیتی امضا کرد که شامل «آموزش حرفه‌ای» نیروهای امنیتی پاناما توسط ارتش آمریکا و ظرفیت‌سازی برای این نیروها جهت حفظ امنیت «عملیات بی‌طرفانه کانال پاناما» می‌شد. این وضعیت در حالی است که چین تنها در کشورهای خاصی نظیر کوبا و نیکاراگوئه فعالیت‌های امنیتی و نظامی برجسته‌ای انجام داده و در باقی کشورها صرفاً روابط گسترده تجاری را اولویت قرار می‌دهد. در این شرایط، کشورهای ضعیفی همچون پاناما در برابر تهدیدات نظامی و امنیتی ترامپ ناچار به تسلیم و همراهی با واشنگتن هستند. نگرانی پاناما باتوجه به تجربه تاریخی نقض حاکمیت این کشور توسط آمریکا دو چندان می‌شود.

در صورتی که بلک‌راک موفق به کسب اداره کانال پاناما شود، موفقیت کمی برای ترامپ در رقابت جهانی میان آمریکا و چین نخواهد بود؛ چراکه ضربه مهمی به نفوذ چین در آمریکای لاتین محسوب می‌شود. با این حال، این موفقیت را باید ذیل دو پرسش کلان بررسی کرد: آمریکا چه برنامه‌ای برای تجارت گسترده چین با دیگر کشورهای آمریکای لاتین دارد؟ و آمریکا با همکاری‌های نظامی و امنیتی عمیق این کشور با برخی کشورهای کارائیب نظیر کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا چه خواهد کرد؟ ترامپ تاکنون نه تنها نتوانسته کشورهای منطقه را از چین دور کند، بلکه با جنگ تعرفه‌ای ممکن است آن‌ها را به یکدیگر نزدیک کند. دیگر کشورها همچون پاناما رفتار نخواهند کرد و ترامپ نیازمند برنامه دیگری برای تمامی آمریکای لاتین است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/569
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
👍5👎43