♦️خاورمیانه نوین؛ تغییر سطحی یا تحولی بنیادین
◾️رویة الاخبارية-مصر
📝 شروق صبري
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔸 تحولات پس از اکتبر ۲۰۲۳ بارها این پرسش را برانگیخته که آیا «خاورمیانهای جدید» شکلگرفته است؟ پس از جنگ ۱۹۶۷، پیمان صلح مصر و اسرائیل، پیمان اسلو و بهار عربی، امیدهای مشابهی مطرح شد، اما مناقشات حلنشده با ظاهری جدید تکرار شدند. امروز نیز تحولات اخیر، بیش از آنکه تغییر بنیادین باشند، بازتاب همان بحرانهای ریشهدارند که ساختارهای قدرت و اختلافات تاریخی را تداوم میبخشند.
💢تحولات چشمگیر از ۷ اکتبر ۲۰۲۳
🔹 مجله فارن پالیسی در گزارشی برجستهترین ویژگی مرحله فعلی را کاهش قابلتوجه قدرتمحور مقاومت میداند. پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل با حمایت آمریکا حملات گستردهای علیه این محور آغاز کرد. حماس ضربات سنگینی خورد؛ اما نابود نشد. حزبالله بسیاری از فرماندهانش را از دست داد؛ نظام سابق سوریه در برابر بمباران مداوم اسرائیل ناتوان شد (و سقوط کرد) و حتی حوثیها علیرغم ادامه حملات خود در دریای سرخ، در معرض حملات هوایی اسرائیل قرار گرفتهاند. ایران نیز با یک عملیات مشترک هوایی اسرائیل و آمریکا مواجه شد که تأسیسات هستهای آن را هدف گرفت و جایگاه منطقهای آن را تضعیف کرد.
💢تحول موازنه قدرت در جهان عربی
🔹منطقه شاهد انتقال کانون ثقل عربی به عربستان و کشورهای خلیجفارس است. عربستان و امارات با تنوع اقتصادی و گسترش دیپلماتیک در حال تبدیلشدن به بازیگران کلیدی هستند و ممکن است نقش واسطهگری منطقهای را بر عهده بگیرند، هرچند انگیزه اصلی آنها حفظ منافع خود است.
💢نقش قدرتهای خارجی
🔹 نفوذ روسیه در خاورمیانه به دلیل شکست در حمایت از سوریه و درگیری در اوکراین کاهشیافته است. مسکو نهتنها نتوانست از متحدانش مانند اسد و ایران بهطور مؤثر پشتیبانی کند، بلکه حضور آن کمرنگ شده و فضایی برای قدرتهای دیگر ایجاد کرده تا جای خالی آن را پر کنند.
🔹دولت ترامپ گام بیسابقهای با مشارکت در کمپین اسرائیل علیه تهران برداشت و تهدید کرد که در صورت تلاش ایران برای تولید سلاح هستهای، حملات ادامه خواهد یافت. این اتحاد نظامی مستقیم پس از سالها فشار از سوی نتانیاهو و لابیهای طرفدار اسرائیل در آمریکا شکل گرفت.
💢کاهش حمایت جهانی از اسرائیل
🔹بمباران وحشیانه غزه شکافی بیسابقه در تصویر اسرائیل در افکار عمومی آمریکا و جهان ایجاد کرد. نظرسنجیها نشان میدهد ۶۰٪ آمریکاییها با جنگ غزه مخالفاند و ۵۳٪ نگرش منفی نسبت به اسرائیل دارند. حتی دو حزب دموکرات و جمهوریخواه نیز در حمایت از اسرائیل دچار اختلاف شدهاند.
🔹این روند در سطح جهانی نیز تکرار شده است. نظرسنجی مرکز «پیو» نشان میدهد که از میان ۲۴ کشور مورد مطالعه ۲۰ کشور، اکثریت مردم آنها دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند. برخی دولتهای غربی مانند فرانسه، بریتانیا، کانادا و استرالیا نیز اعلام کردهاند که قصد دارند کشور فلسطین را به رسمیت بشناسند. این تحولات میتواند امکان استفاده آمریکا از نفوذش را برای وادار کردن اسرائیل به توقف جنگ غزه و جلوگیری از الحاق کرانة باختری در قالب پروژهی «اسرائیل بزرگ» فراهم آورد.
💢تداوم ریشههای عمیق مناقشه
🔹باوجود این تغییرات ظاهری، عوامل اساسی که خاورمیانه را به صحنهای از درگیریهای طولانی تبدیل کردهاند، هنوز پابرجا هستند. عواملی نظیر اختلافات مذهبی و قومی، منازعات مرزی، و ناتوانی در ایجاد حکومتهایی که بتوانند تنوع را مدیریت و حقوق همه را تضمین کنند. شاید برخی بازیگران عوض یا تضعیف گردیدهاند، اما ریشه اصلی تنشها بدون تغییر مانده است.
🔹هر بار با یک تحول بزرگ یا بحران جدید، بهسادگی میتوان از «خاورمیانه جدید» حرف زد، اما تاریخ معاصر ثابت کرده که بیشتر این تغییرات سطحی هستند، مگر اینکه ساختارهای عمیقِ تغذیهکننده درگیریها، دگرگون شوند.
💢خاورمیانه امروز
🔹درست است که اسرائیل رقبای خود در محور مقاومت را تضعیف کرده و نفوذ منطقهای عربستان و امارات ارتقا یافته است و از سوی دیگر روسیه از مواضع خود کوتاه آمده و وجهه بینالمللی اسرائیل نیز رو به افول است؛ اما هیچیک از این تحولات، معادلات اساسی منطقه را دگرگون نکرده است.
✅ خاورمیانه امروز اگرچه در نگاه اول ممکن است با دهههای پیشین متفاوت به نظر برسد، اما روند جاری نشاندهنده نسخهای تعدیلشده از «خاورمیانه قدیم» است، نه چیزی فراتر از آن. تحولات اخیر اگرچه حائز اهمیت هستند، اما برای اعلام شکلگیری یک نظم جدید منطقهای کافی نیستند، مگر آنکه قواعد عمیق و ریشهداری که دهههاست بر این منطقه حاکم بودهاند، دستخوش دگرگونی اساسی شوند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/556
📲 http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️رویة الاخبارية-مصر
📝 شروق صبري
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔸 تحولات پس از اکتبر ۲۰۲۳ بارها این پرسش را برانگیخته که آیا «خاورمیانهای جدید» شکلگرفته است؟ پس از جنگ ۱۹۶۷، پیمان صلح مصر و اسرائیل، پیمان اسلو و بهار عربی، امیدهای مشابهی مطرح شد، اما مناقشات حلنشده با ظاهری جدید تکرار شدند. امروز نیز تحولات اخیر، بیش از آنکه تغییر بنیادین باشند، بازتاب همان بحرانهای ریشهدارند که ساختارهای قدرت و اختلافات تاریخی را تداوم میبخشند.
💢تحولات چشمگیر از ۷ اکتبر ۲۰۲۳
🔹 مجله فارن پالیسی در گزارشی برجستهترین ویژگی مرحله فعلی را کاهش قابلتوجه قدرتمحور مقاومت میداند. پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل با حمایت آمریکا حملات گستردهای علیه این محور آغاز کرد. حماس ضربات سنگینی خورد؛ اما نابود نشد. حزبالله بسیاری از فرماندهانش را از دست داد؛ نظام سابق سوریه در برابر بمباران مداوم اسرائیل ناتوان شد (و سقوط کرد) و حتی حوثیها علیرغم ادامه حملات خود در دریای سرخ، در معرض حملات هوایی اسرائیل قرار گرفتهاند. ایران نیز با یک عملیات مشترک هوایی اسرائیل و آمریکا مواجه شد که تأسیسات هستهای آن را هدف گرفت و جایگاه منطقهای آن را تضعیف کرد.
💢تحول موازنه قدرت در جهان عربی
🔹منطقه شاهد انتقال کانون ثقل عربی به عربستان و کشورهای خلیجفارس است. عربستان و امارات با تنوع اقتصادی و گسترش دیپلماتیک در حال تبدیلشدن به بازیگران کلیدی هستند و ممکن است نقش واسطهگری منطقهای را بر عهده بگیرند، هرچند انگیزه اصلی آنها حفظ منافع خود است.
💢نقش قدرتهای خارجی
🔹 نفوذ روسیه در خاورمیانه به دلیل شکست در حمایت از سوریه و درگیری در اوکراین کاهشیافته است. مسکو نهتنها نتوانست از متحدانش مانند اسد و ایران بهطور مؤثر پشتیبانی کند، بلکه حضور آن کمرنگ شده و فضایی برای قدرتهای دیگر ایجاد کرده تا جای خالی آن را پر کنند.
🔹دولت ترامپ گام بیسابقهای با مشارکت در کمپین اسرائیل علیه تهران برداشت و تهدید کرد که در صورت تلاش ایران برای تولید سلاح هستهای، حملات ادامه خواهد یافت. این اتحاد نظامی مستقیم پس از سالها فشار از سوی نتانیاهو و لابیهای طرفدار اسرائیل در آمریکا شکل گرفت.
💢کاهش حمایت جهانی از اسرائیل
🔹بمباران وحشیانه غزه شکافی بیسابقه در تصویر اسرائیل در افکار عمومی آمریکا و جهان ایجاد کرد. نظرسنجیها نشان میدهد ۶۰٪ آمریکاییها با جنگ غزه مخالفاند و ۵۳٪ نگرش منفی نسبت به اسرائیل دارند. حتی دو حزب دموکرات و جمهوریخواه نیز در حمایت از اسرائیل دچار اختلاف شدهاند.
🔹این روند در سطح جهانی نیز تکرار شده است. نظرسنجی مرکز «پیو» نشان میدهد که از میان ۲۴ کشور مورد مطالعه ۲۰ کشور، اکثریت مردم آنها دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند. برخی دولتهای غربی مانند فرانسه، بریتانیا، کانادا و استرالیا نیز اعلام کردهاند که قصد دارند کشور فلسطین را به رسمیت بشناسند. این تحولات میتواند امکان استفاده آمریکا از نفوذش را برای وادار کردن اسرائیل به توقف جنگ غزه و جلوگیری از الحاق کرانة باختری در قالب پروژهی «اسرائیل بزرگ» فراهم آورد.
💢تداوم ریشههای عمیق مناقشه
🔹باوجود این تغییرات ظاهری، عوامل اساسی که خاورمیانه را به صحنهای از درگیریهای طولانی تبدیل کردهاند، هنوز پابرجا هستند. عواملی نظیر اختلافات مذهبی و قومی، منازعات مرزی، و ناتوانی در ایجاد حکومتهایی که بتوانند تنوع را مدیریت و حقوق همه را تضمین کنند. شاید برخی بازیگران عوض یا تضعیف گردیدهاند، اما ریشه اصلی تنشها بدون تغییر مانده است.
🔹هر بار با یک تحول بزرگ یا بحران جدید، بهسادگی میتوان از «خاورمیانه جدید» حرف زد، اما تاریخ معاصر ثابت کرده که بیشتر این تغییرات سطحی هستند، مگر اینکه ساختارهای عمیقِ تغذیهکننده درگیریها، دگرگون شوند.
💢خاورمیانه امروز
🔹درست است که اسرائیل رقبای خود در محور مقاومت را تضعیف کرده و نفوذ منطقهای عربستان و امارات ارتقا یافته است و از سوی دیگر روسیه از مواضع خود کوتاه آمده و وجهه بینالمللی اسرائیل نیز رو به افول است؛ اما هیچیک از این تحولات، معادلات اساسی منطقه را دگرگون نکرده است.
🌐https://institutetehran.com/art/556
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤3👎2👏1
#تحلیل_کوتاه
#اروپا
📝علی محبی
🔹در تاریخ ۱۸ ژوئیه/۲۷ تیر اتحادیه اروپا هجدهمین بسته تحریمی خود علیه روسیه را تصویب کرد. طبق اظهارات رئیس کمیسیون اروپا، این بسته از جمله قویترین اقدامات تحریمی اتخاذشده علیه مسکو است. هدف آن، علاوه بر مقابله با «ناوگان سایه» و شبکههای دورزننده تحریمها، کاهش قیمت نفت و در نتیجه کاهش درآمدهای نفتی روسیه عنوان شده است. با این حال، تردیدهایی درباره میزان اثربخشی این بسته و نیز پیامدهای بالقوه آن بر اقتصاد اروپا وجود دارد که در ادامه به آن پرداخته میشود.
💢مفاد و اهداف اصلی
🔸این بسته تحریمی با هدف کاهش درآمدهای نفتی و گازی روسیه، تضعیف صنایع نظامی و بانکهای این کشور، و جلوگیری از دور زدن تحریمها طراحی شده است. بر همین اساس، اتحادیه اروپا تحریمهایی را علیه ۹۱ نهاد، ۱۴ فرد و ۱۰۴ کشتی جدید اعمال کرده و هرگونه همکاری با تمام بانکهای روسی و استفاده از خطوط لوله نورد استریم ۱ و ۲ را ممنوع اعلام کرده است. همچنین کاهش سقف قیمت نفت خام صادراتی روسیه از ۶۰ دلار به ۴۷.۶ دلار نیز در دستور کار قرار گرفته است.
💢شکاف بین هدفگذاری و واقعیت
🔸با وجود تأکید مقامات اروپایی بر قدرتمندی این بسته تحریمی، بررسی جزئیات آن نشان میدهد که تردیدهای جدی در مورد اثربخشی واقعی آن وجود دارد. اتحادیه اروپا از سال ۲۰۲۳ تا آوریل ۲۰۲۵ چهارمین واردکننده گاز و نفت روسیه بوده و کشورهایی چون بلژیک، فرانسه و اسپانیا همچنان از مشتریان اصلی انرژی روسیه به شمار میآیند. تنها در سال ۲۰۲۴، اتحادیه اروپا حدود ۲۱ میلیارد دلار واردات انرژی از روسیه داشته که حتی سه میلیارد دلار بیشتر از مجموع کمکهای مالی این اتحادیه به اوکراین بوده است. این ارقام نشان میدهد که اتحادیه اروپا نه توان اقتصادی و نه اراده سیاسی لازم برای قطع کامل واردات انرژی از روسیه را دارد. بنابراین، بستههای تحریمی عملاً مانعی جدی بر سر راه تداوم این واردات ایجاد نمیکنند و صرفاً مسیر آن را دشوارتر میسازند.
🔸در حقیقت، ناکارآمدی تحریمها بیش از آنکه ناشی از ناتوانی در شناسایی دورزنندگان باشد، ریشه در وابستگی ساختاری اروپا به انرژی روسیه و همچنین فشار برخی کشورها مانند مجارستان و اسلواکی برای حفظ روابط با روسیه دارد.
🔸از سوی دیگر، اجرای کامل برخی مفاد این بسته، بهویژه در زمینه کنترل قیمت نفت و ردیابی ناوگان تحریمی، بدون همکاری ایالات متحده آمریکا عملاً غیرممکن است. اگرچه نشانههایی از همسویی اخیر آمریکا با رویکرد سختگیرانهتر نسبت به روسیه مشاهده شده، اما وابستگی اروپا به همراهی واشینگتن همچنان یکی از نقاط ضعف اساسی این بسته تحریمی محسوب میشود.
💢پیامدهای اقتصادی و راهبردی برای اروپا
🔸تحریمهای جدید احتمالاً صادرات انرژی روسیه به اروپا را دشوارتر میکنند، اما به طور کامل متوقف نخواهند ساخت. از سوی دیگر، لغو یا نقض قراردادهای جاری با شرکتهای نفت و گاز به دلیل تحریمها، ممکن است در آینده منجر به پرداخت غرامتهایی به نفع روسیه شود. افزایش هزینه تأمین انرژی نیز فشار مضاعفی بر صنایع و شرکتهای اروپایی وارد خواهد کرد. کاهش واردات انرژی از روسیه همچنین به معنای افزایش وابستگی به منابع جایگزین از آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس است؛ مسئلهای که با اهداف بلندمدت اروپا برای استقلال سیاسی و اقتصادی در تضاد قرار دارد. در نتیجه، این روند میتواند اروپا را بیش از پیش به آمریکا وابسته سازد.
💢جمعبندی
🔸بسته تحریمی اخیر اتحادیه اروپا، در ظاهر گامی فراتر از بستههای پیشین در جهت محدودسازی درآمدهای نفتی روسیه است، اما در عمل همچنان از همان محدودیتها رنج میبرد. عدم وجود اراده سیاسی جدی برای قطع کامل واردات انرژی از روسیه و نیاز به همراهی آمریکا برای اجرای کامل آن، دو ضعف اصلی این بسته محسوب میشوند.
✅بهطور کلی، انتظار میرود این بسته نیز مانند بستههای پیشین اثرگذاری محدودی بر اقتصاد روسیه داشته باشد و حتی در مقابل، موجب تشدید چالشهای اقتصادی برای اروپا بهویژه در حوزه انرژی شود.
🌐https://institutetehran.com/art/557
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤1👎1👏1
💢 فراخوان جذب پژوهشگر 💢
🔹 اندیشکده تهران در نظر دارد از میان دانشجویان و دانشآموختگان رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات منطقهای در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، پژوهشگر متخصص در دو حوزه چین و شرق آسیا و روسیه و قفقاز جذب نماید.
🔸 شرایط و الزامات:
- آقایان کمتر از ۳۰ سال
- تسلط بر زبان انگلیسی (آشنایی با زبان چینی و روسی امتیاز خواهد داشت)
- همکاری به صورت ساعتی و پارهوقت خواهد بود.
🔴 علاقمندان جهت همکاری، رزومه کامل آموزشی، علمی و پژوهشی عکسدار خود را (شامل تمامی مقاطع تحصیلی، محل زندگی، مقالات و کتب چاپ شده، شماره تماس، وضعیت تأهل و آدرس) به نشانی زیر ارسال نمایند.
🌐 آیدی تلگرام:
@Institutetehran_admin
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🔹 اندیشکده تهران در نظر دارد از میان دانشجویان و دانشآموختگان رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات منطقهای در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، پژوهشگر متخصص در دو حوزه چین و شرق آسیا و روسیه و قفقاز جذب نماید.
🔸 شرایط و الزامات:
- آقایان کمتر از ۳۰ سال
- تسلط بر زبان انگلیسی (آشنایی با زبان چینی و روسی امتیاز خواهد داشت)
- همکاری به صورت ساعتی و پارهوقت خواهد بود.
🔴 علاقمندان جهت همکاری، رزومه کامل آموزشی، علمی و پژوهشی عکسدار خود را (شامل تمامی مقاطع تحصیلی، محل زندگی، مقالات و کتب چاپ شده، شماره تماس، وضعیت تأهل و آدرس) به نشانی زیر ارسال نمایند.
🌐 آیدی تلگرام:
@Institutetehran_admin
🌐https://institutetehran.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤6👎4😁1👌1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
📝محمدعلی حسننیا
🔹۵ اوت کابینه لبنان به ریاست جوزف عون و نواف سلام طرحی را تصویب کرد که باید حزب الله لبنان خلع سلاح شود و ارتش این کشور طرحی در چهار مرحله در ۱۲۰ روز طراحی کند که این مهم صورت گیرد.
🔸گفته شده که عون خواستار تعویق جلسه بوده اما نواف سلام این موضوع را به عقب نینداخته و بلافاصله بعد از جلسه بیانیه مصوب طرح را می خواند. او تحت تاثیر وزرای کتائب و قوات اللبنانیه قرار دارد که اگر طرح تصویب نشود کابینه را ساقط می کنند.
🔸این موضوع با مخالفت شدید حزب الله و جنبش امل روبرو شد و وزرای این دوگان شیعی از جلسه کابینه خارج شدند، البته این خروج به معنای حق وتو نیست و تاثیری بر تصویب طرح نداشت.
🔸چند سناریو برای پاسخ حزب الله و جنبش امل به این خواسته وجود دارد که ممکن است برخی شدید و بعضی دیگر ملایم باشد:
1️⃣حزب الله و امل در حال بررسی خروج از کابینه نواف سلام هستند که شامل ۵ وزیر از این دوگان شیعی است و امکان دارد آنها به اپوزیسیون جریان آزاد مسیحی به رهبری جبران باسیل ملحق شوند.
2️⃣ یکی از گزینه های دیگر سقوط کابینه از طریق در دستور کار قرار دادن دوباره روند رای اعتماد به کابینه نواف سلام است. طبق قانون اساسی لبنان اگر این کابینه نتواند دوسوم آرا را مجدد کسب کند به حالت تعلیق موقت درمیآید و تا انتخابات سال ۲۰۲۶ پارلمانی حق تصویب طرحی را بدون اجازه مجلس نخواهد داشت.
3️⃣جواب شدیدتر حزب الله و امل این است که «بسیج مردمی» را فعال کنند و مانند روزهای ۵ مارس سال ۲۰۰۵ به خیابان ها آمده در حمایت از سلاح مقاومت راهپیمایی کنند. این موضوع با تحصن، تجمع، اعتصاب و نبرد سیاسی خیابانی همراه می شود و امکان دارد کل لبنان را به تعمیق جدی بحران فرو ببرد و عملاً به سقوط سیاسی منجر شود.
4️⃣بدترین سناریو برای لبنان مشابه سال ۲۰۰۸ میلادی است که دولت فواد سینیوره به سمت تعطیلی مراکز مخابراتی حزب الله و تغییر مدیر فرودگاه بیروت قدم برداشت و در یک درگیری تمام عیار خیابانی سه روزه بیروت به تصرف حزب الله درآمد و کابینه مجبور به فرار از بیروت شد و بعد از جلساتی در دوحه قطر کابینه وفاق ملی تشکیل شد و نیروهای اپوزیسیون دارای حق وتو شدند.
🔸این موضوع می تواند در لبنان فعلی تکرار شود و اگر اسرائیل بخواهد دوباره به لبنان حمله کند این سناریو برای این کشور خطرناک ترین موضوع خواهد بود. به همین دلیل برخی از لبنانی ها نزدیک به جوزف عون رئیس جمهور لبنان اعتقاد دارند باید موضوع خلع سلاح قدم به قدم و آرام باشد. به این گونه که حزب الله موشک و پهپادها را تحویل دهد و سلاح های سبک را نزد خود برای امنیت شیعیان نگه دارد که البته تیم نواف سلام و مسیحیان تندرو این موضوع را رد کردند!
🌐https://institutetehran.com/art/558
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍16❤3👎3
#مقاله_تحلیلی
#انرژی #چین
🔹رشد تقاضای برق در کنار سرمایهگذاری ناکافی در تولید، منجر به شکاف 20 هزار مگاواتی میان تولید و مصرف در کشور شده است. خاموشیهای خانگی و صنعتی پیامدهای گستردهای از جمله نارضایتی اجتماعی و همچنین خسارت سالانه تا ۲۰ میلیارد دلاری داشته است.
🔸در پاسخ به بحران فزاینده کسری برق، دولت چهاردهم هدفگذاری برای احداث ۳۰ هزار مگاوات ظرفیت جدید نیروگاهی تا پایان دولت اعلام نمود. با این حال، بررسی روندهای اجرایی نشان میدهد تحقق آن با موانع جدی مواجه است.
💢 کمبود منابع مالی و ضعف در سرمایهگذاری
🔸باتوجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها و کمبود منابع، دولت با چالش جدی در تأمین مالی مواجه است. احداث یک نیروگاه خورشیدی با ظرفیت ۱۰۰۰ مگاوات، نیازمند سرمایهگذاری ۳۵۰ میلیون دلاری است. بر این اساس، تحقق هدف ۳۰ هزار مگاواتی مستلزم سرمایهگذاری بیش از ۱۲ میلیارد دلاری خواهد بود. هرچند سازوکارهای متنوعی ازجمله مشارکت بخش خصوصی باهمکاری صندوق توسعه ملی، فراهم شدن تسهیلات یوآنی از چین و تهاتر با نفت در این زمینه مورد توجه قرار گرفتهاند اما موانع مختلفی نظیر لزوم تامین وثیقههای سنگین و هزینه بالای زمین، باعث کندی شدید فرآیند اجراشده است.
💢مکانیابی نامناسب و چالشهای اتصال به شبکه
🔸یک مؤلفه کلیدی در احداث نیروگاه خورشیدی، فاصله آن تا شبکه انتقال و ظرفیت شبکه برای دریافت بار جدید است. دسترسی مستقیم یا مجاورت با خطوط انتقال بهطور قابلتوجهی هزینههای زیرساختی را کاهش میدهد اما در بسیاری از موارد، زمینهای اختصاصیافته فاقد اتصال نزدیک به شبکه انتقال هستند. این موضوع سبب تحمیل هزینههای اضافی برای احداث زیرساخت اتصال به شبکه میشود. همچنین زمین نامناسب باعث ضرورت یافتن بتنریزی خواهد شد که میتواند هزینههای اجرا را تا ۳ برابر افزایش دهد. عدم وجود تعداد مکفی پایهکوب نیز باعث تاخیر در احداث نیروگاهها شده است. چنانکه در حال حاضر تنها ۳۰ پایهکوب داریم که هرکدام از آنها طی ۱۵ روز میتواند تنها ۱ مگاوات ظرفیت پایهکوبی کند.
💢مشکلات قراردادهای خرید تضمینی
🔸خرید تضمینی یکی از ابزارهای تشویقی برای توسعه تجدیدپذیرها است. با وجود طراحی اولیه مناسب، این قراردادها در عمل با مشکلات اجرایی مهمی مواجه شدهاند. بزرگترین مشکل نگرانی سرمایهگذاران از عدم پایبندی دولت به تعهدات مالی و تاخیر در پرداخت مطالبات است. از سوی دیگر نوسانات موجود در بازار ارز و ریالی بودن نرخ خرید تضمینی، این نگرانی را ایجاد میکند که با رشد شدید نرخ ارز یا تاخیر در تسویه، توجیهپذیری سرمایهگذاری از بین برود.
💢عدم هماهنگی بین نهادهای سیاستگذار و اجرایی
🔸تداخل وظایف و نبود همکاری میان نهادهای مسئول یکی دیگر از چالشها است. سازمانهای انرژیهای تجدیدپذیر، سرمایهگذاری اقتصادی، حفاظت محیط زیست، برنامه و بودجه و شرکت توانیر هر یک بخشی از فرآیند سیاستگذاری، صدور مجوز، تأمین مالی یا اجرای پروژه را بر عهده دارند. فقدان هماهنگی مؤثر میان این دستگاهها، سرمایهگذاران را با فرآیندهای پیچیده، چندمرحلهای و بعضاً متناقض مواجه میکند.
💢فرصت همکاری با چین
🔸علیرغم اینکه بحران تامین برق چالشهای جدی ایجاد کرده، با گذشت بیش ازیک سال از آغاز دولت چهاردهم تنها ۶۳۶ مگاوات به ظرفیت تجدیدپذیر کشور اضافه شده است. این درحالی است که چین در سال ۲۰۲۴ موفق به نصب بیش از ۲۷۸ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی شده است. عدم تمرکز واقعی بر مساله و گرفتار شدن در فرآیندهای بروکراتیک باعث شده فرصت همکاری با چین که بیش از ۸۰٪ از ظرفیت جهانی تولید سلولهای خورشیدی را در اختیار دارد، نادیده گرفته شود. این موضوع در کنار وجود سازوکارهای تجاری و سرمایهگذاری میان طرفین، این فرصت را مهیا میسازد که بسیار سریعتر ازشرایط فعلی نسبت به حل ناترازی برق اقدام نماید. موضوعی که میتواند یکی از محورهای مذاکراتی اصلی رئیسجمهور محترم در سفر شهریور ماه به چین برای شرکت در نشست سران سازمان همکاری شانگهای باشد.
💢پروژه رئیسجمهور
🔸لازمه این امر اولویت یافتن حل ناترازی برق بعنوان یکی ازمسائل اصلی کشور و ایجاد عزم فراگیر در دستگاهها، بعنوان یکی از پروژههای مورد تاکید رئیسجمهور است چراکه امکان رفع تمامی موانع پیشگفته با ایجاد تمرکز در سطح عالی وجود دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/560
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤7
♦️کاهش ذخایر موشکی آمریکا در پی منازعات یمن و اسرائیل شوکهکننده است!
◼️رسپانسیبل استیتکرفت
📝مایک فردنبرگ
#تهران_ریویو
#آمریکا
🔹از اکتبر ۲۰۲۳، نیروی دریایی آمریکا برای دفاع از اسرائیل مقادیر بیسابقهای از موشکهای دفاع هوایی را مصرف کرده است. این موضوع باعث شد تا دریاسالار جیمز کیلبی، سرپرست عملیات نیروی دریایی، در ژوئن شهادت دهد که رهگیرهای دفاع هوایی شلیکشده از کشتیها، یعنی موشکهای اسام-۳، با «نرخی نگرانکننده» برای دفاع از اسرائیل مصرف میشوند. اما آمریکا واقعاً تا چه حد باید نگران این مسئله باشد؟
💢مجموع موشکهای مصرف شده از اکتبر ۲۰۲۳
🔸نخست، نیروی دریایی گزارشی منتشر کرده که نشان میدهد از اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۴ چه تعداد موشک از نوع استاندارد مصرف شده است. این گزارش برآورد معقولی از تعداد موشکهای استاندارد استفادهشده برای دفاع از کشتیرانی در دریای سرخ در برابر حوثیها در شش ماهه اول سال ۲۰۲۵ ارائه میدهد. در مجموع از اکتبر ۲۰۲۳، ۱۶۸ موشک اسام-۲، ۱۷ موشک اسام-۳ و ۱۱۲ موشک اسام-۶ مصرف شده است.
🔸در همین حال، در سال ۲۰۲۴، اسرائیل دو حمله بزرگ از سوی ایران را تجربه کرد. برآورد میشود در این حملات، در مجموع ۲۴ موشک توسط چهار ناوشکن آرلی بورک برای حمایت از دفاع موشکی بالستیک اسرائیل مصرف شده است. یعنی فرضاً ۱۲ موشک اسام-۳ و ۱۲ موشک اسام-۶.
🔸برای تخمین تعداد موشکهای استاندارد استفادهشده در جنگ ۱۲ روزه نیز به چند فرض منطقی تکیه میکنیم. فرض اصلی این است که اسرائیل در سال ۲۰۲۴ بسیاری از رهگیرهای خود را مصرف کرده بود. به همین دلیل، نیروی دریایی آمریکا تعداد ناوشکنهای آرلی بورک محافظ اسرائیل را از دو فروند در سال ۲۰۲۴ به پنج فروند در سال ۲۰۲۵ افزایش داد.
🔸با در نظر گرفتن ذخیره موشکهای نیروی دریایی به طور تخمینی ۸۰ یا ۱۳۰ موشک اسام-۳ و ۱۵۰ موشک اسام-۶ برای دفاع از اسرائیل شلیک کرده است. همچنین برآورد میشود که این پنج کشتی در مجموع حداقل ۱۰۰ موشک اسام-۲ برای مقابله با موشکهای ایرانی شلیک کرده باشند. بنابراین با احتساب موشکهای مصرفشده برای دفاع از اسرائیل در سال ۲۰۲۴، تخمین میزنیم که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ۱۰۰ موشک اسام-۲، ۱۴۲ موشک اسام-۳ و ۱۶۸ موشک اسام-۶ برای دفاع از اسرائیل استفاده شده است.
🔸با ترکیب این اعداد با برآوردهای مربوط به درگیری دریای سرخ تا ژوئن ۲۰۲۵، میتوان برآورد کرد که در مجموع ۲۶۸ موشک اسام-۲، ۱۵۹ موشک اسام-۳ و ۲۸۰ موشک اسام-۶ از اکتبر ۲۰۲۳ تا پایان ژوئن ۲۰۲۵ در خاورمیانه مصرف شده است.
💢تعداد موشکهای تولید شده از اکتبر ۲۰۲۳
🔸طبق گزارش بنیاد هریتیج، تعداد پایه موشکهای موجود در اکتبر ۲۰۲۳ شامل ۹۱۰۰ موشک اسام-۲، ۴۰۰ موشک اسام-۳ و ۱۵۰۰ موشک اسام-۶ است.
برای تخمین تعداد موشکهای اسام-۲، اسام-۳ و اسام-۶ تولیدشده از اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۵، از دادههای عمومی و کمی تخمین استفاده میکنیم. در مجموع، از اول ژانویه ۲۰۲۴ تا پایان ژوئن ۲۰۲۵، صفر موشک اسام-۲ جدید، ۸۷ موشک اسام-۳ و حدود ۱۸۷ موشک اسام-۶ برای استفاده نیروی دریایی تولید شده است.
🔸با احتساب مصارف در دریای سرخ و اسرائیل، ممکن است شاهد کاهش ۳ درصدی در ذخایر اسام-۲، کاهش ۳۳ درصدی در اسام-۳ و کاهش ۱۷ درصدی در اسام-۶ از سال ۲۰۲۳ باشیم. این ارقام نگرانکنندهاند و اگر تعداد موشکهای مصرفشده بیشتر از تخمین ما باشد، این نگرانی حتی بیشتر هم خواهد شد.
💢هزینه تولید موشکها
🔸سپس مسئله هزینه مطرح است. مقالهای از والاستریت ژورنال در اکتبر ۲۰۲۴ گزارش داد که هزینه رهگیرهای استفادهشده از اکتبر ۲۰۲۳، ۱.۸ میلیارد دلار بوده است. با توجه به سطح فعالیت در سال ۲۰۲۵، این مبلغ ممکن است تا پایان ژوئن ۲۰۲۵ به راحتی دو برابر شده باشد.
🔸اما بررسی هزینهها بهصورت کلی، مشکل اصلی نیروی دریایی را نشان نمیدهد چرا که هزینه تولید هر موشک بیش از حد بالاست! موشکهای اسام-۳، بسته به نوع، بین ۱۲.۵ تا ۲۸.۷ میلیون دلار، اسام-۲ بیش از ۲.۵ میلیون دلار و اسام-۶ حدود ۴.۳ میلیون دلار هزینه دارند.
✅ اگرچه ممکن است آمریکا بتواند این هزینههای گزاف را در نبرد با نیرویی مانند انصارالله یا ارتش متوسطی مانند ایران تحمل کند، اما درگیری با قدرتی مانند چین باعث افزایش سرسامآور مصرف موشکهای مدل استاندارد خواهد شد. با توجه به اینکه هر تلاش برای رهگیری حداقل به دو موشک نیاز دارد در نتیجه خنثی کردن چند موشک میتواند به راحتی هزینهای بیشتر از خرید یک جنگنده اف-۳۵ داشته باشد و دفاع موشکی در برابر یک دشمن همسطح را غیرقابلتحمل کند. این مسئلهای واقعا نگرانکننده برای آمریکا است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/561
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️رسپانسیبل استیتکرفت
📝مایک فردنبرگ
#تهران_ریویو
#آمریکا
🔹از اکتبر ۲۰۲۳، نیروی دریایی آمریکا برای دفاع از اسرائیل مقادیر بیسابقهای از موشکهای دفاع هوایی را مصرف کرده است. این موضوع باعث شد تا دریاسالار جیمز کیلبی، سرپرست عملیات نیروی دریایی، در ژوئن شهادت دهد که رهگیرهای دفاع هوایی شلیکشده از کشتیها، یعنی موشکهای اسام-۳، با «نرخی نگرانکننده» برای دفاع از اسرائیل مصرف میشوند. اما آمریکا واقعاً تا چه حد باید نگران این مسئله باشد؟
💢مجموع موشکهای مصرف شده از اکتبر ۲۰۲۳
🔸نخست، نیروی دریایی گزارشی منتشر کرده که نشان میدهد از اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۴ چه تعداد موشک از نوع استاندارد مصرف شده است. این گزارش برآورد معقولی از تعداد موشکهای استاندارد استفادهشده برای دفاع از کشتیرانی در دریای سرخ در برابر حوثیها در شش ماهه اول سال ۲۰۲۵ ارائه میدهد. در مجموع از اکتبر ۲۰۲۳، ۱۶۸ موشک اسام-۲، ۱۷ موشک اسام-۳ و ۱۱۲ موشک اسام-۶ مصرف شده است.
🔸در همین حال، در سال ۲۰۲۴، اسرائیل دو حمله بزرگ از سوی ایران را تجربه کرد. برآورد میشود در این حملات، در مجموع ۲۴ موشک توسط چهار ناوشکن آرلی بورک برای حمایت از دفاع موشکی بالستیک اسرائیل مصرف شده است. یعنی فرضاً ۱۲ موشک اسام-۳ و ۱۲ موشک اسام-۶.
🔸برای تخمین تعداد موشکهای استاندارد استفادهشده در جنگ ۱۲ روزه نیز به چند فرض منطقی تکیه میکنیم. فرض اصلی این است که اسرائیل در سال ۲۰۲۴ بسیاری از رهگیرهای خود را مصرف کرده بود. به همین دلیل، نیروی دریایی آمریکا تعداد ناوشکنهای آرلی بورک محافظ اسرائیل را از دو فروند در سال ۲۰۲۴ به پنج فروند در سال ۲۰۲۵ افزایش داد.
🔸با در نظر گرفتن ذخیره موشکهای نیروی دریایی به طور تخمینی ۸۰ یا ۱۳۰ موشک اسام-۳ و ۱۵۰ موشک اسام-۶ برای دفاع از اسرائیل شلیک کرده است. همچنین برآورد میشود که این پنج کشتی در مجموع حداقل ۱۰۰ موشک اسام-۲ برای مقابله با موشکهای ایرانی شلیک کرده باشند. بنابراین با احتساب موشکهای مصرفشده برای دفاع از اسرائیل در سال ۲۰۲۴، تخمین میزنیم که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ۱۰۰ موشک اسام-۲، ۱۴۲ موشک اسام-۳ و ۱۶۸ موشک اسام-۶ برای دفاع از اسرائیل استفاده شده است.
🔸با ترکیب این اعداد با برآوردهای مربوط به درگیری دریای سرخ تا ژوئن ۲۰۲۵، میتوان برآورد کرد که در مجموع ۲۶۸ موشک اسام-۲، ۱۵۹ موشک اسام-۳ و ۲۸۰ موشک اسام-۶ از اکتبر ۲۰۲۳ تا پایان ژوئن ۲۰۲۵ در خاورمیانه مصرف شده است.
💢تعداد موشکهای تولید شده از اکتبر ۲۰۲۳
🔸طبق گزارش بنیاد هریتیج، تعداد پایه موشکهای موجود در اکتبر ۲۰۲۳ شامل ۹۱۰۰ موشک اسام-۲، ۴۰۰ موشک اسام-۳ و ۱۵۰۰ موشک اسام-۶ است.
برای تخمین تعداد موشکهای اسام-۲، اسام-۳ و اسام-۶ تولیدشده از اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۵، از دادههای عمومی و کمی تخمین استفاده میکنیم. در مجموع، از اول ژانویه ۲۰۲۴ تا پایان ژوئن ۲۰۲۵، صفر موشک اسام-۲ جدید، ۸۷ موشک اسام-۳ و حدود ۱۸۷ موشک اسام-۶ برای استفاده نیروی دریایی تولید شده است.
🔸با احتساب مصارف در دریای سرخ و اسرائیل، ممکن است شاهد کاهش ۳ درصدی در ذخایر اسام-۲، کاهش ۳۳ درصدی در اسام-۳ و کاهش ۱۷ درصدی در اسام-۶ از سال ۲۰۲۳ باشیم. این ارقام نگرانکنندهاند و اگر تعداد موشکهای مصرفشده بیشتر از تخمین ما باشد، این نگرانی حتی بیشتر هم خواهد شد.
💢هزینه تولید موشکها
🔸سپس مسئله هزینه مطرح است. مقالهای از والاستریت ژورنال در اکتبر ۲۰۲۴ گزارش داد که هزینه رهگیرهای استفادهشده از اکتبر ۲۰۲۳، ۱.۸ میلیارد دلار بوده است. با توجه به سطح فعالیت در سال ۲۰۲۵، این مبلغ ممکن است تا پایان ژوئن ۲۰۲۵ به راحتی دو برابر شده باشد.
🔸اما بررسی هزینهها بهصورت کلی، مشکل اصلی نیروی دریایی را نشان نمیدهد چرا که هزینه تولید هر موشک بیش از حد بالاست! موشکهای اسام-۳، بسته به نوع، بین ۱۲.۵ تا ۲۸.۷ میلیون دلار، اسام-۲ بیش از ۲.۵ میلیون دلار و اسام-۶ حدود ۴.۳ میلیون دلار هزینه دارند.
🌐https://institutetehran.com/art/561
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👏3🔥1😱1
#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #ترامپ
#ایران
📝عرفان علمشاهی
🔹مواضع و اقدامات ترامپ در ماههای نخستین دور دوم ریاستجمهوریاش برخی ناظران وکارشناسان سیاست آمریکا در ایران را امیدوار کرد که چشمانداز کوتاهمدتی برای چرخش اساسی در سیاست خارجه جمهوریخواهان و رسیدن به یک توافق با آنها وجود دارد. حال که ۲۰۰ روز از به قدرترسیدن ترامپ میگذرد. ترامپ اکنون در دو پرونده مهم سیاست خارجی آمریکا (جنگ اسرائیل با حماس و برنامه هستهای ایران) تقریباً همراهی بالایی با نومحافظهکاران دارد و در پرونده جنگ اوکراین نیز ممکن است چرخشی اساسی انجام دهد.
💢ایران؛ از راستیآزمایی تا برچیدن
🔸نخستین پیامهای ترامپ برای مذاکرات هستهای مثبت بودند. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه در مصاحبه خود با تاکر کارلسون پیش از آغاز گفتگوها صرفاً صحبت از محدودکردن برنامه هستهای ایران کرده بود. در چند جلسه نخست نیز گویا مباحثات صرفاً پیرامون این موضوع بود؛ زیرا طرفین برای مذاکرات فنی آماده شدند. با این حال، مواضع گوناگون ترامپ تدریجاً به یک موضع ثابت، یعنی غنیسازی صفر تغییر کرد. با تأکید ایران بر حق غنیسازی و پافشاری آمریکا بر پایان آن، مذاکرات به شکست انجامید و جنگ ۱۲روزه آغاز گردید.
🔸میتوان گفت ترکیبی از چندین عامل داخلی در تغییر مواضع طرف آمریکایی دخیل بودند. جمهوریخواهان کنگره همچون تام کاتن که غالباً نومحافظهکاران، حامیان سرسخت اسرائیل و شرکای لابی این رژیم را در بر میگرفتند تمام فشار خود را وارد کردند تا فرمان کابینه را به نفع تندروها تغییر دهند. اکنون ترامپ بیش از پیش برای حمله مجدد به برنامه هستهای ایران جسارت دارد و علناً اعلام کرده است که در صورت بازسازی این برنامه مجدداً آن را بمباران خواهد کرد.
💢اسرائیل؛ از آتشبس فوری تا اشغال غزه
🔸پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، ویتکاف به تلآویو سفر و با نتانیاهو دیدار کرد. مطابق گزارشها ، در این دیدار، ویتکاف توانست نتانیاهو را وادار به پذیرش آتشبس با حماس -براساس پیشنهاد سه مرحلهای بایدن- کند. عزم ترامپ و برخی از اعضای کابینه او برای تمرکز بر چین و خاتمهدادن به درگیریهای آمریکا در خاورمیانه این تصویر را ایجاد کرد که این آتشبس میتواند پایانی بر جنگ طولانی در منطقه باشد.
🔸سرانجام چرخش در موضعگیری ویتکاف و ترامپ آغاز شد. نخست، ویتکاف پیشنهادی برای بسط مرحله اول آتشبس و آزادی تعداد بیشتری از اسیران ارائه داد که با مخالفت حماس مواجه شد. در نهایت نیز اسرائیل تصمیم گرفت که تجاوز به غزه را از سر گیرد. اکنون جنگ در موقعیتی قرار دارد که در آن مقامات آمریکایی در برابر تداوم جنگ و اشغال غزه سکوت کرده یا همچون ترامپ آن را تأیید میکنند.
💢روسیه؛ از همگرایی تا واگرایی
🔸ترامپ از ابتدای دوره نخست ریاست جمهوری خود با اتخاذ رویکرد همگرایی با روسیه مخالفتهای بسیاری را در حزب برانگیخت. این رویکرد در دوره دوم با بیان علنی توقف حمایت نظامی از اوکراین -که به آن عمل نیز گردید - پررنگتر شد. با این وجود، همه چیز آن طور که ترامپ میخواست پیش نرفت. جنگ پایان نیافت و روسیه به حملات خود ادامه داد. در آخر، ترامپ که در دوران انتخابات ادعا کرده بود ظرف ۲۴ ساعت میتواند به جنگ میان دو کشور خاتمه دهد ، صراحتاً گفت که از پوتین ناامید شده و آماده ارسال مجدد تسلیحات به زلنسکی است. ترامپ در نهایت ناچار شد به سراغ موضعی برود که مورد علاقه جمهوریخواهان سنتی بود: حمایت مجدد از اوکراین با هدف تسلیم روسیه.
💢ترامپ و اثر ساختارها
🔸ترامپ دانست که نمیتواند بدون حمایت حزب به توافقی با ایران برسد، حمایت حزب نیز تنها از مسیر برچیدن برنامه هستهای ایران عبور میکرد. او همچنین درک کرد که فشار بر اسرائیل ممکن نیست؛ آن هم در حالی که لابی اسرائیل حزب و کنگره را در اختیار دارد. اما بحث ساختار صرفاً مربوط به مسائل داخلی آمریکا نمیشود. ترامپ نتوانست و نمیتواند معادلات اروپا را نیز به تنهایی تغییر دهد. آنچه ترامپ تاکنون انجام داده، دور زدن اروپا و اوکراین برای رسیدن به روسیه است. او نتوانست درک کند که حلوفصل مسائل امنیتی اروپا بدون توجه به کشورهای این قاره، چندان عملی نیست.
🌐https://institutetehran.com/art/562
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤4👎3
#معرفی_مقاله
#تحولات_منطقه
📝محمدرضا مرادی
🔹سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به منطقه که در بحبوحه فشارهای فزاینده بینالمللی برای تضعیف محور مقاومت و تشدید تنشها در منطقه انجام شد نهتنها نشاندهنده تداوم حضور فعال ایران بود، بلکه پیامهای روشنی به بازیگران منطقهای و فرامنطقهای ارسال کرد.
💢 انتخابی استراتژیک در بزنگاه حساس
🔸انتصاب علی لاریجانی بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و سفر منطقهای او به عراق و لبنان، نقطهعطفی در سیاست خارجی و امنیتی ایران بود که بازتابدهنده عزم تهران برای حفظ نفوذ و بازدارندگی استراتژیک در منطقهای پرتنش است.
🔸 این انتخاب نشاندهنده عزم تهران برای تقویت هماهنگی بین نهادهای سیاسی و امنیتی در مواجهه با چالشهای نوظهور بهویژه در شرایطی بود که محور مقاومت تحت فشارهای هماهنگ آمریکا و اسرائیل برای خلع سلاح و تضعیف قرار داشت.
💢 دیپلماسی هوشمند در قلب بحران
🔸نخستین سفر خارجی لاریجانی به عراق و لبنان بود و آن هم در شرایطی که منطقه شاهد تحولات سرنوشتساز از جمله فشارهای فزاینده برای خلع سلاح حزبالله در لبنان و تضعیف الحشد الشعبی در عراق بود. این سفر پس از جنگ تحمیلی 12 روزه پیامی قاطع به دشمنان محور مقاومت بود که ایران نهتنها منزوی نشده بلکه همچنان ابتکار عمل استراتژیک را در دست دارد.
💢عراق، تقویت پیوندهای راهبردی
🔸عراق با مرز مشترک ۱۴۵۸ کیلومتری با ایران از جایگاه ویژهای در سیاست خارجی تهران برخوردار است. توافق امنیتی سال ۲۰۲۳ بین ایران و عراق نقطهعطفی در این همکاریهای دو کشور بود. سفر لاریجانی به بغداد بر تداوم اجرای این توافق و گسترش همکاریهای امنیتی و اقتصادی تأکید داشت. دیدارهای لاریجانی با مقامات مختلف عراقی پیامی روشن به گروههای معاند و بازیگران خارجی بهویژه آمریکا ارسال کرد که ایران و عراق اجازه نخواهند داد خاک عراق به پایگاهی برای تهدیدات علیه تهران تبدیل شود.
💢 لبنان، تثبیت مدل دولت-مقاومت
🔸سفر لاریجانی به لبنان در بحبوحه تلاشهای آمریکا و اسرائیل برای خلع سلاح حزبالله انجام شد. لاریجانی در دیدار با مقامات ارشد لبنانی از جمله جوزف عون، رئیس جمهور، نبیه بری، رئیس پارلمان و نواف سلام رنخست وزیر، بر تعهد ایران به حفظ وحدت ملی لبنان و حمایت از حاکمیت این کشور تأکید کرد. او خواستار تسریع در بازسازی جنوب لبنان و بازگشت آوارگان شد، موضعی که در تقابل با تلاشهای خارجی برای تضعیف حزبالله قرار داشت.
🔸لاریجانی تلاش کرد تصمیم خلع سلاح را تحت تاثیر قرار دهد و به نوعی اجرای آن را به تاخیر بیندازد، رویکردی که نشاندهنده استراتژی ایران برای حفظ نقش محوری حزبالله در معادلات قدرت لبنان و جلوگیری از تنشهای داخلی است.
💢پیامهای راهبردی سفر لاریجانی
🔸سفر لاریجانی به عراق و لبنان چهار پیام مهم داشت:
1️⃣تقویت مدل دولت-مقاومت: ایران با حمایت از الحشد الشعبی و حزبالله، الگویی بومی از امنیت را ترویج میدهد که در آن دولت و نیروهای مردمی مکمل یکدیگر هستند. این مدل در تضاد با پروژههای غربی برای تضعیف نیروهای مقاومت قرار دارد.
2️⃣هشدار به دشمنان: حضور لاریجانی در بغداد و بیروت پیامی روشن به آمریکا و اسرائیل بود که هرگونه تلاش برای محاصره یا حذف محور مقاومت با پاسخ هماهنگ ایران و متحدانش مواجه خواهد شد.
3️⃣نقش ایران بهعنوان محور موازنهساز: این سفر جایگاه ایران را بهعنوان مدیریتکننده بحرانهای منطقهای و جلوگیریکننده از خلأ قدرت به نمایش گذاشت. ایران با حفظ خطوط ارتباطی عمیق با متحدان خود، نقش ستون فقرات محور مقاومت را ایفا میکند.
4️⃣همپیمانی راهبردی: روابط ایران با الحشد الشعبی و حزبالله فراتر از همکاریهای نظامی در قالب یک اتحاد سیاسی و استراتژیک تعریف میشود که ثبات منطقهای را تضمین میکند.
💢تأثیر بر سیاست منطقهای ایران
🔸سفر لاریجانی نشاندهنده تزلزلناپذیری مواضع ایران در قبال محور مقاومت است. از منظر ژئوپولیتیک این سفر عزم ایران را برای حفظ ابتکار عمل در برابر فشارهای بینالمللی نشان داد. ایران با هدایت هوشمندانه، نقش خود را بهعنوان ستون فقرات منظومه قدرت منطقهای تبیین کرد.
🌐https://institutetehran.com/art/563
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍17❤7👎4🤔3
♦️آیا بعد از جنگ با اسرائیل، نفوذ ایران در آفریقا تغییر میکند؟
◼️ قراءات افریقیه- لندن
📝روضه علی عبدالغفار
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
#آفریقا
🔹آفریقا همواره عرصهای راهبردی برای قدرتهای جهانی، صحنه رقابتهای پنهان و منبعی غنی از منابع بوده است؛ هر جنگ یا درگیری در این قاره معادلات قدرت را تغییر میدهد. این قاره با بهرهگیری از تضاد منافع جهانی، نقش تعیینکننده دارد.
🔹ایران اما بهدلیل تفاوتهای ایدئولوژیک و راهبردی، مسیر نفوذ در آفریقا را دشوار مییابد. با این حال، تصویر کنونی تغییر کرده است؛ گرایشهای ضدغرب در قاره سیاه آشکارتر شده و جنگ اخیر اسرائیل علیه ایران این روند را تقویت کرده است. آفریقا اکنون محیطی حساس و فرصتمحور برای نفوذ ایران به شمار میرود.
💢در آغوش ایران!
🔹با وجود نقش محدود ایران در آفریقا نسبت به دیگر قدرتها، بسیاری معتقدند عقبنشینی غرب، بهویژه خروج فرانسه از غرب قاره، فرصتی راهبردی برای گسترش نفوذ ایران فراهم کرده است. توافقنامه همکاری ایران و نیجر در آوریل ۲۰۲۵ نشان میدهد تهران در پی بهرهبرداری از خلأ ناشی از خروج فرانسه از مستعمرات پیشین خود است، هرچند نبود بیانیههای رسمی مانع قطعیتبخشی به این اهداف است.
🔹ایران برای تحقق برنامههای خود در آفریقا دو مسیر را دنبال میکند: نخست تعامل با دولتها و نهادهای رسمی، و دوم تکیه بر جوامع شیعی و گروههای شبهنظامی. در سطح دولتی، تمرکز ایران بر گسترش حضور امنیتی و نظامی در شرق قاره و بهویژه شاخ آفریقاست.
🔹این کشور از طریق فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی و نیز با اتکا بر بازوهای منطقهای مانند حوثیها در یمن، به دنبال تثبیت جایگاه خود است. نشانههای این حضور در استفاده ایران از بنادر مصوع و عَصَب اریتره و همچنین پورتسودان برای انتقال محمولههای نظامی آشکار است.
💢رویکرد ضد غربی مکانیسمی برای تشیع
🔹امروزه گروههای پیرو مذهب شیعه در شمار زیادی از کشورهای آفریقایی حضور دارند: تنها در نیجریه حدود پنج میلیون نفر شیعه زندگی میکنند. در کشورهای سنگال، سیرالئون، غنا، لیبریا، ساحل عاج، مالی، گینه بیسائو و گینه کوناکری نیز پیروان شیعه وجود دارند؛ همچنین در شرق و جنوب قاره، مانند کنیا، تانزانیا و آفریقای جنوبی.
🔹کارشناسان معتقدند نفوذ ایران در آفریقا بنا به چند علت رو به افزایش است؛ مهمترین آنها عبارتاند از: رشد جمعیت شیعیان در غرب، شرق و جنوب آفریقا و وجود جوامع عربتبار شیعه که تأثیر زیادی در قاره دارند. این عوامل برای ایران بهویژه پس از تحولات جهان عرب و تأثیر آن بر محور مقاومت بسیار اهمیت یافته است.
💢پس از جنگ اسرائیل علیه ایران
🔹در ۱۳ ژوئن، اسرائیل حملهای گسترده علیه ایران انجام داد تا توان هستهای و سامانههای موشکی این کشور را نابود کند. این رخداد و همچنین جنگ اسرائیل علیه غزه میتواند موازنههای قدرت در خاورمیانه و اتحادهای راهبردی را تغییر دهد. ایران در برابر واقعیتی تازه قرار گرفته که احتمالاً آن را به تقویت روابط با آفریقا سوق میدهد.
🔹از منظر آفریقایی، جنگ غزه بهعنوان نبردی رهاییبخش مشابه مبارزات ضداستعماری تعبیر شده و همین امر به کاهش نفوذ اسرائیل در قاره انجامیده است؛ نمونه بارز آن اقدام آفریقای جنوبی در سال ۲۰۲۳ برای شکایت از اسرائیل در دادگاه بینالمللی به اتهام نسلکشی است.
🔹این تحولات بر روابط تهران و آفریقا سایه انداخته و ایران را بهعنوان بازیگری منطقهای معرفی کرده است که توانسته واقعیتی تازه در منطقه تحمیل کند، با آمریکا بهطور مستقیم درگیر شود و قدرت پاسخگویی خود را نشان دهد. با توجه به واکنشهای آفریقایی و تحلیل کارشناسان، ایران میتواند روابط خود را در این قاره فراتر از چارچوب محدود گذشته گسترش دهد و جایگاهش را بهعنوان قدرتی نظامی و منطقهای تثبیت کند.
🔹کارشناسان بر این باورند که مانعی جدی برای بازتنظیم روابط آفریقا با ایران وجود ندارد؛ زیرا جنگ اخیر نشان داد اسرائیل بدون حمایت واشنگتن توان چندانی ندارد و دیگر در نگاه بسیاری از آفریقاییها قدرت شکستناپذیر پیشین نیست.
🔹هرچند برخی تحلیلگران معتقدند این جنگ الزاماً تغییر اساسی در روابط ایران و آفریقا ایجاد نمیکند، اما ایران میتواند آفریقا را فرصتی برای شکستن انزوای بینالمللی بداند، از ظرفیت آرای این کشورها در سازمان ملل استفاده کند، بخشی از شرکای از دسترفتهاش در غزه و لبنان را جبران نماید و حتی آفریقا را جایگزین آنها سازد.
✅ افزون بر این، قاره میتواند مسیرهایی برای دسترسی دریایی، تقویت نفوذ ایران در شاخ آفریقا، بهرهبرداری از منابع طبیعی، بازاری برای سلاحهای ایرانی و بستری برای سرمایهگذاری در کشاورزی فراهم آورد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/564
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ قراءات افریقیه- لندن
📝روضه علی عبدالغفار
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
#آفریقا
🔹آفریقا همواره عرصهای راهبردی برای قدرتهای جهانی، صحنه رقابتهای پنهان و منبعی غنی از منابع بوده است؛ هر جنگ یا درگیری در این قاره معادلات قدرت را تغییر میدهد. این قاره با بهرهگیری از تضاد منافع جهانی، نقش تعیینکننده دارد.
🔹ایران اما بهدلیل تفاوتهای ایدئولوژیک و راهبردی، مسیر نفوذ در آفریقا را دشوار مییابد. با این حال، تصویر کنونی تغییر کرده است؛ گرایشهای ضدغرب در قاره سیاه آشکارتر شده و جنگ اخیر اسرائیل علیه ایران این روند را تقویت کرده است. آفریقا اکنون محیطی حساس و فرصتمحور برای نفوذ ایران به شمار میرود.
💢در آغوش ایران!
🔹با وجود نقش محدود ایران در آفریقا نسبت به دیگر قدرتها، بسیاری معتقدند عقبنشینی غرب، بهویژه خروج فرانسه از غرب قاره، فرصتی راهبردی برای گسترش نفوذ ایران فراهم کرده است. توافقنامه همکاری ایران و نیجر در آوریل ۲۰۲۵ نشان میدهد تهران در پی بهرهبرداری از خلأ ناشی از خروج فرانسه از مستعمرات پیشین خود است، هرچند نبود بیانیههای رسمی مانع قطعیتبخشی به این اهداف است.
🔹ایران برای تحقق برنامههای خود در آفریقا دو مسیر را دنبال میکند: نخست تعامل با دولتها و نهادهای رسمی، و دوم تکیه بر جوامع شیعی و گروههای شبهنظامی. در سطح دولتی، تمرکز ایران بر گسترش حضور امنیتی و نظامی در شرق قاره و بهویژه شاخ آفریقاست.
🔹این کشور از طریق فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی و نیز با اتکا بر بازوهای منطقهای مانند حوثیها در یمن، به دنبال تثبیت جایگاه خود است. نشانههای این حضور در استفاده ایران از بنادر مصوع و عَصَب اریتره و همچنین پورتسودان برای انتقال محمولههای نظامی آشکار است.
💢رویکرد ضد غربی مکانیسمی برای تشیع
🔹امروزه گروههای پیرو مذهب شیعه در شمار زیادی از کشورهای آفریقایی حضور دارند: تنها در نیجریه حدود پنج میلیون نفر شیعه زندگی میکنند. در کشورهای سنگال، سیرالئون، غنا، لیبریا، ساحل عاج، مالی، گینه بیسائو و گینه کوناکری نیز پیروان شیعه وجود دارند؛ همچنین در شرق و جنوب قاره، مانند کنیا، تانزانیا و آفریقای جنوبی.
🔹کارشناسان معتقدند نفوذ ایران در آفریقا بنا به چند علت رو به افزایش است؛ مهمترین آنها عبارتاند از: رشد جمعیت شیعیان در غرب، شرق و جنوب آفریقا و وجود جوامع عربتبار شیعه که تأثیر زیادی در قاره دارند. این عوامل برای ایران بهویژه پس از تحولات جهان عرب و تأثیر آن بر محور مقاومت بسیار اهمیت یافته است.
💢پس از جنگ اسرائیل علیه ایران
🔹در ۱۳ ژوئن، اسرائیل حملهای گسترده علیه ایران انجام داد تا توان هستهای و سامانههای موشکی این کشور را نابود کند. این رخداد و همچنین جنگ اسرائیل علیه غزه میتواند موازنههای قدرت در خاورمیانه و اتحادهای راهبردی را تغییر دهد. ایران در برابر واقعیتی تازه قرار گرفته که احتمالاً آن را به تقویت روابط با آفریقا سوق میدهد.
🔹از منظر آفریقایی، جنگ غزه بهعنوان نبردی رهاییبخش مشابه مبارزات ضداستعماری تعبیر شده و همین امر به کاهش نفوذ اسرائیل در قاره انجامیده است؛ نمونه بارز آن اقدام آفریقای جنوبی در سال ۲۰۲۳ برای شکایت از اسرائیل در دادگاه بینالمللی به اتهام نسلکشی است.
🔹این تحولات بر روابط تهران و آفریقا سایه انداخته و ایران را بهعنوان بازیگری منطقهای معرفی کرده است که توانسته واقعیتی تازه در منطقه تحمیل کند، با آمریکا بهطور مستقیم درگیر شود و قدرت پاسخگویی خود را نشان دهد. با توجه به واکنشهای آفریقایی و تحلیل کارشناسان، ایران میتواند روابط خود را در این قاره فراتر از چارچوب محدود گذشته گسترش دهد و جایگاهش را بهعنوان قدرتی نظامی و منطقهای تثبیت کند.
🔹کارشناسان بر این باورند که مانعی جدی برای بازتنظیم روابط آفریقا با ایران وجود ندارد؛ زیرا جنگ اخیر نشان داد اسرائیل بدون حمایت واشنگتن توان چندانی ندارد و دیگر در نگاه بسیاری از آفریقاییها قدرت شکستناپذیر پیشین نیست.
🔹هرچند برخی تحلیلگران معتقدند این جنگ الزاماً تغییر اساسی در روابط ایران و آفریقا ایجاد نمیکند، اما ایران میتواند آفریقا را فرصتی برای شکستن انزوای بینالمللی بداند، از ظرفیت آرای این کشورها در سازمان ملل استفاده کند، بخشی از شرکای از دسترفتهاش در غزه و لبنان را جبران نماید و حتی آفریقا را جایگزین آنها سازد.
🌐https://institutetehran.com/art/564
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10😐4❤1
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_اکراین
📝شعیب بهمن
🔹دیدار میان روئسایجمهور ایالات متحده و روسیه، که در تاریخ ۱۵ اوت ۲۰۲۵ در پایگاه نظامی المندورف-ریچاردسون در انکوریج آلاسکا برگزار شد، از رویدادهای برجسته در عرصه بینالمللی به شمار میرود. این دیدار، که در بستر تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از بحران اوکراین شکل گرفت، پرسشهایی اساسی در خصوص توازن قدرت در مذاکرات، پیامدهای آن بر روابط دوجانبه میان ایالات متحده و روسیه و تأثیرات آن بر نظام بینالمللی مطرح کرده است. این نوشتار، با نگاهی تحلیلی به عوامل مؤثر بر برتری مذاکراتی روسیه و چالشهای پیشروی پایداری توافقات احتمالی میپردازد.
💢دست بالای روسیه در مذاکرات
🔸مذاکرات آلاسکا در شرایطی برگزار شد که در دیدار رهبران روسیه و آمریکا، مسائل و موضوعات متنوعی همچون همکاری های دوجانبه، تحریمهای اقتصادی و پیمانهای تسلیحات هسته ای و متعارف مورد بحث قرار گرفتند. با این حال نقطه کانونی مذاکرات، پایان بخشیدن به جنگ اوکراین بود؛ امری که هم روسها خواهان آن هستند و هم ترامپ دارای انگیزههای شخصی برای پیشبرد آن است. با این حال ارزیابی شرایط نشان می دهد که روسها در آلاسکا به چند دلیل دارای دست برتر بودهاند:
1⃣دستاوردهای نظامی در اوکراین
🔸پیشرفتهای نظامی روسیه در مناطق شرقی و جنوبی اوکراین، بهویژه الحاق این مناطق به خاک خود، دستاوردی راهبردی برای مسکو به شمار میرود. این مناطق از منظر ژئوپلیتیکی، دسترسی روسیه به منابع استراتژیک و مسیرهای کلیدی نظیر دریای سیاه را تقویت کرده و موقعیت این کشور را در مذاکرات بهبود بخشیده است.
2⃣تضعیف اتحاد ایالات متحده و اروپا
🔸ایجاد شکاف در اتحاد میان ایالات متحده و اروپا، یکی از دستاوردهای برجسته روسیه محسوب می شود. این اتحاد که در آغاز بحران اوکراین تقویت شده بود، به دلیل اختلافات در حوزههای انرژی، تجارت، و رویکرد به جنگ اوکراین تضعیف شده است. برگزاری مذاکرات بدون حضور نمایندگان اروپا، نشانهای از موفقیت روسیه در بهرهبرداری از این شکاف است.
3⃣حذف دولت اوکراین از فرآیند مذاکرات
🔸کنار گذاشتن دولت ولودیمیر زلنسکی ـ که روسیه آن را به داشتن گرایشهای نئونازیستی متهم میکند ـ از فرآیند مذاکرات، به مسکو امکان داد تا خواستههای خود را با قدرت بیشتری مطرح کند. مذاکره مستقیم با ایالات متحده، بدون حضور اوکراین، به تقویت موضع روسیه منجر شد.
4⃣تغییر رویکرد ایالات متحده
🔸حمایت بیقیدوشرط ایالات متحده از اوکراین و اقدامات تحریکآمیز این کشور در آغاز بحران، از عوامل طولانی شدن جنگ بوده است. در گذشته، واشنگتن هرگونه مذاکره با روسیه را مشروط به توقف درگیریها میدانست. با این حال، پیشگامی ایالات متحده در مذاکرات مستقیم با روسیه، نشاندهنده عقبنشینی از سیاستهای پیشین این کشور است.
💢چالشهای توافق احتمالی
🔸هرچند نمیتوان ایالات متحده را بازنده قطعی این مذاکرات دانست، اما شواهد حاکی از برتری نسبی روسیه در این فرآیند است. پرسش کلیدی این است که چه عواملی ایالات متحده را به پذیرش این مذاکرات سوق داد؟ در این زمینه، انگیزههای شخصی دونالد ترامپ، از جمله تحقق وعدههای انتخاباتی و کسب اعتبار بینالمللی، نظیر جایزه صلح نوبل، قابل توجه است. با این حال، پایداری هرگونه توافق میان دو کشور با چالشهای زیر مواجه است:
1⃣واکنشهای اوکراین و اروپا
🔸حذف اوکراین و اروپا از فرآیند مذاکرات ممکن است به واکنشهای منفی این بازیگران منجر شود و بر روابط ایالات متحده با متحدانش تأثیرات نامطلوبی بر جای گذارد. همچنین آنها می توانند در روندهای پایان جنگ کارشنکنی کنند و به بازی تخریبی در فرایند صلح روی آورند که عملا این امر توافق میان روسیه و آمریکا را تضعیف می کند.
2⃣مخالفتهای داخلی در ایالات متحده
🔸علاوه بر حزب دموکرات و بخشی از حزب جمهوری خواه که با سیاستهای ترامپ در راستای بهبود روابط با روسیه مخالف هستند، نهادهای نظامی و امنیتی ایالات متحده نیز از مخالفان این روند محسوب می شوند. در نتیجه فضای داخلی آمریکا چندان برای ترامپ و روند بهبود روابط ایالات متحده با روسیه مساعد نیست و این امر میتواند اجرای هر نوع توافق را با موانع جدی مواجه سازد.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/565
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤4👎1👏1😁1
◾️اکونومیست
#تهران_ریویو
#بولیوی
#آمریکای_لاتین
🔹داستانهای جنگ در چاپاره، پادشاهی کوکا [گیاهی که برای ساخت کوکائین استفاده میشود] در بولیوی، فراوان یافت میشود. این منطقه از زمانی که اِوو مورالس از میان اتحادیه کشاورزان کوکا ظهور کرد تا «جنبش به سوی سوسیالیسم» را رهبری کند و در ۲۰۰۶ به قدرت رسید صلحآمیز بوده است. اما خیلی زود این وضعیت تغییر کرد. اکنون درون جنبش شکاف پدید آمده و به نظر میرسد انتخابات آتی را از دست خواهد داد. مورالس به اجبار از حزب بیرون رانده شد و اکنون در چاپاره به اتهام تجاوز جنسی تحت تعقیب است. او میگوید پشت این اتهام انگیزههای سیاسی نهفته و از هوادارانش میخواهد که با رأی باطله به دستور دادگاه مبنی بر خروج نامش از نظرسنجیها اعتراض کنند. حال آینده چاپاره و بولیوی همچون آینده مورالس در هالهای از ابهام است.
🔸شکاف در جنبش به سال ۲۰۱۹ باز میگردد، هنگامی که مورالس پس از یک انتخابات جنجالی که در آن بر خلاف قانون اساسی به دنبال سومین ریاستجمهوری پیاپیاش بود از مقامش استعفا کرد. او تبعید شد و زمانی که لوئیس آرسه، وزیر امور مالی پیشین او، در سال ۲۰۲۰ به ریاستجمهوری رسید به کشور بازگشت. مورالس قصد داشت دوباره به منسب ریاستجمهوری بازگردد؛ اما مشخص شد که آرسه میخواهد جایگاه خود را حفظ کند. پس از سالها مبارزه، اکنون هیچکدام از این دو شخص در صندوق رأی حضور ندارند. بحران اقتصادی، کمبود سوخت و تورمی که احتمالاً امسال به ۳۰٪ میرسد شانس انتخاباتی آرسه را از بین برد و او از انتخابات کنار رفت. مورالس هم توسط دادگاه به دلیل محدودیت در تصدی ریاستجمهوری از حضور در انتخابات منع شد. در این روند اعتبار جنبش نیز آسیب جدی دید.
🔸انتخابات ۱۷ اوت بولیوی در پیشبینیناپذیرترین وضعیت خود در ۲۰ سال گذشته برگزار خواهد شد. نامزدهای پیشتاز، ساموئل دوریا، بازرگان میانهرو و خورخه کوروگا، رئیسجمهور دست راستی سابق هستند. نظرسنجیها نشان میدهند که در این رقابت هشت نفره، هیچیک نمیتواند از ۲۵٪ آرا عبور کند که این انتخابات را احتمالاً به ماه اکتبر میکشاند. تنها امید باقیمانده چپها، آندرونیکو رودریگز ۳۶ساله، رئیس سنا، است که نه به عنوان نامزد جنبش بلکه از «ائتلاف خلق» به رقابت میآید. اگرچه او در نظرسنجیها کمتر از ۱۰٪ رأی دارد؛ اما رأی روستاییها همیشه به نفع جنبش بوده و غالباً ورق انتخابات را برگردانده است. شاید در این انتخابات نیز روستاییان از او حمایت کنند.
🔸اما مورالس بر سر راه رودریگز قرار گرفته است. رودریگز نیز تا حدی متعلق به اتحادیه کشاورزان کوکا است و در گذشته به عنوان وارث مورالس دیده میشد؛ اما اکنون مورالس او را یک خائن خطاب میکند و از مردم بولیوی میخواهد که درون صندوقها رأی باطله بیاندازند.
🔸تحت ریاستجمهوری مورالس، منطقه چاپاره شکوفا شد. کشاورزان کوکا، میوههای استوایی کاشتند، برکههایی برای پرورش تامباکی، یک نوع ماهی خوشمزه ایجاد کردند و قیمت زمین افزایش یافت. اما همه چیز از زمانی که مورالس قدرت را ترک کرد دگرگون شد. منابع عمومی دیگر به سمت این منطقه سرازیر نشد و آزمایشگاههای تولید مواد مخدر گسترش یافتند. این وضعیت میتواند حتی پس از انتخابات بدتر شود. وفاداران مورالس مطمئن هستند که اکثر مردم بولیوی رأی باطله به داخل صندوق میاندازند، هرچند نظرسنجیها نشان میدهد تنها ۱۵٪ قصد چنین کاری دارند.
🔸به هر حال، حجم بالای آرای باطله باعث میشود که اپوزیسیون فعلی شانس بیشتری برای پیروزی داشته باشد. دوریا مدینا و کوروگا هر دو گفتهاند اگر انتخاب شوند، مورالس به زندان خواهد رفت. ایوان کانلاس، فرماندار سابق کوچابامبا و دوست آقای مورالس، میگوید: «اِوو یک غنیمت خواهد بود. آنها میتوانند ده نفر را بکشند و اِوو را دستگیر کنند و خیلیها در شهر خواهند گفت این همان کاری بود که باید انجام میشد.»
🔁مطالب مرتبط
▫️آینده سیاسی مبهم مورالس و سوسیالیستها در بولیوی
🌐https://institutetehran.com/art/566
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
#تحلیل_کوتاه
#پاکستان
📝 امیرمحسن شاهشرقی
🔸عاصم منیر، رئیس کل ستاد ارتش و قدرتمندترین چهره پاکستان در فاصله کمتر از دو ماه، دو مرتبه به ایالات متحده سفر کرده است. اولین سفر وی در نیمه دوم ژوئن انجام پذیرفت و ژنرال عاصم منیر برای نهاری خصوصی میهمان رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، بود. این اولین باری بود که یکی از روسای ستاد کل ارتش پاکستان -بدون داشتن سمت سیاسی و علیرغم وجود دولت غیرنظامی- با رئیسجمهور ایالات متحده در این سطح دیدار میکرد. سفر دوم نیز در هفته گذشته و به منظور شرکت در مراسم بازنشستگی فرمانده نیروهای سنتکام، ژنرال کوریلا، و گفتگو با مقامات نظامی و امنیتی ایالات متحده انجام پذیرفته است و این سفرها را باید نمودی از امیدواری به تحول روابط پاکستان و آمریکا پس از بازگشت ترامپ دانست.
🔸ژنرال منیر علیرغم تفاوت جدی در رویکردهای ایدئولوژیک با سلف خود ژنرال قمر باجوا، از سال ۲۰۲۲ تاکنون همچون وی تلاش نموده تا از تمرکز صرف بر نقشآفرینی امنیتی عبور نموده و توسعه ژئواکونومیک را به عنوان پیشران ثبات و بهبود در پاکستان دنبال نماید. وی همزمان کوشیده تا از معمای راهبردی انتخاب میان چین و ایالات متحده اجتناب نماید و از این رقابت تا حد ممکن ریسکزدایی کند. روابط پاکستان با ایالات متحده در سالهای اخیر کمرنگتر شده و علاوه بر نارضایتیهای رسوبکرده از سالهای جنگ افغانستان، آمریکاییها به شکلی عامدانه و به منظور مهار چین به هند نزدیکتر شدند و پاکستان را به حاشیه راندهاند. با این وجود، پاکستان هیچگاه خود را در تعارض مستقیم با ایالات متحده قرار نداد و تلاش نمود پیوندهای موجود را -بالاخص در حوزههای ضدتروریسم، تعمیر و نگهداری تسلیحات قدیمی و تجارت دوجانبه- حفظ نماید.
🔸پیش از بازگشت ترامپ به قدرت، به نظر میرسید که پاکستان یکی از قربانیان اصلی فشارهای چینستیزانه ایالات متحده در عرصه بینالملل باشد و در جریان رقابتهای انتخاباتی، اظهارات ترامپ درباره پاکستان تند، منفی و حساسیت برانگیز بود. با این وجود و علیرغم بدبینیهای اولیه، تعامل پاکستان با ایالات متحده در دوره ترامپ در حال افزایش است. باید توجه داشت که پاکستان، و در راس آن ژنرال منیر، با تمرکز بر جلب نظر دونالد ترامپ به طرق مختلف، نقش فعالی در این افزایش ایفا کردهاند. به عنوان مثال، سرویس امنیتی پاکستان درست در بدو ورود ترامپ به کاخ سفید اقدام به دستگیری و استرداد «عاصم مالک» از مظنونین حمله به فرودگاه کابل نمود. در جریان جنگ چهار روزه نیز، برخلاف موضع هند مبنی بر عدم میانجیگری طرفهای ثالث، مقامات مختلف پاکستانی از نقش برجسته ترامپ در برقراری صلح تقدیر نمودند و حتی به صورت رسمی، وی را به عنوان نامزد پاکستان برای جایزه صلح نوبل معرفی نمودند.
🔸در این راستا، نباید از ابتکارات اقتصادی و مالی پاکستان برای تقویت پیوندهای خود با ایالات متحده چشم پوشید. مذاکره و انعقاد توافق تجاری برای حل و فصل تعرفههای وضع شده از سوی ترامپ علیه پاکستان یکی از اقدامات مهمی بود که توسط پاکستان در ماههای اخیر انجام پذیرفت. علاوه بر این، پاکستانیها ایالات متحده را به سرمایهگذاری در معادن دست نخورده بلوچستان و استخراج میادین نفتی این ایالت دعوت نمودهاند. در کنار این موارد، ارتباطی حساب شده و هدفمند با یک شرکت خصوصی فعال در حوزه هوش مصنوعی متعلق به نزدیکان ترامپ (فرزند استیو ویتکاف) توسط پاکستانیها برقرار شده که نمودی از تلاش پاکستان برای استفاده از پیوندهای شخصی برای توسعه روابط است. در این میان، گفته میشود که پاکستان به بازیابی نقش سیاسی خود برای ایالات متحده نیز امیدوار است و مایل است نقشی مشابه دهه ۷۰ میلادی میان ایالات متحده و سایر بازیگران -چین و ایران- بازی کند.
🌐https://institutetehran.com/art/567
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2😁2👎1
🔵دولت رمزارز؛ خسارت بمب ساعتی ارزهای دیجیتال فاجعهبار خواهد بود!
◾️ژاکوبن
#اکوتهران
#رمزارز #آمریکا
🔸کمتر بازاری همچون بازار رمزارزها ماهیت سفتهبازانه دارد و تجربه سقوط سال ۲۰۲۲، بیش از ۲ تریلیون دلار از این بازار در عمل محو شد. با این وجود، بازار رمزارزها اکنون کاملا احیا شده و به بالاترین رکوردهای خود دست یافته است. حالا، دولت آمریکا نیز کاملا به این بازار پیوسته است و قصد دارد با همه ابزارهای موجود مبادله آن را تبلیغ نماید. در یک مصاحبه بالنسبه مفصل با نشریه ژاکوبن، «راما واسودوان» روندی را تشریح نموده که در آن رمزارزها از یک ابزار فرعی در والاستریت به یک پروژه سیاسی تریلیون دلاری مبدل شده و قواعد مالیه، تنظیمگری و حتی ژئوپلیتیک را متحول میسازند.
💢انفجار رمزارز در ۲۰۲۴
🔹قیمت بیتکوین برخلاف سقوط تاریخی به ۱۶ هزار دلار در سال ۲۰۲۲، در سال ۲۰۲۴ ظرف سه ماه از ۴۰ هزار دلار به ۶۰ هزار دلار و در دسامبر به بالاتر از یکصدهزار دلار رسید که بخشی از این رشد، ناشی از صدور مجوز تشکیل صندوقهای قابل معامله (ETF) از بیتکوین و اتریوم توسط اداره کل اوراق بهادار دولت آمریکا است. در حال حاضر اندازه بازار رمزارز ایالات متحده حدود ۲.۸ تریلیون دلار است که قریب به ۶۰ درصد آن مربوط به بیتکوین است. اداره کل اوراق بهادار دولت آمریکا که در زمان زعامت «گری گنسلر» در خصوص رمزارز با رویکردی بدبینانه داشت، به یکباره در دوره جدید تغییر رویه داد و منجر به جلب سرمایهگذاری نهادی در رمزارزها و عدم پیگیری پروندههایی مانند کوینبیس و کراکن گردید. بنگاههای مالیه سنتی اکنون به شکلی فزاینده به رمزارز روی آوردهاند و صندوقهای بازنشستگی همچون ویسکانسن و میشیگان در حال حاضر بیتکوین نگهداری میکنند. در مقام مقایسه بد نیست توجه شود که ارزش مجموع چهار بانک بزرگ آمریکا -جیپی مورگان، بانک آمریکا، ولز فارگو و سیتیگروپ- در ابتدای ۲۰۲۵ به ۱.۵ تریلیون دلار رسید.
💢انقلاب رمزارز ترامپ
🔹دولت جدید ایالات متحده در حال پهنکردن فرش قرمز برای بازار رمزارز است. از میان برداشتن قوانین و اقدامات تنظیمگرانه، تحت اختیار گرفتن رمزارز توسط بانکها را تسهیل نموده و قانون «GENIUS» امکان انتشار رمزارزهای پایدار را برای شرکتهای بزرگ فناوری و بنگاههای خصوصی فراهم خواهد کرد. الیزابت وارن، نماینده آمریکایی، به درستی در خصوص این قانون تاکید نموده که آمریکا با این قانون به سرمایهداران مطرح اجازه میدهد که ارز خودشان را -بجز دلار آمریکا- ایجاد کنند. دولت آمریکا بسیاری از پروندههای تحقیق و تفحص در فرار مالیاتی یا قواعد تنظیمگری را متوقف کردند و در نهایت اینکه با اعلام برنامه ایجاد ذخیره راهبردی بیتکوین، در حقیقت با بهرهگیری از منابع مالیاتدهندگان یک حصار ایمنی برای نوسانات قیمتی رمزارز ایجاد نمودهاند.
💢ماشین سیاسی رمزارز
🔹رمزارزها لابیستهای قدرتمندی نیز در اختیار دارند و تنها در سال ۲۰۲۴، بیش از ۱۳۳ میلیون دلار برای انتخاب سیاستمداران دوستدار رمزارز یا شکست منتقدان، در نقاط مختلف ایالات متحده استفاده شده است. نکته این است که مسئله حمایت از رمزارز منحصر به جمهوری خواهان نیست و نمونههایی مانند کریستن جیلیبرند در حزب دموکرات وجود دارند که با پشتیبانی لابی رمزارز به قدرت رسیدهاند.
💢رمزارزهای پایدار
🔹رمزارزهای پایدار همچون تتر مبدل به پلی میان مالیه واقعی و بازار رمزارز شدهاند، هر چند که باید از آنها با عنوان بمب ساعتی یاد نمود. این ارزها، برخلاف نظام سنتی بانکی، هیچ نظارت مشخصی ندارند و موظف به نگهداری ذخایر احتیاطی نشدهاند. سقوط یک مورد از آنها، میتواند منجر به تقاضای فروش شدید در بازار سهام شده و کار را به مداخله بانک مرکزی آمریکا برساند. در نهایت اینکه شرکتهای بزرگ فناورانه مانند اینستاگرام و ایکس واقعا به دنبال تولید و توسعه ارز خود هستند و بدین ترتیب، پول هم در حال خصوصیسازی است.
💢جمعبندی
✅ به نظر میرسد که دولت جدید ایالات متحده به دنبال راه اندازی رمزارزهای پایدار (و نه ارزهای دیجیتال متکی بر بانکهای مرکزی همچون بایدن) در راستای حفظ برتری مالی خود است. با این وجود، ریسکهای بسیاری در این بازار وجود دارد. رویکرد محافظتشده چینیها به بازار رمزارز با رویکرد سهلگیرانه نوظهور در آمریکا به رمزارز یکسر متفاوت است و نمونههایی همچون ارز نمادین خاویر میلی و رسواییهای ناشی از آن نشان میدهد که بستر رمزارز در عرصه سیاسی ظرفیت بسیاری برای بحرانآفرینی خواهد داشت.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/568
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️ژاکوبن
#اکوتهران
#رمزارز #آمریکا
🔸کمتر بازاری همچون بازار رمزارزها ماهیت سفتهبازانه دارد و تجربه سقوط سال ۲۰۲۲، بیش از ۲ تریلیون دلار از این بازار در عمل محو شد. با این وجود، بازار رمزارزها اکنون کاملا احیا شده و به بالاترین رکوردهای خود دست یافته است. حالا، دولت آمریکا نیز کاملا به این بازار پیوسته است و قصد دارد با همه ابزارهای موجود مبادله آن را تبلیغ نماید. در یک مصاحبه بالنسبه مفصل با نشریه ژاکوبن، «راما واسودوان» روندی را تشریح نموده که در آن رمزارزها از یک ابزار فرعی در والاستریت به یک پروژه سیاسی تریلیون دلاری مبدل شده و قواعد مالیه، تنظیمگری و حتی ژئوپلیتیک را متحول میسازند.
💢انفجار رمزارز در ۲۰۲۴
🔹قیمت بیتکوین برخلاف سقوط تاریخی به ۱۶ هزار دلار در سال ۲۰۲۲، در سال ۲۰۲۴ ظرف سه ماه از ۴۰ هزار دلار به ۶۰ هزار دلار و در دسامبر به بالاتر از یکصدهزار دلار رسید که بخشی از این رشد، ناشی از صدور مجوز تشکیل صندوقهای قابل معامله (ETF) از بیتکوین و اتریوم توسط اداره کل اوراق بهادار دولت آمریکا است. در حال حاضر اندازه بازار رمزارز ایالات متحده حدود ۲.۸ تریلیون دلار است که قریب به ۶۰ درصد آن مربوط به بیتکوین است. اداره کل اوراق بهادار دولت آمریکا که در زمان زعامت «گری گنسلر» در خصوص رمزارز با رویکردی بدبینانه داشت، به یکباره در دوره جدید تغییر رویه داد و منجر به جلب سرمایهگذاری نهادی در رمزارزها و عدم پیگیری پروندههایی مانند کوینبیس و کراکن گردید. بنگاههای مالیه سنتی اکنون به شکلی فزاینده به رمزارز روی آوردهاند و صندوقهای بازنشستگی همچون ویسکانسن و میشیگان در حال حاضر بیتکوین نگهداری میکنند. در مقام مقایسه بد نیست توجه شود که ارزش مجموع چهار بانک بزرگ آمریکا -جیپی مورگان، بانک آمریکا، ولز فارگو و سیتیگروپ- در ابتدای ۲۰۲۵ به ۱.۵ تریلیون دلار رسید.
💢انقلاب رمزارز ترامپ
🔹دولت جدید ایالات متحده در حال پهنکردن فرش قرمز برای بازار رمزارز است. از میان برداشتن قوانین و اقدامات تنظیمگرانه، تحت اختیار گرفتن رمزارز توسط بانکها را تسهیل نموده و قانون «GENIUS» امکان انتشار رمزارزهای پایدار را برای شرکتهای بزرگ فناوری و بنگاههای خصوصی فراهم خواهد کرد. الیزابت وارن، نماینده آمریکایی، به درستی در خصوص این قانون تاکید نموده که آمریکا با این قانون به سرمایهداران مطرح اجازه میدهد که ارز خودشان را -بجز دلار آمریکا- ایجاد کنند. دولت آمریکا بسیاری از پروندههای تحقیق و تفحص در فرار مالیاتی یا قواعد تنظیمگری را متوقف کردند و در نهایت اینکه با اعلام برنامه ایجاد ذخیره راهبردی بیتکوین، در حقیقت با بهرهگیری از منابع مالیاتدهندگان یک حصار ایمنی برای نوسانات قیمتی رمزارز ایجاد نمودهاند.
💢ماشین سیاسی رمزارز
🔹رمزارزها لابیستهای قدرتمندی نیز در اختیار دارند و تنها در سال ۲۰۲۴، بیش از ۱۳۳ میلیون دلار برای انتخاب سیاستمداران دوستدار رمزارز یا شکست منتقدان، در نقاط مختلف ایالات متحده استفاده شده است. نکته این است که مسئله حمایت از رمزارز منحصر به جمهوری خواهان نیست و نمونههایی مانند کریستن جیلیبرند در حزب دموکرات وجود دارند که با پشتیبانی لابی رمزارز به قدرت رسیدهاند.
💢رمزارزهای پایدار
🔹رمزارزهای پایدار همچون تتر مبدل به پلی میان مالیه واقعی و بازار رمزارز شدهاند، هر چند که باید از آنها با عنوان بمب ساعتی یاد نمود. این ارزها، برخلاف نظام سنتی بانکی، هیچ نظارت مشخصی ندارند و موظف به نگهداری ذخایر احتیاطی نشدهاند. سقوط یک مورد از آنها، میتواند منجر به تقاضای فروش شدید در بازار سهام شده و کار را به مداخله بانک مرکزی آمریکا برساند. در نهایت اینکه شرکتهای بزرگ فناورانه مانند اینستاگرام و ایکس واقعا به دنبال تولید و توسعه ارز خود هستند و بدین ترتیب، پول هم در حال خصوصیسازی است.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/568
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👏2❤1👎1
🌐چین در آستانه از دست دادن کانال پاناما
#تحلیل_کوتاه
#چین #پاناما
#آمریکا
🔹از زمان آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، پاناما به محور سیاست مهار چین در آمریکای لاتین شده است. ترامپ در همان ابتدا کانال پاناما را «دارایی ملی حیاتی برای ایالات متحده» خواند و امکان اقدام نظامی برای تصاحب آن را رد نکرد. در نهایت فشارهای ترامپ و سپس پیت هگزت، وزیر دفاع منجر شد که پاناما با مطالبات آمریکا موافقت کرده و از ابتکار کمربند-جاده خارج شود. اکنون اگرچه به نظر میرسد چین تلاش میکند تا نفوذ خود را بر کانال حفظ کند، اما احتمال شکست این تلاشها پایین نیست.
🔸در راستای بهدستگیری کنترل کانال پاناما، شرکت چندملیتی آمریکایی بلکراک با حمایت ترامپ، رهبری کنسرسیومی را برای خرید ۹۰٪ سهام دو بندر بالبوآ و کریستوبال در کانال بر عهده گرفت. این بخشی از معامله گسترده بلکراک با سیکِی هاچیسون -هلدینگ هنگکنگی که از طریق یک شرکت تابعه اداره کانال را بر عهده دارد- بود تا با مبلغی به ارزش ۲۲.۸ میلیارد دلار ۴۳ بندر متعلق به هلدینگ را در ۲۳ کشور خریداری کند. این معامله در صورتی نهاییشدن به معنای پایان نفوذ چین بر کانال پاناما خواهد بود.
🔸با این حال، این پایان ماجرا نبود. رسانههای دولتی چین انتقادات متعددی را به روند موجود و خروج چین از این کانال بیان کردند. بنابر برخی گزارشها، چین انعقاد توافق را مشروط بر این کرد که کنسرسیوم مذکور، شامل شرکت کشتیرانی چینی کاسکو -که تحت مالکیت دولتی است- شود و حتی این شرکت حق وتو در تصمیمات کنسرسیوم برای کانال داشته باشد. در غیر این صورت، چین اجازه نخواهد داد که معاملهای میان بلکراک و هاچیسون صورت گیرد. علت اصلی این تهدید از سمت چین، حفظ حضور مؤثرش در کانال پاناما بود.
🔸حال، شکایت دفتر حسابرس کل پاناما علیه مقاماتی که توافق با هاچیسون را در سال ۲۰۲۱ تمدید کرده بودند، موضوع جدیدی است که بر پیچیدگی مسئله کانال افزوده است. حسابرس کل در این شکایت ادعا کرد که فرآیند تمدید توافق با نقض قوانین پاناما همراه بوده و مغایر با قانون اساسی کشور است. مشخص نیست که دیوان عالی پاناما چه تصمیمی در خصوص این شکایت میگیرد، اما اگر توافق را لغو کند، به این معنا است که هاچیسون مجبور خواهد بود برای کنترل مجدد کانال و عقد قرارداد با دولت پاناما در کنار دیگر شرکتها رقابت کند. این با توجه به معادلات سیاسی کنونی میان آمریکا و پاناما به معنای از دست دادن کانال و ورود بلکراک -یا دیگر شرکتهای آمریکایی- خواهد بود.
🔸اگرچه در ظاهر، این شکایت حقوقی و تصمیم احتمالی دیوان عالی نمایانگر استقلال پاناما است، اما در حقیقت بخشی از تلاش آمریکا برای کنترل کانال را نشان میدهد. در حقیقت، پاناما یک نمونه از کشورهای ضعیف و کوچک آمریکای لاتین است که برخلاف کشورهایی نظیر برزیل و مکزیک فاقد هرگونه توانایی برای مقاومت و حفظ استقلال خود در برابر آمریکا و ایجاد توازنی نسبی میان شرق و غرب هستند. به عبارت دیگر، قدرت بازیگری پاناما برای حفظ تعادل میان آمریکا و چین بسیار محدود است.
🔸آغاز مجدد نفوذ آمریکا بر کانال پاناما، پیوستی امنیتی نیز دارد. در آوریل ۲۰۲۵، آمریکا با پاناما یک تفاهمنامه همکاری امنیتی امضا کرد که شامل «آموزش حرفهای» نیروهای امنیتی پاناما توسط ارتش آمریکا و ظرفیتسازی برای این نیروها جهت حفظ امنیت «عملیات بیطرفانه کانال پاناما» میشد. این وضعیت در حالی است که چین تنها در کشورهای خاصی نظیر کوبا و نیکاراگوئه فعالیتهای امنیتی و نظامی برجستهای انجام داده و در باقی کشورها صرفاً روابط گسترده تجاری را اولویت قرار میدهد. در این شرایط، کشورهای ضعیفی همچون پاناما در برابر تهدیدات نظامی و امنیتی ترامپ ناچار به تسلیم و همراهی با واشنگتن هستند. نگرانی پاناما باتوجه به تجربه تاریخی نقض حاکمیت این کشور توسط آمریکا دو چندان میشود.
✅در صورتی که بلکراک موفق به کسب اداره کانال پاناما شود، موفقیت کمی برای ترامپ در رقابت جهانی میان آمریکا و چین نخواهد بود؛ چراکه ضربه مهمی به نفوذ چین در آمریکای لاتین محسوب میشود. با این حال، این موفقیت را باید ذیل دو پرسش کلان بررسی کرد: آمریکا چه برنامهای برای تجارت گسترده چین با دیگر کشورهای آمریکای لاتین دارد؟ و آمریکا با همکاریهای نظامی و امنیتی عمیق این کشور با برخی کشورهای کارائیب نظیر کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا چه خواهد کرد؟ ترامپ تاکنون نه تنها نتوانسته کشورهای منطقه را از چین دور کند، بلکه با جنگ تعرفهای ممکن است آنها را به یکدیگر نزدیک کند. دیگر کشورها همچون پاناما رفتار نخواهند کرد و ترامپ نیازمند برنامه دیگری برای تمامی آمریکای لاتین است.
✅اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/569
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تحلیل_کوتاه
#چین #پاناما
#آمریکا
🔹از زمان آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، پاناما به محور سیاست مهار چین در آمریکای لاتین شده است. ترامپ در همان ابتدا کانال پاناما را «دارایی ملی حیاتی برای ایالات متحده» خواند و امکان اقدام نظامی برای تصاحب آن را رد نکرد. در نهایت فشارهای ترامپ و سپس پیت هگزت، وزیر دفاع منجر شد که پاناما با مطالبات آمریکا موافقت کرده و از ابتکار کمربند-جاده خارج شود. اکنون اگرچه به نظر میرسد چین تلاش میکند تا نفوذ خود را بر کانال حفظ کند، اما احتمال شکست این تلاشها پایین نیست.
🔸در راستای بهدستگیری کنترل کانال پاناما، شرکت چندملیتی آمریکایی بلکراک با حمایت ترامپ، رهبری کنسرسیومی را برای خرید ۹۰٪ سهام دو بندر بالبوآ و کریستوبال در کانال بر عهده گرفت. این بخشی از معامله گسترده بلکراک با سیکِی هاچیسون -هلدینگ هنگکنگی که از طریق یک شرکت تابعه اداره کانال را بر عهده دارد- بود تا با مبلغی به ارزش ۲۲.۸ میلیارد دلار ۴۳ بندر متعلق به هلدینگ را در ۲۳ کشور خریداری کند. این معامله در صورتی نهاییشدن به معنای پایان نفوذ چین بر کانال پاناما خواهد بود.
🔸با این حال، این پایان ماجرا نبود. رسانههای دولتی چین انتقادات متعددی را به روند موجود و خروج چین از این کانال بیان کردند. بنابر برخی گزارشها، چین انعقاد توافق را مشروط بر این کرد که کنسرسیوم مذکور، شامل شرکت کشتیرانی چینی کاسکو -که تحت مالکیت دولتی است- شود و حتی این شرکت حق وتو در تصمیمات کنسرسیوم برای کانال داشته باشد. در غیر این صورت، چین اجازه نخواهد داد که معاملهای میان بلکراک و هاچیسون صورت گیرد. علت اصلی این تهدید از سمت چین، حفظ حضور مؤثرش در کانال پاناما بود.
🔸حال، شکایت دفتر حسابرس کل پاناما علیه مقاماتی که توافق با هاچیسون را در سال ۲۰۲۱ تمدید کرده بودند، موضوع جدیدی است که بر پیچیدگی مسئله کانال افزوده است. حسابرس کل در این شکایت ادعا کرد که فرآیند تمدید توافق با نقض قوانین پاناما همراه بوده و مغایر با قانون اساسی کشور است. مشخص نیست که دیوان عالی پاناما چه تصمیمی در خصوص این شکایت میگیرد، اما اگر توافق را لغو کند، به این معنا است که هاچیسون مجبور خواهد بود برای کنترل مجدد کانال و عقد قرارداد با دولت پاناما در کنار دیگر شرکتها رقابت کند. این با توجه به معادلات سیاسی کنونی میان آمریکا و پاناما به معنای از دست دادن کانال و ورود بلکراک -یا دیگر شرکتهای آمریکایی- خواهد بود.
🔸اگرچه در ظاهر، این شکایت حقوقی و تصمیم احتمالی دیوان عالی نمایانگر استقلال پاناما است، اما در حقیقت بخشی از تلاش آمریکا برای کنترل کانال را نشان میدهد. در حقیقت، پاناما یک نمونه از کشورهای ضعیف و کوچک آمریکای لاتین است که برخلاف کشورهایی نظیر برزیل و مکزیک فاقد هرگونه توانایی برای مقاومت و حفظ استقلال خود در برابر آمریکا و ایجاد توازنی نسبی میان شرق و غرب هستند. به عبارت دیگر، قدرت بازیگری پاناما برای حفظ تعادل میان آمریکا و چین بسیار محدود است.
🔸آغاز مجدد نفوذ آمریکا بر کانال پاناما، پیوستی امنیتی نیز دارد. در آوریل ۲۰۲۵، آمریکا با پاناما یک تفاهمنامه همکاری امنیتی امضا کرد که شامل «آموزش حرفهای» نیروهای امنیتی پاناما توسط ارتش آمریکا و ظرفیتسازی برای این نیروها جهت حفظ امنیت «عملیات بیطرفانه کانال پاناما» میشد. این وضعیت در حالی است که چین تنها در کشورهای خاصی نظیر کوبا و نیکاراگوئه فعالیتهای امنیتی و نظامی برجستهای انجام داده و در باقی کشورها صرفاً روابط گسترده تجاری را اولویت قرار میدهد. در این شرایط، کشورهای ضعیفی همچون پاناما در برابر تهدیدات نظامی و امنیتی ترامپ ناچار به تسلیم و همراهی با واشنگتن هستند. نگرانی پاناما باتوجه به تجربه تاریخی نقض حاکمیت این کشور توسط آمریکا دو چندان میشود.
✅در صورتی که بلکراک موفق به کسب اداره کانال پاناما شود، موفقیت کمی برای ترامپ در رقابت جهانی میان آمریکا و چین نخواهد بود؛ چراکه ضربه مهمی به نفوذ چین در آمریکای لاتین محسوب میشود. با این حال، این موفقیت را باید ذیل دو پرسش کلان بررسی کرد: آمریکا چه برنامهای برای تجارت گسترده چین با دیگر کشورهای آمریکای لاتین دارد؟ و آمریکا با همکاریهای نظامی و امنیتی عمیق این کشور با برخی کشورهای کارائیب نظیر کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا چه خواهد کرد؟ ترامپ تاکنون نه تنها نتوانسته کشورهای منطقه را از چین دور کند، بلکه با جنگ تعرفهای ممکن است آنها را به یکدیگر نزدیک کند. دیگر کشورها همچون پاناما رفتار نخواهند کرد و ترامپ نیازمند برنامه دیگری برای تمامی آمریکای لاتین است.
✅اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/569
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
👍5👎4❤3
♦️تغییر مسیر توافقات ابراهیم پس از جنگ غزه
◼️مرکز اسبار
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔸در پی توافقات ابراهیم که در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰ در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ امضا شدند، روابط اسرائیل با امارات، بحرین و سپس مراکش به سطح معاهدات صلح و همکاری اقتصادی و دیپلماتیک ارتقا یافت و اسرائیل روند عادیسازی با سودان را آغاز کرد، هرچند ناآرامیهای داخلی مانع تکمیل آن شد.
🔹این توافقات از منظر آمریکا جایگاه واشنگتن را تقویت و نفوذ چین را محدود کرد و دولت بایدن نیز از آنها حمایت نمود، اما پس از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و یورش اسرائیل به غزه، تلاشها برای گسترش عادیسازی متوقف شد.
💢پایداری توافقات ابراهیم
🔹توافقات ابراهیم با تشدید تنشها عمدتاً به روابط رسمی و همکاریهای محدود تجاری کاهش یافت و تعاملات مردمی کاهش یا متوقف شد، همزمان مخالفتهای مردمی با عادیسازی در جوامع عربی افزایش یافت.
🔹 با این حال، توافقها به دلیل منافع راهبردی طرفها همچنان باقی ماندند. امارات روابط دیپلماتیک و تجاری خود با اسرائیل را حفظ کرد و پروژههای مشترک اقتصادی و فناوری، از جمله شراکت «I2U2»، ادامه یافت، اگرچه برخی پروژهها مانند میدان گازی دریایی موقتاً به تعلیق درآمدند. بحرین نیز باوجود حجم محدود تجارت، تعهد خود به توافقها را حفظ کرد.
🔹مراکش عادیسازی روابطش را به مسئله صحرای غربی پیوند زده و در سال ۲۰۲۱ یادداشت تفاهم دفاعی امضا کرد. عربستان پیش از جنگ غزه در مسیر نزدیکی به اسرائیل بود، اما پس از اکتبر ۲۰۲۳ موضع انتقادی گرفت و شرط خود را بر تعهد اسرائیل به تشکیل کشور فلسطین اعلام کرد.
💢تغییر واقعیتها در خاورمیانه
🔹تغییرات منطقهای و توافق تاریخی عربستان و ایران در ۲۰۲۳، نیاز به «چتر امنیتی» ضد ایران را کاهش داد و موجب تضعیف یکی از اصلیترین توجیهات توافقات ابراهیم شد. حملات اسرائیل به حماس، کاهش نفوذ حزبالله و فروپاشی حکومت اسد، نقاط ضعف ایران را آشکار ساخت و تهران را به سوی همکاری بیشتر با محیط عربی خود سوق داد.
🔹ایران طرح «مودّت» را به عنوان جایگزینی متوازن برای توافقات ابراهیم ارائه کرد که اسرائیل را کنار میگذارد. تنها راهکار عملی برای آشتی مسیرهای متعارض منطقهای، توافق جامع میان آمریکا و ایران است. بازگشت ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵ و گرایش او به مذاکره با تهران، تحریمهای فعلی آمریکا را به ابزاری برای بازگرداندن ایران به میز مذاکرات تبدیل کرده است. موفقیت یا شکست این مذاکرات، نقش فلسطین و روند گسترش توافقات را تعیین میکند.
🔹ترکیه نیز در پی تشدید جنگ غزه، تجارت با اسرائیل را متوقف و با تقویت تصویر خود بهعنوان مدافع فلسطین، نفوذ ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک خود در منطقه را افزایش داد. پروژه «جاده توسعه عراق» ترکیه، جایگزینی برای کریدور هند–خاورمیانه–اروپا ایجاد کرد و با حمایت گروههای سوریه، نفوذ آنکارا را گسترش داد.
💢خاورمیانه در جهانی چندقطبی
🔹رقابت آمریکا و چین و شکلگیری بلوکهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک مانند «گروه هفت»، «بریکس+» و «اوپک+» موجب کاهش تمایل به چارچوبهای تحت حمایت آمریکا، از جمله توافقات ابراهیم، شده است. تلاش چین و روسیه برای جایگزینی دلار در تجارت جهانی و ترویج یوان به ویژه در نفت، و توسعه ارزهای دیجیتال توسط امارات، موجب کاهش وابستگی به دلار و هدایت داراییها به پروژههای «کمربند و جاده» و همسویی با «بریکس+» شده است.
🔹در حوزه انرژی و فناوری، چین به بازیگری اصلی اقتصاد سبز و تحول دیجیتال جهانی تبدیل شده و با شرکتهای بزرگ خود و ابتکار «جاده ابریشم دیجیتال»، پروژههای کربنزدایی و فناوریهای پیشرفته را در خاورمیانه توسعه داده است. در مقابل، همکاری فناورانه اسرائیل و چین کاهش یافته است. این تحولات، جذابیت چارچوبهای مرتبط با توافقات ابراهیم را کاهش داده و گرایش به چندقطبیشدن اقتصاد و ژئوپلیتیک را تشدید کرده است.
🔹در چنین شرایطی، عربستان و امارات برای محافظت از منافع خود به سوی ائتلافهای چندقطبی گرایش دارند، در حالی که روابط خود با آمریکا را حفظ میکنند. امارات، چرخش به سوی آسیا و چین را با حفظ شراکت امنیتی با واشنگتن و سرمایهگذاریهای گسترده در آمریکا متوازن کرده است.
✅ عربستان نیز از تردید واشنگتن در تضمین امنیتی، به شراکت با چین و روسیه روی آورده و با نقش محوری در اوپک+ و سازمان همکاری شانگهای، ظرفیت ژئوپلیتیکی خود را تقویت کرده است، هرچند همچنان به شراکت بلندمدت با آمریکا پایبند است و از دیپلماسی معاملاتی ترامپ مانند میزبانی مذاکرات صلح روسیه و اوکراین. بهره میبرد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/570
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مرکز اسبار
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔸در پی توافقات ابراهیم که در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰ در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ امضا شدند، روابط اسرائیل با امارات، بحرین و سپس مراکش به سطح معاهدات صلح و همکاری اقتصادی و دیپلماتیک ارتقا یافت و اسرائیل روند عادیسازی با سودان را آغاز کرد، هرچند ناآرامیهای داخلی مانع تکمیل آن شد.
🔹این توافقات از منظر آمریکا جایگاه واشنگتن را تقویت و نفوذ چین را محدود کرد و دولت بایدن نیز از آنها حمایت نمود، اما پس از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و یورش اسرائیل به غزه، تلاشها برای گسترش عادیسازی متوقف شد.
💢پایداری توافقات ابراهیم
🔹توافقات ابراهیم با تشدید تنشها عمدتاً به روابط رسمی و همکاریهای محدود تجاری کاهش یافت و تعاملات مردمی کاهش یا متوقف شد، همزمان مخالفتهای مردمی با عادیسازی در جوامع عربی افزایش یافت.
🔹 با این حال، توافقها به دلیل منافع راهبردی طرفها همچنان باقی ماندند. امارات روابط دیپلماتیک و تجاری خود با اسرائیل را حفظ کرد و پروژههای مشترک اقتصادی و فناوری، از جمله شراکت «I2U2»، ادامه یافت، اگرچه برخی پروژهها مانند میدان گازی دریایی موقتاً به تعلیق درآمدند. بحرین نیز باوجود حجم محدود تجارت، تعهد خود به توافقها را حفظ کرد.
🔹مراکش عادیسازی روابطش را به مسئله صحرای غربی پیوند زده و در سال ۲۰۲۱ یادداشت تفاهم دفاعی امضا کرد. عربستان پیش از جنگ غزه در مسیر نزدیکی به اسرائیل بود، اما پس از اکتبر ۲۰۲۳ موضع انتقادی گرفت و شرط خود را بر تعهد اسرائیل به تشکیل کشور فلسطین اعلام کرد.
💢تغییر واقعیتها در خاورمیانه
🔹تغییرات منطقهای و توافق تاریخی عربستان و ایران در ۲۰۲۳، نیاز به «چتر امنیتی» ضد ایران را کاهش داد و موجب تضعیف یکی از اصلیترین توجیهات توافقات ابراهیم شد. حملات اسرائیل به حماس، کاهش نفوذ حزبالله و فروپاشی حکومت اسد، نقاط ضعف ایران را آشکار ساخت و تهران را به سوی همکاری بیشتر با محیط عربی خود سوق داد.
🔹ایران طرح «مودّت» را به عنوان جایگزینی متوازن برای توافقات ابراهیم ارائه کرد که اسرائیل را کنار میگذارد. تنها راهکار عملی برای آشتی مسیرهای متعارض منطقهای، توافق جامع میان آمریکا و ایران است. بازگشت ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵ و گرایش او به مذاکره با تهران، تحریمهای فعلی آمریکا را به ابزاری برای بازگرداندن ایران به میز مذاکرات تبدیل کرده است. موفقیت یا شکست این مذاکرات، نقش فلسطین و روند گسترش توافقات را تعیین میکند.
🔹ترکیه نیز در پی تشدید جنگ غزه، تجارت با اسرائیل را متوقف و با تقویت تصویر خود بهعنوان مدافع فلسطین، نفوذ ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک خود در منطقه را افزایش داد. پروژه «جاده توسعه عراق» ترکیه، جایگزینی برای کریدور هند–خاورمیانه–اروپا ایجاد کرد و با حمایت گروههای سوریه، نفوذ آنکارا را گسترش داد.
💢خاورمیانه در جهانی چندقطبی
🔹رقابت آمریکا و چین و شکلگیری بلوکهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک مانند «گروه هفت»، «بریکس+» و «اوپک+» موجب کاهش تمایل به چارچوبهای تحت حمایت آمریکا، از جمله توافقات ابراهیم، شده است. تلاش چین و روسیه برای جایگزینی دلار در تجارت جهانی و ترویج یوان به ویژه در نفت، و توسعه ارزهای دیجیتال توسط امارات، موجب کاهش وابستگی به دلار و هدایت داراییها به پروژههای «کمربند و جاده» و همسویی با «بریکس+» شده است.
🔹در حوزه انرژی و فناوری، چین به بازیگری اصلی اقتصاد سبز و تحول دیجیتال جهانی تبدیل شده و با شرکتهای بزرگ خود و ابتکار «جاده ابریشم دیجیتال»، پروژههای کربنزدایی و فناوریهای پیشرفته را در خاورمیانه توسعه داده است. در مقابل، همکاری فناورانه اسرائیل و چین کاهش یافته است. این تحولات، جذابیت چارچوبهای مرتبط با توافقات ابراهیم را کاهش داده و گرایش به چندقطبیشدن اقتصاد و ژئوپلیتیک را تشدید کرده است.
🔹در چنین شرایطی، عربستان و امارات برای محافظت از منافع خود به سوی ائتلافهای چندقطبی گرایش دارند، در حالی که روابط خود با آمریکا را حفظ میکنند. امارات، چرخش به سوی آسیا و چین را با حفظ شراکت امنیتی با واشنگتن و سرمایهگذاریهای گسترده در آمریکا متوازن کرده است.
🌐https://institutetehran.com/art/570
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤4👎2
#مقاله_تحلیلی
#تحولات_منطقه
📝محمدرضا مرادی
🔹رویای «اسرائیل بزرگ» بهعنوان یک آرمان تاریخی و سیاسی از ادعاهای دینی مبتنی بر متون توراتی تا جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی مدرن در قلب گفتمان سیاسی اسرائیل و تنشهای منطقهای قرار داشته است. اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که با صراحت از پیوند عمیق خود با این آرمان سخن گفت، بار دیگر این ایده را به کانون توجهات منطقهای و جهانی بازگرداند.
💢ریشهها
🔸صهیونیست ها مدعی هستند که این ایده ریشه در متون توراتی دارد، بهویژه «سفر پیدایش» که در آن خداوند به حضرت ابراهیم (ع) وعده سرزمینی وسیع از نهر مصر تا فرات را میدهد.
🔸در اواخر قرن نوزدهم تئودور هرتزل بنیانگذار جنبش صهیونیست، این مفهوم را در چارچوبی مدرن بازتعریف کرد. او در کنفرانس بازل (۱۸۹۷) تأسیس یک دولت یهودی را پیشنهاد کرد که میتوانست فراتر از فلسطین، مناطق استراتژیک خاورمیانه را در بر گیرد.
🔸جریان صهیونیسم تجدیدنظرطلب به رهبری زیو ژابوتینسکی یکی از رهبران جنبش صهیونیسم و پدر معنوی حزب لیکود، این آرمان را با شعار «هر دو ساحل اردن از آن ماست» تقویت کرد.
🔸طرح یینون در ۱۹۸۲ با پیشنهاد تجزیه کشورهای عربی به دولتهای کوچکتر بر اساس خطوط قومی و مذهبی، این آرمان را به یک استراتژی ژئوپلیتیکی تبدیل کرد.
💢محدوده سرزمینی
🔸این طرح در گستردهترین تفسیر خود، سرزمینی از نیل تا فرات را شامل میشود که کشورهای متعددی را در بر میگیرد. طبق گزارشهای موجود، این طرح ادعای اشغال کامل فلسطین تاریخی، اردن و لبنان را دارد. همچنین حدود ۷۵درصد از خاک سوریه ، ۴۵درصد از عراق، ۴۰درصد از عربستان و ۳۰درصد از مصر و بخش هایی از کویت را هدف قرار داده است. برخی تفاسیر افراطیتر حتی بخشهایی از ترکیه و سودان را نیز شامل میشوند.
💢اقدامات اسرائیل در راستای اجرای ایده
🔸اسرائیل از طریق مجموعهای از اقدامات نظامی، سیاسی و اقتصادی به دنبال تحقق این ایده بوده که شامل موارد زیر است:
اشغال سرزمینها و الحاق یکجانبه: جنگ ۱۹۶۷ نقطه آغاز گسترش سرزمینی اسرائیل بود. بیتالمقدس شرقی و بلندیهای جولان با قوانین یکجانبهای بهطور رسمی به اسرائیل ملحق شدند و کرانه باختری بدون اعلام رسمی الحاق اما با کنترل عملی از طریق شهرکسازی تحت اشغال مستقیم باقی ماند.
عملیات نظامی و ایجاد مناطق حائل: جنگ غزه و عملیات نظامی در جنوب لبنان و سوریه با هدف تضعیف گروههای مقاومت و ایجاد مناطق حائل را میتوان در همین چارچوب تلقی کرد.
ائتلافهای استراتژیک: همکاری با گروههای اقلیت مانند کردها و دروزیها از جمله حمایت از نیروهای دموکراتیک سوریه، برای ایجاد کمربند امنیتی در شرق فرات و گسترش نفوذ اسرائیل دنبال میشود.
💢جایگاه در استراتژیهای کلان اسرائیل
🔸ایده «اسرائیل بزرگ» در استراتژیهای کلان اسرائیل جایگاهی محوری دارد و ترکیبی از باورهای ایدئولوژیک و محاسبات عملگرایانه را در بر میگیرد. اسرائیل از این طریق به دنبال مشروعیتبخشی دینی و سیاسی خود در داخل و همچنین تضعیف رقبای منطقهای از طریق استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» است.
💢چشمانداز ایده اسرائیل بزرگ
🔸حامیان «اسرائیل بزرگ» معتقدند برتری نظامی اسرائیل و حمایت غرب بهویژه به رسمیت شناختن جولان و بیتالمقدس توسط آمریکا این پروژه را تقویت کرده است. اقدامات عملی مانند شهرکسازی گسترده، تصمیم کنست در ژوئیه ۲۰۲۵ برای الحاق کرانه باختری، نشانههایی از پیشرفت این ایده هستند. ضعف دولتهای عربی پس از تحولات منطقهای نیز فضایی برای نفوذ بیشتر اسرائیل فراهم کرده است. همچنین حمایت دیپلماتیک و نظامی غرب بهویژه از سوی آمریکا، به اسرائیل امکان داده تا سیاستهای توسعهطلبانه خود را با هزینه کمتری پیش ببرد.
🔸با وجود این، پروژه «اسرائیل بزرگ» با موانع متعددی مواجه است که تحقق کامل آن را به چالشی پیچیده تبدیل میکند. ناتوانی اسرائیل در حفظ کنترل بر سینا (۱۹۷۹) و جنوب لبنان (۲۰۰۰) نشاندهنده محدودیتهای نظامی و سیاسی این رژیم در حفظ سرزمینهای اشغالی است. این موضوع به جنبشهایی مانند تحریم، سلب سرمایهگذاری و تحریمها (BDS) فرصت داده تا اسرائیل را بهعنوان یک رژیم آپارتاید معرفی کنند. از سوی دیگر اظهارات نتانیاهو موجی از محکومیتهای عربی و اسلامی را برانگیخت.
💢نتیجه
🌐https://institutetehran.com/art/571
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤1
♦️چطور آتشبس میتواند امنیت اوکراین و ناتو را تقویت کند؟
◼️شورای روابط خارجی
📝پاول استارز
#تهران_ریویو
#روسیه
#اوکراین
🔹تلاشهای ترامپ برای پایان سریع جنگ اوکراین تاکنون به نتیجه نرسیده و حتی نشست اخیر او با ولادیمیر پوتین در اوت ۲۰۲۵ نیز نشان داد که فاصله مواضع دو طرف آنقدر عمیق است که تحقق آتشبس یا صلح پایدار در کوتاهمدت دور از انتظار به نظر میرسد. با این حال، تعویق در برنامهریزی برای آتشبس اقدامی نادرست است؛ چرا که از یکسو ممکن است شرایط بهطور ناگهانی برای صلح فراهم شود و از سوی دیگر، طراحی دقیق و هوشمندانه میتواند نگرانیهای امنیتی هر دو طرف را کاهش دهد. برای اوکراین، اصلیترین دغدغه در هر توافق خطر تهاجم دوباره روسیه است. ازاینرو، ضروری است توجه ویژهای به این پرسش شود که یک آتشبس چگونه میتواند توان بازدارندگی اوکراین را در برابر تجاوزات احتمالی آینده روسیه تقویت کند.
💢عناصر مطلوب یک آتشبس
🔸آتشبس در اوکراین نباید صرفاً توقف موقت جنگ باشد، بلکه باید پایهای برای توافق صلح پایدار شود؛ هرچند در کوتاهمدت رسیدن به معاهده جامع دشوار است، اما میتوان ترتیبات موقتی ایجاد کرد که ضمن کاهش احتمال درگیری مجدد، به موضوعاتی مانند رفتوآمد غیرنظامیان نیز بپردازد. در این میان، نگرانی اصلی اوکراین این است که روسیه با توجه به پافشاریاش بر بیطرفی و غیرنظامیسازی اوکراین و جلوگیری از عضویتش در ناتو، از آتشبس برای تجدید قوا و تداوم حملات استفاده کند.
🔸پر کردن شکاف میان این مواضع کار آسانی نخواهد بود، اما چارچوبهایی برای یک آتشبس مورد قبول دو طرف وجود دارد. بر اساس این چارچوبها، اوکراین کنترل بالفعل (اما نه رسمی) روسیه بر مناطق اشغالی کنونی را میپذیرد و از عضویت آینده در ناتو صرفنظر میکند؛ در مقابل، روسیه حق اوکراین برای دفاع از خود و در صورت امکان، حضور ناظران بینالمللی آتشبس را قبول میکند.
💢بازدارندگی در برابر تجاوز دوباره
🔸با این حال، این شرایط بدون تضمین امنیتی به اوکراین از سوی ناتو همچنان خطر حمله روسیه به اوکراین را رفع نمیکند. در نتیجه هر آتشبس یا توافق صلح احتمالی باید بهگونهای طراحی شود که هزینه بازگشت دوباره روسیه به تجاوز آنقدر سنگین باشد که عملاً غیرقابل تحمل شود. در ادامه ترکیبی از اقداماتی که میتواند منجر به چنین نتیجهای شود ذکر میشود:
🔸برای بازدارندگی مؤثر، باید هزینه سیاسی، اقتصادی و نظامی نقض توافق آتشبس یا صلح برای روسیه بهقدری بالا برود که مسکو از این کار منصرف شود؛ از نظر سیاسی، جلب مشارکت قدرتهایی مانند چین و هند بهعنوان ضامن و حتی نیروی نظارتی بینالمللی میتواند انزوای روسیه را پرهزینهتر کند؛ از نظر اقتصادی، هرگونه تخفیف در تحریمها باید مشروط به پایبندی کامل مسکو باشد و سازوکار بازگشت سریع تحریمها همانند توافق هستهای ایران پیشبینی شود؛ و از نظر نظامی، توافق باید بهگونهای طراحی شود که مانع تجمیع قدرت تهاجمی روسیه شود و در عین حال توان دفاعی اوکراین را تقویت کند تا احتمال حمله مجدد برای مسکو بسیار پرهزینه باشد.
🔸برای تضمین کارآمدی یک آتشبس، دو راهبرد پیشنهاد میشود: نخست، محدودسازی اقدامات تهاجمی با محدود کردن توانایی هر یک از طرفین برای تجمیع نیروها بهگونهای پنهانی است. دوم، تقویت توان دفاعی اوکراین از طریق اجازه ساخت استحکامات، موانع و میادین مین، بدون محدود کردن آزادی عمل است. با اینکه محور اصلی آنها رفع نگرانیهای امنیتی اوکراین است، اما روسیه نیز متقابلاً خواستار تضمینهایی خواهد شد تا اوکراین نتواند آتشبس را نقض کند. در نتیجه همین مفاد باید جوری به سرانجام برسد که توانایی اوکراین برای اقدام تهاجمی و نقض آتشبس را بسیار محدود کند.
✅ ایالات متحده و شرکای اوکراین باید با تمام توان از اوکراین در مذاکرات آتی برای آتشبس یا پایان پایدار جنگ حمایت کنند، حمایتی که نیازمند دیپلماسی خلاقانه برای تضمین آینده این کشور است؛ هرچند چشمانداز این مذاکرات در حال حاضر ضعیف به نظر میرسد، اما برنامهریزی زودهنگام، بهویژه برای گنجاندن مفادی در توافق که امنیت بلندمدت اوکراین را تضمین کند، ضروری است. بر این اساس باید یک گروه کاری میانسازمانی در آمریکا و یک گروه کاری مکمل در ناتو تشکیل شود که نمایندگان اوکراین نیز در آن مشارکت داشته باشند؛ این گروهها ضمن تمرکز بر آمادگی اوکراین برای مذاکرات آتی، باید در نظر داشته باشند که ایجاد یک خط کنترل پایدار در اوکراین میتواند الگویی سودمند برای مدیریت مرز طولانی ناتو و روسیه برای کاهش خطر درگیری باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/572
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️شورای روابط خارجی
📝پاول استارز
#تهران_ریویو
#روسیه
#اوکراین
🔹تلاشهای ترامپ برای پایان سریع جنگ اوکراین تاکنون به نتیجه نرسیده و حتی نشست اخیر او با ولادیمیر پوتین در اوت ۲۰۲۵ نیز نشان داد که فاصله مواضع دو طرف آنقدر عمیق است که تحقق آتشبس یا صلح پایدار در کوتاهمدت دور از انتظار به نظر میرسد. با این حال، تعویق در برنامهریزی برای آتشبس اقدامی نادرست است؛ چرا که از یکسو ممکن است شرایط بهطور ناگهانی برای صلح فراهم شود و از سوی دیگر، طراحی دقیق و هوشمندانه میتواند نگرانیهای امنیتی هر دو طرف را کاهش دهد. برای اوکراین، اصلیترین دغدغه در هر توافق خطر تهاجم دوباره روسیه است. ازاینرو، ضروری است توجه ویژهای به این پرسش شود که یک آتشبس چگونه میتواند توان بازدارندگی اوکراین را در برابر تجاوزات احتمالی آینده روسیه تقویت کند.
💢عناصر مطلوب یک آتشبس
🔸آتشبس در اوکراین نباید صرفاً توقف موقت جنگ باشد، بلکه باید پایهای برای توافق صلح پایدار شود؛ هرچند در کوتاهمدت رسیدن به معاهده جامع دشوار است، اما میتوان ترتیبات موقتی ایجاد کرد که ضمن کاهش احتمال درگیری مجدد، به موضوعاتی مانند رفتوآمد غیرنظامیان نیز بپردازد. در این میان، نگرانی اصلی اوکراین این است که روسیه با توجه به پافشاریاش بر بیطرفی و غیرنظامیسازی اوکراین و جلوگیری از عضویتش در ناتو، از آتشبس برای تجدید قوا و تداوم حملات استفاده کند.
🔸پر کردن شکاف میان این مواضع کار آسانی نخواهد بود، اما چارچوبهایی برای یک آتشبس مورد قبول دو طرف وجود دارد. بر اساس این چارچوبها، اوکراین کنترل بالفعل (اما نه رسمی) روسیه بر مناطق اشغالی کنونی را میپذیرد و از عضویت آینده در ناتو صرفنظر میکند؛ در مقابل، روسیه حق اوکراین برای دفاع از خود و در صورت امکان، حضور ناظران بینالمللی آتشبس را قبول میکند.
💢بازدارندگی در برابر تجاوز دوباره
🔸با این حال، این شرایط بدون تضمین امنیتی به اوکراین از سوی ناتو همچنان خطر حمله روسیه به اوکراین را رفع نمیکند. در نتیجه هر آتشبس یا توافق صلح احتمالی باید بهگونهای طراحی شود که هزینه بازگشت دوباره روسیه به تجاوز آنقدر سنگین باشد که عملاً غیرقابل تحمل شود. در ادامه ترکیبی از اقداماتی که میتواند منجر به چنین نتیجهای شود ذکر میشود:
🔸برای بازدارندگی مؤثر، باید هزینه سیاسی، اقتصادی و نظامی نقض توافق آتشبس یا صلح برای روسیه بهقدری بالا برود که مسکو از این کار منصرف شود؛ از نظر سیاسی، جلب مشارکت قدرتهایی مانند چین و هند بهعنوان ضامن و حتی نیروی نظارتی بینالمللی میتواند انزوای روسیه را پرهزینهتر کند؛ از نظر اقتصادی، هرگونه تخفیف در تحریمها باید مشروط به پایبندی کامل مسکو باشد و سازوکار بازگشت سریع تحریمها همانند توافق هستهای ایران پیشبینی شود؛ و از نظر نظامی، توافق باید بهگونهای طراحی شود که مانع تجمیع قدرت تهاجمی روسیه شود و در عین حال توان دفاعی اوکراین را تقویت کند تا احتمال حمله مجدد برای مسکو بسیار پرهزینه باشد.
🔸برای تضمین کارآمدی یک آتشبس، دو راهبرد پیشنهاد میشود: نخست، محدودسازی اقدامات تهاجمی با محدود کردن توانایی هر یک از طرفین برای تجمیع نیروها بهگونهای پنهانی است. دوم، تقویت توان دفاعی اوکراین از طریق اجازه ساخت استحکامات، موانع و میادین مین، بدون محدود کردن آزادی عمل است. با اینکه محور اصلی آنها رفع نگرانیهای امنیتی اوکراین است، اما روسیه نیز متقابلاً خواستار تضمینهایی خواهد شد تا اوکراین نتواند آتشبس را نقض کند. در نتیجه همین مفاد باید جوری به سرانجام برسد که توانایی اوکراین برای اقدام تهاجمی و نقض آتشبس را بسیار محدود کند.
🌐https://institutetehran.com/art/572
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2👎2
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
🔹چندی پیش تروئیکای اروپایی با ارسال نامهای در چارچوب برجام اعلام کردند که در صورت شکست روند دیپلماسی هستهای، امکان رجوع به «مکانیسم ماشه» را مدنظر دارند. این سازوکار بهعنوان بخش کلیدی برجام طراحی شد تا در صورت تشخیص نقض تعهدات، زمینه بازگشت تحریمهای بینالمللی ذیل شورای امنیت سازمان ملل را فراهم کند. در صورت فعالشدن این مکانیسم، فصل تازهای از تشدید تنش و افزایش عدمقطعیت در روابط ایران و اروپا آغاز میشود. در ادامه، آثار آن از منظر روابط امنیتی، اقتصادی و سیاسی بررسی میگردد.
💢از دست دادن اهرم یا پایان روابط؟
🔸تروئیکای اروپایی در صورت فعالسازی مکانیسم ماشه، عملاً روابط خود با ایران را به سطحی از قطع یا کاهش جدی تعاملات اقتصادی و سیاسی تنزل خواهند داد و زمینه لازم برای تشدید تنش و حتی احتمال خروج تهران از معاهده NPT را فراهم میکنند. در مقابل، اگر اروپا از این اقدام خودداری کرده و اجازه دهد مهلت فعالسازی به پایان برسد، یکی از مهمترین ابزارهای فشار و اهرمهای چانهزنی خود را از دست خواهد داد و دیگر نفوذ پیشین در مذاکرات را نخواهد داشت.
با وجود اینکه اروپا به دنبال تمدید موقت مهلت ماشه است تا بتواند در این میان به راه حل دیپلماتیکی با ایران دست پیدا کند اما این مسئله همچنان دو راهی ذکر شده را حل نمیکند. در واقع، اروپا در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار دارد که شامل حفظ اهرم فشار برای مذاکرات آینده یا پرهیز از تشدید تنش و فروپاشی کامل روابط با ایران است. این تصمیم مسیر آینده تعاملات ایران و اروپا را بهطور بنیادین تحت تأثیر قرار خواهد داد.
💢پیامدهای امنیتی؛ تجدیدنظر در سیاستهای دفاعی
🔸از جمله پیامدهای امنیتی فعالسازی مکانیسم ماشه، تشدید ادراک تهدید متقابل و کاهش فضای دیپلماتیک برای حل و فصل امور دوطرفه است. چنین شرایطی میتواند تهران را به تجدیدنظر در سیاستهای دفاعی خود، از جمله ارتقای برد موشکها و گسترش همکاریهای امنیتی و نظامی با روسیه و چین سوق دهد. ایران که تاکنون بنا بر ملاحظات مختلف از افزایش قابلتوجه برد موشکهایش خودداری کرده بود، ممکن است در واکنش به این اقدام، برنامه تولید موشکهایی با برد حدود پنج هزار کیلومتر با قابلیت هدفگیری شهرهایی چون پاریس و برلین را در دستور کار قرار دهد و حتی گزینه انتقال تعدادی از موشکهای بالستیک آفندی به روسیه را بهعنوان اهرمی برای تحت فشار قرار دادن اروپاییها مورد بررسی قرار دهد.
💢پیامدهای اقتصادی؛کاهش بیشتر تجارت
🔸با فعالسازی مکانیسم ماشه، تبادلات مالی میان ایران و اروپا، بهویژه در حوزه کالاهای اساسی، با محدودیتهای شدیدتری مواجه خواهد شد. هرچند این روند تجارت دو طرف را به صفر نمیرساند، اما به دلیل غیرمستقیم و پرهزینهتر شدن مسیرهای تجاری، کاهش محسوس حجم مبادلات و افزایش هزینهها را به دنبال خواهد داشت. علاوه بر این، محدودیتهای جدید، جریان گردشگری میان دو طرف را نیز تضعیف میکند. از سوی دیگر، سختگیریهای بانکی و موانع سیاسی موجب خواهد شد بخشی از فرصت جذب و بهرهگیری از نیروی انسانی متخصص ایرانی از سوی اروپاییها از دست برود و این ظرفیت به سمت سایر مقاصد مهاجرتی سوق داده شود.
💢پیامدهای سیاسی؛ پایان نقشآفرینی موثر اروپا
🔸مهمترین پیامد فعالسازی مکانیسم ماشه بر روابط سیاسی ایران و اروپا، تضعیف جایگاه اروپا بهعنوان بازیگری بانفوذ و میانجیگر در پرونده هستهای است. در واقع، با توسل به این سازوکار، اروپا عملاً پایان نقشآفرینی مؤثر خود در روند هستهای ایران را اعلام میکند؛ اقدامی که نه تنها اعتبار دیپلماتیک آن در قبال تهران را کاهش میدهد، بلکه جایگاه اروپا در عرصه بینالملل و بهویژه خاورمیانه بهعنوان میانجی بیطرف را نیز بهشدت تضعیف خواهد کرد.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/573
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3👌2
◾️فارن پالیسی
📝 ایوان دری
#روندهای_استراتژیک
🔸فرانسه برای شکلدهی مجدد اتحادیه اروپا مطابق با منافع و الگوی حکمرانی خود تلاش می کند؛ رویکردی که با عنوان «خودمختاری راهبردی» تبلیغ میشود، اما در واقع، پیوندی تنگاتنگ با نیازهای اقتصادی داخلی فرانسه دارد. این سیاست هرچند در ظاهر ایدهای برای استقلال اروپا از ایالات متحده به نظر میرسد، اما اختلافات عمیق میان کشورهای عضو را افزایش داده و خطر چنددستگی ساختاری را به همراه دارد.
💢رویای دیرینه پاریس: اروپا در قالب فرانسه
🔹 فرانسه از دوران شارل دوگل، مأموریت تاریخی خود را رهایی اروپا از وابستگی به آمریکا تعریف کرده است. امروز امانوئل ماکرون این ایده را با مفهوم «حاکمیت اروپایی» مطرح میکند؛ مفهومی که در ظاهر در سطح قاره پذیرفته شده، اما محتوای آن بازتاب مستقیم اولویتهای سیاست داخلی فرانسه است. این رویکرد، اروپا را به سمت استقلال سیاسی و نظامی از واشنگتن، حمایت شدید از صنایع داخلی، و کنار گذاشتن محدودیتهای مالی سوق میدهد. در این چارچوب، پاریس تلاش میکند اتحادیه اروپا را به نسخهای توسعهیافته از مدل حکمرانی فرانسوی تبدیل کند که بیشتر بر دولتمحوری و حمایتگرایی متکی است تا بر بازار آزاد و رقابت جهانی.
💢اختلافات بر سر بازآرایی دفاعی
🔹با افزایش بودجه دفاعی کشورهای ناتو به ۵٪ تولید ناخالص داخلی، اغلب دولتهای اروپایی تمرکز خود را بر تأمین سریع تسلیحات برای مقابله با تهدید روسیه گذاشتهاند، حتی اگر این تجهیزات از خارج از اتحادیه خریداری شوند. اما فرانسه، این فرصت را راهی برای تقویت صنایع نظامی داخلی خود میبیند و تلاش دارد منابع مالی مشترک اتحادیه صرفاً به تولیدکنندگان اروپایی اختصاص یابد.
🔹این سیاست محدودکننده باعث شد کشورهای عضو نتوانند آزادانه از ظرفیتهای برتر جهانی، از جمله بریتانیا و کره جنوبی، استفاده کنند. در عمل، این رویکرد سرعت تجهیز فوری ارتشها را کاهش داده و کشورهای خط مقدم را در برابر تهدیدات فوری آسیبپذیرتر کرده است.
💢پیوند اهداف دفاعی با بحران ساختاری اقتصاد فرانسه
🔹فرانسه با بدهی عمومی رو به رشدی مواجه است که طبق برآوردها تا ۲۰۲۶ به ۱۱۸٪ تولید ناخالص داخلی خواهد رسید و حتی از یونان بحرانزده پیشی خواهد گرفت. با توجه به سنگینترین بار مالیاتی در اتحادیه اروپا، امکان افزایش مالیات دیگر وجود ندارد.
🔹ماکرون به جای پذیرش اصلاحات سختگیرانه یا کاهش هزینهها، تلاش دارد از بودجههای مشترک اتحادیه اروپا به عنوان ابزاری برای تأمین مالی هزینههای داخلی خود استفاده کند. این سیاست، بهطور غیرمستقیم ضعف مالی و کسری مزمن بودجه فرانسه را به سایر اعضا منتقل میکند و خطر تبدیل شدن اتحادیه به یک «حامی مالی» برای مشکلات داخلی فرانسه را افزایش میدهد.
💢معامله بزرگ با آلمان؛ چتر هستهای در برابر پشتیبانی مالی
🔹پاریس به دنبال توافقی استراتژیک با برلین است که طی آن، فرانسه چتر هستهای خود را به آلمان گسترش دهد و در مقابل آلمان با وامگیری مشترک و کاهش محدودیتهای بدهی در منطقه یورو موافقت کند. این رویکرد یادآور معامله تاریخی ۱۹۹۰ میان میتران و هلموت کهل است که منجر به ایجاد یورو شد؛ واحد پولیای که همچنان ناتمام و پرچالش باقی مانده و بحرانهای مالی بزرگی برای کشورهای عضو ایجاد کرده است. همانطور که یورو ساختاری نیمهتمام و ناپایدار دارد، توافق دفاعی-مالی جدید نیز میتواند زیرساخت امنیتی اروپا را به شکلی ناقص و شکننده بنا کند.
💢واکنش منفی و گسترش شکاف میان اعضا
🔹کشورهای اروپای مرکزی و شرقی که به خرید تسلیحات از آمریکا به عنوان بخشی از راهبرد بازدارندگی خود متکی هستند، سیاستهای محدودکننده فرانسه را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود میدانند. تداوم این سیاستها نه تنها باعث کاهش همکاریهای دفاعی و اقتصادی شده، بلکه سطح اعتماد متقابل در اتحادیه اروپا را کاهش داده است. در چنین فضایی، قدرتهای رقیب مانند روسیه، چین و حتی آمریکا میتوانند از شکافهای داخلی اروپا برای پیشبرد اهداف ژئوپولیتیکی خود بهرهبرداری کنند.
🔹جمعبندی تحلیلی
🌐https://institutetehran.com/art/574
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤5👌2
♦️رزمایش اقتدار ۱۴۰۴؛ پیامهای بازدارندگی ایران در خلیج فارس
◼️الخنادق_ عراق
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔸صبح روز ۲۱ اوت ۲۰۲۵، ایران نخستین مانور نظامی دریایی خود را پس از جنگ اخیر با رژیم صهیونیستی، برگزار کرد. این رزمایش با نام «اقتدار ۱۴۰۴» انجام شد و در مقطع حساسی از منظر منطقهای و بینالمللی، تلاش تهران برای تثبیت تصویر خود بهعنوان قدرتی بازدارنده و توانمند پس از تنش بیسابقه اخیر را نشان داد.
🔹مانور «اقتدار ۱۴۰۴» با مشارکت یگانهایی از نیروی دریایی ایران برگزار شد که از جمله آنها میتوان به ناو موشکانداز «گناوه» و ناوشکن «سبلان» اشاره کرد. این شناورها موشکهای کروز پیشرفته «قدیر» و «نصر-۱» را به اهدافی در خلیج عمان و اقیانوس هند شلیک کردند. علاوه بر آن، سامانههای موشکی ساحلی نیز به کار گرفته شدند و ارتباطی تاکتیکی میان توان دریایی و قابلیتهای دفاع ساحلی برقرار کردند.
🔹از منظر فنی، بهکارگیری این موشکها نشاندهنده پیشرفت صنایع دفاعی ایران است. موشک قدیر با برد حدود ۳۰۰ کیلومتر و کلاهکی ۲۰۰ کیلوگرمی طراحی شده تا در ارتفاع پایین و نزدیک سطح دریا حرکت کند و رهگیری آن دشوار باشد. موشک نصر-۱ با برد کوتاهتر حدود ۳۵ کیلومتر، برای هدف قرار دادن کشتیهای کوچک و متوسط با دقت بالا بهکار میرود. این ترکیب موشکهای دوربرد و کوتاهبرد امکان ایجاد شبکهای چندلایه از بازدارندگی را فراهم میکند که هم عمق عملیاتی دارد و هم توان پاسخ سریع را تقویت میکند.
🔹این رزمایش صرفاً بُعد نظامی نداشت و حامل پیامهای سیاسی آشکاری بود. مانور چند هفته پس از تعلیق همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی برگزار شد؛ اقدامی که در اروپا بهعنوان تنشزا تلقی شد و سه کشور فرانسه، آلمان و بریتانیا هشدار دادند در صورت عدم توافق، ممکن است تحریمهای بینالمللی دوباره اعمال شود. نمایش توانمندیهای دریایی، پیامی دوگانه را منتقل میکند: اول به داخل کشور برای تقویت اعتماد عمومی به توانایی دولت در حفاظت از حاکمیت ملی؛ و دوم به خارج، بهمنظور یادآوری به دشمنان که هرگونه تشدید تنش با پاسخ بازدارندهای چندبعدی روبهرو خواهد شد، به ویژه در شرایطی که ناوگانهای مستقر در خلیج فارس عمدتاً آمریکاییاند.
🔹از منظر دکترین نظامی، مانور «اقتدار ۱۴۰۴» نشاندهنده تحولات تهران پس از جنگ اخیر است. در حالی که رژیم اشغالگر قدس توانسته بود در ژوئن خسارات محدودی وارد کند، این رزمایش پیام آشکاری از بازسازی و انعطاف ساختار دفاعی ایران ارسال میکند. انتخاب نام «اقتدار» نیز بار نمادین دارد و بیانگر توانایی ایران در بازیابی توازن راهبردی حتی پس از تحمل شوکهای نظامی شدید است.
🔹این رزمایش همچنین اهمیت بعد دریایی را در محاسبات بازدارندگی ایران برجسته میکند. تنگه هرمز و آبهای جنوبی کشور، هم مرکز ثقل امنیت ملی ایران و هم عاملی حیاتی برای امنیت انرژی جهانی هستند. تقویت توانمندیهای دریایی از طریق موشکهای کروز ساخت داخل، هزینه هرگونه درگیری احتمالی با ایران را برای رقبای منطقهای و قدرتهای بینالمللی افزایش میدهد.
🔹در جمعبندی، مانور «اقتدار ۱۴۰۴» نه یک رزمایش عادی، بلکه بخشی از راهبرد گسترده ایران برای بازسازی تصویر بازدارندگی پس از جنگ اخیر است. این مانور هم پیامهای عملیاتی و هم سیاسی دارد و نشان میدهد که تهران در پی تثبیت معادلهای نوین است؛ معادلهای مبتنی بر فناوری نظامی بومی و بازدارندگی چندلایه، که میتواند موازنه قوا در خلیج فارس را بازترسیم کرده و محاسبات هر طرفی را که قصد سنجش مرزهای قدرت ایران را داشته باشد، پیچیدهتر کند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/575
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️الخنادق_ عراق
#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه
🔸صبح روز ۲۱ اوت ۲۰۲۵، ایران نخستین مانور نظامی دریایی خود را پس از جنگ اخیر با رژیم صهیونیستی، برگزار کرد. این رزمایش با نام «اقتدار ۱۴۰۴» انجام شد و در مقطع حساسی از منظر منطقهای و بینالمللی، تلاش تهران برای تثبیت تصویر خود بهعنوان قدرتی بازدارنده و توانمند پس از تنش بیسابقه اخیر را نشان داد.
🔹مانور «اقتدار ۱۴۰۴» با مشارکت یگانهایی از نیروی دریایی ایران برگزار شد که از جمله آنها میتوان به ناو موشکانداز «گناوه» و ناوشکن «سبلان» اشاره کرد. این شناورها موشکهای کروز پیشرفته «قدیر» و «نصر-۱» را به اهدافی در خلیج عمان و اقیانوس هند شلیک کردند. علاوه بر آن، سامانههای موشکی ساحلی نیز به کار گرفته شدند و ارتباطی تاکتیکی میان توان دریایی و قابلیتهای دفاع ساحلی برقرار کردند.
🔹از منظر فنی، بهکارگیری این موشکها نشاندهنده پیشرفت صنایع دفاعی ایران است. موشک قدیر با برد حدود ۳۰۰ کیلومتر و کلاهکی ۲۰۰ کیلوگرمی طراحی شده تا در ارتفاع پایین و نزدیک سطح دریا حرکت کند و رهگیری آن دشوار باشد. موشک نصر-۱ با برد کوتاهتر حدود ۳۵ کیلومتر، برای هدف قرار دادن کشتیهای کوچک و متوسط با دقت بالا بهکار میرود. این ترکیب موشکهای دوربرد و کوتاهبرد امکان ایجاد شبکهای چندلایه از بازدارندگی را فراهم میکند که هم عمق عملیاتی دارد و هم توان پاسخ سریع را تقویت میکند.
🔹این رزمایش صرفاً بُعد نظامی نداشت و حامل پیامهای سیاسی آشکاری بود. مانور چند هفته پس از تعلیق همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی برگزار شد؛ اقدامی که در اروپا بهعنوان تنشزا تلقی شد و سه کشور فرانسه، آلمان و بریتانیا هشدار دادند در صورت عدم توافق، ممکن است تحریمهای بینالمللی دوباره اعمال شود. نمایش توانمندیهای دریایی، پیامی دوگانه را منتقل میکند: اول به داخل کشور برای تقویت اعتماد عمومی به توانایی دولت در حفاظت از حاکمیت ملی؛ و دوم به خارج، بهمنظور یادآوری به دشمنان که هرگونه تشدید تنش با پاسخ بازدارندهای چندبعدی روبهرو خواهد شد، به ویژه در شرایطی که ناوگانهای مستقر در خلیج فارس عمدتاً آمریکاییاند.
🔹از منظر دکترین نظامی، مانور «اقتدار ۱۴۰۴» نشاندهنده تحولات تهران پس از جنگ اخیر است. در حالی که رژیم اشغالگر قدس توانسته بود در ژوئن خسارات محدودی وارد کند، این رزمایش پیام آشکاری از بازسازی و انعطاف ساختار دفاعی ایران ارسال میکند. انتخاب نام «اقتدار» نیز بار نمادین دارد و بیانگر توانایی ایران در بازیابی توازن راهبردی حتی پس از تحمل شوکهای نظامی شدید است.
🔹این رزمایش همچنین اهمیت بعد دریایی را در محاسبات بازدارندگی ایران برجسته میکند. تنگه هرمز و آبهای جنوبی کشور، هم مرکز ثقل امنیت ملی ایران و هم عاملی حیاتی برای امنیت انرژی جهانی هستند. تقویت توانمندیهای دریایی از طریق موشکهای کروز ساخت داخل، هزینه هرگونه درگیری احتمالی با ایران را برای رقبای منطقهای و قدرتهای بینالمللی افزایش میدهد.
🔹در جمعبندی، مانور «اقتدار ۱۴۰۴» نه یک رزمایش عادی، بلکه بخشی از راهبرد گسترده ایران برای بازسازی تصویر بازدارندگی پس از جنگ اخیر است. این مانور هم پیامهای عملیاتی و هم سیاسی دارد و نشان میدهد که تهران در پی تثبیت معادلهای نوین است؛ معادلهای مبتنی بر فناوری نظامی بومی و بازدارندگی چندلایه، که میتواند موازنه قوا در خلیج فارس را بازترسیم کرده و محاسبات هر طرفی را که قصد سنجش مرزهای قدرت ایران را داشته باشد، پیچیدهتر کند.
🌐https://institutetehran.com/art/575
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤4👎3
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_غزه
#اروپا
📝علی محبی
🔹چندی پیش دولت فرانسه اعلام کرد که در سپتامبر سال جاری دولت فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت؛ تصمیمی که بازتاب گستردهای در سطح بینالمللی داشت. در ادامه، دولت بریتانیا نیز اعلام کرد که در صورت تداوم جنگ غزه، این کشور نیز چنین اقدامی انجام خواهد داد. آلمان هم با وجود تأکید بر نداشتن برنامه فوری، از احتمال بررسی این موضوع سخن گفت. این مواضع تازه موجب شد برخی ناظران از احتمال اتخاذ رویکردی متفاوت توسط سه قدرت اروپایی در قبال منازعه اسرائیل-فلسطین سخن بگویند. در این تحلیل، به علل و پیامدهای این چرخش احتمالی پرداخته میشود.
💢چرایی گرایش به شناسایی دولت فلسطینی
🔸وجه مشترک سه کشور اروپایی برای چنین اقدامی نه به تغییر رویکرد و تلاش برای حفظ قوانین بینالمللی که به فشار داخلی و اعتبار بینالمللی آنها برمیگردد.
1️⃣فرانسه
🔸پاریس در یک سال گذشته بارها از سیاستهای دولت نتانیاهو انتقاد کرده، هرچند در بزنگاههایی مانند حمله اسرائیل به ایران، همچنان بر «حق دفاع مشروع» تلآویو تأکید داشته است. امانوئل ماکرون آگاه است که با توجه به ویرانی گسترده غزه و محدودتر شدن روزافزون کرانه باختری، به رسمیت شناختن فلسطین هیچگونه کمک عملی به برپایی دولت فلسطینی نمیکند. بنابراین، این تصمیم بیش از آنکه اقدامی راهبردی باشد، حرکتی نمادین و فشارآور بر دولت اسرائیل است؛ اقدامی که هدفش هم مهار تداوم جنگ و هم ترمیم تصویر سیاست خارجی فرانسه در افکار عمومی داخلی و بینالمللی است.
2️⃣بریتانیا
🔸دولت حزب کارگر به رهبری استارمر طی ماههای گذشته با فشار قابل توجهی از سوی افکار عمومی، رسانهها، قانونگذاران و حتی بخشی از پایگاه حزبی خود در قبال مسئله فلسطین مواجه بوده است. بهعنوان نمونه، اخیرا ۲۲۱ تن از ۶۵۰ نماینده مجلس عوام در نامهای رسماً خواستار شناسایی فلسطین شدهاند. استارمر که در طول یک سال گذشته به طور آشکار و پنهان از اسرائیل حمایت کرده، اکنون برای کاستن از فشار سیاسی و اجتماعی، اعلام کرده است در صورت ادامه جنگ، کشورش در سپتامبر این تصمیم را عملی خواهد کرد.
3️⃣آلمان
🔸برلین از آغاز جنگ غزه یکی از مهمترین و جدیترین حامیان اسرائیل بوده، اما اعلام آمادگی برای بررسی شناسایی فلسطین، هرچند بدون تعهد زمانی، نشانهای از تغییر لحن نسبت به این مسئله محسوب میشود. اگرچه دولت آلمان کمتر از فرانسه و بریتانیا تحت فشار افکار عمومی قرار دارد، اما حمایت بیقید و شرط از اسرائیل به اعتبار بینالمللی آن لطمه زده است. از این رو، برلین با کاهش تدریجی حمایتها، در پی اعمال فشار بر نتانیاهو برای پایان جنگ و کاهش فشار دولتهای دیگر است.
💢پیامدهای به رسمیت شناختن فلسطین
🔸مهمترین پیامد کوتاهمدت این تصمیم، کاهش فشار داخلی بر دولتهای اروپایی و افزایش فشار دیپلماتیک بر اسرائیل برای بازنگری در سیاستهایش نسبت به جنگ غزه است. این اقدام همچنین میتواند به تضعیف جایگاه دولت نتانیاهو و تقویت جریانهای مخالف در داخل اسرائیل بینجامد. در بعد بینالمللی، چنین تحولی ممکن است به تنش در روابط اروپا و آمریکا دامن بزند. بهویژه اگر دونالد ترامپ در آینده قدرت را در واشنگتن به دست گیرد، میتواند از این تصمیم به عنوان بهانهای برای فشار سیاسی و اقتصادی بر اتحادیه اروپا استفاده کند.
💢جمعبندی
🔸به رسمیت شناختن دولت فلسطینی از سوی فرانسه، بریتانیا و حتی تغییر لحن محتاطانه آلمان را میتوان بیش از آنکه نشانه تغییری بنیادی در رویکرد سیاست خارجی اروپا نسبت به منازعه اسرائیل-فلسطین دانست، اقدامی ترکیبی از ملاحظات دیپلماتیک و مدیریت افکار عمومی ارزیابی کرد.
🌐https://institutetehran.com/art/576
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2🤔2👌2