اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.91K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐 مولود اضطرار: «توافقنامه راهبردی دفاع متقابل» ریاض و اسلام‌آباد

#مقاله_تحلیلی
#پاکستان #عربستان

📝امیرمحسن شاه شرقی

🔹با فاصله چند روز از تهاجم اسرائیل به دوحه و در تحولی کم‌سابقه، ریاض و اسلام آباد از انعقاد یک توافقنامه دفاعی جدید خبر دادند که به موجب آن، طرفین هرگونه تهاجم ثالث به دیگری را همچون تهاجم به خود قلمداد خواهند کرد. به نظر می‌رسد که پاکستان به عنوان تنها کشور اسلامی هسته‌ای، پس از گسترش جنون‌آمیز جنگ غزه به محیط منطقه‌ای نقش پررنگ‌تری در ترتیبات امنیتی خلیج فارس و غرب آسیا پیدا کرده است. هر چند که تا انتشار جزئیات بیشتر و کشیده شدن این توافق به ورطه آزمون، نمی‌توان درباره ابعاد این نقش نظر قطعی ابراز کرد.

💢جزئیات توافق

🔸بیانیه مشترکی که پس از سفر نخست وزیر پاکستان، با همراهی ژنرال عاصم منیر، رئیس ستاد کل ارتش پاکستان، به ریاض منتشر شده، از امضای «توافقنامه راهبردی دفاع متقابل» با هدف «توسعه جوانب همکاری دفاعی میان دو کشور و تقویت بازدارندگی مشترک در مقابل هرگونه تهاجم» خبر داده است و در آن بر این نکته تاکید شده است که براساس این توافقنامه «هرگونه تهاجم به هر یک از کشورها به مثابه تهاجم به هر دو کشور تلقی خواهد شد».

🔸این سند از منظر حقوقی یک «توافقنامه» است و در ظاهر، از شکل مرسوم پیمان‌های دفاع مشترک، یعنی «معاهده»، ضعیف‌تر است؛ با این وجود، محتوای آن می‌تواند تعهدات حقوقی و اجرایی جدی میان دو کشور برقرار کرده باشد که فعلا درباره حدود و ثغور این تعهدات بالاخص در موضوع چتر حمایتی هسته‌ای ابهام قابل‌توجهی وجود دارد.

💢چتر حمایتی هسته‌ای پاکستان؟

🔸یک مقام ارشد سعودی در پاسخ به یک رسانه غربی درباره حمایت هسته‌ای، به صراحت توافقنامه حاضر را «یک توافقنامه جامع دفاعی» خوانده که «در برگیرنده کلیه ابزارهای نظامی است». وزیر دفاع پاکستان در مصاحبه با یک رسانه اردو، بر موجود بودن کلیه توانمندی‌های پاکستان ذیل توافق حاضر تاکید نموده و همزمان، بر شهرت پاکستان یه یک «قدرت هسته‌ای مسئولیت‌پذیر» تاکید نموده است. ابهام عامدانه مشهود در اظهارنظرهای این‌چنینی، به ظهور برداشت‌های متعارض در سطح تحلیلی دامن زده است.

🔸به عنوان مثال، حسین حقانی، سفیر سابق پاکستان در آمریکا، با تاکید بر ارجاع پاکستان به برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود با عنوان «دارایی‌های راهبردی»، قید عنوان «راهبردی» در نام توافقنامه را به معنی شمول دفاع هسته‌ای و موشکی دانسته است که استدلال قدرتمندی به نظر نمی‌رسد. در مقابل، عده‌ای معتقدند دستکم در مرحله فعلی، عربستان هنوز ذیل چتر حمایت هسته‌ای پاکستان قرار نگرفته و با ارجاع به دکترین هسته‌ای غیررسمی پاکستان، خاطر نشان می‌کنند که این کشور توانایی هسته‌ای خود را منحصرا در ازای قرار گرفتن در تهدید وجودی در یکی از چهار آستانه قلمرویی، نظامی، اقتصادی و سیاسی بکار خواهد گرفت.

💢دلالت‌های امنیتی

🔸اشتراک تمام تحلیل‌ها تاکید بر بروز تحولی جدی پس از جنگ غزه و تنش‌های متاخر در محیط منطقه‌ای در انگاره‌های امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس همچون عربستان است. اسرائیل، به عنوان یکی از مهم‌ترین نیروهای تهدید کننده امنیت عربستان، از زمان آغاز جنگ غزه تاکنون از حمایت بی‌دریغ ایالات متحده برخوردار بوده و سعودی‌ها به این ادراک رسیده اند که بعید است ایالات متحده تضامین امنیتی کافی را برای آنها فراهم نماید.

🔸انگاره هژمونیک شدن اسرائیل با نسل‌کشی وحشیانه در غزه و حملات گسترده از بعلبک و بیروت گرفته تا تهران و دوحه برای عربستان قوت گرفته و مخالفت با تشکیل کشور مستقل فلسطینی، چشم انداز عادی‌سازی روابط میان عربستان و اسرائیل را مخدوش نموده است. عربستان از برونداد احتمالی منازعه ایران، اسرائیل و طرف‌های غربی نیز برآورد دقیقی ندارد و مایل است خود را در مقابله تبعات احتمالی این تحولات بیمه کند. از این منظر، زمانبندی انتخاب شده برای امضا و اعلام این توافق حامل چند پیام سیاسی و امنیتی مشخص در سطح منطقه‌ای است.

💢جمع‌بندی

ارتقای همکاری دفاعی ریاض و اسلام آباد، بیش از هر چیز مولود اضطرار است. از یکسو، عربستان انعقاد توافقنامه دفاع متقابل و اخذ تضمین امنیتی از پاکستان را، به عنوان یک قدرت هسته‌ای نیازمند منابع مالی و واگرا با اسرائیل، راه حل مطلوبی برای ریسک‌زدایی امنیتی در پاسخ به شرایط اضطراری غرب آسیا دریافته و از سوی دیگر، پاکستان به اتکای ادراک تهدید مشابه از اسرائیل و نیاز اضطراری به متحدان اقتصادی و امنیتی در سطح منطقه (هم در موازنه‌سازی با هند و هم در مقابله با معضلات داخلی) مایل است ریسک ورود به معادلات امنیتی در حال تحول در غرب آسیا را بپذیرد.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/603
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
9👍6👌2
🌐ساخت نظم لیبرال پساآمریکایی
◾️فارن افرز
📝فیلیپس اوبرایِن

#روندهای_استراتژیک

🔸ایالات متحده که دهه‌ها محور نظم لیبرال جهانی بود، امروز به بازیگری غیرقابل اعتماد تبدیل شده است. سیاست‌های ترامپ و تضعیف نهادهای داخلی موجب شده متحدان دیگر نتوانند مطمئن باشند واشنگتن در مواقع بحرانی از آن‌ها دفاع خواهد کرد. این تحول، پرسشی اساسی ایجاد کرده: دموکراسی‌ها چگونه می‌توانند نظم نوینی بسازند که امنیت و ارزش‌های لیبرال بدون تکیه کامل بر آمریکا را تضمین نمایید؟

💢افول رهبری آمریکا و بحران اعتماد

🔹اعتماد تاریخی به آمریکا به‌عنوان ضامن نظم بین‌المللی رو به فروپاشی است. ترامپ با تردید در تعهدات جمعی (ماده ۵ ناتو)، تهدیدهای تجاری و تحریمی و تصمیمات کوتاه‌مدت، پیش‌بینی‌پذیری روابط را از بین برد. پیامد عملی این اقدامات دوگانه است: متحدان مجبور به تنوع‌بخشی سیاست خارجی و افزایش مخارج دفاعی شدند و بازارهای بین‌المللی ریسک همکاری با آمریکا را بازقیمت‌گذاری کردند. تضعیف نهادهای تخصصی داخلی و فشار بر رسانه‌ها و دانشگاه‌ها نیز تصویر «پایگاه اخلاقی و نهادی» آمریکا را لکه‌دار کرده و هزینه‌های مشارکت دفاعی و اقتصادی شرکا را بالا برده است.

💢چرخش به سمت اقتدارگرایان

🔹رفتار ترامپ نشان داد ترجیح عملی نسبت به رهبران اقتدارگرا وجود دارد و این دو اثر دارد: مشروعیت‌بخشی سیاسی به بازیگران غیرلیبرال و ایجاد انگیزه برای تعمیق روابط راهبردی با آمریکا. این روند، بلوک‌های ژئوپلیتیک جدیدی شکل داده که منافع دموکرات‌ها را در معرض تضعیف قرار می‌دهد. نتیجه عملی آن، رقابت نظامی، اقتصادی و فناوری بیشتر و افزایش قطبی‌شدن فضای بین‌المللی است.

💢ضرورت استقلال راهبردی دموکراسی‌ها

🔹استقلال راهبردی به خوداتکایی دفاعی (تولید و نگهداری تسلیحات و سامانه‌های هشدار)، خودکفایی فناوری (زنجیره‌های تأمین امن، امنیت سایبری) و استقلال اقتصادی (دسترسی به منابع کلیدی و شبکه‌های تجاری قابل اعتماد) نیاز دارد. دستیابی به این استقلال مستلزم سرمایه‌گذاری سنگین، هماهنگی سیاسی و ایجاد نهادهای چندملیتی جدید است. موانع شامل هزینه‌های بالای صنایع دفاعی و فناوری، مقاومت داخلی و اختلافات میان دموکراسی‌ها درباره اولویت‌هاست. بنابراین استقلال راهبردی باید مرحله‌ای و هوشمند باشد و ابتدا در حوزه‌هایی آغاز شود که هزینه نسبت به منافع قابل توجیه است.

💢معماری همکاری‌های دفاعی و اقتصادی

🔹راهکار دو رکن دارد: یک — همگرایی دفاعی هوشمند و شبکه‌ای: ترکیب ظرفیت‌های اروپا (صنایع کشتی‌سازی و هوایی) با مزیت‌های آسیا (سامانه‌های موشکی و پرتابی) و تمرکز روی سیستم‌های مقیاس‌پذیر و ارزان‌تر مانند پهپادها و کشتی‌های کوچک. دو — همکاری اقتصادی هدفمند: ایجاد «بازارهای اعتماد» برای سرمایه‌گذاری متقابل، قراردادهای طولانی‌مدت تأمین مواد خام، صندوق‌های مشترک تحقیق‌و‌توسعه و خطوط اعتباری ویژه پروژه‌های استراتژیک. این همکاری‌ها باید هم فنی و هم نهادی باشند و سازوکارهای شفاف برای مدیریت ریسک، اشاعه و امنیت تسلیحاتی داشته باشند.

💢تمرکز ویژه بر روسیه

🔹اروپا می‌تواند با برتری اقتصادی و فناورانه نسبت به روسیه، بازدارندگی ایجاد کند و همزمان مشروعیت رژیم را تضعیف کند. اقدامات عملی شامل حمایت مستمر از اوکراین، مسئول‌سازی شبکه‌های اقتصادی مرتبط با جنگ روسیه و مقابله با فعالیت‌های نظامی سایه‌دار است. همزمان، ترویج مزایای دموکراسی برای نسل جوان روسیه یک مؤلفه طولانی‌مدت مهم خواهد بود. این استراتژی اروپا را از موقعیت تدافعی به موقعیت فعال و تأثیرگذار تغییر می‌دهد.

💢جمع‌بندی

آینده نظم لیبرال نه بازگشت مطلق به قبل، نه پذیرش کامل واگرایی است؛ بلکه شبکه‌ای از دموکراسی‌های هم‌پیمان خواهد بود که خوداتکایی نسبی در دفاع، فناوری و اقتصاد را با سیاست‌های همکاری متقابل ترکیب می‌کنند. این شبکه باید توان بازدارندگی نظامی و فناورانه، سرمایه‌گذاری مشترک و زنجیره‌های اعتماد تجاری را داشته باشد. سه شرط کلیدی موفقیت شامل اراده سیاسی برای تقسیم هزینه‌ها و ریسک‌ها، نهادهای کارآمد و شفاف فراملی و سازوکارهای نظارتی برای مدیریت پیامدهای ناخواسته است. اگر این شرایط رعایت شود، دموکراسی‌ها می‌توانند نه‌تنها بقای خود را تضمین کنند، بلکه ارزش‌های لیبرال را در جهان چندقطبی گسترش دهند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/604
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍61🤔1👌1
♦️استفاده مصر از مسئله هسته‌ای ایران برای شکل‌دهی به ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای
◾️مفتاحک للحقیقه

#رویة_العربیة
#ایران #مصر

🔸در میان افزایش تنش‌ها در منطقه و شدت گرفتن جنگ اسرائیل و ایران، قاهره به‌عنوان بازیگری دیپلماتیک کلیدی ظاهر شده و موفق شد در تاریخ ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ توافقی میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) میانجی‌گری کند. این موفقیت در مقطع بسیار حساسی رخ داد؛ درست پس از آنکه اتحادیه اروپا (سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان) در ۲۸ اوت سازوکار ماشه را فعال کردند و تهران را با تهدید بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل روبه‌رو ساختند.

💢اقدام دیپلماتیک در بن‌بست هسته‌ای

🔹کشورهای اروپایی سه شرط اصلی برای جلوگیری از فعال شدن کامل سازوکار ماشه تعیین کرده بودند که شامل ارائه گزارشی شفاف درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالا، همکاری کامل با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ازسرگیری مذاکرات با ایالات متحده بود. ایران ابتدا این شروط را رد کرد، اما بعداً گام‌های عملی برای برآورده ساختن آنها برداشت.

🔹قاهره میزبان نشست سه‌جانبه‌ای بود که با حضور عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، و بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر برگزار شد. این نشست به امضای توافقی انجامید که بر اساس آن ایران موظف شد ظرف یک ماه گزارشی درباره وضعیت ذخایر اورانیوم با غنای بالا ارائه دهد؛ وارد مذاکرات با آژانس برای راستی‌آزمایی گزارش شود و پایبندی خود را به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) تأیید کند. گروسی از «تمایل اعلام‌شده ایران برای باقی‌ماندن در معاهده» استقبال کرد و عراقچی هشدار داد که هرگونه «اقدام خصمانه» مانند بازگرداندن تحریم‌ها توافق را بی‌اعتبار خواهد ساخت. او همچنین ایده‌ی یک «توافق موقت» با اتحادیه اروپا را مطرح کرد.

💢تغییرات در موازنه قوا

این تحولات با آمادگی بیشتر ایران برای مذاکره با واشنگتن با میانجیگری قطر و عمان همزمان شد. از منظر فنی، حملات آمریکا و اسرائیل در ژوئن آسیب جدی به برنامه هسته‌ای ایران وارد کرده و هزاران سانتریفیوژ را از بین برده یا از کار انداخت. این حملات عملاً توان ایران برای رسیدن به غنای ۹۰ درصدی موردنیاز جهت ساخت سلاح هسته‌ای را متوقف کرد. این شرایط فرصتی سیاسی و دیپلماتیک در اختیار تهران قرار داد تا خود را دوباره بازتعریف کند، به‌ویژه پس از آنکه توانایی دنبال کردن یک برنامه نظامی هسته‌ای را از دست داد.

💢مصر: از میانجی‌گر تا رهبر منطقه‌ای

🔹این توافق برای مصر دستاوردی راهبردی محسوب می‌شود و قاهره آن را نقطه اوج تلاش‌های خود برای «ایجاد شرایط و بازگرداندن ثبات» می‌داند. مصر با یک چشم‌انداز استراتژیک روشن حرکت می‌کند که شامل موارد زیر است:

1️⃣جلوگیری از فروپاشی ایران: قاهره بر این باور است که فشار بیش از حد غرب می‌تواند تهران را به خروج از معاهده NPT سوق دهد و تنش‌های هسته‌ای منطقه‌ای را تشدید کند.
2️⃣حفظ توازن در برابر اسرائیل: مصر نمی‌خواهد ایران از معادله‌ی تقابل با اسرائیل حذف شود، زیرا حضور تهران را وزنه‌ای در برابر نفوذ فزاینده اسرائیل می‌بیند.
3️⃣معرفی اسرائیل به‌عنوان تهدید: قاهره تلاش می‌کند خود را رهبر تلاش‌های بین‌المللی برای مهار رفتار «بی‌مهار» اسرائیل معرفی کند، به‌ویژه پس از جنگ اخیر که نشان داد تل‌آویو آماده عبور از همه خطوط قرمز است.
4️⃣ائتلاف‌های جدید: مصر اکنون کشورهای ضد اسرائیل مانند ایران را متحدان بالقوه راهبردی می‌بیند، درحالی‌که نقش حماس در غزه را پس از جنگ پایان‌یافته تلقی می‌کند.

🔹با توجه به افزایش احتمال رویارویی نظامی با اسرائیل، مصر در کنار فعالیت دیپلماتیک گسترده، در حال تقویت آمادگی‌های سیاسی و نظامی خود است. این توافق نشان می‌دهد که قاهره نه تنها در پی میانجی‌گری فنی است، بلکه چشم‌اندازی وسیع‌تر برای بازسازی موازنه قدرت منطقه‌ای و تثبیت جایگاه رهبری خود دارد.

توافق امضا‌شده در قاهره جایگاه مصر را به‌عنوان میانجی منطقه‌ای که توان ارائه راه‌حل‌های عملی دارد، تثبیت می‌سازد. همچنین روزنه‌ای را که اسرائیل می‌کوشید برای گسترش نفوذ خود بهره‌برداری کند، مسدود می‌نماید. این توافق می‌تواند زمان بیشتری به ایران بدهد تا جایگاه خود را باز تنظیم کرده و برای رویارویی احتمالی آماده شود. در نهایت، اجرای توافق بزرگ‌ترین چالش باقی خواهد ماند؛ اما در عین حال، به قاهره برگه‌ای قدرتمند برای مقابله با آنچه «تکبر اسرائیل» می‌نامد می‌دهد و صحنه را برای مرحله‌ای آماده می‌کند که ممکن است معادلات از طریق تقابل نظامی مستقیم حل‌وفصل شود؛ هرچند مصر همچنان به راه‌حل سیاسی امید دارد تا منطقه از بلای جنگ در امان بماند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/605
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍103👏1
🔵بحران برق آمریکا و تاثیرات ژئوپلیتیک آن
▪️فارن افرز

#اکوتهران
#انرژی #آمریکا

🔹علی‌رغم یک ثبات حدود 20 ساله در مصرف برق آمریکا، این کشور با سریع‌ترین نرخ رشد تقاضای برق از زمان جنگ جهانی دوم تا کنون مواجه شده است. علت اصلی آن نیز سیاست‌های برقی‌سازی(electrification)، رشد چشم‌گیر تاسیسات ساخت نیمه‌هادی و افزایش سرسام‌آور مراکز داده‌ای است که زیربنای بلندپروازی‌های آمریکا در حوزه هوش مصنوعی هستند. مطابق برآوردها با ادامه این روند، در طول دهه آتی مصرف برق ایالات متحده بیش از 18% از وضعیت فعلی بیشتر خواهد بود.

💢 فشار ناشی از افزایش قیمت

🔸برای دهه‌ها، آمریکا از مزیت نسبی انرژی برخوردار بود. قیمت برق صنعتی تقریباً نصف قیمت برق رقبای اروپایی بود و خانوارها و کسب‌وکارهای آمریکایی از منابع انرژی وسیع کشور بهره‌مند می‌شدند. با این حال، افزایش شدید تقاضای برق باعث شده که قیمت انرژی در سراسر آمریکا به سرعت بالا برود. قیمت برق خرده‌فروشی در سال ۲۰۲۵ تقریباً دو برابر نرخ تورم کلی افزایش یافته است. همچنین طبق اعلام یک اپراتور منطقه‌ای، قبض برق ۶۷ میلیون آمریکایی در منطقه تحت پوشش آن، تا ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش خواهد یافت.

💢 کاهش پایداری شبکه


🔸با افزایش قیمت‌ها، هزینه تعمیر و نگه‌داری شبکه برق نیز افزایش یافته و به تبع آن، پایداری شبکه برق کاهش یافته است. بازارهای برق آمریکا دیگر قادر نیستند برای جلوگیری از خاموشی‌ها هنگام افزایش شدید تقاضا، مانند روزهای بسیار گرم یا سرد، ذخیره کافی برق نگه دارند. امسال، انتظار می‌رود ۹ بازار از مجموع ۱۳ بازار برق آمریکا زیر آستانه حیاتی پایداری قرار گیرند، یعنی سطحی که نشان می‌دهد تأمین ذخیره برق کافی برای جلوگیری از خاموشی‌ها وجود دارد و احتمال خاموشی در این 9 منطقه بسیار بالا است.

💢 تهدیدات ژئوپلیتیک ناشی از بحران برق


🔸ترکیب قیمت بالاتر و پایداری کمتر، تهدید مستقیمی برای امنیت ملی و رقابت اقتصادی آمریکا با سایر قدرت‌ها به‌شمار می‌رود. اقتصاد جهانی وارد دوره‌ای شده است که تعداد کمی از صنایع فناوری پیشرفته، شامل هوش مصنوعی، تکنولوژی‌های نوآورانه انرژی و نیمه‌هادی‌های پیشرفته، محرک و پیشران رشد اقتصادی خواهند بود. رهبری در این بخش‌ها نیازمند شبکه برق قوی، پایدار و مطمئن است. چین که رقیب اصلی آمریکا در بسیاری از این زمینه‌ها به‌شمار می‌رود، به‌طور بلندمدت در تولید برق سرمایه‌گذاری کرده تا بخش بیشتری از اقتصاد خود را متکی به برق اداره کند.

💢 راهکارهای آمریکایی


🔸باتوجه به زمانبر بودن احداث نیروگاه‌های گازی و هسته‌ای جدید تا دهه 2030، برخی اقدامات نظیر کاهش تلفات انتقال و توزیع و افزایش ظرفیت انتقال خطوط تا 50% با استفاده از فناوری‌های موجود، استفاده از ظرفیت نیروگاه‌های پراکنده با فعال‌سازی سیستم‌های انرژی موجود در خانه‌ها و کسب‌وکارها شامل میلیون‌ها ژنراتور، پنل خورشیدی، باتری و سیستم‌های گرمایش و سرمایش در خانه‌ها و کسب‌وکارها، نصب باتری به‌عنوان ذخیره‌کننده انرژی و الزام مصرف‌کنندگان بزرگ جدید به انعطاف‌پذیری زمانی در مصرف از جمله مواردی است که برای مدیریت مصرف و جلوگیری از خاموشی انجام گرفته است. هرچند مجموعه این اقدامات کفاف افزایش 18% مصرف برق در آمریکای دهه بعد را نخواهد داد و لازم است احداث نیروگاه‌های جدید در دستور کار قرار بگیرد.

💢 اصلاحات ساختاری و عبور از موانع بروکراتیک


🔸بحران قریب‌الوقوع انرژی نیازمند این است که سیاست‌گذاران فدرال، ایالتی و منطقه‌ای اصلاحاتی را اجرا کنند که مصرف‌کنندگان را در اولویت قرار دهد. کمبود برق فعلی فرصتی عالی برای شکستن چرخه‌های قدیمی و ناکارآمد سیاست‌گذاری را فراهم می‌کند. اصلاح سیستم برق، جایی است که قوه مجریه باید انگیزه لازم برای عبور از موانع بروکراتیک و پیشبرد اصلاحات را اتخاذ کند.

در سیاست، راه‌حل‌ها هرگز ارزان یا آسان نیستند. اما وقتی پای انرژی در میان باشد، مجموعه‌ای از راه‌حل‌ها وجود دارد که می‌تواند برق ارزان‌تر و پایدارتر را هم‌اکنون فراهم کند. اگر سیاست‌گذاران، شرکت‌های برق و فعالان انرژی منابع موجود را بهینه کنند و تمرکز خود را بر استفاده بیشتر از سیستم موجود قرار دهند، می‌توانند قبض برق مصرف‌کنندگان را کاهش دهند و کشور را برای پیشتازی در موج بعدی نوآوری آماده کنند. با انگیزه‌های درست، ایالات متحده می‌تواند کمبود انرژی را به یک مزیت رقابتی تبدیل کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/606
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8😁3🤯31😐1🆒1
🌐 سخنان شیخ نعیم قاسم درباره عربستان سعودی نشانه چیست؟

#تحلیل_کوتاه
#لبنان #عربستان

📝محمد خواجوئی

🔸شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب الله لبنان در تازه ترین سخنرانی خود در روز جمعه 28 شهریور-19 سپتامبر از عربستان سعودی خواست تا صفحه جدیدی را در روابط با مقاومت باز کند.

🔹دعوت دبیرکل حزب الله به "باز کردن صفحه‌ ای جدید" با عربستان که توجهات زیادی را معطوف به خود کرده، حاوی پیام‌‌هایی هم به داخل لبنان و هم به بازیگران منطقه‌ای است. قاسم در سخنرانی روز جمعه صراحتاً پیشنهاد داد اختلافات گذشته کنار گذاشته شود و بر دشمن مشترک-اسرائیل-تمرکز شود؛ تأکیدی که نشان می ‌دهد این اظهارنظر بیش از آنکه صرفاً یک ژست نمادین باشد، در متن یک محاسبه راهبردی قرار دارد.

🔹در سطح داخلی، اظهارنظر قاسم دو هدف را دنبال می کند: اول آنکه تصویر حزب‌الله را از یک بازیگر صرفاً نظامی و بی‌ میل به تعامل، به نیرویی مسئول و در عینِ حال مقتدر تبدیل کند؛ و دوم آنکه از فشارهای سیاسی و اقتصادی بر بدنه اجتماعی حزب الله بکاهد. وقتی رهبر اصلی حزب‌ الله از "صفحه جدید" سخن می‌گوید، برای شهروند لبنانی این معنا را دارد که حزب الله خواهان ثبات و کاهش اصطکاک‌‌های فرقه‌ای است، بی‌آنکه هویت بنیادینِ مقاومت در برابر اسرائیل را نفی کند. این ترکیبِ پیام (تعامل مشروط در برابر حفظ بازدارندگی) از نظر سیاسی برای مخاطبان داخلی کارکردی ملموس دارد و می‌تواند در کوتاه ‌مدت فضای سیاسی لبنان را آرام‌تر کند.

🔹اما به همان اندازه که این دعوت جنبه داخلی مهمی دارد، جنبه منطقه‌ای و دیپلماتیک آن نیز قابل توجه است. سخنان قاسم همزمان شد با دور تازه ‌ای از رایزنی‌های تهران و ریاض؛ از جمله سفر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، به عربستان و دیدار او با مقامات سعودی که تلاشی از سوی تهران با هدف ایجاد زبان و هدف مشترک با ریاض در ضرورت مهار اسرائیل به عنوان اصلی ترین عامل تهدید منطقه‌ای بود. چنین تطابق زمانی نشان می‌دهد که پیام حزب‌ الله را باید در چارچوب تلاش‌های هماهنگ‌تر ایران برای مدیریت خطرات ناشی از افزایش تنش‌ها در منطقه فهمید.

🔹واکنش سعودی‌ها اما تاکنون مثبت و روشن نبوده است. ریاض که در سال‌های گذشته حزب‌الله را گروهی مخاطره‌آفرین و حتی تروریستی دانسته و روابط خود با لبنان را براساس منافع امنیتی و سیاسی تنظیم کرده، پاسخ گرمی به این دعوت نداده است. سکوت یا پاسخ محتاط سعودی را نباید نفی مطلق، بلکه علامت شرط‌گذاری و احتیاط خواند: یعنی احتمال ورود به گفتگو تنها در ازای تضمین‌های روشن امنیتی و سیاسی، و با شروطی که نفوذ نظامی و سیاسی حزب‌الله را در لبنان محدود سازد. به بیان دیگر، درِ دیپلماسی بسته نیست اما آستانهٔ ورود به آن بالا و پر از پیش‌شرط است.

🔹بنابراین پرسش اصلی این است که آیا این اعلام آمادگی می‌تواند به یک تحول راهبردی در سیاست سعودی نسبت به لبنان و حزب‌ الله بینجامد؟ پاسخ واقع ‌گرایانه این است که در کوتاه‌مدت، نه.

🔹ملاحظات ساختاری و سابقهٔ خصومت و بدگمانی، انگیزه‌های متحدان منطقه‌ای ریاض و نیز نیاز سعودی به امتیازات ملموس در برابر هرگونه انعطاف‌پذیری از جمله موانع کلیدی است. با این حال تجربه‌های دیپلماتیک اخیر در منطقه نشان داده که وقتی منافع راهبردی دو طرف همپوشانی پیدا کند، به‌ویژه در شرایطی که خطر نظامی اسرائیل بالا می‌گیرد، امکان انعطاف مشروط وجود دارد. آنچه می‌تواند فضای گفت‌وگو را باز کند، تضمین‌های ملموس در زمینه کاهش تنش، تعهد به عدم مداخله فرامرزی و ترتیبات امنیتی و حقوقی مشخص است.

بنابر آنچه گفته شد سخنان نعیم قاسم را نباید صرفاً یک ژست یا نمایش تبلیغاتی تلقی کرد؛ این دعوت قطعه‌ای از پازل بزرگ‌تر است که تهران، ریاض و بازیگران لبنانی در آن نقش‌آفرینی می‌کنند. اگر قرار باشد این جمله به فعل تبدیل شود، نیازمند صبر دیپلماتیک، تضمین‌های عملی و مرحله‌بندیِ اعتمادسازی است. تا آن زمان، آنچه بیش از همه محتمل به نظر می‌رسد، گفت‌وگوهای مشروط و تدریجی است؛ دیالوگی که شاید آتشِ فوران را فرو نشاند اما بعید است فوراً به عادی‌سازی کامل یا تغییر راهبردیِ یکباره بینجامد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/607
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍122👏2
♦️جنگنده‌ها بر فراز استونی؛ جدیدترین آزمایش پوتین برای سنجش عزم آمریکا و ناتو
◾️
شورای روابط خارجی
📝مکس بوت


#تهران_ریویو
#ناتو #جنگ_اوکراین

🔸کارشناسان غربی هنوز در حال بحث بودند که آیا نفوذ حداقل نوزده پهپاد روسی به حریم هوایی لهستان در هفته گذشته تصادفی بوده یا عمدی که در روز جمعه خبری مبنی بر ورود سه جت جنگنده روسی میگ-۳۱ برای مدت زمانی غیرمعمول و طولانی دوازده دقیقه به حریم هوایی استونی منتشر شد. هواپیماهای جنگنده ناتو، اف-۳۵های ایتالیایی، مجبور به پرواز شدند تا آنها را دور کنند. این موارد نشان می‌دهد که ممکن است این اتفاقات صرفا تصادفی نباشند بلکه روسیه در حال وارسی و آزمایش ناتو برای ارعاب این اتحاد است.

💢تجاوزهای هوایی روسیه؛ تصادف یا آزمایش ناتو؟

🔹شواهدی وجود دارد که این نتیجه‌گیری را تائید می‌کند. عملیات خرابکاری روسیه در اروپا از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ بیش از سه برابر افزایش یافته است. علاوه بر این، در حمله هوایی روسیه در ۲۸ اوت به کی‌یف به دفاتر اتحادیه اروپا (EU) و شورای بریتانیا آسیب وارد شد. این حمله رهبران اروپایی ناتو را خشمگین و نگران کرد. شاید یک یا دو حادثه تصادفی باشد اما مجموعه این موارد احتمال تصادفی بودن آن‌ها را تضعیف می‌کند.

🔹یکی از راه‌های تفسیر همه این اقدامات این است که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در حال ارسال پیامی به اروپا است تا حمایت خود از اوکراین را کاهش دهد. امکان نگران‌کننده‌تر دیگر این است که پوتین در حال آزمایش واکنش ناتو به تجاوز روسیه علیه کشورهای عضو مانند جمهوری‌های بالتیک است. آیا دیگر اعضای ناتو، به رهبری ایالات متحده، به کمک آنها خواهند آمد یا نه؟

🔹اگر پوتین واقعاً می‌خواهد واکنش ناتو را بسنجد، پاسخ ضعیفی که تا اینجا دریافت کرده، جای نگرانی دارد. البته، رهبران ناتو ابتکار جدیدی به نام نگهبان شرقی را اعلام کرده‌اند تا از حریم هوایی کشورهای خط مقدم دفاع کنند. دانمارک دو اف-۱۶ و یک ناوچه، فرانسه سه جت جنگنده رافال، آلمان چهار یوروفایتر، و احتمالاً کمک‌های بیشتری ارائه می‌دهد.

💢ترامپ و انفعال آمریکا در برابر پوتین

🔹اما واکنش ایالات متحده ناامیدکننده بوده؛ در واقع، عملا پاسخی وجود نداشته است. رئیس‌جمهور دونالد ترامپ بارها گفته بود که نفوذ پهپادهای روسی به لهستان ممکن است تصادفی بوده باشد. به جای محکوم کردن اقدام روسیه، ترامپ در رسانه‌های اجتماعی نوشت: «قضیه چیه که روسیه حریم هوایی لهستان رو با پهپاد نقض کرده؟ باز شروع شد!» این بیشتر شبیه مقدمه‌ای برای شوخی یک کمدین است تا هشدار جدی از رهبر جهان آزاد.

🔹این بخشی از یک الگوی نگران‌کننده است. برای ماه‌ها، ترامپ از پوتین انتقاد می‌کرد اما هیچ اقدامی علیه روسیه انجام نمی‌دهد، حتی زمانی که پوتین حملات هوایی خود به اوکراین را به طور چشمگیری افزایش داده است. در ۱۳ سپتامبر، ترامپ در تروث سوشیال بهانه جدیدی برای عدم اقدام ارائه داد: «من آماده‌ام تحریم‌های عمده‌ای علیه روسیه اعمال کنم، زمانی که تمام کشورهای عضو ناتو با این کار موافقت کرده باشند و آن را آغاز کرده باشند، و زمانی که همه‌ی کشورهای ناتو خرید نفت از روسیه را متوقف کرده باشند.»

🔹تعرفه‌هایی که به اقتصاد اروپا و جهان آسیب می‌رسانند غیرقابل اجرا هستند. واردات انرژی اروپا از روسیه از سال ۲۰۲۲ تاکنون ۸۹ درصد کاهش یافته است. اروپا اکنون برنامه‌ریزی کرده تا تمام واردات گاز طبیعی مایع روسیه را تا پایان سال ۲۰۲۶ و یک سال زودتر از برنامه حذف کند. تنها دو کشور اروپایی که هنوز مقادیر قابل توجهی نفت روسیه می‌خرند، مجارستان و اسلواکی هستند، که هر دو توسط متحدان پوپولیست ترامپ رهبری می‌شوند.

🔹اگر هدف افزایش فشار بر پوتین برای پایان دادن به تجاوز او است، ایالات متحده نباید منتظر بماند تا ویکتور اوربان، رئیس‌جمهور مجارستان، و رابرت فیکو، نخست‌وزیر اسلواکی، دو رهبر اتحادیه اروپا که بیشترین دوستی را با پوتین دارند، به این امر بپیوندند. اما در حالی که ترامپ هند را به دلیل خرید نفت از روسیه با تعرفه‌های ۵۰ درصدی تنبیه کرده، هیچ تحریم اضافی بر مسکو از زمان تصدی مقام اعمال نکرده است. ترامپ حتی روسیه را از تعرفه‌های «متقابل» که بر تمامی کشورها اعمال کرده، معاف کرده است.

با توجه به عدم تمایل ترامپ به سخت‌گیری با پوتین، زمان آن رسیده که کنگره آمریکا منتظر اجازه او نماند و علاوه بر کمک نظامی اضافی برای اوکراین، تحریم‌های سختی علیه روسیه نیز تصویب کند. این تنها راه برای هشدار دادن به پوتین است تا او هزینه غیرقابل قبولی برای ادامه جنگ در اوکراین و گسترش تجاوز خود به کشورهای همسایه ناتو پرداخت کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/608
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍93🤯3
عملیات ارابه‌های گیدئون۲؛ ابعاد و چالش‌ها

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه

📝محسن فایضی

🔹در آستانه دومین سالگرد عملیات ۷ اکتبر حماس که براساس تحلیل و اطلاعات این جنبش مبنی بر قریب‌الوقوع بودن نبرد بزرگ از سوی اسرائیل برای نابودی مقاومت غزه و سپس مقاومت منطقه ‏انجام شد، ارتش رژیم صهیونیستی حمله زمینی دیگری به مرکز شهر غزه را آغاز کرده است.‏

🔸از دوشنبه هفته پیش با اعلام نتانیاهو عملیات حمله به شهر غزه که اکنون پناهگاه ۱.۱ میلیون از ۲.۳ میلیون ‏جمعیت غزاوی است، آغاز شد. عملیاتی که نام آن ارابه‌های گیدئون۲ نامیده شده است تا پوششی بر ناکامی ‏عملیات‌های پیشین باشد که نتانیاهو هر بار با صراحت تکرار می‌کرد پس از این عملیات حماسی باقی نخواهد ‏ماند.‏

🔸حمله به شهر غزه بواسطه شرایط موجود پس از حدود ۷۰۰ روز جنگ چند ویژگی مهم دارد:‏

💢نوع نبرد حماس

در عملیات‌های پیش‌رو شاهد نبردی به همان گستردگی که در ماه‌های اول جنگ دیدیم از سوی حماس ‏نخواهیم بود؛ بلکه عملیات‌های متمرکزتری، از تونل‌ها یا خانه‌های نیمه‌ویران شده، سپس بازگشت فوری به ‏مخفیگاه و یا انتظار برای فراهم شدن فرصت فعال کردن تله‌های انفجاری خواهد بود. این همان چیزی است ‏که ارتش اسرائیل را خسته خواهد کرد و چالش‌هایی را هم ساخته است.‏

💢چالش ارتش اسرائیل پس از دو سال جنگ

🔸کشته شدن ۴ نفر در منطقه‌ای از رفح که ارتش اسرائیل مدت‌هاست بر آن کنترل دارد و از حدود یک سال و ‏نیم پیش عملیات‌های مداومی در آن انجام می‌داد، در کنار تعدد عملیات‌های حماس در شهر غزه طی این ‏روزها، نشان می‌دهد که حماس به روندی از عملیات‌ها دست زده که ارتش را دچار تردید کرده است.

🔸به روایت یک تحلیلگر اسرائیلی ارتش اسرائیل نفوذ زمینی به قلب شهر غزه را در حالی آغاز کرد که ‏اختلافات، چالش‌ها و نگرانی‌ها موجب تأخیری طولانی در شروع آن شد. اکثریت نهادهای امنیتی و نظامی با ‏این عملیات مخالفند و شک و تردید گسترده‌ای در میان فرماندهان نظامی و جامعه اسرائیلی در خصوص ‏موفقیت‌آمیز بودن آن در نسبت به میزان تلفات وجود دارد.‏

🔸به همین دلیل پیشروی نیروهای اسرائیلی در این مرحله نسبتاً کند و با احتیاط زیاد انجام می‌شود. برای ‏مقایسه، زمانی که ارتش اسرائیل در اواخر اکتبر ۲۰۲۳ وارد نوار غزه شد، واحدها با سرعت زیادی به عمق ‏پیش رفتند، اگرچه موضع دفاعی حماس آن زمان سخت‌تر از حال حاضر بود. ‏به گزارش رادیو ارتش اسرائیل، ارتش عبری دارای ۵۰۰۰ نفربر قدیمی است و از آن‌ها برای منفجر کردن ‏خانه‌های فلسطینی‌ها در شهر غزه استفاده می‌کند. این اقدام برای کاهش نگرانی از گیر افتادن نیروهای ‏مهندسی در تله‌های انفجاری است.

🔸اما چالش جدی و مهم دیگر ارتش برای عملیات در شهر غزه که پیش‌بینی می‌شود بیش از 5 ماه به درازا ‏بکشد، نیروی انسانی و فراخوان نیروهای ذخیره است. ارتش و مقامات آن تاکید دارند که بدون فراخوان ‏نیروهای حریدی به سربازی این عملیات که نیاز به بیش از ۱۰۰ هزار نیرو در چند ماه دارد، ممکن نیست. ‏چالشی که موجب شده هفته اخیر شاهد درگیری‌های زیادی میان نیروهای حریدی و پلیس اسرائیل باشیم.‏

🔸در حال حاضر حدود ۱۰۰ نفر از حریدی در زندان نظامی هستند، بیشتر آن‌ها هنگام تلاش برای ترک ‏اسرائیل و فرار از سربازی در فرودگاه دستگیر شدند و به دوره‌هایی تا ۲۰ روز زندان محکوم شده‌اند‎.‌‏ باید دید ‏نتانیاهو آیا موفق می‌شود میزان قابل‌توجهی از حریدی‌ها را به سربازی مجبور کند؟ یا این مسئله چالش‌های او ‏با اعضای ائتلاف را تشدید خواهد کرد؟

💢تخلیه شهر غزه

🔸مسئله مهم دیگر در عملیات شهر غزه، حضور بیش از یک میلیون فلسطینی در داخل شهر غزه است. جمعیتی ‏که طبق برآوردها بیش از دو سوم آنها در چادرها مستقرند و بارها در طول جنگ جابجا شده‌اند و بیشترشان ‏در آتش‌بس ۴۲ روزه ۶ ماه پیش به غزه برگشته‌اند. این بار هم اسرائیلی‌ها تلاش دارند این جمعیت را مجبور ‏به جابجایی کنند و در برآوردهای نهادهای امنیتی اسرائیل ادعا می‌شود تا امروز ۵۲۰ هزار فلسطینی مجبور به ‏ترک شهر غزه شده‌اند. این رقم طبق برنامه چندین هفته عقب و ناکافی است. برخی معتقدند حدود ۳۰۰ تا ‌‏۴۰۰ هزار نفر در شهر غزه خواهند ماند و این مسئله عملیات در دل شهر را بسیار سخت خواهد کرد.

💢نتانیاهو و فشارهای انتخاباتی

مسئله آخر در عملیات ارابه‌های گیدئون۲، موضوع داخلی و انتخابات است. طیف مخالف نتانیاهو بسیار به ‏دنبال بهره‌گیری از طولانی شدن جنگ و عدم اراده نتانیاهو برای آزادسازی اسرا در توافق با حماس است. ‏موضع‌گیری‌های فراوان شخصیت‌های مخالف و متهم کردن او به طولانی کردن جنگ به‌خاطر منافع ‏سیاسی شخصی، عامل دیگری است که عملیات را با چالش روبرو کرده است.‏

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/609
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍114👎2
🌐پیشران‌های مواجهه ایران و غرب پس از فعال‌سازی ماشه

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

📝احسان کیانی

🔹عدم تصویب قطعنامه تداوم تعلیق تحریم‌های ایران، نشان داد که فرصت چندانی برای توافق باقی نمانده و به احتمال فراوان، قطعنامه‌های پیش از برجام، در پایان سپتامبر، اجرایی می‌شوند. در شرایط کنونی به نظر می‌رسد اگر ایران نیز حاضر به ارائه امتیازات هسته‌ای، حتی در زمینه غنی‌سازی نیز باشد، آمریکا و اروپا از پذیرش آن امتناع کرده و اِعمال تحریم‌ها را برگزینند. زیرا ترجیح می‌دهند ایران را پس از بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت، مجبور به پذیرش توافق جدیدی نمایند که در ازای لغو این قطعنامه‌ها، امتیازاتی غیرهسته‌ای در زمینه برنامه موشکی و سیاست منطقه‌ای‌اش بدهد. در شرایط کنونی می‌توان مهم‌ترین پیشران‌های مواجهه ایران با غرب پس از بازگشت تحریم‌ها را چنین برشمرد:

💢انسجام داخلی

🔸آمریکا و اسرائیل به افزایش نارضایتی‌های اجتماعی به عنوان پیشرانی برای افزایش عملیات‌های ضداطلاعاتی و حتی حمله دوباره به ایران، چشم دوخته‌اند. به همین دلیل حفظ وحدت ملی و جلوگیری از خدشه بر یکچارچگی اجتماعی که در جریان حمله اول اسرائیل پدید آمده، ضرورتی انکارناپذیر برای عدم تحقق سناریوهای مطلوب واشنگتن و تل‌آویو در قبال تهران است.

💢بازدارندگی اطلاعاتی

🔸ایران لازم است علاوه بر حفظ و توسعه برنامه موشکی، بتواند خلأها و کاستی‌های بازدارندگی اطلاعاتی‌امنیتی را جبران نماید. این موضوع دو بُعد سلبی و ایجابی دارد. بُعد سلبی بر کاهش دامنه نفوذ اسرائیل در کشور از طریق بهبود وضعیت معیشتی جهت کاهش احتمال جذب افراد ضعیف به سوی اسرائیل و اجرای مجازات‌های قاطع برای جاسوسان متمرکز است. بُعد ایجابی بر طراحی و اجرای برنامه‌های ضدامنیتی علیه منافع اسرائیل در داخل مناطق اشغالی و همچنین در دیگر نقاط جهان، تمرکز دارد که می‌تواند بازدارندگی ایران در برابر رژیم اشغال‌گر قدس را احیا نماید.

💢ائتلاف دیپلماتیک

🔸تداوم و ارتقای روابط دوجانبه با چین و روسیه و همچنین بهره‌مندی از حضور ایران در ائتلاف‌های بریکس و سازمان همکاری شانگهای، نه‌تنها از منظر کاهش تأثیر تحریم‌های اقتصادی شورای امنیت، بلکه از نظر جلوگیری از انعکاس تصویری منزوی از ایران، اهمیت دارد.

🔸آمریکا، اتحادیه اروپا و اسرائیل اکنون، فارغ از اختلافات واقعی و غیرقابل‌انکاری که ممکن است در پرونده‌های دیگر، اعم از جنگ اوکراین، مهار چین و حتی جنگ غزه داشته باشند، ولی در وادارسازی ایران به عقب‌نشینی از عمق راهبردی‌اش در منطقه و برنامه دفاعی‌اش در داخل، مصمم هستند. به همین دلیل در صورت مخالفت ایران با پذیرش توافق جدیدی که شامل امتیازات غیرهسته‌ای باشد، احتمال حمله نظامی دیگری، دور از ذهن نیست.

🔸جبهه غرب در صورتی از اقدام نظامی دست کشیده و مذاکره را ترجیح خواهد داد که عمیقاً به این باور برسد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، نه‌تنها اهداف‌شان را محقق نخواهد ساخت، بلکه آنها را از این اهداف، دورتر می‌سازد. آنچه می‌تواند این بازیگران را از صرافت حمله‌ای دیگر به ایران، منصرف سازد، ارتقای بازدارندگی در سه حوزه یادشده (اجتماعی، اطلاعاتی و دیپلماتیک) است.

در شرایطی که غرب نبردی ترکیبی علیه ایران را شدت بخشیده، اتکای صرف ایران بر بازدارندگی نظامی (آن هم صرفاً موشکی) نمی‌تواند امنیت ملی ایران را تأمین نماید. ارتقای بازدارندگی در ابعاد اجتماعی، اطلاعاتی و دیپلماتیک، در سناریوی خوش‌بینانه به توافقی مطلوب برای ایران و در سناریوی میانه نیز، به تداوم وضع موجود و جلوگیری از حمله نظامی خواهد انجامید.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/610
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍144👎2😁1
🔵دستورالعمل بازدارندگی اقتصادی چین
◾️اندیشکده رند

#اکوتهران
#چین #جنگ_تعرفه‌ای

🔸اندیشکده رند به تازگی مطالعه‌ای با عنوان «دستورالعمل بازدارندگی اقتصادی چین» منتشر نموده که در آن، بر معماری راهبردها و رویکردهای جمهوری خلق چین برای مقابله با اهرم‌سازی، اجبار و جنگ اقتصادی تمرکز شده است. نگارندگان این گزارش 20 صفحه‌ای معتقدند که چین با اقدامات و سیاست‌های خود، در حقیقت منظومه‌ای را طراحی نموده که دیگران را از بکارگیری اجبار، جنگ و اهرم‌های اقتصادی منصرف می‌کند و به طبع موفقیت این منظومه، می‌توان مدعی شد که چین در واقع سطحی از بازدارندگی اقتصادی را به شکل موفقیت‌آمیز ایجاد نموده است.

🔹به باور نگارندگان، تنش‌های تعرفه‌ای پس از روز آزادی ترامپ و تمدید مداوم توقف‌های 90 روزه در اعمال تعرفه‌های ایالات متحده علیه چین، این واقعیت را به ذهن متبادر می‌سازد که چین احتمالا در ایجاد بازدارندگی در مقابل هزینه‌های بیشتر و عمیق‌تر اقتصادی موفق بوده است. آنها تاکید دارند که علیرغم عدم وجود دکترین رسمی بازدارندگی اقتصادی در چین، مجموعه‌ای از عناصر را می‌توان در رویکرد عمومی و کلی این کشور مشاهده نمود که از اشکال مختلف بازدارندگی اقتصادی مبتنی بر انکار، درهم‌تنیدگی و مجازات تمرکز نموده اند.

🔹این گزارش مفصل، برای هر یک از اشکال بازدارندگی پیش‌گفته نمونه‌های مطرح نموده است. در خصوص بازدارندگی مبتنی بر انکار، اقداماتی همچون اولویت‌بخشی به بخش‌های راهبردی در برنامه‌های پنج ساله، تاکید بر راهبرد «چرخه دوگانه»، انعقاد قراردادهای بلندمدت خرید LNG، اعطای یارانه، مشوق و وام‌های ترجیحی به بخش‌های مقوم تاب‌آوری، برنامه‌های جذب نخبگان و تسهیل‌گری فضای کسب و کار در سطوح محلی، استانی و ملی ذکر شده اند. به عنوان مثال، قریب به نیمی از قراردادهای جاری خرید LNG برای بیست سال آینده معتبر خواهند بود و صنایعی همچون تسلیحات، انرژی، ماشین‌آلات، ساختمان و حمل دریایی از یارانه‌های متعدد بهره‌مند شده اند.

🔹برای بازدارندگی مبتنی بر درهم‌تنیدگی، این گزارش قیدها و ملاحظاتی را مطرح نموده و از تحول رویکرد چین به سمت ایجاد وابستگی یک‌طرفه خبر داده است. با مطالعه روندها، بالاخص پس از سال 2019، می‌توان دریافت که چین در تجارت خارجی خود دو روند متمایز را کلید زده است. اول اینکه وابستگی اقتصادهای ثالث را به خود افزایش داده که از این رهگذر مانع اقدام تهاجمی آنها علیه اقتصاد خود، بدون تحمیل هزینه متقابل ناشی از وابستگی، گردد. همزمان، تلاش نموده تا وابستگی‌ تجاری خود را به اقتصادهای پیشرفته همچون آمریکا و اروپا، با توجه به احتمال اهرم‌سازی آنها از این وابستگی، کاهش دهد.

🔹برای بازدارندگی مبتنی بر مجازات نیز، کاربست محدودیت‌ها در صادرات عناصر کمیاب معدنی (REEs) در دوره تنش تعرفه‌ای روز آزادی مهم‌ترین نمونه در سال اخیر ذکر شده و بر سویه اعتباربخش آمادگی این کشور برای محقق ساختن تهدیدها به عنوان یک عنصر مهم و حیاتی در ایجاد بازدارندگی تاکید شده است. نگارندگان تاکید نموده اند که پس از تنش‌های تعرفه‌ای اخیر، خوشبین‌ترین تحلیل‌گران نیز درباره آمادگی چین برای عملی‌ساختن تهدیدهای این چنینی شک ندارند.

🔹مثال‌های دیگری همچون وضع ممنوعیت واردات سالمون از نروژ پس از اعطای جایزه صلح نوبل به یکی از فعالان حقوق بشر چینی و محدودیت صادرات عناصر کمیاب معدنی به ژاپن در پاسخ به بازداشت ناخدای یک کشتی ماهیگیری چینی در سال 2010 نیز به عنوان نمونه‌های قدیمی‌تر مقوم اعتبار چین در عمل متقابل یا مجازات اقتصادی نقل شده اند. این گزارش همچنین بر تمرکز چین بر اقناع افکار عمومی داخلی انگشت گذارده و با مرور اظهارات رسمی طرف‌های چینی، بر این نکته تاکید داشته که چین اتباع خود را در خصوص آسیب‌پذیری طرف مقابل و توانایی و ضرورت مقابله از سوی خود توجیه کرده است.

🔹در مجموع، بازدارندگی اقتصادی چین مبتنی بر پنج مولفه یا عنصر اصلی در گزارش اندیشکده رند به تصویر کشیده شده که به ترتیب عبارتند از: افزایش تاب‌آوری تولیدات و مواد اولیه (بازدارندگی مبتنی بر انکار)، توسعه ارتباطاتی با طرف‌های ثالث (کشورها یا شرکت‌ها) با هدف اهرم‌سازی (بازدارندگی مبتنی بر وابستگی)، بکارگیری مجموعه‌ای از ابزارها برای تحمیل سریع هزینه (بازدارندگی مبتنی بر مجازات)، مخابره پیام و معتبر جلوه دادن تاب‌آوری و آمادگی چین برای اقدام متقابل (اعتباربخشی به بازدارندگی در خارج) و اقناع افکار عمومی (اعتباربخشی به بازدارندگی در داخل).

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/611
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍123🔥1
🌐موج جدید شناسایی فلسطین؛ بازتعریف نقش اروپا

#تحلیل_کوتاه
#اروپا #فرانسه

📝علی محبی

🔹در روزهای اخیر، موجی از شناسایی رسمی کشور فلسطین از سوی چند کشور اروپایی و غربی از جمله فرانسه، بلژیک، مالت، بریتانیا و پرتغال شکل گرفت. این روند با محوریت فرانسه، نشان‌دهنده تغییراتی در رویکرد دیپلماتیک اروپا است. با این حال، پرسش اصلی این است که این موج جدید شناسایی تا چه اندازه می‌تواند در فشار بر اسرائیل و پایان جنگ غزه تاثیرگذار باشد؟

💢فرانسه و اروپا؛ بازتعریف نقش خود در غرب آسیا

🔸با کاهش نفوذ مؤثر آمریکا در سطح جهانی، اروپا تلاش دارد جای خالی ابتکارهای دیپلماتیک را پر کند. در این میان، فرانسه با تکیه بر سیاست دیرینه‌ «راه‌حل دو دولتی»، سعی دارد نقش تاریخی خود را در خاورمیانه به عنوان میانجی‌گر صلح و هدایت‌گر سیاست خارجی اروپا احیا کند. در همین راستا، رئیس‌جمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، به دنبال شکل‌دهی یک بلوک اروپایی تازه است که بتواند در برابر رویکرد یک‌جانبه‌گرایانه آمریکا و اسرائیل در قبال مسئله فلسطین ایستادگی کند و حتی از این مسئله به عنوان ابزاری برای بازی در برابر سیاست اروپایی آمریکا استفاده کرد.

🔸از زمان آغاز جنگ اوکراین، این باور در اروپا تقویت شده که برای کاهش وابستگی‌های سیاسی و اقتصادی خود به آمریکا و چین، باید روابط گسترده‌تری با کشورهای «جنوب جهانی» از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس برقرار کنند. فرانسه نیز در این چارچوب، علاوه بر تلاش برای شناسایی دولت فلسطینی و ایجاد کنفرانس مشترک «راهکار دو دولتی» به جهت نزدیک کردن کشورهای عربی، می‌کوشد با مشروعیت‌بخشی به اسرائیل در میان کشورهای جنوب، شکاف موجود را کاهش دهد و روابطی متوازن‌تر بین اسرائیل و کشورهای عربی ایجاد کند.


💢چالش‌های مشروعیت سیاسی و فشارهای داخلی

🔸تجربه تاریخی اروپا، به‌ویژه در مورد هولوکاست، نوعی وظیفه اخلاقی و سیاسی برای حفاظت از امنیت یهودیان و اسرائیل در دستگاه دیپلماسی اروپا ایجاد کرده است. به همین دلیل، اقدامات آشکاری مانند تحریم اسرائیل معمولاً در دستور کار قرار نمی‌گیرد. در عین حال، فشار افکار عمومی برای توقف نسل‌کشی در غزه، به شدت افزایش یافته است. علاوه بر این، دولت فرانسه نیز دچار بحران سیاسی بی‌سابقه‌ای ناشی از عدم توانایی کسب اکثریت پارلمان برای تصویب بودجه مواجه شده است. در چنین شرایطی، شناسایی فلسطین می‌تواند گامی در جهت کاهش فشار افکار عمومی و جلب حمایت جناح‌های چپ باشد؛ اقدامی که بدون به خطر انداختن امنیت اسرائیل، با سیاست محافظه‌کارانه اروپا در قبال اسرائیل نیز سازگار است.

💢تلاش برای مقابله با رادیکالیسم

🔸ابتکار دیپلماتیک جدید فرانسه در واقع تلاشی برای رسیدن به صلح از طریق توقف حکام رادیکال هر دو سوی درگیری است؛ بدین معنا که از دید پاریس، تنها در صورت کنار گذاشتن مقاومت مسلحانه فلسطینی‌ها و توقف سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل، صلح قابل تحقق خواهد بود. برای نمونه، ماکرون در ماه گذشته در توییتی تأکید کرد که فلسطینی‌ها حق داشتن کشوری مستقل اما بدون حضور حماس را دارند. او همچنین در مصاحبه‌ای تلویزیونی به بنیامین نتانیاهو پیامدهای منفی اقدامات تهاجمی‌اش بر امنیت اسرائیل را گوشزد کرد. در واقع هدف از این سیاست، جلوگیری از گسترش گرایش‌های ضداسرائیلی در جوامع اروپایی از طریق مهار سیاست‌های افراطی نتانیاهو و مقاومت فلسطین به طور هم‌زمان است.

💢پیامد دور جدید به رسمیت شناختن فلسطین

🔸گرچه اقدام فرانسه، بریتانیا و دیگر کشورها در به رسمیت شناختن فلسطین را می‌توان یک تابوشکنی مهم در فضای سیاسی غرب به نفع فلسطین دانست، اما این اقدام به خودی خود نمی‌تواند تأثیر فوری و ملموسی بر حل مسئله فلسطین در خاورمیانه داشته باشد. چنین تصمیم‌هایی در عمل مانعی برای تداوم سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل ایجاد نمی‌کنند و تا زمانی که آمریکا نیز در اعمال فشار بر اسرائیل مشارکت نکند، بعید است تغییری اساسی رخ دهد. تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که اسرائیل تنها زمانی به فشارهای بین‌المللی واکنش نشان می‌دهد که ایالات متحده در این فشارها نقش داشته باشد. بنابراین، اگرچه این موج شناسایی‌ها دارای اهمیت نمادین و سیاسی است، تأثیر عملی آن در کوتاه‌مدت بسیار محدود خواهد بود.

شناسایی دولت فلسطین توسط فرانسه و متحدان اروپایی‌اش بیانگر تلاش اروپا برای بازتعریف جایگاه خود در تحولات خاورمیانه است. با این حال، این تصمیم بیشتر جنبه‌ای سیاسی، نمادین و تاکتیکی دارد که در راستای منافع داخلی و دیپلماتیک اروپا قابل تفسیر است. در شرایطی که آمریکا همچنان حامی اصلی اسرائیل باقی مانده، اقدامات اروپا بدون هماهنگی با واشنگتن عملا ظرفیت تأثیرگذاری نخواهد داشت.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/612
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍95👏3💯1
♦️چرخش ۱۸۰ درجه‌ای ترامپ در موضوع اوکراین
◾️فارین پالیسی
📝سام اسکوف

🔸رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، روز سه‌شنبه به نظر می‌رسید که از تغییر عمده‌ای در سیاست آمریکا نسبت به اوکراین حمایت می‌کند. او اعلام کرد که معتقد است کی‌یف می‌تواند «تمام اوکراین را در شکل اصلی‌اش» پس بگیرد. این اظهارات، که پس از دیدار با رئیس‌جمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، در نیویورک مطرح شد، برخلاف باور پیشین ترامپ است که جنگ بین روسیه و اوکراین تنها زمانی پایان خواهد یافت که اوکراین بخشی از قلمرو خود را واگذار کند.

💢حمایت بی‌سابقه ترامپ از تمامیت ارضی اوکراین

🔹ترامپ در شبکه اجتماعی‌اش تروث سوشیال نوشت: «فکر می‌کنم اوکراین با حمایت اتحادیه اروپا، در موقعیتی قرار دارد که بتواند مبارزه کند و تمام اوکراین را در شکل اولیه‌اش پس بگیرد.»

🔹ترامپ همچنین ظاهراً اشاره کرد که اوکراین ممکن است در نهایت قلمروهایی از روسیه را نیز تصرف کند، همان‌طور که پیش‌تر برای مدتی مناطقی از استان کورسک روسیه را در اختیار داشت: «اوکراین قادر خواهد بود کشورش را در شکل اولیه‌اش پس بگیرد و چه کسی می‌داند، شاید حتی فراتر از آن هم برود!»

🔹از بیانیه او مشخص نبود که منظور ترامپ از «شکل اولیه» اوکراین، مرزهای پیش از سال ۲۰۱۴، که شبه‌جزیره کریمه ضمیمه‌شده توسط روسیه را نیز شامل می‌شود، است یا مرزهای پیش از حمله تمام‌عیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲. در حال حاضر، نیروهای روسی حدود یک‌پنجم خاک اوکراین را در اختیار دارند، که بیشتر آن در ماه‌های اولیه تهاجم اشغال شد.

🔹رئیس‌جمهور آمریکا همچنین ارتش روسیه را بی‌کفایت توصیف کرد و گفت: «روسیه سه سال و نیم است که بی‌هدف درگیر جنگی شده که یک قدرت نظامی واقعی باید در کمتر از یک هفته آن را به پایان می‌رساند.»

💢حمایت از اوکراین بدون دخالت مستقیم

🔹ترامپ کمک نظامی مستقیم بیشتری از سوی ایالات متحده ارائه نکرد. او گفت: «ما به ارسال سلاح برای ناتو ادامه خواهیم داد تا ناتو بتواند هر طور می‌خواهد از آن‌ها استفاده کند.» او در اینجا به طرح جدیدی اشاره کرد که طی آن اعضای ناتو سلاح‌هایی از ایالات متحده خریداری کرده و به اوکراین ارسال می‌کنند.

💢موضع ترامپ مثبت است، اما کافی نیست

🔹جان هربست، سفیر پیشین آمریکا در کی‌یف و مدیر ارشد مرکز اوراسیا در اندیشکده شورای آتلانتیک، گفت: بیانیه ترامپ «مثبت‌نگرانه» است. او در ادامه اشاره کرد ترامپ درک کرده که پیروزی روسیه در این جنگ اجتناب‌ناپذیر نیست و اوکراین در میدان نبرد عملکرد بدی نداشته است.

🔹اظهارات ترامپ ممکن است بازتابی از نارضایتی فزاینده‌اش از رئیس‌جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، باشد؛ کسی که علی‌رغم شرکت در نشستی در آلاسکا در ماه اوت به دعوت ترامپ، همچنان به شلیک گسترده موشک و پهپاد به اوکراین ادامه داده است. همچنین در اوایل سپتامبر پس از دیدار ترامپ با رئیس‌جمهور لهستان، کارول ناوروکی، روسیه پهپادهایی را به قلمرو لهستان فرستاد. هفته گذشته نیز، استونی، کشور عضو ناتو، سه جنگنده روسی را به ورود به حریم هوایی خود متهم کرد. در عین حال، این بیانیه ممکن است نشان‌دهنده بهبود روابط ترامپ با زلنسکی نیز باشد؛ فردی که چندی پیش در دیدار فوریه در کاخ سفید با او دچار تنش شده بود.

با این حال، نشانه‌های متناقضی از سوی دولت ترامپ درباره میزان تمایل آن برای مقابله با روسیه وجود دارد. به طور مثال، او به واکنش ترامپ به نقض حریم هوایی لهستان اشاره کرد که در آن ترامپ گفته بود احتمال دارد پهپادها «تصادفی» وارد آن منطقه شده باشند. او گفت: «این نوعی پیام است به این معنا که «لازم نیست کاری انجام دهم» و این پیام حامل قدرت نیست.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/613
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎42
🌐 دیدار اردوغان و ترامپ: مناسبات رسمی در سایه روابط شخصی

#مقاله_تحلیلی
#ترکیه #آمریکا

📝احسان فلاحی

🔹روابط ترکیه و آمریکا، مدت‌هاست از چارچوب مفاهیمی مانند «اتحاد» یا «شراکت استراتژیک» فاصله گرفته و تحت تاثیر انتظارات شخصی و وضعیت روانی اردوغان- ترامپ قرار گرفته است. ماندگاری ۲۳ ساله اردوغان در قدرت و تمایل ترامپ برای ایجاد یک برَند سیاسی، تاثیرگذاری روابط شخصی بر مناسبات آنکارا- واشنگتن را تشدید کرده است. دیدار ۲۵ سپتامبر میان اردوغان و ترامپ در کاخ سفید نتیجه دوستی شخصی میان دو رئیس جمهور با واسطه‌گری پسر ترامپ در استانبول بوده است.

💢پیچیدگی روابط

🔸واشنگتن در سال ۲۰۱۹ در اعتراض به خرید سامانه‌های اس-۴۰۰ روسی، آنکارا را از پروسه تولید و خرید جنگنده‌های اف-۳۵ حذف نمود. ترکیه پس از ناامیدی از دریافت جنگنده‌های اف- ۳۵ در پی خرید ۴۰ فروند جنگنده اف-۱۶ و یوروفایترهای اروپایی بوده است. اما ترامپ اخیراً در شبکه‌ اجتماعی خود بیان کرده است که «ما در حال کار بر روی بسیاری از قراردادهای تجاری و نظامی با رئیس‌جمهور ترکیه هستیم؛ از جمله خرید گسترده هواپیماهای بوئینگ و یک قرارداد بزرگ اف-۱۶، مذاکره در مورد فروش اف-۳۵ نیز ادامه دارد» اما اگر آمریکا قصد فروش اف-۳۵ به آنکارا را داشته باشد؛ خرید گسترده جنگنده‌های اف-۱۶ منطقی نخواهد بود؛ مگر این که مذاکره در مورد دریافت یک ترکیب منطقی از اف-۱۶ و اف-۳۵ در جریان باشد. لذا ابهامات جدی در این خصوص مطرح است.

🔸در حال حاضر معامله شرکت بوئینگ با ترکیه بیشترین اولویت را برای ترامپ دارد. برخی از رسانه‌های ترکیه آماری بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ بوئینگ را برای خریداری مطرح کرده‌اند. ارزش چنین قراردادی رقمی بین ۳۰ تا ۳۵ میلیارد دلار خواهد بود که به احتمال زیاد ترامپ آن را به عنوان پیش شرط فروش جنگنده‌ها می‌داند. در عین حال، برخی رسانه‌های ترکیه از توافق اولیه «ترکیش ایرلاینز» با دو شرکت «بوینگ» و «لاکید مارتین» آمریکا خبر داده‌اند.

💢‌انگیزه‌های شخصی

🔸اردوغان برای حفظ قدرت، در پی هر کنش دیپلماتیکی برای مصارف داخلی است. رقبای اردوغان وی را به انزوای بین‌‍‌‌‌المللی و فاصله گرفتن از شرکای سنتی(آمریکا) متهم می‌کنند. برای پاسخ به این انتقادات، محتوای تصویری از نشست اردوغان در کاخ سفید، می‌تواند بارها در قالب مستند و تبلیغ انتخاباتی بازپخش شود؛ تا بدین وسیله اردوغان را در صف اول دیپلماسی جهان نشان دهند. همچنین اردوغان در صورت موفقیت در دریافت جنگنده‌های اف-۳۵ در جبهه مخالفان داخلی شکاف ایجاد نموده و اقدامات قضایی علیه شهرداران مخالف را تشدید خواهد کرد.

🔸ترامپ نیز تلاش دارد؛ نفوذ سیاسی خود را حتی بعد از دوران ریاست جمهوری حفظ کند. وی از طریق «مدیریت رهبرانی چون اردوغان» می‌تواند خود را به عنوان پدرخوانده‌ی جناح MAGA معرفی کند و نامزد مورد نظر خود را در انتخابات ۲۰۲۸ تقویت کند. به علاوه انتخابات میان دوره سنا در سال ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد. اگر قراردادهای تسلیحاتی به ایالت‌هایی با صنایع نظامی منفعت برساند، نمایندگان جمهوری‌خواه در این ایالت‌ها به شدت از آن بهره تبلیغاتی خواهند برد.

💢معادلات ساختاری

🔸بر خلاف انگیزه‌های شخصی که نقش پیشران در روابط ایفا کرده است، معادلات منطقه‌ای بیشتر به شکل بازدارنده عمل کرده‌اند. بعد از فروپاشی حکومت اسد، بسیاری از اطلاعات تائید نشده حکایت از حملات پی‌درپی اسرائیل به مواضع ترکیه در سوریه دارد. سایر محدودیت‌های ساختاری در غرب آسیا که به عنوان عامل بازدارنده در روابط ترکیه و آمریکا عمل می‌کند شامل حمایت آمریکا از کردها، مساله قبرس و وضعیت غزه است. آنکارا انتظار دارد که آمریکا هر گونه حمایت از YPG و PYD را در راستای پروژه موسوم به «ترکیه بدون ترور» متوقف کند.

🔸همچنین آنکار انتظار دارد که ترامپ تحریم‌های تسلحیاتی قبرس شمالی را نیز لغو نماید. در حالی که یونان به عنوان عضو ناتو به شدت مخالف چنین اقدامی است. همچنین، طرح اسرائیل برای اشغال کرانه باختری و نوار غزه همچنان از موضوعات مورد مناقشه مرتبط با ساختار منطقه است. در کنار تمام موانع ساختاری به احتمال زیاد انتظار اصلی اردوغان از ترامپ تعریف یک مکانیسم پیشگیری از اقدامات تهاجمی اسرائیل در سوریه بوده است.

💢دستاوردهای احتمالی

ترامپ و اردوغان به واسطه انگیره‌های قدرت‌طلبانه نه می‌توانند از رابطه با یکدیگر چشم‌پوشی کنند، و نه به لحاظ محدودیت‌های ساختاری می‌توانند شرکای راهبردی یکدیگر باشند. بنابراین دیدار اخیر اگرچه دستاوردهای اقتصادی داشته باشد؛ اما تبدیل توافقات اقتصادی به مناسبات راهبردی از رهگذر ارتباط شخصی دشوار است.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/614
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15👎21🔥1
🌐 ترامپ و بازگشت معاهدات به قرون وسطا
◾️فارن پالیسی
📝سرگئی رادچنکو

#روندهای_استراتژیک

🔸در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، روند سنتی و قانون‌محور در سیاست خارجی آمریکا کنار گذاشته شد. معاهدات بین‌المللی که طبق قانون اساسی باید با تصویب کنگره مشروعیت می‌یافتند، به توافقات شخصی رئیس‌جمهور با رهبران خارجی بدل شدند. این توافق‌ها در ظاهر دستاورد دیپلماتیک معرفی می‌شوند، اما در عمل بیشتر به معاملات فردی شباهت دارند و پایه حقوقی و نهادی محکمی ندارند. چنین تغییری یادآور الگوی قرون وسطایی است که معاهدات به اراده و حیات پادشاه گره می‌خورد.

🔹سنت سیاسی آمریکا تأکید دارد که معاهدات مهم با رأی دو سوم سنا یا اکثریت کنگره تصویب شوند تا هیچ رئیس‌جمهوری به‌تنهایی سرنوشت کشور را تغییر ندهد. امروز اما ده‌ها توافق بدون دخالت کنگره اعلام می‌شوند و رئیس‌جمهور به بازیگر یگانه سیاست خارجی بدل شده است؛ وضعیتی که بنیان‌گذاران آمریکا برای جلوگیری از آن نظام کنترل و توازن را طراحی کرده بودند.

🔹مشکل اینجاست که چنین توافقاتی ممکن است بار مالی یا تعهد نظامی ایجاد کنند، در حالی که اختیار بودجه و بخش عمده قدرت جنگی در دست کنگره است. توافقات بدون رأی نمایندگان مردم مشروعیت داخلی ندارند و در حقوق بین‌الملل نیز اعتبارشان محل تردید است. بنابراین بسیاری از این تعهدات عملاً بر پایه‌ای سست استوارند.

🔹بعد دیگر ماجرا، پنهان‌کاری گسترده است. بسیاری از توافق‌ها علنی نمی‌شوند و حتی نمایندگان کنگره هم از جزئیات آن‌ها بی‌اطلاع‌اند. این وضع شباهت زیادی به معاهدات محرمانه دارد که در قرن بیستم بارها موجب بحران‌های بین‌المللی شد. در برخی موارد، طرف‌های توافق نیز ادعاهای واشنگتن را رد کرده‌اند و همین موضوع بی‌اعتمادی داخلی و خارجی را افزایش داده است.

🔹نمونه‌های مشخص نشان می‌دهد این مشکل واقعی است. توافق مربوط به منابع معدنی در اوکراین و قراردادهای بازگرداندن مهاجران به السالوادور و غنا نمونه‌هایی بودند که متنشان تا مدت‌ها پنهان ماند. در پرونده‌های قضایی مرتبط، حتی دیوان عالی هم با کمبود سند روبه‌رو شد و در نهایت مجبور شد احکام موقت صادر کند تا دولت بتواند اقدام کند. این روند نشان داد نبود شفافیت حقوقی می‌تواند به آشفتگی جدی منجر شود.

🔹ادامه این مسیر خطرناک است، زیرا توافقات فردی رئیس‌جمهور جایگزین معاهدات رسمی می‌شوند. این یعنی با هر تغییر در کاخ سفید، تعهدات خارجی آمریکا نیز زیر و رو خواهد شد. چنین وضعیتی برای متحدان نشانه بی‌ثباتی است و برای رقبای آمریکا فرصتی برای سوءاستفاده. کشوری که مدعی رهبری نظم جهانی است، نمی‌تواند سیاست خارجی خود را بر مبنای تصمیمات شخصی و موقتی بنا کند.

🔹تجربه تاریخی نشان داده است معاهدات زمانی پایدارند که پشتوانه نهادهای قانون‌گذار را داشته باشند. در غیر این صورت بیشتر به تفاهم‌نامه‌های موقتی شباهت دارند که با تغییر اراده یک فرد فرو می‌ریزند. بنیان‌گذاران آمریکا هشدار داده بودند که تمرکز اختیار معاهدات در دست یک فرد، کشور را به سمت سلطنت انتخابی خواهد برد.

🔹افزون بر این، پنهان‌کاری و نبود شفافیت به بی‌اعتمادی در داخل و خارج دامن می‌زند. شهروندان نمی‌دانند چه تعهداتی پذیرفته شده است، متحدان نمی‌توانند به وعده‌های واشنگتن تکیه کنند و رقبای جهانی از این بی‌ثباتی برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند. در نتیجه، سیاست خارجی آمریکا بیش از آنکه نشانه‌ای از ثبات باشد، به مجموعه‌ای از اقدامات شخصی و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل می‌شود.

سیاست خارجی آمریکا در دوره دوم ترامپ نشان‌دهنده تمرکز قدرت در دست رئیس‌جمهور است. توافقات پنهانی و بدون تصویب کنگره، نه مشروعیت داخلی دارند و نه اعتبار بین‌المللی. این روند متحدان را مردد و رقبا را جسور می‌کند. شعارها و وعده‌های «معاملات بزرگ» جایگزین سازوکارهای نهادینه برای ثبات و شفافیت نمی‌شوند. اگر این مسیر اصلاح نگردد، آمریکا به‌جای رهبری نظم جهانی، به کشوری بدل خواهد شد که سیاست خارجی‌اش هر بار با تغییر رئیس‌جمهور از نو نوشته می‌شود؛ الگویی که بیشتر به سلطنت‌های گذشته شباهت دارد تا جمهوری مدرن.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/615
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍114🔥1
🌐 انتخابات ریاست‌جمهوری شیلی و چرخش به راست

#تحلیل_کوتاه
#با_انتخابات
#شیلی

🔹آبان امسال انتخابات ریاست‌جمهوری شیلی برگزار خواهد شد. این رقابت میان پنج نامزد اصلی خواهد بود که دو تن از آنان راست‌گرا (خوزه کاست، یوحانس کایسر)، دو میانه‌رو (اِولین متهی و فرانکو پاریسی) و یک چپ‌گرا (جینیت خارا) هستند. نظرسنجی‌ها حکایت از موقعیت بهتر راست‌گرایان دارد. این انتخابات در حالی برگزار می‌شود که شیلی با مشکلات اقتصادی، افزایش جرائم و مسئله مهاجرین روبرو است.

💢نظرسنجی‌ها

🔸آخرین نظرسنجی‌ها پیشتازی کاست را با در اختیار داشتن ۲۹٪ آرا نشان می‌دهند. پس از او خارا، ماتهی، پاریسی و کایسر با ۲۵٪، ۱۴٪، ۱۲٪ و ۷٪ به ترتیب دوم تا پنجم هستند. چنین ارقامی تغییر افکار عمومی مردم را در مقایسه با ماه‌های اخیر نشان می‎‌دهند. پیشتر ماتهی پیشتاز بود و کاست در جایگاه دوم قرار داشت. پیروزی خارا از حزب کمونیست بر کارولینا توها در انتخابات مقدماتی ائتلاف چپ‌گرایان (اتحاد برای شیلی) باعث شد که نماینده جناح چپ در نظرسنجی‌ها از جایگاه چهارم به دوم صعود کند. با این حال، کفه ترازو به نفع مجموع رأی راست‌گرایان سنگینی می‌کند.

💢بحران مهاجرت

🔸شیلی در دو دهه گذشته مقصد بسیاری از مهاجران از سایر کشورهای منطقه، مخصوصاً از حوزه کارائیب بوده است؛ چرا که در مقایسه با این کشورها از رونق و ثبات اقتصادی بیشتری بهره‌مند بوده است. از سال ۲۰۱۷ مهاجران بسیاری از ونزوئلا، کلمبیا و هائیتی که وضعیت اقتصادی-اجتماعی بغرنجی دارند به سمت شیلی حرکت کرده‌اند. طبق آمار، حدوداً ۵۳٪ مهاجرین غیرقانونی از این سه کشور هستند. مهم‌ترین اثر منفی آن، افزایش جرائم و فعالیت باندهای تبهکاری بوده که نگرانی مردم و سیاستمداران شیلی را برانگیخته است.

💢مشکلات اقتصادی و افزایش جرائم

🔸اگرچه شیلی در دو سال اخیر در هر دو مورد بهبودهایی را تجربه کرده است، با این حال، هنوز هم با وضعیت مطلوب فاصله دارد. رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۴، ۲.۴٪ بوده که غالباً از افزایش صادرات مواد معدنی (هچمون مس) نشئت می‌گیرد. نرخ بیکاری با ۰.۷٪ کاهش ۷.۲٪ است و نرخ اشتغال غیررسمی شیلی نیز حدودا ۲۶٪ بوده است. وضعیت اقتصادی شیلی باعث نارضایتی‌های فزاینده مردمی همچون اعتراضات گسترده ۲۰۱۹ شد که به دو رفراندوم قانون اساسی در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۳ انجامید، هرچند هیچ‌کدام از پیش‌نویس‌های قانون اساسی رأی نیاوردند.

🔸وضعیت جرائم و خشونت‌های اجتماعی نیز اگرچه به وخامت کشورهایی همچون اکوادور و السالوادور نیست، اما می‌تواند بحرانی گردد. نرخ قتل در شیلی طی یک دهه دو برابر شد و در سال ۲۰۲۲ به ۶.۷ در هر ۱۰۰ هزار نفر رسید که رقم نگران کننده‌ای است. بخشی از این افزایش ریشه در مهاجرین غیرقانونی دارد. در چنین شرایطی نامزدهای راست‌گرا فرصت بیشتری برای رأی‌گیری دارند. یکی از وعده‌های کاست، بستن مرزها به روی مهاجرین بوده است. رأی‌دهندگان احتمالاً تحت‌تأثیر سیاست‌های راست‌گرایان در آرژانتین و آمریکا به کاست رأی بدهند.

💢مسئله بومیان

🔸یکی از مشکلات دیرین شیلی، درگیری‌های بعضاً خشونت‌آمیز دولت با بومیان ماپوچه بوده که در جنوب این کشور زندگی می‌کنند. این بومیان همواره خواستار خودمختاری، بازپس‌گیری زمین‌های تصاحب‌شده، رسمی‌شدن زبان ماپوچه و ایجاد سیستم قضایی متناسب با فرهنگ‌شان بوده‌اند. مسئله بومیان یکی دیگر از شکاف‌های چپ و راست در شیلی است. به عنوان نمونه پیش‌نویس نخست قانون اساسی که مورد حمایت چپ‌ها بود، این خواسته‌ها را به نحوی پذیرفت، اما در در پیش‌نویس دوم که محافظه‌کاران طراحی کرده بودند، این موارد لحاظ نشدند. در صورتی که محافظه‌کاران پیروز گردند وضعیت بومیان سخت‌تر خواهد شد.

💢روابط با آمریکا

🔸روابط غالب کشورهای منطقه با آمریکا در دوران ترامپ پرنوسان بوده است، اما مورد شیلی تفاوت مهمی دارد که از نیازمندی آمریکا ناشی می‌شود. شیلی غنی از عنصر مس است و طبق آمار ۷۰٪ مس آمریکا را تأمین می‌کند. به همین دلیل شیلی از تعرفه‌های گسترده ترامپ مستثنی شد. علیرغم اینکه رئیس جمهور مستقر در شیلی چپ‌گراست و ترامپ معمولاً روابط خوشایندی با آن‌ها ندارد، چنین اهرمی ثبات را به روابط دو کشور آورده است. بعید است نتایج انتخابات تأثیر بنیادینی بر روابط دو کشور داشته باشد.

وضعیت انتخابات، به نفع راست‌گرایان است. با وجود کثرت نامزدها که احتمال کشیده‌شدن به دور دوم (رقابت کاست با خارا) را بالا می‌برد، اما وزن نامزدهای محافظه‌کار سنگین‌تر است که به پیروزی کاست منجر می‌شود. وضعیت اقتصادی و بحران مهاجرین شانس کاست را بالاتر می‌برد. به نظر می‌رسد بازگشت محافظه‌کاران به قدرت بیشتر بر داخل شیلی اثر بگذارد تا بر سیاست خارجی این کشور با آمریکا.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/616
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8🤔3😐2
🌐طرح ۲۱ ماده‌ای ترامپ برای غزه؛ مختصات و چشم‌انداز

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_غزه

📝محمدرضا مرادی

🔹طرح ۲۱ ماده‌ای ترامپ برای پایان دادن به جنگ غزه که در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ رونمایی شد به یکی از موضوعات ‏داغ بین‌المللی تبدیل شده است. این طرح موجی از واکنش ها را در میان طرف‌های درگیر و جامعه جهانی ایجاد ‏کرده است. اما آیا این طرح می‌تواند صلح پایدار را به ارمغان بیاورد یا صرفاً معامله‌ای سیاسی برای پیشبرد منافع ‏خاص است؟

💢جزئیات طرح

🔸طرح پیشنهادی ترامپ که با همکاری استیو ویتکاف (فرستاده ویژه آمریکا به خاورمیانه) و جرد کوشنر (داماد او) ‏تدوین شده، شامل اقداماتی کلیدی برای پایان دادن به درگیری‌های غزه است:‏

1️⃣آتش‌بس و تبادل اسرا: طرح با توقف فوری عملیات نظامی و آزادی ۲۰ اسیر زنده اسرائیلی و اجساد بیش از ‌‏۲۰ نفر ظرف ۴۸ ساعت آغاز می‌شود. در مقابل، اسرائیل ۲۵۰ زندانی فلسطینی محکوم به حبس ابد و ۱۷۰۰ ‏بازداشتی دیگر را آزاد خواهد کرد‎.‎

2️⃣خروج تدریجی اسرائیل:
نیروهای اسرائیلی به‌تدریج از غزه خارج می‌شوند، اما فقدان جدول زمانی مشخص، ‏اجرای این بند را مبهم کرده است‎.‎
خلع سلاح حماس: حماس از نظر نظامی خلع سلاح شده و از اداره غزه محروم می‌شود. اعضای این گروه ‏می‌توانند با پذیرش صلح، عفو شوند یا غزه را ترک کنند‎.‎

3️⃣بازسازی غزه: طرحی پنج‌ساله برای بازسازی زیرساخت‌های غزه، از جمله آب، برق و بیمارستان‌ها با حمایت ‏مالی کشورهای خلیج فارس پیشنهاد شده است‎.‎

4️⃣حکومت انتقالی: یک نهاد بین‌المللی موقت با نظارت آمریکا و یک کمیته فلسطینی، اداره غزه را بر عهده ‏خواهند گرفت تا در نهایت به تشکیلات خودگردان فلسطینی واگذار شود‎.‎

💢اجرا و چالش‌های عملیاتی

🔸اجرای این طرح نیازمند هماهنگی پیچیده بین اسرائیل، حماس، کشورهای عربی و جامعه جهانی است. آتش‌بس ‏اولیه و تبادل اسرا به اعتمادسازی وابسته است، اما حماس اعلام کرده هیچ پیشنهاد جدیدی دریافت نکرده و ‏مذاکرات از زمان حمله اسرائیل به دوحه متوقف شده است. خروج نظامی ‏اسرائیل نیز با مقاومت وزرای راست‌گرای دولت نتانیاهو مواجه است که خواستار ادامه ‏جنگ تا نابودی کامل حماس هستند. بازسازی غزه و استقرار نیروی امنیتی بین‌المللی نیز به منابع مالی و مدیریت ‏دقیق نیاز دارد که هنوز جزئیات آن مشخص نیست.‏

💢تونی بلر: مدیر جدید غزه؟

🔸یکی از نکات جنجالی طرح، پیشنهاد تونی بلر، نخست‌وزیر سابق انگلیس، برای هدایت تشکیلات انتقالی ‏بین‌المللی غزه‎ (GITTA) ‎است. این نهاد که قرار است با مجوز سازمان ملل به مدت پنج سال اداره غزه را بر ‏عهده بگیرد از مدل‌های انتقال قدرت در تیمور شرقی و کوزوو الهام گرفته است. بلر از حمایت رهبران خلیج ‏فارس، کوشنر و خود ترامپ‎ ‎برخوردار است. با این حال، سابقه او در جنگ عراق و نقشش در گروه ‏چهارجانبه (۲۰۰۷-۲۰۱۵) که با حملات مکرر اسرائیل به غزه همراه بود او را در میان فلسطینی‌ها نامحبوب کرده ‏است. همچنین رقابت با محمود عباس و تشکیلات خودگردان چالش دیگری برای این پیشنهاد است.‏

💢واکنش‌ها: حمایت و مخالفت

🔸طرح ترامپ‎ ‎در اسرائیل دوقطبی ایجاد کرده است. نظرسنجی معاریو نشان می‌دهد ۵۳ درصد اسرائیلی‌ها و ۴۱ ‏درصد رأی‌دهندگان ائتلاف حاکم از آن حمایت می‌کنند، اما وزرای راست‌گرا تهدید به سرنگونی دولت ‏کرده‌اند. در مقابل یائیر لاپید رهبر اپوزیسیون، قول حمایت از نتانیاهو برای پیشبرد توافق را داده است. حماس ‏هنوز پیشنهاد رسمی دریافت نکرده و خواستار توقف کامل جنگ و خروج اسرائیل است. کشورهای عربی مانند ‏مصر، قطر و عربستان از طرح استقبال کرده‌اند، اما عدم حمایت صریح از تشکیل دولت فلسطینی، ممکن است با ‏انتقاد برخی کشورها مواجه شود.‏

💢چشم‌انداز و موانع

🔸طرح ترامپ در مقایسه با پیشنهاد قبلی او در فوریه ۲۰۲۵ که خواستار آوارگی فلسطینی‌ها و تبدیل غزه به ‌‏«ریویرای خاورمیانه» بود، گامی معتدل‌تر به نظر می‌رسد. با این حال، موانع متعددی پیش روی آن است: ‏مخالفت‌های داخلی در اسرائیل، ابهام در مذاکرات با حماس و پیچیدگی‌های مالی و لجستیکی بازسازی غزه. ‏علاوه‌براین، به‌رسمیت‌شناختن آرمان دولت فلسطینی بدون تعهد مشخص، برای فلسطینی‌ها ناکافی است. ‏


💢نتیجه‌‏‌گیری

طرح ۲۱ ماده‌ای ترامپ با وجود حمایت گسترده، باچالش‌های جدی مواجه است. ایده اداره غزه توسط تونی ‏بلر، هرچند نوآورانه به دلیل سابقه او و پیچیدگی‌های سیاسی منطقه بامقاومت روبه‌رو خواهد شد. موفقیت این ‏طرح به اعتمادسازی، هماهنگی بین‌المللی و غلبه بر اختلافات داخلی بستگی دارد. بااین حال تأکید طرح بر خلع ‏سلاح حماس و عدم تعهد صریح به دولت فلسطینی، نشان‌دهنده اولویت منافع اسرائیل و متحدانش است که ‏ممکن است مانع پذیرش آن توسط فلسطینی‌ها شود.‏

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/617
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8🤯1👌1
♦️هند و تغییر موازنه در آسیا
◾️
فارن پالیسی

#تهران_ریویو
#هند #آسیا

🔸هند در دهه‌های اخیر از کناره‌نشینی استراتژیک پس از استقلال به‌تدریج فاصله گرفته و در حال بازیابی نقش خود به‌مثابه یک قدرت منطقه‌ای فعال در آسیا است. مواجهه هند با تحولات ژئوپلیتیک آسیا، در عرصه روابط بین‌الملل با دوره‌ای از چالش و فرصت همراه است. برای آن که هند بتواند نقش مؤثری در آینده آسیا ایفا کند، باید به شیوه‌ای هوشمندانه چالش‌های خود در پنج حوزه کلیدی امنیت منطقه‌ای، ادغام اقتصادی و فناوری، مشارکت در نهادهای منطقه‌ای و بین‌المللی، روابط با همسایگان، و جهت‌گیری سیاست داخلی را حل و فصل کند.

💢امنیت منطقه‌ای

🔹هند پس از چین، بزرگ‌ترین ارتش آسیا را دارد و بودجه دفاعی‌اش در مقیاس منطقه‌ای و جهانی قابل‌توجه است. این توانمندی، پتانسیل تبدیل شدن هند به تأمین‌کننده امنیت در منطقه را پدید می‌آورد. اما در عمل، هند هنوز نتوانسته در سطح مطلوب تأثیرگذاری امنیتی منطقه داشته باشد. چین با مدرن‌سازی کامل نظامی، فاصله‌ای قابل توجه با رقبایش ایجاد کرده است. برای پر کردن این شکاف، هند باید هزینه نظامی‌اش را افزایش دهد، ساختارهای دفاعی‌اش را مؤثرتر کند، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه دفاعی را توسعه دهد و نقش بخش خصوصی را در صنعت دفاعی پررنگ کند. همچنین دیپلماسی نظامی فعال‌تر می‌تواند قدرت هند را در ائتلاف‌ها و به‌عنوان بازیگر امنیتی بانفوذ افزایش دهد.

💢ادغام اقتصادی و فناوری

🔹رشد تجارت هند با سایر کشورهای آسیایی، گرچه چشمگیر، در مقایسه با چین بسیار ناچیز است. مثال بارز آن، تجارت هند با اعضای آسه‌آن است که حجم حدود ۱۲۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ که در مقابل با ۱ تریلیون دلار تجارت چین با آسه‌آن ناچیز است. هند در ۲۰۱۹ به دلیل نگرانی از افزایش کسری تجاری‌اش با چین از پیمان منطقه‌ای RCEP خارج شد. استراتژی کاهش ریسک اقتصادی از چین پس از مناقشات مرزی ۲۰۲۰ تشدید شد، اما وابستگی هند به واردات چینی همچنان مانع بزرگی باقی مانده است.

🔹از سوی دیگر، هند به‌دنبال تقویت روابط تجاری و فناوری با غرب است. هند قرارداد تجارت آزاد با بریتانیا به امضا رساند و مذاکرات با اتحادیه اروپا را سرعت بخشید. در فناوری نیز، هند بیشتر به آمریکا و کشورهای غربی گره خورده تا شرق. این «چرخش غربی» پرسش‌هایی جدی درباره میزان پایداری ادغام اقتصادی هند با آسیا خلق می‌کند.

💢مشارکت نهادی در آسیا

🔹هند در نهادهای بسیاری مانند آسه‌آن، اجلاس شرق آسیا و فروم منطقه‌ای آسه‌آن حضور دارد، اما تأثیر چشمگیری نداشته است. چین با نفوذ بیشتر بر اعضا، اغلب بر تصمیم‌ها تأثیرگذار است. ضعف سازوکارهای آسه‌آن در نقش‌دهی به هند، جایگاه این کشور در این نهادها را تضعیف می‌کند. همچنین هند تلاش می‌کند که بین مؤسسات محوری آسه‌آن و نهادهای مورد نظر آمریکا مانند کواد تعادل برقرار کند. اما نگرانی وجود دارد که به ابزاری برای پیش‌برد استراتژی آمریکایی بدل شود.

💢روابط با همسایگان

🔹تنش‌های دیرپا با پاکستان و افت شدیدی در روابط با بنگلادش پس از تغییرات سیاسی در آن کشور، میراث تلخ تقسیم شبه‌قاره را نمایان می‌سازد. روابط هند با دیگر همسایگان نیز نوسانی است؛ دهلی‌نو تلاش کرده از ابزارهای متنوع استفاده کند تا پیوندهای منطقه‌ای را تقویت کند اما منجر به پیشرفت بزرگی نشده‌اند. در مقابل، چین به‌راحتی با همسایگان هند تعامل دارد و از فرصت‌ها برای تقویت موقعیت خود در منطقه بهره می‌برد. هند باید راهبردی برای کاهش نفوذ چین در میان همسایگانش بیابد و همزمان، در روابط منطقه‌ای خود ثبات ایجاد کند.

💢سیاست داخلی و تصویر منطقه‌ای

🔹بحث درباره پسرفت دموکراسی در هند بیشتر در محافل غربی مطرح است و تأثیر زیادی بر سیاست خارجی آن‌ها نداشته است. اما درون هند، رشد ناسیونالیسم افراطی و انتشار آن در جوامع دیاسپورا واکنش منفی در منطقه چندمذهبی آسیا به‌وجود آورده است. هند باید مراقب باشد که چهره‌ای تندرو از خود به نمایش نگذارد. در منطقه‌ای که واقع‌گرایی سیاسی غالب است، فاصله از ارزش‌های لیبرال الزامی نیست؛ اما آزار اقوام و مذاهب می‌تواند اعتبار هند را تنزل دهد. کنترل گرایش‌های تند و حفظ تعادل میان قدرت داخلی و توقعات منطقه‌ای، برای حفظ و تقویت جایگاه هند حیاتی است.

در مجموع، نقش هند در آینده به چگونگی مدیریت صحیح پنج چالش ذکر شده بسته خواهد بود. اگر هند بتواند اصلاحات کلیدی را عملی کند، قادر خواهد بود نه تنها به قدرت منطقه‌ای واقعی بدل شود، بلکه به یک معماری جایگزین در آسیا کمک کند. در عین حال، این فرآیند پیچیده نیازمند زمان، توازن هوشمندانه میان راهبردهای خارجی و سیاست داخلی، و حساسیت به پیچیدگی‌های منطقه است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/618
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍83👌3
🌐وضعیت لبنان یک سال پس از ترور سیدحسن نصرالله

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه

📝محمدرضا فرهادی

🔹طی یک سال گذشته پس از ترور سیدحسن نصرالله، صحنه سیاسی لبنان دچار دگرگونی‌های مهمی شده که ‏مهم‌ترین ویژگی آن فشار سیاسی حزب الله بوده است تا آنچه اسرائیل با شکست در جنگ ۶۶ روزه بدست ‏نیاورد را از این طریق بدست آورد.‏

🔸ابتدا تشکیل دولت در لبنان براساس اجماع آمریکا، فرانسه و عربستان انجام شد و حزب الله برحسب این گزاره ‏که عدم تشکیل دولت به مراتب بدتر از وجود دولتی است که حتی گرایش‌های متفاوتی با مقاومت دارد، ‏اقدام به حضور در جلسات مجلس گرفت و رأی به خروج لبنان از بن‌بست سیاسی داد و جوزف عون به ‏عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد و نواف سلام نیز به عنوان نخست وزیر مأمور کابینه شد. این دولت تمرکز ‏خود را بر حفظ روابط با آمریکا در جهت لغو تحریم‌ها و مقابله با هرگونه اقدام علیه آمریکا و رژیم ‏صهیونیستی قرار داده و بی عملی آن در پاسخ به تجاوزات اسرائیل در مناطق جنوبی مشهود است.‏

🔸روی کار آمدن یک ‌دولت وابسته در لبنان، بیش از پیش صهیونیست‌ها را برای اجرای پروژه ی خلع سلاح ‏حزب الله مُصرتر کرد و صهیونیست‌ها ‌ عقب‌نشینی از مناطق ۵ گانه را منوط به خلع سلاح حزب‌الله کردند‌. بر ‏همین مبنا تام باراک فرستاده رئیس‌جمهور آمریکا در لبنان یک طرح پنج مرحله‌ای برای خلع سلاح حزب‌الله ‏را به دولت لبنان تحمیل کرد که براساس آن در مرحله نخست حزب‌الله باید پایان سال میلادی در جنوب ‏رود لیتانی و در مراحل بعدی در سایر نقاط لبنان به طور کامل خلع سلاح شود.‏

🔸در واقع صهیونیست‌ها با حمایت آمریکا به دنبال طرحی مشابه مدل سوریه برای لبنان هستند که هرگونه حمله ‏به لبنان با واکنش خاصی مواجه نشود و دولت لبنان به جای اسرائیل در داخل با مقاومت درگیر شود. اصولاً ‏وظیفه خلع سلاح با همین هدف به دولت لبنان واگذار شد.‏ با این وجود مقاومت حزب‌الله در برابر این طرح و اعلام مخالفت دبیرکل حزب‌الله لبنان با آن موجب شد که ‏آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها به خطای محاسباتی خود پی ببرند و به فکر طرح‌های جایگزین بروند. با جدی ‏شدن روند خلع سلاح حزب‌الله توسط دولت لبنان، مواضع این جنبش نسبت به هرگونه اقدام در رابطه با خلع ‏سلاح تهاجمی‌تر شد و شیخ نعیم قاسم اعلام کرد که خلع سلاح خط قرمز حزب‌الله است. این الگوی رفتاری ‏حزب‌الله نشات گرفته از سه عامل بود:‏

1️⃣ وضعیت این جنبش در داخل در جهت بهبود ساختارها و ترمیم ضربات وارده بود.

2️⃣ حزب‌الله به این نتیجه رسیده که هرگونه عقب‌نشینی در برابر طرح‌های ارائه شده منجر به پیشروی بیشتر ‏آمریکا و اسرائیل خواهد شد و به همین دلیل حزب‌الله که مخالف هرگونه درگیری‌های داخلی است، اعلام ‏کرد که درصوت تعرض به سلاح مقاومت، آماده هر اقدامی است.‏

3️⃣ مخالفت ارتش لبنان با خلع سلاح حزب‌الله به دلیل ایجاد درگیری داخلی و فراهم شدن زمینه برای حملات ‏اسرائیل به لبنان

4️⃣حمایت‌های ایران از حزب‌الله و رایزنی‌های صورت گرفته توسط ایران در ابعاد داخلی لبنان و ‏منطقه‌ای

🔸آمریکا، فرانسه و عربستان سعودی به عنوان سه بازیگر مهم در تحولات لبنان سطح بالایی از همکاری و ‏هماهنگی را به نمایش گذاشته‌اند. آمریکا به عنوان مجری و تامین کننده منافع اسرئیل بر اساس اصل نابودی ‏و تضعیف مقاومت در لبنان بازیگری می کنند و اهداف آنها کاملا معلوم است. فرانسه بیشتر به عنوان یک ‏میانجی در حل قضایای لبنان با اسرائیل بازیگری می کند و سعی دارد که در این رابطه با آمریکایی ها ‏هماهنگ لازم را داشته باشد. عربستان سعودی نیز در جهت تقویت جریان ۱۴ مارس بازیگری می‌کند و ‏هدف‌گذاری کوتاه‌مدت عربستان برای انتخابات پارلمانی سال آینده میلادی در لبنان تقویت این جریان ‏است.‏

🔸در این میان ایران با قاطعیت مخالفت خود را با طرح خلع سلاح حزب‌الله بیان کرده و سعی دارد که به ‏دلیل تهدیدات مشترک اسرائیل علیه کشورهای منطقه، یک همگرایی بین حزب‌الله و برخی کشورهای منطقه ‏همچون عربستان ایجاد کند تا از طریق ایجاد همگرایی‌های داخلی و اجماع‌سازی منطقه‌ای طرح‌های ‏آمریکایی- صهیونیستی در داخل لبنان خنثی شود.‏

در یک شمای کلی از وضعیت لبنان می‌توان عنوان کرد که همانطور که ضربات نظامی و امنیتی جنگ ۶۶ ‏روزه، منجر به نابودی ساختار و انسجام سازمانی حزب الله نشد، فشارهای سیاسی نیز تاکنون نتوانسته است ‏حزب‌الله را به عقب‌نشینی وادار کند و حزب الله بازیگری فعال خود را حفظ کرده است.‏

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/619
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍152👎2
🔵ژئواکونومی و سیاست: ایالات متحده، اتحادیه اروپا، چین و هند
▪️دیپلمات

#اکوتهران
#آمریکا #اروپا #چین #هند

🔸امروزه ژئو‌اکونومی به محور راهبردی دیپلماسی جهانی بدل شده است. ژئواکونومی به‌کارگیری ابزارهای اقتصادی از تعرفه و تحریم گرفته تا سرمایه‌گذاری، کنترل زنجیره تأمین و استانداردهای فناورانه در راستای اهداف سیاسی است و در دنیای کنونی، نفوذ کشورها علاوه بر قدرت نظامی یا اتحادهای رسمی ، به نحوه مدیریت وابستگی‌های متقابل اقتصادی وابسته است.

💢ادغام ریسک‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک


🔹ژئو‌اکونومیک ابزاری دوگانه است؛ هم می‌تواند تنبیهی و بازدارنده باشد مانند تحریم‌ها و محدودیت‌های صادراتی؛ هم مشوق و همسوساز مانند سرمایه‌گذاری در زیرساخت یا اعطای ترجیح در بازار. همین انعطاف‌پذیری است که ژئواکونومی را به ابزاری پیچیده و پرکاربرد در دیپلماسی مدرن بدل نموده است. در عصر حاضر تمایز میان ریسک‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک از میان رفته است. شبکه‌هایی که کالا و سرمایه را جابه‌جا می‌کنند، بسترهای ظهور قدرت سیاسی هم هستند. به عنوان مثال، گسست در عرضه نیمه‌هادی‌ها می‌تواند توامان پیامد اقتصادی و ژئوپلیتیکی داشته باشد؛ همانطور که بحران سیاسی می‌تواند به‌سرعت دسترسی به انرژی یا مواد خام را متحول نماید. روند تاریخی جهانی‌شدن پیوندهایی فشرده‌ ایجاد کرده و ژئو‌اکونومی اکنون ابزار حکمرانی بر این پیوندهاست.

💢ایالات متحده: وابستگی متقابل مدیریت‌شده

🔹آمریکا با تکیه بر جایگاه مسلط خود در نظام مالی جهانی و فناوری، ابزارهای ژئو‌اکونومی را برای حفظ برتری سیستمی به کار می‌گیرد و اقداماتی همچون تحریم‌های مالی، کنترل‌های صادراتی و یارانه‌های صنعتی در خدمت بازطراحی زنجیره‌های تأمین و حمایت از بخش‌های راهبردی اقتصاد این کشور قرار گرفته‌اند. به بیان دیگر، واشنگتن در پی الگویی از «وابستگی متقابل مدیریت‌شده» است؛ الگویی که در آن شرکا و حتی رقبا در چارچوب‌های مقرراتی و فناورانه تعریف‌شده توسط آمریکا فعالیت کنند.

💢اتحادیه اروپا: قدرت تنظیم‌گری و خودمختاری راهبردی


🔹اتحادیه اروپا بیشتر از قدرت اقتصادی و بازار بزرگ خود به عنوان اهرم استفاده می‌کند. نمونه روشن این بهره‌برداری، ساز و کارهای مهار انتشار کربنی است که استانداردهای زیست‌محیطی مطلوب اروپا را به سطح جهانی توسعه داده است. بروکسل در حالی که انسجام خود را با آمریکا حفظ می‌کند، با سرمایه‌گذاری‌های کلان و ابتکارات تنظیم‌گرانه به دنبال تنوع‌بخشی در منابع حیاتی و تقویت «خودمختاری راهبردی» خود است.

💢چین: موازنه متقابل سیستمی

🔹چین رویکردی بلندمدت را با محوریت دولت پیش گرفته است. ابتکار کمربند و جاده، اعطای وام‌های ترجیحی و مشارکت‌های فناورانه سه ابزار اصلی پکن برای نفوذ در زیرساخت‌ها و شبکه‌های آماد جهانی هستند. چین همچنین در تلاش است تا نظام‌های پرداخت و فناوری جایگزین ایجاد کند و وابستگی خود را به کانال‌های غربی کاهش دهد. به بیان دیگر، راهبرد کلی چین «موازنه متقابل سیستمی» است؛ تاب‌آور ساختن زنجیره‌های تأمین و تثبیت منابع بلندمدت در کنار وضع استانداردهایی که آسیب‌پذیری را در برابر فشار خارجی کاهش دهد.

💢هند: چابکی راهبردی

🔹هند سیاست «چابکی راهبردی» را دنبال می‌کند. این کشور از یکسو با برنامه «ساخت هند» بر تقویت ظرفیت داخلی تمرکز نموده و از سوی دیگر زیرساخت دیجیتال عمومی خود را با طرح‌هایی همچون آدهار و دیجی‌لاکر ارتقا بخشیده است. این ارتقا که از سوی بانک جهانی نیز مورد توجه بوده، اکنون به سطح بین‌المللی (مثلا همکاری با سنگاپور در سامانه پرداخت توسعه یافته) است.

💢تجربه دولت ترامپ

🔹آمریکای ترامپ ژئو‌اکونومی را به شکل آشکار در سیاست خارجی نهادینه ساخته است. این دولت تنها پس از اجبار اتحادیه اروپا به سرمایه‌گذاری کلان در حوزه‌های زیرساخت، دفاع و انرژی، با اروپا توافق نمود. در رابطه با چین، آتش‌بس‌های موقت تعرفه‌ای برای عدم تشدید تنش، حفظ اهرم فشار و امتیازگیری مرحله‌ای در دستور کار بوده است. در مقابل هند، دولت ترامپ تعرفه‌هایی دو‌سطحی اعمال نموده است که مستقیماً به واردات نفت ارزان از روسیه ارتباط داشته‌اند.

💢جمع‌بندی

در مجموع، بهره‌برداری فزاینده از ابزارهای اقتصادی برای پیشبرد اهداف سیاسی مبدل به یک نُرم جدید در سیاست خارجی شده است. راهبرد ژئواکونومی در آمریکا «وابستگی متقابل مدیریت‌شده»، در اروپا «خودگردانی راهبردی»، در چین «موازنه متقابل سیستمی» و در هند «تعهد چندگانه با ظرفیت‌سازی» بوده است. در جهانی که اقتصاد و سیاست در هم تنیده‌اند، ژئو‌اکونومی به چارچوب اصلی دیپلماسی بدل شده است و در چشم‌انداز، علاوه بر تعاملات تجاری و اقتصادی، توازن قوا را نیز بازتعریف خواهد کرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/620
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏3👎1🤯1
🌐انتخابات مولداوی در سایه ژئوپلیتیک؛ پیروزی غرب و شکست دموکراسی

#تحلیل_کوتاه
#اروپا

🔹روز یک‌شنبه ۲۸ سپتامبر / ۶ مهر، انتخابات پارلمانی در کشور کوچکی در شرق اروپا به نام مولداوی برگزار شد. در این انتخابات، حزب حاکم غرب‌گرا توانست اکثریت خود را در پارلمان حفظ کند و مسیر نزدیکی هرچه بیشتر به غرب را ادامه دهد. با این حال، اهمیت این انتخابات برای روسیه و غرب به حدی بود که شاهد موارد متعدد دخالت و دست‌کاری در فرآیند رأی‌گیری بودیم؛ امری که خود گویای نقش حیاتی این رویداد در آینده این کشور و معادلات ژئوپلیتیکی منطقه است. در این یادداشت به اهمیت و پیامدهای این انتخابات پرداخته می‌شود.

💢افزایش ۱۶ درصدی آراء در دو هفته؛ تصادف یا طراحی؟

🔸با وجود اینکه نظرسنجی‌های ابتدای سپتامبر تنها ۳۴ درصد حمایت مردمی از حزب غرب‌گرای اقدام و همبستگی (PAS) را نشان می‌دادند، در نهایت این حزب توانست با کسب ۵۰.۱ درصد آرا، حداقل کرسی‌های لازم برای تشکیل اکثریت پارلمانی را به دست آورد. در حالی که رسانه‌های جریان اصلی غربی، تمرکز خود را بر ادعای دخالت روسیه در انتخابات گذاشتند، شواهد متعدد حاکی از آن است که این نیروهای غربی و وابستگان داخلی‌شان بودند که با روش‌های گوناگون، در روند انتخابات مداخله کردند.

🔸از جمله این اقدامات می‌توان به ممنوعیت فعالیت برخی احزاب روس‌گرا مانند حزب قلب مولداوی (PRIM) به بهانه تخلفات مالی، دست‌کاری فضای مجازی با همکاری شبکه‌های اجتماعی تحت فشار دولت‌های غربی، و ارعاب غیرمستقیم از طریق استقرار نیروهای نظامی فرانسه و بریتانیا در خاک رومانی اشاره کرد. همچنین، نحوه توزیع ناعادلانه حوزه‌های رأی‌گیری در خارج از کشور نیز بحث‌برانگیز بود؛ در حالی که در آلمان با جمعیتی حدود ۱۲۰ هزار مولداویایی، ۳۶ مرکز رأی‌گیری دایر شده بود، تنها دو مرکز برای ۳۵۰ هزار مولداویایی ساکن روسیه در نظر گرفته شد.


💢اهمیت این انتخابات برای مولداوی و قدرت‌های اروپایی

🔸مولداوی اگرچه کشوری کوچک با جمعیت و اقتصاد محدود است، اما به دلیل مجاورت با مرزهای جنوب‌غربی اوکراین، دارای اهمیت ژئوپلیتیکی بالایی است. در صورت نفوذ نیروهای روسیه به این کشور، موازنه نظامی در جنگ اوکراین ممکن است به نفع روسیه تغییر پیدا کند. همچنین موفقیت جنبش‌های ضدغربی در مولداوی می‌توانست به الگویی برای سایر کشورها تبدیل شود و به‌صورت دومینوار، جریان‌های مشابه را در اروپا تقویت کند. از همین‌رو، برای مقامات غربی، مولداوی نقش خط مقدم در مهار نفوذ روسیه و جلوگیری از گسترش جریان‌های ضدلیبرال را ایفا می‌کند. در این چارچوب، دخالت در روند انتخابات برای تضمین پیروزی جریان‌های همسو، ابزاری مشروع تلقی شد.

💢پیامدهای انتخابات

🔸انتخاب مجدد حزب اقدام و همبستگی، بیش از هر چیز یادآور مسیری است که اوکراین طی کرده است؛ فاصله‌گیری از روسیه و تقرب به غرب، در حالی‌که نه عضویت در اتحادیه اروپا تضمین شده و نه منافع اقتصادی ملموسی در کوتاه‌مدت به همراه دارد. مولداوی با محروم کردن خود از دسترسی به انرژی ارزان روسیه، با تورم ۳۴ درصدی و بحران انرژی مواجه شده است و کمک‌های اروپا تاکنون عمدتاً به شکل وام و کمک‌های بلاعوض اندک، محدود بوده است. مخالفت کشورهایی مانند مجارستان با عضویت مولداوی در اتحادیه اروپا، گویای این واقعیت است که حمایت غرب ممکن است در سطحی نمادین باقی بماند. با این حال، اروپا موفق شد نفوذ روسیه و جریان‌های همسو با آن را مهار کرده و از مولداوی به عنوان ابزاری برای تداوم فشار علیه مسکو استفاده کند.

🔸از سوی دیگر، تقلب‌های انتخاباتی و حذف سیستماتیک جریان‌های منتقد غرب، موجب کاهش مشروعیت نیروهای لیبرال و دموکراتیک خواهد شد. این اقدامات نه تنها در مولداوی بلکه در سطح قاره اروپا، زمینه را برای گسترش جنبش‌های رادیکال و ضدساختار فراهم خواهد کرد. کنار زدن جریان‌های منتقد از فرآیند انتخابات، آنان را به سمت رادیکالیزه‌شدن و روی آوردن به شیوه‌های غیردموکراتیک سوق می‌دهد. چنین مسیری در نهایت نه به ثبات، بلکه به قطبی‌سازی و بحران‌های سیاسی منجر خواهد شد.

💢جمع‌بندی

نتیجه انتخابات اخیر در مولداوی به‌روشنی نشان‌دهنده مسیری است که این کشور در حال طی آن است؛ مسیری شبیه به اوکراین. اگرچه در ظاهر حزب غرب‌گرای PAS پیروز میدان شد، اما مسیر پیش‌روی مولداوی با چالش‌هایی جدی همراه خواهد بود. انتخاب این مسیر و دستکاری در روند دموکراتیک، می‌تواند منجر به بی‌ثباتی سیاسی، گسترش افراط‌گرایی و کاهش اعتماد عمومی نه فقط در مولداوی بلکه در سراسر اروپا شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/621
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍121😱1🆒1
♦️غرب در حال فهمیدن است: اسرائیل منبع اصلی بی ثباتی خاورمیانه است!
◾️رسپانسیبل استیت‌کرفت
📝پاول آر. پیلار

#تهران_ریویو
#تحولات_منطقه

🔸آیا می‌توان گفت که بحران در خاورمیانه به نقطه عطفی رسیده؟ به نظر می‌رسد چنین باشد. چندین کشور غربی دولت فلسطینی را به رسمیت شناختند، تظاهرات عمومی علیه اسرائیل به اوج خود رسیده است و نظرسنجی‌های اخیر کاهش شدید حمایت عمومی آمریکایی‌ها از اسرائیل را نشان می‌دهند.

💢اسرائیل تنها زبان زور می‌فهمد

🔹با وجود شدت گرفتن خشم جهانی از اقدامات مرگ‌بار اسرائیل در غزه، واکنش‌های بین‌المللی از جمله به‌رسمیت شناختن فلسطین نتوانسته است پاسخ سازنده‌ای از سوی تل‌آویو به دنبال داشته باشند. برخی فلسطینی‌ها نیز به‌درستی خاطرنشان کرده‌اند که این گام‌های دیپلماتیک هیچ کمکی به کاهش درد و رنج مردم در میدان نمی‌کند. به نظر می‌رسد اسرائیل تنها زبان «زور و اجبار» را می‌فهمد، نه دیپلماسی یا اعتراضات خیابانی. واکنش اسرائیل به اقدامات دیپلماتیک اخیر، سرسختی و تهدیدهای بیشتر بوده است.

🔹بخش بزرگی از جامعه اسرائیل نیز فشار بین‌المللی را نشانه‌ای از «جانبداری علیه اسرائیل» و دلیلی برای ادامه استفاده از زور می‌دانند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از اسرائیلی‌ها معتقدند «هیچ بی‌گناهی» در غزه وجود ندارد و از اخراج کامل ساکنان آن حمایت می‌کنند. از سیاستمداران چنین جامعه‌ای نمی‌توان انتظار داشت که بر اصول اخلاقی تکیه داشته باشند. بنابراین تنها راه تغییر سیاست اسرائیل، تحمیل هزینه‌ها و پیامدهای واقعی بر آن است.

💢حمله اسرائیل به خاک قطر؛ زنگ خطر برای کشورهای عربی

🔹ذهنیت رژیم‌های عربی در هفته‌های اخیر به نوعی به یک نقطه عطف رسیده است. حمله اسرائیل در اوایل سپتامبر به خاک قطر، که در تلاش برای ترور رهبران حماسِ حاضر در مذاکرات مربوط به غزه صورت گرفت، ضربه‌ای بزرگ به آن‌ها وارد کرد.

🔹این حمله، در کنار موج حملات نظامی اسرائیل به کشورهای دیگر منطقه مانند لبنان، سوریه، یمن و ایران، تصویر روشنی از اینکه هیچ کشوری از حمله مصون نیست به کشورهای عربی داد. حتی روابط امنیتی نزدیک قطر با آمریکا و حضور نظامی گسترده این کشور در پایگاه العُدید، نتوانست از تعرض اسرائیل جلوگیری کند.

🔹نگرانی‌های مصر، که نخستین کشور عربی دارای پیمان صلح با اسرائیل است، به اندازه‌ای شدید بود که عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور این کشور، در نشست اضطراری عرب‌ها پس از حمله به قطر، اسرائیل را صراحتاً «دشمن» خواند. مصر ممکن است به هدف بعدی اسرائیل برای ترور رهبران حماس تبدیل شود.

💢پیامدهای تحولات اخیر

🔹یکی از نتایج مستقیم تحولات اخیر، توقف فعلاً قطعی روند عادی‌سازی روابط بین اسرائیل و سایر کشورهای عربی است؛ روندی که طی دوران ریاست‌جمهوری ترامپ با امضای توافقاتی توسط امارات، بحرین و مراکش آغاز شده بود. امارات حتی با شنیدن زمزمه‌های الحاق کرانه باختری از سوی اسرائیل هشدار داد که این اقدام «عبور از خط قرمز» خواهد بود.

🔹یکی از مزایای این تغییر فضا، زدودن این تصور غلط است که توافق‌های عادی‌سازی مانند «پیمان ابراهیم» گامی به‌سوی صلح بین اسرائیل و فلسطین است. برعکس، این توافق‌ها راهی برای فرار اسرائیل از مصالحه با فلسطینیان‌ و تداوم سلطه است. از آن بدتر، این توافق‌ها اغلب به‌عنوان پایه‌ای برای اتحاد ضدایرانی نیز در نظر گرفته شده‌اند، که فقط به تشدید تنش‌ها در خلیج فارس منجر شده است.

🔹کاهش ارزش همکاری‌های امنیتی اعراب با آمریکا یکی دیگر از پیامدهای مهم این تحولات است. این تردیدها از سال ۲۰۱۹ و در پی واکنش ندادن آمریکا به حمله به تأسیسات نفتی عربستان آغاز شد. اکنون با حمله اسرائیل به قطر، که کشوری هم‌پیمان با آمریکا است، تردیدها به اوج رسیده‌اند.

💢لزوم بازنگری آمریکا در سیاست‌های خاورمیانه‌ای خود

🔹ایالات متحده باید تمرکز خود را از تلاش برای عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی بردارد. با توجه به تحولات جاری، از جمله آنچه در غزه می‌گذرد، این توافق‌ها هیچ کمکی به صلح، امنیت منطقه‌ای یا منافع ملی آمریکا نمی‌کنند.

🔹خوشبختانه احتمال دستیابی آمریکا به یک توافق امنیتی جدید با کشورهای عربی، مانند آنچه دولت بایدن با عربستان دنبال می‌کرد، کاهش یافته است. این امر می‌تواند خطر کشیده شدن آمریکا به درگیری‌هایی که خود ایجاد نکرده را کاهش دهد.

ایالات متحده باید از این طرز فکر تکراری که «ایران بزرگ‌ترین منبع بی‌ثباتی در خاورمیانه است» فاصله بگیرد. باید صادقانه بررسی کند که کدام کشور در منطقه بیش از دیگران جنگ به راه انداخته و به دیگر کشورها حمله کرده و بر اساس آن، در روابط خود با آن کشور بازنگری اساسی انجام دهد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/622
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍103
🌐کم‌توجهی ترامپ به جامعه اطلاعاتی آمریکا و پیامدها برای ایران

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا #ایران

📝عرفان علمشاهی

🔹نهادهای اطلاعاتی آمریکا یکی از بازیگران درون دولت فدرال بودند که از بازگشت ترامپ به کاخ سفید نگران شدند. اگرچه ترامپ با انتصاب جان رتکلیف به ریاست آژانس اطلاعات مرکزی (سیا) –که دارای سوابق حرفه‌ای است- از این نگرانی‌ها کاست؛ اما انتخاب کش پتل نشان می‌دهد که حرفه‌ای‌گری و دوری از سیاست‌زدگی در جامعه اطلاعاتی همچنان در معرض آسیب قرار دارند. تأکید ترامپ بر وفاداری به جای شایستگی، غفلت از گزارش‌های فنی و تصمیم‌گیری صرفاً بر اساس گمانه‌های شخصی به روابط رئیس جمهور با نهادهای مذکور آسیب وارد کرده است. افزون بر این، این کم‌توجهی خطرات متعددی برای ایران داشته و دارد.

💢آغاز چالش

🔸ترامپ از همان ماه‌های ابتدایی دور نخست ریاست جمهوری خود وارد درگیری با نهادهای اطلاعاتی شد. در جریان تحقیقات اف‌بی‌آی در مورد دخالت روسیه در انتخابات 2016 و ارتباط کمپین ترامپ با روسیه، ترامپ تلاش کرد جیمز کومی، رئیس وقت اف‌بی‌آی که زمان اوباما منصوب شده بود را وادار به توقف تحقیقات کند. او حتی در یک ضیافت خصوصی شام، از کومی درخواست «وفاداری» کرد. در نهایت، پیگیری‌های مصرانه کومی منجر به عزل او شد. می‌توان گفت پرونده «دخالت روسیه» نقش کمی در بدبینی ترامپ به نهادهای اطلاعاتی نداشت.

🔸مشکلی که جامعه اطلاعاتی با ترامپ دارد فراتر از این بحث است و به نحوه سیاست‌ورزی او باز می‌گردد. ترامپ رئیس جمهوری است که نه براساس تحلیل مبتنی بر مدارک و واقعیت‌ها، بلکه بیشتر بر اساس غریزه خود تصمیم می‌گیرد. هم در دولت نخست و هم در دولت کنونی، گزارش‌های متعددی منتشر شده است مبنی بر اینکه ترامپ تمایلی به حضور در جلسات ارائه گزارش‌های امنیتی ندارد.

💢تکنوکرات‌ها در برابر سیاستمداران

🔸کار امنیتی و اطلاعاتی ذاتاً فنی و تکنیکی است. در صورتی که یک نهاد اطلاعاتی بخواهد ارزیابی از محیط امنیتی، تحرکات دیگر بازیگران و توانمندی‌های آنان داشته باشد، لازم است کاملاً بر شواهد و ادله عینی و معتبر تکیه کند. مشکل آنجایی شکل می‌گیرد که این ارزیابی فنی در تضاد با برنامه‌ها و تصمیمات سیاستمداران قرار بگیرد. بی‌توجهی تصمیم‌گیران به این ارزیابی‌ها می‌تواند فجایع بزرگی را رقم بزند.

🔸اهمیت‌ندادن ترامپ به گزارش‌های فنی در مورد ایران خیلی ملموس‌تر است. او یک بار در واکنش به گزارش سال 2019 ارزیابی امنیت ملی، علناً اعلام کرد که افراد جامعه اطلاعاتی در خصوص تهدید ایران «منفعل» و «ساده‌لوح» هستند. ترامپ همچنین روابط پرتنشی با جیم متیس، اولین وزیر دفاع در دولت نخستش داشت؛ زیرا متیس از ارائه گزارش مبنی بر اینکه ایران از تعهدات برجامی‌اش تخطی کرده است خودداری کرد.

💢پیامدها برای ایران

🔸اینکه رئیس جمهور آمریکا به تحلیل‌ها و گزارش‌های فنی نهادهای اطلاعاتی کم‌توجه باشد، می‌تواند ایران را با خطرات بزرگی مواجه کند، هرچند مزایای کوتاه‌مدتی نیز قابل تصور است. حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران نمونه بارزی از این نکته بود. پیش از اجرای عملیات چکش نیمه‌شب تولسی گابارد، اعلام کرد که ایران تاکنونی اقدامی برای ساخت سلاح هسته‌ای انجام نداده است. گزارش سالانه ارزیابی تهدیدات نیز نتیجه‌گیری مشابهی داشت. با این حال، ترامپ صراحتاً با ارزیابی گابارد مخالفت کرد و گفت که ایران به ساخت سلاح بسیار نزدیک است. پس از آن تأسیسات هسته‌ای ایران بمباران شد.

🔸پس از اتمام عملیات، ارزیابی‌های مختلفی راجع به میزان آسیب به تأسیسات منتشر شد که اولین آن‌ها، گزارش آژانس اطلاعات دفاع آمریکا بود که بر اساس آن، حملات تنها چند ماه برنامه هسته‌ای ایران به عقب انداخته است. ترامپ ضمن حمله به تمام رسانه‌هایی که چنین گزارش‌هایی منتشر کرده‌اند، تأکید کرد که توانسته تمامی برنامه هسته‌ای ایران را «محو» کند.

🔸تجربه‌ای که ایران در این خصوص از ترامپ به دست آورده، غالباً منفی بوده است و تصمیمات ترامپ در قبال ایران در دوره نخست به خوبی مؤید آن است، هنگامی که جایگاه ارزیابی‌های فنی اطلاعاتی کم‌رنگ می‌شوند، گروه‌های سیاسی و ذی‎نفوذ که دیدگاه خصمانه‌ای نسبت به ایران دارند، بر تصمیمات ترامپ اثر خواهند گذاشت. تجربه عملی سیاست‌های ترامپ نشان می‌دهد که چنین فرصت‌هایی پایدار و قابل اتکا نیستند.

تصمیمات هیجانی و غیرمستند ترامپ در نهایت منجر به تحمیل هزینه‌های سنگین شد. بدین ترتیب، الگوی تصمیم‌گیری ترامپ را می‌توان بیش از آنکه فرصت‌آفرین برای ایران تلقی کرد که در سطح کلان تهدید بالقوه‌ای برای امنیت ملی ایران محسوب می‌شود.

🔗برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/623
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍102👎1