#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
📝محمدعلی حسننیا
🔹فضای لبنان از چند روز قبل تاکنون بسیار ملتهب شده است. رژیم صهیونیستی روزانه به بهانههای واهی به جنوب و شرق این کشور حمله میکند. این امر تا جایی ادامه پیدا کرده است که جوزف عون، رئیس جمهور لبنان که فرماندهی کل قوای لبنان را نیز در اختیار دارد، به رودلف هیکل، فرمانده ارتش این کشور دستور مقابله با نیروهای اسرائیلی در جنوب را داده است، فرمانی که با استقبال مقاومت و مردم لبنان روبرو شده است.
🔸اندیشکده اسرائیلی آلما اسرائیل درباره توانایی بازسازی مقاومت لبنان گزارش جالبی را منتشر کرده است. این اندیشکده مینویسد که حزبالله در حال تسریع فرآیندهای مربوط به بازسازی خود است. تولید و تعمیر بومی سلاح (توانایی تولید انبوه سلاحهای ساده و قابلیت ویژه سلاحهای پیشرفته/دقیق) در دستور کار حزب الله قرار گرفته است. طبق اعلام این اندیشکده اسرائیلی، هنوز زیرساختهای بزرگی از «سرزمین تونلها» باقی مانده است؛ بسیاری از تونلهای تاکتیکی (منطقهای) و زیرساختهای زیرزمینی و همچنین تونلهای استراتژیک متعلق به حزبالله نیز هنوز آسیب ندیدهاند.
💢عدم پیشرفت پروژه خلع سلاح
🔸از سوی دیگر اسرائیلیها اعتقاد دارند دولت لبنان، نه اراده و نه توانایی مقابله واقعی با حزبالله برای خلع سلاح را ندارد. نیروی اصلی لبنان برای «خلع سلاح»، یعنی نیروهای مسلح لبنان (LAF)، در عملیات خود بسیار محدود هستند و نه مایل است و نه میتواند با حزبالله مقابله کند چرا که جمعیتشناسی ارتش این کشور نشان میدهد تقریباً ۴۵٪ از سربازان ارتش لبنان شیعه هستند؛ برخی تخمینها این رقم را حدود ۶۰٪ میدانند.
💢تولید در داخل همزمان با گشایش مسیرهای انتقال تسلیحات
🔸رژیم صهیونیستی معتقد است تلاشهای حزبالله برای ادامه ارسال زمینی تسلیحات و تجهیزات از طریق سوریه ادامه دارد و حتی مسیرهای انتقال از دریا نیز در برخی موارد فعال شده است. در ارزیابی اسرائیلیها، حزبالله در حال توسعه یک استراتژی ترکیبی نظامی-صنعتی است که در نقطه کانونی خود به دنبال تولید محلی و بومی سلاح است. این استراتژی پیشتر بهصورت موفق توسط حماس تجربه و اجرا شده است. اسرائیلیها معتقدند شرایط جدید ایجاب میکند حزبالله «کارخانههای تولیدی سلاح را به داخل لبنان بیاورد». حزبالله به این ادراک رسیده است که توانایی تولید سلاح در داخل لبنان سبب ارتقای توانایی نظامی این جنبش خواهد شد.
💢تونلها زندهاند!
🔸تونلهای لبنان که محل کارگاههای تولید و مونتاژ سلاح، انبارهای ذخیرهسازی امن و مراکز فرماندهی هستند، نه تنها پابرجا بلکه در حال بازسازی و توسعه نیز هستند. این امر اصل پنهانسازی توانایی صنعتی در یک زیرساخت زیرزمینی و غیر متمرکز را نشان میدهد و نابودی کامل آن را به کاری بسیار دشوار و طولانی تبدیل میکند. طبق ارزیابی کاتص وزیر جنگ اسرائیل، در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵، حدود ۶۰ درصد از سیستم تونلها در نوار غزه هنوز نابود نشده است و این مورد درباره لبنان بسیار بیشتر است.
🔸اسرائیل به این تحلیل رسیده است که تهدید آیندهی حزبالله، ترکیبی خطرناک از دو مدل است. در ارزیابی آنها، از یک سو، حزب الله تلاش خواهد کرد تا انعطافپذیری، تمرکز زدایی و توانایی تولید مقادیر زیادی از مهمات ساده را، همانطور که حماس نشان داده است، در پیش بگیرد. از سوی دیگر، به توسعه و تلاش برای تولید سامانههای تسلیحاتی استراتژیک و هدایتشونده دقیق که قادر به تهدید زیرساختهای حیاتی اسرائیل باشند، ادامه خواهد داد.
💢تغییر مرکز ثقل فرماندهی از جنوب لیتانی به بقاع
🔸حزبالله در حال تسریع روند بازسازی خود، بهویژه در منطقه شمال لیتانی است که فرماندهی آن با بخش یگان بدر خواهد بود. پیش از جنگ اسرائیل و لبنان، مرکز ثقل این فرماندهی در جنوب لیتانی در بخشهای واحدهای رزمی نصر و عزیز بود. همین موضوع سبب شده که اختلاف اساسی بین اسرائیل و دولت لبنان بروز کند که طبق قطعنامه ۱۷۰۱ باید در جنوب خط لیتانی خلع سلاح صورت گیرد.
🌐https://institutetehran.com/art/681
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9🔥2🙏2❤1
🔵صنعت نساجی ترکیه و خطر گسیختگی
▪️اکونومیست
#اکوتهران
#صنعت #نساجی #ترکیه
🔸در اواخر قرن پانزدهم، سلطان بایزید دوم دستور ساخت کاروانسرایی بزرگ را در پایتخت وقت امپراتوری عثمانی، بورسا و یکی از ایستگاههای کلیدی جاده ابریشم صادر کرد تا تاجران ابریشم و کالاهای آنها را در خود جای دهد. عثمانی در آن زمان قدرتی بزرگ در صنعت نساجی به حساب میرفت و دوران طلاییتری نیز برای این صنعت در پیش بود.
🔹تجارت و تولید منسوجات برای سه قرن و تا فرارسیدن انقلاب صنعتی، اقتصاد عثمانی را در اختیار خود داشت و کاروانسرای احداث شده توسط بایزید مرکز اصلی این فعالیت بود. این کاروانسرا هنوز پابرجاست؛ حیاط آن مملو از گردشگران و راهروهای آن ملمو از فروشندگان شال ابریشم است. صنعت نساجی ترکیه اما وارد رکودی عمیق شده است.
🔹ترکیه هنوز یکی از بزرگترین صادرکنندگان منسوجات در جهان به حساب میرود؛ اما سهم این کشور از بازار جهانی به پایینترین میزان در بیش از سه دهه گذشته و به زیر ۳ درصد رسیده است. در شرایطی که صادرات پوشاک بنگلادش و ویتنام در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ رشدی دورقمی داشتهاند، صادرات ترکیه ۶.۹ درصد افت داشته است.
🔹اکنون سومین سالی است که مقدار صادرات نساجی ترکیه کاهشی بوده و با اُفتی ۲۳ درصدی، از ۲۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ به حدود ۱۷ میلیارد دلار در سال جاری رسیده است. قریب به ۳۱۰ هزار کارگر نساجی و پوشاک بیکار شدهاند و حدود ۶ هزار کسب و کار تعطیل شده است. صدها شرکت دیگر نیز، عمدتا به مصر، نقل مکان کردهاند.
🔹مقصر اصلی، وضعیت کلی اقتصاد ترکیه است. نرخ بهره بالا و ارزش بیش از حد لیر، علیرغم اینکه تورم را از نرخی نزدیک به سه رقمی در سه سال پیش به حدود ۳۳ رسانده، موجب افزایش هزینه نیروی کار و تولید شده و مزیت رقابتی این صنعت را از بین برده است. از آغاز سال ۲۰۲۲ تاکنون، حداقل دستمزد در ترکیه از رقمی معادل ۳۸۳ دلار به معادل ۶۲۰ دلار رسیده است و صادرکنندگان که زمانی از وام ارزان با نرخ پایین بهره میبردند، اکنون تحت فشارند.
🔹پوشاک ترکیهای به صورت سنتی از مشابه چینی یا هندی گرانتر بود؛ اما این گرانی با کیفیت بالاتر جبران میشد. مشتریان اروپایی زمانی اجناس ترک را حتی اگر ۱۵ تا ۲۰ درصد گرانتر بودند، انتخاب میکردند. با تفاوت ۵۰ درصدی حال حاضر، چنین معادلهای صادق نیست. در همین راستا، سفارشهای خارجی به سمت کشورهای آسیایی هدایت شده است. صادرات نساجی چین به اروپا در نیمه نخست امسال ۲۰ درصد رشد کرده است.
🔹در یک دهه گذشته، بخشی از صنعت نساجی ترکیه به نیروی کار مهاجران و پناهندگان متکی بوده است و برآوردها حاکی از اشتغال ۲۵۰ تا ۴۰۰ هزار سوری با دستمزدهای نازل در کارگاهها و کارخانههای نساجی ترکیه بود. با سقوط اسد و پایان جنگ داخلی خونین سوریه دستکم ۲۰ درصد این شاغلان به کشور خود بازگشتهاند.
🔹بحران حاضر صرفاً یک نوسان موقت نیست. حتی اگر ترکیه بتواند هرج و مرج ناشی از سالهای تورم و سو مدیریت را مهار کند، این صنعت برای بازگشت به شکوه گذشته با دشواری روبهرو خواهد بود. نیروی کار گرانتر و کمیابتر شده است و شرکتهای نساجی ترکیه میگویند که حتی با دستمزدهای رقابتی، یافتن کارگر دشوار است و نسل جدید ترجیح میدهد پشت میز بنشیند تا در کارخانه کار کند. در نتیجه، ممکن است دوران تولید انبوه نساجی در ترکیه به پایان رسیده باشد.
✅ به عنوان جایگزین، ترکیه باید دست از تلاش برای تبدیل شدن به چینِ اروپا بردارد و به جای آن بر روی برندسازی، طراحی، تحویل سریع و تولید محصولات خاص متمرکز شود. برونسپاری تولید نیز میتواند گزینهای دیگر برای صنعت نساجی ترکیه باشد. همین حالا نیز برخی برندهای بزرگ ترکیه بخشهایی از تولید خود را به مصر منتقل کردهاند و بقیه نیز ممکن است ناچار به اقدامات مشابه شوند. در واقع، صنایع نساجی ترکیه ظرفیتهای بالقوه فراوانی برای شکوفایی دوباره دارند. اما پیش از آن، باید خود را از نو بیافرینند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/682
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️اکونومیست
#اکوتهران
#صنعت #نساجی #ترکیه
🔸در اواخر قرن پانزدهم، سلطان بایزید دوم دستور ساخت کاروانسرایی بزرگ را در پایتخت وقت امپراتوری عثمانی، بورسا و یکی از ایستگاههای کلیدی جاده ابریشم صادر کرد تا تاجران ابریشم و کالاهای آنها را در خود جای دهد. عثمانی در آن زمان قدرتی بزرگ در صنعت نساجی به حساب میرفت و دوران طلاییتری نیز برای این صنعت در پیش بود.
🔹تجارت و تولید منسوجات برای سه قرن و تا فرارسیدن انقلاب صنعتی، اقتصاد عثمانی را در اختیار خود داشت و کاروانسرای احداث شده توسط بایزید مرکز اصلی این فعالیت بود. این کاروانسرا هنوز پابرجاست؛ حیاط آن مملو از گردشگران و راهروهای آن ملمو از فروشندگان شال ابریشم است. صنعت نساجی ترکیه اما وارد رکودی عمیق شده است.
🔹ترکیه هنوز یکی از بزرگترین صادرکنندگان منسوجات در جهان به حساب میرود؛ اما سهم این کشور از بازار جهانی به پایینترین میزان در بیش از سه دهه گذشته و به زیر ۳ درصد رسیده است. در شرایطی که صادرات پوشاک بنگلادش و ویتنام در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ رشدی دورقمی داشتهاند، صادرات ترکیه ۶.۹ درصد افت داشته است.
🔹اکنون سومین سالی است که مقدار صادرات نساجی ترکیه کاهشی بوده و با اُفتی ۲۳ درصدی، از ۲۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ به حدود ۱۷ میلیارد دلار در سال جاری رسیده است. قریب به ۳۱۰ هزار کارگر نساجی و پوشاک بیکار شدهاند و حدود ۶ هزار کسب و کار تعطیل شده است. صدها شرکت دیگر نیز، عمدتا به مصر، نقل مکان کردهاند.
🔹مقصر اصلی، وضعیت کلی اقتصاد ترکیه است. نرخ بهره بالا و ارزش بیش از حد لیر، علیرغم اینکه تورم را از نرخی نزدیک به سه رقمی در سه سال پیش به حدود ۳۳ رسانده، موجب افزایش هزینه نیروی کار و تولید شده و مزیت رقابتی این صنعت را از بین برده است. از آغاز سال ۲۰۲۲ تاکنون، حداقل دستمزد در ترکیه از رقمی معادل ۳۸۳ دلار به معادل ۶۲۰ دلار رسیده است و صادرکنندگان که زمانی از وام ارزان با نرخ پایین بهره میبردند، اکنون تحت فشارند.
🔹پوشاک ترکیهای به صورت سنتی از مشابه چینی یا هندی گرانتر بود؛ اما این گرانی با کیفیت بالاتر جبران میشد. مشتریان اروپایی زمانی اجناس ترک را حتی اگر ۱۵ تا ۲۰ درصد گرانتر بودند، انتخاب میکردند. با تفاوت ۵۰ درصدی حال حاضر، چنین معادلهای صادق نیست. در همین راستا، سفارشهای خارجی به سمت کشورهای آسیایی هدایت شده است. صادرات نساجی چین به اروپا در نیمه نخست امسال ۲۰ درصد رشد کرده است.
🔹در یک دهه گذشته، بخشی از صنعت نساجی ترکیه به نیروی کار مهاجران و پناهندگان متکی بوده است و برآوردها حاکی از اشتغال ۲۵۰ تا ۴۰۰ هزار سوری با دستمزدهای نازل در کارگاهها و کارخانههای نساجی ترکیه بود. با سقوط اسد و پایان جنگ داخلی خونین سوریه دستکم ۲۰ درصد این شاغلان به کشور خود بازگشتهاند.
🔹بحران حاضر صرفاً یک نوسان موقت نیست. حتی اگر ترکیه بتواند هرج و مرج ناشی از سالهای تورم و سو مدیریت را مهار کند، این صنعت برای بازگشت به شکوه گذشته با دشواری روبهرو خواهد بود. نیروی کار گرانتر و کمیابتر شده است و شرکتهای نساجی ترکیه میگویند که حتی با دستمزدهای رقابتی، یافتن کارگر دشوار است و نسل جدید ترجیح میدهد پشت میز بنشیند تا در کارخانه کار کند. در نتیجه، ممکن است دوران تولید انبوه نساجی در ترکیه به پایان رسیده باشد.
🌐https://institutetehran.com/art/682
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8💯3❤1👎1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
📝محسن فایضی
🔹از آغاز آتشبس در غزه، سه هفته گذشته است. آتشبسی که به باور صهیونیستها آمریکاییها اصلیترین تصمیمگیر و دلیل رقم خوردن آن هستند. براساس نتایج منتشر شده در نظرسنجی کانال ۱۲ اسرائیل ۶۷٪ اسرائیلیها معتقدند اکنون این آمریکاست که در مورد عملیات و آتشبس در غزه تصمیم میگیرد. صحبت و تحلیلهای زیادی حول رفتار آمریکاییها و اسرائیلیها در دوران آتشبس انجام گرفته است. اما یک طرف دیگر شرایط کنونی و آتشبس حماس است.
🔸حماس به عنوان اصلیترین بازیگر فلسطینی پس از آتشبس رویکرد و عملکردی داشته است که در سه بخش به بررسی آن میپردازیم:
1️⃣ واکنش به نقضهای آتشبس
🔸یکی از مهمترین رویکردهای حماس در یک ماه اخیر، واکنش این جنبش به نقضهای پرتعداد آتشبس توسط تل آویو بوده است. مجموعه رفتار و بیانیههای پرتعداد حماس نشان میدهد که این جنبش سعی دارد آتشبس را حفظ کند و تعهدات اسرائیل بالاخص در خصوص ورود کالا و رفع محاصره را با مذاکره و فشار بر میانجیگران بالاخص ترکیه و قطر دنبال کند.
🔸اما در لایه دوم و به صورت غیررسمی اهرم فشار نظامی خود را هم بالاخص در پشت خط زرد که طبق توافق در مرحله اول تا پایان تبادل اجساد در اختیار و کنترل ارتش صهیونیستهاست، حفظ کرده است. تاکنون دو عملیات حماس که منجر به کشته شدن ۳ اسرائیلی هم شده از سوی اسرائیلیها علنی شده است. نتانیاهو صراحتا اعتراف کرده است که حماس هنوز در رفح و خان یونس حضور دارد و باید با آن مقابله کرد. رادیو ارتش اسرائیل هم در خبری اعتراف کرده است که حماس عملیاتهای مختلفی پشت خط زرد انجام میدهد و تنها عملیاتهایی که منجر به کشته شدن نیروهای اسرائیلی شده، علنی شده است. ضمن آنکه به نظر میرسد حماس فعلاً رویکرد ویژهای جز ضربات مقطعی و فرسایشی کردن حضور نیروهای اسرائیلی در پشت خط زرد که حدود ۳۵ درصد نوار غزه و منطقه مهم رفح را شامل میشود، ندارد.
2️⃣تعاملات درون فلسطینی
🔸رویکرد دوم حماس در دوران آتشبس، پیگیری جدی و شفاف تشکیل دولت تکنوکرات در نوارغزه است. حماس ضمن نشان دادن صداقتش در واگذاری دولتداری به طرف فلسطینی براساس گفتگوهای ملی در قاهره، رسیدن به مرحله دوم یعنی ایجاد دولت فلسطینی در غزه را در اولویت رویکردهایش گذاشته است. حماس میداند که وجود هر دولت فلسطینی در نوارغزه، ضمن حفظ وحدت ملی کمک بزرگی به بازسازی و بازگشت به زندگی در غزه است.
🔸این رویکرد با علم به هدف دشمن برای اداره غزه توسط یک کمیته بینالمللی و عدم بازسازی فوری و تبدیل آن به اهرم فشار علیه سلاح مقاومت اتخاذ شده است. بیانیه و سخنان رهبران فلسطینی بالاخص جهاد اسلامی در خصوص رضایت از رویکرد گفتگوهای ملی حماس نشان میدهد که این جنبش در این مسئله تاکنون موفق بوده است. حتی برخی رسانههای عبری و عربی از توافق بر روی برخی شخصیتها برای اداره غزه میان حماس و تشکلات خودگردان خبر میدهند.
3️⃣ کنترل امنیتی-مدنی غزه
🔸رویکرد سوم حماس در این دوران آتش بس، بازگشت به کنترل مدنی و امنیتی نوارغزه است. این رویکرد با اصرار بر علنی و نمایان بودن آن در شهر غزه کاملاً قابل مشاهده است. تلاش برای آواربرداریها، بازگشایی بازارها و مدارس، کنترل امنیتی و برخورد با مزدوران و همکاران اسرائیل در دوران دو سال جنگ، نمونههایی از این رویکرد است. چیزی که نشان میدهد حماس در واگذاری دولت، قصد ندارد مولفههای قدرت را هم واگذار کند.
💢جمعبندی
🔸حماس در دوران مرحله اول آتش بس، رویکردی داشته است که نشان میدهد سعی دارد ضمن حفظ آتشبس و ندادن بهانه به اسرائیل و میانجیگران در کاهش ورود کالا و بازگشت به جنگ، پویایی خود را حفظ کند و سلاح را همچنان روی ماشه و درگیر با اسرائیل و نیروهای مزدور خارج از غلاف نگه دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/683
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👏1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #دموکرات
📝عرفان علمشاهی
🔹امروز، زهران ممدانی، توانست به عنوان نامزد دموکرات در انتخابات شهرداری نیویورک به پیروزی برسد. این انتخابات نه فقط به خاطر اهمیت ذاتی نیویورک–که چهارمین شهر پرجمعیت و یکی از مراکز کلیدی تجارت آمریکا است، بلکه به دلیل مواضع و برنامههای ترقیخواهانه و مخالفت برخی از رهبران دموکرات با او نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت. ورود این چهره به عرصه سیاست، بحثی را پیرامون مسیر آینده حزب پیش کشیده است. الکساندریا کورتز، عضو دموکرات مجلس نمایندگان در واکنش به پیروزی ممدانی بیان کرد که دموکراتها «نمیتوانند با انکار آینده زیاد دوام بیاورند.» اما حکیم جفریس، رهبر دموکراتهای مجلس نمایندگان، علیرغم حمایت از ممدانی، در سخنی متضاد گفت ممدانی آینده دموکراتها نخواهد بود.
🔸وجه تمایز ترقیخواهانی مانند ممدانی از دموکراتهای «میانهرو» را میتوان در برنامهها و مواضع او یافت. ممدانی برخلاف رهبران کنونی حزب، در تأکید بر کمکهای بشردوستانه به غزه، راه حل دو دولتی و انتقاد از نتانیاهو متوقف نمیشود و اساس حمایت آمریکا با اسرائیل را نشانه میرود. در امور داخلی نیویورک، وعدههای اقتصادی او فراتر از برنامههای متعارف دموکراتها است و شامل اتوبوس رایگان، ایجاد خردهفروشیهای تحت مالکیت شهرداری، ارائه خدمات درمانی رایگان به کلیه کودکان زیر پنج سال و منع افزایش اجارهبها میشود. این برنامهها او را سوسیالیستتر از سایر دموکراتها میکند.
🔸این دلایل در کنار هویت مسلمان و اوگانداییاش باعث تقابل برخی از دموکراتها با او و سکوت برخی دیگر شده است. حتی باراک اوباما نیز تنها در روزهای پایانی رقابتها از او حمایت کرد، آنهم با یک تماس تلفنی. رقیب اصلی او در انتخابات نیز اندرو کومو، دموکرات سابق بود که از سمت برخی دموکراتهای کنگره حمایت میشد. همچنین طبق برخی تحلیلها، ۲۶ میلیاردر که برخی دموکرات هستند از جمله مایکل بلومبرگ، حامی کومو و دیگر نامزدهای انتخابات بودند تا ممدانی رأی نیاورد، هر چند دو میلیاردر نیز از او حمایت میکردند.
🔸تقابل قشر قابل توجهی از دموکراتها با ممدانی نمایانگر رقابتی میان ترقیخواهان و میانهروها بر سر کنترل حزب است. امروز نتیجه دو انتخابات دیگر مشخص شد که در آنها دموکراتهای میانهرو پیروز شدند. میکی شریل و ابیگل اسپنبرگر توانستند به مقام فرمانداری ایالات نیوجرسی و ویرجینا برسند. گوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا نیز موفق به تغییر نقشه انتخاباتی این ایالت شد تا پنج نماینده به دموکراتهای کنگره افزوده شود و نام خود را به عنوان یک دموکرات میانهرو برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ برجستهتر کند.
🔸با این وجود، احتمال اینکه ترقیخواهی سرانجام در حزب دموکرات به قدرت برسد بالا است و بیشتر مسئله زمان مطرح است: چه زمانی این اتفاق خواهد افتاد؟ روندهای فرهنگی نشان میدهد در دو دهه گذشته رأیدهندگان دموکرات لیبرالتر شدهاند که در صورت تداوم این روند، ترقیخواهی مبدل به گفتمان اصلی حزب خواهد شد. ممکن است این اتفاق در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ یا انتخابات ۲۰۲۸ رخ دهد. حتی اگر یکی از ترقیخواهان مشهور فعلی (همچون الکساندریا کورتز) نتوانند نامزد نهایی حزب در ۲۰۲۸ شوند، ممکن است فردی از طیف میانه در حزب به قدرت برسد؛ اما ناچار باشد از گفتمان و ادبیات ترقیخواهی برای موفقیت خود بهره ببرد. این یعنی حزب دموکرات به احتمال بالا در فضای داخلی چپتر و در سیاست خارجی از اسرائیل بیشتر گسسته خواهد شد.
🔸البته، مسئله قدرتگیری در درون حزب و رسیدن به مقام ریاستجمهوری دو امر جداگانه هستند. دومی چالش بزرگی برای ترقیخواهان است. رأیدهندگان دموکرات لیبرالتر شدهاند؛ اما رأیدهندگان مستقل چه وضعیتی دارند؟ به نظر نمیرسد ایدههای ترقیخواهی در مسائلی مانند ورزش تراجنسیتیها و حمایت از مهاجرین هنوز چندان برای این قشر مطلوب باشد. البته در کنار این چالش، فرصت مهمی پیش روی ترقیخواهان وجود دارد و آن هم نارضایتی اکثریت مردم از عملکرد ترامپ است که میتواند آنها را به سمت ایدههای اقتصادی چپ رادیکال حرکت دهد.
🌐https://institutetehran.com/art/684
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤3👎3🔥1
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_غزه
📝منصور براتی
🔹پس از برقراری آتشبس در غزه میان ارتش رژیم اسرائیل و نیروهای مقاومت، جامعه صهیونیستی واکنشهای چندگانه و چندلایهای به این رویداد نشان داده است. پایان یافتن جنگ و آزادی اسیران زنده اسرائیلی، مدتها خواسته بخش بزرگی از جامعه اسرائیل بود. نظرسنجیهای قبلی نشان از آن داشت که تقریباً دو سوم صهیونیستها خواستار چنین توافقی بودند.
🔸در چنین شرایطی طبیعی است که آتشبس و آزادی اسیران باعث رضایت این بخش حدوداً ۶۰ درصدی شود. در نتیجه، این وضعیت اولاً میزان رضایت از کابینه نتانیاهو (موقتاً) بالاتر رفت و شاهد افزایش نسبی رأی حزب لیکود در نظرسنجیهای معتبری همچون شبکههای تلویزیونی ۱۱، ۱۲ و روزنامه معاریو بودیم. به این ترتیب میانگین کرسیهای حزب لیکود در نظرسنجیهای مذکور از نوسان بین ۲۴ـ۲۵ کرسی به نوسان میان۲۶-۲۷ کرسی افزایش یافت. البته این تحول با گذشت حدود ۲۰ روز از توافق آتشبس در حال از دست دادن اثر خود است به نحوی که شمار کرسیهای لیکود در نظرسنجیها به نوسان بین ۲۵-۲۶ کرسی کاهش یافته است.
🔸از سوی دیگر با تحقق این خواسته اعتراضات هفتگی معترضان به سیاست جنگی کابینه هم به پایان رسید و اپوزیسیون نیز با چالش از دست رفتن یکی از انتقادات اساسی خود به نتانیاهو روبهرو شد. اما پس از آتشبس از یکسو اتهامات دیگر علیه نتانیاهو مطرح شده است؛ نظیر اینکه بعد از دو سال جنگ به توافق ضعیفی دست یافته و از سوی دیگر نیز این توافق را میتوانست خیلی زودتر محقق سازد. علاوهبراین در نظرسنجیهای مختلف اعتبار اصلی توافق نیز به ترامپ و ارتش اسرائیل رسید و نتانیاهو یک عامل ثانویه به چشم افکار عمومی رسید.
🔸در میان احزاب و شخصیتهای عضو کابینه بجز جناح راست افراطی که توقف جنگ تا پیش از شکست نظامی حماس را خط قرمز خود اعلام کرده بود، همه با توافق موافقت کرده و از آن حمایت کردند و احزاب اپوزیسیون نیز توافق را امری مثبت قلمداد کردند. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون و بنی گانتس، رهبر حزب آبی و سفید حتی اعلام کردند که برای خنثی کردن مخالفت بن گویر و اصموطریچ حاضر به ایجاد رأی حمایتی برای توافق هستند. آویگدور لیبرمن، رهبر حزب اسرائیل خانه ما نیز با حمایت از توافق آتشبس از ترامپ تشکر کرد و آزادی اسیران اسرائیلی را تحقق هدفی بسیار مهم دانست. یائیر گولان، رهبر حزب چپگرای دموکراتها نیز از این توافق حمایت کرده و مشخصاً احزاب عربی هم حامی آن بودهاند.
🔸در این میان نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین و اصلیترین رقیب نتانیاهو در انتخابات پیشرو که فعلاً بخت اول نخستوزیری آینده اسرائیل به حساب میآید رویکرد محتاطانهتری در حمایت از توافق در پیش گرفت. بنت ضمن تأکید بر لزوم برقراری توافق آتشبس و آزادی اسیران، این توافق را نتیجه شکست نتانیاهو در از بین بردن حماس دانست و آن را با دارویی تلخ مقایسه کرد که یک بیمار مجبور به مصرف کردن آن است.
همچنین با گذشتن زمان بیشتر از اجرای توافق و تداوم نقشآفرینی حماس در مناطقی که اسرائیل از آن عقبنشینی کرده، میزان خوشبینی جامعه اسرائیل به اجرا شدن اجزای مختلف این توافق نظیر خلع سلاح حماس و یا پایان یافتن تسلط این گروه بر نوار غزه کاهش یافت. به گونهای که در نظرسنجی جدید موسسه دموکراسی اسرائیل کمتر از ۵۰ درصد اعلام کردهاند که حماس به این اقدامات تن خواهد داد.
🔸در عین حال با پایان یافتن رسمی جنگ بار دیگر موضوع تشکیل «کمیته حقیقتیاب حاکمیتی شکستهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳» مجدداً مطرح شده است و بیش از ۶۰ درصد مشارکت کنندگان در نظرسنجی جدید معاریو خواستار تشکیل این کمیته برای رسیدگی به قصور یا تقصیر کلیه مسئولان در سطوح سیاسی، امنیتی و نظامی شدند. به نظر میرسد هرچه این رویداد عقب افتد بیش از پیش سیاسی خواهد شد و به یکی از دعواهای اصلی انتخاباتی پارلمانی آینده اسرائیل هم تبدیل و در رقابتهای انتخاباتی به شدت به زیان نتانیاهو میشود.
💢فرجام سخن
🔸در پایان میتوان گفت واکنش جامعه صهیونیستی و افکار عمومی در اسرائیل به توافق آتشبس غزه و آزادی اسیران نیز همچون تهاجم علیه ایران در جنگ ۱۲ روزه، اثری موقتی به نفع نتانیاهو و حزب لیکود ایجاد کرد که برای پیروز کردن وی در انتخابات پیشرو کفایت نمیکند.
🌐https://institutetehran.com/art/685
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎2👏1
#مقاله_تحلیلی
#تحولات_منطقه
📝علی بیدبو
🔹نزدیک به یک سال است که سفارت آمریکا بدون سفیر رسمی در بغداد فعالیت میکند؛ مسئلهای که بازتابی از سردرگمی راهبردی آمریکا در عراق پس از تحولات گسترده سالهای اخیر به شمار میآید. با شدت درگیریها درغزه و لبنان و جنگ 12 روزه میان ایران و اسرائیل، نبود نماینده عالیرتبه دیپلماتیک آمریکا در بغداد برای تعدادی از ناظران عراقی به منزله تضعیف موقعیت کشورشان تلقی شد.
💢پیام تهدید و آغاز فصل جدیدی از فشارها
🔸در این فضای مبهم، محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، حامل پیامی از سوی دولت ترامپ به رهبران گروههای مقاومت شد. پیام مذکور حاوی دو بخش اصلی بود: نخست، مطالبه جدی آمریکا برای تحویل «الیزابت تسورکوف»، تبعه روسی - اسرائیلی که به جاسوسی برای تلآویو متهم شده بود؛ و دوم، هشدار مستقیم نسبت به ادامه فعالیت گروههای مقاومت در عراق بهویژه کتائب حزبالله.
🔸پرونده تسورکوف در سالهای اخیر به یکی از پیچیدهترین گرههای روابط عراق و آمریکا تبدیل شده بود. مقامات عراقی اظهار بیاطلاعی از محل نگهداری او میکردند و بنابراین آمریکا و اسرائیل مستقیماً کتائب حزبالله را تهدید به حمله به رهبران و پایگاههایش کردند. در پی این تنشها، ترامپ تصمیم گرفت چهرهای نزدیک به خود را مأمور پیگیری مستقیم پرونده عراق کند؛ فردی که بتواند هم با رهبران سیاسی عراق ارتباط برقرار کند و هم فشار لازم را بر گروههای مسلح اعمال نماید. به این ترتیب، مارک ساوایا بهعنوان نماینده ویژه آمریکا در امور عراق انتخاب شد.
💢تاجر مسیحی در مأموریتی سیاسی - امنیتی
🔸مارک ساوایا، عراقیالاصل و از جامعه مسیحیان کلدانی است که ریشه خانوادگی او به منطقه دشت نینوا باز میگردد. او که سالها در ایالت میشیگان آمریکا فعالیت تجاری داشته، به دلیل روابط اقتصادی و شخصیاش با ترامپ نزدیک به او شناخته میشود. ساوایا به دو زبان عربی عراقی و کردی نیز تسلط دارد و به گفته خودش از دوران کودکی خانوادهاش با مسعود بارزانی رفتوآمد داشتهاند. همین پیشینه فرهنگی و سیاسی سبب شد تا او در نگاه ترامپ گزینهای مناسب برای مأموریتی حساس در بغداد تلقی شود.
🔸پیش از انتصاب رسمی، ساوایا در دیداری غیرعلنی با السودانی از تمایل خود برای «بازسازی روابط میان واشنگتن و بغداد» سخن گفت. با این حال، مأموریت واقعی او بسیار فراتر از این عبارات دیپلماتیک است؛ مأموریتی برای اعمال فشار حداکثری بر گروههای نزدیک به ایران و مدیریت پروندههای امنیتی در خاک عراق.
💢بازگشت به سیاست نفوذ مستقیم در عراق
🔸ترامپ بر خلاف الگوی سنتی سیاست خارجی آمریکا، اعتقادی به دیپلماسی کلاسیک ندارد. او خاورمیانه را عرصهای میداند که باید از طریق روابط شخصی یا فرستادگان مورد اعتماد اداره شود، نه از راه نهادهای رسمی. در دوره اول او ماتیو تولر، نقش فعالی در تحولات سیاسی عراق داشت و در نتیجه فشارهای او مصطفی الکاظمی با حمایت ضمنی آمریکا به نخستوزیری رسید. اکنون نیز نشانهها حاکی از بازگشت همان سیاست است. در پیام رسمی ساوایا پس از انتصابش، او گروههای مقاومت را مستقیماً تهدید کرد و هشدار داد که ادامه فعالیتهای آنان «پاسخ سخت آمریکا» را در پی خواهد داشت.
💢صحنه عراق در راستای بازتعریف نفوذ منطقهای
🔸دولت ترامپ قصد دارد عراق را به میدان آزمایش سیاست جدید خود بدل کند و در پی بازگرداندن نفوذ مستقیم و کنترل سیاسی است. با توجه به همزمانی این تحولات با انتخابات و فرایند تشکیل دولت، واشنگتن میکوشد مسیر تشکیل دولت را بهگونهای هدایت کند که منافعش تضمین شود.
🔸ساوایا در دیدارها با رهبران سیاسی و اقتصادی عراق تأکید کرده مناصب کلیدی باید با تأیید واشنگتن تعیین شوند. در کنار فشارهای سیاسی، انتظار میرود فشارهای اقتصادی نیز شدت گیرد. دولت آمریکا ممکن است ازابزارهای مالی همچون کنترل مبادلات دلاری، محدودیت در دسترسی به منابع ارزی، و فشار بر بانک مرکزی عراق برای قطع کانالهای غیررسمی با تهران استفاده کند. این وضعیت بغداد را در موقعیتی دشوار میان حفظ روابط راهبردی با ایران و اجتناب از تحریمهای آمریکا قرار خواهد داد.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/686
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎1🔥1
#تحلیل_کوتاه
#نظامی
📝سید رضا میرطاهر
🔹رئیسجمهور آمریکا، روز ۸ آبان در پیامی در تروثسوشال اعلام کرد که به وزارت جنگ این کشور دستور داده تا آزمایشهای هستهای را «بر مبنای برابر» با روسیه و چین ازسر بگیرد. ترامپ ادعا کرد که این تصمیم در واکنش به برنامههای آزمایش هستهای سایر کشورها اتخاذ شده است و روند اجرای آن بلافاصله آغاز خواهد شد. ترامپ در عینحال مدعی شد که آمریکا بیشترین تعداد سلاحهای هستهای را در اختیار دارد و این دستور بخشی از نوسازی و بهروزرسانی زرادخانه هستهای ایالات متحده است.
🔸طبق آمار مؤسسه صلح استکهلم در ابتدای سال ۲۰۲۵، روسیه با مجموع ۴۳۰۹ سلاح در رتبه اول و آمریکا با ۳۷۰۰ سلاح در رتبه دوم قدرتهای هستهای ایستادهاند. البته در حوزه تسلیحات هستهای عملیاتی، آمریکا با فاصله بسیار کمی و با ۱۷۷۰ سلاح در رتبه نخست و روسیه با ۱۷۱۸ سلاح در رتبه دوم قرار دارد. چین نیز با سرعت زیادی در حال گسترش زرادخانه هستهای خود است، اما هنوز فاصله زیادی با دو قدرت بزرگ هستهای یعنی آمریکا و روسیه دارد.
🔸بهگفته ترامپ، این تصمیم از روی ناچاری اتخاذ شده و هدف آن حفظ «تعادل قدرت» در برابر تهدیدات فزاینده جهانی است. ترامپ در ۹ آبان نیز از رد آزمایشهای هستهای زیرزمینی خودداری و تأیید کرد که واشنگتن آزمایشهای هستهای را ادامه خواهد داد. هنوز مشخص نیست که ترامپ به آزمایش انفجاری هستهای اشاره کرده که توسط اداره ملی ایمنی هستهای انجام خواهد شد یا منظور او آزمایش پرواز موشکهایی با قابلیت حمل کلاهک هستهای است.
🔸اعلام تصمیم ترامپ در حالی صورت گرفته که روسیه بهتازگی از آزمایش موفقیتآمیز یک اژدر هستهای و نیز موشک کروز هستهای خبر داده و چین نیز برنامههای تسلیحات هستهای خود را بهخصوص در زمینه ساخت موشکهای هستهای قارهپیما گسترش داده است.
🔸آخرین آزمایش هستهای آمریکا در ۲۳ سپتامبر ۱۹۹۲ انجام شد؛ درست پیش از آنکه جورج اچ. دبلیو. بوش، رئیسجمهور جمهوریخواه وقت، با پایان جنگ سرد، اجرای آزمایشها را متوقف کند. بر اساس اطلاعات آزمایشگاه ملی لاسآلاموس، آخرین آزمایش هستهای آمریکا که با نام رمز «دیوایدر» شناخته میشد، هزار و پنجاهوچهارمین آزمایش هستهای این کشور بود و در تأسیسات زیرزمینی ایالت نوادا انجام شد. از زمان امضای پیمان جامع منع آزمایشهای هستهای(CTBT)در مهر ۱۳۷۵، تنها ۳ کشور هند، پاکستان و کرهشمالی آزمایش هستهای انجام دادهاند.
🔸طبق انتظار، تصمیم ترامپ با واکنشهای نگرانکنندهای مواجه شده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این اقدام میتواند توافقهای بینالمللی مانند پیمان منع جامع آزمایشهای هستهای را تضعیف کند و موجب افزایش بیاعتمادی میان قدرتهای جهانی شود. همچنین، این دستور میتواند بهانهای برای سایر کشورها باشد تا برنامههای هستهای خود را توسعه دهند.
🔸بهنظر میرسد جهان در آستانه ورود به مرحله جدیدی از رقابتهای پرهزینه هستهای قرار دارد. دستور رئیسجمهور آمریکا، تنشهای جهانی را افزایش داده و احتمال آغاز دوباره مسابقه تسلیحات اتمی را تقویت کرده است. این تصمیم چرخشی آشکار در سیاست دیرینه ایالات متحده محسوب میشود.
🔸قدرتهای هستهای، بهخصوص روسیه و چین و پسازآن فرانسه و بریتانیا و دیگر کشورهای دارای سلاح هستهای، میتوانند با استناد به اقدام آمریکا در ازسرگیری آزمایشهای هستهای، اقدامات مشابهی را در دستور کار خود قرار دهند. اساساً یکی از دلایل مهم شکلگیری پیمان منع جامع آزمایشهای هستهای، اثرات مخرب و گاه جبرانناپذیر آزمایشهای هستهای در محیط محل انجام این آزمایشها و حتی مناطق دور از آن بود اما اکنون ترامپ با اعلام تصمیم خود در زمینه ازسرگیری آزمایشهای هستهای، بار دیگر تخریب کره زمین را کلید زده است.
🔸بهطور کلی، ازسرگیری آزمایشهای هستهای آمریکا میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد:
▫️ افزایش تنش میان قدرتهای هستهای
▫️ تضعیف توافقهای کنترل تسلیحات
▫️ تحریک کشورهای منطقهای برای توسعه برنامههای هستهای خود
▫️ افزایش خطر بروز درگیریهای نظامی با استفاده از تسلیحات کشتار جمعی
▫️ افزایش جدی آلودگی هستهای در محیط زیست مناطق محل آزمایش و اطراف و حتی مناطق دور دست.
🌐https://institutetehran.com/art/687
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👎2
🌐نظم ایستا و پایان قدرتهای نوظهور
◾️فارن افرز
📝 مایکل بکلِی
#روندهای_استراتژیک
🔸در سال ۱۸۹۸، زمانی که بریتانیا و دیگر قدرتها امپراتوری چین را تقسیم میکردند، نخستوزیر بریتانیا، لرد سالیسبری، هشدار داد که جهان به «ملتهای زنده» و «ملتهای رو به زوال» تقسیم میشود. ملتهای زنده قدرتهای نوظهور صنعتی با جمعیت در حال رشد، فناوری و ارتش پیشرفته بودند و ملتهای رو به زوال امپراتوریهای فاسد و در حال فروپاشی. سالیسبری نگران بود که رقابت ناگزیر این دو گروه، جهان را به سمت جنگهای بزرگ سوق دهد؛ این پیشبینی در قرن بیستم با دو جنگ جهانی محقق شد. این منطق قدرتیابی شتابان، به ستون اصلی نظم بینالمللی بدل شد و نظریهپردازان روابط بینالملل نیز برای دههها مفاهیم امنیت، موازنه قوا و رقابت ژئوپلیتیک را مبتنی بر همین منطق تحلیل کردند.
💢دوران صعود قدرتها
🔹قدرتهای نوظهور تنها در ۲۵۰ سال اخیر با انقلاب صنعتی ظهور کردند. فناوری، جمعیت جوان و منابع تازه امکان افزایش مداوم قدرت را فراهم کردند. قدرتهای غربی به سرعت رشد کردند، در حالی که چین، هند و امپراتوریهای سنتی عقب ماندند. رقابت بر سر منابع، مستعمرهسازی و توسعه نظامی، محور سیاست جهانی شد و کشورها تصور میکردند آیندهای بیپایان برای صعود وجود دارد.
💢گذار از دوران صعود به رکود
🔹اکنون آن عصر استثنایی به پایان رسیده است. بهرهوری کاهش یافته، جمعیتها در حال پیری هستند و اشغال سرزمینهای جدید دیگر مزیت اقتصادی مشخصی ندارد. حتی فناوریهای جدید نیز رشد اقتصادی را جهش نداده است. تغییرات اقلیمی، هزینه بالای جنگ، کمبود انرژی باکیفیت و مقاومتهای داخلی هزینه گسترشطلبی را افزایش دادهاند. بیشتر دولتها اکنون تلاش میکنند صرفاً قدرت موجود خود را حفظ کنند نه آنکه آن را گسترش دهند. این شرایط، منطق سنتی رقابت بزرگ را به چالش کشیده است.
💢آمریکا و هند
🔹آمریکا هنوز قدرتمندترین بازیگر است؛ اما با بدهی سنگین، دو قطبیسازی شدید سیاسی و زیرساختهای فرسوده روبهروست. هند نیروی کار جوان دارد اما ضعف آموزش، نابرابری و مشکلات اداری مانعی جدی است. این کشورها ممکن است بتوانند ثبات قدرت خود را حفظ کنند، اما توان جهش بزرگ برای ایجاد دگرگونی در نظم جهانی را ندارند.
💢شرایط چین
🔹چین طی چهار دهه رشد خیرهکننده را تجربه کرد، اما اکنون به مرحلهای قدم نهاده که کند شدن رشدش اجتنابناپذیر است. مدل توسعه مبتنی بر سرمایهگذاری، دیگر کارایی گذشته را ندارد. محدودیتهای سیاسی مانع نوآوری میشود و جمعیت در حال کاهش، فشار شدیدی بر نظام رفاهی و اقتصادی وارد میکند. هزینههای سیاسی سیاست خارجی تهاجمی نیز در حال افزایش است و بسیاری از کشورها در برابر نفوذ چین سدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی ایجاد کردهاند. در نتیجه، چین احتمالاً در سطح کنونی باقی میماند؛ قوی، اما نه صعودی.
💢تهدیدهای نوظهور
1️⃣نظامیگری و درگیریها: قدرتهای رو به زوال ممکن است برای حفظ جایگاه خود به ماجراجویی نظامی متوسل شوند؛ مانند روسیه در اوکراین و احتمال اقدام چین علیه تایوان.
2️⃣شکست دولتها و افراطگرایی: کشورهای درحالتوسعه که نه رشد دارند و نه حمایت نهادی، با بحرانهای سیاسی، فرار مغزها و مهاجرتهای عظیم روبهرو خواهند شد. افراطگرایی و بیثباتی منطقهای افزایش مییابد.
3️⃣چالش دموکراسیها و نهادهای بینالمللی: بیاعتمادی عمومی، شکاف طبقاتی و ناکارآمدی ساختارها خطر فروپاشی سیاسی را افزایش میدهد. سازمانهای جهانی نیز بهدلیل تغییر موازنه قدرت، کارآمدی گذشته را ندارند و مشروعیتشان تضعیف شده است.
💢نشانههای امیدوارکننده
1️⃣کاهش تمایل به جنگهای بزرگ: پیامدهای پرهزینه جنگ و فقدان انگیزه برای گسترش مرزها احتمال جنگهای جهانی را کاهش میدهد.
2️⃣الگوی جدید همکاری اقتصادی: تقسیم کار جدید (سرمایه در کشورهای ثروتمند، نیروی کار در کشورهای جوان) میتواند موتور رشد جدیدی بسازد. مدیریت مهاجرت و تجارت، آیندهای با تعامل و همافزایی را ممکن میکند.
💢جمعبندی
🔹دورانی که رقابت قدرتهای نوظهور موتور سیاست جهانی بود، رو به پایان است. اکنون جهان نه با خیزش کشورهای صنعتی جدید، بلکه با تلاش قدرتهای موجود برای جلوگیری از افول تعریف میشود. این عصر ایستایی میتواند هم منشأ بیثباتی و بحران باشد و هم فرصتی برای حرکت به سوی جهانی آرامتر و مبتنی بر همکاری.
✅ مسیر آینده به این بستگی دارد که دولتها چگونه واقعیت جدید را بپذیرند و مدیریت کنند. اگر رهبران با نگاه مبتنی بر همکاری عمل کنند، ثبات و صلح جهانی قابلدستیابی خواهد بود؛ اما انکار این تغییرات، تنها خطرات پیشبینینشده ایجاد میکند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/688
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن افرز
📝 مایکل بکلِی
#روندهای_استراتژیک
🔸در سال ۱۸۹۸، زمانی که بریتانیا و دیگر قدرتها امپراتوری چین را تقسیم میکردند، نخستوزیر بریتانیا، لرد سالیسبری، هشدار داد که جهان به «ملتهای زنده» و «ملتهای رو به زوال» تقسیم میشود. ملتهای زنده قدرتهای نوظهور صنعتی با جمعیت در حال رشد، فناوری و ارتش پیشرفته بودند و ملتهای رو به زوال امپراتوریهای فاسد و در حال فروپاشی. سالیسبری نگران بود که رقابت ناگزیر این دو گروه، جهان را به سمت جنگهای بزرگ سوق دهد؛ این پیشبینی در قرن بیستم با دو جنگ جهانی محقق شد. این منطق قدرتیابی شتابان، به ستون اصلی نظم بینالمللی بدل شد و نظریهپردازان روابط بینالملل نیز برای دههها مفاهیم امنیت، موازنه قوا و رقابت ژئوپلیتیک را مبتنی بر همین منطق تحلیل کردند.
💢دوران صعود قدرتها
🔹قدرتهای نوظهور تنها در ۲۵۰ سال اخیر با انقلاب صنعتی ظهور کردند. فناوری، جمعیت جوان و منابع تازه امکان افزایش مداوم قدرت را فراهم کردند. قدرتهای غربی به سرعت رشد کردند، در حالی که چین، هند و امپراتوریهای سنتی عقب ماندند. رقابت بر سر منابع، مستعمرهسازی و توسعه نظامی، محور سیاست جهانی شد و کشورها تصور میکردند آیندهای بیپایان برای صعود وجود دارد.
💢گذار از دوران صعود به رکود
🔹اکنون آن عصر استثنایی به پایان رسیده است. بهرهوری کاهش یافته، جمعیتها در حال پیری هستند و اشغال سرزمینهای جدید دیگر مزیت اقتصادی مشخصی ندارد. حتی فناوریهای جدید نیز رشد اقتصادی را جهش نداده است. تغییرات اقلیمی، هزینه بالای جنگ، کمبود انرژی باکیفیت و مقاومتهای داخلی هزینه گسترشطلبی را افزایش دادهاند. بیشتر دولتها اکنون تلاش میکنند صرفاً قدرت موجود خود را حفظ کنند نه آنکه آن را گسترش دهند. این شرایط، منطق سنتی رقابت بزرگ را به چالش کشیده است.
💢آمریکا و هند
🔹آمریکا هنوز قدرتمندترین بازیگر است؛ اما با بدهی سنگین، دو قطبیسازی شدید سیاسی و زیرساختهای فرسوده روبهروست. هند نیروی کار جوان دارد اما ضعف آموزش، نابرابری و مشکلات اداری مانعی جدی است. این کشورها ممکن است بتوانند ثبات قدرت خود را حفظ کنند، اما توان جهش بزرگ برای ایجاد دگرگونی در نظم جهانی را ندارند.
💢شرایط چین
🔹چین طی چهار دهه رشد خیرهکننده را تجربه کرد، اما اکنون به مرحلهای قدم نهاده که کند شدن رشدش اجتنابناپذیر است. مدل توسعه مبتنی بر سرمایهگذاری، دیگر کارایی گذشته را ندارد. محدودیتهای سیاسی مانع نوآوری میشود و جمعیت در حال کاهش، فشار شدیدی بر نظام رفاهی و اقتصادی وارد میکند. هزینههای سیاسی سیاست خارجی تهاجمی نیز در حال افزایش است و بسیاری از کشورها در برابر نفوذ چین سدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی ایجاد کردهاند. در نتیجه، چین احتمالاً در سطح کنونی باقی میماند؛ قوی، اما نه صعودی.
💢تهدیدهای نوظهور
1️⃣نظامیگری و درگیریها: قدرتهای رو به زوال ممکن است برای حفظ جایگاه خود به ماجراجویی نظامی متوسل شوند؛ مانند روسیه در اوکراین و احتمال اقدام چین علیه تایوان.
2️⃣شکست دولتها و افراطگرایی: کشورهای درحالتوسعه که نه رشد دارند و نه حمایت نهادی، با بحرانهای سیاسی، فرار مغزها و مهاجرتهای عظیم روبهرو خواهند شد. افراطگرایی و بیثباتی منطقهای افزایش مییابد.
3️⃣چالش دموکراسیها و نهادهای بینالمللی: بیاعتمادی عمومی، شکاف طبقاتی و ناکارآمدی ساختارها خطر فروپاشی سیاسی را افزایش میدهد. سازمانهای جهانی نیز بهدلیل تغییر موازنه قدرت، کارآمدی گذشته را ندارند و مشروعیتشان تضعیف شده است.
💢نشانههای امیدوارکننده
1️⃣کاهش تمایل به جنگهای بزرگ: پیامدهای پرهزینه جنگ و فقدان انگیزه برای گسترش مرزها احتمال جنگهای جهانی را کاهش میدهد.
2️⃣الگوی جدید همکاری اقتصادی: تقسیم کار جدید (سرمایه در کشورهای ثروتمند، نیروی کار در کشورهای جوان) میتواند موتور رشد جدیدی بسازد. مدیریت مهاجرت و تجارت، آیندهای با تعامل و همافزایی را ممکن میکند.
💢جمعبندی
🔹دورانی که رقابت قدرتهای نوظهور موتور سیاست جهانی بود، رو به پایان است. اکنون جهان نه با خیزش کشورهای صنعتی جدید، بلکه با تلاش قدرتهای موجود برای جلوگیری از افول تعریف میشود. این عصر ایستایی میتواند هم منشأ بیثباتی و بحران باشد و هم فرصتی برای حرکت به سوی جهانی آرامتر و مبتنی بر همکاری.
🌐https://institutetehran.com/art/688
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏11❤4👎4👍1
♦️آیا مالی در آستانه سقوط به دست القاعده است؟
▪️الجزیره
#رویة_العربیة
#آفریقا
🔸در حالیکه رسانهها مملو از تیترهایی است که از فروپاشی کامل حکومت و نزدیکی گروههای افراطی به تصرف پایتخت، باماکو سخن میگویند، مردم در اینجا واقعیتی متفاوت را تجربه میکنند که با تصویری که از وخامت و اغراق در رسانهها ترسیم میشود، فاصله بسیاری دارد.
🔹در هفتههای اخیر، مالی با کمبود شدید سوخت روبهرو بوده که این مسئله بر عملکرد برخی خدمات عمومی تأثیر گذاشته است. کلاسهای درس در سراسر کشور تعلیق شده و برخی از وسایل حملونقل به طور موقت از کار افتادهاند. اما با این وجود بازارها همچنان باز هستند و کالاهای اساسی در دسترساند. ارتش مالی نیز همچنان در نقاط راهبردی مستقر است و نیروهای امنیتی به عملیات خود ادامه میدهند.
💢عوامل اصلی بحران
🔹از حدود یک سال پیش، گروههای تروریستی مناطق مرکزی مالی به تدریج به سمت جنوب و پایتخت حرکت کردند. همزمان نشانههایی از تحرکات نیروهای شورشی «FLA» (نیروهای آزادیبخش آزواد) که در مناطق مرزی میان مالی و الجزایر مستقر بودند نیز دیده شد که نشاندهنده نوعی تفاهم یا هماهنگی غیرمستقیم میان دو طرف است. هدف آشکار این راهبرد، ایجاد فشار چندجانبه بر ارتش مالی و وادار ساختن آن به پراکنده کردن نیروهایش در مناطق وسیع کشور برای تضعیف توان آن در حفظ کنترل قاطع است.
🔹عامل دیگر بحران، تلاش دولت برای ساماندهی انتقال سوخت و کالا به پایتخت بود. پیشتر، کامیونها بدون نظارت مشخصی در جادهها تردد میکردند و این مسئله آنها را در معرض غارت یا قاچاق قرار میداد. اکنون این کامیونها در نقاط مشخصی گردآوری و سپس در قالب کاروانهای حفاظتشده به سمت پایتخت اعزام میشوند. این روند بهطور طبیعی زمانبر است و گاه موجب تأخیر در رساندن سوخت میشود، اما گامی ضروری برای تضمین امنیت و ثبات بلندمدت به شمار میآید.
💢از رسانه تا واقعیت میدانی
🔹پوشش رسانهها از آنچه در مالی میگذرد انگاره فروپاشی دولت یا دستکم کشوری در آستانه سقوط کامل را تقویت میکند. تیترهای تکرارشونده روزنامهها و تلویزیون مانند این است: «القاعده در آستانه تصرف مالی»، «کمبود سوخت، زندگی در باماکو را فلج کرده است»، «آیا حکومت نظامی آخرین روزهای خود را میگذراند؟»
🔹هر کس با جغرافیای منطقه آشنا باشد، میداند که این گروهها از نظر عددی و لجستیکی توان تهدید پایتخت را ندارند. فعالیت آنها به عملیات پراکنده در جادههای فرعی یا مناطق کوهستانی محدود شده است؛ اقداماتی که اهدافش بیشتر ایجاد رعب و اخلال در خطوط تدارکاتی است تا تصرف واقعی.
🔹ارتش مالی همچنان کنترل میدانی را در دست دارد و عملیات مداومی را برای تأمین امنیت جادهها و مناطق حساس انجام میدهد. اما تأمین امنیت شبکه جادهای کشوری پهناور مانند مالی نیازمند زمان و سازماندهی دقیق است. تاخیر کامیونهای حامل سوخت در رسیدن به پایتخت به دلیل فروپاشی دولت نیست، بلکه به این خاطر است که فرایند حملونقل پیچیدهتر شده است. این روند زمانبر است، اما برای حفظ ایمنی جادهها و توزیع منظم کالاها امری ضروری محسوب میشود.
💢استراتژی محاصره
🔹روشن است که گروههای تروریستی در تلاش برای خفهکردن اقتصادی پایتخت، نه از طریق حملات مستقیم نظامی، بلکه با قطع مسیرهای تأمین و جلوگیری از انتقال سوخت هستند. با وجود این تلاشها، بحران هرگز به مرحله فلج کامل نرسید و زندگی روزمره در شهرها ادامه یافت.
🔹در واقع دولت موفق شد ثبات قیمتی سوخت را حفظ کند و از فروش سوخت در بازار سیاه جلوگیری نماید، و به این ترتیب مانع گسترش بحران به قیمت مواد غذایی شد. این امر نشان میدهد که دولت انتقالی خطرات افزایش قیمتها را درک کرده و تصمیم گرفته است شوک ناشی از بحران را جذب و بازار را کنترل کند، نه اینکه آن را به آشوب و دلالی بسپارد.
🔹با این حال، برخی معتقدند که این گروهها تا حدودی در کنترل بعضی از جادههای اصلی منتهی به پایتخت موفق شدهاند؛ امری که واقعاً باعث تأخیر در انتقال سوخت و ایجاد کمبودهای موقتی شد. اما این اقدام در نهایت به شمشیری دولبه تبدیل شد و نتیجه معکوس داد. بهجای تضعیف اعتماد عمومی نسبت به دولت انتقالی، این اقدام باعث تقویت حمایت مردمی از آن شد.
💢نتیجهگیری
✅ واقعیت بحران امروز مالی، نه فقط بحران سوخت یا محاصرهای موقت، بلکه بخشی از نبردی گستردهتر میان دولت و گروههایی است که در پی بیثباتسازی آن هستند. باماکو در محاصره نیست و مالی سقوط نکرده است؛ بلکه وارد مرحلهای تازه از آزمون و چالش شده است. تفاوت میان آنچه در خیابانها دیده میشود و آنچه در صفحه تلویزیونها گفته میشود، همان تفاوت میان واقعیت و روایت رسانهای است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/689
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️الجزیره
#رویة_العربیة
#آفریقا
🔸در حالیکه رسانهها مملو از تیترهایی است که از فروپاشی کامل حکومت و نزدیکی گروههای افراطی به تصرف پایتخت، باماکو سخن میگویند، مردم در اینجا واقعیتی متفاوت را تجربه میکنند که با تصویری که از وخامت و اغراق در رسانهها ترسیم میشود، فاصله بسیاری دارد.
🔹در هفتههای اخیر، مالی با کمبود شدید سوخت روبهرو بوده که این مسئله بر عملکرد برخی خدمات عمومی تأثیر گذاشته است. کلاسهای درس در سراسر کشور تعلیق شده و برخی از وسایل حملونقل به طور موقت از کار افتادهاند. اما با این وجود بازارها همچنان باز هستند و کالاهای اساسی در دسترساند. ارتش مالی نیز همچنان در نقاط راهبردی مستقر است و نیروهای امنیتی به عملیات خود ادامه میدهند.
💢عوامل اصلی بحران
🔹از حدود یک سال پیش، گروههای تروریستی مناطق مرکزی مالی به تدریج به سمت جنوب و پایتخت حرکت کردند. همزمان نشانههایی از تحرکات نیروهای شورشی «FLA» (نیروهای آزادیبخش آزواد) که در مناطق مرزی میان مالی و الجزایر مستقر بودند نیز دیده شد که نشاندهنده نوعی تفاهم یا هماهنگی غیرمستقیم میان دو طرف است. هدف آشکار این راهبرد، ایجاد فشار چندجانبه بر ارتش مالی و وادار ساختن آن به پراکنده کردن نیروهایش در مناطق وسیع کشور برای تضعیف توان آن در حفظ کنترل قاطع است.
🔹عامل دیگر بحران، تلاش دولت برای ساماندهی انتقال سوخت و کالا به پایتخت بود. پیشتر، کامیونها بدون نظارت مشخصی در جادهها تردد میکردند و این مسئله آنها را در معرض غارت یا قاچاق قرار میداد. اکنون این کامیونها در نقاط مشخصی گردآوری و سپس در قالب کاروانهای حفاظتشده به سمت پایتخت اعزام میشوند. این روند بهطور طبیعی زمانبر است و گاه موجب تأخیر در رساندن سوخت میشود، اما گامی ضروری برای تضمین امنیت و ثبات بلندمدت به شمار میآید.
💢از رسانه تا واقعیت میدانی
🔹پوشش رسانهها از آنچه در مالی میگذرد انگاره فروپاشی دولت یا دستکم کشوری در آستانه سقوط کامل را تقویت میکند. تیترهای تکرارشونده روزنامهها و تلویزیون مانند این است: «القاعده در آستانه تصرف مالی»، «کمبود سوخت، زندگی در باماکو را فلج کرده است»، «آیا حکومت نظامی آخرین روزهای خود را میگذراند؟»
🔹هر کس با جغرافیای منطقه آشنا باشد، میداند که این گروهها از نظر عددی و لجستیکی توان تهدید پایتخت را ندارند. فعالیت آنها به عملیات پراکنده در جادههای فرعی یا مناطق کوهستانی محدود شده است؛ اقداماتی که اهدافش بیشتر ایجاد رعب و اخلال در خطوط تدارکاتی است تا تصرف واقعی.
🔹ارتش مالی همچنان کنترل میدانی را در دست دارد و عملیات مداومی را برای تأمین امنیت جادهها و مناطق حساس انجام میدهد. اما تأمین امنیت شبکه جادهای کشوری پهناور مانند مالی نیازمند زمان و سازماندهی دقیق است. تاخیر کامیونهای حامل سوخت در رسیدن به پایتخت به دلیل فروپاشی دولت نیست، بلکه به این خاطر است که فرایند حملونقل پیچیدهتر شده است. این روند زمانبر است، اما برای حفظ ایمنی جادهها و توزیع منظم کالاها امری ضروری محسوب میشود.
💢استراتژی محاصره
🔹روشن است که گروههای تروریستی در تلاش برای خفهکردن اقتصادی پایتخت، نه از طریق حملات مستقیم نظامی، بلکه با قطع مسیرهای تأمین و جلوگیری از انتقال سوخت هستند. با وجود این تلاشها، بحران هرگز به مرحله فلج کامل نرسید و زندگی روزمره در شهرها ادامه یافت.
🔹در واقع دولت موفق شد ثبات قیمتی سوخت را حفظ کند و از فروش سوخت در بازار سیاه جلوگیری نماید، و به این ترتیب مانع گسترش بحران به قیمت مواد غذایی شد. این امر نشان میدهد که دولت انتقالی خطرات افزایش قیمتها را درک کرده و تصمیم گرفته است شوک ناشی از بحران را جذب و بازار را کنترل کند، نه اینکه آن را به آشوب و دلالی بسپارد.
🔹با این حال، برخی معتقدند که این گروهها تا حدودی در کنترل بعضی از جادههای اصلی منتهی به پایتخت موفق شدهاند؛ امری که واقعاً باعث تأخیر در انتقال سوخت و ایجاد کمبودهای موقتی شد. اما این اقدام در نهایت به شمشیری دولبه تبدیل شد و نتیجه معکوس داد. بهجای تضعیف اعتماد عمومی نسبت به دولت انتقالی، این اقدام باعث تقویت حمایت مردمی از آن شد.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/689
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2🤔2
#تحلیل_کوتاه
#طالبان #افغانستان #تروریسم
🔹در ۱۶ مهر سال جاری افزایش حملات تحریک طالبان در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان پس از قریب به چهار سال درگیری پراکنده و فشارهای دیپلماتیک، زمینهساز وقوع یک درگیری نظامی وسیع میان طالبان و پاکستان شد. علیرغم برقراری آتشبس میان طالبان و پاکستان و شروع مذاکرات با میانجیگری کشورهای ثالث، گزارشها حاکی از آن است که طالبان حاضر به پذیرش مسئولیت مشخص در قبال حملات سازماندهی شده از افغانستان نیست و مدعی است که حملات از داخل خاک پاکستان سازماندهی و انجام شده است. در واقع اما، به نظر میرسد که طالبان این گروههای تروریستی را اهرمی ارزشمند در مناسبات منطقهای خود ادراک نموده است و سپردن هرگونه تعهد ملموس برای انحلال آنها را خلاف مصالح و منافع خود میداند.
🔸همسایگان طالبان در چهار سال گذشته جملگی از ناحیه استقرار گروههای تروریستی متخاصم در افغانستان بیمناک بودهاند و چالشهایی نشئت گرفته از خاک افغانستان، هر چند به مراتب کوچکتر از چالش پاکستان، برای چین، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و ایران پدیدار شده است. گروههای مختلف تروریستی، از «القاعده» گرفته تا «جماعت انصارالله» یا طالبان تاجیکستان، از «تحریک اسلامی ازبکستان» گرفته تا «جیشالعدل»، در ولایتهای مختلف افغانستان آزادانه تردد دارند و با استثنای «داعش خراسان»، تقریبا سایر گروههای تروریستی در سطحی از هماهنگی و تفاهم با طالبان به سر میبرند.
🔸نشانههای متعددی از این هماهنگی به چشم میخورد: «ایمن الظواهری»، رهبر القاعده، هنگام ترور در قلب کابل به سر میبرد. «مهدی ارسلان»، فرمانده جماعت انصار، و «قاری فرقان»، فرمانده «تحریک اسلامی ترکستان»، براساس گزارشها در بدخشان حضور دارند. گفته میشود که حتی در موارد گلاویزی کابل با برخی از این گروهها، حمایت برخی جناحهای طالبان از این گروهها تداوم داشته است.
🔸اغلب همسایگان طالبان از همان ابتدا، قدرتیابی این گروه در کابل را به مثابه واقعیت موجود پذیرفتند و هر یک با در نظرداشتن ملاحظات و معادلات خود، مسیری برای تعامل دیپلماتیک با طالبان گشودند. احتمال سرریز تهدیدات تروریستی از افغانستان تحت سلطه طالبان یکی از مهمترین ملاحظات و معادلات مورد توجه همسایگان برای این شناسایی غیررسمی طالبان و حفظ رویکرد تعاملی بوده است و تقریبا همه طرفها در دیدارها و گفتگوهای عالی با طالبان، در راس همه مسائل، خواستار برخورد قاطع با این گروهها و رفع تهدید موثر علیه قلمروی خود شدهاند.
🔸با این وجود رویکرد چهار سال گذشته طالبان به روشنی آشکار ساخته است که ارائه تضامین امنیتی برای گسستن کامل پیوندهای موجود و ممانعت مسئولانه از سازمانیابی این گروهها با دستور کار کلان امارت اسلامی انطباق ندارد. ممکن است برخی از این گروهها بر پایه برخی ملاحظات فعلا از عملیاتهای گسترده منع شده باشند؛ اما حضور آنها در افغانستان به شکلی آگاهانه و هدفمند توسط (دستکم جناحهایی از) طالبان غنیمت شمرده میشود و به مثابه اهرم فشاری در روابط همسایگی در نظر گرفته میشود.
🔸طالبان به خوبی میدانند که همه همسایگان از کیفیت پایین حکمرانی این گروه و سرکوب گسترده اقوام و گروههای اجتماعی ناخرسند هستند و در نهایت، تقریبا برای همه آنها، وجود یک حکومت فراگیر در افغانستان مطلوبتر است. از همین روست که معتبر نگاه داشتن تهدید سرریز تروریسم و افراطگرایی در راستای بقای خود در قدرت، فارغ از همه پیوندهای هویتی و ایدئولوژیکی طالبان با این گروهها، پیشران مهمی در تحکیم پیوندهای طالبان با این گروهها به حساب میرود.
🌐https://institutetehran.com/art/690
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏7❤5👍2
#تحلیل_کوتاه
#اروپا
🔹انتخابات پارلمانی هلند که در ۷ آبان ۱۴۰۴ برگزار شد، نتایج متفاوتی نسبت به دورههای گذشته این کشور به همراه داشت. برخلاف انتخابات پیشین، این بار پیروز اصلی احزاب راست میانه و لیبرال بودند، در حالی که احزاب راست افراطی به شدت از محبوبیتشان کاسته شد. این تغییرات نه تنها برای آینده سیاست داخلی هلند، بلکه برای روندهای سیاسی گستردهتری در سطح اروپا اهمیت دارد و میتواند تأثیرات بلندمدتی بر آینده اتحادیه اروپا نیز داشته باشد
💢تغییرات جدید در پارادایم سیاسی
🔸سیاست هلند در پنج سال اخیر به شدت تحت تأثیر بحرانهای مهاجرت و مسکن قرار گرفت و همین امر باعث بیثباتی سیاسی و برگزاری سه انتخابات در این مدت شد. پس از فروپاشی دولت ائتلافی در ۲۰۲۳ به دلیل اختلافات در خصوص مهاجرت، احزاب لیبرال مجبور به ائتلاف با حزب راست افراطی PVV شدند. این ائتلاف نیز پس از مدت کوتاهی شکست خورد و انتخابات جدید در آبان ۱۴۰۴ برگزار شد. در این دوره، حزب لیبرال D66 با رشد چشمگیر ۱۱ درصدی و کسب ۲۶ کرسی، موفق به جلب حمایت گستردهای شد. در مقابل، حزب راست افراطی PVV که در انتخابات پیشین ۳۷ کرسی داشت، در این انتخابات تنها ۲۶ کرسی به دست آورد. حزب VVD راست میانه نیز بهرغم پیشبینیها، نتایج مشابهی به دوره قبل خود کسب کرد.
💢انگیزههای تغییر گرایش به لیبرالها
🔸مهمترین مسئلهای که منجر به فروپاشی دو ائتلاف حاکم شد، بحران مهاجرت بود. در انتخابات ۲۰۲۳ در حالی که بسیاری از شهروندان حامی اعمال نوعی محدودیت بر روند مهاجرت بودند، احزاب لیبرال مخالف هرگونه محدودیت بودند و به همین دلیل شهروندان به سمت احزاب افراطی سوق پیدا کردند. با این حال، تغییر گرایش احزاب لیبرال، به ویژه D66، در خصوص مهاجرت به موضعی متعادل باعث شد تا رأیدهندگان به سمت این احزاب متمایل شوند. از طرف دیگر، حزب PVV به دلیل پافشاری بر مواضع بسیار سفت و سخت در خصوص مهاجرین در طول یک سال حضورش در ائتلاف حاکم نتوانستهاند پایگاه رأی خود را حفظ کند و دچار ریزش شده است.
🔸علاوه بر این، بحران مسکن که طی سالهای گذشته به یکی از دغدغههای اصلی هلند تبدیل شده بود، باعث شد که احزاب راست میانه و لیبرال با ارائه راهکارهای مناسب در این زمینه، از حمایت قشر بزرگی از رأیدهندگان بهرهمند شوند.
💢پیامد انتخابات و آینده سیاست هلند و اروپا
🔸نتایج انتخابات هلند تنها به توزیع کرسیها محدود نمیشود، بلکه چالشهای تشکیل کابینه و نحوه ائتلافسازی میان احزاب مختلف نیز در تعیین مسیر آینده سیاست این کشور بسیار مهم است. با توجه به کاهش محبوبیت احزاب راست افراطی، بهنظر میرسد که دولت جدید هلند تحت رهبری حزب D66 و بدون حضور احزاب راست افراطی تشکیل شود و سیاستهای همراستاتری با اتحادیه اروپا را در پیش خواهد گرفت.
🔸اگر ائتلاف لیبرال حاکم بر هلند در حل بحرانهای مهاجرت و مسکن موفق باشد، آینده محبوبیت احزاب راست افراطی و پوپولیستی در هلند و سایر کشورهای اروپایی در خطر خواهد بود. اما در صورت شکست در این زمینه، جریانات افراطی و پوپولیستی با وجود ناتوانی در مدیریت اقتصادی-سیاسی اما همچنان به عنوان یکی از محبوبترین جریانات در اروپا به زیست خود ادامه خواهند داد.
🔗مطالب مرتبط:
▫️پیروزی راست افراطی در جمهوری چک؛ صدای تغییر در سیاست اروپایی
🌐https://institutetehran.com/art/691
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6🤔2❤1🔥1
#مقاله_تحلیلی
#عراق #با_انتخابات
📝سیدرضا قزوینی (الغرابی)
🔸انتخابات پارلمانی عراق سه شنبه این هفته در حالی برگزار خواهد شد که جریان صدر به عنوان یکی از مؤثرترین جریانهای سیاسی به دلیل تحریم انتخابات، غایب بزرگ این دوره به شمار میرود. صدریها در انتخابات 2021، بزرگترین پیروزی تاریخی خود در انتخابات را با کسب 73 کرسی رقم زدند اما سرسختی ائتلاف رقبای شیعی آنها مانع از معرفی نامزد نخست وزیری توسط آنان گردید و در نهایت به دستور صدر در تابستان 2022، فراکسیون پارلمانی صدر بهطور یکجا از پارلمان استعفا داد و اندکی بعد نیز آقای صدر، برای دهمین بار از سال 2013 به این سو، از سیاست کنارهگیری کرد.
💢تحریم یا مشروعیتزدایی؟
🔹در شرایطی که پس از تحولات دو سال اخیر منطقه، انتخابات عراق از اهمیت بسزایی برخوردار است، صدر علاوه بر تحریم انتخابات، دیگران را نیز تشویق به تحریم کرده است. برنامهریزی جریان صدر برای تحریم انتخابات به مرحله مهندسی مشارکت عمومی نیز رسیده است به این معنا که از پیروان خود خواسته تا برای دریافت کارت انتخاباتی ثبت نام کنند تا در محاسبه نهایی میزان مشارکت انتخاباتی، عدد نهایی مشارکت عمومی به نسبت واجدان، پایین باشد. این موضوع در کنه خود تنها یک تحریم انتخاباتی نیست بلکه تلاشی برای مشروعیتزدایی از انتخابات و فرآیند سیاسی جاری در کشور نیز به شمار میرود.
🔹صدر از چند ماه قبل، با شعارهای همیشگی مبارزه با فساد و فاسدان انتخابات را تحریم کرد. وی در فوریه گفت «نامزدی در انتخابات کمک به گناه است. چه نتیجه و فایدهای از مشارکت افراد فاسد و وابسته در این انتخابات به دست خواهد آمد در حالیکه عراق پس از هیمنه خارجی و نیروهای دولت عمیق، نفسهای آخر خود را می کشد». این تعبیر صدر از عراقی که در حال کشیدن نفس های آخر خود است زمینه تحلیلهای متعددی از دلایل تحریم انتخابات توسط صدر و مقصود اصلی وی در عراق به وجود آورد که همچنان قابل بررسی است.
🔹با این حال، قابل پیشبینی نبودن رفتار صدر و همچنین وجود امارههایی از احتمال بازگشت ناگهانی وی به عرصه انتخابات، تقاضای رئیسجمهور از وی برای بازگشت مجدد، و حتی تمدید مهلت ثبت نام احزاب توسط کمیساریا، گمانههای مختلفی را از شیوه بازگشت احتمالی صدر به فضای انتخابات و سیاست ترسیم کرد. با این وجود جریان صدر نه تنها در آخرین لحظات وارد فضای مشارکت نشد بلکه از هیچ حزب یا ائتلافی نیز پشتیبانی نکرد.
💢نگرانیها از کنارهگیری
🔹کنارهگیری جریان صدر از عرصه رسمی سیاست در عراق موجب نگرانیهایی برای برخی از شخصیتهای این جریان شده است. توییت چند روز قبل صدر که با استناد به خواب خود مدعی شده / اذعان کرده، برخی پیروان او به سویی دیگر متمایل شدهاند و نسبت به استمرار تحریم انتخابات دچار تردید شدهاند نشان میدهد نگرانیهای افراد نزدیک به او چندان بیمورد نبوده که صدر را مجبور به واکنش علنی کرده است. گمانههای متعددی را میتوان برای برای دلایل تحریم انتخابات توسط صدر در نظر داشت:
1️⃣صدر دریافته است که در دو سال اخیر تحولات عمیقی رخ داده که به دنبال تغییر نظم منطقهای و جهانی است و این روند همچنان ادامهدار است و آثار این تغییرات عراق را نیز درخواهد نوردید. از این رو وی میکوشد برای بقای خود و مصونسازی جریان سیاسیاش از صحنهای که این تحولات در آن رخ خواهد داد به کنار بماند.
2️⃣اصرار صدر بر تحریم انتخابات و تأکید بر فاسد دانستن روند سیاسی و انتخاباتی و حمله غیرمستقیم به رقیبان خود در چارچوب هماهنگی شیعی، تلاشی برای فاصلهگذاری میان خود و آنها، تخریب شخصیت و مشروعیت آنان و معرفی خود بهعنوان یگانه پرچمدار اصلاحات در عراق و شخصیت ملی و غیروابسته است.
3️⃣نگرانی از عدم تکرار پیروزی بزرگ سال 2021 یکی دیگر از دلایلی است که میتواند بر نوع رفتار صدر اثرگذار باشد. صدر که در دوره قبل بیشترین کرسی را از آن خود کرده بود و میتوانست تعیین کننده سکاندار هیئت دولت باشد، حاضر نیست صرفا در این انتخابات مشارکتکنندهای بی اثر باشد.
🌐https://institutetehran.com/art/692
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎1👏1
اندیشکده تهران | Tehran Institute
🌐نرخ بالای مشارکت در رایگیری گروههای خاص انتخابات پارلمانی عراق
#تعقیب_روند
#با_انتخابات #عراق
🔹فرآیند رای گیری ویژه در ششمین دوره انتخابات پارلمانی دیروز یکشنبه انجام شد. کمیسیون عالی مستقل انتخابات در عراق، میزان رسمی مشارکت در رای گیری ویژه (گروههای خاص) را ۸۲.۴۲ درصد اعلام کرد. در انتخابات دوره قبل در سال ۲۰۲۱ نرخ مشارکت در رای گیری ویژه ۶۹ درصد اعلام شده بود.
🔹نیروی نظامی و امنیتی وابسته به وزارت کشور و وزارت دفاع، نیروهای حشد الشعبی، سرویس مبارزه با تروریسم و نیز وزارتخانههای امور داخلی و پیشمرگه اقلیم کردستان و همچنین آوارگان میتوانستند در این رایگیری شرکت کنند. گزارشهای غیر رسمی حاکیست که نوری المالکی نخست وزیر سابق و رهبر گروه انتخاباتی «ائتلاف دولت قانون» از بقیه رقبا پیش است.
🔹براساس این گزارش، از حدود یک میلیون و ۳۱۳ هزار واجد شرایط در رای گیری ویژه، تعداد شرکت کنندگان که رای خود را به صندوق ریختند، بالغ بر یک میلیون ۱۰۴ هزار نفر بوده است. انتخابات اصلی فردا سهشنبه برگزار خواهد شد.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐https://institutetehran.com
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تعقیب_روند
#با_انتخابات #عراق
🔹فرآیند رای گیری ویژه در ششمین دوره انتخابات پارلمانی دیروز یکشنبه انجام شد. کمیسیون عالی مستقل انتخابات در عراق، میزان رسمی مشارکت در رای گیری ویژه (گروههای خاص) را ۸۲.۴۲ درصد اعلام کرد. در انتخابات دوره قبل در سال ۲۰۲۱ نرخ مشارکت در رای گیری ویژه ۶۹ درصد اعلام شده بود.
🔹نیروی نظامی و امنیتی وابسته به وزارت کشور و وزارت دفاع، نیروهای حشد الشعبی، سرویس مبارزه با تروریسم و نیز وزارتخانههای امور داخلی و پیشمرگه اقلیم کردستان و همچنین آوارگان میتوانستند در این رایگیری شرکت کنند. گزارشهای غیر رسمی حاکیست که نوری المالکی نخست وزیر سابق و رهبر گروه انتخاباتی «ائتلاف دولت قانون» از بقیه رقبا پیش است.
🔹براساس این گزارش، از حدود یک میلیون و ۳۱۳ هزار واجد شرایط در رای گیری ویژه، تعداد شرکت کنندگان که رای خود را به صندوق ریختند، بالغ بر یک میلیون ۱۰۴ هزار نفر بوده است. انتخابات اصلی فردا سهشنبه برگزار خواهد شد.
🌐https://institutetehran.com
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤3👎2🆒1
🔵 پیامدهای اقتصادی خروج «اتحاد ساحل» از «اکوواس»
#اکوتهران
#آفریقا #اکوواس #ساحل
📝توحید ورستان
🔸در سالهای اخیر منطقه راهبردی ساحل در آفریقا شاهد تحولات سیاسی عمیقی بوده که آخرین مورد آن کودتاهای نظامی در سه کشور مالی، نیجر و بورکینافاسو است. این کودتاها باعث روی کار آمدن نظامهایی با رویکرد مخالف غرب و گرایشهای پانآفریقایی شده و در قالب خیزش علیه نواستعمار فرانسه و نهادهای وابسته به آن قابل درک است. این کشورها همکاری نظامی و اقتصادی خود را با غرب به ویژه در حوزه معادن کاهش دادهاند و برای انعقاد توافقنامههای نظامی و دفاعی با کشورهای شرقی به ویژه روسیه، چین، ترکیه و ایران تمایل نشان دادهاند.
🔹سه کشور مالی، بورکینافاسو و نیجر در ژانویه ۲۰۲۴ در بیانیهای مشترک از سازمان اکوواس به سبب نفوذ کشورهای خارجی در سازمان خارج شدند. البته، روسای جمهور سنگال، توگو و غنا برای میانجیگری اقدام کردهاند، اما تلاشها در متقاعد کردن رهبران نظامی ساحل برای پیوستن مجدد به این بلوک موفق نبوده است.
💢آب رفتن قدرت اکوواس
🔹اکواس یکی از قدیمیترین سازمانهای همگرایی منطقهای در آفریقا است که در سال ۱۹۷۵ تأسیس شده و دربرگیرنده ۱۵ کشور با مساحت ۵.۲ میلیون کیلومتر مربع و بیش از ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت است. اکوواس به عنوان یک سازمان ادغام اقتصادی ایجاد شد و هدف اصلی آن، جابجایی آزاد کالا و افراد از طریق یکپارچهسازی سیاستها بود. این سازمان، با حذف الزامات ویزا جابجایی کارگران را میان کشورها تسهیل نموده و با انعقاد توافقنامههای مختلف به کاهش هزینههای اداری و افزایش تجارت کمک کرده است.
🔹سه کشور پیشگفته با تشکیل «اتحاد کشورهای ساحل» به دنبال تاسیس نهادی مبتنی بر منافع و ارزشهای آفریقایی هستند. براساس برخی گزارشها، این تصمیم با استقبال بالای افکار عمومی منطقه غرب آفریقا نیز مواجه شده است و برخی کشورها مانند توگو سیگنالهایی برای پیوستن به آن ارسال کرده اند. بنابراین گسترش اتحاد ساحل میتواند این گفتمان را در غرب آفریقا تقویت و اکوواس را در همان محیط تضعیف کند.
🔹مجموع سه کشور ساحل مساحتی بالغ بر ۲.۷۸ میلیون کیلومتر معادل ۵۳ درصد از کل مساحت اکوواس را شامل میشوند. جمعیت این سه کشور به ۷۳ میلیون نفرمعادل ۲۰.۸درصد کل جمعیت اکوواس است. بنابراین خروج این کشورها، قدرت و ظرفیت اقتصادی اکواس را تضعیف خواهد کرد. عمر تورای، رئیس کمیسیون اکوواس، چندین بار نسبت به تأثیرات منفی خروج کشورهای ساحل بر روند ادغام منطقهای هشدار داده و خطر فروپاشی این بلوک را مطرح کرده است.
💢تاثیرات اقتصادی کوتاه مدت بر ساحل
🔹با خروج از اکواس، این سه کشور نیز با چالشهای اقتصادی همچون عدم دسترسی به بازاری به ارزش تقریبی ۷۰۰ میلیارد دلار مواجه هستند. تشدید ناامنی غذایی در منطقه و تضیف اقتصادهای منطقهای در این صورت محتمل به نظر میرسد. بهعلاوه، این سه کشور محصور در خشکی هستند و هرساله دهها هزار تن کالا به کشورهای ساحلی عضو اکوواس ترانزیت میکنند. به عنوان مثال، تقریباً ۸۰ درصد از تجارت نیجر از مرز ۱۵۰۰ کیلومتری آن با نیجریه عبور میکند. با رسمیت یابی خروج این سه کشور، عوارض گمرکی جدیدی به این ترانزیت اعمال خواهد شد.
🔹اعمال تعرفه و عوارض بالاتر، قیمتها را در مالی، نیجر و بورکینافاسو افزایش خواهد داد. همچنین، خروج از اکوواس به منزله پرداخت عوارض واردات به کشورهای این سازمان خواهد بود و تولید محلی سه کشور را در محصولات صادراتی تضعیف میکند. این خروج بر آزادی تردد اتباع سه کشور نیز تأثیر خواهد گذاشت؛ در حال حاضر میلیونها نفر از اتباع کشورهای ساحل در کشورهای اکوواس ساکن هستند؛ برای نمونه ساحل عاج به تنهایی بیش از ۵ میلیون نفر از اتباع بورکینافاسو، مالی و نیجر را در خود جای داده است. در نهایت، خروج از اکوواس بر امکان نقشآفرینی سه کشور در کریدورهای منطقهای شامل مسیرهای حمل و نقل جادهای، ریلی و دریایی نیز اثر منفی دارد.
💢گفتمان نیرومند ساحل
🔹علیرغم این پیامدهای اقتصادی منفی، باید توجه داشت که باوجود منابع غنی مانند اورانیوم (نیجر) و طلا (مالی و بورکینافاسو) این سه کشور با فقر گسترده و شدید دست و پنجه نرم میکنند. نزد افکار عمومی این کشورها، فقر مولود دولتهای وابسته است و گفتمان ضد استعماری و پان آفریقایی ساحل محبوبیت دارد. این گفتمان که با نظم چندقطبی در حال ظهور نیز همراستا است با گسترش خود، میتواند پیامدهای مذکور را خنثی کند. برای نمونه پیوستن احتمالی توگو به اتحادیه ساحل، این سه کشور را به بندر مهم «لومه» متصل و از انسداد خارج خواهد کرد. ایجاد پاسپورت مشترک و ارز واحد گام دیگری است که میتواند پیامدهای منفی خروج را خنثی سازد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/693
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
#آفریقا #اکوواس #ساحل
📝توحید ورستان
🔸در سالهای اخیر منطقه راهبردی ساحل در آفریقا شاهد تحولات سیاسی عمیقی بوده که آخرین مورد آن کودتاهای نظامی در سه کشور مالی، نیجر و بورکینافاسو است. این کودتاها باعث روی کار آمدن نظامهایی با رویکرد مخالف غرب و گرایشهای پانآفریقایی شده و در قالب خیزش علیه نواستعمار فرانسه و نهادهای وابسته به آن قابل درک است. این کشورها همکاری نظامی و اقتصادی خود را با غرب به ویژه در حوزه معادن کاهش دادهاند و برای انعقاد توافقنامههای نظامی و دفاعی با کشورهای شرقی به ویژه روسیه، چین، ترکیه و ایران تمایل نشان دادهاند.
🔹سه کشور مالی، بورکینافاسو و نیجر در ژانویه ۲۰۲۴ در بیانیهای مشترک از سازمان اکوواس به سبب نفوذ کشورهای خارجی در سازمان خارج شدند. البته، روسای جمهور سنگال، توگو و غنا برای میانجیگری اقدام کردهاند، اما تلاشها در متقاعد کردن رهبران نظامی ساحل برای پیوستن مجدد به این بلوک موفق نبوده است.
💢آب رفتن قدرت اکوواس
🔹اکواس یکی از قدیمیترین سازمانهای همگرایی منطقهای در آفریقا است که در سال ۱۹۷۵ تأسیس شده و دربرگیرنده ۱۵ کشور با مساحت ۵.۲ میلیون کیلومتر مربع و بیش از ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت است. اکوواس به عنوان یک سازمان ادغام اقتصادی ایجاد شد و هدف اصلی آن، جابجایی آزاد کالا و افراد از طریق یکپارچهسازی سیاستها بود. این سازمان، با حذف الزامات ویزا جابجایی کارگران را میان کشورها تسهیل نموده و با انعقاد توافقنامههای مختلف به کاهش هزینههای اداری و افزایش تجارت کمک کرده است.
🔹سه کشور پیشگفته با تشکیل «اتحاد کشورهای ساحل» به دنبال تاسیس نهادی مبتنی بر منافع و ارزشهای آفریقایی هستند. براساس برخی گزارشها، این تصمیم با استقبال بالای افکار عمومی منطقه غرب آفریقا نیز مواجه شده است و برخی کشورها مانند توگو سیگنالهایی برای پیوستن به آن ارسال کرده اند. بنابراین گسترش اتحاد ساحل میتواند این گفتمان را در غرب آفریقا تقویت و اکوواس را در همان محیط تضعیف کند.
🔹مجموع سه کشور ساحل مساحتی بالغ بر ۲.۷۸ میلیون کیلومتر معادل ۵۳ درصد از کل مساحت اکوواس را شامل میشوند. جمعیت این سه کشور به ۷۳ میلیون نفرمعادل ۲۰.۸درصد کل جمعیت اکوواس است. بنابراین خروج این کشورها، قدرت و ظرفیت اقتصادی اکواس را تضعیف خواهد کرد. عمر تورای، رئیس کمیسیون اکوواس، چندین بار نسبت به تأثیرات منفی خروج کشورهای ساحل بر روند ادغام منطقهای هشدار داده و خطر فروپاشی این بلوک را مطرح کرده است.
💢تاثیرات اقتصادی کوتاه مدت بر ساحل
🔹با خروج از اکواس، این سه کشور نیز با چالشهای اقتصادی همچون عدم دسترسی به بازاری به ارزش تقریبی ۷۰۰ میلیارد دلار مواجه هستند. تشدید ناامنی غذایی در منطقه و تضیف اقتصادهای منطقهای در این صورت محتمل به نظر میرسد. بهعلاوه، این سه کشور محصور در خشکی هستند و هرساله دهها هزار تن کالا به کشورهای ساحلی عضو اکوواس ترانزیت میکنند. به عنوان مثال، تقریباً ۸۰ درصد از تجارت نیجر از مرز ۱۵۰۰ کیلومتری آن با نیجریه عبور میکند. با رسمیت یابی خروج این سه کشور، عوارض گمرکی جدیدی به این ترانزیت اعمال خواهد شد.
🔹اعمال تعرفه و عوارض بالاتر، قیمتها را در مالی، نیجر و بورکینافاسو افزایش خواهد داد. همچنین، خروج از اکوواس به منزله پرداخت عوارض واردات به کشورهای این سازمان خواهد بود و تولید محلی سه کشور را در محصولات صادراتی تضعیف میکند. این خروج بر آزادی تردد اتباع سه کشور نیز تأثیر خواهد گذاشت؛ در حال حاضر میلیونها نفر از اتباع کشورهای ساحل در کشورهای اکوواس ساکن هستند؛ برای نمونه ساحل عاج به تنهایی بیش از ۵ میلیون نفر از اتباع بورکینافاسو، مالی و نیجر را در خود جای داده است. در نهایت، خروج از اکوواس بر امکان نقشآفرینی سه کشور در کریدورهای منطقهای شامل مسیرهای حمل و نقل جادهای، ریلی و دریایی نیز اثر منفی دارد.
💢گفتمان نیرومند ساحل
🔹علیرغم این پیامدهای اقتصادی منفی، باید توجه داشت که باوجود منابع غنی مانند اورانیوم (نیجر) و طلا (مالی و بورکینافاسو) این سه کشور با فقر گسترده و شدید دست و پنجه نرم میکنند. نزد افکار عمومی این کشورها، فقر مولود دولتهای وابسته است و گفتمان ضد استعماری و پان آفریقایی ساحل محبوبیت دارد. این گفتمان که با نظم چندقطبی در حال ظهور نیز همراستا است با گسترش خود، میتواند پیامدهای مذکور را خنثی کند. برای نمونه پیوستن احتمالی توگو به اتحادیه ساحل، این سه کشور را به بندر مهم «لومه» متصل و از انسداد خارج خواهد کرد. ایجاد پاسپورت مشترک و ارز واحد گام دیگری است که میتواند پیامدهای منفی خروج را خنثی سازد.
🌐https://institutetehran.com/art/693
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤6👎1
#تحلیل_کوتاه
#با_انتخابات
#عراق
📝علی بیدبو
🔹با نزدیک شدن به هر دور از انتخابات پارلمانی عراق، گمانهزنیها دربارهی تداوم یا تغییر نخستوزیر فعلی به یکی از محورهای اصلی گفتمان سیاسی بدل میشود. ششمین دوره انتخابات پارلمانی نیز از این قاعده مستثنا نیست. از سال گذشته تاکنون، خبرها و تحلیلهای متعددی دربارهی تشدید اختلافات در درون «چارچوب هماهنگی» منتشر شده که حاکی از شکافهایی میان جریانهای شیعی است.
🔸ماهها پیش از آغاز روند رسمی انتخابات، شکاف درون چارچوب هماهنگی شدت گرفت. نوری المالکی، رهبر ائتلاف «دولة القانون» از نخستین کسانی بود که خواهان برگزاری انتخابات زودهنگام شد. در همان زمان، زمزمههایی دربارهی بیاعتمادی فزاینده به محمد شیاع السودانی در میان رهبران شیعه مطرح شد. با نزدیک شدن به زمان انتخابات ۱۱ نوامبر، مواضع رهبران شیعه نسبت به السودانی بهشدت متناقض شد. بخش عمدهای از رهبران چارچوب هماهنگی از ادامه نخستوزیری او حمایت نمیکردند.
💢بحران شنود و جنگ رسانهای
🔸محور اصلی اختلافات داخلی به ماجرای ادعای نصب دستگاههای شنود در دفاتر و محل ملاقاتهای خصوصی برخی رهبران سیاسی باز میگردد. برخی گزارشها مصطفی الکاظمی، نخستوزیر پیشین را را مسئول انتشار فایلها دانستند. در یکی از فایلهای صوتی که به تازگی منتشر شده است، صدایی منسوب به السودانی از خانهنشین کردن نوری المالکی سخن میگفت. کمی بعد، فایلی از درون گروه انتخاباتی المالکی فاش شد که در آن سخن از تشکیل «ارتش سایبری» برای حمله تبلیغاتی علیه السودانی به میان آمده بود. این رویدادها فضای انتخاباتی را بیش از گذشته دو قطبی کرد.
💢گذار از تقابل به مصلحتگرایی
🔸با وجود این تنشها، همزمان با آغاز کارزار تبلیغاتی، نشانههایی از تعدیل مواضع درون چارچوب هماهنگی مشاهده شد. نوری المالکی در گفتوگویی رسانهای یادآور شد که دولت فعلی در ابتدا قرار بود موقتی باشد و انتخابات زودهنگام برگزار کند. اما در مقابل، قیس الخزعلی، در مصاحبهای تلویزیونی عملکرد دولت را موفق توصیف کرد و تلاشهای السودانی را به سود ثبات کشور دانست. این تغییر جهت را میتوان حاصل ترکیبی از چند عامل دانست:
1️⃣کمپینهای تبلیغاتی فعال و بازخورد مثبت افکار عمومی که موقعیت السودانی را تقویت کرد
2️⃣انتصاب مارک ساوایا به عنوان نماینده ویژه آمریکا در امور عراق و حمایت او از السودانی بر خلاف برداشتها در مورد تمایل آمریکا به نخستوزیری عدنان الزرفی
3️⃣تلاش ایران برای حفظ وحدت شیعیان در برابر احتمال شکاف سیاسی جدید
4️⃣تحولات منطقهای که حساسیت تهران و واشنگتن را نسبت به بغداد افزایش داده است
5️⃣وضعیت اقتصادی شکننده و حجم بالای بدهی به بانک مرکزی که دولت بعدی را با چالش جدی روبهرو خواهد کرد
🔸در این میان، ایران بهدنبال جلوگیری از ظهور چهرهای آشکارا ضدایرانی در رأس دولت است. بر اساس دیدگاه تهران، نخستوزیر آینده باید دستکم حداقلهای همکاری امنیتی و منطقهای را رعایت کند تا از بروز بحرانهای جدید جلوگیری شود.
🔸با وجود موفقیتهای عمرانی، عملکرد اقتصادی دولت کنونی زیر ذرهبین مخالفان قرار دارد. بدهی رو به افزایش دولت به بانک مرکزی، احتمال رشد تورم و تاخیر در پرداخت حقوق کارمندان از جمله محورهای انتقاد است. پروژههای عمرانی گسترده، اگرچه در ظاهر دستاورد محسوب میشوند، اما فشار مالی زیادی بر دولت وارد کردهاند.
🔸السودانی در دوره نخستوزیری خود کوشیده است میان دو محور قدرت، یعنی ایران و آمریکا، توازن برقرار کند. او با وجود همکاریهای امنیتی و اقتصادی با غرب تلاش کرده روابط خود را با تهران نیز حفظ کند. این رویکرد عملگرایانه موجب شده هر دو طرف با وجود بدبینیهای متقابل بقای او را قابل تحمل بدانند.
🔸با نزدیک شدن به موعد انتخابات، فهرست نامزدهای احتمالی نخستوزیری همچنان محل گمانهزنی رسانهها و محافل سیاسی است. با این حال، تجربه نشان داده تصمیم نهایی معمولا پس از اعلام نتایج انتخابات و در جریان مذاکرات پیچیده میان رهبران سیاسی اتخاذ میشود.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/694
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤8🔥1
♦️حرکات بازیگران در شطرنج بزرگ پایان جنگ اوکراین
◾️موسسه مجارستانی روابط بین الملل
📝پیتر سیکلوسی
#تهران_ریویو
🔸این تحلیل به بررسی منافع و اهداف همهٔ بازیگرانی میپردازد که تأثیر زیادی بر نتیجهٔ جنگ اوکراین دارند و در نهایت چشمانداز صلح را مورد ارزیابی قرار میدهد.
💢ایالات متحده آمریکا
🔹برای واشنگتن، جنگ اوکراین در واقع انحرافی راهبردی محسوب میشود چرا که رقیب جدی خود را چین میداند. بنابراین هدف اصلی آن پایان دادن به جنگ است.
🔹برای توقف جنگ، آمریکا از سیاست هویج (لغو تحریمها) و چماق (تحریم بیشتر و ارسال تسلیحات تهاجمیتر) در ترغیب روسیه به آتشبس استفاده میکند. سبک غیرقابلپیشبینی ترامپ ناشی از بیتمایلی او به صلح نیست؛ بلکه این رویکرد باعث میشود پیشنهادها و تهدیدهایش باورپذیرتر جلوه کند؛ چرا که وی را فردی جلوه میدهد که هرکاری ممکن است از او سر بزند.
💢روسیه
🔹پس از سه سال و نیم نبرد، روسیه هنوز موفق به تصرف کامل چهار استان شرقی اوکراین نشده و پیشروی آن بسیار کند است؛ واضح است که غرب همواره به حدی که روسیه قادر پیشروی راهبردی نباشد از اوکراین حمایت خواهد کرد .
🔹همزمان، فشار آمریکا برای آغاز مذاکره افزایش یافته و کرملین باید بین ادامه جنگ با پیامدهای نامعلوم یا توافقی که بتواند سرزمینهای تصرفشده و عدم عضویت اوکراین در ناتو را تضمین کند، انتخاب کند.
🔹این وضعیت بهزودی به پایان خواهد رسید؛ زیرا با گلآلود زمین، حرکت در میدان نبرد حداقل برای مدتی غیرممکن خواهد بود. احتمال بالایی وجود دارد که در این لحظه، طرفها سرانجام به مذاکره جدی بنشینند. پیشبینی اینکه مذاکرات چقدر طول خواهد کشید تا به نتیجه برسد دشوار است، اما تعجبآور نخواهد بود اگر توافق نسبتاً سریع حاصل شود.
💢اوکراین
🔹اوکراین در جنگ به دلیل روحیه مردم و کمکهای غرب بسیار بهتر از حد انتظار عمل کرده است، اما اکنون با کمبود نیرو و خستگی جنگ مواجه است. حمایت غرب ادامه دارد، اما آمریکا بهوضوح خواهان صلح است و اروپا قادر به تأمین منابع لازم برای ادامه جنگ نیست. اگر واشنگتن با مسکو به توافقی بر اساس وضعیت فعلی برسد، رهبری اوکراین ناچار به پذیرش خواهد بود. زلنسکی تلاش میکند کمک غرب را حداکثر کند تا بقاء سیاسی خود را حفظ کند، اما امضای آتشبس میتواند او را در موقعیت دشواری قرار دهد و او تنها بین گزینههای بد و بدتر انتخاب دارد.
💢اتحادیه اروپا
🔹رهبران اتحادیه اروپا حمایت آشکاری از اوکراین نشان میدهند اما این حمایت پیچیدگیها و تفاوتهایی دارد. مقامات ارشد نهادهای اتحادیه اروپا مانند فوندرلاین، متسولا، کوستا و کالاس از حمایت مالی و نظامی بیشتر اوکراین و دستیابی به «صلح عادلانه» حمایت میکنند، اما کشورهایی مانند مجارستان و اسلواکی خارج از این جریان هستند. اتحادیه اروپا بدون توافق آمریکا با روسیه، قادر به حمایت طولانیمدت نیست و مجبور است با توافق آمریکا همراه شود. بهطور کلی، اتحادیه اروپا و کشورهای عضو از اوکراین حمایت میکنند، اما محدودیتهای مالی، مخالفت عمومی و اولویتهای ملی باعث میشود نقش آنها همواره ترکیبی از نمادین، محتاطانه و تاکتیکی باشد.
💢بریتانیا
🔹بریتانیا موضعی مشابه اتحادیه اروپا دارد و تلاش میکند نقش حلقه ارتباطی بین آمریکا و اتحادیه اروپا را ایفا کند. این کشور با ارائه کمکهای مالی و نظامی از کیف حمایت میکند، اما ارائه تضمین امنیتی به اوکراین تنها با همکاری آمریکا ممکن است. همزمان با حفظ روایت اینکه روسیه دشمن است، بریتانیا به دنبال جلوگیری از بیش از حد قدرتمند شدن آلمان است.
💢چین
🔹چین نسبت به جنگ اوکراین رویکرد محتاطانهای دارد؛ از یک سو از وابستگی روسیه به خود و گرفتار شدن غرب در درگیری دور از اقیانوس آرام سود میبرد و میتواند درسهای نظامی بیاموزد، اما از سوی دیگر جنگ مسیرهای تجاری به اروپا را محدود و نفوذ چین در قاره را دشوار میکند. در آینده هم احتمال دخالت مستقیم چین کم است و نقش آن در تضمین امنیت پس از جنگ محدود خواهد بود.
✅ به طور خلاصه پس از سه سال و نیم جنگ، زمان آن فرا رسیده که طرفها سر میز مذاکره بنشینند و گفتوگوهای جدی را آغاز کنند. ایالات متحده نقش کلیدی خواهد داشت، زیرا میتواند با ابزارهای تشویقی و بازدارنده تمامی طرفها را به مصالحه ترغیب کند. اوکراین و اروپا تا حدی میتوانند بر شرایط تأثیر بگذارند، اما قادر به تغییر جهت کلی مذاکرات نخواهند بود. در حال حاضر، طرفها در مرحلهای هستند که برای بهدست آوردن بهترین موقعیت ممکن زمان میخرند تا با شروع احتمالی مذاکرات جدی در پاییز، بیشترین دستاورد را داشته باشند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/695
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️موسسه مجارستانی روابط بین الملل
📝پیتر سیکلوسی
#تهران_ریویو
🔸این تحلیل به بررسی منافع و اهداف همهٔ بازیگرانی میپردازد که تأثیر زیادی بر نتیجهٔ جنگ اوکراین دارند و در نهایت چشمانداز صلح را مورد ارزیابی قرار میدهد.
💢ایالات متحده آمریکا
🔹برای واشنگتن، جنگ اوکراین در واقع انحرافی راهبردی محسوب میشود چرا که رقیب جدی خود را چین میداند. بنابراین هدف اصلی آن پایان دادن به جنگ است.
🔹برای توقف جنگ، آمریکا از سیاست هویج (لغو تحریمها) و چماق (تحریم بیشتر و ارسال تسلیحات تهاجمیتر) در ترغیب روسیه به آتشبس استفاده میکند. سبک غیرقابلپیشبینی ترامپ ناشی از بیتمایلی او به صلح نیست؛ بلکه این رویکرد باعث میشود پیشنهادها و تهدیدهایش باورپذیرتر جلوه کند؛ چرا که وی را فردی جلوه میدهد که هرکاری ممکن است از او سر بزند.
💢روسیه
🔹پس از سه سال و نیم نبرد، روسیه هنوز موفق به تصرف کامل چهار استان شرقی اوکراین نشده و پیشروی آن بسیار کند است؛ واضح است که غرب همواره به حدی که روسیه قادر پیشروی راهبردی نباشد از اوکراین حمایت خواهد کرد .
🔹همزمان، فشار آمریکا برای آغاز مذاکره افزایش یافته و کرملین باید بین ادامه جنگ با پیامدهای نامعلوم یا توافقی که بتواند سرزمینهای تصرفشده و عدم عضویت اوکراین در ناتو را تضمین کند، انتخاب کند.
🔹این وضعیت بهزودی به پایان خواهد رسید؛ زیرا با گلآلود زمین، حرکت در میدان نبرد حداقل برای مدتی غیرممکن خواهد بود. احتمال بالایی وجود دارد که در این لحظه، طرفها سرانجام به مذاکره جدی بنشینند. پیشبینی اینکه مذاکرات چقدر طول خواهد کشید تا به نتیجه برسد دشوار است، اما تعجبآور نخواهد بود اگر توافق نسبتاً سریع حاصل شود.
💢اوکراین
🔹اوکراین در جنگ به دلیل روحیه مردم و کمکهای غرب بسیار بهتر از حد انتظار عمل کرده است، اما اکنون با کمبود نیرو و خستگی جنگ مواجه است. حمایت غرب ادامه دارد، اما آمریکا بهوضوح خواهان صلح است و اروپا قادر به تأمین منابع لازم برای ادامه جنگ نیست. اگر واشنگتن با مسکو به توافقی بر اساس وضعیت فعلی برسد، رهبری اوکراین ناچار به پذیرش خواهد بود. زلنسکی تلاش میکند کمک غرب را حداکثر کند تا بقاء سیاسی خود را حفظ کند، اما امضای آتشبس میتواند او را در موقعیت دشواری قرار دهد و او تنها بین گزینههای بد و بدتر انتخاب دارد.
💢اتحادیه اروپا
🔹رهبران اتحادیه اروپا حمایت آشکاری از اوکراین نشان میدهند اما این حمایت پیچیدگیها و تفاوتهایی دارد. مقامات ارشد نهادهای اتحادیه اروپا مانند فوندرلاین، متسولا، کوستا و کالاس از حمایت مالی و نظامی بیشتر اوکراین و دستیابی به «صلح عادلانه» حمایت میکنند، اما کشورهایی مانند مجارستان و اسلواکی خارج از این جریان هستند. اتحادیه اروپا بدون توافق آمریکا با روسیه، قادر به حمایت طولانیمدت نیست و مجبور است با توافق آمریکا همراه شود. بهطور کلی، اتحادیه اروپا و کشورهای عضو از اوکراین حمایت میکنند، اما محدودیتهای مالی، مخالفت عمومی و اولویتهای ملی باعث میشود نقش آنها همواره ترکیبی از نمادین، محتاطانه و تاکتیکی باشد.
💢بریتانیا
🔹بریتانیا موضعی مشابه اتحادیه اروپا دارد و تلاش میکند نقش حلقه ارتباطی بین آمریکا و اتحادیه اروپا را ایفا کند. این کشور با ارائه کمکهای مالی و نظامی از کیف حمایت میکند، اما ارائه تضمین امنیتی به اوکراین تنها با همکاری آمریکا ممکن است. همزمان با حفظ روایت اینکه روسیه دشمن است، بریتانیا به دنبال جلوگیری از بیش از حد قدرتمند شدن آلمان است.
💢چین
🔹چین نسبت به جنگ اوکراین رویکرد محتاطانهای دارد؛ از یک سو از وابستگی روسیه به خود و گرفتار شدن غرب در درگیری دور از اقیانوس آرام سود میبرد و میتواند درسهای نظامی بیاموزد، اما از سوی دیگر جنگ مسیرهای تجاری به اروپا را محدود و نفوذ چین در قاره را دشوار میکند. در آینده هم احتمال دخالت مستقیم چین کم است و نقش آن در تضمین امنیت پس از جنگ محدود خواهد بود.
🌐https://institutetehran.com/art/695
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2👎2
#تحلیل_کوتاه
#آسیای_میانه
📝شهرام پیرانی
🔹پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم در جریان سفر رئیسجمهور این کشور «قاسمجوماست توکایف» به واشنگتن در ۹ نوامبر ۲۰۲۵ و در طی تماس تلفنی سهجانبه با دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو اعلام شد. این حرکت در چارچوب نشست رهبران کشورهای آسیای میانه با رئیسجمهور آمریکا صورت گرفت و بهعنوان نخستین کشور در دور دوم ریاستجمهوری ترامپ که به این پیمان میپیوندد، معرفی شد.
🔸این توافق را نباید یک رابطه جدید دانست، چرا که دو طرف از سال ۱۹۹۲ و بلافاصله پس از استقلال قزاقستان، دارای روابط کامل دیپلماتیک بودهاند. بنابراین، این حرکت یک بهروزرسانی آگاهانه در چارچوبی جدید است که هدف آن فراتر رفتن از روابط عادی و برقراری شراکت راهبردی عمیقتر است.
💢اهداف طرفین
🔸اهداف قزاقستان از پیوستن به پیمان ابراهیم شامل تنوعبخشی به شرکای بینالمللی، کاهش وابستگی به روسیه و چین، جذب سرمایهگذاری و فناوریهای پیشرفته بهویژه از اسرائیل و آمریکا، و تقویت جایگاه خود بهعنوان پل ارتباطی بین شرق و غرب است. پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم، میتواند به همکاری نزدیکتر این کشور با ایالات متحده در صادرات انرژی و مواد معدنی حیاتی خود در امتداد کریدور میانی منجر گردد.
🔸از طرف دیگر، اسرائیل با این اقدام در پی کاهش انزوای دیپلماتیک، نمایش تداوم موفقیت پیمان ابراهیم، و گسترش شبکه همپیمانان خود در آسیای مرکزی است. بهزعم مقامات رژیم صهیونیستی، این اتفاق برای تلآویو فرصتی است تا از طریق همکاریهای بینالمللی گستردهتر و حمایت دیپلماتیک، از جنگ غزه فراتر رود و وضعیت کنونی را با استمرار اعلام پیوستن کشورهای مختلف به توافق ابراهیم پشت سر گذارد.
💢تأثیر این رویداد بر روابط آستانه-تلآویو
🔸پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم، ابعاد مختلفی به رابطه دو کشور میبخشد:
1️⃣تثبیت سیاسی و نمادین: این اقدام، یک تأیید و تصدیق عمومی از سوی قزاقستان بر اهمیت رابطه با رژیم صهیونیستی است و آن را از سطح روابط دوجانبه عادی به سطحی بالاتر و تحت یک چارچوب بینالمللی موردحمایت آمریکا ارتقا میدهد. این موضوع بهویژه در زمانی رخداده که تلآویو با انتقادات بینالمللی روبرو است و چنین حرکتی به کاهش انزوای دیپلماتیک آن کمک میکند.
2️⃣شتابگیری همکاریهای اقتصادی و فناورانه: مقامات اسرائیلی و قزاق بهصراحت به گسترش همکاری در حوزههای امنیت سایبری، انرژی و فناوری غذایی اشاره کردهاند. این پیمان بستری رسمی و تسهیل شده برای جذب سرمایهگذاری و انتقال فناوری از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا به قزاقستان را فراهم میکند و همکاریهای موجود را تقویت خواهد کرد.
3️⃣عمقبخشی به همکاری در شبکه نفوذ صهیونیستی: بر اساس یک تحلیل استراتژیک، رژیم صهیونیستی با ایجاد شبکهای از «رینگهای نفوذ»، به دنبال تأمین امنیت خود است. قزاقستان در این تحلیل، بخشی از «رینگ سوم» یا «خانواده تورانی» محسوب میشود که شامل کشورهای ترکزبان منطقه میشود. پیوستن به پیمان ابراهیم، نقش و موقعیت قزاقستان را در این شبکه نفوذ، پررنگتر و رسمیتر میسازد.
💢چشمانداز آینده و جمعبندی
🔸پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم را باید نقطه عطفی در جهتگیری راهبردی این کشور ارزیابی کرد. به نظر میرسد آستانه با این اقدام، عمدتاً در پی تحکیم جایگاه خود در غرب به رهبری آمریکا و دستیابی به منافع اقتصادی و فناوری است. این تصمیم بیش از هر چیز بر عملگرایی در سیاست خارجی قزاقستان و تمایل این کشور برای تنوعبخشی به اتحادهای خود در صحنه بینالملل تأکید میگذارد. از طرف دیگر برای رژیم صهیونیستی عاملی برای کاستن از بار فشارهای بینالمللی، عادیتر نشاندادن چهره خود در سطح جهان و تثبیت جایگاه خود در منطقه و توسعه روابط خود با کشورهای اسلامی است. درعینحال، این اقدام نشانهای از تلاش آمریکا برای تداوم نفوذ دیپلماتیک خود در آسیای میانه محسوب میگردد.
🌐https://institutetehran.com/art/696
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤4🔥1
#تعقیب_روند
#آمریکا #دموکرات
🔹روز دوشنبه، جمهوریخواهان سنا توانستند با کسب موافقت هشت سناتور دموکرات، به حد نصاب ۶۰ رأی برسند و مانع فیلیباستر دموکراتها را کنار بزنند. در نتیجه موفق شدند لایحه افزایش سقف بودجه را تا پایان سال میلادی به تصویب برسانند و دولت را از بزرگترین تعطیلی تاریخ این کشور خارج کنند.
🔹از میان ۸ سناتوری که به جمهوریخواهان پیوستند، چهار سناتور از ایالات چرخشی هستند که تحت فشار پایگاه رأی خود قرار دارند و دو سناتور سال آینده بازنشسته میشوند. جمهوریخواهان موفق شدند دو سناتور دیگر را نیز با خود همراه کنند. این سناتورهای دموکرات استدلال میکنند که توانستهاند با جمهوریخواهان به توافق برسند تا در ماه آینده برای تداوم بودجه خدمات درمانی رأیگیری انجام شود، اما اکثریت حزب چنین وعدهای را ناکافی میدانند.
🔹این اتفاق، منازعات داخلی در حزب دموکرات را مجدداً آغاز کرده است. اعضای حزب علاوه بر هشت سناتور مذکور، چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا را مسئول اصلی شکست حزب میدانند. به همین دلیل شومر علیرغم مخالفتش با توافق این دموکراتها با جمهوریخواهان، در وضعیت متزلزلی قرار دارد.
🔹لایحه بودجه اکنون در سنا به تصویب رسیده و به مجلس نمایندگان برای تصویب نهایی ارسال شده است. از آنجا که اقلیت دموکرات در مجلس نمایندگان نمیتواند مانع جدی بر سر تصویب آن باشد، انتظار میرود به زودی لایحه تصویب شده و دولت فدرال مجدداً آغاز به کار کند.
▫️چرا و چگونه دولت فدرال آمریکا تعطیل شد؟
▫️پیامدهای تعطیلی دولت برای جامعه و سیاست آمریکا
🌐https://institutetehran.com
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎3❤2
🔵 جایگاه نفت در حمله احتمالی آمریکا به ونزوئلا چیست؟
#اکوتهران
#نفت
#ونزوئلا
🔸همزمانی تشدید محاصره نظامی ونزوئلا توسط ایالات متحده احتمالا بهمنظور سرنگونی دولت حاکم با تحریم شرکتهای بزرگ نفتی روسیه به تقویت این گمانه دامن میزند که آمریکا به دنبال تزریق نفت خام ونزوئلا به بازارهای جهانی برای جایگزینی نفت روسیه در راستای اعمال فشار بیشتر بر این کشور، یا بهعنوان پیش زمینهای برای حمله به ایران است. اما آیا نفت ونزوئلا ظرفیت این جایگزینی را دارد؟
💢امکان تاریخی و بیشینه صادرات ونزوئلا
🔹ونزوئلا با ذخایر اثبات شده بیش از 303 میلیارد بشکهای نفت خام، بزرگترین دارنده نفت خام دنیا بهشمار میرود. در سالهای اوج تولید و صادرات، یک بار در اوایل دهه 70 میلادی به رکورد حدود 3.8 میلیون بشکه در روز و بار دیگر در اوایل هزاره جدید میلادی به تولید روزانه حدود 3.2 تا 3.4 میلیون بشکه در روز رسیده است. از این میزان تولید نیز در بیشترین حالت حدود 2.5 میلیون بشکه به صادرات اختصاص داشته است که مقصد حدود 2 میلیون بشکه آن نیز آمریکا بوده است. پس از این دوره، تولید و صادرات نفت خام ونزوئلا سیر نزولی گرفت. هرچند طبق آمار در ماههای اخیر این کشور موفق شده است با فائق آمدن بر برخی مشکلات، صادرات روزانه خود را به بیش از 1.1 میلیون بشکه در روز افزایش دهد. اکنون نیز بیش از 80 درصد تولید به مقصد چین صادر میشود. کوبا نیز مقصد بخشی از نفت خام صادراتی ونزوئلا است.
💢ویژگیهای نفت ونزوئلا
🔹نفت ونزوئلا به دلیل سنگینی بسیار زیاد امکان استفاده مستقیم در پالایشگاه را ندارد و باید برای عرضه در بازار پس از مخلوط شدن با نفت سبک و فرآوردههای نفتی سبکتر نظیر میعانات گازی و نفتا، رقیق شود. به این ترتیب، ونزوئلا برای عرضه نفت خود در بازارهای جهانی نیازمند واردات فرآوردههای نفتی سبکتر است و بنابراین تنها پالایشگاههای خاصی از آن استفاده میکنند.
🔹همچنین، هزینه استخراج نفت نیز در ونزوئلا بسیار بالا است. گزارشهای مختلف از حدود 18 دلار در هر بشکه تا 30 دلار برآورد کردهاند. همچنین برخی آمار مجموع هزینه استخراج و رقیقسازی نفت ونزوئلا را چیزی در حدود 29-34 دلار در هر بشکه برآورد میکند که تقریباً نیمی از قیمت فعلی نفت خام محسوب میشود و همین موضوع بهرهوری تولید در این کشور را کاهش میدهد. بزرگی این عدد آنگاه آشکار میشود که بدانیم هزینه استخراج نفت در عربستان سعودی تا 6 دلار و در ایران تا 10 دلار محاسبه شده است.
💢چالشهای صنعت نفت ونزوئلا
🔹صنعت نفت ونزوئلا با چالشهای تاریخی مواجه است که از جمله آن میتوان به فقدان سرمایهگذاری کافی و استهلاک بالای زیرساختهای انرژی اشاره نمود. علاوه بر این، دو دوره تحریم در دولت نخست ترامپ در سالهای 2017 و 2019 آسیب شدیدی به صنعت نفت این کشور وارد نمود. از سوی دیگر قیمت ارزان فرآوردههای مصرفی نظیر بنزین (حدود 4 سنت) نیز نهتنها امکان تعمیر و نگهداری لازم از زیرساختها را فراهم نکرده است بلکه کفاف هزینههای تولید را نیز نمیدهد. انباشت تاریخی این مسائل، افزایش تولید ناگهانی نفت خام در ونزوئلا را با چالشهای عدیدهای مواجه میکند.
💢آیا ونزوئلا میتواند سهم ایران و روسیه از بازار نفت را پوشش دهد؟
🔹صادرات روسیه در ماههای اخیر بهصورت میانگین 5 میلیون بشکه در روز بوده است که سهم عمده آن نیز متعلق به دو شرکت تازه تحریمشده روسیه به نام روسنفت و لوکاویل است. از سوی دیگر، سهم ایران در بازار جهانی نیز در حدود 1.5-1.8 میلیون بشکه است. نکته قابل توجه این که مقصد بیش از 90 درصد نفت ایران و حدود 50 درصد از صادرات نفت روسیه نیز چین بوده است. علاوه بر اینکه ونزوئلا بهصورت تاریخی و فنی امکان این میزان افزایش در تولید را ندارد، چین نیز انگیزه قابل توجهی برای جایگزینی نفت ایران و روسیه با منابع جدید تحت کنترل آمریکا را ندارد.
✅ با این وصف، سناریوی جایگزینی نفت ونزوئلا برای کاهش صادرات روسیه و ایران امکان پذیر نیست. در صورتی که قصد آمریکا برای فشار آوردن به ایران و روسیه از ناحیه صادرات نفت جدی باشد، در دسترس و محتملترین گزینه، افزایش تولید عربستان است که این گزینه نیز به دلیل همکاری روسیه و عربستان در چارچوب اوپک پلاس و همچنین متاثر شدن تولید نفت این کشور در صورت حمله آمریکا به ایران، با دشواریهایی مواجه است. در نتیجه بهنظر نمیرسد که سناریو جایگزینی نفت ونزوئلا برای کنترل پیامدهای تشدید تنش با روسیه و ایران در کوتاهمدت در معادلات ترامپ برای حمله به ونزوئلا جایگاه تعیینکنندهای داشته باشد. بنابراین تبیین محاصره ونزوئلا توسط آمریکا نیازمند ارجاع به اهداف راهبردیتر و بلندمدتتر است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/697
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
#نفت
#ونزوئلا
🔸همزمانی تشدید محاصره نظامی ونزوئلا توسط ایالات متحده احتمالا بهمنظور سرنگونی دولت حاکم با تحریم شرکتهای بزرگ نفتی روسیه به تقویت این گمانه دامن میزند که آمریکا به دنبال تزریق نفت خام ونزوئلا به بازارهای جهانی برای جایگزینی نفت روسیه در راستای اعمال فشار بیشتر بر این کشور، یا بهعنوان پیش زمینهای برای حمله به ایران است. اما آیا نفت ونزوئلا ظرفیت این جایگزینی را دارد؟
💢امکان تاریخی و بیشینه صادرات ونزوئلا
🔹ونزوئلا با ذخایر اثبات شده بیش از 303 میلیارد بشکهای نفت خام، بزرگترین دارنده نفت خام دنیا بهشمار میرود. در سالهای اوج تولید و صادرات، یک بار در اوایل دهه 70 میلادی به رکورد حدود 3.8 میلیون بشکه در روز و بار دیگر در اوایل هزاره جدید میلادی به تولید روزانه حدود 3.2 تا 3.4 میلیون بشکه در روز رسیده است. از این میزان تولید نیز در بیشترین حالت حدود 2.5 میلیون بشکه به صادرات اختصاص داشته است که مقصد حدود 2 میلیون بشکه آن نیز آمریکا بوده است. پس از این دوره، تولید و صادرات نفت خام ونزوئلا سیر نزولی گرفت. هرچند طبق آمار در ماههای اخیر این کشور موفق شده است با فائق آمدن بر برخی مشکلات، صادرات روزانه خود را به بیش از 1.1 میلیون بشکه در روز افزایش دهد. اکنون نیز بیش از 80 درصد تولید به مقصد چین صادر میشود. کوبا نیز مقصد بخشی از نفت خام صادراتی ونزوئلا است.
💢ویژگیهای نفت ونزوئلا
🔹نفت ونزوئلا به دلیل سنگینی بسیار زیاد امکان استفاده مستقیم در پالایشگاه را ندارد و باید برای عرضه در بازار پس از مخلوط شدن با نفت سبک و فرآوردههای نفتی سبکتر نظیر میعانات گازی و نفتا، رقیق شود. به این ترتیب، ونزوئلا برای عرضه نفت خود در بازارهای جهانی نیازمند واردات فرآوردههای نفتی سبکتر است و بنابراین تنها پالایشگاههای خاصی از آن استفاده میکنند.
🔹همچنین، هزینه استخراج نفت نیز در ونزوئلا بسیار بالا است. گزارشهای مختلف از حدود 18 دلار در هر بشکه تا 30 دلار برآورد کردهاند. همچنین برخی آمار مجموع هزینه استخراج و رقیقسازی نفت ونزوئلا را چیزی در حدود 29-34 دلار در هر بشکه برآورد میکند که تقریباً نیمی از قیمت فعلی نفت خام محسوب میشود و همین موضوع بهرهوری تولید در این کشور را کاهش میدهد. بزرگی این عدد آنگاه آشکار میشود که بدانیم هزینه استخراج نفت در عربستان سعودی تا 6 دلار و در ایران تا 10 دلار محاسبه شده است.
💢چالشهای صنعت نفت ونزوئلا
🔹صنعت نفت ونزوئلا با چالشهای تاریخی مواجه است که از جمله آن میتوان به فقدان سرمایهگذاری کافی و استهلاک بالای زیرساختهای انرژی اشاره نمود. علاوه بر این، دو دوره تحریم در دولت نخست ترامپ در سالهای 2017 و 2019 آسیب شدیدی به صنعت نفت این کشور وارد نمود. از سوی دیگر قیمت ارزان فرآوردههای مصرفی نظیر بنزین (حدود 4 سنت) نیز نهتنها امکان تعمیر و نگهداری لازم از زیرساختها را فراهم نکرده است بلکه کفاف هزینههای تولید را نیز نمیدهد. انباشت تاریخی این مسائل، افزایش تولید ناگهانی نفت خام در ونزوئلا را با چالشهای عدیدهای مواجه میکند.
💢آیا ونزوئلا میتواند سهم ایران و روسیه از بازار نفت را پوشش دهد؟
🔹صادرات روسیه در ماههای اخیر بهصورت میانگین 5 میلیون بشکه در روز بوده است که سهم عمده آن نیز متعلق به دو شرکت تازه تحریمشده روسیه به نام روسنفت و لوکاویل است. از سوی دیگر، سهم ایران در بازار جهانی نیز در حدود 1.5-1.8 میلیون بشکه است. نکته قابل توجه این که مقصد بیش از 90 درصد نفت ایران و حدود 50 درصد از صادرات نفت روسیه نیز چین بوده است. علاوه بر اینکه ونزوئلا بهصورت تاریخی و فنی امکان این میزان افزایش در تولید را ندارد، چین نیز انگیزه قابل توجهی برای جایگزینی نفت ایران و روسیه با منابع جدید تحت کنترل آمریکا را ندارد.
🌐https://institutetehran.com/art/697
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12❤5👎1
#تحلیل_کوتاه
#پاکستان
🔹دولت پاکستان با ارائه متمم بیست و هفتم قانون اساسی، تغییرات بنیادین در ساختار قضایی و ترتیبات فرماندهی نیروهای مسلح پاکستان ایجاد کرده است. بندهایی از این متمم همچون ایجاد دادگاه فدرال جدید قانون اساسی، اعطای اختیار انتقال و جابجایی قضات به قوه مجریه، تغییر ساختاری در فرماندهی نیروهای مسلح، مادامالعمر ساختن عناوین پنج ستاره نظامی و اعطای مصونیت قضایی مادامالعمر به رئیسجمهور و ژنرالها و دریاسالارهای پنج ستاره مورد اعتراض طیف وسیعی از مخالفان و صاحبنظران قرار گرفته و موجب تضعیف سازوکارهای دموکراتیک خوانده شده اند.
🔸این متمم روز گذشته علیرغم تلاشها از سوی اپوزیسیون، با پیوستن دو نماینده مخالف (از تحریک انصاف و جمعیت علمای اسلام) به موافقان، به اکثریت لازم برای تصویب در سنا دست یافت و حالا راهی مجلس نمایندگان خواهد شد. ائتلاف حاکم (متشکل از مسلم لیگ نواز، حزب مردم و احزاب کوچکتر) اکثریت لازم را برای تصویب متمم در مجلس نمایندگان در اختیار دارد و این متمم، در صورت عدم وقوع یک اتفاق غیرمترقبه، به زودی مبدل به قانون خواهد شد. با جانمایی این متمم در روندهای متاخر سیاست داخلی پاکستان، میتوان مدعی شد که فیلد مارشال عاصم منیر با همراهی ائتلاف حاکم، گام جدیدی در جهت تحکیم قدرت خود برداشته است.
🔸مدتهاست که پاکستان با یک الگوی هیبرید اداره میشود و در این نظام، به صورت سنتی فرمانده ارتش پاکستان قدرتمندترین چهره نظامی این کشور محسوب میشود. با این وجود، در ساختار نهادی نیروهای مسلح نیروی هوایی و نیروی دریایی استقلال عمل نسبی داشتند و مجموعه ارتش، نیروی هوایی و نیروی دریایی ذیل کمیته مشترک نیروهای مسلح (CJCSC) به ریاست ژنرال ساحر شمشاد میرزا هماهنگ میشد.
🔸در این متمم با حذف این سمت و انتقال اختیارات آن به فرمانده ارتش در قالب سمت جدید فرمانده نیروهای دفاعی (CODF) اقتدار سنتی فرمانده ارتش پاکستان رسمیت نهادی پیدا میکند و کلیه نیروهای مسلح پاکستان به شکل رسمی تحت سلطه وی قرار میگیرند. علاوه بر این، سمتی با عنوان فرماندهی راهبردی ایجاد خواهد شد که نظارت بر دفاع هستهای پاکستان را برعهده دارد و رئیس آن، به پیشنهاد فرمانده نیروهای دفاعی و با حکم نخست وزیر منصوب خواهد شد.
🔸بدون در نظر گرفتن تحولات متاخر در پاکستان، این اقدام میتوانست گامی برای تمرکز فرماندهی در نیروهای مسلح پاکستان شمرده شود. با در نظر گرفتن این تحولات اما، باید به تمرکز فزاینده قدرت نزد شخص عاصم منیر اعتراف کرد. عاصم منیر در نوامبر ۲۰۲۲ و در آستانه بازنشستگی از نیروهای مسلح، به فرماندهی ارتش پاکستان (COAS) منصوب شد و برای تصدی این سمت دوره خدمت وی برای سه سال تمدید شد. وی باید در نوامبر ۲۰۲۵ بازنشسته میشد. در نوامبر ۲۰۲۴ ائتلاف حاکم دوره فرماندهی نیروهای مسلح را از سه سال به پنج سال افزایش داد و بدین ترتیب، عاصم منیر تا نوامبر ۲۰۲۷ در قدرت خواهد ماند.
🔸در ماه مه ۲۰۲۵ و پس از جنگ سه روزه با هند، دولت پاکستان به پاس رهبری عاصم منیر در عملیات «بنیان مرسوس» رتبه نظامی وی را از ژنرال به ژنرال پنج ستاره یا فیلد مارشال ارتقا داد و حالا، در متمم جدید، رتبه نظامی فیلد مارشال (و رتبههای مشابه دریایی و هوایی) مادامالعمر، غیرقابل خلع (مگر با ساز و کاری پیچیده) و مشمول مصونیت قضایی مادامالعمر مشابه رئیسجمهور پاکستان شمرده شده است. این بخش از متمم به معنای واقعی کلمه برای شخص عاصم منیر تدوین شده، چرا که در نزدیک به هشت دهه عمر پاکستان مستقل، این کشور تنها دو ژنرال پنج ستاره به خود دیده است.
🔸اولین فیلد مارشال پاکستان، ایوب خان، در سال ۱۹۵۸ با کودتا جانشین رئیسجمهور شد؛ یکسال بعد، خود را به رتبه فیلد مارشال ارتقا داد؛ در سال بعدی، در رفراندومی با پرسش «آیا شما به رئیسجمهور فیلد مارشال ایوب خان، [دارنده نشان نظامی] هلال جرات، اعتماد دارید؟» علاوه بر باقیماندن در پست ریاستجمهوری، اختیار نگارش قانون اساسی را نیز کسب کرد؛ برای نه سال بعد از آن و تا شروع تظاهرات و شورشهای گسترده در سند و بنگال شرقی (بنگلادش کنونی) از قدرت کنار نرفت.
🌐https://institutetehran.com/art/698
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2🔥1
#مقاله_تحلیلی
#اروپا
🔹با آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ و تضعیف اتکای اروپا به واشنگتن، کشورهای اروپایی به لزوم کاهش وابستگی نظامی به آمریکا پی بردند. نفوذ پهپادهای روسی به حریم ناتو نیز این ضرورت را تشدید کرد. در نتیجه، اتحادیه اروپا اجرای طرحهای دفاعی جدید را در دستور کار قرار داد؛ اما این ابتکارها در عمل با چالشهای مالی، سیاسی و ساختاری روبهرو هستند.
💢پدافند گران، بازدارندگی کم
🔸رخنه پهپادهای روسی سه ضعف بنیادین دفاع هوایی اروپا را نمایان کرد که شامل هزینه بالا برای رهگیری اهداف ارزانقیمت، فقدان سامانههای بومی مؤثر و نبود بازدارندگی واقعی است. برای رفع این ضعفها، «نقشه راه آمادگی دفاعی اروپا ۲۰۳۰» طراحی شد تا سامانهای چندلایه برای مقابله با تهدیدات پهپادی، موشکی و فضایی ایجاد کند. این طرح، مشابه گنبد آهنین اسرائیل، از چند لایه تشکیل شده که هر کدام برای نوعی از تهدید طراحی شدهاند. چهار برنامه اصلی آن عبارتاند از:
1️⃣ابتکار دفاع از پهپادهای اروپایی (EDDI)
🔸این ابتکار به دنبال توسعه سامانهای چندلایه برای شناسایی، ردیابی و نابودی پهپادهای دشمن و همزمان بهرهگیری از پهپادهای هجومی است. این طرح از تجارب اوکراین برای بهروزرسانی فناوری استفاده میکند و تا پایان ۲۰۲۷ عملیاتی میشود.
🔸زیرمجموعه مهم آن، پروژه «دیوار پهپادی» است که نخستین لایه سپر اروپا محسوب میشود و با سلاحهای لیزری و انرژی هدایتشونده، جایگزینی کمهزینهتر برای موشکهای پاتریوت فراهم میکند.
2️⃣نگاه به جبهه شرقی (Eastern Flank Watch)
🔸هدف این ابتکار، تقویت مرزهای شرقی در برابر تهدیدات روسیه و بلاروس است. این برنامه، سامانههای دفاع هوایی، جنگ الکترونیک و امنیت دریایی را با ساختار فرماندهی ناتو یکپارچه میکند تا واکنشی سریع و هماهنگ در برابر حملات ممکن شود.
3️⃣سپر هوایی اروپا (European Air Shield)
🔸این طرح ایجاد شبکهای مشترک میان اعضای اتحادیه برای محافظت از آسمان اروپا است. سپر هوایی چندلایه، مقابله با موشکها، جنگندهها و پهپادهای پیشرفته را هدف گرفته و با سامانه فرماندهی ناتو هماهنگ است.
4️⃣سپر فضایی اروپا (European Space Shield)
🔸این برنامه با محوریت سامانههای فضاپایه و نظارتی طراحی شده تا از داراییهای فضایی اتحادیه در برابر تهدیدات ماهوارهای و سایبری محافظت کند. این سپر توانایی کشورهای عضو را در موقعیتیابی، ارتباطات امن و نظارت بر زمین افزایش میدهد.
💢پیامدهای مثبت گنبد آهنین اروپا
🔸این طرحها در صورت محقق شدن موجب کاهش وابستگی راهبردی-امنیتی اروپا به آمریکا، رونق صنایع اروپایی و ایجاد بازدارندگی هوایی مؤثر در برابر روسیه خواهند شد.
💢چالشهای طرح ۲۰۳۰
🔸با وجود چشمانداز مثبت طرح دفاعی اروپا، موانع متعددی مسیر اجرای آن را دشوار کرده است. نخست، هزینههای سنگین و رقابت داخلی میان کشورهای عضو است که مانعی جدی بهشمار میآید؛ دولتهای بزرگتر مانند آلمان و فرانسه بر تولید بومی برای تقویت اقتصاد داخلی تأکید دارند، در حالیکه برخی دیگر ترجیح میدهند از سامانههای آمریکایی یا اسرائیلی بهره ببرند. نبود سامانههای بومی جایگزین برای پیکان ۳ و استارلینک نیز استقلال دفاعی کامل اروپا را به تأخیر میاندازد. افزون بر این، تعدد طرحهای ملی بدون هماهنگی کافی، پراکندگی و تداخل عملکردها را در پی داشته و اختلاف میان اتحادیه اروپا، ناتو و دولتهای عضو، فرماندهی واحد را دشوار ساخته است.
🔸از سوی دیگر، این برنامه فاقد راهحل فوری برای تهدیدات کنونی روسیه است و حتی در بهترین حالت، اجرای کامل آن تا چند سال آینده به طول میانجامد. افزایش هزینههای نظامی نیز ممکن است به کاهش بودجههای رفاهی و آموزشی بینجامد و در نتیجه، مشروعیت سیاسی دولتها را تضعیف کند. در کنار این عوامل، گستردگی جغرافیایی اروپا چالشی بزرگ محسوب میشود؛ این مدل در سرزمینهای کوچک و فشردهای مانند اسرائیل کارآمد است اما عملیسازی آن در جغرافیای گسترده و مرزهای وسیع اروپا بسیار دشوار و پرهزینه است.
🌐https://institutetehran.com/art/699
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9🤔1👌1