◾️فارن افرز
📝 جاناتان ای. سزین
#روندهای_استراتژیک
🔸سیزده سال پس از به قدرت رسیدن شی جینپینگ، تحلیلگران در واشنگتن همچنان در تحلیل رهبری او سردرگم هستند. برخی او را مانند مائو با قدرت تقریباً مطلق میبینند که توانایی هدایت کشور مطابق اراده شخصی خود را دارد، و برخی دیگر او را رهبری ضعیف ارزیابی میکنند که در معرض تهدید کودتا یا نارضایتی نخبگان است.
🔹از دیدگاه این تحلیلگران، چین تحت رهبری شی یا یک رقیب جدی با منابع و فناوری برای سبقت گرفتن از آمریکا است یا اقتصادی شکننده و در معرض فروپاشی قرار دارد. این سردرگمی حتی واکنش آمریکا به جنگ تجاری و فشارهای اقتصادی ترامپ را تحت تأثیر قرار داده و نشان میدهد واشنگتن هنوز مسیر واقعی چین را درک نکرده است.
💢 آسیبپذیریهای داخلی و تمرکز قدرت
🔹ضعفها و آسیبپذیریهای چین عمدتاً نتیجه چهار دهه اصلاحات اقتصادی است که رشد سریع ثروت و قدرت، فساد گسترده، وابستگی اقتصادی به دیگر کشورها و نابرابری اجتماعی را به همراه داشته است. شی جینپینگ این آسیبها را شناسایی کرده و با تمرکز کامل بر قدرت سیاسی تلاش کرده تابآوری کشور را افزایش دهد. او با متمرکز کردن قدرت، لغو محدودیتهای دوره ریاست جمهوری و به دست گرفتن کنترل کامل ارتش و نهادهای امنیتی، توانسته ساختارهای فساد را کاهش داده و اطاعت و دقت مقامات را افزایش دهد. پاکسازیهای گسترده در حزب و ارتش، ابزار مهم او برای تثبیت قدرت و ایجاد سیستمی کارآمدتر بوده است.
💢استراتژی «چرخه دوگانه» و تابآوری اقتصادی
🔹برای افزایش تابآوری اقتصادی، شی سیاست «چرخه دوگانه» را معرفی کرد که شامل تمرکز بر بازار داخلی و تولید داخلی و همزمان حفظ و گسترش تجارت و سرمایهگذاری خارجی است. این استراتژی چین را کمتر به شوکهای خارجی وابسته کرده و در عین حال آمریکا را به منابع حیاتی مانند مواد کمیاب وابسته ساخته است. شی منابع عظیمی را به فناوریهای پیشرفته و صنایع کلیدی اختصاص داده و چین در ۱۲ از ۱۳ فناوری کلیدی از نظر رقابت جهانی در موقعیت پیشرو یا همسطح قرار دارد. هرچند این رویکرد کوتاهمدت ممکن است ناکارآمد باشد، اما تابآوری استراتژیک کشور را به طور مؤثر افزایش داده است.
💢تغییر رویکرد در سیاست خارجی
🔹در عرصه سیاست خارجی، شی رویکرد «پنهان شو و صبر کن» دوران دنگ شیائوپینگ را کنار گذاشت و سیاست «نمایش قدرت و اقدام» را اتخاذ کرد. او حضور چین در سطح جهانی و ادعای سرزمینی کشور را برجسته ساخت، از جمله بازپسگیری بیش از سه هزار هکتار در دریای جنوبی چین. این اقدامات نه تنها مشروعیت داخلی شی را افزایش داد، بلکه موقعیت چین در صحنه بینالمللی را نیز تقویت کرد. شی نخستین رهبر چینی است که دوران حرفهای او با رشد اقتصادی پس از اصلاحات آغاز شده و تجربه مستقیم تغییرات اقتصادی و مشکلات ناشی از آن را دارد.
💢تمرکز قدرت و چالش جانشینی
🔹تمرکز قدرت شی همراه با پاکسازیها و اعمال کنترل، چالشهایی نیز ایجاد کرده است، به ویژه در روند جانشینی. او محدودیتهای ریاست جمهوری را لغو کرده، معاونت رئیسجمهور را به منصبی تشریفاتی تبدیل کرده و اجازه نداده دیگران در شورای عالی نظامی حضور داشته باشند. این اقدامات تربیت جانشینان بالقوه را دشوار کرده است. چالش اصلی شی، تربیت جانشینی است که پس از او دوام بیاورد بدون اینکه موقعیت خود او تهدید شود. با این حال، تجربه تاریخی حزب کمونیست چین نشان میدهد حتی بحرانهای عمیق نیز نتوانسته این حزب را نابود کند و شی میتواند با هوشمندی از این سیستم بهرهبرداری کند.
💢مقایسه با آمریکا و پیشبرد پروژه بلندمدت
🔹عملکرد ناکام و بیثبات آمریکا در بحرانهایی مانند جنگ عراق، بحران مالی ۲۰۰۸ و کرونا، اعتماد عمومی و بینالمللی را کاهش داده است. در مقابل، شی با صبر، تمرکز و کنترل قدرتمند توانسته پروژه بلندمدت خود را پیش ببرد و تابآوری اقتصادی و استراتژیک چین را افزایش دهد، در حالی که واشنگتن گرفتار سردرگمی و سیاستهای ناکارآمد شده است.
💢جمع بندی: چین قدرتمند و رقابت با آمریکا
🔹شی جینپینگ با تمرکز بر تابآوری اقتصادی، فناوری، نظامی و سیاسی، اصلاح مشکلات گذشته و ایجاد مقاومت در برابر تهدیدهای خارجی، مسیر چین را شکل داده است. چین نه تنها با آمریکا رقابت میکند، بلکه ضعفهای سیستم سیاسی و اقتصادی آمریکا را نیز به نفع خود بهرهبرداری مینماید.
🌐https://institutetehran.com/art/661
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤3👎2
♦️روابط اعراب و روسیه: اقتصاد با چاشنی سیاست!
▪️العربیه
#رویة_العربیة
#روسیه #غرب_آسیا
🔸روابط اقتصادی عربی–روسی فراتر از منافع صرف اقتصادی، به ابزاری سیاسی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است که هر یک از طرفین از آن برای تقویت نفوذ منطقهای و بینالمللی خود بهره میبرد. روسیه که در پی شکستن انزوای تحمیلشده از سوی غرب از زمان بروز بحرانهایش با ایالات متحده و اروپا است، در جهان عرب شراکتی راهبردی یافته که میتواند در متنوعسازی بازارها و گسترش حضور بینالمللیاش کمک کند. در مقابل، کشورهای عربی روسیه را جایگزین یا توازنی در برابر هژمونی غرب میدانند و آن را اهرمی میبینند که به آنها بهویژه در حوزههای انرژی و دفاعی امکان مانور بیشتر در روابط بینالمللیشان میدهد.
💢همکاریهای اقتصادی
🔹رشد همکاریهای اقتصادی میان دو طرف، به ایجاد شبکهای از منافع مشترک در زمینههای نفت، گاز، انرژی هستهای، سرمایهگذاری در زیرساختها، کشاورزی و همکاری نظامی و امنیتی کمک میکند. حجم تجارت میان روسیه و کشورهای عربی حدود ۳۴ میلیارد دلار در سال برآورد میشود و انتظار میرود در آینده نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار افزایش یابد. مسکو هماکنون بیش از ۴۰۰ پروژه سرمایهگذاری به ارزش ۴۰ میلیارد دلار در منطقه اجرا میکند، بهویژه در امارات متحده عربی، مصر و عراق. امارات بزرگترین سرمایهگذار عرب در روسیه است و حدود ۸۰ درصد از کل سرمایهگذاری عربی در این کشور را به خود اختصاص داده است. سرمایهگذاریهای امارات عمدتاً در بخشهای نفت و گاز، انرژیهای تجدیدپذیر، لجستیک، زیرساخت و فناوریهای پیشرفته متمرکز است.
🔹در عرصه سیاسی، روسیه تلاش میکند از این شراکتها برای تقویت حضور خود در غرب آسیا و شمال آفریقا، بهویژه در سوریه، عراق و الجزایر، بهره گیرد و از طریق ایجاد ائتلافهای اقتصادی و امنیتی، نقشی محوری در موازنه با نفوذ آمریکا و غرب ایفا کند. در مقابل، کشورهای عربی نیز میکوشند از همکاری با مسکو برای کاهش وابستگی به شرکای غربی و گسترش گزینههای راهبردی خود استفاده کنند تا استقلال تصمیمات سیاسیشان را حفظ کرده و بتوانند با توازنهای در حال تغییر بینالمللی سازگار شوند.
💢نمونه موفق اوپک پلاس
🔹در این چارچوب، ائتلاف اوپک پلاس نمونهای روشن از پیوند میان اقتصاد و سیاست در شراکت عربی–روسی به شمار میآید. از طریق این بلوک نفتی، که شامل چندین کشور عربی در کنار روسیه است، نفت به ابزاری سیاسی تبدیل شده که توانایی تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی و توازن قدرت اقتصادی را دارد. بهویژه هماهنگی میان ریاض و مسکو نقشی محوری در تنظیم سطح تولید و حفظ ثبات قیمتها ایفا میکند. این امر به کشورهای عضو اجازه میدهد در دورههای نوسان قیمتی، درآمدهای نفتی خود را افزایش دهند و به روسیه نیز کمک میکند تا در سایه افزایش قیمت نفت، با پیامدهای تحریمهای غرب مقابله کند.
🔹علاوه بر بعد اقتصادی، اوپک پلاس به نقشی برجسته و مهم در عرصه سیاسی دست یافته است، چرا که به کشورهای عضو این امکان را میدهد تا بهصورت جمعی بر تصمیمات اقتصادی جهانی اثر بگذارند. این وضعیت به اهرمی ژئوپلیتیکی تبدیل شده که به طرفین اجازه میدهد هرگاه منافعشان اقتضا کند از آن استفاده کنند.
🔹تجربه نشان داده است که همکاری نفتی صرفاً به حفاظت از بازارها محدود نمیشود، بلکه به ایجاد ائتلافهایی منجر میشود که از آنها برای هماهنگی مواضع در مسائل منطقهای و بینالمللی و تقویت ارتباطات سیاسی میان پایتختهای عربی و مسکو نیز استفاده میشود؛ امری که به شکلگیری نظامی متوازنتر در روابط بینالملل کمک میکند.
💢چالشهای پیش رو
🔹با وجود فرصتهای گسترده اقتصادی، این همکاری با چالشهای قابلتوجهی روبهرو است؛ از جمله نوسانات قیمت انرژی، تفاوت در اولویتهای سیاست داخلی کشورهای عضو، و فشارهای ایالات متحده و اروپا که گسترش نفوذ روسیه در منطقه عربی را با نگرانی دنبال میکنند. با این حال، به نظر میرسد دو طرف در حال تعمیق شراکت خود هستند، زیرا دریافتهاند که وابستگی متقابل اقتصادی اکنون پوشش سیاسی لازم برای حفاظت از منافع و تقویت جایگاهشان در صحنه جهانی را فراهم میکند.
✅ در نهایت، روابط اقتصادی عربی–روسی، بهویژه از طریق ائتلاف اوپک پلاس، نشان میدهد که چگونه منافع اقتصادی میتواند به ابزار سیاسی مؤثری تبدیل شود که توازن قدرت را در غرب آسیا و جهان دگرگون سازد. این شراکتی عملگرایانه است که بر پایه منافع مشترک استوار شده، اما با محاسبات دقیق در بازی بزرگ به کار میرود که از مرزهای بازار فراتر رفته و به نقشههای قدرت و حاکمیت در قرن بیست و یکم پیوند میخورد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/662
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️العربیه
#رویة_العربیة
#روسیه #غرب_آسیا
🔸روابط اقتصادی عربی–روسی فراتر از منافع صرف اقتصادی، به ابزاری سیاسی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است که هر یک از طرفین از آن برای تقویت نفوذ منطقهای و بینالمللی خود بهره میبرد. روسیه که در پی شکستن انزوای تحمیلشده از سوی غرب از زمان بروز بحرانهایش با ایالات متحده و اروپا است، در جهان عرب شراکتی راهبردی یافته که میتواند در متنوعسازی بازارها و گسترش حضور بینالمللیاش کمک کند. در مقابل، کشورهای عربی روسیه را جایگزین یا توازنی در برابر هژمونی غرب میدانند و آن را اهرمی میبینند که به آنها بهویژه در حوزههای انرژی و دفاعی امکان مانور بیشتر در روابط بینالمللیشان میدهد.
💢همکاریهای اقتصادی
🔹رشد همکاریهای اقتصادی میان دو طرف، به ایجاد شبکهای از منافع مشترک در زمینههای نفت، گاز، انرژی هستهای، سرمایهگذاری در زیرساختها، کشاورزی و همکاری نظامی و امنیتی کمک میکند. حجم تجارت میان روسیه و کشورهای عربی حدود ۳۴ میلیارد دلار در سال برآورد میشود و انتظار میرود در آینده نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار افزایش یابد. مسکو هماکنون بیش از ۴۰۰ پروژه سرمایهگذاری به ارزش ۴۰ میلیارد دلار در منطقه اجرا میکند، بهویژه در امارات متحده عربی، مصر و عراق. امارات بزرگترین سرمایهگذار عرب در روسیه است و حدود ۸۰ درصد از کل سرمایهگذاری عربی در این کشور را به خود اختصاص داده است. سرمایهگذاریهای امارات عمدتاً در بخشهای نفت و گاز، انرژیهای تجدیدپذیر، لجستیک، زیرساخت و فناوریهای پیشرفته متمرکز است.
🔹در عرصه سیاسی، روسیه تلاش میکند از این شراکتها برای تقویت حضور خود در غرب آسیا و شمال آفریقا، بهویژه در سوریه، عراق و الجزایر، بهره گیرد و از طریق ایجاد ائتلافهای اقتصادی و امنیتی، نقشی محوری در موازنه با نفوذ آمریکا و غرب ایفا کند. در مقابل، کشورهای عربی نیز میکوشند از همکاری با مسکو برای کاهش وابستگی به شرکای غربی و گسترش گزینههای راهبردی خود استفاده کنند تا استقلال تصمیمات سیاسیشان را حفظ کرده و بتوانند با توازنهای در حال تغییر بینالمللی سازگار شوند.
💢نمونه موفق اوپک پلاس
🔹در این چارچوب، ائتلاف اوپک پلاس نمونهای روشن از پیوند میان اقتصاد و سیاست در شراکت عربی–روسی به شمار میآید. از طریق این بلوک نفتی، که شامل چندین کشور عربی در کنار روسیه است، نفت به ابزاری سیاسی تبدیل شده که توانایی تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی و توازن قدرت اقتصادی را دارد. بهویژه هماهنگی میان ریاض و مسکو نقشی محوری در تنظیم سطح تولید و حفظ ثبات قیمتها ایفا میکند. این امر به کشورهای عضو اجازه میدهد در دورههای نوسان قیمتی، درآمدهای نفتی خود را افزایش دهند و به روسیه نیز کمک میکند تا در سایه افزایش قیمت نفت، با پیامدهای تحریمهای غرب مقابله کند.
🔹علاوه بر بعد اقتصادی، اوپک پلاس به نقشی برجسته و مهم در عرصه سیاسی دست یافته است، چرا که به کشورهای عضو این امکان را میدهد تا بهصورت جمعی بر تصمیمات اقتصادی جهانی اثر بگذارند. این وضعیت به اهرمی ژئوپلیتیکی تبدیل شده که به طرفین اجازه میدهد هرگاه منافعشان اقتضا کند از آن استفاده کنند.
🔹تجربه نشان داده است که همکاری نفتی صرفاً به حفاظت از بازارها محدود نمیشود، بلکه به ایجاد ائتلافهایی منجر میشود که از آنها برای هماهنگی مواضع در مسائل منطقهای و بینالمللی و تقویت ارتباطات سیاسی میان پایتختهای عربی و مسکو نیز استفاده میشود؛ امری که به شکلگیری نظامی متوازنتر در روابط بینالملل کمک میکند.
💢چالشهای پیش رو
🔹با وجود فرصتهای گسترده اقتصادی، این همکاری با چالشهای قابلتوجهی روبهرو است؛ از جمله نوسانات قیمت انرژی، تفاوت در اولویتهای سیاست داخلی کشورهای عضو، و فشارهای ایالات متحده و اروپا که گسترش نفوذ روسیه در منطقه عربی را با نگرانی دنبال میکنند. با این حال، به نظر میرسد دو طرف در حال تعمیق شراکت خود هستند، زیرا دریافتهاند که وابستگی متقابل اقتصادی اکنون پوشش سیاسی لازم برای حفاظت از منافع و تقویت جایگاهشان در صحنه جهانی را فراهم میکند.
🌐https://institutetehran.com/art/662
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#سوریه
📝علیرضا مجیدی
🔹سفر اخیر جولانی به مسکو توجهات زیادی را جلب کرد. اما اصل ماجرا چیست؟ سیر روابط میان روسیه و سوریه در دوره جولانی را میتوان به چهار بازه زمانی تقسیم کرد:
💢روزهای پایانی اسد
🔸در روزهای پایانی حکومت اسد نیروهای تحت امر جولانی در اتاق عملیات «فتح المبین»، حمله به شهر حلب را از ریف غربی این استان کلید زدند. روسیه تماشاچی بود. به فاصله یک روز، نیروهای جیش الوطنی در اتاق عملیات «فجر الحریه» تصمیم گرفتند از ریف شمالی و شرقی به سمت حلب حرکت کنند. این بار روسیه تماشاچی نبود؛ بلکه در مارع نیروهای جیش الوطنی را چنان زیر آتش قرار داد که کل عملیات جیش الوطنی متوقف شد! {۴۸ ساعت بعد، عملیات جیش الوطنی در حالی کلید خورد که نیروهای الجولانی وارد شهر حلب شده بودند!}
🔸همان زمان، این پرسش مطرح بود که روسیه چرا در برابر نیروهای تحت امر جولانی سکوت کرده و در برابر نیروهای جیش الوطنی ضرب شست نشان میدهد؟ ۹ ماه بعد، جولانی در مصاحبه تصویری صریحا از «معامله با روسیه» خبر داد؛ هرچند باز هم جزئیات مهمی را مخفی کرد.
💢شش ماه نخست جولانی
🔸از اوائل دسامبر که جولانی دمشق را در اختیار گرفت تا اواخر می، به مدت شش ماه، سیاست خارجی سوریه فراز و نشیبهای معناداری را تجربه کرد.
یکی از نکات قابل تأمل در این دوره، «بحران جدی سوخت» بود که با امدادهای ویژه روسیه مرتفع گردید. در آن دوره، دمشق چندان دست نیاز به سمت مسکو دراز نمیکرد؛ اما حداقل در بحث انرژی این پوتین و بوگدانف بودند که دست جولانی را گرفتند.
🔸در انتهای ماه می، ترامپ «تام باراک» را به عنوان نماینده ویژه در امور سوریه برگزید. از این مقطع، سیاست خارجی دمشق نیز آشکارا در مدار واشنگتن قرار گرفت. بندر طرطوس هم بعد از لاذقیه به طرفهای دیگر تعلق گرفت و خشم پوتین دامنگیر بوگدانف شد تا پرونده سوریه به «الکساندر نواک» واگذار شود. بعد از بحران سویدا، شواهد نشان میداد که استانهای علوینشین نیز آماده انفجار جدیدی است و همه چشمها به کرملین دوخته شده بود. همزمان قدرت لابی دروزیها - با حمایت لابی یهود - باعث تضعیف تام باراک شده بود.
💢ضرب الاجل ۴۵ روزه روسیه
🔸در آخر ماه جولای، اسعد الشیبانی به مسکو رفت تا رضایت روسها را جلب کند. کرملین ۴ پیششرط روشن در برابر سوریها گذاشت و اعلام کرد تا زمانی که این موارد محقق نشود، مذاکره معناداری در کار نخواهد بود. پیش از پایان ضرب الاجل ۴۵ روزه، دمشق بار دیگر دست نیاز را به سمت مسکو دراز کرد. نکته قابل توجه این بود که بلافاصله بعد از سفر نواک به دمشق، مقامات واشنگتن و ناتو هم به دمشق رفتند تا جولانی ایده «موازنه راهبردی» را کارآمدتر از قرارگیری ذیل یکی از قدرتها ببیند.
🔸همزمان بلندپروازی و جاهطلبی نتانیاهو به حدی بود که حتی توافقنامه اعجابآور پاریس هم رضایت کابینه امنیتی تلآویو را جلب نکرد و همین موضوع انتقاد تام باراک را برانگیخت! حالا جولانی که نمیتواند جلوی جاهطلبیهای فزاینده صهیونیستها را بگیرد، یک برگه جدید پیش روی مسکو گذاشت: «استقرار نیروهای صلحبان در جنوب سوریه»
💢سفر جولانی به مسکو
🔸اصل ماجرای سفر جولانی به مسکو چه بود؟ سوریه جدید تعهد داد که ضامن بقای پایگاههای نظامی روسیه، دسترسی مسکو به مدیترانه و تمامی قراردادهایی که در دوره اسد منعقد شده، خواهد بود. ضمن اینکه کلیه هزینهکردهای روسیه در دوره اسد، در شمار «بدهیهای دمشق به مسکو» قرار میگیرد. در مقابل مسکو در دو حوزه داخلی سوریه نفوذ بیشتری پیدا میکند: در جنوب، به عنوان نیروی صلحبان مستقر شده و در شرق هم برای رایزنی و پیشبرد پروژه «ادغام» میان قسد و حکومت جدید تلاش خواهد کرد.
🌐https://institutetehran.com/art/663
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3👌1
🔵«پسنی» در برابر «گوادر»: دوئل بندری و لجستیک نوین اوراسیا
◾️دیپلمات
📝تیمور سریکولی
#اکوتهران
#لجستیک
#پاکستان #آسیای_مرکزی
🔸رقابتی بالقوه بین دو بندر در حال ظهور است: طرح بندر پسنی پاکستان که اسلامآباد امیدوار است آمریکا به آن علاقه نشان دهد و بندر گوادر که با حمایت چین توسعه یافته است. این رقابت، میتواند بازتاب رقابتی گستردهتر بین ایالات متحده و چین برای دسترسی به منابع، مواد معدنی حیاتی و نفوذ در سراسر آسیای جنوبی و مرکزی است.
🔹در اکتبر ۲۰۲۵، پاکستان به ایالات متحده پیشنهاد کرد که تا در ساخت بندر عمیق پسنی در بلوچستان سرمایهگذاری کند. این بندر غیرنظامی در صورت احداث حدود ۱.۲ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و کارکرد اصلی آن تسهیل صادرات مواد معدنی حیاتی مانند مس، آنتیموان و عناصر خاکی کمیاب با مشارکت شرکتهای آمریکایی خواهد بود. طبعاً احداث خط آهن برای اتصال ذخایر معدنی بلوچستان به ساحل نیز ذیل این طرح قابل بحث است.
🔹در سپتامبر ۲۰۲۵، یک شرکت آمریکایی و پاکستانی توافقنامهای ۵۰۰ میلیون دلاری برای توسعه منابع معدنی امضا کردند و چندی بعد، نخستین محموله مواد معدنی پاکستان به ایالات متحده ارسال شد. پروژه بندر پسنی، برای پاکستان تلاشی برای اهرمسازی از معادن برای تنوعبخشی به منابع سرمایهگذاری و کاهش وابستگی به چین است. برای واشنگتن، این بندر امکانی اقتصادی در فاصله ۱۱۰ کیلومتری پروژه چینی گوادر فراهم میکند. علیرغم سمتوسوی تجاری، پسنی معنایی راهبردی دارد و میتواند به لنگرگاه جدید حضور اقتصادی آمریکا در دریای عمان و وزنه تعادلی مقابل چین بدل شود.
🔹باید دانست که چین گوادر را رها نکرده است. پکن و اسلامآباد بر اولویت ابتکار کمربند و جاده و بخش پاکستانی آن، باوجود مشکلات جاری، توافق دارند. گوادر با چهار مشکل مواجه است: ناامنی در بلوچستان، ترافیک پایین بار، بیثباتی اقتصادی و نارضایتی محلی. باوجود حملات به مهندسان چینی، چین مشارکت خود را در گوادر با احداث فرودگاه جدید بینالمللی و بازسازی بزرگراهها افزایش داده است.
🔹برای پکن، گوادر همچنان دروازه جنوبی راهبرد اوراسیایی محسوب میشود. همزمان، چین تقویت مسیرهای جایگزین را ازنظر دور نداشته است. در سال ۲۰۲۵، کریدور ریلی چین-قزاقستان-ازبکستان-افغانستان راهاندازی شد. احداث راهآهن چین-قرقیزستان-ازبکستان و اتصال آن به خط ترانس-افغان در حال پیگیری است. چین همچنین در بخشهای نفت و معدن افغانستان سرمایهگذاری کرده و برای کالاهای افغانستانی دسترسی بدون عوارض به بازار خود فراهم کرده است. رویکرد پکن در افغانستان محتاطانه اما هدفمند است: احداث مسیرهای جدید در آسیای مرکزی و ادغام تدریجی افغانستان در شبکه حملونقل بینالمللی خود.
🔹در آسیای مرکزی، مسیرهای جنوبی اهمیتی فزاینده یافتهاند. ازبکستان پس از تحریم چابهار، تمرکز خود را از ایران به افغانستان منتقل کرده و پروژه کریدور کابل را با هزینه حدود یک میلیارد دلار پیگیری میکند. این مسیر بدون آنکه در معرض تحریمهای مستقیم قرار گیرد میتواند ترمذ را به بنادر پاکستان متصل سازد و سالانه تا ۲۲ میلیون تن بار جابهجا کند. در عمل، گوادر و پسنی دسترسی مستقیم آسیای مرکزی به اقیانوس هند را از دو مسیر (بلوچستان یا کابل و پیشاور) فراهم میکنند. برای قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان، این مسیرها فرصت جدیدی در صادرات نفت، گاز، اورانیوم و کاهش وابستگی به کریدورهای شمالی به شمار میرود. بااینحال، امنیت همچنان تعیینکننده است و درگیری افغانستان و پاکستان شرایطی خطیر از حیث امنیتی ایجاد کرده است. طرفین سرانجام با میانجیگری قطر و ترکیه، با آتشبس و ایجاد یک سازوکار نظارتی موافقت کردهاند که این گام میتواند در صورت تداوم به یک سازوکار امنیت جمعی منطقهای مبدل شود.
🔹پاکستان همزمان در موقعیتی پیچیده و محوری قرار دارد. این کشور از یکسو، شریک اصلی چین در سیپک است و از سوی دیگر، با گشودن مسیر همکاری با آمریکا از طریق پسنی به دنبال جلب مجدد اعتماد غرب است. برای واشنگتن، هدف غایی دسترسی به عناصر حیاتی معدنی و موازنه چین است. برای اسلامآباد، مدیریت این شرایط پیچیده آزمون توانمندی خود بهعنوان یک بازیگر مستقل است.
✅ دوئل پسنی-گوادر تنها رقابت دو بندر نخواهد بود و نشانه بازآرایی عمیق لجستیک در اوراسیاست. اگر پاکستان میان پکن و واشنگتن تعادل برقرار کند و افغانستان حداقلی از ثبات را حفظ نماید، مسیر جنوبی میتواند به محور جدیدی از یکپارچگی اوراسیا بدل شود؛ جایی که پسنی، گوادر و حتی چابهار از رقابت به دروازههای متصل همکاری تبدیل میشوند و ژئوپلیتیک جای خود را به ژئواکونومیک میدهد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/664
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️دیپلمات
📝تیمور سریکولی
#اکوتهران
#لجستیک
#پاکستان #آسیای_مرکزی
🔸رقابتی بالقوه بین دو بندر در حال ظهور است: طرح بندر پسنی پاکستان که اسلامآباد امیدوار است آمریکا به آن علاقه نشان دهد و بندر گوادر که با حمایت چین توسعه یافته است. این رقابت، میتواند بازتاب رقابتی گستردهتر بین ایالات متحده و چین برای دسترسی به منابع، مواد معدنی حیاتی و نفوذ در سراسر آسیای جنوبی و مرکزی است.
🔹در اکتبر ۲۰۲۵، پاکستان به ایالات متحده پیشنهاد کرد که تا در ساخت بندر عمیق پسنی در بلوچستان سرمایهگذاری کند. این بندر غیرنظامی در صورت احداث حدود ۱.۲ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و کارکرد اصلی آن تسهیل صادرات مواد معدنی حیاتی مانند مس، آنتیموان و عناصر خاکی کمیاب با مشارکت شرکتهای آمریکایی خواهد بود. طبعاً احداث خط آهن برای اتصال ذخایر معدنی بلوچستان به ساحل نیز ذیل این طرح قابل بحث است.
🔹در سپتامبر ۲۰۲۵، یک شرکت آمریکایی و پاکستانی توافقنامهای ۵۰۰ میلیون دلاری برای توسعه منابع معدنی امضا کردند و چندی بعد، نخستین محموله مواد معدنی پاکستان به ایالات متحده ارسال شد. پروژه بندر پسنی، برای پاکستان تلاشی برای اهرمسازی از معادن برای تنوعبخشی به منابع سرمایهگذاری و کاهش وابستگی به چین است. برای واشنگتن، این بندر امکانی اقتصادی در فاصله ۱۱۰ کیلومتری پروژه چینی گوادر فراهم میکند. علیرغم سمتوسوی تجاری، پسنی معنایی راهبردی دارد و میتواند به لنگرگاه جدید حضور اقتصادی آمریکا در دریای عمان و وزنه تعادلی مقابل چین بدل شود.
🔹باید دانست که چین گوادر را رها نکرده است. پکن و اسلامآباد بر اولویت ابتکار کمربند و جاده و بخش پاکستانی آن، باوجود مشکلات جاری، توافق دارند. گوادر با چهار مشکل مواجه است: ناامنی در بلوچستان، ترافیک پایین بار، بیثباتی اقتصادی و نارضایتی محلی. باوجود حملات به مهندسان چینی، چین مشارکت خود را در گوادر با احداث فرودگاه جدید بینالمللی و بازسازی بزرگراهها افزایش داده است.
🔹برای پکن، گوادر همچنان دروازه جنوبی راهبرد اوراسیایی محسوب میشود. همزمان، چین تقویت مسیرهای جایگزین را ازنظر دور نداشته است. در سال ۲۰۲۵، کریدور ریلی چین-قزاقستان-ازبکستان-افغانستان راهاندازی شد. احداث راهآهن چین-قرقیزستان-ازبکستان و اتصال آن به خط ترانس-افغان در حال پیگیری است. چین همچنین در بخشهای نفت و معدن افغانستان سرمایهگذاری کرده و برای کالاهای افغانستانی دسترسی بدون عوارض به بازار خود فراهم کرده است. رویکرد پکن در افغانستان محتاطانه اما هدفمند است: احداث مسیرهای جدید در آسیای مرکزی و ادغام تدریجی افغانستان در شبکه حملونقل بینالمللی خود.
🔹در آسیای مرکزی، مسیرهای جنوبی اهمیتی فزاینده یافتهاند. ازبکستان پس از تحریم چابهار، تمرکز خود را از ایران به افغانستان منتقل کرده و پروژه کریدور کابل را با هزینه حدود یک میلیارد دلار پیگیری میکند. این مسیر بدون آنکه در معرض تحریمهای مستقیم قرار گیرد میتواند ترمذ را به بنادر پاکستان متصل سازد و سالانه تا ۲۲ میلیون تن بار جابهجا کند. در عمل، گوادر و پسنی دسترسی مستقیم آسیای مرکزی به اقیانوس هند را از دو مسیر (بلوچستان یا کابل و پیشاور) فراهم میکنند. برای قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان، این مسیرها فرصت جدیدی در صادرات نفت، گاز، اورانیوم و کاهش وابستگی به کریدورهای شمالی به شمار میرود. بااینحال، امنیت همچنان تعیینکننده است و درگیری افغانستان و پاکستان شرایطی خطیر از حیث امنیتی ایجاد کرده است. طرفین سرانجام با میانجیگری قطر و ترکیه، با آتشبس و ایجاد یک سازوکار نظارتی موافقت کردهاند که این گام میتواند در صورت تداوم به یک سازوکار امنیت جمعی منطقهای مبدل شود.
🔹پاکستان همزمان در موقعیتی پیچیده و محوری قرار دارد. این کشور از یکسو، شریک اصلی چین در سیپک است و از سوی دیگر، با گشودن مسیر همکاری با آمریکا از طریق پسنی به دنبال جلب مجدد اعتماد غرب است. برای واشنگتن، هدف غایی دسترسی به عناصر حیاتی معدنی و موازنه چین است. برای اسلامآباد، مدیریت این شرایط پیچیده آزمون توانمندی خود بهعنوان یک بازیگر مستقل است.
🌐https://institutetehran.com/art/664
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3
#تحلیل_کوتاه
#با_انتخابات
#آمریکای_لاتین
🔹پیش از برگزاری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری بولیوی، جریانهای پیروز و شکستخورده مشخص شده بودند و تنها این پرسش باقی ماند که چه کسی قرار است به قدرت برسد؟ با ورود رودیگو پاز نامزد راست میانهرو از حزب دموکراتیک مسیحی و خورخه کورگا، نامزد مستقل راست افراطی به دور دوم انتخابات، نزدیک به دو دهه قدرت چپگرایان به پایان رسید. سرانجام، پاز با کسب ۵۴٪ آرا توانست به ریاست جمهوری برسد.
💢چرا و چگونه پاز پیروز شد؟
🔸جایگاه چپها به دلیل وضعیت اقتصادی نامساعد در کنار نبرد قدرت و ازهمگسیختگی درونی، به قدری تنزل یافت که در میان نامزدهایشان در دور نخست، آندرونیکو رودریگز بهترین عملکرد را داشت و با کسب ۸٪ آرا چهارم شد. پس از او، ادواردو دکاستیو از «جنبش به سوی سوسیالیسم»، حزب پیشین مورالس با ۳٪ پنجم شد.
🔸افزون بر این، عملکرد پاز عامل مهم دیگری در موفقیتش بود. در اوایل انتخابات مقبولیت او بسیار پایین بود و حتی نتوانست در نخستین مناظره انتخاباتی شرکت کند. اما پاز توانست جایگاه خود را ارتقا بخشد. نخست، او ادمان لارا، افسر سابق پلیس را به سمت معاون اولی خود برگزید. رویکرد شناختهشده او در مبارزه با فساد باعث جذب بخش قابل توجهی از طبقه متوسط شد. همچنین لارا متولد استان کوچابامبا بود که باعث شد پاز رأی بومیان این استان را به دست آورد. البته در کنار این عوامل نباید از میانهروی پاز نیز عبور کرد. وضعیت اقتصادی مردم بولیوی در سالهای گذشته تضعیفشده بود؛ اما نه به اندازهای که آنها را وادار به انتخاب کورگا با سیاستهای رادیکال کند. میانهروی پاز، سبد رأی چپها را نیز از آن خود کرد.
💢برنامههای اقتصاد معتدل
🔸پاز فرزند رئیسجمهور چپگرا و انقلابی سابق، خایمه پاز زامورا (۱۹۸۹_۱۹۹۳) بود. او همچنین پیشتر رویکردی چپ به اقتصاد داشت؛ اما به سمت راست چرخید و وارد حزب دموکراتیک مسیحی شد. شاید بتوان گفت این پیشینه سیاسی چپ او را در این چرخش تبدیل به یک راست میانهرو با برنامهای مبتنی بر اصلاحات اقتصادی گامبهگام کرد. یکی از شعارهای اصلی انتخاباتی او، «سرمایهداری برای همه» بود.
🔸بخشی از سیاستهای رفاهی کنونی بولیوی همچنان در برنامه پاز باقی میماند. به گفته رهبر تیم اقتصادی پاز، خوزه گابریل اسپینوسا، پرداخت یارانههای نقدی به فقرا همچنان از نظر مالی امکانپذیر است تا بتواند اثرات منفی حذف یارانههای پرهزینه سوخت کشور را کاهش دهد. افزون بر این، پاز گفته است که تعرفهها به صورت تدریجی کاهش خواهد یافت تا فضای تجارت خارجی باز شود. همچنین نرخ بهره پایین خواهد آمد.
💢سیاست خارجی غربگرایانه
🔸از زمانی که مورالس در سال ۲۰۰۶ به قدرت رسید، روابط بولیوی با آمریکا تیره بوده است. پاز پیش از آنکه در انتخابات پیروز شود، در سفری به واشنگتن دی. سی. وعده احیای روابط با آمریکا را داد. او همچنین دست بر روی دو مسئله مورد توجه ترامپ گذاشت و اعلام کرد که با این کشور برای مقابله با شبکههای تبهکاری و مواد مخدر و همچنین مهاجرین غیرقانونی روابط با آمریکا را تقویت خواهد کرد. افزون بر این، او برای تداوم واردات سوخت از آمریکا با شرکتهای نفت و گاز تگزاسی وارد مذاکره شد. سیاستهای غربگرایانه او محدود به این نیست و با توجه به گفتگوی تلفنی گیدعون ساعر، وزیر امور خارجه اسرائیل با پاز پیشبینی میشود بولیوی و اسرائیل پس از سالها مجدداً به یکدیگر نزدیک شوند. به این دلایل میتوان گفت پیروزی پاز به روابط ایران با بولیوی آسیبهای جدی وارد خواهد کرد.
💢راستگرایی در آمریکای لاتین
🌐https://institutetehran.com/art/667
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤2
♦️راهبرد آمریکا در قبال روسیه؛ مهار یا همزیستی رقابتجویانه
◾️نشنال اینترست
📝توماس گراهام
#تهران_ریویو
🔸برای ایالات متحده در موضوع مواجهه با روسیه به طور کلی، دو رویکرد استراتژیک مهار و همزیستی رقابتجویانه در دسترس است. انتخاب بین این دو گزینه، به چگونگی ارزیابی آمریکا از جایگاه خودش و این کشور وابسته است.
🔹استراتژی مهار، همانند دوران جنگ سرد، روسیه را به عنوان یک رقیب سازشناپذیر با امیال ژئوپولتیکی غیرقابل تحمل در اروپا و فراتر از آن میبیند. این رویکرد بر این اصل استوار است که مهار تلاشهای گسترشطلبانه روسیه باعث فرسایش بنیادهای این کشور و در نهایت پیدایش یک روسیه جدید خواهد شد؛ کشوری جدید که دارای ارزشهای مشترک با غرب و شریک بالقوه ایالات متحده است.
🔹استراتژی همزیستی رقابتجویانه از این فرض آغاز میشود که روسیه یک رقیب دائمی است که غرب نمیتواند نظام داخلی و دیدگاه استراتژیک آن را از طریق فشار یا تشویق تغییر دهد. این رویکرد، وظیفه سیاست خارجی ایالات متحده را نه در شکست دادن یا دگرگون کردن روسیه، بلکه در مدیریت مسئولانه رقابت برای جلوگیری از برخورد نظامی مستقیم میداند.
🔹استراتژیهای مهار و همزیستی رقابتجویانه هر دو دارای هدف یکسان حفظ حاکمیت اوکراین و جلوگیری از حملات بیشتر روسیه هستند. تفاوت آنها در نحوه برخورد با دو مسئله اصلی یعنی تضمینهای امنیتی برای اوکراین و وضعیت سرزمینهای مورد مناقشه است.
💢مهار: شفافیت اخلاقی و صلابت استراتژیک
🔹در مورد جنگ جاری، استراتژی مهار موضعی اصولی در حمایت از حق اوکراین برای درخواست عضویت در ناتو اتخاذ میکند. این رویکرد هیچ محدودیتی برای همکاری امنیتی اوکراین با متحدین امنیتی قائل نخواهد شد. همچنین، هیچگونه محدودیتی در توانمندیهای نظامی کییف اعمال نخواهد کرد.
🔹استراتژی مهار همچنین بر حفظ تمامیت ارضی اوکراین تأکید دارد و هر گونه توافق سیاسی که به دستاوردهای روسیه از سال ۲۰۱۴ تاکنون مشروعیت ببخشد، نمیپذیرد. بنابراین، استراتژی مهار با ضرورتهای اخلاقی و حقوقی دفاع از حاکمیت و مقابله با تجاوز همخوانی دارد.
🔹با این حال، این رویکرد هزینههایی نیز به همراه دارد. با رد کردن هرگونه خروج آبرومندانه یا تضمینهای امنیتی برای روسیه، استراتژی مهار ممکن است جنگ را طولانیتر کند. همچنین، میتواند پویاییهای نوینی از جنگ سرد جدید را تحکیم کند، اروپا را بیثبات سازد و هزینههای ویرانگر بلندمدتی بر اوکراین تحمیل نماید.
💢همزیستی رقابتجویانه: مدیریت رقابت برای جلوگیری از ویرانی
🔹استراتژی همزیستی رقابتجویانه اوکراین را تشویق میکند تا با بیطرفی مسلحانه، حاکمیت خود را حفظ کرده و در عین حال نگرانیهای امنیتی روسیه را مورد توجه قرار میدهد. کییف عضویت در ناتو را کنار گذاشته و توافق میکند که نیروهای خارجی را در خاک خود مستقر نکند، در حالی که به توسعه پایگاه دفاعی-صنعتی خود با سرمایهگذاری و فناوری غربی ادامه میدهد تا سلاحهای لازم برای دفاع از خود را بسازد.
🔹 این استراتژی توانمندیهای نظامی اوکراین را محدود میکند، اما تنها در قالب یک توافق متقابل که محدودیتهای مشابهی را برای نیروهای روسی در مناطق مرزی تعیین میکند. در مسائل سرزمینی، این استراتژی کنترل دوفاکتو بدون شناسایی دو ژور روسیه بر اراضی از دست رفته اوکراین را میپذیرد و به جای بازگرداندن مرزهای 1991، به اصل خودمختاری محلی برای تعیین وضعیت سیاسی از طریق فرآیند دموکراتیک تحت نظارت بینالمللی تکیه میکند.
💢عملگرایی برای دنیای چندقطبی
🔹جذابیت استراتژی مهار از این باب است که نشان دهنده تعهدات اخلاقی و اعتماد به نفس یک ابرقدرت است که همچنان در صحنه جهانی حضور دارد. اما دنیای امروز دیگر جایی نیست که ایالات متحده بتواند نتایج مطلوبش را تحمیل کند. سیاست همزیستی رقابتجویانه چارچوب واقعگرایانهتری برای مدیریت رقابت پایدار با روسیه در یک نظام چندقطبی ارائه میدهد چرا که ایالات متحده دیگر نمیتواند رقیب خود را شکست دهد.
🔹همزیستی رقابتجویانه از طریق تعادل، احتیاط و دیپلماسی آنها را مهار میکند. این رویکرد، مصالحه با رقبای ناخوشایند را بخشی از هنر دیپلماسی در رقابتی بیپایان میداند که در آن شکستها میتواند جبران شود و مزایایی نیز در طول زمان کسب شود. هدف اصلی آن ثبات پایدار است.
✅ در نهایت، ایالات متحده باید بین یک سیاست روشن اخلاقی و یک سیاست عملی انتخاب کند. همزیستی رقابتجویانه، با تمام ابهامات و نواقصش، راهی مطمئنتر به سوی اروپای صلحآمیز و نظم جهانی که منافع و ارزشهای ایالات متحده را پیش میبرد خواهد بود. حتی اگر از سرعت یا کیفیت مورد انتظار عدهای برخوردار نباشد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/668
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️نشنال اینترست
📝توماس گراهام
#تهران_ریویو
🔸برای ایالات متحده در موضوع مواجهه با روسیه به طور کلی، دو رویکرد استراتژیک مهار و همزیستی رقابتجویانه در دسترس است. انتخاب بین این دو گزینه، به چگونگی ارزیابی آمریکا از جایگاه خودش و این کشور وابسته است.
🔹استراتژی مهار، همانند دوران جنگ سرد، روسیه را به عنوان یک رقیب سازشناپذیر با امیال ژئوپولتیکی غیرقابل تحمل در اروپا و فراتر از آن میبیند. این رویکرد بر این اصل استوار است که مهار تلاشهای گسترشطلبانه روسیه باعث فرسایش بنیادهای این کشور و در نهایت پیدایش یک روسیه جدید خواهد شد؛ کشوری جدید که دارای ارزشهای مشترک با غرب و شریک بالقوه ایالات متحده است.
🔹استراتژی همزیستی رقابتجویانه از این فرض آغاز میشود که روسیه یک رقیب دائمی است که غرب نمیتواند نظام داخلی و دیدگاه استراتژیک آن را از طریق فشار یا تشویق تغییر دهد. این رویکرد، وظیفه سیاست خارجی ایالات متحده را نه در شکست دادن یا دگرگون کردن روسیه، بلکه در مدیریت مسئولانه رقابت برای جلوگیری از برخورد نظامی مستقیم میداند.
🔹استراتژیهای مهار و همزیستی رقابتجویانه هر دو دارای هدف یکسان حفظ حاکمیت اوکراین و جلوگیری از حملات بیشتر روسیه هستند. تفاوت آنها در نحوه برخورد با دو مسئله اصلی یعنی تضمینهای امنیتی برای اوکراین و وضعیت سرزمینهای مورد مناقشه است.
💢مهار: شفافیت اخلاقی و صلابت استراتژیک
🔹در مورد جنگ جاری، استراتژی مهار موضعی اصولی در حمایت از حق اوکراین برای درخواست عضویت در ناتو اتخاذ میکند. این رویکرد هیچ محدودیتی برای همکاری امنیتی اوکراین با متحدین امنیتی قائل نخواهد شد. همچنین، هیچگونه محدودیتی در توانمندیهای نظامی کییف اعمال نخواهد کرد.
🔹استراتژی مهار همچنین بر حفظ تمامیت ارضی اوکراین تأکید دارد و هر گونه توافق سیاسی که به دستاوردهای روسیه از سال ۲۰۱۴ تاکنون مشروعیت ببخشد، نمیپذیرد. بنابراین، استراتژی مهار با ضرورتهای اخلاقی و حقوقی دفاع از حاکمیت و مقابله با تجاوز همخوانی دارد.
🔹با این حال، این رویکرد هزینههایی نیز به همراه دارد. با رد کردن هرگونه خروج آبرومندانه یا تضمینهای امنیتی برای روسیه، استراتژی مهار ممکن است جنگ را طولانیتر کند. همچنین، میتواند پویاییهای نوینی از جنگ سرد جدید را تحکیم کند، اروپا را بیثبات سازد و هزینههای ویرانگر بلندمدتی بر اوکراین تحمیل نماید.
💢همزیستی رقابتجویانه: مدیریت رقابت برای جلوگیری از ویرانی
🔹استراتژی همزیستی رقابتجویانه اوکراین را تشویق میکند تا با بیطرفی مسلحانه، حاکمیت خود را حفظ کرده و در عین حال نگرانیهای امنیتی روسیه را مورد توجه قرار میدهد. کییف عضویت در ناتو را کنار گذاشته و توافق میکند که نیروهای خارجی را در خاک خود مستقر نکند، در حالی که به توسعه پایگاه دفاعی-صنعتی خود با سرمایهگذاری و فناوری غربی ادامه میدهد تا سلاحهای لازم برای دفاع از خود را بسازد.
🔹 این استراتژی توانمندیهای نظامی اوکراین را محدود میکند، اما تنها در قالب یک توافق متقابل که محدودیتهای مشابهی را برای نیروهای روسی در مناطق مرزی تعیین میکند. در مسائل سرزمینی، این استراتژی کنترل دوفاکتو بدون شناسایی دو ژور روسیه بر اراضی از دست رفته اوکراین را میپذیرد و به جای بازگرداندن مرزهای 1991، به اصل خودمختاری محلی برای تعیین وضعیت سیاسی از طریق فرآیند دموکراتیک تحت نظارت بینالمللی تکیه میکند.
💢عملگرایی برای دنیای چندقطبی
🔹جذابیت استراتژی مهار از این باب است که نشان دهنده تعهدات اخلاقی و اعتماد به نفس یک ابرقدرت است که همچنان در صحنه جهانی حضور دارد. اما دنیای امروز دیگر جایی نیست که ایالات متحده بتواند نتایج مطلوبش را تحمیل کند. سیاست همزیستی رقابتجویانه چارچوب واقعگرایانهتری برای مدیریت رقابت پایدار با روسیه در یک نظام چندقطبی ارائه میدهد چرا که ایالات متحده دیگر نمیتواند رقیب خود را شکست دهد.
🔹همزیستی رقابتجویانه از طریق تعادل، احتیاط و دیپلماسی آنها را مهار میکند. این رویکرد، مصالحه با رقبای ناخوشایند را بخشی از هنر دیپلماسی در رقابتی بیپایان میداند که در آن شکستها میتواند جبران شود و مزایایی نیز در طول زمان کسب شود. هدف اصلی آن ثبات پایدار است.
🌐https://institutetehran.com/art/668
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2👎1
#تحلیل_کوتاه
#چین #آمریکا
🔹همزمان با تور آسیایی دونالد ترامپ، هیئتهای مذاکرهکننده چین و آمریکا پنجمین دور از گفتگوهای تجاری خود را برگزار کردند و براساس اخبار رسمی، چارچوبی کلی برای ارزیابی و انعقاد توافق در جریان دیدار احتمالی رهبران دو کشور در پایان هفته جاری بهدست آمده است. علیرغم اینکه جزئیات توافق مذکور هنوز مشخص نشده است، از اطلاعات کلی افشاشده در خصوص چارچوب توافق میتوان دریافت که احتمالا باید منتظر شکلی از آتشبس موقت تجاری میان ایالات متحده و چین برای دورهای یک ساله بود.
💢زمینه
🔸جنگ تجاری چین و آمریکا در سال 2018 و با وضع اولین تعرفهها بر صفحههای خورشیدی، لوازم خانگی و سپس فولاد و آلومینیوم توسط دولت اول ترامپ کلید خورد و اقدامات متقابل تعرفهای میان دو کشور در دوره اول ترامپ نیز پس از فراز و نشیبهای فراوان، در ابتدای سال 2020 به توافقی موسوم به توافق «فاز اول» منتهی شد که طی آن، چین به افزایش خرید کالا و خدمات از ایالات متحده متعهد شد و ایالات متحده نیز از بخشی از تعرفههای اعمالی خود علیه چین را متوقف کرد. در دوره بایدن، توافق جدیدی به دست نیامد و وضع محدودیت و عوارض در حوزههای مختلف با سرعت و شدت کمتری تداوم داشت. از زمان بازگشت ترامپ به قدرت، جنگ تجاری و تعرفهای، با شدت بیشتری علیه چین و سایر بازیگران دنبال شده است.
🔸بااینوجود، تبعات اقتصادی جنگ تعرفهای برای ایالات متحده و در مقیاس کوچکتر برای چین بهاندازهای قابلتوجه بوده است که طرفین علیرغم پافشاری بر مواضع خود، به دنبال راهی برای مهار تنش بگردند. با همین هدف بوده که از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید، ایالات متحده و چین تاکنون 5 دور مذاکره تجاری در مقاطع مختلف برگزار کردهاند و برای دو نوبت، تشدید اقدامات تعرفهای و غیرتعرفهای علیه یکدیگر را به منظور پیشبرد مذاکرات گستردهتر برای مدتی معلق نمودهاند؛ بااینحال، این تعلیقهای موقت اغلب دچار فروپاشی شده اند.
💢اکتبر: آخرین تنشهای تجاری
🔸قریب به یک ماه قبل (در 19 سپتامبر) تماسی تلفنی میان شی و ترامپ برقرار شد و توافق اولیه برای دیدار دو رهبر در کره جنوبی در این تماس به دست آمد. بااینوجود، وزارت بازرگانی ایالات متحده ده روز بعد محدودیتهای جدیدی علیه شرکتهای چینی وضع کرد. در اولین روز ماه اکتبر آمریکا مدعی شد که چین خرید سویا از این کشور را عامدانه متوقف کرده است و اقدامات متقابل طرفین سرعت و شدت بیشتری گرفت. آمریکا با ادعای تقویت صنایع کشتیسازی داخلی، هزینه عملیات بندری را برای کشتیهای چینی افزایش داد و تحریمهای جدیدی علیه شرکتهای چینی وضع نمود. پکن در مقابل با دستاویز قرار دادن مسئله عدم اشاعه، محدودیتها بر صادرات عناصر کمیاب معدنی را افزایش داد.
🔸علاوه بر وضع ممنوعیت برای شرکتهای هواپیمایی چینی در خصوص عبور از حریم هوایی روسیه، دونالد ترامپ در 10 اکتبر تهدید وضع تعرفه 100 درصدی علیه چین را مطرح کرد و نفس برگزاری ملاقات حضوری را مورد سئوال قرار داد. چینیها هزینه عملیات بندری متقابلی برای کشتیهای آمریکایی اعلام کردند و همزمان، تحقیقاتی حقوقی را علیه شرکت آمریکایی «کئوالکوم» کلید زدند. گفتگوی ویدئویی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده و هیلیفنگ، معاون نخستوزیر چین، منجر به توقف روند تقابلی طرفین شد و زمینه را برای مذاکرات حضوری روزهای گذشته در مالزی فراهم نمود.
💢چشمانداز
🔸جنگ تجاری ایالات متحده و چین ریشهای عمیقتر از تبادل امتیازات اقتصادی دارد و جابهجایی ارقام تعرفه و سهمیه برای حل و فصل آن کفایت نمیکند؛ بااینوجود، دور از ذهن نیست که دیدار احتمالی ترامپ و شی در کره جنوبی به نمایش توافقی مقطعی بینجامد. هر دو طرف، از پیامدهای برگزاری چنین نمایشی سود میبرند. طرف آمریکایی به یک پیروزی کوچک برای آرام کردن بازارها نیاز دارد و طرف چینی از به تعویق انداختن مواجهه تمام و کمال اقتصادی استقبال میکند.
🌐https://institutetehran.com/art/669
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9🔥2👏1
♦️سیاست آلمان در قبال اسرائیل و اختلال در راهبرد اتحادیه اروپا
◾️شورای روابط خارجی اروپا
📝نله آندرس
#تهران_ریویو
🔸فریدریش مرتس چند روز پیش از انتخاب خود به صدراعظمی، اعلام کرد که دولت او یکی از قویترین حامیان اروپا خواهد بود. او با سفر به پاریس، ورشو و کیف تلاش کرد اروپا را به عنوان یک نیروی ژئوپولیتیک تقویت کند. اما به سرعت مشخص شد صدراعظم جدید نتیجه گرفته که اروپا «فی نفسه» جزو منافع ملی آلمان نیست. این تناقض در سیاست خارجی او توانایی اتحادیه اروپا برای ایستادن متحدانه و اجرای استراتژیهای مشترک را تضعیف میکند.
🔹این وضعیت در خاورمیانه بیشتر نمایان است. اتحادیه اروپا در طرح صلح ترامپ برای غزه به حاشیه رانده شد، هرچند که بخشهایی از این طرح بر اساس ابتکارات قبلی اروپایی-عربی بود. در این زمینه، آلمان به عنوان بزرگترین عضو اتحادیه اروپا، به دلیل پایبندی به دکترین «مصلحت دولت» (Staatsräson)، نقشی مهمی در به حاشیه راندن اروپا ایفا کرده است.
🔹این دکترین به اصل اولویت منافع و بقای دولت بر ملاحظات اخلاقی، قانونی یا فردی اشاره دارد اما در آلمان، این اصطلاح عمدتاً برای توصیف رابطه خاص آلمان با اسرائیل استفاده میشود.
💢تضعیف آرمانهای ژئوپلیتیکی اروپا
🔹دکترین مصلحت دولت توسط آنگلا مرکل در سال ۲۰۰۸ معرفی شد و امنیت اسرائیل را بخشی جداییناپذیر از منافع آلمان در نظر میگیرد. این مسئولیت تاریخی از دوران هولوکاست سرچشمه میگیرد. مرکل در سخنرانی خود در کنست اسرائیل گفت که «امنیت اسرائیل برای آلمان غیرقابل مذاکره است». با این حال، این تفسیر از دکترین مصلحت دولت باعث شده آلمان در برابر نقض حقوق بشر توسط اسرائیل سکوت کند و از حمایت از قطعنامههای بینالمللی مانند حکم دستگیری دادگاه بینالمللی کیفری برای بنیامین نتانیاهو خودداری کند. این موضعگیریها موجب تضعیف اعتبار آلمان در دفاع از حقوق بینالملل و بیاعتباری اتحادیه اروپا به عنوان یک مدافع جدی حقوق بشر شده است.
🔹این رفتارهای متناقض همچنین باعث تضعیف تلاشهای اتحادیه اروپا برای حمایت از اوکراین در برابر تجاوز روسیه میشود. برخی از ناظران بر این باورند که آلمان باید دکترین مصلحت دولت را کنار بگذارد، زیرا دیگر با منافع این کشور یا اتحادیه اروپا همراستا نیست. اما کنار گذاشتن این دکترین به تنهایی مشکل سیاست خارجی آلمان را حل نمیکند. آنچه که لازم است، بازنگری در سیاستهای آلمان در قبال اسرائیل است. اگر مصلحت دولت مربوط به مسئولیت تاریخی آلمان است، باید بر تأمین امنیت اسرائیل به عنوان پناهگاهی برای یهودیان متمرکز شود و نه حمایت بیقید و شرط از دولت اسرائیل.
🔹سیاست کنونی آلمان نتوانسته امنیت اسرائیل را تضمین کند. حمایت آلمان از دولت نتانیاهو و اقدامات غیرقانونی اسرائیل، مانند حمله به ایران و افزایش حملات به اسرائیل از سوی گروههای مختلف، نتایج معکوس داشته است. نقضهای مداوم آتشبس و عدم تعهد نتانیاهو به طرحهای صلح نیز باعث تضعیف شرایط برای صلح پایدار در منطقه شده است. بنابراین، آلمان باید به جای پیروی از دکترین عقلانیت دولت، از حمایت اتحادیه اروپا برای پیشبرد روند صلح در خاورمیانه حمایت کند، حتی اگر این به معنای فشار به اسرائیل باشد.
💢چگونه برلین میتواند اتحادیه اروپا را به یک بازیگر ژئوپولیتیک تبدیل کند؟
🔹با توجه به آتشبس اخیر در غزه، بحثها درباره تحریمهای اتحادیه اروپا علیه اسرائیل متوقف شده است. اما آلمان و اتحادیه اروپا باید از اشتباهات سیاستی گذشته عبرت بگیرند تا بتوانند در صحنه ژئوپلیتیک به طور مؤثر قدم بردارند. بحران خاورمیانه هنوز تمام نشده است و اتحادیه اروپا باید فشار خود را برای ایجاد یک مسیر سیاسی واقعی برای فلسطینیها و خروج کامل نیروهای اسرائیلی از غزه افزایش دهد. آلمان باید از هشدارهای اتحادیه اروپا حمایت کند و در صورت نقض تعهدات، تحریمهای اقتصادی علیه اسرائیل در دستور کار قرار بگیرد.
✅ در نهایت، آلمان باید دکترین مصلحت دولت را کنار بگذارد تا اتحادیه اروپا بتواند به طور مؤثر در خاورمیانه و فراتر از آن عمل کند. استفاده از قدرت مشترک اتحادیه اروپا برای اعمال فشار بر اسرائیل میتواند توانایی اروپا را در بازیهای ژئوپلیتیکی تقویت کرده و پیام محکمی به دیگر بازیگران نظیر روسیه ارسال کند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/670
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️شورای روابط خارجی اروپا
📝نله آندرس
#تهران_ریویو
🔸فریدریش مرتس چند روز پیش از انتخاب خود به صدراعظمی، اعلام کرد که دولت او یکی از قویترین حامیان اروپا خواهد بود. او با سفر به پاریس، ورشو و کیف تلاش کرد اروپا را به عنوان یک نیروی ژئوپولیتیک تقویت کند. اما به سرعت مشخص شد صدراعظم جدید نتیجه گرفته که اروپا «فی نفسه» جزو منافع ملی آلمان نیست. این تناقض در سیاست خارجی او توانایی اتحادیه اروپا برای ایستادن متحدانه و اجرای استراتژیهای مشترک را تضعیف میکند.
🔹این وضعیت در خاورمیانه بیشتر نمایان است. اتحادیه اروپا در طرح صلح ترامپ برای غزه به حاشیه رانده شد، هرچند که بخشهایی از این طرح بر اساس ابتکارات قبلی اروپایی-عربی بود. در این زمینه، آلمان به عنوان بزرگترین عضو اتحادیه اروپا، به دلیل پایبندی به دکترین «مصلحت دولت» (Staatsräson)، نقشی مهمی در به حاشیه راندن اروپا ایفا کرده است.
🔹این دکترین به اصل اولویت منافع و بقای دولت بر ملاحظات اخلاقی، قانونی یا فردی اشاره دارد اما در آلمان، این اصطلاح عمدتاً برای توصیف رابطه خاص آلمان با اسرائیل استفاده میشود.
💢تضعیف آرمانهای ژئوپلیتیکی اروپا
🔹دکترین مصلحت دولت توسط آنگلا مرکل در سال ۲۰۰۸ معرفی شد و امنیت اسرائیل را بخشی جداییناپذیر از منافع آلمان در نظر میگیرد. این مسئولیت تاریخی از دوران هولوکاست سرچشمه میگیرد. مرکل در سخنرانی خود در کنست اسرائیل گفت که «امنیت اسرائیل برای آلمان غیرقابل مذاکره است». با این حال، این تفسیر از دکترین مصلحت دولت باعث شده آلمان در برابر نقض حقوق بشر توسط اسرائیل سکوت کند و از حمایت از قطعنامههای بینالمللی مانند حکم دستگیری دادگاه بینالمللی کیفری برای بنیامین نتانیاهو خودداری کند. این موضعگیریها موجب تضعیف اعتبار آلمان در دفاع از حقوق بینالملل و بیاعتباری اتحادیه اروپا به عنوان یک مدافع جدی حقوق بشر شده است.
🔹این رفتارهای متناقض همچنین باعث تضعیف تلاشهای اتحادیه اروپا برای حمایت از اوکراین در برابر تجاوز روسیه میشود. برخی از ناظران بر این باورند که آلمان باید دکترین مصلحت دولت را کنار بگذارد، زیرا دیگر با منافع این کشور یا اتحادیه اروپا همراستا نیست. اما کنار گذاشتن این دکترین به تنهایی مشکل سیاست خارجی آلمان را حل نمیکند. آنچه که لازم است، بازنگری در سیاستهای آلمان در قبال اسرائیل است. اگر مصلحت دولت مربوط به مسئولیت تاریخی آلمان است، باید بر تأمین امنیت اسرائیل به عنوان پناهگاهی برای یهودیان متمرکز شود و نه حمایت بیقید و شرط از دولت اسرائیل.
🔹سیاست کنونی آلمان نتوانسته امنیت اسرائیل را تضمین کند. حمایت آلمان از دولت نتانیاهو و اقدامات غیرقانونی اسرائیل، مانند حمله به ایران و افزایش حملات به اسرائیل از سوی گروههای مختلف، نتایج معکوس داشته است. نقضهای مداوم آتشبس و عدم تعهد نتانیاهو به طرحهای صلح نیز باعث تضعیف شرایط برای صلح پایدار در منطقه شده است. بنابراین، آلمان باید به جای پیروی از دکترین عقلانیت دولت، از حمایت اتحادیه اروپا برای پیشبرد روند صلح در خاورمیانه حمایت کند، حتی اگر این به معنای فشار به اسرائیل باشد.
💢چگونه برلین میتواند اتحادیه اروپا را به یک بازیگر ژئوپولیتیک تبدیل کند؟
🔹با توجه به آتشبس اخیر در غزه، بحثها درباره تحریمهای اتحادیه اروپا علیه اسرائیل متوقف شده است. اما آلمان و اتحادیه اروپا باید از اشتباهات سیاستی گذشته عبرت بگیرند تا بتوانند در صحنه ژئوپلیتیک به طور مؤثر قدم بردارند. بحران خاورمیانه هنوز تمام نشده است و اتحادیه اروپا باید فشار خود را برای ایجاد یک مسیر سیاسی واقعی برای فلسطینیها و خروج کامل نیروهای اسرائیلی از غزه افزایش دهد. آلمان باید از هشدارهای اتحادیه اروپا حمایت کند و در صورت نقض تعهدات، تحریمهای اقتصادی علیه اسرائیل در دستور کار قرار بگیرد.
🌐https://institutetehran.com/art/670
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏2💯2❤1
#تحلیل_کوتاه
#اروپا
#آمریکا #بلاروس
📝مهدی نوری چورتی
🔹در دو دههی اخیر، روابط جمهوری بلاروس با ایالات متحده آمریکا پرتنش و محدود به اظهارات انتقادی و تحریمهای اقتصادی بوده است. با این حال، از اواخر سال 2024، مجموعهای از اقدامات دیپلماتیک و سیاسی نشان دادهاند که هر دو کشور در پی بازنگری محتاطانه در روابط دوجانبه هستند. این روند جدید را میتوان در بستر گستردهتر تحولات ژئوپلیتیکی اروپای شرقی و تلاش مینسک برای کاهش وابستگی مطلق به روسیه تحلیل کرد.
💢تحولات اخیر در روابط بلاروس و آمریکا
🔸در میانه سال ۲۰۲۵، تماس تلفنی میان الکساندر لوکاشنکو، رئیس جمهور بلاروس و دونالد ترامپ نخستین گفتوگوی مستقیم در بیش از یک دهه میان دو کشور بود. این تماس نشانهای از آغاز مسیر تازهای از گفتوگوها بود. در ادامه، فرستادگان ویژه واشنگتن وارد مینسک شدند و مقامات بلاروسی بهطور رسمی از تدوین «چارچوب روابط با آمریکا» سخن گفتند که در آن «خطوط قرمز» بلاروس در تعامل با غرب نیز مشخص میشد.
🔸اقدامی که بیش از همه توجه ناظران را جلب کرد، آزادی بیش از ۵۰ زندانی سیاسی و چند تابعیتی در سپتامبر ۲۰۲۵ بود؛ این اقدام پس از دیدار هیئت آمریکایی از مینسک صورت گرفت و با واکنش مثبت واشنگتن مواجه شد. چند روز بعد، ایالات متحده بخشی از تحریمها علیه خطوط هوایی بلاروس (Belavia) را لغو کرد که به عنوان «پاداش دیپلماتیک» تعبیر شد.
💢نشانههای نزدیکی دو کشور
🔸اقدامات اعتمادساز و مبادله امتیازات. آزادسازی زندانیان سیاسی مهمترین گام عملی بلاروس در مسیر اعتمادسازی با غرب بوده است. تحلیل اندیشکده Jamestown نشان میدهد که این اقدام پیامی به واشنگتن بود مبنی بر اینکه مینسک آماده امتیازدهی در ازای کاهش تحریمهاست. در مقابل، آمریکا نیز با تعدیل برخی محدودیتها و وعده بازگشایی سفارت خود در مینسک پاسخ مثبت داد.
🔸گشودن کانالهای دیپلماتیک. در شهریور ۲۰۲۵، نمایندهی ویژه رئیسجمهور آمریکا در دیدار با وزیر خارجه بلاروس اعلام کرد: «ما مایل به عادیسازی روابط و بازگشایی سفارت در آیندهی نزدیک هستیم.» از دیدگاه مقامات مینسک، این تحول میتواند فرصتی برای خروج از انزوای بینالمللی و بازسازی وجه سیاسی کشور باشد.
🔸توزانبخشی در برابر روسیه. کارشناسان اروپای شرقی معتقدند که یکی از اهداف اصلی لوکاشنکو از نزدیکی به آمریکا، کسب اهرم چانهزنی در برابر روسیه است. بلاروس با حفظ روابط نظامی با مسکو، تلاش دارد در عین حال نشان دهد که روابط خارجی خود را صرفاً به یک محور محدود نمیکند. علاوه بر این، افسران نظامی آمریکایی از نزدیک شاهد رزمایش مشترک مینسک و مسکو با عنوان «زاپاد ۲۰۲۵» بودند. وزارت دفاع بلاروس حضور آمریکاییها در یک میدان آموزشی در بلاروس را تایید کرد.
💢چالشها و محدودیتها
🔸با وجود این نشانههای مثبت، رابطه تازه بلاروس و آمریکا با موانع متعددی روبهروست. نخست، اصلاحات سیاسی در بلاروس هنوز بسیار محدود است و مطابق گزارشها، بیش از هزار زندانی سیاسی همچنان در بازداشت هستند. دوم، روسیه از این روند ابراز نگرانی کرده و هرگونه چرخش مینسک بهسوی غرب را تهدیدی برای «اتحاد استراتژیک» دو کشور میداند. سوم، اتحادیه اروپا نیز با احتیاط به این تحولات مینگرد، زیرا ممکن است کاهش فشار آمریکا موجب تضعیف موضع واحد غرب در برابر سرکوب سیاسی در بلاروس شود.
💢تحلیل راهبردی
🔸از دید مینسک، تعامل با واشنگتن نوعی فرصت تاکتیکی برای بهبود وضعیت اقتصادی، کاهش تحریمها و کسب اعتبار بینالمللی است. در سوی دیگر، آمریکا نیز در شرایط بیثباتی منطقه (بهویژه جنگ اوکراین)، میکوشد با باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی با بلاروس، تأثیرگذاری محدود بر یکی از متحدان کلیدی مسکو را حفظ کند. با این حال، هر دو طرف به شکنندگی این نزدیکی آگاه هستند که تداوم آن مشروط به منافع متقابل ملموس است.
🌐https://institutetehran.com/art/671
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
#تحلیل_کوتاه
📝توحید ورستان
🔹در سالهای اخیر کشت فراسرزمینی به عنوان یکی از روشهای موثر برای تامین نیاز کشورهای واردکننده محصولات کشاورزی مطرح شده است. در این میان، کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل فقدان آب کافی و زمین مناسب جهت کشت، در حوزه امنیت غذایی وابستگی شدیدی به واردات دارند و در تلاش هستند با بهرهگیری از این روش در قاره آفریقا، نیازهای فوری و حیاتی غذایی خود را تامین نمایند. در مقابل، برخی مناطق و کشورها در این قاره با در اختیار داشتن زمینهای مساعد و آب نسبتا فراوان، بستر مناسبی برای این همکاری برد-برد است.
💢وابستگی امنیت غذایی
🔸براساس برآوردهای رسمی، واردات مواد غذایی شورای همکاری خلیج فارس تا سال ۲۰۲۹ به بیش از ۵۵ میلیون تن خواهد رسید. در این میان، عربستان و امارات به عنوان بزرگترین بازارهای منطقه به ترتیب حدود ۸۰ و ۹۰ درصد نیاز خود را از طریق واردات تامین میکنند. از همین روی، این دو کشور در سالهای اخیر از طریق کشت فراسرزمینی در آفریقا به دنبال تامین امنیت غذایی خود هستد. تحولات ژئوپلیتیکی مانند جنگ اوکراین و تاثیر آن بر بازار غلات نیز بر اهمیت این موضوع افزوده است.
🔸قاره آفریقا در حال حاضر ۶۰% از زمینهای زراعی کشتنشده جهان را در اختیار دارد و کشاورزی ۳۵% از تولید ناخالص داخلی آن را تشکیل میدهد. بازار غذا و کشاورزی آفریقا میتواند از ۲۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۱ تریلیون دلار تا سال ۲۰۳۰ افزایش یابد. با وجود چنین ظرفیت امیدوارکنندهای، اقتصاد کشاورزی این قاره با چالشهای متعددی روبرو است که مهمترین آن کشت سنتی ناشی از فقدان سرمایهگذاری در تجهیزات تولید است.
💢سرمایهگذاری ریاض و ابوظبی
🔸براساس گزارشهای رسمی، عربستان در سال ۲۰۲۲ بیش از ۲۰ میلیارد دلار مواد غذایی و محصولات کشاورزی از کشورهای آفریقایی وارد کرده است. همچنین، این کشور در ۴۲۷ پروژه کشاورزی در ۴۴ کشور مشارکت داشته که ارزش آنها در مجموع ۲.۵ میلیارد میشود. همچنین، امارات و عربستان به طور مشترک ۴۰۰ میلیون دلار در کشاورزی سودان سرمایهگذاری کردهاند. پس از اولین اجلاس سران سعودی-آفریقایی در نوامبر ۲۰۲۳، این کشور تعاملات کشاورزی خود را با غنا، سنگال، ساحل عاج و نیجریه افزایش داده است.
🔸در سال ۲۰۲۳ عربستان ۳۴ سد کشاورزی و سیستم آبیاری در مالی، موریتانی، سنگال، بورکینافاسو، نیجر، سودان و چاد را به مبلغ بیش از ۹۰۰ میلیون دلار تأمین مالی کرده است. سرمایهگذاریهای قابل توجهی از جمله تولید پنبه و شکر در آفریقای مرکزی، سومالی، سودان و اوگاندا، و همچنین تأمین مالی پروژههای کشاورزی در اوگاندا، بورکینافاسو، تانزانیا، توگو و گینه بیسائو نیز انجام شده است.
🔸همچنین، امارات بیش از ۳۸.۸ میلیارد دلار مواد غذایی و محصولات کشاورزی از آفریقا وارد کرده است. این کشور سرمایهگذاریهای گسترده در کشاورزی و تأسیسات فرآوری مواد غذایی، تلاش کرده تا منابع کشاورزی در آفریقا را تأمین کند. یک شرکت اماراتی ۵۰ هزار هکتار در سودان کشت فراسرزمینی میکند. در اوگاندا نیز امارات در حال ساخت یک منطقه آزاد کشاورزی به مساحت ۲۵۰۰ هکتار برای فرآوری و ارسال مواد غذایی به امارات است. همچنین، شرکت ADQ ابوظبی ۵۰۰ میلیون دلار برای تولید مواد غذایی در کنیا اختصاص داده است. البته، امارات کشت فراسرزمینی قابل توجهی در زیمباوه نیز دارد و اکنون به دنبال اجاره زمین در کشور همسایه آن یعنی زامبیا است. یک شرکت دیگر اماراتی، تقریبا ۷.۵ میلیون هکتار زمین در زیمبابوه را برای اهداف کشاورزی خریداری کرده است.
💢روی دیگر کشت فراسرزمینی
🔸ورود سرمایه خلیج فارس در قالب کشت فراسرزمینی، علاوه بر دستاوردهای زیرساختی، باعث ایجاد شغل، تقویت ظرفیتهای محلی و تنوعبخشی به اقتصادهای آفریقا نیز میشود. اما خرید یا اجاره گسترده زمینهای کشاورزی توسط عربستان و امارات نگرانیهایی را در مورد تصرف زمین نیز ایجاد میکند. همچنین وامهای مرتبط با این پروژهها نیز اگرچه انعطافپذیر هستند، اما پرسشهایی را در مورد بدهیهای آتی آن مطرح میکنند.
🌐https://institutetehran.com/art/672
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👏2👌1
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا
🔹نزدیک به یک ماه میشود که دولت فدرال آمریکا به دلیل اختلاف دموکراتها و جمهوریخواهان بر سر بودجه مراقبتهای درمانی تعطیل شده است. اگرچه نظام سیاسی در آمریکا با تفکیک اختیارات دولت فدرال و دولتهای ایالتی شناخته میشود و بخشی مهمی از بار اداره کشور بر دوش ایالات است؛ اما تعطیلی دولت، هرچند کوتاه باشد، میتواند اثرات منفی گستردهای بر این کشور بگذارد.
💢اثرات اقتصادی
🔸از آنجا که توقف فعالیتهای فدرال به برخی کسبوکارها آسیب میرساند، اثر منفی خود را رشد اقتصادی نشان میدهد. به عنوان نمونه، مطابق یک بررسی کارشناسی، به دلیل تعطیلی ۱۶روزه دولت در اکتبر ۲۰۱۳ تولید ناخالص داخلی سهماهه سوم سال ۰.۳٪ کاهش یافت. همچنین بر اساس تخمین دفتر بودجه کنگره، تعطیلی دولت از دسامبر ۲۰۱۸ تا ژانویه ۲۰۱۹، تولید ناخالص واقعی سهماهه پایانی ۲۰۱۸ را ۱۱ میلیارد دلار کاهش داد.
🔸تعطیلی دولت برای خود دولتها نیز گران تمام خواهد شد؛ زیرا باعث توقف برنامهها و فعالیتهای دولتی میشود. در نهایت این فعالیتها دوباره از سر گرفته میشوند ــ و این فرایند هزینهبر است. به عنوان مثال، دفتر مدیریت و بودجه برآورد کرد که کاهش بهرهوری کارکنان دولت در جریان تعطیلی سال ۲۰۱۳ که ۱۶ روز به طول انجامیده بود، برای دولت ۲ میلیارد دلار هزینه داشت.
💢کارمندان دولتی
🔸مطابق قانون Anti-deficiency، در مواقع تعطیلی فدرال، کارمندانی که تداوم فعالیتهای ضروری دولت وابسته به آنها است، بدون دریافت دستمزد به کار خود ادامه میدهند و مابقی به مرخصی بدون حقوق خواهند رفت. اگرچه، در صورتی که مصالحه بودجهای (budget reconciliation) محقق شود، دستمزد بازه تعطیلی به آنها پرداخت خواهد شد؛ اما رفاه آنها در این بازه آسیب خواهد دید.
🔸افزون بر این، دولت ترامپ تعطیلی کنونی را فرصتی دیده تا بتواند برخی از کارمندان فدرال را اخراج کند. تاکنون اطلاعیههای کاهش نیرو برای ۴۰۰۰ نفر صادر شده و رئیس دفتر مدیریت و بودجه اعلام کرده که مایل است در مجموع ۱۰ هزار نفر را اخراج کند. البته قاضی سوزان ایلستون از حوزه کارولینای شمالی، به طور موقت روند اخراجها را متوقف کرده است.
💢سیاستهای رفاهی
🔸میتوان آسیب به کمکهای رفاهی دولت را مهمترین اثر تعطیلی فدرال دانست. به عنوان نمونه، تداوم تعطیلی دولت باعث توقف برنامه کمک غذایی تکمیلی (SNAP) میشود. این برنامه به خانوارها با درآمد پایین کمک اعتباری میکند تا بتوانند مواد غذایی خریداری کنند. تداوم تعطیلی در ماه نوامبر به معنای قطع کمکهای رفاهی به بیش از ۷۴ میلیون آمریکایی است و دولتهای ایالتی تنها میتوانند بخش کوچکی از این مشکل را جبران کنند.
💢دفاع و امنیت
🔸همانگونه که در بخش کارمندان دولتی گفته شد، تنها کارمندانی که فعالیت غیرضرور دارند به مرخصی بدون حقوق خواهند رفت. این موضوع در مورد وزارت دفاع نیز صادق است. طبق قانون مذکور و همچنین دستورالعمل ۲۰۲۵ وزارت دفاع در این خصوص، تنها کارکنان نظامی و غیرنظامی که نبودشان امنیت آمریکا را در خطری فوری میاندازد به فعالیت خود بدون پرداخت دستمزد ادامه خواهند داد، هرچند دولت ترامپ در هفتههای گذشته تلاش کرده منابعی را برای پرداخت حقوق این دسته از افراد در پنتاگون جمعآوری کند.
🔸تعطیلی دولت باعث میشود وزارت دفاع بودجه محدود خود را به فعالیتهای اولویتدار و ضروری تخصیص دهد، البته عملیاتهای جاری همچنان تداوم خواهند داشت. به علاوه، طبق دستورالعمل مذکور وزارت دفاع باید اولویت را نخست به دفاع از مرزهای آمریکا، پس از آن به فعالیتها در خاورمیانه و در نهایت پروژههای کشتیسازی یا توسعه گبند طلایی بدهد. وزارت دفاع به انتخاب خود فعالیتها و عملیات را ضرور را تعیین میکند، اما محدودیت مالی فراوانی دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/673
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎1🔥1
🔵برندگان و بازندگان برنامه پنجساله جدید چین
◾️شورای آتلانتیک
📝جرمی مارک
#اکوتهران
#چین #توسعه
🔸این هفته، رهبران چین به طور رسمی از پانزدهمین برنامه پنجساله چین رونمایی کردند. این برنامه که اهداف کلی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی چین را برای باقیمانده دهه حاضر تعیین میکند، در یک بیان خلاصه تداوم روندهای گذشته است. برای اقتصاد چین، این برنامه به معنای تخصیص پول بیشتر به صنایع هایتک و توسعه علمی و همچنین حمایت بیشتر از صنایع صادراتی است که در طول پنج سال گذشته و در میان بحران املاک و بدهی دولتهای محلی، اقتصاد چین را سرپا نگه داشتهاند.
🔹اخبار اولیه رسانههای خارجی از این نشست بر پاکسازی چند مقام ارشد نظامی و استانی متمرکز بود. بیانیه رسمی جلسه، مطابق معمول، فاقد جزئیات اجرا یا تأمین مالی برنامه بود و قرار است این جزئیات در نشست سالانه کنگره ملی خلق در اوایل سال ۲۰۲۶ تشریح شوند. با این وجود، «وظایف کلیدی» ذکر شده در سند، شباهت چشمگیری با سند رونمایی شده در سال ۲۰۲۱، یعنی آخرین برنامه پنجساله، دارد.
🔹این سند خبری خوش برای بخشهایی از اقتصاد چین است که با نام توسعه کیفی، خوداتکایی و خودکفایی در علم و فناوری شناخته میشدند و محرک موفقیت بزرگ چین در فناوریهای سبز مانند انرژی خورشیدی و خودروهای برقی و همچنین تسلط این کشور بر زنجیرههای تأمین عناصر کمیاب راهبردی بودهاند. پکن قصد دارد این دستاوردها را به حوزههایی همچون نیمههادیهای پیشرفته، زیستفناوری و محاسبات کوانتومی گسترش دهد.
🔹همزمان، این سند برای طیف وسیعی از تولیدکنندگان چینی خوشایند است که در گذشته صعود صادرات چین را رقم زدهاند و حالا با نگرانی ظرفیت مازاد عظیم صنعتی، ضعف تقاضای داخلی، کاهش قیمت تولیدکننده و سودهای اندک دست و پنجه نرم میکنند. در این پلنوم، جاهطلبی پکن از صنایع پیشرفته فراتر رفته و صنایع در حال افول را نیز شامل شده است. در بیانیه پلنوم بر حفظ نسبتی معقول از تولید صنعتی و بهینهسازی و ارتقای صنایع سنتی تاکید شده است. با خواندن میان خطوط، میتوان گفت که رهبری چین به همه صنایع در مضیقه چین قول حمایت داده است.
🔹این حمایت با مقالهای در صفحه اول روزنامه خلق، ارگان رسمی دولت، در جریان پلنوم نیز بازتاب یافت؛ مقالهای که به بازدید شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، از تولیدکنندگان «سنتی» در ماههای اخیر برای بررسی تلاشهای آنان در ارتقا و نوسازی پرداخت و از وی این جمله را نقل کرد که «اقتصاد واقعی را نمیتوان از دست داد.»
🔹چنین حمایتی برای شرکای تجاری چین خبری بد به حساب میرود؛ چرا که باید با آثار وابستگی فزاینده چین به صادرات مواجه شوند. با کند شدن رشد اقتصادی چین در چند سال گذشته، صادرات این کشور چنان افزایش یافته که مازاد تجاری آن ممکن است امسال به رقم بیسابقه ۱.۲ تریلیون دلار برسد؛ تقریباً دو برابر مازاد ۶۷۶ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۱.
🔹این سیل صادرات درست در زمانی پدیدار شده که تقاضای ایالات متحده برای کالاهای چینی به دلیل تنشهای تجاری و تعرفهای ترامپ بهشدت کاهش و صادرات چین به سایر کشورها بهشدت افزایش یافته است. در نتیجه، بسیاری از دولتها تحت فشار تولیدکنندگان داخلی خود برای مقابله با صادرات چین قرار دارند؛ کما اینکه مکزیک تهدید کرده است بر خودروهای چینی تعرفه وضع کند.
🔹بیانیه پلنوم تأکید میکند که دولت باید اشتغال باکیفیت و کامل را ترویج کند، نظام توزیع درآمد را بهبود بخشد، خدمات آموزشی رضایتبخش ارائه دهد، نظام تأمین اجتماعی را تقویت کند، توسعه باکیفیت صنعت املاک را دنبال کند و بهطور پیوسته برای برابری در خدمات عمومی پایه تلاش کند.
🔹علیرغم مشاهده بیانیههای مشابه در اغلب نشستهای سطح بالا، به نظر میرسد که بازنده دیگر این پلنوم مصرفکنندگان چینی باشند. مشکلات مصرفکنندگان چینی از زمان شیوع همهگیری در سال ۲۰۲۰ و سقوط بازار املاک در سال ۲۰۲۱ رو به افزایش بوده است.
🔹قرنطینههای سختگیرانه دولت در دوران همهگیری و فروپاشی حباب املاک بخش قابلتوجهی از ثروت خانوارها را از بین برد. بیکاری، بهویژه در میان میلیونها فارغالتحصیل جدید دانشگاهی، افزایش یافته و بسیاری از افراد طبقات کارگر و متوسط برای گذران زندگی در تقلا هستند.
✅ دولتهای محلی نیز پس از سالها استقراض بیمحابا و انباشت بدهیهای پرداختنشده با محدودیتهای مالی شدید روبهرو شده اند. با این وجود، مردم چین بیش از پیش در حاشیه سیاستهای هزینهای پکن قرار گرفتهاند و سند پلنوم همچنان بر صنایع و توسعه آنها اولویت بخشیده است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/675
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️شورای آتلانتیک
📝جرمی مارک
#اکوتهران
#چین #توسعه
🔸این هفته، رهبران چین به طور رسمی از پانزدهمین برنامه پنجساله چین رونمایی کردند. این برنامه که اهداف کلی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی چین را برای باقیمانده دهه حاضر تعیین میکند، در یک بیان خلاصه تداوم روندهای گذشته است. برای اقتصاد چین، این برنامه به معنای تخصیص پول بیشتر به صنایع هایتک و توسعه علمی و همچنین حمایت بیشتر از صنایع صادراتی است که در طول پنج سال گذشته و در میان بحران املاک و بدهی دولتهای محلی، اقتصاد چین را سرپا نگه داشتهاند.
🔹اخبار اولیه رسانههای خارجی از این نشست بر پاکسازی چند مقام ارشد نظامی و استانی متمرکز بود. بیانیه رسمی جلسه، مطابق معمول، فاقد جزئیات اجرا یا تأمین مالی برنامه بود و قرار است این جزئیات در نشست سالانه کنگره ملی خلق در اوایل سال ۲۰۲۶ تشریح شوند. با این وجود، «وظایف کلیدی» ذکر شده در سند، شباهت چشمگیری با سند رونمایی شده در سال ۲۰۲۱، یعنی آخرین برنامه پنجساله، دارد.
🔹این سند خبری خوش برای بخشهایی از اقتصاد چین است که با نام توسعه کیفی، خوداتکایی و خودکفایی در علم و فناوری شناخته میشدند و محرک موفقیت بزرگ چین در فناوریهای سبز مانند انرژی خورشیدی و خودروهای برقی و همچنین تسلط این کشور بر زنجیرههای تأمین عناصر کمیاب راهبردی بودهاند. پکن قصد دارد این دستاوردها را به حوزههایی همچون نیمههادیهای پیشرفته، زیستفناوری و محاسبات کوانتومی گسترش دهد.
🔹همزمان، این سند برای طیف وسیعی از تولیدکنندگان چینی خوشایند است که در گذشته صعود صادرات چین را رقم زدهاند و حالا با نگرانی ظرفیت مازاد عظیم صنعتی، ضعف تقاضای داخلی، کاهش قیمت تولیدکننده و سودهای اندک دست و پنجه نرم میکنند. در این پلنوم، جاهطلبی پکن از صنایع پیشرفته فراتر رفته و صنایع در حال افول را نیز شامل شده است. در بیانیه پلنوم بر حفظ نسبتی معقول از تولید صنعتی و بهینهسازی و ارتقای صنایع سنتی تاکید شده است. با خواندن میان خطوط، میتوان گفت که رهبری چین به همه صنایع در مضیقه چین قول حمایت داده است.
🔹این حمایت با مقالهای در صفحه اول روزنامه خلق، ارگان رسمی دولت، در جریان پلنوم نیز بازتاب یافت؛ مقالهای که به بازدید شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، از تولیدکنندگان «سنتی» در ماههای اخیر برای بررسی تلاشهای آنان در ارتقا و نوسازی پرداخت و از وی این جمله را نقل کرد که «اقتصاد واقعی را نمیتوان از دست داد.»
🔹چنین حمایتی برای شرکای تجاری چین خبری بد به حساب میرود؛ چرا که باید با آثار وابستگی فزاینده چین به صادرات مواجه شوند. با کند شدن رشد اقتصادی چین در چند سال گذشته، صادرات این کشور چنان افزایش یافته که مازاد تجاری آن ممکن است امسال به رقم بیسابقه ۱.۲ تریلیون دلار برسد؛ تقریباً دو برابر مازاد ۶۷۶ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۱.
🔹این سیل صادرات درست در زمانی پدیدار شده که تقاضای ایالات متحده برای کالاهای چینی به دلیل تنشهای تجاری و تعرفهای ترامپ بهشدت کاهش و صادرات چین به سایر کشورها بهشدت افزایش یافته است. در نتیجه، بسیاری از دولتها تحت فشار تولیدکنندگان داخلی خود برای مقابله با صادرات چین قرار دارند؛ کما اینکه مکزیک تهدید کرده است بر خودروهای چینی تعرفه وضع کند.
🔹بیانیه پلنوم تأکید میکند که دولت باید اشتغال باکیفیت و کامل را ترویج کند، نظام توزیع درآمد را بهبود بخشد، خدمات آموزشی رضایتبخش ارائه دهد، نظام تأمین اجتماعی را تقویت کند، توسعه باکیفیت صنعت املاک را دنبال کند و بهطور پیوسته برای برابری در خدمات عمومی پایه تلاش کند.
🔹علیرغم مشاهده بیانیههای مشابه در اغلب نشستهای سطح بالا، به نظر میرسد که بازنده دیگر این پلنوم مصرفکنندگان چینی باشند. مشکلات مصرفکنندگان چینی از زمان شیوع همهگیری در سال ۲۰۲۰ و سقوط بازار املاک در سال ۲۰۲۱ رو به افزایش بوده است.
🔹قرنطینههای سختگیرانه دولت در دوران همهگیری و فروپاشی حباب املاک بخش قابلتوجهی از ثروت خانوارها را از بین برد. بیکاری، بهویژه در میان میلیونها فارغالتحصیل جدید دانشگاهی، افزایش یافته و بسیاری از افراد طبقات کارگر و متوسط برای گذران زندگی در تقلا هستند.
🌐https://institutetehran.com/art/675
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2🤔2
◾️فارن افرز
📝 دا وی (Da Wei)
#روندهای_استراتژیک
🔸روابط آمریکا و چین در سالهای اخیر میان تنش و آشتی در نوسان بوده است. جنگهای تجاری، تحریمها و محدودیتهای فناوری این روابط را به پایینترین سطح رساندهاند، اما هر دو کشور دریافتهاند که به ثبات و ارتباط پایدار نیاز دارند. هرچند بازگشت به دوران تعامل و وابستگی متقابلِ پیش از ۲۰۱۷ دیگر ممکن نیست، اما دو کشور میتوانند از رقابت خصمانه به مرحلهای از همزیستی سرد اما باثبات برسند.
💢دگرگونی در سیاست خارجی آمریکا
🔹از نگاه پکن، رقابت استراتژیک با آمریکا از دوران ترامپ آغاز شد؛ زمانی که واشنگتن چین را بزرگترین تهدید خود دانست و هدفش مهار رشد اقتصادی و فناورانهی پکن بود. دولت بایدن نیز همین مسیر را با همراهی متحدان غربی ادامه داد. اما اکنون، سیاست خارجی آمریکا شکل تازهای یافته است. اقدامات اقتصادی و امنیتی واشنگتن دیگر فقط متوجه چین نیست، بلکه متحدانش را نیز شامل میشود. در نتیجه، الگو از «آمریکا و متحدانش در برابر چین» به «آمریکا در برابر جهان» تغییر یافته است.
🔹در گذشته، علیرغم اختلافات، دو کشور توانستند همکاریهایی راهبردی علیه شوروی یا در حمایت از جهانیسازی شکل دهند. اما با افول جهانیسازی، آن بنیانها فروپاشیدهاند و اکنون فرصتی برای بازتعریف روابط در دنیایی پس از جهانیسازی فراهم شده است.
💢 پس از جهانیسازی
🔹بحران در روابط آمریکا و چین فقط نتیجه سیاستهای خصمانه نیست بلکه پیامد فرسودگی نظام جهانیسازی است. چین توانست در چارچوب نظم لیبرال تحت رهبری آمریکا رشد کند اما با مدلی متفاوت از لیبرالیسم غربی. همین تضاد ساختاری، ناپایداری در نظم جهانی ایجاد کرد.
🔹در سوی دیگر، آمریکا نیز از جهانیسازی سود برد، اما نتوانست نابرابریهای داخلی را مهار کند و در نتیجه، ملیگرایی اقتصادی در این کشور افزایش یافت. اکنون هر دو کشور از مدل لیبرال بینالملل فاصله گرفتهاند: آمریکا با تمرکز بر تولید داخلی و چین با اعتمادبهنفس و مقاومت در برابر فشارها.
🔹با وجود محدودیتهای نیمهرسانا و تحریمها، چین همچنان در فناوری پیشرفت کرده و حتی با کنترل صادرات عناصر کمیاب، فشار متقابلی بر واشنگتن وارد کرده است. این تحولات میتواند دو سوءتفاهم را از میان ببرد: 1️⃣ چین درمییابد که هدف آمریکا الزاماً جلوگیری از رشد آن نیست؛ 2️⃣ آمریکا درک میکند که چین تهدیدی ذاتی برای رهبری جهانیاش محسوب نمیشود. چنین بازنگریهایی زمینه را برای کاهش خصومت و شکلگیری همکاریهای عملیتر فراهم میکند.
💢بازتعادل در روابط اقتصادی و ژئوپلیتیکی
🔹واشنگتن و پکن نیازی به اتحاد ندارند، اما باید از دشمنی پرهیز کنند. راهحل، ایجاد نوعی توازن تازه در وابستگی متقابل است. در گذشته، چین به فناوری و نظام مالی آمریکا متکی بود و آمریکا نیز از تولید ارزان چین بهره میبرد؛ اما این وابستگی نامتقارن اکنون فروپاشیده است.
در آینده، دو کشور میتوانند در حوزههایی مشخص همکاریهایی متوازنتر ایجاد کنند. برای مثال، سرمایهگذاری چین در بخش خودروهای برقی و باتری در خاک آمریکا میتواند وابستگی متقابل سودمندی ایجاد کند.
🔹در عرصه ژئوپلیتیکی نیز باید توازن تازهای شکل گیرد. آمریکا میتواند با کاهش پروازها و عملیات تحریکآمیز نظامی در اطراف سواحل چین، از درگیریهای ناخواسته پرهیز کند. در موضوع تایوان نیز واشنگتن با تأکید بر مخالفت با استقلال تایوان میتواند به پکن اطمینان دهد، و چین با کاهش مانورهای نظامی و گسترش ارتباطات میان دو سوی تنگه، اعتمادسازی کند.
💢ملیگرایی و فرصتهای جدید
🔹برای نخستین بار در دهههای اخیر، هر دو کشور تحت رهبری رهبران ملیگرا قرار دارند: ترامپ با شعار «عظمت دوبارهی آمریکا» و شی جینپینگ با آرمان «احیای ملت چین». این دو دیدگاه الزاماً متضاد نیستند؛ هر کشور میتواند مسیر ملی خود را دنبال کند بیآنکه مانع دیگری شود. وقتی آمریکا تمرکز خود را بر مسائل داخلی و منافع اقتصادیاش بگذارد، معمولاً سیاستی محتاطتر نسبت به چین اتخاذ میکند — نمونهاش کاهش تنشهای دریای جنوبی در سال نخست دور دوم ترامپ. این وضعیت میتواند زمینهساز روابطی واقعبینانهتر و پایدارتر باشد.
💢جمعبندی: نقطهی چرخش در روابط دو قدرت
🌐https://institutetehran.com/art/674
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10🤔4❤3
🔵انگیزه جدید ترکمنستان برای احداث خط لوله ترانسکاسپین
◾️اوراسیانت
#اکوتهران
#ترکمنستان #آذربایجان
#انرژی #گاز
🔸تصمیم واشنگتن برای جلوگیری از واردات گاز ترکمنستان توسط عراق بهصورت سوآپ از ایران ممکن است بغداد را با مشکل مواجه کند. همزمان، ممکن است ترکمنستان برای انتقال گاز خود به اروپا، مجدد به سمت احداث خط لوله ترانسکاسپین متمایل شود. این تصمیم بخشی از تلاشهای ترامپ برای افزایش فشار تحریمی بر تهران است و هدف آن تنبیه بغداد یا عشقآباد نبوده است. با این وجود، هر دو طرف از این تصمیم واشنگتن متاثر خواهند شد.
🔹عراق از کسری فلجکننده برق رنج میبرد و در حین اینکه مقامات عراقی برای بلندمدت به دنبال بهرهبرداری از ذخایر دستنخورده گاز خود هستند، واردات گاز ترکمنستان از مسیر ایران برای چند سال راه حلی سریع به شمار میرفت. ذخایر عراق بیشتر در مناطقی است که بغداد بر آن کنترل کامل ندارد و وارد کردن این ذخایر به مدار دستکم چند سال طول خواهد کشید.
🔹تاثیر این ممنوعیت برای ترکمنستان چندان شدید نخواهد بود. 5 میلیارد متر مکعب گازی که مقرر بود سالانه به بغداد فروخته شود، تنها کسری از صادرات 34 میلیارد متر مکعبی ترکمنستان به چین به حساب میرود. تصمیم واشنگتن اما راهبرد صادراتی ترکمنستان را با پرسش و مسئله مواجه خواهد کرد.
🔹به نظر میرسد یک قرارداد سوآپ مشابه از مسیر ایران که با ترکیه در حال انعقاد بود، متوقف شده است. در این قرارداد که گامی مهم برای اثبات قابلیت اتکای ترکمنستان به عنوان شریک تجاری در مقابل سرمایهگذاران غربی به شمار میرفت، مقرر بود ترکیه در اولین سال 1.3 میلیارد مترمکعب و در سالهای بعد احتمالا مقادیر بیشتری از گاز ترکمنستان دریافت کند.
🔹با این وجود، مسکت بابایف، رئیس هیئت مدیره ترکمنگاز در اواخر اکتبر اعلام کرد که توافق به دلایل فنی متوقف شده است. ترکمنستان سابقهای طولانی در عدم توافق بر سر قیمت گاز دارد. به عنوان مثال، در سال 2022، ترکمنستان نزدیک به 2 میلیارد متر مکعب گاز از مسیر ایران به آذربایجان منتقل کرد و مقرر بود این قرارداد تمدید شود و توسعه یابد، اما باکو و عشقآباد بر سر قیمت به توافق نرسیدند. با این حال، در موضوع ترکیه به نظر میرسد وجود ایران به عنوان طرف ثالث و مجری سوآپ چالش اصلی باشد.
🔹حالا ممکن است عشقآباد درباره تمرکز خود بر استفاده از زیرساخت خط لوله موجود در ایران در صادرات به کشورهای منطقه بازنگری کند. در واقع، تحولات جدید ممکن است عشقآباد را به سرمایهگذاری فعالانه در مسیرهای گاز اختصاصی خود برای رسیدن به مهمترین بازار بالقوه، یعنی اروپا، ترغیب کند. رشید مرادف، وزیرخارجه ترکمنستان، روز 22 اکتبر در پنجمین اجلاس راه ابریشم تفلیس بر تعهد عشقآباد به بازیابی ایده راه ابریشم در ترانزیت گاز از آسیای مرکزی به اروپا تاکید کرد. وی اظهار داشت که «ترکمنستان همواره بر اهمیت برجسته مسیر غربی، بالاخص ایجاد یک کریدور پایدار انرژی از مسیر دریای خزر-قفقاز جنوبی-اروپا تاکید کرده است.»
🔹نشانههایی مبنی بر موافقت آذربایجان با این ایده، به عنوان یکی از کشورهایی که باید در فرآیند انتقال گاز ترکمنستان به ترکیه و اروپا نقشآفرینی کند، مشاهده میشود. راهبرد باکو همواره اولویت بخشیدن به توسعه و صادرات ذخایر گازی خود بوده است. با این وجود، راه بسیاری تا ثمره دادن تلاشهای آذربایجان برای افزایش تولید در میدان گازی شاهدنیز و میدان نفتی آذری-چیراغ-گونشلی باقی مانده است. بر همین اساس، مقامات آذری اذعان داشتهاند که قادر نخواهند بود 20 میلیارد متر مکعب گاز سالانه تعهد شده به اروپا را تامین کنند. افزوده شدن نفت ترکمنستان به این چرخه، در ادامه به باکو کمک خواهد کرد تا تعهد تحویل خود را ایفا نماید.
✅ اگر همه طرفین خط لوله ترانسکاسپین همراه یکدیگر باشند، احتمال تامین مالی احداث آن از سوی سرمایهگذاران بیشتر خواهد بود. درباره تامین مالی ارتقای ظرفیت خط لوله موجود میان آذربایجان، گرجستان، ترکیه و اروپا نیز همینطور است. ضمنا، گاز میتواند از خط لولهای که در کریدور زمینی آذربایجان-ارمنستان پیشنهاد شده است، یعنی همان کریدور صلح و شکوفایی ترامپ، عبور کند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/676
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️اوراسیانت
#اکوتهران
#ترکمنستان #آذربایجان
#انرژی #گاز
🔸تصمیم واشنگتن برای جلوگیری از واردات گاز ترکمنستان توسط عراق بهصورت سوآپ از ایران ممکن است بغداد را با مشکل مواجه کند. همزمان، ممکن است ترکمنستان برای انتقال گاز خود به اروپا، مجدد به سمت احداث خط لوله ترانسکاسپین متمایل شود. این تصمیم بخشی از تلاشهای ترامپ برای افزایش فشار تحریمی بر تهران است و هدف آن تنبیه بغداد یا عشقآباد نبوده است. با این وجود، هر دو طرف از این تصمیم واشنگتن متاثر خواهند شد.
🔹عراق از کسری فلجکننده برق رنج میبرد و در حین اینکه مقامات عراقی برای بلندمدت به دنبال بهرهبرداری از ذخایر دستنخورده گاز خود هستند، واردات گاز ترکمنستان از مسیر ایران برای چند سال راه حلی سریع به شمار میرفت. ذخایر عراق بیشتر در مناطقی است که بغداد بر آن کنترل کامل ندارد و وارد کردن این ذخایر به مدار دستکم چند سال طول خواهد کشید.
🔹تاثیر این ممنوعیت برای ترکمنستان چندان شدید نخواهد بود. 5 میلیارد متر مکعب گازی که مقرر بود سالانه به بغداد فروخته شود، تنها کسری از صادرات 34 میلیارد متر مکعبی ترکمنستان به چین به حساب میرود. تصمیم واشنگتن اما راهبرد صادراتی ترکمنستان را با پرسش و مسئله مواجه خواهد کرد.
🔹به نظر میرسد یک قرارداد سوآپ مشابه از مسیر ایران که با ترکیه در حال انعقاد بود، متوقف شده است. در این قرارداد که گامی مهم برای اثبات قابلیت اتکای ترکمنستان به عنوان شریک تجاری در مقابل سرمایهگذاران غربی به شمار میرفت، مقرر بود ترکیه در اولین سال 1.3 میلیارد مترمکعب و در سالهای بعد احتمالا مقادیر بیشتری از گاز ترکمنستان دریافت کند.
🔹با این وجود، مسکت بابایف، رئیس هیئت مدیره ترکمنگاز در اواخر اکتبر اعلام کرد که توافق به دلایل فنی متوقف شده است. ترکمنستان سابقهای طولانی در عدم توافق بر سر قیمت گاز دارد. به عنوان مثال، در سال 2022، ترکمنستان نزدیک به 2 میلیارد متر مکعب گاز از مسیر ایران به آذربایجان منتقل کرد و مقرر بود این قرارداد تمدید شود و توسعه یابد، اما باکو و عشقآباد بر سر قیمت به توافق نرسیدند. با این حال، در موضوع ترکیه به نظر میرسد وجود ایران به عنوان طرف ثالث و مجری سوآپ چالش اصلی باشد.
🔹حالا ممکن است عشقآباد درباره تمرکز خود بر استفاده از زیرساخت خط لوله موجود در ایران در صادرات به کشورهای منطقه بازنگری کند. در واقع، تحولات جدید ممکن است عشقآباد را به سرمایهگذاری فعالانه در مسیرهای گاز اختصاصی خود برای رسیدن به مهمترین بازار بالقوه، یعنی اروپا، ترغیب کند. رشید مرادف، وزیرخارجه ترکمنستان، روز 22 اکتبر در پنجمین اجلاس راه ابریشم تفلیس بر تعهد عشقآباد به بازیابی ایده راه ابریشم در ترانزیت گاز از آسیای مرکزی به اروپا تاکید کرد. وی اظهار داشت که «ترکمنستان همواره بر اهمیت برجسته مسیر غربی، بالاخص ایجاد یک کریدور پایدار انرژی از مسیر دریای خزر-قفقاز جنوبی-اروپا تاکید کرده است.»
🔹نشانههایی مبنی بر موافقت آذربایجان با این ایده، به عنوان یکی از کشورهایی که باید در فرآیند انتقال گاز ترکمنستان به ترکیه و اروپا نقشآفرینی کند، مشاهده میشود. راهبرد باکو همواره اولویت بخشیدن به توسعه و صادرات ذخایر گازی خود بوده است. با این وجود، راه بسیاری تا ثمره دادن تلاشهای آذربایجان برای افزایش تولید در میدان گازی شاهدنیز و میدان نفتی آذری-چیراغ-گونشلی باقی مانده است. بر همین اساس، مقامات آذری اذعان داشتهاند که قادر نخواهند بود 20 میلیارد متر مکعب گاز سالانه تعهد شده به اروپا را تامین کنند. افزوده شدن نفت ترکمنستان به این چرخه، در ادامه به باکو کمک خواهد کرد تا تعهد تحویل خود را ایفا نماید.
🌐https://institutetehran.com/art/676
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤4🤔2
#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین #آرژانتین
🔹هفته گذشته، انتخابات میاندورهای پارلمان آرژانتین (مجلس نمایندگان و سنا) برگزار شد که به موفقیت نسبی اما برجسته حزب La Libertad Avanza (آزادی به پیش) به رهبری خاویر میلی انجامید. حزب مذکور توانست ۴۱٪ آرا را در برابر ائتلاف احزاب چپگرای پرونیست (Fuerza Partia) با ۳۱.۷٪ به دست آورد. راستگرایان در مقایسه با انتخابات قبلی رشد چشمگیری داشتند و احزاب چپ افت قابل توجهی کردند. با این حال، اکنون پارلمان میان این دو جریان دوقطبی شده است.
🔸نگرانی اصلی میلی، اتهامات فساد به خود و خواهرش و همچنین مقبولیت پایین در نظرسنجیها بود. میزان محبوبیت این رئیسجمهور در ماه سپتامبر به پایینترین سطح خود، یعنی ۳۲ درصد رسیده بود. در همان ماه، رأیدهندگان در ایالت بوئنوسآیرس در انتخابات محلی، شکست سنگینی به حزب میلی وارد کردند. رسواییهای فساد مربوط به رهبران حزب و سقوط شدید ارزش پزو ــ که امسال بیش از ۲۴ درصد در برابر دلار کاهش یافته است ــ نیز بدبینیها نسبت به چشمانداز سیاسی میلی را تشدید کرد. علیرغم این مسائل، بخش بزرگی از جامعه روی خوش به میلی نشان داد.
🔸عملکرد اقتصادی خاویر میلی در طول نزدیک به دو سال گذشته، نقاط تیره و روشنی داشته که خود را در نتیجه انتخابات ۲۰۲۵ نشان میدهند. هنگامی که او به قدرت رسید، برنامه شوک اقتصادی گستردهای برای کاهش هزینهها و مسئولیتهای دولت انجام داد. میلی با جدیت برای کوچکسازی دولت اقدام کرد و با کاهش حدود ۳۰ درصدی هزینههای فدرال، نخستین مازاد بودجه کشور در ۱۴ سال گذشته را رقم زد. او حدود ۵۵ هزار کارمند بخش دولتی را ــ معادل با حدود ۱۵ درصد از نیروی کار فدرال ــ اخراج کرده و تعداد وزارتخانهها را از ۱۹ به ۹ کاهش داده است.
🔸چنین سیاستهایی نخست اثرات منفی خود را در رشد نرخ فقر نشان دادند. این نرخ در زمان قدرتگیری میلی در دسامبر ۲۰۲۳ نزدیک به ۴۰٪ بود، تا میانه ۲۰۲۴ به ۵۳٪ رسید. با این وجود، دسیاستهای او در ادامه توانست نه تنها فقر را به ۳۱٪ برساند، بلکه تورم سالانه را نیز از بیش از ۲۰۰٪ به ۳۵٪ کاهش دهد. چنین نتایجی منجر شد که برخی از مردم نسبت به برنامههای میلی و حزب او امیدوار شوند و بنابراین به سمت او گرایش پیدا کنند. در عین حال، وجود نگرانکننده بیش از ۱۱ میلیون فقیر در آرژانتین و نارضایتی از نرخ بالای تورم باعث شد حزب او نتواند اکثریت پارلمان را کسب کند و پرونیستها همچنان در جامعه خواهان داشته باشند.
🔸در چنین وضعیتی، راستگرایان La Libertad Avanza و چپگرایان Fuerza Partia دو قطب اصلی پارلمان را شکل میدهند. حزب میلی نزدیک به ۴۱ درصد آرا را به دست آورد و از میان ۲۴ کرسی سنا که در انتخابات به رقابت گذاشته شده بود، ۱۳ کرسی و از میان ۱۲۷ کرسی مجلس نمایندگان، ۶۴ کرسی را تصاحب کرد. پیش از این انتخابات، حزب او تنها ۷ کرسی در سنا و ۳۷ کرسی در مجلس نمایندگان در اختیار داشت که یعنی حزب او اکنون ۲۰ سناتور و ۱۰۱ نماینده را در اختیار دارد. با این وجود، به نظر میرسد پرونیستها با کمک دیگر احزاب نزدیک به خود بتوانند به اکثریت مجلس و سنا دست یابند؛ هرچند این بار با یک جناح راستگرای قدرتمند روبرو هستند.
🔸اکنون میلی نه تنها به دلیل بهترشدن جایگاه حزبش در کنگره، بلکه به خاطر جلب حمایت ترامپ میتواند سیاستهای خود را با قدرت بیشتری اجرا کند. پیش از انتخابات، ترامپ تهدید کرده بود اگر حزب میلی در انتخابات شکست بخورد، کمک مالی ۲۰ میلیارد دلاری به آرژانتین را لغو خواهد کرد. اکنون میلی میتواند با نتایج انتخابات، کمک ترامپ را دریافت کرده و با خیال آسودهتری برنامههای رادیکال خود را اجرا نماید.
▫️سه شباهت میان ترامپ و خاویر میلی
🌐https://institutetehran.com/art/677
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎3❤2
♦️افزایش پنهانی روابط نظامی چین و ایران و چالشهای اسرائیل
▪️مرکز امنیت و روابط خارجی اورشلیم
#تهران_ریویو
🔸روابط رسمی چین و ایران در سال ۱۹۷۱ با رویکردی عملگرایانه آغاز شد. پس از انقلاب، چین از معدود کشورهایی بود که علیرغم تحریمهای بینالمللی، به ایران سلاح و فناوریهای دارای کاربری دوگانه فروخت. روابط دو کشور از اواخر دهه ۱۹۸۰ و با توسعه برنامه موشکی ایران عمیقتر شد و چین انتقال فناوری موشکهای بالستیک و تأمین قطعات کلیدی به ایران را آغاز کرد.
🔹توافق هستهای ایران نقطه عطفی بود که منجر به کاهش تحریمها و گسترش چشمگیر همکاریهای اقتصادی و انرژی میان دو کشور شد؛ در حالی که همکاریهای امنیتی دو کشور نیز به شکلی محتاطانه ادامه یافت. با تیرهتر شدن روابط چین و آمریکا در سالهای اخیر، پکن بیش از پیش به ایران به عنوان شریکی راهبردی برای موازنه در برابر نفوذ واشنگتن در خاورمیانه و فراتر از آن مینگرد.
💢کمکهای نظامی چین: احیای موشکهای بالستیک و پدافند هوایی
🔹کمکهای نظامی چین به ایران چندوجهی است و تمرکز اصلی آن بر فناوری موشکی و سامانههای پدافند هوایی بهعنوان دو ستون اصلی راهبرد جنگ نامتقارن تهران قرار دارد. گزارشها تأیید میکنند که چین مواد اولیه حیاتی برای سوخت جامد موشکهای بالستیک، قطعات سامانههای هدایت و دانش فنی لازم برای بازسازی خطوط تولید موشکی را در اختیار ایران قرار داده است.
🔹علاوه بر فناوری موشکی، چین اخیرا سامانههای پیشرفته پدافند هوایی زمینبههوا را نیز به ایران تحویل داده است؛ از جمله گونههایی از HQ-9B که برد پدافند هوایی ایران را افزایش داده و توان کشور را برای مقابله با حملات هوایی اسرائیل و نفوذ هوایی آمریکا بهطور چشمگیری بهبود میبخشند. استقرار HQ-9B پس جنگ ۱۲ روزه اخیر انجام شد.
💢ارزیابی تهدید علیه اسرائیل
🔹موشکهای ایران به دلیل اندازه کلاهک، سامانههای پیشران پیشرفته و افزایش برد، تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب میشوند. برخی از این موشکها دارای کلاهکهای مانورپذیر در هنگام ورود مجدد به جو و فناوریهای مافوق صوت هستند که رهگیری آنها را برای سامانههای دفاعی دشوار میسازد. با وجود شبکه چندلایه دفاع هوایی اسرائیل از جمله گنبد آهنین، فلاخن داوود و رهگیرهای پیکان، موشکهای ایرانی در جنگ اخیر موفق به نفوذ شدهاند.
🔹ورود فناوری موشکی چین و سامانههای پیشرفته پدافند هوایی، تهدیدات ایران را تشدید کرده است. سامانه HQ-9B چالشی بزرگتر برای عملیات هوایی اسرائیل ایجاد میکند، زیرا میتواند کنترل بخشی از حریم هوایی را از دست اسرائیل خارج کرده و اجرای حملات به ایران را دشوارتر سازد. این ارتقای تسلیحاتی میتواند برتری تاکتیکی کنونی اسرائیل را بهطور قابلتوجهی تضعیف کند.
💢توصیهها
با توجه به افزایش این چالشها، اسرائیل با محیطی پیچیده مواجه است که نیازمند ترکیبی از اقدامات دیپلماتیک و عملیات مخفی برای خنثیسازی همکاری نظامی فزاینده چین و ایران است
1️⃣ فعالسازی کانالهای دیپلماتیک پشتپرده با چین برای انتقال خطوط قرمز محکم اسرائیل
2️⃣ تقویت نفوذ مشترک آمریکا-اسرائیل بر واردات انرژی چین به منظور جلوگیری از صادرات نفت ایران
3️⃣ گسترش عملیات اطلاعاتی و خرابکاری محرمانه در تاسیسات بازسازی شده و در مسیر انتقال دریایی و زمینی محمولههای نظامی
4️⃣ تقویت فشار دیپلماتیک منطقهای علیه کمکهای نظامی چین با کمک اعراب حاشیه خلیج فارس
5️⃣ دیپلماسی عمومی برای تضعیف روایت یک قدرت مسئول از چین
💢جمعبندی
🔹ورود پنهانی تجهیزات و محمولههای نظامی چین به ایران مرحلهای جدید در بازسازی توان موشکی بالستیک و پدافند هوایی تهران را رقم زده است؛ تحولی که تهدیدی جدی برای امنیت راهبردی اسرائیل به شمار میآید. با این حال، رویارویی مستقیم نظامی با محمولههای چینی مخاطرات سنگینی دارد و مستلزم پاسخی هوشمندانه و چندلایه است.
🔹برای مقابله مؤثر با این چالش نوظهور، اسرائیل باید راهبردی دوگانه و پیچیده اتخاذ کند که تعامل دیپلماتیک فعال را با عملیات مخفی قدرتمند در هم بیامیزد. تنها از طریق افشای نقش چین در بازسازی توان نظامی ایران و برهمزدن این روند است که اسرائیل میتواند برتری راهبردی و امنیت منطقهای خود را در برابر همکاری فزاینده چین و ایران حفظ کند.
✅ با تلفیق دیپلماسی پشتپرده و اقدامات اطلاعاتی و خرابکارانه برای اختلال در روند تقویت نظامی ایران، اسرائیل میتواند برنامه بازسازی نظامی چین در ایران را بدون رویارویی مستقیم با پکن خنثی کند. این راهبرد دقیق و چندبعدی، که بر پایه عملگرایی و صبر استراتژیک بنا شده است، برای حفظ برتری امنیتی اسرائیل در صحنه ژئوپلیتیکی پیچیده کنونی ضروری است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/678
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️مرکز امنیت و روابط خارجی اورشلیم
#تهران_ریویو
🔸روابط رسمی چین و ایران در سال ۱۹۷۱ با رویکردی عملگرایانه آغاز شد. پس از انقلاب، چین از معدود کشورهایی بود که علیرغم تحریمهای بینالمللی، به ایران سلاح و فناوریهای دارای کاربری دوگانه فروخت. روابط دو کشور از اواخر دهه ۱۹۸۰ و با توسعه برنامه موشکی ایران عمیقتر شد و چین انتقال فناوری موشکهای بالستیک و تأمین قطعات کلیدی به ایران را آغاز کرد.
🔹توافق هستهای ایران نقطه عطفی بود که منجر به کاهش تحریمها و گسترش چشمگیر همکاریهای اقتصادی و انرژی میان دو کشور شد؛ در حالی که همکاریهای امنیتی دو کشور نیز به شکلی محتاطانه ادامه یافت. با تیرهتر شدن روابط چین و آمریکا در سالهای اخیر، پکن بیش از پیش به ایران به عنوان شریکی راهبردی برای موازنه در برابر نفوذ واشنگتن در خاورمیانه و فراتر از آن مینگرد.
💢کمکهای نظامی چین: احیای موشکهای بالستیک و پدافند هوایی
🔹کمکهای نظامی چین به ایران چندوجهی است و تمرکز اصلی آن بر فناوری موشکی و سامانههای پدافند هوایی بهعنوان دو ستون اصلی راهبرد جنگ نامتقارن تهران قرار دارد. گزارشها تأیید میکنند که چین مواد اولیه حیاتی برای سوخت جامد موشکهای بالستیک، قطعات سامانههای هدایت و دانش فنی لازم برای بازسازی خطوط تولید موشکی را در اختیار ایران قرار داده است.
🔹علاوه بر فناوری موشکی، چین اخیرا سامانههای پیشرفته پدافند هوایی زمینبههوا را نیز به ایران تحویل داده است؛ از جمله گونههایی از HQ-9B که برد پدافند هوایی ایران را افزایش داده و توان کشور را برای مقابله با حملات هوایی اسرائیل و نفوذ هوایی آمریکا بهطور چشمگیری بهبود میبخشند. استقرار HQ-9B پس جنگ ۱۲ روزه اخیر انجام شد.
💢ارزیابی تهدید علیه اسرائیل
🔹موشکهای ایران به دلیل اندازه کلاهک، سامانههای پیشران پیشرفته و افزایش برد، تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب میشوند. برخی از این موشکها دارای کلاهکهای مانورپذیر در هنگام ورود مجدد به جو و فناوریهای مافوق صوت هستند که رهگیری آنها را برای سامانههای دفاعی دشوار میسازد. با وجود شبکه چندلایه دفاع هوایی اسرائیل از جمله گنبد آهنین، فلاخن داوود و رهگیرهای پیکان، موشکهای ایرانی در جنگ اخیر موفق به نفوذ شدهاند.
🔹ورود فناوری موشکی چین و سامانههای پیشرفته پدافند هوایی، تهدیدات ایران را تشدید کرده است. سامانه HQ-9B چالشی بزرگتر برای عملیات هوایی اسرائیل ایجاد میکند، زیرا میتواند کنترل بخشی از حریم هوایی را از دست اسرائیل خارج کرده و اجرای حملات به ایران را دشوارتر سازد. این ارتقای تسلیحاتی میتواند برتری تاکتیکی کنونی اسرائیل را بهطور قابلتوجهی تضعیف کند.
💢توصیهها
با توجه به افزایش این چالشها، اسرائیل با محیطی پیچیده مواجه است که نیازمند ترکیبی از اقدامات دیپلماتیک و عملیات مخفی برای خنثیسازی همکاری نظامی فزاینده چین و ایران است
1️⃣ فعالسازی کانالهای دیپلماتیک پشتپرده با چین برای انتقال خطوط قرمز محکم اسرائیل
2️⃣ تقویت نفوذ مشترک آمریکا-اسرائیل بر واردات انرژی چین به منظور جلوگیری از صادرات نفت ایران
3️⃣ گسترش عملیات اطلاعاتی و خرابکاری محرمانه در تاسیسات بازسازی شده و در مسیر انتقال دریایی و زمینی محمولههای نظامی
4️⃣ تقویت فشار دیپلماتیک منطقهای علیه کمکهای نظامی چین با کمک اعراب حاشیه خلیج فارس
5️⃣ دیپلماسی عمومی برای تضعیف روایت یک قدرت مسئول از چین
💢جمعبندی
🔹ورود پنهانی تجهیزات و محمولههای نظامی چین به ایران مرحلهای جدید در بازسازی توان موشکی بالستیک و پدافند هوایی تهران را رقم زده است؛ تحولی که تهدیدی جدی برای امنیت راهبردی اسرائیل به شمار میآید. با این حال، رویارویی مستقیم نظامی با محمولههای چینی مخاطرات سنگینی دارد و مستلزم پاسخی هوشمندانه و چندلایه است.
🔹برای مقابله مؤثر با این چالش نوظهور، اسرائیل باید راهبردی دوگانه و پیچیده اتخاذ کند که تعامل دیپلماتیک فعال را با عملیات مخفی قدرتمند در هم بیامیزد. تنها از طریق افشای نقش چین در بازسازی توان نظامی ایران و برهمزدن این روند است که اسرائیل میتواند برتری راهبردی و امنیت منطقهای خود را در برابر همکاری فزاینده چین و ایران حفظ کند.
🌐https://institutetehran.com/art/678
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤6👎1🔥1
#تحلیل_کوتاه
#آفریقا
📝احمد بروایه
🔹سقوط شهر تاریخی فاشر در روز ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ پس از حدود ۵۰۰ روز محاصره را میتوان یکی از رویدادهای شگفتیساز در روند جنگ داخلی سودان و یکی از نقاط عطف مهم در تاریخ این کشور دانست. با سیطره نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) به رهبری حمیدتی بر این شهر مهم و راهبردی، سودان وارد مرحله جدیدی از جنگ داخلی سه ساله خود شده است.
💢پیامدها
🔸با وجود پیروزیهای میدانی RSF در ابتدای جنگ داخلی سودان و سیطره آنها بر پایتخت و بسیاری از شهرهای مرکز این کشور، ارتش سودان از اواسط سال ۲۰۲۴ توانست با انجام عملیاتهای نظامی گسترده، این گروه را از بسیاری از مناطق مرکزی سودان بیرون براند و در ۲۶ مارس ۲۰۲۵ پایتخت را بازپس بگیرد. این روند عقبنشینی علاوه بر تلاشهای ارتش ریشه در عوامل دیگری داشت:
1️⃣عدم برخورداری RSF از پایگاه مردمی در مناطق آزاد شده
2️⃣کاهش نقش گروه سپاه آفریقای روسیه (واگنر) به دلیل تضعیف این گروه و تفاهمات مسکو و دولت سودان
3️⃣احتمال دریافت تجهیزات نظامی و کمکهای مستشاری از طرفهای ثالث توسط دولت سودان
🔸با این وجود دولت سودان با وجود حضور نظامی در منطقه دارفور نتوانست پیشروی خود در مناطق غربی سودان را ادامه دهد چرا که RSF در منطقه دارفور به دلیل بافت قبیلهای دارای پایگاه اجتماعی قوی بود و خطوط تدارکاتی قوی با کشورهای همسایه خود داشت. همچنین دولت سودان در دریافت کمکهای مؤثر از متحدان خود و پرداخت بهای سیاسی آن مردد است. امری که تواناییهای ارتش این کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
🔸با کاهش شدت درگیری در خطوط تماس، تمرکز نیروهای حمیدتی و متحدان خارجی آن به تقویت این نیروها، ایجاد نهادهای حکمرانی موازی به منظور ایجاد خودگردانی و سیطره بر دارفور با پاکسازی پایگاههای نظامی دولت در این مناطق قرار گرفت. گزارشها حاکی از آن است که امارات متحده عربی میزان زیادی از تسلیحات پیشرفته مانند سامانههای پدافندی، راداری و موشکی چینی و بریتانیایی و همچنین تعداد زیادی از مزدوران کلمبیایی را به این منطقه اعزام کرده است.
🔸همچنین حمیدتی در ۱۴ سپتامبر جاری با همراهی عبدالعزیز الحلو، رئیس یکی از جناحهای جبهه خلق برای آزادی سودان-بخش شمالی یک دولت موازی در منطقه دارفور تشکیل داد و خود را رئیس دولت انتقالی سودان نامید. هم اکنون سیطره بر فاشر، بزرگترین شهر این اقلیم تکمیل شده است و به نظر میرسد RSF به زودی تلاش خواهد کرد بقیه مناطق باقی مانده در دست ارتش سودان را پاکسازی کرده و با برخی گروههای مسلح دارفوری به تفاهماتی دست یابد.
💢سناریوهای آینده جنگ سودان
🔸این نبرد سه سناریوی مهم را برای آینده سودان ترسیم میکند:
1️⃣حمله حمیدتی به مناطق مرکزی سودان: RSF با تکیه بر پیروزیها و افزایش روحیه بار دیگر به سمت حمله به مناطق مرکزی سودان پیش خواهد رفت و تلاش خواهد کرد بار دیگر بر پایتخت یا مناطق پیرامونی آن سیطره یابد. تحقق این سناریو میتواند بار دیگر منجر به درگیریهای دامنهدار و تحلیل رفتن نیروهای دو طرف شود. مشکلات تدارکاتی و نبود پایگاه مردمی برای RSF از جمله مشکلات پیشروی تحقق این سناریو است.
2️⃣حمله دولت سودان به دارفور: دولت سودان دست به حملهای همه جانبه برای سیطره بر دارفور و بازپسگیری فاشر خواهد زد. این سناریو به دلیل ضعف جدی ارتش سودان، نبود خطوط تدارکاتی، نبود پایگاه مردمی همسو و مردد بودن دولت سودان در دریافت کمکهای خارجی با مشکلات عدیدهای مواجه است.
3️⃣کاهش تنش در خطوط تماس: دو طرف تلاش خواهند کرد پس از کسب برخی دستاوردهای نظامی و اقتصادی، درگیری را در خطوط تماس فعلی (یا با اندکی تغییر) متوقف کرده و درگیری را به زمانی دیگر موکول کنند. به نظر میرسد این تحقق این سناریو مطلوب حمیدتی باشد و به این معنا خواهد بود که ساختارهای دولت موازی در غرب سودان و همچنین دستاوردهای RSF در این منطقه تثبیت خواهد شد و غرب سودان به صورت دوفاکتو تجزیه خواهد شد. با این وجود شاید دو طرف برای بهبود شرایط خود و کسب برخی امتیازات دست به برخی عملیات های نظامی بزنند.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/679
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2🔥1
#تعقیب_روند
#آمریکا #ونزوئلا
🔸در چند روز گذشته، تنش میان آمریکا و ونزوئلا افزایش یافته و ناو هواپیمابر USS Gerald R Ford که قابلیت حمل ۹۰ جنگنده را دارد، از مدیترانه به سمت منطقه کارائیب حرکت کرده است. چنین تحرکی در حالی دولت فدرال در تعطیلی به سر میبرد عزم ترامپ را برای رویارویی نظامی با ونزوئلا نشان میدهد.
🔸در این میان، دولت ونزوئلا اعلام کرد توانسته است یک عملیت پرچم دروغین را برای حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه خنثی کند که توسط سیا برنامهریزی شده بود.
🔸اظهارات مقامات آمریکایی نیز بر تنش میان دو کشور افزوده است. لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه در مصاحبهای بیان داشت که حمله زمینی به ونزوئلا یک احتمال واقعی است و امیدوار است مادورو به طور صلح آمیز ونزوئلا را ترک کند. در میان سیاستمداران آمریکایی بحث بر سر قانونیبودن حملات به قایقهای ادعایی حامل مواد مخدر و آغاز جنگ با ونزوئلا شکل گرفته است. ترامپ گفته است «فکر نمیکنم ما برای اعلان جنگ از کنگره اجازه بگیریم. فقط افرادی که مواد مخدر را به داخل کشور می آورند را میکشیم.»
🔸با این وجود، ترامپ در اظهارنظرهای بعدی موضعی متفاوت اتخاذ کرد. چند روز پیش، ترامپ در گفتگو با یکی از خبرنگاران اعلام کرد که برنامهای برای حمله به ونزوئلا ندارد. همچنین خبر روزنامه میامی هرالد، مبنی بر آمادگی آمریکا برای انجام عملیات نظامی داخل ونزوئلا توسط مارکو روبیو تکذیب شد. با این وجود، حرکت ناو جرالد فورد به منطقه و همچنین اضافهکردن تأسیسات هوایی و باند جدید برای جنگندهها در پایگاه روزولت رودز نشان از افزایش احتمال درگیری با ونزوئلا را دارد.
▫️آیا آمریکا به ونزوئلا حمله خواهد کرد؟
🌐https://institutetehran.com
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎1👏1
♦️صحرای غربی: قطعنامه سازمان ملل و ترسیم مرحله جدید
▪️رویه الاخباریه
#رویة_العربیة
#آفریقا
🔸شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامهای تازه درباره صحرای غربی تصویب کرد که در آن طرح خودمختاری مراکش را بهعنوان «اصلیترین مرجع برای راهحل سیاسی» تایید نمود. این قطعنامه که از آن بهعنوان «نقطه عطفی در تاریخ مناقشه» یاد شده، در روز جمعه، ۳۱ اکتبر ۲۰۲۵، با اکثریت ۱۱ رأی از مجموع ۱۵ رأی به تصویب رسید.
🔹در حالیکه این تصمیم پیروزی دیپلماتیک برای مراکش توصیف میشود، الجزایر با اتخاذ موضع مخالفت خاموش و بدون مشارکت در رأیگیری، مخالفت خود را خارج از صندوق رای ابراز کرد؛ صحنهای که عمق شکاف میان دو کشور همسایه را نشان میدهد و پرسش قدیمی را دوباره مطرح میسازد: آیا صحرای غربی به پایان مناقشه خود نزدیک شده یا وارد فصلی تازه از آن گردیده است؟
💢جشن رباط برای بهرسمیتشناسی بینالمللی
🔹برای رباط، این قطعنامه صرفاً یک سند سازمان ملل نبود، بلکه نتیجه روند دیپلماتیک طولانی بود که با ارائه طرح خودمختاری در سال ۲۰۰۷ آغاز شد. این نخستین بار بود که شورای امنیت این طرح را بهعنوان مرجع اصلی برای حلوفصل مسئله پذیرفت و از حمایت آشکار ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا برخوردار شد.
🔹مراکش لحظه رأیگیری را «بهرسمیتشناسی بینالمللی» حاکمیت خود بر صحرای غربی دانست. محمد ششم، پادشاه مراکش، اعلام کرد که کشورش «در حال گذر از لحظهای سرنوشتساز در تاریخ خود است» و تأکید کرد که «تأیید شورای امنیت بر صحرای مراکش تصمیمی تاریخی است.» او همچنین از رئیسجمهور الجزایر خواست تا برای «آیندهای برادرانه و شکوفا برای صحرا و مغرب بزرگ» وارد گفتوگویی دوستانه شود. او همچنین تأکید کرد طرح خودمختاری تنها راهحل واقعبینانه و قابل اجراست و خاطرنشان ساخت که کشورش آنچه را تاکنون بهدست آمده، پیروزی سیاسی نمیداند، بلکه آن را گامی بهسوی ثبات پایدار در منطقه تلقی میکند.
💢الجزایر: مخالفت خاموش
🔹در مقابل، الجزایر ترجیح داد موضع خود را از طریق «مخالفت خاموش» ابراز کند و برای دومین بار پیاپی از رأیدادن خودداری کرد. وزارت خارجه الجزایر اعلام کرد هیئت این کشور پیش از تصویب نهایی، توانسته از طریق اصلاحاتی که «حق مردم صحرا برای تعیین سرنوشت» را مورد تأکید قرار میداد، تغییری اساسی در متن پیشنویس آمریکایی قطعنامه ایجاد کند. با این وجود، چالش راهبردی الجزایر فراتر از سیاست و مربوط به جغرافیا است. دهههاست که این منطقه دروازه الجزایر به اقیانوس اطلس بهشمار میرود، اما با تقویت جایگاه مراکش در سازمان ملل، این افق دریایی بالقوه برای الجزایر رو به کاهش است.
💢توافق یا بازآرایی؟
🔹با وجود اصلاحاتی که در متن قطعنامه انجام شد، جوهره موضع همچنان روشن باقی ماند. اشاره مستقیم به طرح جبهه پولیساریو در سال ۲۰۰۷ حذف شد، در حالیکه طرح مراکش ۴ بار بهعنوان واقعبینانهترین مبنای مذاکره ذکر شد. با این حال، تحمیل طرح مراکش بهعنوان یک واقعیت موجود میتواند شانس تفاهمهای آینده را تضعیف کند، بهویژه اگر الجزایر احساس کند که این تصمیم، مناقشه را به دیدگاهی یکجانبه تقلیل داده است. همچنین واشنگتن، با وجود حمایت صریح از رباط، کوشید با نرمتر کردن لحن متن، از رویارویی دیپلماتیک با مسکو و پکن پرهیز کند.
💢تحرک آمریکا برای بازآرایی صحنه
🔹استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، پیشتر در اظهاراتی اعلام کرده بود واشنگتن در تلاش است «در ظرف چند هفته، شرایط لازم برای تفاهمی تاریخی میان الجزایر و مراکش» را فراهم آورد و حلوفصل مسئله صحرای غربی را شرط ثبات منطقه دانست. این تحرکات بیانگر تمایل واشنگتن به بازتنظیم روابط منطقهای در چارچوب امنیتی گستردهتری است؛ چارچوبی که ثبات در دو سوی مدیترانه را تضمین کرده و نفوذ روسیه و چین را تحت کنترل نگه دارد. با این حال، مسیر دستیابی به یک تفاهم تاریخی با توجه به سردی روابط الجزایر و مراکش و پیچیدگیهای مسئله صحرای غربی بعید بهنظر میرسد.
💢پایان یک مناقشه طولانی؟
🔹کارشناسان متفقند قطعنامه اخیر بهخودیخود مناقشه را پایان نخواهد داد، اما آن را در مسیر تازهای قرار میدهد. پس از نیمقرن اختلاف و بنبست، بهنظر میرسد راهحلی واقعگرایانه مورد نظر قرار گرفته است که به نوعی منافع همه طرفها را حفظ کند، بیآنکه به میدان تقابل نظامی یا انسداد سیاسی بازگردد.
✅ با این حال، روابط مراکش و الجزایر همچنان در معرض آزمونی واقعی است. آشتی میان این دو همسایه میتواند افقهای تازهای برای همگرایی اقتصادی و امنیت منطقهای بگشاید، در حالیکه تداوم فاصله و بیاعتمادی، انزوای این منطقه از تحولات بزرگ آفریقا و جهان عرب را عمیقتر خواهد کرد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/680
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️رویه الاخباریه
#رویة_العربیة
#آفریقا
🔸شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامهای تازه درباره صحرای غربی تصویب کرد که در آن طرح خودمختاری مراکش را بهعنوان «اصلیترین مرجع برای راهحل سیاسی» تایید نمود. این قطعنامه که از آن بهعنوان «نقطه عطفی در تاریخ مناقشه» یاد شده، در روز جمعه، ۳۱ اکتبر ۲۰۲۵، با اکثریت ۱۱ رأی از مجموع ۱۵ رأی به تصویب رسید.
🔹در حالیکه این تصمیم پیروزی دیپلماتیک برای مراکش توصیف میشود، الجزایر با اتخاذ موضع مخالفت خاموش و بدون مشارکت در رأیگیری، مخالفت خود را خارج از صندوق رای ابراز کرد؛ صحنهای که عمق شکاف میان دو کشور همسایه را نشان میدهد و پرسش قدیمی را دوباره مطرح میسازد: آیا صحرای غربی به پایان مناقشه خود نزدیک شده یا وارد فصلی تازه از آن گردیده است؟
💢جشن رباط برای بهرسمیتشناسی بینالمللی
🔹برای رباط، این قطعنامه صرفاً یک سند سازمان ملل نبود، بلکه نتیجه روند دیپلماتیک طولانی بود که با ارائه طرح خودمختاری در سال ۲۰۰۷ آغاز شد. این نخستین بار بود که شورای امنیت این طرح را بهعنوان مرجع اصلی برای حلوفصل مسئله پذیرفت و از حمایت آشکار ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا برخوردار شد.
🔹مراکش لحظه رأیگیری را «بهرسمیتشناسی بینالمللی» حاکمیت خود بر صحرای غربی دانست. محمد ششم، پادشاه مراکش، اعلام کرد که کشورش «در حال گذر از لحظهای سرنوشتساز در تاریخ خود است» و تأکید کرد که «تأیید شورای امنیت بر صحرای مراکش تصمیمی تاریخی است.» او همچنین از رئیسجمهور الجزایر خواست تا برای «آیندهای برادرانه و شکوفا برای صحرا و مغرب بزرگ» وارد گفتوگویی دوستانه شود. او همچنین تأکید کرد طرح خودمختاری تنها راهحل واقعبینانه و قابل اجراست و خاطرنشان ساخت که کشورش آنچه را تاکنون بهدست آمده، پیروزی سیاسی نمیداند، بلکه آن را گامی بهسوی ثبات پایدار در منطقه تلقی میکند.
💢الجزایر: مخالفت خاموش
🔹در مقابل، الجزایر ترجیح داد موضع خود را از طریق «مخالفت خاموش» ابراز کند و برای دومین بار پیاپی از رأیدادن خودداری کرد. وزارت خارجه الجزایر اعلام کرد هیئت این کشور پیش از تصویب نهایی، توانسته از طریق اصلاحاتی که «حق مردم صحرا برای تعیین سرنوشت» را مورد تأکید قرار میداد، تغییری اساسی در متن پیشنویس آمریکایی قطعنامه ایجاد کند. با این وجود، چالش راهبردی الجزایر فراتر از سیاست و مربوط به جغرافیا است. دهههاست که این منطقه دروازه الجزایر به اقیانوس اطلس بهشمار میرود، اما با تقویت جایگاه مراکش در سازمان ملل، این افق دریایی بالقوه برای الجزایر رو به کاهش است.
💢توافق یا بازآرایی؟
🔹با وجود اصلاحاتی که در متن قطعنامه انجام شد، جوهره موضع همچنان روشن باقی ماند. اشاره مستقیم به طرح جبهه پولیساریو در سال ۲۰۰۷ حذف شد، در حالیکه طرح مراکش ۴ بار بهعنوان واقعبینانهترین مبنای مذاکره ذکر شد. با این حال، تحمیل طرح مراکش بهعنوان یک واقعیت موجود میتواند شانس تفاهمهای آینده را تضعیف کند، بهویژه اگر الجزایر احساس کند که این تصمیم، مناقشه را به دیدگاهی یکجانبه تقلیل داده است. همچنین واشنگتن، با وجود حمایت صریح از رباط، کوشید با نرمتر کردن لحن متن، از رویارویی دیپلماتیک با مسکو و پکن پرهیز کند.
💢تحرک آمریکا برای بازآرایی صحنه
🔹استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، پیشتر در اظهاراتی اعلام کرده بود واشنگتن در تلاش است «در ظرف چند هفته، شرایط لازم برای تفاهمی تاریخی میان الجزایر و مراکش» را فراهم آورد و حلوفصل مسئله صحرای غربی را شرط ثبات منطقه دانست. این تحرکات بیانگر تمایل واشنگتن به بازتنظیم روابط منطقهای در چارچوب امنیتی گستردهتری است؛ چارچوبی که ثبات در دو سوی مدیترانه را تضمین کرده و نفوذ روسیه و چین را تحت کنترل نگه دارد. با این حال، مسیر دستیابی به یک تفاهم تاریخی با توجه به سردی روابط الجزایر و مراکش و پیچیدگیهای مسئله صحرای غربی بعید بهنظر میرسد.
💢پایان یک مناقشه طولانی؟
🔹کارشناسان متفقند قطعنامه اخیر بهخودیخود مناقشه را پایان نخواهد داد، اما آن را در مسیر تازهای قرار میدهد. پس از نیمقرن اختلاف و بنبست، بهنظر میرسد راهحلی واقعگرایانه مورد نظر قرار گرفته است که به نوعی منافع همه طرفها را حفظ کند، بیآنکه به میدان تقابل نظامی یا انسداد سیاسی بازگردد.
🌐https://institutetehran.com/art/680
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤4👎1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
📝محمدعلی حسننیا
🔹فضای لبنان از چند روز قبل تاکنون بسیار ملتهب شده است. رژیم صهیونیستی روزانه به بهانههای واهی به جنوب و شرق این کشور حمله میکند. این امر تا جایی ادامه پیدا کرده است که جوزف عون، رئیس جمهور لبنان که فرماندهی کل قوای لبنان را نیز در اختیار دارد، به رودلف هیکل، فرمانده ارتش این کشور دستور مقابله با نیروهای اسرائیلی در جنوب را داده است، فرمانی که با استقبال مقاومت و مردم لبنان روبرو شده است.
🔸اندیشکده اسرائیلی آلما اسرائیل درباره توانایی بازسازی مقاومت لبنان گزارش جالبی را منتشر کرده است. این اندیشکده مینویسد که حزبالله در حال تسریع فرآیندهای مربوط به بازسازی خود است. تولید و تعمیر بومی سلاح (توانایی تولید انبوه سلاحهای ساده و قابلیت ویژه سلاحهای پیشرفته/دقیق) در دستور کار حزب الله قرار گرفته است. طبق اعلام این اندیشکده اسرائیلی، هنوز زیرساختهای بزرگی از «سرزمین تونلها» باقی مانده است؛ بسیاری از تونلهای تاکتیکی (منطقهای) و زیرساختهای زیرزمینی و همچنین تونلهای استراتژیک متعلق به حزبالله نیز هنوز آسیب ندیدهاند.
💢عدم پیشرفت پروژه خلع سلاح
🔸از سوی دیگر اسرائیلیها اعتقاد دارند دولت لبنان، نه اراده و نه توانایی مقابله واقعی با حزبالله برای خلع سلاح را ندارد. نیروی اصلی لبنان برای «خلع سلاح»، یعنی نیروهای مسلح لبنان (LAF)، در عملیات خود بسیار محدود هستند و نه مایل است و نه میتواند با حزبالله مقابله کند چرا که جمعیتشناسی ارتش این کشور نشان میدهد تقریباً ۴۵٪ از سربازان ارتش لبنان شیعه هستند؛ برخی تخمینها این رقم را حدود ۶۰٪ میدانند.
💢تولید در داخل همزمان با گشایش مسیرهای انتقال تسلیحات
🔸رژیم صهیونیستی معتقد است تلاشهای حزبالله برای ادامه ارسال زمینی تسلیحات و تجهیزات از طریق سوریه ادامه دارد و حتی مسیرهای انتقال از دریا نیز در برخی موارد فعال شده است. در ارزیابی اسرائیلیها، حزبالله در حال توسعه یک استراتژی ترکیبی نظامی-صنعتی است که در نقطه کانونی خود به دنبال تولید محلی و بومی سلاح است. این استراتژی پیشتر بهصورت موفق توسط حماس تجربه و اجرا شده است. اسرائیلیها معتقدند شرایط جدید ایجاب میکند حزبالله «کارخانههای تولیدی سلاح را به داخل لبنان بیاورد». حزبالله به این ادراک رسیده است که توانایی تولید سلاح در داخل لبنان سبب ارتقای توانایی نظامی این جنبش خواهد شد.
💢تونلها زندهاند!
🔸تونلهای لبنان که محل کارگاههای تولید و مونتاژ سلاح، انبارهای ذخیرهسازی امن و مراکز فرماندهی هستند، نه تنها پابرجا بلکه در حال بازسازی و توسعه نیز هستند. این امر اصل پنهانسازی توانایی صنعتی در یک زیرساخت زیرزمینی و غیر متمرکز را نشان میدهد و نابودی کامل آن را به کاری بسیار دشوار و طولانی تبدیل میکند. طبق ارزیابی کاتص وزیر جنگ اسرائیل، در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵، حدود ۶۰ درصد از سیستم تونلها در نوار غزه هنوز نابود نشده است و این مورد درباره لبنان بسیار بیشتر است.
🔸اسرائیل به این تحلیل رسیده است که تهدید آیندهی حزبالله، ترکیبی خطرناک از دو مدل است. در ارزیابی آنها، از یک سو، حزب الله تلاش خواهد کرد تا انعطافپذیری، تمرکز زدایی و توانایی تولید مقادیر زیادی از مهمات ساده را، همانطور که حماس نشان داده است، در پیش بگیرد. از سوی دیگر، به توسعه و تلاش برای تولید سامانههای تسلیحاتی استراتژیک و هدایتشونده دقیق که قادر به تهدید زیرساختهای حیاتی اسرائیل باشند، ادامه خواهد داد.
💢تغییر مرکز ثقل فرماندهی از جنوب لیتانی به بقاع
🔸حزبالله در حال تسریع روند بازسازی خود، بهویژه در منطقه شمال لیتانی است که فرماندهی آن با بخش یگان بدر خواهد بود. پیش از جنگ اسرائیل و لبنان، مرکز ثقل این فرماندهی در جنوب لیتانی در بخشهای واحدهای رزمی نصر و عزیز بود. همین موضوع سبب شده که اختلاف اساسی بین اسرائیل و دولت لبنان بروز کند که طبق قطعنامه ۱۷۰۱ باید در جنوب خط لیتانی خلع سلاح صورت گیرد.
🌐https://institutetehran.com/art/681
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9🔥2🙏2❤1
🔵صنعت نساجی ترکیه و خطر گسیختگی
▪️اکونومیست
#اکوتهران
#صنعت #نساجی #ترکیه
🔸در اواخر قرن پانزدهم، سلطان بایزید دوم دستور ساخت کاروانسرایی بزرگ را در پایتخت وقت امپراتوری عثمانی، بورسا و یکی از ایستگاههای کلیدی جاده ابریشم صادر کرد تا تاجران ابریشم و کالاهای آنها را در خود جای دهد. عثمانی در آن زمان قدرتی بزرگ در صنعت نساجی به حساب میرفت و دوران طلاییتری نیز برای این صنعت در پیش بود.
🔹تجارت و تولید منسوجات برای سه قرن و تا فرارسیدن انقلاب صنعتی، اقتصاد عثمانی را در اختیار خود داشت و کاروانسرای احداث شده توسط بایزید مرکز اصلی این فعالیت بود. این کاروانسرا هنوز پابرجاست؛ حیاط آن مملو از گردشگران و راهروهای آن ملمو از فروشندگان شال ابریشم است. صنعت نساجی ترکیه اما وارد رکودی عمیق شده است.
🔹ترکیه هنوز یکی از بزرگترین صادرکنندگان منسوجات در جهان به حساب میرود؛ اما سهم این کشور از بازار جهانی به پایینترین میزان در بیش از سه دهه گذشته و به زیر ۳ درصد رسیده است. در شرایطی که صادرات پوشاک بنگلادش و ویتنام در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ رشدی دورقمی داشتهاند، صادرات ترکیه ۶.۹ درصد افت داشته است.
🔹اکنون سومین سالی است که مقدار صادرات نساجی ترکیه کاهشی بوده و با اُفتی ۲۳ درصدی، از ۲۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ به حدود ۱۷ میلیارد دلار در سال جاری رسیده است. قریب به ۳۱۰ هزار کارگر نساجی و پوشاک بیکار شدهاند و حدود ۶ هزار کسب و کار تعطیل شده است. صدها شرکت دیگر نیز، عمدتا به مصر، نقل مکان کردهاند.
🔹مقصر اصلی، وضعیت کلی اقتصاد ترکیه است. نرخ بهره بالا و ارزش بیش از حد لیر، علیرغم اینکه تورم را از نرخی نزدیک به سه رقمی در سه سال پیش به حدود ۳۳ رسانده، موجب افزایش هزینه نیروی کار و تولید شده و مزیت رقابتی این صنعت را از بین برده است. از آغاز سال ۲۰۲۲ تاکنون، حداقل دستمزد در ترکیه از رقمی معادل ۳۸۳ دلار به معادل ۶۲۰ دلار رسیده است و صادرکنندگان که زمانی از وام ارزان با نرخ پایین بهره میبردند، اکنون تحت فشارند.
🔹پوشاک ترکیهای به صورت سنتی از مشابه چینی یا هندی گرانتر بود؛ اما این گرانی با کیفیت بالاتر جبران میشد. مشتریان اروپایی زمانی اجناس ترک را حتی اگر ۱۵ تا ۲۰ درصد گرانتر بودند، انتخاب میکردند. با تفاوت ۵۰ درصدی حال حاضر، چنین معادلهای صادق نیست. در همین راستا، سفارشهای خارجی به سمت کشورهای آسیایی هدایت شده است. صادرات نساجی چین به اروپا در نیمه نخست امسال ۲۰ درصد رشد کرده است.
🔹در یک دهه گذشته، بخشی از صنعت نساجی ترکیه به نیروی کار مهاجران و پناهندگان متکی بوده است و برآوردها حاکی از اشتغال ۲۵۰ تا ۴۰۰ هزار سوری با دستمزدهای نازل در کارگاهها و کارخانههای نساجی ترکیه بود. با سقوط اسد و پایان جنگ داخلی خونین سوریه دستکم ۲۰ درصد این شاغلان به کشور خود بازگشتهاند.
🔹بحران حاضر صرفاً یک نوسان موقت نیست. حتی اگر ترکیه بتواند هرج و مرج ناشی از سالهای تورم و سو مدیریت را مهار کند، این صنعت برای بازگشت به شکوه گذشته با دشواری روبهرو خواهد بود. نیروی کار گرانتر و کمیابتر شده است و شرکتهای نساجی ترکیه میگویند که حتی با دستمزدهای رقابتی، یافتن کارگر دشوار است و نسل جدید ترجیح میدهد پشت میز بنشیند تا در کارخانه کار کند. در نتیجه، ممکن است دوران تولید انبوه نساجی در ترکیه به پایان رسیده باشد.
✅ به عنوان جایگزین، ترکیه باید دست از تلاش برای تبدیل شدن به چینِ اروپا بردارد و به جای آن بر روی برندسازی، طراحی، تحویل سریع و تولید محصولات خاص متمرکز شود. برونسپاری تولید نیز میتواند گزینهای دیگر برای صنعت نساجی ترکیه باشد. همین حالا نیز برخی برندهای بزرگ ترکیه بخشهایی از تولید خود را به مصر منتقل کردهاند و بقیه نیز ممکن است ناچار به اقدامات مشابه شوند. در واقع، صنایع نساجی ترکیه ظرفیتهای بالقوه فراوانی برای شکوفایی دوباره دارند. اما پیش از آن، باید خود را از نو بیافرینند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/682
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️اکونومیست
#اکوتهران
#صنعت #نساجی #ترکیه
🔸در اواخر قرن پانزدهم، سلطان بایزید دوم دستور ساخت کاروانسرایی بزرگ را در پایتخت وقت امپراتوری عثمانی، بورسا و یکی از ایستگاههای کلیدی جاده ابریشم صادر کرد تا تاجران ابریشم و کالاهای آنها را در خود جای دهد. عثمانی در آن زمان قدرتی بزرگ در صنعت نساجی به حساب میرفت و دوران طلاییتری نیز برای این صنعت در پیش بود.
🔹تجارت و تولید منسوجات برای سه قرن و تا فرارسیدن انقلاب صنعتی، اقتصاد عثمانی را در اختیار خود داشت و کاروانسرای احداث شده توسط بایزید مرکز اصلی این فعالیت بود. این کاروانسرا هنوز پابرجاست؛ حیاط آن مملو از گردشگران و راهروهای آن ملمو از فروشندگان شال ابریشم است. صنعت نساجی ترکیه اما وارد رکودی عمیق شده است.
🔹ترکیه هنوز یکی از بزرگترین صادرکنندگان منسوجات در جهان به حساب میرود؛ اما سهم این کشور از بازار جهانی به پایینترین میزان در بیش از سه دهه گذشته و به زیر ۳ درصد رسیده است. در شرایطی که صادرات پوشاک بنگلادش و ویتنام در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ رشدی دورقمی داشتهاند، صادرات ترکیه ۶.۹ درصد افت داشته است.
🔹اکنون سومین سالی است که مقدار صادرات نساجی ترکیه کاهشی بوده و با اُفتی ۲۳ درصدی، از ۲۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ به حدود ۱۷ میلیارد دلار در سال جاری رسیده است. قریب به ۳۱۰ هزار کارگر نساجی و پوشاک بیکار شدهاند و حدود ۶ هزار کسب و کار تعطیل شده است. صدها شرکت دیگر نیز، عمدتا به مصر، نقل مکان کردهاند.
🔹مقصر اصلی، وضعیت کلی اقتصاد ترکیه است. نرخ بهره بالا و ارزش بیش از حد لیر، علیرغم اینکه تورم را از نرخی نزدیک به سه رقمی در سه سال پیش به حدود ۳۳ رسانده، موجب افزایش هزینه نیروی کار و تولید شده و مزیت رقابتی این صنعت را از بین برده است. از آغاز سال ۲۰۲۲ تاکنون، حداقل دستمزد در ترکیه از رقمی معادل ۳۸۳ دلار به معادل ۶۲۰ دلار رسیده است و صادرکنندگان که زمانی از وام ارزان با نرخ پایین بهره میبردند، اکنون تحت فشارند.
🔹پوشاک ترکیهای به صورت سنتی از مشابه چینی یا هندی گرانتر بود؛ اما این گرانی با کیفیت بالاتر جبران میشد. مشتریان اروپایی زمانی اجناس ترک را حتی اگر ۱۵ تا ۲۰ درصد گرانتر بودند، انتخاب میکردند. با تفاوت ۵۰ درصدی حال حاضر، چنین معادلهای صادق نیست. در همین راستا، سفارشهای خارجی به سمت کشورهای آسیایی هدایت شده است. صادرات نساجی چین به اروپا در نیمه نخست امسال ۲۰ درصد رشد کرده است.
🔹در یک دهه گذشته، بخشی از صنعت نساجی ترکیه به نیروی کار مهاجران و پناهندگان متکی بوده است و برآوردها حاکی از اشتغال ۲۵۰ تا ۴۰۰ هزار سوری با دستمزدهای نازل در کارگاهها و کارخانههای نساجی ترکیه بود. با سقوط اسد و پایان جنگ داخلی خونین سوریه دستکم ۲۰ درصد این شاغلان به کشور خود بازگشتهاند.
🔹بحران حاضر صرفاً یک نوسان موقت نیست. حتی اگر ترکیه بتواند هرج و مرج ناشی از سالهای تورم و سو مدیریت را مهار کند، این صنعت برای بازگشت به شکوه گذشته با دشواری روبهرو خواهد بود. نیروی کار گرانتر و کمیابتر شده است و شرکتهای نساجی ترکیه میگویند که حتی با دستمزدهای رقابتی، یافتن کارگر دشوار است و نسل جدید ترجیح میدهد پشت میز بنشیند تا در کارخانه کار کند. در نتیجه، ممکن است دوران تولید انبوه نساجی در ترکیه به پایان رسیده باشد.
🌐https://institutetehran.com/art/682
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8💯3❤1👎1