🔵 تاثیرات اقلیمی و زیستمحیطی ذوب شدن یخچالهای تاجیکستان
#اکوتهران
#تاجیکستان #آسیای_میانه
#محیط_زیست
🔹تاجیکستان هزاران یخچال طبیعی خُرد و کلان دارد که این یخچالها، نقش بسزایی در تامین آب تابستانی کشورهای آسیای مرکزی (تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان) بالاخص دو رودخانه آمودریا و زرافشان ایفا میکنند. در واقع، این یخچالهای طبیعی دههها «برج آب» آسیای مرکزی خوانده میشدند. در حال حاضر اما، این یخچالها با سرعتی قابلتوجه در حال آب شدن هستند و این مسئله، نه فقط برای خود کشور بلکه برای کل منطقه، تهدیدی زیستی و وجودی محسوب میشود.
💢لغزش یخچالها در پامیر
🔸در ۲۵ اکتبر سال جاری قطعه بزرگی از یخچال به طول دو کیلومتر، عرض ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر و ارتفاع ۲۵ متر از توده خود از حوالی قله «اسماعیل سامانی» در منطقه تاجیکآباد جدا شد و برای ساعتهای متمادی به سمت پایین حرکت کرد. علیرغم اینکه این لغزش تلفاتی نداشت؛ مقامات محلی هشدار دادهاند که در صورت وقوع بارشهای سنگین، ممکن است منجر به لغزشهای جدید و وقوع سیل در روستاهای پاییندست منطقه شود.
🔸یخچال «دهدال» نیز از اواسط سپتامبر تحت تأثیر گرمای غیرعادی در فصل پاییز، در حال جابهجایی است. پیشتر، تودهای به طول ۱.۳ تا ۱.۵ کیلومتر از این یخچال جدا شده بود. در نوامبر و همزمان با زلزله در دوشنبه و در افغانستان قطعهای از این یخچال، طی ۱۵ دقیقه بیش از پنج کیلومتر به طرف پاییندست لغزید. پس از زلزله، سرعت حرکت این قطعه به شش متر در ثانیه رسید. در مجموع سازمان هواشناسی تاجیکستان، رفتار این یخچال را نیز «غیرقابل پیشبینی» خوانده است.
🔸کارشناسان هشدار دادهاند که این لغزشها میتواند منجر به ایجاد دریاچههای یخچالی ناپایدار شود؛ دریاچههایی که در چشمانداز ممکن است به سیلابهای ناگهانی، تخریب زیرساختهای موجود در پاییندست، آلودگی منابع آب و حتی جاری شدن گل و لای بینجامند.
💢پایان «ناهنجاری پامیر–قراقروم»
🔸برای مدتها، یخچالهای تاجیکستان بخشی از «ناهنجاری پامیر–قراقروم» شمرده میشدند؛ منظور از ناهنجاری این است که برخلاف روند جهانی ذوب یخچالها، بخشی از یخچالهای پامیر و قراقروم نه تنها پایدار بودند، که رشد نیز میکردند. اما مطالعات متاخر مؤسسه علم و فناوری اتریش و مدلسازی از یخچال قزلسو در فاصله سالهای 1999 تا 2023 نشان میدهد که این روند از سال ۲۰۱۸ متوقف شده است و با کاهش شدید بارش برف، رفتار یخچال بهطور بنیادی تغییر کرده است؛ یعنی ذوب یخچالها افزایش یافته است. از همین روست که حدود یکسوم از کمبود منابع آب ناشی از کاهش بارش در این منطقه جبران شده است.
🔸از میان ۱۴ هزار یخچال تاجیکستان که قریب به ۶۰ درصد ذخایر آب آسیای مرکزی را در خود جای دادهاند، تاکنون بیش از هزار یخچال ناپدید شدهاند و نیمی از یخچالهای باقیمانده نیز به احتمال زیاد تا سال ۲۰۵۰ از بین خواهند رفت. اهمیت این تغییر زمانی قابل درک است که بدانیم ۹۵ درصد برق تاجیکستان از نیروگاههای برقآبی در مسیر ذوب یخچالها تغذیه میشود و کشورهای پاییندست نیز برای کشاورزی به این منابع وابسته هستند.
💢انتشار آلایندهها و تسریع فرایند ذوب شدن
🔸دولت تاجیکستان به گستردگی در مجامع بینالمللی به مسئله یخچالها میپردازد و برنامه جاهطلبانهای را برای گذار به انرژیهای سبز از وعده کاشت ۶۵ میلیون درخت تا پایان ۲۰۲۵ گرفته تا تبدیل ناوگان تاکسی دوشنبه به خودروهای برقی ارائه کرده است. با این حال، انتشار آلایندهها در دوشنبه طی ده سال گذشته دو برابر شده است. نیروگاه زغالسنگ دوشنبه-۲ روزانه ۶۰۰۰ تن زغالسنگ میسوزاند و رونق کنترلنشده ساختوساز نیز مصرف سیمان، سوزاندن زباله و معدنکاوی شن و ماسه را افزایش داده است؛ تاجیکستان در سال ۲۰۲۴ در رتبه ششم جهانی آلایندههای مضر قرار داشت و غلظت PM2.5 در شهر دوشنبه ۵ تا ۷ برابر توصیه سازمان بهداشت جهانی بوده است. طبعا این آلایندهها با حرکت به سمت مناطق یخچالی، سطوح یخی را آلوده میکنند و سرعت ذوب را افزایش میدهند.
💢جمعبندی
✅ ذوبشدن یخچالهای تاجیکستان فقط یک پدیده اقلیمی نیست و منشا تهدیدات زیستمحیطی جدی در سطح منطقهای به شمار میرود. این تهدیدات از سیلاب و نابودی منابع آبی گرفته تا تبعات مخاطرهآمیز برای امنیت غذایی و امنیت انرژی نزدیکتر از آن هستند که به نظر میرسد و یخچالهایی که برای دههها برج آب آسیای مرکزی بودهاند، به شکلی مهار ناپذیر در حال ناپدید شدن هستند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/702
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
#تاجیکستان #آسیای_میانه
#محیط_زیست
🔹تاجیکستان هزاران یخچال طبیعی خُرد و کلان دارد که این یخچالها، نقش بسزایی در تامین آب تابستانی کشورهای آسیای مرکزی (تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان) بالاخص دو رودخانه آمودریا و زرافشان ایفا میکنند. در واقع، این یخچالهای طبیعی دههها «برج آب» آسیای مرکزی خوانده میشدند. در حال حاضر اما، این یخچالها با سرعتی قابلتوجه در حال آب شدن هستند و این مسئله، نه فقط برای خود کشور بلکه برای کل منطقه، تهدیدی زیستی و وجودی محسوب میشود.
💢لغزش یخچالها در پامیر
🔸در ۲۵ اکتبر سال جاری قطعه بزرگی از یخچال به طول دو کیلومتر، عرض ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر و ارتفاع ۲۵ متر از توده خود از حوالی قله «اسماعیل سامانی» در منطقه تاجیکآباد جدا شد و برای ساعتهای متمادی به سمت پایین حرکت کرد. علیرغم اینکه این لغزش تلفاتی نداشت؛ مقامات محلی هشدار دادهاند که در صورت وقوع بارشهای سنگین، ممکن است منجر به لغزشهای جدید و وقوع سیل در روستاهای پاییندست منطقه شود.
🔸یخچال «دهدال» نیز از اواسط سپتامبر تحت تأثیر گرمای غیرعادی در فصل پاییز، در حال جابهجایی است. پیشتر، تودهای به طول ۱.۳ تا ۱.۵ کیلومتر از این یخچال جدا شده بود. در نوامبر و همزمان با زلزله در دوشنبه و در افغانستان قطعهای از این یخچال، طی ۱۵ دقیقه بیش از پنج کیلومتر به طرف پاییندست لغزید. پس از زلزله، سرعت حرکت این قطعه به شش متر در ثانیه رسید. در مجموع سازمان هواشناسی تاجیکستان، رفتار این یخچال را نیز «غیرقابل پیشبینی» خوانده است.
🔸کارشناسان هشدار دادهاند که این لغزشها میتواند منجر به ایجاد دریاچههای یخچالی ناپایدار شود؛ دریاچههایی که در چشمانداز ممکن است به سیلابهای ناگهانی، تخریب زیرساختهای موجود در پاییندست، آلودگی منابع آب و حتی جاری شدن گل و لای بینجامند.
💢پایان «ناهنجاری پامیر–قراقروم»
🔸برای مدتها، یخچالهای تاجیکستان بخشی از «ناهنجاری پامیر–قراقروم» شمرده میشدند؛ منظور از ناهنجاری این است که برخلاف روند جهانی ذوب یخچالها، بخشی از یخچالهای پامیر و قراقروم نه تنها پایدار بودند، که رشد نیز میکردند. اما مطالعات متاخر مؤسسه علم و فناوری اتریش و مدلسازی از یخچال قزلسو در فاصله سالهای 1999 تا 2023 نشان میدهد که این روند از سال ۲۰۱۸ متوقف شده است و با کاهش شدید بارش برف، رفتار یخچال بهطور بنیادی تغییر کرده است؛ یعنی ذوب یخچالها افزایش یافته است. از همین روست که حدود یکسوم از کمبود منابع آب ناشی از کاهش بارش در این منطقه جبران شده است.
🔸از میان ۱۴ هزار یخچال تاجیکستان که قریب به ۶۰ درصد ذخایر آب آسیای مرکزی را در خود جای دادهاند، تاکنون بیش از هزار یخچال ناپدید شدهاند و نیمی از یخچالهای باقیمانده نیز به احتمال زیاد تا سال ۲۰۵۰ از بین خواهند رفت. اهمیت این تغییر زمانی قابل درک است که بدانیم ۹۵ درصد برق تاجیکستان از نیروگاههای برقآبی در مسیر ذوب یخچالها تغذیه میشود و کشورهای پاییندست نیز برای کشاورزی به این منابع وابسته هستند.
💢انتشار آلایندهها و تسریع فرایند ذوب شدن
🔸دولت تاجیکستان به گستردگی در مجامع بینالمللی به مسئله یخچالها میپردازد و برنامه جاهطلبانهای را برای گذار به انرژیهای سبز از وعده کاشت ۶۵ میلیون درخت تا پایان ۲۰۲۵ گرفته تا تبدیل ناوگان تاکسی دوشنبه به خودروهای برقی ارائه کرده است. با این حال، انتشار آلایندهها در دوشنبه طی ده سال گذشته دو برابر شده است. نیروگاه زغالسنگ دوشنبه-۲ روزانه ۶۰۰۰ تن زغالسنگ میسوزاند و رونق کنترلنشده ساختوساز نیز مصرف سیمان، سوزاندن زباله و معدنکاوی شن و ماسه را افزایش داده است؛ تاجیکستان در سال ۲۰۲۴ در رتبه ششم جهانی آلایندههای مضر قرار داشت و غلظت PM2.5 در شهر دوشنبه ۵ تا ۷ برابر توصیه سازمان بهداشت جهانی بوده است. طبعا این آلایندهها با حرکت به سمت مناطق یخچالی، سطوح یخی را آلوده میکنند و سرعت ذوب را افزایش میدهند.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/702
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#با_انتخابات #عراق
📝علی بیدبو
🔹ششمین انتخابات پارلمانی عراق در شرایطی برگزار شد که میزان مشارکت نسبت به دوره گذشته افزایش قابل توجهی داشت. بر پایه نتایج اعلامشده، شیعیان مجموعا ۱۸۷ کرسی، اهل سنت ۷۷ کرسی و احزاب کرد ۵۶ کرسی به دست آوردند؛ در میان ائتلافهای انتخاباتی، ائتلاف نخستوزیر با کسب ۴۶ کرسی در جایگاه نخست قرار گرفت. ائتلاف تقدم با ۳۳ کرسی، دولة القانون با ۲۸ كرسی، جنبش الصادقون با ۲۷ کرسی و حزب دموکرات کردستان با ۲۶ کرسی در رتبههای بعدی جای گرفتند. این آمار بدون محاسبه ۹ کرسی اقلیتهاست. نزدیکی تعداد کرسیها میان سه ائتلاف اول، فضای مذاکره، چانهزنی و کسب امتیاز را برای ائتلاف پیشتاز دشوارتر کرده است.
🔸سازوکار تشکیل دولت در عراق عملا با آنچه در قانون اساسی تصریح شده، فاصله دارد. مطابق اصل ۷۶ قانون اساسی، رئیسجمهور موظف است نامزد «فراکسیونی که بیشترین تعداد نمایندگان را در بر دارد» برای تشکیل دولت مامور کند. اما تجربه سیاسی عراق نشان داده که معنای «فراکسیون بزرگتر» نه بر اساس نتایج صندوقها، بلکه بر اساس ائتلافهایی است که پس از اعلام نتایج و درون پارلمان شکل میگیرد. نقطه عطف این تفسیر به انتخابات ۲۰۱۰ بازمیگردد که باعث شد علیرغم پیروزی ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی با ۹۱ کرسی، نخستوزیری نوری المالکی رهبر ائتلاف قانون که با ۸۹ جایگاه دوم را داشت تداوم یابد.
🔸اکنون با توجه به نتایج چند سناریو محتمل است:
💢کنار زدن ائتلاف نخستوزیر
🔸در انتخابات اخیر، ائتلاف تحت رهبری نخستوزیر فعلی نتوانست اکثریت قاطعی کسب کند. این امر روند تشکیل دولت را دوباره وارد مرحلهای از ابهام و رقابتهای پنهان کرده است. متداولترین سناریو از نگاه بسیاری از بازیگران، فعال شدن نیروهای پشتصحنه، تشکیل ائتلافهای چندلایه و کنار زدن ائتلاف نخستوزیر وقت است. نوری المالکی که از ابتدا نقش کلیدی در معرفی السودانی در سال ۲۰۲۲ داشت، اکنون از عملکرد او به شدت ناراضی است. انتظار او این بود که السودانی در سایه او و چارچوب هماهنگی عمل کند اما نخستوزیر مواضعی مستقلتر از آنچه رهبران شیعی انتظار دارند اتخاذ کرد.
🔸از نگاه المالکی، ادامه یافتن نخستوزیری السودانی تهدیدی برای نفوذ سنتی او و دیگر رهبران چارچوب هماهنگی است. در این راستا، المالکی برای کنار زدن السودانی دو مسیر را دنبال میکند:
1️⃣تضعیف ائتلاف نخستوزیر از طریق فالح الفیاض: بخش قابل توجهی از آرای ائتلاف نخستوزیر در نینوا و مناطق سنینشین شمال به واسطه فالح الفیاض به دست آمده است. خروج الفیاض، ائتلاف السودانی را در پارلمان کوچک خواهد کرد.
2️⃣جلب حمایت احزاب تقدم و حزب دموکرات کردستان: المالکی تلاش میکند اشتباه سال ۲۰۲۱، یعنی پیوستن این دو حزب به مقتدی صدر تکرار نشود و این بار آنها را از همان ابتدا به سوی چارچوب هماهنگی هدایت کند.
💢اختلافات جدی درون چارچوب هماهنگی
🔸قیس الخزعلی پیشتر اشاره کرده بود که چارچوب هماهنگی ممکن است وارد فاز تصمیمگیری مبتنی بر اکثریت شود. بر اساس این مدل، هر حزب نامزد مطلوب خود را معرفی میکند و در مراحل بعد بر اساس مقبولیت و توانایی ایجاد ائتلاف، نامزد نهایی انتخاب میشود. این سناریو هرچند در ظاهر دموکراتیکتر است اما نه تنها روند تشکیل دولت را طولانیتر میکند بلکه زمینه اعمال نفوذ خارجی، فشارهای خیابان و حتی احتمال بازگشت تنشهای سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ را افزایش میدهد.
🔸اگر چارچوب هماهنگی بخواهد السودانی را که در بغداد و اکثر استانهای شیعهنشین بیشترین آرای مردمی را کسب کرده کنار بگذارد، باید هزینه اجتماعی و امنیتی سنگینی را بپردازد. این تصمیم میتواند در کنار زاویه شدید جریان صدر با رهبران چارچوب هماهنگی، عراق را وارد مرحلهای از تنش دوگانه کند.
💢ابقای السودانی با شروط سنگین
🔸این سناریو که بیشتر مورد توجه قیس الخزعلی است تلاش میکند میان السودانی و دیگر رهبران چارچوب هماهنگی تعادل جدیدی ایجاد کند. طبق این مدل، السودانی برای دور دوم باقی میماند اما نمیتواند نظر تمامی اعضای چارچوب هماهنگی را برای ادامه یافتن دولتش کسب کند و شروطی از جمله ایجاد هماهنگی بیشتر با احزاب شیعی را میپذیرد اما معلوم نیست این توافق بتواند رضایت نوری المالکی را جلب کند.
🌐https://institutetehran.com/art/703
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤3🔥1
#مقاله_تحلیلی
#روسیه #ناتو
📝میلاد رضائی
🔹حریم هوایی لهستان در شب ۹ و ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۵، شاهد ورود بیش از ۲۰ پهپاد روسی بود. این پهپادها که عمدتا از مسیر بلاروس وارد شدند، موجب شدند سامانههای دفاعی و جنگندههای ناتو وارد عمل شوند و لهستان در واکنش به این رخداد ماده ۴ ناتو را فعال کند. در مقابل، روسیه هرگونه دخالت خود را انکار کرد. این رخداد چیزی بیش از یک اشتباه ساده و اتفاقی است، چه اینکه در روزهای پس از آن نیز اخباری در خصوص ورود پهپادهایی به دانمارک و نقض حریم هوایی استونی توسط جنگندههای میگ-۳۱اس روسی منتشر شد. ممکن است این وقایع مقدمات یک درگیری گسترده میان روسیه و ناتو باشند.
💢زمینههای افزایش تنش
🔸با برگزاری دیدار میان پوتین و ترامپ در آلاسکا که اولین دیدار میان روسای جمهوری روسیه و آمریکا پس از آغاز جنگ بود، امید زیادی میرفت که این نشست با ایجاد یک آتشبس موقت، به پایان نهایی جنگ منجر شود. پس از تبدیل امیدواری به سرخوردگی، میدان نبرد شاهد افزایش تنش و برخوردها در همه ابعاد بود. اوکراین با پشتیبانی اطلاعاتی و سیاسی آمریکا، موج حملات مهم و گستردهای را علیه زیرساختهای انرژی روسیه آغاز کرد. در این میان بود که روسیه با انتقال گستردهی نیروها به بلاروس، خود را برای برگزاری رزمایش مشترک زاپاد ۲۰۲۵ آماده میساخت.
🔸سه روز پیش از آغاز زاپاد ۲۰۲۵، منابع لهستانی گزارش دادند که موجی از پهپادهای ناشناس وارد این کشور شدند. در مقابل، نیروهای لهستان و ناتو واکنش گستردهای داشتند. دونالد توسک، نخستوزیر لهستان اعلام کرد که جنگندههای این کشور بخشی از این پهپادها را منهدم کرده و مابقی پهپادها نیز پس از اتمام سوخت، بدون ایجاد انفجار و آسیب گسترده، خود سقوط کردهاند. لهستان با معرفی روسیه به عنوان عامل حملات، سفیر این کشور را احضار کرد.
💢انگیزههای احتمالی روسیه
🔸روسیه احتمالاً این نفوذها را با اهداف چندگانه انجام داده است که میتوان آنها را بر اساس الگوهای رفتاری مشاهدهشده و زمینه ژئوپلیتیکی استدلال کرد.
1️⃣اول، فشار سیاسی بر ناتو: این حمله پهپادی را میتوان بخشی از استراتژی گستردهتر مسکو برای تضعیف ناتو و غرب و ذیل یک جنگ هیبریدی دانست. در کنار این، روسیه واکنشهای سیاسی ناتو و اراده واقعی آنان را سنجید تا نقاط ضعف و شکافهای قابل نفوذ آنان را شناسایی کند.
2️⃣دوم، جمعآوری اطلاعات نظامی: تعداد بالای پهپادها و استفاده از مدلهای ارزان قیمت فریبنده مانند گربرا، که برای غافلگیر کردن دفاع هوایی طراحی شدهاند، نشان میدهد که این عملیات برای آزمایش زمان واکنش، ساختار فرماندهی و کنترل، و هماهنگی بین اعضای ناتو بوده است. همچنین مشخص میشود که مدافع بیشتر بر چه نوعی واکنشی تکیه دارد و اطلاعات ارزشمندی را برای زمان حمله واقعی در اختیار مهاجم میگذارد.
💢واکنش ناتو
🔸واکنش اعضای ناتو در برابر این حملات محدود به محکومیتهای سیاسی، فعالیت پدافندها و احضار سفرا نماند. این ائتلاف چندین سناریوی دفاعی را پیشبینی و اجرا کرد. بر اساس گزارشها، ناتو عملیات "نگهبان شرقی" را بلافاصله پس از حادثه راهاندازی کرد، که شامل اعزام تعداد محدودی از داراییهای هوایی اضافی از کشورهای اروپایی مانند جنگندههای اف_۳۵، هواپیماهای آواکس و سامانههای پاتریوت میشود تا حفاظت از شرق اروپا را تقویت کند.
🔸آلمان این رویداد را بخشی از زنجیره تحریکات روسیه در جناح شرقی ناتو دانست و در سطح گستردهتر، دبیر کل ناتو و اورزولا فون در لاین - رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، از ایجاد «دیوار پهپادی» –شبکهای یکپارچه از رادارها، حسگرها و یگانهای متحرک پدافند هوایی – سخن گفتهاند که تا به این جا محتملترین پاسخ ناتو ارزیابی میشود. اگرچه به دلیل پیچیدگیهای فناوی و هزینههای سرسامآور آن در کوتاه مدت قابل اجرا نیست.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/704
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤4👌1
▪️ نشنال اینترست
#تهران_ریویو
#افغانستان #آب
#محیط_زیست
🔸افغانستان را معمولاً کشوری محصور در خشکی توصیف میکنند، اما از منظر هیدرولوژیک، این کشور در بالادست دو کشور مهم قرار دارد. رودخانههای افغانستان به سمت پاکستان در شرق و ایران در غرب جریان مییابند و حوضههای «کنر–کابل–ایندوس» و «هلمند–هامون» را تغذیه میکنند. جغرافیا، افغانستان را به دروازهبان آب بدل کرده است. شکلی از اهرم فشار که طالبان امروز آن را روشنتر از هر دولت پیشین درک میکند.
🔹در سال ۲۰۲۵، طالبان اعلام کرد قصد دارد سدهای جدیدی بر رودخانه کنر بسازند؛ رودخانهای که سرچشمه آن در هندوکش پاکستان قرار دارد، سپس وارد افغانستان میشود و دوباره به پاکستان بازمیگردد تا به رود ایندوس بپیوندد. علیرغم مشکلات متعدد فنی این پروژه اما؛ پیام سیاسی این طرح مهمتر از ابعاد مهندسی آن است.
💢چالشها با پاکستان
🔹اسلامآباد بهخوبی میداند که ذخیرهسازی حتی اندکی آب در بالادست میتواند بر آبیاری و تولید برقآبی در ایالت خیبرپختونخوا و همچنین ذخیرهگاههای پاییندست، مانند ورسک و مومند، تأثیر بگذارد. هیچ چارچوب حقوقی الزامآوری میان دو کشور برای تقسیم منصفانه آب این رودها وجود ندارد. این خلأ، دست طالبان را برای اقدام باز میگذارد و پاکستان جز دیپلماسی گزینهای نخواهد داشت. به این ترتیب آب هم به فهرست بلند تنشهای میان دو کشور افزوده میشود. قدرت افغانستان بیش از آنکه در ساختوساز سد نهفته باشد، در تهدید به ساختن آن است. هر طرح پیشنهادی به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل میشود و رودخانه کنر را به امتداد ژئوپلیتیکی مناقشه خط دیورند بدل میکند.
🔹برای پاکستان، چالش ماهیتی و ساختاری است. بخش زیادی از کشاورزی آبی در شمالغرب این کشور به جریان ورودی از شاخههای رودخانهای افغانستان وابسته است. کاهش دبی رودخانههای کنر یا کابل میتواند بهرهوری کشاورزی را در پیشاور و چارسدّه کاهش دهد؛ درحالی که پروژههای برقآبی ورسک و مومند پیشاپیش به دلیل رسوبگذاری و نوسانهای فصلی زیر ظرفیت عمل میکنند. در سطح سیاسی، کمبود آب خطر تشدید تنشها در خیبرپختونخوا را به همراه دارد؛ استانی که همچنان مرکز احزاب مخالف و کانون فعالیتهای شورشی است. از این منظر، مدیریت آب افغانستان پیامدهایی سیاسی برای پاکستان دارد که از حوزه حوضه ایندوس بسیار فراتر میرود.
💢رویارویی در غرب
🔹در غرب، رویارویی دیگری در حال شکلگیری است. رود هلمند، بزرگترین رود افغانستان، از ارتفاعات مرکزی سرچشمه میگیرد و در تالابهای هامون در استان سیستان و بلوچستان ایران پایان مییابد. «معاهده آب هلمند ۱۹۷۳» برای ایران در سالهای نرمال ۲۲ مترمکعب در ثانیه حقابه تضمین میکند و اجازه میدهد در دورههای وفور، ۴ مترمکعب در ثانیه دیگر خریداری کند. این توافق فاقد سازوکار اجرایی است و به نظامهای پایش مشترک و تبادل داده متکی است که دهههاست کارایی خود را از دست دادهاند.
🔹ایران افغانستان را متهم میکند که از طریق کنترل سدهای کجکی و کمالخان، جریان آب هلمند را محدود میکند. مقامهای افغان پاسخ میدهند که ایران در سالهای نرمال سهم خود را دریافت میکند و کمبود آب در سیستان نتیجه مدیریت نادرست داخلی است. طوفانهای گردوغبار برخاسته از بستر خشک دریاچه هامون به تهدیدی جدی برای سلامت عمومی در هر دو کشور تبدیل شده است.
💢مدیریت آبی یا اهرم سیاسی؟
🔹در هر دو حوضه شرقی و غربی، ساختاری مشابه دیده میشود: کنترل بالادست بهمثابه سرمایه سیاسی. در حوضه کنر، موضوع بیشتر راهبردی است و به برقآبی و آبیاری گره خورده است. در مقابل، در حوضه هلمند، موضوع ماهیتی زیستمحیطی و انسانی دارد و پیامدهای آن با معیار معیشت و بقا سنجیده میشود، نه نفوذ سیاسی. طالبان از ابهام سود میبرد. میتواند با اعلام پروژههای جدید ادعای حاکمیت کند، با استناد به خشکسالی از کاهش رهاسازی آب دفاع کند، و میان آشتیجویی و چالشگری در نوسان باشد. در نبود دادههای هیدرولوژیک معتبر، ایران و پاکستان قادر به رد این روایتها نیستند.
🌐https://institutetehran.com/art/705
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤1👎1
#تحلیل_کوتاه
#ترکیه #آذربایجان #پاکستان
🔹در روز هشتم نوامبر و به مناسبت پنجمین سالگرد بازپسگیری شوشا و پیروزی در جنگ دوم قرهباغ، جمهوری آذربایجان با مشارکت نیروهای ترکیهای و پاکستانی یک رژه نظامی گسترده برگزار کرد. این رژه در شهر باکو برگزار شد و رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، به عنوان مهمان ویژه در این رژه شرکت کردند. حضور دو رهبر پیشگفته در رژه نظامی، دیدارهای رسمی و ضیافت مشترک توجه بسیاری را به این اتحاد نوظهور آسیایی جلب کرده است. به نظر میرسد که مثلث «باکو-آنکارا-اسلامآباد» در حال تحکیم پیوندهای خود در سطوح مختلف هستند و «اتحاد سهبرادر» بیش از پیش از سطح دیپلماتیک و سیاسی فراتر رفته و مبدل به یک پیوند نظامی شده است. حاضرین در این اتحاد، هر یک محرکهای خود را برای تعمیق پیوندها دارند.
💢محرکهای قدرتمند «سه برادر»
🔸ترکیه اردوغان تمایلی ویژه به اثبات رهبری خود در دو حوزه دارد. حوزه اول کشورهایی در آسیای میانه و قفقاز هستند که از سوی اردوغان «جهان تُرک» خوانده میشوند و حوزه دوم نیز جهان اسلام است. باکو و اسلامآباد هر یک نمایندهای برجسته برای یک حوزه محسوب میشوند. علاوه بر این، نباید فراموش کرد که صادرات تسلیحات در تعاملات متاخر ترکیه تا چه اندازه اهمیت یافته است و بازارهای آذربایجان و پاکستان، برای ترکیه جذابیت ویژهای دارند. جمهوری آذربایجان یکی از حامیان مالی برنامه توسعه جنگنده نسل پنجم «قاآن» یا «کآن» ترکیه است.
🔸غلبه بر ارمنستان و بازپسگیری قرهباغ بزرگترین دستاورد الهام علیف در بیش از دو دهه ریاستجمهوری در آذربایجان به حساب میرود و حفظ و تثبیت این دستاورد، برای علیف اهمیتی حیاتی دارد. فارغ از مواضع سیاسی همسو، باید توجه داشت که تقویت توانایی نظامی در مقابل ارمنستان (و رقبای بزرگتر همچون ایران) برای جمهوری آذربایجان مهمترین محرک برای نزدیک شدن به ترکیه و پاکستان است. فناوری پهپادی ترکیه یکی از عناصر موثر در پیروزی آذربایجان در قرهباغ محسوب میشدند و جمهوری آذربایجان مشتاق است که جریان انتقال تسلیحات و فناوری نظامی را از آنکارا به باکو برقرار نگاه دارد.
🔸پاکستان به عنوان تولیدکننده مستقیم جنگندههای نسل چهارم و مهمترین واسطه فناوری تسلیحاتی چینی میتواند مسیرهای فراوانی را بر صنایع نظامی جمهوری آذربایجان بگشاید. جمهوری آذربایجان به وضوح در عرصه هوایی با ضعف مواجه است و به میمنت اتحاد با پاکستان، قراردادی را برای تحویل 40 فروند جنگنده JF-17 ( به ارزش کل 4.6 میلیارد دلار) منعقد کرده است. گفته میشود که تجهیز این جنگندهها با موشکهای ترکیهای بر توانایی رزمی آنها افزوده است.
🔸مشارکت دستکم پنج فروند جنگنده JF-17 در رژه روز پیروزی بدون نشانههای ملی جمهوری آذربایجان یا پاکستان، بسیاری را درباره مالکیت کنونی جنگندهها به شک انداخت. بعدتر، منابع خبری تایید کردند که پنج فروند از سفارش آذربایجان تحویل شده است. رونمایی از سامانه چینی پدافند دوربرد HQ-9BE که به تازگی توسط آذریها خریداری شده است، گمانهزنیها را درباره واسطهگری پاکستان میان چین و آذربایجان تقویت میکند.
🔸پاکستان برای موازنهسازی با هند، هر متحد جدیدی را در منطقه غنیمت میشمارد. در خصوص آنکارا و باکو، همسویی سیاسی در پرونده کشمیر برای پاکستان غنیمتی مضاعف است. آنکارا در مواجهه اخیر با طالبان نیز میانجی فعالی با تمایل جدی به سمت پاکستان به حساب میرفت. باید توجه داشت که با رشد فزاینده نقش منطقهای هند، موقعیت پاکستان نزد کشورهای عرب خلیج فارس تا اندازهای تضعیف شده بود و تحکیم اتحاد با ترکیه و آذربایجان، جایگزین منطقهای قابل اطمینانی برای پاکستان به شمار میرفت.
🔸از سوی دیگر، پیشرفتهای نظامی ترکیه برای پاکستان جذابیتی ویژه دارد. پاکستان قریب به دو سال قبل، از سوی ترکیه به حضور در پروژه «کآن» دعوت شد و قرار است در تولید این جنگنده نسل پنجم مشارکت داشته باشد و با خرید 4 ناوچه کلاس MILGEM بزرگترین قرارداد واردات نظامی از ترکیه را منعقد نموده است.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/706
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2🤔2👏1😐1
#مقاله_تحلیلی
#آسیای_مرکزی
📝امید رحیمی
🔹نشست تاریخی «۱+۵» واشنگتن بین ترامپ و رهبران آسیای مرکزی، نشاندهنده تحول راهبردی در نگاه آمریکا به این منطقه است. این بالاترین سطح تعامل از زمان فروپاشی شوروی محسوب میشود و حتی بحث اولین سفر یک رئیسجمهور آمریکا به آسیای مرکزی نیز به طور جدی مطرح شده است. با این حال باید در نظر داشت که آسیای مرکزی دیگر تنها «متغیر تابع» افغانستان نیست، بلکه اکنون نقش محوری در محاسبات راهبردی واشنگتن در قبال سه موضوع کلیدی چین، اوکراین و افغانستان و همچنین در نقشه جدید خاورمیانهای ایفا میکند.
💢هدفگیری «خط نجات» پکن
🔸راهبرد سنتی آمریکا برای مهار چین، متمرکز بر محاصره دریایی (تایوان، دریای چین جنوبی و تنگه مالاگا) بود. اما راهبرد جدید، ضعیفترین حلقه امنیتی چین را هدف گرفته است: مرزهای غربی آن در مجاورت آسیای مرکزی. این منطقه که هممرز با سینکیانگ و تبت است، پاشنه آشیل ژئوپلیتیک و امنیتی چین محسوب میشود که بهدلیل واگراییهای قومی و مذهبی ابعاد ژئوکالچری نیز مییابد. تسلط آمریکا بر آسیای مرکزی، یک تهدید دائمی زمینی برای پکن ایجاد میکند و در صورت تشدید بحران در محاصره دریایی شرقی، میتواند به خفگی ژئواکونومیک چین بینجامد. این مسیر زمینی در ادبیات چینی خط نجات نامیده میشود.
💢جنگ فلزات کمیاب
🔸آسیای مرکزی به جدول مندلیف منابع معدنی مشهور است. در عصری که برتری تکنولوژیک به نیمههادیها و فلزات کمیاب وابسته است، تضمین دسترسی به این منابع برای آمریکا یک اولویت حیاتی است. وابستگی زنجیره تامین آمریکا به چین و تنشهای تایوان، این ضرورت را دوچندان کرده است. ترامپ در نشست ۱+۵ به صراحت بر موضوع فلزات کمیاب تاکید کرد. اگر چین بر این منابع مسلط شود، موقعیت راهبردی خود در رقابت با آمریکا را به شدت ارتقا خواهد داد.
💢بازیابی بگرام به عنوان اهرم ضدچینی
🔸خروج از افغانستان و پایگاه بگرام توسط بایدن، از سوی محافل آمریکایی یک خطای راهبردی بزرگ ارزیابی میشود. راهبرد جدید آمریکا، بر بازگشت به بگرام متمرکز است. ترامپ آشکارا اعلام کرده که موقعیت این پایگاه برای هدفگیری مراکز دپوی تسلیحات هستهای چین حیاتی است. در این نقشه، آسیای مرکزی مجدداً نقش حیاتی در پشتیبانی لجستیکی خواهد داشت. حتی در صورت عدم موفقیت در بازپسگیری بگرام، پایگاههای نظامی در آسیای مرکزی یک گزینه جایگزین مطمئن برای واشنگتن هستند. تحرکات اخیر در شمال افغانستان و بدخشان تاجیکستان، بر اهمیت این منطقه برای پیوند دادن دو پرونده افغانستان و ضدچینگرایی تاکید دارد.
💢بحران اوکراین: آسیای مرکزی به عنوان اهرم فشار بر روسیه
🔸شکست ترامپ در مهار روسیه از طریق دیپلماسی (به دلیل مقاومت بدنه ضدروسگرای داخلی و فقدان اهرمهای موثر)، واشنگتن را به سمت اهرمسازی در آسیای مرکزی سوق داده است. هدف، ایجاد فشار موثر بر مسکو برای موفقیت راهبرد اصلی، یعنی ضدچینگرایی است. حملات هدفمند اوکراین به خط لوله نفت قزاقستان (علیرغم در دسترستر بودن هدفهای روسی) که در آستانه نشست واشنگتن انجام شد یک مسئله مهم است که بیش از همه منافع شرکتهای آمریکایی همچون شورون و اکسون موبیل را هدف قرار داد. در شرایطی که آمریکا برای کاهش جهانی قیمت نفت تلاش میکند، تضمین تزریق روزانه ۱.۶ میلیون بشکه نفت قزاقستان به بازار، یک موضوع کاملاً راهبردی برای واشنگتن است.
💢ارتقای پیمان ابراهیم با عضویت قزاقستان
🔸در یک حرکت نمادین و راهبردی، قزاقستان در این نشست به پیمان ابراهیم پیوست. این پیوند، دو تحول بزرگ را نشان میدهد. در سطح کارکردی کشورهایی مانند قزاقستان به عنوان کاتالیزور برای کاهش هزینه عضویت کشورهای بزرگتر مانند عربستان سعودی عمل خواهند کرد؛ و در سطح ماهوی پیمان ابراهیم از یک پیمان عادیسازی فراتر رفته و به یک پلتفرم راهبردی برای تثبیت موقعیت هژمونیک در جنوب غرب آسیا تبدیل میشود. در این راهبرد کشورهای آسیای مرکزی با ایفای نقش در شکلدهی اجماع، تامین منابع، و بازیگری نیابتی، پایههای نقش آفرینی پایدار رژیم صهیونیستی به عنوان بازیگر نیابتی آمریکا را مستحکمتر خواهند کرد.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/707
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👏1👌1
♦️ورود سوریه به ائتلاف داعش و فتواهای متعارض
▪️الشرق الاوسط
#رویة_العربیة
#سوریه
🔸الگوی سیاسیای که احمد شرع، رئیسجمهور سوریه، برگزیده دیگر بر کسی پوشیده نیست. عملگرایی سیاسی، آمادگی برای رسیدن به یک توافق کامل با اسرائیل و باور به الگوهای توسعهای کشورهای نوظهور در حال توسعه با هدف آغاز مرحله بازسازی عباراتی هستند که در رسانهها مکرراً بیان و تکرار شدهاند. اما مهمتر از اینها، سردرگمی و خشم شدیدی است که الگوی کنونی شرع در هسته محافل بنیادگرا و در میان نظریهپردازان و رهبران آنها ایجاد کرده است.
🔹شرع بهخوبی میداند که خروج از سازمانهایی با ساختارهای سخت و جزمگرایانه آسان نیست و هزینه دارد. در نوشتهها و فتواهای متعددی نگرانی و شوک نسبت به این چرخش سریع در رفتار شرع، بازتاب یافته است؛ چرخشی از جبهههای نبرد حلب و درعا به کاخ سفید، و اتخاذ سیاستهایی که هرگز انتظارش را نداشتند. نظریههای بنیادگرایانه اکنون در برابر انباشتی از پرسشها قرار گرفتهاند و احساسات تلخ ناکامی و سرخوردگی را تجربه میکنند.
🔹از زمان بهدست گرفتن قدرت، گفتمان شرع عمدتاً بر مسائل سیاسی و اقتصادی متمرکز بوده است. او توجه چندانی به ارائه توجیهات فقهی برای متحدان پیشین خود نکرده، و همین ضعف، توسط رقبایش برای تضعیف پروژه خروج سوریه از بحران بزرگ مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
💢 دو فتوای متفاوت؛ تکفیر شرع یا تائید او؟
🔹وزیر دادگستری سوریه، مظهر الویس، همزمان با سفر الشرع، فتوای مفصلی درباره همان موضوعاتی که بنیادگرایان را به خشم آورده بود منتشر کرد و در آن تلاش کرده بود میان شریعت جدید و قدیمیترهای ناراضی پل بزند.
فتوای وزیر دادگستری پس از موجی از فتواهای مخالف پیوستن سوریه به ائتلاف بینالمللی ضد داعش صادر شد. برای نمونه، یکی از مفتیان نوشته بود که: «هرکس برای اجرای دستور کار آمریکا و در حالی که قصد و هدف آن پروژهای سکولار و دموکراتیک است به این ائتلاف بپیوندد، مرتکب ارتداد شده است؛ زیرا این امر به معنای پیروی از کفار در کفرشان و سپردن زمام اطاعت به آنان است. به استدلالهای سست جلوگیری از ظلم و ستم نباید توجه کرد، زیرا این امر دلیلی بر مجاز بودن عملی کفرآمیز نیست.»
🔹چنین فتوای تحریکآمیزی بیانگر شکاف عمیق نظری در درون این سازمانهاست؛ زیرا تکفیر اقدامات شرع به معنای آن است که در داخل سوریه نبردی درونی وجود دارد و شرع باید برای درهمشکستن بقایای ساختارهای تروریستی سرکش آن را پیش ببرد.
🔹در فتوای وزیر دادگستری آمده است: «دور از هیاهو و اغراق، و برای جلوگیری از آشفتگی و اغتشاش فکری، و از سر نصیحت به جوانان تا حق را از باطل بشناسند زیرا موضوع، دین است و تا گمان نکنند که سکوت نشانه ضعف یا عیب است. تا زمانی که کفه ترازوی منافع و مفاسد، به سود مصالح عمومی و دفع شرور است، و اقدام صورتگرفته در چارچوب هماهنگی و همکاری اطلاعاتی و آموزشی است که کنترل دولت و احترام به حاکمیت آن را تقویت میکند و هیچگونه چشمپوشی از حق مشروع، یا اذعان به تخلف مشروع، یا تبعیت، نمایش یا حمایت را در بر نمیگیرد، پس این امر با این ضوابط مشروع است. این موضوع با این کنترلها و با ضرورت هوشیاری و احتیاط، مشروع است و همه اینها در چارچوب قوانین سیاست مشروع و فقه واقع قرار میگیرد.»
🔹تمام این جنجالها نشاندهنده سطح بالای منازعه فکری و فقهی و پیامدهای خطرناک آن برای آینده سوریه است. سازمانهای تروریستی ممکن است به شیوههای مختلف واکنش نشان دهند، و این چالشی واقعی برای هر کسی است که این پدیده بنیادگرایی و مراحل آن را از نزدیک دنبال میکند.
💢 معضل فقهی با متحدان
🔹در این میان، چیزی شبیه به یک معضل فقهی پدید آمده است: چگونه میتوان متحدان دیروز را به درستی اقداماتی که امروز انجام میشود قانع کرد؟ این جدال و تقابلی که بخشی از آن با سفر الشرع به کاخ سفید و ورود سوریه به ائتلاف، و همچنین توافقهایی که با شرق و غرب عیان شده و خواهد شد، با گذر زمان شدت بیشتری خواهد یافت.
✅ در پایان، چالشهای سوریه هنوز به پایان نرسیدهاند؛ شواهد آن، مخالفت سرسخت بنیادگرایان با سیاستهای دولت کنونی سوریه است. باید به دوگانگی این گروهها توجه کرد؛ آنان خود را شریک در آزادی میدانند و سهم خود از غنایم را طلب میکنند. باید توجه داشت که نمیتوان اندیشههای این گروهها را تنها با یک فتوا ویران کرد؛ ساختار نظری این اندیشهها پیچیده است و از بین بردن آن، اگر ممکن باشد، تلاش، زمان، صبر و قدرتی استوار میطلبد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/708
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️الشرق الاوسط
#رویة_العربیة
#سوریه
🔸الگوی سیاسیای که احمد شرع، رئیسجمهور سوریه، برگزیده دیگر بر کسی پوشیده نیست. عملگرایی سیاسی، آمادگی برای رسیدن به یک توافق کامل با اسرائیل و باور به الگوهای توسعهای کشورهای نوظهور در حال توسعه با هدف آغاز مرحله بازسازی عباراتی هستند که در رسانهها مکرراً بیان و تکرار شدهاند. اما مهمتر از اینها، سردرگمی و خشم شدیدی است که الگوی کنونی شرع در هسته محافل بنیادگرا و در میان نظریهپردازان و رهبران آنها ایجاد کرده است.
🔹شرع بهخوبی میداند که خروج از سازمانهایی با ساختارهای سخت و جزمگرایانه آسان نیست و هزینه دارد. در نوشتهها و فتواهای متعددی نگرانی و شوک نسبت به این چرخش سریع در رفتار شرع، بازتاب یافته است؛ چرخشی از جبهههای نبرد حلب و درعا به کاخ سفید، و اتخاذ سیاستهایی که هرگز انتظارش را نداشتند. نظریههای بنیادگرایانه اکنون در برابر انباشتی از پرسشها قرار گرفتهاند و احساسات تلخ ناکامی و سرخوردگی را تجربه میکنند.
🔹از زمان بهدست گرفتن قدرت، گفتمان شرع عمدتاً بر مسائل سیاسی و اقتصادی متمرکز بوده است. او توجه چندانی به ارائه توجیهات فقهی برای متحدان پیشین خود نکرده، و همین ضعف، توسط رقبایش برای تضعیف پروژه خروج سوریه از بحران بزرگ مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
💢 دو فتوای متفاوت؛ تکفیر شرع یا تائید او؟
🔹وزیر دادگستری سوریه، مظهر الویس، همزمان با سفر الشرع، فتوای مفصلی درباره همان موضوعاتی که بنیادگرایان را به خشم آورده بود منتشر کرد و در آن تلاش کرده بود میان شریعت جدید و قدیمیترهای ناراضی پل بزند.
فتوای وزیر دادگستری پس از موجی از فتواهای مخالف پیوستن سوریه به ائتلاف بینالمللی ضد داعش صادر شد. برای نمونه، یکی از مفتیان نوشته بود که: «هرکس برای اجرای دستور کار آمریکا و در حالی که قصد و هدف آن پروژهای سکولار و دموکراتیک است به این ائتلاف بپیوندد، مرتکب ارتداد شده است؛ زیرا این امر به معنای پیروی از کفار در کفرشان و سپردن زمام اطاعت به آنان است. به استدلالهای سست جلوگیری از ظلم و ستم نباید توجه کرد، زیرا این امر دلیلی بر مجاز بودن عملی کفرآمیز نیست.»
🔹چنین فتوای تحریکآمیزی بیانگر شکاف عمیق نظری در درون این سازمانهاست؛ زیرا تکفیر اقدامات شرع به معنای آن است که در داخل سوریه نبردی درونی وجود دارد و شرع باید برای درهمشکستن بقایای ساختارهای تروریستی سرکش آن را پیش ببرد.
🔹در فتوای وزیر دادگستری آمده است: «دور از هیاهو و اغراق، و برای جلوگیری از آشفتگی و اغتشاش فکری، و از سر نصیحت به جوانان تا حق را از باطل بشناسند زیرا موضوع، دین است و تا گمان نکنند که سکوت نشانه ضعف یا عیب است. تا زمانی که کفه ترازوی منافع و مفاسد، به سود مصالح عمومی و دفع شرور است، و اقدام صورتگرفته در چارچوب هماهنگی و همکاری اطلاعاتی و آموزشی است که کنترل دولت و احترام به حاکمیت آن را تقویت میکند و هیچگونه چشمپوشی از حق مشروع، یا اذعان به تخلف مشروع، یا تبعیت، نمایش یا حمایت را در بر نمیگیرد، پس این امر با این ضوابط مشروع است. این موضوع با این کنترلها و با ضرورت هوشیاری و احتیاط، مشروع است و همه اینها در چارچوب قوانین سیاست مشروع و فقه واقع قرار میگیرد.»
🔹تمام این جنجالها نشاندهنده سطح بالای منازعه فکری و فقهی و پیامدهای خطرناک آن برای آینده سوریه است. سازمانهای تروریستی ممکن است به شیوههای مختلف واکنش نشان دهند، و این چالشی واقعی برای هر کسی است که این پدیده بنیادگرایی و مراحل آن را از نزدیک دنبال میکند.
💢 معضل فقهی با متحدان
🔹در این میان، چیزی شبیه به یک معضل فقهی پدید آمده است: چگونه میتوان متحدان دیروز را به درستی اقداماتی که امروز انجام میشود قانع کرد؟ این جدال و تقابلی که بخشی از آن با سفر الشرع به کاخ سفید و ورود سوریه به ائتلاف، و همچنین توافقهایی که با شرق و غرب عیان شده و خواهد شد، با گذر زمان شدت بیشتری خواهد یافت.
🌐https://institutetehran.com/art/708
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10🔥1👏1
#تحلیل_کوتاه
#عربستان #آمریکا
📝کامران کرمی
🔹ضیافت شام ترامپ برای ولیعهد عربستان سعودی در فضای عدم قطعیتهای منطقهای پرطنین است. سفری با دستورکار اصلی امضای یک پیمان دفاعی غیرحزبی و بازآرایی روابط چند دههای ریاض و واشنگتن در بستر شکافهای چندقطبی اقتصاد سیاسی بینالمللی. محمد بن سلمان در شرایطی با مجموعهای از اهداف وارد عمقبخشی روابط با دولت جمهوریخواه میشود که پروندههای باز در روابط دو کشور، در نظام منطقهای و در سطح جهانی متکثر است.
💢امنیتی
🔸در فرآیند تغییرات نوظهور بینالمللی در کلان رقابت چین و آمریکا، چشمانداز امنیت منطقهای برای عربستان جایگاه تعیین کنندهای در روند محاسبات داخلی ریاض دارد. اقتصاد پسانفت وابستگی معناداری به مسئله ثبات سیاسی دارد که جز از رهگذر امنیت پایدار تامین نخواهد شد. عربستان خواهان تعهدات روشنتر و قابل اتکاتری از واشنگتن است. تجربه حمله به تاسیسات آرامکو در ۲۰۱۹، حملات پهپادی علیه امارات در ۲۰۲۲ و حمله اسرائیل به دوحه، این احساس را در ریاض تقویت کرده که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس بهتنهایی ضمانت کافی ایجاد نمیکند.
🔸با این حال، از آنجا که توافق دفاعی رسمی نیازمند تصویب سناست و در شرایط پیچیدگیهای کنونی عملی به نظر نمیرسد، سعودیها به دنبال یک توافق دفاعی دوجانبهاند که چارچوبی پایدار برای همکاری نظامی ایجاد کند و وابسته به تغییر دولتها نباشد. متقابلاً برای آمریکا پذیرش یک تعهد الزامآور که با توجه به سیال بودن بحران در خاورمیانه میتواند پای ترامپ را نیز به جنگی دیگر بکشاند جز دردسر، جذابیتی در این مقطع ندارد.
💢اقتصادی
🔸سعودیها آگاهند که برای تبدیل شدن به اقتصادی پیشرفته باید بازیگران اصلی فناوری، انرژی، صنایع پیشرفته، بهداشت و سرگرمی را به کشور وارد کنند. اقتصاد در این سفر نه یک موضوع جانبی بلکه محور اصلی معماری روابط جدید آمریکا- عربستان است. سعودیها اکنون نسبت به گذشته جاهطلبتر، جسورتر و مطالبهگرتر ظاهر شدهاند و از واشنگتن انتظار دارند بهعنوان شریک راهبردی در این تحول اقتصادی مشارکت کند. واقعیت این است که چشمانداز 2030 و راهبرد تحول اقتصادی عربستان بهطور مستقیم بر روابط این کشور با آمریکا اثر گذاشته است.
🔸ریاض خود را در آستانه یک جهش تاریخی میبیند و در این چارچوب، همکاری در حوزه هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته برای سعودیها اولویت دارد. عربستان برای تحول اقتصادی، ایجاد مراکز داده و پرورش سرمایه انسانی در زمینه AI نیازمند دسترسی قابلپیشبینی به فناوری و شرکتهای آمریکایی است؛ موضوعی که با محدودیتهای صادراتی آمریکا مواجه شده است. متقابلاً آمریکا نیز منافع مهمی در این همکاری دارد؛ جلوگیری از چرخش عربستان به سمت چین در حوزه فناوری و هوش مصنوعی و وابستگی آن به تکنولوژی آسیای شرقی، حفظ نقش دلار و همکاریهای بانکی در سرمایهگذاریهای سعودی و اطمینان از اینکه بازتعریف اقتصاد منطقه با محوریت آمریکا و نه رقبا انجام شود.
💢 ژئوپلیتیک
🔸در مولفه ژئوپلیتیک میتوان سفر بنسلمان را از سه منظر تبیین کرد. نخست، بازتعریف امنیت منطقه با محوریت یک توافق جدید آمریکا-سعودی تا ریاض بتواند نقش قدرت منطقهای باثبات را بازی کند. دوم، ایجاد موازنه جدید در برابر تهدیدات نوظهور از جمله با ایران آنهم نه با جنگ، بلکه با ترکیب بازدارندگی، دیپلماسی و بازسازی کانونهای بحران در منطقه(یمن، سوریه، لبنان و عراق). سوم، استفاده از پرونده فلسطین برای مهندسی نظم سیاسی جدید در خاورمیانه که در آن ریاض نقش بازیگر جهتدهنده را ایفا کند.
🔸البته این طرح از زمان دولت بایدن بر مبادلهای بزرگ بنا شده بود: توافق دفاعی آمریکا-عربستان در برابر عادیسازی روابط ریاض و تلآویو همراه با بستهای اقتصادی و امتیازات برای فلسطینیها. اما جنگ غزه و شرایط انسانی آن، قیمت سیاسی عادیسازی را برای سعودیها افزایش داده است. ریاض در طول دو سال گذشته این استدلال را مطرح کرده که عادیسازی تنها در صورتی پیش میرود که اسرائیل از غزه خارج شود و به مسیر تشکیل کشور مستقل فلسطینی تعهد دهد؛ شرایطی که حداقل با کابینه کنونی نتانیاهو ممکن نیست.
💢جمع بندی
🌐https://institutetehran.com/art/709
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👏1
💢 فراخوان جذب پژوهشگر 💢
🔹 اندیشکده تهران در راستای تکمیل کادر پژوهشی خود در نظر دارد از میان دانشجویان و دانشآموختگان رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات منطقهای در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، پژوهشگر متخصص در حوزه «غرب آسیا با تمرکز بر فلسطین» جذب نماید.
🔸 شرایط و الزامات:
- آقایان کمتر از ۳۰ سال
- تسلط بر زبان انگلیسی (آشنایی با سایر زبانها امتیاز خواهد داشت)
- همکاری به صورت نیمهوقت و تمام وقت
🔴 علاقمندان جهت همکاری، رزومه کامل آموزشی، علمی و پژوهشی عکسدار خود را (شامل تمامی مقاطع تحصیلی، محل زندگی، مقالات و کتابهای چاپ شده، شماره تماس، وضعیت تأهل و آدرس) به نشانی زیر ارسال نمایند.
🌐 آیدی تلگرام:
@Institutetehran_admin
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🔹 اندیشکده تهران در راستای تکمیل کادر پژوهشی خود در نظر دارد از میان دانشجویان و دانشآموختگان رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات منطقهای در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، پژوهشگر متخصص در حوزه «غرب آسیا با تمرکز بر فلسطین» جذب نماید.
🔸 شرایط و الزامات:
- آقایان کمتر از ۳۰ سال
- تسلط بر زبان انگلیسی (آشنایی با سایر زبانها امتیاز خواهد داشت)
- همکاری به صورت نیمهوقت و تمام وقت
🔴 علاقمندان جهت همکاری، رزومه کامل آموزشی، علمی و پژوهشی عکسدار خود را (شامل تمامی مقاطع تحصیلی، محل زندگی، مقالات و کتابهای چاپ شده، شماره تماس، وضعیت تأهل و آدرس) به نشانی زیر ارسال نمایند.
🌐 آیدی تلگرام:
@Institutetehran_admin
🌐https://institutetehran.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏7👍4👎1😁1👌1
اندیشکده تهران | Tehran Institute pinned «💢 فراخوان جذب پژوهشگر 💢 🔹 اندیشکده تهران در راستای تکمیل کادر پژوهشی خود در نظر دارد از میان دانشجویان و دانشآموختگان رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات منطقهای در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، پژوهشگر متخصص در حوزه «غرب آسیا با تمرکز…»
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_غزه
📝محسن فایضی
🔹دیشب در شورای امنیت قطعنامه ای با ۱۳ رأی مثبت و دو رأی ممتنع روسیه و چین تصویب شد. در ادامه مهمترین مفاد این قطعنامه مرور میشود.
1️⃣تایید طرح ۲۰ بندی ترامپ
🔸شاید اصلی ترین و مبهمترین بند قطعنامه را آغاز آن با تایید بر طرح بیست بندی ترامپ دانست. طرحی که کاملا مبهم، متناقض و مورد رد علنی دو سوی این طرح صلح یعنی حماس به نمایندگی مقاومت و مردم فلسطین و سوی دیگر آن یعنی دولت نتانیاهو به نمایندگی از رژیم صهیونیستی است. مشخصاً بنظر میرسد آوردن این بند بیشتر اصرار بر مشروعیت بخشی طرح ارائه شده ترامپ است.
2️⃣تأسیس هیئت صلح بین المللی (BoP)
🔸این طرح از ایجاد یک سازوکار به نام هیئت صلح بینالمللی به عنوان یک «دولت انتقالی» استقبال میکند. زمان فعالیت دولت انتقالی براساس طرح تا زمانی است که بتواند چارچوبی را تعیین و بودجه لازم برای توسعه مجدد غزه را فراهم کند و تشکیلات خودگردان فلسطین نیز برنامه اصلاحات خود را به طور رضایتبخشی تکمیل کرده باشد و کنترل غزه را پس بگیرد؛ البته در قطعنامه برای ۲ سال مجوز حقوقی صادر شده است.
3️⃣نیروی امنیتی موقت!
🔸در کنار دولت انتقالی، یک نیروی امنیتی موقت (ISF) هم در غزه ایجاد میشود تا تحت یک فرماندهی واحد با نیروهایی که توسط کشورهای شرکتکننده تأمین میشوند، مستقر شود و از تمام اقدامات لازم برای انجام مأموریت خود استفاده کند. طبق این قطعنامه، ISF با همکاری یک نیروی پلیس فلسطینی تازه آموزشدیده و تأیید شده به تأمین امنیت مناطق مرزی، تضمین خلع سلاح گروههای شبهنظامی و «حفاظت از عملیات بشردوستانه» در «هماهنگی نزدیک» با مصر و اسرائیل کمک خواهد کرد.
4️⃣دولت فلسطینی
🔸یکی از اصلیترین حاشیههای قطعنامه پیش از تصویب آن از سوی اسرائیلیها، مسئله دولت فلسطینی بود. چون در طرح آمده پس از اجرای صادقانه برنامه اصلاحات تشکیلات خودگردان فلسطین و پیشرفت در توسعه مجدد غزه، ممکن است سرانجام شرایط برای مسیری معتبر به سوی خودمختاری و تشکیل کشور فلسطین فراهم شود.
🔸این جملات نه چندان قاطع از چگونگی حاکمیت و اختیارات تشکیلات خودگردان فلسطینی در نوار غزه پس از پایان کار هیئت صلح بینالمللی، با واکنش شدید شخصیتهایی چون کاتص وزیر جنگ، بن گویر وزیر امنیت ملی و دیگر اعضای کابینه نتانیاهو روبرو شد. جالب است که نماینده اسرائیل در سازمان ملل در جلسه رای گیری حضور داشت اما هیج نطقی ایراد نکرد.
5️⃣آمریکای میانجی
🔸در پایان قطعنامه تاکید شده است که ایالات متحده گفتگویی بین اسرائیل و فلسطینیان برقرار خواهد کرد تا در مورد افق سیاسی برای همزیستی مسالمتآمیز به توافق برسند! جمله ای که میتوان آن را تکراریترین گزاره و بند در طرحها و ایدههای آمریکایی از دهه ۹۰ میلادی به این سو دانست. اما آوردن این مفاد در قطعنامه و محدودکردن روند گفتگوها به میانجیگری آمریکاییها از دلایل رأی ممتنع روسیه و چین است.
6️⃣مشروعسازی حضور بینالمللی
🔸در قطعنامه آمده است که حضور مدنی و امنیتی بینالمللی در غزه تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۷، منوط به اقدامات بیشتر شورای امنیت، مجاز است! این بند در حقیقت یک لایه پنهان و اصلی دارد و آن بینالمللی کردن مسئله غزه از حیث مدیریت، کنترل و حق دخالت است. مسئلهای که تقریبا تمام بیانیه حماس درباره تصویب قطعنامه به آن مربوط میشود. حماس تأکید میکند آنچه در آینده رخ خواهد داد باید منوط به حق و حقوق تصمیم گیری فلسطینیها باشد. حاکمیت، سلاح و آینده غزه یک حق غیرقابلخدشه فلسطینی است و هر تصمیمی باید براساس گفتگوهای جریانات فلسطینی گرفته شود. در واقع ملاحظه و تفسیر حماس از قطعنامه، بینالمللیسازی مسئله فلسطین است.
💢جمعبندی
🔸قطعنامه مورد حمایت آمریکا طرح کاملی از منظر حقوق بینالملل ایجاد میکند تا یک هیئت صلح با تعریف مبهم به ریاست ترامپ و با عضویت منتخب او در کنار یک نیروی امنیتی بین المللی ایجاد شود که به مدت دو سال تقریباً همه جنبهها از امنیت و حکومت گرفته تا بازسازی غزه را کنترل کنند. در حقیقت این دوسال دوران گذاری است تا دولت فلسطینی برآمده از تشکیلات خودگردان شکل بگیرد!
🌐https://institutetehran.com/art/710
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤2👏1
🔵عودت یافتگان افغانستانی در چه وضعی به سر میبرند؟
#اکوتهران
#افغانستان
🔸آخرین پژوهش* انجام شده توسط دفتر منطقهای آسیا و پاسفیک «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» (UNDP) نشان میدهد که وضعیت معیشتی و زیستی در افغانستان، با اخراج خیل کثیر مهاجران از سوی ایران و پاکستان، وخیمتر شده است و اغلب عودتیافتگان با مشکل در تامین نیازهای اولیه خود مواجه هستند. این پژوهش با نمونه آماری قابل توجه از ۳۴ ولایت مختلف افغانستان و در سطح ملی و بینبخشی انجام پذیرفته و بازتابدهنده وضعیت اشتغال، بدهی، درمان، تحصیل و سکونت عودتیافتگان است.
🔹از سپتامبر ۲۰۲۳ بیش از ۴.۵ میلیون نفر به افغانستان عودت کردهاند؛ این رقم تقریبا معادل ده درصد به جمعیت ساکنان افغانستان افزوده است. این افزایش چشمگیر جمعیت در شرایطی پدیدار شده است که اقتصاد افغانستان از سال ۲۰۲۱ (بازگشت طالبان) با سقوطی شدید مواجه شده است و از ظرفیت پایین نهادهای اقتصادی و اجتماعی، کاهش کمکهای خارجی و شوکهای مکرر زیستمحیطی رنج میبرد. زلزلههای ویرانکننده اخیر در ولایات ننگرهار، کنر و سمنگان، سیلهای ناگهانی و خشکسالی شدید بر شدت مشکلات افزوده است. حدود یک میلیون نفر از زلزله ماه اوت در ولایات شرقی متاثر شدهاند. این ولایات یکی از اصلیترین مناطق تمرکز عودتیافتگان نیز بودهاند.
💢اشتغال و بدهی
🔹در مناطق غربی، نرخ بیکاری میان عودتیافتگان بین ۸۰ تا ۹۵ درصد بوده است و ۸۸ درصد از عودتیافتگان به طور متوسط مبالغی بین ۲۵ تا ۶۰ هزار افغانی (۳۷۳ تا ۹۰۰ دلار) بدهکار هستند. برای درک ابعاد بدهی مورد اشاره، میتوان به این نکته اشاره کرد که متوسط درآمد ماهانه عودتیافتگان رقمی نزدیک به ۶۶۲۳ افغانی (۱۰۱ دلار) برآورد شده است. در نقاط تمرکز عودتیافتگان، ۹۰ درصد خانوارها از استقراض، فروش داراییها یا حذف وعدههای غذایی برای گذران روزمره استفاده کردهاند.
🔹حدود یک سوم خانوارهای عودتیافته برای تامین نیازهای روزمره از وام و استقراض بهره میگیرند. نزدیک به ۶۷ درصد از خانوارهای عودتیافته تنها به کارگری فصلی و روزمزد اشتغال دارند. بسیاری از عودتیافتگان در ایران به عنوان کارگر ماهر و نیمهماهر در کارهای ساختمانی، خیاطی، مکانیکی و کشاورزی اشتغال داشتهاند و اکنون بخش اعظم آنها میان اشتغال ناقص و مهاجرت (به مناطق شهری یا خارج از کشور) در کشاکش هستند. با افزایش رقابت بر سر موقعیتهای شغلی، پذیرش دستمزدهای پایینتر یا ساعات کاری بیشتر مرسوم شده است که عودتیافتگان و جامعه محلی را به صورت توامان از خود متاثر ساخته است.
🔹شایان ذکر است که شرایط پیشگفته در خصوص زنان سرپرست خانوار وخامت بیشتری دارد. اشتغال زنان به نرخ هشداردهنده ۶ درصد رسیده است که بیش از هر چیز بر تولید کوچکمقیاس خانگی تمرکز دارد و در اغلب موارد، ماهیت غیررسمی و دستمزد پایین مشاغل موجود برای زنان، بر مشکلات اقتصادی خانوارهای تحت سرپرستی زنان افزوده است. باید توجه داشت که توزیع کمکهای خارجی بسیار محدود شده است و مطابق این پژوهش، ۶۴ درصد از خانوارهای عودتیافته هیچ شکلی از کمک را (در یک سال گذشته) دریافت نکردهاند.
💢درمان، تحصیل و سکونت
🔹بیش از نیمی از خانوارهای عودتیافته برای تامین مواد غذایی از هزینه درمانی صرف نظر کردهاند. علیرغم این مسئله، مراکز درمانی اغلب شلوغ هستند و یک پزشک به طور متوسط در یک شیفت کاری نزدیک به ۵۰۰ بیمار را ویزیت میکند. بیش از ۳۰ درصد خانوارهای عودتیافته از اشتغال به کار کودکان به عنوان یک راهکار مقابلهای استفاده کردهاند و نزدیک به ۵۵ درصد از پسران، تحصیلات ابتدایی خود را (هنوز) تمام نکردهاند. با این وجود، مدارس موجود در مناطق تمرکز عودتیافتگان شلوغ هستند و به طور متوسط در ازای هر ۷۰ تا ۱۰۰ دانشآموز، تنها یک معلم وجود دارد.
🔹هزینه اجارهبها در برخی مناطق بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش داشته است. از همین رو زندگی در سکونتگاههای نامناسب یا سکونت دستهجمعی چند خانوار در یک محل شیوع پیدا کرده است. به عنوان مثال، در شهر هرات بین ۷۰ تا ۸۰ درصد از عودتیافتگان از نظر سکونتگاه وضعیت نامناسبی دارند.
* متن فوق ترجمه گزارشی از دفتر منطقهای آسیا و پاسفیک «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» (UNDP) است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/711
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
#افغانستان
🔸آخرین پژوهش* انجام شده توسط دفتر منطقهای آسیا و پاسفیک «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» (UNDP) نشان میدهد که وضعیت معیشتی و زیستی در افغانستان، با اخراج خیل کثیر مهاجران از سوی ایران و پاکستان، وخیمتر شده است و اغلب عودتیافتگان با مشکل در تامین نیازهای اولیه خود مواجه هستند. این پژوهش با نمونه آماری قابل توجه از ۳۴ ولایت مختلف افغانستان و در سطح ملی و بینبخشی انجام پذیرفته و بازتابدهنده وضعیت اشتغال، بدهی، درمان، تحصیل و سکونت عودتیافتگان است.
🔹از سپتامبر ۲۰۲۳ بیش از ۴.۵ میلیون نفر به افغانستان عودت کردهاند؛ این رقم تقریبا معادل ده درصد به جمعیت ساکنان افغانستان افزوده است. این افزایش چشمگیر جمعیت در شرایطی پدیدار شده است که اقتصاد افغانستان از سال ۲۰۲۱ (بازگشت طالبان) با سقوطی شدید مواجه شده است و از ظرفیت پایین نهادهای اقتصادی و اجتماعی، کاهش کمکهای خارجی و شوکهای مکرر زیستمحیطی رنج میبرد. زلزلههای ویرانکننده اخیر در ولایات ننگرهار، کنر و سمنگان، سیلهای ناگهانی و خشکسالی شدید بر شدت مشکلات افزوده است. حدود یک میلیون نفر از زلزله ماه اوت در ولایات شرقی متاثر شدهاند. این ولایات یکی از اصلیترین مناطق تمرکز عودتیافتگان نیز بودهاند.
💢اشتغال و بدهی
🔹در مناطق غربی، نرخ بیکاری میان عودتیافتگان بین ۸۰ تا ۹۵ درصد بوده است و ۸۸ درصد از عودتیافتگان به طور متوسط مبالغی بین ۲۵ تا ۶۰ هزار افغانی (۳۷۳ تا ۹۰۰ دلار) بدهکار هستند. برای درک ابعاد بدهی مورد اشاره، میتوان به این نکته اشاره کرد که متوسط درآمد ماهانه عودتیافتگان رقمی نزدیک به ۶۶۲۳ افغانی (۱۰۱ دلار) برآورد شده است. در نقاط تمرکز عودتیافتگان، ۹۰ درصد خانوارها از استقراض، فروش داراییها یا حذف وعدههای غذایی برای گذران روزمره استفاده کردهاند.
🔹حدود یک سوم خانوارهای عودتیافته برای تامین نیازهای روزمره از وام و استقراض بهره میگیرند. نزدیک به ۶۷ درصد از خانوارهای عودتیافته تنها به کارگری فصلی و روزمزد اشتغال دارند. بسیاری از عودتیافتگان در ایران به عنوان کارگر ماهر و نیمهماهر در کارهای ساختمانی، خیاطی، مکانیکی و کشاورزی اشتغال داشتهاند و اکنون بخش اعظم آنها میان اشتغال ناقص و مهاجرت (به مناطق شهری یا خارج از کشور) در کشاکش هستند. با افزایش رقابت بر سر موقعیتهای شغلی، پذیرش دستمزدهای پایینتر یا ساعات کاری بیشتر مرسوم شده است که عودتیافتگان و جامعه محلی را به صورت توامان از خود متاثر ساخته است.
🔹شایان ذکر است که شرایط پیشگفته در خصوص زنان سرپرست خانوار وخامت بیشتری دارد. اشتغال زنان به نرخ هشداردهنده ۶ درصد رسیده است که بیش از هر چیز بر تولید کوچکمقیاس خانگی تمرکز دارد و در اغلب موارد، ماهیت غیررسمی و دستمزد پایین مشاغل موجود برای زنان، بر مشکلات اقتصادی خانوارهای تحت سرپرستی زنان افزوده است. باید توجه داشت که توزیع کمکهای خارجی بسیار محدود شده است و مطابق این پژوهش، ۶۴ درصد از خانوارهای عودتیافته هیچ شکلی از کمک را (در یک سال گذشته) دریافت نکردهاند.
💢درمان، تحصیل و سکونت
🔹بیش از نیمی از خانوارهای عودتیافته برای تامین مواد غذایی از هزینه درمانی صرف نظر کردهاند. علیرغم این مسئله، مراکز درمانی اغلب شلوغ هستند و یک پزشک به طور متوسط در یک شیفت کاری نزدیک به ۵۰۰ بیمار را ویزیت میکند. بیش از ۳۰ درصد خانوارهای عودتیافته از اشتغال به کار کودکان به عنوان یک راهکار مقابلهای استفاده کردهاند و نزدیک به ۵۵ درصد از پسران، تحصیلات ابتدایی خود را (هنوز) تمام نکردهاند. با این وجود، مدارس موجود در مناطق تمرکز عودتیافتگان شلوغ هستند و به طور متوسط در ازای هر ۷۰ تا ۱۰۰ دانشآموز، تنها یک معلم وجود دارد.
🔹هزینه اجارهبها در برخی مناطق بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش داشته است. از همین رو زندگی در سکونتگاههای نامناسب یا سکونت دستهجمعی چند خانوار در یک محل شیوع پیدا کرده است. به عنوان مثال، در شهر هرات بین ۷۰ تا ۸۰ درصد از عودتیافتگان از نظر سکونتگاه وضعیت نامناسبی دارند.
* متن فوق ترجمه گزارشی از دفتر منطقهای آسیا و پاسفیک «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» (UNDP) است.
🌐https://institutetehran.com/art/711
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎2👌1
#مقاله_تحلیلی
#جنگ_اوکراین
📝امیر منتسرف
🔹محاصره واقعی پوکروفسک (کراسنوآرمیسک) و میرنوگراد (دیمیتروف) پیامد مستقیم و توسعه موفقیت تاکتیکی نیروهای مسلح فدراسیون روسیه است که پس از تصرف آودیوکا در فوریه ۲۰۲۴ به دست آمده است.
🔸اگرچه تصرف خوشه پوکروفسک-میرنوگراد به عنوان گره لجستیکی کلیدی اوکراین در دونباس تدارکات نیروهای این کشور را مختل کرده و به صنعت آن (از طریق حذف زغالسنگ) ضربه میزند، اما این رخداد به تنهایی یک پیروزی محلی است. این موفقیت، بدون دستاوردهای راهبردی دیگر، تأثیر تعیینکنندهای بر وضعیت جهانی جنگ یا صلح ندارد و نباید در مورد اهمیت آن اغراق کرد.
💢تاکتیک روسیه: فرسایش و رقابت با زمان
🔹پیشروی روسیه محدود به پوکروفسک نیست؛ حملات فعال و موفق همزمان در وولچانسک و چاسیو یار نیز در جریان است. این تاکتیک چندجبههای، با هدف فرسایش نیروها و نابودی ذخایر اوکراین، طراحی شده تا در نهایت کنترل کامل بر دونتسک را برای روسیه محقق کند. اما چالش اصلی این استراتژی «زمان» است. سوال کلیدی این است: وقتی عملیات پوکروفسک به تنهایی بیش از یک سال و نیم زمان برده، آیا روسیه زمان کافی برای اجرای این استراتژی فرسایشی را دارد؟ این سوال از آن جهت اهمیت مییابد که استحکامات آتی نیروهای اوکراین در دونتسک، حتی از مواضع فعلی نیز نفوذناپذیرتر ارزیابی میشوند و عبور از آنها با سرعت فعلی بسیار طولانی خواهد بود.
💢چالشهای نیروی انسانی در هر دو جبهه
🔹هر دو طرف درگیری، علیرغم پیشرویهای روسیه، با بحران نیروی انسانی مواجهاند. اوکراین با مشکلات بسیج و آمار خیرهکننده فرار از خدمت (بیش از ۲۱ هزار مورد در ماه اکتبر) دست به گریبان است. از طرف روسی، گزارشها از کاهش سرعت جذب نیروی قراردادی حکایت دارد. این کاهش میتواند هم به دلیل کم شدن انگیزههای مالی و پاداشها باشد و هم (طبق نظر برخی کارشناسان) به عنوان پیامی از تلاشها برای حل دیپلماتیک مناقشه در قالب مذاکرات روسیه با آمریکا تفسیر شود.
💢تمایل افکار عمومی به راه حل مسالمتآمیز
🔹در پسزمینه وضعیت دشوار در جبهه، جنبه سیاسی مناقشه نیز تشدید میشود. بر اساس آخرین نظرسنجیهای افکار عمومی (ریتینگ در اوکراین، مرکز لوادا در روسیه)، بخش قابل توجهی از جمعیت هر دو کشور (حدود ۶۴ درصد در اوکراین و ۵۴ درصد در روسیه) برای آغاز فوری مذاکرات صلح تمایل نشان میدهد. با این وجود، گره اصلی، یعنی «شرایط» این صلح، همچنان ناگشوده است؛ مسئلهای که آینده سیاسی رهبران هر دو کشور مستقیماً به آن گره خورده است.
💢ژست نمایشی پوتین
🔹در این زمینه، یک رویداد تقریباً نادیده گرفته شد که اهمیت فوقالعادهای برای مذاکرات احتمالی آینده دارد. این رویداد، پیشنهاد ولادیمیر پوتین برای دعوت از روزنامهنگاران غربی جهت پوشش وضعیت در پوکروفسک، میرنوگراد و همچنین کوپیانسک در محور خارکف است؛ مناطقی که عملاً تصرف شدهاند.
🔹به نظر میرسد مخاطب اصلی این ژست بزرگ، دونالد ترامپِ علاقهمند به حرکات نمایشی است. با این حال مطبوعات غربی (بهویژه اروپا) نمیخواستند با پوشش این خبر، علاقه رو به افول ترامپ به جنگ اوکراین را دوباره تحریک و فرصتی ایجاد کنند که ممکن است به صلح بر مبنای شرایط روسیه منجر شود. از سوی دیگر، رسانههای داخلی روسیه نیز آن را نادیده گرفتند، زیرا این اقدام میتوانست یادآور «ژستهای حسننیت» شکستخورده قبلی (مانند مذاکرات استانبول و عقبنشینی از کییف) باشد.
💢فشار توربو-میهنپرستان
🔹چنین قیاسهایی با مخالفت شدید گروه کوچک اما فعال «توربو-میهنپرستان» روبهرو میشود. این گروه به هواداران دیدگاههای تهاجمی و احیای هژمونی روسیه معروفند و سیاستهای «نیمبند» پوتین در «عملیات ویژه نظامی» را «مایه شرمساری» میدانند. با این حال، این گروه فاقد هرگونه فاعلیت یا نمایندگی سیاسی واقعی است. دیدگاههایشان، هرچند بالقوه جذاب، در عمل شدیداً رادیکال تلقی میشود. در نتیجه، بستر اصلی و تقریباً تنها برای بیان نظرات آنها، به کانالهای شخصی تلگرامیشان محدود شده است.
🌐https://institutetehran.com/art/712
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤2👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
📝احسان کیانی
🔹نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی از ۱۹ تا ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ در مقر این آژانس در وین برگزار میشود. این شورا معمولاً پنج بار در سال، در مارس، ژوئن، دو بار در سپتامبر (قبل و بعد از کنفرانس عمومی) و سپس برای آخرین بار در نوامبر، تشکیل جلسه میدهد.
🔸اینکه این آخرین جلسه سال جاری میلادی (و احتمالاً شمسی) است، بر اهمیت آن میافزاید. این اهمیت را میتوان در نسبت زمانی انتخابات پارلمانی زودهنگام اسرائیل در بهار سال آینده دریافت. حمله اسرائیل به ایران در خردادماه، اندکی بعد از گزارش منفی و سوگیرانه دبیرکل آژانس پس از نشست فصلی شورای حکام در ۹ ژوئن، رخ داد که در آن نسبت به «فعالیتهای چشمگیر برنامههای هستهای ایران» ابراز نگرانی شده بود و برخی کارشناسان، آن دیدگاه را ازجمله مستمسک رژیم برای حمله به ایران قلمداد کردند.
🔸طبق مواضع اخیر گروسی درباره برنامه هستهای ایران، سه موضوع مهم که در دستور کار این نشست خواهد بود، میزان و محل ذخایر اورانیوم با غنای بالا؛ اجرای پروتکل الحاقی و تداوم بازرسی آژانس از تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان است.
🔸آمریکا و تروئیکای اروپایی یعنی بریتانیا، فرانسه و آلمان، پیشنویسی برای طرح در جلسه شورای حکام تدوین کردهاند که طبق آن از ایران میخواهد ضمن اجرای پروتکل الحاقی؛ به قطعنامههای شورای امنیت درباره برنامه هستهای که پیش از برجام مصوب شده بودند و به ادعای آنها، اکنون مشروع و الزامی است، عمل نماید. حال آنکه به نظر ایران، روسیه و چین، آن قطعنامهها منقضی شده و شورای حکام، صرفاً در چارچوب پادمان، ملزم به بررسی پرونده ایران است.
🔸طبق آن قطعنامهها ایران باید ضمن توقف غنیسازی و بازفرآوری اورانیوم و پروژههای آبسنگین و هرگونه فعالیت مرتبط با پژوهش و توسعه برنامه هستهای را نیز متوقف نماید. اروپا و آمریکا امیدوارند که قطعنامه پیشنهادی ایران را تحت فشار قرار دهد، ولی ایران به صراحت اعلام کرده تصویب این قطعنامه «وضعیت نظارتی را تغییر نخواهد داد»
🔸اکنون، مهمترین نگرانی طرف غربی که آژانس به نمایندگی از آنها بر آن تأکید دارد، بازگشت بازرسان و «ادامه رصد و پایش» تأسیسات هستهای ایران است. تهران به جهت تعامل با آژانس و حفظ مجاری دیپلماسی در این پرونده، اجازه بازدید از سایت بوشهر و سایت تحقیقاتی تهران را داده ولی هرگونه بازرسی از تأسیسات مورد حمله را منوط به تغییر رویه طرف مقابل نموده است. علاوه بر اینکه هشدار داده در صورت صدور قطعنامههای «غیرقانونی» علیه ایران، روابط با آژانس بهصورت بنیادی بازنگری خواهد شد.
🔸طرفهای غربی میدانند تهدید به ارسال پرونده از شورای حکام به شورای امنیت نیز، ناظر به حق وتوی روسیه و چین برای جلوگیری از تصویب قطعنامههای جدید علیه ایران، تأثیری بر تغییر رفتار ایران در خصوص «میزان و شیوه غنیسازی»، «شفافیت وضعیت اورانیوم» و «اجرای نظارت آژانس» ندارد و میتواند رابطه ایران و آژانس با بیش از پیش، تضعیف نماید.
🔸در این شرایط، ایران در عین پافشاری و ایستادگی بر مواضع جدی کنونی، بهخصوص درباره توقف بازرسیها که میتواند اهرم فشار مناسبی برای تغییر رفتار طرف مقابل باشد، میبایست از گشایشهای دیپلماتیکی که احتمالاً غیرمستقیم و محرمانه در جریان است، استقبال نماید.
🌐https://institutetehran.com/art/713
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎2❤1👏1
♦️تاکتیکهای جدید فشار با امضای وزارت خزانهداری آمریکا
▪️الخنادق
#رویة_العربیة
#لبنان #حزب_الله
🔸پس از آنکه گزینه نظامی برای وادار کردن حزبالله به عقبنشینی یا نابودی توانمندیهایش در جنگ اخیر ناکام ماند، ایالات متحده بهتازگی به سلاح دیگری روی آورده که آن را «بسیار کارآمد» میداند: اعمال بیشترین فشار مالی بر هر آنچه به حزبالله مرتبط است. هرچند در اصل این رویکرد تازهای نیست، اما اکنون به سطح بیسابقهای از مداخله مستقیم در سازوکارهای بخش مالی لبنان رسیده است. تلاشی برای تنگتر کردن حلقه فشار بر حزبالله از مسیر نظام بانکی و محیط اقتصادی کشور.
💢فشار حداکثری
🔹بیش از یک سال از آغاز جنگی که واشنگتن و تلآویو رویای یک پیروزی قاطع نظامی علیه حزبالله را در سر داشتند میگذرد. اسرائیل نتوانست اهداف خود را محقق کند و آمریکا نیز در تحمیل شروط خود بر واقعیت میدانی ناکام ماند. از همینجا بود که استراتژی جایگزین شکل گرفت؛ طرحی که هدف آن خشکاندن منابع مالی حزبالله از طریق خود دولت لبنان و سازوکارهای نظارتی، کنترلی و امنیتی تحمیلشده بر بانکها، مؤسسات انتقال پول و صرافیهاست.
🔹این تغییر جهت، بهطور ضمنی اعتراف به شکست رویکرد نظامی است و در عین حال نشان میدهد که تلاش برای انتقال نبرد به عرصهای جدید آغاز شده است؛ بهویژه اینکه اقتصاد لبنان از سال ۲۰۱۹ به اینسو، از جمله بر اثر اقدامات آمریکا، بهشدت تضعیف شده است.
💢بخشنامه بانک لبنان
🔹جدیدترین نمونه این روند، بخشنامه شماره ۳ بانک مرکزی لبنان است که خطاب به مؤسسات مالی، صرافیها، شرکتهای انتقال پول و کیفپولهای الکترونیکی صادر شده است. مطابق این بخشنامه مشتریان برای هر تراکنش نقدی به ارزش ۱۰۰۰ دلار یا بیشتر ملزم خواهند شد فرم «شناخت مشتری (KYC) »را تکمیل کنند. این بخشنامه بر اساس دستورالعملهای مستقیم مقامهای وزارت خزانهداری آمریکا در جریان سفر اخیرشان به بیروت صادر شده است.
🔹مشکل آنجاست که این اقدام خلاف قانون لبنان است، زیرا طبق قانون شماره ۴۲ مصوب ۲۰۱۵، سقف تراکنش نقدی که نیازمند اعلام رسمی است ۱۵ هزار دلار تعیین شده است. این نشان میدهد که دولت لبنان به جای اعمال قوانین ملی خود، در حال اجرای مقررات آمریکایی است.
💢اجرای بیچونوچرای دیکتهها
🔹آنچه شگفتانگیز است، تنها محتوای بخشنامه نیست، بلکه شیوه صدور آن است. این تدابیر نه در هیئت دولت بررسی شدهاند، نه به پارلمان ارائه شدهاند و نه قوانین اصلاح شدهاند تا با آنها سازگار باشند. این امر بدان معناست که بانک مرکزی لبنان به بازوی اجرایی دستورهای آمریکا تبدیل شده است.
🔹این روند در چارچوب سیاستهای گستردهتری قرار میگیرد که از زمان آغاز بحران مالی در سال ۲۰۲۰ همراه آن بوده است؛ سیاستهایی که طی آن نهادهای دولتی ظاهراً آمادهاند هر شرط و الزامی را، مادامی که برایشان نوعی «مشروعیت بینالمللی» به ارمغان آورد بپذیرند. در واقع، این اقدامات چیزی جز واگذاری تصمیمگیریهای مالی و حاکمیتی به قدرتهای خارجی نیست.
💢قمار آمریکایی
🔹وزارت خزانهداری آمریکا بر این باور است که با قطع منابع مالی حزبالله میتواند این جنبش را وادار به دادن امتیازات سیاسی کند، بهویژه در موضوع سلاحهایش. اما بیش از یک دهه تجربه نشان میدهد که این راهبرد محدودیتهای جدی دارد؛ چراکه تحریمهای پیشین نه ساختار حزبالله را تغییر داده و نه بر روند تصمیمگیری آن تأثیری گذاشتهاند. افزون بر این، حتی پس از جنگ اخیر پایگاه اجتماعی حزبالله همچنان یک منبع قدرت مهم و غیرقابل انکار باقی مانده است.
🔹خطر واقعی اما این است که خود لبنان بهای این اقدامات را میپردازد، زیرا محدودیتهای مالی موجب فلج شدن بیشتر بخشهای تولیدی، گسترش بازار سیاه، و افزایش انزوای اقتصادی میشود. البته تلاش آمریکا برای قطع کانالهای تأمین مالی امر تازهای نیست؛ اما تقریباً همیشه نتیجه یکسان بوده است: فشار نتوانسته هدف سیاسی را محقق کند. نمونه بارز آن ناکامی محاصره سوخت در سال ۲۰۲۱ است که منجر به واردات محمولههای سوخت ایران و توزیع آن در سراسر لبنان توسط حزبالله شد. این اقدام شبکههای اجتماعی و اقتصادی حامی حزب را تقویت کرد و آثار تحریمها بر پایگاه مردمی آن را کاهش داد.
✅ تحولات نشان میدهد که ایالات متحده از جنگ نظامی به جنگ مالی تغییر مسیر داده و دولت لبنان نیز بهطور کامل با این تغییر همراه شده است؛ آن هم با اجرای تصمیماتی که ناقض قوانین داخلی و مخدوشکننده حاکمیت کشور است. با این حال، تجربه ثابت کرده که حزبالله را نمیتوان از مسیر اقتصادی تضعیف یا وادار به عقبنشینی کرد، و فشار بر جامعه حامی آن نیز موضع و نقش این جنبش را تغییر نخواهد داد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/714
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️الخنادق
#رویة_العربیة
#لبنان #حزب_الله
🔸پس از آنکه گزینه نظامی برای وادار کردن حزبالله به عقبنشینی یا نابودی توانمندیهایش در جنگ اخیر ناکام ماند، ایالات متحده بهتازگی به سلاح دیگری روی آورده که آن را «بسیار کارآمد» میداند: اعمال بیشترین فشار مالی بر هر آنچه به حزبالله مرتبط است. هرچند در اصل این رویکرد تازهای نیست، اما اکنون به سطح بیسابقهای از مداخله مستقیم در سازوکارهای بخش مالی لبنان رسیده است. تلاشی برای تنگتر کردن حلقه فشار بر حزبالله از مسیر نظام بانکی و محیط اقتصادی کشور.
💢فشار حداکثری
🔹بیش از یک سال از آغاز جنگی که واشنگتن و تلآویو رویای یک پیروزی قاطع نظامی علیه حزبالله را در سر داشتند میگذرد. اسرائیل نتوانست اهداف خود را محقق کند و آمریکا نیز در تحمیل شروط خود بر واقعیت میدانی ناکام ماند. از همینجا بود که استراتژی جایگزین شکل گرفت؛ طرحی که هدف آن خشکاندن منابع مالی حزبالله از طریق خود دولت لبنان و سازوکارهای نظارتی، کنترلی و امنیتی تحمیلشده بر بانکها، مؤسسات انتقال پول و صرافیهاست.
🔹این تغییر جهت، بهطور ضمنی اعتراف به شکست رویکرد نظامی است و در عین حال نشان میدهد که تلاش برای انتقال نبرد به عرصهای جدید آغاز شده است؛ بهویژه اینکه اقتصاد لبنان از سال ۲۰۱۹ به اینسو، از جمله بر اثر اقدامات آمریکا، بهشدت تضعیف شده است.
💢بخشنامه بانک لبنان
🔹جدیدترین نمونه این روند، بخشنامه شماره ۳ بانک مرکزی لبنان است که خطاب به مؤسسات مالی، صرافیها، شرکتهای انتقال پول و کیفپولهای الکترونیکی صادر شده است. مطابق این بخشنامه مشتریان برای هر تراکنش نقدی به ارزش ۱۰۰۰ دلار یا بیشتر ملزم خواهند شد فرم «شناخت مشتری (KYC) »را تکمیل کنند. این بخشنامه بر اساس دستورالعملهای مستقیم مقامهای وزارت خزانهداری آمریکا در جریان سفر اخیرشان به بیروت صادر شده است.
🔹مشکل آنجاست که این اقدام خلاف قانون لبنان است، زیرا طبق قانون شماره ۴۲ مصوب ۲۰۱۵، سقف تراکنش نقدی که نیازمند اعلام رسمی است ۱۵ هزار دلار تعیین شده است. این نشان میدهد که دولت لبنان به جای اعمال قوانین ملی خود، در حال اجرای مقررات آمریکایی است.
💢اجرای بیچونوچرای دیکتهها
🔹آنچه شگفتانگیز است، تنها محتوای بخشنامه نیست، بلکه شیوه صدور آن است. این تدابیر نه در هیئت دولت بررسی شدهاند، نه به پارلمان ارائه شدهاند و نه قوانین اصلاح شدهاند تا با آنها سازگار باشند. این امر بدان معناست که بانک مرکزی لبنان به بازوی اجرایی دستورهای آمریکا تبدیل شده است.
🔹این روند در چارچوب سیاستهای گستردهتری قرار میگیرد که از زمان آغاز بحران مالی در سال ۲۰۲۰ همراه آن بوده است؛ سیاستهایی که طی آن نهادهای دولتی ظاهراً آمادهاند هر شرط و الزامی را، مادامی که برایشان نوعی «مشروعیت بینالمللی» به ارمغان آورد بپذیرند. در واقع، این اقدامات چیزی جز واگذاری تصمیمگیریهای مالی و حاکمیتی به قدرتهای خارجی نیست.
💢قمار آمریکایی
🔹وزارت خزانهداری آمریکا بر این باور است که با قطع منابع مالی حزبالله میتواند این جنبش را وادار به دادن امتیازات سیاسی کند، بهویژه در موضوع سلاحهایش. اما بیش از یک دهه تجربه نشان میدهد که این راهبرد محدودیتهای جدی دارد؛ چراکه تحریمهای پیشین نه ساختار حزبالله را تغییر داده و نه بر روند تصمیمگیری آن تأثیری گذاشتهاند. افزون بر این، حتی پس از جنگ اخیر پایگاه اجتماعی حزبالله همچنان یک منبع قدرت مهم و غیرقابل انکار باقی مانده است.
🔹خطر واقعی اما این است که خود لبنان بهای این اقدامات را میپردازد، زیرا محدودیتهای مالی موجب فلج شدن بیشتر بخشهای تولیدی، گسترش بازار سیاه، و افزایش انزوای اقتصادی میشود. البته تلاش آمریکا برای قطع کانالهای تأمین مالی امر تازهای نیست؛ اما تقریباً همیشه نتیجه یکسان بوده است: فشار نتوانسته هدف سیاسی را محقق کند. نمونه بارز آن ناکامی محاصره سوخت در سال ۲۰۲۱ است که منجر به واردات محمولههای سوخت ایران و توزیع آن در سراسر لبنان توسط حزبالله شد. این اقدام شبکههای اجتماعی و اقتصادی حامی حزب را تقویت کرد و آثار تحریمها بر پایگاه مردمی آن را کاهش داد.
🌐https://institutetehran.com/art/714
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3👏2
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #انتخابات
🔹بازترسیم حوزههای انتخاباتی ایالتها برای انتخابات کنگره به نوبه خود امری عادی در سیاست آمریکا است و معمولا هر یک دهه یکبار انجام میشود؛ اما امسال در چندین ایالت به صورت ناگهانی رخ داد و به میدان نبرد جمهوریخواهان و دموکراتها تبدیل گردید. نخست، ترامپ قانونگذاران جمهوریخواه در تگزاس و سه ایالت دیگر را وادار به تغییر نقشه انتخاباتی ایالتهایشان را کرد تا از تعداد دموکراتهای این ایالات که به مجلس نمایندگان راه مییابند کاسته شود. دموکراتها نیز در پاسخ تغییر نقشهها را در چند ایالت کلید زدند. این نبرد در اینکه کدام حزب کنترل دور بعدی مجلس نمایندگان را به دست خواهد گرفت اثر گذار است.
🔸علت آغاز این نبرد را میتوان در برآورد جمهوریخواهان از نتیجه انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ دانست. شکست حزب حاکم در انتخابات میاندورهای اتفاقی رایج در سیاست آمریکا است. در کنار این نکته، رضایت پایین افکار عمومی آمریکا در نظرسنجیها از عملکرد اقتصادی ترامپ –مخصوصاً تورم- بر احتمال پیروزی دموکراتها افزوده است. ترامپ خود چندین بار نسبت به این موضوع ابراز نگرانی و تأکید کرده که قیمتها در حال کاهش است. افزون بر این، جمهوریخواهان مشاهده کردند که اقلیت دموکرات چگونه توانست از طریق تعطیلکردن دولت فدرال مانعی در برابر اجرای سیاستهای ترامپ شود و اگر بتوانند کنترل مجلس را به دست گیرند، کار آنها دشوارتر خواهد شد. تمام این دلایل دست به دست هم دادند تا جمهوریخواهان پروژه بازترسیم نقشهها را کلید بزنند.
🔸جمهوریخواهان تاکنون در قوه مقننه ۴ ایالت موفق به تغییر نقشههای انتخاباتی شدهاند. در تگزاس، نقشه حوزههای جدید تعداد جمهوریخواهان مجلس نمایندگان را از ۲۵ به ۳۰، در اوهایو از ۱۰ به ۱۲، در کارولینای شمالی از ۱۰ به ۱۱ و در میسوری از ۶ به ۷ میرساند. در مجموع، جمهوریخواهان صرفاً به وسیله بازترسیم نقشهها توانستهاند ۹ کرسی جدید در مجلس نمایندگان کسب کنند. از آنجا که در حال حاضر سهم کلی هر ایالت از مجلس نمایندگان ثابت است، این به معنای این است که دموکراتها ۹ کرسی از دست دادهاند.
🔸دموکراتها نیز در پاسخ به سراغ چند ایالت رفته و در دو ایالت موفق شدهاند. در کالیفرنیا، نقشه انتخاباتی بازترسیمشده تعداد نمایندگان دموکرات را از ۴۳ به ۴۸ میرساند. در ایالت جمهوریخواه یوتا نیز یک قاضی ایالتی خطوط جدید حوزههای انتخابیه کنگره را که توسط قانونگذاران جمهوریخواه این ایالت ترسیم شده بود، رد کرد و در عوض نقشهای را تأیید کرد که شامل یک کرسی کاملاً دموکراتیک برای انتخابات میاندورهای سال آینده است. این یعنی دموکراتها نیز تاکنون موفق به کسب ۶ کرسی در مجلس نمایندگان شدهاند.
🔸در شش ایالت، نبرد بر سر بازترسیم نقشه حوزهها به پایان رسیده است؛ اما هر دو حزب در ایالتهای تحت کنترل خود دست به کار شدهاند تا تعداد نمایندگان خود را افزایش دهند. در دو ایالت ویرجینیا و نیویورک، قانون اساسی ایالتی اجازه تغییر نقشه را خارج از تاریخهای تعیینشده نمیدهد؛ اما دموکراتهای کنگرههای این دو ایالت طرحی را برای اصلاح قانون اساسی ارائه کردهاند. احتمال میرود اگر برنامه دموکراتها در ویرجینیا موفق شود، این حزب دو کرسی دیگر نیز به دست بیاورند. در کلرادو و ایلینویز نیز زمزمههایی برای آغاز فرآیند بازترسیم از سمت دموکراتها شنیده میشود. فرماندار مریلند نیز کمیسیونی را برای این کار تشکیل داده است.
🔸جمهوریخواهان نیز چند پروژه را به طور همزمان در ایالتهای مختلف پیگیری میکنند. در نبراسکا برخی مقامات جمهوریخواه سخن از بازترسیم نقشه انتخاباتی ایالت آوردهاند. تلاش برای بازترسیم حوزههای ایندیانا بخاطر مخالفت جمهوریخواهان سنای این ایالت با شکست مواجه شده و ترامپ فشار میآورد تا دوباره در دستور کار قرار گیرد. در لوئیزیانا و کانزاس نیز انتظار میرود به زودی فرآیند بازترسیم آغاز شود. به گفته سخنگوی مجلس نمایندگان ایالت فلوریدا نیز پرونده بازترسیم در یک کمیته ویژه پیگیری میشود.
🌐https://institutetehran.com/art/715
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👌2
🔵 شرق آفریقا و فرصتهای توسعه تجارت برای ایران
#اکوتهران
#آفریقا
📝توحید ورستان
🔸در سالهای اخیر نقش و اهمیت راهبردی قاره آفریقا به ویژه در بخش اقتصادی افزایش یافته است. متاسفانه ایران باوجود ظرفیتهای بالا اقتصادی و فرهنگی در بخش بزرگی از این قاره، هنوز نتوانسته این ظرفیت بالقوه را به بالفعل تبدیل کند. بطوریکه، سهم مبادلات ایران از تجارت ۱۲۰۰ میلیارد دلاری این قاره ۱.۲ میلیارد دلار یعنی یکهزارم آن است، که هیچ تناسبی با ظرفیت بالای کشور ندارد. در این میان، شرق آفریقا باتوجه به ذخایر عظیم منابع طبیعی میتواند در زمینه افزایش تجارت ایران و کشورهای این قاره نقش مهمی ایفا نماید. در واقع، شرق آفریقا میتواند محیط مناسبی برای محصولات ایرانی و دستیابی به منافع اقتصادی باشد.
💢جامعه شرق آفریقا دروازه طلایی برای ایران
🔹جامعه شرق آفریقا (EAC) شامل کنیا، تانزانیا، اوگاندا، بوروندی، رواندا، سودان جنوبی، جمهوری دموکراتیک کنگو و سومالی، در حال حاضر بیش از ۳۵۰ میلیون نفر جمعیت و ۳۵۶.۲۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. این جامعه به عنوان یکی از بلوکهای اقتصادی منطقهای پیشرو در آفریقا، رشد قابل توجهی در ایجاد منطقه تجارت آزاد، اتحادیه گمرکی و بازار مشترک برای کشورهای عضو خود داشته است. در سال ۲۰۲۳، تجارت درون منطقهای EAC به مرز ۱۲.۱ میلیارد دلار و تجارت با سایر نقاط جهان به ۸۰ میلیارد دلار رسید. با این حال، بسته شدن مرزها، اختلافات تجاری و موانع غیرتعرفهای موجود در نتیجه تنشها و درگیریهای داخلی، باعث شد فرصتهای تجاری درون منطقهای به حداکثر نرسد.
🔹علاوه بر بازار جامعه شرق آفریقا، دسترسی به سایر بازارهای آفریقایی (مانند COMESA، SADC و AfCFTA) و همچنین به بازارهای بینالمللی نیز از طریق ترتیبات تجارت ترجیحی ممکن است. بازار مشترک شرق و جنوب آفریقا (COMESA) شامل ۲۱ کشور عضو با جمعیت ۵۶۰ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی ۷۶۸ میلیارد دلار است، در واقع، یکی از بزرگترین ترتیبات تجاری در آفریقا است. کنیا، رواندا، اوگاندا، بوروندی و سودان جنوبی اعضای COMESA هستند. جامعه توسعه جنوب آفریقا (SADC) شامل ۱۶ کشور عضو و تولید ناخالص داخلی کل ۷۲۰ میلیارد دلار است. تانزانیا تنها عضو SADC در میان کشورهای شریک EAC است. سایر کشورهای شریک EAC میتوانند از طریق تانزانیا به بازار SADC دسترسی داشته باشند.
🔹با در نظر گرفتن این موضوع، گسترش مبادلات تجاری ایران با کشورهای جامعه شرق آفریقا با محوریت کنیا و تانزانیا، علاوه بر افزایش حجم مبادلات با کشورهای پیشگفته، نفوذ تجاری ایران در مرکز و جنوب قاره را نیز تقویت میکند. در سالهای اخیر نفوذ ایران در منطقه بیشتر معطوف به ابزارهای فرهنگی و دیپلماتیک بود، اما تقویت تجارت با محوریت شرق میتواند این امر را متوازن نماید.
💢نقش بنادر کنیا و تانزانیا
🔹در حال حاضر، تقریبا ۸۰ درصد تجارت جهان از طریق دریاها صورت میگیرد و این امر برای قاره آفریقا نیز صادق است. از همین رو، تقویت همکاریهای بندری ایران و جامعه شرق آفریقا و تقویت خطوط کشتیرانی برای انتقال کالاهای ایرانی و توزیع آن نقش اساسی دارد. باید توجه داشت که از ۱.۲ میلیارد دلار تجارت دوجانبه، ۱.۱ میلیارد دلار آن مربوط به صادرات ایران است. در این راستا، سه بندر «مومباسا» کنیا و «دارالسلام» و «زنزیبار» تانزانیا در حاشیه اقیانوس هند نقش مهمی ایفا میکنند. در حال حاضر، مومباسا شلوغترین بندر در شرق آفریقا است و به عنوان نقطه ورود اصلی کالاهای ایران به بازار ۳۵۰ میلیون نفری و فراتر از آن عمل خواهد کرد.
🔹کالاهای صادراتی ایران به کنیا میتواند از طریق تانزانیا و راهآهن کریدور مرکزی به رواندا، بوروندی و جمهوری دموکراتیک کنگو برسد که فرصتهای تجاری جدیدی را برای شرکتهای حمل و نقل، انبارداران و خدمات لجستیک مرزی تانزانیا فراهم میکند. تقویت روابط ایران و کنیا میتواند باعث رقابت تانزانیا و نزدیکی بیشتر آن به تهران شود. این اقدام همچنین یک لایه ژئوپلیتیکی به این موضوع میافزاید، زیرا دو بندر بزرگ شرق آفریقا، مومباسا و دارالسلام، برای ایفای نقش دروازههای قارهای رقابت میکنند.
💢نتیجهگیری
✅ توسعه روابط اقتصادی ایران و جامعه شرق آفریقا میتواند بستر مناسبی برای دستیابی به حجم تجارت هدفگذاری شده ۱۰ میلیارد دلار بین تهران و این قاره باشد. در این میان، تقویت دیپلماسی اقتصادی با کشورهای منطقه به ویژه کنیا و تانزانیا در این راستا بسیار تاثیرگذار است، زیرا بنادر آنها در واقع به عنوان دروازهای برای ورود ایران به بازارهای آفریقا محسوب میشوند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/716
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
#آفریقا
📝توحید ورستان
🔸در سالهای اخیر نقش و اهمیت راهبردی قاره آفریقا به ویژه در بخش اقتصادی افزایش یافته است. متاسفانه ایران باوجود ظرفیتهای بالا اقتصادی و فرهنگی در بخش بزرگی از این قاره، هنوز نتوانسته این ظرفیت بالقوه را به بالفعل تبدیل کند. بطوریکه، سهم مبادلات ایران از تجارت ۱۲۰۰ میلیارد دلاری این قاره ۱.۲ میلیارد دلار یعنی یکهزارم آن است، که هیچ تناسبی با ظرفیت بالای کشور ندارد. در این میان، شرق آفریقا باتوجه به ذخایر عظیم منابع طبیعی میتواند در زمینه افزایش تجارت ایران و کشورهای این قاره نقش مهمی ایفا نماید. در واقع، شرق آفریقا میتواند محیط مناسبی برای محصولات ایرانی و دستیابی به منافع اقتصادی باشد.
💢جامعه شرق آفریقا دروازه طلایی برای ایران
🔹جامعه شرق آفریقا (EAC) شامل کنیا، تانزانیا، اوگاندا، بوروندی، رواندا، سودان جنوبی، جمهوری دموکراتیک کنگو و سومالی، در حال حاضر بیش از ۳۵۰ میلیون نفر جمعیت و ۳۵۶.۲۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. این جامعه به عنوان یکی از بلوکهای اقتصادی منطقهای پیشرو در آفریقا، رشد قابل توجهی در ایجاد منطقه تجارت آزاد، اتحادیه گمرکی و بازار مشترک برای کشورهای عضو خود داشته است. در سال ۲۰۲۳، تجارت درون منطقهای EAC به مرز ۱۲.۱ میلیارد دلار و تجارت با سایر نقاط جهان به ۸۰ میلیارد دلار رسید. با این حال، بسته شدن مرزها، اختلافات تجاری و موانع غیرتعرفهای موجود در نتیجه تنشها و درگیریهای داخلی، باعث شد فرصتهای تجاری درون منطقهای به حداکثر نرسد.
🔹علاوه بر بازار جامعه شرق آفریقا، دسترسی به سایر بازارهای آفریقایی (مانند COMESA، SADC و AfCFTA) و همچنین به بازارهای بینالمللی نیز از طریق ترتیبات تجارت ترجیحی ممکن است. بازار مشترک شرق و جنوب آفریقا (COMESA) شامل ۲۱ کشور عضو با جمعیت ۵۶۰ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی ۷۶۸ میلیارد دلار است، در واقع، یکی از بزرگترین ترتیبات تجاری در آفریقا است. کنیا، رواندا، اوگاندا، بوروندی و سودان جنوبی اعضای COMESA هستند. جامعه توسعه جنوب آفریقا (SADC) شامل ۱۶ کشور عضو و تولید ناخالص داخلی کل ۷۲۰ میلیارد دلار است. تانزانیا تنها عضو SADC در میان کشورهای شریک EAC است. سایر کشورهای شریک EAC میتوانند از طریق تانزانیا به بازار SADC دسترسی داشته باشند.
🔹با در نظر گرفتن این موضوع، گسترش مبادلات تجاری ایران با کشورهای جامعه شرق آفریقا با محوریت کنیا و تانزانیا، علاوه بر افزایش حجم مبادلات با کشورهای پیشگفته، نفوذ تجاری ایران در مرکز و جنوب قاره را نیز تقویت میکند. در سالهای اخیر نفوذ ایران در منطقه بیشتر معطوف به ابزارهای فرهنگی و دیپلماتیک بود، اما تقویت تجارت با محوریت شرق میتواند این امر را متوازن نماید.
💢نقش بنادر کنیا و تانزانیا
🔹در حال حاضر، تقریبا ۸۰ درصد تجارت جهان از طریق دریاها صورت میگیرد و این امر برای قاره آفریقا نیز صادق است. از همین رو، تقویت همکاریهای بندری ایران و جامعه شرق آفریقا و تقویت خطوط کشتیرانی برای انتقال کالاهای ایرانی و توزیع آن نقش اساسی دارد. باید توجه داشت که از ۱.۲ میلیارد دلار تجارت دوجانبه، ۱.۱ میلیارد دلار آن مربوط به صادرات ایران است. در این راستا، سه بندر «مومباسا» کنیا و «دارالسلام» و «زنزیبار» تانزانیا در حاشیه اقیانوس هند نقش مهمی ایفا میکنند. در حال حاضر، مومباسا شلوغترین بندر در شرق آفریقا است و به عنوان نقطه ورود اصلی کالاهای ایران به بازار ۳۵۰ میلیون نفری و فراتر از آن عمل خواهد کرد.
🔹کالاهای صادراتی ایران به کنیا میتواند از طریق تانزانیا و راهآهن کریدور مرکزی به رواندا، بوروندی و جمهوری دموکراتیک کنگو برسد که فرصتهای تجاری جدیدی را برای شرکتهای حمل و نقل، انبارداران و خدمات لجستیک مرزی تانزانیا فراهم میکند. تقویت روابط ایران و کنیا میتواند باعث رقابت تانزانیا و نزدیکی بیشتر آن به تهران شود. این اقدام همچنین یک لایه ژئوپلیتیکی به این موضوع میافزاید، زیرا دو بندر بزرگ شرق آفریقا، مومباسا و دارالسلام، برای ایفای نقش دروازههای قارهای رقابت میکنند.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/716
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤4👏1
#تحلیل_کوتاه
#چین #ایران
📝احمد رمضانی
🔹گفتگوی تلفنی مورخ ۵ نوامبر ۲۰۲۵ (۱۴ آبان ۱۴۰۴) میان وانگ یی، وزیر امور خارجه چین و سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در مقطعی حساس و پرتنش از حیث ژئوپلیتیکی انجام گرفت. این رایزنی تلاشی از سوی پکن برای تثبیت وضعیت استراتژیک ایران در پی تحولات مهم منطقهای و جهانی بود.
🔸 در این گفتوگوی تلفنی، طرفین با اشاره به پنجاهوپنجمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک بر اولویت گسترش روابط دوجانبه و تعمیق همکاریها تأکید کردند. در این گفتگو، چین پیشبرد روابط با ایران را یکی از اولویتهای راهبردی خود دانست و دو طرف ضمن حمایت از توسعه مشارکت جامع راهبردی، درباره مسئله هستهای ایران نیز گفتوگو کردند.
🔸در حالی که چین در روابط خود با کشورهایی مانند مجارستان، ازبکستان، ونزوئلا و حتی امارات از واژه «ارتقا» (Upgrade) برای بالا بردن سطح مشارکت استفاده کرده ، در بیانیه خود درباره ایران از تعبیر «تقویت/پیشبرد» (Promote) برای توضیح توسعه همکاریها در چارچوب توافق ۲۵ ساله بهره برده است؛ تفاوتی که نشان میدهد چین در ادبیات رسمی خود، پیشبرد و عملیاتی کردن همان چارچوب سابق را مدنظر دارد.
🔸طرف چینی رویکرد خود را بیطرفانه و مبتنی بر واقعیتها خواند، بر حق ایران برای بهرهبرداری صلحآمیز از انرژی هستهای تأکید کرد و سیاسیکردن این پرونده را علت بنبست موجود دانست. ایران نیز از حمایتهای پکن، بهویژه مخالفت چین با فعالسازی مکانیسم اسنپبک، قدردانی کرد.
🔸 هدف پکن نه تشدید بحران هستهای، بلکه استفاده از اهرم حمایت از ایران برای بازگشت به میز مذاکراتی است که در آن منافع چین (یعنی رفع تحریمها برای تضمین اجرای سند ۲۵ ساله و ثبات منطقه) تأمین شود. پکن نمیخواهد توافق هستهای کنار گذاشته شود و متعهد به ایفای نقشی سازنده در از سرگیری مذاکرات است. برای ایران نیز، اتکا به حمایت سیاسی پکن و مسکو باعث شده است که ضمن رد مشروعیت اسنپبک، اهرم چانهزنی ایران در در شرایط توقف مذاکرات از سوی غربیها حفظ شود.
🔸همزمان با تشدید رقابت قدرتهای بزرگ، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ در قالب یک کاتالیزور ظاهر شد. چین به این برداشت رسیده است که ثبات ایران، به عنوان شریک حیاتی در اوراسیا و تأمینکننده انرژی، در حفظ معماری ژئوپلیتیک مد نظر پکن ضرورت دارد. گفتگوی تلفنی در حقیقت، تلاشی از سوی چین برای ارائه تضمینهای سیاسی قابل ارزیابی به ایران است.
🔸چرا که تشدید تنش، میتواند مجددا منافع چین در ابتکار پهنه و راه و موازنه قدرت در غرب آسیا را به خطر اندازد. لحن و محتوای این گفتگو نشاندهنده همگرایی ایدئولوژیک در برخی عناصر نظم موجود میان دو کشور است؛ کما اینکه طرفین در رایزنیهای خود بر مخالفت با سیاست قدرت و سلطهگرایی تأکید کردند. این موضعگیری که در ادبیات دیپلماتیک پکن اغلب به عنوان مقاومت در برابر قلدرمآبی توصیف میشود، نشاندهنده موضع مشترک ضد غربی دو کشور در رقابت قدرتهای بزرگ است.
🔸بعلاوه، این گفتگو در میانه زنجیره دیپلماتیک فشرده جهانی رخ داده است؛ یعنی کمی پس از اجلاس سران آپک (اواخر اکتبر/اوایل نوامبر ۲۰۲۵) و درست پیش از نشست وزرای خارجه جی7 (در ۱۱-۱۲ نوامبر ۲۰۲۵) که در آن چین به دلیل حمایت از روسیه، هدف انتقاد قرار گرفت. این موضوع، بر اهمیت گفتگوی وانگ یی و عراقچی در هماهنگی مواضع جهانی تأکید میکند.
🌐https://institutetehran.com/art/717
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12❤5👌1
از هویت مسیحی تا بحران انرژی: پیچیدگی روابط راست افراطی اروپا با روسیه
#تحلیل_کوتاه
#اروپا
🔹در سالهای اخیر، احزاب راست پوپولیست و راست افراطی در اروپا نقش پررنگی در سیاست داخلی و خارجی کشورهایشان یافتهاند. بخشی از این احزاب نسبت به روسیه رویکردی منعطفتر و گاهی همدلانه دارند؛ رویکردی که در تضاد با سیاستهای جریانهای لیبرال و میانهرو اروپایی قرار میگیرد. این گرایش را نمیتوان تنها نتیجه «وابستگی مالی» یا «نفوذ روسیه» دانست؛ بلکه مجموعهای از عوامل ایدئولوژیک، اقتصادی، امنیتی و تمدنی در شکلگیری آن دخیل است.
💢ایدئولوژی ملیگرایانه
🔸بخش قابلتوجهی از احزاب راست پوپولیست، مانند AfD در آلمان یا ANO در چک، بر ملیگرایی و مخالفت با نهادهای فراملی تأکید میکنند. این احزاب از سیاست خارجی مبتنی بر «ارزشهای لیبرال» فاصله میگیرند و بهجای آن، منافع اقتصادی و امنیتی کشور را معیار اصلی تصمیمگیری میدانند.
🔸از نگاه آنها، بحران اوکراین نه مبارزه دموکراسی با اقتدارگرایی، بلکه جنگی بیهوده است که اروپا نباید هزینههای سنگین آن را بپردازد. همین رویکرد، آنها را به دیدگاهی نزدیک میکند که روسیه در نقد «جهانگرایی غربی» عرضه میکند. البته این گرایش یکدست نیست؛ برای مثال احزاب راستگرای لهستان در عین ملیگرا بودن اما قویاً روسستیز هستند.
💢منافع اقتصادی تبادل با روسیه
🔸وابستگی کشورهای مختلف اروپایی مانند مجارستان، اسلواکی، صربستان و آلمان به انرژی روسیه، بر جهتگیری احزاب راستگرای این کشورها تأثیر گذاشته است. در دوران بحران انرژی، این احزاب با تاکید بر فشارهای اقتصادی و سنگینی هزینههای تحریم بر زندگی شهروندان، استدلال میکنند که ادامه این رویکرد به ضرر منافع ملی است و بنابراین سیاستهای تحریمی علیه روسیه باید مورد تجدیدنظر قرار گیرد.
🔸به همین دلیل احزابی مانند Fidesz در مجارستان رویکرد روسگراتری دارند. همچنین در برخی کشورها گزارشهایی درباره ارتباطات اقتصادی چهرههای راستگرا با شرکتهای روسی منتشر شده است. با این حال، هزینههای اقتصادی تحریمها و حمایت از اوکراین به یکی از مهمترین ابزار سیاسی احزاب راست افراطی برای مخالفت با سیاستهای ضدروسی اتحادیه اروپا تبدیل شده است.
💢اختلاف در تعریف «تهدید»
🔸یکی از شکافهای بنیادی میان احزاب لیبرال و جریانهای راست افراطی در اروپا، به تفاوت درک آنان از «تهدید اصلی» بازمیگردد. لیبرالها روسیه را بازیگری میدانند که با ساختار لیبرال دموکراتیک اتحادیه اروپا در تضاد است و بنابراین مقابله با آن را اولویت امنیتی اروپا تلقی میکنند. در مقابل، راست افراطی تمرکز خود را بر پدیدههایی مانند مهاجرت گسترده، حضور مسلمانان، مداخلهگری اتحادیه اروپا، گسترش نفوذ ناتو و نزدیک شدن آن به مرزهای روسیه و همچنین سیاستهای چندفرهنگی قرار میدهد؛ عناصری که از نگاه آنان تهدیدهای واقعی و فوری علیه هویت، ثبات فرهنگی و حاکمیت ملی کشورهای اروپایی هستند.
🔸در چنین چارچوبی، روسیه نه تنها در جایگاه «تهدید نخست» قرار نمیگیرد، بلکه گاهی به عنوان بازیگری دیده میشود که واکنش آن به سیاستهای ناتو یا بروکسل قابل درک است. این تفاوت باعث میشود راستگرایان افراطی، برخلاف لیبرالها، ریشه بخش بزرگی از تنشهای کنونی را در رویکرد لیبرال و نادرست غرب و نه توسعهطلبی و استبداد روسی ببینند. همین اولویتبندی متفاوت، زمینه همگرایی نسبی میان برخی احزاب راست افراطی و روایت امنیتی روسیه را فراهم کرده و نقش مهمی در شکلدهی جهتگیری سیاست خارجی آنان دارد.
💢ارزشهای اروپایی متفاوت
🔸اختلاف دیگر به مفهوم «ارزشهای اروپایی» مربوط است. لیبرالها این ارزشها را شامل لیبرالیسم، دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر میدانند. اما راست افراطی بر «اروپای مسیحی»، میراث فرهنگی سنتی، و برتری تمدنی غرب مسیحی تأکید دارد و با چندفرهنگیگرایی و مهاجرت گسترده مخالفت میکند. در این چارچوب، روسیه گاه به عنوان کشوری «دارای هویت مسیحی و سنتی» تصور میشود. برخی احزاب راستگرای پرتغال، اسپانیا، هلند و صربستان، روسیه را نه دشمن اروپا، بلکه شریک بالقوهای میبینند که در برابر نفوذ فرهنگی و لیبرالگرایی آمریکا قرار دارد.
✅ نزدیکی برخی احزاب راست افراطی اروپا به روسیه، پدیدهای چندبعدی است که ریشههای آن در نکات بالا بررسی شد. این همگرایی یکپارچه نیست، اما آنقدر گسترده و پایدار هست که بر آینده سیاست خارجی اروپا و میزان همبستگی اتحادیه اروپا در برابر روسیه اثر بگذارد. تحولات جنگ اوکراین، بحران انرژی و رشد انتخاباتی احزاب راستگرا تعیین خواهد کرد که این رابطه در سالهای آینده تقویت یا تضعیف خواهد شد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/718
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تحلیل_کوتاه
#اروپا
🔹در سالهای اخیر، احزاب راست پوپولیست و راست افراطی در اروپا نقش پررنگی در سیاست داخلی و خارجی کشورهایشان یافتهاند. بخشی از این احزاب نسبت به روسیه رویکردی منعطفتر و گاهی همدلانه دارند؛ رویکردی که در تضاد با سیاستهای جریانهای لیبرال و میانهرو اروپایی قرار میگیرد. این گرایش را نمیتوان تنها نتیجه «وابستگی مالی» یا «نفوذ روسیه» دانست؛ بلکه مجموعهای از عوامل ایدئولوژیک، اقتصادی، امنیتی و تمدنی در شکلگیری آن دخیل است.
💢ایدئولوژی ملیگرایانه
🔸بخش قابلتوجهی از احزاب راست پوپولیست، مانند AfD در آلمان یا ANO در چک، بر ملیگرایی و مخالفت با نهادهای فراملی تأکید میکنند. این احزاب از سیاست خارجی مبتنی بر «ارزشهای لیبرال» فاصله میگیرند و بهجای آن، منافع اقتصادی و امنیتی کشور را معیار اصلی تصمیمگیری میدانند.
🔸از نگاه آنها، بحران اوکراین نه مبارزه دموکراسی با اقتدارگرایی، بلکه جنگی بیهوده است که اروپا نباید هزینههای سنگین آن را بپردازد. همین رویکرد، آنها را به دیدگاهی نزدیک میکند که روسیه در نقد «جهانگرایی غربی» عرضه میکند. البته این گرایش یکدست نیست؛ برای مثال احزاب راستگرای لهستان در عین ملیگرا بودن اما قویاً روسستیز هستند.
💢منافع اقتصادی تبادل با روسیه
🔸وابستگی کشورهای مختلف اروپایی مانند مجارستان، اسلواکی، صربستان و آلمان به انرژی روسیه، بر جهتگیری احزاب راستگرای این کشورها تأثیر گذاشته است. در دوران بحران انرژی، این احزاب با تاکید بر فشارهای اقتصادی و سنگینی هزینههای تحریم بر زندگی شهروندان، استدلال میکنند که ادامه این رویکرد به ضرر منافع ملی است و بنابراین سیاستهای تحریمی علیه روسیه باید مورد تجدیدنظر قرار گیرد.
🔸به همین دلیل احزابی مانند Fidesz در مجارستان رویکرد روسگراتری دارند. همچنین در برخی کشورها گزارشهایی درباره ارتباطات اقتصادی چهرههای راستگرا با شرکتهای روسی منتشر شده است. با این حال، هزینههای اقتصادی تحریمها و حمایت از اوکراین به یکی از مهمترین ابزار سیاسی احزاب راست افراطی برای مخالفت با سیاستهای ضدروسی اتحادیه اروپا تبدیل شده است.
💢اختلاف در تعریف «تهدید»
🔸یکی از شکافهای بنیادی میان احزاب لیبرال و جریانهای راست افراطی در اروپا، به تفاوت درک آنان از «تهدید اصلی» بازمیگردد. لیبرالها روسیه را بازیگری میدانند که با ساختار لیبرال دموکراتیک اتحادیه اروپا در تضاد است و بنابراین مقابله با آن را اولویت امنیتی اروپا تلقی میکنند. در مقابل، راست افراطی تمرکز خود را بر پدیدههایی مانند مهاجرت گسترده، حضور مسلمانان، مداخلهگری اتحادیه اروپا، گسترش نفوذ ناتو و نزدیک شدن آن به مرزهای روسیه و همچنین سیاستهای چندفرهنگی قرار میدهد؛ عناصری که از نگاه آنان تهدیدهای واقعی و فوری علیه هویت، ثبات فرهنگی و حاکمیت ملی کشورهای اروپایی هستند.
🔸در چنین چارچوبی، روسیه نه تنها در جایگاه «تهدید نخست» قرار نمیگیرد، بلکه گاهی به عنوان بازیگری دیده میشود که واکنش آن به سیاستهای ناتو یا بروکسل قابل درک است. این تفاوت باعث میشود راستگرایان افراطی، برخلاف لیبرالها، ریشه بخش بزرگی از تنشهای کنونی را در رویکرد لیبرال و نادرست غرب و نه توسعهطلبی و استبداد روسی ببینند. همین اولویتبندی متفاوت، زمینه همگرایی نسبی میان برخی احزاب راست افراطی و روایت امنیتی روسیه را فراهم کرده و نقش مهمی در شکلدهی جهتگیری سیاست خارجی آنان دارد.
💢ارزشهای اروپایی متفاوت
🔸اختلاف دیگر به مفهوم «ارزشهای اروپایی» مربوط است. لیبرالها این ارزشها را شامل لیبرالیسم، دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر میدانند. اما راست افراطی بر «اروپای مسیحی»، میراث فرهنگی سنتی، و برتری تمدنی غرب مسیحی تأکید دارد و با چندفرهنگیگرایی و مهاجرت گسترده مخالفت میکند. در این چارچوب، روسیه گاه به عنوان کشوری «دارای هویت مسیحی و سنتی» تصور میشود. برخی احزاب راستگرای پرتغال، اسپانیا، هلند و صربستان، روسیه را نه دشمن اروپا، بلکه شریک بالقوهای میبینند که در برابر نفوذ فرهنگی و لیبرالگرایی آمریکا قرار دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/718
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤2👏1
#تحلیل_کوتاه
#کلمبیا
🔹خردادماه سال آینده (می ۲۰۲۶) انتخابات ریاستجمهوری کلمبیا برگزار خواهد شد. مطابق اصلاحیه اصل ۱۹۷ قانون اساسی این کشور در سال ۲۰۱۵، هیچ رئیسجمهوری نمیتواند برای دو دور به این مقام برسد –چه به صورت متوالی و چه غیر متوالی- که یعنی گوستاو پترو، رئیسجمهور چپگرای کلمبیا نمیتواند مجدداً در انتخابات شرکت کند. عمکلرد چهارساله او به عنوان یکی از نمادهای سوسیالیسم در آمریکای لاتین، ترکیبی از موفقیتها و شکستها بوده است.
💢پیشینه پترو
🔸از زمان تصویب قانون اساسی «جمهوری کلمبیا» در ۱۸۸۶، محافظهکاران و میانهروها همیشه قدرت را در دست داشته بودند. گوستاو پترو با پیروزی در انتخابات ۲۰۲۲ تبدیل به اولین رئیسجمهور چپگرا و ترقیخواه کلمبیا شد. البته سوابق پترو، او را خاصتر هم میکند. او در جوانی عضو گروه شبهنظامی مارکسیستی ام_۱۹ بود که در اواخر دهه ۱۹۸۰ سلاح خود را زمین گذاشت و با دولت کلمبیا به توافق صلح رسید. پترو در مذاکرات صلح میان دو طرف نقش برجستهای داشت. پس از ورود ام_۱۹ به سیاست با عنوان حزب Alianza Democrática M-19 (اتحادیه دموکراتیک ام_۱۹)، پترو نماینده آن در مجلس نمایندگان شد. او در سال ۲۰۰۶ به سنای کلمبیا راه یافت و سپس از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ شهردار بوگوتا شد. سپس به سنا بازگشت و در سال ۲۰۲۲ از حزب چپ افراطی Humane Colombia (کلمبیای انسانی) به ریاستجمهوری رسید.
💢دولت پترو و مسئله امنیت
🔸کلمبیا از جمله کشورهای آمریکای لاتین است که با مسئله ناامنی و گروههای شبهنظامی دستوپنجه نرم میکند. پترو متأثر از تجربه صلح میان دولت و ام_۱۹، نخست سیاست Paz Total (صلح همهجانبه) را اعلام کرد که به معنای گفتگو و صلح با تمام گروههای شبهنظامی بود. با این وجود، او نتوانست به هدف خود دست یابد. هنوز بزرگترین گروه شبهنظامی کلمبیا، Clan de Gulfo (قبیله خلیج) بخشهایی از این کشور را تحت کنترل دارد. او مذاکرات صلح را با ارتش آزادیبخش ملی (ELN) آغاز کرد اما به دلیل افزایش خشونتها متوقف شد. دستاوردهای پترو در این زمینه محدود بود: خلع سلاح تنها یکی از گروههای زیرمجموعه ELN و آتشبس با یکی از باندهای شهر بوئناونتورا.
🔸آمار و ارقام دولت پترو وضعیت چندان مطلوبی را نشان نمیدهند. اگرچه نرخ قتل در این کشور اندکی کاهش یافته، اما جرایمی مانند اخاذی ۱۸ درصد بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ افزایش یافتهاند و تا آوریل ۲۰۲۵، ۲۱ افسر پلیس کشته شدهاند؛ یعنی چهار برابر بیشتر از مدت مشابه در سال قبل. افزون بر این، در طول این چهار سال، تعداد اعضای گروههای شبهنظامی ۴۵٪ افزایش یافته است.
💢عمکلرد اقتصادی
🔸کارنامه اقتصادی پترو آمیزهای از موفقیت و ناکامی بوده است. در حوزه تورم، ماههای نخست دولت او شاهد افزایش چشمگیر تورم ماهانه بود که از حدوداً ۸٪ به بیش از ۱۳٪ رسید. با این حال به مرور زمان نرخ تورم کاهش یافت، به نحوی که در سپتامبر ۲۰۲۵ به ۵٪ رسید. البته هنوز در مقایسه با تورم پیش از ۲۰۲۱ بالا محسوب میشود. در حوزه فقر نیز دولت پترو اندکی موفقیت داشت و توانست این نرخ را از ۹.۳٪ در سال ۲۰۲۲ به ۸.۳٪ در ۲۰۲۵ کاهش دهد. شاخص رشد اقتصادی پترو در مقایسه با دولتهای پیشین افت محسوسی داشت. در حالی که نرخ رشد سالیانه کلمبیا از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ غالباً بیش از ۲٪ بود، اما پترو در ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ به ترتیب تنها ۰.۷٪ و ۱.۷٪ رشد را محقق کرد.
💢مبارزه با فساد
🔸در شاخص ادراک فسادِ سازمان شفافیت بینالملل در سال ۲۰۲۴، کلمبیا چند پله سقوط کرد، هرچند همچنان رتبهای مشابه برزیل یا آرژانتین دارد و در سطحی قرار گرفته است که در بیشتر دوران ریاستجمهوری ایوان دوکه (۲۰۱۸_۲۰۲۲) مشاهده میشد. البته نمیتوان از بهبود جایگاه کلمبیا در این شاخص در سال ۲۰۲۳ چشمپوشی کرد. با این حال، وضعیت کلمبیا در این حوزه مجموعاً ثابت باقی ماند.
🌐https://institutetehran.com/art/719
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏1👌1
♦️پیمان امنیتی اندونزی–استرالیا، الگویی بهموقع برای قدرتهای میانه
▪️آسیا تایمز
#تهران_ریویو
#ایندوپاسفیک
🔸پراووو سوبیانتو، رئیسجمهور اندونزی، نخستین سفر رسمی خارجی خود پس از آغاز ریاستجمهوری را با پرواز به سیدنی آغاز نمود. انتخاب استرالیا بهعنوان نخستین مقصد سفر دولتی، نشانهای از درک زودهنگام اهمیت راهبردی کانبرا برای جاکارتا و تمایل به بازتعریف یکی از پیچیدهترین و اغلب پرتنشترین روابط دوجانبه در منطقه هند-پاسیفیک بود.
🔹این سفر دیپلماتیک با یک توافق امنیتی تاریخی برجسته شد؛ توافقی که میتواند موازنه قدرت منطقهای را متحول کند. این پیمان چارچوبی ایجاد میکند که دو کشور همسایه را به رایزنیهای منظم در خصوص مسائل امنیت ملی و واکنش هماهنگ به تهدیدهای نوظهور متعهد میسازد.
🔹این توافق عمیقترین نهادینهسازی همکاری دفاعی اندونزی ـ استرالیا در چند دهه اخیر را رقم میزند. در این چارچوب، سازوکارهایی برای رزمایشهای مشترک، تبادل اطلاعات و هماهنگی در نظارت دریایی ایجاد شده و همزمان بر احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی تأکید مجدد میشود. برخلاف ترتیبات پیشین که عمدتاً بر مبارزه با تروریسم و ارتقای ظرفیت تمرکز داشت، چارچوب جدید این رابطه را به شکل شفاف در بستر گسترده معماری ثبات در منطقه هند-پاسیفیک قرار میدهد.
💢 ریسکزدایی عملگرایانه
🔹اندونزی با چالشی دوگانه روبهروست: مدرنسازی نیروهای مسلح خود، در عین حفظ دکترین دیرینهی «سیاست خارجی آزاد و فعال». فرهنگ راهبردی این کشور برای استقلال ارزش قائل است و از دیده شدن بهعنوان بخشی از هر بلوک قدرت، پرهیز دارد. این پیمان به جاکارتا امکان میدهد تا از ظرفیتهای متعدد نظامی استرالیا بهرهمند شود، بدون آنکه استقلال تصمیمگیریاش را از دست بدهد. در منطقهای که اغلب کشورها تحت فشار قرار میگیرند تا میان واشنگتن و پکن دست به انتخاب بزنند، چنین موازنهگری ضروری است.
🔹استرالیا نیز بهشکلی مکمل از این همکاری سود میبرد. سیاست دفاعی کانبرا بازتابدهنده نگرانی فزاینده نسبت به محیط امنیتی متحول در اقیانوس آرام و گسترش توان نظامی چین است. روابط نزدیکتر با اندونزی به تثبیت جبهه شمالی استرالیا کمک میکند و سطح اعتماد سیاسی با بزرگترین دموکراسی جنوبشرقی آسیا را افزایش میدهد. این شراکت همچنین نشاندهنده آن است که تعامل استرالیا با آسیا محدود به متحدان سنتی غربی نیست و اعتبار کانبرا را بهعنوان بازیگری منطقهای که آماده همکاری بر اساس روابط برابر است، تقویت میکند. این پیمان به کانبرا کمک میکند تا از تصور اتکا بیش از حد به آکوس بکاهد.
💢محور جدید ثبات
🔹پیامدهای این توافق بسیار فراتر از روابط دوجانبه است. این پیمان یک محور امنیتی جنوبی را مستحکم میکند که جنوبشرقی آسیا را به اقیانوس آرام پیوند میدهد و نوعی سپر ثبات در منطقهای ایجاد میکند که توسط رقابت قدرتهای بزرگ دچار گسست شده است. در چنین فضایی، کشورهای کوچک و متوسط تلاش میکنند تا اختیار عمل خود را میان کشاکش واشنگتن و پکن حفظ کنند.
🔹با تکیه بر همکاری مبتنی بر مشورت و نه اتحاد نظامی، شراکت اندونزی-استرالیا الگویی تازه از همکاری راهبردی غیرهمسو ارائه میدهد. نظم منطقهای الزاماً نباید بر سیاست بلوکی یا راهبرد مهار بنا شود؛ بلکه میتواند از همگراییهای عملگرایانه میان کشورهای مستقل و برابر پدید آید. این رویکرد با دیگر قدرتهای متوسط مانند هند، کره جنوبی و ویتنام که به دنبال استقلال بدون تقابل هستند، همخوانی دارد.
🔹برای آمریکا و ژاپن، این توافق بیتردید خوشایند است چرا که شبکه گستردهتری از شرکای دموکراتیک و نیمههمسو را تقویت میکند، بدون آنکه موجب تشدید نظامیگری شود. اما برای چین، این نمادگرایی بسیار دشوارتر است. تصمیم جاکارتا برای تعمیق همکاری امنیتی با کانبرا، حتی در شرایطی که روابط اقتصادی آن با چین همچنان پرقدرت باقی مانده، در پکن به احتمال زیاد بهعنوان رویکرد موازنهجویانه تعبیر خواهد شد.
✅ نتیجه بزرگتر ممکن است شکلگیری آرامِ یک بلوک قدرتهای میانه در هند-پاسیفیک باشد؛ کشورهایی که از حاکمیت خود دفاع میکنند، مسیرهای دریایی آزاد را حفظ میکنند و در برابر فشارهای بیرونی مقاومت میورزند، بدون آنکه به سازوکارهای سختگیرانه ائتلافی تن دهند. شراکت اندونزی-استرالیا، که بر احترام متقابل و همکاری دریایی بنا شده، میتواند به سنگبنای این پیکربندی جدید بدل شود. رویکرد جاکارتا و کانبرا بازتاب آگاهی فزاینده میان کشورهای متوسط است: اینکه نفوذ نه از طریق انتخاب یکطرفه، بلکه از مسیر ساخت شبکههای پایدارِ اعتماد حاصل میشود.
🔗 برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/720
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️آسیا تایمز
#تهران_ریویو
#ایندوپاسفیک
🔸پراووو سوبیانتو، رئیسجمهور اندونزی، نخستین سفر رسمی خارجی خود پس از آغاز ریاستجمهوری را با پرواز به سیدنی آغاز نمود. انتخاب استرالیا بهعنوان نخستین مقصد سفر دولتی، نشانهای از درک زودهنگام اهمیت راهبردی کانبرا برای جاکارتا و تمایل به بازتعریف یکی از پیچیدهترین و اغلب پرتنشترین روابط دوجانبه در منطقه هند-پاسیفیک بود.
🔹این سفر دیپلماتیک با یک توافق امنیتی تاریخی برجسته شد؛ توافقی که میتواند موازنه قدرت منطقهای را متحول کند. این پیمان چارچوبی ایجاد میکند که دو کشور همسایه را به رایزنیهای منظم در خصوص مسائل امنیت ملی و واکنش هماهنگ به تهدیدهای نوظهور متعهد میسازد.
🔹این توافق عمیقترین نهادینهسازی همکاری دفاعی اندونزی ـ استرالیا در چند دهه اخیر را رقم میزند. در این چارچوب، سازوکارهایی برای رزمایشهای مشترک، تبادل اطلاعات و هماهنگی در نظارت دریایی ایجاد شده و همزمان بر احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی تأکید مجدد میشود. برخلاف ترتیبات پیشین که عمدتاً بر مبارزه با تروریسم و ارتقای ظرفیت تمرکز داشت، چارچوب جدید این رابطه را به شکل شفاف در بستر گسترده معماری ثبات در منطقه هند-پاسیفیک قرار میدهد.
💢 ریسکزدایی عملگرایانه
🔹اندونزی با چالشی دوگانه روبهروست: مدرنسازی نیروهای مسلح خود، در عین حفظ دکترین دیرینهی «سیاست خارجی آزاد و فعال». فرهنگ راهبردی این کشور برای استقلال ارزش قائل است و از دیده شدن بهعنوان بخشی از هر بلوک قدرت، پرهیز دارد. این پیمان به جاکارتا امکان میدهد تا از ظرفیتهای متعدد نظامی استرالیا بهرهمند شود، بدون آنکه استقلال تصمیمگیریاش را از دست بدهد. در منطقهای که اغلب کشورها تحت فشار قرار میگیرند تا میان واشنگتن و پکن دست به انتخاب بزنند، چنین موازنهگری ضروری است.
🔹استرالیا نیز بهشکلی مکمل از این همکاری سود میبرد. سیاست دفاعی کانبرا بازتابدهنده نگرانی فزاینده نسبت به محیط امنیتی متحول در اقیانوس آرام و گسترش توان نظامی چین است. روابط نزدیکتر با اندونزی به تثبیت جبهه شمالی استرالیا کمک میکند و سطح اعتماد سیاسی با بزرگترین دموکراسی جنوبشرقی آسیا را افزایش میدهد. این شراکت همچنین نشاندهنده آن است که تعامل استرالیا با آسیا محدود به متحدان سنتی غربی نیست و اعتبار کانبرا را بهعنوان بازیگری منطقهای که آماده همکاری بر اساس روابط برابر است، تقویت میکند. این پیمان به کانبرا کمک میکند تا از تصور اتکا بیش از حد به آکوس بکاهد.
💢محور جدید ثبات
🔹پیامدهای این توافق بسیار فراتر از روابط دوجانبه است. این پیمان یک محور امنیتی جنوبی را مستحکم میکند که جنوبشرقی آسیا را به اقیانوس آرام پیوند میدهد و نوعی سپر ثبات در منطقهای ایجاد میکند که توسط رقابت قدرتهای بزرگ دچار گسست شده است. در چنین فضایی، کشورهای کوچک و متوسط تلاش میکنند تا اختیار عمل خود را میان کشاکش واشنگتن و پکن حفظ کنند.
🔹با تکیه بر همکاری مبتنی بر مشورت و نه اتحاد نظامی، شراکت اندونزی-استرالیا الگویی تازه از همکاری راهبردی غیرهمسو ارائه میدهد. نظم منطقهای الزاماً نباید بر سیاست بلوکی یا راهبرد مهار بنا شود؛ بلکه میتواند از همگراییهای عملگرایانه میان کشورهای مستقل و برابر پدید آید. این رویکرد با دیگر قدرتهای متوسط مانند هند، کره جنوبی و ویتنام که به دنبال استقلال بدون تقابل هستند، همخوانی دارد.
🔹برای آمریکا و ژاپن، این توافق بیتردید خوشایند است چرا که شبکه گستردهتری از شرکای دموکراتیک و نیمههمسو را تقویت میکند، بدون آنکه موجب تشدید نظامیگری شود. اما برای چین، این نمادگرایی بسیار دشوارتر است. تصمیم جاکارتا برای تعمیق همکاری امنیتی با کانبرا، حتی در شرایطی که روابط اقتصادی آن با چین همچنان پرقدرت باقی مانده، در پکن به احتمال زیاد بهعنوان رویکرد موازنهجویانه تعبیر خواهد شد.
🌐https://institutetehran.com/art/720
📲http://ble.ir/InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏1👌1😐1