اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.91K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐‏پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم؛ از روابط دیرینه تا ارتقای نمادین

#تحلیل_کوتاه
#آسیای_میانه

📝شهرام پیرانی

🔹پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم در جریان سفر رئیس‌جمهور این کشور «قاسم‌جوماست توکایف» به ‏واشنگتن در ۹ نوامبر ۲۰۲۵ و در طی تماس تلفنی سه‌جانبه با دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو اعلام شد. این ‏حرکت در چارچوب نشست رهبران کشورهای آسیای میانه با رئیس‌جمهور آمریکا صورت گرفت و به‌عنوان ‏نخستین کشور در دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ که به این پیمان می‌پیوندد، معرفی شد.‏

🔸این توافق را نباید یک رابطه جدید دانست، چرا که دو طرف از سال ۱۹۹۲ و بلافاصله ‏پس از استقلال قزاقستان، دارای روابط کامل دیپلماتیک بوده‌اند. بنابراین، این حرکت یک به‌روزرسانی ‏آگاهانه در چارچوبی جدید است که هدف آن فراتر رفتن از روابط عادی و برقراری شراکت راهبردی ‏عمیق‌تر است.‏

💢اهداف طرفین

🔸اهداف قزاقستان از پیوستن به پیمان ابراهیم شامل تنوع‌بخشی به شرکای بین‌المللی، کاهش وابستگی به روسیه ‏و چین، جذب سرمایه‌گذاری و فناوری‌های پیشرفته به‌ویژه از اسرائیل و آمریکا، و تقویت جایگاه خود ‏به‌عنوان پل ارتباطی بین شرق و غرب است. پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم، می‌تواند به همکاری نزدیک‌تر ‏این کشور با ایالات متحده در صادرات انرژی و مواد معدنی حیاتی خود در امتداد کریدور میانی منجر گردد.‏

🔸از طرف دیگر، اسرائیل با این اقدام در پی کاهش انزوای دیپلماتیک، نمایش تداوم موفقیت پیمان ابراهیم، و ‏گسترش شبکه هم‌پیمانان خود در آسیای مرکزی است. به‌زعم مقامات رژیم صهیونیستی، این اتفاق برای ‏تل‌آویو فرصتی است تا از طریق همکاری‌های بین‌المللی گسترده‌تر و حمایت دیپلماتیک، از جنگ غزه فراتر ‏رود و وضعیت کنونی را با استمرار اعلام پیوستن کشورهای مختلف به توافق ابراهیم پشت سر گذارد.

💢تأثیر این رویداد بر روابط آستانه-تل‌آویو

🔸پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم، ابعاد مختلفی به رابطه دو کشور می‌بخشد:‏

1️⃣تثبیت سیاسی و نمادین: این اقدام، یک تأیید و تصدیق عمومی از سوی قزاقستان بر اهمیت رابطه با ‏رژیم صهیونیستی است و آن را از سطح روابط دوجانبه عادی به سطحی بالاتر و تحت یک ‏چارچوب بین‌المللی موردحمایت آمریکا ارتقا می‌دهد. این موضوع به‌ویژه در زمانی رخ‌داده که ‏تل‌آویو با انتقادات بین‌المللی روبرو است و چنین حرکتی به کاهش انزوای دیپلماتیک آن کمک ‏می‌کند.‏

2️⃣شتاب‌گیری همکاری‌های اقتصادی و فناورانه: مقامات اسرائیلی و قزاق به‌صراحت به گسترش ‏همکاری در حوزه‌های امنیت سایبری، انرژی و فناوری غذایی اشاره کرده‌اند. این پیمان بستری ‏رسمی و تسهیل شده برای جذب سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا ‏به قزاقستان را فراهم می‌کند و همکاری‌های موجود را تقویت خواهد کرد.‏

3️⃣عمق‌بخشی به همکاری در شبکه نفوذ صهیونیستی: بر اساس یک تحلیل استراتژیک، رژیم ‏صهیونیستی با ایجاد شبکه‌ای از «رینگ‌های نفوذ»، به دنبال تأمین امنیت خود است. قزاقستان در این ‏تحلیل، بخشی از «رینگ سوم» یا «خانواده تورانی» محسوب می‌شود که شامل کشورهای ‏ترک‌زبان منطقه می‌شود. پیوستن به پیمان ابراهیم، نقش و موقعیت قزاقستان را در این شبکه نفوذ، ‏پررنگ‌تر و رسمی‌تر می‌سازد.‏

💢چشم‌انداز آینده و جمع‌بندی

🔸پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم را باید نقطه عطفی در جهت‌گیری راهبردی این کشور ارزیابی کرد. به نظر ‏می‌رسد آستانه با این اقدام، عمدتاً در پی تحکیم جایگاه خود در غرب به رهبری آمریکا و دستیابی به منافع ‏اقتصادی و فناوری است. این تصمیم بیش از هر چیز بر عمل‌گرایی در سیاست خارجی قزاقستان و تمایل ‏این کشور برای تنوع‌بخشی به اتحادهای خود در صحنه بین‌الملل تأکید می‌گذارد. از طرف دیگر برای رژیم ‏صهیونیستی عاملی برای کاستن از بار فشارهای بین‌المللی، عادی‌تر نشان‌دادن چهره خود در سطح جهان و ‏تثبیت جایگاه خود در منطقه و توسعه روابط خود با کشورهای اسلامی است. درعین‌حال، این اقدام نشانه‌ای ‏از تلاش آمریکا برای تداوم نفوذ دیپلماتیک خود در آسیای میانه محسوب می‌گردد.‏

‏اگرچه این حرکت ممکن است در کوتاه‌مدت دستاوردهایی برای قزاقستان به همراه داشته باشد اما ‏چشم‌انداز بلندمدت آن با چالش‌های جدی روبرو خواهد بود. این تصمیم، واکنش گروه‌های مقاومت ‏فلسطین و نارضایتی بخشی از افکار عمومی جهان اسلام را به دنبال داشته و می‌تواند جایگاه سنتی قزاقستان ‏به‌عنوان یک بازیگر تعادل‌گرا در آسیای مرکزی را با تردید مواجه سازد. در جمع‌بندی نهایی، این پیمان، ‏قزاقستان را در معادلات پیچیده‌تری قرار داده و هزینه‌های سیاسی آن برای کشوری با اکثریت مسلمان، در ‏آینده و باتوجه‌به تحولات منطقه‌ای قابل‌سنجش خواهد بود.‏

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/696
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍74🔥1
🌐همدستی هشت دموکرات با جمهوری‌خواهان و پایان تعطیلی دولت

#تعقیب_روند
#آمریکا #دموکرات

🔹روز دوشنبه، جمهوری‌خواهان سنا توانستند با کسب موافقت هشت سناتور دموکرات، به حد نصاب ۶۰ رأی برسند و مانع فیلیباستر دموکرات‌ها را کنار بزنند. در نتیجه موفق شدند لایحه افزایش سقف بودجه را تا پایان سال میلادی به تصویب برسانند و دولت را از بزرگ‌ترین تعطیلی تاریخ این کشور خارج کنند.

🔹از میان ۸ سناتوری که به جمهوری‌خواهان پیوستند، چهار سناتور از ایالات چرخشی هستند که تحت فشار پایگاه رأی خود قرار دارند و دو سناتور سال آینده بازنشسته می‌شوند. جمهوری‌خواهان موفق شدند دو سناتور دیگر را نیز با خود همراه کنند. این سناتورهای دموکرات استدلال می‌کنند که توانسته‌اند با جمهوری‌خواهان به توافق برسند تا در ماه آینده برای تداوم بودجه خدمات درمانی رأی‌گیری انجام شود، اما اکثریت حزب چنین وعده‌ای را ناکافی می‌دانند.

🔹این اتفاق، منازعات داخلی در حزب دموکرات را مجدداً آغاز کرده است. اعضای حزب علاوه بر هشت سناتور مذکور، چاک شومر، رهبر دموکرات‌های سنا را مسئول اصلی شکست حزب می‌دانند. به همین دلیل شومر علی‌رغم مخالفتش با توافق این دموکرات‎‌ها با جمهوری‌خواهان، در وضعیت متزلزلی قرار دارد.

🔹لایحه بودجه اکنون در سنا به تصویب رسیده و به مجلس نمایندگان برای تصویب نهایی ارسال شده است. از آنجا که اقلیت دموکرات در مجلس نمایندگان نمی‌تواند مانع جدی بر سر تصویب آن باشد، انتظار می‌رود به زودی لایحه تصویب شده و دولت فدرال مجدداً آغاز به کار کند.

🔗مطالب مرتبط:
▫️چرا و چگونه دولت فدرال آمریکا تعطیل شد؟
▫️پیامدهای تعطیلی دولت برای جامعه و سیاست آمریکا

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎32
🔵 جایگاه نفت در حمله احتمالی آمریکا به ونزوئلا چیست؟

#اکوتهران
#نفت
#ونزوئلا

🔸همزمانی تشدید محاصره نظامی ونزوئلا توسط ایالات متحده احتمالا به‌منظور سرنگونی دولت حاکم با تحریم شرکت‌های بزرگ نفتی روسیه به تقویت این گمانه دامن می‌زند که آمریکا به دنبال تزریق نفت خام ونزوئلا به بازارهای جهانی برای جایگزینی نفت روسیه در راستای اعمال فشار بیشتر بر این کشور، یا به‌عنوان پیش زمینه‌ای برای حمله به ایران است. اما آیا نفت ونزوئلا ظرفیت این جایگزینی را دارد؟

💢امکان تاریخی و بیشینه صادرات ونزوئلا

🔹ونزوئلا با ذخایر اثبات شده بیش از 303 میلیارد بشکه‌ای نفت خام، بزرگ‌ترین دارنده نفت خام دنیا به‌شمار می‌رود. در سال‌های اوج تولید و صادرات، یک بار در اوایل دهه 70 میلادی به رکورد حدود 3.8 میلیون بشکه در روز و بار دیگر در اوایل هزاره جدید میلادی به تولید روزانه حدود 3.2 تا 3.4 میلیون بشکه در روز رسیده است. از این میزان تولید نیز در بیشترین حالت حدود 2.5 میلیون بشکه به صادرات اختصاص داشته است که مقصد حدود 2 میلیون بشکه آن نیز آمریکا بوده است. پس از این دوره، تولید و صادرات نفت خام ونزوئلا سیر نزولی گرفت. هرچند طبق آمار در ماه‌های اخیر این کشور موفق شده است با فائق آمدن بر برخی مشکلات، صادرات روزانه خود را به بیش از 1.1 میلیون بشکه در روز افزایش دهد. اکنون نیز بیش از 80 درصد تولید به مقصد چین صادر می‌شود. کوبا نیز مقصد بخشی از نفت خام صادراتی ونزوئلا است.

💢ویژگی‌های نفت ونزوئلا


🔹نفت ونزوئلا به دلیل سنگینی بسیار زیاد امکان استفاده مستقیم در پالایشگاه‌ را ندارد و باید برای عرضه در بازار پس از مخلوط شدن با نفت سبک و فرآورده‌های نفتی سبک‌تر نظیر میعانات گازی و نفتا، رقیق شود. به این ترتیب، ونزوئلا برای عرضه نفت خود در بازارهای جهانی نیازمند واردات فرآورده‌های نفتی سبک‌تر است و بنابراین تنها پالایشگاه‌های خاصی از آن استفاده می‌کنند.

🔹همچنین، هزینه استخراج نفت نیز در ونزوئلا بسیار بالا است. گزارش‌های مختلف از حدود 18 دلار در هر بشکه تا 30 دلار برآورد کرده‌اند. همچنین برخی آمار مجموع هزینه استخراج و رقیق‌سازی نفت ونزوئلا را چیزی در حدود 29-34 دلار در هر بشکه برآورد می‌کند که تقریباً نیمی از قیمت فعلی نفت خام محسوب می‌شود و همین موضوع بهره‌وری تولید در این کشور را کاهش می‌دهد. بزرگی این عدد آن‌گاه آشکار می‌شود که بدانیم هزینه استخراج نفت در عربستان سعودی تا 6 دلار و در ایران تا 10 دلار محاسبه شده است.

💢چالش‌های صنعت نفت ونزوئلا


🔹صنعت نفت ونزوئلا با چالش‌های تاریخی مواجه است که از جمله آن می‌توان به فقدان سرمایه‌گذاری کافی و استهلاک بالای زیرساخت‌های انرژی اشاره نمود. علاوه بر این، دو دوره تحریم در دولت نخست ترامپ در سال‌های 2017 و 2019 آسیب‌ شدیدی به صنعت نفت این کشور وارد نمود. از سوی دیگر قیمت ارزان فرآورده‌های مصرفی نظیر بنزین (حدود 4 سنت) نیز نه‌تنها امکان تعمیر و نگه‌داری لازم از زیرساخت‌ها را فراهم نکرده است بلکه کفاف هزینه‌های تولید را نیز نمی‌دهد. انباشت تاریخی این مسائل، افزایش تولید ناگهانی نفت خام در ونزوئلا را با چالش‌های عدیده‌ای مواجه می‌کند.

💢آیا ونزوئلا می‌تواند سهم ایران و روسیه از بازار نفت را پوشش دهد؟


🔹صادرات روسیه در ماه‌های اخیر به‌صورت میانگین 5 میلیون بشکه در روز بوده است که سهم عمده آن نیز متعلق به دو شرکت تازه‌ تحریم‌شده روسیه به نام روس‌نفت و لوک‌اویل است. از سوی دیگر، سهم ایران در بازار جهانی نیز در حدود 1.5-1.8 میلیون بشکه است. نکته قابل توجه این که مقصد بیش از 90 درصد نفت ایران و حدود 50 درصد از صادرات نفت روسیه نیز چین بوده است. علاوه بر اینکه ونزوئلا به‌صورت تاریخی و فنی امکان این میزان افزایش در تولید را ندارد، چین نیز انگیزه قابل توجهی برای جایگزینی نفت ایران و روسیه با منابع جدید تحت کنترل آمریکا را ندارد.

با این وصف، سناریوی جایگزینی نفت ونزوئلا برای کاهش صادرات روسیه و ایران امکان پذیر نیست. در صورتی که قصد آمریکا برای فشار آوردن به ایران و روسیه از ناحیه صادرات نفت جدی باشد، در دسترس و محتمل‌ترین گزینه، افزایش تولید عربستان است که این گزینه نیز به دلیل همکاری روسیه و عربستان در چارچوب اوپک پلاس و همچنین متاثر شدن تولید نفت این کشور در صورت حمله آمریکا به ایران، با دشواری‌هایی مواجه است. در نتیجه به‌نظر نمی‌رسد که سناریو جایگزینی نفت ونزوئلا برای کنترل پیامدهای تشدید تنش با روسیه و ایران در کوتاه‌مدت در معادلات ترامپ برای حمله به ونزوئلا جایگاه تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. بنابراین تبیین محاصره ونزوئلا توسط آمریکا نیازمند ارجاع به اهداف راهبردی‌تر و بلندمدت‌تر است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/697
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍125👎1
🌐متمم جدید قانون اساسی و تحکیم قدرت عاصم منیر

#تحلیل_کوتاه
#پاکستان

🔹دولت پاکستان با ارائه متمم بیست و هفتم قانون اساسی، تغییرات بنیادین در ساختار قضایی و ترتیبات فرماندهی نیروهای مسلح پاکستان ایجاد کرده است. بندهایی از این متمم همچون ایجاد دادگاه فدرال جدید قانون اساسی، اعطای اختیار انتقال و جابجایی قضات به قوه مجریه، تغییر ساختاری در فرماندهی نیروهای مسلح، مادام‌العمر ساختن عناوین پنج ستاره نظامی و اعطای مصونیت قضایی مادام‌العمر به رئیس‌جمهور و ژنرال‌ها و دریاسالارهای پنج ستاره مورد اعتراض طیف وسیعی از مخالفان و صاحب‌نظران قرار گرفته‌ و موجب تضعیف سازوکارهای دموکراتیک خوانده شده‌ اند.

🔸این متمم روز گذشته علیرغم تلاش‌ها از سوی اپوزیسیون، با پیوستن دو نماینده مخالف (از تحریک انصاف و جمعیت علمای اسلام) به موافقان، به اکثریت لازم برای تصویب در سنا دست یافت و حالا راهی مجلس نمایندگان خواهد شد. ائتلاف حاکم (متشکل از مسلم لیگ نواز، حزب مردم و احزاب کوچک‌تر) اکثریت لازم را برای تصویب متمم در مجلس نمایندگان در اختیار دارد و این متمم، در صورت عدم وقوع یک اتفاق غیرمترقبه، به زودی مبدل به قانون خواهد شد. با جانمایی این متمم در روندهای متاخر سیاست داخلی پاکستان، می‌توان مدعی شد که فیلد مارشال عاصم منیر با همراهی ائتلاف حاکم، گام جدیدی در جهت تحکیم قدرت خود برداشته است.

🔸مدت‌هاست که پاکستان با یک الگوی هیبرید اداره می‌شود و در این نظام، به صورت سنتی فرمانده ارتش پاکستان قدرتمندترین چهره نظامی این کشور محسوب می‌شود. با این وجود، در ساختار نهادی نیروهای مسلح نیروی هوایی و نیروی دریایی استقلال عمل نسبی داشتند و مجموعه ارتش، نیروی هوایی و نیروی دریایی ذیل کمیته مشترک نیروهای مسلح (CJCSC) به ریاست ژنرال ساحر شمشاد میرزا هماهنگ می‌شد.

🔸در این متمم با حذف این سمت و انتقال اختیارات آن به فرمانده ارتش در قالب سمت جدید فرمانده نیروهای دفاعی (CODF) اقتدار سنتی فرمانده ارتش پاکستان رسمیت نهادی پیدا می‌کند و کلیه نیروهای مسلح پاکستان به شکل رسمی تحت سلطه وی قرار می‌گیرند. علاوه بر این، سمتی با عنوان فرماندهی راهبردی ایجاد خواهد شد که نظارت بر دفاع هسته‌ای پاکستان را برعهده دارد و رئیس آن، به پیشنهاد فرمانده نیروهای دفاعی و با حکم نخست وزیر منصوب خواهد شد.

🔸بدون در نظر گرفتن تحولات متاخر در پاکستان، این اقدام می‌توانست گامی برای تمرکز فرماندهی در نیروهای مسلح پاکستان شمرده شود. با در نظر گرفتن این تحولات اما، باید به تمرکز فزاینده قدرت نزد شخص عاصم منیر اعتراف کرد. عاصم منیر در نوامبر ۲۰۲۲ و در آستانه بازنشستگی از نیروهای مسلح، به فرماندهی ارتش پاکستان (COAS) منصوب شد و برای تصدی این سمت دوره خدمت وی برای سه سال تمدید شد. وی باید در نوامبر ۲۰۲۵ بازنشسته می‌شد. در نوامبر ۲۰۲۴ ائتلاف حاکم دوره فرماندهی نیروهای مسلح را از سه سال به پنج سال افزایش داد و بدین ترتیب، عاصم منیر تا نوامبر ۲۰۲۷ در قدرت خواهد ماند.

🔸در ماه مه ۲۰۲۵ و پس از جنگ سه روزه با هند، دولت پاکستان به پاس رهبری عاصم منیر در عملیات «بنیان مرسوس» رتبه نظامی وی را از ژنرال به ژنرال پنج ستاره یا فیلد مارشال ارتقا داد و حالا، در متمم جدید، رتبه نظامی فیلد مارشال (و رتبه‌های مشابه دریایی و هوایی) مادام‌العمر، غیرقابل خلع (مگر با ساز و کاری پیچیده) و مشمول مصونیت قضایی مادام‌العمر مشابه رئیس‌جمهور پاکستان شمرده شده است. این بخش از متمم به معنای واقعی کلمه برای شخص عاصم منیر تدوین شده، چرا که در نزدیک به هشت دهه‌ عمر پاکستان مستقل، این کشور تنها دو ژنرال پنج ستاره به خود دیده است.

🔸اولین فیلد مارشال پاکستان، ایوب خان، در سال ۱۹۵۸ با کودتا جانشین رئیس‌جمهور شد؛ یکسال بعد، خود را به رتبه فیلد مارشال ارتقا داد؛ در سال بعدی، در رفراندومی با پرسش «آیا شما به رئیس‌جمهور فیلد مارشال ایوب خان، [دارنده نشان نظامی] هلال جرات، اعتماد دارید؟» علاوه بر باقی‌ماندن در پست ریاست‌جمهوری، اختیار نگارش قانون اساسی را نیز کسب کرد؛ برای نه سال بعد از آن و تا شروع تظاهرات و شورش‌های گسترده در سند و بنگال شرقی (بنگلادش کنونی) از قدرت کنار نرفت.

متمم جدید قانون اساسی پاکستان، چیزی بیشتر از مدرنیزاسیون و بهبود ساختار نهادی است. قریب به نیمی از عمر پاکستان مستقل تحت رهبری نظامیان طی شده و در الگوی هیبریدی نیز، قدرت واقعی و غیررسمی فرمانده ارتش به مراتب بیشتر از قدرت قانونی و رسمی رهبران سیاسی است. با تصویب متمم بیست و هفتم قانون اساسی، این قدرت دستکم درباره شخص فیلد مارشال عاصم منیر، [دارنده نشان نظامی] هلال جرات، جنبه قانونی و رسمی پیدا می‌کند.

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/698
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏2🔥1
🌐 گنبد آهنین اروپایی؛ جاه‌طلبی نظامی جدید اتحادیه اروپا

#مقاله_تحلیلی
#اروپا

🔹با آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ و تضعیف اتکای اروپا به واشنگتن، کشورهای اروپایی به لزوم کاهش وابستگی نظامی به آمریکا پی بردند. نفوذ پهپادهای روسی به حریم ناتو نیز این ضرورت را تشدید کرد. در نتیجه، اتحادیه اروپا اجرای طرح‌های دفاعی جدید را در دستور کار قرار داد؛ اما این ابتکارها در عمل با چالش‌های مالی، سیاسی و ساختاری روبه‌رو هستند.

💢پدافند گران، بازدارندگی کم

🔸رخنه پهپادهای روسی سه ضعف بنیادین دفاع هوایی اروپا را نمایان کرد که شامل هزینه بالا برای رهگیری اهداف ارزان‌قیمت، فقدان سامانه‌های بومی مؤثر و نبود بازدارندگی واقعی است. برای رفع این ضعف‌ها، «نقشه راه آمادگی دفاعی اروپا ۲۰۳۰» طراحی شد تا سامانه‌ای چندلایه برای مقابله با تهدیدات پهپادی، موشکی و فضایی ایجاد کند. این طرح، مشابه گنبد آهنین اسرائیل، از چند لایه تشکیل شده که هر کدام برای نوعی از تهدید طراحی شده‌اند. چهار برنامه اصلی آن عبارت‌اند از:

1️⃣ابتکار دفاع از پهپادهای اروپایی (EDDI)

🔸این ابتکار به دنبال توسعه سامانه‌ای چندلایه برای شناسایی، ردیابی و نابودی پهپادهای دشمن و هم‌زمان بهره‌گیری از پهپادهای هجومی است. این طرح از تجارب اوکراین برای به‌روزرسانی فناوری استفاده می‌کند و تا پایان ۲۰۲۷ عملیاتی می‌شود.

🔸زیرمجموعه مهم آن، پروژه «دیوار پهپادی» است که نخستین لایه سپر اروپا محسوب می‌شود و با سلاح‌های لیزری و انرژی هدایت‌شونده، جایگزینی کم‌هزینه‌تر برای موشک‌های پاتریوت فراهم می‌کند.

2️⃣نگاه به جبهه شرقی (Eastern Flank Watch)

🔸هدف این ابتکار، تقویت مرزهای شرقی در برابر تهدیدات روسیه و بلاروس است. این برنامه، سامانه‌های دفاع هوایی، جنگ الکترونیک و امنیت دریایی را با ساختار فرماندهی ناتو یکپارچه می‌کند تا واکنشی سریع و هماهنگ در برابر حملات ممکن شود.

3️⃣سپر هوایی اروپا (European Air Shield)

🔸این طرح ایجاد شبکه‌ای مشترک میان اعضای اتحادیه برای محافظت از آسمان اروپا است. سپر هوایی چندلایه، مقابله با موشک‌ها، جنگنده‌ها و پهپادهای پیشرفته را هدف گرفته و با سامانه فرماندهی ناتو هماهنگ است.

4️⃣سپر فضایی اروپا (European Space Shield)

🔸این برنامه با محوریت سامانه‌های فضاپایه و نظارتی طراحی شده تا از دارایی‌های فضایی اتحادیه در برابر تهدیدات ماهواره‌ای و سایبری محافظت کند. این سپر توانایی کشورهای عضو را در موقعیت‌یابی، ارتباطات امن و نظارت بر زمین افزایش می‌دهد.

💢پیامدهای مثبت گنبد آهنین اروپا

🔸این طرح‌ها در صورت محقق شدن موجب کاهش وابستگی راهبردی-امنیتی اروپا به آمریکا، رونق صنایع اروپایی و ایجاد بازدارندگی هوایی مؤثر در برابر روسیه خواهند شد.

💢چالش‌های طرح ۲۰۳۰

🔸با وجود چشم‌انداز مثبت طرح دفاعی اروپا، موانع متعددی مسیر اجرای آن را دشوار کرده است. نخست، هزینه‌های سنگین و رقابت داخلی میان کشورهای عضو است که مانعی جدی به‌شمار می‌آید؛ دولت‌های بزرگ‌تر مانند آلمان و فرانسه بر تولید بومی برای تقویت اقتصاد داخلی تأکید دارند، در حالی‌که برخی دیگر ترجیح می‌دهند از سامانه‌های آمریکایی یا اسرائیلی بهره ببرند. نبود سامانه‌های بومی جایگزین برای پیکان ۳ و استارلینک نیز استقلال دفاعی کامل اروپا را به تأخیر می‌اندازد. افزون بر این، تعدد طرح‌های ملی بدون هماهنگی کافی، پراکندگی و تداخل عملکردها را در پی داشته و اختلاف میان اتحادیه اروپا، ناتو و دولت‌های عضو، فرماندهی واحد را دشوار ساخته است.

🔸از سوی دیگر، این برنامه فاقد راه‌حل فوری برای تهدیدات کنونی روسیه است و حتی در بهترین حالت، اجرای کامل آن تا چند سال آینده به طول می‌انجامد. افزایش هزینه‌های نظامی نیز ممکن است به کاهش بودجه‌های رفاهی و آموزشی بینجامد و در نتیجه، مشروعیت سیاسی دولت‌ها را تضعیف کند. در کنار این عوامل، گستردگی جغرافیایی اروپا چالشی بزرگ محسوب می‌شود؛ این مدل در سرزمین‌های کوچک و فشرده‌ای مانند اسرائیل کارآمد است اما عملی‌سازی آن در جغرافیای گسترده و مرزهای وسیع اروپا بسیار دشوار و پرهزینه است.

با افزایش تهدیدات روسیه و تردید نسبت به چتر امنیتی آمریکا، اروپا مسیر دشوار خودکفایی نظامی را در پیش گرفته است. طرح «آمادگی دفاعی ۲۰۳۰» با محوریت دفاع زمینی، هوایی و فضایی نشان‌دهنده تلاش برای ساخت گنبد آهنین اروپایی است. اما به دلیل چالش‌های اساسی در عملی ساختن آن، اروپا در کوتاه‌مدت همچنان در برابر تهدیدات احتمالی آسیب‌پذیر باقی خواهد ماند. تنها با هماهنگی داخلی و عدم تشدید تنش است که اروپا می‌تواند در بلند مدت به استقلال واقعی در امنیت و بازدارندگی دست یابد.

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/699
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9🤔1👌1
🌐حمله به دوحه و لحظه شورای همکاری خلیج فارس

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه

📝کامران کرمی

🔸حمله اسرائیل به پایتخت عضو GCC بعنوان یک نقطه عطف، شورا را بصورت جدی‌تر به ایجاد مکانیسم دفاعی مشترک و تقویت پیوندهای رسمی با بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های خارجی هدایت می‌کند. حمله اسرائیل به قطر موجب شده کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای نخستین‌بار پس از دهه‌ها، امنیت را نه صرفا در قالب «وابستگی صرف به واشنگتن»، بلکه به‌عنوان یک «پروژه بومی-مشارکتی» در چشم انداز خود قرار دهند.

🔹پس از این حمله؛ در سطح دیپلماتیک این دغدغه ایجاد شد که باید صریحا درباره نقش بی‌ثبات‌ساز فزاینده اسرائیل صحبت شود. این خط فکر را وزیر خارجه عمان در نشست گفت‌وگوهای منامه برجسته کرد. هرچند مقامات ارشد دیگر کشور‌های شورا در بیان این دیدگاه محتاط‌تر بوده‌اند، اما این احساس به‌ صورت خاموش بویژه در دو رویداد حمله به ایران و قطر در سراسر خلیج فارس جای خود را باز کرده است.

🔹حمله به قطر، عمده تحلیلگران عرب نسل جدید را به این تحلیل رسانده است که شورای همکاری خلیج فارس در حال اجرای کامل نسخه «تنهایی استراتژیک» خود است. اسرائیل نه تنها امنیت شورای همکاری خلیج فارس را پیچیده می‌کند، بلکه مستقیما به کشورهای عضو این شورا حمله می‌کند. چین صرفا بازیگری اقتصادی است و آمریکا، ضامن اصلی امنیت، بعنوان عامل ناامنی تلقی می‌شود. از منظر این تحلیل‌ها می‌توان هدف پروژه بومی شورای همکاری خلیج فارس را ذیل سه مولفه اساسی تبیین کرد:

1️⃣مهار نفوذ اسرائیل از طریق همگرایی داخلی

شکاف‌های درونی GCC فرصت این حمله را به اسرائیل داده است. پیام سیاستی این سرفصل دو گزاره است: حفظ ثبات داخلی پیش‌شرط بازدارندگی منطقه‌ای است و اجماع سیاسی فعال به‌اندازه توان نظامی برای بازدارندگی حیاتی است. از این زاویه بازیگران شورا با تقویت همگرایی سیاسی مدیریت شده به دنبال تشکیل کمیته هماهنگی بحران دائمی در سطح وزرای خارجه برای موضع‌گیری واحد در برابر بحران‌های منطقه‌ای هستند. به موازات این؛ ایجاد خطوط قرمز مشترک در قبال حملات به خاک کشورهای عضو، راه‌اندازی سازوکار مشترک برای مبارزه با اطلاعات جعلی و جنگ شناختی و در نهایت، هماهنگی میان دستگاه‌های امنیت داخلی برای ردیابی جریان‌های افراطی یا نفوذی مرتبط با بازیگران خارجی خواهد بود.

2️⃣بازسازی دفاع جمعی

🔹اگر GCC نتواند تهدیدات متقاطع را با پاسخ جمعی مدیریت کند، آسیب‌پذیری هر عضو بهانه‌ای برای مداخله خارجی خواهد بود. حمله اسرائیل فرصتی برای بازسازی همکاری‌های دفاعی و سیاسی فراهم کرده تا موازنه جدیدی تعیین شود که نقش مهار سیاسی و دیپلماتیک علیه نفوذ یا عملیات‌های نظامی یک‌جانبه اسرائیل را تقویت کند. حمله به دوحه نشان داد که امنیت ملی هر عضو عملا به امنیت جمعی گره خورده است، اما سازوکارهای دفاعی GCC ناکارآمد مانده‌اند. بر این اساس، بازسازی سپر جزیره با ساختار فرماندهی واقعی و بودجه مشترک یک اقدام عاجل است. ایجاد مرکز عملیات دفاع هوایی و سایبری مشترک، استفاده از فناوری‌های جدید از جمله پهپادهای گشتی و سامانه‌های اخطار سریع برای حفاظت از زیرساخت‌های انرژی، ارتباطی و مالی نیز ضروری به شمار می‌رود.

3️⃣چندقطبی‌سازی امنیت منطقه‌ای

🔹حمله به دوحه، اعتماد بازیگران شورا به تداوم حمایت آمریکا و قابلیت بازدارندگی آن را به پرسش کشیده و احتمال شکل‌گیری یک فرمت امنیتی جدید منطقه‌ای را تقویت می‌کند. بر این اساس، به‌جای تکیه بر پیمان‌های دوجانبه، باید به معماری چندقطبی امنیتی گذار کرد که GCC نقش محوری داشته باشد. به موازات این سیاست؛ ترکیبی از همکاری نظامی مشترک، پویش دیپلماسی علیه عملیات‌های یک‌جانبه و افزایش هماهنگی با بازیگران منطقه‌ای به دستورکار این بازیگران تبدیل خواهد بود. تنوع‌بخشی به روابط امنیتی از جمله افزایش همکاری با بریتانیا، فرانسه، چین، و ترکیه، سرمایه‌گذاری در صنایع دفاعی بومی، ایجاد بانک تسلیحاتی مشترک و قرارداد خرید منطقه‌ای برای کاهش وابستگی به فروشندگان غربی ضروری به نظر می‌رسد.

💢جمع‌بندی

تجربه دوحه درسی برای دولت‌های عرب خلیج فارس بود. تمرکز شورا در چند سال گذشته تقویت همکاری‌های اقتصادی و تعامل با قدرت‌های خارجی بوده است، اما حالا امنیت‌محوری به بخشی از این رویکرد هم در محافظت از فضای داخلی و هم در تشکیل ائتلاف‌های بازدارنده-دیپلماتیک منطقه‌ای تبدیل خواهد شد. نتیجه اینکه دولت‌های عرب خلیج فارس در سیاست داخلی‌، کنترل مرزها، تقویت توان پدافندی و نظارت بر شبکه‌های اطلاعاتی و در سیاست منطقه‌ای، دیپلماسی هماهنگ، اجماع سازی بین‌المللی و احتیاط در مناسبات با اسرائیل را در دستورکار قرار خواهند داد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/700
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍105🔥1
🌐روندهای آتی نظامی و سیاسی در سودان به کدام سو است؟

#مقاله_تحلیلی
#آفریقا #سودان

📝احمد بروایه

🔸با سیطره نیروهای پشتیبانی سریع بر شهر فاشر، سناریوهای پیش روی جنگ داخلی سودان یکی از مهم‌ترین سؤالات بازیگران منطقه‎ای و بین‌المللی در سودان است. در این میان به نظر می‌رسد گروه چهارگانه بین‌المللی سودان به رهبری آمریکا و حضور مصر، عربستان سعودی و امارات به دنبال این است که پیشنهاد آتش‌بس سابق خود که در ماه سپتامبر ارائه شده است را یک بار دیگر در دستورکار قرار دهد. در واکنش به این امر نیروهای پشتیبانی سریع اعلام کردند که با آتش‌بس موافق هستند در حالی که دولت و ارتش سودان با وجود عدم مخالفت با این پیشنهاد، از قبول آن خودداری کرده است. همزمان با این تحولات، دو طرف در حال بسیج نیروها، تحکیم مواضع و آماده‌سازی برای پیشروی به سمت مواضع طرف مقابل به خصوص در منطقه کردفان هستند.

💢روند سیاسی-نظامی تحولات سودان

🔹نیروهای پشتیبانی سریع با پیروزی در منطقه فاشر تلاش دارند موقعیت خود در اقلیم دارفور را تثبیت کنند. در این راستا در آوریل گذشته با تأسیس دولتی موازی در دارفور تحت عنوان «دولت صلح و وحدت» به مرکزیت شهر نیالا اولین قدم‌ها در مسیر نهادمند کردن حضور خود را انجام داده‌اند. این دولت قصد دارد با چاپ پول، صدور اوراق هویتی و گذرنامه برای ساکنان تحت کنترل خود، از یک سو داعیه مشروعیت خود برای حکومت بر سودان را ترویج کرده و از سویی دیگر زمینه را برای تثبیت جدایی غرب سودان هموار کند.

🔹علاوه‌براین، نیروهای پشتیبانی سریع منطقه کردفان شامل استان‌های کردفان شمالی، جنوبی و غربی را بعنوان مناطقی بالقوه برای گسترش قلمرو خود می‌بینند. این مناطق از نظر اقتصادی، لجستیکی، کشاورزی، نزدیکی نسبی به پایتخت و دسترسی به آب دارای اهمیت بسیاری هستند و تعداد زیادی از افراد قبایل نزدیک به نیروهای پشتیبانی سریع و همچنین متحدان این نیروها از دیگر اقوام در این مناطق زندگی می‌کنند. از سوی دیگر، نیروهای دولتی سودان نیاز دارند تا مانع تثبیت پیروزی‌های گروه پشتیبانی سریع در دارفور شوند. این امر به این معناست که نیروهای ارتش می‌بایست تلاش کنند که در ابتدا منطقه راهبردی کردفان را حفظ کرده و در مرحله بعد اقدام به یک حمله گسترده به فاشر کنند.

🔹در حوزه سیاسی به نظر می‌رسد سیاست سازوکار چهارگانه عربی-آمریکایی تثبیت آتش‌بس بر اساس واقعیت میدانی فعلی باشد. این آتش‌بس که به بهانه اوضاع انسانی ترویج می‌شود، مطلوبیت بیشتری برای امارات دارد. با این وجود دولت سودان به دلیل شکست در دارفور، نسبت به آتش‌بس و تأثیر آن بر موقعیت سیاسی خود هراس دارد.

💢سناریوهای آینده درگیری‌ها در سودان

🔹با توجه به روندهای سیاسی و نظامی موجود در سودان و تمایل دو طرف برای بهبود وضعیت میدانی خود پیش از آتش‌بس، سه سناریو را می‌توان برای آینده درگیری‌های نظامی در این کشور ترسیم کرد:

1️⃣سناریوی اول موفقیت حمیدتی در سیطره بر منطقه کردفان به خصوص شهر ابیض، مرکز این منطقه است. سیطره بر ابیض و رسیدن به رودخانه نیل سفید به عنوان مرز طبیعی شرق و غرب سودان می‌تواند به نزدیک شدن نیروهای حمیدتی به پایتخت منجر شود. در صورت سقوط ابیض، دولت سودان به دلیل مواجه شدن با معضل بقا، احتمالا ملاحظات سابق برای عدم کمک از بازیگران خارجی تجدیدنظر طلب را کنار خواهد گذاشت. لذا تحقق این سناریو نسبتا ضعیف ارزیابی می‌شود.

2️⃣سناریوی دوم را می‌توان سیطره ارتش بر بخش‌های بزرگی از دارفور به ویژه شهر الفاشر دانست. این امر منجر به بازگشت موازنه قوای میدانی به سودان به دوران پیش از سقوط فاشر خواهد شد. با این وجود، دولت سودان فاقد توانایی‌های نظامی و لجستیکی لازم برای بازپسگیری این مناطق است.

3️⃣سناریوی سوم را می‌توان درگیری‌های گسترده در منطقه کردفان به خصوص استان‌های کردفان غربی وکردفان جنوبی دانست. بر اساس این سناریو درگیری‌ها در نهایت منجر به دست به دست شدن برخی اراضی، تقسیم منطقه کردفان و در نهایت تثبیت خطوط تماس میدانی در جبهه¬ها خواهد شد. این سناریو به تقسیم سودان به مانند مدل لیبی منتهی خواهد شد و محتمل‌ترین سناریو محسوب می‌شود.

💢نتیجه‌گیری

سودان به زودی شاهد درگیری نظامی میان نیروهای پشتیبانی سریع و ارتش این کشور با هدف کسب دستاوردهای میدانی و تثبیت موقعیت با هدف زمینه‌سازی برای آتش‌بس خواهد بود. همچنین آتش‌بس پیش رو وضعیت فعلی سودان و تقسیم این کشور را به مانند مدل لیبی تثبیت خواهد کرد. مدلی که در آن دو دولت موازی در شرق و غرب این کشور قدرت داشته باشند و در نهایت از نظر سیاسی، هویتی و اقتصادی رویکردهای متفاوتی را در پیش بگیرند.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/701
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎1🔥1🙏1
🔵 تاثیرات اقلیمی و زیست‌محیطی ذوب شدن یخچال‌های تاجیکستان

#اکوتهران
#تاجیکستان #آسیای_میانه
#محیط_زیست

🔹تاجیکستان هزاران یخچال طبیعی خُرد و کلان دارد که این یخچال‌ها، نقش بسزایی در تامین آب تابستانی کشورهای آسیای مرکزی (تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان) بالاخص دو رودخانه آمودریا و زرافشان ایفا می‌کنند. در واقع، این یخچال‌های طبیعی دهه‌ها «برج‌ آب» آسیای مرکزی خوانده می‌شدند. در حال حاضر اما، این یخچال‌ها با سرعتی قابل‌توجه در حال آب شدن هستند و این مسئله، نه فقط برای خود کشور بلکه برای کل منطقه، تهدیدی زیستی و وجودی محسوب می‌شود.

💢لغزش یخچال‌ها در پامیر

🔸در ۲۵ اکتبر سال جاری قطعه بزرگی از یخچال به طول دو کیلومتر، عرض ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر و ارتفاع ۲۵ متر از توده خود از حوالی قله «اسماعیل سامانی» در منطقه تاجیک‌آباد جدا شد و برای ساعت‌های متمادی به سمت پایین حرکت کرد. علیرغم اینکه این لغزش تلفاتی نداشت؛ مقامات محلی هشدار داده‌اند که در صورت وقوع بارش‌های سنگین، ممکن است منجر به لغزش‌های جدید و وقوع سیل در روستاهای پایین‌دست منطقه شود.

🔸یخچال «دهدال» نیز از اواسط سپتامبر تحت تأثیر گرمای غیرعادی در فصل پاییز، در حال جابه‌جایی است. پیشتر، توده‌ای به طول ۱.۳ تا ۱.۵ کیلومتر از این یخچال جدا شده بود. در نوامبر و همزمان با زلزله‌ در دوشنبه و در افغانستان قطعه‌ای از این یخچال، طی ۱۵ دقیقه بیش از پنج کیلومتر به طرف پایین‌دست لغزید. پس از زلزله، سرعت حرکت این قطعه به شش متر در ثانیه رسید. در مجموع سازمان هواشناسی تاجیکستان، رفتار این یخچال را نیز «غیرقابل پیش‌بینی» خوانده است.

🔸کارشناسان هشدار داده‌اند که این لغزش‌ها می‌تواند منجر به ایجاد دریاچه‌های یخچالی ناپایدار شود؛ دریاچه‌هایی که در چشم‌انداز ممکن است به سیلاب‌های ناگهانی، تخریب زیرساخت‌های موجود در پایین‌دست، آلودگی منابع آب و حتی جاری شدن گل و لای بینجامند.

💢پایان «ناهنجاری پامیر–قراقروم»

🔸برای مدت‌ها، یخچال‌های تاجیکستان بخشی از «ناهنجاری پامیر–قراقروم» شمرده می‌شدند؛ منظور از ناهنجاری این است که برخلاف روند جهانی ذوب یخچال‌ها، بخشی از یخچال‌های پامیر و قراقروم نه تنها پایدار بودند، که رشد نیز می‌کردند. اما مطالعات متاخر مؤسسه علم و فناوری اتریش و مدل‌سازی از یخچال قزل‌سو در فاصله سال‌های 1999 تا 2023 نشان می‌دهد که این روند از سال ۲۰۱۸ متوقف شده است و با کاهش شدید بارش برف، رفتار یخچال به‌طور بنیادی تغییر کرده است؛ یعنی ذوب یخچال‌ها افزایش یافته است. از همین روست که حدود یک‌سوم از کمبود منابع آب ناشی از کاهش بارش در این منطقه جبران شده است.

🔸از میان ۱۴ هزار یخچال تاجیکستان که قریب به ۶۰ درصد ذخایر آب آسیای مرکزی را در خود جای داده‌اند، تاکنون بیش از هزار یخچال ناپدید شده‌اند و نیمی از یخچال‌های باقی‌مانده نیز به احتمال زیاد تا سال ۲۰۵۰ از بین خواهند رفت. اهمیت این تغییر زمانی قابل درک است که بدانیم ۹۵ درصد برق تاجیکستان از نیروگاه‌های برق‌آبی در مسیر ذوب یخچال‌ها تغذیه می‌شود و کشورهای پایین‌دست نیز برای کشاورزی به این منابع وابسته هستند.

💢انتشار آلاینده‌ها و تسریع فرایند ذوب شدن

🔸دولت تاجیکستان به گستردگی در مجامع بین‌المللی به مسئله یخچال‌ها می‌پردازد و برنامه جاه‌طلبانه‌ای را برای گذار به انرژی‌های سبز از وعده کاشت ۶۵ میلیون درخت تا پایان ۲۰۲۵ گرفته تا تبدیل ناوگان تاکسی دوشنبه به خودروهای برقی ارائه کرده است. با این حال، انتشار آلاینده‌ها در دوشنبه طی ده سال گذشته دو برابر شده است. نیروگاه زغال‌سنگ دوشنبه-۲ روزانه ۶۰۰۰ تن زغال‌سنگ می‌سوزاند و رونق کنترل‌نشده ساخت‌وساز نیز مصرف سیمان، سوزاندن زباله و معدن‌کاوی شن و ماسه را افزایش داده است؛ تاجیکستان در سال ۲۰۲۴ در رتبه ششم جهانی آلاینده‌های مضر قرار داشت و غلظت PM2.5 در شهر دوشنبه ۵ تا ۷ برابر توصیه سازمان بهداشت جهانی بوده است. طبعا این آلاینده‌ها با حرکت به سمت مناطق یخچالی، سطوح یخی را آلوده می‌کنند و سرعت ذوب را افزایش می‌دهند.

💢جمع‌بندی

ذوب‌شدن یخچال‌های تاجیکستان فقط یک پدیده اقلیمی نیست و منشا تهدیدات زیست‌محیطی جدی در سطح منطقه‌ای به شمار می‌رود. این تهدیدات از سیلاب و نابودی منابع آبی گرفته تا تبعات مخاطره‌آمیز برای امنیت غذایی و امنیت انرژی نزدیک‌تر از آن هستند که به نظر می‌رسد و یخچال‌هایی که برای دهه‌ها برج آب آسیای مرکزی بوده‌اند، به شکلی مهار ناپذیر در حال ناپدید شدن‌ هستند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/702
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1👌1
🌐ابهام و رقابت‌های پنهان؛ سناریوهای تشکیل کابینه در عراق

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#با_انتخابات #عراق

📝علی بیدبو

🔹ششمین انتخابات پارلمانی عراق در شرایطی برگزار شد که میزان مشارکت نسبت به دوره گذشته افزایش قابل ‏توجهی داشت. بر پایه نتایج اعلام‌شده، شیعیان مجموعا ۱۸۷ کرسی، اهل سنت ۷۷ کرسی و احزاب کرد ۵۶ ‏کرسی به دست آوردند؛ در میان ائتلاف‌های انتخاباتی، ائتلاف نخست‌وزیر با کسب ۴۶ کرسی در جایگاه ‏نخست قرار گرفت. ائتلاف تقدم با ۳۳ کرسی، دولة القانون با ۲۸ كرسی، جنبش الصادقون با ۲۷ کرسی و حزب ‏دموکرات کردستان با ۲۶ کرسی در رتبه‌های بعدی جای گرفتند. این آمار بدون محاسبه ۹ کرسی اقلیت‌هاست. ‏نزدیکی تعداد کرسی‌ها میان سه ائتلاف اول، فضای مذاکره، چانه‌زنی و کسب امتیاز را برای ائتلاف پیشتاز ‏دشوارتر کرده است.‏

🔸سازوکار تشکیل دولت در عراق عملا با آنچه در قانون اساسی تصریح شده، فاصله دارد. مطابق اصل ۷۶ قانون ‏اساسی، رئیس‌جمهور موظف است نامزد «فراکسیونی که بیشترین تعداد نمایندگان را در بر دارد» برای تشکیل ‏دولت مامور کند. اما تجربه سیاسی عراق نشان داده که معنای «فراکسیون بزرگ‌تر» نه بر اساس نتایج صندوق‌ها، ‏بلکه بر اساس ائتلاف‌هایی است که پس از اعلام نتایج و درون پارلمان شکل می‌گیرد. نقطه عطف این تفسیر به ‏انتخابات ۲۰۱۰ بازمی‌گردد که باعث شد علی‌رغم پیروزی ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی با ‏۹۱ کرسی، ‏نخست‌وزیری نوری المالکی رهبر ائتلاف قانون که با ۸۹ جایگاه دوم را داشت تداوم یابد.‏

🔸اکنون با توجه به نتایج چند سناریو محتمل است:‏

💢کنار زدن ائتلاف نخست‌وزیر

🔸در انتخابات اخیر، ائتلاف تحت رهبری نخست‌وزیر فعلی نتوانست اکثریت قاطعی کسب کند. این امر روند ‏تشکیل دولت را دوباره وارد مرحله‌ای از ابهام و رقابت‌های پنهان کرده است. متداول‌ترین سناریو از نگاه بسیاری ‏از بازیگران، فعال شدن نیروهای پشت‌صحنه، تشکیل ائتلاف‌های چندلایه و کنار زدن ائتلاف نخست‌وزیر وقت ‏است. نوری المالکی که از ابتدا نقش کلیدی در معرفی السودانی در سال ۲۰۲۲ داشت، اکنون از عملکرد او به ‏شدت ناراضی است. انتظار او این بود که السودانی در سایه او و چارچوب هماهنگی عمل کند اما نخست‌وزیر مواضعی مستقل‌تر از آنچه ‏رهبران شیعی انتظار دارند اتخاذ کرد.‏

🔸از نگاه المالکی، ادامه یافتن نخست‌وزیری السودانی تهدیدی برای نفوذ سنتی او و دیگر رهبران چارچوب ‏هماهنگی است. در این راستا، المالکی برای کنار زدن السودانی دو مسیر را دنبال می‌کند‎:‎

1️⃣تضعیف ائتلاف نخست‌وزیر از طریق فالح الفیاض‎: بخش قابل توجهی از آرای ائتلاف نخست‌وزیر در نینوا و مناطق سنی‌نشین شمال به واسطه فالح الفیاض به ‏دست آمده است. خروج الفیاض، ائتلاف السودانی را در پارلمان کوچک خواهد کرد.‏

2️⃣جلب حمایت احزاب تقدم و حزب دموکرات کردستان: المالکی تلاش می‌کند اشتباه سال ۲۰۲۱، یعنی پیوستن این دو حزب به مقتدی صدر تکرار نشود و این بار ‏آن‌ها را از همان ابتدا به سوی چارچوب هماهنگی هدایت کند.‏

💢اختلافات جدی درون چارچوب هماهنگی

🔸قیس الخزعلی پیش‌تر اشاره کرده بود که چارچوب هماهنگی ممکن است وارد فاز تصمیم‌گیری مبتنی بر ‏اکثریت شود. بر اساس این مدل، هر حزب نامزد مطلوب خود را معرفی می‌کند و در مراحل بعد بر اساس مقبولیت ‏و توانایی ایجاد ائتلاف، نامزد نهایی انتخاب می‌شود. این سناریو هرچند در ظاهر دموکراتیک‌تر است اما نه تنها ‏روند تشکیل دولت را طولانی‌تر می‌کند بلکه زمینه اعمال نفوذ خارجی، فشارهای خیابان و حتی احتمال بازگشت ‏تنش‌های سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ را افزایش می‌دهد.‏

🔸اگر چارچوب هماهنگی بخواهد السودانی را که در بغداد و اکثر استان‌های شیعه‌نشین بیشترین آرای مردمی را ‏کسب کرده کنار بگذارد، باید هزینه اجتماعی و امنیتی سنگینی را بپردازد. این تصمیم می‌تواند در کنار زاویه ‏شدید جریان صدر با رهبران چارچوب هماهنگی، عراق را وارد مرحله‌ای از تنش دوگانه کند.‏

💢ابقای السودانی با شروط سنگین

🔸این سناریو که بیشتر مورد توجه قیس الخزعلی است تلاش می‌کند میان السودانی و دیگر رهبران چارچوب ‏هماهنگی تعادل جدیدی ایجاد کند. طبق این مدل، السودانی برای دور دوم باقی می‌ماند اما نمی‌تواند نظر تمامی ‏اعضای چارچوب هماهنگی را برای ادامه یافتن دولتش کسب کند و شروطی از جمله ایجاد هماهنگی بیشتر با ‏احزاب شیعی را می‌پذیرد اما معلوم نیست این توافق بتواند رضایت نوری المالکی را جلب کند.

تجربه نشان داده ‏المالکی به کمتر از کنترل کامل ائتلاف حاکم راضی نیست. بنابراین نتیجه انتخابات لزوماً تعیین‌کننده ‏نخست‌وزیر نیست و همچنان تفسیر منعطف اصل ۷۶ و مناسبات پشت‌پرده بازیگران اصلی تعیین‌کننده‌تر از ‏صندوق رای عمل می‌کند.‏

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/703
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍103🔥1
🌐نفوذ پهپادهای روسی به اروپا و سنجش اراده ناتو

#مقاله_تحلیلی
#روسیه #ناتو

📝میلاد رضائی

🔹حریم هوایی لهستان در شب ۹ و ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۵، شاهد ورود بیش از ۲۰ پهپاد روسی بود. این پهپادها که عمدتا از مسیر بلاروس وارد شدند، موجب شدند سامانه‌های دفاعی و جنگنده‌های ناتو وارد عمل شوند و لهستان در واکنش به این رخداد ماده ۴ ناتو را فعال کند. در مقابل، روسیه هرگونه دخالت خود را انکار کرد. این رخداد چیزی بیش از یک اشتباه ساده و اتفاقی است، چه اینکه در روزهای پس از آن نیز اخباری در خصوص ورود پهپادهایی به دانمارک و نقض حریم هوایی استونی توسط جنگنده‌های میگ-۳۱اس روسی منتشر شد. ممکن است این وقایع مقدمات یک درگیری گسترده میان روسیه و ناتو باشند.

💢زمینه‌های افزایش تنش

🔸با برگزاری دیدار میان پوتین و ترامپ در آلاسکا که اولین دیدار میان روسای جمهوری روسیه و آمریکا پس از آغاز جنگ بود، امید زیادی می‌رفت که این نشست با ایجاد یک آتش‌بس موقت، به پایان نهایی جنگ منجر شود. پس از تبدیل امیدواری‌ به سرخوردگی‌، میدان نبرد شاهد افزایش تنش‌ و برخوردها در همه ابعاد بود. اوکراین با پشتیبانی اطلاعاتی و سیاسی آمریکا، موج حملات مهم و گسترده‌ای را علیه زیرساخت‌های انرژی روسیه آغاز کرد. در این میان بود که روسیه با انتقال گسترده‌ی نیروها به بلاروس، خود را برای برگزاری رزمایش مشترک زاپاد ۲۰۲۵ آماده می‌ساخت.

🔸سه روز پیش از آغاز زاپاد ۲۰۲۵، منابع لهستانی گزارش دادند که موجی از پهپاد‌های ناشناس وارد این کشور شدند. در مقابل، نیروهای لهستان و ناتو واکنش گسترده‌‌ای داشتند. دونالد توسک، نخست‌وزیر لهستان اعلام کرد که جنگنده‌های این کشور بخشی از این پهپادها را منهدم کرده و مابقی پهپادها نیز پس از اتمام سوخت، بدون ایجاد انفجار و آسیب گسترده، خود سقوط کرده‌اند. لهستان با معرفی روسیه به عنوان عامل حملات، سفیر این کشور را احضار کرد.

💢انگیزه‌های احتمالی روسیه

🔸روسیه احتمالاً این نفوذها را با اهداف چندگانه انجام داده است که می‌توان آنها را بر اساس الگوهای رفتاری مشاهده‌شده و زمینه ژئوپلیتیکی استدلال کرد.

1️⃣اول، فشار سیاسی بر ناتو: این حمله پهپادی را می‌توان بخشی از استراتژی گسترده‌تر مسکو برای تضعیف ناتو و غرب و ذیل یک جنگ هیبریدی دانست. در کنار این، روسیه واکنش‌های سیاسی ناتو و اراده واقعی آنان را سنجید تا نقاط ضعف و شکاف‌های قابل نفوذ آنان را شناسایی کند.

2️⃣دوم، جمع‌آوری اطلاعات نظامی: تعداد بالای پهپادها و استفاده از مدل‌های ارزان‌ قیمت فریبنده مانند گربرا، که برای غافلگیر کردن دفاع هوایی طراحی شده‌اند، نشان می‌دهد که این عملیات برای آزمایش زمان واکنش، ساختار فرماندهی و کنترل، و هماهنگی بین اعضای ناتو بوده است. همچنین مشخص می‌شود که مدافع بیشتر بر چه نوعی واکنشی تکیه دارد و اطلاعات ارزشمندی را برای زمان حمله واقعی در اختیار مهاجم می‌گذارد.

💢واکنش ناتو

🔸واکنش اعضای ناتو در برابر این حملات محدود به محکومیت‌های سیاسی، فعالیت پدافند‌ها و احضار سفرا نماند. این ائتلاف چندین سناریوی دفاعی را پیش‌بینی و اجرا کرد. بر اساس گزارش‌ها، ناتو عملیات "نگهبان شرقی" را بلافاصله پس از حادثه راه‌اندازی کرد، که شامل اعزام تعداد محدودی از دارایی‌های هوایی اضافی از کشورهای اروپایی مانند جنگنده‌های اف_۳۵، هواپیماهای آواکس و سامانه‌های پاتریوت می‌شود تا حفاظت از شرق اروپا را تقویت کند.

🔸آلمان این رویداد را بخشی از زنجیره تحریکات روسیه در جناح شرقی ناتو دانست و در سطح گسترده‌تر، دبیر کل ناتو و اورزولا فون در لاین - رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، از ایجاد «دیوار پهپادی» –شبکه‌ای یکپارچه از رادارها، حسگرها و یگان‌های متحرک پدافند هوایی – سخن گفته‌اند که تا به این جا محتمل‌ترین پاسخ ناتو ارزیابی می‌شود. اگرچه به دلیل پیچیدگی‌های فناوی و هزینه‌های سرسام‌آور آن در کوتاه مدت قابل اجرا نیست.

💢جمع‌بندی

نفوذ پهپادی روسیه به حریم هوایی لهستان و دانمارک و ورود جنگنده‌های میگ-۳۱ به آسمان استونی در سپتامبر ۲۰۲۵، فراتر از یک حادثه فنی یا اتفاقی، نمادی از تشدید تنش‌ها در اروپا است که ریشه در بن‌بست مذاکرات آتش‌بس اوکراین و پیشرفت‌های نظامی مسکو دارد. عدم امکان توافق بر سر شرایط پایان جنگ و آینده‌ی اوکراین، روسیه و ناتو را در یک معمای امنیتی قرار داده‌ است، جایی که هیچ‌کدام تمایلی به درگیری مستقیم ندارند، اما ترس از اقدامات آینده دشمن می‌تواند شعله جنگ را روشن کند. اگر یکی از آن‌ها به این نتیجه برسد که به هر حال درگیری مستقیم در آینده اجتناب‌ناپذیر است، ممکن است به منطق «ضربه‌ی اول» روی آورد.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله اینجا کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/704
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍114👌1
🌐 اهرم سیاسی یا مدیریت آب؛ مواجهه آبی افغانستان با ایران و پاکستان
▪️ نشنال اینترست

#تهران_ریویو
#افغانستان #آب
#محیط_زیست

🔸افغانستان را معمولاً کشوری محصور در خشکی توصیف می‌کنند، اما از منظر هیدرولوژیک، این کشور در بالادست دو کشور مهم قرار دارد. رودخانه‌های افغانستان به سمت پاکستان در شرق و ایران در غرب جریان می‌یابند و حوضه‌های «کنر–کابل–ایندوس» و «هلمند–هامون» را تغذیه می‌کنند. جغرافیا، افغانستان را به دروازه‌بان آب بدل کرده است. شکلی از اهرم فشار که طالبان امروز آن را روشن‌تر از هر دولت پیشین درک می‌کند.

🔹در سال ۲۰۲۵، طالبان اعلام کرد قصد دارد سدهای جدیدی بر رودخانه کنر بسازند؛ رودخانه‌ای که سرچشمه آن در هندوکش پاکستان قرار دارد، سپس وارد افغانستان می‌شود و دوباره به پاکستان بازمی‌گردد تا به رود ایندوس بپیوندد. علی‌رغم مشکلات متعدد فنی این پروژه اما؛ پیام سیاسی این طرح مهم‌تر از ابعاد مهندسی آن است.

💢چالش‌ها با پاکستان

🔹اسلام‌آباد به‌خوبی می‌داند که ذخیره‌سازی حتی اندکی آب در بالادست می‌تواند بر آبیاری و تولید برق‌آبی در ایالت خیبرپختونخوا و همچنین ذخیره‌گاه‌های پایین‌دست، مانند ورسک و مومند، تأثیر بگذارد. هیچ چارچوب حقوقی الزام‌آوری میان دو کشور برای تقسیم منصفانه آب این رودها وجود ندارد. این خلأ، دست طالبان را برای اقدام باز می‌گذارد و پاکستان جز دیپلماسی گزینه‌ای نخواهد داشت. به این ترتیب آب هم به فهرست بلند تنش‌های میان دو کشور افزوده می‌شود. قدرت افغانستان بیش از آن‌که در ساخت‌وساز سد نهفته باشد، در تهدید به ساختن آن است. هر طرح پیشنهادی به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل می‌شود و رودخانه کنر را به امتداد ژئوپلیتیکی مناقشه خط دیورند بدل می‌کند.

🔹برای پاکستان، چالش ماهیتی و ساختاری است. بخش زیادی از کشاورزی آبی در شمال‌غرب این کشور به جریان ورودی از شاخه‌های رودخانه‌ای افغانستان وابسته است. کاهش دبی رودخانه‌های کنر یا کابل می‌تواند بهره‌وری کشاورزی را در پیشاور و چارسدّه کاهش دهد؛ درحالی که پروژه‌های برق‌آبی ورسک و مومند پیشاپیش به دلیل رسوب‌گذاری و نوسان‌های فصلی زیر ظرفیت عمل می‌کنند. در سطح سیاسی، کمبود آب خطر تشدید تنش‌ها در خیبرپختونخوا را به همراه دارد؛ استانی که همچنان مرکز احزاب مخالف و کانون فعالیت‌های شورشی است. از این منظر، مدیریت آب افغانستان پیامدهایی سیاسی برای پاکستان دارد که از حوزه حوضه ایندوس بسیار فراتر می‌رود.

💢رویارویی در غرب

🔹در غرب، رویارویی دیگری در حال شکل‌گیری است. رود هلمند، بزرگ‌ترین رود افغانستان، از ارتفاعات مرکزی سرچشمه می‌گیرد و در تالاب‌های هامون در استان سیستان‌ و بلوچستان ایران پایان می‌یابد. «معاهده آب هلمند ۱۹۷۳» برای ایران در سال‌های نرمال ۲۲ مترمکعب در ثانیه حقابه تضمین می‌کند و اجازه می‌دهد در دوره‌های وفور، ۴ مترمکعب در ثانیه دیگر خریداری کند. این توافق فاقد سازوکار اجرایی است و به نظام‌های پایش مشترک و تبادل داده متکی است که دهه‌هاست کارایی خود را از دست داده‌اند.

🔹ایران افغانستان را متهم می‌کند که از طریق کنترل سدهای کجکی و کمال‌خان، جریان آب هلمند را محدود می‌کند. مقام‌های افغان پاسخ می‌دهند که ایران در سال‌های نرمال سهم خود را دریافت می‌کند و کمبود آب در سیستان نتیجه مدیریت نادرست داخلی است. طوفان‌های گردوغبار برخاسته از بستر خشک دریاچه هامون به تهدیدی جدی برای سلامت عمومی در هر دو کشور تبدیل شده است.

💢مدیریت آبی یا اهرم سیاسی؟

🔹در هر دو حوضه شرقی و غربی، ساختاری مشابه دیده می‌شود: کنترل بالادست به‌مثابه سرمایه سیاسی. در حوضه کنر، موضوع بیشتر راهبردی است و به برق‌آبی و آبیاری گره خورده است. در مقابل، در حوضه هلمند، موضوع ماهیتی زیست‌محیطی و انسانی دارد و پیامدهای آن با معیار معیشت و بقا سنجیده می‌شود، نه نفوذ سیاسی. طالبان از ابهام سود می‌برد. می‌تواند با اعلام پروژه‌های جدید ادعای حاکمیت کند، با استناد به خشکسالی از کاهش رهاسازی آب دفاع کند، و میان آشتی‌جویی و چالش‌گری در نوسان باشد. در نبود داده‌های هیدرولوژیک معتبر، ایران و پاکستان قادر به رد این روایت‌ها نیستند.

جغرافیای افغانستان همچنان قابل‌اتکاترین اهرم نفوذ آن است. برای حکومتی که هنوز مشروعیت بین‌المللی کسب نکرده و منابع مالی کافی ندارد، کنترل بر رودخانه‌ها جایگزینی برای قدرت سنتی است. هر اعلام ساخت سد و هر جدل بر سر میزان رهاسازی آب، بار دیگر نقش‌آفرینی طالبان را یادآور می‌شود. رودهایی که از کوهستان‌های افغانستان سرچشمه می‌گیرند، دو همسایه را تغذیه می‌کنند، اما به هیچ‌یک پاسخگو نیستند. این، مزیت پایدار افغانستان است.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/705
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍81👎1
🌐رژه «روز پیروزی» در باکو و اتحاد «سه برادر»

#تحلیل_کوتاه
#ترکیه #آذربایجان #پاکستان

🔹در روز هشتم نوامبر و به مناسبت پنجمین سالگرد بازپس‌گیری شوشا و پیروزی در جنگ دوم قره‌باغ، جمهوری آذربایجان با مشارکت نیروهای ترکیه‌ای و پاکستانی یک رژه نظامی گسترده برگزار کرد. این رژه در شهر باکو برگزار شد و رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، به عنوان مهمان ویژه در این رژه شرکت کردند. حضور دو رهبر پیش‌گفته در رژه نظامی، دیدارهای رسمی و ضیافت مشترک توجه بسیاری را به این اتحاد نوظهور آسیایی جلب کرده است. به نظر می‌رسد که مثلث «باکو-آنکارا-اسلام‌آباد» در حال تحکیم پیوندهای خود در سطوح مختلف هستند و «اتحاد سه‌برادر» بیش از پیش از سطح دیپلماتیک و سیاسی فراتر رفته و مبدل به یک پیوند نظامی شده است. حاضرین در این اتحاد، هر یک محرک‌های خود را برای تعمیق پیوندها دارند.

💢محرک‌های قدرتمند «سه برادر»

🔸ترکیه اردوغان تمایلی ویژه به اثبات رهبری خود در دو حوزه دارد. حوزه اول کشورهایی در آسیای میانه و قفقاز هستند که از سوی اردوغان «جهان تُرک» خوانده می‌شوند و حوزه دوم نیز جهان اسلام است. باکو و اسلام‌آباد هر یک نماینده‌ای برجسته برای یک حوزه محسوب می‌شوند. علاوه بر این، نباید فراموش کرد که صادرات تسلیحات در تعاملات متاخر ترکیه تا چه اندازه اهمیت یافته است و بازارهای آذربایجان و پاکستان، برای ترکیه جذابیت ویژه‌ای دارند. جمهوری آذربایجان یکی از حامیان مالی برنامه توسعه جنگنده نسل پنجم «قاآن» یا «کآن» ترکیه است.


🔸غلبه بر ارمنستان و بازپس‌گیری قره‌باغ بزرگترین دستاورد الهام علیف در بیش از دو دهه ریاست‌جمهوری در آذربایجان به حساب می‌رود و حفظ و تثبیت این دستاورد، برای علیف اهمیتی حیاتی دارد. فارغ از مواضع سیاسی همسو، باید توجه داشت که تقویت توانایی نظامی در مقابل ارمنستان (و رقبای بزرگتر همچون ایران) برای جمهوری آذربایجان مهم‌ترین محرک برای نزدیک شدن به ترکیه و پاکستان است. فناوری پهپادی ترکیه یکی از عناصر موثر در پیروزی آذربایجان در قره‌باغ محسوب می‌شدند و جمهوری آذربایجان مشتاق است که جریان انتقال تسلیحات و فناوری نظامی را از آنکارا به باکو برقرار نگاه دارد.

🔸پاکستان به عنوان تولیدکننده مستقیم جنگنده‌های نسل چهارم و مهم‌ترین واسطه فناوری تسلیحاتی چینی می‌تواند مسیرهای فراوانی را بر صنایع نظامی جمهوری آذربایجان بگشاید. جمهوری آذربایجان به وضوح در عرصه هوایی با ضعف مواجه است و به میمنت اتحاد با پاکستان، قراردادی را برای تحویل 40 فروند جنگنده JF-17 ( به ارزش کل 4.6 میلیارد دلار) منعقد کرده است. گفته می‌شود که تجهیز این جنگنده‌ها با موشک‌های ترکیه‌ای بر توانایی رزمی آنها افزوده است.

🔸مشارکت دستکم پنج فروند جنگنده JF-17 در رژه روز پیروزی بدون نشانه‌های ملی جمهوری آذربایجان یا پاکستان، بسیاری را درباره مالکیت کنونی جنگنده‌ها به شک انداخت. بعدتر، منابع خبری تایید کردند که پنج فروند از سفارش آذربایجان تحویل شده است. رونمایی از سامانه چینی پدافند دوربرد HQ-9BE که به تازگی توسط آذری‌ها خریداری شده است، گمانه‌زنی‌ها را درباره واسطه‌گری پاکستان میان چین و آذربایجان تقویت می‌کند.

🔸پاکستان برای موازنه‌سازی با هند، هر متحد جدیدی را در منطقه غنیمت می‌شمارد. در خصوص آنکارا و باکو، همسویی سیاسی در پرونده کشمیر برای پاکستان غنیمتی مضاعف است. آنکارا در مواجهه اخیر با طالبان نیز میانجی فعالی با تمایل جدی به سمت پاکستان به حساب می‌رفت. باید توجه داشت که با رشد فزاینده نقش منطقه‌ای هند، موقعیت پاکستان نزد کشورهای عرب خلیج فارس تا اندازه‌ای تضعیف شده بود و تحکیم اتحاد با ترکیه و آذربایجان، جایگزین منطقه‌ای قابل اطمینانی برای پاکستان به شمار می‌رفت.

🔸از سوی دیگر، پیشرفت‌های نظامی ترکیه برای پاکستان جذابیتی ویژه دارد. پاکستان قریب به دو سال قبل، از سوی ترکیه به حضور در پروژه «کآن» دعوت شد و قرار است در تولید این جنگنده نسل پنجم مشارکت داشته باشد و با خرید 4 ناوچه کلاس MILGEM بزرگترین قرارداد واردات نظامی از ترکیه را منعقد نموده است.

💢جمع‌بندی

آنچه با عنوان رژه نظامی «سه برادر» در سال 2021 در باکو آغاز شد، با گذشت چهار سال به پیوندی پیچیده‌تر و عمیق‌تر میان صنایع نظامی و تسلیحاتی طرفین مبدل شده است و به وضوح شرایط هر سه طرف را نسبت به گذشته بهبود بخشیده است. مهم‌تر اینکه تداوم این پیوند در میان‌مدت می‌تواند موازنه‌های پیشین را در سطح منطقه‌ای تحت تاثیر خود قرار دهد و به نفع «سه برادر» متحول کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/706
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82🤔2👏1😐1
🌐 ارتقاء آسیای مرکزی در سیاست خارجی آمریکا

#مقاله_تحلیلی
#آسیای_مرکزی

📝امید رحیمی

🔹نشست تاریخی «۱+۵» واشنگتن بین ترامپ و رهبران آسیای مرکزی، نشان‌دهنده تحول راهبردی در نگاه آمریکا به این منطقه است. این بالاترین سطح تعامل از زمان فروپاشی شوروی محسوب می‌شود و حتی بحث اولین سفر یک رئیس‌جمهور آمریکا به آسیای مرکزی نیز به طور جدی مطرح شده است. با این حال باید در نظر داشت که آسیای مرکزی دیگر تنها «متغیر تابع» افغانستان نیست، بلکه اکنون نقش محوری در محاسبات راهبردی واشنگتن در قبال سه موضوع کلیدی چین، اوکراین و افغانستان و همچنین در نقشه جدید خاورمیانه‌ای ایفا می‌کند.

💢هدف‌گیری «خط نجات» پکن

🔸راهبرد سنتی آمریکا برای مهار چین، متمرکز بر محاصره دریایی (تایوان، دریای چین جنوبی و تنگه مالاگا) بود. اما راهبرد جدید، ضعیف‌ترین حلقه امنیتی چین را هدف گرفته است: مرزهای غربی آن در مجاورت آسیای مرکزی. این منطقه که هم‌مرز با سین‌کیانگ و تبت است، پاشنه آشیل ژئوپلیتیک و امنیتی چین محسوب می‌شود که به‌دلیل واگرایی‌های قومی و مذهبی ابعاد ژئوکالچری نیز می‌یابد. تسلط آمریکا بر آسیای مرکزی، یک تهدید دائمی زمینی برای پکن ایجاد می‌کند و در صورت تشدید بحران در محاصره دریایی شرقی، می‌تواند به خفگی ژئواکونومیک چین بینجامد. این مسیر زمینی در ادبیات چینی خط نجات نامیده می‌شود.

💢جنگ فلزات کمیاب

🔸آسیای مرکزی به جدول مندلیف منابع معدنی مشهور است. در عصری که برتری تکنولوژیک به نیمه‌هادی‌ها و فلزات کمیاب وابسته است، تضمین دسترسی به این منابع برای آمریکا یک اولویت حیاتی است. وابستگی زنجیره تامین آمریکا به چین و تنش‌های تایوان، این ضرورت را دوچندان کرده است. ترامپ در نشست ۱+۵ به صراحت بر موضوع فلزات کمیاب تاکید کرد. اگر چین بر این منابع مسلط شود، موقعیت راهبردی خود در رقابت با آمریکا را به شدت ارتقا خواهد داد.

💢بازیابی بگرام به عنوان اهرم ضدچینی

🔸خروج از افغانستان و پایگاه بگرام توسط بایدن، از سوی محافل آمریکایی یک خطای راهبردی بزرگ ارزیابی می‌شود. راهبرد جدید آمریکا، بر بازگشت به بگرام متمرکز است. ترامپ آشکارا اعلام کرده که موقعیت این پایگاه برای هدفگیری مراکز دپوی تسلیحات هسته‌ای چین حیاتی است. در این نقشه، آسیای مرکزی مجدداً نقش حیاتی در پشتیبانی لجستیکی خواهد داشت. حتی در صورت عدم موفقیت در بازپس‌گیری بگرام، پایگاه‌های نظامی در آسیای مرکزی یک گزینه جایگزین مطمئن برای واشنگتن هستند. تحرکات اخیر در شمال افغانستان و بدخشان تاجیکستان، بر اهمیت این منطقه برای پیوند دادن دو پرونده افغانستان و ضدچین‌گرایی تاکید دارد.

💢بحران اوکراین: آسیای مرکزی به عنوان اهرم فشار بر روسیه

🔸شکست ترامپ در مهار روسیه از طریق دیپلماسی (به دلیل مقاومت بدنه ضدروس‌گرای داخلی و فقدان اهرم‌های موثر)، واشنگتن را به سمت اهرم‌سازی در آسیای مرکزی سوق داده است. هدف، ایجاد فشار موثر بر مسکو برای موفقیت راهبرد اصلی، یعنی ضدچین‌گرایی است. حملات هدفمند اوکراین به خط لوله نفت قزاقستان (علیرغم در دسترس‌تر بودن هدف‌های روسی) که در آستانه نشست واشنگتن انجام شد یک مسئله مهم است که بیش از همه منافع شرکت‌های آمریکایی همچون شورون و اکسون موبیل را هدف‌ قرار داد. در شرایطی که آمریکا برای کاهش جهانی قیمت نفت تلاش می‌کند، تضمین تزریق روزانه ۱.۶ میلیون بشکه نفت قزاقستان به بازار، یک موضوع کاملاً راهبردی برای واشنگتن است.

💢ارتقای پیمان ابراهیم با عضویت قزاقستان

🔸در یک حرکت نمادین و راهبردی، قزاقستان در این نشست به پیمان ابراهیم پیوست. این پیوند، دو تحول بزرگ را نشان می‌دهد. در سطح کارکردی کشورهایی مانند قزاقستان به عنوان کاتالیزور برای کاهش هزینه عضویت کشورهای بزرگتر مانند عربستان سعودی عمل خواهند کرد؛ و در سطح ماهوی پیمان ابراهیم از یک پیمان عادی‌سازی فراتر رفته و به یک پلتفرم راهبردی برای تثبیت موقعیت هژمونیک در جنوب غرب آسیا تبدیل می‌شود. در این راهبرد کشورهای آسیای مرکزی با ایفای نقش در شکل‌دهی اجماع، تامین منابع، و بازیگری نیابتی، پایه‌های نقش آفرینی پایدار رژیم صهیونیستی به عنوان بازیگر نیابتی آمریکا را مستحکم‌تر خواهند کرد.

💢جمع‌بندی

آسیای مرکزی دیگر حاشیه نیست؛ بلکه به یک کانون راهبردی در نقشه جهانی آمریکا تبدیل شده است. این منطقه حلقه اتصال حیاتی برای پیوند دادن چهار اولویت واشنگتن است: مهار چین، فشار بر روسیه، مدیریت افغانستان و شکل‌دهی به نظم جدید خاورمیانه. موفقیت یا شکست راهبرد بزرگ ضدچین‌گرایی ترامپ، به طور مستقیم به میزان موفقیت او در جذب و کنترل این منطقه اوراسیایی بستگی دارد.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/707
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👏1👌1
♦️ورود سوریه به ائتلاف داعش و فتواهای متعارض
▪️الشرق الاوسط

#رویة_العربیة
#سوریه

🔸الگوی سیاسی‌ای که احمد شرع، رئیس‌جمهور سوریه، برگزیده دیگر بر کسی پوشیده نیست. عمل‌گرایی سیاسی، آمادگی برای رسیدن به یک توافق کامل با اسرائیل و باور به الگوهای توسعه‌ای کشورهای نوظهور در حال توسعه با هدف آغاز مرحله بازسازی عباراتی هستند که در رسانه‌ها مکرراً بیان و تکرار شده‌اند. اما مهم‌تر از این‌ها، سردرگمی و خشم شدیدی است که الگوی کنونی شرع در هسته محافل بنیادگرا و در میان نظریه‌پردازان و رهبران آن‌ها ایجاد کرده است.

🔹شرع به‌خوبی می‌داند که خروج از سازمان‌هایی با ساختارهای سخت و جزم‌گرایانه آسان نیست و هزینه دارد. در نوشته‌ها و فتواهای متعددی نگرانی و شوک نسبت به این چرخش سریع در رفتار شرع، بازتاب یافته است؛ چرخشی از جبهه‌های نبرد حلب و درعا به کاخ سفید، و اتخاذ سیاست‌هایی که هرگز انتظارش را نداشتند. نظریه‌های بنیادگرایانه اکنون در برابر انباشتی از پرسش‌ها قرار گرفته‌اند و احساسات تلخ ناکامی و سرخوردگی را تجربه می‌کنند.

🔹از زمان به‌دست گرفتن قدرت، گفتمان شرع عمدتاً بر مسائل سیاسی و اقتصادی متمرکز بوده است. او توجه چندانی به ارائه توجیهات فقهی برای متحدان پیشین خود نکرده، و همین ضعف، توسط رقبایش برای تضعیف پروژه خروج سوریه از بحران بزرگ مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

💢 دو فتوای متفاوت؛ تکفیر شرع یا تائید او؟

🔹وزیر دادگستری سوریه، مظهر الویس، هم‌زمان با سفر الشرع، فتوای مفصلی درباره همان موضوعاتی که بنیادگرایان را به خشم آورده بود منتشر کرد و در آن تلاش کرده بود میان شریعت جدید و قدیمی‌ترهای ناراضی پل بزند.
فتوای وزیر دادگستری پس از موجی از فتواهای مخالف پیوستن سوریه به ائتلاف بین‌المللی ضد داعش صادر شد. برای نمونه، یکی از مفتیان نوشته بود که: «هرکس برای اجرای دستور کار آمریکا و در حالی که قصد و هدف آن پروژه‌ای سکولار و دموکراتیک است به این ائتلاف بپیوندد، مرتکب ارتداد شده است؛ زیرا این امر به معنای پیروی از کفار در کفرشان و سپردن زمام اطاعت به آنان است. به استدلال‌های سست جلوگیری از ظلم و ستم نباید توجه کرد، زیرا این امر دلیلی بر مجاز بودن عملی کفرآمیز نیست.»

🔹چنین فتوای تحریک‌آمیزی بیانگر شکاف عمیق نظری در درون این سازمان‌هاست؛ زیرا تکفیر اقدامات شرع به معنای آن است که در داخل سوریه نبردی درونی وجود دارد و شرع باید برای درهم‌شکستن بقایای ساختارهای تروریستی سرکش آن را پیش ببرد.

🔹در فتوای وزیر دادگستری آمده است: «دور از هیاهو و اغراق، و برای جلوگیری از آشفتگی و اغتشاش فکری، و از سر نصیحت به جوانان تا حق را از باطل بشناسند زیرا موضوع، دین است و تا گمان نکنند که سکوت نشانه ضعف یا عیب است. تا زمانی که کفه ترازوی منافع و مفاسد، به سود مصالح عمومی و دفع شرور است، و اقدام صورت‌گرفته در چارچوب هماهنگی و همکاری اطلاعاتی و آموزشی است که کنترل دولت و احترام به حاکمیت آن را تقویت می‌کند و هیچ‌گونه چشم‌پوشی از حق مشروع، یا اذعان به تخلف مشروع، یا تبعیت، نمایش یا حمایت را در بر نمی‌گیرد، پس این امر با این ضوابط مشروع است. این موضوع با این کنترل‌ها و با ضرورت هوشیاری و احتیاط، مشروع است و همه این‌ها در چارچوب قوانین سیاست مشروع و فقه واقع قرار می‌گیرد.»

🔹تمام این جنجال‌ها نشان‌دهنده سطح بالای منازعه فکری و فقهی و پیامدهای خطرناک آن برای آینده سوریه است. سازمان‌های تروریستی ممکن است به شیوه‌های مختلف واکنش نشان دهند، و این چالشی واقعی برای هر کسی است که این پدیده بنیادگرایی و مراحل آن را از نزدیک دنبال می‌کند.

💢 معضل فقهی با متحدان

🔹در این میان، چیزی شبیه به یک معضل فقهی پدید آمده است: چگونه می‌توان متحدان دیروز را به درستی اقداماتی که امروز انجام می‌شود قانع کرد؟ این جدال و تقابلی که بخشی از آن با سفر الشرع به کاخ سفید و ورود سوریه به ائتلاف، و همچنین توافق‌هایی که با شرق و غرب عیان شده و خواهد شد، با گذر زمان شدت بیشتری خواهد یافت.

در پایان، چالش‌های سوریه هنوز به پایان نرسیده‌اند؛ شواهد آن، مخالفت سرسخت بنیادگرایان با سیاست‌های دولت کنونی سوریه است. باید به دوگانگی این گروه‌ها توجه کرد؛ آنان خود را شریک در آزادی می‌دانند و سهم خود از غنایم را طلب می‌کنند. باید توجه داشت که نمی‌توان اندیشه‌های این گروه‌ها را تنها با یک فتوا ویران کرد؛ ساختار نظری این اندیشه‌ها پیچیده است و از بین بردن آن، اگر ممکن باشد، تلاش، زمان، صبر و قدرتی استوار می‌طلبد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/708
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10🔥1👏1
🌐 آورده بن سلمان از دفتر ترامپ چه خواهد بود؟

#تحلیل_کوتاه
#عربستان #آمریکا

📝کامران کرمی

🔹ضیافت شام ترامپ برای ولیعهد عربستان سعودی در فضای عدم قطعیت‌های منطقه‌ای پرطنین است. سفری با ‏دستورکار اصلی امضای یک پیمان دفاعی غیرحزبی و بازآرایی روابط چند دهه‌ای ریاض و واشنگتن در بستر ‏شکاف‌های چندقطبی اقتصاد سیاسی بین‌المللی. محمد بن سلمان در شرایطی با مجموعه‌ای از اهداف وارد عمق‌بخشی روابط با دولت جمهوریخواه می‌شود که پرونده‌های باز در روابط دو ‏کشور، در نظام منطقه‌ای و در سطح جهانی متکثر است.‏

💢امنیتی

🔸در فرآیند تغییرات نوظهور بین‌المللی در کلان رقابت چین و آمریکا، چشم‌انداز امنیت منطقه‌ای برای عربستان جایگاه تعیین کننده‌ای در روند محاسبات داخلی ریاض دارد. اقتصاد پسانفت وابستگی معناداری به ‏مسئله ثبات سیاسی دارد که جز از رهگذر امنیت پایدار تامین نخواهد شد. عربستان خواهان تعهدات روشن‌تر و ‏قابل اتکاتری از واشنگتن است. تجربه حمله به تاسیسات آرامکو در ۲۰۱۹، حملات پهپادی علیه امارات در ‌‏۲۰۲۲ و حمله اسرائیل به دوحه، این احساس را در ریاض تقویت کرده که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس ‏به‌تنهایی ضمانت کافی ایجاد نمی‌کند.

🔸با این حال، از آنجا که توافق دفاعی رسمی نیازمند تصویب سناست و در شرایط ‏پیچیدگی‌های کنونی عملی به نظر نمی‌رسد، سعودی‌ها به دنبال یک توافق دفاعی دوجانبه‌اند که چارچوبی ‏پایدار برای همکاری نظامی ایجاد کند و وابسته به تغییر دولت‌ها نباشد. متقابلاً برای آمریکا پذیرش یک تعهد ‏الزام‌آور که با توجه به سیال بودن بحران در خاورمیانه می‌تواند پای ترامپ را نیز به جنگی دیگر بکشاند جز ‏دردسر، جذابیتی در این مقطع ندارد.‏

💢اقتصادی

🔸سعودی‌ها آگاهند که برای تبدیل شدن به اقتصادی پیشرفته باید بازیگران ‏اصلی فناوری، انرژی، صنایع پیشرفته، بهداشت و سرگرمی را به کشور وارد کنند. اقتصاد در این سفر نه یک ‏موضوع جانبی بلکه محور اصلی معماری روابط جدید آمریکا- عربستان است. سعودی‌ها اکنون نسبت به گذشته ‏جاه‌طلب‌تر، جسورتر و مطالبه‌گرتر ظاهر شده‌اند و از واشنگتن انتظار دارند به‌عنوان شریک راهبردی در این تحول ‏اقتصادی‌ مشارکت کند. واقعیت این است که چشم‌انداز 2030 و راهبرد ‏تحول اقتصادی عربستان به‌طور مستقیم بر روابط این کشور با آمریکا اثر گذاشته است.

🔸ریاض خود را در آستانه یک جهش تاریخی می‌بیند و در این چارچوب، همکاری در حوزه هوش مصنوعی و ‏فناوری‌های پیشرفته برای سعودی‌ها اولویت دارد. عربستان برای تحول اقتصادی، ایجاد مراکز داده و پرورش ‏سرمایه انسانی در زمینه ‏AI‏ نیازمند دسترسی قابل‌پیش‌بینی به فناوری و شرکت‌های آمریکایی است؛ موضوعی که ‏با محدودیت‌های صادراتی آمریکا مواجه شده است. متقابلاً آمریکا نیز منافع مهمی در این همکاری دارد؛ ‏جلوگیری از چرخش عربستان به سمت چین در حوزه فناوری و هوش مصنوعی و وابستگی آن به تکنولوژی ‏آسیای شرقی، حفظ نقش دلار و همکاری‌های بانکی در سرمایه‌گذاری‌های سعودی و اطمینان از اینکه بازتعریف ‏اقتصاد منطقه با محوریت آمریکا و نه رقبا انجام شود.‏

💢 ژئوپلیتیک

🔸در مولفه ژئوپلیتیک می‌توان سفر بن‌سلمان را از سه منظر تبیین کرد. نخست، بازتعریف امنیت منطقه با محوریت ‏یک توافق جدید آمریکا-سعودی تا ریاض بتواند نقش قدرت منطقه‌ای باثبات را بازی کند‎.‌‏ دوم، ایجاد موازنه ‏جدید در برابر تهدیدات نوظهور از جمله با ایران آنهم نه با جنگ، بلکه با ترکیب بازدارندگی، دیپلماسی و ‏بازسازی کانون‌های بحران در منطقه(یمن، سوریه، لبنان و عراق). سوم، استفاده از پرونده فلسطین برای مهندسی ‏نظم سیاسی جدید در خاورمیانه که در آن ریاض نقش بازیگر جهت‌دهنده را ایفا کند.‏

🔸البته این طرح از زمان دولت بایدن بر مبادله‌ای بزرگ بنا شده بود: توافق دفاعی آمریکا-عربستان در برابر ‏عادی‌سازی روابط ریاض و تل‌آویو همراه با بسته‌ای اقتصادی و امتیازات برای فلسطینی‌ها. اما جنگ غزه و شرایط ‏انسانی آن، قیمت سیاسی عادی‌سازی را برای سعودی‌ها افزایش داده است. ریاض در طول دو سال گذشته این ‏استدلال را مطرح کرده که عادی‌سازی تنها در صورتی پیش می‌رود که اسرائیل از غزه خارج شود و به ‏مسیر تشکیل کشور مستقل فلسطینی تعهد دهد؛ شرایطی که حداقل با کابینه کنونی نتانیاهو ممکن نیست.‏

💢جمع بندی

رهاورد سفر بن سلمان به واشنگتن و دیدار با ترامپ امضای یک پیمان دفاعی دوجانبه غیرتعهدی اما ‏الزام‌آور است. این توافق برای ریاض از دو جهت حیاتی است‎:‌‏ مقابله با تهدیدهات سنتی و نوظهور و ایجاد ثبات ‏برای سرمایه‌گذاری‌های غول‌آسای اقتصادی تا ۲۰۳۰. در این رهگذر پیام ریاض به واشنگتن مبتنی بر این گزاره ‏است که بدون امنیت، اقتصاد مدنظر ترامپ هم شکل نمی‌گیرد.‏

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/709
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72👏1
💢 فراخوان جذب پژوهشگر 💢

🔹 اندیشکده تهران در راستای تکمیل کادر پژوهشی خود در نظر دارد از میان دانشجویان و دانش‌آموختگان رشته‌های علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و مطالعات منطقه‌ای در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، پژوهشگر متخصص در حوزه «غرب آسیا با تمرکز بر فلسطین» جذب نماید.

🔸 شرایط و الزامات:

- آقایان کمتر از ۳۰ سال
- تسلط بر زبان انگلیسی (آشنایی با سایر زبان‌ها امتیاز خواهد داشت)
- همکاری به صورت نیمه‌وقت و تمام وقت

🔴 علاقمندان جهت همکاری، رزومه کامل آموزشی، علمی و پژوهشی عکس‌دار خود را (شامل تمامی مقاطع تحصیلی، محل زندگی، مقالات و کتاب‌های چاپ شده، شماره تماس، وضعیت تأهل و آدرس) به نشانی زیر ارسال نمایند.

🌐 آیدی تلگرام:
@Institutetehran_admin


اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com
🌐@InstituteTehran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏7👍4👎1😁1👌1
اندیشکده تهران | Tehran Institute pinned «💢 فراخوان جذب پژوهشگر 💢 🔹 اندیشکده تهران در راستای تکمیل کادر پژوهشی خود در نظر دارد از میان دانشجویان و دانش‌آموختگان رشته‌های علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و مطالعات منطقه‌ای در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، پژوهشگر متخصص در حوزه «غرب آسیا با تمرکز…»
🌐قطعنامه ۲۸۰۳؛ مشروعیت‌سازی برای بین‌المللی کردن مدیریت غزه

#تحلیل_کوتاه
#جنگ_غزه

📝محسن فایضی

🔹دیشب در شورای امنیت قطعنامه ای با ۱۳ رأی مثبت و دو رأی ممتنع روسیه و چین تصویب شد. در ادامه مهم‌ترین مفاد این قطعنامه مرور می‌شود.

1️⃣تایید طرح ۲۰ بندی ترامپ

🔸شاید اصلی ترین و مبهم‌ترین بند قطعنامه را آغاز آن با تایید بر طرح بیست بندی ترامپ دانست. طرحی که کاملا مبهم، متناقض و مورد رد علنی دو سوی این طرح صلح یعنی حماس به نمایندگی مقاومت و مردم فلسطین و سوی دیگر آن یعنی دولت نتانیاهو به نمایندگی از رژیم صهیونیستی است. مشخصاً بنظر می‌رسد آوردن این بند بیشتر اصرار بر مشروعیت بخشی طرح ارائه شده ترامپ است.

2️⃣تأسیس هیئت صلح بین المللی (BoP)

🔸این طرح از ایجاد یک سازوکار به نام هیئت صلح بین‌المللی به عنوان یک «دولت انتقالی» استقبال می‌کند. زمان فعالیت دولت انتقالی براساس طرح تا زمانی است که بتواند چارچوبی را تعیین و بودجه لازم برای توسعه مجدد غزه را فراهم کند و تشکیلات خودگردان فلسطین نیز برنامه اصلاحات خود را به طور رضایت‌بخشی تکمیل کرده باشد و کنترل غزه را پس بگیرد؛ البته در قطعنامه برای ۲ سال مجوز حقوقی صادر شده است.

3️⃣نیروی امنیتی موقت!

🔸در کنار دولت انتقالی، یک نیروی امنیتی موقت (ISF) هم در غزه ایجاد می‌شود تا تحت یک فرماندهی واحد با نیروهایی که توسط کشورهای شرکت‌کننده تأمین می‌شوند، مستقر شود و از تمام اقدامات لازم برای انجام مأموریت خود استفاده کند. طبق این قطعنامه، ISF با همکاری یک نیروی پلیس فلسطینی تازه آموزش‌دیده و تأیید شده به تأمین امنیت مناطق مرزی، تضمین خلع سلاح گروه‌های شبه‌نظامی و «حفاظت از عملیات بشردوستانه» در «هماهنگی نزدیک» با مصر و اسرائیل کمک خواهد کرد.

4️⃣دولت فلسطینی

🔸یکی از اصلی‌ترین حاشیه‌های قطعنامه پیش از تصویب آن از سوی اسرائیلی‌ها، مسئله دولت فلسطینی بود. چون در طرح آمده پس از اجرای صادقانه برنامه اصلاحات تشکیلات خودگردان فلسطین و پیشرفت در توسعه مجدد غزه، ممکن است سرانجام شرایط برای مسیری معتبر به سوی خودمختاری و تشکیل کشور فلسطین فراهم شود.

🔸این جملات نه چندان قاطع از چگونگی حاکمیت و اختیارات تشکیلات خودگردان فلسطینی در نوار غزه پس از پایان کار هیئت صلح بین‌المللی، با واکنش شدید شخصیت‌هایی چون کاتص وزیر جنگ، بن گویر وزیر امنیت ملی و دیگر اعضای کابینه نتانیاهو روبرو شد. جالب است که نماینده اسرائیل در سازمان ملل در جلسه رای گیری حضور داشت اما هیج نطقی ایراد نکرد‌.

5️⃣آمریکای میانجی

🔸در پایان قطعنامه تاکید شده است که ایالات متحده گفتگویی بین اسرائیل و فلسطینیان برقرار خواهد کرد تا در مورد افق سیاسی برای همزیستی مسالمت‌آمیز به توافق برسند! جمله ای که می‌توان آن را تکراری‌ترین گزاره و بند در طرح‌ها و ایده‌های آمریکایی از دهه ۹۰ میلادی به این سو دانست. اما آوردن این مفاد در قطعنامه و محدودکردن روند گفتگوها به میانجی‌گری آمریکایی‌ها از دلایل رأی ممتنع روسیه و چین است.

6️⃣مشروع‌سازی حضور بین‌المللی

🔸در قطعنامه آمده است که حضور مدنی و امنیتی بین‌المللی در غزه تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۷، منوط به اقدامات بیشتر شورای امنیت، مجاز است! این بند در حقیقت یک لایه پنهان و اصلی دارد و آن بین‌المللی کردن مسئله غزه از حیث مدیریت، کنترل و حق دخالت است. مسئله‌ای که تقریبا تمام بیانیه حماس درباره تصویب قطعنامه به آن مربوط می‌شود. حماس تأکید می‌کند آنچه در آینده رخ خواهد داد باید منوط به حق و حقوق تصمیم گیری فلسطینی‌ها باشد‌. حاکمیت، سلاح و آینده غزه یک حق غیرقابل‌خدشه فلسطینی است و هر تصمیمی باید براساس گفتگوهای جریانات فلسطینی گرفته شود. در واقع ملاحظه و تفسیر حماس از قطعنامه، بین‌المللی‌سازی مسئله فلسطین است.

💢جمع‌بندی

🔸قطعنامه مورد حمایت آمریکا طرح کاملی از منظر حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کند تا یک هیئت صلح با تعریف مبهم به ریاست ترامپ و با عضویت منتخب او در کنار یک نیروی امنیتی بین المللی ایجاد شود که به مدت دو سال تقریباً همه جنبه‌ها از امنیت و حکومت گرفته تا بازسازی غزه را کنترل کنند‌. در حقیقت این دوسال دوران گذاری است تا دولت فلسطینی برآمده از تشکیلات خودگردان شکل بگیرد!

با این حال مسائل مطرح شده دارای همان ابهام و سؤال اصلی همیشگی است: چه کسی، چه بازیگری، چه نیروهایی قرار است امنیت، حاکمیت و کنترل غزه را در دوران گذار و خلع سلاح حماس برعهده بگیرد و در میدان اجرا کند؟ اتفاقی که با حضور نظامی در سایه اهرم گرسنگی و تحریم ممکن نشده است. همچنین رسانه‌های عبری از عدم اشتیاق بازیگران عربی و برخی کشورهای منطقه‌ای برای نقش‌آفرینی در این هیئت‌ها خبر می‌دهند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/710
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍92👏1
🔵عودت‌ یافتگان افغانستانی در چه وضعی به سر می‌برند؟

#اکوتهران
#افغانستان

🔸آخرین پژوهش* انجام شده توسط دفتر منطقه‌ای آسیا و پاسفیک «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» (UNDP) نشان می‌دهد که وضعیت معیشتی و زیستی در افغانستان، با اخراج خیل کثیر مهاجران از سوی ایران و پاکستان، وخیم‌تر شده است و اغلب عودت‌یافتگان با مشکل در تامین نیازهای اولیه خود مواجه هستند. این پژوهش با نمونه آماری قابل توجه از ۳۴ ولایت مختلف افغانستان و در سطح ملی و بین‌بخشی انجام پذیرفته و بازتاب‌دهنده وضعیت اشتغال، بدهی، درمان، تحصیل و سکونت عودت‌یافتگان است.

🔹از سپتامبر ۲۰۲۳ بیش از ۴.۵ میلیون نفر به افغانستان عودت کرده‌اند؛ این رقم تقریبا معادل ده درصد به جمعیت ساکنان افغانستان افزوده است. این افزایش چشمگیر جمعیت در شرایطی پدیدار شده است که اقتصاد افغانستان از سال ۲۰۲۱ (بازگشت طالبان) با سقوطی شدید مواجه شده است و از ظرفیت پایین نهادهای اقتصادی و اجتماعی، کاهش کمک‌های خارجی و شوک‌های مکرر زیست‌محیطی رنج می‌برد. زلزله‌های ویران‌کننده اخیر در ولایات ننگرهار، کنر و سمنگان، سیل‌های ناگهانی و خشکسالی شدید بر شدت مشکلات افزوده است. حدود یک میلیون نفر از زلزله ماه اوت در ولایات شرقی متاثر شده‌اند. این ولایات یکی از اصلی‌ترین مناطق تمرکز عودت‌یافتگان نیز بوده‌اند.

💢اشتغال و بدهی

🔹در مناطق غربی، نرخ بیکاری میان عودت‌یافتگان بین ۸۰ تا ۹۵ درصد بوده است و ۸۸ درصد از عودت‌یافتگان به طور متوسط مبالغی بین ۲۵ تا ۶۰ هزار افغانی (۳۷۳ تا ۹۰۰ دلار) بدهکار هستند. برای درک ابعاد بدهی مورد اشاره، می‌توان به این نکته اشاره کرد که متوسط درآمد ماهانه عودت‌یافتگان رقمی نزدیک به ۶۶۲۳ افغانی (۱۰۱ دلار) برآورد شده است. در نقاط تمرکز عودت‌یافتگان، ۹۰ درصد خانوارها از استقراض، فروش دارایی‌ها یا حذف وعده‌های غذایی برای گذران روزمره استفاده کرده‌اند.

🔹حدود یک سوم خانوارهای عودت‌یافته برای تامین نیازهای روزمره از وام و استقراض بهره می‌گیرند. نزدیک به ۶۷ درصد از خانوارهای عودت‌یافته تنها به کارگری فصلی و روزمزد اشتغال دارند. بسیاری از عودت‌یافتگان در ایران به عنوان کارگر ماهر و نیمه‌ماهر در کارهای ساختمانی، خیاطی، مکانیکی و کشاورزی اشتغال داشته‌اند و اکنون بخش اعظم آنها میان اشتغال ناقص و مهاجرت (به مناطق شهری یا خارج از کشور) در کشاکش هستند. با افزایش رقابت بر سر موقعیت‌های شغلی، پذیرش دستمزدهای پایین‌تر یا ساعات کاری بیشتر مرسوم شده است که عودت‌یافتگان و جامعه محلی را به صورت توامان از خود متاثر ساخته است.

🔹شایان ذکر است که شرایط پیش‌گفته در خصوص زنان سرپرست خانوار وخامت بیشتری دارد. اشتغال زنان به نرخ هشداردهنده ۶ درصد رسیده است که بیش از هر چیز بر تولید کوچک‌مقیاس خانگی تمرکز دارد و در اغلب موارد، ماهیت غیررسمی و دستمزد پایین مشاغل موجود برای زنان، بر مشکلات اقتصادی خانوارهای تحت سرپرستی زنان افزوده است. باید توجه داشت که توزیع کمک‌های خارجی بسیار محدود شده است و مطابق این پژوهش، ۶۴ درصد از خانوارهای عودت‌یافته هیچ شکلی از کمک را (در یک سال گذشته) دریافت نکرده‌اند.


💢درمان، تحصیل و سکونت‌

🔹بیش از نیمی از خانوارهای عودت‌یافته برای تامین مواد غذایی از هزینه درمانی صرف نظر کرده‌اند. علیرغم این مسئله، مراکز درمانی اغلب شلوغ هستند و یک پزشک به طور متوسط در یک شیفت کاری نزدیک به ۵۰۰ بیمار را ویزیت می‌کند. بیش از ۳۰ درصد خانوارهای عودت‌یافته از اشتغال به کار کودکان به عنوان یک راهکار مقابله‌ای استفاده کرده‌اند و نزدیک به ۵۵ درصد از پسران، تحصیلات ابتدایی خود را (هنوز) تمام نکرده‌اند. با این وجود، مدارس موجود در مناطق تمرکز عودت‌یافتگان شلوغ هستند و به طور متوسط در ازای هر ۷۰ تا ۱۰۰ دانش‌آموز، تنها یک معلم وجود دارد.

🔹هزینه اجاره‌بها در برخی مناطق بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش داشته است. از همین رو زندگی در سکونتگاه‌های نامناسب یا سکونت دسته‌جمعی چند خانوار در یک محل شیوع پیدا کرده است. به عنوان مثال، در شهر هرات بین ۷۰ تا ۸۰ درصد از عودت‌یافتگان از نظر سکونتگاه وضعیت نامناسبی دارند.

* متن فوق ترجمه گزارشی از دفتر منطقه‌ای آسیا و پاسفیک «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» (UNDP) است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/711
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎2👌1
🌐محاصره پوکروفسک و تاثیر آن بر مسیر جنگ اوکراین

#مقاله_تحلیلی
#جنگ_اوکراین

📝امیر منتسرف

🔹محاصره واقعی پوکروفسک (کراسنوآرمیسک) و میرنوگراد (دیمیتروف) پیامد مستقیم و ‏توسعه موفقیت تاکتیکی نیروهای مسلح فدراسیون روسیه است که پس از تصرف آودیوکا در فوریه ۲۰۲۴ به ‏دست آمده است.

🔸اگرچه تصرف خوشه پوکروفسک-میرنوگراد به عنوان گره لجستیکی کلیدی اوکراین در دونباس تدارکات ‏نیروهای این کشور را مختل کرده و به صنعت آن (از طریق حذف زغال‌سنگ) ضربه می‌زند، اما این ‏رخداد به تنهایی یک پیروزی محلی است. این موفقیت، بدون دستاوردهای راهبردی دیگر، تأثیر ‏تعیین‌کننده‌ای بر وضعیت جهانی جنگ یا صلح ندارد و نباید در مورد اهمیت آن اغراق کرد.‏

💢تاکتیک روسیه: فرسایش و رقابت با زمان

🔹پیشروی روسیه محدود به پوکروفسک نیست؛ حملات فعال و موفق همزمان در وولچانسک و چاسیو یار نیز ‏در جریان است. این تاکتیک چندجبهه‌ای، با هدف فرسایش نیروها و نابودی ذخایر اوکراین، طراحی شده تا در ‏نهایت کنترل کامل بر دونتسک را برای روسیه محقق کند‎.‌‏ اما چالش اصلی این استراتژی «زمان» است‎.‌‏ سوال ‏کلیدی این است: وقتی عملیات پوکروفسک به تنهایی بیش از یک سال و نیم زمان برده، آیا روسیه زمان ‏کافی برای اجرای این استراتژی فرسایشی را دارد؟ این سوال از آن جهت اهمیت می‌یابد که استحکامات آتی ‏نیروهای اوکراین در دونتسک، حتی از مواضع فعلی نیز نفوذناپذیرتر ارزیابی می‌شوند و عبور از آنها با سرعت ‏فعلی بسیار طولانی خواهد بود.‏

💢چالش‌های نیروی انسانی در هر دو جبهه

🔹هر دو طرف درگیری، علی‌رغم پیشروی‌های روسیه، با بحران نیروی انسانی مواجه‌اند. اوکراین با مشکلات ‏بسیج و آمار خیره‌کننده فرار از خدمت (بیش از ۲۱ هزار مورد در ماه اکتبر) دست به ‏گریبان است‎.‌‏ از طرف روسی، گزارش‌ها از کاهش سرعت جذب نیروی قراردادی حکایت دارد. این کاهش ‏می‌تواند هم به دلیل کم شدن انگیزه‌های مالی و پاداش‌ها باشد و هم (طبق نظر برخی کارشناسان) به عنوان ‏پیامی از تلاش‌ها برای حل دیپلماتیک مناقشه در قالب مذاکرات روسیه با آمریکا تفسیر شود‎.‎

💢تمایل افکار عمومی به راه حل مسالمت‌آمیز


🔹در پس‌زمینه وضعیت دشوار در جبهه، جنبه سیاسی مناقشه نیز تشدید می‌شود. بر اساس آخرین ‏نظرسنجی‌های افکار عمومی (ریتینگ در اوکراین، مرکز لوادا در روسیه)، بخش قابل توجهی از جمعیت هر دو ‏کشور (حدود ۶۴ درصد در اوکراین و ۵۴ درصد در روسیه) برای آغاز فوری مذاکرات صلح تمایل نشان ‏می‌دهد‎.‌‏ با این وجود، گره اصلی، یعنی «شرایط» این صلح، همچنان ناگشوده است؛ مسئله‌ای که آینده ‏سیاسی رهبران هر دو کشور مستقیماً به آن گره خورده است.‏

💢ژست نمایشی پوتین

🔹در این زمینه، یک رویداد تقریباً نادیده گرفته شد که اهمیت فوق‌العاده‌ای برای مذاکرات احتمالی آینده دارد. ‏این رویداد، پیشنهاد ولادیمیر پوتین برای دعوت از روزنامه‌نگاران غربی جهت پوشش وضعیت در پوکروفسک، ‏میرنوگراد و همچنین کوپیانسک در محور خارکف است؛ مناطقی که عملاً تصرف شده‌اند. ‏

🔹به نظر می‌رسد مخاطب اصلی این ژست بزرگ، دونالد ترامپِ علاقه‌مند به حرکات نمایشی است. با این حال ‏مطبوعات غربی (به‌ویژه اروپا) نمی‌خواستند با پوشش این خبر، علاقه رو به افول ترامپ به جنگ اوکراین را ‏دوباره تحریک و فرصتی ایجاد کنند که ممکن است به صلح بر مبنای شرایط روسیه منجر شود. از سوی ‏دیگر، رسانه‌های داخلی روسیه نیز آن را نادیده گرفتند، زیرا این اقدام می‌توانست یادآور «ژست‌های ‏حسن‌نیت» شکست‌خورده قبلی (مانند مذاکرات استانبول و عقب‌نشینی از کی‌یف) باشد.‏

💢فشار توربو-میهن‌پرستان

🔹چنین قیاس‌هایی با مخالفت شدید گروه کوچک اما فعال «توربو-میهن‌پرستان» روبه‌رو می‌شود. این ‏گروه به هواداران دیدگاه‌های تهاجمی و احیای هژمونی روسیه معروفند و سیاست‌های «نیم‌بند» پوتین در ‌‏«عملیات ویژه نظامی» را «مایه شرمساری» می‌دانند‎.‌‏ با این حال، این گروه فاقد هرگونه فاعلیت یا نمایندگی ‏سیاسی واقعی است. دیدگاه‌هایشان، هرچند بالقوه جذاب، در عمل شدیداً رادیکال تلقی می‌شود.‌‎ ‎در نتیجه، ‏بستر اصلی و تقریباً تنها برای بیان نظرات آن‌ها، به کانال‌های شخصی تلگرامی‌شان محدود شده است.‏

نبرد پوکروفسک، اگرچه ادامه منطقی موفقیت‌های تاکتیکی روسیه است، اما تأثیر چشمگیر و ‏کلیدی مخصوصاً با توجه به وجود حمایت اروپا از اوکراین در صحنه عملیات نظامی، وضعیت اقتصادی ‏اوکراین، امنیت انرژی یا مواضع مذاکراتی ندارد. تنها شانس این قسمت از جنگ برای برجسته شدن و تبدیل ‏شدن به یک رویداد حیاتی و نقطه عطف در جنگ، بازگشت لطف ترامپ به پوتین به خاطر ژست گسترده او ‏بود که ظاهراً قرار نیست اتفاق بیفتد.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/712
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍102👏1👌1
🌐نشست شورای حکام آژانس؛ زمینه‌ها و پیامدها

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

📝احسان کیانی

🔹نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ۱۹ تا ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ در مقر این آژانس در وین برگزار می‌شود. این شورا معمولاً پنج بار در سال، در مارس، ژوئن، دو بار در سپتامبر (قبل و بعد از کنفرانس عمومی) و سپس برای آخرین بار در نوامبر، تشکیل جلسه می‌دهد.

🔸اینکه این آخرین جلسه سال جاری میلادی (و احتمالاً شمسی) است، بر اهمیت آن می‌افزاید. این اهمیت را می‌توان در نسبت زمانی انتخابات پارلمانی زودهنگام اسرائیل در بهار سال آینده دریافت. حمله اسرائیل به ایران در خردادماه، اندکی بعد از گزارش منفی و سوگیرانه دبیرکل آژانس پس از نشست فصلی شورای حکام در ۹ ژوئن، رخ داد که در آن نسبت به «فعالیت‌های چشم‌گیر برنامه‌های هسته‌ای ایران» ابراز نگرانی شده بود و برخی کارشناسان، آن دیدگاه را ازجمله مستمسک رژیم برای حمله به ایران قلمداد کردند.

🔸طبق مواضع اخیر گروسی درباره برنامه هسته‌ای ایران، سه موضوع مهم که در دستور کار این نشست خواهد بود، میزان و محل ذخایر اورانیوم با غنای بالا؛ اجرای پروتکل الحاقی و تداوم بازرسی آژانس از تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان است.

🔸آمریکا و تروئیکای اروپایی یعنی بریتانیا، فرانسه و آلمان، پیش‌نویسی برای طرح در جلسه شورای حکام تدوین کرده‌اند که طبق آن از ایران می‌خواهد ضمن اجرای پروتکل الحاقی؛ به قطعنامه‌های شورای امنیت درباره برنامه هسته‌ای که پیش از برجام مصوب شده بودند و به ادعای آن‌ها، اکنون مشروع و الزامی است، عمل نماید. حال آنکه به نظر ایران، روسیه و چین، آن قطعنامه‌ها منقضی شده و شورای حکام، صرفاً در چارچوب پادمان، ملزم به بررسی پرونده ایران است.

🔸طبق آن قطعنامه‌ها ایران باید ضمن توقف غنی‌سازی و بازفرآوری اورانیوم و پروژه‌های آب‌سنگین و هرگونه فعالیت مرتبط با پژوهش و توسعه برنامه هسته‌ای را نیز متوقف نماید. اروپا و آمریکا امیدوارند که قطعنامه پیشنهادی ایران را تحت فشار قرار دهد، ولی ایران به صراحت اعلام کرده تصویب این قطعنامه «وضعیت نظارتی را تغییر نخواهد داد»

🔸اکنون، مهم‌ترین نگرانی طرف غربی که آژانس به نمایندگی از آن‌ها بر آن تأکید دارد، بازگشت بازرسان و «ادامه رصد و پایش» تأسیسات هسته‌ای ایران است. تهران به جهت تعامل با آژانس و حفظ مجاری دیپلماسی در این پرونده، اجازه بازدید از سایت بوشهر و سایت تحقیقاتی تهران را داده ولی هرگونه بازرسی از تأسیسات مورد حمله را منوط به تغییر رویه طرف مقابل نموده است. علاوه بر اینکه هشدار داده در صورت صدور قطعنامه‌های «غیرقانونی» علیه ایران، روابط با آژانس به‌صورت بنیادی بازنگری خواهد شد.

🔸طرف‌های غربی می‌دانند تهدید به ارسال پرونده از شورای حکام به شورای امنیت نیز، ناظر به حق وتوی روسیه و چین برای جلوگیری از تصویب قطعنامه‌های جدید علیه ایران، تأثیری بر تغییر رفتار ایران در خصوص «میزان و شیوه غنی‌سازی»، «شفافیت وضعیت اورانیوم» و «اجرای نظارت آژانس» ندارد و می‌تواند رابطه ایران و آژانس با بیش از پیش، تضعیف نماید.

🔸در این شرایط، ایران در عین پافشاری و ایستادگی بر مواضع جدی کنونی، به‌خصوص درباره توقف بازرسی‌ها که می‌تواند اهرم فشار مناسبی برای تغییر رفتار طرف مقابل باشد، می‌بایست از گشایش‌های دیپلماتیکی که احتمالاً غیرمستقیم و محرمانه در جریان است، استقبال نماید.

گرچه ارسال پرونده ایران از شورای حکام به شورای امنیت، تبعات حقوقی و حتی اقتصادی شدیدتری نسبت به وضع موجود برای ایران نداشته باشد، ولی ناظر به عدم تحقق اهداف حداکثری آمریکا و اسرائیل در حمله خردادماه، اکنون واشنگتن اطمینان خاطری نسبت به مطلوبیت و فایده‌مندی حمله دوباره ندارد و این امر شانس دیپلماسی را افزایش می دهد؛ ضمن اینکه تداوم دیپلماسی، حتی در صورت اطمینان به عدم توافق، می‌تواند در کوتاه‌مدت از تقویت موضع جناح جنگ‌طلب و مداخله‌جوتر در دستگاه سیاست خارجی آمریکا مانند روبیو و هگزت، جلوگیری کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/713
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎21👏1