اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.9K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐محاصره پوکروفسک و تاثیر آن بر مسیر جنگ اوکراین

#مقاله_تحلیلی
#جنگ_اوکراین

📝امیر منتسرف

🔹محاصره واقعی پوکروفسک (کراسنوآرمیسک) و میرنوگراد (دیمیتروف) پیامد مستقیم و ‏توسعه موفقیت تاکتیکی نیروهای مسلح فدراسیون روسیه است که پس از تصرف آودیوکا در فوریه ۲۰۲۴ به ‏دست آمده است.

🔸اگرچه تصرف خوشه پوکروفسک-میرنوگراد به عنوان گره لجستیکی کلیدی اوکراین در دونباس تدارکات ‏نیروهای این کشور را مختل کرده و به صنعت آن (از طریق حذف زغال‌سنگ) ضربه می‌زند، اما این ‏رخداد به تنهایی یک پیروزی محلی است. این موفقیت، بدون دستاوردهای راهبردی دیگر، تأثیر ‏تعیین‌کننده‌ای بر وضعیت جهانی جنگ یا صلح ندارد و نباید در مورد اهمیت آن اغراق کرد.‏

💢تاکتیک روسیه: فرسایش و رقابت با زمان

🔹پیشروی روسیه محدود به پوکروفسک نیست؛ حملات فعال و موفق همزمان در وولچانسک و چاسیو یار نیز ‏در جریان است. این تاکتیک چندجبهه‌ای، با هدف فرسایش نیروها و نابودی ذخایر اوکراین، طراحی شده تا در ‏نهایت کنترل کامل بر دونتسک را برای روسیه محقق کند‎.‌‏ اما چالش اصلی این استراتژی «زمان» است‎.‌‏ سوال ‏کلیدی این است: وقتی عملیات پوکروفسک به تنهایی بیش از یک سال و نیم زمان برده، آیا روسیه زمان ‏کافی برای اجرای این استراتژی فرسایشی را دارد؟ این سوال از آن جهت اهمیت می‌یابد که استحکامات آتی ‏نیروهای اوکراین در دونتسک، حتی از مواضع فعلی نیز نفوذناپذیرتر ارزیابی می‌شوند و عبور از آنها با سرعت ‏فعلی بسیار طولانی خواهد بود.‏

💢چالش‌های نیروی انسانی در هر دو جبهه

🔹هر دو طرف درگیری، علی‌رغم پیشروی‌های روسیه، با بحران نیروی انسانی مواجه‌اند. اوکراین با مشکلات ‏بسیج و آمار خیره‌کننده فرار از خدمت (بیش از ۲۱ هزار مورد در ماه اکتبر) دست به ‏گریبان است‎.‌‏ از طرف روسی، گزارش‌ها از کاهش سرعت جذب نیروی قراردادی حکایت دارد. این کاهش ‏می‌تواند هم به دلیل کم شدن انگیزه‌های مالی و پاداش‌ها باشد و هم (طبق نظر برخی کارشناسان) به عنوان ‏پیامی از تلاش‌ها برای حل دیپلماتیک مناقشه در قالب مذاکرات روسیه با آمریکا تفسیر شود‎.‎

💢تمایل افکار عمومی به راه حل مسالمت‌آمیز


🔹در پس‌زمینه وضعیت دشوار در جبهه، جنبه سیاسی مناقشه نیز تشدید می‌شود. بر اساس آخرین ‏نظرسنجی‌های افکار عمومی (ریتینگ در اوکراین، مرکز لوادا در روسیه)، بخش قابل توجهی از جمعیت هر دو ‏کشور (حدود ۶۴ درصد در اوکراین و ۵۴ درصد در روسیه) برای آغاز فوری مذاکرات صلح تمایل نشان ‏می‌دهد‎.‌‏ با این وجود، گره اصلی، یعنی «شرایط» این صلح، همچنان ناگشوده است؛ مسئله‌ای که آینده ‏سیاسی رهبران هر دو کشور مستقیماً به آن گره خورده است.‏

💢ژست نمایشی پوتین

🔹در این زمینه، یک رویداد تقریباً نادیده گرفته شد که اهمیت فوق‌العاده‌ای برای مذاکرات احتمالی آینده دارد. ‏این رویداد، پیشنهاد ولادیمیر پوتین برای دعوت از روزنامه‌نگاران غربی جهت پوشش وضعیت در پوکروفسک، ‏میرنوگراد و همچنین کوپیانسک در محور خارکف است؛ مناطقی که عملاً تصرف شده‌اند. ‏

🔹به نظر می‌رسد مخاطب اصلی این ژست بزرگ، دونالد ترامپِ علاقه‌مند به حرکات نمایشی است. با این حال ‏مطبوعات غربی (به‌ویژه اروپا) نمی‌خواستند با پوشش این خبر، علاقه رو به افول ترامپ به جنگ اوکراین را ‏دوباره تحریک و فرصتی ایجاد کنند که ممکن است به صلح بر مبنای شرایط روسیه منجر شود. از سوی ‏دیگر، رسانه‌های داخلی روسیه نیز آن را نادیده گرفتند، زیرا این اقدام می‌توانست یادآور «ژست‌های ‏حسن‌نیت» شکست‌خورده قبلی (مانند مذاکرات استانبول و عقب‌نشینی از کی‌یف) باشد.‏

💢فشار توربو-میهن‌پرستان

🔹چنین قیاس‌هایی با مخالفت شدید گروه کوچک اما فعال «توربو-میهن‌پرستان» روبه‌رو می‌شود. این ‏گروه به هواداران دیدگاه‌های تهاجمی و احیای هژمونی روسیه معروفند و سیاست‌های «نیم‌بند» پوتین در ‌‏«عملیات ویژه نظامی» را «مایه شرمساری» می‌دانند‎.‌‏ با این حال، این گروه فاقد هرگونه فاعلیت یا نمایندگی ‏سیاسی واقعی است. دیدگاه‌هایشان، هرچند بالقوه جذاب، در عمل شدیداً رادیکال تلقی می‌شود.‌‎ ‎در نتیجه، ‏بستر اصلی و تقریباً تنها برای بیان نظرات آن‌ها، به کانال‌های شخصی تلگرامی‌شان محدود شده است.‏

نبرد پوکروفسک، اگرچه ادامه منطقی موفقیت‌های تاکتیکی روسیه است، اما تأثیر چشمگیر و ‏کلیدی مخصوصاً با توجه به وجود حمایت اروپا از اوکراین در صحنه عملیات نظامی، وضعیت اقتصادی ‏اوکراین، امنیت انرژی یا مواضع مذاکراتی ندارد. تنها شانس این قسمت از جنگ برای برجسته شدن و تبدیل ‏شدن به یک رویداد حیاتی و نقطه عطف در جنگ، بازگشت لطف ترامپ به پوتین به خاطر ژست گسترده او ‏بود که ظاهراً قرار نیست اتفاق بیفتد.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/712
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍102👏1👌1
🌐نشست شورای حکام آژانس؛ زمینه‌ها و پیامدها

#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هسته‌ای

📝احسان کیانی

🔹نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ۱۹ تا ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ در مقر این آژانس در وین برگزار می‌شود. این شورا معمولاً پنج بار در سال، در مارس، ژوئن، دو بار در سپتامبر (قبل و بعد از کنفرانس عمومی) و سپس برای آخرین بار در نوامبر، تشکیل جلسه می‌دهد.

🔸اینکه این آخرین جلسه سال جاری میلادی (و احتمالاً شمسی) است، بر اهمیت آن می‌افزاید. این اهمیت را می‌توان در نسبت زمانی انتخابات پارلمانی زودهنگام اسرائیل در بهار سال آینده دریافت. حمله اسرائیل به ایران در خردادماه، اندکی بعد از گزارش منفی و سوگیرانه دبیرکل آژانس پس از نشست فصلی شورای حکام در ۹ ژوئن، رخ داد که در آن نسبت به «فعالیت‌های چشم‌گیر برنامه‌های هسته‌ای ایران» ابراز نگرانی شده بود و برخی کارشناسان، آن دیدگاه را ازجمله مستمسک رژیم برای حمله به ایران قلمداد کردند.

🔸طبق مواضع اخیر گروسی درباره برنامه هسته‌ای ایران، سه موضوع مهم که در دستور کار این نشست خواهد بود، میزان و محل ذخایر اورانیوم با غنای بالا؛ اجرای پروتکل الحاقی و تداوم بازرسی آژانس از تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان است.

🔸آمریکا و تروئیکای اروپایی یعنی بریتانیا، فرانسه و آلمان، پیش‌نویسی برای طرح در جلسه شورای حکام تدوین کرده‌اند که طبق آن از ایران می‌خواهد ضمن اجرای پروتکل الحاقی؛ به قطعنامه‌های شورای امنیت درباره برنامه هسته‌ای که پیش از برجام مصوب شده بودند و به ادعای آن‌ها، اکنون مشروع و الزامی است، عمل نماید. حال آنکه به نظر ایران، روسیه و چین، آن قطعنامه‌ها منقضی شده و شورای حکام، صرفاً در چارچوب پادمان، ملزم به بررسی پرونده ایران است.

🔸طبق آن قطعنامه‌ها ایران باید ضمن توقف غنی‌سازی و بازفرآوری اورانیوم و پروژه‌های آب‌سنگین و هرگونه فعالیت مرتبط با پژوهش و توسعه برنامه هسته‌ای را نیز متوقف نماید. اروپا و آمریکا امیدوارند که قطعنامه پیشنهادی ایران را تحت فشار قرار دهد، ولی ایران به صراحت اعلام کرده تصویب این قطعنامه «وضعیت نظارتی را تغییر نخواهد داد»

🔸اکنون، مهم‌ترین نگرانی طرف غربی که آژانس به نمایندگی از آن‌ها بر آن تأکید دارد، بازگشت بازرسان و «ادامه رصد و پایش» تأسیسات هسته‌ای ایران است. تهران به جهت تعامل با آژانس و حفظ مجاری دیپلماسی در این پرونده، اجازه بازدید از سایت بوشهر و سایت تحقیقاتی تهران را داده ولی هرگونه بازرسی از تأسیسات مورد حمله را منوط به تغییر رویه طرف مقابل نموده است. علاوه بر اینکه هشدار داده در صورت صدور قطعنامه‌های «غیرقانونی» علیه ایران، روابط با آژانس به‌صورت بنیادی بازنگری خواهد شد.

🔸طرف‌های غربی می‌دانند تهدید به ارسال پرونده از شورای حکام به شورای امنیت نیز، ناظر به حق وتوی روسیه و چین برای جلوگیری از تصویب قطعنامه‌های جدید علیه ایران، تأثیری بر تغییر رفتار ایران در خصوص «میزان و شیوه غنی‌سازی»، «شفافیت وضعیت اورانیوم» و «اجرای نظارت آژانس» ندارد و می‌تواند رابطه ایران و آژانس با بیش از پیش، تضعیف نماید.

🔸در این شرایط، ایران در عین پافشاری و ایستادگی بر مواضع جدی کنونی، به‌خصوص درباره توقف بازرسی‌ها که می‌تواند اهرم فشار مناسبی برای تغییر رفتار طرف مقابل باشد، می‌بایست از گشایش‌های دیپلماتیکی که احتمالاً غیرمستقیم و محرمانه در جریان است، استقبال نماید.

گرچه ارسال پرونده ایران از شورای حکام به شورای امنیت، تبعات حقوقی و حتی اقتصادی شدیدتری نسبت به وضع موجود برای ایران نداشته باشد، ولی ناظر به عدم تحقق اهداف حداکثری آمریکا و اسرائیل در حمله خردادماه، اکنون واشنگتن اطمینان خاطری نسبت به مطلوبیت و فایده‌مندی حمله دوباره ندارد و این امر شانس دیپلماسی را افزایش می دهد؛ ضمن اینکه تداوم دیپلماسی، حتی در صورت اطمینان به عدم توافق، می‌تواند در کوتاه‌مدت از تقویت موضع جناح جنگ‌طلب و مداخله‌جوتر در دستگاه سیاست خارجی آمریکا مانند روبیو و هگزت، جلوگیری کند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/713
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎21👏1
♦️تاکتیک‌های جدید فشار با امضای وزارت خزانه‌داری آمریکا
▪️الخنادق

#رویة_العربیة
#لبنان #حزب_الله

🔸پس از آن‌که گزینه نظامی برای وادار کردن حزب‌الله به عقب‌نشینی یا نابودی توانمندی‌هایش در جنگ اخیر ناکام ماند، ایالات متحده به‌تازگی به سلاح دیگری روی آورده که آن را «بسیار کارآمد» می‌داند: اعمال بیشترین فشار مالی بر هر آنچه به حزب‌الله مرتبط است. هرچند در اصل این رویکرد تازه‌ای نیست، اما اکنون به سطح بی‌سابقه‌ای از مداخله مستقیم در سازوکارهای بخش مالی لبنان رسیده است. تلاشی برای تنگ‌تر کردن حلقه فشار بر حزب‌الله از مسیر نظام بانکی و محیط اقتصادی کشور.

💢فشار حداکثری

🔹بیش از یک سال از آغاز جنگی که واشنگتن و تل‌آویو رویای یک پیروزی قاطع نظامی علیه حزب‌الله را در سر داشتند می‌گذرد. اسرائیل نتوانست اهداف خود را محقق کند و آمریکا نیز در تحمیل شروط خود بر واقعیت میدانی ناکام ماند. از همین‌جا بود که استراتژی جایگزین شکل گرفت؛ طرحی که هدف آن خشکاندن منابع مالی حزب‌الله از طریق خود دولت لبنان و سازوکارهای نظارتی، کنترلی و امنیتی تحمیل‌شده بر بانک‌ها، مؤسسات انتقال پول و صرافی‌هاست.

🔹این تغییر جهت، به‌طور ضمنی اعتراف به شکست رویکرد نظامی است و در عین حال نشان می‌دهد که تلاش برای انتقال نبرد به عرصه‌ای جدید آغاز شده است؛ به‌ویژه اینکه اقتصاد لبنان از سال ۲۰۱۹ به این‌سو، از جمله بر اثر اقدامات آمریکا، به‌شدت تضعیف شده است.

💢بخشنامه بانک لبنان

🔹جدیدترین نمونه این روند، بخشنامه شماره ۳ بانک مرکزی لبنان است که خطاب به مؤسسات مالی، صرافی‌ها، شرکت‌های انتقال پول و کیف‌پول‌های الکترونیکی صادر شده است. مطابق این بخشنامه مشتریان برای هر تراکنش نقدی به ارزش ۱۰۰۰ دلار یا بیشتر ملزم خواهند شد فرم «شناخت مشتری (KYC) »را تکمیل کنند. این بخشنامه بر اساس دستورالعمل‌های مستقیم مقام‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا در جریان سفر اخیرشان به بیروت صادر شده است.

🔹مشکل آنجاست که این اقدام خلاف قانون لبنان است، زیرا طبق قانون شماره ۴۲ مصوب ۲۰۱۵، سقف تراکنش نقدی که نیازمند اعلام رسمی است ۱۵ هزار دلار تعیین شده است. این نشان می‌دهد که دولت لبنان به جای اعمال قوانین ملی خود، در حال اجرای مقررات آمریکایی است.

💢اجرای بی‌چون‌وچرای دیکته‌ها

🔹آنچه شگفت‌انگیز است، تنها محتوای بخشنامه نیست، بلکه شیوه صدور آن است. این تدابیر نه در هیئت دولت بررسی شده‌اند، نه به پارلمان ارائه شده‌اند و نه قوانین اصلاح شده‌اند تا با آن‌ها سازگار باشند. این امر بدان معناست که بانک مرکزی لبنان به بازوی اجرایی دستورهای آمریکا تبدیل شده است.

🔹این روند در چارچوب سیاست‌های گسترده‌تری قرار می‌گیرد که از زمان آغاز بحران مالی در سال ۲۰۲۰ همراه آن بوده است؛ سیاست‌هایی که طی آن نهادهای دولتی ظاهراً آماده‌اند هر شرط و الزامی را، مادامی که برایشان نوعی «مشروعیت بین‌المللی» به ارمغان آورد بپذیرند. در واقع، این اقدامات چیزی جز واگذاری تصمیم‌گیری‌های مالی و حاکمیتی به قدرت‌های خارجی نیست.

💢قمار آمریکایی

🔹وزارت خزانه‌داری آمریکا بر این باور است که با قطع منابع مالی حزب‌الله می‌تواند این جنبش را وادار به دادن امتیازات سیاسی کند، به‌ویژه در موضوع سلاح‌هایش. اما بیش از یک دهه تجربه نشان می‌دهد که این راهبرد محدودیت‌های جدی دارد؛ چراکه تحریم‌های پیشین نه ساختار حزب‌الله را تغییر داده و نه بر روند تصمیم‌گیری آن تأثیری گذاشته‌اند. افزون بر این، حتی پس از جنگ اخیر پایگاه اجتماعی حزب‌الله همچنان یک منبع قدرت مهم و غیرقابل انکار باقی مانده است.

🔹خطر واقعی اما این است که خود لبنان بهای این اقدامات را می‌پردازد، زیرا محدودیت‌های مالی موجب فلج شدن بیشتر بخش‌های تولیدی، گسترش بازار سیاه، و افزایش انزوای اقتصادی می‌شود. البته تلاش آمریکا برای قطع کانال‌های تأمین مالی امر تازه‌ای نیست؛ اما تقریباً همیشه نتیجه یکسان بوده است: فشار نتوانسته هدف سیاسی را محقق کند. نمونه بارز آن ناکامی محاصره سوخت در سال ۲۰۲۱ است که منجر به واردات محموله‌های سوخت ایران و توزیع آن در سراسر لبنان توسط حزب‌الله شد. این اقدام شبکه‌های اجتماعی و اقتصادی حامی حزب را تقویت کرد و آثار تحریم‌ها بر پایگاه مردمی آن را کاهش داد.

تحولات نشان می‌دهد که ایالات متحده از جنگ نظامی به جنگ مالی تغییر مسیر داده و دولت لبنان نیز به‌طور کامل با این تغییر همراه شده است؛ آن هم با اجرای تصمیماتی که ناقض قوانین داخلی و مخدوش‌کننده حاکمیت کشور است. با این حال، تجربه ثابت کرده که حزب‌الله را نمی‌توان از مسیر اقتصادی تضعیف یا وادار به عقب‌نشینی کرد، و فشار بر جامعه حامی آن نیز موضع و نقش این جنبش را تغییر نخواهد داد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/714
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63👏2
🌐بازترسیم حوزه‌های انتخاباتی، نبرد جدید جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #انتخابات

🔹بازترسیم حوزه‌های انتخاباتی ایالت‌ها برای انتخابات کنگره به نوبه خود امری عادی در سیاست آمریکا است و معمولا هر یک دهه یکبار انجام می‌شود؛ اما امسال در چندین ایالت به صورت ناگهانی رخ داد و به میدان نبرد جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها تبدیل گردید. نخست، ترامپ قانون‌گذاران جمهوری‌خواه در تگزاس و سه ایالت دیگر را وادار به تغییر نقشه‌ انتخاباتی ایالت‌هایشان را کرد تا از تعداد دموکرات‌های این ایالات که به مجلس نمایندگان راه می‌یابند کاسته شود. دموکرات‌ها نیز در پاسخ تغییر نقشه‌ها را در چند ایالت کلید زدند. این نبرد در اینکه کدام حزب کنترل دور بعدی مجلس نمایندگان را به دست خواهد گرفت اثر گذار است.

🔸علت آغاز این نبرد را می‌توان در برآورد جمهوری‌خواهان از نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ دانست. شکست حزب حاکم در انتخابات میان‌دوره‌ای اتفاقی رایج در سیاست آمریکا است. در کنار این نکته، رضایت پایین افکار عمومی آمریکا در نظرسنجی‌ها از عملکرد اقتصادی ترامپ –مخصوصاً تورم- بر احتمال پیروزی دموکرات‌ها افزوده است. ترامپ خود چندین بار نسبت به این موضوع ابراز نگرانی و تأکید کرده که قیمت‌ها در حال کاهش است. افزون بر این، جمهوری‌خواهان مشاهده کردند که اقلیت دموکرات چگونه توانست از طریق تعطیل‌کردن دولت فدرال مانعی در برابر اجرای سیاست‌های ترامپ شود و اگر بتوانند کنترل مجلس را به دست گیرند، کار آنها دشوارتر خواهد شد. تمام این دلایل دست به دست هم دادند تا جمهوری‌خواهان پروژه بازترسیم نقشه‌ها را کلید بزنند.

🔸جمهوری‌خواهان تاکنون در قوه مقننه ۴ ایالت موفق به تغییر نقشه‌های انتخاباتی شده‌اند. در تگزاس، نقشه حوزه‌های جدید تعداد جمهوری‌خواهان مجلس نمایندگان را از ۲۵ به ۳۰، در اوهایو از ۱۰ به ۱۲، در کارولینای شمالی از ۱۰ به ۱۱ و در میسوری از ۶ به ۷ می‌رساند. در مجموع، جمهوری‌خواهان صرفاً به وسیله بازترسیم نقشه‌ها توانسته‌اند ۹ کرسی جدید در مجلس نمایندگان کسب کنند. از آنجا که در حال حاضر سهم کلی هر ایالت از مجلس نمایندگان ثابت است، این به معنای این است که دموکرات‌ها ۹ کرسی از دست داده‌اند.

🔸دموکرات‌ها نیز در پاسخ به سراغ چند ایالت رفته‌ و در دو ایالت موفق شده‌اند. در کالیفرنیا، نقشه انتخاباتی بازترسیم‌شده تعداد نمایندگان دموکرات را از ۴۳ به ۴۸ می‌رساند. در ایالت جمهوری‌خواه یوتا نیز یک قاضی ایالتی خطوط جدید حوزه‌های انتخابیه کنگره را که توسط قانون‌گذاران جمهوری‌خواه این ایالت ترسیم شده بود، رد کرد و در عوض نقشه‌ای را تأیید کرد که شامل یک کرسی کاملاً دموکراتیک برای انتخابات میان‌دوره‌ای سال آینده است. این یعنی دموکرات‌ها نیز تاکنون موفق به کسب ۶ کرسی در مجلس نمایندگان شده‌اند.

🔸در شش ایالت، نبرد بر سر بازترسیم نقشه حوزه‌ها به پایان رسیده است؛ اما هر دو حزب در ایالت‌های تحت کنترل خود دست به کار شده‌اند تا تعداد نمایندگان خود را افزایش دهند. در دو ایالت ویرجینیا و نیویورک، قانون اساسی ایالتی اجازه تغییر نقشه را خارج از تاریخ‌های تعیین‌شده نمی‌دهد؛ اما دموکرات‌های کنگره‌های این دو ایالت طرحی را برای اصلاح قانون اساسی ارائه کرده‌اند. احتمال می‌رود اگر برنامه دموکرات‌ها در ویرجینیا موفق شود، این حزب دو کرسی دیگر نیز به دست بیاورند. در کلرادو و ایلینویز نیز زمزمه‌هایی برای آغاز فرآیند بازترسیم از سمت دموکرات‌ها شنیده می‌شود. فرماندار مریلند نیز کمیسیونی را برای این کار تشکیل داده است.

🔸جمهوری‌خواهان نیز چند پروژه را به طور همزمان در ایالت‌های مختلف پیگیری می‌کنند. در نبراسکا برخی مقامات جمهوری‌خواه سخن از بازترسیم نقشه‌ انتخاباتی ایالت آورده‌اند. تلاش برای بازترسیم حوزه‌های ایندیانا بخاطر مخالفت جمهوری‌خواهان سنای این ایالت با شکست مواجه شده و ترامپ فشار می‌آورد تا دوباره در دستور کار قرار گیرد. در لوئیزیانا و کانزاس نیز انتظار می‌رود به زودی فرآیند بازترسیم آغاز شود. به گفته سخنگوی مجلس نمایندگان ایالت فلوریدا نیز پرونده بازترسیم در یک کمیته ویژه پیگیری می‌شود.

دور نخست جنگ دو حزب بر سر نقشه‌های انتخاباتی با پیروزی جمهوری‌خواهان (کسب ۹ کرسی) در برابر دموکرات‌ها (کسب ۶ کرسی) به پایان رسید. با این حال، در ماه‌های آینده دور بعدی این جنگ آغاز خواهد شد. اینکه در نهایت کدام یک پیروز نهایی خواهد بود، وابسته است به اینکه نقشه‌های بعدی چگونه تغییر کنند؟ با توجه به موفقیت جمهوری‌خواهان، دموکرات‌ها فوریت بیشتری برای اینکار دارند. آن‌ها هنوز از پیروزی خود در انتخابات میان‌دوره مطمئن نیستند و می‌خواهند شانس خود را افزایش دهند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/715
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72👌2
🔵 شرق آفریقا و فرصت‌های توسعه تجارت برای ایران

#اکوتهران
#آفریقا

📝توحید ورستان

🔸در سال‌های اخیر نقش و اهمیت راهبردی قاره آفریقا به ویژه در بخش اقتصادی افزایش یافته است. متاسفانه ایران باوجود ظرفیت‌های بالا اقتصادی و فرهنگی در بخش بزرگی از این قاره، هنوز نتوانسته این ظرفیت بالقوه را به بالفعل تبدیل کند. بطوریکه، سهم مبادلات ایران از تجارت ۱۲۰۰ میلیارد دلاری این قاره ۱.۲ میلیارد دلار یعنی یک‌هزارم آن است، که هیچ تناسبی با ظرفیت بالای کشور ندارد. در این میان، شرق آفریقا باتوجه به ذخایر عظیم منابع طبیعی می‌تواند در زمینه افزایش تجارت ایران و کشورهای این قاره نقش مهمی ایفا نماید. در واقع، شرق آفریقا می‌تواند محیط مناسبی برای محصولات ایرانی و دستیابی به منافع اقتصادی باشد.

💢جامعه شرق آفریقا دروازه طلایی برای ایران


🔹جامعه شرق آفریقا (EAC) شامل کنیا، تانزانیا، اوگاندا، بوروندی، رواندا، سودان جنوبی، جمهوری دموکراتیک کنگو و سومالی، در حال حاضر بیش از ۳۵۰ میلیون نفر جمعیت و ۳۵۶.۲۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. این جامعه به عنوان یکی از بلوک‌های اقتصادی منطقه‌ای پیشرو در آفریقا، رشد قابل توجهی در ایجاد منطقه تجارت آزاد، اتحادیه گمرکی و بازار مشترک برای کشورهای عضو خود داشته است. در سال ۲۰۲۳، تجارت درون منطقه‌ای EAC به مرز ۱۲.۱ میلیارد دلار و تجارت با سایر نقاط جهان به ۸۰ میلیارد دلار رسید. با این حال، بسته شدن مرزها، اختلافات تجاری و موانع غیرتعرفه‌ای موجود در نتیجه تنش‌ها و درگیری‌های داخلی، باعث شد فرصت‌های تجاری درون منطقه‌ای به حداکثر نرسد.

🔹علاوه بر بازار جامعه شرق آفریقا، دسترسی به سایر بازارهای آفریقایی (مانند COMESA، SADC و AfCFTA) و همچنین به بازارهای بین‌المللی نیز از طریق ترتیبات تجارت ترجیحی ممکن است. بازار مشترک شرق و جنوب آفریقا (COMESA) شامل ۲۱ کشور عضو با جمعیت ۵۶۰ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی ۷۶۸ میلیارد دلار است، در واقع، یکی از بزرگترین ترتیبات تجاری در آفریقا است. کنیا، رواندا، اوگاندا، بوروندی و سودان جنوبی اعضای COMESA هستند. جامعه توسعه جنوب آفریقا (SADC) شامل ۱۶ کشور عضو و تولید ناخالص داخلی کل ۷۲۰ میلیارد دلار است. تانزانیا تنها عضو SADC در میان کشورهای شریک EAC است. سایر کشورهای شریک EAC می‌توانند از طریق تانزانیا به بازار SADC دسترسی داشته باشند.

🔹با در نظر گرفتن این موضوع، گسترش مبادلات تجاری ایران با کشورهای جامعه شرق آفریقا با محوریت کنیا و تانزانیا، علاوه بر افزایش حجم مبادلات با کشورهای پیش‌گفته، نفوذ تجاری ایران در مرکز و جنوب قاره را نیز تقویت می‌کند. در سال‌های اخیر نفوذ ایران در منطقه بیشتر معطوف به ابزارهای فرهنگی و دیپلماتیک بود، اما تقویت تجارت با محوریت شرق می‌تواند این امر را متوازن نماید.

💢نقش بنادر کنیا و تانزانیا

🔹در حال حاضر، تقریبا ۸۰ درصد تجارت جهان از طریق دریاها صورت می‌گیرد و این امر برای قاره آفریقا نیز صادق است. از همین رو، تقویت همکاری‌های بندری ایران و جامعه شرق آفریقا و تقویت خطوط کشتیرانی برای انتقال کالاهای ایرانی و توزیع آن نقش اساسی دارد. باید توجه داشت که از ۱.۲ میلیارد دلار تجارت دوجانبه، ۱.۱ میلیارد دلار آن مربوط به صادرات ایران است. در این راستا، سه بندر «مومباسا» کنیا و «دارالسلام» و «زنزیبار» تانزانیا در حاشیه اقیانوس هند نقش مهمی ایفا می‌کنند. در حال حاضر، مومباسا شلوغ‌ترین بندر در شرق آفریقا است و به عنوان نقطه ورود اصلی کالاهای ایران به بازار ۳۵۰ میلیون نفری و فراتر از آن عمل خواهد کرد.

🔹کالاهای صادراتی ایران به کنیا می‌تواند از طریق تانزانیا و راه‌آهن کریدور مرکزی به رواندا، بوروندی و جمهوری دموکراتیک کنگو برسد که فرصت‌های تجاری جدیدی را برای شرکت‌های حمل و نقل، انبارداران و خدمات لجستیک مرزی تانزانیا فراهم می‌کند. تقویت روابط ایران و کنیا می‌تواند باعث رقابت تانزانیا و نزدیکی بیشتر آن به تهران شود. این اقدام همچنین یک لایه ژئوپلیتیکی به این موضوع می‌افزاید، زیرا دو بندر بزرگ شرق آفریقا، مومباسا و دارالسلام، برای ایفای نقش دروازه‌های قاره‌ای رقابت می‌کنند.

💢نتیجه‌گیری

توسعه روابط اقتصادی ایران و جامعه شرق آفریقا می‌تواند بستر مناسبی برای دستیابی به حجم تجارت هدف‌گذاری شده ۱۰ میلیارد دلار بین تهران و این قاره باشد. در این میان، تقویت دیپلماسی اقتصادی با کشورهای منطقه به ویژه کنیا و تانزانیا در این راستا بسیار تاثیرگذار است، زیرا بنادر آن‌ها در واقع به عنوان دروازه‌ای برای ورود ایران به بازارهای آفریقا محسوب می‌شوند.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/716
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍74👏1
🌐هماهنگی تهران–پکن در عصر رقابت قدرت‌های بزرگ؛ تحلیل گفتگوی تلفنی وانگ‌یی-عراقچی

#تحلیل_کوتاه
#چین #ایران

📝احمد رمضانی

🔹گفتگوی تلفنی مورخ ۵ نوامبر ۲۰۲۵ (۱۴ آبان ۱۴۰۴) میان وانگ یی، وزیر امور خارجه چین و سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در مقطعی حساس و پرتنش از حیث ژئوپلیتیکی انجام گرفت. این رایزنی تلاشی از سوی پکن برای تثبیت وضعیت استراتژیک ایران در پی تحولات مهم منطقه‌ای و جهانی بود.

🔸 در این گفت‌وگوی تلفنی، طرفین با اشاره به پنجاه‌وپنجمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک بر اولویت گسترش روابط دوجانبه و تعمیق همکاری‌ها تأکید کردند. در این گفتگو، چین پیشبرد روابط با ایران را یکی از اولویت‌های راهبردی خود دانست و دو طرف ضمن حمایت از توسعه مشارکت جامع راهبردی، درباره مسئله هسته‌ای ایران نیز گفت‌وگو کردند.

🔸در حالی که چین در روابط خود با کشورهایی مانند مجارستان، ازبکستان، ونزوئلا و حتی امارات از واژه «ارتقا» (Upgrade) برای بالا بردن سطح مشارکت استفاده کرده ، در بیانیه خود درباره ایران از تعبیر «تقویت/پیش‌برد» (Promote) برای توضیح توسعه همکاری‌ها در چارچوب توافق ۲۵ ساله بهره برده است؛ تفاوتی که نشان می‌دهد چین در ادبیات رسمی خود، پیش‌برد و عملیاتی کردن همان چارچوب سابق را مدنظر دارد.

🔸طرف چینی رویکرد خود را بی‌طرفانه و مبتنی بر واقعیت‌ها خواند، بر حق ایران برای بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای تأکید کرد و سیاسی‌کردن این پرونده را علت بن‌بست موجود دانست. ایران نیز از حمایت‌های پکن، به‌ویژه مخالفت چین با فعال‌سازی مکانیسم اسنپ‌بک، قدردانی کرد.

🔸 هدف پکن نه تشدید بحران هسته‌ای، بلکه استفاده از اهرم حمایت از ایران برای بازگشت به میز مذاکراتی است که در آن منافع چین (یعنی رفع تحریم‌ها برای تضمین اجرای سند ۲۵ ساله و ثبات منطقه) تأمین شود. پکن نمی‌خواهد توافق هسته‌ای کنار گذاشته شود و متعهد به ایفای نقشی سازنده در از سرگیری مذاکرات است. برای ایران نیز، اتکا به حمایت سیاسی پکن و مسکو باعث شده است که ضمن رد مشروعیت اسنپ‌بک، اهرم چانه‌زنی ایران در در شرایط توقف مذاکرات از سوی غربی‌ها حفظ شود.

🔸همزمان با تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ در قالب یک کاتالیزور ظاهر شد. چین به این برداشت رسیده است که ثبات ایران، به عنوان شریک حیاتی در اوراسیا و تأمین‌کننده انرژی، در حفظ معماری ژئوپلیتیک مد نظر پکن ضرورت دارد. گفتگوی تلفنی در حقیقت، تلاشی از سوی چین برای ارائه تضمین‌های سیاسی قابل ارزیابی به ایران است.

🔸چرا که تشدید تنش، می‌تواند مجددا منافع چین در ابتکار پهنه و راه و موازنه قدرت در غرب آسیا را به خطر اندازد. لحن و محتوای این گفتگو نشان‌دهنده همگرایی ایدئولوژیک در برخی عناصر نظم موجود میان دو کشور است؛ کما اینکه طرفین در رایزنی‌های خود بر مخالفت با سیاست قدرت و سلطه‌گرایی تأکید کردند. این موضع‌گیری که در ادبیات دیپلماتیک پکن اغلب به عنوان مقاومت در برابر قلدرمآبی توصیف می‌شود، نشان‌دهنده موضع مشترک ضد غربی دو کشور در رقابت قدرت‌های بزرگ است.

🔸بعلاوه، این گفتگو در میانه زنجیره دیپلماتیک فشرده جهانی رخ داده است؛ یعنی کمی پس از اجلاس سران آپک (اواخر اکتبر/اوایل نوامبر ۲۰۲۵) و درست پیش از نشست وزرای خارجه جی7 (در ۱۱-۱۲ نوامبر ۲۰۲۵) که در آن چین به دلیل حمایت از روسیه، هدف انتقاد قرار گرفت. این موضوع، بر اهمیت گفتگوی وانگ یی و عراقچی در هماهنگی مواضع جهانی تأکید می‌کند.

به صورت کلی گفتگوی ۵ نوامبر ۲۰۲۵ بین وزرای خارجه ایران و چین، نمادی از تثبیت مشارکت راهبردی در شرایط پسا-بحران و بر اساس ضرورت متقابل بوده است. ایران به حمایت دیپلماتیک و فناوری برای مقابله با انزوای غرب نیاز دارد و چین به شریک کلیدی و همسو در اوراسیا برای پیشبرد اهداف چندجانبه‌گرایی و به چالش کشیدن معماری نفوذ غرب‌محور در منطقه نیازمند است. این رایزنی همزمان با تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ و پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، فرصتی برای تأکید بر ثبات جهانی-منطقه‌ای و اهمیت آن در موازنه قدرت در غرب آسیا فراهم کرد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/717
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍125👌1
از هویت مسیحی تا بحران انرژی: پیچیدگی روابط راست افراطی اروپا با روسیه

#تحلیل_کوتاه
#اروپا

🔹در سال‌های اخیر، احزاب راست پوپولیست و راست افراطی در اروپا نقش پررنگی در سیاست داخلی و خارجی کشورهایشان یافته‌اند. بخشی از این احزاب نسبت به روسیه رویکردی منعطف‌تر و گاهی همدلانه دارند؛ رویکردی که در تضاد با سیاست‌های جریان‌های لیبرال و میانه‌رو اروپایی قرار می‌گیرد. این گرایش را نمی‌توان تنها نتیجه «وابستگی مالی» یا «نفوذ روسیه» دانست؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل ایدئولوژیک، اقتصادی، امنیتی و تمدنی در شکل‌گیری آن دخیل است.

💢ایدئولوژی ملی‌گرایانه

🔸بخش قابل‌توجهی از احزاب راست پوپولیست، مانند AfD در آلمان یا ANO در چک، بر ملی‌گرایی و مخالفت با نهادهای فراملی تأکید می‌کنند. این احزاب از سیاست خارجی مبتنی بر «ارزش‌های لیبرال» فاصله می‌گیرند و به‌جای آن، منافع اقتصادی و امنیتی کشور را معیار اصلی تصمیم‌گیری می‌دانند.

🔸از نگاه آن‌ها، بحران اوکراین نه مبارزه دموکراسی با اقتدارگرایی، بلکه جنگی بیهوده است که اروپا نباید هزینه‌های سنگین آن را بپردازد. همین رویکرد، آن‌ها را به دیدگاهی نزدیک می‌کند که روسیه در نقد «جهان‌گرایی غربی» عرضه می‌کند. البته این گرایش یکدست نیست؛ برای مثال احزاب راست‌گرای لهستان در عین ملی‌گرا بودن اما قویاً روس‌ستیز هستند.

💢منافع اقتصادی تبادل با روسیه

🔸وابستگی کشورهای مختلف اروپایی مانند مجارستان، اسلواکی، صربستان و آلمان به انرژی روسیه، بر جهت‌گیری احزاب راست‌گرای این کشورها تأثیر گذاشته است. در دوران بحران انرژی، این احزاب با تاکید بر فشارهای اقتصادی و سنگینی هزینه‌های تحریم بر زندگی شهروندان، استدلال می‌کنند که ادامه این رویکرد به ضرر منافع ملی است و بنابراین سیاست‌های تحریمی علیه روسیه باید مورد تجدیدنظر قرار گیرد.

🔸به همین دلیل احزابی مانند Fidesz در مجارستان رویکرد روس‌گراتری دارند. همچنین در برخی کشورها گزارش‌هایی درباره ارتباطات اقتصادی چهره‌های راست‌گرا با شرکت‌های روسی منتشر شده است. با این حال، هزینه‌های اقتصادی تحریم‌ها و حمایت از اوکراین به یکی از مهم‌ترین ابزار سیاسی احزاب راست افراطی برای مخالفت با سیاست‌های ضدروسی اتحادیه اروپا تبدیل شده است.

💢اختلاف در تعریف «تهدید»

🔸یکی از شکاف‌های بنیادی میان احزاب لیبرال و جریان‌های راست افراطی در اروپا، به تفاوت درک آنان از «تهدید اصلی» بازمی‌گردد. لیبرال‌ها روسیه را بازیگری می‌دانند که با ساختار لیبرال دموکراتیک اتحادیه اروپا در تضاد است و بنابراین مقابله با آن را اولویت امنیتی اروپا تلقی می‌کنند. در مقابل، راست افراطی تمرکز خود را بر پدیده‌هایی مانند مهاجرت گسترده، حضور مسلمانان، مداخله‌گری اتحادیه اروپا، گسترش نفوذ ناتو و نزدیک شدن آن به مرزهای روسیه و همچنین سیاست‌های چندفرهنگی قرار می‌دهد؛ عناصری که از نگاه آنان تهدیدهای واقعی و فوری علیه هویت، ثبات فرهنگی و حاکمیت ملی کشورهای اروپایی هستند.

🔸در چنین چارچوبی، روسیه نه تنها در جایگاه «تهدید نخست» قرار نمی‌گیرد، بلکه گاهی به عنوان بازیگری دیده می‌شود که واکنش آن به سیاست‌های ناتو یا بروکسل قابل درک است. این تفاوت باعث می‌شود راست‌گرایان افراطی، برخلاف لیبرال‌ها، ریشه بخش بزرگی از تنش‌های کنونی را در رویکرد لیبرال و نادرست غرب و نه توسعه‌طلبی و استبداد روسی ببینند. همین اولویت‌بندی متفاوت، زمینه همگرایی نسبی میان برخی احزاب راست افراطی و روایت امنیتی روسیه را فراهم کرده و نقش مهمی در شکل‌دهی جهت‌گیری سیاست خارجی آنان دارد.

💢ارزش‌های اروپایی متفاوت

🔸اختلاف دیگر به مفهوم «ارزش‌های اروپایی» مربوط است. لیبرال‌ها این ارزش‌ها را شامل لیبرالیسم، دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر می‌دانند. اما راست افراطی بر «اروپای مسیحی»، میراث فرهنگی سنتی، و برتری تمدنی غرب مسیحی تأکید دارد و با چندفرهنگی‌گرایی و مهاجرت گسترده مخالفت می‌کند. در این چارچوب، روسیه گاه به عنوان کشوری «دارای هویت مسیحی و سنتی» تصور می‌شود. برخی احزاب راست‌گرای پرتغال، اسپانیا، هلند و صربستان، روسیه را نه دشمن اروپا، بلکه شریک بالقوه‌ای می‌بینند که در برابر نفوذ فرهنگی و لیبرال‌گرایی آمریکا قرار دارد.

نزدیکی برخی احزاب راست افراطی اروپا به روسیه، پدیده‌ای چندبعدی است که ریشه‌های آن در نکات بالا بررسی شد. این همگرایی یکپارچه نیست، اما آن‌قدر گسترده و پایدار هست که بر آینده سیاست خارجی اروپا و میزان همبستگی اتحادیه اروپا در برابر روسیه اثر بگذارد. تحولات جنگ اوکراین، بحران انرژی و رشد انتخاباتی احزاب راست‌گرا تعیین خواهد کرد که این رابطه در سال‌های آینده تقویت یا تضعیف خواهد شد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/718
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍92👏1
🌐 کارنامه خاکستری ریاست‌جمهوری پترو در کلمبیا

#تحلیل_کوتاه
#کلمبیا

🔹خردادماه سال آینده (می ۲۰۲۶) انتخابات ریاست‌جمهوری کلمبیا برگزار خواهد شد. مطابق اصلاحیه اصل ۱۹۷ قانون اساسی این کشور در سال ۲۰۱۵، هیچ‌ رئیس‌جمهوری نمی‌تواند برای دو دور به این مقام برسد –چه به صورت متوالی و چه غیر متوالی- که یعنی گوستاو پترو، رئیس‌جمهور چپ‌گرای کلمبیا نمی‌تواند مجدداً در انتخابات شرکت کند. عمکلرد چهارساله او به عنوان یکی از نمادهای سوسیالیسم در آمریکای لاتین، ترکیبی از موفقیت‌ها و شکست‌ها بوده است.

💢پیشینه پترو

🔸از زمان تصویب قانون اساسی «جمهوری کلمبیا» در ۱۸۸۶، محافظه‌کاران و میانه‌روها همیشه قدرت را در دست داشته بودند. گوستاو پترو با پیروزی در انتخابات ۲۰۲۲ تبدیل به اولین رئیس‌جمهور چپ‌گرا و ترقی‌خواه کلمبیا شد. البته سوابق پترو، او را خاص‌تر هم می‌کند. او در جوانی عضو گروه شبه‌نظامی مارکسیستی ام_۱۹ بود که در اواخر دهه ۱۹۸۰ سلاح‌ خود را زمین گذاشت و با دولت کلمبیا به توافق صلح رسید. پترو در مذاکرات صلح میان دو طرف نقش برجسته‌ای داشت. پس از ورود ام_۱۹ به سیاست با عنوان حزب Alianza Democrática M-19 (اتحادیه دموکراتیک ام_۱۹)، پترو نماینده آن در مجلس نمایندگان شد. او در سال ۲۰۰۶ به سنای کلمبیا راه یافت و سپس از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ شهردار بوگوتا شد. سپس به سنا بازگشت و در سال ۲۰۲۲ از حزب چپ افراطی Humane Colombia (کلمبیای انسانی) به ریاست‌جمهوری رسید.

💢دولت پترو و مسئله امنیت

🔸کلمبیا از جمله کشورهای آمریکای لاتین است که با مسئله ناامنی و گروه‌های شبه‌نظامی دست‌وپنجه نرم می‌کند. پترو متأثر از تجربه صلح میان دولت و ام_۱۹، نخست سیاست Paz Total (صلح همه‌جانبه) را اعلام کرد که به معنای گفتگو و صلح با تمام گروه‌های شبه‌نظامی بود. با این وجود، او نتوانست به هدف خود دست یابد. هنوز بزرگترین گروه شبه‌نظامی کلمبیا، Clan de Gulfo (قبیله خلیج) بخش‌هایی از این کشور را تحت کنترل دارد. او مذاکرات صلح را با ارتش آزادی‌بخش ملی (ELN) آغاز کرد اما به دلیل افزایش‌‍ خشونت‌ها متوقف شد. دستاوردهای پترو در این زمینه محدود بود: خلع سلاح تنها یکی از گروه‌های زیرمجموعه ELN و آتش‌بس با یکی از باندهای شهر بوئناونتورا.

🔸آمار و ارقام دولت پترو وضعیت چندان مطلوبی را نشان نمی‌دهند. اگرچه نرخ قتل در این کشور اندکی کاهش یافته، اما جرایمی مانند اخاذی ۱۸ درصد بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ افزایش یافته‌اند و تا آوریل ۲۰۲۵، ۲۱ افسر پلیس کشته شده‌اند؛ یعنی چهار برابر بیشتر از مدت مشابه در سال قبل. افزون بر این، در طول این چهار سال، تعداد اعضای گروه‌های شبه‌نظامی ۴۵٪ افزایش یافته است.

💢عمکلرد اقتصادی

🔸کارنامه اقتصادی پترو آمیزه‌ای از موفقیت و ناکامی بوده است. در حوزه تورم، ماه‌های نخست دولت او شاهد افزایش چشمگیر تورم ماهانه بود که از حدوداً ۸٪ به بیش از ۱۳٪ رسید. با این حال به مرور زمان نرخ تورم کاهش یافت، به نحوی که در سپتامبر ۲۰۲۵ به ۵٪ رسید. البته هنوز در مقایسه با تورم پیش از ۲۰۲۱ بالا محسوب می‌شود. در حوزه فقر نیز دولت پترو اندکی موفقیت داشت و توانست این نرخ را از ۹.۳٪ در سال ۲۰۲۲ به ۸.۳٪ در ۲۰۲۵ کاهش دهد. شاخص رشد اقتصادی پترو در مقایسه با دولت‌های پیشین افت محسوسی داشت. در حالی که نرخ رشد سالیانه کلمبیا از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ غالباً بیش از ۲٪ بود، اما پترو در ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ به ترتیب تنها ۰.۷٪ و ۱.۷٪ رشد را محقق کرد.

💢مبارزه با فساد

🔸در شاخص ادراک فسادِ سازمان شفافیت بین‌الملل در سال ۲۰۲۴، کلمبیا چند پله سقوط کرد، هرچند همچنان رتبه‌ای مشابه برزیل یا آرژانتین دارد و در سطحی قرار گرفته است که در بیشتر دوران ریاست‌جمهوری ایوان دوکه (۲۰۱۸_۲۰۲۲) مشاهده می‌شد. البته نمی‌توان از بهبود جایگاه کلمبیا در این شاخص در سال ۲۰۲۳ چشم‌پوشی کرد. با این حال، وضعیت کلمبیا در این حوزه مجموعاً ثابت باقی ماند.

با نگاهی اجمالی به سه حوزه امنیت، اقتصاد و فساد در کلمبیا، می‌توان دریافت علی‌رغم اینکه عملکرد اقتصادی پترو نسبتاٌ مثبت بوده، اما در حوزه فساد نتوانسته تغییر چندانی ایجاد کند و در حوزه امنیت نیز به اهداف خود نرسیده است. با این وجود، برخی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند ائتلاف احزاب چپ برای انتخابات آینده همچنان پایگاه رأی قدرتمندی دارند که نوید رقابت تنگاتنگ با راست‌گرایان را می‌دهد. پترو موفقیت چشمگیری به دست نیاورد، اما میراث سیاهی نیز برای چپ‌ها در انتخابات برجای نگذاشت.

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/719
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏1👌1
♦️پیمان امنیتی اندونزی–استرالیا، الگویی به‌موقع برای قدرت‌های میانه
▪️آسیا تایمز

#تهران_ریویو
#ایندوپاسفیک

🔸پراووو سوبیانتو، رئیس‌جمهور اندونزی، نخستین سفر رسمی خارجی خود پس از آغاز ریاست‌جمهوری را با پرواز به سیدنی آغاز نمود. انتخاب استرالیا به‌عنوان نخستین مقصد سفر دولتی، نشانه‌ای از درک زودهنگام اهمیت راهبردی کانبرا برای جاکارتا و تمایل به بازتعریف یکی از پیچیده‌ترین و اغلب پرتنش‌ترین روابط دوجانبه در منطقه هند-پاسیفیک بود.

🔹این سفر دیپلماتیک با یک توافق امنیتی تاریخی برجسته شد؛ توافقی که می‌تواند موازنه قدرت منطقه‌ای را متحول کند. این پیمان چارچوبی ایجاد می‌کند که دو کشور همسایه را به رایزنی‌های منظم در خصوص مسائل امنیت ملی و واکنش هماهنگ به تهدیدهای نوظهور متعهد می‌سازد.

🔹این توافق عمیق‌ترین نهادینه‌سازی همکاری دفاعی اندونزی ـ استرالیا در چند دهه اخیر را رقم می‌زند. در این چارچوب، سازوکارهایی برای رزمایش‌های مشترک، تبادل اطلاعات و هماهنگی در نظارت دریایی ایجاد شده و هم‌زمان بر احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی تأکید مجدد می‌شود. برخلاف ترتیبات پیشین که عمدتاً بر مبارزه با تروریسم و ارتقای ظرفیت تمرکز داشت، چارچوب جدید این رابطه را به شکل شفاف در بستر گسترده‌ معماری ثبات در منطقه هند-پاسیفیک قرار می‌دهد.

💢 ریسک‌زدایی عمل‌گرایانه

🔹اندونزی با چالشی دوگانه روبه‌روست: مدرن‌سازی نیروهای مسلح خود، در عین حفظ دکترین دیرینه‌ی «سیاست خارجی آزاد و فعال». فرهنگ راهبردی این کشور برای استقلال ارزش قائل است و از دیده شدن به‌عنوان بخشی از هر بلوک قدرت، پرهیز دارد. این پیمان به جاکارتا امکان می‌دهد تا از ظرفیت‌های متعدد نظامی استرالیا بهره‌مند شود، بدون آنکه استقلال تصمیم‌گیری‌اش را از دست بدهد. در منطقه‌ای که اغلب کشورها تحت فشار قرار می‌گیرند تا میان واشنگتن و پکن دست به انتخاب بزنند، چنین موازنه‌گری ضروری است.

🔹استرالیا نیز به‌شکلی مکمل از این همکاری سود می‌برد. سیاست دفاعی کانبرا بازتاب‌دهنده نگرانی فزاینده نسبت به محیط امنیتی متحول در اقیانوس آرام و گسترش توان نظامی چین است. روابط نزدیک‌تر با اندونزی به تثبیت جبهه شمالی استرالیا کمک می‌کند و سطح اعتماد سیاسی با بزرگ‌ترین دموکراسی جنوب‌شرقی آسیا را افزایش می‌دهد. این شراکت همچنین نشان‌دهنده آن است که تعامل استرالیا با آسیا محدود به متحدان سنتی غربی نیست و اعتبار کانبرا را به‌عنوان بازیگری منطقه‌ای که آماده همکاری بر اساس روابط برابر است، تقویت می‌کند. این پیمان به کانبرا کمک می‌کند تا از تصور اتکا بیش از حد به آکوس بکاهد.

💢محور جدید ثبات

🔹پیامدهای این توافق بسیار فراتر از روابط دوجانبه است. این پیمان یک محور امنیتی جنوبی را مستحکم می‌کند که جنوب‌شرقی آسیا را به اقیانوس آرام پیوند می‌دهد و نوعی سپر ثبات در منطقه‌ای ایجاد می‌کند که توسط رقابت قدرت‌های بزرگ دچار گسست شده است. در چنین فضایی، کشورهای کوچک و متوسط تلاش می‌کنند تا اختیار عمل خود را میان کشاکش واشنگتن و پکن حفظ کنند.

🔹با تکیه بر همکاری مبتنی بر مشورت و نه اتحاد نظامی، شراکت اندونزی-استرالیا الگویی تازه از همکاری راهبردی غیرهمسو ارائه می‌دهد. نظم منطقه‌ای الزاماً نباید بر سیاست بلوکی یا راهبرد مهار بنا شود؛ بلکه می‌تواند از همگرایی‌های عملگرایانه میان کشورهای مستقل و برابر پدید آید. این رویکرد با دیگر قدرت‌های متوسط مانند هند، کره جنوبی و ویتنام که به دنبال استقلال بدون تقابل هستند، همخوانی دارد.

🔹برای آمریکا و ژاپن، این توافق بی‌تردید خوشایند است چرا که شبکه گسترده‌تری از شرکای دموکراتیک و نیمه‌همسو را تقویت می‌کند، بدون آنکه موجب تشدید نظامی‌گری شود. اما برای چین، این نمادگرایی بسیار دشوارتر است. تصمیم جاکارتا برای تعمیق همکاری امنیتی با کانبرا، حتی در شرایطی که روابط اقتصادی آن با چین همچنان پرقدرت باقی مانده، در پکن به احتمال زیاد به‌عنوان رویکرد موازنه‌جویانه تعبیر خواهد شد.

نتیجه بزرگ‌تر ممکن است شکل‌گیری آرامِ یک بلوک قدرت‌های میانه در هند-پاسیفیک باشد؛ کشورهایی که از حاکمیت خود دفاع می‌کنند، مسیرهای دریایی آزاد را حفظ می‌کنند و در برابر فشارهای بیرونی مقاومت می‌ورزند، بدون آنکه به سازوکارهای سخت‌گیرانه ائتلافی تن دهند. شراکت اندونزی-استرالیا، که بر احترام متقابل و همکاری دریایی بنا شده، می‌تواند به سنگ‌بنای این پیکربندی جدید بدل شود. رویکرد جاکارتا و کانبرا بازتاب آگاهی فزاینده میان کشورهای متوسط است: اینکه نفوذ نه از طریق انتخاب یک‌طرفه، بلکه از مسیر ساخت شبکه‌های پایدارِ اعتماد حاصل می‌شود.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/720
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏1👌1😐1
🌐جایگاه جمهوری آذربایجان در منظومه استراتژیک چین چیست؟

#مقاله_تحلیلی
#چین #قفقاز

📝مصطفی یوسفی

🔹رژه اخیر جمهوری آذربایجان در ۹ نوامبر ۲۰۲۵ و نمایش تسلیحات خریداری شده از چین از عمق روابط دو ‏کشور پرده برداشته است. خرید سامانه پدافند هوایی ‌‎ HQ 9BE/FD 2000Bنقطه عطفی در این روابط ‏محسوب می شود؛ تصاویر رژه نشان داد آذربایجان حداقل دو آتشبار از این سامانه با موشک‌های بلندبرد را دریافت ‏کرده و به چهارمین کاربر جهانی آن تبدیل شده است.‏

🔸‏علاوه بر این، باکو قرارداد خرید ۴۰ فروند جنگنده چندمنظوره ‌‎ JF 17 Block IIIمحصول مشترک ‏چین و پاکستان را امضا کرده است که پنج فروند آن در رژه پیروزی سال ۲۰۲۵ به نمایش درآمد و ‏تحلیلگران معتقدند این هواپیماهای مجهز به رادار پیشرفته و موتورهای چینی بر توازن قدرت هوایی در قفقاز ‏جنوبی تأثیر می گذارد.

🔸‏ پیش از این در سفر الهام علی اف به پکن در آوریل ۲۰۲۵، دو طرف ۲۰ سند همکاری در حوزه های ‏عدالت، توسعه سبز، اقتصاد دیجیتال، حقوق مالکیت فکری و هوافضا امضا کردند و در بیانیه‌ای مشترک بر ‏گسترش همکاری میان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی برای مقابله با جرائم سازمان یافته، مواد مخدر و امنیت ‏سایبری تأکید کرده بودند.‏

💢تاثیر غیرمستقیم دو منازعه کشمیر و قره‌باغ


🔸این همکاری ها در فضای منطقه‌ای پیچیده ای رخ می‌دهد که پیوندهای همزمان با پاکستان و مناقشات با هند ‏بر آن سایه انداخته است. آذربایجان در موضوع کشمیر حامی قاطع پاکستان است و پاکستان نیز همواره از ‏تمامیت ارضی آذربایجان در قره باغ حمایت کرده است؛ این نزدیکی سبب شده هند، که به ارمنستان ‏نزدیک است، در مجامع بین المللی علیه باکو اقدام کند و در اجلاس سازمان همکاری شانگهای ۲۰۲۵ ‏عضویت کامل آذربایجان را به دلیل حمایت از پاکستان مسدود نماید.‏

🔸گرچه این اقدامات بیشتر جنبه سیاسی و انتقامی دارد، پیامد آن تعمیق روابط سه جانبه چین، پاکستان و ‏آذربایجان است و پکن در تلاش است میان دهلی و اسلام آباد موازنه برقرار کند. چین در مناقشه قره باغ ‏موضع بی طرف اتخاذ کرده و در عین فروش تسلیحات به باکو هنوز سامانه‌های پیشرفته تر را صادر نکرده و ‏به ارمنستان نیز کمک چندانی نکرده است که نشان می دهد روابط دو طرف بر مبنای منافع اقتصادی و ‏ژئواستراتژیک است و نه اتحاد نظامی.‏

💢جایگاه جمهوری آذربایجان در رقابت چین با غرب

🔸در زمینه رقابت جهانی، آذربایجان در راهبرد حمل ونقلی چین جایگاهی مهم دارد، اما روابط دو کشور بیش ‏از آنکه اتحاد راهبردی باشد، عمل گرایانه و مبتنی بر منافع مشترک است. آذربایجان نیز سیاست ‏چندجانبه‌گرایی متوازن را دنبال می کند؛ در کنار مشارکت در طرح‌های کمربند- راه، همچنان روابط ‏نزدیک با کشورهای غرب دارد و از جمله به صادرات گاز خود به اروپا ادامه می‌دهد. در عین حال، پکن ‏تلاش نمی‌کند باکو را در محور ضدغربی قرار دهد و کارشناسان چینی و آذربایجانی تأکید می‌کنند که ‏احترام به استقلال و تمامیت ارضی، اصل روابط است.‏

💢ابعاد ژئواکونومیک

🔸کریدور میانی امکان انتقال کالا از چین به اروپا را در دو هفته فراهم می کند و تنها مسیر زمینی به اروپا است ‏که روسیه را دور می زند و همچنین جایگزینی برای مسیرهای دریایی پرتنش همچون دریای سرخ و تنگه ‏مالاکا محسوب می شود. پس از جنگ اوکراین و تحریم های گسترده، نیاز چین به این مسیر بیشتر شده ‏است.‏

🔸همکاری های اقتصادی به ویژه در تجارت و سرمایه گذاری رشد قابل توجهی داشته است. طبق آمار ‏رسمی، حجم تجارت دو کشور تا سپتامبر ۲۰۲۵ به ۳٫۴ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال قبل ۲۸ درصد ‏افزایش یافته است. مجموع سرمایه گذاری های چین از ۹۵۰ میلیون دلار فراتر رفته و این کشور چهارمین ‏شریک تجاری بزرگ و بزرگ ترین صادرکننده کالا به آذربایجان است.‏

برآیند نهایی این است که اهمیت ژئواستراتژیک و اقتصادی آذربایجان برای چین واقعی و رو به افزایش ‏است، اما نه به حدی که پکن امنیت این کشور را تضمین کند یا در نزاع‌های آن مداخله نظامی کند. ‏

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/721
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍85👏1👌1💔1
🌐باماکو در آستانه فروپاشی؛ رقابت قدرت‌ها در سایه تهدیدات جهادی

#مقاله_تحلیلی
#آفریقا #مالی

📝حسین ابراهیم‌نیا

🔹مالی در سال ۲۰۲۵ در میانه فروپاشی سیاسی–امنیتی عمیق قرار دارد. این کشور با دارا بودن معادن طلا، لیتیوم و ‏موقعیت ژئوپلیتیک بین صحرای بزرگ و غرب آفریقا، به میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده ‏است. در این میان ظهور و قدرت‌گیری گروه‌های جهادی به‌ویژه جماعت نصرت‌الاسلام والمسلمین (جنـام) ‏وابسته به القاعده، و دولت اسلامی در صحرای بزرگ (داصب)، شاخه داعش در منطقه ساحل، دولت مالی را به ‏مرز فروپاشی سوق داده است.‏

💢کودتاها؛ رقابت بازیگران خارجی و ظهور جهادی‌ها

🔸مالی از استعمار و دهه‌ها ضعف حکمرانی و شکاف‌های قومی رنج برده است. شورش ‏توآرگ در ۲۰۱۲ و مداخله نظامی فرانسه نتوانست ریشه‌های بحران را رفع کند. در این ‏میان کودتای ۲۰۲۰ علیه ابراهیم بوبکر کیتا و سپس کودتای ۲۰۲۱ و به قدرت رسیدن ژنرال آسیمی گوئیتا ‏مالی را وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی عمیق کرد. با افول نفوذ فرانسه و خروج آن در ۲۰۲۲، فضای نفوذ برای ورود ‏روسیه و ترکیه باز شد.‏

🔸در همین دوره، جنام با استفاده از فضای ضدفرانسوی از خلأ سیاسی–امنیتی برای حمله به معادن، مسیرهای ‏سوخت‌رسانی و پایگاه‌ها استفاده کرد. داصب نیز شرق مالی را به پایگاهی برای جذب نیرو و گسترش حملات ‏تبدیل نمود. این دو گروه ‏با بیش از ۲۰۰ حمله در سال ۲۰۲۵، به‌طور مستقیم ساختار دولت را به چالش کشیدند و زمینه محاصره باماکو ‏پایتخت کشور را فراهم کردند.‏

💢مداخلات فرامنطقه‌ای

1️⃣فرانسه: سابقه‌ای استعماری

🔸فرانسه با ده‌ها سال حضور نظامی در مالی، با خروج ۲۰۲۲ عملاً شکست استراتژیک را پذیرفت. با عقب‌نشینی ‏پاریس جنام از خلأ ایجاد شده برای تصرف مناطق جدید و هدف قراردادن پایگاه‌های سابق فرانسوی استفاده ‏کرد. اکنون پاریس در سال ۲۰۲۵ تنها قادر به اعمال فشارهای سیاسی–تحریمی است.‏

2️⃣روسیه: از واگنر تا سپاه آفریقا

🔸ورود روسیه از طریق گروه واگنر در قالب «امنیت در برابر معادن» صورت گرفت؛ واگنر در ازای حفاظت از ‏دولت نظامی مالی، سهام معادن طلا را به‌دست آورد. اما واگنر در برابر حملات جنام و داصب متحمل تلفات ‏سنگین شد (بیش از ۲۰۰ کشته در ۲۰۲۵). روسیه ناگزیر واگنر را با « سپاه آفریقا» جایگزین کرد اما این تغییر ‏موجب بهبود شرایط نشد و قطع حمایت محلی از روسیه موجب آسیب‌پذیری بیشتر نیروهایش شد.‏

3️⃣ترکیه: پهپادها و نفوذ نرم‏

🔸ترکیه از ۲۰۲۲ حضور نظامی خود را با فروش پهپادهای بیرقدار و آکینجی آغاز کرد. این پهپادها در عملیات ‏بازپس‌گیری مناطق شمالی به کار رفتند، اما با حمله جنام و داصب، برخی ساقط شد و این مسئله تبلیغات منفی ‏گسترده‌ای برای آنکارا ایجاد کرد. ترکیه سپس رویکرد «نفوذ نرم»، آموزش محلی و همکاری امنیتی را دنبال ‏کرد تا جایگاه خود را تثبیت کند.‏

💢نقش قدرت‌های آفریقایی

1️⃣مراکش

🔸مراکش با همکاری اطلاعاتی، دیپلماسی امنیتی و توسعه محلی، مؤثرترین بازیگر آفریقایی در کنترل جنام بوده ‏است. این کشور از ۲۰۲۳ همکاری دفاعی خود با مالی را گسترش داده و با بهره‌گیری از شبکه‌های اطلاعاتی ‏قدرتمند، برخی رهبران جنام را هدف قرار داده است. مدل «اسلام معتدل + توسعه» مراکش در تقابل با ‏پروپاگاندای جنام کارآمدتر از روش‌های روسیه و ترکیه بوده است. بااین حال حمایت ضمنی الجزایر ازبرخی ‏عناصر توآرگ و مرزهای پرتنش میان دو کشور، فرصت‌هایی برای‎ ‎داصب‎ ‎ایجاد کرده است تا در حملات مرزی ‏دست بالا را پیدا کند.‏

2️⃣اتحاد ساحل

🔸باج‌خواهی گسترده جنام (بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در ۲۰۲۵) اقتصاد شکننده منطقه ساحل را تحت فشار قرار ‏داده است. اتحاد مالی، نیجر و بورکینافاسو تلاش کرده است پاسخ مشترکی به تهدیدات جهادی ارائه دهد. با ‏وجود استقرار ۵۰۰۰ نیرو، این اتحاد از ضعف لجستیک و ناهماهنگی اطلاعاتی رنج می‌برد.‏

💢تحلیل نهایی: تعاملات پیچیده و آینده‌ای نامطمئن

🔸خروج فرانسه، ورود منبع‌محور روسیه، نفوذ ترکیه و حضور چندلایه مراکش، همگی تحت‌تأثیر قدرت‌گیری ‏جنام و داصب قرار گرفته‌اند. تحریم‌های اکوآس، کاهش تولید ناخالص داخلی و آوارگی گسترده جمعیت، ‏وضعیت را بحرانی‌تر کرده است. در این شرایط، سه مسیر برای آینده قابل تصور است:‏

‏۱) تقویت هم‌پیمانی اتحاد ساحل با مراکش و ایجاد شبکه اطلاعاتی مشترک؛
‏۲) بازگشت غرب به دیپلماسی امنیتی مبتنی بر توسعه؛
‏۳) ایجاد نیروی چندملیتی با نظارت سازمان ملل.‏

بدون اصلاحات داخلی و مشارکت جوامع محلی، هرگونه مداخله خارجی صرفاً به تقویت روایت جهادی‌ها ‏خواهد انجامید و خطر تبدیل منطقه ساحل به «خلافت جهادی نوظهور» باقی خواهد ماند.‏

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/722
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍64👌1
🔵جایگاه بندر چابهار در میانه تنش پاکستان و افغانستان

#اکوتهران
#چابهار #لجستیک

🔸تنش اخیر میان پاکستان و طالبان منجر با بسته‌شدن مرزهای زمینی، توقف تردد و اعمال محدودیت‌های شدید تجاری از سوی اسلام‌آباد بر کابل شد و طالبان فشار لجستیکی بی‌سابقه‌ای را از این ناحیه تجربه کرد. در این میان، کابل بار دیگر بر اهمیت بندر چابهار و قابلیت ویژه آن برای تامین نیازهای افغانستان متمرکز شده است. این تنش‌ها ایران را در یک وضعیت دوگانه قرار داده است: از یک‌ طرف، فرصتی تاریخی برای تثبیت مسیر ترانزیتی چابهار و کسب میلیون‌ها دلار درآمد پدیدار شده است و از طرف دیگر، این تهدید وجود دارد که تهران، ناخواسته وارد بازی امنیتی کابل، دهلی و اسلام‌آباد شود.

🔹افغانستان برای خروج از انزوای ژئوپلیتیک و دسترسی به دریا گزینه‌های محدودی دارد. پاکستان با توجه به اختلافات طرفین، از این ناحیه بر کابل فشار ساختاری وارد می‌کند و در لحظه‌های بحرانی مرزهای تورخم و اسپین بولدک را مسدود می‌کند. بدین ترتیب، امکان حمل بار از کراچی/گوادر به افغانستان از میان می‌رود. در این چارچوب، چابهار تنها مسیر جایگزینی است که برای طالبان وجود دارد. طالبان به روشنی متوجه شده اند که تکیه کامل بر پاکستان، به‌خصوص در دوره‌های تشدید تنش، می‌تواند به چشم اسفندیار آنها مبدل شود و استفاده از چابهار نه در سطح تاکتیکی، که در سطح راهبردی برای طالبان اهمیت یافته است.

💢چالش‌های زیرساختی

🔹فعالسازی کامل این ظرفیت ممکن است از ناحیه محدودیت‌های زیرساختی چابهار با چالش مواجه شود. این بندر علیرغم همه تلاش‌ها، هنوز با ظرفیت بالقوه خود فاصله دارد. علیرغم اینکه اتصال ریلی چابهار به زاهدان حدود 80 درصد پیشرفت داشته است و مسیر زمینی دوم میلک نیز در دست احداث است، کمبود زیرساخت‌های لجستیکی در چابهار همچنان مشهود است و با افزایش حجم بار ورودی کمبود تجهیزات تخلیه و بارگیری، انبار و سردخانه احساس خواهد شد‌. با رفع این چالش‌ها و رقابتی کردن قیمت‌ها، چابهار شانس قابل‌توجهی برای بدل شدن به مسیر اصلی ترانزیت افغانستان خواهد داشت. چنین تحولی، ایران را به تحقق یکی از اهداف توسعه‌ای مهم خود در استان سیستان و بلوچستان نزدیک خواهد کرد.

💢چابهار و رقابت سه پایتخت

🔹همزمان، شرایط پیچیده‌ای از حیث ژئوپلیتیک بر روابط منطقه‌ای حاکم است. دشمنی هند و پاکستان یک حقیقت تاریخی است و هند از دیرباز برای اتصال بدون واسطه به افغانستان در چارچوب رقابت برای نفوذ منطقه‌ای کوشیده است. در واقع، تمایل هند به حضور در چابهار در چارچوب همین کوشش قابل درک است. اکنون و در سایه تنش‌های متاخر دهلی و اسلام‌آباد، هند پیوند خود را با طالبان تحکیم نموده است. برای کابل و دهلی، عبور هر یک کامیون بیشتر از چابهار می‌تواند نویدبخش تضعیف مزیت انحصاری پاکستان در ترانزیت باشد. هند موفق شده است معافیتی شش ماهه برای چابهار اخذ کند و با تنش میان کابل و اسلام آباد، ممکن است تمایل بیشتری برای فعالسازی بندر چابهار از خود نشان دهد.

🔹تقویت محور دهلی-کابل در رابطه ایران و پاکستان معنی مشخصی خواهد داشت و تهران به‌خوبی می‌داند که اسلام‌آباد نسبت به افزایش نقش هند در محیط مُکران به‌شدت حساس است. چنین تحولی از سوی اسلام آباد (و راولپندی) کوششی صرفا اقتصادی نخواهد بود و اثر آن در تغییر توازن ژئوپلیتیک منطقه‌ای جدی گرفته خواهد شد. تقویت این ادراک نزد پاکستان، هزینه‌های امنیتی مشخصی را برای ایران به دنبال خواهد داشت. علاوه بر این، باید توجه داشت که ایران پس از جنگ دوازده روزه ملاحظه امنیتی اختصاصی خود را درباره هند پیدا کرده است. ناگفته پیداست که ایران نمی‌تواند در توسعه چابهار بر افغانستان تکیه داشته باشد؛ چرا که در صورت بهبود احتمالی روابط میان کابل-اسلام‌آباد بخشی از بار افغانستان دوباره به پاکستان هدایت خواهد شد. به بیان دیگر، راهبرد توسعه بندر چابهار نبایست با پیش‌فرض تداوم این خصومت تدوین شود.

💢جمع‌بندی

بهترین رویکرد برای ایران، ظرفیت‌سازی هدفمند بدون ورود به رقابت ژئوپولیتیکی دهلی، کابل و اسلام‌آباد است. بدین معنی که توسعه زیرساخت‌ لجستیکی در چابهار، ارائه تسهیلات گمرکی و لجستیکی و فراهم‌سازی امکان عملیات شرکت‌های خارجی نه منحصر به ترانزیت افغانستان، که در مقیاس وسیع‌تر و با دخالت دادن همه دولت‌های آسیای میانه دنبال شود. ایران همواره چابهار را یک بندر چندملیتی و باز خوانده است. هدایت ناگزیر بخشی از بار افغانستان به این بندر فرصت مناسبی خواهد بود تا از مسیر دیپلماسی فشرده و ارائه مشوق‌های مناسب، بار سایر کشورهای آسیای میانه نیز، به انتخاب، راهی چابهار شود.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/723
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍101👎1👏1
♦️آیا دمشق به سمت تحویل اویغورها به چین گام برمی‌دارد؟
▪️الخنادق

#رویة_العربیة
#سوریه #چین

🔸سیاست خارجی سوریه به‌سرعت در حال تغییر است. ظرف چند هفته، احمد الشرع و وزیر خارجه‌اش میان واشنگتن و پکن در رفت‌وآمد بودند. الشرع در واشنگتن با ترامپ توافق‌نامه‌هایی درباره «مبارزه با تروریسم» امضا کرد، در حالی‌که وزیر خارجه‌اش در تلاش بود روابط با چین را ترمیم کند. این دیدارها مسائلی را به سطح آورد که دولت جدید مدت‌ها از مواجهه با آن طفره می‌رفت، از جمله حضور جنگجویان اویغور در سوریه. پکن آنان را تهدیدی امنیتی و ابزاری خطرناک در جنگ تبلیغاتی می‌داند که آمریکا علیه این کشور به کار می‌برد.

🔹در اینجا پرسشی بنیادی مطرح می‌شود: آیا سوریه می‌تواند برای گشودن فصل تازه‌ای در روابط اقتصادی و سیاسی، امتیازهای چشمگیری حتی تا حد تحویل اویغورها به چین بدهد؟ یا اینکه دمشق به‌دنبال راه‌حلی کم‌هزینه‌تر خواهد بود؟

💢تحول سوریه پس از سفر به واشنگتن

🔹سفر احمد الشرع به آمریکا نقطه عطفی در رویکرد دمشق به روابط بین‌المللی‌اش بود. دولت آمریکا پیشنهاد جدیدی برای همکاری ارائه داد که بر بازتعریف تروریسم مطابق با دستور کار منطقه‌ای واشنگتن استوار است، و سوریه نیز وارد این گفتمان شد. این نزدیکی معادلات را به‌هم ریخته است. از یک‌سو، سوریه می‌کوشد مشروعیت خود در غرب را بازسازی کرده و تصویری تازه از خود ارائه دهد. از سوی دیگر، آگاه است که این رویکرد، چین را نگران کرده است؛ کشوری که سال‌ها در چارچوبی مبتنی بر ثبات با دمشق تعامل داشته است. از همین رو، سفر وزیر خارجه سوریه به چین بلافاصله پس از سفر به واشنگتن صورت گرفت تا این نگرانی مهار گردد.

💢 نگرانی‌های چین

🔹از نظر چین حضور جنگجویان اویغور در سوریه تنها یک مسئله امنیتی نیست بلکه به مقابله با کارزارهای غربی که پکن را به «نقض حقوق اقلیت اویغور» متهم می‌کنند نیز گره خورده است. بنابراین، حضور جنگجویان اویغور خارج از کنترل چین، می‌تواند به رقبای پکن در محافل بین‌المللی دستاویز بیشتری بدهد. برآوردها حاکی از حضور حدود سه هزار جنگجو در شمال سوریه است که برخی از آنان در کنار گروه‌های تروریستی نظیر داعش جنگیده‌اند. از نظر پکن، هر نظام سیاسی که به این افراد میدان فعالیت رسانه‌ای و نظامی بدهد، عملاً در شکل‌گیری تهدید علیه امنیت ملی چین سهیم است. آنچه امروز بیش از همه چین را نگران کرده ادغام تدریجی این جنگجویان در محیط سوری طی سال‌های گذشته است که برخورد با آنان را، به دلیل افراط‌گرایی و باورهای تندروانه شکل‌گرفته در میانشان، پیچیده‌تر می‌سازد.

💢چین چه می‌خواهد؟

🔹موضع چین روشن است: یا تحویل جنگجویان اویغور، یا ارائه تضمین‌های سختگیرانه برای جلوگیری از هرگونه فعالیت آنان در داخل سوریه. از منظر پکن، این خواسته پیش‌شرطی برای هرگونه گفت‌وگو درباره سرمایه‌گذاری یا بازسازی است. چین که ده‌ها میلیارد دلار در کشورهای منطقه سرمایه‌گذاری کرده، سوریه را پایگاه راهبردی مهمی برای پروژه‌های زیربنایی خود می‌داند اما در عین حال حاضر نیست منافع ملی‌اش را به خطر بیندازد.

🔹در حالی‌که دمشق رسماً اعلام کرده هیچ جنگجوی خارجی را تحویل نخواهد داد، هم‌زمان از ایجاد سازوکار سه‌جانبه سوری–ترکی–چینی برای کنترل مرزها و فعالیت‌های مرتبط با جنگجویان اویغور خبر داده است. این نشان‌دهنده نرمش در مسیر حل‌وفصل است و نه رد کامل درخواست‌ها. با وجود نزدیکی جدید به واشنگتن، سوریه نمی‌تواند روابط با کشوری را که ظرفیت عظیم سرمایه‌گذاری و سابقه گسترده در پروژه‌های زیربنایی آن دارد را به خطر اندازد. دمشق همچنین می‌داند که پکن نفوذ دیپلماتیک قابل توجهی در نهادهای بین‌المللی دارد و پیش‌تر از حق وتوی خود برای حمایت از رژیم سابق استفاده کرده است.

💢سناریوها درباره اویغورها

1️⃣ عدم تحویل همراه با تضمین‌های امنیتی سخت‌گیرانه: این محتمل‌ترین سناریو است. دولت کنونی تلاش خواهد کرد تحرکات اویغورها را تحت کنترل قرار دهد و مانع استفاده از خاک سوریه برای هرگونه فعالیت ضدچینی شود، بدون آنکه وارد مواجهه مستقیم با گروه‌های حاضر در شمال گردد.

2️⃣ تسویه سه‌جانبه: ممکن است ترکیه نقشی در انتقال یا خنثی‌سازی برخی از جنگجویان در ازای تفاهمات سیاسی یا امنیتی ایفا کند؛ سناریویی که احتمال دارد پکن در صورت تضمین توقف فعالیت‌های ضدچینی، بپذیرد.

3️⃣ تحویل کامل: این گزینه بعید به‌نظر می‌رسد، زیرا در واقع سود چندانی برای دمشق ندارد. داده‌ها نشان می‌دهد دمشق اویغورها را به چین تحویل نخواهد داد، اما آماده ارائه امتیازاتی است که پکن را راضی کند و مسیر همکاری اقتصادی و سرمایه‌گذاری گسترده را بگشاید.

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/724
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍81👏1👌1💔1
🌐ابتکار وایمار پلاس؛ شکاف یا افزایش نقش اروپا در ناتو

#مقاله_تحلیلی
#اروپا #ناتو

📝 میلاد رضائی

🔹بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، همراه با انتقادات تند و تیز او از ناتو و متهم کردن متحدان اروپایی به عدم پرداخت سهم عادلانه هزینه‌های دفاعی و تهدید به خروج آمریکا از این پیمان بود. لفاظی‌های ترامپ و البته نادیده گرفتن منافع و خواسته‌های اروپا در ساز و کارهای پیشنهادی او برای پایان جنگ اوکراین، منجر به واکنش اروپا و عزم این این کشورها برای تامین منافع خود بر اساس همکاری‌های چند جانبه درون قاره‌ای گشته است. امری که این سوال را ایجاد میکند که آیا برنامه‌های اروپا برای ایجاد ائتلاف و تقویت نظامی خود، به معنای ناکارآمدی ناتو و شکاف در این ائتلاف است یا خیر.

💢ابتکارات سیاسی اروپا

🔸مهم‌ترین خواسته‌ی اروپا در مذاکرات آمریکا با روسیه، حضور نیروهای ناتو در اوکراین به عنوان تضمین آتش‌بس و عدم الحاق سرزمین‌های این کشور به روسیه است. خواسته‌هایی که جایی در برنامه‌های ترامپ ندارد. به دنبال این نگرانی‌ها، کشورهای اروپایی اعم از فرانسه، آلمان، لهستان، انگلستان، اسپانیا، ایتالیا و به علاوه کمیسیون اتحادیه اروپا در قالب برنامه وایمارپلاس گردهم آمدند تا درباره آینده اوکراین به گفت و گو و تصمیم برسند. این رویداد که اولین بار در می 2025 در لندن برگزار شد، در فوریه با حضور دبیر کل ناتو و وزیر خارجه اوکراین در رم تکرار شد تا اهدافی مانند تضمین حمایت از اوکراین، تقویت امنیت قاره و افزایش هزینه‌های دفاعی و توان صنعت نظامی مورد بحث قرار گیرد.

💢ابتکارات نظامی

1️⃣طرح السا

🔸ابتکارات نظامی اروپا را باید در ذیل تحولات سیاسی دانست. پس از نشست‌های وایمارپلاس، طرح السا (ELSA) به عنوان جدیدترین برنامه اروپا معرفی شد. این طرح ابتکاری مشترک میان شش کشور اروپایی شامل بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان و سوئد است که با هدف تقویت ظرفیت دفاعی و صنعتی اروپا برای تولید پایدار مهمات و تجهیزات نظامی شکل گرفته است. اهمیت طرح ELSA در این است که برای نخستین‌بار چند کشور عضو اتحادیه اروپا به‌صورت هماهنگ و ساختارمند به ایجاد زنجیره تأمین مهمات با ظرفیت بالا می‌پردازند، چیزی که قدمی مهم در مسیر دستیابی به خودمختاری استراتژیک، کاهش وابستگی به تولیدات خارج از قاره، و افزایش تاب‌آوری صنعتی دفاعی اتحادیه به شمار می‌رود.

2️⃣قطب‌نمای استراتژیک

🔸در مارس آن سال، اتحادیه اروپا سند «قطب‌نمای استراتژیک» را تصویب کرد این سند اهدافی چون ایجاد انسجام راهبردی میان کشورهای عضو، تقویت بازدارندگی در برابر تهدیدات روسیه، و ارتقای ظرفیت‌های دفاعی مستقل از ناتو را دنبال می‌کند. مهم‌ترین بخش این سند مسئله سرمایه‌گذاری کشورهای اروپایی است که بر توسعه ظرفیت‌های تسلیحاتی مشترک و تقویت صنعت نظامی اروپا تاکید می‌کند.

3️⃣سپر هوایی اروپا و نیروی واکنش سریع

🔸در اکتبر 2022، آلمان برنامه «سپر هوایی اروپا» را مطرح کرد؛ ابتکاری با حضور 15 کشور اروپایی به دنبال ایجاد شبکه یکپارچه دفاع هوایی، خرید مشترک سامانه‌های راداری و موشکی، و بازدارندگی مؤثر در برابر تهدیدات موشکی و هوایی روسیه طراحی شده است. هم‌چنین تصمیم گرفته شد یک «نیروی واکنش سریع» با ظرفیت اعزام تا 5000 نیرو تشکیل شود. این نیرو قرار است امکان مداخله اتحادیه اروپا در بحران‌ها بدون وابستگی مستقیم به ناتو را افزایش دهد.

جنگ اوکراین اروپا را متوجه این واقعیت کرد که برای دفاع از خود نمی‌تواند کاملاً به آمریکا تکیه کند، چرا که هم ادراک تهدید میان اروپا و آمریکا می‌تواند متفاوت باشد و هم فوریت و نحوه مقابله با آن. در ضمن باید گفت که این کشورها به دلیل عقب‌ماندگی در تولید تسلیحات و وابستگی به حمایت نظامی ایالات متحده، حداقل حالا‌ حالاها نمی‌توانند از استقلال استراتژیک، به معنای واقعی صحبت کنند. به همین دلیل این ابتکارات اگر چه ریشه در اختلافات و نگرانی‌های متفاوت دوسوی آتلانتیک دارد، نباید آن را شکاف در ناتو نامید و انتظار کاهش اهمیت و عاملیت این ائتلاف را حداقل در آینده‌ی نزدیک داشت.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/725
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
12👍4👌1
🌐رقابت الجزایر و مراکش در منطقه ساحل و تأثیر آن بر تحولات مالی

#تحلیل_کوتاه
#آفریقا #مالی

📝احمد بروایه

🔸مراکش و الجزایر همواره منطقه ساحل و صحرا را به‌عنوان یکی از مناطق رقابت ژئوپلیتیک و راهبردی در محیط پیرامونی خود می‌دیده‌اند و تلاش داشته‌اند علاوه بر افزایش حضور در این منطقه، با نفوذ طرف مقابل مقابله کنند. مراکش طی سال‌های اخیر تلاش کرده با حضور فعال در محیط پیرامونی خود در آفریقا، علاوه بر ترویج ایده مشروعیت دینی پادشاهی خود و کسب تأیید برای نگاه خود در حل مسئله صحرا، به منافع اقتصادی دست پیدا کرده و الجزایر را نیز در این منطقه منزوی سازد. مهم‌ترین نقطه عطف این سیاست را می‌توان حمله مراکش به مواضع جبهه پولیساریو در اطراف گذرگاه مرزی کرکرات در سال 2020 و سیطره بر این معبر راهبردی دانست. علاوه بر این، موفقیت مراکش در پیشبرد دستور کار خود برای مشروعیت بخشی به الحاق صحرای باختری در محافل جهانی به معنای انزوای الجزایر قلمداد می‌شود.

🔹این مسئله سبب شد که الجزایر تلاش کند با اتخاذ سیاست فعالانه‌تر در محیط پیرامونی و دور شدن از سیاست سنتی عدم مداخله، خطرات ناشی از ناامنی در مرزها را مدیریت کرده و از انزوای سیاسی و دیپلماتیک خود جلوگیری کند. تغییرات سیاسی رخ داده در الجزایر در سال 2019 و تغییر قانون اساسی این کشور و ایجاد زیرساخت قانونی برای حضور در خارج از مرزها را می‌توان یکی از نقاط عطف مهم در این رویکرد الجزایر دانست.

🔹پس از جنگ داخلی سال 2012 مالی، الجزایر به عنوان یکی از ضامنان توافق صلح میان دولت مرکزی و گروه‌های تجزیه‌طلب طوارق، نقش مهمی در این کشور داشت. این موضوع سبب شد بسیاری از سیاستمداران و نیروهای نظامی و امنیتی مالی الجزایر را به حمایت از گروه‌های تجزیه‌طلب و تروریستی متهم کنند. کودتا در سال‌های 2021 و 2022 مالی سبب شد که این مسئله به رویکردی غالب در دولت این کشور بدل گردد.

🔹از سوی دیگر، الجزایر رویکردهای دولت جدید مالی در دشمنی با فرانسه، استفاده از گروه واگنر و سیاست خصمانه با مخالفان به خصوص عدول از توافقات صلح پیشین را تهدیدی برای ثبات مرزهای جنوبی خود و همچنین جایگاه خود در این کشور می‌دانست. این مسئله سبب شد که روابط میان الجزیره و باماکو همواره پر تنش باشد. حضور برخی از رهبران جدایی طلب طوارق در خاک الجزایر و همچنین استقبال الجزیره از امام محمد دیکو، رهبر مذهبی با نفوذ مالی و از معارضان کودتا سبب تشدید تنش‌ها شده است. این مسئله از آن جا اهمیت دارد که برخی جناح‌های جماعت نصره الاسلام و المسلمین که پایتخت مالی را محاصره کرده‌اند انتقال قدرت به شیخ محمود دیکو را پیش شرط مذاکره با دولت مالی می‌دانند.

🔹روابط خصمانه الجزایر و مالی فرصت مناسبی برای مراکش فراهم آورد تا بتواند با حضور در مالی، دایره نفوذ خود را در کشورهای ساحل و صحرا گسترش دهد. در این راستا مراکش و مالی طی سال‌های اخیر همکاری دوجانبه خود را در حوزه‌های مختلف اقتصادی، آموزشی، دینی، امنیتی و نظامی افزایش دادند. همچنین این احتمال وجود داشت که نظامیان حاکم بر مالی، در سایه دشمنی با فرانسه، روابط با مراکش را به مثابه کانالی برای ارتباط با واشنگتن و نفوذ بر آن می‌دیدند. با این وجود به‌نظر می‌رسد گزینه‌های رباط در تأثیرگذاری بر رویدادهای مالی محدود هستند. مراکش روابط بسیار عمیق و راهبردی با ایالات‌متحده و فرانسه دارد. این امر سبب خواهد شد که کاهش نفوذ پاریس و واشنگتن در این منطقه در نهایت در راستای منافع راهبردی مراکش نباشد.

🔹روابط خصمانه پاریس و باماکو و همچنین رویکرد ضد روسی آمریکا در آفریقا سبب می‌شود که مراکش قدرت مانور بالایی برای تأثیرگذاری بر روند حوادث نداشته باشد. سفر ناموفق رودولف عطالله، فرستاده دولت آمریکا به مالی در ژوئن 2025 و عدم موفقیت وی در دیدار با رئیس جمهور و وزیر دفاع این کشور نشانه‌ای از توانایی محدود واشنگتن در تأثیرگذاری بر مالی باشد که در رویکرد مراکش نسبت به مالی نیز تأثیرگذار خواهد بود.

با توجه به وضعیت سیاسی و میدانی مالی می توان گفت که الجزایر و مراکش به این کشور به عنوان میدانی برای رقابت در منطقه ساحل و صحرا می‌نگرند اما انگیزه و سطح حضور هر یک بسیار متفاوت است. الجزایر مالی را منطقه‌ای حیاتی برای حفاظت از امنیت ملی و همچنین مقابله با تهدیدات خارجی می‌بیند و از این رو حضور همه جانبه امنیتی-اطلاعاتی، نظامی، اقتصادی و سیاسی در این کشور دارد در حالی که مراکش حضور در باماکو را فضایی برای گسترش حوزه نفوذ در آفریقا می‌بیند و بنابراین رویکرد خود را بر حضور کم هزینه و بدون خطر شکست راهبردی استوار کرده است.

مطالب مرتبط:
▫️باماکو در آستانه فروپاشی؛ رقابت قدرت‌ها در سایه تهدیدات جهادی

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/726
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍73👏1
🔵چین با ایده «سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی» به دنبال چیست؟

#اکوتهران
#چین #هوش_مصنوعی

📝مصطفی یوسفی

🔸در نشست انجمن جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۵ در شانگهای، لی چیانگ، نخست وزیر چین ایده تأسیس سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی یا به اختصار WAICO را مطرح کرد و شی جی‌پینگ نیز در اجلاس سران آپک در پاییز 2025، تشکیل این سازمان را گامی برای تبدیل هوش مصنوعی به کالای عمومی جهانی توصیف کرد. اما این سازمان چیست؟

🔹سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی یک پلتفرم چندجانبه برای هماهنگ سازی توسعه و حاکمیت هوش مصنوعی است. ویژگی‌های اصلی آن عبارت‌اند از:

1️⃣پلتفرم به اشتراک گذاری فناوری و سازوکار جبران الگوریتمی: این سازمان در پی ایجاد یک پلتفرم مبادله فناوری و سازوکاری تحت عنوان سازوکار تنظیم برابری است که بخشی از درآمدهای هوش مصنوعی را برای کاهش شکاف دیجیتال و حمایت از کشورهای در حال توسعه تخصیص می دهد.

2️⃣ترویج نوآوری و توسعه فراگیر: هدف این طرح تسهیل جریان استعداد، داده و فناوری میان کشورهاست و به طور خاص بر توسعه فراگیر و ارتقای ظرفیت کشورهای جنوب جهانی برای ساخت اکوسیستم‌های بومی هوش مصنوعی تأکید می‌کند.

3️⃣تدوین استانداردهای مشترک و حکمرانی هماهنگ: این سازمان تلاش دارد استانداردها و مقررات مشترکی درباره امنیت داده، شفافیت الگوریتمی و مدیریت ریسک ایجاد کند. گزارش‌ها به تشکیل یک برنامه ۱۳ بندی برای پژوهش مشترک و توسعه داده‌های آموزشی با کیفیت اشاره می‌کنند.

🔹چین اعلام کرده است که مقر این سازمان احتمالاً در شانگهای خواهد بود و همه کشورها و بخش خصوصی می‌توانند به صورت برابر در آن عضو شوند. این طرح می‌خواهد مکمل تلاش‌های سازمان ملل باشد و بر سه اصل مشورت، همکاری و اشتراک گذاری تاکید می‌کند.

💢نسبت WAICO با سیاست‌های کلی چین

🔹طرح WAICO بخشی از یک چارچوب گسترده‌تر در سیاست خارجی چین است که طی آن تلاش می‌کند نظم بین‌المللی را بازطراحی کند. چین از سال ۲۰۲۱ مجموعه‌ای از ابتکارها مانند ابتکار توسعه جهانی، ابتکار امنیت جهانی و ابتکار تمدن جهانی را ارائه کرده و از ۲۰۲۳ ابتکار جهانی حکمرانی هوش مصنوعی را نیز افزوده است. علاوه براین، چین در ژوئیه ۲۰۲۵ برنامه‌ای منتشر کرد که هدف آن استفاده از هوش مصنوعی برای توسعه انسان، ایجاد زیرساخت دیجیتال، تسهیل نوآوری، ارائه داده با کیفیت و تدوین استانداردهای جهانی است. به عقیده بسیاری از تحلیلگران چین هوش مصنوعی را همانند طرح کمربند و راه، بخشی از «زیرساخت های ژئوسیاست» می‌بیند و می‌خواهد با توسعه زیرساخت پردازش و داده در کشورهای شریک، نفوذ خود را مانند ابتکار کمربند و جاده گسترش دهد.

💢چین در پی نهادسازی جهانی

🔹ایده WAICO بخشی از الگوی چین برای ایجاد نهادهای جدید موازی با نظام‌های موجود است. این الگو در بانک سرمایه گذاری زیربنایی آسیا، مجمع کمربند و جاده و مؤسسه IOMed نیز دیده می‌شود و هدف آن کاهش وابستگی به ساختارهای تحت رهبری غرب است. ابتکار حاکمیت جهانی چین به دنبال اصلاح یا جایگزینی نهادهای غرب محور است و WAICO به دنبال جلوگیری از انحصار فناوری، ترویج تبادل فناوری و ایجاد سازوکارهای شناخت متقابل استانداردهاست.

🔹برای این منظور، چین با تعریف معیارها و فرآیندهای ارزیابی مدل، در صدد است نقشی مشابه سازمان تجارت جهانی در عرصه AI برای خود متصور باشد. همچنین از طریق ارائه حمایت‌های مالی و دسترسی به فناوری برای کشورها باعث شکل گیری وابستگی آن‌ها به خود شود. علاوه براین، با مشارکت دادن شرکت‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای دولتی، چین می‌تواند سازوکارهایی تعریف کند که به صورت تدریجی به نهادهای بین‌المللی معادل تبدیل شوند. شباهت این سازوکار با الگوهای سازمان جهانی بهداشت یا سازمان تجارت جهانی، بیانگر هدف بلندمدت چین برای نهادسازی است.

💢جمع‌بندی

ایده سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی نمایانگر جاه‌طلبی چین برای نقش‌آفرینی مرکزی در حکمرانی آینده هوش مصنوعی است. این طرح با ابتکارهای گسترده‌تر شی جین پینگ همسو است و می‌کوشد شکاف میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را کاهش دهد. در عین حال، نقدها درباره عدم شفافیت، خطر وابستگی و دوپارگی استانداردها نشان می دهد که موفقیت WAICO به میزان مشارکت فراگیر و هم‌افزایی با نهادهای موجود بستگی دارد. کشورها و بازیگران جهانی با درک دقیق از منافع و چالش‌ها می‌توانند از این طرح برای شکل دهی آینده‌ای منصفانه، ایمن و نوآورانه برای هوش مصنوعی استفاده کنند.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/727
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71👎1👏1
🌐پیروز طرح ۲۸ ماده‌ای ترامپ کیست؟ پوتین یا زلنسکی؟!

#مقاله_تحلیلی
#آمریکا
#روسیه #اوکراین

📝میلاد رضائی

🔹 پس از افشای فسادهای گسترده در دولت اوکراین و تضعیف موقعیت داخلی زلنسکی، ترامپ از طرح صلحی رونمایی کرد که هدف آن پایان جنگ و بازتعریف روابط روسیه و ناتو بود. زلنسکی مخیر است که در انتهای هفته با سفر به واشنگتن این طرح را بپذیرد یا راه خود را از ایالات متحده جدا کند. هرچند این پیشنهاد نسبت به گفت‌وگوهای پیشین، گام عملی به‌سوی توقف جنگ است، اما اوکراین و اروپا آن را خیانت‌بار خواندند.

💢مفاد سیاسی - امنیتی

1️⃣پیروزی دیپلماتیک روسیه
🔸مفاد طرح را می‌توان تا حدود بسیاری آرمان‌گرایانه، اما پیروزی دیپلماتیک روسیه دانست؛ چرا که گسترش ناتو را ریشه اختلافات معرفی کرده است. این طرح برای اوکراین به نسبت طرح‌های پیشین، حاوی نکات منفی بسیار و مثبت حداقلی است. مهم‌ترین دغدغه اوکراین، ارائه تضمین امنیتی است که در آینده بار دیگر مورد حمله روسیه قرار نگیرد. اوکراین نه تنها باید در قانون اساسی خود ذکر کند که هرگز به ناتو نخواهد پیوست، بلکه هیچ نیرویی تحت ناتو هم قرار نیست که در اوکراین مستقر شود.

2️⃣کاهش نیروی‌های نظامی اوکراین
🔸در این طرح عنوان شده که نیروهای مسلح اوکراین تا ۶۰۰ هزار نفر محدود خواهد شد. نکته اینجاست که اگرچه هم‌اکنون نیروهای اوکراینی تا ۸۵۰ هزار نفر می‌رسند؛ اما پیش از آغاز جنگ، این نیروها ۲۵۰ هزار نفر بوده و این نه تنها محدودیت، بلکه افزایشی قابل توجه است. امری که با هدف اعلامی روسیه در مورد غیرنظامی‌سازی اوکراین در تضاد اساسی است.

3️⃣واگذاری دونتسک و لوهانسک
🔸نکته مثبت برای اوکراین این است که این ‌بار اجباری در به رسمیت شناختن این سرزمین‌ها به عنوان خاک روسیه ندارد؛ اما همچنان باید به طور کامل از دونستک و لوهانسک عقب‌نشینی کند و خرسون و زاپووریژیا، در همان مناطق درحال درگیری فریز شوند. با این حال به دلیل مفاد پیشین در مورد عدم تعرض، این عقب‌نشینی به نوعی پذیرفتن این واقعیت جدید است؛ اگرچه که در میدان جنگ هم امیدی به بازگشت به این سرزمین‌ها نیست.

💢مفاد فرهنگی

🔸طرح ترامپ بر اجرای برنامه‌های آموزشی مشترک در مدارس و جوامع روسیه و اوکراین تمرکز دارد تا درک متقابل فرهنگی، تحمل‌پذیری و حذف نژادپرستی را تقویت کند؛ اوکراین ملزم به پذیرش قوانین اتحادیه اروپا در حوزه مدارای مذهبی و حفاظت از حقوق اقلیت‌های زبانی است. در هر دو کشور، ایدئولوژی و فعالیت‌های نازی‌گرایانه به طور کامل ممنوع و رد می‌گردد و اوکراین ملزم به رعایت حقوق روس‌زبانان این کشور می‌شود.

💢اوکراین و اروپا: خواسته‌های حداکثری، ابزارهای حداقلی

🔸آمریکا معتقد است که دولت اوکراین ناچار به پذیرش طرح است؛ اما او و دوستان اروپایی‌اش نظر دیگری دارند. استامر، مکرون و مرتس در بیانیه‌ای مشترک تأکید کردند که رئیس‌جمهور آمریکا نمی‌تواند بدون رضایت آن‌ها درباره ناتو و اتحادیه اروپا تصمیم بگیرد. اروپایی‌ها با این منطق که روسیه هزینه بسیاری در جنگ پرداخته و روند کندی نیز در پیشروی دارد، معقتدند که با تسلیح اوکراین و ادامه تحریم‌ها، روسیه زمین‌گیر خواهد شد.

🔸اروپایی‌ها همه چیز را با هم میخواهند: ادامه گسترش ناتو، امکان اعزام نیرو به اوکراین، عدم عقب نشینی اوکراین و حتی مطالبه‌ی غرامت از روسیه. خواسته‌هایی که متناسب با ابزارهایشان و شرایط جنگ نیست. در طرف دیگر ونس، معاون ترامپ، با لحنی تحقیرآمیز اظهار کرد که:«صلح توسط سیاستمداران شکست‌خورده‌ای که در دنیای خیالی زندگی می‌کنند ساخته نمی‌شود، منتقدان این طرح... با خیال‌پردازی تصور می‌کنند که با پول، سلاح یا تحریم‌های بیشتر، پیروزی در دسترس است.»

جمع‌بندی

🔸زلنسکی رویکرد طرح را پذیرفته و گفته است که مسائل حساس طرح را با ترامپ به بحث می‌گذارد. به نظر می‌رسد اروپایی‌ها نیز دنبال اصلاحاتی در طرح هستند. اگر اوکراین این طرح را نپذیرد طرح نامعلوم بعدی، می‌تواند خیلی برای اوکراین بدتر باشد. از طرفی روسیه پایداری قاطعی در خواسته‌های خود اعم از به رسمیت شناخته شدن تصرفات خود، بی‌طرفی کامل اوکراین و غیرنظامی‌سازی این کشور نشان داده و دلیلی برای عقب‌نشینی از خواسته‌های خود نمی‌بیند.

🔸طرح ترامپ تا به اینجا مهم‌ترین اقدام برای پایان جنگ است اما به دلایل متعددی شانس کمی برای موفقیت دارد. این طرح پرابهام که حاصل توافق مشترک روسیه و آمریکا است، از اروپا و اوکراین نه اظهار نظر، بلکه فقط امضا می‌خواهد اما پایان جنگ اوکراین در این مقطع را نمی‌توان بدون توافق روسیه و ناتو در مورد آینده مناسبات تصور کرد و با توجه به مخالفت شدید اروپایی‌ها، پذیرش آن دور از انتظار است.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/728
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍124👏1
🌐سیاست خارجی کانادا در دوران رقابت قدرت‌های بزرگ

#تحلیل_کوتاه
#کانادا #آمریکا
#چین

🔹مارک کارنی، نخست‌وزیر جدید کانادا با دوران جدیدی مواجه است که می‌تواند تغییرات مهم و اجتناب‌ناپذیری را در سیاست‌خارجی این کشور ایجاد کند. ویژگی نخست دوران جدید، بازگشت ترامپ به قدرت است که بازگشت شعار اول آمریکا، تضعیف ائتلاف‌بندی‌های دیرین در دوسوی آتلانتیک و جنگ تعرفه‌ای را به همراه دارد. دومین ویژگی، تشدید رقابت هژمونیک میان چین و آمریکا در نقاط مختلف جهان، به خصوص نیمکره غربی است. سیاست خارجی اتخاذشده از سمت کارنی را می‌توان در چارچوب این ویژگی‌ها توضیح داد.

💢افزایش بودجه نظامی

🔸کارنی در این ماه جزئیات بودجه دفاعی ۶۴ میلیارد دلاری کانادا را منتشر کرد؛ بودجه‌ای که ۹ میلیارد دلار نسبت به سال گذشته افزایش داشته و نشان‌دهنده قصد او برای بازنگری اساسی در هزینه‌های دفاعی اتاوا است. این طرح که نیازمند تأیید پارلمان است، شامل ۸۱ میلیارد دلار دیگر برای ارتش کانادا در پنج سال آینده خواهد بود. کانادا در حال حاضر تنها کشور عضو ناتو است که به هیچکدام از دو تعهد الزامی این پیمان (افزایش سهم بودجه نظامی از تولید ناخالص داخلی تا حداقل ۲٪ و اختصاص حداقل ۲۰٪ از بودجه نظامی به تحقیق و توسعه) عمل نکرده و به همین دلیل از سمت آمریکا تحت فشار بوده است تا خود را به میزان سهم کشورهای اروپایی در ناتو برساند.

🔸با نگاهی به تاریخچه بودجه نظامی کانادا، می‌توان دریافت که سهم این بودجه تا چه اندازه تحت تأثیر تحولات بین‌المللی بوده است. در دهه ۱۹۷۰ میلادی و با اتخاذ سیاست تنش‌زدایی با شوروی از سوی آمریکا، سهم بودجه نظامی از جی‌دی‌پی به طور مداوم کاهش یافت و از ۲.۲٪ به ۱.۷٪ در ۱۹۸۱ افت کرد. پس از آن و با ورود ریگان به کاخ سفید و تشدید مجدد جنگ سرد، این رقم به ۲٪ افزایش یافت؛ اما با فروپاشی شوروی مجدداً روند کاهشی آغاز شد و در سال ۲۰۱۴ به زیر ۱٪ هم رسید و تا زمان قدرت‌گیری ترامپ در ۲۰۱۶ اندکی افزایش یافت. تشدید منازعه چین و آمریکا و سپس فشارهای ترامپ و بایدن برای اینکه سایر اعضای ناتو سهم‌ بیشتری در بودجه پیمان را بپذیرند، باعث شد کانادا همچون دوران ریگان سیاست افزایش بودجه نظامی را انتخاب کند. به همین دلیل، کانادا در سال ۲۰۲۴ سهم بودجه نظامی از جی‌دی‌پی را تا ۱.۴٪ افزایش یافت.

💢سیاست نزدیکی به چین؟

🔸آبان‌ماه امسال، آنیتا ناند، وزیر امور خارجه کانادا بیان کرد که چین یک «شریک راهبردی» برای این کشور است، هرچند او مشخص نکرد که منظور او از این نوع شراکت چیست؛ اما می‌توان دریافت که چنین شراکتی ماهیت اقتصادی داشته باشد نه نظامی-امنیتی. یک هفته پس از سخنان ناند، کارنی در دیدار با شی بیان کرد که «ما اکنون در روابط خود به یک نقطه عطف رسیده‌ایم؛ نقطه عطفی که فرصت‌هایی برای خانواده‌های کانادایی و کسب‌وکارهای کانادایی ایجاد می‌کند.» چنین سخنانی سابقه‌دار نیست، چه اینکه سه سال پیش، ملانیا جولی، وزیر وقت امور خارجه گفته بود چین «به طور فزاینده‌ای مخل» نظم بین‌المللی است.

🔸مواضع مثبت جدید مقامات کانادایی در قبال چین را نمی‌توان شکاف با آمریکا یا ناتو دانست -اگرچه روابط دو کشور به دلیل سیاست‌های تعرفه‌ای ترامپ اندکی متشنج شد. در حقیقت، وابستگی امنیتی و اقتصادی کانادا به آمریکا به اندازه‌ای بالا است که نمی‌توان تا سال‌های آینده چشم‌اندازی برای تحول در وضعیت موجود تصور کرد. آمریکا مبدأ تقریباً ۵۰٪ کالاهای وارداتی به کانادا و مقصد صادراتی ۷۶٪ از کالاهای کانادایی است، این در حالی است که این ۷۶٪ تنها ۱۲٪ از مجموع واردات به آمریکا را شکل می‌دهد. این آمار حکایت از وابستگی اقتصادی شدید کانادا به آمریکا دارد. به همین دلیل، کانادا انعطاف‌پذیری بالایی در مذاکرات تعرفه‌ای و تجاری با آمریکا از خود نشان می‌دهد. البته با توجه به وابستگی بالای اقتصادی به آمریکا، مقامات کانادایی قصد دارند با تقویت روابط تجاری با چین تا حدی از فشار آمریکا بکاهند.

در عصر رقابت قدرت‌های بزرگ، دولت کارنی با افزایش بودجه نظامی تلاش دارد فشارهای آمریکا و ناتو را مدیریت کند، در حالی که به‌دلیل وابستگی اقتصادی-امنیتی عمیق به واشنگتن، امکان فاصله‌گیری راهبردی از آمریکا را ندارد. با این حال، او می‌کوشد با تقویت بستر همکاری اقتصادی با چین، بخشی از فشارهای ناشی از سیاست‌های تعرفه‌ای آمریکا را کاهش دهد و مانور محدودی در برابر آمریکا امروز داشته باشد.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/731
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎1👏1
♦️ظهور دوباره آیمک؛ بازتعریف پس از طوفان الاقصی
▪️نشنال اینترست

#تهران_ریویو
#آیمک #غرب_آسیا

🔹پس از دو سال رکود و تغییر اولویت‌ها، پروژه «کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC)» دوباره در حال ظهور است. اگر این ابتکار توسط امضاکنندگان منطقه‌ای آن به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند از قالب رقابت‌های ژئوپلیتیکی و ژئواقتصادی فراتر رود و به شبکه‌ای فرامنطقه‌ای و فراگیر در سراسر آسیا، خاورمیانه و اروپا تبدیل شود.

💢خاستگاه‌ها و بلندپروازی‌های IMEC


🔸این طرح در نشست سران گروه بیست در سال ۲۰۲۳ به‌عنوان یک شبکه بلندپروازانه دریایی–ریل معرفی شد که قرار است هند را از طریق خلیج فارس و شرق مدیترانه به اروپا متصل کند. کابل‌های زیر دریا قرار بود اتصال دیجیتال را تسهیل کنند و خطوط لوله هیدروژن نیز اهداف اقلیمی اعضا را پیش ببرند و به‌عنوان جایگزینی با انتشار صفر برای خطوط لوله گاز طبیعی عمل کنند.

💢از کریدور تا شبکه: دگرگونی IMEC

🔸فقدان یک برنامه اجرایی دقیق، باعث تفسیر این پروژه به‌عنوان ابتکاری آشکارا ضدچینی شد که به‌منزله وزنه‌ای در برابر «ابتکار کمربند و جاده» چین (BRI) و ابزاری برای تقویت نقش هند در مهار نفوذ پکن در منطقه عمل می‌کرد.

🔸باتوجه به نقش کلیدی بندر حیفا در این طرح، تشدید جنگ غزه در سال ۲۰۲۳، شتاب این پروژه را متوقف کرد. در طول این وقفه، پروژه از طریق هماهنگی‌های غیررسمی به تحول خود ادامه داد. با توجه به اینکه قدرت‌های میانه نظیر هند و کشورهای خلیج فارس کمتر از گذشته مایل‌اند در رقابت میان قدرت‌های بزرگ جانب‌گیری کنند، به‌تدریج مفهوم IMEC صیقل یافت و ناظر به این مسئله بازتعریف شد. دگرگونی آیمک در مرحله دوم آن را می‌توان از خلال دیدگاه‌های هند و ایتالیا، به‌عنوان مبداء و مقصد این کریدور بهتر درک کرد.

💢هند: احیای مسیر تاریخی ادویه

🔸برای هند، آیمک فرصتی است تا ظرفیت خود را به‌عنوان یک مرکز صنعتی جهانی محقق کند. نخستین گام، جایگزینی چین در زنجیره‌های تأمین کلیدی است. مذاکرات توافق تجارت آزاد میان هند و اتحادیه اروپا می‌تواند این تغییر را تسهیل کرده و به هند کمک کند نقشی برجسته‌تر در منطقه ایفا کند.

🔸هند با جهت‌دهی زیرساخت‌ها و اصلاحات به سمت آیمک، توسعه داخلی را به ظرفیت رو به بیرون تبدیل می‌کند. معاهدات سرمایه‌گذاری دوجانبه با اسرائیل و امارات نیز امنیت جریان سرمایه را افزایش می‌دهند. هم‌زمان، پروژه‌های بزرگ زیرساختی همچون «کریدور باری اختصاصی غرب»، «بزرگراه دهلی–بمبئی» و «کریدورهای NICDC» قلب صنعتی هند را به بازارهای آسیای غربی و اروپا متصل می‌سازند.

💢ایتالیا: بازگرداندن مرکزیت مدیترانه

🔸همانند هند، ایتالیا نیز آیمک را ابزاری برای احیای مرکزیت ژئوپلیتیکی و ژئواقتصادی خود می‌بیند. ایتالیا نیز قصد دارد نقش مدیترانه را به‌عنوان حلقه اتصال اروپا، آفریقا و آسیا بازتعریف کند. این چشم‌انداز، آیمک را یک شبکه منطقه‌ای یکپارچه می‌بیند که آسیا، غرب آسیا، اروپای شرقی و بالکان (از طریق بندر تریسته) و همچنین آفریقا را (با پیوند دادن آیمک به طرح ماتئی) به هم متصل می‌کند.

🔸برای ایتالیا تعامل با بازیگران منطقه‌ای اشکال مختلفی به‌خود گرفته است که از جمله آن توافق‌هایی با عربستان به ارزش تقریبی ۱۰ میلیارد یورو است. در فوریه، ایتالیا و امارات شراکتی ۴۰ میلیارد دلاری امضا کردند که تریسته(بندری در شمال شرقی ایتالیا) را در موقعیتی مناسب برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی قابل‌توجه قرار می‌دهد.

💢جذابیت IMEC: اتصال متوازن

🔸از نظر سیاسی، چارچوب تحلیلی غرب که آیمک را هم‌زمان به‌عنوان ابزاری در برابر «ابتکار کمربند و جاده» چین و وسیله‌ای برای عادی‌سازی روابط عربی–اسرائیلی معرفی می‌کرد، دیگر قابل دوام نیست. کشورهایی مانند هند و امارات روابط نزدیکی با پکن دارند، درحالی‌که روند عادی‌سازی اسرائیل با کشورهای خلیج فارس همچنان به پیشرفت در مسیر تشکیل دولت فلسطین گره خورده است.

موفقیت IMEC به اندازه کیفیت زیرساخت‌ها، به ساخت روایت نیز وابسته است. این طرح نباید به‌عنوان رقیبی انحصاری یا مستقیم برای BRI معرفی شود، بلکه باید به‌صورت یک شبکه مکمل و فراگیر که ادغام منطقه‌ای را تقویت می‌کند، چارچوب‌بندی گردد. موفقیت IMEC در تبدیل آن از یک خط منفرد به یک شبکه متنوع و تاب‌آور نهفته است که چندین مرکز اروپایی و منطقه‌ای را از طریق ریل و دریا به هم پیوند می‌دهد. منطق راهبردی آن نیز نه بر تقابل، بلکه بر ادغام تحول‌آفرین و تنوع‌سازی بنا شده است. هدف آن نیز ایجاد مسیرهای متعدد و سازگار برای تجارت، فناوری و انرژی است به‌گونه‌ای که پایداری جهانی بر پایه افزونگی بنا شود، نه رقابت قدرت‌ها.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران
🌐https://institutetehran.com/art/732
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🔥1👏1
🌐 حزب الله چگونه به ترور فرمانده ارشد خود پاسخ می‌دهد؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#حزب_الله

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔸ضاحیه بیروت بعد از یکسال دوباره با شلیک موشک هواپیماهای اسرائیلی به لرزه درآمد. هدف، هیثم علی طباطبایی فرمانده ارشد نظامی حزب الله لبنان بود. وی جزء با نفوذترین و یکی از مهم‌ترین فرماندهان دو دهه اخیر مقاومت لبنان محسوب می‌شد. او که به فرمانده در سایه معروف بود، تاثیر زیادی بر توان نظامی، رزمی و راهبردی حزب الله لبنان داشت.

💢هیثم طباطبایی که بود؟

🔹هیثم علی طباطبایی از فرماندهان نظامی حزب الله، از پدری ایرانی و مادری لبنانی متولد شده و در یگان رضوان، فرماندهی یگان واکنش سریع را برعهده داشت. هیثم علی زمانی به‌عنوان فرمانده یگان جنگ در الخلیل در صورت لزوم برای ورود به اراضی اشغالی شناخته می‌شد. او بعد از شهادت ابراهیم عقیل به عنوان فرمانده ارکان نظامی حزب الله لبنان(فرمانده ارتش مقاومت) منصوب شده بود و در کنار حاج محمد حیدر دو بال راهبردی و نظامی این جنبش محسوب می‌شدند.

💢چرا اسرائیل حمله کرد؟

🔹یکی از عمده دلایل حمله تل آویو به ضاحیه و ترور هیثم طباطبایی تغییر دکترین حزب الله لبنان بود. این جنبش بعد از ضربات متعدد نظامی و امنیتی در جنگ با اسرائیل به تغییر دکترین سوق پیدا کرد. تغییر از بازدارندگی آشکار به بازسازی پنهان. در یکسال اخیر تمام همت حزب الله این بود که بتواند دوباره توان موشکی، پهپادی، رزمی و لجستیکی خود اعم از نظامی و غیر را تقویت کند. اسرائیل هم بارها با ضربات نظامی سعی کرد جلوی این روند را بگیرد. اما این ضربات به تنهایی کافی نبود و دست به ترور ارشدترین فرمانده نظامی این حزب زدند. ببر همین اسا باید توجه کرد که دلیل اصلی حمله اسرائیل، تلاش این رژیم برای ممانعت یا دستکم کند کردن روند بازسازی حزب الله است.

💢چه گزینه های در پیش است؟

🔹اسرائیل در پی این حمله سه گزینه دارد: ادامه وضع موجود، ورود به جنگ تمام‌عیار، انجام عملیات زمینی متمرکز در جنوب لبنان. هر کدام از این گزینه‌ها برای مقابله با حزب الله لبنان دارای تبعات خاص خود است. اگر وضع موجود ادامه پیدا کند قطعاً حزب الله می‌تواند روند بازسازی رو جلو ببرد. اگر وارد جنگ تمام عیار هوایی و ترور شود، قطعنامه آتش بس را نقض کامل کرد و باید منتظر پیامدهای ورود حزب الله باشد. در صورتی که به عملیات زمینی روی بیاورد با تجربه‌های تلخ قبلی روبرو خواهد شد و در مجموع پیروزی بزرگی کسب نخواهد کرد.

🔹بنابراین اسرائیل از این فرصت بزرگ «آزادی عمل» استفاده خواهد کرد و هر جا اثری از حزب الله و فرماندهان آن مشاهده کند ضربه را وارد می‌کند. اما این ضربات کوتاه مدت و میان مدت هستند و در مقابل، عزم حزب الله برای بازسازی جدی است.

💢حزب الله چه می‌کند؟

🔹این جنبش با گزینه‌های محدودی روبرو است. جنبش مقاومت لبنان امروز در وضعیتی نیست که بتواند وارد یک جنگ تمام عیار شود. بعد از 7 اکتبر و ضربات متعددی که به حزب الله وارد شد، هم در درون هم در بیرون دچار فرسایش جدی شده است. حزب الله در درون با ترور فرماندهان و کاهش اثرات بازدارندگی مواجه است. در هاله بیرونی هم دولت، و در راس آنها نخست وزیر و رئیس جمهور خواستار خلع سلاح حزب الله هستند و اگر جنگ دوباره‌ای صورت بگیرد بهانه‌ای در دست مخالفان خواهد بود که روند تسلیم سلاح را بُرنده‌تر می‌کند.

🔹بر این اساس، حزب‌الله در دو سطح موازی حرکت می‌کند: اول در مواضعی که علناً بیان می‌کند و دوم در «پشت صحنه» با آماده‌سازی زیرساخت‌های نظامی و تدارکات ویژه برای غافلگیری‌هایی که «دیگر نیازی به افشای آنها ندارد».

🔹از سوی دیگر، اسرائیل قصد دارد بر اساس یک دکترین قاطع عمل کند که مطابق آن «نمی‌خواهد هیچ گروه قدرتمندی در جبهه‌هایش باقی بماند» و بنابراین به سیاستی ادامه می‌دهد که در آن هیچ توافق احتمالی با لبنان را «مگر اینکه شامل برچید شدن ساختار نظامی حزب‌ الله» باشد، قبول نخواهد کرد.

💢آینده و سناریوهای آن:


1️⃣در یک سناریو حزب الله لبنان به روند بازسازی ادامه می‌دهد و اسرائیل هم به سیاست گاه بی گاه ترور و حمله به مناطق مختلف ادامه خواهد داد. این موضوع تا مسیری جلو می‌رود و بعد از رسیدن بازدارندگی حزب الله با یک عملیات یا حادثه متوقف خواهد شد.

2️⃣حزب الله در بین دو راهی موجود، یک مسیر را انتخاب و پاسخ را در پیش بگیرد که البته بعد از آن جنگ تمام عیار حتمی خواهد بود.

3️⃣حزب الله شگفتانه‌ای رو کند و روند جنگ بر اثر همین موضوعات یا تغییرات پیش‌بینی نشده‌ای در منطقه یا درون اسرائیل به راهی دیگر کشیده شود.

مطالب مرتبط:
▫️دلیل تهدیدات جدید اسرائیل علیه حزب الله چیست؟
▫️زیرساخت‌های عملیاتی ایران و حزب‌الله در جنوب سوریه!

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/734
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍64👏1
🔵تحلیلی بر تاب‌آوری اقتصادی روسیه در میانه جنگ و تحریم

#اکوتهران
#روسیه

🔸با گذشت نزدیک به چهار سال از آغاز جنگ اوکراین، اقتصاد روسیه علیرغم وضعیت جنگی و تحریم‌های وسیع اروپا و ایالات متحده با بحران بنیادین مواجه نشده است. جنگ اوکراین بدون شک تبعات گسترده‌ای در میان‌مدت و بلندمدت برای اقتصاد روسیه خواهد داشت و کمتر تحلیلگری ممکن است این جنگ را برای اقتصاد روسیه موهبت بداند. با این وجود، مدیریت تبعات اقتصادی جنگ توسط روسیه و نمایش تاب‌آوری در مقابل فشارهای بیرونی و داخلی را می‌بایست متغیری تعیین‌کننده در کیفیت پیشنهاد آتش‌بسی دانست که پوتین از سوی ترامپ و ویتکاف دریافت کرده است.

💢بحران‌های اقتصاد روسیه

🔹اقتصاد روسیه با شروع و تداوم جنگ از چند ناحیه کلیدی تحت فشار قرار گرفت. تحریم و شرایط جنگی موجب افت تقاضای داخلی و خارجی در اقتصاد روسیه شد و همزمان، دسترسی این کشور را به مواد اولیه و تجهیزات سخت‌تر کرد. چشم‌انداز کاهش درآمد ارزی و قطع دسترسی به دلار و یورو ارزش روبل را با نوسان جدی مواجه کرد.

🔹در این میان، مشکل مزمن کمبود نیروی کار روسیه نیز با اخراج مهاجران غیرقانونی، مهاجرت بخشی از نیروی کار به خارج روسیه و اعزام بخشی دیگر به جبهه، تشدید شد. در مجموع، تقریبا تمامی برآوردها از ورود روسیه به یک رکود تورمی حکایت می‌کرد. با این حال، ابتکارات سیاستی کرملین توانسته‌ است ثباتی نسبی بر اقتصاد روسیه درگیر جنگ حاکم سازد.

💢ابتکارات کلان کرملین

🔹سیاست اقتصادی روسیه در جریان جنگ اخیر را اصطلاحا «کینزگرایی نظامی» خوانده‌اند که عنوانی برازنده نیز به نظر می‌رسد؛ چرا که نخبگان روسیه با اتخاذ این سیاست، افزایش تقاضای دولتی در صنایع تسلیحاتی و جنگی را به مثابه موتور محرکه رشد اقتصادی در نظر گرفتند و از همین رو بودجه دفاعی روسیه از قریب به 79 میلیارد دلار در سال 2022 به بیش از 140 میلیارد دلار در سال 2024 رسید.

🔹این افزایش قابل‌توجه خریدهای نظامی داخلی با بکارگیری ظرفیت مازاد سایر واحدهای صنعتی در تولید، برای روسیه دو منفعت بنیادین داشت: از یک طرف، نیاز تسلیحاتی دولت روسیه در جبهه‌ها فراهم شد و از طرف دیگر، مانع تعطیلی و ورشکستگی واحدهای صنعتی بی‌کار مانده شد. این اقدامات، در کنار پرداخت‌های گشاده‌دستانه به سربازان و خانواده آنها موجب افزایش تقاضای کل در اقتصاد روسیه شد و بر اثر رکودی جنگ غلبه کرد.

🔹روندهای پیش‌گفته، بالاخص در شرایط جنگ و تحریم، آثار تورمی مشهودی نیز داشته است. در فاصله ژانویه 2022 تا ژانویه 2025 نرخ تورم روسیه به طور متوسط بالاتر از هدف‌گذاری بانک مرکزی و معادل 9.4 درصد بوده است. در ماه‌های اخیر نیز روسیه برای مقطعی وارد تورم دو رقمی شد. در عین حال، نرخ بیکاری به عدد بی‌سابقه 2.2 رسیده است و در صنایع نظامی، رقابت بر سر نیروی کار به افزایش 20 تا 60 درصدی دستمزد پیشنهادی انجامیده است. با این وجود، برآوردها حاکی از روند کاهشی تورم در ماه اخیر هستند. اقدام به ظاهر متناقض اما حساب شده بانک مرکزی روسیه در افزایش نرخ بهره، نقش بسزایی در حفظ ارزش روبل و تضعیف روند تورمی ایفا کرده است.

💢جمع‌بندی

علیرغم تجربه چهار سال جنگ و تحریم‌های گسترده، روسیه هنوز از پرتگاه رکود تورمی و بحران‌زدگی فاصله جدی دارد. با اتخاذ رویکرد انبساطی در حوزه مالی و مداخلات پویا در حوزه پولی، این کشور در سه سال گذشته موفق شده تاب‌آوری اقتصادی خود را برای ادامه جنگ به نمایش بگذارد و از این طریق، بر معادلات و محاسبات دشمنان خود تاثیر بگذارد. این تاثیرگذاری البته مختص دشمن نیست و مشاهده این تاب‌آوری به طور قطع اعتماد به نفس بیشتری به کارگزاران روسیه در مذاکرات صلح اوکراین اعطا کرده است.

اندیشکده تهران

🌐https://institutetehran.com/art/735
📲http://ble.ir/InstituteTehran
🌐@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72👏1💯1