اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.91K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
♦️روی آوردن STC به گفتگو پس از شکست در حفظ حضرموت و المهره!
▪️الجزیره

#رویة_العربیة
#غرب_آسیا #یمن

🔹استاندار حضرموت، سالم الخنبشی، اعلام کرد که کنترل استان‌های حضرموت و المهرة بازپس‌گرفته شده و تأمین مناطق وادی حضرموت و صحراء به دست نیروهای «درع الوطن» (سپر میهنی) وابسته به دولت کامل شده است. همچنین، تلویزیون رسمی یمن گزارش داد که نیروها وارد شهر مکلا شده‌اند و در خیابان‌های آن مستقر شده‌اند. الخنبشی اعلام کرد که نیروهای درع الوطن در تمامی مناطق حیاتی از جمله فرودگاه بین‌المللی سیئون و تأسیسات حساس و خدماتی حضور دارند.

🔸همچنین منابع خبری گزارش دادند که نیروهای دولتی یمن موفق شدند کنترل فرودگاه بین‌المللی رَیان واقع در شهر مکلا، مرکز استان حضرموت، را در اختیار بگیرند. استاندار حضرموت از نقش مهم مردم و سران قبایل در حمایت از امنیت تقدیر کرد و گفت که نیروهای "درع الوطن" حرکت خود را به سمت ساحل حضرموت آغاز کرده‌اند تا امنیت را برقرار کنند و از تأسیسات حیاتی و اموال عمومی و خصوصی، محافظت نمایند.

🔸در همین راستا، «مجلس ملی حضرموت» اعلام کرد که وضعیت در شهر سیئون پس از درگیری‌هایی که در اطراف فرودگاه این شهر بین نیروهای شورای انتقالی و نیروهای درع الوطن رخ داد، تعیین تکلیف شده است. نیروهای «درع الوطن» از کسانی که آنها را فریب‌خورده از سوی عناصر شورای انتقالی می‌دانند خواسته‌اند که از شهر سیئون خارج شوند و مسئولیت کامل هر گونه پیامد احتمالی در صورت عدم پایبندی به این درخواست بر عهده مخالفان است.

🔸استان حضرموت از نظر اداری به دو بخش تقسیم می‌شود؛ یک بخش شامل مناطق ساحلی است که بزرگترین شهر آن مکلا است، و بخش دیگر شامل مناطق وادی و صحراء که بزرگترین شهر آن سیئون است. در استان المهرة نیز نیروهای درع الوطن وابسته به دولت عدن کنترل تمامی 9 شهرستان استان المهرة را پس از عقب‌نشینی نیروهای شورای انتقالی از این مناطق به دست گرفته‌اند.

🔸در روز شنبه، شبکه تلویزیونی سبأ یمن از یک منبع محلی (که نامش فاش نشد) گزارش داد که نیروهای شورای انتقالی از کاخ ریاست‌جمهوری و فرودگاه الغیضة در استان المهرة عقب‌نشینی کرده‌اند. در همین حال، رئیس شورای رهبری رئیس‌جمهوری یمن، رشاد العلیمی، در تماس تلفنی با استانداران حضرموت و المهرة بر اهمیت مقابله با هرگونه نقض قانون یا دزدی و لزوم حفظ حقوق مردم و حفظ صلح داخلی تأکید کرد. از سوی دیگر، متعب بازیاد، معاون مدیر دفتر نخست‌وزیر یمن، اعلام کرد که حرکت دولت عدن به منظور محافظت از غیرنظامیان در شرق کشور صورت گرفته است.

💢استقبال شورای انتقالی از دعوت عربستان

🔸شورای انتقالی جنوب یمن از دعوت عربستان برای برگزاری گفت‌وگویی در خصوص جنوب استقبال کرده و در بیانیه‌ای اعلام کرد که این دعوت نشان‌دهنده رویکرد آن در استفاده از گفت‌وگو به عنوان تنها راه برای حل مسائل سیاسی است، به ویژه مسئله مردم جنوب و حق آنها برای بازیابی دولت خود. شورای انتقالی تأکید کرد که هر گفت‌وگوی جدی باید با پذیرش اراده مردم جنوب و در چارچوب زمانی مشخص و با ضمانت‌های بین‌المللی کامل آغاز شود. این شورا افزود که همه‌پرسی آزاد مردمی باید مبنای هر گونه پیشنهاد یا راه‌حل سیاسی برای آینده باشد.

💢گفت‌وگوهای طارق صالح

🔸در همین حال، رسانه‌های سعودی گزارش دادند که وزیر دفاع سعودی، خالد بن سلمان بن عبدالعزیز، روز شنبه با طارق محمد صالح، عضو شورای رهبری یمن، درباره تلاش‌ها برای حمایت از ثبات یمن و تبادل نظر در این زمینه صحبت کرده است. طارق صالح در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی اکس (توئیتر سابق) تأکید کرد که این دیدار با وزیر دفاع سعودی نشان‌دهنده روح برادری بوده و دیدگاه‌هایی درباره تحولات اخیر یمن و تقویت تلاش‌های مشترک برای حمایت از امنیت یمن و ثبات منطقه تبادل شده است.

💢دعوت به آرامش از سوی کشورهای عربی

در پی تحولات اخیر یمن، کشورهای عربی به آرامش و کاهش تنش‌ها دعوت کرده‌اند و از دعوت به برگزاری کنفرانس در ریاض برای شروع گفت‌وگو درباره مسئله جنوب استقبال کرده‌اند. این مواضع از سوی کشورهای قطر، بحرین، کویت، عربستان سعودی، امارات، مصر، اردن، سودان، فلسطین، سوریه، لبنان، مغرب، لیبی و یمن اعلام شده است. عربستان سعودی در بیانیه‌ای که در ساعت‌های اولیه صبح شنبه منتشر شد، از تمامی گروه‌های جنوبی یمن خواست تا در کنفرانسی که در خاک سعودی برگزار خواهد شد، شرکت کنند و هدف از آن ارائه راه‌حل‌های عادلانه برای مسئله جنوب است، پس از اینکه رشاد العلیمی، رئیس شورای رهبری یمن، از عربستان خواست تا میزبان این کنفرانس باشد. از بامداد جمعه، درگیری‌های شدیدی در حضرموت بین نیروهای دولتی و عناصر شورای انتقالی جنوبی آغاز شده است که همراه با پشتیبانی هوایی از سوی ائتلاف حمایت از مشروعیت در یمن بوده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
5👍3👏1
🌐آیا ونزوئلای پسا مادورو غرب‌گرا خواهد بود؟

#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#ونزوئلا #آمریکا

🔹سحرگاه شنبه، آمریکا حملات هوایی گسترده‌ای را به کاراکاس، پایتخت ونزوئلا انجام داد که به ربایش مادورو، رئیس جمهور این کشور و همسرش منتهی شد. طی ماه‌های گذشته انتظارات بیشتر حول دو سناریو بود که در یکی دولت ونزوئلا با ترکیبی از حملات هوایی و عملیات مخفی سیا سرنگون می‌شد و در سناریوی دیگر، آمریکا با مادورو به توافقی بر سر خروج از قدرت و بازگشت اپوزیسیون می‌رسید. اما اکنون وضعیت مبهمی خلق شده است. مادورو از قدرت حذف شد اما تحولی در حکومت ونزوئلا رخ نداد. در این وضعیت می‌توان چندین سناریوها را برای آینده سیاسی ونزوئلا در نظر گرفت.

💢سناریوی نخست: مصالحه رودریگز با غرب

🔸پس از ربایش مادورو و خلأ در جایگاه ریاست‌جمهوری، مطابق اصل ۲۳۳ قانون اساسی معاون او، دِلسی رودریگز به عنوان رئیس‌ جمهور موقت اختیارات دولت را به دست گرفت. اگرچه او در ظاهر هیچ‌وقت موضعی در حمایت از روابط با غرب نداشته است، اما برخی شواهد رویکرد او را مبهم می‌کند. او در نخستین واکنش به تهاجم آمریکا، ضمن درخواست آزاد کردن مادورو، اعلام کرد که خواهان «روابط محترمانه» با آمریکا است. ترامپ نیز دیروز اعلام کرد که دولت او با رودریگز در ارتباط است و او انتخاب دیگری جز پذیرش خواسته‌های آمریکا ندارد.

🔸از این مهم‌تر، گزارش اکتبر ۲۰۲۵ روزنامه میامی‌هرالد است که ادعا کرد رودریگز بی‌سروصدا ابتکارهایی را پیش برده است که تا خود را جایگزینی «قابل‌قبول‌تر» برای مادورو به واشنگتن معرفی کند. حتی در سال ۲۰۱۹ گزارش‌های مشکوکی دال بر دیدار اریک پرینس، بنیان‌گذار شرکت نظامی خصوصی بلک‌واتر و از حامیان ترامپ که پیشنهاد حمایت نظامی از اپوزیسیون ونزوئلا را داده بود با رودریگز منتشر شد.

🔸اختیارات رودریگز اندک نیست. براساس اصل ۲۳۴، معاون رئیس جمهور به مدت ۹۰ روز (و ۹۰ روز اضافی با تأیید مجلس) دولت را اداره می‌کند و اگر اکثریت مجلس–که برادرش خورخه ریاست آن را برعهده دارد- به این نتیجه برسد که غیبت رئیس جمهور دائمی است؛ دستور برگزاری انتخابات صادر می‌شود. او در این سه ماه می‌تواند پایه‌های قدرت خود را مستحکم کند و پس از آن به سمت نوعی مصالحه با ترامپ حرکت کند؛ مصالحه‌ای که مورد پذیرش سایر نیروهای وفادار به مادورو است، همچون توافق نفتی. البته با توجه به احساسات ضدآمریکایی کنونی نمی‌توان در کوتاه‌مدت انتظار چنین مصالحه‌ای را داشت.

💢سناریوی دوم: کودتای نظامی

🔸اگر دولت جدید ونزوئلا بخواهد سیاست خارجی خود را کاملاً مایل به غرب کند، در این صورت کودتای نظامی وفاداران به مادورو یک احتمال جدی است. نباید فراموش کرد که چاویست‌ها همچنان در ساختار سیاسی قدرت دارند. در حال حاضر، دیوزدادو کابیو، وزیر کشور که در مواضع ضد آمریکایی از مادورو نیز تندتر است با گروه‌های شبه‌نظامی کولکتیوو ارتباط دارد که به او قدرت زیادی می‌دهد. او در سال ۲۰۰۲ نیز به چاوز برای بازگشت به قدرت کمک کرده بود. افزون بر این، ولادیمیر پادرینو، وزیر دفاع نیز مواضع مشابه کابیو را دارد. این احتمال جدی است که نظامیان در صورت مشاهده چرخش به غرب، قدرت را قبضه کنند یا حداقل به رودریگز برای تداوم سیاست‌های مادورو فشار آورند.

💢سناریوی سوم: تداوم وضع موجود و تنش با آمریکا

🔸تمامی صحبت‌ها پیرامون تمایل رودیگز به غرب تنها حدس و گمان هستند. پیش از مادورو نشانه‌های اندکی دال بر شکاف در دولت کنونی دیده می‌شد و اکنون نیز همگی مواضع تقریباً یکسانی دارند، چه اینکه رودریگز نیز جزو افراد بسیار نزدیک به مادورو محسوب می‌شد. در این صورت، باید بقای دولت کنونی را انتظار داشت که به معنای تداوم تنش نظامی با آمریکا و چه بسا حملات هوایی مجدد این کشور است.

💢آیا اپوزیسیون ونزوئلا بازخواهد گشت؟

🔸به‌قدرت‌رسیدن رهبران اپوزیسیون منوط به حمایت نظامی آمریکا در کنار فروپاشی ساختار سیاسی-نظامی کنونی در کاراکاس است، حال آنکه نشانه‌ای دال بر وجود شرط دوم دیده نمی‌شود. همچنین ترامپ در کنفرانس خبری دیروز ماریا ماچادو، رهبر اپوزیسیون را فردی خواهند که در کشورش مورد احترام نیست. این دو مورد در کنار اجتناب آمریکا از یک جنگ گسترده، شانس اندکی را برای اپوزیسیون باقی می‌گذارد.

با توجه به این نکات، احتمال پایینی وجود دارد که دولتی غرب‌گرا در ونزوئلا تشکیل شود. هرچند این احتمال می‌رود که دولت رودریگز بتواند به توافقاتی با دولت آمریکا در حوزه‌هایی مشخص، همچون منابع نفتی ونزوئلا برسد. در سخنان مقامات آمریکا نیز تأکید فراوانی بر کنترل نفت این کشور می‌شود. در این صورت، ترامپ آن را در کنار ربایش مادورو تبدیل به دستاورد برجسته‌ای در سیاست خارجی خود می‌کند. اما در سناریوهای دیگر که احتمال وقوع‌شان بالا است وضعیت زمان مادورو تداوم می‌یابد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍123👏1
🌐استرالیا چگونه به بازیگری ضدایران تبدیل شده است؟

#تحلیل_کوتاه
#شرق_آسیا #استرالیا
#سیاست_خارجی

🔹استرالیا اولین کشور عضو سازمان ملل بود که در سال ۱۹۴۷ به طرح تقسیم فلسطین و تشکیل دو دولت ‏رأی مثبت داد. اگرچه سیاست رسمی کانبرا همچنان بر تحقق راه حل دو دولت استوار است، از دهه ‌‏۲۰۱۰ میلادی شاهد گسترش قابل توجه همکاری‌های اقتصادی و دفاعی بین استرالیا و اسرائیل بوده‌ایم. ‏با این وجود اخیرا نوسان‌هایی در روابط استرالیا با اسرائیل وجود داشته است که عمدتاً ناشی از مواضع ‏استرالیا درباره موضوع فلسطین بوده است و این امر روابط با ایران را نیز تاثیر قرار داده است.‏

💢‏ گسترش همکاری‌های استرالیا و اسرائیل

🔸طی دهه گذشته استرالیا و اسرائیل تفاهم‌نامه‌هایی در زمینه همکاری دفاعی، امنیتی و فناوری امضا کردند ‏و استرالیا دفتر تجارت و دفاع خود را در قدس گشود‏. ارزش تجارت و خدمات دو طرف حدود ۱.۳ تا ‌‏۱.۴ میلیارد دلار استرالیا گزارش شده و سرمایه‌گذاری اسرائیل در استرالیا به ۵.۵ میلیارد دلار می‌رسد‏.‏

🔸مهم‌ترین بعد روابط کنونی، همکاری دفاعی است. در سال ۲۰۲۵ وزارت دفاع استرالیا قرارداد خرید ‏سیستم حفاظت Iron Fist از شرکت البت سیستمز ‏ را امضا کرد که ارزش آن حدود ۲۰ میلیون دلار ‏است. دولت استرالیا تاکنون ده‌ها مورد مجوزهای صادرات نظامی را برای اسرائیل صادر کرده است. ‏افزون بر این، محرمانه نگه داشتن یادداشت تفاهم دفاعی ۲۰۱۷ به درخواست تل آویو، شفافیت سیاست‌‏های دفاعی استرالیا را زیر سؤال برده است.

💢شناسایی فلسطین و تیرگی روابط


🔸در اوت ۲۰۲۵، آنتونی آلبانیزی نخست‌وزیر استرالیا اعلام کرد که این کشور در مجمع عمومی سازمان ‏ملل متحد در سپتامبر همان سال، کشور فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت. با این موضع، روابط ‏دیپلماتیک بین اسرائیل و استرالیا در شرایط وخیمی قرار گرفت. نتانیاهو پیام شدید اللحنی را به آلبانیزی ‏ارسال و او را به یک بلا برای استرالیا تشبیه کرد. نقطه اوج این بحران لغو روادید یک عضو کنست ‏اسرائیل برای ورود به استرالیا بود که اسرائیل نیز با لغو روادید دیپلمات‌های استرالیایی در کرانه باختری ‏مقابله به مثل کرد. با این وجود باید دانست که موضع استرالیا بیشتر به منزله ابزار فشار دیپلماتیک است تا ‏تغییر ماهوی در سیاست خارجی؛ زیرا کانبرا هنوز هم به همکاری های دفاعی خود با اسرائیل ادامه ‏می‌دهد.‏

💢روابط استرالیا و ایران

🔸قبل از انقلاب اسلامی در ایران کانبرا به شاه سابق ایران به عنوان رهبر یک کشور نفتی نگاه می کرد و ‏ارزش تجارت بین دو کشور در برخی سال ها نزدیک به یک میلیارد دلار و شمار زیادی دانشجوی ‏ایرانی در دانشگاه های استرالیا مشغول تحصیل بود. پس از انقلاب با تشدید تحریم های آمریکا، روابط ‏بیشتر به مسائل کنسولی و آموزشی محدود شد. اوج بحران در روابط میان استرالیا و ایران نیز در سال ‏های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ رخ داده است؛ زمانی که سازمان امنیت داخلی استرالیا ‏ اعلام کرد که جمهوری ‏اسلامی و سپاه پاسداران پشت آتش افروزی‌های ضدیهودی در سیدنی و ملبورن بوده‌اند و دولت استرالیا ‏بر این اساس سفیر ایران را اخراج کرد، سپاه پاسداران را به عنوان حامی دولتی تروریسم معرفی نمود و ‏سفارت خود در تهران را بست‏. ایران این اتهام‌ها را رد و آنها را ساخته دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل ‏دانست.

💢تاثیر عامل اسرائیل

🔸قطع روابط دیپلماتیک و اخراج سفیر ایران که کانال‌های رسمی گفتگو را بسته است، ‏فرصت‌های علمی و تجاری گذشته را مختل کرده و جامعه ایرانیان مقیم استرالیا را تحت فشار قرار داده ‏است‏ تاثیر مستقیم نوع روابط اسرائیل و استرالیاست. به نظر می‌رسد استرالیا در حالی که همسو با مواضع حقوق بشری کشورهای اروپایی و همچنین ‏در تلاش برای گسترش روابط با کشورهای عربی علیه سیاست‌های اسرائیل در موضوع غزه و کرانه ‏باختری موضع می‌گیرد، در تلاش است این امر را با مواضع و سیاست‌های تند علیه ایران و امتیازدهی به ‏اسرائیل در این زمینه تعدیل کند.

💢نتیجه‌گیری

روابط استرالیا و اسرائیل که طی دهه اخیر به طور قابل‌توجهی توسعه یافته است اخیراً دچار برخی ‏نوسان‌ها شده است. با این وجود کانبرا هنوز تل‌آویو را شریک راهبردی خود در حوزه های فناوری و ‏امنیتی می‌داند. در مقابل، اعمال نفوذ آمریکا و فشار اسرائیل، روابط استرالیا با ایران را به واسطه تحریم‌ها، ‏سوءظن‌های امنیتی و جدال‌های اخیر بر سر حملات ضدیهودی به سردی کشانده است. ایران در ‏بلندمدت می‌تواند شکاف‌های موجود میان استرالیا و اسرائیل را به زمینه‌ای برای ترمیم روابط تبدیل کند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍92👎2👏1
🔵صنعت تراشه چین، جهان را غافلگیر خواهد کرد!
▪️اکونومیست

#اکوتهران
#فناوری #چین

🔸در ژانویه 2025، «دیپ‌سیک» (DeepSeek)، یک استارتاپ بی‌نام‌ونشان چینی، با ارائه یک مدل هوش مصنوعی (AI) قابل رقابت با نمونه‌های آمریکایی، جهانیان را شگفت‌زده کرد. این مدل از آن جهت که بدون دسترسی به تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی شرکت انویدیا توسعه یافته بود، چشمگیرتر به نظر آمد و عزم چین را برای نوآوری در شرایط محدودیت اثبات کرد. در سال 2026، شگفتی‌ها نه از دل نرم‌افزار، که از دل سخت‌افزار سیلیکونی بیرون خواهند آمد. شرکت‌های چینی در دو حوزه‌ای که برای مدت‌ها فراتر از توانشان قلمداد می‌شد، پیشرفت خواهند کرد: طراحی و تولید تراشه‌های قدرتمند هوش مصنوعی.

🔹آمریکا از سال 2019 محدودسازی صادرات تراشه‌های پیشرفته و ابزارهای ساخت تراشه را آغاز کرد، با این امید که رشد چین را مهار کند. در عوض، این محدودیت‌ها محرکی برای خوداتکایی چین شدند. راه اندازی یک صنعت داخلی تراشه، به‌ویژه برای پردازنده‌های مورد استفاده در هوش مصنوعی، به شدت دشوار است. ساخت این تراشه‌ها نیازمند ماشین‌های پیشرفته لیتوگرافی است که مدارها را بر روی ویفرهای سیلیکونی حک کنند. اما شرکت هلندی ASML به عنوان بزرگترین تولیدکننده این ماشین‌ها از معامله با چین منع شده است. این ممنوعیت تولید تراشه‌های پیشرفته با ابعاد 7 نانومتر (nm، یا میلیاردیم متر) یا کمتر را برای شرکت‌های چینی دشوار کرده است. با این وجود، چین در حال بهره‌برداری حداکثری از ابزارهایی است که هم‌اکنون در اختیار دارد.

🔹علیرغم عدم عرضه بهترین و پیشرفته‌ترین محصولات، انویدیا بر بازار تراشه‌های هوش مصنوعی چین سلطه نسبی دارد. با این وجود، تأمین‌کنندگان چینی مانند هواوی، کمبریکون و متاکس در حال حاضر موفق به پوشش دوپنجم تقاضای موجود شده‌اند که ارزش آن در سال 2025 برابر با 38 میلیارد دلار بود. تا سال 2027، سهم این شرکت‌ها می‌تواند از 50 درصد بازاری با ابعاد احتمالی 71 میلیارد دلار عبور کند. تراشه‌های این شرکت‌ها از پیشرفته‌ترین محصولات انویدیا عقب‌ترند، اما بسیاری از آن‌ها با نسخه‌های تضعیف‌شده‌ای که شرکت‌های آمریکایی مجاز به فروش در چین هستند، برابری می‌کنند. بنابر گزارش‌ها، دولت چین برای حمایت از این تراشه‌های بومی شرکت‌های داخلی را از استفاده تراشه‌های هوش مصنوعی انویدیا منع کرده است و غول‌های فناوری چین، اعم از علی‌بابا و بایدو، آموزش مدل‌های هوش مصنوعی را با استفاده از تراشه‌های بومی آغاز کرده‌اند.

🔹طراحان چینی اغلب برای دستیابی به عملکرد بهتر، بهره‌وری انرژی را قربانی می‌کنند. سیستم CloudMatrix هواوی، 384 عدد تراشه‌ Ascend را به هم متصل می‌کند و قابلیت رقابت با پیشرفته‌ترین محصولات انویدیا را داراست، اما بیش از چهار برابر انرژی مصرف می‌کند. چشم‌انداز امیدوارکننده‌ اما، احتمال افزایش بهره‌وری از طریق هماهنگی دقیق‌تر طراحی تراشه با نرم‌افزار است که در دیپ سیک و هواوی دنبال می‌شود.

🔹انتظار می‌رود تولید داخلی چین در تراشه‌های هوش مصنوعی برای سال 2026 به شکل قابل‌توجهی افزایش یابد. این افزایش بر دو شرکت متکی خواهد بود: شرکت بین‌المللی تولید نیمه‌هادی (SMIC) یا بزرگ‌ترین ریخته‌گری چین؛ و هواوی یا پیش‌قراول فناوری این کشور. شرکت بین‌المللی تولید نیمه‌هادی قصد دارد ظرفیت تولید تراشه‌های 7 نانومتر و پایین‌تر را دو برابر کند. همزمان، هواوی نیز در حال راه اندازی کارخانه‌های تخصصی تولید تراشه است.

🔹کارخانه‌های چینی که از دریافت تجهیزات لیتوگرافی جدید محروم‌اند، باید از ابزارهای قدیمی‌تر بسازند و بر همین اساس، بازدهی تولید چین به سطح شرکت تایوانی پیشتاز در صنعت تراشه، TSMC، نزدیک نخواهد شد. با این حال، حتی با نیمی از بازدهی TSMC نیز کارخانه‌های چینی قادرند میلیون‌ها تراشه هوش مصنوعی تولید کنند که این مقدار، برای تامین بخش اعظم تقاضای داخلی کفایت خواهد کرد.

چالش‌های استقلال چین در فناوری تراشه‌ متعدد هستند و شرکت‌های چینی ممکن است هرگز در بهره‌وری یا عملکرد به پای پیشگامان این فناوری در جهان نرسند. با این وجود، تا پایان 2026 ممکن است چینی‌ها بخش بزرگی از تقاضای داخلی خود را تأمین کنند. تحقق این سناریو یک تحول عمیق خواهد بود و نشان خواهد داد که تلاش آمریکا برای مهار کردن جاه‌طلبی‌های چین در حال منجر شدن به شکست است.


اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍64
🌐 رویکرد سخت‌گیرانه ترامپ و سوق یافتن هند به تنوع‌بخشی در شرکا

#تحلیل_کوتاه
#جنوب_آسیا #هند #آمریکا

🔹سال ۲۰۲۵ در شرایطی به پایان رسید که روابط هند و آمریکا در یکی از پیچیده‌ترین و پرتنش‌ترین مقاطع خود طی دهه‌های اخیر قرار گرفت. به نظر می‌رسد رویکرد دونالد ترامپ به دهلی‌نو، فاصله معناداری با سیاست سنتی ایالات متحده در قبال هند در سال‌های گذشته پیدا کرده و همین امر به شکل‌گیری شکاف‌های جدیدی میان دو طرف انجامیده است. منازعات تعرفه‌ای، فشار مستقیم آمریکا بر هند در زمینه واردات نفت از روسیه و اختلاف جدی در روایت دو طرف از نحوه دستیابی به آتش‌بس در جنگ اخیر هند و پاکستان، در مجموع چشم‌انداز روابط دوجانبه را با ابهام جدی مواجه ساخته است. همزمان، دیدارهای متعدد ترامپ با رهبران پاکستانی، هند را در مقابل تغییر رویکرد ترامپ بیشتر از حد معمول حساس نموده است.

💢ظهور اختلاف و پیچیده شدن شرایط

🔸در ماه‌های ابتدایی بازگشت ترامپ به کاخ سفید، نشانه‌هایی از تداوم روند مثبت در روابط دوجانبه دیده می‌شد. دعوت سوبرامانیام جی‌شانکار، وزیر خارجه هند، به مراسم تحلیف ترامپ و سفر نارندرا مودی به واشنگتن به‌عنوان چهارمین مهمان خارجی رئیس‌جمهور آمریکا، این تصور را تقویت کرد که هند همچنان جایگاه ویژه‌ای در محاسبات سیاست خارجی آمریکا دارد. با این حال، انتشار فهرست تعرفه‌های موسوم به «روز آزادسازی» و قرار گرفتن هند در میان کشورهای مشمول با تعرفه ۲۵ درصدی، این خوش‌بینی اولیه را از میان برد.

🔸تنش دیگر به اختلاف عمیق روایت‌ها درباره جنگ اخیر هند و پاکستان بازمی‌گردد. مقامات آمریکایی، به‌ویژه ترامپ، نقش فعال واشنگتن در شکل‌دهی به آتش‌بس اخیر را برجسته کردند، حال آنکه دهلی‌نو بر رویکرد سنتی خود مبنی بر عدم پذیرش میانجی و پیشبرد امور از طریق کانال‌های دوجانبه مورد تاکید قرار داد. طرح این روایت موازی از سوی هند، آنهم در شرایطی که پاکستان با رویکردی مبالغه‌آمیز از صلح‌سازی ترامپ تقدیر ‌کرد، بر پیچیدگی روابط افزود.

🔸نقطه عطف تنش‌ها، به‌ویژه پس از کاهش امیدهای ترامپ به حل‌وفصل سریع جنگ اوکراین، شکل گرفت. در این مقطع، هند ناگهان خود را در میانه تقابل فزاینده واشنگتن و مسکو یافت. ایالات متحده موج دوم تعرفه‌ها را با نرخ ۲۵ درصد علیه کالاهای هندی اعمال کرد؛ اقدامی که ترامپ صراحتاً آن را نه صرفاً تجاری، بلکه تنبیهی و با هدف وادار کردن دهلی‌نو به توقف واردات نفت از روسیه توصیف نمود. این فشار در حالی اعمال شد که آمریکا پیشتر خرید نفت زیر سقف قیمتی را برای هند به طور ضمنی پذیرفته بود و چین و اروپا نیز –در سطوح مختلف- روابط خود در حوزه انرژی را با روسیه قطع نکرده‌اند.

💢چشم‌انداز آتی

🔸عدم پیشرفت مذاکرات تجاری از یکسو و ظهور اختلافات پیش‌گفته از سوی دیگر، محافل راهبردی هند را به بازنگری محتاطانه‌ از ارزیابی میزان حمایت ایالات متحده سوق داده است. آمریکا همچنان مهم‌ترین شریک هند در موازنه‌سازی ژئوپولیتیکی در آسیا به شمار می‌رود؛ اما رفتار غیرقابل پیش‌بینی دولت ترامپ، بر اهمیت تنوع‌بخشی به شرکای خارجی و مدیریت مستقل روابط با چین و روسیه برای دهلی‌نو افزوده است. سفر پوتین به دهلی نو و حضور پررنگ نارندرا مودی در آخرین نشست سازمان جهانی شانگهای، که پس از یک وقفه طولانی مدت انجام می‌پذیرفت، نمودهایی از همین بازنگری محتاطانه است.

🔸باید دانست که در سطح داخلی نیز دولت مودی از ناحیه این تنش‌ها تحت فشار است. چرا که از یکسو عقب‌نشینی در برابر فشار آمریکا بر سر نفت روسیه علاوه بر تبعات اقتصادی جدی و گسترده، چهره سیاسی ملی‌گرایان هندو را مخدوش نماید. از سوی دیگر هند نمی‌تواند به تنش تجاری با ایالات متحده، به عنوان بزرگترین مشتری صادرات و شریک نزدیک خود در رقابت‌های نظمی منطقه بی‌تفاوت باشد.

🔸انعقاد یک توافق دفاعی و انتصاب سرجیو گور به‌عنوان سفیر جدید آمریکا در هند، پس از وقفه‌ای طولانی، از سوی برخی ناظران به‌عنوان نشانه‌ای مثبت تلقی شد. گور اگرچه پیشینه دیپلماتیک یا تخصصی در حوزه جنوب آسیا ندارد، اما به خانواده ترامپ و شخص رئیس‌جمهور بسیار نزدیک است. با این حال، فرآیند طولانی تأیید وی در سنا بدین معناست که دهلی‌نو احتمالاً برای مدتی بدون سفیر رسمی آمریکا باقی خواهد ماند.

💢جمع‌بندی

در نهایت، همان‌گونه که راجا موهان، تحلیلگر برجسته هندی، اشاره می‌کند، بعید است سرمایه‌گذاری فراحزبی و ۲۵ ساله آمریکا بر شراکت راهبردی با هند، صرفاً در اثر تنش‌های کوتاه‌مدت از میان برود. با این حال، روابط دو کشور وارد مرحله‌ای شده است که بیش از گذشته شکننده، معامله‌محور و وابسته به محاسبات مقطعی سیاسی خواهد بود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52👏2😱1💔1
♦️هرآنچه باید در مورد رهبر موقت ونزوئلا بدانید!
◾️فارین پالیسی
📝کریستینا لو

#تهران_ریویو
#آمریکای_لاتین #ونزوئلا

🔸در پی حمله اخیر دولت ترامپ به ونزوئلا و بازداشت رئیس‌جمهور این کشور، ونزوئلا اکنون تحت رهبری یک سیاستمدار بلندپرواز جدید، یعنی دِلسی رودریگِز (Delcy Rodríguez) قرار گرفته است.

💢وفادار و عمل‌گرا

🔹مردم ونزوئلا با رودریگزِ ۵۶ ساله بیگانه نیستند؛ کسی که پیش از این معاون رئیس‌جمهور مادورو بود. او یک سوسیالیست سرسخت است که مادورو او را «ببر ماده» نامیده بود. رودریگز توانسته است به‌عنوان یک سیاستمدار ماهر شناخته شود که به‌خاطر عمل‌گرایی و وفاداری‌اش شهرت دارد.

🔹رودریگز این شهرت را طی سال‌ها فعالیت در صحنه سیاست ونزوئلا به دست آورده است. پیش از آنکه به مقام معاونت ریاست‌جمهوری برسد، در چندین مقام دولتی، از جمله به‌عنوان وزیر ارتباطات و اطلاعات و وزیر امور خارجه، خدمت کرده است. او در سال‌های اخیر، پس از به‌دست گرفتن نظارت بر صنعت نفت ونزوئلا و دستگاه اطلاعاتی کشور، تأثیرگذاری بیشتری پیدا کرده است.

💢ادامه دهنده راه مادورو

🔹پس از ربایش مادورو، رودریگز به‌سرعت به‌عنوان یکی از قدرتمندترین بازیگران کشور در کانون توجه قرار گرفت. او روز دوشنبه به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا سوگند یاد کرد و از حمایت دیوان عالی کشور و نیروهای مسلح برخوردار شد.

🔹یک کارشناس در واکنش به این انتصاب گفت: «این همان رژیم است؛ فقط این‌بار دیگر نیکولاس مادورو در رأس آن قرار ندارد. همان افرادی که ارتش را رهبری می‌کنند و از مادورو حمایت کرده‌اند، حالا رسماً از دلسی رودریگز حمایت می‌کنند.»

🔹برای رودریگز که علاوه بر اسپانیایی به زبان‌های انگلیسی و فرانسه نیز تسلط دارد، سیاست در خانواده‌اش ریشه دارد. پدرش، خورخه آنتونیو رودریگز، یک رهبر سوسیالیست، چریک چپ‌گرا و از بنیان‌گذاران یک حزب مارکسیستی بود. او در نهایت به‌دلیل ارتباطش با ربایش ویلیام نیهوس، یک تاجر آمریکایی در سال ۱۹۷۶، دستگیر شد و در بازداشت پلیس جان باخت.

🔹شاید یکی از نزدیک‌ترین متحدان سیاسی رودریگز، برادرش خورخه باشد که مشاور ارشد سیاسی مادورو و رئیس مجلس ملی کشور است. این دو خواهر و برادر از حامیان اصلی حکومت مادورو بوده‌اند.

💢جایگزین قابل‌قبول‌تر برای آمریکا

🔹حتی پیش از برکناری مادورو، خواهر و برادر رودریگز با واشنگتن در تماس نزدیک بودند. سال گذشته، روزنامه «میامی هرالد» گزارش داد که این دو نفر خود را به‌عنوان جایگزینی «قابل‌قبول‌تر» نسبت به مادورو به واشنگتن معرفی کرده‌اند. میانجی‌گری قطری‌ها به آن‌ها کمک کرد تا این طرح را مطرح کنند.

🔹به‌نوشته فایننشال تایمز، این دو در سال گذشته در مذاکرات سری با واشنگتن درباره تشکیل یک دولت انتقالی پس از مادورو نقش داشته‌اند.

🔹دولت ترامپ مدت‌هاست که به‌طور غیرمستقیم نشان داده در حال طراحی انتقال قدرت در ونزوئلا با محوریت رودریگز است. یکی از سرمایه‌گذاران در ونزوئلا به تایمز گفت: «آن‌ها او را به‌عنوان یک دست‌نشانده نمی‌بینند؛ او همیشه در تمام مذاکرات با ایالات متحده سازنده‌ترین فرد بوده است.»

🔹وقتی عملیات نظامی ایالات متحده انجام شد، رودریگز با جسارت خواستار آزادی مادورو شد و از رئیس‌جمهور ترامپ خواست مدرکی از زنده بودن او ارائه کند. او تأکید کرد که مادورو «تنها رئیس‌جمهور» ونزوئلا است.

🔹ترامپ روز شنبه گفت که رودریگز «آماده است تا کاری را که ما فکر می‌کنیم برای بزرگ کردن دوباره ونزوئلا لازم است انجام دهد». اما رودریگز در یک سخنرانی تلویزیونی در همان روز، لحن کاملاً متفاوتی اتخاذ کرد و اقدام ایالات متحده را «جنایتی که حقوق بین‌الملل را نقض می‌کند» محکوم نمود. او اظهار داشت: «هرگز دوباره برده نخواهیم شد، هرگز دوباره مستعمره هیچ امپراتوری نخواهیم شد. ما آماده دفاع از ونزوئلا هستیم.»

🔹در پاسخ، ترامپ تهدیدهای خود را به‌صورت علنی تشدید کرد. او در مصاحبه‌ای با نشریه آتلانتیک گفت: «اگر او کار درست را انجام ندهد، بهای بسیار سنگینی خواهد پرداخت، احتمالاً سنگین‌تر از مادورو.»

🔹از آن زمان، رودریگز لحن خود را تغییر داده است. او در بیانیه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، گفت: «ما از دولت آمریکا دعوت می‌کنیم با ما برای یک دستورکار همکاری همراه شود. رئیس‌جمهور دونالد ترامپ، ملت‌های ما و منطقه‌ی ما شایسته صلح و گفت‌وگو هستند، نه جنگ.» او افزود: «ونزوئلا حق صلح، توسعه، حاکمیت و آینده را دارد.»

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍83😐2👏1
♦️اتحاد اسرائیل-یونان-قبرس و چالش‌های استراتژیک آن برای ترکیه
▪️النهارالعربی

#رویة_العربیة
#غرب_آسیا

🔸برگزاری «نشست قدس» به میزبانی نتانیاهو با حضور نخست‌وزیر یونان و رئیس‌جمهور قبرس در اواخر سال گذشته میلادی و توافقی که پس از آن برای انجام مانورهای نظامی مشترک اسرائیلی–یونانی–قبرسی صورت گرفت، سطح آماده‌باش ترکیه را افزایش داد. در نتیجه، شرق مدیترانه به عرصه وسیع‌تری برای تقابل ژئوپلیتیکی میان آنکارا و تل‌آویو بدل شده است که در مقایسه با میدان سوریه، دامنه‌ای وسیع‌تر و پیچیده‌تر دارد.

💢ائتلاف اسرائیلی برای محاصره ترکیه

🔹تل‌آویو در پی آن است که با تکیه بر فرمول «۳+۱» و با مشارکت واشنگتن، منظومه‌ای جدید از ائتلاف‌ها را بنیان نهد؛ منظومه‌ای که بر شراکتی اعلام‌نشده، به‌ویژه در حوزه‌های انرژی و امنیت، استوار است و سه دولت منطقه‌ای را در کنار ایالات متحده گرد هم می‌آورد. این همکاری‌ها شامل مانورهای دریایی مشترک، تبادل فناوری‌های دفاعی و برنامه‌های مقابله با تروریسم می‌شود.

🔹این تحرکات با کنار گذاشتن یا محاصره ترکیه، نقشه ائتلاف‌های امنیتی و اقتصادی منطقه را از نو ترسیم می‌کند. در همین راستا نتانیاهو در واکنش به اظهارات اخیر اردوغان گفت: «کسانی که رؤیای احیای امپراتوری‌های گذشته را در سر می‌پرورانند، بهتر است به‌سادگی آن را فراموش کنند.»

🔹تقویت ائتلاف نظامی تل‌آویو، یک چرخش ژئوپلیتیکی مهم در شرق مدیترانه به‌شمار می‌آید؛ چرخشی که با ایجاد ساختاری امنیتی همسو با غرب و متمرکز بر اسرائیل، آشکارا در پی مهار نفوذ ترکیه است. این همکاری‌ها جایگاه منطقه‌ای اسرائیل را خارج از چارچوب جنگ غزه تقویت می‌کند و برای آن شراکت‌های راهبردی فراهم می‌آورد که تا حدی انزوای بین‌المللی ناشی از سیاست‌هایش در قبال فلسطین را جبران می‌کند.

💢نقش قبرس

🔹مشارکت قبرس به گسترش عمق راهبردی اسرائیل می‌انجامد و محاسبات ترکیه را، به‌ویژه در پرونده‌های اکتشاف انرژی و دسترسی دریایی، پیچیده‌تر می‌سازد. در سپتامبر گذشته، تل‌آویو پایگاه‌های موشکی در قبرس یونانی ایجاد کرد و گزارش‌هایی نیز از وجود طرحی برای تأسیس یک پایگاه هوایی در این جزیره منتشر شد.

🔹قبرس از زاویه‌ای دیگر نیز برای اسرائیل اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چراکه نتانیاهو از تمایل خود برای احیای پروژه کریدور اقتصادی «هند–خاورمیانه–اروپا» (IMEC) سخن گفته است. جزیره قبرس در مسیر این پروژه جایگاهی راهبردی دارد.

🔹با تیره‌تر شدن روابط یونان و ترکیه در ماه‌های اخیر، به‌ویژه در پی کنار گذاشتن آنکارا از برنامه «SAFE» اتحادیه اروپا، آتن و نیکوزیا می‌کوشند توازنی ظریف میان گسترش ائتلاف‌های منطقه‌ای خود، به‌ویژه با اسرائیل و مصر و حفظ آرامش دریای اژه برقرار کنند.

💢همکاری نیروهای دموکراتیک سوریه و تل‌آویو

🔹همزمان با این نشست سه‌جانبه، وزیر خارجه ترکیه در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای سوری خود در دمشق، تأکید کرد که هماهنگی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) با اسرائیل، بزرگ‌ترین مانع در مسیر اجرای توافق ۱۰ مارس به‌شمار می‌آید.

🔹در واکنش به پروژه کریدور (IMEC) ، ترکیه پروژه «جاده توسعه» را راه‌اندازی کرده است که خلیج فارس را از طریق عراق و ترکیه به اروپا و آسیای مرکزی متصل می‌کند. مهم‌ترین موانع این پروژه، نفوذ ایران و تهدیدات امنیتی در عراق و سوریه است. تلاش آنکارا برای یافتن راه‌حلی سیاسی برای مسئله کردها در راستای تضمین امنیت زنجیره‌های تأمین منطقه‌ای خود در آینده است. ترکیه نگران شکل‌گیری ائتلافی منطقه‌ای میان SDF و دروزی‌های جنوب سوریه با حمایت تل‌آویو است.

💢همکاری محتمل ایران و ترکیه


🔹ترکیه همچنین در پی ساخت و بهره‌برداری از ایستگاه‌های راداری هشدار زودهنگام در سوریه برای رصد هواپیماهای اسرائیلی است که می‌تواند عملیات‌های هوایی آینده اسرائیل علیه ایران را مختل سازد. افزون بر این، وزارت دفاع ترکیه در جریان سفر وزیر دفاع این کشور به تهران در ۲۴ سپتامبر، امنیت ایران را «بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت ترکیه» توصیف کرد.

با توجه به هم‌زمانی این تحولات با نقش محوری واشنگتن در خاورمیانه، دیدار اخیر نتانیاهو و ترامپ دلالت‌های متعددی یافته است؛ به‌ویژه با توجه به اصرار ترامپ بر تمجید از رئیس‌جمهور ترکیه در حضور نتانیاهو، که می‌توان آن را نشانه‌ای از احتمال ایفای نقش میانجی‌گرانه واشنگتن میان تل‌آویو و آنکارا دانست. تحولات شتابان شرق مدیترانه از چشم‌انداز منطقه‌ای بسیار پیچیده‌ای پرده برمی‌دارد؛ جایی که ملاحظات امنیتی با پروژه‌های انرژی و کریدورهای اقتصادی در هم تنیده‌اند و ائتلاف‌ها در میانه تداوم منازعات، از غزه تا سوریه در حال بازتعریف هستند.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍54🔥1
🌐سوریه و اسرائیل؛ بیانیه امنیتی یا عادی‌سازی دیپلماتیک؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#سوریه #اسرائیل

📝محمدعلی حسن‌نیا

🔹بالاخره بعد از چندین ماه تنش و درگیری در جنوب سوریه، مقامات اسرائیلی و سوری پس از دیداری که تحت نظارت آمریکا در پاریس برگزار شد، بر سر ایجاد یک «مکانیسم هماهنگی مشترک» توافق کردند. اما این سازوکار چیست؟ و تل آویو و دمشق هر کدام بدنبال چه چیزی هستند؟

🔸مهم‌ترین بندهای این بیانیه امنیتی که مورد توجه قرار گرفته است بابی جدید در ارتباطات بین سوریه و اسرائیل را باز می‌کند. دو طرف تصمیم گرفتند سازوکاری مشترک تشکیل دهند که به‌عنوان «یک سلول ارتباطی اختصاصی» عمل کند. این سازوکار با هدف هماهنگی سریع و مستمر در زمینه‌های زیر طراحی شده است:

▫️اشتراک‌گذاری اطلاعات استخباراتی
▫️کاهش تنش‌های نظامی
▫️ارتباطات دیپلماتیک
▫️بررسی و تسهیل فرصت‌های همکاری تجاری

🔸این سازوکار تحت نظارت آمریکا فعالیت خواهد کرد و قرار است به‌عنوان پلتفرمی برای رفع سریع اختلافات و جلوگیری از سوءتفاهم‌ها عمل کند. همچنین یکی از نگرانی‌های جدی دولت احمد الشرع موضوع اقلیت دروزی در جنوب غرب سوریه بود. در این بیانیه توافق شد که «گفتگوها برای دستیابی به اهداف مشترک و تضمین امنیت اقلیت دروزی در سوریه ادامه یابد».

💢اما سوریه چه بدست آورده؟

🔸سوریه خواستار خروج نیروهای اسرائیلی از مناطقی است که پس از سقوط رژیم بشار اسد تحت کنترل بوده‌اند، و همچنین خواستار یک «چارچوب امنیتی متقابل» است که حاکمیتش را تضمین کند. اما اسرائیل هر گونه توافق را مشروط به تضمین منافع امنیتی خود می‌داند، از جمله اجرای روند خلع سلاح در بخش‌هایی از جنوب غربی سوریه.

🔸بیانیه اخیر را باید تلاشی برای «مدیریت تنش» دانست. آمریکا با فشار دو طرفه هم به ترکیه به عنوان متحد سوریه و هم اسرائیل برای رسیدن به یک توافق سعی می کند که دولت جدید سوریه را با خود همراه کند.

🔸محور مرکزی این توافق امنیت جنوب سوریه است، جایی که اسرائیل می‌خواهد تهدیدها را عقب براند و سوریه می‌خواهد فشار نظامی و اقتصادی دائمی علیه خود را کاهش دهد. از سوی دیگر ایران متغیر اصلی این توافق امنیتی است، حتی اگر نامش در متن بیانیه نیامده باشد. کل فلسفه گفت‌وگو میان سوریه و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، بر مهار یا تنظیم حضور ایران در سوریه بنا شده است.

💢چشم‌انداز و سناریوهای پیش‌رو

🔸این روند به شدت وابسته به متغیرهای بیرونی است: تحولات غزه و لبنان، معادلات داخلی قدرت در سوریه و اسرائیل، و تغییرات در سیاست آمریکا. هر تکانه بزرگ در این عرصه‌ها می‌تواند مسیر فعلی را متوقف یا معکوس کند. بنابراین، طبق یک تحلیل خطی بیانیه اخیر نه پایان بحران، بلکه آغاز دوره‌ای از معامله‌گری امنیتی محسوب می‌شود؛ دوره‌ای که اگر به بسته بازسازی و تضمین‌های بین‌المللی متصل نشود، به توافقی پایدار تبدیل نخواهد شد.

🔸از دل این معادله، انتظار می‌رود گفت‌وگوها حول چند موضوع پیش برود: محدودسازی تحرکات نظامی ایران و نیروهای هم‌پیمان در عمق جنوب سوریه، ایجاد ترتیبات نظارتی یا میانجی‌گرانه در نواحی نزدیک به جولان، و باز کردن مسیرهایی برای کمک‌های اقتصادی و بشردوستانه به دمشق در ازای امتیازات امنیتی و در آخر یک عادی‌سازی بدون جنجال بین دمشق و تل آویو. آمریکا می‌خواهد همین مدل را بین لبنان و اسرائیل نیز پیاده کند، یعنی «توافق امنیتی» برای عادی سازی دیپلماتیک!

در روند امنیتی میان سوریه و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، سه مسیر اصلی محتمل است که می‌توان آن‌ها را به صورت یک خط داستانی و تحلیلی ترسیم کرد.

1️⃣ سناریوی محتمل‌تر، تعلیق است؛ جایی که مذاکرات ادامه می‌یابد اما نتیجه ملموس حاصل نمی‌شود.

2️⃣ایران به همراه متحدان حاضر به کاهش واقعی حضور در جنوب نیست، اسرائیل حملات محدود خود را ادامه می‌دهد و دمشق امتیاز اقتصادی ملموسی دریافت نمی‌کند. ترکیه نیز پرونده شمال را جدا نگه می‌دارد. در این وضعیت، وضعیت شبه‌جنگ–شبه‌صلح برقرار است، کاهش نسبی درگیری‌ها رخ می‌دهد اما با هر بحران جدید، امکان فروپاشی توافق موقت وجود دارد.

3️⃣از سویی اردوغان هم خوب می داند که تیکه بر توافق با اسرائیل راه به جای نخواهد برد. به همین علت پیشنهادهایی به ایران ارائه خواهد کرد که در ازای ارتباط با دولت الشرع ترتیباتی برای ایجاد کریدور امن تهران به بیروت فراهم شود، موضوعی که ایران دو بار تاکنون آن را رد کرده است.

🔁مطالب مرتبط
▫️مذاکرات محرمانه میان سوریه و اسرائیل
▫️استان سویدا، ملک عذاب احمد الشرع

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌21🔥1
🔵شرکت‌ها آماده‌اند از ونزوئلا پول به جیب بزنند!
▪️ژاکوبن

#اکوتهران
#آمریکا #ونزوئلا

🔸«هالیبرتون»، غول انرژی ایالات متحده، با فاصله چند هفته قبل از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا برای دستگیری مادورو، شکایتی غیرمعمول علیه ونزوئلا در دادگاهی بین‌المللی طرح کرد. به ادعای «هالیبرتون» دولت ونزوئلا باید به دلیل تحریم‌های آمریکا به جبران خسارات واردشده به این شرکت بپردازد. پرونده‌هایی مشابه نیز با شکایت دیگر غول‌های انرژی و صنعت آمریکا علیه ونزوئلا طرح شده است و بسیاری از این شاکیان، پیوندهای مالی و سیاسی گسترده‌ای نیز با محافظه‌کاران و حزب جمهوری‌خواه آمریکا دارند.

🔹در حال حاضر، ونزوئلا دستکم با ۹ پرونده شکایت از سوی شرکت‌های بزرگ مواجه است که در آنها به ملی‌کردن صنایع، تحریم‌های بین‌المللی و بی‌ثباتی سیاسی به عنوان دستاویزی برای مطالبه غرامت تکیه شده است. رسیدگی به این دعاوی اغلب در «مرکز بین‌المللی حل‌وفصل اختلافات سرمایه‌گذاری» (وابسته به بانک جهانی) اتفاق می‌افتد. این مرکز بین‌المللی سال‌هاست که به ارجح شمردن منافع سرمایه‌گذاران بر حقوق حاکمیت دولت‌ها، بالاخص در کشورهای در حال توسعه، متهم می‌شود و کشورهای میزبان را در بسیاری از داوری‌های خود به پرداخت غرامت‌های سنگین محکوم نموده است.

🔹پس از عملیات ۳ ژانویه، ترامپ مدعی «اداره» ونزوئلا توسط ایالات متحده شد و از سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ نفت و گاز و واگذاری دارایی‌های شرکت نفت دولتی ونزوئلا صحبت کرد. ونزوئلا بیشترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، هرچند بخش عمده‌ای از این ذخایر دست نخورده مانده‌اند. با استقرار دولتی جدید و متمایل به واشنگتن، شرکت‌های مطرح‌کننده این دعاوی، در صف اول برداشت وجوه کلان قرار خواهند گرفت و دولت جدید احتمالا آمادگی خواهد داشت تا منابع مالی ونزوئلا را برای تسویه مطالبات شرکت‌های خارجی استفاده کند.

🔹در حقیقت، استقرار دولتی جدید با حمایت ایالات متحده می‌تواند به حل‌وفصل شتاب‌زده این پرونده‌ها با دفاع ضعیف و بی‌رمق در فرآیند داوری بینجامد و زمینه را برای انتقال صدها میلیون دلار از منابع ونزوئلا در قالب غرامت فراهم کند. به عنوان یک نمونه، شرکت «هالیبرتون» برای فاصله سال‌های 2016 تا 2020 خسارتی معادل ۲۰۰ میلیون دلار از ونزوئلا مطالبه کرده است. علیرغم توقف فعالیت «هالیبرتون» در ونزوئلا به سبب تحریم‌های آمریکا، این شرکت در شکایت خود از بی‌ثباتی داخلی و سیاست‌های اقتصادی غلط دولت ونزوئلا به عنوان منشاء اصلی زیان یاد کرده است.

🔹تحلیلگران حقوق و مالیه قراردادها، بر این باورند که این شکل از طرح دعوی در دادگاه‌های بین‌المللی غیرمعمول است و «هالیبرتون» به احتمال زیاد، در زمان طرح دعوی روی کار آمدن دولتی همسو با واشنگتن را با تمایل ویژه به جبران خسارت مفروض گرفته است. پیشتر نیز، مقامات و چهره‌های مختلف جریان محافظه‌کار از «هالیبرتون» به‌عنوان یکی از نامزدهای نقش‌آفرینی در بازسازی ونزوئلا پس از تغییر رژیم یاد کرده بودند.

🔹شرکت گاز طبیعی «ویلیامز» نیز علیه ونزوئلا به دلیل ملی‌سازی زیرساخت‌های انرژی در اوایل دهه ۲۰۰۰ شکایتی طرح کرده است. ترکیب هیات‌مدیره این شرکت و کمک‌های مالی گسترده خانواده برخی از مدیران آن به کارزارهای انتخاباتی جمهوری‌خواهان، نمود عالی پیوندی است که میان منافع شرکت‌ها و سیاست داخلی آمریکا برقرار شده است. شرکت‌های «کلاگز»، «هولسیم»، «اسمورفیت» و «گلد رزرو» نیز در زمره شرکت‎های هستند که پرونده‌های فعال یا مختومه علیه ونزوئلا دارند.

🔹شرکت‌های بزرگ غربی در گذشته نیز موفق شده‌اند از طریق دادگاه داوری، به احکام سنگین علیه ونزوئلا دست پیدا کنند. «کونوکو فیلیپس» در سال ۲۰۱۹ در پرونده غرامت ملی‌سازی دوره چاوز به بیش از ۹ میلیارد دلار غرامت دست یافت و شرکت «کُک اینداستریز» در سال ۲۰۲۱ در پرونده‌ مصادره دارایی‌های خود، ونزوئلا را به پرداخت غرامت ۴۴۴ میلیون دلاری محکوم نموده است. با در نظر داشتن این سوابق، تکرار چنین روندی در صورت وقوع تحول سیاسی در ونزوئلا بسیار محتمل خواهد بود.

در مجموع، پرونده «هالیبرتون» و دعاوی شرکتی مشابه علیه ونزوئلا نمایانگر این واقعیت است که تحولات ژئوپلیتیک و مداخلات نظامی علاوه بر پیامدهای سیاسی، پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای نیز در تامین سود شرکت‌های بزرگ بین‌المللی به همراه دارند. در این بستر، ونزوئلا با یک خطر جدی مواجه است: اینکه منابع ملی این کشور، بجای بازسازی اقتصادی و توسعه در داخل، در قالب غرامت‌های حقوقی و توافق‌های سیاسی به نفع بازیگران خارجی مصرف شود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
🌐ترامپ و پیاده‌سازی مدل جزایر میکرونزی و مارشال در گرینلند

#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #اروپا #گرینلند

🔹موفقیت ایالات متحده در ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا، موجب تقویت اراده این کشور برای اقداماتی مشابه در سایر نقاط جهان شد. ترامپ، تنها یک روز پس از این عملیات، تهدید به استفاده از قدرت نظامی در رابطه با کشورهای مختلف از جمله گرینلند، کوبا، کلمبیا و ایران کرد. در این میان، موضوع گرینلند به طور خاص توجه اروپا را جلب کرده و سؤالات جدی در مورد دلایل و رویکرد ترامپ و همچنین پیامدهای احتمالی الحاق این سرزمین به ایالات متحده مطرح شده است.

💢اظهارات اخیر در خصوص گرینلند

🔸چند ساعت پس از عملیات آمریکا در ونزوئلا، همسر استیون میلر، مشاور امنیت داخلی ترامپ، در شبکه اجتماعی ایکس پستی منتشر کرد که نقشه گرینلند با پرچم آمریکا را نشان می‌داد و زیر آن نوشته شده بود: «به زودی». این اقدام به سرعت واکنش طرف‌های اروپایی را برانگیخت. ترامپ نیز در مصاحبه‌ای با خبرنگاران گفت که آمریکا نیاز دارد گرینلند را تحت کنترل خود درآورد. او این نیاز را نه تنها به دلیل منابع معدنی و نفتی سرزمین، بلکه به عنوان بخشی از استراتژی‌های امنیت ملی ایالات متحده و مقابله با نفوذ چین و روسیه توجیه کرد. ترامپ اضافه کرد: «آمریکا به گرینلند نیاز دارد و اتحادیه اروپا نیز به خوبی از این امر آگاه است.»

💢دلایل اهمیت گرینلند برای ترامپ

🔸گرینلند، با مساحت وسیع و شرایط یخی، تنها ۵۶ هزار نفر جمعیت دارد. این سرزمین به دلیل منابع معدنی کمیاب، نفت و گاز و موقعیت استراتژیک خود در قطب شمال از اهمیت بالایی برخوردار است. ترامپ پیش از این نیز به مزایای منابع طبیعی گرینلند اشاره کرده بود، اما در عین حال تأکید داشت که اهمیت واقعی این جزیره برای آمریکا در بعد امنیتی آن است.

🔸با این حال، با توجه به همکاری‌های گسترده دانمارک با آمریکا و وجود پایگاه نظامی ایالات متحده در گرینلند، نیازی به ضمیمه کردن این سرزمین برای تضمین امنیت ملی آمریکا وجود ندارد. به نظر می‌رسد مهم‌ترین انگیزه ترامپ برای چنین اقدامی، ساختن میراثی تاریخی برای خود باشد. در صورت الحاق گرینلند به ایالات متحده، این کشور می‌تواند به شکلی نمادین در نقشه جهانی بزرگ‌تر و با نفوذتر از قبل به نظر برسد و ریاست جمهوری ترامپ را در تاریخ به عنوان یک دستاورد بزرگ ثبت کند.

💢برنامه دولت ترامپ برای ضمیمه کردن گرینلند

🔸وزیر خارجه آمریکا در بیان رویکرد این کشور در قبال گرینلند اظهار داشت که آمریکا قصد دارد پیشنهاد خرید این سرزمین را به دانمارک ارائه دهد. تهدیدات نظامی نیز به عنوان ابزاری برای فشار به دانمارک جهت آغاز مذاکرات مطرح شده‌اند، گرچه گزینه نظامی همچنان روی میز باقی مانده است.

🔸طبق آخرین اخبار، آمریکا در تلاش است تا با ایجاد تفرقه بین گرینلند و دانمارک، مقامات گرینلند را به پذیرش الحاق به ایالات متحده تشویق کند. بر اساس پیشنهادات مطرح‌شده، آمریکا همان نوع رابطه‌ای که با جزایر میکرونزی و مارشال داشته است، به گرینلند پیشنهاد می‌دهد؛ بدین معنا که گرینلند اختیار داخلی خود را حفظ کرده، اما امور نظامی آن تحت کنترل ایالات متحده قرار خواهد گرفت.

💢پیامدهای احتمالی تداوم این رویکرد

🔸اگر ایالات متحده به تلاش‌های خود برای تصاحب گرینلند ادامه دهد، روابط کشورهای اروپایی با ایالات متحده به شدت دچار تنش خواهد شد. در صورت مخالفت جدی اروپا، تمرکز بر حمایت از اوکراین و مقابله با تهدیدات روسیه کاهش پیدا می‌کند. این مسئله همچنین می‌تواند موجب تضعیف انسجام داخلی اتحادیه اروپا گردد. از سوی دیگر، اگر اروپا به اتخاذ رویکردی نرم‌تر و انفعالی ادامه دهد، مشروعیت جریانات حاکم در این کشورها بیش از پیش زیر سوال خواهد رفت و ایالات متحده می‌تواند باج‌گیری‌های بیشتری از آنها انجام دهد، که این امر به بحران‌های سیاسی عمیق‌تری در اروپا خواهد انجامید.

🔸علاوه بر این، چنین اقداماتی می‌تواند ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به اعتبار و موجودیت ائتلاف ناتو وارد سازد. این موضوع می‌تواند زمینه‌ساز تضعیف بازدارندگی اروپا در برابر روسیه و کاهش نفوذ سیاسی-نظامی قاره اروپا باشد.

دولت ترامپ به طور جدی در حال تلاش برای ضمیمه کردن گرینلند است. رویکرد اصلی آن در این فرآیند، ترکیبی از فشار نظامی و پیشنهادات رفاهی به مقامات گرینلند است. ایالات متحده ممکن است تلاش کند تا از طریق پیشنهادهایی مانند حمایت بیشتر از اوکراین، کشورهای اروپایی را متقاعد کند که در برابر این الحاق مخالفتی نکنند. با این حال، واکنش و تصمیم‌گیری کشورهای اروپایی، نقشی کلیدی در تعیین سرنوشت این اقدام و پیامدهای آن خواهد داشت.

🔄مطالب مرتبط
▫️گرینلند؛ شاه کلید رویاهای ترامپ

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72
♦️جنگ‌های نوین به چیزی بیش از فناوری نوین نیاز دارند!
◾️وار آن راکس

#تهران_ریویو
#نظامی

🔸در حقیقت، تمام نیروهای نظامی طبیعتاً تمایل دارند که از جنگ اوکراین درس‌هایی بگیرند، اما باید دقت کنیم که بیش از حد بر فناوری متمرکز نشویم. هر جنگی ویژگی‌های خاص خود را دارد که تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله فناوری، دکترین، تاکتیک‌ها و فرهنگ نظامی طرفین درگیر قرار می‌گیرد. جنگ روسیه و اوکراین نیز از این قاعده مستثنی نیست و اگر این جنگ را به درستی در زمینه‌اش قرار ندهیم، این خطر وجود دارد که نیروهای نظامی به نتایج نادرستی برسند.

💢درس‌هایی از اوکراین

🔹فناوری‌های میدان جنگ اوکراین، به‌ویژه پهپادها، هنوز باعث ایجاد شیوه جدیدی از جنگیدن نشدند. بلکه آن‌ها بیشتر به‌عنوان جایگزینی برای قابلیت‌های مفقود شده عمل می‌کنند. تغییرات دائمی در نیروهای نظامی ناتو فقط زمانی رخ خواهد داد که این فناوری‌ها با پلتفرم‌های موجود ترکیب شوند و مهم‌تر از همه، از طریق دکترین‌ها و مفاهیمی که واقعاً ظرفیت آن‌ها را برای ایجاد برتری به بهره‌برداری می‌رسانند، به کار گرفته شوند.

🔸در اوکراین، ما ترکیبی از جنگ جهانی اول و جنگ جهانی سوم را می‌بینیم. فناوری، از جمله پهپادها، ربات‌ها و هوش مصنوعی، پیش‌نمایشی از آنچه در یک جنگ آینده انتظار داریم را ارائه می‌دهد. اما همچنین می‌بینیم که از تهاجم اولیه روسیه در فوریه ۲۰۲۲ و ضد حملات اوکراینی‌ها در پاییز همان سال و در کورسک ۲۰۲۴ به بعد، به‌طور قابل توجهی ایستا، فرسایشی و یادآور جنگ جهانی اول شده است.

🔸به نظر می‌رسد که پهپادها تاکنون قادر به جایگزینی قابلیت‌هایی مانند تانک یا خودروهای جنگی پیاده‌نظام نیستند، چرا که هنوز نمی‌توانند زمین را تصرف کرده و نگه دارند، یا برای ایجاد شوک عملیاتی حرکت کنند، یا به اندازه تانک‌ها واکنش نشان دهند. پهپادها بیشتر مکملی برای قابلیت‌های سنتی خواهند بود، و هنوز به‌طور مؤثر با مجموعه کامل پلتفرم‌های موجود ترکیب نشده‌اند.


🔸بر اساس تجربیات، شیوه‌های جنگی ما به‌ندرت تغییر می‌کند مگر اینکه توسط دکترین و مفاهیم هدایت شود و در عین حال نیاز به تغییر فرهنگی نیز دارد.

🔸رفتار اوکراین در استفاده از پهپادها را نباید به‌عنوان مدل آماده‌ای برای ناتو در نظر گرفت. اوکراین در حال جبران کمبود توانمندی‌ها، به‌ویژه در زمینه توپخانه و پیاده‌نظام است. رویکرد پهپادمحور آن منجر به بن‌بست در میدان شده است، نه یک پیشرفت. عوامل واقعی تغییر، دکترین و مفاهیم هستند، نه ابزارها. پذیرش فناوری باید تحت دکترین تکامل‌یافته، مفاهیم عملیاتی و فرهنگ سازمانی قرار گیرد. فناوری به‌تنهایی نمی‌تواند شیوه جدیدی از جنگ را به ارمغان آورد، هرچند که می‌تواند به‌طور مؤثری آن را ممکن سازد.

🔸ایجاد تغییر شامل یک فرآیند سیستماتیک از تحقیق و توسعه، تحلیل عملیاتی، آزمایش‌ها، ارزیابی‌ها، به‌کارگیری و آموزش واقع‌بینانه است. به‌عنوان مثال، ما نمی‌توانیم بدانیم که آیا یک دسته خودمختار از پهپادها مؤثرترین روش برای مقابله با اهداف در عمق خواهد بود مگر آنکه این ایده به‌طور سیستماتیک آزمایش شود.

🔸این فرآیند سیستماتیک همچنین شامل تمام خطوط توسعه قابلیت‌ها، از جمله دکترین، طراحی نیرو، آموزش و لجستیک است که در معادل بریتانیایی TEPIDOIL و معادل آمریکایی آن DOTMLPF-P گنجانده شده و احتمالاً منجر به ساختارهای نیرویی و شغلی بسیار متفاوت خواهد شد.

💢یکپارچگی، منبع واقعی برتری است

🔸 پهپادها، هوش مصنوعی و مهمات نرم‌افزارمحور باید با تانک‌ها، خودروهای جنگی پیاده‌نظام، توپخانه، نیروی هوایی و شبکه‌های فرماندهی و کنترل مؤثر ترکیب شوند. پتانسیل واقعی سیستم‌های جدید تنها زمانی آشکار خواهد شد که آن‌ها با قابلیت‌های پیشین ترکیب شوند تا یک نیروی یکپارچه با مفاهیم عملیاتی مناسب ایجاد شود.

🔸مناطق مختلف نیازمند مفاهیم عملیاتی متفاوت خواهند بود. به‌عنوان مثال، نبرد نزدیک پهپادمحور اوکراین به‌طور خودکار به عملیات در برابر سیستم‌های پیشرفته ضد دسترسی و منع منطقه‌ای چین قابل انتقال نیست، حتی اگر این رویکرد در نبردهای نزدیک تایوان یا کره کاربردی داشته باشد.

💢فرهنگ همیشه در قلب تغییر واقعی است

🔸امروزه برای ایجاد تغییر باید سیستم‌های نرم‌افزارمحور و خودمختار را در مقیاس گسترده به‌کار بگیریم تا یاد بگیریم چگونه از آن‌ها استفاده کنیم و سپس با آزمایش آنها بفهمیم آیا فرضیات ما تحت چالش‌های زمانی، مکانی و شرایط اشباع که پیش‌تر ذکر شد، اصلاح می‌شوند یا نه. انقلاب واقعی تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که این سیستم‌ها به اندازه کافی به‌طور گسترده‌تری به‌کار گرفته شوند تا پتانسیل واقعی عملیاتی و محدودیت‌های آن‌ها شناخته شود و این اطلاعات به مفاهیم عملیاتی تبدیل گردد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
♦️امارات و حمایت از جنگ‌های جدایی‌طلبانه به نفع اسرائیل
▪️الخنادق

#رویة_العربیة
#غرب_آسیا #امارات

🔸چندپارگی و جنگ‌هایی که برخی کشورهای عربی را درگیر کرده، پیامد خودجوش منازعات داخلی نیست، بلکه به پدیده‌ای تکرارشونده بدل شده که نشانه‌های مداخله سازمان‌یافته خارجی را با هدف بازطراحی منطقه بر اساس حوزه‌های نفوذ جدید در خود دارد. در کانون این مداخلات، نقش امارات متحده عربی به‌عنوان عاملی مشترک برجسته می‌شود. از لیبی تا یمن، و از سودان تا سومالی، الگویی واحد در حال ظهور است؛ سیاستی که می‌کوشد دولت-ملت را از محتوای واقعی‌اش تهی کند و منازعه را به ابزاری دائمی برای کنترل ژئوپلیتیکی بدل سازد. این سیاست از یک نظم منطقه‌ای گسترده‌تر جدایی‌ناپذیر است؛ نظمی که در آن منافع امارات با چشم‌انداز راهبردی اسرائیل برای تجزیه دولت‌های دارای وزن جغرافیایی و جمعیتی قابل‌توجه، کنترل مسیرهای حیاتی دریایی، و تبدیل منطقه به موزاییکی از واحدهای ضعیف و متخاصم به هم گره می‌خورد.

💢لیبی

🔹از زمان سقوط قذافی، لیبی برای بازسازی دولتی واحد از دل ویرانی‌های جنگ، فروپاشی نهادی و مداخله خارجی تقلا کرده است. در میان مخرب‌ترین بازیگران خارجی، امارات متحده عربی قرار دارد که اصلی‌ترین حامی سیاسی، مالی و نظامی ژنرال خلیفه حفتر بوده و عملاً مانعی جدی در برابر وحدت لیبی ایجاد کرده است. مداخله امارات شکاف‌ها را تعمیق کرده، منازعه را طولانی ساخته و با اهداف راهبردی گسترده‌تر اسرائیل برای تجزیه دولت‌های منطقه همسو شده است؛ اهدافی که در نهایت به شکل‌گیری واحدهایی ضعیف و رقیب می‌انجامد.

💢یمن

🔹در دوره‌های اخیر، نقش امارات در یمن از طریق حمایت مستمر از عیدروس الزبیدی و چهره‌هایی چون طارق صالح و شورای انتقالی جنوب آشکارتر شده است؛ حمایتی که وحدت یمن را تضعیف کرده و چشم‌انداز هرگونه حل‌وفصل سیاسی فراگیر را کم‌رنگ می‌سازد و کشور را در وضعیتی از جنگ دائمی نگاه می‌دارد. این سیاست نه‌تنها در خدمت جاه‌طلبی‌های امارات در جنوب یمن است، بلکه با اهداف راهبردی گسترده‌تر اسرائیل که تجزیه یمن را ترجیح می‌دهد نیز هم‌راستاست. با حمایت از شورای انتقالی جنوب به‌عنوان نیرویی جدایی‌طلب، امارات تداوم جنگ در یمن را بدون افق حل‌وفصل تضمین کرده است. جنوب چندپاره به معنای فقدان موضع مذاکره‌ای واحد، نبود نهادهای دولتی منسجم، و فقدان پایانی روشن برای منازعه است. این ثبات مدیریت‌شده به سود اسرائیل است که در پی تحکیم نفوذ خود بر آبراه‌های راهبردی مانند تنگه باب‌المندب و خلیج عدن است.

💢سودان

🔹سقوط سودان به ورطه جنگی فاجعه‌بار را نمی‌توان صرفاً با منازعات داخلی یا ناکامی‌های گذار سیاسی توضیح داد. مداخله خارجی به‌ویژه از سوی امارات نقشی تعیین‌کننده در توانمندسازی نیروهایی داشته که وحدت سودان را تضعیف کرده و منازعه را تداوم بخشیده‌اند. با حمایت از حمیدتی، و شبه‌نظامیان نیروهای پشتیبانی سریع، امارات به تبدیل گذار شکننده سودان به نزاعی خشن یاری رسانده است؛ نزاعی که در خدمت دستورکارهای منطقه‌ای گسترده‌تر، از جمله منافع راهبردی اسرائیل در تجزیه دولت‌های قدرتمند عربی، قرار دارد. حمایت از حمیدتی صرفاً انتخابی تاکتیکی از سوی امارات نیست، بلکه بخشی از الگویی منطقه‌ای گسترده‌تر است: توانمندسازی بازیگران مسلح غیردولتی یا شبه‌دولتی برای تضعیف نهادهای ملی و جلوگیری از ظهور دولت‌هایی مستقل و متحد.

💢سومالی‌لند

🔹امارات از طریق حمایت سیاسی، مالی و نظامی از مقامات جدایی‌طلب سومالی‌لند مستقر در هرگِیسا، نقشی به‌شدت مخرب ایفا می‌کند. از زمان اعلام یک‌جانبه استقلال سومالی‌لند در سال ۱۹۹۱، دولت‌های پیاپی سومالی بر ضرورت وحدت ملی برای ثبات بلندمدت تأکید کرده‌اند. امارات به‌جای حمایت از حل‌وفصل مذاکره‌شده در چارچوب دولتی متحد، مسیر دور زدن موگادیشو و تعامل با سومالی‌لند به‌عنوان شریکی شبه‌حاکمیتی را برگزیده است. این رویکرد در سرمایه‌گذاری‌های ابوظبی در بنادر، تأسیسات نظامی و ترتیبات امنیتی، به‌ویژه از طریق کنترل شرکت DP World بر بندر بربره و توسعه زیرساخت‌های نظامی مرتبط با امارات در پیرامون آن آشکار است.

پیامدهای ژئوپلیتیکی این وضعیت فراتر از سومالی است. سومالی‌لند در موقعیتی راهبردی مشرف به تنگه باب‌المندب قرار دارد. کنترل یا حتی نفوذ غیرمستقیم بر بنادر و زیرساخت‌های امنیتی این منطقه، اهرم عظیمی بر تجارت جهانی و امنیت منطقه‌ای فراهم می‌آورد. در اینجا نیز همگرایی با منافع راهبردی اسرائیل آشکار است؛ چراکه تفکر امنیتی اسرائیل طی دهه‌ها بر اهمیت دریای سرخ و شاخ آفریقا به‌عنوان عرصه‌هایی برای  قدرت، رصد رقبا و تأمین امنیت مسیرهای دریایی تأکید داشته است.

🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍21
🌐واکنش جامعه و سیاست ونزوئلا به تهاجم آمریکا

#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
#ونزوئلا

🔹حمله سوم ژانویه آمریکا به کاراکاس، حملات هوایی به پایگاه‌های هوایی ارتش و ربایش نیکولاس مادورو، شوک بزرگی به ونزوئلا بود. قاعدتاً هر حمله خارجی موجی از ملی‌گرایی و انسجام داخلی را در کشور مورد حمله قرارگرفته ایجاد می‌کند. با این وجود، واکنش‌های دولت و جامعه ونزوئلا به حملات آمریکا واقعیت دیگری را نشان داد. هم در دولت کنونی ونزوئلا مواضع متضادی دیده می‌شود و هم جامعه ترکیبی از واکنش‌های مثبت، منفی و خنثی به اقدام آمریکا است.

💢پیام‌های متضادی که از دولت مخابره می‌شود

🔸تا هنگامی مادورو در قدرت بود، نشانه‌های اندکی دال بر شکاف میان اعضای کابینه دیده می‌شد و پس از آن نیز کابینه حداقل انسجام ظاهری خود را حفظ کرده است. با این وجود، مواضعی که اعضای کلیدی دولت گرفته‌اند حکایت از تفاوت رویکردی آن‌ها دارد. به عنوان نمونه از یک سو، دلسی رودریگز، رئیس جمهور موقت ونزوئلا طی پیامی از ایالات متحده دعوت کرد تا برای «تقویت همزیستی پایدار... در دستور کاری مبتنی بر همکاری و توسعه مشترک با ما همراه شود.« که سیگنال مثبتی به ترامپ برای مصالحه بود.

🔸اعضای دیگر کابینه همچون وزیر کشور، کابِیو و وزیر دفاع، پادرینو، همچنان موضع سخت‌گیرانه‌تری دارند. وزارت دفاع یک روز پس از ربایش مادورو اعلام کرد که «دکترین مونرو» و «ایدئولوژی استعمارگرایانه» تحمیلی بر آمریکای لاتین را رد می‌کند. کابِیو نیز مواضع مشابهی دارد و مردم را تشویق به اعتراضات ضدآمریکایی می‌کند. به نظر می‌رسد در بدنه کابینه ونزوئلا دو دیدگاه طرفدار و مخالف نزدیکی به آمریکا وجود دارد.

💢واکنش جامعه ونزوئلا: خشم، امید و ترس

🔸همانطور که پیشتر در یادداشتی عنوان شده بود، دیدگاه جامعه ونزوئلا نسبت به اقدام نظامی آمریکا ترکیبی نسبتاٌ برابر از مخالفت، حمایت و موضع خنثی بود. این نگاه پیچیده خود را پس از عملیات نظامی آمریکا نیز نشان داد. پس از ربایش مادورو، بخشی از جامعه ونزوئلا به خیابان آمده و ضمن محکومیت اقدام آمریکا خواستار آزادکردن مادورو بودند. از آنجا که طبق پیمایش‌ها حتی بخشی از مخالفین مادورو نیز مخالف حمله آمریکا بودند می‌توان گفت این تظاهرات‌ها ترکیبی از حامیان اقلیت و مخالفین دولت بوده که نتیجه افزایش احساسات ملی‌گرایانه ناشی از جنگ است.

🔸بخش دیگری از جامعه ساکن ونزوئلا که همچون اکثریت دیاسپورای ونزوئلایی همواره از اپوزوسیون حمایت می‌کرده‌اند در ابتدا امیدهایی به تغییر وضعیت سیاسی داشتند. کنار رفتن مادورو از صحنه سیاست ونزوئلا به عنوان شخصی که بیش از یک دهه قدرت را در انحصار خود نگه داشته بود برای این بخش از جامعه رضایت‎بخش بود و تحولی مثبت قلمداد شد، هر چند شرایط سیاسی ونزوئلا اجازه ابراز خوشحالی عمومی را به آنان نمی‌داد. با این وجود، به نظر می‌رسد امید نخستین مخالفان مادورو پس از عقب‌نشینی ترامپ از گزینه تغییر نظام سیاسی تبدیل به یأس شده باشد.

🔸اما تمامی جامعه شهروندان ونزوئلا لزوماً واکنشی سیاسی به اتفاقات چند روز گذشته نداشتند. سال‌ها بحران اقتصادی باعث شده است بخشی از مردم تنها دغدغه بقا و اداره زندگی روزمره خود را داشته باشند و اخبار تحولات را نه با خوشحالی یا خشم، بلکه با ترس دنبال کنند. آن‌ها بیشتر نگران این هستند که یک جنگ احتمالی چگونه می‌تواند وضعیت اقتصادی را وخیم‌تر کند. با توجه به نبود چشم‌انداز مثبت در روابط آمریکا و ونزوئلا، چنین ترسی برای این بخش از جامعه همچنان تداوم دارد.

تهاجم آمریکا به ونزوئلا نه‌تنها فعلاً به انسجام ملی منجر نشد، بلکه شکاف‌های موجود در دولت و جامعه را آشکارتر کرد. در سطح حاکمیت، هم‌زمان شاهد پیام‌های آشتی‌جویانه و مواضع تند ضدآمریکایی هستیم که از وجود دو رویکرد متضاد در کابینه حکایت دارد. در جامعه نیز واکنش‌ها متکثر است: بخشی با انگیزه‌های ملی‌گرایانه به خیابان آمدند و از دولت ونزوئلا حمایت کردند، بخشی از مخالفان به تغییر سیاسی امید بستند اما به‌سرعت ناامید شدند و گروهی دیگر، تحت فشار بحران اقتصادی، تحولات را با ترس و نگرانی صرفاً از منظر معیشت دنبال می‌کنند.

🔗مطالب مرتبط
◽️آیا جامعه ونزوئلا با حمله آمریکا همراهی می‌کند؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2