✍️علیرضا رحمتی
در «جنگ ۱۲روزه» وقتی موتور بروکراسی دولت خاموش شد، اقتصاد چابکتر اداره شد و با هماهنگیهای ساده حجم زیادی کالا از گمرکها ترخیص شد؛ این تجربه نشان میدهد که ساختار حاکم تا چه حد ناکارآمد است و کشور را درگیر شبکهای از مسئولیتناپذیری کرده است.
📝در روزنامۀ دنیای اقتصاد بخوانید.
✅@Inter_Politics
در «جنگ ۱۲روزه» وقتی موتور بروکراسی دولت خاموش شد، اقتصاد چابکتر اداره شد و با هماهنگیهای ساده حجم زیادی کالا از گمرکها ترخیص شد؛ این تجربه نشان میدهد که ساختار حاکم تا چه حد ناکارآمد است و کشور را درگیر شبکهای از مسئولیتناپذیری کرده است.
📝در روزنامۀ دنیای اقتصاد بخوانید.
✅@Inter_Politics
روزنامه دنیای اقتصاد
دیوانسالاری؛ ترمز ماشین اقتصاد ایران
ایدهای درخشان، سرمایهای اندک و کارآفرینی جوان که پس از ماهها دوندگی در هزارتوی ادارات، سرخورده و ناامید، رویای خود را رها میکند؛ این یک داستان فرضی نیست، بلکه سرنوشت هزاران ایده و سرمایهای است که پشت سد دیوانسالاری در ایران زمینگیر شدهاند.
👍19
روند هزینههای نظامی در سال ۲۰۲۴
در سال ۲۰۲۴، مجموع هزینههای نظامی جهان به حدود ۲,۷۱۸ میلیارد دلار رسید که رشدی ۹٫۴ درصدی نسبت به سال قبل دارد و بالاترین میزان از پایان جنگ سرد تاکنون است. ایالات متحده🇺🇸 با ۹۹۷ میلیارد دلار (۳۶٫۷٪) همچنان در صدر است، پساز آن چین🇨🇳 با ۳۱۴ میلیارد دلار (۱۱٫۶٪) و روسیه🇷🇺 با ۱۴۹ میلیارد دلار (۵٫۵٪) قرار دارند. آلمان🇩🇪 و هند🇮🇳 نیز با حدود ۸۹ و ۸۶ میلیارد دلار در رتبههای بعدیاند. در مجموع، این پنج کشور بیش از ۶۰٪ از کل هزینههای نظامی جهان را تشکیل میدهند. افزایش همزمان بودجههای دفاعی در اروپا، آسیا و خاورمیانه نشاندهندۀ بازگشت فضای رقابت تسلیحاتی و تشدید ناامنی ژئوپلیتیکی در نظام بینالملل است.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
در سال ۲۰۲۴، مجموع هزینههای نظامی جهان به حدود ۲,۷۱۸ میلیارد دلار رسید که رشدی ۹٫۴ درصدی نسبت به سال قبل دارد و بالاترین میزان از پایان جنگ سرد تاکنون است. ایالات متحده🇺🇸 با ۹۹۷ میلیارد دلار (۳۶٫۷٪) همچنان در صدر است، پساز آن چین🇨🇳 با ۳۱۴ میلیارد دلار (۱۱٫۶٪) و روسیه🇷🇺 با ۱۴۹ میلیارد دلار (۵٫۵٪) قرار دارند. آلمان🇩🇪 و هند🇮🇳 نیز با حدود ۸۹ و ۸۶ میلیارد دلار در رتبههای بعدیاند. در مجموع، این پنج کشور بیش از ۶۰٪ از کل هزینههای نظامی جهان را تشکیل میدهند. افزایش همزمان بودجههای دفاعی در اروپا، آسیا و خاورمیانه نشاندهندۀ بازگشت فضای رقابت تسلیحاتی و تشدید ناامنی ژئوپلیتیکی در نظام بینالملل است.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
👍8
✍️با انتشار تنها یک پست از ترامپ در شبکهٔ اجتماعی Truth Social علیه چین، در کمتر از یک ساعت بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار از ارزش کل بازار ارزهای دیجیتال بر باد رفت.
توجه داشته باشید که این مقدار با GDP یک کشور با اقتصاد نسبتا بزرگ برابری میکند.
و همچنان برخی میگویند آمریکا درحال افول است و دیگر اثرگذاری سابق را ندارد!
✅@Inter_Politics
توجه داشته باشید که این مقدار با GDP یک کشور با اقتصاد نسبتا بزرگ برابری میکند.
و همچنان برخی میگویند آمریکا درحال افول است و دیگر اثرگذاری سابق را ندارد!
✅@Inter_Politics
👍24👎7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
For Tomorrow 2022
Director: An Tran
▪️مستند «برای فردا» که توسط گروه هیوندای و با همکاری برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) ارائه شده و توسط دیزی ریدلی (بازیگر جنگ ستارگان) روایت میشود، داستان نوآوران مردمی را روایت میکند که با راهحلهای خلاقانه به مشکلات پایداری محیط زیست و نابرابری اجتماعی در جوامع خود پاسخ میدهند. این مستند بر قدرت ابتکارات محلی تمرکز دارد و نشان میدهد چگونه افراد عادی با استفاده از دانش و منابع محلی، چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی، کمبود آب، آلودگی و دسترسی محدود به زیرساختها را حل میکنند.
زیرنویس فارسی
⭕️@Documentary_Film1
🌐@Inter_Politics
👍8
🎖تجارت مثلثی (Triangular Trade)
به الگویی از مبادلات تجاری بین سه منطقه یا قاره اطلاق میشود که در دورههای مختلف تاریخی شکل گرفته است. این نوع تجارت در قرنهای ۱۶ تا ۱۹ میلادی بهویژه در دوران استعمار اروپا و توسعه تجارت بردهداری در اقیانوس اطلس برجسته بود. در شکل کلاسیک آن، تجارت مثلثی شامل سه مرحله اصلی بود:
* اروپا به آفریقا: کالاهایی مانند منسوجات، اسلحه، الکل و دیگر محصولات ساختهشده از اروپا به آفریقا صادر میشد تا با افراد محلی برای بردگان مبادله شود.
* آفریقا به قاره آمریکا: بردگان از آفریقا به آمریکا (بهویژه به مستعمرات کارائیب، آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی) منتقل میشدند. این مرحله بهعنوان «عبور میانی» (Middle Passage) شناخته میشود که با شرایط بسیار غیرانسانی همراه بود.
* آمریکا به اروپا: محصولات کشاورزی و مواد اولیه تولیدشده در مزارع آمریکایی (مانند شکر، تنباکو، پنبه و قهوه) به اروپا بازمیگشت تا به محصولات نهایی تبدیل و به بازارهای جهانی عرضه شود.
ویژگیهای تجارت مثلثی
📚کارگروه #مفاهیم شبکۀ اقتصاد سیاسی بینالملل
✅@Inter_Politics
به الگویی از مبادلات تجاری بین سه منطقه یا قاره اطلاق میشود که در دورههای مختلف تاریخی شکل گرفته است. این نوع تجارت در قرنهای ۱۶ تا ۱۹ میلادی بهویژه در دوران استعمار اروپا و توسعه تجارت بردهداری در اقیانوس اطلس برجسته بود. در شکل کلاسیک آن، تجارت مثلثی شامل سه مرحله اصلی بود:
* اروپا به آفریقا: کالاهایی مانند منسوجات، اسلحه، الکل و دیگر محصولات ساختهشده از اروپا به آفریقا صادر میشد تا با افراد محلی برای بردگان مبادله شود.
* آفریقا به قاره آمریکا: بردگان از آفریقا به آمریکا (بهویژه به مستعمرات کارائیب، آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی) منتقل میشدند. این مرحله بهعنوان «عبور میانی» (Middle Passage) شناخته میشود که با شرایط بسیار غیرانسانی همراه بود.
* آمریکا به اروپا: محصولات کشاورزی و مواد اولیه تولیدشده در مزارع آمریکایی (مانند شکر، تنباکو، پنبه و قهوه) به اروپا بازمیگشت تا به محصولات نهایی تبدیل و به بازارهای جهانی عرضه شود.
ویژگیهای تجارت مثلثی
این نظام بر مبنای بهرهبرداری اقتصادی و انسانی شکل گرفت.
نقش کلیدی در تقویت استعمار، گسترش نظام سرمایهداری و تجارت جهانی داشت.
باعث تحولات عمیق جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی در هر سه منطقه شد.
📚کارگروه #مفاهیم شبکۀ اقتصاد سیاسی بینالملل
✅@Inter_Politics
👍8
👍15
سکههای ضرب ماشینی کشورهای جهان.pdf
12.2 MB
🏅تصاویری باکیفیت از سکههای ضرب ماشینی کشورهای جهان
📍محل نگهداری: گنجینۀ سکۀ موزۀ رضوی
✅@Inter_Politics
📍محل نگهداری: گنجینۀ سکۀ موزۀ رضوی
✅@Inter_Politics
👍6
سازمان همکاری شانگهای.pdf
671.3 KB
مرکز پژوهشهای اتاق ایران در گزارشی با عنوان «سازمان همکاری شانگهای و نقش آن در بازتوزیع قدرت در اقتصاد سیاسی بینالملل» به تحلیل ابعاد جدیدی از تغییرات قدرت جهانی با محوریت چین و اجلاس ۲۰۲۵ پرداخته است. در این گزارش تأکید شده که بازتوزیع قدرت در نظم جهانی معاصر صرفاً به جابهجایی منابع مادی محدود نمیشود، بلکه شامل دگرگونی در هنجارها، نهادها و روایتهای مشروعیت نیز هست. چین در مرکز این فرایند قرار دارد؛ ازیکسو موتور اصلی انتقال قدرت جهانی است و ازسوی دیگر، در معرض فشارها و محدودیتهای فزایندهٔ بینالمللی قرار دارد. همچنین، گزارش یادشده موقعیت ایران در سازمان همکاری شانگهای را فرصتی راهبردی برای بهرهگیری از کریدورهای ترانزیتی، کاهش آثار تحریمها ازطریق سازوکارهای مالی، توسعهٔ همکاریهای فنّاورانه و تقویت گفتمان چندقطبی عادلانه در عرصهٔ بینالمللی ارزیابی میکند.
✅@Inter_Politics
✅@Inter_Politics
👍15
✍️جهان در سال ۲۰۲۶ به کدام سو میرود؟
طبق تازهترین پیشبینی صندوق بینالمللی پول، حجم اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۲۴ تریلیون دلار خواهد رسید، اما چشمانداز آن چندان مطلوب نیست. رشد اقتصادی جهان در پی افزایش شکافهای ژئواقتصادی، گسترش سیاستهای حمایتگرایانه و احتمال بازتنظیم ارزش سهام شرکتهای فناوری با کندی مواجه است. همزمان، تضعیف استقلال نهادهای سیاستگذار، کارایی تصمیمگیری اقتصادی را کاهش داده و بر ثبات مالی جهانی سایه انداخته است. با وجود این چالشها، ترکیب قدرتهای اقتصادی بزرگ بدون تغییر باقی میماند: 🇺🇸ایالات متحده با ۳۱.۸ تریلیون دلار همچنان بزرگترین اقتصاد جهان است، 🇨🇳چین با ۲۰.۶ تریلیون دلار در جایگاه دوم قرار دارد و پساز آن 🇩🇪آلمان، 🇮🇳هند، 🇯🇵ژاپن و 🇬🇧بریتانیا قرار گرفتهاند. همچنین 🇫🇷 فرانسه، 🇮🇹ایتالیا، 🇷🇺روسیه و 🇨🇦کانادا جایگاه خود را در میان ده اقتصاد برتر جهان حفظ کردهاند.
📊کارگروه #آمار شبکهٔ اقتصاد سیاسی بینالملل
🌐منبع
✅@Inter_Politics
طبق تازهترین پیشبینی صندوق بینالمللی پول، حجم اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۲۴ تریلیون دلار خواهد رسید، اما چشمانداز آن چندان مطلوب نیست. رشد اقتصادی جهان در پی افزایش شکافهای ژئواقتصادی، گسترش سیاستهای حمایتگرایانه و احتمال بازتنظیم ارزش سهام شرکتهای فناوری با کندی مواجه است. همزمان، تضعیف استقلال نهادهای سیاستگذار، کارایی تصمیمگیری اقتصادی را کاهش داده و بر ثبات مالی جهانی سایه انداخته است. با وجود این چالشها، ترکیب قدرتهای اقتصادی بزرگ بدون تغییر باقی میماند: 🇺🇸ایالات متحده با ۳۱.۸ تریلیون دلار همچنان بزرگترین اقتصاد جهان است، 🇨🇳چین با ۲۰.۶ تریلیون دلار در جایگاه دوم قرار دارد و پساز آن 🇩🇪آلمان، 🇮🇳هند، 🇯🇵ژاپن و 🇬🇧بریتانیا قرار گرفتهاند. همچنین 🇫🇷 فرانسه، 🇮🇹ایتالیا، 🇷🇺روسیه و 🇨🇦کانادا جایگاه خود را در میان ده اقتصاد برتر جهان حفظ کردهاند.
📊کارگروه #آمار شبکهٔ اقتصاد سیاسی بینالملل
🌐منبع
✅@Inter_Politics
👍12
نظریهٔ «مزیت نسبی» از چه کسی است؟
Anonymous Quiz
42%
آدام اسمیت
9%
فریدریش لیست
41%
دیوید ریکاردو
7%
الکساندر همیلتون
👍12
جان هورلی کیست؟
✍حامد پاکطینت
هورلی یکی از چهرههای کلیدی در طراحی و اجرای ساختار تحریمهای ایران و معمار اصلی سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ در دوره نخست او به شمار میآید؛ سیاستی که در نهایت صادرات نفت ایران را تا حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داد.
او، برخلاف بسیاری از مقامهای سیاسی معمول، پیشینهای آکادمیک و حرفهای چشمگیر دارد. او تحصیلات کارشناسی خود را در دانشگاه پرینستون و کارشناسی ارشد را در استنفورد به پایان رسانده و اکنون نیز در همان دانشگاه به تدریس مشغول است. چنین مسیری بهخوبی نشان میدهد که با فردی صرفاً سیاسی روبهرو نیستیم، بلکه با تحلیلگری روبهرو هستیم که عمق درک او از اقتصاد جهانی بر تصمیمهای سیاسیاش سایه میاندازد.
هورلی پیش از ورود به عرصه سیاست، در بزرگترین مراکز مالی و اقتصادی جهان مسئولیتهای مدیریتی داشته است. او از چرخههای پیچیده اقتصاد جهانی و سازوکار تجارت بینالملل شناختی عمیق دارد. افزون بر این، سابقه نظامی او نیز قابل توجه است؛ هورلی در جنگ عراق به عنوان افسر ارشد خدمت کرد و بالاترین نشان نظامی را دریافت نمود. این ترکیب کمنظیر از تجربه نظامی و تسلط اقتصادی، از او شخصیتی استراتژیک ساخته است.
ارتباط نزدیک او با دونالد ترامپ نیز بر هیچکس پوشیده نیست. حتی پس از خروج ترامپ از کاخ سفید، هورلی به عنوان مشاور و تحلیلگر اقتصادی در کنار او باقی ماند. اکنون، او مأموریتی تازه یافته است: در قامت معاون وزارت خزانهداری آمریکا، در امارات متحده عربی حضور دارد تا حلقه تحریمهای جدید علیه ایران را محکمتر کند.
برنامه هورلی تنها به امارات محدود نمیشود. در ادامه، سفرهایی به ترکیه، لبنان و در نهایت اسرائیل در دستور کار اوست؛ کشورهایی که هر یک نقشی متفاوت اما مؤثر در اجرای فاز جدید تحریمها دارند. به نظر میرسد هدف این تور منطقهای، هماهنگی برای معرفی و اجرای متد تازهای از تحریمهای چندلایه علیه ایران باشد.
کارشناسان معتقدند آثار این سفر و تصمیمات ناشی از آن، طی سه تا چهار هفته آینده در اقتصاد ایران آشکار خواهد شد.
✅@Inter_Politics
✍حامد پاکطینت
هورلی یکی از چهرههای کلیدی در طراحی و اجرای ساختار تحریمهای ایران و معمار اصلی سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ در دوره نخست او به شمار میآید؛ سیاستی که در نهایت صادرات نفت ایران را تا حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داد.
او، برخلاف بسیاری از مقامهای سیاسی معمول، پیشینهای آکادمیک و حرفهای چشمگیر دارد. او تحصیلات کارشناسی خود را در دانشگاه پرینستون و کارشناسی ارشد را در استنفورد به پایان رسانده و اکنون نیز در همان دانشگاه به تدریس مشغول است. چنین مسیری بهخوبی نشان میدهد که با فردی صرفاً سیاسی روبهرو نیستیم، بلکه با تحلیلگری روبهرو هستیم که عمق درک او از اقتصاد جهانی بر تصمیمهای سیاسیاش سایه میاندازد.
هورلی پیش از ورود به عرصه سیاست، در بزرگترین مراکز مالی و اقتصادی جهان مسئولیتهای مدیریتی داشته است. او از چرخههای پیچیده اقتصاد جهانی و سازوکار تجارت بینالملل شناختی عمیق دارد. افزون بر این، سابقه نظامی او نیز قابل توجه است؛ هورلی در جنگ عراق به عنوان افسر ارشد خدمت کرد و بالاترین نشان نظامی را دریافت نمود. این ترکیب کمنظیر از تجربه نظامی و تسلط اقتصادی، از او شخصیتی استراتژیک ساخته است.
ارتباط نزدیک او با دونالد ترامپ نیز بر هیچکس پوشیده نیست. حتی پس از خروج ترامپ از کاخ سفید، هورلی به عنوان مشاور و تحلیلگر اقتصادی در کنار او باقی ماند. اکنون، او مأموریتی تازه یافته است: در قامت معاون وزارت خزانهداری آمریکا، در امارات متحده عربی حضور دارد تا حلقه تحریمهای جدید علیه ایران را محکمتر کند.
برنامه هورلی تنها به امارات محدود نمیشود. در ادامه، سفرهایی به ترکیه، لبنان و در نهایت اسرائیل در دستور کار اوست؛ کشورهایی که هر یک نقشی متفاوت اما مؤثر در اجرای فاز جدید تحریمها دارند. به نظر میرسد هدف این تور منطقهای، هماهنگی برای معرفی و اجرای متد تازهای از تحریمهای چندلایه علیه ایران باشد.
کارشناسان معتقدند آثار این سفر و تصمیمات ناشی از آن، طی سه تا چهار هفته آینده در اقتصاد ایران آشکار خواهد شد.
✅@Inter_Politics
👍11
در یک اقتصاد نوظهور، افزایش ناگهانی نرخ بهره توسط بانک مرکزی، درحالیکه تنشهای ژئوپلیتیکی سرمایۀ خارجی را دفع میکند، چه تأثیری بر ارزش ارز ملی نسبت به دلار دارد؟
Anonymous Quiz
13%
افزایش فوری و پایدار (جذب سرمایه).
48%
افزایش اولیه، سپس کاهش (ریسک خروج سرمایه)
33%
کاهش مداوم (عدم جبران ریسک)
7%
بدون تغییر (تأثیر حاشیهای)
👍5
«نوآوری برای بقا»
✍️علیرضا رحمتی
✅@Inter_Politics
✍️علیرضا رحمتی
تصمیم آکادمی سلطنتی علوم سوئد برای اعطای جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۲۵ به جوئل موکیر، فیلیپ آگیون و پیتر هاویت، بیش از یک تقدیر علمی، یک بیانیه فکری بود. این جایزه که بهدلیل «تبیین رشد اقتصادی مبتنیبر نوآوری» اهدا شد، مهر تاییدی بر این ایده است که موتور واقعی پیشرفت ملتها نه انباشت صرف سرمایه، بلکه فرایند پرتلاطم و بیوقفه «تخریب خلاق» و توانایی یک جامعه در تولید و بهکارگیری «دانش مفید» است... این انتخاب، آینهای تمامنما در برابر اقتصادهایی مانند ایران قرار میدهد که دههها با رشد پایین بهرهوری و مقاومت ساختاری در برابر نوآوری دستوپنجه نرم میکنند و این پرسش بنیادین را پیش روی ما قرار میدهد: چه عوامل نهادی و ساختاری در اقتصاد ایران مانع از وزیدن توفانهای خلاقیت و نوآوری میشود؟
✅@Inter_Politics
روزنامه دنیای اقتصاد
نوآوری برای بقا
تصمیم آکادمی سلطنتی علوم سوئد برای اعطای جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۲۵ به جوئل موکیر، فیلیپ آگیون و پیتر هاویت، بیش از یک تقدیر علمی، یک بیانیه فکری بود. این جایزه که بهدلیل «تبیین رشد اقتصادی مبتنیبر نوآوری» اهدا شد، مهر تاییدی بر این ایده است که موتور…
👍12
گزارش اقتصادی کشور ویتنام.pdf
1.1 MB
مرکز پژوهشهای اتاق ایران در گزارشی، مسیر توسعهٔ اقتصادی ویتنام را مورد بررسی قرار داده است. براساس این گزارش، اجرای اصلاحات «دوی موی» از سال ۱۹۸۶ و بهرهبرداری هدفمند از فرصتهای اقتصاد جهانی، ویتنام را طی یک نسل از کشوری بسیار فقیر به اقتصادی با درآمد متوسط و رتبهٔ سیوپنجم جهان رسانده است.
در سال ۲۰۲۳، تولید ناخالص داخلی ویتنام حدود ۴۳۳ میلیارد دلار برآورد شده و تجارت خارجی این کشور از سال ۲۰۱۲ تاکنون با مازاد همراه بوده است.
مهمترین واردات: ماشینآلات و تجهیزات، کامپیوتر و قطعات الکترونیکی، پارچه و مواد اولیه صنعتی.
مهمترین صادرات: تجهیزات الکترونیکی، ماشینآلات حملونقل و کشاورزی، محصولات لبنی، ابزارهای نوری و همچنین محصولات آرایشی و دارویی.
این گزارش تأکید میکند که تجربه ویتنام نمونهای موفق در پیوند میان اصلاحات ساختاری و حضور فعال در اقتصاد جهانی است.
✅@Inter_Politics
در سال ۲۰۲۳، تولید ناخالص داخلی ویتنام حدود ۴۳۳ میلیارد دلار برآورد شده و تجارت خارجی این کشور از سال ۲۰۱۲ تاکنون با مازاد همراه بوده است.
مهمترین واردات: ماشینآلات و تجهیزات، کامپیوتر و قطعات الکترونیکی، پارچه و مواد اولیه صنعتی.
مهمترین صادرات: تجهیزات الکترونیکی، ماشینآلات حملونقل و کشاورزی، محصولات لبنی، ابزارهای نوری و همچنین محصولات آرایشی و دارویی.
این گزارش تأکید میکند که تجربه ویتنام نمونهای موفق در پیوند میان اصلاحات ساختاری و حضور فعال در اقتصاد جهانی است.
✅@Inter_Politics
👍9
تمرکز نظامی ایالات متحده🇺🇸 در سال ۲۰۲۵؛ برتری کالیفرنیا و ویرجینیا در صفآرایی نیروهای فعال
برپایهٔ دادههای تازهی وزارت دفاع ایالات متحده، ایالت کالیفرنیا در سال ۲۰۲۵ با بیشاز ۱۵۷ هزار نیروی فعال نظامی در صدر فهرست ایالتهای آمریکا قرار دارد. تمرکز نیروهای نظامی در این ایالت، عمدتاً ناشی از وجود پایگاههای بزرگ دریایی و زمینی چون کمپ پندلتون و پایگاه دریایی سندیگو است. پساز آن، ویرجینیا با حدود ۱۲۰ هزار نیرو در جایگاه دوم قرار گرفته؛ ایالتی که بهدلیل استقرار پنتاگون و پایگاه دریایی نورفک ـ بزرگترین پایگاه دریایی جهان ـ نقشی راهبردی در ساختار نظامی آمریکا دارد. تگزاس با بیشاز ۱۱۲ هزار نظامی، رتبهٔ سوم را در اختیار دارد و ایالتهای کارولینای شمالی، فلوریدا و جورجیا نیز بهترتیب در ردههای بعدی جای گرفتهاند. توزیع جغرافیایی نیروهای نظامی نشان میدهد تمرکز اصلی ارتش آمریکا همچنان در سواحل غربی و شرقی و همچنین مناطق دارای زیرساختهای لجستیکی و دریایی است؛ الگویی که بازتابدهندهٔ اولویتهای ژئوپلیتیکی و عملیاتی واشنگتن در مواجهه با چالشهای جهانی نوظهور به شمار میرود.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
برپایهٔ دادههای تازهی وزارت دفاع ایالات متحده، ایالت کالیفرنیا در سال ۲۰۲۵ با بیشاز ۱۵۷ هزار نیروی فعال نظامی در صدر فهرست ایالتهای آمریکا قرار دارد. تمرکز نیروهای نظامی در این ایالت، عمدتاً ناشی از وجود پایگاههای بزرگ دریایی و زمینی چون کمپ پندلتون و پایگاه دریایی سندیگو است. پساز آن، ویرجینیا با حدود ۱۲۰ هزار نیرو در جایگاه دوم قرار گرفته؛ ایالتی که بهدلیل استقرار پنتاگون و پایگاه دریایی نورفک ـ بزرگترین پایگاه دریایی جهان ـ نقشی راهبردی در ساختار نظامی آمریکا دارد. تگزاس با بیشاز ۱۱۲ هزار نظامی، رتبهٔ سوم را در اختیار دارد و ایالتهای کارولینای شمالی، فلوریدا و جورجیا نیز بهترتیب در ردههای بعدی جای گرفتهاند. توزیع جغرافیایی نیروهای نظامی نشان میدهد تمرکز اصلی ارتش آمریکا همچنان در سواحل غربی و شرقی و همچنین مناطق دارای زیرساختهای لجستیکی و دریایی است؛ الگویی که بازتابدهندهٔ اولویتهای ژئوپلیتیکی و عملیاتی واشنگتن در مواجهه با چالشهای جهانی نوظهور به شمار میرود.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
👍7
بهبهانۀ انتخاب زُهران ممدانی؛ اقتصاد بازار و لیبرالدموکراسی پذیرای منتقدان خود هستند
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
✍️ علیرضا رحمتی
دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی
ترسناکتر از نوسان افسارگسیختۀ دلار و جهش قیمت طلا و مشکلات روزافزون اقتصادیْ تداوم فقر معرفتی و پریشانی گفتمانی در بخشی از فضای آکادمی ـ سیاسی ایران است؛ جریانی که از علم فاصله گرفته، اما زیر نقاب «لیبرالیسم» پنهان شده و در عمل، رفتاری فاشیستی و نازیوار از خود بروز میدهد. اینان زهران ممدانی (شهردار منتخب نیویورک و از حامیان سوسیالیسم اقتصادی در درون ساختار دموکراتیک آمریکا) را «کمونیست» مینامند، بیآنکه دریابند او محصول طبیعی تکامل اقتصاد بازار و جامعهٔ باز است، نه نافی آن. در مقابل، گروهی دیگر انتخاب یک کارگزار مسلمانِ منتقد ساختار را نه نشانهای از بلوغ و پویایی لیبرالدموکراسی، بلکه گواهی بر افول آن میدانند؛ درحالیکه درست برعکس، چنین انتخابی نشان میدهد شهروندان آمریکایی در دل ایالتی که قهارترین و قویترین لابیهای یهودیْ تا بندندان در آن مسلح و فعالاند، توانستهاند با رأی خود از مرزهای برنامهریزیشده عبور کنند و تجلی تازهای از خودآگاهی مدنی را رقم بزنند.
پویاییهای جامعهٔ باز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود؛ جایی که دشمنان آزادی ـ از هر طیف و جناح ـ در برابر منطق درونی نظام بازار زمینگیر میشوند. اقتصاد بازار، یا همان چیزی که منتقدانش کاپیتالیسم میخوانند، در طول تاریخ ثابت کرده ساختاری پویا و خوداصلاحگر دارد و درنهایت، پذیرای دگرگونیهای اجتماعی و طبقاتی است. انتخاب چهرههایی مانند زهران ممدانی نه تهدیدی برای این نظام، بلکه نشانهای از قدرت انطباق آن است. همانگونه که پیشتر، ظهور باراک اوباما و اجرای طرحهای حمایتی موسوم به ObamaCare خشم محافظهکاران را برانگیخت و کاسههای داغتر از آش ایرانی هم او را «کمونیست» خواندند، امروز نیز واکنش مشابهی نسبت به سیاستمدارانی دیده میشود که در چارچوب اقتصاد بازار، به بازتوزیع فرصتها و عدالت اجتماعی میاندیشند. این واکنشها نه از عمق تحلیل، بلکه از ترس فروپاشی انحصار گفتمان لیبرالنمایانه برمیخیزد.
درواقع، اقتصاد سیاسی معاصر نشان میدهد جوامع مدنی پیشرفته، همچون آمریکا، حاصل تعادل و تعامل پویای میان بازار آزاد و نهادهای دموکراتیکاند؛ نظمی که حتی در اوج بحرانها و تناقضها توانسته تضاد میان کار و سرمایه را به سازوکاری اصلاحپذیر بدل کند. ازاینرو، فهم تحولات امروز آمریکا بدون شناخت منطق درونی اقتصاد بازار ممکن نیست؛ منطقی که از درون سرمایهمحوری میرویَد، اما ظرفیت بازتولید عدالت اجتماعی را نیز در خود دارد. انتخاب امثال زُهران ممدانی نه نشانهٔ افول دموکراسی غربی است و نه هیچ جای تعجبی دارد؛ زیرا لیبرالدموکراسی لباس ازپیشدوختهای نیست که تنها بر اندام یک طبقه یا فرهنگ بنشیند. بلکه نظامی زنده است که در هر بستر اجتماعی، صورت تازهای از خود میآفریند؛ نظامی که توانسته در درون اقتصاد بازار، به سازوکاری فرهنگی و اخلاقی برای بازتعریف قدرت و آزادی بدل شود.
لیبرالنماهای داخلی (شما بخوانید فاشیستها) که تاکنون هرگونه منتقد و دگراندیش را با تبلیغات رسانهای به حاشیه راندهاند، باید بدانند دوران دوگانهپنداریهای سادهانگارانه، از چپ و راست تا خیر و شر، به سر آمده است و برچسبزنیهای کودکانهشان دیگر کارایی ندارد. جهان مدرن در پیوستگی نیروها و منافع، چنان درهمتنیده شده که جداسازی آنها، اگر نگوییم ناممکن، دستکم بهغایت دشوار است. این درهمتنیدگی، چهرۀ واقعی سیاست در عصر سرمایهداری متأخر است: تلفیقی از رقابت و همزیستی، تعارض و همگرایی، و سرمایه و عدالت. البته که اگر این فرقه رفتارهای کودکانۀ خود را کنار بگذارند و تنوع را بپذیرند، دیگر چیزی برای گفتن نخواهند داشت، زیرا جوهر تنشسازیهایشان در همان لحظه خشک میشود.
✅@Inter_Politics
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
✍️ علیرضا رحمتی
دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی
ترسناکتر از نوسان افسارگسیختۀ دلار و جهش قیمت طلا و مشکلات روزافزون اقتصادیْ تداوم فقر معرفتی و پریشانی گفتمانی در بخشی از فضای آکادمی ـ سیاسی ایران است؛ جریانی که از علم فاصله گرفته، اما زیر نقاب «لیبرالیسم» پنهان شده و در عمل، رفتاری فاشیستی و نازیوار از خود بروز میدهد. اینان زهران ممدانی (شهردار منتخب نیویورک و از حامیان سوسیالیسم اقتصادی در درون ساختار دموکراتیک آمریکا) را «کمونیست» مینامند، بیآنکه دریابند او محصول طبیعی تکامل اقتصاد بازار و جامعهٔ باز است، نه نافی آن. در مقابل، گروهی دیگر انتخاب یک کارگزار مسلمانِ منتقد ساختار را نه نشانهای از بلوغ و پویایی لیبرالدموکراسی، بلکه گواهی بر افول آن میدانند؛ درحالیکه درست برعکس، چنین انتخابی نشان میدهد شهروندان آمریکایی در دل ایالتی که قهارترین و قویترین لابیهای یهودیْ تا بندندان در آن مسلح و فعالاند، توانستهاند با رأی خود از مرزهای برنامهریزیشده عبور کنند و تجلی تازهای از خودآگاهی مدنی را رقم بزنند.
پویاییهای جامعهٔ باز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود؛ جایی که دشمنان آزادی ـ از هر طیف و جناح ـ در برابر منطق درونی نظام بازار زمینگیر میشوند. اقتصاد بازار، یا همان چیزی که منتقدانش کاپیتالیسم میخوانند، در طول تاریخ ثابت کرده ساختاری پویا و خوداصلاحگر دارد و درنهایت، پذیرای دگرگونیهای اجتماعی و طبقاتی است. انتخاب چهرههایی مانند زهران ممدانی نه تهدیدی برای این نظام، بلکه نشانهای از قدرت انطباق آن است. همانگونه که پیشتر، ظهور باراک اوباما و اجرای طرحهای حمایتی موسوم به ObamaCare خشم محافظهکاران را برانگیخت و کاسههای داغتر از آش ایرانی هم او را «کمونیست» خواندند، امروز نیز واکنش مشابهی نسبت به سیاستمدارانی دیده میشود که در چارچوب اقتصاد بازار، به بازتوزیع فرصتها و عدالت اجتماعی میاندیشند. این واکنشها نه از عمق تحلیل، بلکه از ترس فروپاشی انحصار گفتمان لیبرالنمایانه برمیخیزد.
درواقع، اقتصاد سیاسی معاصر نشان میدهد جوامع مدنی پیشرفته، همچون آمریکا، حاصل تعادل و تعامل پویای میان بازار آزاد و نهادهای دموکراتیکاند؛ نظمی که حتی در اوج بحرانها و تناقضها توانسته تضاد میان کار و سرمایه را به سازوکاری اصلاحپذیر بدل کند. ازاینرو، فهم تحولات امروز آمریکا بدون شناخت منطق درونی اقتصاد بازار ممکن نیست؛ منطقی که از درون سرمایهمحوری میرویَد، اما ظرفیت بازتولید عدالت اجتماعی را نیز در خود دارد. انتخاب امثال زُهران ممدانی نه نشانهٔ افول دموکراسی غربی است و نه هیچ جای تعجبی دارد؛ زیرا لیبرالدموکراسی لباس ازپیشدوختهای نیست که تنها بر اندام یک طبقه یا فرهنگ بنشیند. بلکه نظامی زنده است که در هر بستر اجتماعی، صورت تازهای از خود میآفریند؛ نظامی که توانسته در درون اقتصاد بازار، به سازوکاری فرهنگی و اخلاقی برای بازتعریف قدرت و آزادی بدل شود.
لیبرالنماهای داخلی (شما بخوانید فاشیستها) که تاکنون هرگونه منتقد و دگراندیش را با تبلیغات رسانهای به حاشیه راندهاند، باید بدانند دوران دوگانهپنداریهای سادهانگارانه، از چپ و راست تا خیر و شر، به سر آمده است و برچسبزنیهای کودکانهشان دیگر کارایی ندارد. جهان مدرن در پیوستگی نیروها و منافع، چنان درهمتنیده شده که جداسازی آنها، اگر نگوییم ناممکن، دستکم بهغایت دشوار است. این درهمتنیدگی، چهرۀ واقعی سیاست در عصر سرمایهداری متأخر است: تلفیقی از رقابت و همزیستی، تعارض و همگرایی، و سرمایه و عدالت. البته که اگر این فرقه رفتارهای کودکانۀ خود را کنار بگذارند و تنوع را بپذیرند، دیگر چیزی برای گفتن نخواهند داشت، زیرا جوهر تنشسازیهایشان در همان لحظه خشک میشود.
✅@Inter_Politics
👍28👎6
پیشبینی IMF از چشمانداز GDP اروپا در سال ۲۰۲۶
براساس دادههای منتشرشده، تولید ناخالص داخلی اروپا در سال ۲۰۲۶ به حدود ۳۱ تریلیون دلار خواهد رسید و اروپای غربی با سهم نزدیک به ۴۰ درصد، بزرگترین بلوک اقتصادی قاره باقی میماند؛ در سطح ملی، آلمان با ۵.۳ تریلیون دلار موتور اصلی منطقه است و انتظار میرود با افزایش دستمزدها و تقویت مصرف داخلی وارد فاز بهبود شود؛ بریتانیا و فرانسه جایگاههای دوم و سوم را حفظ میکنند. روند رشد در منطقۀ یورو ـ با وجود نااطمینانی ناشی از تعرفهها ـ تحتتأثیر افزایش مخارج دولتی ادامه مییابد، هرچند این امر به تشدید نسبتهای بدهی میانجامد. درمجموع، توزیع قدرت اقتصادی اروپا نشان میدهد که شکاف میان اقتصادهای بزرگ اروپای شمالی و غربی با کشورهای جنوب و شرق پابرجاست؛ برخی اقتصادهای میانه مانند لهستان، هلند و سوئد ظرفیت ایفای نقش پررنگتر در پویایی اقتصاد قاره را دارند. این الگوها تصویری از اروپایی ارائه میدهد که در ۲۰۲۶ همچنان متکی بر مصرف، هزینهکرد دولت و بازیابی تدریجی صنایع اصلی است، اما با چالشهایی چون بدهیهای روبهافزایش و نااطمینانی تجاری مواجه خواهد بود.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
براساس دادههای منتشرشده، تولید ناخالص داخلی اروپا در سال ۲۰۲۶ به حدود ۳۱ تریلیون دلار خواهد رسید و اروپای غربی با سهم نزدیک به ۴۰ درصد، بزرگترین بلوک اقتصادی قاره باقی میماند؛ در سطح ملی، آلمان با ۵.۳ تریلیون دلار موتور اصلی منطقه است و انتظار میرود با افزایش دستمزدها و تقویت مصرف داخلی وارد فاز بهبود شود؛ بریتانیا و فرانسه جایگاههای دوم و سوم را حفظ میکنند. روند رشد در منطقۀ یورو ـ با وجود نااطمینانی ناشی از تعرفهها ـ تحتتأثیر افزایش مخارج دولتی ادامه مییابد، هرچند این امر به تشدید نسبتهای بدهی میانجامد. درمجموع، توزیع قدرت اقتصادی اروپا نشان میدهد که شکاف میان اقتصادهای بزرگ اروپای شمالی و غربی با کشورهای جنوب و شرق پابرجاست؛ برخی اقتصادهای میانه مانند لهستان، هلند و سوئد ظرفیت ایفای نقش پررنگتر در پویایی اقتصاد قاره را دارند. این الگوها تصویری از اروپایی ارائه میدهد که در ۲۰۲۶ همچنان متکی بر مصرف، هزینهکرد دولت و بازیابی تدریجی صنایع اصلی است، اما با چالشهایی چون بدهیهای روبهافزایش و نااطمینانی تجاری مواجه خواهد بود.
🌐منبع
✅@Inter_Politics
👍5
✍️با تشکر از ایلان ماسک
اخیراً پلتفرم «ایکس» در اقدامی ظاهراً فنی، قابلیت نمایش موقعیت مکانی (Location) را فعال کرد؛ تغییری که در سطح جهانی یک بهروزرسانی ساده بود، اما در ایران به یک «رسوایی تمامعیار» بدل شد. این قابلیت، پرده از حقیقتی تلخ و آکنده از تبعیض برداشت: «مدافعان آخرالزمانی فیلترینگ» که در تریبونهای رسمی بر طبل محدودیت میکوبند، خود در خلوت از «اینترنت سفید» بهره میبرند و بدون نیاز به هیچ فیلترشکنی، به جهان آزاد متصلاند. این ماجرا درسی بزرگ داشت: اینکه برای حفظ آرامش و حال خوب خود و اطرافیانمان هم که شده، باید از این فضای آلوده و بازیهای کثیف سیاسی فاصله بگیریم و همیشه در مسیر «صداقت» قدم برداریم. این رخداد، فراتر از یک مچگیری سیاسی، یادآور جملۀ طلایی استادم، دکتر محمود سریعالقلم است که امروز بیش از هر زمان دیگری مصداق یافته: «اگر از روی خیرخواهی هم نتوانستید راست بگویید، همیشه از ترس تکنولوژی راست بگویید.» عصر ما، عصر اتاقهای شیشهای است؛ جایی که تکنولوژی بیرحمتر از آن است که اجازه دهد دیوارهای «استاندارد دوگانه» پابرجا بمانند.
✅@Inter_Politics
اخیراً پلتفرم «ایکس» در اقدامی ظاهراً فنی، قابلیت نمایش موقعیت مکانی (Location) را فعال کرد؛ تغییری که در سطح جهانی یک بهروزرسانی ساده بود، اما در ایران به یک «رسوایی تمامعیار» بدل شد. این قابلیت، پرده از حقیقتی تلخ و آکنده از تبعیض برداشت: «مدافعان آخرالزمانی فیلترینگ» که در تریبونهای رسمی بر طبل محدودیت میکوبند، خود در خلوت از «اینترنت سفید» بهره میبرند و بدون نیاز به هیچ فیلترشکنی، به جهان آزاد متصلاند. این ماجرا درسی بزرگ داشت: اینکه برای حفظ آرامش و حال خوب خود و اطرافیانمان هم که شده، باید از این فضای آلوده و بازیهای کثیف سیاسی فاصله بگیریم و همیشه در مسیر «صداقت» قدم برداریم. این رخداد، فراتر از یک مچگیری سیاسی، یادآور جملۀ طلایی استادم، دکتر محمود سریعالقلم است که امروز بیش از هر زمان دیگری مصداق یافته: «اگر از روی خیرخواهی هم نتوانستید راست بگویید، همیشه از ترس تکنولوژی راست بگویید.» عصر ما، عصر اتاقهای شیشهای است؛ جایی که تکنولوژی بیرحمتر از آن است که اجازه دهد دیوارهای «استاندارد دوگانه» پابرجا بمانند.
✅@Inter_Politics
👍23👎2
این اثر آموزشی، رهنمودی فشرده برای گذار از «ذهنیت کارگری» (کار برای پول) به «ذهنیت سرمایهگذار» (پول برای کار) است. ویدیو با تشریح ۲۱ اصل کلیدی، بر تمایز حیاتی میان «دارایی» و «بدهی»، قدرت جادویی «سود مرکب»، و اهمیت حیاتی «درآمد غیرفعال» تمرکز دارد. هدف نهایی آن، آموزش مهندسیِ مجددِ جریانهای مالی شخصی است تا فرد بتواند به جای فرسودگی در چرخه کار روزمره، به استقلال و آزادی مالی دست یابد. با وجود ضعف بسیار آموزش مالی در نظام آموزشی ایران، تماشای این ویدیو، بسیار مؤثر خواهد بود.
💢در یوتوب تماشا کنید
✅@Inter_Politics
💢در یوتوب تماشا کنید
✅@Inter_Politics
👍6
تاوانِ عبور از غریزه
✍️علیرضا رحمتی
انتشار دیرهنگام و هماهنگِ سخنان دکتر محمود سریعالقلم ـ مبنیبر اینکه حکومت باید متعلق به طبقۀ متوسط باشد [نباید به دست گرسنگان بیفتد] ـ موجی از واکنشها را برانگیخته است که بیش از آنکه بر نقد علمی و استدلالی استوار باشد، ماهیتی تخریبی دارد. اگرچه این سخنان متعلق به تابستان بوده، انتشار عجیب و سازماندهیشدهٔ آن پساز سه ماه و همزمان با رسوایی سیمکارتهای بدون فیلتر، نشان میدهد که ماجرا فراتر از یک اختلافنظرِ عادی و برای انحراف افکار عمومی است.
شدت و هماهنگی این هجمهها بیانگر آن است که این سخنان، نقطهای حساس در حافظۀ سیاسی برخی جریانها را هدف قرار داده است. اظهارات سریعالقلم دربارۀ خاستگاه اجتماعی بخشی از نخبگان قدرت ـ که آنان را برخاسته از لایههای محروم و تهیدست میداند ـ بهراحتی میتواند در چارچوب جامعهشناسی قدرت نقد یا رد شود؛ اما واکنشهای عصبیِ کنونی ریشه در جای دیگری دارد. این واکنشها عمدتاً ازسوی گروههایی است که در رخدادهای رادیکال ابتدای انقلاب (مانند مصادرههای فلّهای و گسترده، کتکزدن کارآفرینان و صاحبان کارخانه، و اشغال سفارت آمریکا) نقش داشتند و آنانی که بعدها کوشیدند عقدههای ناشی از «خالیبودن یخچال خانههایشان» را با غارت اموال عمومی و برخوردهای خشن با منتقدان جبران کنند.
بهعنوان کسی که در دوران تحصیل بارها و بهطور جدی با برخی از دیدگاههای سریعالقلم چالش داشتهام و دارم، معتقدم اختلافنظر علمی نباید مانع از ارزیابی منصفانه شود. او هرگز نگفت که طبقۀ فرودست نباید زندگی کند یا حق رأی و اظهارنظر از آن سلب شود؛ بلکه تأکید او بر این نکتۀ ظریف بود که «امر سیاسی» و «هنر حکمرانی» باید در دست کسانی باشد که از سطح «غریزه» و نیازهای اولیه عبور کرده باشند و با یک سفر دیپلماتیک، از هتلهای پنجستاره ذوقمرگ نشوند و تحت هر شرایطی از منافع ملی چشمپوشی نکنند. او حتی به عبارت «طبقۀ فقیر» هیچ اشارهای نداشت.
متأسفانه آنچه اکنون مشاهده میشود، فاقد هرگونه بنیان روششناسی، معرفتشناسی یا هستیشناسی است و بیشتر به یک پروژۀ هدفمند برای ترور شخصیتیِ یک دانشمند شباهت دارد. تبارشناسی این هجمهها ما را به دو طیف میرساند:
نخست، چهرههایی سیاه که از رانت رسانهای و مصونیتِ موسوم به «خط سفید» برخوردارند.
دوم، کاسبانی که منافع اقتصادی و سیاسیشان نه از بازار رقابتی، بلکه از تاراج منابع عمومی حاصل شده است؛ همان گرسنگان دیروز که اکنون گرسنگی را به سفرهٔ میلیونها ایرانی حقنه کردهاند.
نکتۀ قابلتأمل دیگر، سکوت معنادار کسانی است که در سالهای گذشته بهطور مستمر از اعتبار علمی سریعالقلم بهره میبردند، اما امروز توانایی تحلیل یا دفاع منطقی از او را ندارند. این سکوت، بازتابی از سیاستورزیِ مصلحتمحور و جابهجایی مواضع است. بااینحال، تجربهٔ تاریخی و مبانی تحلیل گفتمان نشان میدهد که چنین «پروژههای تخریبیِ کلاسیک» که از اساس به قرن بیستم و سیاستهای شوروی استالینی تعلق دارند، در عصر دیجیتال معمولاً اثر معکوس دارند. فقدان پشتوانۀ استدلالی در این حملات، تنها تمایز میان جایگاه معرفتی سریعالقلم و سطح نازلِ پروژهبگیران را برجستهتر میکند و درنهایت، بهجای تضعیف، به تقویت موقعیت او در افکار عمومی و محافل دانشگاهی منجر خواهد شد.
فرجام سخن آنکه فارغ از موافقت یا مخالفت با نظریات سریعالقلم، شخصیت او همواره نماد گفتوگو، تساهل، تسامح و احترام به منتقد بوده است. شگفتانگیز است که این چهرۀ علمی، هدف حملۀ «فرقۀ تندرو» در داخل و مجریان شبکۀ «منوتو» در خارج قرار گرفته است!
✅@Inter_Politics
✍️علیرضا رحمتی
انتشار دیرهنگام و هماهنگِ سخنان دکتر محمود سریعالقلم ـ مبنیبر اینکه حکومت باید متعلق به طبقۀ متوسط باشد [نباید به دست گرسنگان بیفتد] ـ موجی از واکنشها را برانگیخته است که بیش از آنکه بر نقد علمی و استدلالی استوار باشد، ماهیتی تخریبی دارد. اگرچه این سخنان متعلق به تابستان بوده، انتشار عجیب و سازماندهیشدهٔ آن پساز سه ماه و همزمان با رسوایی سیمکارتهای بدون فیلتر، نشان میدهد که ماجرا فراتر از یک اختلافنظرِ عادی و برای انحراف افکار عمومی است.
شدت و هماهنگی این هجمهها بیانگر آن است که این سخنان، نقطهای حساس در حافظۀ سیاسی برخی جریانها را هدف قرار داده است. اظهارات سریعالقلم دربارۀ خاستگاه اجتماعی بخشی از نخبگان قدرت ـ که آنان را برخاسته از لایههای محروم و تهیدست میداند ـ بهراحتی میتواند در چارچوب جامعهشناسی قدرت نقد یا رد شود؛ اما واکنشهای عصبیِ کنونی ریشه در جای دیگری دارد. این واکنشها عمدتاً ازسوی گروههایی است که در رخدادهای رادیکال ابتدای انقلاب (مانند مصادرههای فلّهای و گسترده، کتکزدن کارآفرینان و صاحبان کارخانه، و اشغال سفارت آمریکا) نقش داشتند و آنانی که بعدها کوشیدند عقدههای ناشی از «خالیبودن یخچال خانههایشان» را با غارت اموال عمومی و برخوردهای خشن با منتقدان جبران کنند.
بهعنوان کسی که در دوران تحصیل بارها و بهطور جدی با برخی از دیدگاههای سریعالقلم چالش داشتهام و دارم، معتقدم اختلافنظر علمی نباید مانع از ارزیابی منصفانه شود. او هرگز نگفت که طبقۀ فرودست نباید زندگی کند یا حق رأی و اظهارنظر از آن سلب شود؛ بلکه تأکید او بر این نکتۀ ظریف بود که «امر سیاسی» و «هنر حکمرانی» باید در دست کسانی باشد که از سطح «غریزه» و نیازهای اولیه عبور کرده باشند و با یک سفر دیپلماتیک، از هتلهای پنجستاره ذوقمرگ نشوند و تحت هر شرایطی از منافع ملی چشمپوشی نکنند. او حتی به عبارت «طبقۀ فقیر» هیچ اشارهای نداشت.
متأسفانه آنچه اکنون مشاهده میشود، فاقد هرگونه بنیان روششناسی، معرفتشناسی یا هستیشناسی است و بیشتر به یک پروژۀ هدفمند برای ترور شخصیتیِ یک دانشمند شباهت دارد. تبارشناسی این هجمهها ما را به دو طیف میرساند:
نخست، چهرههایی سیاه که از رانت رسانهای و مصونیتِ موسوم به «خط سفید» برخوردارند.
دوم، کاسبانی که منافع اقتصادی و سیاسیشان نه از بازار رقابتی، بلکه از تاراج منابع عمومی حاصل شده است؛ همان گرسنگان دیروز که اکنون گرسنگی را به سفرهٔ میلیونها ایرانی حقنه کردهاند.
نکتۀ قابلتأمل دیگر، سکوت معنادار کسانی است که در سالهای گذشته بهطور مستمر از اعتبار علمی سریعالقلم بهره میبردند، اما امروز توانایی تحلیل یا دفاع منطقی از او را ندارند. این سکوت، بازتابی از سیاستورزیِ مصلحتمحور و جابهجایی مواضع است. بااینحال، تجربهٔ تاریخی و مبانی تحلیل گفتمان نشان میدهد که چنین «پروژههای تخریبیِ کلاسیک» که از اساس به قرن بیستم و سیاستهای شوروی استالینی تعلق دارند، در عصر دیجیتال معمولاً اثر معکوس دارند. فقدان پشتوانۀ استدلالی در این حملات، تنها تمایز میان جایگاه معرفتی سریعالقلم و سطح نازلِ پروژهبگیران را برجستهتر میکند و درنهایت، بهجای تضعیف، به تقویت موقعیت او در افکار عمومی و محافل دانشگاهی منجر خواهد شد.
فرجام سخن آنکه فارغ از موافقت یا مخالفت با نظریات سریعالقلم، شخصیت او همواره نماد گفتوگو، تساهل، تسامح و احترام به منتقد بوده است. شگفتانگیز است که این چهرۀ علمی، هدف حملۀ «فرقۀ تندرو» در داخل و مجریان شبکۀ «منوتو» در خارج قرار گرفته است!
✅@Inter_Politics
👍23👎18