دولت_در_نگاه_هگل_سیدجواد_طباطبایی_جلسه_1_mp3
<unknown>
🎙 درسگفتارِ "اندیشهی دولت در فلسفهی هگل" از دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
جواد طباطبایی به عنوان مهمترین هگلشناسی که رسالهی دکتری خود را در دانشگاه سوربن فرانسه، دربارهی فلسفه هگل نوشته بود، در این درسگفتارها به ظرایفِ اندیشهی دولت در فلسفهی هگل پرداخته است.
ترجمه دقیق مفاهیم و توجه به مسائل ایران نیز در این درسگفتارها جالب توجه است.
🔴 منبع:
کانال سرو ایرانشهر
@IranDel_Channel
💢
🎙 درسگفتارِ "اندیشهی دولت در فلسفهی هگل" از دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
جواد طباطبایی به عنوان مهمترین هگلشناسی که رسالهی دکتری خود را در دانشگاه سوربن فرانسه، دربارهی فلسفه هگل نوشته بود، در این درسگفتارها به ظرایفِ اندیشهی دولت در فلسفهی هگل پرداخته است.
ترجمه دقیق مفاهیم و توجه به مسائل ایران نیز در این درسگفتارها جالب توجه است.
🔴 منبع:
کانال سرو ایرانشهر
@IranDel_Channel
💢
👍9👎2
ایراندل | IranDel
🔴 داستانِ تحلیل ✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل ویژگی عمده جهان کنونی، ظهور سریع تهدیدات خُردکننده در کنار بازشدنِ پنجرهی فرصتهای زودگذر است. در واقع، شبکهی لحظات و لحظاتِ شبکهای بنیان جهان تک قطبیِ در حالِ گذار…
🔴 داستانِ چارچوبِ تحلیل
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
از ویژگیهای جهانِ کنونی، شگفتزدگی مستمر از رخدادهای ظاهراً پیشبینیناپذیر است؛ ویژگی که برخاسته از فرصتهای زودگذر و تهدیداتِ خُردکننده است. میتوان این رخدادها را تنها توصیف کرد و به قضاوت نشست؛ اما برای درکِ لایههای پنهانشان، نیاز به چارچوبِ تحلیلی منسجمی است.
چهار سطح (Level) را در نظر آورید: سطحِ بینالملل که ابرقدرت و قدرتهای بزرگ در آن عمل میکنند (ابرقدرت بر همه مناطق؛ قدرتهای بزرگ در مناطق مجاور)؛ سطحِ منطقهای که در مناطقِ گوناگون پویایی متفاوت دارد؛ سطحِ متقابل به رابطهی دو کشور اشاره دارد؛ و سطحِ ملی که به سیاست داخلی اشاره دارد.
نکته کلیدی این است که سطوح چهارگانه درهمتنیده است. بدین معنا که کُنشهای هر سطح بر دیگر سطوحِ پایینتر سرریز دارد؛ هر چند که سطوحِ پایین نیز با تأثیری کمتری بر سطوحِ بالاتر تأثیر مینهند. از این رو، کُنشهای قدرتهای بزرگ، تأثیری بیشتری در جهان دارند تا قدرتهای منطقهای یا کشورهای کوچک.
گذشته از سطوح، چهار حوزه (Field) را تصور کنید: حوزهی ژئوپلتیک به درهمتنیدگی عوامل سیاسی - نظامی با فاکتورهای جغرافیایی؛ حوزهی ژئواکونومیک به درهمتنیدگی عوامل اقتصادی با فاکتورهای جغرافیایی؛ و حوزهی ژئوکالچر که درهمتنیدگی عوامل فرهنگی - ایدئولوژیک با فاکتورهای جغرافیایی اشاره دارد. تكنوپلتیک [در معنای توسعهی تکنولوژی برای دستیابی به اهدافِ ژئوپلتیکی] نیز نوینترین حوزه است که هم بر کُنشهای کشورها تأثیر میگذارد و هم متأثر از کُنشهای آنان است.
نکته اینکه، حوزههای چهارگانه نیز به مانندِ سطوحِ چهارگانه درهمتنیده هستند. این بدین معناست که کُنش و اقدام در یک حوزه، بر دیگر حوزهها نیز تأثیرِ مستقیم یا غیرمستقیم خواهد گذاشت.
این چارچوبِ منسجم به درهمتنیدگی سطوح و حوزههای چهارگانه اشاره دارد. هر رخدادی هم برخاسته از مجموعه عواملی ویژه است و هم پیامدهای ویژه خواهد داشت. «ویژه» اشاره به تکرارناپذیری دارد. هر رخداد ظاهراً در یک سطح و در حوزه جای دارد. در واقعیت اما درهمتنیده با چهار سطح و چهار حوزه است.
حال میتوان با چنین چارچوبِ منسجمی به ارزیابی، تبیین و پیشبینی رخدادها، کُنشها و روندها نشست. نگاه کنید که یک رخدادِ ظاهراً شگفتانگیز در یک منطقه چه تبعاتِ سیاسی، نظامی، اقتصادی، ایدئولوژیک و تکنولوژیک در یک کشور داشته و چگونه بر اقداماتِ آتی این کشور در این حوزهها تأثیر میگذارد
در ادامه، میتوان دید که کُنشها و اقداماتِ این کشور چگونه بر روابطِ دوجانبه با کشوری دیگر تأثیر میگذارد. میتوان در سطحی بالاتر، تأثیرِ رخدادِ سیاسی - نظامی را در چیدمانِ قدرت در سطحِ منطقهای دریافت. مهمتر اما تحلیلِ تأثیرِ این رخداد، بر موازنهی قوا در سطحِ بینالملل میان قدرتهای بزرگ است.
اگر بازیگر اصلی در این رخداد قدرت بزرگ یا ابرقدرت باشد، بر همه یا بسیاری از مناطق، روابط دوگانه کشورها و مسائل داخلی آنان در حوزههای چهارگانه، تأثیر مینهد. اگر بازیگر اصلی قدرتی منطقهای باشد آنگاه تأثیر کمتری بر رقابتِ جهانی میگذارد، گرچه منطقه از آن متأثر میشود.
در عوضِ سوگیری بر سر همهی رخدادهای جاری و تلاش برای جلبِ توجه مخاطبان، تحلیلگرِ تیزبین باید روابطِ دینامیک، میان عوامل را در چهار سطح و چهار حوزه دریابد. تنها با چنین چارچوب تحلیلی است که شعور بر شور غلبه کرده، روندهای آینده نمایان شده، و خِرَد، راهنمای کُنشهای فردی و جمعی خواهد بود!
🔴 پینوشت:
۱) برای فهمِ دقیقتر این رشتهتوییت، توصیه میشود، رشتهتوییتِ "داستان تحلیل" را از اینجا بخوانید.
۲) بازنشر رشتهتوییتی از یک شخص به معنای تأييد تمام مواضع آن شخص نیست.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 داستانِ چارچوبِ تحلیل
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دکترای روابط بینالملل
از ویژگیهای جهانِ کنونی، شگفتزدگی مستمر از رخدادهای ظاهراً پیشبینیناپذیر است؛ ویژگی که برخاسته از فرصتهای زودگذر و تهدیداتِ خُردکننده است. میتوان این رخدادها را تنها توصیف کرد و به قضاوت نشست؛ اما برای درکِ لایههای پنهانشان، نیاز به چارچوبِ تحلیلی منسجمی است.
چهار سطح (Level) را در نظر آورید: سطحِ بینالملل که ابرقدرت و قدرتهای بزرگ در آن عمل میکنند (ابرقدرت بر همه مناطق؛ قدرتهای بزرگ در مناطق مجاور)؛ سطحِ منطقهای که در مناطقِ گوناگون پویایی متفاوت دارد؛ سطحِ متقابل به رابطهی دو کشور اشاره دارد؛ و سطحِ ملی که به سیاست داخلی اشاره دارد.
نکته کلیدی این است که سطوح چهارگانه درهمتنیده است. بدین معنا که کُنشهای هر سطح بر دیگر سطوحِ پایینتر سرریز دارد؛ هر چند که سطوحِ پایین نیز با تأثیری کمتری بر سطوحِ بالاتر تأثیر مینهند. از این رو، کُنشهای قدرتهای بزرگ، تأثیری بیشتری در جهان دارند تا قدرتهای منطقهای یا کشورهای کوچک.
گذشته از سطوح، چهار حوزه (Field) را تصور کنید: حوزهی ژئوپلتیک به درهمتنیدگی عوامل سیاسی - نظامی با فاکتورهای جغرافیایی؛ حوزهی ژئواکونومیک به درهمتنیدگی عوامل اقتصادی با فاکتورهای جغرافیایی؛ و حوزهی ژئوکالچر که درهمتنیدگی عوامل فرهنگی - ایدئولوژیک با فاکتورهای جغرافیایی اشاره دارد. تكنوپلتیک [در معنای توسعهی تکنولوژی برای دستیابی به اهدافِ ژئوپلتیکی] نیز نوینترین حوزه است که هم بر کُنشهای کشورها تأثیر میگذارد و هم متأثر از کُنشهای آنان است.
نکته اینکه، حوزههای چهارگانه نیز به مانندِ سطوحِ چهارگانه درهمتنیده هستند. این بدین معناست که کُنش و اقدام در یک حوزه، بر دیگر حوزهها نیز تأثیرِ مستقیم یا غیرمستقیم خواهد گذاشت.
این چارچوبِ منسجم به درهمتنیدگی سطوح و حوزههای چهارگانه اشاره دارد. هر رخدادی هم برخاسته از مجموعه عواملی ویژه است و هم پیامدهای ویژه خواهد داشت. «ویژه» اشاره به تکرارناپذیری دارد. هر رخداد ظاهراً در یک سطح و در حوزه جای دارد. در واقعیت اما درهمتنیده با چهار سطح و چهار حوزه است.
حال میتوان با چنین چارچوبِ منسجمی به ارزیابی، تبیین و پیشبینی رخدادها، کُنشها و روندها نشست. نگاه کنید که یک رخدادِ ظاهراً شگفتانگیز در یک منطقه چه تبعاتِ سیاسی، نظامی، اقتصادی، ایدئولوژیک و تکنولوژیک در یک کشور داشته و چگونه بر اقداماتِ آتی این کشور در این حوزهها تأثیر میگذارد
در ادامه، میتوان دید که کُنشها و اقداماتِ این کشور چگونه بر روابطِ دوجانبه با کشوری دیگر تأثیر میگذارد. میتوان در سطحی بالاتر، تأثیرِ رخدادِ سیاسی - نظامی را در چیدمانِ قدرت در سطحِ منطقهای دریافت. مهمتر اما تحلیلِ تأثیرِ این رخداد، بر موازنهی قوا در سطحِ بینالملل میان قدرتهای بزرگ است.
اگر بازیگر اصلی در این رخداد قدرت بزرگ یا ابرقدرت باشد، بر همه یا بسیاری از مناطق، روابط دوگانه کشورها و مسائل داخلی آنان در حوزههای چهارگانه، تأثیر مینهد. اگر بازیگر اصلی قدرتی منطقهای باشد آنگاه تأثیر کمتری بر رقابتِ جهانی میگذارد، گرچه منطقه از آن متأثر میشود.
در عوضِ سوگیری بر سر همهی رخدادهای جاری و تلاش برای جلبِ توجه مخاطبان، تحلیلگرِ تیزبین باید روابطِ دینامیک، میان عوامل را در چهار سطح و چهار حوزه دریابد. تنها با چنین چارچوب تحلیلی است که شعور بر شور غلبه کرده، روندهای آینده نمایان شده، و خِرَد، راهنمای کُنشهای فردی و جمعی خواهد بود!
🔴 پینوشت:
۱) برای فهمِ دقیقتر این رشتهتوییت، توصیه میشود، رشتهتوییتِ "داستان تحلیل" را از اینجا بخوانید.
۲) بازنشر رشتهتوییتی از یک شخص به معنای تأييد تمام مواضع آن شخص نیست.
#توییت_خوانی
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
🔴 داستانِ تحلیل
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
ویژگی عمده جهان کنونی، ظهور سریع تهدیدات خُردکننده در کنار بازشدنِ پنجرهی فرصتهای زودگذر است. در واقع، شبکهی لحظات و لحظاتِ شبکهای بنیان جهان تک قطبیِ در حالِ…
✍️ رشتهتوییتی از آرش رئیسینژاد، دانشآموختهی دکترای روابط بینالملل
ویژگی عمده جهان کنونی، ظهور سریع تهدیدات خُردکننده در کنار بازشدنِ پنجرهی فرصتهای زودگذر است. در واقع، شبکهی لحظات و لحظاتِ شبکهای بنیان جهان تک قطبیِ در حالِ…
👍10👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تیتراژ فیلم سینمایی "ای ایران" ساختهی ناصر تقوایی (۱۳۶۸)
در این تیتراژ، تمام عناصر و اشیا زندگی روزمره تبدیل به سه رنگِ پرچم ملی ایران میشوند.
سرود "ای ایران" - ملیترینِ سرود ایرانیان - با شعری از حسین گلگلاب، آهنگسازی روحالله خالقی و خوانندگی غلامحسین بنان برای نخستین بار ۲۷ مهر ماه ۱۳۲۳ خورشیدی در تالار دبستان نظامی دانشکده افسری اجرا شد.
@IranDel_Channel
💢
در این تیتراژ، تمام عناصر و اشیا زندگی روزمره تبدیل به سه رنگِ پرچم ملی ایران میشوند.
سرود "ای ایران" - ملیترینِ سرود ایرانیان - با شعری از حسین گلگلاب، آهنگسازی روحالله خالقی و خوانندگی غلامحسین بنان برای نخستین بار ۲۷ مهر ماه ۱۳۲۳ خورشیدی در تالار دبستان نظامی دانشکده افسری اجرا شد.
@IranDel_Channel
💢
👍18👎2
🔴 مشکل و راهحل در مسئلۀ فلسطین
✍️ احمد زیدآبادی
چه آن را یک توطئۀ بینالمللی بنامیم و چه دست تقدیر بدانیم در اصلِ واقعیت آن ۲۷ هزار کیلومترمربع حاشیۀ جنوب شرقی دریای مدیترانه تفاوتی نخواهد کرد. واقعیت این است که تغییر و تحولات خونین و نکبتبار قرن ۲۰، چندین میلیون یهودی و عرب را در آن نقطه از دنیا در کنار هم قرار داده است.
آنها هر حسی که به یکدیگر داشته باشند، ناگزیرند با هم، راه همزیستی مسالمتآمیز در پیش گیرند. نه میتوان تاریخ را به نقطۀ صفر رساند و نه میتوان واقعیتی با عمرِ حداقل یک قرن را نادیده گرفت. راه همزیستی مسالمتآمیز یهودیان و عربها در آنچه "سرزمین مقدس" نامیده میشود، یا تشکیل کشور واحدی از رود تا دریا با حقوق مساوی تمام آنان است و یا به رسمیت شناختن دو کشور جدا از هم در محدودهای که قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل حدود و ثغور آن را تعیین کرده است. راهِ مقدور و مطلوب دیگری قابل تصور نیست. تنها راه نامقدور و نامطلوب، حذف و نادیدهانگاری یکی توسط دیگری است که آن هم به حادثهای چون عملیات خونین هفت اکتبر [۲۰۲۳ میلادی] از یک طرف و فجایع پس از آن در نوار غزه از طرف دیگر منجر میشود.
آن دسته از یهودیان افراطی که خواهان برپایی نظامی آپارتاید در کرانۀ باختری و اسیر کردن میلیونها فلسطینی در گتوهای پراکنده و از هم جدا هستند، در تحلیلِ نهایی مسئولِ عملیات هولناک توفان الاقصی شناخته میشوند و آن عربهایی که با نفی واقعیتِ حضور میلیونها یهودی در آن سرزمین، نابودی اسرائیل را به عنوان هدف و مبارزۀ مسلحانه را به عنوان استراتژی خود برگزیدهاند، ثمرۀ نهایی انتخابشان همان است که این روزها در نوار غزه تجربه میکنند.
زخم یک قرنۀ مسئلۀ فلسطین بیش از هر زخم بینالمللی دیگری دوام آورده و خونریزی داده است. اگر قرار به التیام آن نباشد، جنگ کنونی غزه تنها یکی از خونریزیهای مرحلهای آن خواهد بود. این زخم فقط در صورتی قابل التیام است که شورای امنیت سازمان ملل، طرح صلحی مشخص و با جزئیات روشن و غیرقابل تفسیرهای دلبخواهانه تهیه و تدوین و آن را در همین شرایطی که چهرۀ منفور و کثیف جنگ خود را به نمایش گذاشته است، به عنوان امری الزامآور و تخطیناپذیر به تمام طرفهای مناقشه و اعضای جامعۀ بینالمللی ارائه کند.
در واقع در آن صورت است که صف کسانی که میخواهند بخشی از راهحل این بحرانِ تاریخی باشند از صف کسانی که بخشی از مشکلاند، از یکدیگر سوا خواهد شد.
بدبختانه در شرایط حاضر و در فقدان یک طرحِ صلحِ مشخص و متوازنِ برخوردار از مشروعیت بینالمللی، همۀ اطراف قضیه این امکان را پیدا کردهاند که خود را راهحل و طرفِ مقابل را مشکل معرفی کنند و به این بهانه بر دامنۀ خونریزیها بیفزایند.
برای این مقصود، فعالانِ صلح در سرتاسر جهان لازم است اعضای شورای امنیت سازمان ملل را برای تدوین و ارائۀ یک طرحِ صلح عادلانه و متوازن برای مسئلۀ فلسطین تحت فشار بگذارند و تلاششان را به این سمت و سو هدایت کنند.
جمهوری اسلامی هم به عنوان طرفی که عملاً خود را تا بُنِدندان، درگیر ماجرای فلسطین کرده است، لازم است یک بار و برای همیشه تکلیف نهایی خود را با این موضوع روشن کند و به صراحت بگوید که سرانجام طرفدار صلح در آن منطقه است یا جنگ؟ اگر حامی صلح است با توجه به نفوذ و ابزارهای مؤثری که در منطقه دارد، میتواند نقشِ مهمی در زمینۀ تدوین طرح آن در سازمان ملل به عهده بگیرد و اگر خواهان جنگ است، جنگ همان است که در نوارغزه جریان دارد، باتمام بیرحمی و سنگدلی و احتمال گسترش آن به کشور ما.
🔴 پینوشت:
بازنشر یادداشتی به معنای تأييد کل محتوای آن و تأییدِ تمام مواضع نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 مشکل و راهحل در مسئلۀ فلسطین
✍️ احمد زیدآبادی
چه آن را یک توطئۀ بینالمللی بنامیم و چه دست تقدیر بدانیم در اصلِ واقعیت آن ۲۷ هزار کیلومترمربع حاشیۀ جنوب شرقی دریای مدیترانه تفاوتی نخواهد کرد. واقعیت این است که تغییر و تحولات خونین و نکبتبار قرن ۲۰، چندین میلیون یهودی و عرب را در آن نقطه از دنیا در کنار هم قرار داده است.
آنها هر حسی که به یکدیگر داشته باشند، ناگزیرند با هم، راه همزیستی مسالمتآمیز در پیش گیرند. نه میتوان تاریخ را به نقطۀ صفر رساند و نه میتوان واقعیتی با عمرِ حداقل یک قرن را نادیده گرفت. راه همزیستی مسالمتآمیز یهودیان و عربها در آنچه "سرزمین مقدس" نامیده میشود، یا تشکیل کشور واحدی از رود تا دریا با حقوق مساوی تمام آنان است و یا به رسمیت شناختن دو کشور جدا از هم در محدودهای که قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل حدود و ثغور آن را تعیین کرده است. راهِ مقدور و مطلوب دیگری قابل تصور نیست. تنها راه نامقدور و نامطلوب، حذف و نادیدهانگاری یکی توسط دیگری است که آن هم به حادثهای چون عملیات خونین هفت اکتبر [۲۰۲۳ میلادی] از یک طرف و فجایع پس از آن در نوار غزه از طرف دیگر منجر میشود.
آن دسته از یهودیان افراطی که خواهان برپایی نظامی آپارتاید در کرانۀ باختری و اسیر کردن میلیونها فلسطینی در گتوهای پراکنده و از هم جدا هستند، در تحلیلِ نهایی مسئولِ عملیات هولناک توفان الاقصی شناخته میشوند و آن عربهایی که با نفی واقعیتِ حضور میلیونها یهودی در آن سرزمین، نابودی اسرائیل را به عنوان هدف و مبارزۀ مسلحانه را به عنوان استراتژی خود برگزیدهاند، ثمرۀ نهایی انتخابشان همان است که این روزها در نوار غزه تجربه میکنند.
زخم یک قرنۀ مسئلۀ فلسطین بیش از هر زخم بینالمللی دیگری دوام آورده و خونریزی داده است. اگر قرار به التیام آن نباشد، جنگ کنونی غزه تنها یکی از خونریزیهای مرحلهای آن خواهد بود. این زخم فقط در صورتی قابل التیام است که شورای امنیت سازمان ملل، طرح صلحی مشخص و با جزئیات روشن و غیرقابل تفسیرهای دلبخواهانه تهیه و تدوین و آن را در همین شرایطی که چهرۀ منفور و کثیف جنگ خود را به نمایش گذاشته است، به عنوان امری الزامآور و تخطیناپذیر به تمام طرفهای مناقشه و اعضای جامعۀ بینالمللی ارائه کند.
در واقع در آن صورت است که صف کسانی که میخواهند بخشی از راهحل این بحرانِ تاریخی باشند از صف کسانی که بخشی از مشکلاند، از یکدیگر سوا خواهد شد.
بدبختانه در شرایط حاضر و در فقدان یک طرحِ صلحِ مشخص و متوازنِ برخوردار از مشروعیت بینالمللی، همۀ اطراف قضیه این امکان را پیدا کردهاند که خود را راهحل و طرفِ مقابل را مشکل معرفی کنند و به این بهانه بر دامنۀ خونریزیها بیفزایند.
برای این مقصود، فعالانِ صلح در سرتاسر جهان لازم است اعضای شورای امنیت سازمان ملل را برای تدوین و ارائۀ یک طرحِ صلح عادلانه و متوازن برای مسئلۀ فلسطین تحت فشار بگذارند و تلاششان را به این سمت و سو هدایت کنند.
جمهوری اسلامی هم به عنوان طرفی که عملاً خود را تا بُنِدندان، درگیر ماجرای فلسطین کرده است، لازم است یک بار و برای همیشه تکلیف نهایی خود را با این موضوع روشن کند و به صراحت بگوید که سرانجام طرفدار صلح در آن منطقه است یا جنگ؟ اگر حامی صلح است با توجه به نفوذ و ابزارهای مؤثری که در منطقه دارد، میتواند نقشِ مهمی در زمینۀ تدوین طرح آن در سازمان ملل به عهده بگیرد و اگر خواهان جنگ است، جنگ همان است که در نوارغزه جریان دارد، باتمام بیرحمی و سنگدلی و احتمال گسترش آن به کشور ما.
🔴 پینوشت:
بازنشر یادداشتی به معنای تأييد کل محتوای آن و تأییدِ تمام مواضع نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍7👎2
ایراندل | IranDel
📷 یک تخته فرشِ نفیس بافتِ تبریز که در مغازهای در بازار تاریخی تبریز به دیوار آویخته شده است. در این فرش نفیس، داستانهای شاهنامه، ابیاتی از شاهنامه، نام و چهرهی منتسب به برخی پادشاهان ایرانی پیش و پس از اسلام، ستونهای تختجمشید، جنگهای نادر شاه و ...…
📷 یک تخته فرشِ نفیسِ ابریشمِ بافتِ تبریز که در مغازهای در بازار تاریخی تبریز به دیوار آویخته شده است.
در این فرش نفیس، طرحی از آرامگاههای حکیم فردوسی و حافظ شیرازی، طرحی از تیسفون، پاسارگاد تصاویر منتسب به پادشاهان و شاعران ایرانی و .... به زیبایی نقش بسته است.
@IranDel_Channel
💢
در این فرش نفیس، طرحی از آرامگاههای حکیم فردوسی و حافظ شیرازی، طرحی از تیسفون، پاسارگاد تصاویر منتسب به پادشاهان و شاعران ایرانی و .... به زیبایی نقش بسته است.
@IranDel_Channel
💢
👍32👎1
🔴 نقش احتمالی روسیه در جنگ غزّه چیست؟
✍️ سالار سیفالدینی، دکترای جغرافیای سیاسی
تحولات دو سال اخیر یکبار دیگر نشان داد که در روابط بین دولتها اصل بر جنگ و پیمانشکنی است. بروز جنگهای بیرحمانه از اوکراین تا قفقاز جنوبی و سپس غزه نمود بارزی از پوچ بودن آرمانگراییهای شاعرانه دربارهی صلح و نقش سازمانهای بینالمللی در ثبات آن است. بنابراین هر کشوری که متکی به سلاحهای خود نباشد، سرنوشت خود را به دست بخت و اقبال سپرده است و سرنوشتی مانند ارمنستان و اوکراین در پیش دارد. در مناسبات میان کشورها اصل بر پیمانشکنی و شبیخون زدن است. بنابراین در کشور چیزی به نام «صلح» نداریم، زیرا دولتها یا در جنگاند یا در حال تدارک مقدّمات برای جنگِ جدید یا پایداری در برابر حملهی بعدی. هر چه زمان میگذرد درستی آموزههای «ماکیاوللی» درباره «جنگ و صلح» بیشتر آشکار میشود و عدم شناخت دقیق از ماهیتِ منطقِ مناسباتِ قدرت و رابطهی نیروها که جوهر «واقعیّت موثر» هستند میتواند بقای هر دولت را در برابر «باد سموم» قرار دهد و یا آن را بازیچهای در دست قدرتهای دیگر سازد. بنابراین صلاح دولت در اتکاء به سلاحهای خود به جای امید به استفاده از جنگ افزارهای دیگران اعم از ناتو، سازمان امنیّت دستهجمعی یا هر اتحادیهای فراملّی دیگر است.
سائول برنارد کوهن در کتاب «ژئوپلیتیک نظام جهانی» به این حقیقت اشاره کرد که رویدادهای مهم ژئوپلیتیکی تحت تأثیر رویدادهای کلان ژئواستراتژیک اتفاق میافتند. کوهن با تقسیم جهان به چند منطقه ژئواستراتژیک و سپس تقسیمِ مکانیسمهای داخلی این حوزههای کلان به سرشاخههای کوچکترِ ژئوپلیتیک نشان داد که هر رویدادی در زیرشاخهها تحت تأثیر حوزه کلان ژئواستراتژیک است. برای مثال «خلیج فارس» یکی از سرشاخههای صحنه عملیّاتی اقیانوس هند است و تحولات آن در این حوزه ژئواستراتژیک قابل تعریف است.
تحوّل ژئواستراتژیک، نوعی از کنش نیروها است که توان تحت تاثیر قراردادن بخش وسیعی از جهان را از نظر امنیتی، اقتصادی، انرژی و سیاسی دارد و توجه اساسی قدرتهای اصلی صحنه بینالمللی را به خود جلب میکند.
جنگ اوکراین که با حمله روسیه به این کشور آغاز شد واجد این ویژگیها است و یک تحول ژئواستراتژیک محسوب میشد. این تحول روسیه را به «تحت تحریمترین دولت جهان» تبدیل کرد و تضادهای زیادی را با این کشور برانگیخت. قریب به دو سال است که توجه افکار عمومی جهان به بحران اوکراین معطوف شده است و فشارهای زیادی به مسکو وارد کرده است. با حمله روسیه به اوکراین یک جبههی وسیع علیه مسکو باز شد که در تاریخ روابط بینالملل کم سابقه بود.
طولانی شدن این نبرد بیش از همه برای روسیه فرساینده است و توان زیادی را از این کشور سلب میکند و از سوی دیگر سایر گسلها را نیز در نوارهای شکننده تحریک میکند. از جمله قفقاز جنوبی که پس از فروپاشی شوروی به نوار شکننده تبدیل شده و خاورمیانه که پس از آغاز نظم دو قطبی، صحنه اصلی نزاع و درگیریهای ژئوپلیتیکی بوده است. در پی تحولات اوکراین شاهد این بودیم که هم قفقاز جنوبی و هم خاورمیانه شاهد بیسابقهترین رویدادهای ژئوپلیتیکی در نیم قرن اخیر شدند.
در دو سال گذشته تحریک این گسلها به دو نوع امکانپذیر شد: نخست به دلیل صرف حجم زیادی از انرژی روسیه در مسئله اوکراین (مانند تجربه اشغال افغانستان در اواخر شوروی) تمرکز مسکو در مناطق ژئوپلیتیکی دیگر کاهش پیدا کرد و موضوع اوکراین به زودی تبدیل به شاخص اصلی قضاوت و تصمیمگیری پوتین در خصوص «خوبها و بدها» در عرصه بینالملل شد.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 نقش احتمالی روسیه در جنگ غزّه چیست؟
✍️ سالار سیفالدینی، دکترای جغرافیای سیاسی
تحولات دو سال اخیر یکبار دیگر نشان داد که در روابط بین دولتها اصل بر جنگ و پیمانشکنی است. بروز جنگهای بیرحمانه از اوکراین تا قفقاز جنوبی و سپس غزه نمود بارزی از پوچ بودن آرمانگراییهای شاعرانه دربارهی صلح و نقش سازمانهای بینالمللی در ثبات آن است. بنابراین هر کشوری که متکی به سلاحهای خود نباشد، سرنوشت خود را به دست بخت و اقبال سپرده است و سرنوشتی مانند ارمنستان و اوکراین در پیش دارد. در مناسبات میان کشورها اصل بر پیمانشکنی و شبیخون زدن است. بنابراین در کشور چیزی به نام «صلح» نداریم، زیرا دولتها یا در جنگاند یا در حال تدارک مقدّمات برای جنگِ جدید یا پایداری در برابر حملهی بعدی. هر چه زمان میگذرد درستی آموزههای «ماکیاوللی» درباره «جنگ و صلح» بیشتر آشکار میشود و عدم شناخت دقیق از ماهیتِ منطقِ مناسباتِ قدرت و رابطهی نیروها که جوهر «واقعیّت موثر» هستند میتواند بقای هر دولت را در برابر «باد سموم» قرار دهد و یا آن را بازیچهای در دست قدرتهای دیگر سازد. بنابراین صلاح دولت در اتکاء به سلاحهای خود به جای امید به استفاده از جنگ افزارهای دیگران اعم از ناتو، سازمان امنیّت دستهجمعی یا هر اتحادیهای فراملّی دیگر است.
سائول برنارد کوهن در کتاب «ژئوپلیتیک نظام جهانی» به این حقیقت اشاره کرد که رویدادهای مهم ژئوپلیتیکی تحت تأثیر رویدادهای کلان ژئواستراتژیک اتفاق میافتند. کوهن با تقسیم جهان به چند منطقه ژئواستراتژیک و سپس تقسیمِ مکانیسمهای داخلی این حوزههای کلان به سرشاخههای کوچکترِ ژئوپلیتیک نشان داد که هر رویدادی در زیرشاخهها تحت تأثیر حوزه کلان ژئواستراتژیک است. برای مثال «خلیج فارس» یکی از سرشاخههای صحنه عملیّاتی اقیانوس هند است و تحولات آن در این حوزه ژئواستراتژیک قابل تعریف است.
تحوّل ژئواستراتژیک، نوعی از کنش نیروها است که توان تحت تاثیر قراردادن بخش وسیعی از جهان را از نظر امنیتی، اقتصادی، انرژی و سیاسی دارد و توجه اساسی قدرتهای اصلی صحنه بینالمللی را به خود جلب میکند.
جنگ اوکراین که با حمله روسیه به این کشور آغاز شد واجد این ویژگیها است و یک تحول ژئواستراتژیک محسوب میشد. این تحول روسیه را به «تحت تحریمترین دولت جهان» تبدیل کرد و تضادهای زیادی را با این کشور برانگیخت. قریب به دو سال است که توجه افکار عمومی جهان به بحران اوکراین معطوف شده است و فشارهای زیادی به مسکو وارد کرده است. با حمله روسیه به اوکراین یک جبههی وسیع علیه مسکو باز شد که در تاریخ روابط بینالملل کم سابقه بود.
طولانی شدن این نبرد بیش از همه برای روسیه فرساینده است و توان زیادی را از این کشور سلب میکند و از سوی دیگر سایر گسلها را نیز در نوارهای شکننده تحریک میکند. از جمله قفقاز جنوبی که پس از فروپاشی شوروی به نوار شکننده تبدیل شده و خاورمیانه که پس از آغاز نظم دو قطبی، صحنه اصلی نزاع و درگیریهای ژئوپلیتیکی بوده است. در پی تحولات اوکراین شاهد این بودیم که هم قفقاز جنوبی و هم خاورمیانه شاهد بیسابقهترین رویدادهای ژئوپلیتیکی در نیم قرن اخیر شدند.
در دو سال گذشته تحریک این گسلها به دو نوع امکانپذیر شد: نخست به دلیل صرف حجم زیادی از انرژی روسیه در مسئله اوکراین (مانند تجربه اشغال افغانستان در اواخر شوروی) تمرکز مسکو در مناطق ژئوپلیتیکی دیگر کاهش پیدا کرد و موضوع اوکراین به زودی تبدیل به شاخص اصلی قضاوت و تصمیمگیری پوتین در خصوص «خوبها و بدها» در عرصه بینالملل شد.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 نقش احتمالی روسیه در جنگ غزّه چیست؟ ✍️ سالار سیفالدینی، دکترای جغرافیای سیاسی تحولات دو سال اخیر یکبار دیگر نشان داد که در روابط بین دولتها اصل بر جنگ و پیمانشکنی است. بروز جنگهای بیرحمانه از اوکراین تا قفقاز جنوبی و سپس غزه نمود بارزی از پوچ بودن…
👍11
🔴 ایده دو دولتی فعلا در محاق
✍ مالک رضایی، کارشناسارشد علوم سیاسی
با گذشت ۱۲ روز از آغاز بحران غزه، فعلاً تمامی تحلیلها با هر ادبیاتی و از هر مسیری که میآیند در معدل خود به یک مقصد و به یک نتیجه میرسند. آن نتیجه این است:
آمریکا تحت هر شرایطی ولو به قیمتِ "توجیه و تبرئه جنایات جنگی اسرائیل در حمله موشکی به بیمارستان" و... پشت اسرائیل ایستاده است. مسئله اسرائیل، به مسئله خود آمریکا تبدیل شده است. آمریکا تمامی تعارفات ظاهری را به کنار نهاده است و تمامی تصمیماتش در این بحران، بیچون و چرا در محور اسرائیل و تحت فرمان و امیال اسرائیل و شخص نتانیاهو اتخاذ میشود. فعلاً اسرائیل است که بر تمامی اتاقهای فکر و اتاقهای اجرایی آمریکا در مورد این بحران فرمان میراند. آمریکا بهقدری تحت فرمان اسرائیل عمل میکند که حتی قطعنامهی توصیهای و نه لزوماً لازمالاجرای شورای امنیت را دایر بر توقفِ بمباران غزه و آتشبسِ موقت در آن را هم وتو میکند. بایدن از یک مدیر بحران به یک بازیگر بیچون و چرا و در خدمت اسرائیل در این منازعه تبدیل شده است.
این که نتیجه چنین رویکردی چه پیامدهای حیثیتی برای آمریکا در سطح خاورمیانه به دنبال خواهد داشت، فعلاً محل بحث این یادداشت نیست. بااینحال، اجمالاً میتوان گفت که: آمریکا در تله اسرائیل افتاده و در حال از دست دادن تمامی ابتکارات خود در مدیریت این بحران است. کشوری که در اغلبِ بحرانهای جهان، غالباً یک راه بود؛ اکنون خودش به یک مشکل تبدیل شده است. سقوط آمریکا از یک فاکتور مطمئن در مدیریت بحران، به یک فرمانبرِ مطلق اسرائیل در این بحران برای حیثیت این کشور وحشتناک خواهد بود.
سفر بایدن به اسرائیل و دیدار یکجانبهاش با نتانیاهو بدون اینکه توفیق دیداری ولو کوتاه، با یک رهبر منطقه از جهان عرب داشته باشد، برای او یک شکست محسوب خواهد شد. از قضا موشکی هم که یک روز قبل از سفر از پیش هماهنگ شده رئیسجمهوری آمریکا به خاورمیانه به بیمارستان غزه شلیک شد؛ در واقع، تیری بود که به بخت و اقبال بایدن در مدیریت این بحران شلیک شد و سفر او را در تلآویو متوقف کرد. این موشک در بدترین موقعیت زمانی این بحران و همزمان با سفر بایدن به خاورمیانه، بر قلب بیمارستان غزه و ابتکارات آمریکا نشست. سخنی که بایدن در دفتر کار نتانیاهو و بنا به میل او در "مبرا ساختنِ دامن اسرائیل از حمله موشکیاش" به بیمارستان غزه ادا کرد، همچو تیری بود که ناگه جست از کمان و بهطور مستقیم، حیثیت و نام بایدن و آمریکا را هدف قرار داد. او در حالی تلآویو را ترک کرد که همه چیزش را در آنجا باقی نهاد و با دستی خالی، اما کولهباری سنگین از "شرمِ یک دروغ بزرگ" به واشنگتن بازگشت.
اما سخن اصلی این یادداشت طرح این واقعیات نیست. این را همه کسانی که به ماهیت رابطهی ذاتی آمریکا و اسرائیل آشنایی دارند از همان ابتدا میدانستند و کشف آن، نکته جدیدی نیست که اکنون گفته شود. اکنون و در این بحران، فقط عریانتر شده است.
آنچه که در این میان مبهم بود، رویکرد ابهامآمیز جهان عرب به ماهیت این رابطه ذاتی و از طرفی انتظار احیای پروژه دو دولتی از دلِ حملات حماس بود که امیدی در دل برخی تحلیلگران شکوفانده بود. اما آمریکا بهطور عریان و بیپرده به جهان عرب و "آرمان فلسطین" فهمانید که: در این بحران و بعد از حمله حماس، رویکرد من همین است که میبینید. ورود هر بازیگری خلاف این رویکرد به صحنه این بحران را ورودی مغایر با استراتژی خود میدانم و هر شلیکی از هر سمتی به اسرائیل را شلیک به امریکا تلقی میکنم. او به جهان عرب فهمانید که: رابطهی خود را بعد از این با آمریکا، با درک همین مختصات تنظیم کنید.
روشن است که از چنین مختصاتی هیچ پروژهای و بالاخص پروژه «دو دولتی» نخواهد زایید. در پیامد این منازعه، تحقق پروژهای با محتوای ایجاد دولتی بهنام فلسطین در کنار اسرائیل به مطایبه بیشتر شباهت دارد تا واقعیت. چرا که بعد از حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل، اندک کورسویی هم که در نگاه دُولِ غرب و آمریکا برای ایجاد دولتی بهنام فلسطین در کنار اسرائیل و متقاعد کردن اسرائیل برای آن وجود داشت، خاموش شد.
حمله حماس خط پایانی بر دیپلماسی بود و به نظر میرسد بعد از این، تحقق پروژهای بهنام «دو دولت فلسطین و اسرائیل در کنار هم» را از دل دیپلماسی نباید انتظار داشت؛ مگر این که آن را بتوان از دل منازعات و جنگ احیا کرد. اما جنگی که فلسطین را به آن آرمان برساند، جنگ نیست؛ بلکه آتشی به وسعت و ویرانی خاورمیانه است.
آیا خاورمیانه حاضر است چنین بهایی را برای این آرمان بپردازد؟
🔴 منبع:
روزنامه هممیهن، شمارهی شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۲ خورشیدی
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایده دو دولتی فعلا در محاق
✍ مالک رضایی، کارشناسارشد علوم سیاسی
با گذشت ۱۲ روز از آغاز بحران غزه، فعلاً تمامی تحلیلها با هر ادبیاتی و از هر مسیری که میآیند در معدل خود به یک مقصد و به یک نتیجه میرسند. آن نتیجه این است:
آمریکا تحت هر شرایطی ولو به قیمتِ "توجیه و تبرئه جنایات جنگی اسرائیل در حمله موشکی به بیمارستان" و... پشت اسرائیل ایستاده است. مسئله اسرائیل، به مسئله خود آمریکا تبدیل شده است. آمریکا تمامی تعارفات ظاهری را به کنار نهاده است و تمامی تصمیماتش در این بحران، بیچون و چرا در محور اسرائیل و تحت فرمان و امیال اسرائیل و شخص نتانیاهو اتخاذ میشود. فعلاً اسرائیل است که بر تمامی اتاقهای فکر و اتاقهای اجرایی آمریکا در مورد این بحران فرمان میراند. آمریکا بهقدری تحت فرمان اسرائیل عمل میکند که حتی قطعنامهی توصیهای و نه لزوماً لازمالاجرای شورای امنیت را دایر بر توقفِ بمباران غزه و آتشبسِ موقت در آن را هم وتو میکند. بایدن از یک مدیر بحران به یک بازیگر بیچون و چرا و در خدمت اسرائیل در این منازعه تبدیل شده است.
این که نتیجه چنین رویکردی چه پیامدهای حیثیتی برای آمریکا در سطح خاورمیانه به دنبال خواهد داشت، فعلاً محل بحث این یادداشت نیست. بااینحال، اجمالاً میتوان گفت که: آمریکا در تله اسرائیل افتاده و در حال از دست دادن تمامی ابتکارات خود در مدیریت این بحران است. کشوری که در اغلبِ بحرانهای جهان، غالباً یک راه بود؛ اکنون خودش به یک مشکل تبدیل شده است. سقوط آمریکا از یک فاکتور مطمئن در مدیریت بحران، به یک فرمانبرِ مطلق اسرائیل در این بحران برای حیثیت این کشور وحشتناک خواهد بود.
سفر بایدن به اسرائیل و دیدار یکجانبهاش با نتانیاهو بدون اینکه توفیق دیداری ولو کوتاه، با یک رهبر منطقه از جهان عرب داشته باشد، برای او یک شکست محسوب خواهد شد. از قضا موشکی هم که یک روز قبل از سفر از پیش هماهنگ شده رئیسجمهوری آمریکا به خاورمیانه به بیمارستان غزه شلیک شد؛ در واقع، تیری بود که به بخت و اقبال بایدن در مدیریت این بحران شلیک شد و سفر او را در تلآویو متوقف کرد. این موشک در بدترین موقعیت زمانی این بحران و همزمان با سفر بایدن به خاورمیانه، بر قلب بیمارستان غزه و ابتکارات آمریکا نشست. سخنی که بایدن در دفتر کار نتانیاهو و بنا به میل او در "مبرا ساختنِ دامن اسرائیل از حمله موشکیاش" به بیمارستان غزه ادا کرد، همچو تیری بود که ناگه جست از کمان و بهطور مستقیم، حیثیت و نام بایدن و آمریکا را هدف قرار داد. او در حالی تلآویو را ترک کرد که همه چیزش را در آنجا باقی نهاد و با دستی خالی، اما کولهباری سنگین از "شرمِ یک دروغ بزرگ" به واشنگتن بازگشت.
اما سخن اصلی این یادداشت طرح این واقعیات نیست. این را همه کسانی که به ماهیت رابطهی ذاتی آمریکا و اسرائیل آشنایی دارند از همان ابتدا میدانستند و کشف آن، نکته جدیدی نیست که اکنون گفته شود. اکنون و در این بحران، فقط عریانتر شده است.
آنچه که در این میان مبهم بود، رویکرد ابهامآمیز جهان عرب به ماهیت این رابطه ذاتی و از طرفی انتظار احیای پروژه دو دولتی از دلِ حملات حماس بود که امیدی در دل برخی تحلیلگران شکوفانده بود. اما آمریکا بهطور عریان و بیپرده به جهان عرب و "آرمان فلسطین" فهمانید که: در این بحران و بعد از حمله حماس، رویکرد من همین است که میبینید. ورود هر بازیگری خلاف این رویکرد به صحنه این بحران را ورودی مغایر با استراتژی خود میدانم و هر شلیکی از هر سمتی به اسرائیل را شلیک به امریکا تلقی میکنم. او به جهان عرب فهمانید که: رابطهی خود را بعد از این با آمریکا، با درک همین مختصات تنظیم کنید.
روشن است که از چنین مختصاتی هیچ پروژهای و بالاخص پروژه «دو دولتی» نخواهد زایید. در پیامد این منازعه، تحقق پروژهای با محتوای ایجاد دولتی بهنام فلسطین در کنار اسرائیل به مطایبه بیشتر شباهت دارد تا واقعیت. چرا که بعد از حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل، اندک کورسویی هم که در نگاه دُولِ غرب و آمریکا برای ایجاد دولتی بهنام فلسطین در کنار اسرائیل و متقاعد کردن اسرائیل برای آن وجود داشت، خاموش شد.
حمله حماس خط پایانی بر دیپلماسی بود و به نظر میرسد بعد از این، تحقق پروژهای بهنام «دو دولت فلسطین و اسرائیل در کنار هم» را از دل دیپلماسی نباید انتظار داشت؛ مگر این که آن را بتوان از دل منازعات و جنگ احیا کرد. اما جنگی که فلسطین را به آن آرمان برساند، جنگ نیست؛ بلکه آتشی به وسعت و ویرانی خاورمیانه است.
آیا خاورمیانه حاضر است چنین بهایی را برای این آرمان بپردازد؟
🔴 منبع:
روزنامه هممیهن، شمارهی شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۲ خورشیدی
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👎6👍3
🔴 میراث رضاشاه از دوران قاجار
✍️ فرهاد سلیماننژاد
برخلاف اکاذیبِ "ناسیونالسوسیالیستهای تباراً مارکسیستِ تورکی - کوردی - عربی"، باستانگرایی ایرانی نه در دورانِ پهلوی اول، بلکه از بدو تأسیس پادشاهیِ تُرکتبارِ قاجار شکل گرفت و رفتهرفته قوام یافت و تثبیت شد.
بهروایت لسانالملک در کتاب ناسخالتواریخ، آقامحمدخان قاجار در زمان تاجگذاریاش، برخلاف پادشاهان قبل از خود، تاجی مرصع موسوم به تاجِ کیانی (همان تاج افسانهای پادشاهانِ ایران باستان) بر سر داشت.
فتحعلیشاه قاجار، جانشین آقامحمدخان، که از طریق سفیر وقت فرانسه در ایران نسبت به پادشاهیهای قبل از اسلام آگاهی یافته بود، دستور داد به تقلید از کتیبههای ساسانی، کتیبههایی از او بتراشند که نمونهی آن در چشمهعلی شهر ری موجود است. همو که تا قبل از آشنایی با پادشاهیهای قبل از اسلام، نامهای تُرکی و عربی بر فرزندان ذکورش میگذاشت، پس از آشنایی با تاریخ ایران باستان، بهناگاه نامهایی چون کیقباد میرزا، شاپور میرزا، کیکاووس میرزا و از این قبیل بر اولاد ذکورش گذاشت.
محمدشاه نیز، علیرغم صوفیمشربیاش، پس از اینکه هنری راولینسون ترجمهی فارسی خود از کتیبهی بیستون را به او تقدیم و از او نشان شیر و خورشید گرفت، بهمانند سلفش دستور داد کتیبههایی از او بسازند که متأسفانه جز تصاویری، چیزی از آنها باقی نمانده است.
همین دستور توسط ناصرالدینشاه هم تکرار شد و از کتیبههای او در تنگهواشی باقی مانده است. در واقع، زمانی که دوران سلطنتِ پنجاهسالهی ناصرالدین شاه آغاز شد، باستانگرایی ایرانی توسط سه پادشاه قبلیِ تُرکتبار قاجار تا حدی رواج یافته بود و آنچه که بعدها توسط منورالفکرانی همچون شاهزاده جلالالدین میرزا قاجار، نویسندهی رسالهی نامهی خسروان اولین کتاب فارسی جدید در تاریخ ایران باستان و میرزا فتحعلی آخوندزاده و، شدیدتر و پیگیرانهتر از آنها، آقاخان کرمانی بهعنوان باستانگرایی ایرانی ترویج شد، ماتَرک چهار پادشاه نخست قاجار بود.
از آن سه منورالفکر نامبرده نیز، دو تنِ نخست تُرکتبار بودند. بنابراین، در ترویج بهاصطلاح باستانگرایی ایرانی، پهلوی اول میراثدار پادشاهیِ تُرکتبار قبل از خود بود و چیز تازهای جعل نکرد.
نه در این مورد بهخصوص، بلکه در شئون دیگر نیز، بهویژه آرمان استقرارِ دولتِ قدرتمند مرکزی که سیاستِ محوری رجالِ برجستهای چون میرزا محمدتقیخان امیرنظام و میرزا حسینخان سپهسالار بود، پهلوی اول میراثدار ایدههای قوامیافته در دوران قبل بود؛ ایدههایی که شاهان قاجار از تحققِ آنها عاجز بودند.
🔴 پینوشت:
بازنشر یادداشتی از یک شخص، به معنای تأیید تمام مواضع آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 میراث رضاشاه از دوران قاجار
✍️ فرهاد سلیماننژاد
برخلاف اکاذیبِ "ناسیونالسوسیالیستهای تباراً مارکسیستِ تورکی - کوردی - عربی"، باستانگرایی ایرانی نه در دورانِ پهلوی اول، بلکه از بدو تأسیس پادشاهیِ تُرکتبارِ قاجار شکل گرفت و رفتهرفته قوام یافت و تثبیت شد.
بهروایت لسانالملک در کتاب ناسخالتواریخ، آقامحمدخان قاجار در زمان تاجگذاریاش، برخلاف پادشاهان قبل از خود، تاجی مرصع موسوم به تاجِ کیانی (همان تاج افسانهای پادشاهانِ ایران باستان) بر سر داشت.
فتحعلیشاه قاجار، جانشین آقامحمدخان، که از طریق سفیر وقت فرانسه در ایران نسبت به پادشاهیهای قبل از اسلام آگاهی یافته بود، دستور داد به تقلید از کتیبههای ساسانی، کتیبههایی از او بتراشند که نمونهی آن در چشمهعلی شهر ری موجود است. همو که تا قبل از آشنایی با پادشاهیهای قبل از اسلام، نامهای تُرکی و عربی بر فرزندان ذکورش میگذاشت، پس از آشنایی با تاریخ ایران باستان، بهناگاه نامهایی چون کیقباد میرزا، شاپور میرزا، کیکاووس میرزا و از این قبیل بر اولاد ذکورش گذاشت.
محمدشاه نیز، علیرغم صوفیمشربیاش، پس از اینکه هنری راولینسون ترجمهی فارسی خود از کتیبهی بیستون را به او تقدیم و از او نشان شیر و خورشید گرفت، بهمانند سلفش دستور داد کتیبههایی از او بسازند که متأسفانه جز تصاویری، چیزی از آنها باقی نمانده است.
همین دستور توسط ناصرالدینشاه هم تکرار شد و از کتیبههای او در تنگهواشی باقی مانده است. در واقع، زمانی که دوران سلطنتِ پنجاهسالهی ناصرالدین شاه آغاز شد، باستانگرایی ایرانی توسط سه پادشاه قبلیِ تُرکتبار قاجار تا حدی رواج یافته بود و آنچه که بعدها توسط منورالفکرانی همچون شاهزاده جلالالدین میرزا قاجار، نویسندهی رسالهی نامهی خسروان اولین کتاب فارسی جدید در تاریخ ایران باستان و میرزا فتحعلی آخوندزاده و، شدیدتر و پیگیرانهتر از آنها، آقاخان کرمانی بهعنوان باستانگرایی ایرانی ترویج شد، ماتَرک چهار پادشاه نخست قاجار بود.
از آن سه منورالفکر نامبرده نیز، دو تنِ نخست تُرکتبار بودند. بنابراین، در ترویج بهاصطلاح باستانگرایی ایرانی، پهلوی اول میراثدار پادشاهیِ تُرکتبار قبل از خود بود و چیز تازهای جعل نکرد.
نه در این مورد بهخصوص، بلکه در شئون دیگر نیز، بهویژه آرمان استقرارِ دولتِ قدرتمند مرکزی که سیاستِ محوری رجالِ برجستهای چون میرزا محمدتقیخان امیرنظام و میرزا حسینخان سپهسالار بود، پهلوی اول میراثدار ایدههای قوامیافته در دوران قبل بود؛ ایدههایی که شاهان قاجار از تحققِ آنها عاجز بودند.
🔴 پینوشت:
بازنشر یادداشتی از یک شخص، به معنای تأیید تمام مواضع آن شخص نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍18👎3
Alireza_Eftekhari-Tasnifeh_Sanama--Iran-Music.Net- [Iran-Music.Net]
Alireza_Eftekhari-Tasnifeh_Sanama--Iran-Music.Net- [Iran-Music.Net]
🔴 موسیقی و ادبیات ایرانی
«دیدم صنمی سروقد و روی چو ماهی» یا بهاختصار «دیدم صنمی»، نخستین تصنیف عارف قزوینی است که سال ۱۳۱۵ ه. ق در دستگاه شور ساخته شد.
عارف قزوینی "دیدم صنمی" را در هجدهسالگی، قبل از آمدن به تهران به عشق دختری ارمنی به نام خانمبالا ساخته است.
خوانندگان بسیاری چون سیما بینا، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری و ... این تصنیف را اجرا کردهاند.
دیدم صنمی سرو قد و روی چو ماهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
افکند به رخسار چو مه زلف سیاهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
گر گویم سروش، نبود سرو خرامان
این قسم شتابان، چون کبک خرامان
ور گویم گل، پیش تو گل همچو گیاهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
این نیست مگر آینۀ لطف الهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
صد بار گداییش به از منصب شاهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
🔴 موسیقی پیوست:
تصنیف صنم (دیدم صنمی)
خواننده: علیرضا افتخاری
از تصانیف عارف قزوینی
@IranDel_Channel
💢
«دیدم صنمی سروقد و روی چو ماهی» یا بهاختصار «دیدم صنمی»، نخستین تصنیف عارف قزوینی است که سال ۱۳۱۵ ه. ق در دستگاه شور ساخته شد.
عارف قزوینی "دیدم صنمی" را در هجدهسالگی، قبل از آمدن به تهران به عشق دختری ارمنی به نام خانمبالا ساخته است.
خوانندگان بسیاری چون سیما بینا، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری و ... این تصنیف را اجرا کردهاند.
دیدم صنمی سرو قد و روی چو ماهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
افکند به رخسار چو مه زلف سیاهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
گر گویم سروش، نبود سرو خرامان
این قسم شتابان، چون کبک خرامان
ور گویم گل، پیش تو گل همچو گیاهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
این نیست مگر آینۀ لطف الهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
صد بار گداییش به از منصب شاهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی
🔴 موسیقی پیوست:
تصنیف صنم (دیدم صنمی)
خواننده: علیرضا افتخاری
از تصانیف عارف قزوینی
@IranDel_Channel
💢
👍8👎1
🔴 ایران در نوشتههای ولتر
«ولتر در نوشتهای به نام «بحث دربارۀ راه و رسمهای زندگی»، و در اثری دیگر به نام «فیلسوف نادان» از زردشت و دستورهای اخلاقی او بحث میکند و میگوید: چکیدۀ تعالیم اخلاقی وی این است که میگوید دوست داشتن را یاد بگیرید، از پدر و مادر خود دستگیری کنید، بر بینوایان ببخشید، و اگر وعدهای دادهاید وفا کنید. اگر دربارۀ مسئلهای شک و تردید دارید از اظهار عقیدۀ مثبت یا منفی خودداری کنید.
ولتر میگوید من به همین مقدار از گفتههای زردشت اکتفا میکنم زیرا هیچکس یا هیچ قانونگذاری از این حدود فراتر نرفته است.»
🔴 منبع:
ایران از نگاه گوبینو، ناصح ناطق، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۸، ص ۱۰۰-۱۰۱.
@IranDel_Channel
💢
«ولتر در نوشتهای به نام «بحث دربارۀ راه و رسمهای زندگی»، و در اثری دیگر به نام «فیلسوف نادان» از زردشت و دستورهای اخلاقی او بحث میکند و میگوید: چکیدۀ تعالیم اخلاقی وی این است که میگوید دوست داشتن را یاد بگیرید، از پدر و مادر خود دستگیری کنید، بر بینوایان ببخشید، و اگر وعدهای دادهاید وفا کنید. اگر دربارۀ مسئلهای شک و تردید دارید از اظهار عقیدۀ مثبت یا منفی خودداری کنید.
ولتر میگوید من به همین مقدار از گفتههای زردشت اکتفا میکنم زیرا هیچکس یا هیچ قانونگذاری از این حدود فراتر نرفته است.»
🔴 منبع:
ایران از نگاه گوبینو، ناصح ناطق، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۸، ص ۱۰۰-۱۰۱.
@IranDel_Channel
💢
👍20👎1
ابن خلدون 4.MP3
226.3 MB
🎙 درسگفتار ابن خلدون از دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
🔴 منبع:
کانال سرو ایرانشهر
@IranDel_Channel
💢
🎙 درسگفتار ابن خلدون از دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
🔴 منبع:
کانال سرو ایرانشهر
@IranDel_Channel
💢
👍13
🔴 در پنل ضرورت طراحی سیاست مهاجرتی برای ایران و مدل مطلوب آن مطرح شد:
سیاست شکستخوردهی بازگشت
✍️ گزارش روزنامه شرق
چهارشنبه هفته گذشته (۲۶ مهر ۱۴۰۲ خورشیدی) پنل «ضرورت طراحی سیاست مهاجرتی برای ایران و مدل مطلوب آن» در سالن کنفرانس پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف با همت اندیشکده مهاجرت دیاران برگزار شد. این نشست با حضور احسان هوشمند، جامعهشناس و پژوهشگر مسائل ایران، آرش نصراصفهانی، جامعهشناس، محمدمهدی دهدار، پژوهشگر سیاستگذاری مهاجرت برگزار شد و دبیر این جلسه پیمان حقیقتطلب، مدیر پژوهش اندیشکده دیاران بود.
🔴 گزارش را از قسمت "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 در پنل ضرورت طراحی سیاست مهاجرتی برای ایران و مدل مطلوب آن مطرح شد:
سیاست شکستخوردهی بازگشت
✍️ گزارش روزنامه شرق
چهارشنبه هفته گذشته (۲۶ مهر ۱۴۰۲ خورشیدی) پنل «ضرورت طراحی سیاست مهاجرتی برای ایران و مدل مطلوب آن» در سالن کنفرانس پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف با همت اندیشکده مهاجرت دیاران برگزار شد. این نشست با حضور احسان هوشمند، جامعهشناس و پژوهشگر مسائل ایران، آرش نصراصفهانی، جامعهشناس، محمدمهدی دهدار، پژوهشگر سیاستگذاری مهاجرت برگزار شد و دبیر این جلسه پیمان حقیقتطلب، مدیر پژوهش اندیشکده دیاران بود.
🔴 گزارش را از قسمت "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
www.sharghdaily.com via ctreaderbot
سیاست شکستخورده بازگشت
چهارشنبه هفته گذشته پنل «ضرورت طراحی سیاست مهاجرتی برای ایران و مدل مطلوب آن» در سالن کنفرانس پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف با همت اندیشکده مهاجرت دیاران برگزار شد. این نشست با حضور احسان هوشمند، جامعهشناس و پژوهشگر مسائل ایران، آرش نصراصفهانی جامعهشناس،…
👍8
Forwarded from ایراندل | IranDel
🔴 سفری به قفقاز جنوبی با کتابِ «از بادکوبه و چیزهای دیگر»
شهر بینقاب
✍️ محمد مطلق، دبیر گروه گزارش روزنامه ایران
گزارش منتشر شده در صفحه ۱۸ روزنامه ایران شماره ۴ بهمن ۱۴۰۱ خورشیدی
هدفِ گزارش:
معرفی کتابِ "از بادکوبه و چیزهای دیگر"
(یادداشتهای سفر به جمهوری باکو)
نویسنده: ناصر همرنگ، نویسندهی اردبیلی
🔴 گزارش را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید::
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 سفری به قفقاز جنوبی با کتابِ «از بادکوبه و چیزهای دیگر»
شهر بینقاب
✍️ محمد مطلق، دبیر گروه گزارش روزنامه ایران
گزارش منتشر شده در صفحه ۱۸ روزنامه ایران شماره ۴ بهمن ۱۴۰۱ خورشیدی
هدفِ گزارش:
معرفی کتابِ "از بادکوبه و چیزهای دیگر"
(یادداشتهای سفر به جمهوری باکو)
نویسنده: ناصر همرنگ، نویسندهی اردبیلی
🔴 گزارش را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید::
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 سفری به قفقاز جنوبی با کتابِ «از بادکوبه و چیزهای دیگر» شهر بینقاب ✍️ محمد مطلق، دبیر گروه گزارش روزنامه ایران «آیا این چهره راستین این سرزمین است که به ناگاه از پس خروارها رنگ و لعاب سربرآورده است و اینگونه کرشمه میکند؛ پرمعنا و سحرانگیز؟ و یا هنوز…
👍9👎1
Telegram
attach 📎
🔴 یکم آبان، روز بزرگداشتِ ابوالفضل بیهقی، از پیشگامانِ نثر فارسی
ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۳۸۵ ه.ق در حارثآباد از توابع شهرستان سبزوار و درگذشتهی ۴۷۰ ه.ق در غزنین) مورخ و نویسنده برجستهی ایرانی در دربارِ غزنوی است و آرامگاه او در شهر سبزوار قرار دارد.
شهرت بیهقی بیشتر بخاطر نگارش کتابی معروف به تاریخ بیهقی (تاریخ مسعودی) است که مهمترین منبع تاریخی در مورد دورانِ غزنوی است. او اوایل عمر را در نیشابور به تحصیل دانش اشتغال داشت، سپس به سِمَتِ دبیری، وارد دیوان سلطان محمود غزنوی و حکمرانان بعد از او شد و پس از درگذشت استادش بونصر مشکان به سمت دبیرِ دیوانِ شاهی برگزیده شد.
در روزگار مسعود غزنوی، پسر محمود غزنوی، بیهقی به بالاترین مقام در دیوان، رسید.
بیهقی نوشتن کتاب تاریخ بیهقی را به زبان فارسی در سن چهل و سه سالگی، آغاز کرد و بیست و دو سال از عمر خویش را بر سر نوشتن آن نهاد.
موضوع این کتاب، تاریخی است در سی جلد، ولی از این سی جلد، تنها شش جلد مانده است. جلد نخستِ موجود نیز از میانه آغاز میشود. جناب بیهقی به دلیل نگارش این کتابِ تاریخیِ گرانسنگ به زبان فارسی نو در قرن پنجم هجری، پدر نثر فارسی نیز نامیده میشود. این کتاب علاوه بر ارزشِ تاریخی، ارزشِ ادبی فراوانی نیز دارد و نقشی کمبدیل در تداوم و صیانت فرهنگِ ایرانی و زبانِ ملی ایرانیان یعنی زبانِ فارسی و بویژه نثر فارسی داشته است.
یکی از بخشهای بسیار جذاب و تاثیرگذارِ این کتاب از منظر تاریخی و بویژه از منظر ادبی داستان حسنک وزیر است.
حسنک وزیر، وزیر ایرانیِ دانشمند، مُدبر و کاردانِ دربارِ سلطان محمود غزنوی بود. خلیفهی عباسی بخاطر ظنِّ به شیعهی اسماعیلی بودنِ حسنک وزیر ، از محمود غزنوی خواست که وزیرش را برای اعدام تحویل دهد و سلطان محمود از اینکار اجتناب کرد. بعد مرگ سلطان محمود غزنوی، حسنک وزیر تلاش کرد تا مُحمّد پسر محمود و برادر مسعود به سلطنت برسد که محمد شکست خورد و مسعود، پسر دیگر سلطان محمود به تخت نشست و مسعود برای انتقام، خواستهی خلیفه را اجابت کرده و حسنک وزیر را به دار آویخت.
صحنه به دار آویختن حسنک وزیر که در تاریخ بیهقی آمدهاست بی شک یکی از شاهکارهای نثر قرن پنجم فارسی است و در ویدئوی پیوست، این برشِ فوقالعاده را از تاریخ بیهقی با خوانشِ محمود دولتآبادی، نویسنده معاصر ایرانی، میتوانید بشنوید.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 یکم آبان، روز بزرگداشتِ ابوالفضل بیهقی، از پیشگامانِ نثر فارسی
ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۳۸۵ ه.ق در حارثآباد از توابع شهرستان سبزوار و درگذشتهی ۴۷۰ ه.ق در غزنین) مورخ و نویسنده برجستهی ایرانی در دربارِ غزنوی است و آرامگاه او در شهر سبزوار قرار دارد.
شهرت بیهقی بیشتر بخاطر نگارش کتابی معروف به تاریخ بیهقی (تاریخ مسعودی) است که مهمترین منبع تاریخی در مورد دورانِ غزنوی است. او اوایل عمر را در نیشابور به تحصیل دانش اشتغال داشت، سپس به سِمَتِ دبیری، وارد دیوان سلطان محمود غزنوی و حکمرانان بعد از او شد و پس از درگذشت استادش بونصر مشکان به سمت دبیرِ دیوانِ شاهی برگزیده شد.
در روزگار مسعود غزنوی، پسر محمود غزنوی، بیهقی به بالاترین مقام در دیوان، رسید.
بیهقی نوشتن کتاب تاریخ بیهقی را به زبان فارسی در سن چهل و سه سالگی، آغاز کرد و بیست و دو سال از عمر خویش را بر سر نوشتن آن نهاد.
موضوع این کتاب، تاریخی است در سی جلد، ولی از این سی جلد، تنها شش جلد مانده است. جلد نخستِ موجود نیز از میانه آغاز میشود. جناب بیهقی به دلیل نگارش این کتابِ تاریخیِ گرانسنگ به زبان فارسی نو در قرن پنجم هجری، پدر نثر فارسی نیز نامیده میشود. این کتاب علاوه بر ارزشِ تاریخی، ارزشِ ادبی فراوانی نیز دارد و نقشی کمبدیل در تداوم و صیانت فرهنگِ ایرانی و زبانِ ملی ایرانیان یعنی زبانِ فارسی و بویژه نثر فارسی داشته است.
یکی از بخشهای بسیار جذاب و تاثیرگذارِ این کتاب از منظر تاریخی و بویژه از منظر ادبی داستان حسنک وزیر است.
حسنک وزیر، وزیر ایرانیِ دانشمند، مُدبر و کاردانِ دربارِ سلطان محمود غزنوی بود. خلیفهی عباسی بخاطر ظنِّ به شیعهی اسماعیلی بودنِ حسنک وزیر ، از محمود غزنوی خواست که وزیرش را برای اعدام تحویل دهد و سلطان محمود از اینکار اجتناب کرد. بعد مرگ سلطان محمود غزنوی، حسنک وزیر تلاش کرد تا مُحمّد پسر محمود و برادر مسعود به سلطنت برسد که محمد شکست خورد و مسعود، پسر دیگر سلطان محمود به تخت نشست و مسعود برای انتقام، خواستهی خلیفه را اجابت کرده و حسنک وزیر را به دار آویخت.
صحنه به دار آویختن حسنک وزیر که در تاریخ بیهقی آمدهاست بی شک یکی از شاهکارهای نثر قرن پنجم فارسی است و در ویدئوی پیوست، این برشِ فوقالعاده را از تاریخ بیهقی با خوانشِ محمود دولتآبادی، نویسنده معاصر ایرانی، میتوانید بشنوید.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍16👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نگاهی به تاریخِ بیهقی، کتابِ تاریخی درآمیخته با ادبیات
🔴 منبع ویدئو:
بیبیسی فارسی
@IranDel_Channel
💢
🔴 منبع ویدئو:
بیبیسی فارسی
@IranDel_Channel
💢
👍10
Forwarded from ایراندل | IranDel
💚
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
🔴 بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تأیید کل محتوای ارسالی و تمام مواضعِ صاحبِ آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامونِ تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائلِ روزِ ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلفِ تلگرامی به اشتراک بگذارید.
لطفاً اعلانهای کانال (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان ارسال کنید.
از همراهی شما مخاطبانِ گرامی سپاسگزاریم.
با همراهی شما از "مشکلِ ایران" خواهیم نوشت.
@IranDel_Channel
💢
💚
🤍
❤️
🔴 شهروندان ایرانی که دغدغهی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایراندل" دعوتاند.
نام این کانال، از بیت معروفِ حکیم نظامی گنجهای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایراندل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
🔴 بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایراندل به معنی تأیید کل محتوای ارسالی و تمام مواضعِ صاحبِ آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییتزننده) نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامونِ تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشهی ایرانی و مسائلِ روزِ ایران است.
لطفاً به کانالِ تلگرامی ایراندل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلفِ تلگرامی به اشتراک بگذارید.
لطفاً اعلانهای کانال (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان ارسال کنید.
از همراهی شما مخاطبانِ گرامی سپاسگزاریم.
با همراهی شما از "مشکلِ ایران" خواهیم نوشت.
@IranDel_Channel
💢
👍18👎2
ایراندل | IranDel
⚫️ دغدغهای درباره مهاجران در ایران بعد خبرِ کشف قاتلانِ داریوش مهرجویی و همسرشان ✍️ رشتهتوییتی از احسان انتظاری ظاهراً مشخص شده که قاتل داریوش مهرجویی و همسرش از اتباع بیگانه* بوده: یک) از اتباعِ بیگانه بودنِ قاتل [یا قاتلان]، اصلاً معنا و مجوزِ تعمیم…
🔴 پیامد پرونده قتل شادروان مهرجویی از زاویهای دیگر
✍️ احسان هوشمند، دکترای جامعهشناسی و پژوهشگر مسائل اقوام
جنایت دهشتناک و قتل غمانگیز کارگردان نامآشنای سینمای کشور، شادروان داریوش مهرجویی و همسرش شادروان محمدیفر موجی از خشم و غم را در پهنهی کشور گسترانید. گذشته از ابعاد پیچیده و مبهم پرونده قتل و نامشخصبودن ابعاد جنایت و معرفی دقیق آمران و عاملان احتمالی این جنایت ضد انسانی و آغاز بررسی قضائی موضوع در دادگستری، یک موضوع در محافل رسانهای و اجتماعی برجسته میشود و آن موضوع متهمشدن چند نفر از اتباع خارجی در این قتل است؛ خبری که از سوی مقامات رسمی مبنی بر بازداشت باغبان ویلای مرحوم مهرجویی و انتشار عکس یکی از متهمان گسترش یافت، بیآنکه ابعاد دیگر موضوع روشن شود.
انتشار مصاحبه نوشتاری خانم محمدیفر و سپس انتشار صدای مرحومه در روز گذشته از طرف روزنامه اعتماد و اعلام اینکه یکی از این متهمان خارجی با شکایت این خانواده بازداشت و پس از مدتی بیآنکه دلیل آن مشخص باشد، آزاد شده است، نیز بازتاب بسیار گستردهای در پی داشت. همچنین در نوشتاری از خانم محمدیفر در فضای مجازی که به شکلی اعتراضی درباره موضوع مهاجرانِ خارجی اظهارنظر کرده و گفته بود تا اعتراضی دراینباره منتشر شود، متهم به نژادپرستی میشویم، انگار هیچکس برایش مهم نیست، هم بازتاب زیادی داشت. درباره این جنایت غمانگیز مطالب زیادی منتشر شده و همچنان تحلیل و بررسیها ادامه دارد؛ اما یکی از موضوعات مهم در این پرونده حضور متهمان به قتل از میانِ اتباعِ خارجی و مهاجرانِ به ایران است که بر پیچیدگی موضوع میافزاید. جدای از ماهیت پرونده و روایت رسمی اعلامی و ابعاد مبهم این جنایت که ذهن و روح و روان بسیاری از ایرانیان را درگیر کرده، توجه به نکاتی درباره سیاستهای مهاجرتی حائز اهمیت است:
۱- حضور گسترده و به صورت عمدهی میلیونها مهاجرِ غیررسمی در کشور پدیده جدیدی نیست؛ هرچند که مشخص نیست حضور این تعداد درخورِ توجه از مهاجرانِ خارجی در کشور تابعی از چه سیاستی است. شواهد موجود نشان میدهد که دولت برای حضور این گروه بسیار بزرگ و چندمیلیونی در کشور، سیاست رسمی درهای باز را در پیش نگرفته است؛ چرا که در این صورت برای همه مهاجران خارجی روادید یا مجوز قانونی حضور در کشور صادر میشد؛ اما از آن سوی هم حضور این گروه بسیار بزرگ مهاجران نمیتواند در ذیل سیاستِ درهای بسته صورت گیرد؛ چراکه مرزهای کشور نیز آنچنان بدون ضابطه و مقررات نیست که میلیونها نفر از خارجیها با سن و جنسیت مختلف بتوانند بدون دردسر درخورِ توجهی از موانع مرزی عبور کرده و وارد جایجای ایران شوند. پس گویا سیاست اجرائی و نه اعلامی کشور درهای بازِ غیررسمی است تا مهاجران بدون مانع جدی وارد کشور شوند.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 پیامد پرونده قتل شادروان مهرجویی از زاویهای دیگر
✍️ احسان هوشمند، دکترای جامعهشناسی و پژوهشگر مسائل اقوام
جنایت دهشتناک و قتل غمانگیز کارگردان نامآشنای سینمای کشور، شادروان داریوش مهرجویی و همسرش شادروان محمدیفر موجی از خشم و غم را در پهنهی کشور گسترانید. گذشته از ابعاد پیچیده و مبهم پرونده قتل و نامشخصبودن ابعاد جنایت و معرفی دقیق آمران و عاملان احتمالی این جنایت ضد انسانی و آغاز بررسی قضائی موضوع در دادگستری، یک موضوع در محافل رسانهای و اجتماعی برجسته میشود و آن موضوع متهمشدن چند نفر از اتباع خارجی در این قتل است؛ خبری که از سوی مقامات رسمی مبنی بر بازداشت باغبان ویلای مرحوم مهرجویی و انتشار عکس یکی از متهمان گسترش یافت، بیآنکه ابعاد دیگر موضوع روشن شود.
انتشار مصاحبه نوشتاری خانم محمدیفر و سپس انتشار صدای مرحومه در روز گذشته از طرف روزنامه اعتماد و اعلام اینکه یکی از این متهمان خارجی با شکایت این خانواده بازداشت و پس از مدتی بیآنکه دلیل آن مشخص باشد، آزاد شده است، نیز بازتاب بسیار گستردهای در پی داشت. همچنین در نوشتاری از خانم محمدیفر در فضای مجازی که به شکلی اعتراضی درباره موضوع مهاجرانِ خارجی اظهارنظر کرده و گفته بود تا اعتراضی دراینباره منتشر شود، متهم به نژادپرستی میشویم، انگار هیچکس برایش مهم نیست، هم بازتاب زیادی داشت. درباره این جنایت غمانگیز مطالب زیادی منتشر شده و همچنان تحلیل و بررسیها ادامه دارد؛ اما یکی از موضوعات مهم در این پرونده حضور متهمان به قتل از میانِ اتباعِ خارجی و مهاجرانِ به ایران است که بر پیچیدگی موضوع میافزاید. جدای از ماهیت پرونده و روایت رسمی اعلامی و ابعاد مبهم این جنایت که ذهن و روح و روان بسیاری از ایرانیان را درگیر کرده، توجه به نکاتی درباره سیاستهای مهاجرتی حائز اهمیت است:
۱- حضور گسترده و به صورت عمدهی میلیونها مهاجرِ غیررسمی در کشور پدیده جدیدی نیست؛ هرچند که مشخص نیست حضور این تعداد درخورِ توجه از مهاجرانِ خارجی در کشور تابعی از چه سیاستی است. شواهد موجود نشان میدهد که دولت برای حضور این گروه بسیار بزرگ و چندمیلیونی در کشور، سیاست رسمی درهای باز را در پیش نگرفته است؛ چرا که در این صورت برای همه مهاجران خارجی روادید یا مجوز قانونی حضور در کشور صادر میشد؛ اما از آن سوی هم حضور این گروه بسیار بزرگ مهاجران نمیتواند در ذیل سیاستِ درهای بسته صورت گیرد؛ چراکه مرزهای کشور نیز آنچنان بدون ضابطه و مقررات نیست که میلیونها نفر از خارجیها با سن و جنسیت مختلف بتوانند بدون دردسر درخورِ توجهی از موانع مرزی عبور کرده و وارد جایجای ایران شوند. پس گویا سیاست اجرائی و نه اعلامی کشور درهای بازِ غیررسمی است تا مهاجران بدون مانع جدی وارد کشور شوند.
🔴 دنبالهی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 پیامد پرونده قتل شادروان مهرجویی از زاویهای دیگر ✍️ احسان هوشمند، دکترای جامعهشناسی و پژوهشگر مسائل اقوام جنایت دهشتناک و قتل غمانگیز کارگردان نامآشنای سینمای کشور، شادروان داریوش مهرجویی و همسرش شادروان محمدیفر موجی از خشم و غم را در پهنهی کشور…
👍9
🔴 هفتمین کنگره بینالمللی شعر و ادب فارسی به میزبانی شهر ارومیه:
نکوداشتِ مقام استاد شهریار
میزبان: دانشگاه ارومیه
زمان:
یکشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۰۸:۳۰ صبح
مکان:
استان آذربایجانغربی، شهر ارومیه، خیابان شهید بهشتی (دانشکده)، پردیس بینالمللی دانشگاه ارومیه
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 هفتمین کنگره بینالمللی شعر و ادب فارسی به میزبانی شهر ارومیه:
نکوداشتِ مقام استاد شهریار
میزبان: دانشگاه ارومیه
زمان:
یکشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۰۸:۳۰ صبح
مکان:
استان آذربایجانغربی، شهر ارومیه، خیابان شهید بهشتی (دانشکده)، پردیس بینالمللی دانشگاه ارومیه
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍18👎1