ایران‌دل | IranDel – Telegram
ایران‌دل | IranDel
3.73K subscribers
1.24K photos
984 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram

🔴 نقش احتمالی روسیه در جنگ غزّه چیست؟

✍️ سالار سیف‌الدینی، دکترای جغرافیای سیاسی

تحولات دو سال اخیر یکبار دیگر نشان داد که در روابط بین دولت‌ها اصل بر جنگ و پیمان‌شکنی است. بروز جنگ‌های بی‌رحمانه از اوکراین تا قفقاز جنوبی و سپس غزه نمود بارزی از پوچ بودن آرمان‌گرایی‌های شاعرانه درباره‌ی صلح و نقش سازمان‌های بین‌المللی در ثبات آن است. بنابراین هر کشوری که متکی به سلاح‌های خود نباشد، سرنوشت خود را به دست بخت و اقبال سپرده است و سرنوشتی مانند ارمنستان و اوکراین در پیش دارد. در مناسبات میان کشورها اصل بر پیمان‌شکنی و شبیخون زدن است. بنابراین در کشور چیزی به نام «صلح» نداریم، زیرا دولت‌ها یا در جنگ‌اند یا در حال تدارک مقدّمات برای جنگِ جدید یا پایداری در برابر حمله‌ی بعدی. هر چه زمان می‌گذرد درستی آموزه‌های «ماکیاوللی» درباره «جنگ و صلح» بیشتر آشکار می‌شود و عدم شناخت دقیق از ماهیتِ منطقِ مناسباتِ قدرت و رابطه‌ی نیروها که جوهر «واقعیّت موثر» هستند می‌تواند بقای هر دولت را در برابر «باد سموم» قرار دهد و یا آن را بازیچه‌ای در دست قدرت‌های دیگر سازد. بنابراین صلاح دولت در اتکاء به سلاح‌های خود به جای امید به استفاده از جنگ افزارهای دیگران اعم از ناتو، سازمان امنیّت دسته‌جمعی یا هر اتحادیه‌ای فراملّی دیگر است.

سائول برنارد کوهن در کتاب «ژئوپلیتیک نظام جهانی» به این حقیقت اشاره‌ کرد که رویدادهای مهم ژئوپلیتیکی تحت تأثیر رویدادهای کلان ژئواستراتژیک اتفاق می‌افتند. کوهن با تقسیم جهان به چند منطقه ژئواستراتژیک و سپس تقسیمِ مکانیسم‌های داخلی این حوزه‌های کلان به سرشاخه‌های کوچک‌ترِ ژئوپلیتیک نشان داد که هر رویدادی در زیرشاخه‌ها تحت تأثیر حوزه کلان ژئواستراتژیک است. برای مثال «خلیج فارس» یکی از سرشاخه‌های صحنه عملیّاتی اقیانوس هند است و تحولات آن در این حوزه ژئواستراتژیک قابل تعریف است.

تحوّل ژئواستراتژیک، نوعی از کنش نیروها است که توان تحت تاثیر قراردادن بخش وسیعی از جهان را از نظر امنیتی، اقتصادی، انرژی و سیاسی دارد و توجه اساسی قدرت‌های اصلی صحنه بین‌المللی را به خود جلب می‌کند.

جنگ اوکراین که با حمله روسیه به این کشور آغاز شد واجد این ویژگی‌ها است و یک تحول ژئواستراتژیک محسوب می‌شد. این تحول روسیه را به «تحت تحریم‌ترین دولت جهان» تبدیل کرد و تضادهای زیادی را با این کشور برانگیخت. قریب به دو سال است که توجه افکار عمومی جهان به بحران اوکراین معطوف شده است و فشارهای زیادی به مسکو وارد کرده است. با حمله روسیه به اوکراین یک جبهه‌ی وسیع علیه مسکو باز شد که در تاریخ روابط بین‌الملل کم سابقه بود.

طولانی شدن این نبرد بیش از همه برای روسیه فرساینده است و توان زیادی را از این کشور سلب می‌کند و از سوی دیگر سایر گسل‌ها را نیز در نوارهای شکننده تحریک می‌کند. از جمله قفقاز جنوبی که پس از فروپاشی شوروی به نوار شکننده تبدیل شده و خاورمیانه که پس از آغاز نظم دو قطبی، صحنه اصلی نزاع و درگیری‌های ژئوپلیتیکی بوده است. در پی تحولات اوکراین شاهد این بودیم که هم قفقاز جنوبی و هم خاورمیانه شاهد بی‌سابقه‌ترین رویدادهای ژئوپلیتیکی در نیم قرن اخیر شدند.

در دو سال گذشته تحریک این گسل‌ها به دو نوع امکان‌پذیر شد: نخست به دلیل صرف حجم زیادی از انرژی روسیه در مسئله اوکراین (مانند تجربه اشغال افغانستان در اواخر شوروی) تمرکز مسکو در مناطق ژئوپلیتیکی دیگر کاهش پیدا کرد و موضوع اوکراین به زودی تبدیل به شاخص اصلی قضاوت و تصمیم‌گیری پوتین در خصوص «خوب‌ها و بدها» در عرصه بین‌الملل شد.


🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍11

🔴 ایده دو دولتی فعلا در محاق

مالک رضایی، کارشناس‌ارشد علوم سیاسی

با گذشت ۱۲ روز از آغاز بحران غزه، فعلاً تمامی تحلیل‌ها با هر ادبیاتی و از هر مسیری که می‌آیند در معدل خود به یک مقصد و به یک نتیجه می‌رسند. آن نتیجه این است:

آمریکا تحت هر شرایطی ولو به قیمتِ "توجیه و تبرئه جنایات جنگی اسرائیل در حمله موشکی به بیمارستان" و... پشت اسرائیل ایستاده است. مسئله اسرائیل، به مسئله خود آمریکا تبدیل شده است. آمریکا تمامی تعارفات ظاهری را به کنار نهاده است و تمامی تصمیماتش در این بحران، بی‌چون‌ و چرا در محور اسرائیل و تحت فرمان و امیال اسرائیل و شخص نتانیاهو اتخاذ می‌شود. فعلاً اسرائیل است که بر تمامی اتاق‌های فکر و اتاق‌های اجرایی آمریکا در مورد این بحران فرمان می‌راند. آمریکا به‌قدری تحت فرمان اسرائیل عمل می‌کند که حتی قطعنامه‌ی توصیه‌ای و نه لزوماً لازم‌الاجرای شورای امنیت را  دایر بر توقفِ بمباران غزه و آتش‌بسِ موقت در آن را هم وتو می‌کند. بایدن از یک مدیر بحران به یک بازیگر بی‌چون‌ و چرا و در خدمت اسرائیل در این منازعه تبدیل شده است.

این که نتیجه چنین رویکردی چه پیامدهای حیثیتی برای آمریکا در سطح خاورمیانه به دنبال خواهد داشت، فعلاً محل بحث این یادداشت نیست. بااین‌حال، اجمالاً می‌توان گفت که: آمریکا در تله اسرائیل افتاده و در حال از دست دادن تمامی ابتکارات خود در مدیریت این بحران است. کشوری که در اغلبِ بحران‌های جهان، غالباً یک راه بود؛ اکنون خودش به یک مشکل تبدیل شده است. سقوط آمریکا از یک فاکتور مطمئن در مدیریت بحران، به یک فرمانبرِ مطلق اسرائیل در این بحران برای حیثیت این کشور وحشتناک خواهد بود.

سفر بایدن به اسرائیل و دیدار یک‌جانبه‌اش با نتانیاهو بدون اینکه توفیق دیداری ولو کوتاه، با یک رهبر منطقه از جهان عرب داشته باشد، برای او یک شکست محسوب خواهد شد. از قضا موشکی هم که یک روز قبل از سفر از پیش‌ هماهنگ‌ شده رئیس‌جمهوری آمریکا به خاورمیانه به بیمارستان غزه شلیک شد؛ در واقع، تیری بود که به بخت و اقبال بایدن در مدیریت این بحران شلیک شد و سفر او را در تل‌آویو متوقف کرد. این موشک در بدترین موقعیت زمانی این بحران و همزمان با سفر بایدن به خاورمیانه، بر قلب بیمارستان غزه و ابتکارات آمریکا نشست. سخنی که بایدن در دفتر کار نتانیاهو و بنا به میل او در "مبرا ساختنِ دامن اسرائیل از حمله موشکی‌اش" به بیمارستان غزه ادا کرد، همچو تیری بود که ناگه جست از کمان و به‌طور مستقیم‌، حیثیت و نام بایدن و آمریکا را هدف قرار داد. او در حالی تل‌آویو را ترک کرد که همه چیزش را در آنجا باقی نهاد و با دستی خالی، اما کوله‌باری سنگین از "شرمِ یک دروغ بزرگ" به واشنگتن بازگشت.

اما سخن اصلی این یادداشت طرح این واقعیات نیست. این را همه کسانی که به ماهیت رابطه‌ی ذاتی آمریکا و اسرائیل آشنایی دارند از همان ابتدا می‌دانستند و کشف آن، نکته جدیدی نیست که اکنون گفته شود. اکنون و در این بحران، فقط عریان‌تر شده است.

آنچه که در این میان مبهم بود، رویکرد ابهام‌آمیز جهان عرب به ماهیت این رابطه ذاتی و از طرفی انتظار احیای پروژه دو دولتی از دلِ حملات حماس بود که امیدی در دل برخی تحلیلگران شکوفانده بود. اما آمریکا به‌طور عریان و بی‌پرده به جهان عرب و "آرمان فلسطین" فهمانید که: در این بحران و بعد از حمله حماس، رویکرد من همین است که می‌بینید. ورود هر بازیگری خلاف این رویکرد به صحنه این بحران را ورودی مغایر با استراتژی خود می‌دانم  و هر شلیکی از هر سمتی به اسرائیل را شلیک به امریکا تلقی می‌کنم. او به جهان عرب فهمانید که: رابطه‌ی خود را بعد از این با آمریکا، با درک همین مختصات تنظیم کنید.

روشن است که از چنین مختصاتی هیچ پروژه‌ای و بالاخص پروژه «دو دولتی» نخواهد زایید. در پیامد این منازعه، تحقق پروژه‌ای با محتوای ایجاد دولتی به‌نام فلسطین در کنار اسرائیل به مطایبه بیشتر شباهت دارد تا واقعیت. چرا که بعد از حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل، اندک کورسویی هم که در نگاه دُولِ غرب و آمریکا برای ایجاد دولتی به‌نام فلسطین در کنار اسرائیل و متقاعد کردن اسرائیل برای آن وجود داشت، خاموش شد.

حمله حماس خط پایانی بر دیپلماسی بود و به نظر می‌رسد بعد از این، تحقق پروژه‌ای به‌نام «دو دولت فلسطین و اسرائیل در کنار هم» را از دل دیپلماسی نباید انتظار داشت؛ مگر این که آن را بتوان از دل منازعات و جنگ احیا کرد. اما جنگی که فلسطین را به آن آرمان برساند، جنگ نیست؛ بلکه آتشی به وسعت و ویرانی خاورمیانه است.

آیا خاورمیانه حاضر است چنین بهایی را برای این آرمان بپردازد؟



🔴 منبع:
روزنامه هم‌میهن، شماره‌ی شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۲ خورشیدی



🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسنده یادداشت نیست.

@IranDel_Channel

💢
👎6👍3

🔴 میراث رضاشاه از دوران قاجار

✍️ فرهاد سلیمان‌نژاد

برخلاف اکاذیبِ "ناسیونال‌سوسیالیست‌های تباراً مارکسیستِ تورکی - کوردی - عربی"، باستان‌گرایی ایرانی نه در دورانِ پهلوی اول، بلکه از بدو تأسیس پادشاهیِ تُرک‌تبارِ قاجار شکل گرفت و رفته‌رفته قوام یافت و تثبیت شد.

به‌روایت لسان‌الملک در کتاب ناسخ‌التواریخ، آقامحمدخان قاجار در زمان تاج‌گذاری‌اش، برخلاف پادشاهان قبل از خود، تاجی مرصع موسوم به تاجِ کیانی (همان تاج افسانه‌ای پادشاهانِ ایران باستان) بر سر داشت.

فتحعلی‌شاه قاجار، جانشین آقامحمدخان، که از طریق سفیر وقت فرانسه در ایران نسبت به پادشاهی‌های قبل از اسلام آگاهی یافته بود، دستور داد به تقلید از کتیبه‌های ساسانی، کتیبه‌هایی از او بتراشند که نمونه‌ی آن در چشمه‌علی شهر ری موجود است. همو که تا قبل از آشنایی با پادشاهی‌های قبل از اسلام، نام‌های تُرکی و عربی بر فرزندان ذکورش می‌گذاشت، پس از آشنایی با تاریخ ایران باستان، به‌ناگاه نام‌هایی چون کی‌قباد میرزا، شاپور میرزا، کی‌کاووس میرزا و از این قبیل بر اولاد ذکورش گذاشت.

محمدشاه نیز، علی‌رغم صوفی‌مشربی‌اش، پس از این‌که هنری راولینسون ترجمه‌ی فارسی خود از کتیبه‌ی بیستون را به او تقدیم و از او نشان شیر و خورشید گرفت، به‌مانند سلفش دستور داد کتیبه‌هایی از او بسازند که متأسفانه جز تصاویری، چیزی از آن‌ها باقی نمانده است.

همین دستور توسط ناصرالدین‌شاه هم تکرار شد و از کتیبه‌های او در تنگه‌واشی باقی مانده است. در واقع، زمانی که دوران سلطنتِ پنجاه‌ساله‌‌ی ناصرالدین شاه آغاز شد، باستان‌گرایی ایرانی توسط سه پادشاه قبلیِ تُرک‌تبار قاجار تا حدی رواج یافته بود و آن‌چه که بعدها توسط منورالفکرانی همچون شاهزاده جلال‌الدین میرزا قاجار، نویسنده‌ی رساله‌ی نامه‌ی خسروان اولین کتاب فارسی جدید در تاریخ ایران باستان و میرزا فتحعلی آخوندزاده و، شدیدتر و پیگیرانه‌تر از آن‌ها، آقاخان کرمانی به‌عنوان باستان‌گرایی ایرانی ترویج شد، ماتَرک چهار پادشاه نخست قاجار بود.

از آن سه منورالفکر نام‌برده نیز، دو تنِ نخست تُرک‌تبار بودند. بنابراین، در ترویج به‌اصطلاح باستان‌گرایی ایرانی، پهلوی اول میراث‌دار پادشاهیِ تُرک‌تبار قبل از خود بود و چیز تازه‌ای جعل نکرد.

نه در این مورد به‌خصوص، بلکه در شئون دیگر نیز، به‌ویژه آرمان استقرارِ دولتِ قدرتمند مرکزی که سیاستِ محوری رجالِ برجسته‌ای چون میرزا محمدتقی‌خان امیرنظام و میرزا حسین‌خان سپهسالار بود، پهلوی اول میراث‌دار ایده‌های قوام‌یافته در دوران قبل بود؛ ایده‌هایی که شاهان قاجار از تحققِ آن‌ها عاجز بودند.


🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یادداشتی از یک شخص، به معنای تأیید تمام مواضع آن شخص نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍18👎3
Alireza_Eftekhari-Tasnifeh_Sanama--Iran-Music.Net- [Iran-Music.Net]
Alireza_Eftekhari-Tasnifeh_Sanama--Iran-Music.Net- [Iran-Music.Net]
🔴 موسیقی و ادبیات ایرانی

«دیدم صنمی سروقد و روی چو ماهی» یا به‌اختصار «دیدم صنمی»، نخستین تصنیف عارف قزوینی است که سال ۱۳۱۵ ه. ق در دستگاه شور ساخته شد.

عارف قزوینی "دیدم صنمی" را در هجده‌سالگی، قبل از آمدن به تهران به عشق دختری ارمنی به نام خانم‌بالا ساخته است.

خوانندگان بسیاری چون سیما بینا، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری و ... این تصنیف را اجرا کرده‌اند.


دیدم صنمی سرو قد و روی چو ماهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی

افکند به رخسار چو مه زلف سیاهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی

گر گویم سروش، نبود سرو خرامان
این قسم شتابان، چون کبک خرامان

ور گویم گل، پیش تو گل همچو گیاهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی

این نیست مگر آینۀ لطف الهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی

صد بار گداییش به از منصب شاهی
الهی تو گواهی، خدایا تو پناهی


🔴 موسیقی پیوست:

تصنیف صنم (دیدم صنمی)
خواننده: علیرضا افتخاری
از تصانیف عارف قزوینی


@IranDel_Channel

💢
👍8👎1
🔴 ایران در نوشته‌های ولتر

«ولتر در نوشته‌ای به نام «بحث دربارۀ راه و رسم‌های زندگی»، و در اثری دیگر به نام «فیلسوف نادان» از زردشت و دستورهای اخلاقی او بحث می‌کند و می‌گوید: چکیدۀ تعالیم اخلاقی وی این است که می‌گوید دوست داشتن را یاد بگیرید، از پدر و مادر خود دستگیری کنید، بر بینوایان ببخشید، و اگر وعده‌ای داده‌اید وفا کنید. اگر دربارۀ مسئله‌ای شک و تردید دارید از اظهار عقیدۀ مثبت یا منفی خودداری کنید.
ولتر می‌گوید من به همین مقدار از گفته‌های زردشت اکتفا می‌کنم زیرا هیچ‌کس یا هیچ قانون‌گذاری از این حدود فراتر نرفته است.»


🔴 منبع:
ایران از نگاه گوبینو، ناصح ناطق، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۸، ص ۱۰۰-۱۰۱.



@IranDel_Channel

💢
👍20👎1
ابن خلدون 4.MP3
226.3 MB

🎙 درسگفتار ابن خلدون از دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران


🔴 منبع:
کانال سرو ایرانشهر

@IranDel_Channel

💢
👍13

🔴 در پنل ضرورت طراحی سیاست مهاجرتی برای ایران و مدل مطلوب آن مطرح شد‌:

سیاست شکست‌خورده‌ی بازگشت


✍️ گزارش روزنامه شرق

چهارشنبه هفته گذشته (۲۶ مهر ۱۴۰۲ خورشیدی) پنل «ضرورت طراحی سیاست‌ مهاجرتی برای ایران و مدل مطلوب آن»‌ در سالن کنفرانس پژوهشکده سیاست‌گذاری دانشگاه شریف با همت اندیشکده مهاجرت دیاران برگزار شد. این نشست با حضور احسان هوشمند، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل ایران، آرش نصراصفهانی، جامعه‌شناس، محمدمهدی دهدار، پژوهشگر سیاست‌گذاری مهاجرت برگزار شد و دبیر این جلسه پیمان حقیقت‌طلب، مدیر پژوهش اندیشکده دیاران بود.


🔴 گزارش را از قسمت "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍8

🔴 سفری به قفقاز جنوبی با کتابِ «از بادکوبه و چیزهای دیگر»
شهر بی‌نقاب

✍️ محمد مطلق، دبیر گروه گزارش روزنامه ایران


گزارش منتشر شده در صفحه ۱۸ روزنامه ایران شماره ۴ بهمن ۱۴۰۱ خورشیدی

هدفِ گزارش:
معرفی کتابِ "از بادکوبه و چیزهای دیگر"
(یادداشت‌های سفر به جمهوری باکو)

نویسنده: ناصر همرنگ،‌ نویسنده‌ی اردبیلی


🔴 گزارش را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید::
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍9👎1
‍‌
🔴 یکم آبان، روز بزرگداشتِ ابوالفضل بیهقی، از پیشگامانِ نثر فارسی

ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۳۸۵ ه‍.ق در حارث‌آباد از توابع شهرستان سبزوار و درگذشته‌ی ۴۷۰ ه‍.ق در غزنین) مورخ و نویسنده برجسته‌ی ایرانی در دربارِ غزنوی است و آرامگاه او در شهر سبزوار قرار دارد.

شهرت بیهقی بیشتر بخاطر نگارش کتابی معروف به تاریخ بیهقی (تاریخ مسعودی) است که مهمترین منبع تاریخی در مورد دورانِ غزنوی است. او اوایل عمر را در نیشابور به تحصیل دانش اشتغال داشت، سپس به سِمَتِ دبیری، وارد دیوان سلطان محمود غزنوی و حکمرانان بعد از او شد و پس از درگذشت استادش بونصر مشکان به سمت دبیرِ دیوانِ شاهی برگزیده شد.

در روزگار مسعود غزنوی، پسر محمود غزنوی، بیهقی به بالاترین مقام در دیوان، رسید.
بیهقی نوشتن کتاب تاریخ بیهقی را به زبان فارسی در سن چهل و سه سالگی، آغاز کرد و بیست و دو سال از عمر خویش را بر سر نوشتن آن نهاد.

موضوع این کتاب، تاریخی است در سی جلد، ولی از این سی جلد، تنها شش جلد مانده ‌است. جلد نخستِ موجود نیز از میانه آغاز می‌شود. جناب بیهقی به دلیل نگارش این کتابِ تاریخیِ گران‌سنگ به زبان فارسی نو در قرن پنجم هجری، پدر نثر فارسی نیز نامیده می‌شود. این کتاب علاوه بر ارزشِ تاریخی، ارزشِ ادبی فراوانی نیز دارد و نقشی کم‌بدیل در تداوم و صیانت فرهنگِ ایرانی و زبانِ ملی ایرانیان یعنی زبانِ فارسی و بویژه نثر فارسی داشته است.

یکی از بخش‌های بسیار جذاب و تاثیرگذارِ این کتاب از منظر تاریخی و بویژه از منظر ادبی داستان حسنک وزیر است.

حسنک وزیر، وزیر ایرانیِ دانشمند، مُدبر و کاردانِ دربارِ سلطان محمود غزنوی بود. خلیفه‌ی عباسی بخاطر ظنِّ به شیعه‌ی اسماعیلی بودنِ حسنک وزیر ، از محمود غزنوی خواست که وزیرش را برای اعدام تحویل دهد و سلطان محمود از اینکار اجتناب کرد. بعد مرگ سلطان محمود غزنوی، حسنک وزیر تلاش کرد تا مُحمّد پسر محمود و برادر مسعود به سلطنت برسد که محمد شکست خورد و مسعود، پسر دیگر سلطان محمود به تخت نشست و مسعود برای انتقام، خواسته‌ی خلیفه را اجابت کرده و حسنک وزیر را به دار آویخت.

صحنه به دار آویختن حسنک وزیر که در تاریخ بیهقی آمده‌است بی شک یکی از شاهکارهای نثر قرن پنجم فارسی است و در ویدئوی پیوست، این برشِ فوق‌العاده را از تاریخ بیهقی با خوانشِ محمود دولت‌آبادی، نویسنده معاصر ایرانی، می‌توانید بشنوید.


#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍16👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نگاهی به تاریخِ بیهقی، کتابِ تاریخی درآمیخته با ادبیات



🔴 منبع ویدئو:
بی‌بی‌سی فارسی


@IranDel_Channel

💢
👍10

💚
🤍
❤️

🔴 شهروندان ایرانی که دغدغه‌ی ایران دارند، به کانالِ تلگرامی "ایران‌دل" دعوت‌اند.

نام این کانال‌، از بیت معروفِ حکیم نظامی‌ گنجه‌ای، الهام گرفته شده است:
همه عالم تَن است و ایران‌دل
نیست گوینده،‌ زین قیاس خجل


🔴 بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک فایل صوتی در کانالِ ایران‌دل به معنی تأیید کل محتوای ارسالی و تمام مواضعِ صاحبِ آن محتوا (نویسنده و سخنران و توییت‌زننده) نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه پیرامونِ تاریخ، فرهنگ، ادبیات، اندیشه‌ی ایرانی و مسائلِ روزِ ایران است.


لطفاً به کانالِ تلگرامی ایران‌دل پیوسته و دوستان خود را بدین کانال دعوت کنید و این پیام را در گروه‌های مختلفِ تلگرامی به اشتراک بگذارید.


لطفاً اعلان‌های کانال (notification) را فعال نگه دارید و بعد مطالعه‌ی فرسته‌ها (پست‌ها) چنانچه فرسته‌ای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروه‌های مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان ارسال کنید.


از همراهی شما مخاطبانِ گرامی سپاسگزاریم.

با همراهی شما از "مشکلِ ایران" خواهیم نوشت.



@IranDel_Channel

💢
👍18👎2
ایران‌دل | IranDel
⚫️ دغدغه‌‌ای درباره مهاجران در ایران بعد خبرِ کشف قاتلانِ داریوش مهرجویی و همسرشان ✍️ رشته‌توییتی از احسان انتظاری ظاهراً مشخص شده که قاتل داریوش مهرجویی و همسرش از اتباع بیگانه* بوده: یک) از اتباعِ بیگانه بودنِ قاتل [یا قاتلان]، اصلاً معنا و مجوزِ تعمیم…
‌‌‌
🔴 پیامد پرونده قتل شادروان مهرجویی از زاویه‌ای دیگر

✍️ احسان هوشمند، دکترای جامعه‌شناسی و پژوهشگر مسائل اقوام

جنایت دهشتناک و قتل غم‌انگیز کارگردان نام‌آشنای سینمای کشور، شادروان داریوش مهرجویی و همسرش شادروان محمدی‌فر موجی از خشم و غم را در پهنه‌ی کشور گسترانید. گذشته از ابعاد پیچیده و مبهم پرونده قتل و نامشخص‌بودن ابعاد جنایت و معرفی دقیق آمران و عاملان احتمالی این جنایت ضد انسانی و آغاز بررسی قضائی موضوع در دادگستری، یک موضوع در محافل رسانه‌ای و اجتماعی برجسته می‌شود و آن موضوع متهم‌شدن چند نفر از اتباع خارجی در این قتل است؛ خبری که از سوی مقامات رسمی مبنی بر بازداشت باغبان ویلای مرحوم مهرجویی و انتشار عکس یکی از متهمان گسترش یافت، بی‌آنکه ابعاد دیگر موضوع روشن شود.

انتشار مصاحبه نوشتاری خانم محمدی‌فر و سپس انتشار صدای مرحومه در روز گذشته از طرف روزنامه اعتماد و اعلام اینکه یکی از این متهمان خارجی با شکایت این خانواده بازداشت و پس از مدتی بی‌آنکه دلیل آن مشخص باشد، آزاد شده است، نیز بازتاب بسیار گسترده‌ای در پی داشت. همچنین در نوشتاری از خانم محمدی‌فر در فضای مجازی که به شکلی اعتراضی درباره موضوع مهاجرانِ خارجی اظهار‌نظر کرده و گفته بود تا اعتراضی در‌این‌باره منتشر شود، متهم به نژادپرستی می‌شویم، انگار هیچ‌کس برایش مهم نیست، هم بازتاب زیادی داشت. درباره این جنایت غم‌انگیز مطالب زیادی منتشر شده و همچنان تحلیل و بررسی‌ها ادامه دارد؛ اما یکی از موضوعات مهم در این پرونده حضور متهمان به قتل از میانِ اتباعِ خارجی و مهاجرانِ به ایران است که بر پیچیدگی موضوع می‌افزاید. جدای از ماهیت پرونده و روایت رسمی اعلامی و ابعاد مبهم این جنایت که ذهن و روح و روان بسیاری از ایرانیان را درگیر کرده، توجه به نکاتی درباره سیاست‌های مهاجرتی حائز اهمیت است:

۱- حضور گسترده و به صورت عمده‌ی میلیون‌ها مهاجرِ غیر‌رسمی در کشور پدیده جدیدی نیست؛ هرچند که مشخص نیست حضور این تعداد درخورِ توجه از مهاجرانِ خارجی در کشور تابعی از چه سیاستی است. شواهد موجود نشان می‌دهد که دولت برای حضور این گروه بسیار بزرگ و چند‌میلیونی در کشور، سیاست رسمی درهای باز را در پیش نگرفته است؛ چرا که در‌ این‌ صورت برای همه مهاجران خارجی روادید یا مجوز قانونی حضور در کشور صادر می‌شد؛ اما از آن سوی هم حضور این گروه بسیار بزرگ مهاجران نمی‌تواند در ذیل سیاستِ درهای بسته صورت گیرد؛ چراکه مرزهای کشور نیز آن‌چنان بدون ضابطه و مقررات نیست که میلیون‌ها نفر از خارجی‌ها با سن و جنسیت مختلف بتوانند بدون دردسر درخورِ توجهی از موانع مرزی عبور کرده و وارد جای‌جای ایران شوند. پس گویا سیاست اجرائی و نه اعلامی کشور درهای بازِ غیر‌رسمی است تا مهاجران بدون مانع جدی وارد کشور شوند.


🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍9

🔴 هفتمین کنگره بین‌المللی شعر و ادب فارسی به میزبانی شهر ارومیه:
نکوداشتِ مقام استاد شهریار



میزبان: دانشگاه ارومیه


زمان:
یکشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۲ خورشیدی، ساعت ۰۸:۳۰ صبح

مکان:
استان آذربایجان‌غربی، شهر ارومیه، خیابان شهید بهشتی (دانشکده)، پردیس بین‌المللی دانشگاه ارومیه



#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍18👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آموزش موسیقی اصیل ایرانی؛
در تلوزیون ملی ایران در سال ۱۳۴۷ خورشیدی


آموزشِ موسیقی توسط استادانِ نامدار موسیقی ایرانی؛ مرتضی حنانه، جلیل شهناز، علی‌اصغر بهاری و حسین قوامی


🔴 ویدئو ۱۴۶/۳ مگابایت است.


@IranDel_Channel

💢
👍12

⚫️ بانو لیلی افشار؛ نوازنده‌ی برجسته و صاحب سبک گیتار کلاسیک و اولین زن دارنده‌ی درجه‌ی دکترای اجرای گیتار کلاسیک در جهان

زاده‌ی ۱۸ اسفند ۱۳۳۸ خورشیدی
درگذشته ۲ آبان ۱۴۰۲ خورشیدی


لیلی افشار در ۱۸ اسفند ۱۳۳۸ در تهران متولد شد. وی نخستین نوازندهٔ زن در جهان است که در رشته اجرای گیتار کلاسیک به درجه دکترا دست یافته‌است.‌وی نوه رضا افشار، وزیر راه در زمان رضاشاه پهلوی است. در ده سالگی وقتی نوازندگی گیتار را در دیدار با یکی از اقوامش از نزدیک مشاهده کرد به این ساز علاقه‌مند شد و فراگیری گیتار را آغاز کرد. داریوش افراسیابی اولین معلم وی بود.‌مادربزرگش تار می‌زد و پدر که با نواختن ویولن و پیانو آشنا بود، نیز مشوق او بود. در همان کودکی در کلیسای آلمانی‌ها و در کاخ جوانان کنسرت داد.‌پس از اتمام دوره متوسطه و در سال ۱۳۵۵ به آمریکا رفت و تحصیل در رشته موسیقی و در زمینه گیتار را ادامه داد. افشار لیسانسش را از کنسرواتوار موسیقی بوستون گرفت و برای طی دوره کارشناسی‌ارشد موسیقی در رشته نوازندگی گیتار به کنسرواتوار موسیقی نیوانگلند رفت و زیر نظر نیل اندرسون به تحصیل پرداخت.‌پس از آن لیلی افشار توانست دوره دکتری را زیر نظر بروس هلزمن در دانشگاه ایالتی فلوریدا به پایان برساند و به این ترتیب او نخستین زنی در جهان بود که موفق به اخذ درجه دکترا در نوازندگی گیتار شد.

لیلی افشار مدتی نیز در «مرکز هنرهای تجسمی بنف» و «فستیوال موسیقی اسپن» تحصیل کرده و دیپلم افتخاری «آکادمی موسیقی کیجانا درسی ینا» ایتالیا نیز به وی اعطاء شده‌است. لیلی افشار کرسی استادی خود را برای دانشگاه ممفیس در سال ۱۹۸۹ میلادی به دست آورد و در آنجا به تدریس موسیقی برای دانشجویان لیسانس و فوق‌لیسانس و دکترای نوازندگی گیتار می‌پردازد، که در آنجا نیز جایزه استاد برجسته دانشگاه در سال ۲۰۰۰ میلادی به وی تعلق گرفته‌است.

لیلی افشار به منظور اجرای قطعات موسیقی ایرانی با گیتار کلاسیک، اقدام به نصبِ ربع‌پرده بر روی ساز خود کرده بود.


⚫️ یاد و نام‌شان در دفتر فرهنگ و ادب و هنر ایران، جاوید و مانا


#یاد

@IranDel_Channel

💢
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اجرای زیبایی از زنده‌یاد استاد لیلی فشار

قطعه‌ای از یوهان سباستین باخ


#یاد

@IranDel_Channel

💢
👍16

🔴 راهبردِ ایرانی برای گره قفقاز

✍️ عبدالرحمن فتح‌الهی

در واپسین ساعات روز دوشنبه [یکم آبان ۱۴۰۲ خورشیدی] بود که حسین امیرعبداللهیان در نشستی خبری که متعاقب برگزاری نشست وزیران امور خارجه در قالب ۳+۳ در تهران برگزار شد به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ داد و از ابتکار تهران با عنوان «کریدور ارس» به جای‌ دالان موهوم و جعلی زنگه‌زور خبر داد. به گفته رئیس دستگاه دیپلماسی ایران در نشست روز دوشنبه، موضع ثابت تهران درخصوص عدم تغییر ژئوپلیتیک منطقه قفقاز جنوبی مورد تأکید قرار گرفت و آن‌طور که امیرعبداللهیان بیان کرد در دیدارش با آقای [الهام] علی‌اف در باکو اعلام کرده که ما به دنبال تغییر مرزها نیستیم و بنایی برای تغییر ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی نداریم. در ادامه این نشست خبری، سکاندار سیاست خارجی کشور به تبیین طرح ابتکاری ایران اشاره کرد و درخصوص مسیر مواصلاتی زنگه‌زور به ذکر این نکته پرداخت که «اکنون کریدوری از مسیر ایران به سمت نخجوان بین دو کشور (جمهوری اسلامی ایران و "جمهوری آذربایجان") تعریف و طراحی شده است و به دنبال این کریدور پیشنهادی، شرکت‌های مربوطه و وزارتخانه‌های تخصصی دو کشور برای اجرای پروژه در حال اقدام و همکاری هستند». امیرعبداللهیان این را هم گفت که «حضور طرف‌های خارجی جز خسارت برای ما بر جا نگذاشته است. دو نمونه در عراق و افغانستان یک تجربه گران‌بها در دخالت در امور داخلی است. نشست امروز هم پیامی قوی به جامعه جهانی صادر کرد».

البته گفته‌های وزیر امور خارجه با برخی واکنش‌ها همراه بود. در همین باره رحمن قهرمان‌پور، کارشناسی بود که در تحلیل ادعاهای امیرعبداللهیان در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اگر خبر موافقت ایران با عبور "کریدور زنگه‌زور" از خاکِ ایران درست باشد و خبرسازی رسانه‌ای نباشد، تحولی بسیار مهم است و نشان می‌دهد که از نظر ایران بحران قفقاز راه‌حل نظامی ندارد. مزیت‌های این کریدور از نظر تجاری چنان زیاد است که می‌تواند نگرانی‌های هویتی و ژئوپلیتیکی را کم‌اثر کند». با این حال قهرمان‌پور در ادامه نوشته‌اش این را هم عنوان کرد که «باید با این خبر محتاطانه برخورد کرد. شاید یک بازی رسانه‌ای برای فشار بر ارمنستان و حتی روسیه باشد. اما اگر درست باشد نشانه بسیار مهمی از تلاش ترکیه و "[جمهوری] آذربایجان" برای رفع نگرانی‌های ایران است. ظاهراً ایران در گذشته نیز چنین پیشنهادی داده بود. باید منتظر واکنش‌ها به این خبر باشیم». البته احمد کاظمی در شبکه اجتماعی ایکس واکنشی متفاوت داشت و اصطلاحاً دست به غلط‌گیری از سخنان امیرعبداللهیان زد که می‌تواند به‌نوعی غلط‌گیری موضع قهرمان‌پور هم تلقی شود. این تحلیلگر ارشد حوزه قفقاز نوشت که: «جناب امیرعبداللهیان ضمن خداقوت بابت ۳+۳؛ دو اشتباه کاربردِ اصطلاحِ جعلی زنگه‌زور: ۱. در ادبیات باکو این واژه به سیونیک اطلاق می‌شود که ادعای ارضی و نقض منشور UN است ۲. با گذر مسیر از ایران (راه ارس)، کاربرد زنگه‌زور مبنا ندارد. باید مراقب مشورت کارشناس‌نماهای بی‌اهتمام به منافع قفقازی ایران بود».



🔴 دنباله‌ی یادداشت را در قسمتِ "مشاهده فوری" بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍18👎1

🔴 قصه پرغصه عباس میرزا

✍️ سهند ایرانمهر

امروز سالگرد درگذشت عباس میرزای قاجار، ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری است.. عباس میرزا را برخی سرسلسله‌ اولین اصلاحات و تجددخواهان می‌نامند. مورخین و وقایع‌نگاران از منش انسانی و رفتار مصلحانه او به تواتر سخن گفته‌اند.

موریس دوکوتز، سفیر کبیر روسیه تزاری از جمله افرادی است که در توصیف خود از ایران آن روزگار تصویر دقیقی از نابسامانی‌ها می‌دهد و در این راه گاه از حدود ادب نیز پا فراتر می‌گذارد وقتی به عباس میرزا می رسد چنین می نویسد:
«عباس‌میرزا … دشمن واقعی تجمّل است … حرکات و اطوارش خیلی جالب توجه و مظهر اصالت و نجابت است... چشمانش آیینه ضمیر اوست. مکر و کید در آن مشاهده نمی‌شود. فجایعی که در نتیجه قوانین سخن مملکت معمول است هر جا دستش برسد جلوگیری می‌کند».

وقتی دوکوتز در جریان یکی از مراودات خود به باغ «عباس میرزا » دعوت می‌شود و در آن باغ زیبا متوجه می‌‌شود که بخشی از دیوار در حال فروریختن است اما برای تعمیر آن اقدامی نشده از ولیعهد چرایی این ماجرا را می پرسد:
«از حضرت ولیعهد پرسیدم که چرا این دیوار را خراب نکرده‌اید؟ فرمود: زمانی که این باغ را وسعت می‌دادم محتاج به خریداری مقداری از اراضی مالک مجاور شدم، ولی چون مالک زمینی که این دیوار زشت و خراب متعلق به آن است، دهقان سالخورده‌ای است که به ماترک آباء و اجدادش علاقه تامی دارد، به قیمتی که به او دادم راضی به فروش زمینش نشد. من هم نه تنها دلتنگ نشدم، بلکه علاقه او را هم به یادگار اجدادش، تقدیس و تمجید کردم و نیز جسارت او مقبول طبع من واقع شد. فعلا صبر می‌کنم شاید بتوانم با ورثه او کنار بیایم».

موریس دوکوتز بوئه که شاهد استبداد مزمن در ایران روزگار خود بوده است با تعجب در این باره می‌نویسد:
«تمام قطعه آسیا ذلیل شدیدترین استبدادهاست، اگر بگردید چنین عقیده‌ای یافت نشود».
(موریس دوکوتزبوئه، مسافرت به ایران، ترجمه محمود هدایت، امیرکبیر، ص۷۰)

مکاتبات عباس میرزا نشان می‌دهد که ذهن وی بر خلاف اذهان آرام سایر رجال زمانه‌اش به شدت درگیر چرایی عقب‌ماندگی ایرانیان بوده است چنانکه در نامه به ژوبر فرستاده ناپلئون می‌نویسد:
«نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به ندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ …»
(حماسه کویر، محمدابراهیم باستانی پاریزی، ص ۶۶۹)

بی‌کفایتی پادشاه، دسیسه چینی‌ها و عقب‌ماندگی مزمن ساختار حکومت و جامعه، در کنار شکست عباس میرزا از روس‌ها و ازهمه بدتر هزیمت اصلاندوز سرانجام رمق را از مردی که به تعبیر رجال روس «می‌توانست پطر کبیر آینده ایران» باشد (علی بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی، ج ۱، ص ۲۵۷ ) گرفت و نادیده گرفتن شرایط و موقعیت متزلزل کشور - که امکان فتح تهران را برای پاسکوویچ فراهم می‌کرد و به مدد فراست عباس میرزا در عهدنامه ترکمنچای به «ارس» محدود گردید - فراموش و اینطور وانمود شد که گویی ایران چنان توانمندی و ارتشی داشته است که می‌توانست روس را تا پترزبورگ هم عقب بنشاند! مخالفان و سعایت‌کنندگان چنین ترویج دادند که وی در مذاکرات مزدور روس‌ها یا عثمانی بوده و جاسوسی آنان را کرده و در ازای آن رشوت گرفته است. خود او این فشار و قضاوت غیرمنصفانه را اینگونه منعکس کرده است:
«یک ‌بار کشتن، بهتر است از اینکه هر بار در مجلس‌های دارالخلافه طوری مذکور شوم که العیاذبالله اسلام را مغلوب کفر می‌خواهم و فتح‌نامه روس را در جنگ عثمانلو ، به دروغ، شهرت می‌دهم تا پولی از خزانه همایون درآرم و به دشمن دولت عاید کنم. سختا که آدمی است بر احداث روزگار».
(نامه به علی‌نقی‌ میرزا رکن‌الدوله، در محرم ــ صفر ۱۲۴۵٫ق)

سرانجام آن درد کهنه نخبه‌کشی و آن افت مزمن که در سپهر سیاست ایران زیر پای مصلحان و دلسوزان این سرزمین را خالی کرده است گریبان این شاهزاده با کفایت را نیز گرفت. در مورد مرگ او گفته‌اند که بیماری مزمن گوارش و کلیه - که درمان آن هربار بخاطر مشغله‌های جنگی و سیاسی او به تاخیر می‌افتاد - عاقبت والی متجدد آذربایجان را از پای انداخت تا در کارنامه تاریخ سرزمینی که خود بر فرزندانش تیغ می‌کشد، سیاهه‌ای دیگر ثبت شود.



🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یادداشتی از یک شخص، به معنای تأييد تمام مواضع آن شخص نیست.

@IranDel_Channel

💢
👍21