ایران‌دل | IranDel – Telegram
ایران‌دل | IranDel
3.73K subscribers
1.24K photos
984 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram

🔴 زوال میدان نتیجه‌اش می‌شود:
دیپلماسی رستورانی


✍️ بیژن اشتری، مترجم و پژوهشگر

تا همین دو سه سال پیش «میدان» (عملیات نظامی جمهوری اسلامی در کشورهای اطراف) تعیین‌کنندۀ دیپلماسی بود. رهبران نظام قاطعانه می‌گفتند که وزارت خارجه صرفاً مجری دستورات و سیاست‌هایی‌ست که از سوی نهادهای بالا دستی (شورای امنیت ملی یا در واقع ارکان عالی ارتش و سپاه) اتخاذ شده است. آن زمان جمهوری اسلامی شش لشکر آماده در میدان نبرد با اسرائیل در منطقه داشت و کبکش خروس می‌خواند و در نتیجه اصرار داشت که دیپلماسی باید ابزار میدان باشد.

اما حالا که باد میدان، خالی شده و گریز از صحنه نبرد در دستور کار نظامیان قرار گرفته، دیگر کسی از اولویت میدان بر دیپلماسی سخن نمی‌گوید و دیپلماسی جمهوری اسلامی حقیقتاً وضع اسفبار و کمیکی پیدا کرده.

وزیر خارجه به ظاهر پرتحرک است و از این پایتخت عربی به آن پایتخت می‌رود اما جز بیان حرف‌های کلی و بیان چند شعار علیه آمریکا و اسرائیل کاری نمی‌تواند پیش ببرد و حداکثر کاری که می‌تواند بکند خوردن غذا در رستوران‌های قاهره و دمشق است. آنچه عراقچی در سفرهای منطقه‌ای‌اش می‌گوید چیزی جز شلیک با تفنگ خالی نیست.

اگر در تهران بماند سنگین‌تر است تا به این سفرهای حقارت‌آمیز برود. دیپلماسی ایرانی در تاریخ خودش چنین زوال فاحشی را هرگز تجربه نکرده بود. واقعاً مایۀ شرمساری است. حالا تنها چیزی که برایشان باقی مانده تهدیدات اتمی است و گمان می‌کنند که این می‌تواند کارت برنده در مذاکرات با آمریکا و غرب باشد.به زودی این توهم‌شان هم مثل توهم «حکمرانی بر شش کشور عربی» برطرف خواهد شد.

این وضع أسفبار مرا به یاد مقطعی از تاریخ شوروی می‌اندازد. پس از پیروزی انقلاب بولشویکی تروتسکی وزیر امور خارجه شد. اما او به ندرت در محل کارش حضور می‌یافت. ازش پرسیدند دلیل این غیبت‌ها چیست. تروتسکی پاسخ داد: «راستش را بخواهید یک حکومت انقلابی نیاز چندانی به وزارت خارجه ندارد. حداکثر کار ما صدور بیانیه‌های تهدیدآمیز علیه کشورهای امپریالیستی است. ما باید کرکرۀ وزارت خارجه را پایین بکشیم و برویم دنبال کارهای انقلابی مهم‌تر در عرصۀ نبرد»

البته این مربوط به یکی دو سال اول انقلاب بولشویکی است. بعدها کمونیست‌ها یاد گرفتند که از سفارتخانه‌هایشان در خارج می‌توانند برای انواع عملیات ترور، خرابکاری، جاسوسی و پروپاگاندا استفاده کنند و به این ترتیب دیپلماسی در خدمت «میدان »قرار گرفت و نتیجه نهایی‌اش هم همان شد که دیدیم. متأسفانه هیچ کسی از این تجربه تاریخی درس عبرت نگرفت.


🔴 پی‌نوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأييد کلِّ محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍27👎8
ایران‌دل | IranDel
🔴 این روزها ترکیه در ایران چه می‌کند؟ ✍️ یدالله کریمی‌پور به گمانم سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت) با وجود گسترش ابعاد نفوذ دیرپایش در ایران‌، این روزها در پی تحمیل سه هدف اساسی در این دیار است: یک) به هر قیمت و با هر ابزاری مانع انجام هر نوع گفتگوی ایران…

🔴 پایان قصۀ سوریه

✍️ یدالله کریمی‌پور، دکترای جغرافیای سیاسی

سرنوشت بشار بی‌شباهت به قذافی، صدام‌ حسین و بیشینه بن‌علی نخواهد بود. ولی چرا قصه حکمرانی خاندان اسد و حکومت علویون با این سرعت به پایان رسید؟!

۱- اقلیت حاکم

ستون فرهنگی تشکیل دهندۀ حکومت بعث سوریه، تنها بر بدنه و پایههای ۱۳ درصدی جمعیت علوی - شیعی قرار داشت و ۷۴٪ اهل تسنن در عمل در حاشیه بودند.‌ حتی تصور استمرار درازمدت اقلیت بر اکثریت قاطع، نزدیک به محال است.

۲- تکیه بر بیگانگان

اقلیت علوی حاکم‌ در جهت جبران انزوا و تنهایی و بی‌پشتوانگی درونی، بر دو بیگانۀ غرق در گرداب‌های متعدد، یعنی [جمهوری اسلامی] ایران و روسیه تکیه داد. کشورهایی که اصولاً به اعتبار قدرتِ ملی، ظرفیت محدودی برای پشتیبانی خارجی دارند. روسیه اولویت‌های دیگر به جای دفاع از اسد را طرح کرد.‌ جمهوری اسلامی نیز‌ در خود فرو رفته و سرگرم رها کردن خود از دهها گرفتاری دشوار مانده است.

۳- نوسازی مخالفین

برای بیش از سی سال نگاه و رویکرد جمهوری اسلامی و روسیه به سوریه میلیتاریستی بود.  این دو کشور طرح و برنامه‌ای کلان در جهت خارج‌ کردن این کشور جنگ‌زده از استیصال ارائه نکردند؛ سهل است که همه استان‌های تحت کنترل بشار، بیش از پیش در چاله فقر قرار گرفتند.
در عوض ترکیه ضمن نزدیکی به مخالفان سوری مستقر در ترکیه و استان‌های دور از کنترل بشار، به آموزش، سازماندهی و تقویت آنان پرداخت. سوری‌های بنیادگرای مخالف، به ارتشی ماهر تبدیل شده و با رنسانس فکری و تعدیل دیدگاه‌های تکفیری‌‌، در جهت همرنگی با لائیسیته ترکیه خود را با خواسته‌های اردوغان آماده کردند.

۴- فرصت‌طلبی اردوغان

در همه مدتی که ایران و حزب‌الله سخت سرگرم‌ غزه و نبرد با اسرائیل بودند‌، اردوغان سخت در حال آماده کردن‌ همه‌جانبۀ تحریرالشام برای در دست گرفتن قدرت در سوریه و حذف علویون و بشار بود. این ساده‌لوحی محض است که تصور شود ترکیه دولت‌های عضو ناتو و اسراییل را در جریان خیز تحریرالشام قرار نداده باشد. نه تنها ایالات متحده و اسراییل، که فرماندهی کل ناتو در جریان چنین تحرکی قرار گرفته و با آن‌ هماهنگ بوده اند.

۵- انتخاب مردم

این پر شتاب‌تین فروپاشی تاریخ معاصر یک رژیم در خاورمیانه بدون توسل به کودتا بود.‌ در واقع انقلابی با استارت یک همسایه قدرتمند (ترکیه). ارتش و مردم‌ سوریه نشان دادند که خواهان پذیرش رویکرد [جمهوری اسلامی] ایرانی- بشاری مبتنی بر مبارزه ایدئولوژیک و در عین حال درجازدگی و تحمل استیصال و فقر و کمتر توسعه یافتگی، حتی در ازای مبارزه با اسرائیل نیستند.
کوته آن که بین دو الگوی [جمهوری اسلامی] ایرانی- اماراتی و تُرکی، دومی را پذیرفتند. در واقع پی بردند که تداوم همسویی با ایران ارزشش را ندارد. زیرا نتیجۀ واقعی آن جز به چشم‌اندازهای یمن، لبنان جنگ‌زده، غزه و کرانۀ باختری و عراق نخواهد بود. آنان در گزینش خود، پیوستن به دکترین ترکیه، امارات‌، سعودی بن‌سلمان، قطر و...را ترجیح دادند.

۶- ارتش وامانده

میانگین دریافتی ماهیانه نیروهای ارتش بشار، ۲۵ تا ‌۳۰ دلار بود. کمتر از سومالی. به گونه‌ای که حتی کفاف هزینه‌های یک هفته‌ای آنها نبود. از سوی دیگر این ارتش فاقد انگیزه‌های ایدئولوژیک شده بود و بدنۀ آن نیز ‌کاملاً ناظر بر فساد سیستماتیک در نهادهای‌ حکومتی و ایضا. حتی وضعیت اقتصادی ساکنان شمال سوریه و منطقۀ خودگردان‌ کُردنشین به مراتب بهتر از مناطق تحت کنترل دولت بشار بود. در واقع میانگین درآمد کارکنان در نواحی تحت کنترل مخالفان بیش از ۵ تا ۶ برابر افسران سوری بود. بین ۲۰۰ تا حتی ۵۰۰ دلار.
از سوی دیگر کهنگی و زهوار در رفتگی تجهیزات و تسلط مستشاران روسی - ایرانی نیز بی‌انگیزگی افسران و نظامیان سوری را مضاعف کرده بود.

۷- همراهی اسرائیل (اشغالگر)

بدون همراهی و هماهنگی اسراییل، فروپاشی اسد ممکن‌ نبود. گرچه تل‌آویو همواره از گوشت دم دست بشار حمایت می‌کرد، ولی در ازای قطع کامل دالان زمینی ایران- حزب الله، تن به معرکه ترکیه - تحریرالشام داد. اسرائیل مطمئن است که سوری‌های جانشین بشار به صلح ابراهیم خواهند پیوست. برای مسئلۀ جولان نیز به اغلب احتمال، مدلی ارائه خواهد شد.

نتیجه پایانی آن که:
الف) سوری‌ها دیگر در پی تن دادن به مدل توسعه‌ای [جمهوری اسلامی] ایران و تداوم عضویت در محور مقاومت‌ نخواهند بود.
ب) حکومت بعدی سوریه دالان زمینی- هوایی ایران- حزب الله لبنان را مسدود خواهد کرد؛
پ) سوریه تا دستکم‌ دو دهۀ آتی تابع استراتژی سیاست خارجی ترکیه خواهد ماند.
ث) بازسازی و نوسازی سوریه با مدلِ تُرکی - بن‌سلمانی پرشتاب و درجهت فعال سازی دالان مدیترانه- خلیج فارس، آناتولی-عقبه، آنکارا - مسقط به زودی آغاز خواهد شد.



🔴 پی‌نوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسندۀ یادداشت نیست.


@IranDel_Channel

💢
👍21👎3
ایران‌دل | IranDel
🔴 کلید دستیابی به امنیت و توسعۀ پایدار ✍️ آرش رئیسی‌نژاد، دکترای روابط بین‌الملل در توییتی نوشت: کلید دستیابی به امنیت و توسعۀ پایدار، سیاستِ غیرامنیتی‌سازی است: هیچ نظامی‌، نتواند ملت را تهدید ببیند و هیچ قدرتِ بزرگی نتواند ایران را تهدید جهان بنامد.…

🔴برداشت نوین از خویشتنِ ایران

✍️ آرش رئیسی‌نژاد، دکترای روابط بین‌الملل در رشته‌توییتی نوشت:

خُرد شدن حماس، تضعیف حزب‌الله و سرانجام سقوط سریع بشار اسد، دگربار نشان داد که درک ‎مفهومِ ایران مهمترین پیش‌نیاز تغییر در سیاست‌ها و استراتژی‌های منطقه‌ای‌ست. بارها از این دگرگونی و ضرورت هشدار داده شد، اما با تفرعن نپذیرفتند. دست خدا اما در پوشش ‎نیروهای ژئوپلتیکی به آنان آموزاند!

"بخشی از تنش‌های کنونی را باید برخاسته از زایش دردناک ‎خودآگاهی ژئوپلتیکی ایران دید؛خودآگاهی که برداشت نوین از خویشتنِ ایران (Iran’s Self) و جایگاه کشور در جهان را نشان‌داده و مفهوم دوست - دشمن را از نو‌ پی‌ریزی می‌کند. ریشه این خودآگاهی را باید در جغرافیا، تاریخ و میراث تمدنی ایران دید.

زایش ‎خودآگاهی ژئوپلتیکی پوسته انعطاف‌ناپذیر ایدئولوژی را نیز می‌شکند. چرا که اگر ايدئولوژی از منطق ژئوپلتيك بگريزد، به گزافه‌گويی و شطحيات تقليل می‌يابد. اما اگر گفتمانِ منسجمِ مردمی، ‎منطق ژئوپلتیک را دريابد و با آن تركيب شود، آن لحظه، لحظه زايشِ نيروی ژئوكالچرال نوینِ ایران است"


#توییت_خوانی

@IranDel_Channel

💢
👍30👎3

🔴 خودکامگی، موجب تباهی‌ است

✍️ زنده‌یاد استاد محمدامین ریاحی خویی

از نظر فردوسی قدرت مطلقه به ظلم و تباهی می‌انجامد. ‌چارهٔ دفع بلای خودکامگی "تقسیم قدرت" است. این را در سراسر شاهنامه می‌توان دید. از دورهٔ اساطیری پیشدادیان، که پادشاه خود پهلوان و رهبر قوم بود چون بگذریم، در ادوار بعدی قدرتِ مطلق به دست پادشاه نیست. در دورهٔ کیانی تا پایانِ عصرِ کیخسرو، پهلوانان شریکِ قدرتِ پادشاه‌اند و از گشتاسب تا یزدگرد، موبدان.

پادشاهان آسایش این جهانی ایرانیان را تأمین می‌کردند و موبدان راهِ رستگاری آن‌جهانی را به مردم نشان می‌دادند و هردو نیرو در خدمت بهروزی و نیک‌سرانجامی ایرانیان بود.

در شاهنامه پادشاه مظهر استقلال کشور و حافظ ایران در برابر هجوم خارجی است. اعلام جنگ و صلح با اوست. پهلوانان در جنگ با دشمن فرمانبردار او هستند، اما نوکر چشم و گوش بستهٔ او نیستند. پهلوانان در عین وفاداری به شاه وجدان بیدار ملت و مظهر آزادگی و گردن‌فرازی هستند و اگر پادشاه از اصول صحیح شهریاری و دادگری پای فراتر گذارد در برابر او مردانه می‌ایستند.

نمونه‌های ایستادگی پهلوانان مخصوصاً رستم را در برابر شاهانی چون کاوُس و گشتاسب و سخنان تند پهلوانان را خطاب به آن شاهان می‌بینیم.

وقتی کیکاوس با سبک‌سری و به فریب ابلیس چهار عقاب را به تخت بست و به نیروی آنها به آسمان رفت و در بیشه‌ای در آمل به زمین افتاد، گودرز او را چنین سرزنش کرد:

بدو گفت گودرز بیمارْسْتان
تو را جای زیباتر از شارْسْتان
به دشمن دهی هر زمان جای خویش
نگویی به کس، بیهده رای خویش
سه بارت چنین رنج و سختی فتاد
سرت ز آزمایش نگشت اوستاد
کشیدی سپه را به مازندران
نگر تا چه سختی رسید اندر آن
دگرباره مهمان دشمن شدی
صنم بودی، اکنون برهمن شدی!
به جنگ زمین سربه‌سر تاختی
کنون بآسمان نیز پرداختی!

خالقی، ۲، ص ۹۸

کاوس جوابی ندارد. شرمسار می‌شود و از کاخ بیرون می‌رود.

یک بار دیگر هنگامی که رستم خبر کشته شدن دست‌پرورده‌اش سیاوش، شاهزادهٔ بی‌گناه را می‌شنود، به آهنگ کین‌خواهی از تورانیان از نیمروز حرکت می‌کند. ابتدا به درگاه کاوس می‌رود و با خشم و خروش او را خوار می‌سازد:

چو آمد برِ تختِ کاوسِ کی
سرش بود پرخاک و پرخاک پی
بدو گفت خوی بد، ای شهریار
پراگندی و‌ تخمت آمد به بار
تو را مهرِ سودابه و بدخُوی
ز سر برگرفت افسر خسروی
کنون آشکارا ببینی همی
که بر موج دریا نشینی همی

کاوس با شرمساری در برابر سخنان جهان‌پهلوان خشمگین جز اشک ریختن چاره‌ای ندارد. رستم از آنجا به سراغ سودابه می‌رود و او را می‌کشد و‌ کاوس از جای خود نمی‌جنبد:

به خنجر به دو نیمه کردش به راه
نجنبید بر تخت کاوس‌شاه

خالقی، ۲، ص ۳۸۲

با این نمونه‌ها می‌بینید که شاهنامه ستایش شاهان نیست، ستایش ایران و ایرانیان و پهلوانان ایران است. هیچ پادشاهی در شاهنامه از رستم که نماد یک ایرانی آرمانی است بزرگتر نیست و این نکته در همان عصر فردوسی هم بر همگان روشن بوده است. از اینجاست که در حکایت تاریخ سیستان می‌خوانیم که محمود به فردوسی می‌گوید: «همهٔ شاهنامه خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم». و نیز افسانه‌ای از همان روزگاران بر سر زبان‌ها بوده و در منابع متعدد قدیمی نقل شده که رستم به خواب فردوسی آمد و گفت در فلان‌جا من گنجی نهفته‌ام، برو، بردار و منتِ محمود را مکش. فردوسی آن گنج را برداشت و میان شاعران قسمت کرد و خود دیناری برنداشت.


🔴 بُن‌مایه:
فردوسی
زندگی، اندیشه و‌ شعرِ او
صص۲۲۱–۲۱۳

@IranDel_Channel

💢
👍22👎1
ایران‌دل | IranDel
🔴 در آستانۀ هفت اکتبر ✍️ مهدی تدینی بین خوش‌بین بودن و واقع‌بین بودن باید واقع‌بین بود و اگر خوش‌بینی به واقع‌بینی آسیب می‌زند، بی‌درنگ باید آن را کنار نهاد. متأسفانه واقع‌بینی دیگر جایی برای خوش‌بینی نگذاشته و باید پذیرفت نشانه‌ها از افزایشِ تنش حکایت…

🔴 اسد و دومینوی هفت اکتبر

✍️ مهدی تدینی

دومینویی که با عملیات هفتم اکتبر آغاز شد، به بشار اسد رسید. با کمی اغماض حتی می‌توان از «اثر بومرنگی» صحبت کرد؛ گرچه قطعاً اسد شخصاً هیچ نقشی در پرتاب بومرنگِ هفتم اکتبر نداشت، اما دولت او از بخت بد یا خوب روزگار بخشی از جبهۀ مقاومتی شده بود که هفت اکتبر در نهایت به پای همۀ آن نوشته می‌شد. و همین هم شد! مثل روز روشن بود که پس از هفت اکتبر اسرائیل خاک غزه را به توبره می‌کشد و مشخص بود حزب‌الله در چنین جنگی نمی‌تواند نظاره‌گر بماند. کسانی که در صلح شعار می‌دهند، چقدر می‌توانند در جنگ بیکار بنشینند؟ ــ احتمالاً به همین دلیل اسد سال‌ها بود که دیگر شعار هم نمی‌داد تا در جنگ بعدی مجبور به عمل نباشد.

پس روشن بود که پای حزب‌الله به جنگ باز خواهد شد. نوع عملیاتی که اسرائیل در قبال حزب‌الله از خود نشان داد، گویای این بود که سال‌ها برای چنین جنگی آماده‌سازی کرده بود ــ که یک فقره‌اش پیجرها بود و فقرۀ دیگرش شناساییِ گستردۀ نیروهای حزب‌الله تا رده‌های پایین. سنگینی جبهه از غزه به جنوب لبنان چرخید و دیگر جای انکار نبود که حزب‌الله تضعیف شد. آسمان سوریه در طول سال‌های اخیر برای اسرائیل به اتوبانی بدون‌عوارض تبدیل شده بود و از این طریق رفت‌وآمد نیروها و عوامل لجستیکی ایرانی نیز زیر آتش اسرائیل قرار داشت. اسرائیل جنگ را کِش داد تا مطمئن شود رئیس‌جمهور محبوبش وارد کاخ سفید می‌شود. اینجا بود که نتانیاهو فکر می‌کرد می‌تواند سطح تنش با ایران و حزب‌الله را پایین آورد و بقیۀ کار را یا به فشار حداکثری ترامپ بسپرد یا کلاً صبر کند تیمِ اسرائیل‌دوست ترامپ در کاخ سفید مستقر شود.

به محض آتش‌بس در لبنان، آتش سوریه روشن شد. تنها در عرض چند روز رازی که چندان هم عیان نبود فاش شد! یعنی معلوم ‌شد چه نیرویی اسد را نگه داشته است: همان نیرویی که در این جنگ تضعیف شده بود و اینک توان یا تمایل عمل نداشت. دیوار دفاعی اسد بدون آن نیروی کمکی به لگدی بند بود. ارتشی بی‌اراده که فقط عقب‌نشینی را خوب بلد بود، قلمرو اسد را شهر به شهر به تحریرالشام سپرد. فقط تعدادِ وارونگی‌ها را در جملۀ بعد بشمارید! در جنگی برق‌آسا، ته‌ماندۀ «سکولاریسم سوری» ــ که از قضا متکی به نیرویی کاملاً «غیرسکولار» بود و در نتیجه از ماهیت خود تهی شده بود ــ در برابر «اسلام‌گرایانِ» متکی به ترکیۀ مثلاً «لائیک» جبهه به جبهه گریختند. شام شبی قمر در عقرب را به صبحی رساند که در آسمان روزش ابرهای تیره‌ای جولان می‌دهد.

چهارده سال پیش می‌شد گفت «بهار عربی به سوریه رسید»، اما امروز بیشتر انگار موسمِ کابُل به دمشق رسیده است. در واپسین ساعات سرنگونی، نیروهایی غیر از تحریر‌الشام دمشق را آزاد کردند، اما در صبح سرنگونی، جولانیِ ری‌بِرَندشده با آرایشی القاعده‌زدوده در دمشق سجدۀ شکر به جا آورد و با اسم جدیدِ «احمد الشرع» وارد مسجد دمشق شد. آن روی عثمانی‌‌ ـ‌ اسلام‌گرای ترکیه برندۀ این جنگ برق‌آسا بود. در اینکه مقصر اصلیِ تمام این قمر در عقرب کسی مگر اسد نیست، تردیدی نیست! او بود که باید پس از پدرش فضا را باز می‌کرد و نکرد؛ او بود که باید به موقع می‌رفت و نرفت. در این نیز تردیدی نیست که صلح‌طلبیِ حماقت‌بار اوباما یکی از عوامل جهنم سوریه بود ــ وقتی نمک‌گیر نوبل صلح شد و تن به اعلام منطقۀ پرواز ممنوع در سوریه نداد تا جنگ زودتر تمام شود، و بدین‌سان با فرسایشی شدن جنگ سوریه به گلخانۀ بنیادگرایی تبدیل شد.

به این ترتیب، سایر نیروها احتمالاً بخت چندانی برای جولان دادن در برابر ایدئولوژی و عِده و عُدۀ جولانی ندارند. در عمل جولانی می‌ماند و کُردهایی که اگر کمک آمریکا نباشد، وضع خطرناکی خواهند داشت. جولانی فعلاً به هر کس همان چیزی را می‌گوید که آن طرف دوست دارد بشنود، اما خودفریبی است اگر گمان کنیم او پانزده سال اسلحه بر دوش کشیده تا یک دموکراسی سکولار بسازد. میزان درگیری جولانی با کُردها بستگی به میزان سرسپردگی او به اردوغان دارد. فعلاً خود سوری‌ها به این چیزها فکر نمی‌کنند و ترجیح می‌دهند از رفتن اسد خوشحال باشند. اما در خوشبینانه‌ترین حالت «جمهوری اسلامی» در انتظار سوریه است ــ که اگر چنین شود، باز با شگفتی باید گفت تنها سد دفاعیِ بشار اسدِ سکولار در برابر این جمهوری اسلامیِ سوری، جمهوری اسلامی ایران بود. اما سناریوی تیره‌تر برپایی امارت اسلامی سوریه است ــ احتمالاً در فرایندی مرحله‌ به مرحله.

بگذارید متن را با یک اثر بومرنگی معکوس پایان دهم: اگر امارت اسلامی در سوریه ایجاد شود، باید گفت دومینویی که حماس به حرکت انداخت، به پیدایش یک دولتِ شبه‌حماسِ بزرگ در سوریه منجر خواهد شد. قطعاً حاکمانِ آن امارت اسلامی، اَشبَهُ‌الرجال به هنیه‌ها و سینوارها خواهند بود و اسلام‌گرایان ترکیه نیز حیات‌خلوتی بزرگ برای تخریب ریشه‌های سکولاریسم تُرکی خواهند یافت.


@IranDel_Channel

💢
👍30👎4
🔴 "شب شاهنامه بایسنقری"

هفتصد و نودمین شب از شب‌های بخارا به شاهنامۀ بایسنقری اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر چهارشنبه بیست و یکم آذرماه ۱۴۰۳ خورشیدی با سخنرانی آیدین آغداشلو، سیدمحمد بهشتی، مهدی حجتی، مصطفی ده‌پهلوان، محمد احمدی و علی دهباشی‌ در موزۀ ملی ایران برگزار می‌شود.

رونمایی از مجموعۀ نفیس کارت‌پستال‌های شاهنامۀ بایسنقری (از گنجینۀ کتابخانۀ کاخ گلستان) که به همت پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری منتشر شده است، از دیگر بخش‌های این نشست خواهد بود.

شاهنامۀ بایسنقری، نسخۀ کهن نگاره‌دار شاهنامۀ فردوسی از سدۀ نهم هجری است که از دید کتاب‌آرایی و ارزش‌های هنری از اهمیت فراوانی برخوردار است. این کتاب ارزشمند و نفیس، ۲۲ نگارگری به سبک هرات دارد و در سال ۸۳۳  قمری(۸۰۹ خورشیدی) به سفارش شاهزاده بایسنقرمیرزا (فرزند شاهرخ و نوۀ تیمور گورکانی) تهیه شده است. این اثر که در کتابخانۀ کاخ موزۀ گلستان نگهداری می‌شود، در سال ۱۳۸۶ در برنامۀ حافظۀ جهانی یونسکو به عنوان اثری از سوی ایران ثبت شد. نسخۀ کنونی شاهنامۀ بایسنقری را امیر نظام گروسی، به کتابخانۀ کاخ موزۀ گلستان هدیه کرده و این شاهنامه بیش از ۱۱۰ سال است که در کتابخانه نگهداری می‌شود. این نسخۀ با ارزش و نفیس در برخی از نمایشگاه‌های مهم جهانی نمایش داده شده است.

تاریخ:
روز چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی
ساعت: ۱۷ الی ۱۹

مکان:
تهران: خیابان امام خمینی، ابتدای خیابان سی تیر، خیابان پروفسور رولن، سالن اجتماعات موزۀ باستان‌شناسی و هنر دورۀ اسلامی ایران، موزۀ ملی ایران


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍22👎2

🔴 تحولات سوریه و لزوم اتخاذ رویکرد عقلایی

✍️ احسان هوشمند

فروپاشی سریع رژیم سوریه برای بسیاری باورکردنی نبود. در هفته‌ها و روزهای اخیر، رسانۀ رسمی کشور از قول برخی مسئولان کشور که نقش مهمی در تصمیم‌سازی‌ها ‌دارند، چنین تحلیل‌هایی از شرایط سوریه منتشر می‌کرد: «ارتش سوریه تکان بخورد، جولان را از اسرائیل پس می‌گیرد‌»! این سخنان را نه‌ افراد دور از میدان، بلکه‌ کسانی می‌گفتند که تجارب زیادی از حضور در سوریه داشتند. همچنین شب گذشته محمد جواد لاریجانی یکی از تحلیل‌گران ثابت صداوسیما، هم‌زمان با فرار بشار اسد از دمشق، در سیما گفت: «بعید است به این راحتی بشار اسد سقوط کند‌». چنین اعتمادبه‌نفسی دربارۀ اوضاع سوریه در آن ساعات پایانی رژیم اسد حتی در اطلاعیه‌های ارتش سوریه هم به چشم نمی‌خورد؛ آن‌هم در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران، حتی آنان که دور از میدان بودند، فروپاشی رژیم بعث سوریه را قریب‌الوقوع می‌دانستند. چرا حتی مسئولان میدانی هم نتوانستند شرایط پیش‌آمده را پیش‌بینی کنند؟ یکی از مسئولان سابق میدانی در گفت‌وگوی رسانه‌ای تأکید کرد: «تُرک‌ها و بعضی از کشورهای عربی، ما را فریب دادند؛ اینها دو ماه قبل تضمین دادند که هیچ اتفاقی در سوریه نمی‌افتد». چنین گزاره‌هایی اهمیت ارزیابی و محاسبات چندلایه از شرایطی را که منجر به سقوط رژیم اسد و غافلگیری مسئولان ایرانی شد، دوچندان می‌کند. مگر می‌شود کشوری با انبوهی از مراکز تحقیقاتی و راهبردی، به سادگی توسط همسایۀ غربی با فریب مواجه شود و از رصد و بررسی عمیق تحولات میدانی و سیاسی و نظامی در منطقه غافل شود؟ آیا تنها با گفتن اینکه طرف ترکیه‌ای و کشورهای عربی منطقه، مسئولان ایرانی را فریب دادند، می‌توان از پذیرش مسئولیت‌های چنین رخداد بزرگی صرف‌نظر کرد؟

حمایت از بشار اسد در دهه گذشته با هزینه‌های مالی، سیاسی، انسانی و حیثیتی صورت گرفت و فروپاشی سریع و همه‌جانبه رژیم اسد نیازمند تحلیل‌های چندوجهی فراوانی است.

۱- تا حدودی فروپاشی سریع رژیم حاکم بر سوریه را می‌توان با فروپاشی دور از انتظار دولت اشرف غنی در پاییز ۱۴۰۰ [خورشیدی] و برآمدن دوبارۀ طالبان در افغانستان مقایسه کرد. همچنین فروپاشی بزرگ‌ترین قدرت هسته‌ای جهان یعنی اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز در اوایل زمستان ۱۹۹۱ [میلادی] در حالی روی داد که این دولت، دارای بزرگ‌ترین زرادخانه اتمی جهان بود. در هر سه تجربه‌ رژیم‌های حاکم بر افغانستان، شوروی سابق و سوریه، حملۀ خارجی یا قدرت نظامی مخالفان موجب سقوط نظام‌های حاکم نشد، بلکه اضمحلال نظام سیاسی و فرسودگی ساختار سیاسی و نیز تعمیق شکاف‌های حکومت با ملت به فروپاشی منجر شد و تنها یک فشار نیاز بود تا بند ضعیف اعمال حاکمیت از هم بگسلد.


🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍24👎4
🔴 سقوط ‎بشار اسد ضربتی سخت به ایدئولوژی ‎امت‌گرایی

✍️ آرش رئیسی‌نژاد

سقوط ‎بشار اسد ضربتی سخت به ایدئولوژی ‎امت‌گرایی بود؛ ایدئولوژی‌ای که ایران را برای مفهومِ موهومِ ‎امّت‌ مصرف کرده و ارزشی برای ‎منافعِ ملی، قائل نبوده است. در میانۀ نیرومندی روزافزونِ ‎گفتمانِ ایران در جامعۀ ایرانی، منتظر حمایتِ امّت‌گرایان از ‎قوم‌گرایی باشید؛ اتحادی بر پایۀ ‎نفرت از ایران.

در زمانۀ کنونی گفتمان نیرومندی سربرآورده که دیر یا زود بر جامعۀ ایران و حیاتِ ایرانیان چیرگی می‌یابد؛ گفتمانی که محور آن دالِ ‎ایران است. از این رو، مسائل مربوط به آن با حساسیت دنبال می‌شود؛ مسائلی که در یک واژه خودنمایی می‌کند و در سرِ بزنگاه چشمان همه را باز می‌کند: ‎تمامیت ارضی!

گفتمانی که در ساحتِ حقوقی بر ‎حقوقِ شهروندی تاکید دارد؛ در حوزۀ مذهبی، ‎دین غیرایدئولوژیک را ترجیح می‌دهد؛ در فضای اقتصادی، مخالف ‎اقتصاد دستوری است؛ در داخل حامی ‎دموکراسی و انتخابات آزاد است و طرفدار سیاست خارجه‌ای‌ست که ‎توسعه را بر صدر نشانده و از رابطه با همه کشورها استقبال کند.


#توییت_خوانی


@IranDel_Channel

💢
👍42👎3
ایران‌دل | IranDel
VatanYoli64.pdf
VatanYoli67.pdf
1.3 MB
‌‌‌
🔴 شماره‌ی ۶۷ ماه‌نامۀ وطن‌یولی (راهِ وطن)

شمارۀ آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍13👎1
ایران‌دل | IranDel
VatanYoli67.pdf

🔴 شمارۀ ۶۷ ماه‌نامۀ وطن‌یولی (راه وطن) منتشر شد

شمارۀ آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی




🔴 در این شماره می‌خوانید:

پانترکیسم از دروغ تا واقعیت در گفتگوی داود دشتبانی و سید جواد میری

نسبت سیاست و زبان در ایران (به قلم داود دشتبانی)

مفهوم قوم در اصل ۱۵ قانون اساسی (به قلم حمید هوشنگی)

نقش شوروی در شکل‌گیری فرقۀ دموکرات آذربایجان و تلاش برای تجزیه ایران: استالین به دنبال تسخیر کل ایران بود / فرقۀ دموکرات از ابتدا تا آخر وابسته به مسکو بود

نقد سیاسی‌سازی نظامی‌گنجه‌ای در دوران مدرن: میراث استالین در ترکی‌سازی نظامی / ایران‌زدایی از شاعر همه عالم تن است و ایران دل

محمد جعفری قنواتی: فرهنگ مردم ایران را نمی‌شود تکه‌تکه دید



🔴 برای مطالعۀ ماه‌نامه، می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.

@IranDel_Channel

💢
👍24👎1
ایران‌دل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست یک‌صد و دهم زمان: چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: اصغر دادبه، استاد فلسفهٔ اسلامی و ادبیات عرفانی دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر گروه ادبیات دایره‌المعارف بزرگ اسلامی [موضوع سخنرانی:…

🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)

نشست یک‌صد و یازدهم



زمان:
چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست

سخنران: علیرضا قیامتی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان مشهد و شاهنامه‌پژوه

[موضوع سخنرانی: شاهنامه‌ستیزی از قدیم تا جدید]

آموزگار: جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه

[شرح بیت‌های "اندر ستایش خرد"]

شاهنامه‌خوان: فاطمه تمجیدی

[بیت‌های نخستین شاهنامه]


با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامه‌پژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوست‌داران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز


🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگل‌میت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍18👎1

🔴 خلع سلاح ارتشی که وجود ندارد!

✍️ صابر گل‌عنبری

اسرائیل از پریروز به محض سقوط نظام سوریه و قبل از انتقال قدرت حملات بی‌سابقه و سهمگینی (حدود ۳۰۰ حمله) علیه سایت‌ها و پایگاه‌های ارتش به ویژه آشیانه‌ها و انبارهای مهمات آن انجام داده و تقریباً می‌توان گفت که توان رزمی آن را در سراسر این کشور نابود کرده است.

در عین حال نیز منطقه حایل را در مرز، بدون هیچ مقاومتی اشغال کرد که مساحت آن ۲۳۵ کیلومتر مربع یعنی ۶۰ درصد مساحت نوار غزه است که اسرائیل از ۱۴ ماه قبل جنگی ویرانگر علیه آن را به راه انداخته و در عین شخم زدن این منطقه و کشتار بی‌رحمانه ساکنانش هنوز جز بر حدود ۳۵ درصد آن سیطره نظامی زمینی به معنای نظامی کلمه پیدا نکرده است و در مناطق مسکونی - از این مساحت ۳۵ درصدی نیز که حضور دارد - همچنان با عملیات طرف مقابل مواجه است.

روسیه هم پس از واگذاری آسمان سوریه به اسرائیل در یک دهه اخیر، بنا به اعلام شبکه العربیه یک دیده‌بانی مراقبتی در کوه تل‌الحاره در درعا و دو پایگاه دیگر در حومه این شهر را به ارتش اسرائیل واگذار کرده است. هنوز روشن نیست که این بده بستان‌ها بخشی از معامله پنهانی قدرت‌های بزرگ در سوریه است یا عطیه‌ ملوکانه پوتین به بی‌‎‌بی و احتمالاً ما به ازای آن را در اوکراین از ترامپ بستاند.

اما در برابر نابودی توان رزمی ارتش، اشغال اراضی سوریه، واگذاری این پایگاه‌ها و پیشروی تانک‌های اسرائیلی تاکنون نه صدای اعتراضی از ارتش و فرماندهان فراری آن و نه رهبران سوریه جدید و نه حامیان آن‌ها بلند شده است و تو گویی همه به بهانه اولویت‌ ساماندهی به وضعیت پسااسد مشغول تقسیم کیک قدرت هستند؛ انگار نه انگار که سرزمینی به تاراج می‌‎رود.

البته مقصود واکنش نظامی نیست؛ چون ارتشی برای آن وجود ندارد، بلکه در حد اتخاذ موضع و محکومیت است.

واقعیت تلخ سوریه قدیم و جدید با این فرصت‌طلبی‌های اسرائیل بیش از پیش نمایان می‌شود؛ گویا هر دو سوریه در مواجهه با اسرائیل فعلاً متمایز از دیگری نیست؛ اولی که داعیه مقاومت داشت از این همه ذخایر و موشک نابود شده در سه روز اخیر، در این چند دهه به ویژه در واکنش به حملات یک دهه اخیر اسرائیل یک بار هم استفاده نکرد و سوریه جدید نیز «تا این لحظه» در بعد اعلامی، راهی متفاوت را در پیش نگرفته است.

البته سکوت جهانی پرسش‌برانگیز - در برابر حملات گسترده اسرائیل در حد احتمال می‌تواند مؤید همان معامله بین‌المللی باشد که درباره سوریه نه با محوریت رسیدن مردم آن به آزادی و رهایی از استبداد اسد بلکه تأمین ابدی امنیت راهبردی اسرائیل صورت گرفته است.

اما این «بی‌دفاعی» و «یتیمی» سوریه در برابر تجاوز خارجی در واقع مولود رنگ باختن همه مؤلفه‌های هویتی و از هم پاشیده شدن شیرازه عناصر قدرت در نتیجه چند دهه حکمرانی استبدادی است که مفاهیمی چون ملت، ارتش و سرزمین در خدمت به همین نوع حکمرانی، معانی حقیقی خود را از دست داده است.

وقتی مفهوم ارتش به عنوان یک نیروی ملیِ حافظ امنیت و کیان سرزمین و میهن به نگهبانِ حاکم و تاج و تختش و در حد نیروی پلیس تنزل یافت و پایگاه‌هایش به مراکز بازداشت مردم و نه طرح‌ریزی برای مقابله با چالش‌های خارجی تبدیل شد و در طول چند دهه گذشته به ویژه در یک دهه اخیر به خاطر حفظ همان کرسی قدرت حاضر به کوچک‌ترین واکنشی به حملات خارجی نبود و عملاً مراکز نظامی و انبارهای تسلیحاتی بود و نبودشان برای دفاع از مملکت تفاوتی نداشت، روشن است که پس از یک دهه جنگ ویرانگر داخلی و تبدیل شدن کشور به ویرانه، با سقوط نظام مستبد، پاسبانش (ارتش) نیز فرو می‌پاشد و سرزمین بی‌‎دفاع‌تر از همیشه می‌‎ماند و مطمع نظر متجاوزان دور و نزدیک قرار می‌گیرد.

در دوران اسد معمولاً اهداف ایرانی و متحدانش در سوریه هدف قرار می‌گرفت و چنین حملاتی به سایت‌های ارتش سوریه انجام نمی‌شد که البته این امر هم نه به دلیل اقتدارِ نداشته حکومت اسد در مقابل اسرائیل، بلکه غالباً به خاطر اطمینان خاطری بود که تل‌آویو پس از چند دهه نسبت به عدم استفاده از این تسلیحات علیه خود پیدا کرده بود، اما با سقوط نظام سوریه گویا به نوعی اسرائیل احساس خطر کرده است که به دست نااهلان نیفتد و سکوت امروزشان را نیز اطمینان‌بخش نمی‌داند و در عین حال هم می‌خواهد همان ارتش اسمی جز نیروی پلیس رسمی نباشد.

بنابراین فرصت کنونی را غنیمت شمرده و با نمایش قدرتی همه توان ارتش را نابود می‌کند که معنایی جز خلع سلاح سوریه ندارد؛ خلع سلاحی که در حوزه پیرامونی اسرائیل در هر کشوری به شکلی پیاده شده و یا در حال پیاده شدن است؛ در مصر به شکلی با خارج ساختن ارتش آن از هر نوع معادله درگیری، در سودان به نحوی، در لبنان به شکل دیگری و سوریه نیز با این حملات و در کل خاورمیانه هم با حفظ هژمونی اسرائیل و جلوگیری آن و متحدانش از ظهور هر قدرتی که این هژمونی نظامی را به خطر بیندازد.


@IranDel_Channel

💢
👍19👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 بیست و یکم آذر ماه، روز ملّی نجات آذربایجان، فرخنده و گرامی باد


روز نجات آذربایجان، نوروزی دیگربار در سوز آذر ماه است که گرمایی به میهن بخشید و تا ابد این یزدان‌روز، روز جشن ملّی ایرانیان بویژه آذربایجانی‌هاست.
چهاردهم آذر نیز روز تسلیم کامل شدن شیخ خزعل در شهر اهواز بود و چه نیکوست که ۱۴ تا ۲۱ آذر‌ هفتۀ نکوداشت دفاع از یکپارچگی و وحدت ملی باشد تا به ما شهروندان ایرانی یادآوری کند که هماره در برابر قوم‌گرایان و تجزیه‌طلبان (با نام برساختۀ هویت‌طلب) بویژه پانترکان باید از ایران به نام و ننگ، پرستاری کرد.




#مناسبتها

@IranDel_Channel

💢
👍59👎4

🔴 سالی که بهار نداشت!

✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر،‌ دکترای علوم سیاسی

در یک سالی که آذربایجان از ایران جدا بود، مردم به سختی زندگی کردند. عده ای سرمست قدرت پوشالی به دست آمده بودند، عده‌ای حیران و سرگردان و عده‌ای که ننگِ تجزیه را نمی‌پذیرفتند، در زندان بودند، اگر کشته نمی‌شدند. از آذر ۱۳۲۴ تا آذر ۱۳۲۵ خورشیدی برای ایرانیان همه‌ی سال زمستان بود. در خاطرات پدربزرگم و همسالان و دوستان ایشان شنیده‌ام که بزرگ‌ترین درد مردم آذربایجان، خفت تجزیه شدن به دست روس‌ها بود. آن را نوعی توهین و تحقیر تلقی می‌کردند. به همین دلیل در تمام سالی که بهار نداشت، کوشیدند، فتنه را بنشانند و به وطن برگردند. استقبال از ارتش و سوختن کتاب‌های درسی جعلی که با پول استالین چاپ شده بود در این چارچوب قابل فهم است. خوشبختانه فتنه‌ی تجزیه‌ی ایران خاموش شد و می‌توان ۲۱ آذر را روز وحدت ملی، روز تجزیه‌ناپذیری و روز تمامیت ارضی نامید، اما بیم‌هایی هست و نمی‌توان آرام نشست.

در طول تاریخ باشکوه ایران ردی از اختلافات موسوم به اختلاف قومی و زبانی مشاهده نشده است. زبان ملی به طبیعی‌ترین شکل ممکن انتخاب شده، مردم در بستری از فرهنگ غنی ایرانشهری زندگی کرده‌اند و همواره وحدت بر کثرت، تفوق داشته است. با مشروطه ردی از اختلافات قومی پیدا شد که بی‌تردید ریشه در پان‌ترکیسم عثمانی داشت.

پان‌ترکیسم، ایده‌ای جعلی برای امپراتوری تُرکی است که تمام مؤلفه‌های دانش و حتی عقل سلیم را نادیده می‌گیرد. در ایران، کاریکاتوری از پان‌ترکیسم در دربار محمدعلی قاجار، شاه معزول، به عنوان ابزاری برای قدرت مطلقه‌ی استبدادی پدیدار شد. در دربار محمدعلی که روس‌ها گرداننده‌اش بودند و عناصر مرتجع مذهبی در آن حضور داشتند، اختلاف افکنی جعلی قومی برای شکستن اراده‌ی ملی مشروطه‌خواهی که از تبریز جان می‌گرفت، ابزار مناسبی تلقی می‌شد. ابزار قوم‌گرایی در این دوره گویای دلیل‌ها و چگونگی رشد ایده‌های قومی و تجزیه‌طلب است. قوم‌گرایی در استبداد و ارتجاع ریشه دارد.

در دوره‌ی هرج و مرج ناشی از مشروطه، اختلاف‌افکنی قومی قدرت گرفت و بیم تجزیه‌ی ایران می‌رفت. خوشبختانه در دوره‌ی رضاشاه، قوم‌گرایی به محاق رفت. سرکوب ارتجاع و مرام اشتراکی در دوره‌ی رضاشاه تجزیه‌طلبی را سخت مهار کرد. ارتجاع و مرام اشتراکی زمینه‌های فکری و فرهنگی تجزیه‌طلبی را فراهم می‌کردند.

حمله متفقین همان طور که راه رشد ایران را بست، راه تقویت وحدت ملی را هم سد کرد و دوباره زمینه‌ی تجزبه‌طلبی گسترده شد. مهم‌ترین مصداق عملی تجزیه‌طلبی در آذربایجان و کُردستان دیده شد، اما هر دو خوشبختانه شکست خوردند. امیدی که شکست این دو فتنه در دل هر ایرانی می‌نشاند، همزمان بیمناکش هم می‌کند. بیم‌های تجزیه‌طلبی از امید آن می‌آید. دلیل شکستِ تجزیه‌طلبان، افزون بر اراده‌ی محمدرضا شاه، قوام‌السلطنه، استاد سید حسن تقی‌زاده، سپهبد رزم‌آرا و دیگران، نقش آمریکا و جهان دو قطبی، مخالفت جدی مردم آذربایجان با تجزیه بود. آذری‌ها مبتنی بر فرهنگ قدیم ایرانی تصوری از جدایی از ایران نداشتند. به همین دلیل، تمام نیروی فتنه‌گران در یک سال حکومت بر تبریز صرف تغییر نگرش مردم آذربایجان شد و کارهای فرهنگی اساس فعالیت‌های تجزیه‌طلبان بود.

فرهنگ ایرانشهری، در کنار سایر مؤلفه‌های قدرت، حافظ تمامیت ارضی ایران است. تجزیه‌طلبان فرهنگ را به درستی نشانه گرفته بودند.

فتنه نشست، اما تلاش فرهنگی برای سست کردن وحدت ملی تمام نشد. در حدود هشتاد سال گذشته شوروی سابق، باکو، ترکیه و در چند سال اخیر اسرائیل و شبکه‌های ماهواره‌ای تلاش بی‌وقفه‌ای برای گسستنِ فرهنگی بخش‌های مختلف ایران از فرهنگ ایرانشهری کرده‌اند تا اگر روزی نیت شومی دیگر داشتند به سد ستبر فرهنگ و مردم نخورند. ناگفته پیداست که برخی سیاست‌های غلط اقتصادی و فرهنگی در دهه‌های اخیر تسهیل‌گر تلاش‌های دشمنان بوده است.

حال باید بیم سستی اراده‌ی ملی را داشت. پرسش مهم این است که آیا فرهنگ مردم آذربایجان یا کُردستان یا خوزستان یا بلوچستان به سوی اهداف تجزیه‌طلبانه گرایشی پیدا کرده است؟ پاسخ قطعاً منفی است. پس چرا نگرانیم؟ چون فرهنگ ملی برای ما اهمیتی استراتژیک دارد. ما با این فرهنگ در سه هزار سال گذشته زندگی کرده‌ایم و پایدار مانده‌ایم. بنا بر این حتی اگر احتمال داده شود، آسیبی بسیار جزئی به فرهنگ ما وارد خواهد آمد باید بسیار جدی مقابله کرد. تقویت وحدت ملی و زدودن برخی غبارهای ابهام، کاری دشوار نیست. فقط آگاهی و اراده می‌طلبد. سه رکن اساسی تفویت وحدت ملی توجه به زبان پارسی، لغو بومی‌گزینی و ارتقا آگاهی هویتی ملی است.


🔴 دنباله‌ی یادداشت را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍27👎1

🔴 منطقِ تحلیلِ سیاسی پیرامون فرقۀ دموکرات پس از هفت دهه

✍️ سالار سیف‌الدینی

هفت دهه پس از ظهور و سقوط فرقۀ دموکرات، حوادث آذربایجان را چگونه می‌توان توضیح داد؟

شاید بتوان از زاویۀ روشنفکرانه با حالت بی‌مسئولیتی به آن نگریست یا مانند یرواند آبرامیان در مقامِ تاریخ‌نویس توده، سوگیرانه به آن پرداخت و حتی اطلاعات غلطی به خواننده داد. شاید بتوان با نگاه سرسری آن را یک واقعه در گذشته دید.

اما اگر از نگاه یک «دولت» یا کارگزار «امر عام» و مطلق این مسئله را توضیح دهیم، بیش از یک زاویۀ دید پیشرو نداریم.

تحلیل کلی درباره حوادث آذربایجان در فاصلۀ ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۵ [خورشیدی] از دیدگاه دولت و دولت‌مرد، تابع یک منطقِ کلی است و آن چیزی نیست جز «منطقِ جنگ» و همکاری فرقه با قوای نظامی دشمن، حین اشغال کشور.

دولت، نه روشنفکر است، نه شاعر، نه عارف، بلکه نمایندۀ مصلحت عمومی است و نمی‌تواند جز از زاویۀ مصلحتِ ملّی به چنین چشم‌اندازهایی حین بزرگترین تضاد ژئواستراتژیکِ تاریخ بشر ظاهر شده بود، بنگرد.

ایران از شهریور ۱۳۲٠ تا فروردین ۱۳۲۴ [خورشیدی] تحت اشغال متفقین بود، فرقۀ دموکرات نیز با ارتش خارجی در حین اشغال کشور همکاری کرد و حتی اعضایش یونیفورم ارتش سرخ را بر تن داشتند. بحرانِ خلیل ملکی در حزب توده، بر سر مخالفت او با نصبِ تصویر استالین (رئیس دولت اشغالگر) در مراکز فرقه بود که نشان می‌دهد این دو گروه صرفاً پراکسی شوروی بودند نه بیشتر.

اکنون باید پرسید که پس از جنگ دوم جهانی با نیروهای بومی که با ارتش اشغالگر همکاری کرده بودند از فرانسه تا هلند چه برخوردی صورت گرفت و اصولاً حکم یا جنسِ داوری دربارۀ چنین نیروی سیاسی باید تابع چه منطقی باشد به جز منطق جنگ؟

مجازاتِ اعضای حکومت ویشی در فرانسه تحت اشغال نازی و سپس مشابه همان نیروها در هلند به جرم همکاری با نازی‌ها دیگر نمونه‌ای روشن حرکتهایی از این دست است.

ولی مجلس و دولت ایران با تصویب دو قانون عفو عمومی، رفتار مرحمت‌آمیزی با گروه‌هایی داشتند که علی‌الاصول و طبق هر قانونی چه قانون کیفری عادی و چه قانون زمان جنگ، خائن به شمار می‌رفتند. همین امروز در آمریکا مجازات جرم خیانت به کشور تا مرز اعدام دامنه دارد و این جرم در قانون امریکا تعریف بسیار موسعی دارد که شامل همکاری یا سکوت در مقابل توطئه خیانت‌آمیز نیز می‌شود.

نوع رفتار مهربانانۀ دولتِ ایران با فرقه شاید امروز مقدار زیادی قابل انتقاد باشد و بسیاری بر این باور باشند که «آنها مستحق این تخفیف نبودند» از یاد نبریم که نیمی از اعضای کابینۀ پیشه‌وری در ایران ماندند و به راحتی زیستند. حتی سلام‌الله جاوید و میرزا علی شبستری به زندگی عادی ادامه دادند و به مرگ طبیعی مُردند. اما بسیاری از کسانی‌که گریختند مانند خود پیشه‌وری یا به قتل رسیدند یا مانند بی‌ریا به سیبری تبعید شدند.

در داخل، مردم آذربایجان در فاصلۀ فرار پیشه‌وری و رسیدن ارتش، صدها تن از فرقوی‌ها را اعدام صحرایی کردند، با ورود ارتش مجازات‌های صحرایی مردم متوقف شد و دادگاه نظامی برای محاکمات آغاز شد. دادگاه و اجرای حکم فریدون ابراهیمی که به جلاد فرقه، شهرت داشت یکسال طول کشید.

اگرچه در ساحت نظر «منطق جنگ» چشم‌انداز وقایع چند ماهۀ آذربایجان را مشخص کرد اما متاسفانه یا خوشبختانه دولت ایران در ۱۳۲۵ [خورشیدی] عملاً با این منطق به موضوع نزدیک نشد. از طرف دیگر این رویکرد نسل‌های بعدی را وارث برخی از مشکلات ناشی از بقایای فرقه کرده و بسیاری را به زحمت انداخت.

بقایای فرقه نیز پس از فروپاشی شوروی فوراً صاحب عوض کردند و از نوکری اردوگاه سوسیالیسم به خدمت اربابان کاپیتالیست درآمده، علیه کشور شوریدند و رفتار پدرانۀ دولت ایران را نه تنها فراموش کردند بلکه منکر آن نیز شدند و اکنون با وقاحت مدعی قتل عام ۲۵٠٠٠ تَن هستند که نه نامی از آنها است نه قبرستانی.

قضاوت قطعی در خصوص رفتار دولت دشوار است و تاریخ داور نهایی است. اما مسلم این است اگر همان حوادث یکبار دیگر تکرار شود، با توجه به تجربه ناسپاسی فرقوی‌ها، احتمالاً این بار رفتاری سنجیده‌تر و آینده‌نگرانه‌تری با نیرویی که حین اشغال مملکت با ارتش خارجی متحد می‌شود، صورت خواهد گرفت.

تاریخ نشان داد که رفتار مردم آذربایجان با فرقوی‌ها دقیق‌تر و ناشی از شناخت بومی از ذات آنان بود.

درس تاریخ برای ما پیروی بی‌قید و شرط از الزامات منطق جنگ، در شرایطی جنگی است، زیرا سیاست اصولاً حوزۀ اضطرار و داوری در باب وضع استثنایی است. دولت نهادی است که در باب وضع اضطراری تصمیم می‌گیرد وگرنه پیوسته در شرایط عادی، منطق مدنی یا غیرنظامی حکم‌فرماست.

بدیهی است که سرشت این منطق با احساسات شاعرانه متفاوت باشد، زیرا سیاست حوزۀ «مصلحت عمومی» است نه اخلاق خصوصی یا عرفان؛ پس دولت/حاکم کسی‌ست که قدرت تصمیمات دشوار را نیز دارد.


@IranDel_Channel

💢
👍32👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جشنِ ۲۱ آذر - روز ملّی نجاتِ آذربایجان - در تلویزیون ملّی ایران در سال ۱۳۵۵ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍48👎3

🔴 سوریه، دوباره قربانی جغرافیای خود شده است

✍️ آرش رئیسی‌نژاد، دکترای روابط بین‌الملل

پس از سقوط بشار اسد و قدرت گرفتن نیروهای بنیادگرای هیئت تحریر الشام در سوریه، عده‌ای امیدوارند که مردم این کشور پس از چندین دهه سرکوب و درگیری اکنون در وضعیت آرامی زندگی خود را از سر بگیرند. دکتر «آرش رئیسی نژاد»، تحلیلگر و پژوهشگر حوزه روابط بین‌الملل، در یادداشتی در فارین پالسی با تمرکز بر جغرافیای چندپاره سوریه می‌نویسد: «جنگ داخلی در این کشور تمام شده اما ثباتی وجود ندارد که بخواهد به سوریه بازگردانده شود.»

اکنون که هیئت تحریر الشام به‌عنوان پیروز جنگ داخلی سوریه ظاهر شده، وسوسه‌انگیز است که تصور کنیم کشور به نوعی ثبات بازگشته است. در حقیقت، اما اصلاً ثباتی وجود نداشته که بخواهد به سوریه برگردد. همانقدر که جنگ داخلی سوریه ماهیت فرقه‌ای و ایدئولوژیک داشت، جغرافیا نیز در پا گرفتن و شعله‌ورشدن این جنگ نقش داشت. پایان این فصل از جنگ احتمالاً به معنای آغاز فصل بعدی درگیری است.

جغرافیا همیشه سوریه را تنبیه کرده است. این کشور هم در داخل قلمرو خود و هم در امتداد مرزهایش موانع طبیعی چندانی ندارد. در غرب، مدیترانه قرار دارد که مسیری برای تجارت و در نتیجه تهاجمات نظامی بوده است. در شرق، دره رود فرات قرار دارد. جنوب با صحرا و شمال با دشت‌های دامنه جنوبی کوه‌های توروس محاصره شده است. به‌طور کلی، جغرافیای سوریه به گونه‌ای نیست که بتواند از بیرون جلوی تهاجم خارجی را بگیرد یا در داخل دژ محکمی باشد که آخرین سنگر دفاعی به حساب بیاید. بیشتر مرز‌های مدرن سوریه مصنوعی هستند تا طبیعی. مرز جنوبی یک خط مستقیم است و مرز شرقی هم به همان اندازه دل‌بخواهی. این موضوع به شکنندگی مرز‌های سوریه منجر شده و به نبود استقلال و ضعف هویت ملی در سوریه دامن زده است.


🔴 یادداشت را در بخشِ «مشاهده فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍24👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ۲۱ آذر روز ملی نجات آذربایجان / روزی که سرِ ایران، روی پیکرش ماندگار شد

۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی، یکی از فرازهای ماندگار تاریخ ایران است که البته کم‌تر به آن پرداخته شده است. روزی که دسیسۀ هولناک خارجی که از آستین خائنان داخلی برآمده بود با همیاری مردم آذربایجان و ارتش ایران، ناکام ماند.

گفت‌وگوی مازیار خسروی، سردبیر فراز با سالار سیف‌الدینی، پژوهشگر و دکترای جغرافیای سیاسی‌ به بازخوانی سلسله رخدادهایی می‌پردازد که به بزنگاه ۲۱ آذر انجامید.


🔴 گفت‌وگو را می‌توان در تارنمای روزنامه اینترنتی فراز نیز تماشا کرد.


@IranDel_Channel

💢
👍26👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥

«The best fortress which a prince can have is the love of his people.»

(The Prince, Chapter 20)


«بهترین قلعه‌ای که یک شهریار می‌تواند داشته باشد، محبتِ مردمش است».

از کتاب «شهریار»
نیکولا ماکیاوللی




(از کانال سهند ایرانمهر)

@IranDel_Channel

💢
👍21👎1
ایران‌دل | IranDel
🔴 آیا ‎"قانونِ حجاب" جرقه‌ای‌ست برای انفجارِ انبارِ باروتِ ایران؟ ✍️ آرش رئیسی‌نژاد، د‌کترای روابط بین‌الملل، در متنِ کوتاه هشدارگونه‌ای نوشت: تا ۲۰ ژانویه (یکم بهمن ماه) سه‌گانه ذیل با شتاب بیشتری دنبال می‌شود: ۱. تسخیر شمال تا مرکز سوریه به دستِ پروکسی‌های…

🔴 وقوع تحرکات مهم نظامی - امنیتی در قفقاز جنوبی

در چند روز اخیر دوازده تحرکِ مهم امنیتی - نظامی در قفقاز جنوبی رخ داده که ممکن است ارتباط تنگاتنگی با تحولاتِ اخیرِ سوریه داشته باشد. در ادامه فهرست‌وار بدون در نظر گرفتن اتفاقات گرجستان به آنها اشاره می‌شود:

۱- سفر وزیر دفاع جمهوری ارمنستان به آمریکا و مقر پنتاگون

۲- دیدار نیکول پاشینیان با ترامپ و مکرون در پاریس

۳- سفر حکمت حاجی‌اف، دستیار ویژه الهام علی‌اف، به اسرائیل و دیدار و گفت‌و‌گو با سرپرست وزارت خارجه اسرائیل در محل وزارت امور خارجه

۴- دیدار حکمت حاجی‌اف، دستیار ویژه الهام علی‌اف با اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل و گفت‌وگو پیرامون مسائل منطقه‌ای

۵- بازدید هیئت ناتو از مؤسسات آموزشی واحدهای نظامی جمهوری باکو

۶- بازدید هیئت ناتو به سرپرستی دریاسالار گانشتاین برواسدال، معاون رئیس ستاد ادارۀ مشارکت در ستاد عالی نیروهای متفقین در اروپا "SHAPE"، از مؤسسات آموزشی نظامی و یکی از واحدهای نظامی جمهوری باکو

۷- صدور برنامۀ مشارکت فردی توسط تیم آموزشی سیّارِ ناتو در مرکز نمایش‌های جنگی مؤسسه مدیریت نظامی دانشگاه دفاع ملّی جمهوری باکو

۸- بررسی میزان پیشرفت روابط جمهوری باکو و ناتو، و لزوم انجام اصلاحات در ارتش جمهوری باکو توسط افسران ناتو با تمرکز بر نیروی دریایی

۹- سفر سرهنگ کادی‌اوغلو، رئیس سازمان اطلاعات مخفی ارتش ترکیه به جمهوری باکو با اهداف اعلام نشده، و دیدار با وزیر دفاع و دیگر مقامات‌ِ نظامی باکو

۱۰- میزبانی باکو از ناتو در یک دورۀ مشترک آموزشی گسترده در قوای مختلف دریایی، زمینی و هوایی.
برنامه‌ریزی و اجرای تمرینات منطبق با استانداردهای ناتو در سطح عملیاتی و تاکتیکی

۱۱- دیدار و گفت‌وگوی ذاکر حسن‌اف، وزیر دفاع جمهوری باکو با همتای اسلواکیایی خود، روبرت کالیناک، در مورد وضعیت فعلی همکاری‌های نظامی و تأکید بر اهمیت دیدارهای متقابل

۱۲- اعلام آمادگی الهام علی‌اف برای حضور نظامی در سوریه در تماس تلفنی با رجب طیب اردوغان


فتنۀ دالانِ جعلی توران در مرز زمینی ایران و ارمنستان و تصرف استان سیونیک ارمنستان توسط رژیم باکو با همکاری نظامی - امنیتی - اقتصادی کشورهای مختلف، یک تهدید بزرگ ژئوپلتیکی برای کشور ایران است. ایران هرگز نباید از تحرکات در قفقاز جنوبی غفلت کند.


@IranDel_Channel

💢
👍28👎3
ایران‌دل | IranDel
Photo

🔴 گزارشِ نشست شاهنامه‌پژوهی در بنیاد ایران‌شناسی استانِ آذربایجان‌شرقی؛

ندانم چه‌ای هر چه هستی تویی



✍️گزارش به قلمِ نیما عظیمی

[منتشره در روزنامۀ اعتماد]


محمد طاهری خسروشاهی، رئیس بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی: «هيچ‌گاه صدای شاهنامه و فردوسی در خاکِ آذربايجان، خاموش نشده است. امروز نيز اين صدا از كوی سرخاب تبريز بلند می‌شود.»

بهمن دمشقی خیابانی، دکترای ادبیات حماسی و شاهنامه‌پژوه:
«شاهنامه، برترين اثر حماسی جهان است، بلكه برترين اثر حماسی ملّی ما‌ نيز هست.» / «شاهنامه يكی از بزرگ‌ترين گنجينه‌های ادب فارسی است كه ارزش‌های ملی و فرهنگی و قومی ما را نمايانده و بر زبان و گفتار ما تأثير بسيار داشته است.» / «آذربايجان هيچ پيوند و ارتباطی با توران و تُركان در شاهنامه ندارد. حتی در يكی از جنگ‌های بزرگِ ايرانيان و تورانيان كه در شاهنامه آمده، يك سپاه از آذربايجان در كنار سپاهی از اصفهان، كرمان و فارس عليه تورانيان قرار دارد.»

فاطمه اروجی، رئیس انجمنِ ایرانی تاریخ، شعبۀ استان آذربایجان شرقی:
«اين نشست نشان می‌دهد كه در تبريز، چقدر زياد، شاهنامه‌دوست و در واقع ايران‌دوست داريم.» / «فردوسی، زبان فارسی را تثبيت و پايدار و آن را از زوال و آسيب حفظ کرد و با پديد آوردن شاهنامه، خدمت بس شگرفی به ايران و ايرانيان نمود و همۀ ايران و همۀ ايرانشهر را به هم وصل كرد.»

از گزارش نیما عظیمی:
آذربايجان كه در شاهنامه به خاطر وزن، به شكل «آذرآبادگان» آمده، در سه دورۀ اساطيری، پهلوانی و تاريخی آن دارای چنان اهميتی است كه بنابر اساطير، جمشيد شاه در آذرآبادگان، تاج بر سر می‌گذارد، كيخسرو برای ياری‌خواهی از خدای بزرگ درخواستن كينِ پدرش سياوش به آتشكدۀ آذرگشسب در آذربايجان می‌رود و در بخش پايانی، يزدگرد شاه به مردمِ آذربايجان تكيه كرده و در سخت‌ترين موقعيت خود، خزانۀ خود را به آنجا می‌فرستد.

بنابر تاريخ، پيوند آذربايجان و شاهنامه با هم، پيوندی ناگسستنی است؛ و در همين راستا از ساعت ۱۶ دوشنبه پنجم آذر ماه ۱۴۰۳ [خورشیدی] نشست شاهنامه‌پژوهی در محل بنياد ايران‌شناسی آذربايجان شرقی، با همكاری انجمن ايرانی تاريخ، شعبۀ آذربايجان شرقی برگزار شد.


🔴 گزارش کاملِ نشست را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍32👎5