✅ بژی کوردستان
هر بژی ایران
هشتم تیر، سالگرد بمباران شیمیایی سردشت
یاد هموطنان کرد جان باخته گرامی،
ایران سربلند
🌏 تربیت و توسعه | ایران وطن ما
@IranHumanDevelopment2
هر بژی ایران
هشتم تیر، سالگرد بمباران شیمیایی سردشت
یاد هموطنان کرد جان باخته گرامی،
ایران سربلند
🌏 تربیت و توسعه | ایران وطن ما
@IranHumanDevelopment2
📍مهمتر از انتخاب وزیر/ ۴
✍ مرتضی نظری
گزینههای احتمالی وزارت در حالی داغ میشود که کارشناسان ابرچالشهای آموزشوپرورش را تمرکزگرایی، رقابتگرایی، کمیگرایی، جداسازی (=براساس بهره هوشی) میدانند.
تشخیص نادرست بیماری یعنی تجویز داروی اشتباه و وخامت بیشتر تنِ رنجور
نتیجه:
بدون تغییر سیاستها از آمد و رفت افراد آبی گرم نمیشود
🌏 تربیت و توسعه | سیاستگذاری
@IranHumanDevelopment2
✍ مرتضی نظری
گزینههای احتمالی وزارت در حالی داغ میشود که کارشناسان ابرچالشهای آموزشوپرورش را تمرکزگرایی، رقابتگرایی، کمیگرایی، جداسازی (=براساس بهره هوشی) میدانند.
تشخیص نادرست بیماری یعنی تجویز داروی اشتباه و وخامت بیشتر تنِ رنجور
نتیجه:
بدون تغییر سیاستها از آمد و رفت افراد آبی گرم نمیشود
🌏 تربیت و توسعه | سیاستگذاری
@IranHumanDevelopment2
📍رویداد ویژه
به مناسبت چهلمین روز درگذشت معلم و کنشگر آموزش و پرورش، مرحوم "مهدی بهلولی"
انجمن مطالعات برنامه درسی و انجمن مطالعات تطبیقی آ. پ با همکاری گروه مطالعات آموزشی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند:
نشست های تخصصی
۱) معلم و کنشگری
۲) عدالت آموزشی
با حضور و سخنرانی
تعدادی از استادان و معلمان کنشگر حوزه آموزش و پرورش
پنج شنبه ۱۷ تیر - ساعت ۱۶ تا ۲۰
مکان: سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی
پخش همزمان برنامه در اتاق مجازی و سایر شبکه های اجتماعی
@amoozeshvaandishe
@cacpc
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
به مناسبت چهلمین روز درگذشت معلم و کنشگر آموزش و پرورش، مرحوم "مهدی بهلولی"
انجمن مطالعات برنامه درسی و انجمن مطالعات تطبیقی آ. پ با همکاری گروه مطالعات آموزشی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند:
نشست های تخصصی
۱) معلم و کنشگری
۲) عدالت آموزشی
با حضور و سخنرانی
تعدادی از استادان و معلمان کنشگر حوزه آموزش و پرورش
پنج شنبه ۱۷ تیر - ساعت ۱۶ تا ۲۰
مکان: سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی
پخش همزمان برنامه در اتاق مجازی و سایر شبکه های اجتماعی
@amoozeshvaandishe
@cacpc
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
📍چه آیندهای برای مدرسه قابل تصور است و آیا آموزش در خانه (Homeschooling) میتواند به عنوان یکی از گزینههای آموزش در قرن جدید باشد؟
✍ الهام یوسفی
دانشجوی دکتری علوم تربیتی
از مطالعاتی که در حوزه هوم اسکولینگ در کتاب اخیرم با عنوان «آنسوی دیوار مدرسه: درآمدی بر آموزش در خانه» و نیز مطالعاتی که در زمینه آیندهنگاری تعلیم و تربیت داشتهام، بهره میگیرم و نکاتی به اختصار بیان میکنم:
هوم اسکولینگ یا آموزش در خانه شکلی از آموزش و پرورش جایگزین (Alternative education) است که در بسیاری از کشورهای دنیا نظیر آمریکا، کانادا، انگلستان و استرالیا رواج دارد. در ایران برخی خانوادهها در سالهای اخیر به این رویکرد روی آوردهاند، اما به علت غیرقانونی بودن و رسمیت نیافتن آن اطلاعات دقیقی درباره تعداد خانوادههای استفاده کننده از این شیوه در دست نیست. با این حال، بر اساس شواهد و روندهای موجود پیشبینی میشود آموزش در خانه یکی از گزینههای آموزشی آینده باشد و سهم قابل توجهی را به خود اختصاص دهد.
پیشفرض آموزش در خانه این است که تعلیم و تربیت الزاماً به معنای فرستادن کودکان به مدرسه نیست و لذا میتوان آموزش را به نحو مطلوبی در محیطی غیر از مدرسه نیز فراهم ساخت. در واقع هدف عمده خانوادهها این است که برنامه درسی را شخصیسازی نموده و هدایت یادگیری کودک خود را در دست گیرند.
از جمله عوامل و روندهای مهمی که میتوان به عنوان پیشران گرایش به آموزش در خانه و سایر اشکال نوین آموزشی در آینده برشمرد عبارتند از:
▫️روندهای فناورانه
گسترش فزاینده فناوریهای دیجیتال موجب دسترسی به حجم وسیع اطلاعات و منابع گوناگون یادگیری در هر زمان و مکان شده است که خانوادهها و کودکان میتوانند از آنها استفاده نمایند. در واقع، دیگر اطلاعات و دانش به گروه خاصی از افراد جامعه و به کتابهای درسی منحصر نیست و در دسترس همگان قرار دارد.
▫️روند گسترش یادگیریهای غیررسمی
حجم گسترده محتوایی که در محیط اینترنت و رسانههای اجتماعی تولید و به اشتراک گذاشته می شود، موجب شکلگیری یادگیریهای غیررسمی (ورای برنامه درسی رسمی مدارس) شده است و چه بسا سهم و تاثیرگذاری آن بر زندگی کودکان بیش از یادگیریهای رسمی باشد.
▫️کمرنگ شدن نقش آموزش رسمی
ناکارامدی نظام آموزشی در تربیت افراد توانمند و پرورش طبقهای از «متخصصان نابلد» موجب خواهد شد که ارزش و اعتبار مدرک تحصیلی (آموزش رسمی) به تدریج تضعیف شود و در عوض بر تولید دانش در بافتهای اصیل و واقعی و حرکت از دانش محوری به مهارتآموزی تأکید گردد.
▫️افزایش نرخ آموزش عالی
افزایش والدین تحصیلکرده و ارتقای سطح سواد و آگاهی خانوادهها نیز در گرایش به رویکردهای نوین آموزشی موثر خواهد بود.
▫️افزایش سطح انتظارات از مدارس
در دو دهه آینده بسیاری از مشاغلی که امروز میشناسیم دیگر وجود ندارند و چالش نظام آموزشی آماده کردن کودکان برای مشاغلی است که هنوز پدید نیامدهاند! بنابراین، در کنار افزایش سطح آگاهی عمومی، عواملی نظیر روند فزاینده بیکاری و جایگزینی نیروی انسانی با ماشین (هوش مصنوعی)، وابستگی مشاغل آینده به اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و کلان دادهها موجب خواهد شد که بسیاری از خانوادهها و گروههای اجتماعی به ویژه بازار کار خواهان بازنگری مدارس در رویکردها و شیوههای سنتی باشند و یا شیوههای جایگزین آموزش رسمی را برگزینند.
▫️افزایش توجه به حقوق و نیازهای کودکان
در سالهای اخیر، توجه به کودکان، نیازها و حقوق ویژه آنها به عنوان گروهی بسیار مهم و اثرگذار در توسعه جوامع موجب تقاضا برای رویکردهای آموزشی کودکمحور و شخصیسازی یادگیری شده است.
مجموعه این عوامل و سایر عوامل موثر، ما را به این نتیجه میرساند که مدرسه به عنوان یک نهاد و مکان صرفاً فیزیکی در آینده مطرح نخواهد بود و برای ادامه بقا ناگزیر است معنا و مفهوم جدیدی از خود را که در ساختارها و رویکردهای آموزشی و تربیتی بازتاب مییابد، عرضه نماید. در چارچوب این معنای جدید از مدرسه مفاهیمی نظیر یادگیرنده، معلم، مدیر و ارزشیابی دگرگون شده و نقشهای جدیدی را میپذیرند.
برخی از مفاهیمی که درباره مدارس آینده ارائه شدهاند، عبارتند از:
مدرسه بدون دیوار، آموزش و پرورش دیجیتالی، مدرسه بدون کاغذ، مدرسه بدون نمره و امتحان، شهر یادگیرنده، شبکهای شدن مدارس، مدارس راهبر و جهانی، یادگیریزدایی.
سخنم را با جملاتی از چارلز هندی به پایان می برم: «دنیایی که والدین ما میشناختند همان دنیایی نیست که ما امروز در آن زندگی میکنیم. دنیای ما راهنمای مطمئنی برای شیوههای زیستن، عشق ورزیدن و کار کردن فرزندانمان نیست. ما در عصر سنتگریزی زندگی میکنیم؛ عصری که اغلب مفروضات را میتوان به گونهای مشروع به چالش کشید».
🔺منبع: کانال کافه خرد
@cafekheradiranian
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
✍ الهام یوسفی
دانشجوی دکتری علوم تربیتی
از مطالعاتی که در حوزه هوم اسکولینگ در کتاب اخیرم با عنوان «آنسوی دیوار مدرسه: درآمدی بر آموزش در خانه» و نیز مطالعاتی که در زمینه آیندهنگاری تعلیم و تربیت داشتهام، بهره میگیرم و نکاتی به اختصار بیان میکنم:
هوم اسکولینگ یا آموزش در خانه شکلی از آموزش و پرورش جایگزین (Alternative education) است که در بسیاری از کشورهای دنیا نظیر آمریکا، کانادا، انگلستان و استرالیا رواج دارد. در ایران برخی خانوادهها در سالهای اخیر به این رویکرد روی آوردهاند، اما به علت غیرقانونی بودن و رسمیت نیافتن آن اطلاعات دقیقی درباره تعداد خانوادههای استفاده کننده از این شیوه در دست نیست. با این حال، بر اساس شواهد و روندهای موجود پیشبینی میشود آموزش در خانه یکی از گزینههای آموزشی آینده باشد و سهم قابل توجهی را به خود اختصاص دهد.
پیشفرض آموزش در خانه این است که تعلیم و تربیت الزاماً به معنای فرستادن کودکان به مدرسه نیست و لذا میتوان آموزش را به نحو مطلوبی در محیطی غیر از مدرسه نیز فراهم ساخت. در واقع هدف عمده خانوادهها این است که برنامه درسی را شخصیسازی نموده و هدایت یادگیری کودک خود را در دست گیرند.
از جمله عوامل و روندهای مهمی که میتوان به عنوان پیشران گرایش به آموزش در خانه و سایر اشکال نوین آموزشی در آینده برشمرد عبارتند از:
▫️روندهای فناورانه
گسترش فزاینده فناوریهای دیجیتال موجب دسترسی به حجم وسیع اطلاعات و منابع گوناگون یادگیری در هر زمان و مکان شده است که خانوادهها و کودکان میتوانند از آنها استفاده نمایند. در واقع، دیگر اطلاعات و دانش به گروه خاصی از افراد جامعه و به کتابهای درسی منحصر نیست و در دسترس همگان قرار دارد.
▫️روند گسترش یادگیریهای غیررسمی
حجم گسترده محتوایی که در محیط اینترنت و رسانههای اجتماعی تولید و به اشتراک گذاشته می شود، موجب شکلگیری یادگیریهای غیررسمی (ورای برنامه درسی رسمی مدارس) شده است و چه بسا سهم و تاثیرگذاری آن بر زندگی کودکان بیش از یادگیریهای رسمی باشد.
▫️کمرنگ شدن نقش آموزش رسمی
ناکارامدی نظام آموزشی در تربیت افراد توانمند و پرورش طبقهای از «متخصصان نابلد» موجب خواهد شد که ارزش و اعتبار مدرک تحصیلی (آموزش رسمی) به تدریج تضعیف شود و در عوض بر تولید دانش در بافتهای اصیل و واقعی و حرکت از دانش محوری به مهارتآموزی تأکید گردد.
▫️افزایش نرخ آموزش عالی
افزایش والدین تحصیلکرده و ارتقای سطح سواد و آگاهی خانوادهها نیز در گرایش به رویکردهای نوین آموزشی موثر خواهد بود.
▫️افزایش سطح انتظارات از مدارس
در دو دهه آینده بسیاری از مشاغلی که امروز میشناسیم دیگر وجود ندارند و چالش نظام آموزشی آماده کردن کودکان برای مشاغلی است که هنوز پدید نیامدهاند! بنابراین، در کنار افزایش سطح آگاهی عمومی، عواملی نظیر روند فزاینده بیکاری و جایگزینی نیروی انسانی با ماشین (هوش مصنوعی)، وابستگی مشاغل آینده به اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و کلان دادهها موجب خواهد شد که بسیاری از خانوادهها و گروههای اجتماعی به ویژه بازار کار خواهان بازنگری مدارس در رویکردها و شیوههای سنتی باشند و یا شیوههای جایگزین آموزش رسمی را برگزینند.
▫️افزایش توجه به حقوق و نیازهای کودکان
در سالهای اخیر، توجه به کودکان، نیازها و حقوق ویژه آنها به عنوان گروهی بسیار مهم و اثرگذار در توسعه جوامع موجب تقاضا برای رویکردهای آموزشی کودکمحور و شخصیسازی یادگیری شده است.
مجموعه این عوامل و سایر عوامل موثر، ما را به این نتیجه میرساند که مدرسه به عنوان یک نهاد و مکان صرفاً فیزیکی در آینده مطرح نخواهد بود و برای ادامه بقا ناگزیر است معنا و مفهوم جدیدی از خود را که در ساختارها و رویکردهای آموزشی و تربیتی بازتاب مییابد، عرضه نماید. در چارچوب این معنای جدید از مدرسه مفاهیمی نظیر یادگیرنده، معلم، مدیر و ارزشیابی دگرگون شده و نقشهای جدیدی را میپذیرند.
برخی از مفاهیمی که درباره مدارس آینده ارائه شدهاند، عبارتند از:
مدرسه بدون دیوار، آموزش و پرورش دیجیتالی، مدرسه بدون کاغذ، مدرسه بدون نمره و امتحان، شهر یادگیرنده، شبکهای شدن مدارس، مدارس راهبر و جهانی، یادگیریزدایی.
سخنم را با جملاتی از چارلز هندی به پایان می برم: «دنیایی که والدین ما میشناختند همان دنیایی نیست که ما امروز در آن زندگی میکنیم. دنیای ما راهنمای مطمئنی برای شیوههای زیستن، عشق ورزیدن و کار کردن فرزندانمان نیست. ما در عصر سنتگریزی زندگی میکنیم؛ عصری که اغلب مفروضات را میتوان به گونهای مشروع به چالش کشید».
🔺منبع: کانال کافه خرد
@cafekheradiranian
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
📍بزرگ پنداریِ مقام وزارت، رفتاری ضدّ تحوّل
✍ مرتضی نظری*
تقریباً عموم باورمندان به تغییرِ وضع موجود نظام آموزشی در یک موضوع اشتراک نظر دارند: "تمرکززدایی"
به عبارتی؛ کاستن از فربهیِ ستاد آموزش و پرورش و تفویضِ اختیار، استقلال و اصالت بیشتر برای فرآیندهای درون مدرسه.
اما در فعالیت های یک ماه گذشته به ویژه پس از انتخابات، شاهدیم که در کنشگری های رسانه ای، جایگاه و وزنِ وزیرِ مطلوب را به قدری بزرگ، فربه و در قامتِ قهرمانی می بینیم که گویی بِسامان شدن اوضاع تعلیم و تربیت تماماً به آمدن "او" بستگی دارد!
این "بزرگ پنداریِ نقشِ وزیر" اگر منطقی سازی و کنترل نشود، ناخواسته به تثبیتِ تمرکزگرایی می انجامد.
بزرگ پنداریِ شخص در مدیریت، خصیصه جوامع جهان سومی و رفتاری ضدّ توسعه است.
آموزش و پرورش وزیر مقتدر و بزرگ می خواهد اما در چارچوبِ ساختارِ سلسله مراتبیِ حداقلی.
دوره ساختارهای عمودی در مدیریت به سرآمده. حتی واژه وزیر و مدیر و رئیس جای خود را به "رهبریِ آموزشی" داده.
مراقب واژه ها باشیم. گاهی منتقدانِ نظام آموزشی ناخواسته به طرزی آرمانگرایانه آنچنان بر هیمنه شخص وزیر می دمند که نمی دانند یکی از موانعِ تحول در همین تصور است.
📍نکته!
تعداد کارکنان ستاد مرکزی آموزش و پرورش در کشورهای توسعه یافته بعضاً به ۱۰۰ نفر نمی رسد و کسی دنبال وزیر راه نمی افتد برای گرفتن عکس سلفی.
🔺پانوشت:
*این یادداشت ۴ سال پیش در چنین روزهایی منتشر شده است.
🌏تربیت و توسعه| نقد سیاستگذاری آموزشی
@IranHumanDevelopment2
✍ مرتضی نظری*
تقریباً عموم باورمندان به تغییرِ وضع موجود نظام آموزشی در یک موضوع اشتراک نظر دارند: "تمرکززدایی"
به عبارتی؛ کاستن از فربهیِ ستاد آموزش و پرورش و تفویضِ اختیار، استقلال و اصالت بیشتر برای فرآیندهای درون مدرسه.
اما در فعالیت های یک ماه گذشته به ویژه پس از انتخابات، شاهدیم که در کنشگری های رسانه ای، جایگاه و وزنِ وزیرِ مطلوب را به قدری بزرگ، فربه و در قامتِ قهرمانی می بینیم که گویی بِسامان شدن اوضاع تعلیم و تربیت تماماً به آمدن "او" بستگی دارد!
این "بزرگ پنداریِ نقشِ وزیر" اگر منطقی سازی و کنترل نشود، ناخواسته به تثبیتِ تمرکزگرایی می انجامد.
بزرگ پنداریِ شخص در مدیریت، خصیصه جوامع جهان سومی و رفتاری ضدّ توسعه است.
آموزش و پرورش وزیر مقتدر و بزرگ می خواهد اما در چارچوبِ ساختارِ سلسله مراتبیِ حداقلی.
دوره ساختارهای عمودی در مدیریت به سرآمده. حتی واژه وزیر و مدیر و رئیس جای خود را به "رهبریِ آموزشی" داده.
مراقب واژه ها باشیم. گاهی منتقدانِ نظام آموزشی ناخواسته به طرزی آرمانگرایانه آنچنان بر هیمنه شخص وزیر می دمند که نمی دانند یکی از موانعِ تحول در همین تصور است.
📍نکته!
تعداد کارکنان ستاد مرکزی آموزش و پرورش در کشورهای توسعه یافته بعضاً به ۱۰۰ نفر نمی رسد و کسی دنبال وزیر راه نمی افتد برای گرفتن عکس سلفی.
🔺پانوشت:
*این یادداشت ۴ سال پیش در چنین روزهایی منتشر شده است.
🌏تربیت و توسعه| نقد سیاستگذاری آموزشی
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه pinned «📍بزرگ پنداریِ مقام وزارت، رفتاری ضدّ تحوّل ✍ مرتضی نظری* تقریباً عموم باورمندان به تغییرِ وضع موجود نظام آموزشی در یک موضوع اشتراک نظر دارند: "تمرکززدایی" به عبارتی؛ کاستن از فربهیِ ستاد آموزش و پرورش و تفویضِ اختیار، استقلال و اصالت بیشتر برای فرآیندهای…»
📍فوری/ ویژه/ لطفا بازنشر
#باهم_نفس_بکشیم
📣 فراخوان کمک به تأمین تجهیزات بیمارستانی و لوازم بهداشتی بیمارستانهای سراون در استان سیستان و بلوچستان
با توجه به شیوع بسیار بالای کرونا در سیستان و بلوچستان، #مهرگیتی وظیفه کمکرسانی به شهرستان سراوان در این استان را برعهده گرفته است.
🔴 بر اساس اخبار، ۸۰ درصد بیماران مراجعه کننده به بیمارستان رازی سراوان علائم بیماری کرونا را دارند.
برای کمک به هموطنان عزیزمان با ما همراه شوید...
شماره حساب: 2-28282000-819-815
شماره کارت : 6219861025199521
شماره شبا: IR400560081581928282000002
بانک سامان به نام #موسسه_خیریه_مهرگیتی
@mehrgitinews
🌏تربیت و توسعه | سیستان و بلوچستان
@IranHumanDevelopment2
#باهم_نفس_بکشیم
📣 فراخوان کمک به تأمین تجهیزات بیمارستانی و لوازم بهداشتی بیمارستانهای سراون در استان سیستان و بلوچستان
با توجه به شیوع بسیار بالای کرونا در سیستان و بلوچستان، #مهرگیتی وظیفه کمکرسانی به شهرستان سراوان در این استان را برعهده گرفته است.
🔴 بر اساس اخبار، ۸۰ درصد بیماران مراجعه کننده به بیمارستان رازی سراوان علائم بیماری کرونا را دارند.
برای کمک به هموطنان عزیزمان با ما همراه شوید...
شماره حساب: 2-28282000-819-815
شماره کارت : 6219861025199521
شماره شبا: IR400560081581928282000002
بانک سامان به نام #موسسه_خیریه_مهرگیتی
@mehrgitinews
🌏تربیت و توسعه | سیستان و بلوچستان
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
📍فوری/ ویژه/ لطفا بازنشر #باهم_نفس_بکشیم 📣 فراخوان کمک به تأمین تجهیزات بیمارستانی و لوازم بهداشتی بیمارستانهای سراون در استان سیستان و بلوچستان با توجه به شیوع بسیار بالای کرونا در سیستان و بلوچستان، #مهرگیتی وظیفه کمکرسانی به شهرستان سراوان در این…
🔻از مدیران و فعالان رسانه ای و فرهنگی محترم خواهشمندم مؤسسات معتبر کمکرسان در زمینه بهداشت و تجهیزات مربوط برای ارسال به استان سیستان و بلوچستان را معرفی کنند.
موسسه #مهرگیتی از جمله موسسات بسیار خوشنام، فعال و معتبر و مطمئن در حوزه جنوب شرق کشور است.
شرایط هموطنان این استان خوب نیست از هر گونه کمک ممکن از طریق موسسات معتبر، قانونی و مطمئن دریغ نورزیم و دیگر هموطنان را مطلع کنیم.
#ایران
#سیستان_و_بلوچستان
🌏 تربیت و توسعه | سیستان و بلوچستان
@IranHumanDevelopment2
موسسه #مهرگیتی از جمله موسسات بسیار خوشنام، فعال و معتبر و مطمئن در حوزه جنوب شرق کشور است.
شرایط هموطنان این استان خوب نیست از هر گونه کمک ممکن از طریق موسسات معتبر، قانونی و مطمئن دریغ نورزیم و دیگر هموطنان را مطلع کنیم.
#ایران
#سیستان_و_بلوچستان
🌏 تربیت و توسعه | سیستان و بلوچستان
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه pinned «📍بزرگ پنداریِ مقام وزارت، رفتاری ضدّ تحوّل ✍ مرتضی نظری* تقریباً عموم باورمندان به تغییرِ وضع موجود نظام آموزشی در یک موضوع اشتراک نظر دارند: "تمرکززدایی" به عبارتی؛ کاستن از فربهیِ ستاد آموزش و پرورش و تفویضِ اختیار، استقلال و اصالت بیشتر برای فرآیندهای…»
راهی که بهلولی نشان داد!
✍ دکتر مجید علیپور
درگذشت نابهنگام «مهدی بهلولی» از ناگوارترین خبرهای امسال و بدون اغراق، از بزرگترین خسارت ها به نظام تعلیم و تربیت کشور بود. «بهلولی» معلمِ نویسنده ای که در سال های اخیر به همراهی دوست دیرینش «محمدرضا نیک نژاد» در پی به راه انداختن نهضتی از حضور معلمان صاحب قلم و توانا بودند بلکه بتوانند با حضور موثر در رسانه های گروهی، «آموزش و پرورش» را به یکی از اولویت ها و مطالبات عمومی جامعه تبدیل کنند.
هرچند برخوردهای سخت با فعالان صنفی و امنیتی کردن تجمعات اعتراضی، در تصمیم پاره ای از فرهنگیان برای در پیش گرفتن این رویه بی تاثیر نبود؛ اما تردید نمی توان کرد که روایت معلمان از درون مدرسه با توجه به تجربه زیسته آنها و رابطه نسبتا برابر و بلاواسطه ای که با دانش آموزان، همکاران و اولیا دارند؛ تفاوتی ماهوی با گزارش های اداری دارد که متاثر از فیلترها و قوانین نانوشته و با محاسبه هزینه و فایده مسئولان هر بخش به دست مقامات ارشد می رسد.
ناگفته نماند که سال هاست انحراف «پژوهش» از مسایل محوری جامعه، به نوعی تبدیل به بخشی از مناسک دانشگاهی ما شده است. پژوهش هایی که بیش از آنکه دغدغه مسایل مبتلابه جامعه را داشته باشند، صرفا به یک وظیفه شغلی و اداری برای دانشجو / پژوهشگر تبدیل شده اند که وی را موظف می کند مسالۀ ادعایی را در یک فرمت / اسلوب / چارچوب قرار داده و یافته های ادعایی را برای کسب نمره در آن جای دهد. ادعا بر این نیست که چارچوب مند کردن پژوهش آن روش نادرستی است و یا برای گریز از آسیب ذکر شده لازم است استانداردهای شناخته شده برای اندازه گیری و سنجش پذیر کردن پژوهش های کیفی را ترک کنیم؛ بلکه صرفا اشاره ای است به معضل «اداری شدن پژوهش» که بیش از آنکه دغدغه کشف و نشان دادن مسایل مبتلابه جامعه را داشته باشد، در بند رعایت آداب و مناسکی است که داوران (صاحب کار) را قانع کند، دانشجو موفق به انجام «پژوهش» شده است.
«اداری شدن پژوهش» بلایی است که در نهادهای دولتی و عمومی هم به شدت رواج دارد. کارمندانی که «کار» را می قاپند و با توجه به مهارتی که در به انجام رساندن چنین به اصطلاح پژوهش هایی دارند، در کمترین زمان ممکن، کار را تحویل کارفرما می دهند. بیراه نیست اگر چنین پژوهش هایی را به هنر گوبلن دوزی و سری دوزی در خیاطی تشبیه کنیم. طرح و اسلوب از قبل آماده است؛ کافی است عدد و رقم را (واقعی یا فرضی) به دست آوریم و در کمتر از چند ساعت خروجی را تحویل صاحب کار دهیم! بدیهی است که حاصل چنین به ظاهر پژوهش هایی هم همانند محتوایشان، صرفا مشتی عدد و رقم و تعدادی جدول و گراف است که روسای سازمان در جلسات دورهمی، به مدیرانی از جنس خود، نشان دهند و همزمان با تماشای چند صفحه پاورپوینت، چای و میوه شان را صرف کنند.
طرح های پژوهشی که در آموزش و پرورش اجرا می شود فرق چندانی با روالی که گفته شد ندارد. سالهاست که پژوهشکده های تعلیم و تربیت همچون طرح های «معلم پژوهنده» بی خاصیت شده اند و دلمشغولی اصلی آنها انجام به ظاهر پژوهش هایی است که عملا چیزی جز ردیف کردن مشتی عدد و رقم و تکرار تعدادی جملات کلیشه ای نیست. هدف مصرف یا به عبارت بهتر تقسیم کردن بودجه ای است که هرساله تخصیص داده می شود تا به زعم خود چراغ پژوهش را در سازمان روشن نگهدارند!
کافیست نگاهی به فهرست «پژوهش»های صورت گرفته در پژوهشکده های تعلیم و تربیت در طی چندسال بیاندازیم و نام های مشترک و محتواهای مشترک و … را استخراج کنیم تا دریابیم چگونه عده ای که مهارتی تام و تمام در قبول کنتراتی* پروژه ها یافته اند، سالهاست میهمان این بخش از سفره اعتبارات اندک آموزش و پرورش هستند و در کارِ تولید انبوه «پژوهش»هایی که مصداق دقیقی است بر مثل «آفتابه لگن هفت دست؛ شام و ناهار هیچی»!
اما راهی که بهلولی در آن قدم گذاشت، به کلی متفاوت از این بازی های بی مایه تحت لوای «پژوهش» در مدارس و ادارات است. نوشتن پیرامون مسایل مبتلابه نظام آموزش و پرورش با تمرکز بر مسایل معلمان و دانش آموزان، به دور از چشم داشت به اعتبارات تخصیص یافته و یا تقدیرنامه هایی که صرفا امتیازی برای ارزشیابی های اداری و شغلی محسوب می شوند.
چندی پیش «محمد داوری» سخنگوی سازمان معلمان ایران و از دیگر معلمان صاحب قلم و فعالان رسانه ای جامعه معلمان، در سخنانی بر مزار زنده یاد «مهدی بهلولی»؛ ضمن درخواست نامگذاری یکی از مدارس و خیابان های زادگاه این معلم شریف به نام او، پیشنهاد برگزاری مراسم سالانه تقدیر از معلمان اهل قلم و خبرنگارانی را داد که ( فارغ از هر گرایش فکری و سیاسی) هدف اصلیشان از نوشتن، برانگیختن افکار عمومی نسبت به مسایل آموزش و پرورش است و نه ناخنک زدن به اعتبارات مصوب یا انتظار برای دریافت تقدیرنامه از فلان مسئول اداره 👇👇
✍ دکتر مجید علیپور
درگذشت نابهنگام «مهدی بهلولی» از ناگوارترین خبرهای امسال و بدون اغراق، از بزرگترین خسارت ها به نظام تعلیم و تربیت کشور بود. «بهلولی» معلمِ نویسنده ای که در سال های اخیر به همراهی دوست دیرینش «محمدرضا نیک نژاد» در پی به راه انداختن نهضتی از حضور معلمان صاحب قلم و توانا بودند بلکه بتوانند با حضور موثر در رسانه های گروهی، «آموزش و پرورش» را به یکی از اولویت ها و مطالبات عمومی جامعه تبدیل کنند.
هرچند برخوردهای سخت با فعالان صنفی و امنیتی کردن تجمعات اعتراضی، در تصمیم پاره ای از فرهنگیان برای در پیش گرفتن این رویه بی تاثیر نبود؛ اما تردید نمی توان کرد که روایت معلمان از درون مدرسه با توجه به تجربه زیسته آنها و رابطه نسبتا برابر و بلاواسطه ای که با دانش آموزان، همکاران و اولیا دارند؛ تفاوتی ماهوی با گزارش های اداری دارد که متاثر از فیلترها و قوانین نانوشته و با محاسبه هزینه و فایده مسئولان هر بخش به دست مقامات ارشد می رسد.
ناگفته نماند که سال هاست انحراف «پژوهش» از مسایل محوری جامعه، به نوعی تبدیل به بخشی از مناسک دانشگاهی ما شده است. پژوهش هایی که بیش از آنکه دغدغه مسایل مبتلابه جامعه را داشته باشند، صرفا به یک وظیفه شغلی و اداری برای دانشجو / پژوهشگر تبدیل شده اند که وی را موظف می کند مسالۀ ادعایی را در یک فرمت / اسلوب / چارچوب قرار داده و یافته های ادعایی را برای کسب نمره در آن جای دهد. ادعا بر این نیست که چارچوب مند کردن پژوهش آن روش نادرستی است و یا برای گریز از آسیب ذکر شده لازم است استانداردهای شناخته شده برای اندازه گیری و سنجش پذیر کردن پژوهش های کیفی را ترک کنیم؛ بلکه صرفا اشاره ای است به معضل «اداری شدن پژوهش» که بیش از آنکه دغدغه کشف و نشان دادن مسایل مبتلابه جامعه را داشته باشد، در بند رعایت آداب و مناسکی است که داوران (صاحب کار) را قانع کند، دانشجو موفق به انجام «پژوهش» شده است.
«اداری شدن پژوهش» بلایی است که در نهادهای دولتی و عمومی هم به شدت رواج دارد. کارمندانی که «کار» را می قاپند و با توجه به مهارتی که در به انجام رساندن چنین به اصطلاح پژوهش هایی دارند، در کمترین زمان ممکن، کار را تحویل کارفرما می دهند. بیراه نیست اگر چنین پژوهش هایی را به هنر گوبلن دوزی و سری دوزی در خیاطی تشبیه کنیم. طرح و اسلوب از قبل آماده است؛ کافی است عدد و رقم را (واقعی یا فرضی) به دست آوریم و در کمتر از چند ساعت خروجی را تحویل صاحب کار دهیم! بدیهی است که حاصل چنین به ظاهر پژوهش هایی هم همانند محتوایشان، صرفا مشتی عدد و رقم و تعدادی جدول و گراف است که روسای سازمان در جلسات دورهمی، به مدیرانی از جنس خود، نشان دهند و همزمان با تماشای چند صفحه پاورپوینت، چای و میوه شان را صرف کنند.
طرح های پژوهشی که در آموزش و پرورش اجرا می شود فرق چندانی با روالی که گفته شد ندارد. سالهاست که پژوهشکده های تعلیم و تربیت همچون طرح های «معلم پژوهنده» بی خاصیت شده اند و دلمشغولی اصلی آنها انجام به ظاهر پژوهش هایی است که عملا چیزی جز ردیف کردن مشتی عدد و رقم و تکرار تعدادی جملات کلیشه ای نیست. هدف مصرف یا به عبارت بهتر تقسیم کردن بودجه ای است که هرساله تخصیص داده می شود تا به زعم خود چراغ پژوهش را در سازمان روشن نگهدارند!
کافیست نگاهی به فهرست «پژوهش»های صورت گرفته در پژوهشکده های تعلیم و تربیت در طی چندسال بیاندازیم و نام های مشترک و محتواهای مشترک و … را استخراج کنیم تا دریابیم چگونه عده ای که مهارتی تام و تمام در قبول کنتراتی* پروژه ها یافته اند، سالهاست میهمان این بخش از سفره اعتبارات اندک آموزش و پرورش هستند و در کارِ تولید انبوه «پژوهش»هایی که مصداق دقیقی است بر مثل «آفتابه لگن هفت دست؛ شام و ناهار هیچی»!
اما راهی که بهلولی در آن قدم گذاشت، به کلی متفاوت از این بازی های بی مایه تحت لوای «پژوهش» در مدارس و ادارات است. نوشتن پیرامون مسایل مبتلابه نظام آموزش و پرورش با تمرکز بر مسایل معلمان و دانش آموزان، به دور از چشم داشت به اعتبارات تخصیص یافته و یا تقدیرنامه هایی که صرفا امتیازی برای ارزشیابی های اداری و شغلی محسوب می شوند.
چندی پیش «محمد داوری» سخنگوی سازمان معلمان ایران و از دیگر معلمان صاحب قلم و فعالان رسانه ای جامعه معلمان، در سخنانی بر مزار زنده یاد «مهدی بهلولی»؛ ضمن درخواست نامگذاری یکی از مدارس و خیابان های زادگاه این معلم شریف به نام او، پیشنهاد برگزاری مراسم سالانه تقدیر از معلمان اهل قلم و خبرنگارانی را داد که ( فارغ از هر گرایش فکری و سیاسی) هدف اصلیشان از نوشتن، برانگیختن افکار عمومی نسبت به مسایل آموزش و پرورش است و نه ناخنک زدن به اعتبارات مصوب یا انتظار برای دریافت تقدیرنامه از فلان مسئول اداره 👇👇
و وزارت .
معلمان و خبرنگارانی که همچون مهدی بهلولی، دغدغه دانش آموز و معلم را دارند و خواست آنها توجه متولیان امور به آموزش و پرورش به عنوان یکی از مبانی اصلی توسعه پایدار کشور است.
به نظر می رسد می بایست هیاتی برای عملیاتی کردن ایده مراسم سالانه معرفی و تقدیر از معلمان و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش تشکیل و برنامه ریزی لازم برای برپایی دبیرخانه، تعیین ملاک ها، جمع آوری کمک ها نقدی و غیرنقدی و … آغاز گردد.
نگارنده ضمن طلب غفران و آرامش برای آن عزیز سفر کرده؛ برای همه ارجمندانی که به هر طریق، در پی حفظ یاد و نام و تداوم راه این معلم شریفند، آرزوی توفیق دارد.
*کنترات: قرارداد؛ سالهاست که در ادبیات پیمانکاران امور ساختمانی و عمرانی، از اصطلاح کنترات به معنای قبول کار از صفر تا صد استفاده می شود.
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
معلمان و خبرنگارانی که همچون مهدی بهلولی، دغدغه دانش آموز و معلم را دارند و خواست آنها توجه متولیان امور به آموزش و پرورش به عنوان یکی از مبانی اصلی توسعه پایدار کشور است.
به نظر می رسد می بایست هیاتی برای عملیاتی کردن ایده مراسم سالانه معرفی و تقدیر از معلمان و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش تشکیل و برنامه ریزی لازم برای برپایی دبیرخانه، تعیین ملاک ها، جمع آوری کمک ها نقدی و غیرنقدی و … آغاز گردد.
نگارنده ضمن طلب غفران و آرامش برای آن عزیز سفر کرده؛ برای همه ارجمندانی که به هر طریق، در پی حفظ یاد و نام و تداوم راه این معلم شریفند، آرزوی توفیق دارد.
*کنترات: قرارداد؛ سالهاست که در ادبیات پیمانکاران امور ساختمانی و عمرانی، از اصطلاح کنترات به معنای قبول کار از صفر تا صد استفاده می شود.
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
📍رویداد ویژه به مناسبت چهلمین روز درگذشت معلم و کنشگر آموزش و پرورش، مرحوم "مهدی بهلولی" انجمن مطالعات برنامه درسی و انجمن مطالعات تطبیقی آ. پ با همکاری گروه مطالعات آموزشی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند: نشست های تخصصی ۱) معلم و کنشگری ۲)…
📍یادآوری
مراسم ویژه درگذشت زنده یاد مهدی بهلولی، امروز ساعت ۱۶
مراسم ویژه درگذشت زنده یاد مهدی بهلولی، امروز ساعت ۱۶
📍ریزبرنامه نشست امروز، پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰
ساعت ۱۶ الی ۲۰
به مناسبت چهلمین روز درگذشت؛ معلم و کنشگر آموزش و پرورش، زنده یاد "مهدی بهلولی"
علاقمندان می توانند با بهره گیری از پیوند زیر در ادوبی کانکت در این مراسم حضور بیابند.
http://elearn.farzanegan5edu.ir/salonehamayesh/
پخش همزمان برنامه در اتاق مجازی و سایر شبکه های اجتماعی
https://news.1rj.ru/str/amoozeshvaandishe
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
ساعت ۱۶ الی ۲۰
به مناسبت چهلمین روز درگذشت؛ معلم و کنشگر آموزش و پرورش، زنده یاد "مهدی بهلولی"
علاقمندان می توانند با بهره گیری از پیوند زیر در ادوبی کانکت در این مراسم حضور بیابند.
http://elearn.farzanegan5edu.ir/salonehamayesh/
پخش همزمان برنامه در اتاق مجازی و سایر شبکه های اجتماعی
https://news.1rj.ru/str/amoozeshvaandishe
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
📍رویداد ویژه به مناسبت چهلمین روز درگذشت معلم و کنشگر آموزش و پرورش، مرحوم "مهدی بهلولی" انجمن مطالعات برنامه درسی و انجمن مطالعات تطبیقی آ. پ با همکاری گروه مطالعات آموزشی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند: نشست های تخصصی ۱) معلم و کنشگری ۲)…
📍گفتوگو با ارتفاع برابر
▫️نکاتی قابل تأمل از یک نشست ۵ ساعته
✍ مرتضی نظری
امروز پنجشنبه ۱۷ تیر به همت دو انجمن مطالعات تطبیقی و برنامه ریزی درسی، نشستی در خور توجه برای نکوداشت معلم و کنشگر آموزشی، زنده یاد مهدی بهلولی، برگزار شد.
به عنوان کسی که با دشواریهای برگزاری نشستهای گفتوگو آشنا هستم، باید از همه برگزارکنندگان که بیش از یکماه برای این برنامه زحمت کشیدند، قدردانی کرد.
علاوه بر سخنان همسر و فرزند مرحوم بهلولی و ۴ معلم(ضبط شده و زنده)، اساتیدی از دانشگاه های مختلف با محوریت عدالت آموزشی، ارائههایی داشتند.
بین اساتید علوم تربیتی دانشگاه با مجریان ارشد آموزش و پرورش فاصله وجود دارد. اگر این فاصله کاهش یابد، گرههای بزرگی گشوده میشود. اما متاسفانه اهالی آموزش و پرورش با آکادمیسینها گفتوگو ندارند و وقتی هم زمینه گفتوگو پیش میآید، عمدتاً دانشگاهیها در ارتفاعی بالاتر می نشینند.
نشست امشب اما حائز چند نکته مهم برای هر دو طرف، هم اهالی وزارت آموزش و پرورش و هم اصحاب دانشگاه و انجمن های علمی علوم تربیتی و روانشناسی است که مختصراً اشاره میکنم.
یکم:
زمانی با ابلاغ وزیر وقت به عنوان دبیر کارگروه صاحبنظران تعلیم و تربیت مسولیت پیدا کردیم تا برای کاهش فاصله پانزده دانشکده علوم تربیتی کشور با فرآیندهای وزارت آموزش و پرورش گفتوگوهایی برگزار کنیم. ایده ای خوب اما تا حدی آرمانی بود ولی بهانهای برای آب شدن یخ ها شد. خدا رحمتش کند دکتر اژه ای(دانشگاه تهران) را که می گفت «نزدیک دو دهه هست پایش را در وزارتخانه نگذاشته» و دیگر بزرگان و صاحبنظران هم به همین شکل نگاه. فضا مثبت بود. اگرچه این تجربه ادامه نیافت اما زمینه همکاری های بعدی شد. غرض اینکه یکی از دلایل عدم تداوم این نشست ها، «فقدان گفتوگو» بود با وجودی که به ظاهر مدیران وزارتخانه با اساتید از نظر فیزیکی کنار هم بودند. اساتید اغلب به واقعیت های کف مدرسه نزدیک نبودند و البته نگاه های عجیبی هم در مدیران بود که این گفتگوها را بی فایده می دانستند. اما تجربه نشست پنج ساعته نکوداشت مرحوم بهلولی تا حدی به شرایط «گفتوگو» نزدیک شد.
دوم:
دکتر علیرضا صادقی(استاد دانشگاه علامه) مدیریتی منظم بر نشست داشت اما نقد من به ایشان این بود که به جز ارایه زنده آقایان محمدرضا نیک نژاد و مهدوی، معلمان نماینده ای برای حضور در این گفتوگو هم ارتفاع با اساتید نداشتند و اساتید علیرغم مطالب ارزشمندشان اما آموزش و پرورش را از راه دور تحلیل می کردند. نهاد دانشگاه، مسأله های نهاد مدرسه را در فریم نظریات روانشناسانه محض و آکادمیک مینگرد و نگاه جامعه شناختی و بین رشته ای ندارد. به همین دلیل ارایه جامعه شناسانه دکتر امیدی از دانشگاه تهران در این نشست بسیار به واقعیات مدرسه نزدیکتر از تحلیل های اساتید رشته های علوم تربیتی بود.
سوم:
حدود ۸۰ درصد وقت نشست امشب، صرف مباحث سخنرانان دانشگاهی حاضر در این نشست شد و فرصت بین دیگر میهمانان غیردانشگاهی توزیع نشد. این ایراد شکلی از این حیث اهمیت دارد که اساتید علوم تربیتی به زعم بنده کمتر تمایل به شنیدن تحلیل مسایل آموزش و پرورش از نگاه معلمان (دیگری) دارند. مدرسه را از پشت عینک موقعیت حرفه ای خود می بینند. این سخن از طعن نیست بلکه از سر نیاز سیاستگذاران آموزش و پرورش به گفتوگو با اساتید است. گاهی ما حاضر نیستیم برای دقایقی (به تعبیر دکتر دینانی) از دنیای ذهنی خود فاصله بگیریم و مسایل آموزش و پرورش را از منظر معلم و کنشگرانش(دیگری) ببینیم.
چهارم:
کار برگزار کنندگان نشست پنج ساعته امروز در خور تحسین است چون علاوه بر کاهش فاصله، بر واردساختن آموزش و پرورش به فضای عمومی (public sphere) و مواجه ساختن اساتید با واقعیت های کف مدرسه اهتمام ورزیده شد.
پنجم:
همکناری جامعه شناسان و اقتصاددانان با اساتید علوم تربیتی و تلاش برای دیدن مسائل نظام آموزشی از زوایای مختلف و میان رشتهای بسیار لازم است چرا که به تبیین واقع بینانهتر مسایل کمک می کند.
ششم:
صاحبنظران دانشگاهی که در عرصه آموزش و پرورش شناخته شده هستند باید تن به نقد و شنیدن نظرات معلمان و کنشگران آموزش و پرورش بدهند با حفظ ارتفاع یکسان!
امروز دکتر علیرضا صادقی که استادی آزاده و آزاداندیش است، چهار مرتبه به دکتر محمود مهرمحمدی، چهره نام آشنای دانشگاه وقت صحبت داد که به زعم بنده در یک گفتوگوی عمومی، این کار، خود مانع گفتوگوست. هر چه از حصار تعارفات و در ارتفاع بالاتر قراردادن طرفی از طرفین گفتوگو خارج شویم به اثربخشی مباحث بیشتر کمک کرده ایم. شیفتگی، مانع گفتوگوست.
و در پایان:
بر اهالی ستاد آموزش و پرورش فرض است درها را باز کرده و امکان گفتوگو با دانشگاه را فراهم آورند. سیاستگذاری آموزشی بدون گفتوگوهای مؤثر راه به جایی نمی برد.
🌏 تربیت و توسعه | گفتوگو کنیم
@IranHumanDevelopment2
▫️نکاتی قابل تأمل از یک نشست ۵ ساعته
✍ مرتضی نظری
امروز پنجشنبه ۱۷ تیر به همت دو انجمن مطالعات تطبیقی و برنامه ریزی درسی، نشستی در خور توجه برای نکوداشت معلم و کنشگر آموزشی، زنده یاد مهدی بهلولی، برگزار شد.
به عنوان کسی که با دشواریهای برگزاری نشستهای گفتوگو آشنا هستم، باید از همه برگزارکنندگان که بیش از یکماه برای این برنامه زحمت کشیدند، قدردانی کرد.
علاوه بر سخنان همسر و فرزند مرحوم بهلولی و ۴ معلم(ضبط شده و زنده)، اساتیدی از دانشگاه های مختلف با محوریت عدالت آموزشی، ارائههایی داشتند.
بین اساتید علوم تربیتی دانشگاه با مجریان ارشد آموزش و پرورش فاصله وجود دارد. اگر این فاصله کاهش یابد، گرههای بزرگی گشوده میشود. اما متاسفانه اهالی آموزش و پرورش با آکادمیسینها گفتوگو ندارند و وقتی هم زمینه گفتوگو پیش میآید، عمدتاً دانشگاهیها در ارتفاعی بالاتر می نشینند.
نشست امشب اما حائز چند نکته مهم برای هر دو طرف، هم اهالی وزارت آموزش و پرورش و هم اصحاب دانشگاه و انجمن های علمی علوم تربیتی و روانشناسی است که مختصراً اشاره میکنم.
یکم:
زمانی با ابلاغ وزیر وقت به عنوان دبیر کارگروه صاحبنظران تعلیم و تربیت مسولیت پیدا کردیم تا برای کاهش فاصله پانزده دانشکده علوم تربیتی کشور با فرآیندهای وزارت آموزش و پرورش گفتوگوهایی برگزار کنیم. ایده ای خوب اما تا حدی آرمانی بود ولی بهانهای برای آب شدن یخ ها شد. خدا رحمتش کند دکتر اژه ای(دانشگاه تهران) را که می گفت «نزدیک دو دهه هست پایش را در وزارتخانه نگذاشته» و دیگر بزرگان و صاحبنظران هم به همین شکل نگاه. فضا مثبت بود. اگرچه این تجربه ادامه نیافت اما زمینه همکاری های بعدی شد. غرض اینکه یکی از دلایل عدم تداوم این نشست ها، «فقدان گفتوگو» بود با وجودی که به ظاهر مدیران وزارتخانه با اساتید از نظر فیزیکی کنار هم بودند. اساتید اغلب به واقعیت های کف مدرسه نزدیک نبودند و البته نگاه های عجیبی هم در مدیران بود که این گفتگوها را بی فایده می دانستند. اما تجربه نشست پنج ساعته نکوداشت مرحوم بهلولی تا حدی به شرایط «گفتوگو» نزدیک شد.
دوم:
دکتر علیرضا صادقی(استاد دانشگاه علامه) مدیریتی منظم بر نشست داشت اما نقد من به ایشان این بود که به جز ارایه زنده آقایان محمدرضا نیک نژاد و مهدوی، معلمان نماینده ای برای حضور در این گفتوگو هم ارتفاع با اساتید نداشتند و اساتید علیرغم مطالب ارزشمندشان اما آموزش و پرورش را از راه دور تحلیل می کردند. نهاد دانشگاه، مسأله های نهاد مدرسه را در فریم نظریات روانشناسانه محض و آکادمیک مینگرد و نگاه جامعه شناختی و بین رشته ای ندارد. به همین دلیل ارایه جامعه شناسانه دکتر امیدی از دانشگاه تهران در این نشست بسیار به واقعیات مدرسه نزدیکتر از تحلیل های اساتید رشته های علوم تربیتی بود.
سوم:
حدود ۸۰ درصد وقت نشست امشب، صرف مباحث سخنرانان دانشگاهی حاضر در این نشست شد و فرصت بین دیگر میهمانان غیردانشگاهی توزیع نشد. این ایراد شکلی از این حیث اهمیت دارد که اساتید علوم تربیتی به زعم بنده کمتر تمایل به شنیدن تحلیل مسایل آموزش و پرورش از نگاه معلمان (دیگری) دارند. مدرسه را از پشت عینک موقعیت حرفه ای خود می بینند. این سخن از طعن نیست بلکه از سر نیاز سیاستگذاران آموزش و پرورش به گفتوگو با اساتید است. گاهی ما حاضر نیستیم برای دقایقی (به تعبیر دکتر دینانی) از دنیای ذهنی خود فاصله بگیریم و مسایل آموزش و پرورش را از منظر معلم و کنشگرانش(دیگری) ببینیم.
چهارم:
کار برگزار کنندگان نشست پنج ساعته امروز در خور تحسین است چون علاوه بر کاهش فاصله، بر واردساختن آموزش و پرورش به فضای عمومی (public sphere) و مواجه ساختن اساتید با واقعیت های کف مدرسه اهتمام ورزیده شد.
پنجم:
همکناری جامعه شناسان و اقتصاددانان با اساتید علوم تربیتی و تلاش برای دیدن مسائل نظام آموزشی از زوایای مختلف و میان رشتهای بسیار لازم است چرا که به تبیین واقع بینانهتر مسایل کمک می کند.
ششم:
صاحبنظران دانشگاهی که در عرصه آموزش و پرورش شناخته شده هستند باید تن به نقد و شنیدن نظرات معلمان و کنشگران آموزش و پرورش بدهند با حفظ ارتفاع یکسان!
امروز دکتر علیرضا صادقی که استادی آزاده و آزاداندیش است، چهار مرتبه به دکتر محمود مهرمحمدی، چهره نام آشنای دانشگاه وقت صحبت داد که به زعم بنده در یک گفتوگوی عمومی، این کار، خود مانع گفتوگوست. هر چه از حصار تعارفات و در ارتفاع بالاتر قراردادن طرفی از طرفین گفتوگو خارج شویم به اثربخشی مباحث بیشتر کمک کرده ایم. شیفتگی، مانع گفتوگوست.
و در پایان:
بر اهالی ستاد آموزش و پرورش فرض است درها را باز کرده و امکان گفتوگو با دانشگاه را فراهم آورند. سیاستگذاری آموزشی بدون گفتوگوهای مؤثر راه به جایی نمی برد.
🌏 تربیت و توسعه | گفتوگو کنیم
@IranHumanDevelopment2
📍چرا؟
و چرا از بازماندن دانش آموزان از تحصیل به اندازه آب بازی دردشان نمیگیرد؟
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
و چرا از بازماندن دانش آموزان از تحصیل به اندازه آب بازی دردشان نمیگیرد؟
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه pinned «📍گفتوگو با ارتفاع برابر ▫️نکاتی قابل تأمل از یک نشست ۵ ساعته ✍ مرتضی نظری امروز پنجشنبه ۱۷ تیر به همت دو انجمن مطالعات تطبیقی و برنامه ریزی درسی، نشستی در خور توجه برای نکوداشت معلم و کنشگر آموزشی، زنده یاد مهدی بهلولی، برگزار شد. به عنوان کسی که با دشواریهای…»
🌏 تربیت و توسعه
📍گفتوگو با ارتفاع برابر ▫️نکاتی قابل تأمل از یک نشست ۵ ساعته ✍ مرتضی نظری امروز پنجشنبه ۱۷ تیر به همت دو انجمن مطالعات تطبیقی و برنامه ریزی درسی، نشستی در خور توجه برای نکوداشت معلم و کنشگر آموزشی، زنده یاد مهدی بهلولی، برگزار شد. به عنوان کسی که با دشواریهای…
🔸نکته هایی درباره بزرگداشت مهدی بهلولی
✍ محمدرضا نیک نژاد
۲۰ تیر ۱۴۰۰
روز پنج شنبه هفدهم تیر به همت و ابتکار دکتر علی رضا صادقی، استاد دانشگاه علامه، بزرگداشتی برای آموزگار درگذشته مهدی بهلولی برگزار شد. بنا بر شرایط کرونا بخش حضوری این نشست لغو و بناچار به شکل مجازی و در فضای ادوبی کانکت دبیرستان فرزانگان 5 انجام گرفت. پیش و در حین برنامه، قطعی برق و اینترنت نگرانی هایی را برای سخنرانان و برگزار کننده فراهم کرده بود، از این رو همسر و فرزند آقای بهلولی و من (محمدرضا نیک نژاد) در دبیرستان فرزانگان حضور پیدا کرده و از آن جا در برنامه حضور داشتیم و آن را دنبال کردیم. دوست خوبم جناب مرتضی نظری در دقایق پایانی نشست با من تماس گرفتند و از این که گردانندگان فرصت بیان نظر به مخاطبان نمی دهند گله کرده و خواستند که فضا برای این کار فراهم شود. چون به لحاظ فنی حضور زنده جناب نظری ممکن نشد من به ایشان تلفن زدم و از این طریق چند دقیقه با سخنرانان و مخاطبان سخن گفتند و گلایه های خود را مطرح کردند. پس از پایان نشست نیز متنی با عنوان "گفتگو با ارتفاع برابر" منتشر کرده و افزون بر قدردانی از برگزار کنندگان نشست و امیدواری برای ادامه چنین برنامه هایی، نوشتند: "به جز ارایه زنده آقایان محمدرضا نیک نژاد و مهدوی، معلمان نماینده ای برای حضور در این گفتوگو هم ارتفاع با اساتید نداشتند و اساتید علیرغم مطالب ارزشمندشان اما آموزش و پرورش را از راه دور تحلیل می کردند. نهاد دانشگاه، مسأله های نهاد مدرسه را در فریم نظریات روانشناسانه محض و آکادمیک مینگرد و نگاه جامعه شناختی و بین رشته ای ندارد..." این بخش از سخنان آقا نظری موجب سوء تفاهم برای برخی از همکاران فرهنگی و سخنرانان شد. در این یادداشت کوتاه در پی آن هستم تا مشاهدات خودم از آغاز برنامه ریزی تا اجرای خوب آقای صادقی و خانم حبیبی پور را خدمت مخاطبان ارائه دهم.
من و همسرم در همراهی همسر و فرزند آقای بهلولی ساعت 3 و ده دقیقه به دبیرستان رسیدیم. یک ربع بعد جناب صادقی با همراهی یکی از سخنرانان آمدند. پیش از آغاز نشست همه کارهای فنی به کمک خانم مدیر و فرزندشان انجام گرفت و پس از آغاز نشست با سخنان خانم حبیبی پور، جناب صادقی، همسر آقای بهلولی و آرمان پسرش، نخستین سخنران، سخنانش را شروع و به پایان رساند. قرار بر این بود که اگر هر کدام از سخنرانان به هر دلیلی نتوانستند بموقع حاضر شوند به سرعت سخنران بعدی با هماهنگی جایگزین شود.
از 12 سخنران، خانم ملک زاده و آقایان مهدوی و فلاحی و خودم معلم بودیم و البته دکتر امیدی هم از سوی ما در نشست حضور داشت. از پیش خانم ملک زاده به خاطر فرزند دو ساله شان اعلام کردند که نمی توانند برخط (آنلاین) در نشست حضور داشته باشند و این موضوع یکی از معلمان را از حضور زنده بازداشت. در روند کار جناب فلاحی، دیگر معلم سخنران، نیز به دلایل فنی و با وجود تلاش های تیم اجرایی نتوانست حضور برخط داشته باشد و در پایان توصیه شد که ایشان هم سخنرانی خود را با فایل صوتی ضبط کرده و بفرستند؛ این رویداد دومین معلمِ سخنران را نیز از حضور زنده محروم کرد. اما سه تن دیگر یعنی آقای مهدوی، آقای امیدی و خودم توانستیم بدون مشکل بحث های مان را مطرح و به پایان برسانیم.
خانواده بهلولی و ما معلمان، مهمان آن جمع دانشگاهی بودیم و بطور طبیعی چون شمار دوستان دانشگاهی بیشتر از ما بود زمان بیشتری به آنان داده شد. از سوی دیگر زنده نبودن ارائه خانم ملک زاده و آقای فلاحی آنان را از دسترسی زنده و آنلاین و در نتیجه حضور موثر با دیگر سخنرانان و مخاطبان محروم کرده بود؛ که در این داستان بی گمان گردانندگان نشست مقصر نبودند؛ چراکه با همه تلاش های این دوستان زمینه حضور زنده برای این دو بزرگوار فراهم نشد.
اما همچنان که جناب نظری هم فرمودند این نشست با وجود اندک کاستی های سخت افزاری و نرم افزاری، می تواند زمینه گفت و گوی پداگوژیک میان دانشگاه و مدرسه را فراهم آورد. نگارنده در آغاز بحثم اشاره کردم که یک بد گمانی ریشه دار و تا اندازه ای فرهنگی در دیدِ دانشگاهیان نسبت به معلمان و معلمان نسبت به دانشگاهیان وجود دارد. قطعا چنین کارهای ارزشمندی می تواند از سطح و ژرفای این بدگمانی بکاهد و دو سوی این جریان را به یک درک مشترک برساند.
من با جناب نظری درباره نگاه از بالا به پایین بسیاری از دانشگاهیان نسبت به معلمان هم رای هستم اما در این مراسم نه چنین رفتاری را در آقای صادقی دیدم و نه در دیگر سخنرانان؛ و این حس میان من، خانم آقای بهلولی، آرمان فرزندش و همسرم مشترک بود.
ادامه یادداشت در پست بعدی👇
✍ محمدرضا نیک نژاد
۲۰ تیر ۱۴۰۰
روز پنج شنبه هفدهم تیر به همت و ابتکار دکتر علی رضا صادقی، استاد دانشگاه علامه، بزرگداشتی برای آموزگار درگذشته مهدی بهلولی برگزار شد. بنا بر شرایط کرونا بخش حضوری این نشست لغو و بناچار به شکل مجازی و در فضای ادوبی کانکت دبیرستان فرزانگان 5 انجام گرفت. پیش و در حین برنامه، قطعی برق و اینترنت نگرانی هایی را برای سخنرانان و برگزار کننده فراهم کرده بود، از این رو همسر و فرزند آقای بهلولی و من (محمدرضا نیک نژاد) در دبیرستان فرزانگان حضور پیدا کرده و از آن جا در برنامه حضور داشتیم و آن را دنبال کردیم. دوست خوبم جناب مرتضی نظری در دقایق پایانی نشست با من تماس گرفتند و از این که گردانندگان فرصت بیان نظر به مخاطبان نمی دهند گله کرده و خواستند که فضا برای این کار فراهم شود. چون به لحاظ فنی حضور زنده جناب نظری ممکن نشد من به ایشان تلفن زدم و از این طریق چند دقیقه با سخنرانان و مخاطبان سخن گفتند و گلایه های خود را مطرح کردند. پس از پایان نشست نیز متنی با عنوان "گفتگو با ارتفاع برابر" منتشر کرده و افزون بر قدردانی از برگزار کنندگان نشست و امیدواری برای ادامه چنین برنامه هایی، نوشتند: "به جز ارایه زنده آقایان محمدرضا نیک نژاد و مهدوی، معلمان نماینده ای برای حضور در این گفتوگو هم ارتفاع با اساتید نداشتند و اساتید علیرغم مطالب ارزشمندشان اما آموزش و پرورش را از راه دور تحلیل می کردند. نهاد دانشگاه، مسأله های نهاد مدرسه را در فریم نظریات روانشناسانه محض و آکادمیک مینگرد و نگاه جامعه شناختی و بین رشته ای ندارد..." این بخش از سخنان آقا نظری موجب سوء تفاهم برای برخی از همکاران فرهنگی و سخنرانان شد. در این یادداشت کوتاه در پی آن هستم تا مشاهدات خودم از آغاز برنامه ریزی تا اجرای خوب آقای صادقی و خانم حبیبی پور را خدمت مخاطبان ارائه دهم.
من و همسرم در همراهی همسر و فرزند آقای بهلولی ساعت 3 و ده دقیقه به دبیرستان رسیدیم. یک ربع بعد جناب صادقی با همراهی یکی از سخنرانان آمدند. پیش از آغاز نشست همه کارهای فنی به کمک خانم مدیر و فرزندشان انجام گرفت و پس از آغاز نشست با سخنان خانم حبیبی پور، جناب صادقی، همسر آقای بهلولی و آرمان پسرش، نخستین سخنران، سخنانش را شروع و به پایان رساند. قرار بر این بود که اگر هر کدام از سخنرانان به هر دلیلی نتوانستند بموقع حاضر شوند به سرعت سخنران بعدی با هماهنگی جایگزین شود.
از 12 سخنران، خانم ملک زاده و آقایان مهدوی و فلاحی و خودم معلم بودیم و البته دکتر امیدی هم از سوی ما در نشست حضور داشت. از پیش خانم ملک زاده به خاطر فرزند دو ساله شان اعلام کردند که نمی توانند برخط (آنلاین) در نشست حضور داشته باشند و این موضوع یکی از معلمان را از حضور زنده بازداشت. در روند کار جناب فلاحی، دیگر معلم سخنران، نیز به دلایل فنی و با وجود تلاش های تیم اجرایی نتوانست حضور برخط داشته باشد و در پایان توصیه شد که ایشان هم سخنرانی خود را با فایل صوتی ضبط کرده و بفرستند؛ این رویداد دومین معلمِ سخنران را نیز از حضور زنده محروم کرد. اما سه تن دیگر یعنی آقای مهدوی، آقای امیدی و خودم توانستیم بدون مشکل بحث های مان را مطرح و به پایان برسانیم.
خانواده بهلولی و ما معلمان، مهمان آن جمع دانشگاهی بودیم و بطور طبیعی چون شمار دوستان دانشگاهی بیشتر از ما بود زمان بیشتری به آنان داده شد. از سوی دیگر زنده نبودن ارائه خانم ملک زاده و آقای فلاحی آنان را از دسترسی زنده و آنلاین و در نتیجه حضور موثر با دیگر سخنرانان و مخاطبان محروم کرده بود؛ که در این داستان بی گمان گردانندگان نشست مقصر نبودند؛ چراکه با همه تلاش های این دوستان زمینه حضور زنده برای این دو بزرگوار فراهم نشد.
اما همچنان که جناب نظری هم فرمودند این نشست با وجود اندک کاستی های سخت افزاری و نرم افزاری، می تواند زمینه گفت و گوی پداگوژیک میان دانشگاه و مدرسه را فراهم آورد. نگارنده در آغاز بحثم اشاره کردم که یک بد گمانی ریشه دار و تا اندازه ای فرهنگی در دیدِ دانشگاهیان نسبت به معلمان و معلمان نسبت به دانشگاهیان وجود دارد. قطعا چنین کارهای ارزشمندی می تواند از سطح و ژرفای این بدگمانی بکاهد و دو سوی این جریان را به یک درک مشترک برساند.
من با جناب نظری درباره نگاه از بالا به پایین بسیاری از دانشگاهیان نسبت به معلمان هم رای هستم اما در این مراسم نه چنین رفتاری را در آقای صادقی دیدم و نه در دیگر سخنرانان؛ و این حس میان من، خانم آقای بهلولی، آرمان فرزندش و همسرم مشترک بود.
ادامه یادداشت در پست بعدی👇
🌏 تربیت و توسعه
📍گفتوگو با ارتفاع برابر ▫️نکاتی قابل تأمل از یک نشست ۵ ساعته ✍ مرتضی نظری امروز پنجشنبه ۱۷ تیر به همت دو انجمن مطالعات تطبیقی و برنامه ریزی درسی، نشستی در خور توجه برای نکوداشت معلم و کنشگر آموزشی، زنده یاد مهدی بهلولی، برگزار شد. به عنوان کسی که با دشواریهای…
ادامه مطلب:
از این ها گذشته در همان روزهای نخست درگذشت بهلولی که آقای صادقی با من تماس گرفتند و موضوع بزرگداشت را مطرح کردند با اصرار و پیگیری ایشان برای حضور پر رنگ تر فرهنگیان روبرو شدم و این برایم بسیار خرسند کننده بود و من به شخصه نگاه "مرتفعی" از ایشان ندیدم.
به هر صورت امیدوارم چنین نشست هایی ادامه یابند و "نظر" در دانشگاه را به "عمل" در مدرسه نزدیک کند و زمینه آشتی بیشتر این دو لایه مهم از آموزش کشور را فراهم کند.
همچنین امیدوارم از دل این گپ و گفت ها و نشست ها راهکارهایی برای فشار بر دستاندرکاران بیرون آید و اندک اندک شاهد بهسازی گسترده و ژرف در آموزش و پرورش کشور باشیم.
ضمن سپاس دوباره از جناب صادقی به خاطر همه زحمتهای ارزشمندشان برای این نشست وظیفه خود می دانم از تلاش های دلسوزانه جناب نظری که زمینه این گفت و شنود را فراهم کردند نیز سپاس گزاری کنم.
🌏 تربیت و توسعه | گفتوگو کنیم
@IranHumanDevelopment2
از این ها گذشته در همان روزهای نخست درگذشت بهلولی که آقای صادقی با من تماس گرفتند و موضوع بزرگداشت را مطرح کردند با اصرار و پیگیری ایشان برای حضور پر رنگ تر فرهنگیان روبرو شدم و این برایم بسیار خرسند کننده بود و من به شخصه نگاه "مرتفعی" از ایشان ندیدم.
به هر صورت امیدوارم چنین نشست هایی ادامه یابند و "نظر" در دانشگاه را به "عمل" در مدرسه نزدیک کند و زمینه آشتی بیشتر این دو لایه مهم از آموزش کشور را فراهم کند.
همچنین امیدوارم از دل این گپ و گفت ها و نشست ها راهکارهایی برای فشار بر دستاندرکاران بیرون آید و اندک اندک شاهد بهسازی گسترده و ژرف در آموزش و پرورش کشور باشیم.
ضمن سپاس دوباره از جناب صادقی به خاطر همه زحمتهای ارزشمندشان برای این نشست وظیفه خود می دانم از تلاش های دلسوزانه جناب نظری که زمینه این گفت و شنود را فراهم کردند نیز سپاس گزاری کنم.
🌏 تربیت و توسعه | گفتوگو کنیم
@IranHumanDevelopment2
📍توییت
آموزش و پرورش را با اظهارات غیرکارشناسی از سکه نیندازید آقای رئیسجمهور
🌏 تربیت و توسعه | مدرسه ایمن
@IranHumanDevelopment2
آموزش و پرورش را با اظهارات غیرکارشناسی از سکه نیندازید آقای رئیسجمهور
🌏 تربیت و توسعه | مدرسه ایمن
@IranHumanDevelopment2