🔸مرتضی نظری در اتاق فرهنگیان ایران، کلاب هاوس:
▫️آموزش و پرورش دست کم در ردیف پنج مسأله اول دولتها قرار نداشته مگر در ایام انتخابات آن هم با فرض «آموزش و پرورش به مثابه سازمان رأی». تا اینجای کار نیز هیچ یک از کاندیداها برنامه روشن و امیدبخشی برای بهبود و نوسازی «آموزش و پرورش» ارایه نکردند.
▫️نخبگان، نیروهای مؤثر اجتماعی و سیاسی و رسانه ها، آموزش و پرورش را هنوز به عنوان عاملی زیربنایی_توسعهای باور ندارند.
▫️انتصاب وزرای ضعیف، تمرکزگرایی شدید، رویکردهای آموزشی ناکارآمد، به روز نشدن سواد معلمان، تعدّد مراکز تصمیم گیری و مداخلهگر، استخدامهای غیرحرفهای، رتبه کیفیت آموزشی ایران را در بین نظامهای آموزشی جهان تنزل و اعتبار اجتماعی مدرسه را کاهش داده است.
▫️جهان پیرامون ما و جامعه ایرانی دچار تغییرات گسترده ای شده اما آموزش و پرورش به این تغییرات پاسخ و واکنش مناسبی نشان نداده و همین باعث انزوای نهاد مدرسه شده است.
▫️هسته سیاستگذاری آموزش و پرورش باید در اهداف و مأموریت های مدرسه بازنگری کند. آموزش و پرورش را نمی توان با رویکردهای کهنه اداره کرد.
🌏 تربیت و توسعه | آموزش و پرورش
@IranHumanDevelopment2
▫️آموزش و پرورش دست کم در ردیف پنج مسأله اول دولتها قرار نداشته مگر در ایام انتخابات آن هم با فرض «آموزش و پرورش به مثابه سازمان رأی». تا اینجای کار نیز هیچ یک از کاندیداها برنامه روشن و امیدبخشی برای بهبود و نوسازی «آموزش و پرورش» ارایه نکردند.
▫️نخبگان، نیروهای مؤثر اجتماعی و سیاسی و رسانه ها، آموزش و پرورش را هنوز به عنوان عاملی زیربنایی_توسعهای باور ندارند.
▫️انتصاب وزرای ضعیف، تمرکزگرایی شدید، رویکردهای آموزشی ناکارآمد، به روز نشدن سواد معلمان، تعدّد مراکز تصمیم گیری و مداخلهگر، استخدامهای غیرحرفهای، رتبه کیفیت آموزشی ایران را در بین نظامهای آموزشی جهان تنزل و اعتبار اجتماعی مدرسه را کاهش داده است.
▫️جهان پیرامون ما و جامعه ایرانی دچار تغییرات گسترده ای شده اما آموزش و پرورش به این تغییرات پاسخ و واکنش مناسبی نشان نداده و همین باعث انزوای نهاد مدرسه شده است.
▫️هسته سیاستگذاری آموزش و پرورش باید در اهداف و مأموریت های مدرسه بازنگری کند. آموزش و پرورش را نمی توان با رویکردهای کهنه اداره کرد.
🌏 تربیت و توسعه | آموزش و پرورش
@IranHumanDevelopment2
📍اعتماد مردم چه شده؟
✍#مرتضی_نظری
فعالان اردوگاه اصلاحطلب با پس زمینه «نگرانی»، دلیلِ «حفظ جمهوریت» را اقامه کردهاند تا از مردم برای تَکراری دیگر دعوت کنند.
این یادداشت فارغ از هرگونه جانبداری یا تخطئه، مواجههای انتقادی با دلایل دشواری اعتماد مردم به شعارهای اردوگاه اصلاحات است:
▫️یکم:
بعید است جامعه هدفِ مورد نظر اردوگاه اصلاحات برای تکراری دیگر، حافظه کوتاه مدت خود را از دست داده باشد و موقعیت امروز آنان را فارغ از پیوستار و کارنامه ایشان ببیند. در واقع؛ آن روزی باید نگران جمهوریت میشدند که در پاسخ به مطالبه حامیان خود برای اندکی بازنگری در سیاستهای شورای اصلاحات و جوانگرایی، کاری شد کارستان: فرزندان، خواهرزادهها و برادرزادههای جوان خود را به جای خود نشاندند.
یا آن روزی باید دلواپس جمهوریت میشدند که هر از گاهی از لابهلای توییتهای خبرنگاران مستقل، خبر انتصاب فرزندان و خویشان سببی و نسبی ایشان در شهرداریها و هولدینگها و هیأت مدیرههای شرکتهای دولتی که پیروزیاش مدیون اعتماد و تکرار مردم بود، به گوش می رسید.
▫️دوم:
عکس یادگاری مدیران رسانههای اصلاح طلب با کاندیدای جبهه مخالف خود، گواه روشن فرصت طلبی و نان به نرخ روز خوردن بود و چه قاب عکس تهوع آوری. دریوزگی برای تکه ای نان. نگویید که نباید رفتار ایشان را به حساب جریان اصلاحات گذاشت. چرا که اینها خبرنگار نبودند، مدیران رده بالای رسانههای اردوگاه اصلاح طلبان بودند و این قاب عکس، ترجمان آشفتگی درونی و رفتارهای سرمایهسوز بزرگان خود. صیانت از «جمهور»، دغدغه کسانی میتواند باشد که قبل از هرچیز صداقت در گفتار و رفتار داشته باشند و نه چرخش های بُهت آور.
جمهوریت از تلاش برای «بودن به هر قیمت» و ناراستی با مردم به خطر میافتد.
▫️سوم:
صادقانه و نه از سر طعن باید پرسید؛ آیا جبهه اصلاحات قبل از نگرانی برای از دست رفتن جمهوریت به ترکیب لوییجرگه پیر خود نگاهی انداخته؟ آیا حتی حاضر به شنیدن صدای جمهورِ جوان در حلقه ها و لایههای پایین تر مدیریتی خود شدهاند یا همان رفتارهای پدرسالارانهای که به جبهه رقیب منسوب میکنند، عملاً به نمایش گذاشتهاند؟ آیا یکبار به پرسش جامعه و خبرنگاران مستقل وقعی قائل شدند که موقعیت شغلی فرزندان و خانواده شما چیست؟ آیا متوجه تغییرات معنایی جامعه شدهاند یا همچنان، به پرسشهای تازه پاسخ کهنه میدهند و جمهور را به زعم خود تفسیر میکنند؟
▫️چهارم:
تفاوت معناداری میان نگاه به نیروهای اجتماعی و اصنافی همچون معلمان، کارگران، جوانان و زنان به مثابه «شهروندان مؤثر» و یا «سازمان رأی» وجود دارد. اینکه ما هر چهار سال یکبار به یاد این گروههای بزرگ و مؤثر بیفتیم، حاکی از نگاه ابزاری دارد تا نگاهی اصیل و حمایتگر.
چگونه باید انتظار داشت که فیالمثل زنان، جوانان، فرهنگیان و کارگران دوباره بر شعله های این تنور بدمند در حالی که گرم کردن تنوری که آب و آتش و خمیرش، مفاهیم بلندی چون آزادی، صلح و حقوق شهروندی است اما فقط برای بستگان سببی و نسبی نان پخت می کند و مردم را نظارهگر شکوه شعلههای این تنور فرض مینماید.
بپسندیم یا نپسندیم در انگاره بخش بزرگی از حامیان و همراهی کنندگان اردوگاه اصلاحات این قضاوت در حال شکلگیری است که قدرت گفتمان اصلاحطلبی و تحولخواهی، صَرفِ شکار فرصتها برای بهرهمندی بیشتر از قدرت به هر نحو شده است.
▫️پنجم:
نتیجه نمایان شدن فرصت طلبیهای عریان و رفتارهای متناقض برخی چهرههای شاخص اصلاحات که به جای دغدغه توسعه و منافع ملی، خسارت به سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است.
شاید میانگین همین رفتارهای پدرخواندهمآبانه و نادیده انگاری جامعه است که بخشی از شهروندان دیگر نمیتوانند به دغدغه یا شعار «حفظ جمهور» اعتماد کنند چون میبینند سالهاست از ذخیره اجتماعی مردم که باید برای رشد جامعه صرف میشد، صرفِ تحکیم موقعیت اقتصادی خود و فرزندان و نزدیکان شده است.
به نظر میرسد صیانت از مصادره نشدن اصلاحات به عنوان یک جریان تاریخی عمیق و تحولی، مهمتر است و البته تمایزگذاری میان آنان که اصلاحطلبی را به عنوان یک شغل و کسب خانوادگی در نظر دارند با کسانی که از طریق اصلاحات، در کنار مردم توسعه انسانی و رشد جامعه را دنبال میکنند، یک ضرورت باشد.
🌏 تربیت و توسعه | دغدغه ایران
@IranHumanDevelopment2
✍#مرتضی_نظری
فعالان اردوگاه اصلاحطلب با پس زمینه «نگرانی»، دلیلِ «حفظ جمهوریت» را اقامه کردهاند تا از مردم برای تَکراری دیگر دعوت کنند.
این یادداشت فارغ از هرگونه جانبداری یا تخطئه، مواجههای انتقادی با دلایل دشواری اعتماد مردم به شعارهای اردوگاه اصلاحات است:
▫️یکم:
بعید است جامعه هدفِ مورد نظر اردوگاه اصلاحات برای تکراری دیگر، حافظه کوتاه مدت خود را از دست داده باشد و موقعیت امروز آنان را فارغ از پیوستار و کارنامه ایشان ببیند. در واقع؛ آن روزی باید نگران جمهوریت میشدند که در پاسخ به مطالبه حامیان خود برای اندکی بازنگری در سیاستهای شورای اصلاحات و جوانگرایی، کاری شد کارستان: فرزندان، خواهرزادهها و برادرزادههای جوان خود را به جای خود نشاندند.
یا آن روزی باید دلواپس جمهوریت میشدند که هر از گاهی از لابهلای توییتهای خبرنگاران مستقل، خبر انتصاب فرزندان و خویشان سببی و نسبی ایشان در شهرداریها و هولدینگها و هیأت مدیرههای شرکتهای دولتی که پیروزیاش مدیون اعتماد و تکرار مردم بود، به گوش می رسید.
▫️دوم:
عکس یادگاری مدیران رسانههای اصلاح طلب با کاندیدای جبهه مخالف خود، گواه روشن فرصت طلبی و نان به نرخ روز خوردن بود و چه قاب عکس تهوع آوری. دریوزگی برای تکه ای نان. نگویید که نباید رفتار ایشان را به حساب جریان اصلاحات گذاشت. چرا که اینها خبرنگار نبودند، مدیران رده بالای رسانههای اردوگاه اصلاح طلبان بودند و این قاب عکس، ترجمان آشفتگی درونی و رفتارهای سرمایهسوز بزرگان خود. صیانت از «جمهور»، دغدغه کسانی میتواند باشد که قبل از هرچیز صداقت در گفتار و رفتار داشته باشند و نه چرخش های بُهت آور.
جمهوریت از تلاش برای «بودن به هر قیمت» و ناراستی با مردم به خطر میافتد.
▫️سوم:
صادقانه و نه از سر طعن باید پرسید؛ آیا جبهه اصلاحات قبل از نگرانی برای از دست رفتن جمهوریت به ترکیب لوییجرگه پیر خود نگاهی انداخته؟ آیا حتی حاضر به شنیدن صدای جمهورِ جوان در حلقه ها و لایههای پایین تر مدیریتی خود شدهاند یا همان رفتارهای پدرسالارانهای که به جبهه رقیب منسوب میکنند، عملاً به نمایش گذاشتهاند؟ آیا یکبار به پرسش جامعه و خبرنگاران مستقل وقعی قائل شدند که موقعیت شغلی فرزندان و خانواده شما چیست؟ آیا متوجه تغییرات معنایی جامعه شدهاند یا همچنان، به پرسشهای تازه پاسخ کهنه میدهند و جمهور را به زعم خود تفسیر میکنند؟
▫️چهارم:
تفاوت معناداری میان نگاه به نیروهای اجتماعی و اصنافی همچون معلمان، کارگران، جوانان و زنان به مثابه «شهروندان مؤثر» و یا «سازمان رأی» وجود دارد. اینکه ما هر چهار سال یکبار به یاد این گروههای بزرگ و مؤثر بیفتیم، حاکی از نگاه ابزاری دارد تا نگاهی اصیل و حمایتگر.
چگونه باید انتظار داشت که فیالمثل زنان، جوانان، فرهنگیان و کارگران دوباره بر شعله های این تنور بدمند در حالی که گرم کردن تنوری که آب و آتش و خمیرش، مفاهیم بلندی چون آزادی، صلح و حقوق شهروندی است اما فقط برای بستگان سببی و نسبی نان پخت می کند و مردم را نظارهگر شکوه شعلههای این تنور فرض مینماید.
بپسندیم یا نپسندیم در انگاره بخش بزرگی از حامیان و همراهی کنندگان اردوگاه اصلاحات این قضاوت در حال شکلگیری است که قدرت گفتمان اصلاحطلبی و تحولخواهی، صَرفِ شکار فرصتها برای بهرهمندی بیشتر از قدرت به هر نحو شده است.
▫️پنجم:
نتیجه نمایان شدن فرصت طلبیهای عریان و رفتارهای متناقض برخی چهرههای شاخص اصلاحات که به جای دغدغه توسعه و منافع ملی، خسارت به سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است.
شاید میانگین همین رفتارهای پدرخواندهمآبانه و نادیده انگاری جامعه است که بخشی از شهروندان دیگر نمیتوانند به دغدغه یا شعار «حفظ جمهور» اعتماد کنند چون میبینند سالهاست از ذخیره اجتماعی مردم که باید برای رشد جامعه صرف میشد، صرفِ تحکیم موقعیت اقتصادی خود و فرزندان و نزدیکان شده است.
به نظر میرسد صیانت از مصادره نشدن اصلاحات به عنوان یک جریان تاریخی عمیق و تحولی، مهمتر است و البته تمایزگذاری میان آنان که اصلاحطلبی را به عنوان یک شغل و کسب خانوادگی در نظر دارند با کسانی که از طریق اصلاحات، در کنار مردم توسعه انسانی و رشد جامعه را دنبال میکنند، یک ضرورت باشد.
🌏 تربیت و توسعه | دغدغه ایران
@IranHumanDevelopment2
◾️تلنگر
آداب نشستن مقامات در جمع و همدلی با افراد سوگوار را تا یک حدی روابط عمومیها و مشاوران می توانند یادشان بدهند اما از یک جایی به بعد به میزان شعور، تربیت خانوادگی و آموزش های قبل از انتصاب بستگی دارد. وظیفهشناسی و پاسخگویی که بماند!
#ریحانه_یاسینی
#مهشاد_کریمی
https://twitter.com/M_Nazari_Edu
🌏 تربیت و توسعه | اسبابِ بزرگی
@IranHumanDevelopment2
آداب نشستن مقامات در جمع و همدلی با افراد سوگوار را تا یک حدی روابط عمومیها و مشاوران می توانند یادشان بدهند اما از یک جایی به بعد به میزان شعور، تربیت خانوادگی و آموزش های قبل از انتصاب بستگی دارد. وظیفهشناسی و پاسخگویی که بماند!
#ریحانه_یاسینی
#مهشاد_کریمی
https://twitter.com/M_Nazari_Edu
🌏 تربیت و توسعه | اسبابِ بزرگی
@IranHumanDevelopment2
📍مهمتر از انتخاب وزیر/ ۱
✍مرتضی نظری
سیاست گذاری های آموزشی ناکارآمد، دسترسی خانوادهها به آموزش با کیفیت و فرصت های برابر را طبقاتی کرده. آموزشِ رسمی به کاهش فقر منجر نمی شود و با افزایش مدت تحصیل، ناتوانی های مهارتی و ذهنی فراگیران افزایش می یابد. به این شکل، مدارس، بخشی از چرخه تولید فقر و ناتوان پروری میشوند.
🌏 تربیت و توسعه | فرصتهای برابر
@IranHumanDevelopment2
✍مرتضی نظری
سیاست گذاری های آموزشی ناکارآمد، دسترسی خانوادهها به آموزش با کیفیت و فرصت های برابر را طبقاتی کرده. آموزشِ رسمی به کاهش فقر منجر نمی شود و با افزایش مدت تحصیل، ناتوانی های مهارتی و ذهنی فراگیران افزایش می یابد. به این شکل، مدارس، بخشی از چرخه تولید فقر و ناتوان پروری میشوند.
🌏 تربیت و توسعه | فرصتهای برابر
@IranHumanDevelopment2
📍مهمتر از انتخاب وزیر/ ۲
چند چهره خاص بیش از سی ساله شریان سیاستگذاری آموزش و پرورش را در اختیار گرفتند هیچ گاه بازنشسته نمیشوند در همه دولتها ابلاغ میگیرند و به هیچ جا پاسخگو نیستند. هیأت امنای شورای عالی آپ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، صندوق ذخیره و دانشگاه فرهنگیان و ... را بنگرید!
🌏تربیت و توسعه|شفافیتوپاسخگویی
@IranHumanDevelopment2
چند چهره خاص بیش از سی ساله شریان سیاستگذاری آموزش و پرورش را در اختیار گرفتند هیچ گاه بازنشسته نمیشوند در همه دولتها ابلاغ میگیرند و به هیچ جا پاسخگو نیستند. هیأت امنای شورای عالی آپ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، صندوق ذخیره و دانشگاه فرهنگیان و ... را بنگرید!
🌏تربیت و توسعه|شفافیتوپاسخگویی
@IranHumanDevelopment2
📍مهمتر از انتخاب وزیر/ ۳
✍ مرتضی نظری
تغییر وزیر، کارِ گل درشت دولتها برای آموزش و پرورش بوده اما کیفیت آموزش هر سال اُفت کرده.
ریلگذاریِ آموزشی که غلط باشد، تغییر لوکوموتیوران و نظافت واگنها چاره کار نیست. با راه حلهای قدیمی نمیشود به پرسشهای جدید پاسخ داد.
مسأله اصلی آموزش و پرورش چیست؟
🌏 تربیت و توسعه | نقد نهاد مدرسه
@IranHumanDevelopment2
✍ مرتضی نظری
تغییر وزیر، کارِ گل درشت دولتها برای آموزش و پرورش بوده اما کیفیت آموزش هر سال اُفت کرده.
ریلگذاریِ آموزشی که غلط باشد، تغییر لوکوموتیوران و نظافت واگنها چاره کار نیست. با راه حلهای قدیمی نمیشود به پرسشهای جدید پاسخ داد.
مسأله اصلی آموزش و پرورش چیست؟
🌏 تربیت و توسعه | نقد نهاد مدرسه
@IranHumanDevelopment2
✅ بژی کوردستان
هر بژی ایران
هشتم تیر، سالگرد بمباران شیمیایی سردشت
یاد هموطنان کرد جان باخته گرامی،
ایران سربلند
🌏 تربیت و توسعه | ایران وطن ما
@IranHumanDevelopment2
هر بژی ایران
هشتم تیر، سالگرد بمباران شیمیایی سردشت
یاد هموطنان کرد جان باخته گرامی،
ایران سربلند
🌏 تربیت و توسعه | ایران وطن ما
@IranHumanDevelopment2
📍مهمتر از انتخاب وزیر/ ۴
✍ مرتضی نظری
گزینههای احتمالی وزارت در حالی داغ میشود که کارشناسان ابرچالشهای آموزشوپرورش را تمرکزگرایی، رقابتگرایی، کمیگرایی، جداسازی (=براساس بهره هوشی) میدانند.
تشخیص نادرست بیماری یعنی تجویز داروی اشتباه و وخامت بیشتر تنِ رنجور
نتیجه:
بدون تغییر سیاستها از آمد و رفت افراد آبی گرم نمیشود
🌏 تربیت و توسعه | سیاستگذاری
@IranHumanDevelopment2
✍ مرتضی نظری
گزینههای احتمالی وزارت در حالی داغ میشود که کارشناسان ابرچالشهای آموزشوپرورش را تمرکزگرایی، رقابتگرایی، کمیگرایی، جداسازی (=براساس بهره هوشی) میدانند.
تشخیص نادرست بیماری یعنی تجویز داروی اشتباه و وخامت بیشتر تنِ رنجور
نتیجه:
بدون تغییر سیاستها از آمد و رفت افراد آبی گرم نمیشود
🌏 تربیت و توسعه | سیاستگذاری
@IranHumanDevelopment2
📍رویداد ویژه
به مناسبت چهلمین روز درگذشت معلم و کنشگر آموزش و پرورش، مرحوم "مهدی بهلولی"
انجمن مطالعات برنامه درسی و انجمن مطالعات تطبیقی آ. پ با همکاری گروه مطالعات آموزشی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند:
نشست های تخصصی
۱) معلم و کنشگری
۲) عدالت آموزشی
با حضور و سخنرانی
تعدادی از استادان و معلمان کنشگر حوزه آموزش و پرورش
پنج شنبه ۱۷ تیر - ساعت ۱۶ تا ۲۰
مکان: سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی
پخش همزمان برنامه در اتاق مجازی و سایر شبکه های اجتماعی
@amoozeshvaandishe
@cacpc
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
به مناسبت چهلمین روز درگذشت معلم و کنشگر آموزش و پرورش، مرحوم "مهدی بهلولی"
انجمن مطالعات برنامه درسی و انجمن مطالعات تطبیقی آ. پ با همکاری گروه مطالعات آموزشی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند:
نشست های تخصصی
۱) معلم و کنشگری
۲) عدالت آموزشی
با حضور و سخنرانی
تعدادی از استادان و معلمان کنشگر حوزه آموزش و پرورش
پنج شنبه ۱۷ تیر - ساعت ۱۶ تا ۲۰
مکان: سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی
پخش همزمان برنامه در اتاق مجازی و سایر شبکه های اجتماعی
@amoozeshvaandishe
@cacpc
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
📍چه آیندهای برای مدرسه قابل تصور است و آیا آموزش در خانه (Homeschooling) میتواند به عنوان یکی از گزینههای آموزش در قرن جدید باشد؟
✍ الهام یوسفی
دانشجوی دکتری علوم تربیتی
از مطالعاتی که در حوزه هوم اسکولینگ در کتاب اخیرم با عنوان «آنسوی دیوار مدرسه: درآمدی بر آموزش در خانه» و نیز مطالعاتی که در زمینه آیندهنگاری تعلیم و تربیت داشتهام، بهره میگیرم و نکاتی به اختصار بیان میکنم:
هوم اسکولینگ یا آموزش در خانه شکلی از آموزش و پرورش جایگزین (Alternative education) است که در بسیاری از کشورهای دنیا نظیر آمریکا، کانادا، انگلستان و استرالیا رواج دارد. در ایران برخی خانوادهها در سالهای اخیر به این رویکرد روی آوردهاند، اما به علت غیرقانونی بودن و رسمیت نیافتن آن اطلاعات دقیقی درباره تعداد خانوادههای استفاده کننده از این شیوه در دست نیست. با این حال، بر اساس شواهد و روندهای موجود پیشبینی میشود آموزش در خانه یکی از گزینههای آموزشی آینده باشد و سهم قابل توجهی را به خود اختصاص دهد.
پیشفرض آموزش در خانه این است که تعلیم و تربیت الزاماً به معنای فرستادن کودکان به مدرسه نیست و لذا میتوان آموزش را به نحو مطلوبی در محیطی غیر از مدرسه نیز فراهم ساخت. در واقع هدف عمده خانوادهها این است که برنامه درسی را شخصیسازی نموده و هدایت یادگیری کودک خود را در دست گیرند.
از جمله عوامل و روندهای مهمی که میتوان به عنوان پیشران گرایش به آموزش در خانه و سایر اشکال نوین آموزشی در آینده برشمرد عبارتند از:
▫️روندهای فناورانه
گسترش فزاینده فناوریهای دیجیتال موجب دسترسی به حجم وسیع اطلاعات و منابع گوناگون یادگیری در هر زمان و مکان شده است که خانوادهها و کودکان میتوانند از آنها استفاده نمایند. در واقع، دیگر اطلاعات و دانش به گروه خاصی از افراد جامعه و به کتابهای درسی منحصر نیست و در دسترس همگان قرار دارد.
▫️روند گسترش یادگیریهای غیررسمی
حجم گسترده محتوایی که در محیط اینترنت و رسانههای اجتماعی تولید و به اشتراک گذاشته می شود، موجب شکلگیری یادگیریهای غیررسمی (ورای برنامه درسی رسمی مدارس) شده است و چه بسا سهم و تاثیرگذاری آن بر زندگی کودکان بیش از یادگیریهای رسمی باشد.
▫️کمرنگ شدن نقش آموزش رسمی
ناکارامدی نظام آموزشی در تربیت افراد توانمند و پرورش طبقهای از «متخصصان نابلد» موجب خواهد شد که ارزش و اعتبار مدرک تحصیلی (آموزش رسمی) به تدریج تضعیف شود و در عوض بر تولید دانش در بافتهای اصیل و واقعی و حرکت از دانش محوری به مهارتآموزی تأکید گردد.
▫️افزایش نرخ آموزش عالی
افزایش والدین تحصیلکرده و ارتقای سطح سواد و آگاهی خانوادهها نیز در گرایش به رویکردهای نوین آموزشی موثر خواهد بود.
▫️افزایش سطح انتظارات از مدارس
در دو دهه آینده بسیاری از مشاغلی که امروز میشناسیم دیگر وجود ندارند و چالش نظام آموزشی آماده کردن کودکان برای مشاغلی است که هنوز پدید نیامدهاند! بنابراین، در کنار افزایش سطح آگاهی عمومی، عواملی نظیر روند فزاینده بیکاری و جایگزینی نیروی انسانی با ماشین (هوش مصنوعی)، وابستگی مشاغل آینده به اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و کلان دادهها موجب خواهد شد که بسیاری از خانوادهها و گروههای اجتماعی به ویژه بازار کار خواهان بازنگری مدارس در رویکردها و شیوههای سنتی باشند و یا شیوههای جایگزین آموزش رسمی را برگزینند.
▫️افزایش توجه به حقوق و نیازهای کودکان
در سالهای اخیر، توجه به کودکان، نیازها و حقوق ویژه آنها به عنوان گروهی بسیار مهم و اثرگذار در توسعه جوامع موجب تقاضا برای رویکردهای آموزشی کودکمحور و شخصیسازی یادگیری شده است.
مجموعه این عوامل و سایر عوامل موثر، ما را به این نتیجه میرساند که مدرسه به عنوان یک نهاد و مکان صرفاً فیزیکی در آینده مطرح نخواهد بود و برای ادامه بقا ناگزیر است معنا و مفهوم جدیدی از خود را که در ساختارها و رویکردهای آموزشی و تربیتی بازتاب مییابد، عرضه نماید. در چارچوب این معنای جدید از مدرسه مفاهیمی نظیر یادگیرنده، معلم، مدیر و ارزشیابی دگرگون شده و نقشهای جدیدی را میپذیرند.
برخی از مفاهیمی که درباره مدارس آینده ارائه شدهاند، عبارتند از:
مدرسه بدون دیوار، آموزش و پرورش دیجیتالی، مدرسه بدون کاغذ، مدرسه بدون نمره و امتحان، شهر یادگیرنده، شبکهای شدن مدارس، مدارس راهبر و جهانی، یادگیریزدایی.
سخنم را با جملاتی از چارلز هندی به پایان می برم: «دنیایی که والدین ما میشناختند همان دنیایی نیست که ما امروز در آن زندگی میکنیم. دنیای ما راهنمای مطمئنی برای شیوههای زیستن، عشق ورزیدن و کار کردن فرزندانمان نیست. ما در عصر سنتگریزی زندگی میکنیم؛ عصری که اغلب مفروضات را میتوان به گونهای مشروع به چالش کشید».
🔺منبع: کانال کافه خرد
@cafekheradiranian
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
✍ الهام یوسفی
دانشجوی دکتری علوم تربیتی
از مطالعاتی که در حوزه هوم اسکولینگ در کتاب اخیرم با عنوان «آنسوی دیوار مدرسه: درآمدی بر آموزش در خانه» و نیز مطالعاتی که در زمینه آیندهنگاری تعلیم و تربیت داشتهام، بهره میگیرم و نکاتی به اختصار بیان میکنم:
هوم اسکولینگ یا آموزش در خانه شکلی از آموزش و پرورش جایگزین (Alternative education) است که در بسیاری از کشورهای دنیا نظیر آمریکا، کانادا، انگلستان و استرالیا رواج دارد. در ایران برخی خانوادهها در سالهای اخیر به این رویکرد روی آوردهاند، اما به علت غیرقانونی بودن و رسمیت نیافتن آن اطلاعات دقیقی درباره تعداد خانوادههای استفاده کننده از این شیوه در دست نیست. با این حال، بر اساس شواهد و روندهای موجود پیشبینی میشود آموزش در خانه یکی از گزینههای آموزشی آینده باشد و سهم قابل توجهی را به خود اختصاص دهد.
پیشفرض آموزش در خانه این است که تعلیم و تربیت الزاماً به معنای فرستادن کودکان به مدرسه نیست و لذا میتوان آموزش را به نحو مطلوبی در محیطی غیر از مدرسه نیز فراهم ساخت. در واقع هدف عمده خانوادهها این است که برنامه درسی را شخصیسازی نموده و هدایت یادگیری کودک خود را در دست گیرند.
از جمله عوامل و روندهای مهمی که میتوان به عنوان پیشران گرایش به آموزش در خانه و سایر اشکال نوین آموزشی در آینده برشمرد عبارتند از:
▫️روندهای فناورانه
گسترش فزاینده فناوریهای دیجیتال موجب دسترسی به حجم وسیع اطلاعات و منابع گوناگون یادگیری در هر زمان و مکان شده است که خانوادهها و کودکان میتوانند از آنها استفاده نمایند. در واقع، دیگر اطلاعات و دانش به گروه خاصی از افراد جامعه و به کتابهای درسی منحصر نیست و در دسترس همگان قرار دارد.
▫️روند گسترش یادگیریهای غیررسمی
حجم گسترده محتوایی که در محیط اینترنت و رسانههای اجتماعی تولید و به اشتراک گذاشته می شود، موجب شکلگیری یادگیریهای غیررسمی (ورای برنامه درسی رسمی مدارس) شده است و چه بسا سهم و تاثیرگذاری آن بر زندگی کودکان بیش از یادگیریهای رسمی باشد.
▫️کمرنگ شدن نقش آموزش رسمی
ناکارامدی نظام آموزشی در تربیت افراد توانمند و پرورش طبقهای از «متخصصان نابلد» موجب خواهد شد که ارزش و اعتبار مدرک تحصیلی (آموزش رسمی) به تدریج تضعیف شود و در عوض بر تولید دانش در بافتهای اصیل و واقعی و حرکت از دانش محوری به مهارتآموزی تأکید گردد.
▫️افزایش نرخ آموزش عالی
افزایش والدین تحصیلکرده و ارتقای سطح سواد و آگاهی خانوادهها نیز در گرایش به رویکردهای نوین آموزشی موثر خواهد بود.
▫️افزایش سطح انتظارات از مدارس
در دو دهه آینده بسیاری از مشاغلی که امروز میشناسیم دیگر وجود ندارند و چالش نظام آموزشی آماده کردن کودکان برای مشاغلی است که هنوز پدید نیامدهاند! بنابراین، در کنار افزایش سطح آگاهی عمومی، عواملی نظیر روند فزاینده بیکاری و جایگزینی نیروی انسانی با ماشین (هوش مصنوعی)، وابستگی مشاغل آینده به اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و کلان دادهها موجب خواهد شد که بسیاری از خانوادهها و گروههای اجتماعی به ویژه بازار کار خواهان بازنگری مدارس در رویکردها و شیوههای سنتی باشند و یا شیوههای جایگزین آموزش رسمی را برگزینند.
▫️افزایش توجه به حقوق و نیازهای کودکان
در سالهای اخیر، توجه به کودکان، نیازها و حقوق ویژه آنها به عنوان گروهی بسیار مهم و اثرگذار در توسعه جوامع موجب تقاضا برای رویکردهای آموزشی کودکمحور و شخصیسازی یادگیری شده است.
مجموعه این عوامل و سایر عوامل موثر، ما را به این نتیجه میرساند که مدرسه به عنوان یک نهاد و مکان صرفاً فیزیکی در آینده مطرح نخواهد بود و برای ادامه بقا ناگزیر است معنا و مفهوم جدیدی از خود را که در ساختارها و رویکردهای آموزشی و تربیتی بازتاب مییابد، عرضه نماید. در چارچوب این معنای جدید از مدرسه مفاهیمی نظیر یادگیرنده، معلم، مدیر و ارزشیابی دگرگون شده و نقشهای جدیدی را میپذیرند.
برخی از مفاهیمی که درباره مدارس آینده ارائه شدهاند، عبارتند از:
مدرسه بدون دیوار، آموزش و پرورش دیجیتالی، مدرسه بدون کاغذ، مدرسه بدون نمره و امتحان، شهر یادگیرنده، شبکهای شدن مدارس، مدارس راهبر و جهانی، یادگیریزدایی.
سخنم را با جملاتی از چارلز هندی به پایان می برم: «دنیایی که والدین ما میشناختند همان دنیایی نیست که ما امروز در آن زندگی میکنیم. دنیای ما راهنمای مطمئنی برای شیوههای زیستن، عشق ورزیدن و کار کردن فرزندانمان نیست. ما در عصر سنتگریزی زندگی میکنیم؛ عصری که اغلب مفروضات را میتوان به گونهای مشروع به چالش کشید».
🔺منبع: کانال کافه خرد
@cafekheradiranian
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
📍بزرگ پنداریِ مقام وزارت، رفتاری ضدّ تحوّل
✍ مرتضی نظری*
تقریباً عموم باورمندان به تغییرِ وضع موجود نظام آموزشی در یک موضوع اشتراک نظر دارند: "تمرکززدایی"
به عبارتی؛ کاستن از فربهیِ ستاد آموزش و پرورش و تفویضِ اختیار، استقلال و اصالت بیشتر برای فرآیندهای درون مدرسه.
اما در فعالیت های یک ماه گذشته به ویژه پس از انتخابات، شاهدیم که در کنشگری های رسانه ای، جایگاه و وزنِ وزیرِ مطلوب را به قدری بزرگ، فربه و در قامتِ قهرمانی می بینیم که گویی بِسامان شدن اوضاع تعلیم و تربیت تماماً به آمدن "او" بستگی دارد!
این "بزرگ پنداریِ نقشِ وزیر" اگر منطقی سازی و کنترل نشود، ناخواسته به تثبیتِ تمرکزگرایی می انجامد.
بزرگ پنداریِ شخص در مدیریت، خصیصه جوامع جهان سومی و رفتاری ضدّ توسعه است.
آموزش و پرورش وزیر مقتدر و بزرگ می خواهد اما در چارچوبِ ساختارِ سلسله مراتبیِ حداقلی.
دوره ساختارهای عمودی در مدیریت به سرآمده. حتی واژه وزیر و مدیر و رئیس جای خود را به "رهبریِ آموزشی" داده.
مراقب واژه ها باشیم. گاهی منتقدانِ نظام آموزشی ناخواسته به طرزی آرمانگرایانه آنچنان بر هیمنه شخص وزیر می دمند که نمی دانند یکی از موانعِ تحول در همین تصور است.
📍نکته!
تعداد کارکنان ستاد مرکزی آموزش و پرورش در کشورهای توسعه یافته بعضاً به ۱۰۰ نفر نمی رسد و کسی دنبال وزیر راه نمی افتد برای گرفتن عکس سلفی.
🔺پانوشت:
*این یادداشت ۴ سال پیش در چنین روزهایی منتشر شده است.
🌏تربیت و توسعه| نقد سیاستگذاری آموزشی
@IranHumanDevelopment2
✍ مرتضی نظری*
تقریباً عموم باورمندان به تغییرِ وضع موجود نظام آموزشی در یک موضوع اشتراک نظر دارند: "تمرکززدایی"
به عبارتی؛ کاستن از فربهیِ ستاد آموزش و پرورش و تفویضِ اختیار، استقلال و اصالت بیشتر برای فرآیندهای درون مدرسه.
اما در فعالیت های یک ماه گذشته به ویژه پس از انتخابات، شاهدیم که در کنشگری های رسانه ای، جایگاه و وزنِ وزیرِ مطلوب را به قدری بزرگ، فربه و در قامتِ قهرمانی می بینیم که گویی بِسامان شدن اوضاع تعلیم و تربیت تماماً به آمدن "او" بستگی دارد!
این "بزرگ پنداریِ نقشِ وزیر" اگر منطقی سازی و کنترل نشود، ناخواسته به تثبیتِ تمرکزگرایی می انجامد.
بزرگ پنداریِ شخص در مدیریت، خصیصه جوامع جهان سومی و رفتاری ضدّ توسعه است.
آموزش و پرورش وزیر مقتدر و بزرگ می خواهد اما در چارچوبِ ساختارِ سلسله مراتبیِ حداقلی.
دوره ساختارهای عمودی در مدیریت به سرآمده. حتی واژه وزیر و مدیر و رئیس جای خود را به "رهبریِ آموزشی" داده.
مراقب واژه ها باشیم. گاهی منتقدانِ نظام آموزشی ناخواسته به طرزی آرمانگرایانه آنچنان بر هیمنه شخص وزیر می دمند که نمی دانند یکی از موانعِ تحول در همین تصور است.
📍نکته!
تعداد کارکنان ستاد مرکزی آموزش و پرورش در کشورهای توسعه یافته بعضاً به ۱۰۰ نفر نمی رسد و کسی دنبال وزیر راه نمی افتد برای گرفتن عکس سلفی.
🔺پانوشت:
*این یادداشت ۴ سال پیش در چنین روزهایی منتشر شده است.
🌏تربیت و توسعه| نقد سیاستگذاری آموزشی
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه pinned «📍بزرگ پنداریِ مقام وزارت، رفتاری ضدّ تحوّل ✍ مرتضی نظری* تقریباً عموم باورمندان به تغییرِ وضع موجود نظام آموزشی در یک موضوع اشتراک نظر دارند: "تمرکززدایی" به عبارتی؛ کاستن از فربهیِ ستاد آموزش و پرورش و تفویضِ اختیار، استقلال و اصالت بیشتر برای فرآیندهای…»
📍فوری/ ویژه/ لطفا بازنشر
#باهم_نفس_بکشیم
📣 فراخوان کمک به تأمین تجهیزات بیمارستانی و لوازم بهداشتی بیمارستانهای سراون در استان سیستان و بلوچستان
با توجه به شیوع بسیار بالای کرونا در سیستان و بلوچستان، #مهرگیتی وظیفه کمکرسانی به شهرستان سراوان در این استان را برعهده گرفته است.
🔴 بر اساس اخبار، ۸۰ درصد بیماران مراجعه کننده به بیمارستان رازی سراوان علائم بیماری کرونا را دارند.
برای کمک به هموطنان عزیزمان با ما همراه شوید...
شماره حساب: 2-28282000-819-815
شماره کارت : 6219861025199521
شماره شبا: IR400560081581928282000002
بانک سامان به نام #موسسه_خیریه_مهرگیتی
@mehrgitinews
🌏تربیت و توسعه | سیستان و بلوچستان
@IranHumanDevelopment2
#باهم_نفس_بکشیم
📣 فراخوان کمک به تأمین تجهیزات بیمارستانی و لوازم بهداشتی بیمارستانهای سراون در استان سیستان و بلوچستان
با توجه به شیوع بسیار بالای کرونا در سیستان و بلوچستان، #مهرگیتی وظیفه کمکرسانی به شهرستان سراوان در این استان را برعهده گرفته است.
🔴 بر اساس اخبار، ۸۰ درصد بیماران مراجعه کننده به بیمارستان رازی سراوان علائم بیماری کرونا را دارند.
برای کمک به هموطنان عزیزمان با ما همراه شوید...
شماره حساب: 2-28282000-819-815
شماره کارت : 6219861025199521
شماره شبا: IR400560081581928282000002
بانک سامان به نام #موسسه_خیریه_مهرگیتی
@mehrgitinews
🌏تربیت و توسعه | سیستان و بلوچستان
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
📍فوری/ ویژه/ لطفا بازنشر #باهم_نفس_بکشیم 📣 فراخوان کمک به تأمین تجهیزات بیمارستانی و لوازم بهداشتی بیمارستانهای سراون در استان سیستان و بلوچستان با توجه به شیوع بسیار بالای کرونا در سیستان و بلوچستان، #مهرگیتی وظیفه کمکرسانی به شهرستان سراوان در این…
🔻از مدیران و فعالان رسانه ای و فرهنگی محترم خواهشمندم مؤسسات معتبر کمکرسان در زمینه بهداشت و تجهیزات مربوط برای ارسال به استان سیستان و بلوچستان را معرفی کنند.
موسسه #مهرگیتی از جمله موسسات بسیار خوشنام، فعال و معتبر و مطمئن در حوزه جنوب شرق کشور است.
شرایط هموطنان این استان خوب نیست از هر گونه کمک ممکن از طریق موسسات معتبر، قانونی و مطمئن دریغ نورزیم و دیگر هموطنان را مطلع کنیم.
#ایران
#سیستان_و_بلوچستان
🌏 تربیت و توسعه | سیستان و بلوچستان
@IranHumanDevelopment2
موسسه #مهرگیتی از جمله موسسات بسیار خوشنام، فعال و معتبر و مطمئن در حوزه جنوب شرق کشور است.
شرایط هموطنان این استان خوب نیست از هر گونه کمک ممکن از طریق موسسات معتبر، قانونی و مطمئن دریغ نورزیم و دیگر هموطنان را مطلع کنیم.
#ایران
#سیستان_و_بلوچستان
🌏 تربیت و توسعه | سیستان و بلوچستان
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه pinned «📍بزرگ پنداریِ مقام وزارت، رفتاری ضدّ تحوّل ✍ مرتضی نظری* تقریباً عموم باورمندان به تغییرِ وضع موجود نظام آموزشی در یک موضوع اشتراک نظر دارند: "تمرکززدایی" به عبارتی؛ کاستن از فربهیِ ستاد آموزش و پرورش و تفویضِ اختیار، استقلال و اصالت بیشتر برای فرآیندهای…»
راهی که بهلولی نشان داد!
✍ دکتر مجید علیپور
درگذشت نابهنگام «مهدی بهلولی» از ناگوارترین خبرهای امسال و بدون اغراق، از بزرگترین خسارت ها به نظام تعلیم و تربیت کشور بود. «بهلولی» معلمِ نویسنده ای که در سال های اخیر به همراهی دوست دیرینش «محمدرضا نیک نژاد» در پی به راه انداختن نهضتی از حضور معلمان صاحب قلم و توانا بودند بلکه بتوانند با حضور موثر در رسانه های گروهی، «آموزش و پرورش» را به یکی از اولویت ها و مطالبات عمومی جامعه تبدیل کنند.
هرچند برخوردهای سخت با فعالان صنفی و امنیتی کردن تجمعات اعتراضی، در تصمیم پاره ای از فرهنگیان برای در پیش گرفتن این رویه بی تاثیر نبود؛ اما تردید نمی توان کرد که روایت معلمان از درون مدرسه با توجه به تجربه زیسته آنها و رابطه نسبتا برابر و بلاواسطه ای که با دانش آموزان، همکاران و اولیا دارند؛ تفاوتی ماهوی با گزارش های اداری دارد که متاثر از فیلترها و قوانین نانوشته و با محاسبه هزینه و فایده مسئولان هر بخش به دست مقامات ارشد می رسد.
ناگفته نماند که سال هاست انحراف «پژوهش» از مسایل محوری جامعه، به نوعی تبدیل به بخشی از مناسک دانشگاهی ما شده است. پژوهش هایی که بیش از آنکه دغدغه مسایل مبتلابه جامعه را داشته باشند، صرفا به یک وظیفه شغلی و اداری برای دانشجو / پژوهشگر تبدیل شده اند که وی را موظف می کند مسالۀ ادعایی را در یک فرمت / اسلوب / چارچوب قرار داده و یافته های ادعایی را برای کسب نمره در آن جای دهد. ادعا بر این نیست که چارچوب مند کردن پژوهش آن روش نادرستی است و یا برای گریز از آسیب ذکر شده لازم است استانداردهای شناخته شده برای اندازه گیری و سنجش پذیر کردن پژوهش های کیفی را ترک کنیم؛ بلکه صرفا اشاره ای است به معضل «اداری شدن پژوهش» که بیش از آنکه دغدغه کشف و نشان دادن مسایل مبتلابه جامعه را داشته باشد، در بند رعایت آداب و مناسکی است که داوران (صاحب کار) را قانع کند، دانشجو موفق به انجام «پژوهش» شده است.
«اداری شدن پژوهش» بلایی است که در نهادهای دولتی و عمومی هم به شدت رواج دارد. کارمندانی که «کار» را می قاپند و با توجه به مهارتی که در به انجام رساندن چنین به اصطلاح پژوهش هایی دارند، در کمترین زمان ممکن، کار را تحویل کارفرما می دهند. بیراه نیست اگر چنین پژوهش هایی را به هنر گوبلن دوزی و سری دوزی در خیاطی تشبیه کنیم. طرح و اسلوب از قبل آماده است؛ کافی است عدد و رقم را (واقعی یا فرضی) به دست آوریم و در کمتر از چند ساعت خروجی را تحویل صاحب کار دهیم! بدیهی است که حاصل چنین به ظاهر پژوهش هایی هم همانند محتوایشان، صرفا مشتی عدد و رقم و تعدادی جدول و گراف است که روسای سازمان در جلسات دورهمی، به مدیرانی از جنس خود، نشان دهند و همزمان با تماشای چند صفحه پاورپوینت، چای و میوه شان را صرف کنند.
طرح های پژوهشی که در آموزش و پرورش اجرا می شود فرق چندانی با روالی که گفته شد ندارد. سالهاست که پژوهشکده های تعلیم و تربیت همچون طرح های «معلم پژوهنده» بی خاصیت شده اند و دلمشغولی اصلی آنها انجام به ظاهر پژوهش هایی است که عملا چیزی جز ردیف کردن مشتی عدد و رقم و تکرار تعدادی جملات کلیشه ای نیست. هدف مصرف یا به عبارت بهتر تقسیم کردن بودجه ای است که هرساله تخصیص داده می شود تا به زعم خود چراغ پژوهش را در سازمان روشن نگهدارند!
کافیست نگاهی به فهرست «پژوهش»های صورت گرفته در پژوهشکده های تعلیم و تربیت در طی چندسال بیاندازیم و نام های مشترک و محتواهای مشترک و … را استخراج کنیم تا دریابیم چگونه عده ای که مهارتی تام و تمام در قبول کنتراتی* پروژه ها یافته اند، سالهاست میهمان این بخش از سفره اعتبارات اندک آموزش و پرورش هستند و در کارِ تولید انبوه «پژوهش»هایی که مصداق دقیقی است بر مثل «آفتابه لگن هفت دست؛ شام و ناهار هیچی»!
اما راهی که بهلولی در آن قدم گذاشت، به کلی متفاوت از این بازی های بی مایه تحت لوای «پژوهش» در مدارس و ادارات است. نوشتن پیرامون مسایل مبتلابه نظام آموزش و پرورش با تمرکز بر مسایل معلمان و دانش آموزان، به دور از چشم داشت به اعتبارات تخصیص یافته و یا تقدیرنامه هایی که صرفا امتیازی برای ارزشیابی های اداری و شغلی محسوب می شوند.
چندی پیش «محمد داوری» سخنگوی سازمان معلمان ایران و از دیگر معلمان صاحب قلم و فعالان رسانه ای جامعه معلمان، در سخنانی بر مزار زنده یاد «مهدی بهلولی»؛ ضمن درخواست نامگذاری یکی از مدارس و خیابان های زادگاه این معلم شریف به نام او، پیشنهاد برگزاری مراسم سالانه تقدیر از معلمان اهل قلم و خبرنگارانی را داد که ( فارغ از هر گرایش فکری و سیاسی) هدف اصلیشان از نوشتن، برانگیختن افکار عمومی نسبت به مسایل آموزش و پرورش است و نه ناخنک زدن به اعتبارات مصوب یا انتظار برای دریافت تقدیرنامه از فلان مسئول اداره 👇👇
✍ دکتر مجید علیپور
درگذشت نابهنگام «مهدی بهلولی» از ناگوارترین خبرهای امسال و بدون اغراق، از بزرگترین خسارت ها به نظام تعلیم و تربیت کشور بود. «بهلولی» معلمِ نویسنده ای که در سال های اخیر به همراهی دوست دیرینش «محمدرضا نیک نژاد» در پی به راه انداختن نهضتی از حضور معلمان صاحب قلم و توانا بودند بلکه بتوانند با حضور موثر در رسانه های گروهی، «آموزش و پرورش» را به یکی از اولویت ها و مطالبات عمومی جامعه تبدیل کنند.
هرچند برخوردهای سخت با فعالان صنفی و امنیتی کردن تجمعات اعتراضی، در تصمیم پاره ای از فرهنگیان برای در پیش گرفتن این رویه بی تاثیر نبود؛ اما تردید نمی توان کرد که روایت معلمان از درون مدرسه با توجه به تجربه زیسته آنها و رابطه نسبتا برابر و بلاواسطه ای که با دانش آموزان، همکاران و اولیا دارند؛ تفاوتی ماهوی با گزارش های اداری دارد که متاثر از فیلترها و قوانین نانوشته و با محاسبه هزینه و فایده مسئولان هر بخش به دست مقامات ارشد می رسد.
ناگفته نماند که سال هاست انحراف «پژوهش» از مسایل محوری جامعه، به نوعی تبدیل به بخشی از مناسک دانشگاهی ما شده است. پژوهش هایی که بیش از آنکه دغدغه مسایل مبتلابه جامعه را داشته باشند، صرفا به یک وظیفه شغلی و اداری برای دانشجو / پژوهشگر تبدیل شده اند که وی را موظف می کند مسالۀ ادعایی را در یک فرمت / اسلوب / چارچوب قرار داده و یافته های ادعایی را برای کسب نمره در آن جای دهد. ادعا بر این نیست که چارچوب مند کردن پژوهش آن روش نادرستی است و یا برای گریز از آسیب ذکر شده لازم است استانداردهای شناخته شده برای اندازه گیری و سنجش پذیر کردن پژوهش های کیفی را ترک کنیم؛ بلکه صرفا اشاره ای است به معضل «اداری شدن پژوهش» که بیش از آنکه دغدغه کشف و نشان دادن مسایل مبتلابه جامعه را داشته باشد، در بند رعایت آداب و مناسکی است که داوران (صاحب کار) را قانع کند، دانشجو موفق به انجام «پژوهش» شده است.
«اداری شدن پژوهش» بلایی است که در نهادهای دولتی و عمومی هم به شدت رواج دارد. کارمندانی که «کار» را می قاپند و با توجه به مهارتی که در به انجام رساندن چنین به اصطلاح پژوهش هایی دارند، در کمترین زمان ممکن، کار را تحویل کارفرما می دهند. بیراه نیست اگر چنین پژوهش هایی را به هنر گوبلن دوزی و سری دوزی در خیاطی تشبیه کنیم. طرح و اسلوب از قبل آماده است؛ کافی است عدد و رقم را (واقعی یا فرضی) به دست آوریم و در کمتر از چند ساعت خروجی را تحویل صاحب کار دهیم! بدیهی است که حاصل چنین به ظاهر پژوهش هایی هم همانند محتوایشان، صرفا مشتی عدد و رقم و تعدادی جدول و گراف است که روسای سازمان در جلسات دورهمی، به مدیرانی از جنس خود، نشان دهند و همزمان با تماشای چند صفحه پاورپوینت، چای و میوه شان را صرف کنند.
طرح های پژوهشی که در آموزش و پرورش اجرا می شود فرق چندانی با روالی که گفته شد ندارد. سالهاست که پژوهشکده های تعلیم و تربیت همچون طرح های «معلم پژوهنده» بی خاصیت شده اند و دلمشغولی اصلی آنها انجام به ظاهر پژوهش هایی است که عملا چیزی جز ردیف کردن مشتی عدد و رقم و تکرار تعدادی جملات کلیشه ای نیست. هدف مصرف یا به عبارت بهتر تقسیم کردن بودجه ای است که هرساله تخصیص داده می شود تا به زعم خود چراغ پژوهش را در سازمان روشن نگهدارند!
کافیست نگاهی به فهرست «پژوهش»های صورت گرفته در پژوهشکده های تعلیم و تربیت در طی چندسال بیاندازیم و نام های مشترک و محتواهای مشترک و … را استخراج کنیم تا دریابیم چگونه عده ای که مهارتی تام و تمام در قبول کنتراتی* پروژه ها یافته اند، سالهاست میهمان این بخش از سفره اعتبارات اندک آموزش و پرورش هستند و در کارِ تولید انبوه «پژوهش»هایی که مصداق دقیقی است بر مثل «آفتابه لگن هفت دست؛ شام و ناهار هیچی»!
اما راهی که بهلولی در آن قدم گذاشت، به کلی متفاوت از این بازی های بی مایه تحت لوای «پژوهش» در مدارس و ادارات است. نوشتن پیرامون مسایل مبتلابه نظام آموزش و پرورش با تمرکز بر مسایل معلمان و دانش آموزان، به دور از چشم داشت به اعتبارات تخصیص یافته و یا تقدیرنامه هایی که صرفا امتیازی برای ارزشیابی های اداری و شغلی محسوب می شوند.
چندی پیش «محمد داوری» سخنگوی سازمان معلمان ایران و از دیگر معلمان صاحب قلم و فعالان رسانه ای جامعه معلمان، در سخنانی بر مزار زنده یاد «مهدی بهلولی»؛ ضمن درخواست نامگذاری یکی از مدارس و خیابان های زادگاه این معلم شریف به نام او، پیشنهاد برگزاری مراسم سالانه تقدیر از معلمان اهل قلم و خبرنگارانی را داد که ( فارغ از هر گرایش فکری و سیاسی) هدف اصلیشان از نوشتن، برانگیختن افکار عمومی نسبت به مسایل آموزش و پرورش است و نه ناخنک زدن به اعتبارات مصوب یا انتظار برای دریافت تقدیرنامه از فلان مسئول اداره 👇👇
و وزارت .
معلمان و خبرنگارانی که همچون مهدی بهلولی، دغدغه دانش آموز و معلم را دارند و خواست آنها توجه متولیان امور به آموزش و پرورش به عنوان یکی از مبانی اصلی توسعه پایدار کشور است.
به نظر می رسد می بایست هیاتی برای عملیاتی کردن ایده مراسم سالانه معرفی و تقدیر از معلمان و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش تشکیل و برنامه ریزی لازم برای برپایی دبیرخانه، تعیین ملاک ها، جمع آوری کمک ها نقدی و غیرنقدی و … آغاز گردد.
نگارنده ضمن طلب غفران و آرامش برای آن عزیز سفر کرده؛ برای همه ارجمندانی که به هر طریق، در پی حفظ یاد و نام و تداوم راه این معلم شریفند، آرزوی توفیق دارد.
*کنترات: قرارداد؛ سالهاست که در ادبیات پیمانکاران امور ساختمانی و عمرانی، از اصطلاح کنترات به معنای قبول کار از صفر تا صد استفاده می شود.
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
معلمان و خبرنگارانی که همچون مهدی بهلولی، دغدغه دانش آموز و معلم را دارند و خواست آنها توجه متولیان امور به آموزش و پرورش به عنوان یکی از مبانی اصلی توسعه پایدار کشور است.
به نظر می رسد می بایست هیاتی برای عملیاتی کردن ایده مراسم سالانه معرفی و تقدیر از معلمان و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش تشکیل و برنامه ریزی لازم برای برپایی دبیرخانه، تعیین ملاک ها، جمع آوری کمک ها نقدی و غیرنقدی و … آغاز گردد.
نگارنده ضمن طلب غفران و آرامش برای آن عزیز سفر کرده؛ برای همه ارجمندانی که به هر طریق، در پی حفظ یاد و نام و تداوم راه این معلم شریفند، آرزوی توفیق دارد.
*کنترات: قرارداد؛ سالهاست که در ادبیات پیمانکاران امور ساختمانی و عمرانی، از اصطلاح کنترات به معنای قبول کار از صفر تا صد استفاده می شود.
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
📍رویداد ویژه به مناسبت چهلمین روز درگذشت معلم و کنشگر آموزش و پرورش، مرحوم "مهدی بهلولی" انجمن مطالعات برنامه درسی و انجمن مطالعات تطبیقی آ. پ با همکاری گروه مطالعات آموزشی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند: نشست های تخصصی ۱) معلم و کنشگری ۲)…
📍یادآوری
مراسم ویژه درگذشت زنده یاد مهدی بهلولی، امروز ساعت ۱۶
مراسم ویژه درگذشت زنده یاد مهدی بهلولی، امروز ساعت ۱۶
📍ریزبرنامه نشست امروز، پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰
ساعت ۱۶ الی ۲۰
به مناسبت چهلمین روز درگذشت؛ معلم و کنشگر آموزش و پرورش، زنده یاد "مهدی بهلولی"
علاقمندان می توانند با بهره گیری از پیوند زیر در ادوبی کانکت در این مراسم حضور بیابند.
http://elearn.farzanegan5edu.ir/salonehamayesh/
پخش همزمان برنامه در اتاق مجازی و سایر شبکه های اجتماعی
https://news.1rj.ru/str/amoozeshvaandishe
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2
ساعت ۱۶ الی ۲۰
به مناسبت چهلمین روز درگذشت؛ معلم و کنشگر آموزش و پرورش، زنده یاد "مهدی بهلولی"
علاقمندان می توانند با بهره گیری از پیوند زیر در ادوبی کانکت در این مراسم حضور بیابند.
http://elearn.farzanegan5edu.ir/salonehamayesh/
پخش همزمان برنامه در اتاق مجازی و سایر شبکه های اجتماعی
https://news.1rj.ru/str/amoozeshvaandishe
🌏 تربیت و توسعه | مهدی بهلولی
@IranHumanDevelopment2