مزيت از دست رفته
هم داراييهايشان از رسانه بيشتر است، هم ساختمانهايشان، هم تعداد نيروهايشان، هم ارتباطات و شبكهسازيهايشان گستردهتر است، هم اختيارات قانونيشان، هم گردش ماليشان فوقالعاده بيشتر است و ...
پس چه چيزي باعث ميشود از رسانه اصيل بترسند؟
فقط و فقط روحيه تعهد تام و تمام به حقيقت و استقلال فكري و منافع مردم و كشور.
در واقع برتري رسانه نرمافزاري است، نه سختافزاري؛ در سختافزار كه حرفي براي گفتن ندارد.
پس بيخودي دنبال بزرگتر كردن رسانهتان نباشيد،
دنبال آن مزيت از دست رفته نرمافزاري باشيد...
#روزنامهنگاري
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
هم داراييهايشان از رسانه بيشتر است، هم ساختمانهايشان، هم تعداد نيروهايشان، هم ارتباطات و شبكهسازيهايشان گستردهتر است، هم اختيارات قانونيشان، هم گردش ماليشان فوقالعاده بيشتر است و ...
پس چه چيزي باعث ميشود از رسانه اصيل بترسند؟
فقط و فقط روحيه تعهد تام و تمام به حقيقت و استقلال فكري و منافع مردم و كشور.
در واقع برتري رسانه نرمافزاري است، نه سختافزاري؛ در سختافزار كه حرفي براي گفتن ندارد.
پس بيخودي دنبال بزرگتر كردن رسانهتان نباشيد،
دنبال آن مزيت از دست رفته نرمافزاري باشيد...
#روزنامهنگاري
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
Forwarded from روزنامهنگاری جدید
9 نکته درباره شهرت روزنامهنگاران و رسانهها
✍🏼عیسی محمدی
یک.
ایده اولیه این یادداشت، از توئیت یکی از همکاران رسانهای شکل گرفت. خانم فاطمه ترکاشوند در توئیتی، نوشته بودند:«اغلب وقتی شبکه خبر میبینم این سوال برام ایجاد میشه چرا خبرنگاراش، اعتبار حرفهای رو ندارن که محصول برند خاص و شاخصی باشه؛ مثلا شبا منتظر میز اقتصادی فلانی باشی یا گفتوگوی سیاسی بهمانی و... خیلی مرسومه در تلویزیونای جهان و کار مثبتیه؛ نمیدونن یا نمیخوان یا نمیتونن؟»
دو.
یکی از ایدههای رایج در روزنامههای جهان، چاپ عکس نویسندگان و گزارشگران در کنار گزارشهای آنهاست. این امر در درازمدت باعث چهره شدن این افراد رسانهای میشود. چهره شدن افراد، هم به نفع خودشان است و انگیزه بیشتری برای کار به آنها میبخشد؛ هم برای مخاطبان خوب است و به صورت خودکار سراغ نویسندگان محسوب خود میبرند.
سه.
روزگاری پرز، رئیس باشگاه رئال مادرید، درباره کریس رونالدو گفته بود که جاهطلبی او، جاهطلبی ماست؛ جاهطلبی رئالمادرید و موفقیت او موفقیت رئال است. البته بماند که حالا پرز بعدها در حق این ستاره خودش جفای بسیاری کرد. اما اصل حرفی که زده، بسیار عالی است؛ گره زدن جاهطلبیها و موفقیتهای نیروها به جاهطلبی و موفقیت یک تیم و سازمان و شرکت و یک گروه. در این صورت، تعارض منافع میان افراد تشکیلدهنده یک ساختار و دستاوردهای آن ساختار از بین خواهد رفت. چه چیزی بهتر از این؟
چهار.
روزگاری در حساب توئیتری خودم، نظرسنجی کوچکی انجام دادم درباره اینکه به نظر شما کشور پرتغال معروفتر است یا رونالدوی پرتغالی. بیشتر شرکتکنندگان گفته بودند که رونالدو معروفتر است. این، چیز عجیبی نبود و نیست. به واقع یک فرد با جاهطلبی خودش، میتواند به قدری پیش ببرد که حتی از تیم و ساختاری که او را ایجاد کرده هم بالاتر ببرد؛ درست مثل نسبت لیونل مسی و بارسلونا و ... .
پنج.
همه ما میدانیم که انتظار داشتن برای اینکه افراد به خاطر شرکت و تیم و گروه کار کنند، کار نسبتا سختی است. همه خواهند گفت که منافع این کار ما به جیب مدیران و اعتبار تیم و شرکت و سازمان میرود، پس جاذبهای برای ما ندارد. اما اگر کاری کنیم که بخشی یا حتی همه این اعتبار و موفقیت به خود این افراد برسد، به نظرتان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آنها انگیزه شخصی بالایی خواهند داشت و چون این انگیزه، گره خورده است با موفقیت تیم و شرکت و سازمان، یک بازی کاملا برد-برد محسوب میشود.
شش.
این کاری است که رسانههای ما نیز میتوانند انجام بدهند؛ اما چون ترس دارند غالبا تن به این کار نمیدهند. لابد ترس دارند که این افراد رسانه را ترک کنند یا با موضعگیریهای غیررسمی خودشان به رسانه آسیب بزنند. چه ترس نادرستی؛ وقتی که همه منافع با هم گره خورده باشد، چه نیازی به این ترس هست؟
هفت.
راهکار درست چنین است: گره زدن برندینگ شخصی روزنامهنگاران و خبرنگاران با برند رسانهها. راه درست هم چنین است: موفقیت شما، موفقیت رسانه ماست؛ شهرت شما، شهرت رسانه ماست؛ دستاوردهای حتی شخصی شما دستاوردهای جمعی رسانه ماست و ... . این تفکر، آیا تفکری سازنده برای مدیران رسانهای ما نیست؟ همه روزنامهنگاران انگیزه میگیرند؛ هم نفع آن میرسد به رسانهها و سازمانهای رسانهای.
هشت.
رسانهها حتی در این مسیر میتوانند مشاوران و همراهان و حامیان خبرنگاران و روزنامهنگاران هم باشند؛ به آنها مشاوره بدهند، فضا برای خودنمایی بیشتر بدهند، مأموریتهای بزرگتری برایشان در نظر بگیرند و حتی حسابهای آنها در شبکههای مجازی را رصد و مشاورههای لازم را برای بهتر شدن کار به آنها بدهند؛ حتی حسابهای کاربری انها را از طریق حساب کاربری رسانه و سازمانشان معرفی کنند. واقعا چه اشکالی دارد وقتی که طراحی کلی ما یک مدل برنده-برنده باشد؟
نه.
متأسفانه این فرآیند در کشور ما تعریف نشده است. به همین دلیل خبرنگاران و روزنامهنگاران به صورت خودکار اقدام به چنین کاری میکنند؛ تا برای خودشان برندینگ شخصی ایجاد کنند. نتیجه؟ آنها تعلق خاطری به رسانه خود نخواهند داشت، به صورت سنتی طول خواهد کشید تا برندینگ شخصیشان را ایجاد کنند و ... . در این مدل، زمان برای روزنامهنگار کند خواهد گذشت و از سوی دیگر، رسانه هیچ نفعی از این شهرت ایجاد شده نخواهد برد.
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
✍🏼عیسی محمدی
یک.
ایده اولیه این یادداشت، از توئیت یکی از همکاران رسانهای شکل گرفت. خانم فاطمه ترکاشوند در توئیتی، نوشته بودند:«اغلب وقتی شبکه خبر میبینم این سوال برام ایجاد میشه چرا خبرنگاراش، اعتبار حرفهای رو ندارن که محصول برند خاص و شاخصی باشه؛ مثلا شبا منتظر میز اقتصادی فلانی باشی یا گفتوگوی سیاسی بهمانی و... خیلی مرسومه در تلویزیونای جهان و کار مثبتیه؛ نمیدونن یا نمیخوان یا نمیتونن؟»
دو.
یکی از ایدههای رایج در روزنامههای جهان، چاپ عکس نویسندگان و گزارشگران در کنار گزارشهای آنهاست. این امر در درازمدت باعث چهره شدن این افراد رسانهای میشود. چهره شدن افراد، هم به نفع خودشان است و انگیزه بیشتری برای کار به آنها میبخشد؛ هم برای مخاطبان خوب است و به صورت خودکار سراغ نویسندگان محسوب خود میبرند.
سه.
روزگاری پرز، رئیس باشگاه رئال مادرید، درباره کریس رونالدو گفته بود که جاهطلبی او، جاهطلبی ماست؛ جاهطلبی رئالمادرید و موفقیت او موفقیت رئال است. البته بماند که حالا پرز بعدها در حق این ستاره خودش جفای بسیاری کرد. اما اصل حرفی که زده، بسیار عالی است؛ گره زدن جاهطلبیها و موفقیتهای نیروها به جاهطلبی و موفقیت یک تیم و سازمان و شرکت و یک گروه. در این صورت، تعارض منافع میان افراد تشکیلدهنده یک ساختار و دستاوردهای آن ساختار از بین خواهد رفت. چه چیزی بهتر از این؟
چهار.
روزگاری در حساب توئیتری خودم، نظرسنجی کوچکی انجام دادم درباره اینکه به نظر شما کشور پرتغال معروفتر است یا رونالدوی پرتغالی. بیشتر شرکتکنندگان گفته بودند که رونالدو معروفتر است. این، چیز عجیبی نبود و نیست. به واقع یک فرد با جاهطلبی خودش، میتواند به قدری پیش ببرد که حتی از تیم و ساختاری که او را ایجاد کرده هم بالاتر ببرد؛ درست مثل نسبت لیونل مسی و بارسلونا و ... .
پنج.
همه ما میدانیم که انتظار داشتن برای اینکه افراد به خاطر شرکت و تیم و گروه کار کنند، کار نسبتا سختی است. همه خواهند گفت که منافع این کار ما به جیب مدیران و اعتبار تیم و شرکت و سازمان میرود، پس جاذبهای برای ما ندارد. اما اگر کاری کنیم که بخشی یا حتی همه این اعتبار و موفقیت به خود این افراد برسد، به نظرتان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آنها انگیزه شخصی بالایی خواهند داشت و چون این انگیزه، گره خورده است با موفقیت تیم و شرکت و سازمان، یک بازی کاملا برد-برد محسوب میشود.
شش.
این کاری است که رسانههای ما نیز میتوانند انجام بدهند؛ اما چون ترس دارند غالبا تن به این کار نمیدهند. لابد ترس دارند که این افراد رسانه را ترک کنند یا با موضعگیریهای غیررسمی خودشان به رسانه آسیب بزنند. چه ترس نادرستی؛ وقتی که همه منافع با هم گره خورده باشد، چه نیازی به این ترس هست؟
هفت.
راهکار درست چنین است: گره زدن برندینگ شخصی روزنامهنگاران و خبرنگاران با برند رسانهها. راه درست هم چنین است: موفقیت شما، موفقیت رسانه ماست؛ شهرت شما، شهرت رسانه ماست؛ دستاوردهای حتی شخصی شما دستاوردهای جمعی رسانه ماست و ... . این تفکر، آیا تفکری سازنده برای مدیران رسانهای ما نیست؟ همه روزنامهنگاران انگیزه میگیرند؛ هم نفع آن میرسد به رسانهها و سازمانهای رسانهای.
هشت.
رسانهها حتی در این مسیر میتوانند مشاوران و همراهان و حامیان خبرنگاران و روزنامهنگاران هم باشند؛ به آنها مشاوره بدهند، فضا برای خودنمایی بیشتر بدهند، مأموریتهای بزرگتری برایشان در نظر بگیرند و حتی حسابهای آنها در شبکههای مجازی را رصد و مشاورههای لازم را برای بهتر شدن کار به آنها بدهند؛ حتی حسابهای کاربری انها را از طریق حساب کاربری رسانه و سازمانشان معرفی کنند. واقعا چه اشکالی دارد وقتی که طراحی کلی ما یک مدل برنده-برنده باشد؟
نه.
متأسفانه این فرآیند در کشور ما تعریف نشده است. به همین دلیل خبرنگاران و روزنامهنگاران به صورت خودکار اقدام به چنین کاری میکنند؛ تا برای خودشان برندینگ شخصی ایجاد کنند. نتیجه؟ آنها تعلق خاطری به رسانه خود نخواهند داشت، به صورت سنتی طول خواهد کشید تا برندینگ شخصیشان را ایجاد کنند و ... . در این مدل، زمان برای روزنامهنگار کند خواهد گذشت و از سوی دیگر، رسانه هیچ نفعی از این شهرت ایجاد شده نخواهد برد.
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
#آيين_روزنامهداري_و_روزنامهنگاري
غالباً رسم بر این است که روزنامهها، شکل میگیرند تا به موفقیت برسند. کسی را پیدا نمیکنید که مدیرمسئول یا سردبیر روزنامهای شده باشد، اما چنین ایدهای در سرش نپرورانده باشد. و البته باز هم غالباً رسم بر این است که بیشتر روزنامهها و جراید کثیرالانتشار، به موفقیت نرسند و از میانه راه، شکست خورده و ناتوان از ادامه این مسیر، تعطیل شوند. یا اینکه از میانه راه، در حالی که میدانند شکست خوردهاند و به موفقیت حرفهای و رسانهای نرسیدهاند، دست به دامان کمکهای ریز و درشت از جانب دیگران شده و از این طریق، ادامه میدهند. یک روزنامه چرا و چگونه موفق میشود؟ سئوال ساده، اما پیچیدهای است. هر روزنامهای، در بستری فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی شکل میگیرد که موفقیتش، به آنها گره میخورد. البته بدیهی است که نمیشود به همه سردبیران و متولیان روزنامهها، مدل خاصی از رفتارهای رسانهای را پیشنهاد داد تا به موفقیت برسند. اما طبیعی است که با بازخوانی علل موفقیت روزنامهها و سردبیران برتر تاریخ مطبوعات، میتوان به ایدههای نابی دست یافت؛ اتفاقی که در این متن تحقیقاتی، به آن پرداخته شده است. شاید مهمترین برداشتی که بتوانید از این متن تحقیقاتی داشته باشید، این نکته باشد که: گاه وجود یک سردبیر مقتدر و یک ناشر و مدیرمسئول آگاه و شجاع، میتواند یک روزنامه را به تنهایی، به اوج برساند و این، یعنی قدرت مدیریت یک سردبیر و ناشر و مدیرمسئول؛ اتفاقی که نمیتوان و نباید از آن شانه خالی کرد.
اين پژوهش كوتاه، بيشتر نكتهوارههايي است كه از كتابهاي مختلف درباره اينكه چطور يك رسانه و روزنامه معتبر داشته باشيم، برداشتهام.
براي خودم كه مفيد بوده.
اينجا به اشتراك ميگذارم؛ باشد كه همگي سود ببريد.
👇👇👇
غالباً رسم بر این است که روزنامهها، شکل میگیرند تا به موفقیت برسند. کسی را پیدا نمیکنید که مدیرمسئول یا سردبیر روزنامهای شده باشد، اما چنین ایدهای در سرش نپرورانده باشد. و البته باز هم غالباً رسم بر این است که بیشتر روزنامهها و جراید کثیرالانتشار، به موفقیت نرسند و از میانه راه، شکست خورده و ناتوان از ادامه این مسیر، تعطیل شوند. یا اینکه از میانه راه، در حالی که میدانند شکست خوردهاند و به موفقیت حرفهای و رسانهای نرسیدهاند، دست به دامان کمکهای ریز و درشت از جانب دیگران شده و از این طریق، ادامه میدهند. یک روزنامه چرا و چگونه موفق میشود؟ سئوال ساده، اما پیچیدهای است. هر روزنامهای، در بستری فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی شکل میگیرد که موفقیتش، به آنها گره میخورد. البته بدیهی است که نمیشود به همه سردبیران و متولیان روزنامهها، مدل خاصی از رفتارهای رسانهای را پیشنهاد داد تا به موفقیت برسند. اما طبیعی است که با بازخوانی علل موفقیت روزنامهها و سردبیران برتر تاریخ مطبوعات، میتوان به ایدههای نابی دست یافت؛ اتفاقی که در این متن تحقیقاتی، به آن پرداخته شده است. شاید مهمترین برداشتی که بتوانید از این متن تحقیقاتی داشته باشید، این نکته باشد که: گاه وجود یک سردبیر مقتدر و یک ناشر و مدیرمسئول آگاه و شجاع، میتواند یک روزنامه را به تنهایی، به اوج برساند و این، یعنی قدرت مدیریت یک سردبیر و ناشر و مدیرمسئول؛ اتفاقی که نمیتوان و نباید از آن شانه خالی کرد.
اين پژوهش كوتاه، بيشتر نكتهوارههايي است كه از كتابهاي مختلف درباره اينكه چطور يك رسانه و روزنامه معتبر داشته باشيم، برداشتهام.
براي خودم كه مفيد بوده.
اينجا به اشتراك ميگذارم؛ باشد كه همگي سود ببريد.
👇👇👇
Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
Telegraph
جایگاهِ ضعیفِ روانشناسی در زندگی ما
اگر خوانندۀ محترم فرصت کرده باشند حدودِ پنجاه زندگی نامه از کار آفرینان، دانشمندان، هنرمندان و سیاستمداران را مطالعه کرده باشند، احتمالاً به این نتیجه رسیده باشند: آنهایی که در حرفۀ خود موفق بودهاند و دستاوردی از خود به جای گذاشتهاند، از درک روانشناسانۀ…
🖕🖕🖕
اين مطلب جديد از دكتر سريعالقلم
نكتههايي بديع براي كسب اعتبار در #روزنامه»گاري داردۀ
توصيه ميكنم به هيچ وجه مطالعهاش را از دست ندهيد.
اين مطلب جديد از دكتر سريعالقلم
نكتههايي بديع براي كسب اعتبار در #روزنامه»گاري داردۀ
توصيه ميكنم به هيچ وجه مطالعهاش را از دست ندهيد.
سلام و درود خدمت همه همراهان و اساتيد ارجمندم
مدتي به واسطه كثرت مشغله امكان بارگذاري مطلب در اينجا را نداشتم.
البته نگاهي هم كه به مطالبي كه بايد منتشر ميشد هم داشتم و ديدم كلا كمي سفت و سخت مينويسم؛ يعني با روحيه نوشتاري هميشگيام متفاوت است.
تصميم گرفتهام مطالب كوتاهتر با نكاتي كه خودم دركي از آنها دارم و حس ميكنم به درد اين حوزه و روزنامهنگاران ميخورد بنويسم؛ از مطالب ديگر بگذرم حتي اگر حس كنم مثلا من را خيلي باسواد در حوزه رسانه و روزنامهنگاري جلوه ميدهد.
به واقع قصد دارم كمي راحتتر باشيم در اين كانال.
اميدوارم بتوانم به نظام انتشاري خوبي بعد از اين برسم.
🙏🙏🙏
مدتي به واسطه كثرت مشغله امكان بارگذاري مطلب در اينجا را نداشتم.
البته نگاهي هم كه به مطالبي كه بايد منتشر ميشد هم داشتم و ديدم كلا كمي سفت و سخت مينويسم؛ يعني با روحيه نوشتاري هميشگيام متفاوت است.
تصميم گرفتهام مطالب كوتاهتر با نكاتي كه خودم دركي از آنها دارم و حس ميكنم به درد اين حوزه و روزنامهنگاران ميخورد بنويسم؛ از مطالب ديگر بگذرم حتي اگر حس كنم مثلا من را خيلي باسواد در حوزه رسانه و روزنامهنگاري جلوه ميدهد.
به واقع قصد دارم كمي راحتتر باشيم در اين كانال.
اميدوارم بتوانم به نظام انتشاري خوبي بعد از اين برسم.
🙏🙏🙏
روزنامهنگار واقعي كيست؟
❓❓❓
من به شخصه كسي را كه دستتنها، نتواند در كمتر از يك هفته، يك مجله شصت، هفتاد صفحهاي را توليد كند، روزنامهنگار واقعي نميدانم.
دقت كنيد بحثمان درباره كيفيت اين مطالب نيست، درباره احاطه اين فرد بر قالبها و توان استخراج متن مورد نياز از حوزههايي است كه اطلاعات كم و زيادي از آنها ندارد...
روزنامهنگار تكفن، مثل اينكه فقط يادداشتنويس يا فقط مصاحبهكننده يا فقط گزارشنويس يا فقط اجتماعينويس يا .... به كار نيايد.
نكته:
البته اين حرفي كه گفتيم تضادي با روزنامهنگاري تخصصي ندارد. نكته اصلي ما احاطه فرد بر همه قالبها و توان استخراج محتوا از همه حوزههاست؛ همين.
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
❓❓❓
من به شخصه كسي را كه دستتنها، نتواند در كمتر از يك هفته، يك مجله شصت، هفتاد صفحهاي را توليد كند، روزنامهنگار واقعي نميدانم.
دقت كنيد بحثمان درباره كيفيت اين مطالب نيست، درباره احاطه اين فرد بر قالبها و توان استخراج متن مورد نياز از حوزههايي است كه اطلاعات كم و زيادي از آنها ندارد...
روزنامهنگار تكفن، مثل اينكه فقط يادداشتنويس يا فقط مصاحبهكننده يا فقط گزارشنويس يا فقط اجتماعينويس يا .... به كار نيايد.
نكته:
البته اين حرفي كه گفتيم تضادي با روزنامهنگاري تخصصي ندارد. نكته اصلي ما احاطه فرد بر همه قالبها و توان استخراج محتوا از همه حوزههاست؛ همين.
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
بازنويسي براي رشد بيشتر قلم
📖📖📖
من از تمرين استنساخ خيلي خيلي سود بردهام و ميبرم؛
اينكه بنشينم و شعرها و حتي متنهاي داستاني نويسندگان مورد قبولم را بازنويسي كنم
تا اسلوب نوشتاري آنها را بيشتر درك كنم.
اگر اشتباه نكنم حتي با اين روش بود كه ورود به دنياي مطبوعات و نوشتن كردم.
امتحان كنيد، شايد به دردتان بخورد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
📖📖📖
من از تمرين استنساخ خيلي خيلي سود بردهام و ميبرم؛
اينكه بنشينم و شعرها و حتي متنهاي داستاني نويسندگان مورد قبولم را بازنويسي كنم
تا اسلوب نوشتاري آنها را بيشتر درك كنم.
اگر اشتباه نكنم حتي با اين روش بود كه ورود به دنياي مطبوعات و نوشتن كردم.
امتحان كنيد، شايد به دردتان بخورد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
تخصص يا خلاقيت؟
📚📚📚
در جلسهاي از قول روزنامهنگاري كه حالا كسوت مديريت رسانه هم دارد، نكتهاي جالب شنيدم كه مرا به فكر فرو برد؛
او گفت قبلا تخصص نويسندگان و روزنامهنگاران و رسانهها باعث ميشد تا دست برتر را داشته باشند
امروز خلاقيت آنها...
نكته جالبي است كه جاي فكر دارد:
خلاقيت در بستهبندي و توليد محتواي رسانهاي مهم است
يا تخصص در آن؟
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
📚📚📚
در جلسهاي از قول روزنامهنگاري كه حالا كسوت مديريت رسانه هم دارد، نكتهاي جالب شنيدم كه مرا به فكر فرو برد؛
او گفت قبلا تخصص نويسندگان و روزنامهنگاران و رسانهها باعث ميشد تا دست برتر را داشته باشند
امروز خلاقيت آنها...
نكته جالبي است كه جاي فكر دارد:
خلاقيت در بستهبندي و توليد محتواي رسانهاي مهم است
يا تخصص در آن؟
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنگاري و نيروي ذخيره
ميدانيد نيروي ذخيره در فعاليتهاي اطلاعاتمحور چيست؟
يعني اينكه اضافهبر سازمان و اضافه بر مقداري كه نياز داريد، چقدر اطلاعات و دانش از يك حوزه يا بحث يا محصول يا مكان يا ... داريد؟
گفته ميشود هرچقدر اين نيروي ذخيره شما نسبت به مقداري كه در توليد آن مطلب يا فعاليت يا ... استفاده ميكنيد بيشتر باشد و عدد درشتتري باشد
اثري كه روي اثرگذاري محصول و پرزنت و توضيح و نوشته و خلق كردن شما ميگذارد بيشتر ميشود...
من دورهاي به اين نتيجه رسيده بودم كه اوقات فراغت روزنامهنگار بايد صرفا صرف شود تا نيروي ذخيرهاش را در حوزهاي كه كار ميكند زيادتر و زيادتر كند.
اين، شايد چيزي است كه تحت عنوان روزنامهنگاري تخصصي ميتوان از آن ياد كرد.
اما نكته مهم اين نيروي ذخيره، آن حس مقاومتناپذيري در مخاطب است كه نسبت به واژهها و كلام و نوشته شما ايجاد ميكند...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
ميدانيد نيروي ذخيره در فعاليتهاي اطلاعاتمحور چيست؟
يعني اينكه اضافهبر سازمان و اضافه بر مقداري كه نياز داريد، چقدر اطلاعات و دانش از يك حوزه يا بحث يا محصول يا مكان يا ... داريد؟
گفته ميشود هرچقدر اين نيروي ذخيره شما نسبت به مقداري كه در توليد آن مطلب يا فعاليت يا ... استفاده ميكنيد بيشتر باشد و عدد درشتتري باشد
اثري كه روي اثرگذاري محصول و پرزنت و توضيح و نوشته و خلق كردن شما ميگذارد بيشتر ميشود...
من دورهاي به اين نتيجه رسيده بودم كه اوقات فراغت روزنامهنگار بايد صرفا صرف شود تا نيروي ذخيرهاش را در حوزهاي كه كار ميكند زيادتر و زيادتر كند.
اين، شايد چيزي است كه تحت عنوان روزنامهنگاري تخصصي ميتوان از آن ياد كرد.
اما نكته مهم اين نيروي ذخيره، آن حس مقاومتناپذيري در مخاطب است كه نسبت به واژهها و كلام و نوشته شما ايجاد ميكند...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
آفت روزنامهنگاري
🦗🦗🦗
البته روزنامهنگاري و روزنامهنويسي و رسانهكاري، آفتهاي زيادي دارد.
اما بدون شك يكي از مهمترين آفتهاي آن را، بايد اولويت بخشيدن به مصاحبه و خبرهاي كلامي دانست
(خبرهاي كلامي: خبرهاي نقل قولي كه گوينده آنها يك تن است و صرفا دارد اطلاع ميدهد در قالب يك مسئول يا مطلع يا متخصص يا ...)
وقتي تمركز روي مصاحبه و خبرهاي كلامي زيادي ميشود، در نتيجه اين روزنامهچيها هستند كه بيشتر نيازمند منابع مصاحبه و خبر هستند تا برعكس.
به عنوان كسي كه غالبا درگير اين سبك روزنامهنگاري بودهام، درك ميكنم واقعا دارم از چه چيزي و چه آفتي صحبت ميكنم.
بهترين راه مقابله با اين آفت نيز، اولويت دادن به گزارش و نقدنويسي و مقالهنويسي، البته به صورت جدي و درست و حسابياش ميباشد...
اين البته بدان مفهوم نيست كه با خبر كلامي و مصاحبه خداحافظي شود؛
صرفا بدين مفهوم است كه اولويت ندارند. يعني مصاحبه ميگيرد براي اطلاع كسب كردن، نه اينكه حتما بايد بگيريد و يك «بايد» است...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
🦗🦗🦗
البته روزنامهنگاري و روزنامهنويسي و رسانهكاري، آفتهاي زيادي دارد.
اما بدون شك يكي از مهمترين آفتهاي آن را، بايد اولويت بخشيدن به مصاحبه و خبرهاي كلامي دانست
(خبرهاي كلامي: خبرهاي نقل قولي كه گوينده آنها يك تن است و صرفا دارد اطلاع ميدهد در قالب يك مسئول يا مطلع يا متخصص يا ...)
وقتي تمركز روي مصاحبه و خبرهاي كلامي زيادي ميشود، در نتيجه اين روزنامهچيها هستند كه بيشتر نيازمند منابع مصاحبه و خبر هستند تا برعكس.
به عنوان كسي كه غالبا درگير اين سبك روزنامهنگاري بودهام، درك ميكنم واقعا دارم از چه چيزي و چه آفتي صحبت ميكنم.
بهترين راه مقابله با اين آفت نيز، اولويت دادن به گزارش و نقدنويسي و مقالهنويسي، البته به صورت جدي و درست و حسابياش ميباشد...
اين البته بدان مفهوم نيست كه با خبر كلامي و مصاحبه خداحافظي شود؛
صرفا بدين مفهوم است كه اولويت ندارند. يعني مصاحبه ميگيرد براي اطلاع كسب كردن، نه اينكه حتما بايد بگيريد و يك «بايد» است...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
يك اشتباه رايج در تيترزني
✍🏻✍🏻✍🏻✍🏻
من خودم كه اينطوري هستم
شماها را نميدانم؛ انشاء الله كه اينطور نباشيد.
معمولا شروع به پياده كردن مصاحبه يا تنظيم يك مطلب و ... ميكنم، ولي بعدش كه در حال ويرايش آن هستم، اقدام به انتخاب تيتر ميكنم.
خب اين چه اشكالي دارد؟
اشكال اينجاست چون همه انرژي ذهني و روانيام را گذاشتهام براي نوشتن و ويرايش مطلب، ديگر تواني براي انتخاب تيتر ندارم،
در حالي كه اولين چيزي كه يك مطلب را گيرا و مورد توجه ديگران ميكند، همين تيتر است، در كنار عكس و موضوع و ... .
اين اتفاق غالبا در مورد سوتيترها هم ميافتد؛ غالبا از سر رفع تكليف و اينكه عريضه خالي نباشد چيزي مينويسيم؛ در حالي كه همين سوتيتر خدا ميداند چقدر ميتواند مطلب را بيشتر مورد توجه قرار دهد.
راهكاري كه من غالبا اجرا ميكنم، اين است كه اول و در حين پياده كردن مصاحبه يا تنظيم يك مقاله، به اين فكر ميكنم كه تيتر من چيست و اين محتوا قرار است چه تيتري را پشتيباني كند؛
به اين نتيجه رسيدهام مطالبي كه از قبل تيترهايش مشخص است، هم بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد و هم انسجام بيشتري دارد.
حتي گاهي ميتوان بيشتر رفت و صرفا براي يك تيتر، اقدام به توليد مطلب و ... كرد؛ چرا كه همين تيتر است كه موجب ديده شدن مطلب خواهد شد.
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
✍🏻✍🏻✍🏻✍🏻
من خودم كه اينطوري هستم
شماها را نميدانم؛ انشاء الله كه اينطور نباشيد.
معمولا شروع به پياده كردن مصاحبه يا تنظيم يك مطلب و ... ميكنم، ولي بعدش كه در حال ويرايش آن هستم، اقدام به انتخاب تيتر ميكنم.
خب اين چه اشكالي دارد؟
اشكال اينجاست چون همه انرژي ذهني و روانيام را گذاشتهام براي نوشتن و ويرايش مطلب، ديگر تواني براي انتخاب تيتر ندارم،
در حالي كه اولين چيزي كه يك مطلب را گيرا و مورد توجه ديگران ميكند، همين تيتر است، در كنار عكس و موضوع و ... .
اين اتفاق غالبا در مورد سوتيترها هم ميافتد؛ غالبا از سر رفع تكليف و اينكه عريضه خالي نباشد چيزي مينويسيم؛ در حالي كه همين سوتيتر خدا ميداند چقدر ميتواند مطلب را بيشتر مورد توجه قرار دهد.
راهكاري كه من غالبا اجرا ميكنم، اين است كه اول و در حين پياده كردن مصاحبه يا تنظيم يك مقاله، به اين فكر ميكنم كه تيتر من چيست و اين محتوا قرار است چه تيتري را پشتيباني كند؛
به اين نتيجه رسيدهام مطالبي كه از قبل تيترهايش مشخص است، هم بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد و هم انسجام بيشتري دارد.
حتي گاهي ميتوان بيشتر رفت و صرفا براي يك تيتر، اقدام به توليد مطلب و ... كرد؛ چرا كه همين تيتر است كه موجب ديده شدن مطلب خواهد شد.
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
از روزنامهنگاري تخصصي تا بلاگري در شبكههاي اجتماعي
📚📚📚
عاليترين مرتبه روزنامهنگاري را، روزنامهنگاري تخصصي دانستهاند
و حسين قندي در كتاب روزنامهنگاري تخصصي خودش، اين فرد را كسي دانسته كه در حوزه خودش اطلاعات كامل داشته و حتي كتاب يا كتابهاي ماندگاري نوشته باشد
نكته طلايي اينجاست كه اينستاگرام و شبكههاي شبيه آن
به روزنامهنگاران متخصص ما اين فرصت را داده كه در قالب بلاگري، عملا يك برند شخصي خيلي معتبري هم براي خودشان بسازند؛ اتفاقي كه در مورد خيلي از روزنامهنگاران متخصص افتاده است.
عملا داريم به سمتي ميرويم كه روزنامهنگاران متخصص، دارند برد و اثرگذاري بيشتري نسبت به خود رسانههايي كه در آنها مشغول به كارند پيدا ميكنند...
حالا كه اين يك توفيق اجباري شده، چرا روزنامهنگارها برايش برنامهاي مدون نداشته باشند و بيشتر به برند شخصيشان فكر نكنند؟
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
📚📚📚
عاليترين مرتبه روزنامهنگاري را، روزنامهنگاري تخصصي دانستهاند
و حسين قندي در كتاب روزنامهنگاري تخصصي خودش، اين فرد را كسي دانسته كه در حوزه خودش اطلاعات كامل داشته و حتي كتاب يا كتابهاي ماندگاري نوشته باشد
نكته طلايي اينجاست كه اينستاگرام و شبكههاي شبيه آن
به روزنامهنگاران متخصص ما اين فرصت را داده كه در قالب بلاگري، عملا يك برند شخصي خيلي معتبري هم براي خودشان بسازند؛ اتفاقي كه در مورد خيلي از روزنامهنگاران متخصص افتاده است.
عملا داريم به سمتي ميرويم كه روزنامهنگاران متخصص، دارند برد و اثرگذاري بيشتري نسبت به خود رسانههايي كه در آنها مشغول به كارند پيدا ميكنند...
حالا كه اين يك توفيق اجباري شده، چرا روزنامهنگارها برايش برنامهاي مدون نداشته باشند و بيشتر به برند شخصيشان فكر نكنند؟
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
يكي از معضلات مصاحبهنويسها
🎤🎤🎤
يكي از معضلاتي كه در مصاحبهگران و مصاحبهگيران و مصاحبهنويسان ديدهام و خود نيز سالها درگيرش بودهام، بيتوجهي عام به «ادبيات سئوال» است.
اما اين يعني چه؟
يعني كه نيازي نيست سئوال را همانگونه كه پرسيدهايد بنويسيد؛ ميتوانيد خيلي شيك و شكيل و درست و حسابي بنويسيد. يعني روي ادبيات سئوال حسابي كار كنيد.
من غالبا حتي روي اضافه كردن سئوالها هم تمركز ميكنم؛
يعني اگر جواب طولاني باشد يا اقتضا كند، يكي دو تا سئوال غيرمشكلساز ولي توضيحي و توصيفي هم بينشان اضافه ميكنم. طوري كه گاهي مصاحبهشونده وقتي متن مصاحبه رو ميبيند، تعجب ميكند كه چقدر خوب صحبت كردهام!
اصل مصاحبه اين است كه كلام فرد را منتقل كنيد؛ ولي منافاتي با اين ندارد كه جملهبنديها و نوع نگارش را با كيفيت بالايي ارائه بدهيد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
🎤🎤🎤
يكي از معضلاتي كه در مصاحبهگران و مصاحبهگيران و مصاحبهنويسان ديدهام و خود نيز سالها درگيرش بودهام، بيتوجهي عام به «ادبيات سئوال» است.
اما اين يعني چه؟
يعني كه نيازي نيست سئوال را همانگونه كه پرسيدهايد بنويسيد؛ ميتوانيد خيلي شيك و شكيل و درست و حسابي بنويسيد. يعني روي ادبيات سئوال حسابي كار كنيد.
من غالبا حتي روي اضافه كردن سئوالها هم تمركز ميكنم؛
يعني اگر جواب طولاني باشد يا اقتضا كند، يكي دو تا سئوال غيرمشكلساز ولي توضيحي و توصيفي هم بينشان اضافه ميكنم. طوري كه گاهي مصاحبهشونده وقتي متن مصاحبه رو ميبيند، تعجب ميكند كه چقدر خوب صحبت كردهام!
اصل مصاحبه اين است كه كلام فرد را منتقل كنيد؛ ولي منافاتي با اين ندارد كه جملهبنديها و نوع نگارش را با كيفيت بالايي ارائه بدهيد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
سوز روزنامهنگار؛ ساز موفقيت اوست
✍🏻✍🏻✍🏻😭😭😭
آقاي قرائتي در يكي از سخنرانيهاي خوش، اشاره كرد كه خداوند خطاب به پيامبر اسلام، فرمايش كرد كه يا پيامبر! ميداني تو چرا موفقتر از انبياي پيش از خودت شدي؟ چون تو سوز بيشتري داري؛ چون دلت بيشتر براي مردم ميسوزد؛ چون نميتواني بيتفاوت بنشيني.
خيلي هم معروف است كه خداوند خطاب به پيامبر خودش ميفرمايد بابا رها كن ديگر، اگر هدايت نميشوند خب تو تقصير نداري؛ ديگر چرا داري به خودت آسيب ميزني بابت غصه اين كه هدايت نميشوند؟
برداشت من اين است كه موفقيت يك روزنامهنگار يا رسانه را، چنين خصلتهايي ايجاد ميكنند.
روزنامهنگار/رسانهاي كه كلا نسبت به جامعه و جهان خودش سوز نداشته باشد و بيتفاوت باشد، هرچقدر خوشگل هم بنويسد و گرافيك خوشگل هم بلد باشد و مصاحبههاي خاصتر هم بگيرد، راه به جايي نميبرد؛
چرا كه مخاطب روزنامهنگار/رسانه مردم هستند و با چنين خصلتهايي است كه او ميتواند اثرگذار باشد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
✍🏻✍🏻✍🏻😭😭😭
آقاي قرائتي در يكي از سخنرانيهاي خوش، اشاره كرد كه خداوند خطاب به پيامبر اسلام، فرمايش كرد كه يا پيامبر! ميداني تو چرا موفقتر از انبياي پيش از خودت شدي؟ چون تو سوز بيشتري داري؛ چون دلت بيشتر براي مردم ميسوزد؛ چون نميتواني بيتفاوت بنشيني.
خيلي هم معروف است كه خداوند خطاب به پيامبر خودش ميفرمايد بابا رها كن ديگر، اگر هدايت نميشوند خب تو تقصير نداري؛ ديگر چرا داري به خودت آسيب ميزني بابت غصه اين كه هدايت نميشوند؟
برداشت من اين است كه موفقيت يك روزنامهنگار يا رسانه را، چنين خصلتهايي ايجاد ميكنند.
روزنامهنگار/رسانهاي كه كلا نسبت به جامعه و جهان خودش سوز نداشته باشد و بيتفاوت باشد، هرچقدر خوشگل هم بنويسد و گرافيك خوشگل هم بلد باشد و مصاحبههاي خاصتر هم بگيرد، راه به جايي نميبرد؛
چرا كه مخاطب روزنامهنگار/رسانه مردم هستند و با چنين خصلتهايي است كه او ميتواند اثرگذار باشد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنگار؛ شاهد يا قاضي؟
❓❓❓
✍🏻✍🏻✍🏻
روزي روزگاري علياصغر شيرزادي، نويسنده مطرح ايراني، در مصاحبهاي گفته بود كه نويسنده يك شاهد است، نه يك قاضي. به نظر ميرسد كه اين جمله آقاي نويسنده، به شدت مناسب فضاي روزنامهنگاري هم باشد؛ اينكه ما شاهد هستيم، نه قضاوتكنند.
اما شايد اين قضيه با رويكرد روزنامهنگاري تخصصي در تضاد باشد: روزنامهنگار تخصصي، عملا ميتواند قضاوتي هم داشته باشد. اينطور نيست؟
حقيقت امر، چيزي كه به ذهنم ميرسد اين است كه:
اگر روزنامهنگار به قضاوت عادت كند، خودش ميشد يك نيروي كنشگر؛و طبيعي است كه بخش بزرگي از مخاطبان خودش را از دست ميدهد. در حالي كه شأن او شاهد بودن و فكت دادن و دقت در اين فكت دادن است. در اين صورت است كه ميتواند براي همه كنشگران، حتي براي آنهايي كه در ابتداي امر مخالف او هستند، يك مرجع باشد.
به نظر ميرسد از دست رفتن مرجعيت اطلاعاتي رسانهها، بخشي از آن به همين برگردد كه حواسشان نيست نقششان شاهد بودن است، نه قاضي بودن. شايد خيليها با اين رويكرد موافق نباشند،اما به هر حال،هر كسي را بهر كاري ساختهاند و شايد كار ما قضاوت نباشد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
❓❓❓
✍🏻✍🏻✍🏻
روزي روزگاري علياصغر شيرزادي، نويسنده مطرح ايراني، در مصاحبهاي گفته بود كه نويسنده يك شاهد است، نه يك قاضي. به نظر ميرسد كه اين جمله آقاي نويسنده، به شدت مناسب فضاي روزنامهنگاري هم باشد؛ اينكه ما شاهد هستيم، نه قضاوتكنند.
اما شايد اين قضيه با رويكرد روزنامهنگاري تخصصي در تضاد باشد: روزنامهنگار تخصصي، عملا ميتواند قضاوتي هم داشته باشد. اينطور نيست؟
حقيقت امر، چيزي كه به ذهنم ميرسد اين است كه:
اگر روزنامهنگار به قضاوت عادت كند، خودش ميشد يك نيروي كنشگر؛و طبيعي است كه بخش بزرگي از مخاطبان خودش را از دست ميدهد. در حالي كه شأن او شاهد بودن و فكت دادن و دقت در اين فكت دادن است. در اين صورت است كه ميتواند براي همه كنشگران، حتي براي آنهايي كه در ابتداي امر مخالف او هستند، يك مرجع باشد.
به نظر ميرسد از دست رفتن مرجعيت اطلاعاتي رسانهها، بخشي از آن به همين برگردد كه حواسشان نيست نقششان شاهد بودن است، نه قاضي بودن. شايد خيليها با اين رويكرد موافق نباشند،اما به هر حال،هر كسي را بهر كاري ساختهاند و شايد كار ما قضاوت نباشد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
ميفرمايد سركه نقد، به از حلواي نسيه.
اگر در مصاحبه طرف گفت چند روز بعد مفصل صحبت ميكنم
به اين مثل توجه كنيد؛ و اينكه پنج دقيقه مصاحبه همان لحظه
ارجحيت دارد بر مصاحبه مفصل روزهاي بعدي؛
چه بسياري از اين مصاحبهها كه هيچگاه انجام نشدند...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
اگر در مصاحبه طرف گفت چند روز بعد مفصل صحبت ميكنم
به اين مثل توجه كنيد؛ و اينكه پنج دقيقه مصاحبه همان لحظه
ارجحيت دارد بر مصاحبه مفصل روزهاي بعدي؛
چه بسياري از اين مصاحبهها كه هيچگاه انجام نشدند...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
Forwarded from روزنامهنگاری جدید
9 نکته درباره شهرت روزنامهنگاران و رسانهها
✍🏼عیسی محمدی
یک.
ایده اولیه این یادداشت، از توئیت یکی از همکاران رسانهای شکل گرفت. خانم فاطمه ترکاشوند در توئیتی، نوشته بودند:«اغلب وقتی شبکه خبر میبینم این سوال برام ایجاد میشه چرا خبرنگاراش، اعتبار حرفهای رو ندارن که محصول برند خاص و شاخصی باشه؛ مثلا شبا منتظر میز اقتصادی فلانی باشی یا گفتوگوی سیاسی بهمانی و... خیلی مرسومه در تلویزیونای جهان و کار مثبتیه؛ نمیدونن یا نمیخوان یا نمیتونن؟»
دو.
یکی از ایدههای رایج در روزنامههای جهان، چاپ عکس نویسندگان و گزارشگران در کنار گزارشهای آنهاست. این امر در درازمدت باعث چهره شدن این افراد رسانهای میشود. چهره شدن افراد، هم به نفع خودشان است و انگیزه بیشتری برای کار به آنها میبخشد؛ هم برای مخاطبان خوب است و به صورت خودکار سراغ نویسندگان محسوب خود میبرند.
سه.
روزگاری پرز، رئیس باشگاه رئال مادرید، درباره کریس رونالدو گفته بود که جاهطلبی او، جاهطلبی ماست؛ جاهطلبی رئالمادرید و موفقیت او موفقیت رئال است. البته بماند که حالا پرز بعدها در حق این ستاره خودش جفای بسیاری کرد. اما اصل حرفی که زده، بسیار عالی است؛ گره زدن جاهطلبیها و موفقیتهای نیروها به جاهطلبی و موفقیت یک تیم و سازمان و شرکت و یک گروه. در این صورت، تعارض منافع میان افراد تشکیلدهنده یک ساختار و دستاوردهای آن ساختار از بین خواهد رفت. چه چیزی بهتر از این؟
چهار.
روزگاری در حساب توئیتری خودم، نظرسنجی کوچکی انجام دادم درباره اینکه به نظر شما کشور پرتغال معروفتر است یا رونالدوی پرتغالی. بیشتر شرکتکنندگان گفته بودند که رونالدو معروفتر است. این، چیز عجیبی نبود و نیست. به واقع یک فرد با جاهطلبی خودش، میتواند به قدری پیش ببرد که حتی از تیم و ساختاری که او را ایجاد کرده هم بالاتر ببرد؛ درست مثل نسبت لیونل مسی و بارسلونا و ... .
پنج.
همه ما میدانیم که انتظار داشتن برای اینکه افراد به خاطر شرکت و تیم و گروه کار کنند، کار نسبتا سختی است. همه خواهند گفت که منافع این کار ما به جیب مدیران و اعتبار تیم و شرکت و سازمان میرود، پس جاذبهای برای ما ندارد. اما اگر کاری کنیم که بخشی یا حتی همه این اعتبار و موفقیت به خود این افراد برسد، به نظرتان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آنها انگیزه شخصی بالایی خواهند داشت و چون این انگیزه، گره خورده است با موفقیت تیم و شرکت و سازمان، یک بازی کاملا برد-برد محسوب میشود.
شش.
این کاری است که رسانههای ما نیز میتوانند انجام بدهند؛ اما چون ترس دارند غالبا تن به این کار نمیدهند. لابد ترس دارند که این افراد رسانه را ترک کنند یا با موضعگیریهای غیررسمی خودشان به رسانه آسیب بزنند. چه ترس نادرستی؛ وقتی که همه منافع با هم گره خورده باشد، چه نیازی به این ترس هست؟
هفت.
راهکار درست چنین است: گره زدن برندینگ شخصی روزنامهنگاران و خبرنگاران با برند رسانهها. راه درست هم چنین است: موفقیت شما، موفقیت رسانه ماست؛ شهرت شما، شهرت رسانه ماست؛ دستاوردهای حتی شخصی شما دستاوردهای جمعی رسانه ماست و ... . این تفکر، آیا تفکری سازنده برای مدیران رسانهای ما نیست؟ همه روزنامهنگاران انگیزه میگیرند؛ هم نفع آن میرسد به رسانهها و سازمانهای رسانهای.
هشت.
رسانهها حتی در این مسیر میتوانند مشاوران و همراهان و حامیان خبرنگاران و روزنامهنگاران هم باشند؛ به آنها مشاوره بدهند، فضا برای خودنمایی بیشتر بدهند، مأموریتهای بزرگتری برایشان در نظر بگیرند و حتی حسابهای آنها در شبکههای مجازی را رصد و مشاورههای لازم را برای بهتر شدن کار به آنها بدهند؛ حتی حسابهای کاربری انها را از طریق حساب کاربری رسانه و سازمانشان معرفی کنند. واقعا چه اشکالی دارد وقتی که طراحی کلی ما یک مدل برنده-برنده باشد؟
نه.
متأسفانه این فرآیند در کشور ما تعریف نشده است. به همین دلیل خبرنگاران و روزنامهنگاران به صورت خودکار اقدام به چنین کاری میکنند؛ تا برای خودشان برندینگ شخصی ایجاد کنند. نتیجه؟ آنها تعلق خاطری به رسانه خود نخواهند داشت، به صورت سنتی طول خواهد کشید تا برندینگ شخصیشان را ایجاد کنند و ... . در این مدل، زمان برای روزنامهنگار کند خواهد گذشت و از سوی دیگر، رسانه هیچ نفعی از این شهرت ایجاد شده نخواهد برد.
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
✍🏼عیسی محمدی
یک.
ایده اولیه این یادداشت، از توئیت یکی از همکاران رسانهای شکل گرفت. خانم فاطمه ترکاشوند در توئیتی، نوشته بودند:«اغلب وقتی شبکه خبر میبینم این سوال برام ایجاد میشه چرا خبرنگاراش، اعتبار حرفهای رو ندارن که محصول برند خاص و شاخصی باشه؛ مثلا شبا منتظر میز اقتصادی فلانی باشی یا گفتوگوی سیاسی بهمانی و... خیلی مرسومه در تلویزیونای جهان و کار مثبتیه؛ نمیدونن یا نمیخوان یا نمیتونن؟»
دو.
یکی از ایدههای رایج در روزنامههای جهان، چاپ عکس نویسندگان و گزارشگران در کنار گزارشهای آنهاست. این امر در درازمدت باعث چهره شدن این افراد رسانهای میشود. چهره شدن افراد، هم به نفع خودشان است و انگیزه بیشتری برای کار به آنها میبخشد؛ هم برای مخاطبان خوب است و به صورت خودکار سراغ نویسندگان محسوب خود میبرند.
سه.
روزگاری پرز، رئیس باشگاه رئال مادرید، درباره کریس رونالدو گفته بود که جاهطلبی او، جاهطلبی ماست؛ جاهطلبی رئالمادرید و موفقیت او موفقیت رئال است. البته بماند که حالا پرز بعدها در حق این ستاره خودش جفای بسیاری کرد. اما اصل حرفی که زده، بسیار عالی است؛ گره زدن جاهطلبیها و موفقیتهای نیروها به جاهطلبی و موفقیت یک تیم و سازمان و شرکت و یک گروه. در این صورت، تعارض منافع میان افراد تشکیلدهنده یک ساختار و دستاوردهای آن ساختار از بین خواهد رفت. چه چیزی بهتر از این؟
چهار.
روزگاری در حساب توئیتری خودم، نظرسنجی کوچکی انجام دادم درباره اینکه به نظر شما کشور پرتغال معروفتر است یا رونالدوی پرتغالی. بیشتر شرکتکنندگان گفته بودند که رونالدو معروفتر است. این، چیز عجیبی نبود و نیست. به واقع یک فرد با جاهطلبی خودش، میتواند به قدری پیش ببرد که حتی از تیم و ساختاری که او را ایجاد کرده هم بالاتر ببرد؛ درست مثل نسبت لیونل مسی و بارسلونا و ... .
پنج.
همه ما میدانیم که انتظار داشتن برای اینکه افراد به خاطر شرکت و تیم و گروه کار کنند، کار نسبتا سختی است. همه خواهند گفت که منافع این کار ما به جیب مدیران و اعتبار تیم و شرکت و سازمان میرود، پس جاذبهای برای ما ندارد. اما اگر کاری کنیم که بخشی یا حتی همه این اعتبار و موفقیت به خود این افراد برسد، به نظرتان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آنها انگیزه شخصی بالایی خواهند داشت و چون این انگیزه، گره خورده است با موفقیت تیم و شرکت و سازمان، یک بازی کاملا برد-برد محسوب میشود.
شش.
این کاری است که رسانههای ما نیز میتوانند انجام بدهند؛ اما چون ترس دارند غالبا تن به این کار نمیدهند. لابد ترس دارند که این افراد رسانه را ترک کنند یا با موضعگیریهای غیررسمی خودشان به رسانه آسیب بزنند. چه ترس نادرستی؛ وقتی که همه منافع با هم گره خورده باشد، چه نیازی به این ترس هست؟
هفت.
راهکار درست چنین است: گره زدن برندینگ شخصی روزنامهنگاران و خبرنگاران با برند رسانهها. راه درست هم چنین است: موفقیت شما، موفقیت رسانه ماست؛ شهرت شما، شهرت رسانه ماست؛ دستاوردهای حتی شخصی شما دستاوردهای جمعی رسانه ماست و ... . این تفکر، آیا تفکری سازنده برای مدیران رسانهای ما نیست؟ همه روزنامهنگاران انگیزه میگیرند؛ هم نفع آن میرسد به رسانهها و سازمانهای رسانهای.
هشت.
رسانهها حتی در این مسیر میتوانند مشاوران و همراهان و حامیان خبرنگاران و روزنامهنگاران هم باشند؛ به آنها مشاوره بدهند، فضا برای خودنمایی بیشتر بدهند، مأموریتهای بزرگتری برایشان در نظر بگیرند و حتی حسابهای آنها در شبکههای مجازی را رصد و مشاورههای لازم را برای بهتر شدن کار به آنها بدهند؛ حتی حسابهای کاربری انها را از طریق حساب کاربری رسانه و سازمانشان معرفی کنند. واقعا چه اشکالی دارد وقتی که طراحی کلی ما یک مدل برنده-برنده باشد؟
نه.
متأسفانه این فرآیند در کشور ما تعریف نشده است. به همین دلیل خبرنگاران و روزنامهنگاران به صورت خودکار اقدام به چنین کاری میکنند؛ تا برای خودشان برندینگ شخصی ایجاد کنند. نتیجه؟ آنها تعلق خاطری به رسانه خود نخواهند داشت، به صورت سنتی طول خواهد کشید تا برندینگ شخصیشان را ایجاد کنند و ... . در این مدل، زمان برای روزنامهنگار کند خواهد گذشت و از سوی دیگر، رسانه هیچ نفعی از این شهرت ایجاد شده نخواهد برد.
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
درخواست دکتر رضا داوری اردکانی از روزنامهنگاران
دکتر رضا داوری اردکانی فیلسوف و متفکر ایرانی خبر داد از دانشگاهیان برای آگاهی جامعه مأیوس شده است اما از روزنامهنگاران میخواهم وظیفه بیدارگری و خودآگاهی در جامعه را برعهده بگیرند .
دکتر داوری اردکانی در گفتگو با روزنامهسازندگی گفت: از دانشگاهیان قطع امید کردهام.... دانشگاهیان با توسعه آموزش عالی در سالهای اخیر دو گروه شدهاند گروهی که دانشمندند و گروهی که بیشترشان شغل دانشگاهی دارند. از گروه دوم که توقع نباید داشت اما گروه اول هم بیشتر به علم و تخصص خود مشغولاند و کمتر مجال نگاه کردن به بیرون و مسائل جامعه دارند. معمولاً فکر نمیکنند که چه باید کرد. بیآنکه به عمل بیندیشند تصمیم میگیرند و اقدام میکنند اما روزنامهنویسان از ناتوانیها و کمبودها و ضعفهای سازمانها و متصدیان امور خبر دارند و مهمتر اینکه آنها زبان نقد را میشناسند و وظیفه دشوار بیدارگری را به عهده گرفتهاند. کار بیدارگری با سیاسینویسی تمام نمیشود. دانشگاه روزبهروز بیشتر گرفتار مسائل انتزاعی میشود و دیگر چندان پیوندی با سیاست و جامعه و زندگی ندارد. اما روزنامهنگاران مخاطبانی در میان مردم دارند پس باید این خودآگاهی را در جامعه ایجاد کنند.... کشور فردایی هم خواهد داشت که نمیدانیم چیست و چگونه خواهد بود و خدا کند که فردا، فقر و حرمان و ملال بیشتر و زمینی خشکتر و هوایی آلودهتر و دلهای پراکندهتر و خاطرههای آزردهتر نباشد. موجودیت کشور بسته به اینهاست. به این جهت از روزنامهنگاران توقع و استدعا دارم به فرهنگ و آینده کشور توجه بیشتری مبذول دارند.
@journalistsclub1
https://s6.uupload.ir/files/screenshot_2022-04-16_165231_63gs.jpg
دکتر رضا داوری اردکانی فیلسوف و متفکر ایرانی خبر داد از دانشگاهیان برای آگاهی جامعه مأیوس شده است اما از روزنامهنگاران میخواهم وظیفه بیدارگری و خودآگاهی در جامعه را برعهده بگیرند .
دکتر داوری اردکانی در گفتگو با روزنامهسازندگی گفت: از دانشگاهیان قطع امید کردهام.... دانشگاهیان با توسعه آموزش عالی در سالهای اخیر دو گروه شدهاند گروهی که دانشمندند و گروهی که بیشترشان شغل دانشگاهی دارند. از گروه دوم که توقع نباید داشت اما گروه اول هم بیشتر به علم و تخصص خود مشغولاند و کمتر مجال نگاه کردن به بیرون و مسائل جامعه دارند. معمولاً فکر نمیکنند که چه باید کرد. بیآنکه به عمل بیندیشند تصمیم میگیرند و اقدام میکنند اما روزنامهنویسان از ناتوانیها و کمبودها و ضعفهای سازمانها و متصدیان امور خبر دارند و مهمتر اینکه آنها زبان نقد را میشناسند و وظیفه دشوار بیدارگری را به عهده گرفتهاند. کار بیدارگری با سیاسینویسی تمام نمیشود. دانشگاه روزبهروز بیشتر گرفتار مسائل انتزاعی میشود و دیگر چندان پیوندی با سیاست و جامعه و زندگی ندارد. اما روزنامهنگاران مخاطبانی در میان مردم دارند پس باید این خودآگاهی را در جامعه ایجاد کنند.... کشور فردایی هم خواهد داشت که نمیدانیم چیست و چگونه خواهد بود و خدا کند که فردا، فقر و حرمان و ملال بیشتر و زمینی خشکتر و هوایی آلودهتر و دلهای پراکندهتر و خاطرههای آزردهتر نباشد. موجودیت کشور بسته به اینهاست. به این جهت از روزنامهنگاران توقع و استدعا دارم به فرهنگ و آینده کشور توجه بیشتری مبذول دارند.
@journalistsclub1
https://s6.uupload.ir/files/screenshot_2022-04-16_165231_63gs.jpg
#روزنامهنگاران_نابغه
✍🏻✍🏻✍🏻
ولاتکو ووشتیچ، مربی شخصی لوکا مودریچ، درباره آمادگی جسمانی خیرهکننده این بازیکن در 37 سالگی، مصاحبه جالبی با ورزش سه داشته است.
در بخشی از این مصاحبه اشاره میکند:
«چرا میگویم مودریچ نابغه است؟ بهخاطر اینکه لوکا در زمین سریعتر از بقیه بازیکنان فکر میکند. او زمین فوتبال را متفاوتتر از بقیه و در یک تصویر بزرگتر در ذهن خودش تداعی میکند. بهخاطر این سرعت فکر کردن، انگار لوکا از بقیه بازیکنهای حاضر در زمین چند قدم جلوتر است.»
⚽️⚽️⚽️
و همچنین اشاره میکند که:
«تصور کنید وقتی دارید شطرنج بازی میکنید، یکی میتواند چند تا حرکت بعدی روی صفحه را بهدرستی پیش بینی کند و به همین دلیل درست تصمیم بگیرد. لوکا میتواند تصور کند که قراره بازیکن همتیمی دقیقاً به کدام سمت حرکت کند و به همیندلیل میتواند پاسهای خودش را به جایی بفرستد که بازیکنها قرار است به سمتش بروند، نه جایی که هستند. باز میگویم که به همین دلایل من مودریچ را یک نابغه میدانم.»
وقتی این جملهها را خواندم، به شدت متوجه شدم که نکتههایی است که در حوزه رسانه و روزنامهنگاری هم کارکرد دارد. اما چطور؟
🥇🥇🥇
بهترین روزنامهنگاران، آنهایی هستند که در عرصه و زمین بازی رسانه، سریعتر از بقیه فکر میکنند. آنها به جایی که جریان روزنامهنگاری و خبر ایستاده توجه نمیکنند؛ به جایی که جریان روزنامهنگاری و خبر قرار است برود دقت میکنند. به خاطر همین تبدیل به یک نابغه میشوند. وگرنه هر کسی میتواند یک گزارش معمولی و یک تحلیل معمولی بنویسد یا فقط حواسش به جایی که روزنامهنگاری هست و روزنامهنگاران، باشد.
🎯🎯🎯
اما روزنامهنگاری به کجا میرود یا قرار است برود؟
به سوی چند رسانهای شدن؛ به سوی شبکههای مجازی؛ به سوی مینیمال نویسی و به سوی تصویری شده و دادهمحور شدن و حرکت از فرمهای تخصصی به فرمهای خلاقانه و .... . همه توجه یک روزنامهنگار نابغه باید به این سمت باشد و بتواند مثل شطرنجبازی قهار، حرکتهای بعدی هر رویداد و جریان و حتی جریان روزنامهنگاری را حدس بزند تا به تصمیم درست و خونسردانه برسد.
اینطور نیست؟
در اینباره بیشتر خواهم نوشت...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
✍🏻✍🏻✍🏻
ولاتکو ووشتیچ، مربی شخصی لوکا مودریچ، درباره آمادگی جسمانی خیرهکننده این بازیکن در 37 سالگی، مصاحبه جالبی با ورزش سه داشته است.
در بخشی از این مصاحبه اشاره میکند:
«چرا میگویم مودریچ نابغه است؟ بهخاطر اینکه لوکا در زمین سریعتر از بقیه بازیکنان فکر میکند. او زمین فوتبال را متفاوتتر از بقیه و در یک تصویر بزرگتر در ذهن خودش تداعی میکند. بهخاطر این سرعت فکر کردن، انگار لوکا از بقیه بازیکنهای حاضر در زمین چند قدم جلوتر است.»
⚽️⚽️⚽️
و همچنین اشاره میکند که:
«تصور کنید وقتی دارید شطرنج بازی میکنید، یکی میتواند چند تا حرکت بعدی روی صفحه را بهدرستی پیش بینی کند و به همین دلیل درست تصمیم بگیرد. لوکا میتواند تصور کند که قراره بازیکن همتیمی دقیقاً به کدام سمت حرکت کند و به همیندلیل میتواند پاسهای خودش را به جایی بفرستد که بازیکنها قرار است به سمتش بروند، نه جایی که هستند. باز میگویم که به همین دلایل من مودریچ را یک نابغه میدانم.»
وقتی این جملهها را خواندم، به شدت متوجه شدم که نکتههایی است که در حوزه رسانه و روزنامهنگاری هم کارکرد دارد. اما چطور؟
🥇🥇🥇
بهترین روزنامهنگاران، آنهایی هستند که در عرصه و زمین بازی رسانه، سریعتر از بقیه فکر میکنند. آنها به جایی که جریان روزنامهنگاری و خبر ایستاده توجه نمیکنند؛ به جایی که جریان روزنامهنگاری و خبر قرار است برود دقت میکنند. به خاطر همین تبدیل به یک نابغه میشوند. وگرنه هر کسی میتواند یک گزارش معمولی و یک تحلیل معمولی بنویسد یا فقط حواسش به جایی که روزنامهنگاری هست و روزنامهنگاران، باشد.
🎯🎯🎯
اما روزنامهنگاری به کجا میرود یا قرار است برود؟
به سوی چند رسانهای شدن؛ به سوی شبکههای مجازی؛ به سوی مینیمال نویسی و به سوی تصویری شده و دادهمحور شدن و حرکت از فرمهای تخصصی به فرمهای خلاقانه و .... . همه توجه یک روزنامهنگار نابغه باید به این سمت باشد و بتواند مثل شطرنجبازی قهار، حرکتهای بعدی هر رویداد و جریان و حتی جریان روزنامهنگاری را حدس بزند تا به تصمیم درست و خونسردانه برسد.
اینطور نیست؟
در اینباره بیشتر خواهم نوشت...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi