دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
59 subscribers
96 photos
1 video
1 file
155 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram
روزنامه‌نگاري چه هست، چه نيست؟

روزنامه‌نگاري مهارت انتخاب است نه مهارت انتشار
مهارت گزيده‌گويي است نه مهارت پُرگويي
مهارت تك‌تيراندازي است، نه مهارت مسلسل‌وار شليك كردن

گاهي انتشار يك خبر و گزارش فكرشده و تمركزشده و متناسب با شرايط و ...
كاركردي مفيدتر از هزاران خبر و گزارش مي‌تواند براي گزارشگر و خبرنگار و رسانه و حتي آن موضوع داشته باشند.

🔍🔍🔍

در طول سال گذشته چند هزار خبر و گزارش رصد كرده‌ايد؟
كدام‌ها جامعه يا جامعه هدف را تكان داده؟
بله، روزنامه‌نگاري يعني انتخاب مفيدترين و اثرگذارترين پيام‌ها با توجه به موقعيت و شرايط زمانه.



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
تفاوت اصلي روزنامه‌نگاري با سرگرمي، هنر و تبليغات




در نهايت آن‌چه روزنامه‌نگاري را از سرگرمي، تبليغات، داستان يا هنر متمايز مي‌كند، اصل تأييد صحت مطالب است. مطالب سرگرم‌كننده و خويشاوند نزديك آن يعني نوشته‌هاي شاد و آموزنده، بيشتر جنبه تفريحي دارند. تبليغات، با گزينش حقايق يا ابداع آن‌ها براي كمك به يك هدف خاص مانند ترغيب يا اغفال همراه است. داستان‌ها نيز با هدف ارائه تصويري شخصي از آن‌چه حقيقت ناميده مي‌شود، ساخته‌پرداخته مي‌شود.
روزنامه‌نگاري بيش از هر چيزي بر ارائه گزارش دقيق از ان‌چه رخ داده است تأكيد دارد.


... عينيت‌گرايي از روزنامه‌نگاران مي‌خواست براي ارزيابي اطلاعات روشي منسجم و براي بررسي شواهد رهيافتي شفاف پديد آورند تا تا اين‌كه گرايش و اغراض شخصي و فرهنگي آن‌ها بر دقت فعاليت‌هاي آن‌ها خدشه‌اي وارد نياورد.
ليپمن معتقد بود كه در دنياي آشفته امروز تنها يك نوع وحدت امكان‌پذير است؛ وحدت در روش نه وحدت در هدف. يعني وحدت تجربه نظام‌مند. او معتقد بود بايد آموزش روزنامه‌نگاري تغيير كرده و محور اصلي، مطالعه شواهد و تأييد صحت و سقم آن‌ها باشد.

كتاب «عناصر روزنامه‌نگاري»



پ.ن:
اين چيزي است كه تحت عنوان روحيه علمي در دانشگاه‌ها هم مطرح مي‌شود؛ يعني رسيدن به دقيق‌ترين تصوير و حقيقت. نقل است كه ماركز زماني كه بخشي از كتاب‌هاي خودش را به سبك روزنامه‌نگار و رئاليسم مي‌نوشت، قصد داشت كه كاملا واقعي بنويسد. يك‌بار او به اداره نجوم كشورش زنگ زد تا ببيند در فلان روزي كه او در نوشته‌اش مدعي شده، ماه كامل بوده يا نه. به او گفتند چه اهميتي دارد؟ گفت اگر من در اين نكته به اين سادگي دروغ بگويم، از قدرت كلي گزارش و داستاني كه مي‌خواهم بگويم كم خواهد شد و در اصل يك گزارش واقعي، بايد همه‌چيزش واقعي باشد تا باورپذير به نظر برسد.



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
چگونه و براي چه مشهور شدن؛ مهمتر از مشهور شدن




اجازه بدهيد بخشي از #برندينگ_شخصي يا #پرسونال_برندينگ را هم به حوزه رسانه اختصاصي بدهيم.
يكي از خبرنگاران بود كه وقتي كنفرانس‌هاي خبري مي‌شد، سريع‌تر از همه مي‌آمد و صندلي اول مي‌نشست. مثلا گاهي نيم ساعت زودتر. مي‌گفتند چرا اين كار را مي‌كني؟ مي‌گفت تلويزيون مرا نشان مي‌دهد و شب كه خانه‌مان نشسته‌ام، فك و فاميل و خانواده مي‌بينند و كلي كيف مي‌كنند.
البته اين هم روشي است براي ديده شدن.
اما آيا چنين روشي به صلاح است؟
در برندينگ شخصي، مهم مشهور شدن نيست؛
مهم
- چگونه مشهور شدن
و
به چه منظور مشهور شدن است.



در همين دنياي رسانه و روزنامه‌نگاري هم، افرادي را داريم كه شهرت‌شان را از راه درست كسب كرده‌اند؛
يعني گزارش‌ها و مطالب خوب نوشته‌اند،
كتاب‌هاي فراوان خوانده و حتي كتاب در حوزه تخصصي‌شان نوشته‌اند،
كارشان را به غايت خوب انجام مي‌دهند،
و تعهد براي بهترين شدن داشته و دارند.
شهرت‌ نيك‌شان هم در نهايت به جايي مي‌رسد كه حتي براي مصاحبه كردن با آن‌ها و مشاوره گرفتن و حتي پست و موقعيت دادن به آن‌ها سر و دست مي‌شكنند.

متأسفانه برخي از خبرنگاران يا خبرنگارنماها هستند كه تصور مي‌كنند در اين حوزه در كل مشهور و توي چشم بودن، بهتر از نبودن است؛ حتي اگر اين شهرت، شهرت جالبي هم نباشد.
در دنياي رسانه و خبرنگاري فرد ديگري نيز به بلاك و آنبلاك مشهور شده است؛ با اين كار عملا در صدد رشد فالوئرهاي خود است و همه هم او را به اين كار و البته مواضع خاص ديگر مي‌شناسند.
اما جالب اين‌كه اين فرد اهميتي به اين نكته نمي‌دهد و به كارش ادامه مي‌دهد.
واقعا چنين شهرت‌هايي چه اهميتي دارد؟


مهم به هر قيمتي مشهور شدن نيست؛
مهم درست مشهور شدن و از راه درست مشهور شدن است؛
طوري كه ديگران با احترام با شهرت و تخصص شما برخورد كنند.
وگرنه شما اصلا 10 برابر آقاي دوربيني ديده شو و شهرت به دست بياور،
چه فايده وقتي برايت توليد ارزش و كار و پروژه و ... نمي‌كند؟

🙏🙏🙏


https://news.1rj.ru/str/caffemo
منبع ناشناخته‌‌اي به نام مخاطبان ناراضي و شاكي!


✍🏼عيسي محمدي

اصحاب رسانه و خاصه مدیران رسانه لازم است که چیزهایی از بازاریابی و فروش و مشتری داری و ... هم بدانند. درست است که ما کاری فرهنگی داریم انجام می‌دهیم، اما در اصل یک صنعت‌فرهنگ هم هستیم.
در این‌جا دو نکته را می‌خواهم عرض کنم که امید است خیلی به کارتان بیاید؛

نکته اول این است که به قول مدیران بزرگ، جایی که مشتریان ناراضی هستند، درس‌های زیادی برای جلو افتادن در صنعت شما هم وجود دارد.
رسانه‌ها مشتریان زیادی دارند که البته همیشه گلایه‌مند هستند. جالب این‌که بیشتر رسانه‌ها حال و حوصله پاسخ دادن و توجه و مطالعه نارضایتی‌ها را ندارند. حتی گاهی مشاهده می‌شود که خیلی بد برخورد می‌کنند و می‌گویند سطح مخاطبان پایین‌تر از این است که بخواهند برای ما تعیین تکلیف کنند. نتیجه چه می‌شود؟ خداحاظی خاموش مخاطبان.

خطر اصلی همین مخاطبان خاموشی هستند که بدون جار و جنجال رسانه و محصول شما را ترک می‌کنند. ضمن این‌که هر کدام آن‌ها می‌توانند این حس منفی را به پانزده تا بیست نفر هم منتقل کنند. این دیگر یک فاجعه است.

اما واقعاً مخاطبان ناراضی از چه چیزهایی گلایه می‌کنند؟ چیزهایی که دیده‌ایم، چنین است:
ـ سوژه‌های انتخاب شده به درد مخاطب نمی‌خورد؛
ـ اطلاعات بیان شده موثق نیستند؛
ـ نکته‌هایی مغفول مانده است؛
ـ چرا به منابع اصلی مراجعه نشده است؟
ـ گزارش شما کامل نیست؛
ـ گزارش شما تحریف‌شده است؛
ـ اطلاعات شما قدیمی است؛
ـ و ...


نکته این‌جاست که این موارد، دقیقاً همان چیزهایی است که باعث ضعف یک رسانه هم می‌شود. پس بهترین نکته، توجه به مخاطبان ناراضی است که می‌توانند مزیت‌های زیادی برای ما و رسانه ما ایجاد کنند، در صورتی که نارضایتی آن‌ها را کشف و رفع کنیم. يعني كار و بار شما بايد تدوين و تفسير نارضايتي‌ها باشد.

اما نکته بعدی در حوزه بازاریابی، رفتارهایی است که با مشتریان و مراجعان و در حوزه رسانه با خوانندگان خود می‌توانید داشته باشید. کارشناسان بازاریابی، این رفتارها را در چهار بخش تقسیم بندی می‌کنند:
1. مشتری خود را راضی کنید؛ یعنی چیزهایی که خواسته شده را انجام بدهید.
2. مشتریان خود را خوشحال کنید؛ یعنی مقداری از انتظاری که از شما می‌رود، برای مشتری خود بیشتر کار کنید.
3. مشتری خود را غافلگیر کنید؛ یعنی چیزی را که انتظارش را ندارد به او بدهید.
4. و مرحله نهایی، شگفت‌زده کردن مشتری است؛ کاری بکنید که او اصلاً باورش نشود. تفاوت این حوزه با بخش غافلگیری، این است که در قسمت قبلی، مخاطب انتظار رفتاری را ندارد و بعد از خوشحالی با آن کنار می‌آید، اما در مرحله نهایی، مخاطب یا مشتری مدام به اطرافیان خود تعریف می‌کند که چه اتفاقی افتاده و باورش برایش سخت خواهد بود.

شما به عنوان اصحاب رسانه، چه کار می‌کنید؟
صرفاً کاری را که از شما خواسته شده را انجام می‌دهید؟ در این صورت مخاطب شما لرزان خواهد بود و به راحتی لیز خورده و به رسانه‌ای دیگر می‌افتد.
مخاطب خودتان را خوشحال می‌کنید؟ در این صورت کمی وضع بهتر می‌شود، اما هنوز هم خط از دست دادن مشتری یا مخاطب وجود دارد.
مخاطب خودتان را غافلگیر می‌کنید؟ در این صورت مخاطب شما وفادارتر می‌شود.
یا این‌که مخاطب خودتان را شگفت‌زده می‌کنید؟ در این صورت مخاطب شما وفادار خواهد ماند و همه‌جا دنبال شما خواهد بود.

بنشينید و فکر کنید که به عنوان اصحاب رسانه یا مدیر رسانه، چه راه‌هایی برای خوشحال کردن مخاطب‌تان دارید؟
این فکر کردن، باید بخشی از کار شما باشد؛ وگرنه در میان هزاران رسانه و ده‌ها هزار خبرنگار و اصحاب رسانه‌ای که وجود دارد، به راحتی فراموش می‌شوید.
راستی روزانه، چقدر به این چیزها فکر مي‌كنيد؟



@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
مزيت از دست رفته

هم دارايي‌هاي‌شان از رسانه بيشتر است،‌ هم ساختمان‌هاي‌شان، هم تعداد نيروهاي‌شان، هم ارتباطات و شبكه‌سازي‌هاي‌شان گسترده‌تر است، هم اختيارات قانوني‌شان، هم گردش مالي‌شان فوق‌العاده بيشتر است و ...
پس چه چيزي باعث مي‌شود از رسانه اصيل بترسند؟

فقط و فقط روحيه‌ تعهد تام و تمام به حقيقت و استقلال فكري و منافع مردم و كشور.
در واقع برتري رسانه نرم‌افزاري است، نه سخت‌افزاري؛ در سخت‌افزار كه حرفي براي گفتن ندارد.
پس بيخودي دنبال بزرگتر كردن رسانه‌تان نباشيد،
دنبال آن مزيت از دست رفته نرم‌افزاري باشيد...

#روزنامه‌نگاري



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
9 نکته درباره شهرت روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها
✍🏼عیسی محمدی

یک.
ایده اولیه این یادداشت، از توئیت یکی از همکاران رسانه‌ای شکل گرفت. خانم فاطمه ترکاشوند در توئیتی، نوشته بودند:«اغلب وقتی شبکه خبر می‌بینم این سوال برام ایجاد می‌شه چرا خبرنگاراش، اعتبار حرفه‌ای رو ندارن که محصول برند خاص و شاخصی باشه؛ مثلا شبا منتظر میز اقتصادی فلانی باشی یا گفت‌وگوی سیاسی بهمانی و... خیلی مرسوم‌ه در تلویزیونای جهان و کار مثبتی‌ه؛ نمی‌دونن یا نمی‌خوان یا نمی‌تونن؟»

دو.
یکی از ایده‌های رایج در روزنامه‌های جهان، چاپ عکس نویسندگان و گزارشگران در کنار گزارش‌های آن‌هاست. این امر در درازمدت باعث چهره شدن این افراد رسانه‌ای می‌شود. چهره شدن افراد، هم به نفع خودشان است و انگیزه بیشتری برای کار به آن‌ها می‌بخشد؛ هم برای مخاطبان خوب است و به صورت خودکار سراغ نویسندگان محسوب خود می‌برند.

سه.
روزگاری پرز، رئیس باشگاه رئال مادرید، درباره کریس رونالدو گفته بود که جاه‌طلبی او، جاه‌طلبی ماست؛ جاه‌طلبی رئال‌مادرید و موفقیت او موفقیت رئال است. البته بماند که حالا پرز بعدها در حق این ستاره خودش جفای بسیاری کرد. اما اصل حرفی که زده، بسیار عالی است؛ گره زدن جاه‌طلبی‌ها و موفقیت‌های نیروها به جاه‌طلبی و موفقیت یک تیم و سازمان و شرکت و یک گروه. در این صورت، تعارض منافع میان افراد تشکیل‌دهنده یک ساختار و دستاوردهای آن ساختار از بین خواهد رفت. چه چیزی بهتر از این؟

چهار.
روزگاری در حساب توئیتری خودم، نظرسنجی کوچکی انجام دادم درباره این‌که به نظر شما کشور پرتغال معروفتر است یا رونالدوی پرتغالی. بیشتر شرکت‌کنندگان گفته بودند که رونالدو معروفتر است. این، چیز عجیبی نبود و نیست. به واقع یک فرد با جاه‌طلبی خودش، می‌تواند به قدری پیش ببرد که حتی از تیم و ساختاری که او را ایجاد کرده هم بالاتر ببرد؛ درست مثل نسبت لیونل مسی و بارسلونا و ... .

پنج.
همه ما می‌دانیم که انتظار داشتن برای این‌که افراد به خاطر شرکت و تیم و گروه کار کنند، کار نسبتا سختی است. همه خواهند گفت که منافع این کار ما به جیب مدیران و اعتبار تیم و شرکت و سازمان می‌رود، پس جاذبه‌ای برای ما ندارد. اما اگر کاری کنیم که بخشی یا حتی همه این اعتبار و موفقیت به خود این افراد برسد، به نظرتان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آن‌ها انگیزه شخصی بالایی خواهند داشت و چون این انگیزه، گره خورده است با موفقیت تیم و شرکت و سازمان، یک بازی کاملا برد-برد محسوب می‌شود.

شش.
این کاری است که رسانه‌های ما نیز می‌توانند انجام بدهند؛ اما چون ترس دارند غالبا تن به این کار نمی‌دهند. لابد ترس دارند که این افراد رسانه را ترک کنند یا با موضع‌گیری‌های غیررسمی خودشان به رسانه آسیب بزنند. چه ترس نادرستی؛ وقتی که همه منافع با هم گره خورده باشد، چه نیازی به این ترس هست؟

هفت.
راهکار درست چنین است: گره زدن برندینگ شخصی روزنامه‌نگاران و خبرنگاران با برند رسانه‌ها. راه درست هم چنین است: موفقیت شما، موفقیت رسانه ماست؛ شهرت شما،‌ شهرت رسانه ماست؛ دستاوردهای حتی شخصی شما دستاوردهای جمعی رسانه ماست و ... . این تفکر، آیا تفکری سازنده برای مدیران رسانه‌ای ما نیست؟ همه روزنامه‌نگاران انگیزه می‌گیرند؛ هم نفع آن می‌رسد به رسانه‌ها و سازمان‌های رسانه‌ای.

هشت.
رسانه‌ها حتی در این مسیر می‌توانند مشاوران و همراهان و حامیان خبرنگاران و روزنامه‌نگاران هم باشند؛ به آن‌ها مشاوره بدهند، فضا برای خودنمایی بیشتر بدهند، مأموریت‌های بزرگتری برای‌شان در نظر بگیرند و حتی حساب‌های آن‌ها در شبکه‌های مجازی را رصد و مشاوره‌های لازم را برای بهتر شدن کار به آن‌ها بدهند؛ حتی حساب‌های کاربری ان‌ها را از طریق حساب کاربری رسانه و سازمان‌شان معرفی کنند. واقعا چه اشکالی دارد وقتی که طراحی کلی ما یک مدل برنده-برنده باشد؟

نه.
متأسفانه این فرآیند در کشور ما تعریف نشده است. به همین دلیل خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به صورت خودکار اقدام به چنین کاری می‌کنند؛ تا برای خودشان برندینگ شخصی ایجاد کنند. نتیجه؟ آن‌ها تعلق خاطری به رسانه خود نخواهند داشت، به صورت سنتی طول خواهد کشید تا برندینگ شخصی‌شان را ایجاد کنند و ... . در این مدل، زمان برای روزنامه‌نگار کند خواهد گذشت و از سوی دیگر، رسانه هیچ نفعی از این شهرت ایجاد شده نخواهد برد.

@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
#آيين_روزنامه‌داري_و_روزنامه‌نگاري

غالباً رسم بر این است که روزنامه‌ها، شکل می‌گیرند تا به موفقیت برسند. کسی را پیدا نمی‌کنید که مدیرمسئول یا سردبیر روزنامه‌ای شده باشد، اما چنین ایده‌ای در سرش نپرورانده باشد. و البته باز هم غالباً رسم بر این است که بیشتر روزنامه‌ها و جراید کثیرالانتشار، به موفقیت نرسند و از میانه راه، شکست خورده و ناتوان از ادامه این مسیر، تعطیل شوند. یا اینکه از میانه راه، در حالی که می‌دانند شکست خورده‌اند و به موفقیت حرفه‌ای و رسانه‌ای نرسیده‌اند، دست به دامان کمک‌های ریز و درشت از جانب دیگران شده و از این طریق، ادامه می‌دهند. یک روزنامه چرا و چگونه موفق می‌شود؟ سئوال ساده، اما پیچیده‌ای است. هر روزنامه‌ای، در بستری فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی شکل می‌گیرد که موفقیتش، به آن‌ها گره می‌خورد. البته بدیهی است که نمی‌شود به همه سردبیران و متولیان روزنامه‌ها، مدل خاصی از رفتارهای رسانه‌ای را پیشنهاد داد تا به موفقیت برسند. اما طبیعی است که با بازخوانی علل موفقیت روزنامه‌ها و سردبیران بر‌تر تاریخ مطبوعات، می‌توان به ایده‌های نابی دست یافت؛ اتفاقی که در این متن تحقیقاتی، به آن پرداخته شده است. شاید مهمترین برداشتی که بتوانید از این متن تحقیقاتی داشته باشید، این نکته باشد که: گاه وجود یک سردبیر مقتدر و یک ناشر و مدیرمسئول آگاه و شجاع، می‌تواند یک روزنامه را به تنهایی، به اوج برساند و این، یعنی قدرت مدیریت یک سردبیر و ناشر و مدیرمسئول؛ اتفاقی که نمی‌توان و نباید از آن شانه خالی کرد.

اين پژوهش كوتاه، بيشتر نكته‌واره‌هايي است كه از كتاب‌هاي مختلف درباره اين‌كه چطور يك رسانه و روزنامه معتبر داشته باشيم، برداشته‌ام.
براي خودم كه مفيد بوده.
اين‌جا به اشتراك مي‌گذارم؛ باشد كه همگي سود ببريد.


👇👇👇
🖕🖕🖕

اين مطلب جديد از دكتر سريع‌القلم
نكته‌هايي بديع براي كسب اعتبار در #روزنامه‌»گاري داردۀ
توصيه مي‌كنم به هيچ وجه مطالعه‌اش را از دست ندهيد.
سلام و درود خدمت همه همراهان و اساتيد ارجمندم
مدتي به واسطه كثرت مشغله امكان بارگذاري مطلب در اين‌جا را نداشتم.
البته نگاهي هم كه به مطالبي كه بايد منتشر مي‌شد هم داشتم و ديدم كلا كمي سفت و سخت مي‌نويسم؛ يعني با روحيه نوشتاري هميشگي‌ام متفاوت است.
تصميم گرفته‌ام مطالب كوتاه‌تر با نكاتي كه خودم دركي از آن‌ها دارم و حس مي‌كنم به درد اين حوزه و روزنامه‌نگاران مي‌خورد بنويسم؛ از مطالب ديگر بگذرم حتي اگر حس كنم مثلا من را خيلي باسواد در حوزه رسانه و روزنامه‌نگاري جلوه مي‌دهد.
به واقع قصد دارم كمي راحت‌تر باشيم در اين كانال.
اميدوارم بتوانم به نظام انتشاري خوبي بعد از اين برسم.

🙏🙏🙏
روزنامه‌نگار واقعي كيست؟


من به شخصه كسي را كه دست‌تنها، نتواند در كمتر از يك هفته، يك مجله شصت، هفتاد صفحه‌اي را توليد كند، روزنامه‌نگار واقعي نمي‌دانم.
دقت كنيد بحث‌مان درباره كيفيت اين مطالب نيست، درباره احاطه اين فرد بر قالب‌ها و توان استخراج متن مورد نياز از حوزه‌هايي است كه اطلاعات كم و زيادي از آن‌ها ندارد...
روزنامه‌نگار تك‌فن، مثل اين‌كه فقط يادداشت‌نويس يا فقط مصاحبه‌كننده يا فقط گزارش‌نويس يا فقط اجتماعي‌نويس يا .... به كار نيايد.

نكته:
البته اين حرفي كه گفتيم تضادي با روزنامه‌نگاري تخصصي ندارد. نكته اصلي ما احاطه فرد بر همه قالب‌ها و توان استخراج محتوا از همه حوزه‌هاست؛ همين.


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
بازنويسي براي رشد بيشتر قلم

📖📖📖
من از تمرين استنساخ خيلي خيلي سود برده‌ام و مي‌برم؛
اين‌كه بنشينم و شعرها و حتي متن‌هاي داستاني نويسندگان مورد قبولم را بازنويسي كنم
تا اسلوب نوشتاري آن‌ها را بيشتر درك كنم.
اگر اشتباه نكنم حتي با اين روش بود كه ورود به دنياي مطبوعات و نوشتن كردم.
امتحان كنيد، شايد به دردتان بخورد...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
تخصص يا خلاقيت؟

📚📚📚
در جلسه‌اي از قول روزنامه‌نگاري كه حالا كسوت مديريت رسانه هم دارد، نكته‌اي جالب شنيدم كه مرا به فكر فرو برد؛
او گفت قبلا تخصص نويسندگان و روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها باعث مي‌شد تا دست برتر را داشته باشند
امروز خلاقيت آن‌ها...

نكته جالبي است كه جاي فكر دارد:
خلاقيت در بسته‌بندي و توليد محتواي رسانه‌اي مهم است
يا تخصص در آن؟

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
روزنامه‌نگاري و نيروي ذخيره

مي‌دانيد نيروي ذخيره در فعاليت‌هاي اطلاعات‌محور چيست؟
يعني اين‌كه اضافه‌بر سازمان و اضافه بر مقداري كه نياز داريد، چقدر اطلاعات و دانش از يك حوزه يا بحث يا محصول يا مكان يا ... داريد؟
گفته مي‌شود هرچقدر اين نيروي ذخيره شما نسبت به مقداري كه در توليد آن مطلب يا فعاليت يا ... استفاده مي‌كنيد بيشتر باشد و عدد درشت‌تري باشد
اثري كه روي اثرگذاري محصول و پرزنت و توضيح و نوشته و خلق كردن شما مي‌گذارد بيشتر مي‌شود...

من دوره‌اي به اين نتيجه رسيده بودم كه اوقات فراغت روزنامه‌نگار بايد صرفا صرف شود تا نيروي ذخيره‌اش را در حوزه‌اي كه كار مي‌كند زيادتر و زيادتر كند.
اين، شايد چيزي است كه تحت عنوان روزنامه‌نگاري تخصصي مي‌توان از آن ياد كرد.
اما نكته مهم اين نيروي ذخيره، آن حس مقاومت‌ناپذيري در مخاطب است كه نسبت به واژه‌ها و كلام و نوشته شما ايجاد مي‌كند...

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
آفت روزنامه‌نگاري

🦗🦗🦗
البته روزنامه‌نگاري و روزنامه‌نويسي و رسانه‌‌كاري، آفت‌هاي زيادي دارد.
اما بدون شك يكي از مهمترين آفت‌هاي آن را،‌ بايد اولويت‌ بخشيدن به مصاحبه و خبرهاي كلامي دانست
(خبرهاي كلامي: خبرهاي نقل قولي كه گوينده آن‌ها يك تن است و صرفا دارد اطلاع مي‌دهد در قالب يك مسئول يا مطلع يا متخصص يا ...)

وقتي تمركز روي مصاحبه و خبرهاي كلامي زيادي مي‌شود، در نتيجه اين روزنامه‌چي‌ها هستند كه بيشتر نيازمند منابع مصاحبه و خبر هستند تا برعكس.

به عنوان كسي كه غالبا درگير اين سبك روزنامه‌نگاري بوده‌ام، درك مي‌كنم واقعا دارم از چه چيزي و چه آفتي صحبت مي‌كنم.

بهترين راه مقابله با اين آفت نيز، اولويت دادن به گزارش و نقدنويسي و مقاله‌نويسي، البته به صورت جدي و درست و حسابي‌اش مي‌باشد...

اين البته بدان مفهوم نيست كه با خبر كلامي و مصاحبه خداحافظي شود؛
صرفا بدين مفهوم است كه اولويت ندارند. يعني مصاحبه مي‌گيرد براي اطلاع كسب كردن، نه اين‌كه حتما بايد بگيريد و يك «بايد» است...

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
يك اشتباه رايج‌ در تيترزني

✍🏻✍🏻✍🏻✍🏻
من خودم كه اين‌طوري هستم
شماها را نمي‌دانم؛ ان‌شاء الله كه اين‌طور نباشيد.
معمولا شروع به پياده كردن مصاحبه يا تنظيم يك مطلب و ... مي‌كنم، ولي بعدش كه در حال ويرايش آن هستم، اقدام به انتخاب تيتر مي‌كنم.
خب اين چه اشكالي دارد؟

اشكال اين‌جاست چون همه انرژي ذهني و رواني‌ام را گذاشته‌ام براي نوشتن و ويرايش مطلب، ديگر تواني براي انتخاب تيتر ندارم،
در حالي كه اولين چيزي كه يك مطلب را گيرا و مورد توجه ديگران مي‌كند، همين تيتر است، در كنار عكس و موضوع و ... .

اين اتفاق غالبا در مورد سوتيترها هم مي‌افتد؛ غالبا از سر رفع تكليف و اين‌كه عريضه خالي نباشد چيزي مي‌نويسيم؛ در حالي كه همين سوتيتر خدا مي‌داند چقدر مي‌تواند مطلب را بيشتر مورد توجه قرار دهد.

راهكاري كه من غالبا اجرا مي‌كنم، اين است كه اول و در حين پياده كردن مصاحبه يا تنظيم يك مقاله، به اين فكر مي‌كنم كه تيتر من چيست و اين محتوا قرار است چه تيتري را پشتيباني كند؛
به اين نتيجه رسيده‌ام مطالبي كه از قبل تيترهايش مشخص است،‌ هم بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد و هم انسجام بيشتري دارد.

حتي گاهي مي‌توان بيشتر رفت و صرفا براي يك تيتر،‌ اقدام به توليد مطلب و ... كرد؛ چرا كه همين تيتر است كه موجب ديده شدن مطلب خواهد شد.

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
از روزنامه‌نگاري تخصصي تا بلاگري در شبكه‌هاي اجتماعي

📚📚📚
عالي‌ترين مرتبه روزنامه‌نگاري را، روزنامه‌نگاري تخصصي دانسته‌اند
و حسين قندي در كتاب روزنامه‌نگاري تخصصي خودش، اين فرد را كسي دانسته كه در حوزه خودش اطلاعات كامل داشته و حتي كتاب يا كتاب‌هاي ماندگاري نوشته باشد
نكته طلايي اين‌جاست كه اينستاگرام و شبكه‌هاي شبيه آن
به روزنامه‌نگاران متخصص ما اين فرصت را داده كه در قالب بلاگري، عملا يك برند شخصي خيلي معتبري هم براي خودشان بسازند؛ اتفاقي كه در مورد خيلي از روزنامه‌نگاران متخصص افتاده است.
عملا داريم به سمتي مي‌رويم كه روزنامه‌نگاران متخصص، دارند برد و اثرگذاري بيشتري نسبت به خود رسانه‌هايي كه در آن‌ها مشغول به كارند پيدا مي‌كنند...
حالا كه اين يك توفيق اجباري شده، چرا روزنامه‌نگارها برايش برنامه‌اي مدون نداشته باشند و بيشتر به برند شخصي‌شان فكر نكنند؟


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
يكي از معضلات مصاحبه‌نويس‌ها


🎤🎤🎤
يكي از معضلاتي كه در مصاحبه‌گران و مصاحبه‌گيران و مصاحبه‌نويسان ديده‌ام و خود نيز سال‌ها درگيرش بوده‌ام، بي‌توجهي عام به «ادبيات سئوال» است.
اما اين يعني چه؟
يعني كه نيازي نيست سئوال را همان‌گونه كه پرسيده‌ايد بنويسيد؛ مي‌توانيد خيلي شيك و شكيل و درست و حسابي بنويسيد. يعني روي ادبيات سئوال حسابي كار كنيد.

من غالبا حتي روي اضافه كردن سئوال‌ها هم تمركز مي‌كنم؛
يعني اگر جواب طولاني باشد يا اقتضا كند، يكي دو تا سئوال غيرمشكل‌ساز ولي توضيحي و توصيفي هم بين‌شان اضافه مي‌كنم. طوري كه گاهي مصاحبه‌شونده وقتي متن مصاحبه رو مي‌بيند، تعجب مي‌كند كه چقدر خوب صحبت كرده‌ام!

اصل مصاحبه اين است كه كلام فرد را منتقل كنيد؛ ولي منافاتي با اين ندارد كه جمله‌بندي‌ها و نوع نگارش را با كيفيت بالايي ارائه بدهيد...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
سوز روزنامه‌نگار؛ ساز موفقيت اوست

✍🏻✍🏻✍🏻😭😭😭
آقاي قرائتي در يكي از سخنراني‌هاي خوش، اشاره كرد كه خداوند خطاب به پيامبر اسلام، فرمايش كرد كه يا پيامبر! مي‌داني تو چرا موفق‌تر از انبياي پيش از خودت شدي؟ چون تو سوز بيشتري داري؛ چون دلت بيشتر براي مردم مي‌سوزد؛ چون نمي‌تواني بي‌تفاوت بنشيني.
خيلي هم معروف است كه خداوند خطاب به پيامبر خودش مي‌فرمايد بابا رها كن ديگر، اگر هدايت نمي‌شوند خب تو تقصير نداري؛ ديگر چرا داري به خودت آسيب مي‌زني بابت غصه اين كه هدايت نمي‌شوند؟

برداشت من اين است كه موفقيت يك روزنامه‌نگار يا رسانه را، چنين خصلت‌هايي ايجاد مي‌كنند.
روزنامه‌نگار/رسانه‌اي كه كلا نسبت به جامعه و جهان خودش سوز نداشته باشد و بي‌تفاوت باشد، هرچقدر خوشگل هم بنويسد و گرافيك خوشگل هم بلد باشد و مصاحبه‌‌هاي خاص‌تر هم بگيرد، راه به جايي نمي‌برد؛
چرا كه مخاطب روزنامه‌نگار/رسانه مردم هستند و با چنين خصلت‌هايي است كه او مي‌تواند اثرگذار باشد...

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
روزنامه‌نگار؛ شاهد يا قاضي؟

✍🏻✍🏻✍🏻
روزي روزگاري علي‌اصغر شيرزادي، نويسنده مطرح ايراني، در مصاحبه‌اي گفته بود كه نويسنده يك شاهد است، نه يك قاضي. به نظر مي‌رسد كه اين جمله آقاي نويسنده، به شدت مناسب فضاي روزنامه‌‌نگاري هم باشد؛ اين‌كه ما شاهد هستيم، نه قضاوت‌كنند.

اما شايد اين قضيه با رويكرد روزنامه‌نگاري تخصصي در تضاد باشد: روزنامه‌نگار تخصصي، عملا مي‌تواند قضاوتي هم داشته باشد. اين‌طور نيست؟

حقيقت امر، چيزي كه به ذهنم مي‌رسد اين است كه:
اگر روزنامه‌نگار به قضاوت عادت كند، خودش مي‌شد يك نيروي كنشگر؛‌و طبيعي است كه بخش بزرگي از مخاطبان خودش را از دست مي‌‌دهد. در حالي كه شأن او شاهد بودن و فكت دادن و دقت در اين فكت دادن است. در اين صورت است كه مي‌تواند براي همه كنشگران، حتي براي آن‌هايي كه در ابتداي امر مخالف او هستند، يك مرجع باشد.

به نظر مي‌رسد از دست رفتن مرجعيت اطلاعاتي رسانه‌ها، بخشي از آن به همين برگردد كه حواس‌شان نيست نقش‌شان شاهد بودن است، نه قاضي بودن. شايد خيلي‌ها با اين رويكرد موافق نباشند،‌اما به هر حال،‌هر كسي را بهر كاري ساخته‌اند و شايد كار ما قضاوت نباشد...

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple