دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
59 subscribers
96 photos
1 video
1 file
155 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram
Forwarded from روزنامه‌نگاری جدید (ادمین فصلنامه روزنامه نگاری جدید Admin newjournalism)
قانون ۱۰ برابر و رسانه‌های برتر
(چطور برند رسانه‌مان را در رقابت‌های رسانه‌ای، اول كنیم؟)

عیسی محمدی
روزنامه نگار

در دنیای توسعه فردی، شخصی وجود دارد به نام گرنت كاردون. می‌گویند كه هشت تا شركت دارد، با دارایی یك و نیم میلیارد دلاری. او قانون ده برابر را هم تدوین كرد.
او عملكرد افراد را دارای 4 سطح می‌داند:
1. سطح 1: هیچ‌ کاری انجام ندادن
2. سطح 2: عقب‌نشینی
3. سطح 3: عملکرد معمولی
4. سطح 4: اقدام خارق‌العاده
كاردون درباره افراد گروه چهار می‌گوید:
افراد این گروه دیوانه هستند. آن‌ها به ساعت‌های کاری خود توجه نمی‌کنند و برای رسیدن به اهدافشان هر کاری که لازم باشد انجام می‌دهند.

به نظر می‌رسد كه سطح رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران را می‌توان به همین نسبت تقسیم‌بندی كرد:
- رسانه‌ها و رسانه‌كارهایی كه صرفا اهل توجیه و تنبلی و عقب‌نشینی و عملكرد متوسط هستند. از این دست افراد و رسانه‌ها را دور و برمان فراوان داریم و چه بسا خودمان شاید بخشی از آن‌ها باشیم.
- رسانه‌ها و رسانه‌كارهایی كه متعهد شده‌اند به عملكرد ده برابری و خارق‌العاده؛ بدون توجه به مشكلات و ساعت‌های كاری و ... .
به قول سید فرید قاسمی، این فرمول در روزنامه‌نگاری حاكم است كه از تعداد كسانی كه در این عرصه جدی كار می‌كنند، كاسته می‌شود.

قانون ده برابر، می‌گوید كه:
- راز یک موفقیت فراتر از تصور این است که ۱۰ برابر بیشتر از افراد دیگر برای رسیدن به آن تلاش کنید و ذهنتان را برای رسیدن به موفقیت آماده کنید؛
- اگر خواهان موفقیتی هستید که اکثریت افراد جامعه به آن دست پیدا نمی‌کنند، نیاز دارید ده برابر بیش از دیگر افراد یا ده برابر بیش از حد میانگین و متوسط برای رسیدن به آن زمان و انرژی صرف کنید؛
- پتیر ثیل در کتاب صفر تا یک از بهبود بنیادی یا “بهبود 10 برابری” نام می‌برد. تغییر 10 برابری یعنی شما چنان کالا یا خدمتی ارائه کنید که نسبت به رقبا 10 برابر بهتر باشد؛
- هر محصولی که کمتر از 10 برابر با نمونه‌های مشابه فرق داشته باشد از دیده مصرف کننده تفاوتی با محصولات دیگر ندارد و به احتمال زیاد او را تحریک نمی‌کند که محصول قدیمی را رها کند و به محصول جدید سوئیچ کند.

خب، حالا شما به عنوان یك رسانه و رسانه‌كار می‌خواهید كه برند خودتان را شاخص كنید. دوست دارید تلاش ده برابر داشته باشید؟ دو نكته بسیار مهم را نباید از یاد ببرید:
- به این منظور ذهن شما هم باید رشد ده برابری و انتظار ده برابری را تجربه كند. یعنی اگر بخواهید تلاش ده برابری برای رسیدن به هدفی شاخص داشته باشید ولی ذهن بترسد، شكست می‌خورید؛
- دوم این‌كه شما قرار نیست در همه حوزه‌ها ده برابر بهتر باشید، فقط یك حوزه و یك زیرمجموعه می‌تواند كفایت كند. یعنی چه؟ من در حوزه تحلیل اقتصادی داخلی، قصد دارم ده برابر بهتر از دیگر رقبا عمل كنم؛ من در حوزه گزارش‌های میدانی، باید ده برابر بهتر از رقبا ظاهر شوم و به چیزهایی برسم كه دیگران فقط با شگفتی به آن‌ها نگاه كنند؛ من در سطح مصاحبه، باید از حیث شهرت و چالش، ده برابر بهتر از دیگران ظاهر شویم طوری كه دیگران نقل قول كنند از رسانه من؛‌ من در حوزه مفید بودن برای مردم، باید ده برابر بهتر از رقبا باشم، طوری كه همه مخاطبان آخرین اطلاعات و نكته‌های كاربردی در حوزه‌ای خاص را از من بخواهند و ... .

اگر این نكته و اقدام ده برابری را در حوزه‌ای از كارتان بخواهید اجرایی كنید، شما در آن حوزه اول خواهید بود؛ رسانه شما اول خواهد بود. نتیجه این كه، رسانه شما را به یاد خواهند آورد و به واسطه این به یاد آوردن و رشد برندینگ رسانه‌ای شما، باقی بخش‌های رسانه شما هم كم و بیش دیده خواهد شد.

این آیا برانگیزاننده نیست تا عملكردی ده برابری در حوزه‌ای از كارمان داشته باشیم؟
در حوزه رقابت رسانه‌ای، از یاد نبرید كه به قول گرنت كاردون، متوسط و معمولی بودن،‌ راز شكست است. آیا می‌خواهید رسانه‌ای معمولی باشید؟

@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
درسی درباره سوژه‌يابی


یكی از درس‌های جالب سوژه‌یابی، این است كه به یك نگرش برسیم:
بسیاری از رنج‌هایی كه در پيرامون خود می‌بریم بی‌دلیل و بی‌جهت است.
وقتی چنین نگرشی داشته باشید، مدام از خودتان سئوال می‌پرسید كه واقعا چرا؟
چرا هوا كثيف است؟
چرا درآمدها كم است؟
چرا توسعه نيافته‌ايم؟
چرا ناامنی زياد شده؟
چرا اين خيابان آسفالت مناسبی ندارد؟
چرا اين محوطه مترو روشنايی درستي ندارد؟
اين درخت‌های چنار چرا به اين شكل، ايجاد فضايی براي بزه می‌كنند؟
و ...
و همین سئوال‌ها و جواب‌ها و فرآیندهایی كه باید بین این دو طی شود، مواد و تحلیل و تفسیر و دیتای مورد نیاز شما و حركت به سوی دیتاهای مجهولی كه باید كشف شوند را در اختیارتان قرار می‌دهد.
چنین نگرشی، به آن معناست كه شما به عنوان یك روزنامه‌نگار، همیشه دست‌تان پر است برای نوشتن.
نكته بعدی هم آن است كه تلاشی انجام می‌دهید برای كاستن از این رنج‌ها. همین امر در روزگاری كه نه درآمد و نه جایگاه و نه ... باعث انگیزش در روزنامه‌نگاری نیست، شاید بتواند شما را سرپا نگه دارد...



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
بعد از خروجی قبل از خروجی است...

حرفه‌ای‌های ورزش نگرش جالبی دارند؛
بعد از بازی، همیشه قبل از بازی است...
معنی‌اش این است كه در روزهای منتهی به مسابقه، انرژی و تمركز بازیكنان به شدت بالا می‌رود؛ چون كاملا حس می‌كنند كه موفقیت خیلی نزدیك است...
به نظرم روزنامه‌نگاران هم باید چنین چیزی برای خودشان بسازند:
بعد از خروجی، قبل از خروجی است؛
یعنی شما همیشه باید مانند روزی باشید كه خروجی دارید؛ با همان جدیت، با همان تمركز، با همان نیرو و توان؛ این راز بزرگ بودن در این حرفه می‌تواند باشد...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Forwarded from خبرفوری
درک مطلب در خواندن متون چاپی بسیار بیشتر از متون دیجیتالی است

گاردین نوشت:
🔹خواندن متون چاپی بیشتر از خواندن مطالب بر روی صفحه دیجیتال، درک مطلب را بهبود می بخشد.
🔹محققان دانشگاه والنسیا بیش از ۲۴ مطالعه در زمینه درک مطلب را که بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ منتشر شده بود، تجزیه و تحلیل کردند که نزدیک به ۴۷۰۰۰۰ شرکت‌کننده را ارزیابی می کرد. یافته‌های آن‌ها نشان می‌دهد که خواندن متون چاپی در یک دوره زمانی طولانی می‌تواند مهارت‌های درک مطلب را شش تا هشت برابر بیشتر از خواندن متون دیجیتالی افزایش دهد.
🔹لادیسلائو سالمرون، استاد دانشگاه والنسیا که یکی از نویسندگان این مقاله است، گفت: «ارتباط بین فرکانس مغزی خواندن متون دیجیتال برای وقت گذراندن و توانایی درک متن نزدیک به صفر است. او افزود: «کیفیت زبانی متون دیجیتالی کمتر از کیفیت زبانی سنتی در متون چاپی است». به عنوان مثال، متن در رسانه های اجتماعی ممکن است محاوره ای بوده و فاقد نحو و استدلال پیچیده باشد.
#ترجمه_اختصاصی
@AkhbareFori | Link
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
يادی از حسين قندی


استاد حسين قندی، روزنامه نگار شاخص و آموزگار روزنامه‌نگاری
معتقد بود كه بالاترين حد روزنامه‌نگار، روزنامه‌نگاری تخصصی است؛
معتقد بود كه براي رسيدن به اوج تخصص در حوزه‌اي كه روزنامه‌نگاري مي‌كنيد نيز، بايد اين كارها را بكنيد:

- کتاب هایی که در مورد این تخصص نوشته شده اند، باید از قدیمی ترین تا جدیدترین را فراهم آورد تا بدین وسیله، دیدگاه علمی خود را وسعت بخشد.

- باید تمام نشریاتی که در زمینه و در حد تخصص او منتشر می شود را به دست آورد و با آنچه همکارانش در زمینه تخصص او می نویسند، آشنا باشد.

- آرشیوی از عکس ها، نقشه ها، اسلایدها و نوارهای صدا و تصویر را در اختیار داشته باشد.

- پرونده هایی از بریده های نشریات یا کنفرانس ها و کتاب ها در حد تخصص روزنامه نگاری را فراهم آورد، به طوری که در لحظه نیاز، سریعاً به آنها دسترسی داشته باشد.

- تهیه و تنظیم دقیق و علمی برگه هایی که در آنها رویدادهای مهم، دگرگونی های اساسی و شرح حال شخصیت های مورد نیاز کار تخصصی وی، ثبت شده باشند. این برگه ها باید مرتباً مورد تجدید قرار گیرند و سیر تحولات رویدادها تا آخرین لحظه، در آن انعکاس یابد.



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
رابرت مُرداک ایرانی
به یاد ایرج جمشیدی روزنامه‌نگاری که مثل یک ستاره سینما کاریزما داشت

پژمان راهبر
روزنامه‌نگار ورزشی و سردبیر ورزش سه

امشب که با بچه‌ها یک مرتبه حرفش شد، یادم افتاد هیچی برای او ننوشتم. چه کوتاهی بزرگی در حق یکی از آدم‌های مبتکر و تاثیرگذار و استثنایی این حرفه. روزنامه‌نگاری خردمند با قصه‌های عجیب و باورنکردنی و هزار سال زندگی.

یک روز در سال 81 که ضمیمه ایرانشهر همشهری‌ را در می‌آوردم، صدایم کردند که تلفن با تو کار دارد. آقایی از پشت خط گفت من از طرف آقای جمشیدی هستم. ایشان در زندان کار شما را می‌بینن و وقتی بیایند بیرون با شما کار دارند. یک سال بعد زمستان یک عصر جمعه رفتیم دفتر روزنامه آسیا تا ایرج‌خان‌ را ببینیم. آقای جمشیدی روی مبل معروفش نشسته بود و منتظر بود. تا نشستیم تاکید کرد برایم پسته کله‌قوچی بیاورند. بعد با شوخی و خنده خیلی زود بحث‌ را برد به سمت کار و راه انداختن دوباره روزنامه آسیا.

آسیا، بزرگ‌ترین روزنامه‌ی اقتصادی ایران در دهه 70 بود که تعداد صفحاتش به 80 می‌رسید و 16 صفحه انگلیسی داشت.

یک روزنامه‌ی موثر که بازار بورس تهران‌ روی انگشت سردبیر و موسسش (ایرج جمشیدی) می‌چرخید. در اوج رونق و بزرگی اتفاقی افتاد که منجر به توقیف و دستگیری آقای جمشیدی و در نهایت تعطیلی روزنامه آسیا شد. شاید این اتفاق را فقط بتوانم با سقوط امپراتوری هخامنشی و آتش‌زدن تخت جمشید مقایسه‌ کنم. پادشاه اما برگشته بود و می‌خواست همه چیز‌ را برگرداند که البته سخت و نشد بود.

ما چند ماهی کنار کارهای دیگر یک صفحه مصاحبه و یک ستون الو آسیا و یک ستون گاسترونومی را می‌‌گردوندیم و سر هر ماه آقای جمشیدی روی یه کاغذ چیزی می‌نوشت و می‌رفتیم حسابداری و حقوق می‌گرفتیم.
این وسط هم اگر از لید مصاحبه یا تیتری و چیزی هم خوشش می‌آمد زنگ می‌زد و می‌رفتیم و باز کاغذ را برای ما تبدیل به اسکناس می‌کرد.

آقای جمشیدی یک آدم زیبا بود. عین یک ستاره سینما، کاریزما داشت و یک لحظه‌اش بدون شوخی و خنده و دست انداختن و سربه‌سر گذاشتن پیش نمی‌رفت. یک مباشر محافظه‌طور فدایی قوی‌هیکل هم داشت که قبل ظهر کُل کوچه را قرق می‌کرد تا ماکسیمای پادشاه در آن معبر شلوغ با هر سرعتی که دلش خواست به ته کوچه برسد و بپیچد توی حیاط روزنامه آسیا. وقتی از ماشین پیاده می‌شد تو طبقه همکف می‌نشست؛ روی روزنامه‌ را که حالا لاغر و لاجون بود ورق می‌زد و با قریحه تیترزنی خودش و توجه‌اش به چیزایی که بقیه به سرشان نمی‌رسید عشق می‌کرد.

کل آسیا به واقع همین نیم‌تای صفحه اول بود که به قول خودش بوی سوییس می‌داد. سر همین هم روزنامه دوباره توقیف شد. فقط واسه اینکه تیتر صفحه یک درباره بوردا (مجله خیاطی معروف آلمانی) بود. آسیا بعد مدتی ساختمانش را عوض کرد و ما دیگر از هم دور شدیم. اگرچه ابتکاراتی مثل تلویزیون و کارهایی که برای آن موقع یک کم زود به نظر می‌رسید، داشت اما تلاش‌های رابرت مُرداک ایرانی برای احیای امپراتوری رسانه‌ای‌ش کارگر نیفتاد.

وقتی از دنیا رفت شاید 10 سالی بود با هم حرف نزده بودیم، اما در یکی از آخرین بارها در دفتر بزرگش حوالی شمشیری مثل همیشه امیدوار و البته مطمئن بود که قرار است همه چیز بهتر شود چون به نظرش قطعاً تکنوکرات‌ها برنده انتخابات می‌شدند...

@JournalistsClub1
چرا جايزه روزنامه‌نگار سال و رسانه سال نداريم؟
عیسی محمدی
روزنامه‌نگار

ابتدای سال است. به یادم آمد كه باشگاه روزنامه‌نگاران ایران، رقابتی با حضور و آرای دیگران تدارك دیده بود تحت عنوان روزنامه‌نگار سال. البته كه نقدهای مختلف، درست یا غلط، به چگونگی انتخاب روزنامه‌نگار سال وارد بود اما نفس وجود چنین امری، پسندیده و تشویق‌گر به نظر می‌رسید.

می‌دانیم كه جایزه‌های مختلفی در سطح جهان برای روزنامه‌نگاران برتر تدارك دیده شده است. هر جایزه‌ای هم از منظر و رویكرد خودش بخشیده می‌شود و شاید نشود برای همه انتخاب‌ها و تقدیرها، یك روند را تعریف و تبیین كرد.

اما شاید سئوال مهمی كه در این میانه مطرح باشد، این است كه معنا و مفهوم و سنجه‌های یك روزنامه‌نگار اثرگذار و یك روزنامه‌نگاری اثرگذار چیست؟ تیراژ و بازدید؟ بازخوردها و بازنشرها؟ اختصاصی بودن؟ بمب‌های خبری؟ كارزارهای رسانه‌ای؟ تخصصی بودن؟ به روز بودن؟ خبری بودن؟ یا تركیبی هنرمندانه از همه این‌ها؟

در نهایت این‌كه به نظر می‌رسد جای اصلی یك جایزه بزرگ و معتبر در حوزه روزنامه‌نگاری در كشورمان خالی باشد.

قبلا جشنواره مطبوعات تا حدی این نقص را پوشش می‌داد. اما این جشنواره نیز معطوف به اراده شركت‌كنندگان بود؛ و كسانی و رسانه‌هایی كه شركت نمی‌كردند دیده نمی‌شدند. این، یعنی كه چنین جایزه‌ای هم تا حدی جامعیت نداشت. به طور سالانه نیز سایت‌های مختلف رأی‌گیری می‌شوند كه باز هم جامعیت ندارد و صرفا بحث رأی‌دهندگان و بازدیدها و ... مطرح است. یا باز هم اخیرا جشن حافظ، از بهمن بابازاده به دلیل اثرگذاری رسانه‌ای تقدیر كرده است كه اتفاق جالب و مهمی در نوع خودش، برای روزنامه‌نگاری تخصصی بود.

مسأله اول این است كه چنین جایزه‌ای قطعا باید وجود داشته باشد و معتبر هم باشد تا بدانیم در نهایت كدام رسانه و رسانه‌نگار و رسانه‌كار، طبق چه سنجه‌ها و معیارهایی اثرگذار بوده؟ طبیعی است كه اگر این معیارها مورد قبول نباشد، می‌شود ماجرای نمره‌دهی به روزنامه‌ها توسط وزارت ارشاد؛ كه گاهی رسانه‌های برگزیده و نمره‌های گرفته شده، تعجب همه را در پی دارد! و طبیعی است كه اهمیت خودش را هم از دست می‌دهد و امری فرمالیته در نظر گرفته می‌شود و بحث ما اثرگذاری و جذابیت ذاتی و واقعی و قابل مشاهده و دنبال كردن است.

مسأله دوم هم آن است كه چرا باشگاه روزنامه‌نگاران ایران با وجود نقدهای وارده به چگونگی انتخاب‌ها، آن جایزه را دنبال نكرد؟

حتی به‌روزترین و بزرگترین نرم‌افزارهای فعلی هم زمانی، نرم‌افزارهایی ابتدایی و پر از اشكال بودند كه به واسطه تلاش توسعه‌دهندگان نرم‌افزارها و رفع باگ‌ها و مشكلات، به این درجه رسیده‌اند. چنین اصلی چرا درباره جایزه اول روزنامه‌نگار سال چرا نباید عملیاتی شود؟ پرس و جو از منتقدان برای درك و شناسایی اشكالات و رفع آن‌ها...

طبیعی است كه وجود چنین جایزه‌هایی، عملا باعث ترمیم برند آسیب دیده روزنامه‌نگاری ایرانی خواهد شد؛ فرصت‌هایی كه به یكسان، حتی به روزنامه‌نگاران آماتور هم داده می‌شود تا بتوانند با صرف انرژی و دقت فراوان، خودی نشان بدهند. حالا در این میانه اگر اشكالاتی هم وجود داشته باشد، چه عیبی دارد؟ مگر همه توپ‌های طلا و اسكارها و سیمرغ‌هایی كه داده می‌شود، به قاعده است؟ فقط به این رویا فكر كنید كه جایزه‌ای داریم كه هم از نظر مالی و به واسطه پشتیبانی اسپانسرها قابل توجه است، هم از نظر اعتباری، پشتیبانی قاطبه رسانه‌ها و رسانه‌‌نگارها را در پی دارد؛ چه منافعی كه برای جامعه رسانه‌ای ما نخواهد داشت و چه انگیزه‌هایی كه ایجاد نخواهد كرد! همین الان معضل بی‌انگیزگی و فرسودگی شغلی، از بزرگترین آفت‌های روزنامه‌نگاری ایرانی تلقی می‌شود و طبیعی است كه در حد وسع‌مان، باید چاره‌ای برایش بیندیشیم...

@JournalistsClub1
Forwarded from روزنامه‌نگاری جدید (رسانه نگاران)
چگونه به عنوان یک رسانه‌گار، برندینگ شخصی قدرتمندی داشته باشیم؟

🔸راه های تقویت پرسونال برندینگ رسانه نگاران

✍🏻عیسی محمدی/سایت رسانه نگاران

من و شما رسانه‌گار هستیم. هویت‌مان با رسانه نگاری تعریف می‌شود. یعنی که اول و آخرش، باید یک رسانه را پیدا کنیم تا بتوانیم در آن‌جا نفس بکشیم، کار کنیم و خودمان را در این کار، به کمال برسانیم.

این، یعنی که ما هویت از رسانه‌گاری می‌گیریم. البته می‌توانیم خسته شده باشیم و این کار را ترک کنیم؛ که حکایتی دیگر است. اما در نهایت، هویت ما از این کار می‌آید. اما نکته بسیار مهمتر این است ضمن این‌که در این کار و بار باشیم، بتوانیم بهترین موقعیت‌ها را هم برای خودمان ایجاد کنیم. چه بسا چیزی برای یک خبرنگار زبده که سال‌ها دارد کار می‌کند و توان زیادی هم دارد، خسته‌کننده‌تر و دردناک‌تر از این نباشد که در حوزه کار رسانه، یک کار معمولی را انجام بدهد. انگار که یک لامبورگینی در لاین کندرو بیفتد و با سی، چهل کیلومتر سرعت به پیش برود. البته که مسیر را طی می‌کند، اما در نهایت بخش اعظمی از توانمندی‌هایش بلااستفاده می‌ماند. این دردناک نیست؟
به همین دلیل است که اشاره می‌کنیم باید بهترین موقعیت‌ها را بتوانید برای خودتان فراهم بیاورید که انرژی‌های هرزرفته در کارتان، روح و روان و حتی جسم شما را به نابودی نکشاند. به این منظور هم، باید اسم و رسمی در شغل‌تان به هم بزنید؛ طوری که چشم‌بسته شما را قبول کرده و به شما پیشنهادهای کاری بدهند. این‌جاست که پای برندینگ شخصی یا حسن شهرت به میان می‌آید.

تا حالا فکر کرده‌ بودید که برندینگ شخصی به چه کار من رسانه نگار می‌آید؟ این برای ما جزو واجبات است؛ پس به آن بیشتر فکر کنید.

در این سلسله کوتاه‌نوشت‌ها، سعی داریم نکته‌هایی طلایی در این باره با شما در میان بگذاریم. آماده‌اید؟

📰سلسله مطالب درباره تقویت پرسونال برندینگ رسانه نگاران را در لینک زیر ببینید:

B2n.ir/w22570
ایمان شمسایی:
شغل خبرنگاری شامل مشاغل سخت است


خانه مطبوعات خراسان رضوی از مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی پرسشی درباره «آیین‌نامه مشاغل سخت برای خبرنگاران» مطرح کرد که ایمان شمسایی در پاسخ، نامه‌ای به به اداره کار خراسان رضوی نوشت.

آقای شمسایی در این نامه تأکید کرده: «بر اساس بند ۳ ماده ۱۱ آیین نامه مشاغل سخت و زیان آور، شغل خبرنگاری شامل مشاغل سخت است و خبرنگاران مشمول این قانون هستند و باید زودتر از موعد بازنشسته شوند.»

@journalistsclub1

جاي درست روزنامه‌نگار


پيرو نكته‌ جالبي كه سعيد برآبادی مطرح كرد، چند روزي است اين سئوال توي ذهنم هست كه: مكان و جاي درستي كه ما روزنامه‌نگارها بايد در آن باشيم، كجاست؟ جايي كه اگر در آن نباشيم، ديگر نمي‌شود به ما روزنامه‌نگار گفت؟
به نظر خودم،
- تحريريه به معناي عام و واقعي آن؛
- دانشگاه براي تحقيق و تدريس و ...؛
- پژوهشكده و انديشكده براي تحقيق و پژوهش؛
- انتشارات و شغل‌هاي نسبتا مرتبط براي همكاري‌هاي مرتبط؛
- برخي مشاوره‌ها كه آسيبي به استقلال و ماهيت كاري او وارد نمي‌كند، مثل مشاوره به بخش خصوصي و حتي به نظر من به بخش قدرت رسمي (و البته نه حضور رسمي و غيررسمي)؛
- و ...
طبيعتا مثلا هيئت دولت، نهادهاي وابسته به قدرت رسمي، روابط عمومي سازمان‌ها و نهادها و وزارتخانه‌ها، هيئت مديره شركت‌هاي دولتي و ... نمي‌تواند اين جاي درست باشد...
-

روزنامه‌نگاران كي و كجا از عيني‌گرايي و بي‌طرفي دور مي‌شوند؟
وقتي كه كار به استفاده از عناصر خبري «چرا» و «چگونه» مي‌رسد.
آن‌ها به راحتي دلايل دلبخواه خودشان را براي چرا و روايت‌ خودشان را براي چگونه بيان مي‌كنند...

#روزنامه‌نگار
#روزنامه‌نگاری
#استقلال_حرفه‌ای

@https://t.me/Journalism_Simple
قدرتی به نام چند منبعی بودن


مهمترين جنبه روزنامه‌نگاری، چند منبعي بودن آن است؛
اين امر اجازه مي‌دهد تا مخاطبان شما، اطلاعات مختلفي را از منابع گوناگون دريافت كرده و خود تصميم‌گيري كنند. اين امر باعث مي‌شود تا منابع رسمی، به حاشيه رفته و صرفا يكي از منابع اطلاع‌رساني باشند.
مشكل روزنامه‌نگاری امروز ما اين است كه منابع رسمي، همه منبع اطلاع‌رساني هستند و اين امر، به آن‌ها قدرت بيشتر مي‌دهد...


#روزنامه‌نگاری
#منبع



@Journalism_Simple