Forwarded from خبرفوری
درک مطلب در خواندن متون چاپی بسیار بیشتر از متون دیجیتالی است
گاردین نوشت:
🔹 خواندن متون چاپی بیشتر از خواندن مطالب بر روی صفحه دیجیتال، درک مطلب را بهبود می بخشد.
🔹 محققان دانشگاه والنسیا بیش از ۲۴ مطالعه در زمینه درک مطلب را که بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ منتشر شده بود، تجزیه و تحلیل کردند که نزدیک به ۴۷۰۰۰۰ شرکتکننده را ارزیابی می کرد. یافتههای آنها نشان میدهد که خواندن متون چاپی در یک دوره زمانی طولانی میتواند مهارتهای درک مطلب را شش تا هشت برابر بیشتر از خواندن متون دیجیتالی افزایش دهد.
🔹 لادیسلائو سالمرون، استاد دانشگاه والنسیا که یکی از نویسندگان این مقاله است، گفت: «ارتباط بین فرکانس مغزی خواندن متون دیجیتال برای وقت گذراندن و توانایی درک متن نزدیک به صفر است. او افزود: «کیفیت زبانی متون دیجیتالی کمتر از کیفیت زبانی سنتی در متون چاپی است». به عنوان مثال، متن در رسانه های اجتماعی ممکن است محاوره ای بوده و فاقد نحو و استدلال پیچیده باشد.
#ترجمه_اختصاصی
@AkhbareFori | Link
گاردین نوشت:
#ترجمه_اختصاصی
@AkhbareFori | Link
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
يادی از حسين قندی
استاد حسين قندی، روزنامه نگار شاخص و آموزگار روزنامهنگاری
معتقد بود كه بالاترين حد روزنامهنگار، روزنامهنگاری تخصصی است؛
معتقد بود كه براي رسيدن به اوج تخصص در حوزهاي كه روزنامهنگاري ميكنيد نيز، بايد اين كارها را بكنيد:
- کتاب هایی که در مورد این تخصص نوشته شده اند، باید از قدیمی ترین تا جدیدترین را فراهم آورد تا بدین وسیله، دیدگاه علمی خود را وسعت بخشد.
- باید تمام نشریاتی که در زمینه و در حد تخصص او منتشر می شود را به دست آورد و با آنچه همکارانش در زمینه تخصص او می نویسند، آشنا باشد.
- آرشیوی از عکس ها، نقشه ها، اسلایدها و نوارهای صدا و تصویر را در اختیار داشته باشد.
- پرونده هایی از بریده های نشریات یا کنفرانس ها و کتاب ها در حد تخصص روزنامه نگاری را فراهم آورد، به طوری که در لحظه نیاز، سریعاً به آنها دسترسی داشته باشد.
- تهیه و تنظیم دقیق و علمی برگه هایی که در آنها رویدادهای مهم، دگرگونی های اساسی و شرح حال شخصیت های مورد نیاز کار تخصصی وی، ثبت شده باشند. این برگه ها باید مرتباً مورد تجدید قرار گیرند و سیر تحولات رویدادها تا آخرین لحظه، در آن انعکاس یابد.
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
استاد حسين قندی، روزنامه نگار شاخص و آموزگار روزنامهنگاری
معتقد بود كه بالاترين حد روزنامهنگار، روزنامهنگاری تخصصی است؛
معتقد بود كه براي رسيدن به اوج تخصص در حوزهاي كه روزنامهنگاري ميكنيد نيز، بايد اين كارها را بكنيد:
- کتاب هایی که در مورد این تخصص نوشته شده اند، باید از قدیمی ترین تا جدیدترین را فراهم آورد تا بدین وسیله، دیدگاه علمی خود را وسعت بخشد.
- باید تمام نشریاتی که در زمینه و در حد تخصص او منتشر می شود را به دست آورد و با آنچه همکارانش در زمینه تخصص او می نویسند، آشنا باشد.
- آرشیوی از عکس ها، نقشه ها، اسلایدها و نوارهای صدا و تصویر را در اختیار داشته باشد.
- پرونده هایی از بریده های نشریات یا کنفرانس ها و کتاب ها در حد تخصص روزنامه نگاری را فراهم آورد، به طوری که در لحظه نیاز، سریعاً به آنها دسترسی داشته باشد.
- تهیه و تنظیم دقیق و علمی برگه هایی که در آنها رویدادهای مهم، دگرگونی های اساسی و شرح حال شخصیت های مورد نیاز کار تخصصی وی، ثبت شده باشند. این برگه ها باید مرتباً مورد تجدید قرار گیرند و سیر تحولات رویدادها تا آخرین لحظه، در آن انعکاس یابد.
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
رابرت مُرداک ایرانی
به یاد ایرج جمشیدی روزنامهنگاری که مثل یک ستاره سینما کاریزما داشت
پژمان راهبر
روزنامهنگار ورزشی و سردبیر ورزش سه
امشب که با بچهها یک مرتبه حرفش شد، یادم افتاد هیچی برای او ننوشتم. چه کوتاهی بزرگی در حق یکی از آدمهای مبتکر و تاثیرگذار و استثنایی این حرفه. روزنامهنگاری خردمند با قصههای عجیب و باورنکردنی و هزار سال زندگی.
یک روز در سال 81 که ضمیمه ایرانشهر همشهری را در میآوردم، صدایم کردند که تلفن با تو کار دارد. آقایی از پشت خط گفت من از طرف آقای جمشیدی هستم. ایشان در زندان کار شما را میبینن و وقتی بیایند بیرون با شما کار دارند. یک سال بعد زمستان یک عصر جمعه رفتیم دفتر روزنامه آسیا تا ایرجخان را ببینیم. آقای جمشیدی روی مبل معروفش نشسته بود و منتظر بود. تا نشستیم تاکید کرد برایم پسته کلهقوچی بیاورند. بعد با شوخی و خنده خیلی زود بحث را برد به سمت کار و راه انداختن دوباره روزنامه آسیا.
آسیا، بزرگترین روزنامهی اقتصادی ایران در دهه 70 بود که تعداد صفحاتش به 80 میرسید و 16 صفحه انگلیسی داشت.
یک روزنامهی موثر که بازار بورس تهران روی انگشت سردبیر و موسسش (ایرج جمشیدی) میچرخید. در اوج رونق و بزرگی اتفاقی افتاد که منجر به توقیف و دستگیری آقای جمشیدی و در نهایت تعطیلی روزنامه آسیا شد. شاید این اتفاق را فقط بتوانم با سقوط امپراتوری هخامنشی و آتشزدن تخت جمشید مقایسه کنم. پادشاه اما برگشته بود و میخواست همه چیز را برگرداند که البته سخت و نشد بود.
ما چند ماهی کنار کارهای دیگر یک صفحه مصاحبه و یک ستون الو آسیا و یک ستون گاسترونومی را میگردوندیم و سر هر ماه آقای جمشیدی روی یه کاغذ چیزی مینوشت و میرفتیم حسابداری و حقوق میگرفتیم.
این وسط هم اگر از لید مصاحبه یا تیتری و چیزی هم خوشش میآمد زنگ میزد و میرفتیم و باز کاغذ را برای ما تبدیل به اسکناس میکرد.
آقای جمشیدی یک آدم زیبا بود. عین یک ستاره سینما، کاریزما داشت و یک لحظهاش بدون شوخی و خنده و دست انداختن و سربهسر گذاشتن پیش نمیرفت. یک مباشر محافظهطور فدایی قویهیکل هم داشت که قبل ظهر کُل کوچه را قرق میکرد تا ماکسیمای پادشاه در آن معبر شلوغ با هر سرعتی که دلش خواست به ته کوچه برسد و بپیچد توی حیاط روزنامه آسیا. وقتی از ماشین پیاده میشد تو طبقه همکف مینشست؛ روی روزنامه را که حالا لاغر و لاجون بود ورق میزد و با قریحه تیترزنی خودش و توجهاش به چیزایی که بقیه به سرشان نمیرسید عشق میکرد.
کل آسیا به واقع همین نیمتای صفحه اول بود که به قول خودش بوی سوییس میداد. سر همین هم روزنامه دوباره توقیف شد. فقط واسه اینکه تیتر صفحه یک درباره بوردا (مجله خیاطی معروف آلمانی) بود. آسیا بعد مدتی ساختمانش را عوض کرد و ما دیگر از هم دور شدیم. اگرچه ابتکاراتی مثل تلویزیون و کارهایی که برای آن موقع یک کم زود به نظر میرسید، داشت اما تلاشهای رابرت مُرداک ایرانی برای احیای امپراتوری رسانهایش کارگر نیفتاد.
وقتی از دنیا رفت شاید 10 سالی بود با هم حرف نزده بودیم، اما در یکی از آخرین بارها در دفتر بزرگش حوالی شمشیری مثل همیشه امیدوار و البته مطمئن بود که قرار است همه چیز بهتر شود چون به نظرش قطعاً تکنوکراتها برنده انتخابات میشدند...
@JournalistsClub1
به یاد ایرج جمشیدی روزنامهنگاری که مثل یک ستاره سینما کاریزما داشت
پژمان راهبر
روزنامهنگار ورزشی و سردبیر ورزش سه
امشب که با بچهها یک مرتبه حرفش شد، یادم افتاد هیچی برای او ننوشتم. چه کوتاهی بزرگی در حق یکی از آدمهای مبتکر و تاثیرگذار و استثنایی این حرفه. روزنامهنگاری خردمند با قصههای عجیب و باورنکردنی و هزار سال زندگی.
یک روز در سال 81 که ضمیمه ایرانشهر همشهری را در میآوردم، صدایم کردند که تلفن با تو کار دارد. آقایی از پشت خط گفت من از طرف آقای جمشیدی هستم. ایشان در زندان کار شما را میبینن و وقتی بیایند بیرون با شما کار دارند. یک سال بعد زمستان یک عصر جمعه رفتیم دفتر روزنامه آسیا تا ایرجخان را ببینیم. آقای جمشیدی روی مبل معروفش نشسته بود و منتظر بود. تا نشستیم تاکید کرد برایم پسته کلهقوچی بیاورند. بعد با شوخی و خنده خیلی زود بحث را برد به سمت کار و راه انداختن دوباره روزنامه آسیا.
آسیا، بزرگترین روزنامهی اقتصادی ایران در دهه 70 بود که تعداد صفحاتش به 80 میرسید و 16 صفحه انگلیسی داشت.
یک روزنامهی موثر که بازار بورس تهران روی انگشت سردبیر و موسسش (ایرج جمشیدی) میچرخید. در اوج رونق و بزرگی اتفاقی افتاد که منجر به توقیف و دستگیری آقای جمشیدی و در نهایت تعطیلی روزنامه آسیا شد. شاید این اتفاق را فقط بتوانم با سقوط امپراتوری هخامنشی و آتشزدن تخت جمشید مقایسه کنم. پادشاه اما برگشته بود و میخواست همه چیز را برگرداند که البته سخت و نشد بود.
ما چند ماهی کنار کارهای دیگر یک صفحه مصاحبه و یک ستون الو آسیا و یک ستون گاسترونومی را میگردوندیم و سر هر ماه آقای جمشیدی روی یه کاغذ چیزی مینوشت و میرفتیم حسابداری و حقوق میگرفتیم.
این وسط هم اگر از لید مصاحبه یا تیتری و چیزی هم خوشش میآمد زنگ میزد و میرفتیم و باز کاغذ را برای ما تبدیل به اسکناس میکرد.
آقای جمشیدی یک آدم زیبا بود. عین یک ستاره سینما، کاریزما داشت و یک لحظهاش بدون شوخی و خنده و دست انداختن و سربهسر گذاشتن پیش نمیرفت. یک مباشر محافظهطور فدایی قویهیکل هم داشت که قبل ظهر کُل کوچه را قرق میکرد تا ماکسیمای پادشاه در آن معبر شلوغ با هر سرعتی که دلش خواست به ته کوچه برسد و بپیچد توی حیاط روزنامه آسیا. وقتی از ماشین پیاده میشد تو طبقه همکف مینشست؛ روی روزنامه را که حالا لاغر و لاجون بود ورق میزد و با قریحه تیترزنی خودش و توجهاش به چیزایی که بقیه به سرشان نمیرسید عشق میکرد.
کل آسیا به واقع همین نیمتای صفحه اول بود که به قول خودش بوی سوییس میداد. سر همین هم روزنامه دوباره توقیف شد. فقط واسه اینکه تیتر صفحه یک درباره بوردا (مجله خیاطی معروف آلمانی) بود. آسیا بعد مدتی ساختمانش را عوض کرد و ما دیگر از هم دور شدیم. اگرچه ابتکاراتی مثل تلویزیون و کارهایی که برای آن موقع یک کم زود به نظر میرسید، داشت اما تلاشهای رابرت مُرداک ایرانی برای احیای امپراتوری رسانهایش کارگر نیفتاد.
وقتی از دنیا رفت شاید 10 سالی بود با هم حرف نزده بودیم، اما در یکی از آخرین بارها در دفتر بزرگش حوالی شمشیری مثل همیشه امیدوار و البته مطمئن بود که قرار است همه چیز بهتر شود چون به نظرش قطعاً تکنوکراتها برنده انتخابات میشدند...
@JournalistsClub1
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
چرا جايزه روزنامهنگار سال و رسانه سال نداريم؟
عیسی محمدی
روزنامهنگار
ابتدای سال است. به یادم آمد كه باشگاه روزنامهنگاران ایران، رقابتی با حضور و آرای دیگران تدارك دیده بود تحت عنوان روزنامهنگار سال. البته كه نقدهای مختلف، درست یا غلط، به چگونگی انتخاب روزنامهنگار سال وارد بود اما نفس وجود چنین امری، پسندیده و تشویقگر به نظر میرسید.
میدانیم كه جایزههای مختلفی در سطح جهان برای روزنامهنگاران برتر تدارك دیده شده است. هر جایزهای هم از منظر و رویكرد خودش بخشیده میشود و شاید نشود برای همه انتخابها و تقدیرها، یك روند را تعریف و تبیین كرد.
اما شاید سئوال مهمی كه در این میانه مطرح باشد، این است كه معنا و مفهوم و سنجههای یك روزنامهنگار اثرگذار و یك روزنامهنگاری اثرگذار چیست؟ تیراژ و بازدید؟ بازخوردها و بازنشرها؟ اختصاصی بودن؟ بمبهای خبری؟ كارزارهای رسانهای؟ تخصصی بودن؟ به روز بودن؟ خبری بودن؟ یا تركیبی هنرمندانه از همه اینها؟
در نهایت اینكه به نظر میرسد جای اصلی یك جایزه بزرگ و معتبر در حوزه روزنامهنگاری در كشورمان خالی باشد.
قبلا جشنواره مطبوعات تا حدی این نقص را پوشش میداد. اما این جشنواره نیز معطوف به اراده شركتكنندگان بود؛ و كسانی و رسانههایی كه شركت نمیكردند دیده نمیشدند. این، یعنی كه چنین جایزهای هم تا حدی جامعیت نداشت. به طور سالانه نیز سایتهای مختلف رأیگیری میشوند كه باز هم جامعیت ندارد و صرفا بحث رأیدهندگان و بازدیدها و ... مطرح است. یا باز هم اخیرا جشن حافظ، از بهمن بابازاده به دلیل اثرگذاری رسانهای تقدیر كرده است كه اتفاق جالب و مهمی در نوع خودش، برای روزنامهنگاری تخصصی بود.
مسأله اول این است كه چنین جایزهای قطعا باید وجود داشته باشد و معتبر هم باشد تا بدانیم در نهایت كدام رسانه و رسانهنگار و رسانهكار، طبق چه سنجهها و معیارهایی اثرگذار بوده؟ طبیعی است كه اگر این معیارها مورد قبول نباشد، میشود ماجرای نمرهدهی به روزنامهها توسط وزارت ارشاد؛ كه گاهی رسانههای برگزیده و نمرههای گرفته شده، تعجب همه را در پی دارد! و طبیعی است كه اهمیت خودش را هم از دست میدهد و امری فرمالیته در نظر گرفته میشود و بحث ما اثرگذاری و جذابیت ذاتی و واقعی و قابل مشاهده و دنبال كردن است.
مسأله دوم هم آن است كه چرا باشگاه روزنامهنگاران ایران با وجود نقدهای وارده به چگونگی انتخابها، آن جایزه را دنبال نكرد؟
حتی بهروزترین و بزرگترین نرمافزارهای فعلی هم زمانی، نرمافزارهایی ابتدایی و پر از اشكال بودند كه به واسطه تلاش توسعهدهندگان نرمافزارها و رفع باگها و مشكلات، به این درجه رسیدهاند. چنین اصلی چرا درباره جایزه اول روزنامهنگار سال چرا نباید عملیاتی شود؟ پرس و جو از منتقدان برای درك و شناسایی اشكالات و رفع آنها...
طبیعی است كه وجود چنین جایزههایی، عملا باعث ترمیم برند آسیب دیده روزنامهنگاری ایرانی خواهد شد؛ فرصتهایی كه به یكسان، حتی به روزنامهنگاران آماتور هم داده میشود تا بتوانند با صرف انرژی و دقت فراوان، خودی نشان بدهند. حالا در این میانه اگر اشكالاتی هم وجود داشته باشد، چه عیبی دارد؟ مگر همه توپهای طلا و اسكارها و سیمرغهایی كه داده میشود، به قاعده است؟ فقط به این رویا فكر كنید كه جایزهای داریم كه هم از نظر مالی و به واسطه پشتیبانی اسپانسرها قابل توجه است، هم از نظر اعتباری، پشتیبانی قاطبه رسانهها و رسانهنگارها را در پی دارد؛ چه منافعی كه برای جامعه رسانهای ما نخواهد داشت و چه انگیزههایی كه ایجاد نخواهد كرد! همین الان معضل بیانگیزگی و فرسودگی شغلی، از بزرگترین آفتهای روزنامهنگاری ایرانی تلقی میشود و طبیعی است كه در حد وسعمان، باید چارهای برایش بیندیشیم...
@JournalistsClub1
عیسی محمدی
روزنامهنگار
ابتدای سال است. به یادم آمد كه باشگاه روزنامهنگاران ایران، رقابتی با حضور و آرای دیگران تدارك دیده بود تحت عنوان روزنامهنگار سال. البته كه نقدهای مختلف، درست یا غلط، به چگونگی انتخاب روزنامهنگار سال وارد بود اما نفس وجود چنین امری، پسندیده و تشویقگر به نظر میرسید.
میدانیم كه جایزههای مختلفی در سطح جهان برای روزنامهنگاران برتر تدارك دیده شده است. هر جایزهای هم از منظر و رویكرد خودش بخشیده میشود و شاید نشود برای همه انتخابها و تقدیرها، یك روند را تعریف و تبیین كرد.
اما شاید سئوال مهمی كه در این میانه مطرح باشد، این است كه معنا و مفهوم و سنجههای یك روزنامهنگار اثرگذار و یك روزنامهنگاری اثرگذار چیست؟ تیراژ و بازدید؟ بازخوردها و بازنشرها؟ اختصاصی بودن؟ بمبهای خبری؟ كارزارهای رسانهای؟ تخصصی بودن؟ به روز بودن؟ خبری بودن؟ یا تركیبی هنرمندانه از همه اینها؟
در نهایت اینكه به نظر میرسد جای اصلی یك جایزه بزرگ و معتبر در حوزه روزنامهنگاری در كشورمان خالی باشد.
قبلا جشنواره مطبوعات تا حدی این نقص را پوشش میداد. اما این جشنواره نیز معطوف به اراده شركتكنندگان بود؛ و كسانی و رسانههایی كه شركت نمیكردند دیده نمیشدند. این، یعنی كه چنین جایزهای هم تا حدی جامعیت نداشت. به طور سالانه نیز سایتهای مختلف رأیگیری میشوند كه باز هم جامعیت ندارد و صرفا بحث رأیدهندگان و بازدیدها و ... مطرح است. یا باز هم اخیرا جشن حافظ، از بهمن بابازاده به دلیل اثرگذاری رسانهای تقدیر كرده است كه اتفاق جالب و مهمی در نوع خودش، برای روزنامهنگاری تخصصی بود.
مسأله اول این است كه چنین جایزهای قطعا باید وجود داشته باشد و معتبر هم باشد تا بدانیم در نهایت كدام رسانه و رسانهنگار و رسانهكار، طبق چه سنجهها و معیارهایی اثرگذار بوده؟ طبیعی است كه اگر این معیارها مورد قبول نباشد، میشود ماجرای نمرهدهی به روزنامهها توسط وزارت ارشاد؛ كه گاهی رسانههای برگزیده و نمرههای گرفته شده، تعجب همه را در پی دارد! و طبیعی است كه اهمیت خودش را هم از دست میدهد و امری فرمالیته در نظر گرفته میشود و بحث ما اثرگذاری و جذابیت ذاتی و واقعی و قابل مشاهده و دنبال كردن است.
مسأله دوم هم آن است كه چرا باشگاه روزنامهنگاران ایران با وجود نقدهای وارده به چگونگی انتخابها، آن جایزه را دنبال نكرد؟
حتی بهروزترین و بزرگترین نرمافزارهای فعلی هم زمانی، نرمافزارهایی ابتدایی و پر از اشكال بودند كه به واسطه تلاش توسعهدهندگان نرمافزارها و رفع باگها و مشكلات، به این درجه رسیدهاند. چنین اصلی چرا درباره جایزه اول روزنامهنگار سال چرا نباید عملیاتی شود؟ پرس و جو از منتقدان برای درك و شناسایی اشكالات و رفع آنها...
طبیعی است كه وجود چنین جایزههایی، عملا باعث ترمیم برند آسیب دیده روزنامهنگاری ایرانی خواهد شد؛ فرصتهایی كه به یكسان، حتی به روزنامهنگاران آماتور هم داده میشود تا بتوانند با صرف انرژی و دقت فراوان، خودی نشان بدهند. حالا در این میانه اگر اشكالاتی هم وجود داشته باشد، چه عیبی دارد؟ مگر همه توپهای طلا و اسكارها و سیمرغهایی كه داده میشود، به قاعده است؟ فقط به این رویا فكر كنید كه جایزهای داریم كه هم از نظر مالی و به واسطه پشتیبانی اسپانسرها قابل توجه است، هم از نظر اعتباری، پشتیبانی قاطبه رسانهها و رسانهنگارها را در پی دارد؛ چه منافعی كه برای جامعه رسانهای ما نخواهد داشت و چه انگیزههایی كه ایجاد نخواهد كرد! همین الان معضل بیانگیزگی و فرسودگی شغلی، از بزرگترین آفتهای روزنامهنگاری ایرانی تلقی میشود و طبیعی است كه در حد وسعمان، باید چارهای برایش بیندیشیم...
@JournalistsClub1
Forwarded from روزنامهنگاری جدید (رسانه نگاران)
◾چگونه به عنوان یک رسانهگار، برندینگ شخصی قدرتمندی داشته باشیم؟
🔸راه های تقویت پرسونال برندینگ رسانه نگاران
✍🏻عیسی محمدی/سایت رسانه نگاران
من و شما رسانهگار هستیم. هویتمان با رسانه نگاری تعریف میشود. یعنی که اول و آخرش، باید یک رسانه را پیدا کنیم تا بتوانیم در آنجا نفس بکشیم، کار کنیم و خودمان را در این کار، به کمال برسانیم.
این، یعنی که ما هویت از رسانهگاری میگیریم. البته میتوانیم خسته شده باشیم و این کار را ترک کنیم؛ که حکایتی دیگر است. اما در نهایت، هویت ما از این کار میآید. اما نکته بسیار مهمتر این است ضمن اینکه در این کار و بار باشیم، بتوانیم بهترین موقعیتها را هم برای خودمان ایجاد کنیم. چه بسا چیزی برای یک خبرنگار زبده که سالها دارد کار میکند و توان زیادی هم دارد، خستهکنندهتر و دردناکتر از این نباشد که در حوزه کار رسانه، یک کار معمولی را انجام بدهد. انگار که یک لامبورگینی در لاین کندرو بیفتد و با سی، چهل کیلومتر سرعت به پیش برود. البته که مسیر را طی میکند، اما در نهایت بخش اعظمی از توانمندیهایش بلااستفاده میماند. این دردناک نیست؟
به همین دلیل است که اشاره میکنیم باید بهترین موقعیتها را بتوانید برای خودتان فراهم بیاورید که انرژیهای هرزرفته در کارتان، روح و روان و حتی جسم شما را به نابودی نکشاند. به این منظور هم، باید اسم و رسمی در شغلتان به هم بزنید؛ طوری که چشمبسته شما را قبول کرده و به شما پیشنهادهای کاری بدهند. اینجاست که پای برندینگ شخصی یا حسن شهرت به میان میآید.
تا حالا فکر کرده بودید که برندینگ شخصی به چه کار من رسانه نگار میآید؟ این برای ما جزو واجبات است؛ پس به آن بیشتر فکر کنید.
در این سلسله کوتاهنوشتها، سعی داریم نکتههایی طلایی در این باره با شما در میان بگذاریم. آمادهاید؟
📰سلسله مطالب درباره تقویت پرسونال برندینگ رسانه نگاران را در لینک زیر ببینید:
B2n.ir/w22570
🔸راه های تقویت پرسونال برندینگ رسانه نگاران
✍🏻عیسی محمدی/سایت رسانه نگاران
من و شما رسانهگار هستیم. هویتمان با رسانه نگاری تعریف میشود. یعنی که اول و آخرش، باید یک رسانه را پیدا کنیم تا بتوانیم در آنجا نفس بکشیم، کار کنیم و خودمان را در این کار، به کمال برسانیم.
این، یعنی که ما هویت از رسانهگاری میگیریم. البته میتوانیم خسته شده باشیم و این کار را ترک کنیم؛ که حکایتی دیگر است. اما در نهایت، هویت ما از این کار میآید. اما نکته بسیار مهمتر این است ضمن اینکه در این کار و بار باشیم، بتوانیم بهترین موقعیتها را هم برای خودمان ایجاد کنیم. چه بسا چیزی برای یک خبرنگار زبده که سالها دارد کار میکند و توان زیادی هم دارد، خستهکنندهتر و دردناکتر از این نباشد که در حوزه کار رسانه، یک کار معمولی را انجام بدهد. انگار که یک لامبورگینی در لاین کندرو بیفتد و با سی، چهل کیلومتر سرعت به پیش برود. البته که مسیر را طی میکند، اما در نهایت بخش اعظمی از توانمندیهایش بلااستفاده میماند. این دردناک نیست؟
به همین دلیل است که اشاره میکنیم باید بهترین موقعیتها را بتوانید برای خودتان فراهم بیاورید که انرژیهای هرزرفته در کارتان، روح و روان و حتی جسم شما را به نابودی نکشاند. به این منظور هم، باید اسم و رسمی در شغلتان به هم بزنید؛ طوری که چشمبسته شما را قبول کرده و به شما پیشنهادهای کاری بدهند. اینجاست که پای برندینگ شخصی یا حسن شهرت به میان میآید.
تا حالا فکر کرده بودید که برندینگ شخصی به چه کار من رسانه نگار میآید؟ این برای ما جزو واجبات است؛ پس به آن بیشتر فکر کنید.
در این سلسله کوتاهنوشتها، سعی داریم نکتههایی طلایی در این باره با شما در میان بگذاریم. آمادهاید؟
📰سلسله مطالب درباره تقویت پرسونال برندینگ رسانه نگاران را در لینک زیر ببینید:
B2n.ir/w22570
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
ایمان شمسایی:
شغل خبرنگاری شامل مشاغل سخت است
خانه مطبوعات خراسان رضوی از مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی پرسشی درباره «آییننامه مشاغل سخت برای خبرنگاران» مطرح کرد که ایمان شمسایی در پاسخ، نامهای به به اداره کار خراسان رضوی نوشت.
آقای شمسایی در این نامه تأکید کرده: «بر اساس بند ۳ ماده ۱۱ آیین نامه مشاغل سخت و زیان آور، شغل خبرنگاری شامل مشاغل سخت است و خبرنگاران مشمول این قانون هستند و باید زودتر از موعد بازنشسته شوند.»
@journalistsclub1
شغل خبرنگاری شامل مشاغل سخت است
خانه مطبوعات خراسان رضوی از مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی پرسشی درباره «آییننامه مشاغل سخت برای خبرنگاران» مطرح کرد که ایمان شمسایی در پاسخ، نامهای به به اداره کار خراسان رضوی نوشت.
آقای شمسایی در این نامه تأکید کرده: «بر اساس بند ۳ ماده ۱۱ آیین نامه مشاغل سخت و زیان آور، شغل خبرنگاری شامل مشاغل سخت است و خبرنگاران مشمول این قانون هستند و باید زودتر از موعد بازنشسته شوند.»
@journalistsclub1
✅✅✅
جاي درست روزنامهنگار
پيرو نكته جالبي كه سعيد برآبادی مطرح كرد، چند روزي است اين سئوال توي ذهنم هست كه: مكان و جاي درستي كه ما روزنامهنگارها بايد در آن باشيم، كجاست؟ جايي كه اگر در آن نباشيم، ديگر نميشود به ما روزنامهنگار گفت؟
به نظر خودم،
- تحريريه به معناي عام و واقعي آن؛
- دانشگاه براي تحقيق و تدريس و ...؛
- پژوهشكده و انديشكده براي تحقيق و پژوهش؛
- انتشارات و شغلهاي نسبتا مرتبط براي همكاريهاي مرتبط؛
- برخي مشاورهها كه آسيبي به استقلال و ماهيت كاري او وارد نميكند، مثل مشاوره به بخش خصوصي و حتي به نظر من به بخش قدرت رسمي (و البته نه حضور رسمي و غيررسمي)؛
- و ...
طبيعتا مثلا هيئت دولت، نهادهاي وابسته به قدرت رسمي، روابط عمومي سازمانها و نهادها و وزارتخانهها، هيئت مديره شركتهاي دولتي و ... نميتواند اين جاي درست باشد...
-
روزنامهنگاران كي و كجا از عينيگرايي و بيطرفي دور ميشوند؟
وقتي كه كار به استفاده از عناصر خبري «چرا» و «چگونه» ميرسد.
آنها به راحتي دلايل دلبخواه خودشان را براي چرا و روايت خودشان را براي چگونه بيان ميكنند...
#روزنامهنگار
#روزنامهنگاری
#استقلال_حرفهای
@https://t.me/Journalism_Simple
جاي درست روزنامهنگار
پيرو نكته جالبي كه سعيد برآبادی مطرح كرد، چند روزي است اين سئوال توي ذهنم هست كه: مكان و جاي درستي كه ما روزنامهنگارها بايد در آن باشيم، كجاست؟ جايي كه اگر در آن نباشيم، ديگر نميشود به ما روزنامهنگار گفت؟
به نظر خودم،
- تحريريه به معناي عام و واقعي آن؛
- دانشگاه براي تحقيق و تدريس و ...؛
- پژوهشكده و انديشكده براي تحقيق و پژوهش؛
- انتشارات و شغلهاي نسبتا مرتبط براي همكاريهاي مرتبط؛
- برخي مشاورهها كه آسيبي به استقلال و ماهيت كاري او وارد نميكند، مثل مشاوره به بخش خصوصي و حتي به نظر من به بخش قدرت رسمي (و البته نه حضور رسمي و غيررسمي)؛
- و ...
طبيعتا مثلا هيئت دولت، نهادهاي وابسته به قدرت رسمي، روابط عمومي سازمانها و نهادها و وزارتخانهها، هيئت مديره شركتهاي دولتي و ... نميتواند اين جاي درست باشد...
-
روزنامهنگاران كي و كجا از عينيگرايي و بيطرفي دور ميشوند؟
وقتي كه كار به استفاده از عناصر خبري «چرا» و «چگونه» ميرسد.
آنها به راحتي دلايل دلبخواه خودشان را براي چرا و روايت خودشان را براي چگونه بيان ميكنند...
#روزنامهنگار
#روزنامهنگاری
#استقلال_حرفهای
@https://t.me/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
✅✅✅قدرتی به نام چند منبعی بودن
مهمترين جنبه روزنامهنگاری، چند منبعي بودن آن است؛
اين امر اجازه ميدهد تا مخاطبان شما، اطلاعات مختلفي را از منابع گوناگون دريافت كرده و خود تصميمگيري كنند. اين امر باعث ميشود تا منابع رسمی، به حاشيه رفته و صرفا يكي از منابع اطلاعرساني باشند.
مشكل روزنامهنگاری امروز ما اين است كه منابع رسمي، همه منبع اطلاعرساني هستند و اين امر، به آنها قدرت بيشتر ميدهد...
#روزنامهنگاری
#منبع
@Journalism_Simple
مهمترين جنبه روزنامهنگاری، چند منبعي بودن آن است؛
اين امر اجازه ميدهد تا مخاطبان شما، اطلاعات مختلفي را از منابع گوناگون دريافت كرده و خود تصميمگيري كنند. اين امر باعث ميشود تا منابع رسمی، به حاشيه رفته و صرفا يكي از منابع اطلاعرساني باشند.
مشكل روزنامهنگاری امروز ما اين است كه منابع رسمي، همه منبع اطلاعرساني هستند و اين امر، به آنها قدرت بيشتر ميدهد...
#روزنامهنگاری
#منبع
@Journalism_Simple
Forwarded from خبرگزاری خبرآنلاین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 سخنان تکان دهنده راغفر درباره وضعیت آموزش: بیسوادی ریشه در نگاه اقتصادی دارد
حسین راغفر استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا با حضور در #خبرآنلاین گفت:
▫️امیدواریم رسانهها بتوانند در گذار ایران به دموکراسی نقش خود را ایفا کنند.
او با اعلام اینکه امیدوار است دولت کنونی اسیر باندهای قدرت و ثروت نشودبه اهمیت نقش رسانه اشاره کرد و افزود:
▫️۳۵ سال است که سیاست های اقتصادی در ایران تغییر نکرده و البته باید توجه داشت دولتها نقشی در سیاستگذاری ندارند و پیگیر جهتگیریهایی هستند که به آنها اعلام میشود.
▫️آنچه در جامعه شاهدیم؛ از جمله فقر و فاصله طبقاتی و …به دلیل کارکرد نادرست اقتصادی است و متاسفانه حفظ وضعیت موجود مدافعینی دارد.
▫️استبداد بر دو چیز استوار است؛ جهل و فقر متاسفانه بعد از جنگ تحمیلی، آموزش عالی و آموزش پرورش در ایران پولی شد و الان جمعیت بیسواد در کشور که نمیتوانند حتی اسمشان را بنویسند قابل توجه است و این معضل، ریشه در نگاهی دارد که به اقتصاد شده است.
📌 جزییات بیشتر را در لینک زیر بخوانید:
khabaronline.ir/xmxTR
@KhabarOnline_ir | khabaronline.ir
حسین راغفر استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا با حضور در #خبرآنلاین گفت:
▫️امیدواریم رسانهها بتوانند در گذار ایران به دموکراسی نقش خود را ایفا کنند.
او با اعلام اینکه امیدوار است دولت کنونی اسیر باندهای قدرت و ثروت نشودبه اهمیت نقش رسانه اشاره کرد و افزود:
▫️۳۵ سال است که سیاست های اقتصادی در ایران تغییر نکرده و البته باید توجه داشت دولتها نقشی در سیاستگذاری ندارند و پیگیر جهتگیریهایی هستند که به آنها اعلام میشود.
▫️آنچه در جامعه شاهدیم؛ از جمله فقر و فاصله طبقاتی و …به دلیل کارکرد نادرست اقتصادی است و متاسفانه حفظ وضعیت موجود مدافعینی دارد.
▫️استبداد بر دو چیز استوار است؛ جهل و فقر متاسفانه بعد از جنگ تحمیلی، آموزش عالی و آموزش پرورش در ایران پولی شد و الان جمعیت بیسواد در کشور که نمیتوانند حتی اسمشان را بنویسند قابل توجه است و این معضل، ریشه در نگاهی دارد که به اقتصاد شده است.
📌 جزییات بیشتر را در لینک زیر بخوانید:
khabaronline.ir/xmxTR
@KhabarOnline_ir | khabaronline.ir
Forwarded from چهرهشو (پرسونال برندينگ)
رسانه نگاران
راه های تقویت پرسونال برندینگ رسانه نگاران/خودتان را غیرمستقیم معرفی و تبلیغ كنید(15) - رسانه نگاران
اینطور نیست كه صرف ساخت یك نام و شهرت، تصور كنید كه دیگران میآیند و شما را پیدا میكنند و به شهرت حرفهای میرسید. به واقع تا وقتی كه به سطحی از شهرت