امیدوارم یک روزی هیچ خاطرهای از اینجا و از هرچه بر سرمون اومد، یادم نمونه.
امیدوارم روزی به دور از اینجا بتونم دوباره متولد بشم، انگاری که هیچوقت اینجا به دنیا نیومده و زندگی نکردم.
یعنی میتونم همشو از یاد ببرم و یک زندگی نو برای خودم شروع کنم؟ بعید بدونم.
امیدوارم روزی به دور از اینجا بتونم دوباره متولد بشم، انگاری که هیچوقت اینجا به دنیا نیومده و زندگی نکردم.
یعنی میتونم همشو از یاد ببرم و یک زندگی نو برای خودم شروع کنم؟ بعید بدونم.
از عکسای رندوم خیلی خوشم میاد،
عکسایی که همهچیز بههم ریختهس
و کسی برای عکس چیزیو جمع نمیکنه.
عکسایی که همهچیز بههم ریختهس
و کسی برای عکس چیزیو جمع نمیکنه.
Forwarded from Demure
دلم میخواد از همه هنرمندهای ناشناسی که هیچوقت اسمی ازشون ندونستیم عذرخواهی کنم؛
چون کسی چه میدونه اسم چند دیکینسون و دبوسی و ونگوگ توی تاریخ گم شد؟
چون کسی چه میدونه اسم چند دیکینسون و دبوسی و ونگوگ توی تاریخ گم شد؟
امروز روز قشنگی بود برام.
از رقصیدن زیر آفتاب،
تا وزش باد سرد روی بدنم و لای موهام.
از نقاشی کشیدن زیر آسمون آبیای
که هم خورشید و هم ماه رو دارا بود، تا دویدن توی کوچهی خالی.
از رقصیدن زیر آفتاب،
تا وزش باد سرد روی بدنم و لای موهام.
از نقاشی کشیدن زیر آسمون آبیای
که هم خورشید و هم ماه رو دارا بود، تا دویدن توی کوچهی خالی.
حسهایی که موسیقی میتونن بهتون القا کنه نامحدوده و بعضی از اون حسها اونقدر خاص و عمیق هستن که نمیشه توصیفشون کرد.
ما نمیتونیم همه احساساتمون رو توضیح بدیم.
بعضی اوقات میتونیم، مثلا خوشحالی، لذت، صلح، آرامش، عشق.
اما هرازگاهی حسهایی داریم که اونقدر خاص و عمیق هستن که کلمهای براشون وجود نداره.
برای همین موسیقی اینقدر شگفتانگیزه،
چون موسیقی برامون اونارو نامگذاری کرده.
فقط با نوت بهجای کلمات.
هیچوقت یادتون نره موسیقی یه حرکته، جابجا میشه و جهتش تغییر پیدا میکنه و از یه نوت به دیگری جریان داره و این جنبش و جریان، از میلیونها کلمه احساساتمونو بهتر توضیح میده.
- Tár by Todd Field
ما نمیتونیم همه احساساتمون رو توضیح بدیم.
بعضی اوقات میتونیم، مثلا خوشحالی، لذت، صلح، آرامش، عشق.
اما هرازگاهی حسهایی داریم که اونقدر خاص و عمیق هستن که کلمهای براشون وجود نداره.
برای همین موسیقی اینقدر شگفتانگیزه،
چون موسیقی برامون اونارو نامگذاری کرده.
فقط با نوت بهجای کلمات.
هیچوقت یادتون نره موسیقی یه حرکته، جابجا میشه و جهتش تغییر پیدا میکنه و از یه نوت به دیگری جریان داره و این جنبش و جریان، از میلیونها کلمه احساساتمونو بهتر توضیح میده.
- Tár by Todd Field
و مرگ همون آرامش ابدیای هستش که همهی ما آرزوشو داریم.
نمیتونم بفهمم که مرگ چیزی جز سیاهی و سکوت نیست یا فراتره.
تنِ انسان مُرده انقدر آروم خوابیده
که انگار داره نشون میده از اون آرامش راضیه.
پس چرا بطور غریزی از رسیدن به این آرامش
این همه ترس و واهمه داریم؟
نمیتونم بفهمم که مرگ چیزی جز سیاهی و سکوت نیست یا فراتره.
تنِ انسان مُرده انقدر آروم خوابیده
که انگار داره نشون میده از اون آرامش راضیه.
پس چرا بطور غریزی از رسیدن به این آرامش
این همه ترس و واهمه داریم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میدونم از دیدن برف خسته شدید،
ولی خب دلم نیومد نذارمش.
ولی خب دلم نیومد نذارمش.
Forwarded from Lost highway (-vincent)
شب نجاتم میدهد!
نمیدانم آرامشی که بر رگهایم تزریق میکند به دلیل این است که شب پایان همهچیز است یا اینکه یک امید واهی جهتِ ادامه دادن در سرم میکارد؛
هرچه که هست آغاز نیست..آغاز مرا به وحشت میاندازد..از آن بیزارم،به هرحال حیف است چنین شبی را با فکر کردن به آغازِ فردا به تاریکیِ روز کنم.
نمیدانم آرامشی که بر رگهایم تزریق میکند به دلیل این است که شب پایان همهچیز است یا اینکه یک امید واهی جهتِ ادامه دادن در سرم میکارد؛
هرچه که هست آغاز نیست..آغاز مرا به وحشت میاندازد..از آن بیزارم،به هرحال حیف است چنین شبی را با فکر کردن به آغازِ فردا به تاریکیِ روز کنم.
گریه کردم.
بغض بزرگی که در گلویم گیر کرده بود، امروز به یکباره ترکید و فوران شد.
حس میکنم اون پایی که همیشه روی قفسهی سینهم بود برداشته شد و الان میتونم نفس بکشم.
بغض بزرگی که در گلویم گیر کرده بود، امروز به یکباره ترکید و فوران شد.
حس میکنم اون پایی که همیشه روی قفسهی سینهم بود برداشته شد و الان میتونم نفس بکشم.
حس بچهای رو دارم که یک گوشهی پارک داره به بچههایی که توی بازی راهش ندادن خیره شده.