چیزی برا رو شدن نشدن نیست، طبل رسوایی شماها خیلی وقته به صدا در اومده، فحش دادن کمترین کاریه که در مقابل دشمن آزادی باید انجام داد
👍13❤3
ادب، نزاکت، احترام برا کسیه که به مالکیت خصوصی و حقوق فردی باقی آدما احترام بذاره، نه اینکه طرفدار به بردگی گرفتن دیگران باشه، به همه نباید احترام گذاشت، با همه نباید درست صحبت کرد
👍30❤4
Forwarded from Learn Cast Library
Killing History - Chapter 2.pdf
4.6 MB
📚 قتل تاریخ
طیف دروغین چپ و راست و نبرد میان چپ آزاد و چپ دولتگرا
فصل دوم
چپ دولتگرای مدرن به سوی ایدئولوژی فاشیستی-ترقیخواهانهای میرود که بهشدت از مارکسیسم اثر پذیرفته است.
شباهت با فاشیسم: لیبرالهای مدرن شیفته دولتگراییاند و به سمت ایدئولوژی فاشیستی-ترقیخواهانه تحت تأثیر مارکسیسم حرکت کردهاند.
ایدئولوژی مشترک: مارکسیسم و فاشیسم در محکومیت لیبرالیسم و سرمایهداری بیرحم بودند.
تاکتیکهای اقتدارگرایانه: چپ دولتگرا برای تحمیل ایدئولوژیاش از قدرت قهری دولت بهره میگیرد و اقداماتی چون سوسیالیسم دستوری، اشتراکیسازی اجباری و برابری تحمیلی را پیش میبرد.
سرکوب آزادی بیان: چپگرایان دولتپرست تلاش کردهاند آزادی بیان را بهویژه در دانشگاهها سرکوب کنند و نابردباری نیروهای ضربت نازی را تقلید کنند.
اقتصاد شبهفاشیستی: سیاستهایی مانند ملیگرایی اقتصادی برنی سندرز و سرمایهداری دولتی اوباماکر با ایدههای هیتلر، موسولینی و لنین همراستا هستند.
خطر اصلی: آلن درشوویتز، وکیل حقوق مدنی، معتقد است چپ تندرو خطری بزرگتر از راست تندرو برای آینده آمریکاست.
فصل اول
ترجمه لرن کست: @Learn_Cast
طیف دروغین چپ و راست و نبرد میان چپ آزاد و چپ دولتگرا
فصل دوم
چپ دولتگرای مدرن به سوی ایدئولوژی فاشیستی-ترقیخواهانهای میرود که بهشدت از مارکسیسم اثر پذیرفته است.
شباهت با فاشیسم: لیبرالهای مدرن شیفته دولتگراییاند و به سمت ایدئولوژی فاشیستی-ترقیخواهانه تحت تأثیر مارکسیسم حرکت کردهاند.
ایدئولوژی مشترک: مارکسیسم و فاشیسم در محکومیت لیبرالیسم و سرمایهداری بیرحم بودند.
تاکتیکهای اقتدارگرایانه: چپ دولتگرا برای تحمیل ایدئولوژیاش از قدرت قهری دولت بهره میگیرد و اقداماتی چون سوسیالیسم دستوری، اشتراکیسازی اجباری و برابری تحمیلی را پیش میبرد.
سرکوب آزادی بیان: چپگرایان دولتپرست تلاش کردهاند آزادی بیان را بهویژه در دانشگاهها سرکوب کنند و نابردباری نیروهای ضربت نازی را تقلید کنند.
اقتصاد شبهفاشیستی: سیاستهایی مانند ملیگرایی اقتصادی برنی سندرز و سرمایهداری دولتی اوباماکر با ایدههای هیتلر، موسولینی و لنین همراستا هستند.
خطر اصلی: آلن درشوویتز، وکیل حقوق مدنی، معتقد است چپ تندرو خطری بزرگتر از راست تندرو برای آینده آمریکاست.
فصل اول
ترجمه لرن کست: @Learn_Cast
❤11👍2
این کتاب با اجازه خود نویسنده منتشر شده
With thanks to Mr. Samuels for granting me permission to publish the Persian edition of his book under my supervision.
With thanks to Mr. Samuels for granting me permission to publish the Persian edition of his book under my supervision.
❤13🔥3
"مجموعه ای از اباطیل مغز تعطیل کن"
در زندگی گیر افتادیم که به زور ما را از عینیت و واقعیت جدا میسازد، کسی که پایش روی زمین است و منطقی فکر میکند یا طرد میشود یا دیوانه خوانده میشود.
خدایا خودت به دادمون برس، اینا دارن همه چیو یه جور دیگه نشون میدن
در زندگی گیر افتادیم که به زور ما را از عینیت و واقعیت جدا میسازد، کسی که پایش روی زمین است و منطقی فکر میکند یا طرد میشود یا دیوانه خوانده میشود.
خدایا خودت به دادمون برس، اینا دارن همه چیو یه جور دیگه نشون میدن
👍24😭3
Forwarded from Learn Cast Library
Killing History - Chapter 3.pdf
4.7 MB
📚 قتل تاریخ
طیف دروغین چپ و راست و نبرد میان چپ آزاد و چپ دولتگرا
فصل سوم
دیدگاه رایج که فاشیسم راست افراطی است، توسط بسیاری از مورخان به چالش کشیده شده است.
ریشه در چپ: موسولینی کار خود را به عنوان یک سوسیالیست افراطی و کمونیست آغاز کرد و حتی پس از فاشیست شدن، خود را لنین ایتالیا میخواند.
ایدئولوژی: فاشیسم به عنوان یک سوسیالیسم ضد مارکسیستی یا سوسیالیسم خرده بورژوایی ، ریشههای خود را از مارکسیسم تجدیدنظرطلب و سندیکالیسم انقلابی گرفت.
اقتصاد و دولت: موسولینی فردگرایی و سرمایهداری لیبرال را رد میکرد و تا اواسط دهه ۱۹۳۰، سه چهارم اقتصاد ایتالیا را تحت مالکیت و کنترل دولت (سرمایهداری دولتی) درآورد.
همگرایی توتالیتری: فاشیسم موسولینی شباهت زیادی به بلشویسم داشت و سیاستهای آن با استالینیسم همسو بود؛ موسولینی و استالین توسط برخی معاصران به عنوان "برادران خونی" یا "برادران هم رزم اقتدارگرایی" تلقی میشدند.
طیف دروغین چپ و راست و نبرد میان چپ آزاد و چپ دولتگرا
فصل سوم
دیدگاه رایج که فاشیسم راست افراطی است، توسط بسیاری از مورخان به چالش کشیده شده است.
ریشه در چپ: موسولینی کار خود را به عنوان یک سوسیالیست افراطی و کمونیست آغاز کرد و حتی پس از فاشیست شدن، خود را لنین ایتالیا میخواند.
ایدئولوژی: فاشیسم به عنوان یک سوسیالیسم ضد مارکسیستی یا سوسیالیسم خرده بورژوایی ، ریشههای خود را از مارکسیسم تجدیدنظرطلب و سندیکالیسم انقلابی گرفت.
اقتصاد و دولت: موسولینی فردگرایی و سرمایهداری لیبرال را رد میکرد و تا اواسط دهه ۱۹۳۰، سه چهارم اقتصاد ایتالیا را تحت مالکیت و کنترل دولت (سرمایهداری دولتی) درآورد.
همگرایی توتالیتری: فاشیسم موسولینی شباهت زیادی به بلشویسم داشت و سیاستهای آن با استالینیسم همسو بود؛ موسولینی و استالین توسط برخی معاصران به عنوان "برادران خونی" یا "برادران هم رزم اقتدارگرایی" تلقی میشدند.
@LearnCast
👍8🔥2
نظریه های منفیباف (نوشته جیمز لینزی و هلن پلاکرز و به ترجمه مسعود یوسف حصیرچین)
Anonymous Poll
4%
مطالعه کردم
9%
در حال مطالعه هستم
87%
قصد خریدن و مطالعهش رو دارم
کمونیسم مانند یک دین است. پرزیدنت آیزنهاور همین چند روز پیش این را گفت، اما این دینی بدون خداست. اگر شما قویاً به کمونیسم اعتقاد داشته باشید، وظیفه شماست که آن را به هر مرحله از زندگی خود وارد کنید. اگر شما عضو «انجمن آمریکایی اساتید دانشگاه» هستید، اگر عضو انجمن تخصصی خود هستید، مانند عضو «انجمن ریاضی»، وظیفه شماست که «خط مشی حزب» (party line) را وارد آن سازمانها کنید. اگر عضو یک «انجمن برادری» (fraternity) هستید، از شما انتظار میرود که آن را وارد آن انجمن کنید، وارد هر گروهی که در آن امتیاز بحث و گفتگو وجود دارد. اگر معلم هستید، از شما انتظار میرود که بر اساس اصول مارکسیسم و لنینیسم زندگی کنید. البته، قرار نیست خود را به دردسر بیندازید. حزب به شما هشدار میدهد که کله خود را به باد ندهید؛ به شما هشدار میدهد که در چارچوب امنیت بمانید و بر سر شغل خود باقی بمانید
Dr. Bella Dodd
Dodd Testimony, p. 1757
@Learn_Cast
Dr. Bella Dodd
Dodd Testimony, p. 1757
@Learn_Cast
❤11👍1😴1🗿1
بلا داد کی بود و چرا از حزب کمونیست جدا شد؟
بلا داد (Bella V. Dodd) از چهرههای شناختهشدهی جنبش چپ آمریکا در دهههای 1930 و 1940 بود. او ابتدا بهعنوان معلم، فعال کارگری و عضو اتحادیهها وارد فعالیتهای اجتماعی شد و بهخاطر دغدغههای جدی درباره فقر، نابرابری و بیعدالتی به حزب کمونیست آمریکا پیوست. داد در مدت کوتاهی به یکی از اعضای مؤثر حزب تبدیل شد و در حوزههای آموزش، اتحادیه معلمان و سازماندهی روشنفکران فعالیت گسترده داشت.
اما بهمرور، تجربه نزدیک او از ساختار درونی حزب، مسیرش را تغییر داد. نخستین دلیل جداییاش، اقتدارگرایی شدید درون حزب بود: او با چشمان خود دید که تصمیمات بهصورت دموکراتیک گرفته نمیشود و هر نوع پرسش یا نقد، با فشار، مجازات یا طرد شدن مواجه است. دوم، داد مشاهده کرد که حزب از معلمان، دانشجویان و اعضای اتحادیهها نه بهعنوان انسان، بلکه بهعنوان ابزار ایدئولوژیک استفاده میکند؛ یعنی هدف اصلی نه خدمت اجتماعی، بلکه پیشبرد «خط مشی حزب» بود.
مسئله دیگر، وابستگی کامل سازمان به سیاستهای مسکو بود. داد احساس کرد آنچه «آرمان عدالت» معرفی میشود، در عمل تبدیل شده به اطاعت کورکورانه از فرامین خارجی، و این برای او—بهعنوان یک آموزگار و روشنفکر آمریکایی—غیرقابل قبول بود. با افزایش تردیدها، رفتار تهاجمی رهبران حزب با او نیز شدیدتر شد، تا جایی که عملاً از حلقههای تصمیمگیری کنار گذاشته شد.
سرانجام او به این نتیجه رسید که نظام فکری حزب، انسان را در چارچوبی بسته و غیرانسانی قرار میدهد. همین تجربهها، همراه با بازگشت او به ایمان دینی، باعث شد از حزب جدا شود و بعدها به یکی از صریحترین منتقدان کمونیسم تبدیل گردد. بلا داد در کتاب مشهورش School of Darkness این مسیر را به شکلی روشن و تکاندهنده روایت میکند.
@Learn_Cast
بلا داد (Bella V. Dodd) از چهرههای شناختهشدهی جنبش چپ آمریکا در دهههای 1930 و 1940 بود. او ابتدا بهعنوان معلم، فعال کارگری و عضو اتحادیهها وارد فعالیتهای اجتماعی شد و بهخاطر دغدغههای جدی درباره فقر، نابرابری و بیعدالتی به حزب کمونیست آمریکا پیوست. داد در مدت کوتاهی به یکی از اعضای مؤثر حزب تبدیل شد و در حوزههای آموزش، اتحادیه معلمان و سازماندهی روشنفکران فعالیت گسترده داشت.
اما بهمرور، تجربه نزدیک او از ساختار درونی حزب، مسیرش را تغییر داد. نخستین دلیل جداییاش، اقتدارگرایی شدید درون حزب بود: او با چشمان خود دید که تصمیمات بهصورت دموکراتیک گرفته نمیشود و هر نوع پرسش یا نقد، با فشار، مجازات یا طرد شدن مواجه است. دوم، داد مشاهده کرد که حزب از معلمان، دانشجویان و اعضای اتحادیهها نه بهعنوان انسان، بلکه بهعنوان ابزار ایدئولوژیک استفاده میکند؛ یعنی هدف اصلی نه خدمت اجتماعی، بلکه پیشبرد «خط مشی حزب» بود.
مسئله دیگر، وابستگی کامل سازمان به سیاستهای مسکو بود. داد احساس کرد آنچه «آرمان عدالت» معرفی میشود، در عمل تبدیل شده به اطاعت کورکورانه از فرامین خارجی، و این برای او—بهعنوان یک آموزگار و روشنفکر آمریکایی—غیرقابل قبول بود. با افزایش تردیدها، رفتار تهاجمی رهبران حزب با او نیز شدیدتر شد، تا جایی که عملاً از حلقههای تصمیمگیری کنار گذاشته شد.
سرانجام او به این نتیجه رسید که نظام فکری حزب، انسان را در چارچوبی بسته و غیرانسانی قرار میدهد. همین تجربهها، همراه با بازگشت او به ایمان دینی، باعث شد از حزب جدا شود و بعدها به یکی از صریحترین منتقدان کمونیسم تبدیل گردد. بلا داد در کتاب مشهورش School of Darkness این مسیر را به شکلی روشن و تکاندهنده روایت میکند.
@Learn_Cast
❤8👍2🥱1
Learn Cast
بلا داد در کتاب مشهورش School of Darkness این مسیر را به شکلی روشن و تکاندهنده روایت میکند.
کتابش رو ترجمه کنم، میخونید؟
به طور مستند توضیح داده در حزب کمونیست آمریکا چه خبر بوده و چرا ضد کمونیسم شده
به طور مستند توضیح داده در حزب کمونیست آمریکا چه خبر بوده و چرا ضد کمونیسم شده
Anonymous Poll
86%
ترجمه کن میخونیم
8%
حال و حوصلهش نیست
6%
من خودم کمونیستم
❤5😴1
Forwarded from Learn Cast Library
Killing History - Chapter 4.pdf
4.9 MB
📚 قتل تاریخ
طیف دروغین چپ و راست و نبرد میان چپ آزاد و چپ دولتگرا
فصل چهارم
«سوسیالیسم» در نازیسم واقعی بود: بخش «سوسیالیست» در نام حزب نازی جدی بود. هیتلر و گوبلز خود را «سوسیالیست» و «دشمن سرمایهداری» معرفی میکردند. اقتصاد رایش سوم سرمایهداری نبود، بلکه دولتی و کنترلشده بود؛ مالکیت خصوصی فقط اسمی بود. بسیاری از سوسیالیستهای اولیه و حتی مارکس و انگلس گرایشهای ناسیونالیستی و یهودستیزانه داشتند که در نازیسم بازتاب یافت. این فصل به همکاری و شباهتهای ایدئولوژیک نازیها و کمونیستها در آلمان اشاره میکند.
طیف دروغین چپ و راست و نبرد میان چپ آزاد و چپ دولتگرا
فصل چهارم
«سوسیالیسم» در نازیسم واقعی بود: بخش «سوسیالیست» در نام حزب نازی جدی بود. هیتلر و گوبلز خود را «سوسیالیست» و «دشمن سرمایهداری» معرفی میکردند. اقتصاد رایش سوم سرمایهداری نبود، بلکه دولتی و کنترلشده بود؛ مالکیت خصوصی فقط اسمی بود. بسیاری از سوسیالیستهای اولیه و حتی مارکس و انگلس گرایشهای ناسیونالیستی و یهودستیزانه داشتند که در نازیسم بازتاب یافت. این فصل به همکاری و شباهتهای ایدئولوژیک نازیها و کمونیستها در آلمان اشاره میکند.
@LearnCast
👍4