Forwarded from Mohammad Aleph
Mohammad Aleph
این نسخهای از ویدیوی دادگاه شو چینشیان Xu Qinxian است، اگر قصد آرشیو کردنش رو دارید. زیرنویسش انگلیسی است و حجمش یک گیگ و خوردهای. اگر دیدنش در یوتیوب رو ترجیح میدهید.
اخیرا یک ویدیوی بسیار نادر و عجیب، از اعتراضات سال ۱۹۸۹ چین و سرکوب گسترده حزب کمونیست چین در میدان تیان آن من به صورت ناشناس پخش شده است. تا سالها یک افسانهای وجود داشت که «یکی از فرماندهان عالیرتبه ارتش چین، از دستور مستقیم سرکوب مردم امتناع کرده است.» حالا این ویدیو ۶ ساعته با طبقه بندی محرمانه از دادگاه او در سال ۱۹۹۰ که به طور کلی بدون حضور شاهد و تماشاگر در یک اتاق کاملا بسته برگذار شده است، این افسانه را ثابت کرده است. شو چینشیان Xu Qinxian فرمانده یکی از گروههای نخبه ارتش آزادی بخش چین (PLA) بود که در سال ۱۹۸۹ از دستور مستقیم بالادستیهایش برای به حرکت درآوردن ۱۵ هزار نفر نیروی زیردستش برای شرکت در سرکوب دانشجویان و مردمی در اعتراضات شرکت داشتند (در نهایت براساس برخی آمار تا ۸۰۰۰ نفر کشته شدند و بعدها تصاویر مردی که مقابل تانکها ایستاد به نمادش تبدیل شد.) امتناع کرد. منبع اصلی این ویدیو ناشناخته است و اولین بار چند وقت پیش در حساب یوتیوب وو رنهووا Wu Renhua (یکی از مورخین و شرکت کنندگان در اعتراضات ۱۹۸۹ که در تبعید است.) پخش شد، با شرط اینکه از منبع اصلی ویدیو اسمی برده نشود. روز ۴ ژوئن سال ۱۹۸۹، حزب کمونیست چین که اعتراضات طولانی مدت دانشجویان خسته شده بود برای جمع کردن ماجرا به نهایت خشونت متوسل شد و سرکوب گستردهای را با توسل به ادوات سنگین نظامی و نیروهای ارتش آغاز کرد. حدود دو هفته قبل از آن در روز ۱۸ می به شو چینشیان دستور داده میشود که برای برقراری حکومت نظامی، نیروهایش را به پکن ببرد اما او میگوید که نمیخواهد «در مقابل تاریخ گناهکار باشد.»
شو با اینکه عملا در حال مخالفت با تصمیمات حزب کمونیست (به عنوان مرجع اصلی تصمیم به سرکوب) اما سعی میکند که خود را مخالف با حکومت نشان ندهد و حتی به نقل از مائو و دنگ شیائوپنگ (بعدها جانشین مائو بود به عنوان رهبر و معروف به اصلاحات)از اهمیت شنیدن حرف مخالفان میگوید.
از نگاه بقیه افراد نزدیک و درگیر در این ماجرا، عمل فرمانده شو یک جور سرپیچی خطرناک بود. به شهادت یکی از نزدیکانش (انگار افسری که راننده شخصی او بوده است) برخی دیگر از فرماندهان در گروهی که او فرماندهی اصلیاش را به عهده داشت از این تصمیم او به شدت ناراحت بودند. در واقع ارتش نخبه ۳۸ام PLA که در حدود ۱۳۰ کیلومتری حومه پکن مستقر بود (تحت فرماندهی شو) قرار بود که دژ مستحکم حفاظت از پکن باشد و برای چنین شرایطی ساخته شده بود که به صلاحدید حزب کمونیست، از پایتخت محافظت کند. این مخالفت آشکار او، این احساس را در دیگر فرماندهان به وجود آورده بود که نکند با سرپیچی او، ما هم دچار دردسر شویم. استدلال آشنایی است، ما اینجاییم که از دستورات پیروی کنیم. در نهایت فرمانده شو به پنج سال زندان محکوم شد و عناوینش از او گرفته شد. با تمام شدن مدت زندان باقی عمرش را هم در تبعید داخلی (انگار به استان هبئی تبعید شده است.) گذراند و سال ۲۰۲۱ از دنیا رفت. منبع لو رفتن این ویدیو نامشخص است، اما هرکه هست خطر لو رفتن را به جان خریده است.
در ویدیو محاکمهاش قاضی میپرسد:
چرا وقتی دستور حکومت نظامی داده شد نیروها را حرکت ندادی؟
پاسخ شو چینشیان:
این یک بحران سیاسی-اجتماعی بود، نه یک عملیات نظامی با دشمن مشخص. حل این بحران باید سیاسی میبود، نه با تفنگ.
قاضی:
اما ارتش مامور اجرای دستور بود.
شو:
ارتش مامور دفاع از کشور است، نه جنگ با مردم خودش. وقتی دشمن و شهروند نامشخص هستند، عملیات نظامی یعنی کشت و کشتار.
قاضی:
شما از دستور جنگی سرپیچی کردید؟
شو:
جنگی در کار نبود، زیرا هدف و دشمن مشخص وجود نداشت. من نمیتوانستم به سربازانم بگویم به چه کسی باید شلیک کنند.
قاضی:
شما در حال بزرگنمایی تبعات تاریخی ماجرا هستید.
شو:
نه تاریخ قضاوت میکند. من نمیخواهم وقتی تاریخ به من نگاه میکند، گناهکار باشم (نقل به مضمون.)
شو با اینکه عملا در حال مخالفت با تصمیمات حزب کمونیست (به عنوان مرجع اصلی تصمیم به سرکوب) اما سعی میکند که خود را مخالف با حکومت نشان ندهد و حتی به نقل از مائو و دنگ شیائوپنگ (بعدها جانشین مائو بود به عنوان رهبر و معروف به اصلاحات)از اهمیت شنیدن حرف مخالفان میگوید.
وقتی از او پرسیده میشود:
شما باید دستور را اجرا میکردید.
میگوید:
فرمانده نمیتواند از مسئولیت اخلاقی شانه خالی کند. هم کسی که فرمان میدهد و هم کسی که اجرا میکند هر دو در مقابل وجدان و تاریخ پاسخگو هستند.
وقتی به او گفته میشود که:
شما میتوانستی با حداقل نیرو (یا توان و عمل نظامی) نظم را در خیابانها برقرار کنید.
میگوید:
در خیابانهایی که پر از جمعیت است، این حداقل اصلا معنی ندارد. یک بار شلیک کنی، دهها واکنش زنجیرهای در پی دارد. معنای این خونریزی بی هدف است.
از نگاه بقیه افراد نزدیک و درگیر در این ماجرا، عمل فرمانده شو یک جور سرپیچی خطرناک بود. به شهادت یکی از نزدیکانش (انگار افسری که راننده شخصی او بوده است) برخی دیگر از فرماندهان در گروهی که او فرماندهی اصلیاش را به عهده داشت از این تصمیم او به شدت ناراحت بودند. در واقع ارتش نخبه ۳۸ام PLA که در حدود ۱۳۰ کیلومتری حومه پکن مستقر بود (تحت فرماندهی شو) قرار بود که دژ مستحکم حفاظت از پکن باشد و برای چنین شرایطی ساخته شده بود که به صلاحدید حزب کمونیست، از پایتخت محافظت کند. این مخالفت آشکار او، این احساس را در دیگر فرماندهان به وجود آورده بود که نکند با سرپیچی او، ما هم دچار دردسر شویم. استدلال آشنایی است، ما اینجاییم که از دستورات پیروی کنیم. در نهایت فرمانده شو به پنج سال زندان محکوم شد و عناوینش از او گرفته شد. با تمام شدن مدت زندان باقی عمرش را هم در تبعید داخلی (انگار به استان هبئی تبعید شده است.) گذراند و سال ۲۰۲۱ از دنیا رفت. منبع لو رفتن این ویدیو نامشخص است، اما هرکه هست خطر لو رفتن را به جان خریده است.
❤26🔥1
Audio
جمهوری وایمار تحقیر، ابر تورم،کودتا
جمهوری وایمار یکی از مهم ترین دوره های تاریخی است که تلاش کردم طی چند بخش یک کلیتی به سیر وقایع آلمان در این دوره داشته باشیم برای این منظور طی چهار بخش از 1917تا 1933 به پیش خواهیم رفت
امیدوارم که براتون مفید واقع بشه
این درباره بخش دوم که بین سال های 1919تا1923 رو شامل میشه
@hojatrahbariyan85
جمهوری وایمار یکی از مهم ترین دوره های تاریخی است که تلاش کردم طی چند بخش یک کلیتی به سیر وقایع آلمان در این دوره داشته باشیم برای این منظور طی چهار بخش از 1917تا 1933 به پیش خواهیم رفت
امیدوارم که براتون مفید واقع بشه
این درباره بخش دوم که بین سال های 1919تا1923 رو شامل میشه
@hojatrahbariyan85
❤9
سو برداشت از بازار آزاد.pdf
360.8 KB
در این مقاله، سعی بر آن شده سو برداشت و سوفهم های اولیه و ابتدایی از بازار آزاد و آنارشی سرمایه را روشن کرده و جوابی محکم و در خور داده شود، تمامی مطالب در این مقاله به صورت آکسیوماتیک از نظریه دین و آزادی محمد علی جنت خواه بدست آمده، و میتواند سنگ محکی باشد بر این موضوع که آیا در نظریه او، باز هم به حکومت اسلامی و دستوری میرسیم یا خیر
@Learn_Cast
@Learn_Cast
❤25
حالا اگه تونستی از این آنارشیسم کور در بیار، تونستی از این جهان وطنی بودن در بیار
👍17
پایانِ عصرِ توهم و پارادوکس اصلاح
تاریخ معاصر ایران در چنبرهی یک افسونِ شوم و یک تناقض بزرگ گرفتار شده است. جریانی که در سال ۱۳۵۷ با ادعای «انقلاب» و تغییر بنیادین پارادایمها آمد، امروز برای بقای خود به مضحکترین رویکرد سیاسی، یعنی «اصلاحطلبی» پناه برده است. این نوشتار بر آن است تا با کالبدشکافی دقیقِ ماهیتِ ۵۷، اثبات کند که چرا تمام میراثداران آن انقلاب (از چپ تا مذهبی) در واقع محافظهکارانی هستند که از ترسِ پذیرشِ اشتباهِ اصلی، به اصلاحاتِ بیحاصل چنگ زدهاند.
اصلاحطلبی؛ نقابِ محافظهکاری بر چهرهی انقلابیون
برای درک بنبست کنونی، باید مضحکترین و متناقضترین رویکرد ۴۶ سال گذشته را تشریح کنیم: «اصلاحطلبی برآمده از انقلاب».
۱. پارادوکسِ انقلاب و اصلاح
انقلابیون ۵۷ آمدند تا «زیرِ میز» بزنند. آنها پارادایمها را عوض کردند، تعاریف را دگرگون ساختند و علیه «نظمِ قدیم» شوریدند. ذاتِ انقلاب، رادیکالیسم و تغییر بنیادین است. اما اصلاحطلبی چیست؟ اصلاحطلبی یعنی پذیرشِ چارچوبِ موجود و تلاش برای بهبودِ تدریجی آن؛ یعنی یک رویکردِ ذاتاً «محافظهکارانه».
تناقض دقیقاً همینجاست: چگونه جریانی که ادعای انقلابی بودن دارد و ساختار قبلی را با خشونت ویران کرده، ناگهان محافظهکار میشود و دم از اصلاح میزند؟ پاسخ روشن است: اصلاحطلبی زمانی رخ میدهد که انقلابیون به «دیوارِ واقعیت» میخورند. آنها میفهمند که شعارهایشان کار نمیکند، اما چون جرأت ندارند اصلِ انقلاب را زیر سوال ببرند، سعی میکنند با «اصلاحات»، آن لاشهی متعفن را زنده نگه دارند. بنابراین، اصلاحطلبی در ایران تلاش برای تغییر نیست، تلاش برای نجاتِ انقلاب از مرگ حتمی است.
۲. همهی ۵۷یها اصلاحطلباند (از توده تا اصولگرا)
اصلاحطلبی محدود به جناحِ سیاسیِ خاصی نیست. اگر دقیق بنگریم، تمام جریاناتِ دخیل در ۵۷، امروز به نوعی اصلاحطلب شدهاند.
اصولگرایان: آنها سعی میکنند با وصله پینه کردنِ ناکارآمدیها، بگویند ایراد از تفسیر اشتباه از انقلاب و عملکرد اشتلاه
چپها و مارکسیستها (توده، فداییان): آنها هم اصلاحطلباند چون هنوز در پارادایم ۵۷ گیر کردهاند. آنها میخواهند سوسیالیسم یا عدالتِ مدنظرشان را در دلِ ویرانهای که ساختهاند جستجو کنند.
مجاهدین و ملی-مذهبیها: اینها هم وقتی با تناقضاتِ ایدئولوژیک خود روبرو شدند، به جای بازگشت از مسیرِ غلط، سعی کردند قرائتهایشان را «اصلاح» کنند.
مشکل مشترکِ همهی اینها (مصدقی، تودهای، مجاهد، اصولگرا) این است که هیچکدام حاضر نیستند به اصل اشتباه خود اعتراف کنند. همگی میخواهند در همان زمینِ بازی که در ۵۷ ساختند، تغییراتی ایجاد کنند و گوی رقابت "تفسیر درست از انقلاب پ عملکرد انقلابی" را از هم بربایند. غافل از اینکه آن زمین، شورهزار است و هیچ اصلاحی در آن ثمر نمیدهد.
تاریخ معاصر ایران در چنبرهی یک افسونِ شوم و یک تناقض بزرگ گرفتار شده است. جریانی که در سال ۱۳۵۷ با ادعای «انقلاب» و تغییر بنیادین پارادایمها آمد، امروز برای بقای خود به مضحکترین رویکرد سیاسی، یعنی «اصلاحطلبی» پناه برده است. این نوشتار بر آن است تا با کالبدشکافی دقیقِ ماهیتِ ۵۷، اثبات کند که چرا تمام میراثداران آن انقلاب (از چپ تا مذهبی) در واقع محافظهکارانی هستند که از ترسِ پذیرشِ اشتباهِ اصلی، به اصلاحاتِ بیحاصل چنگ زدهاند.
اصلاحطلبی؛ نقابِ محافظهکاری بر چهرهی انقلابیون
برای درک بنبست کنونی، باید مضحکترین و متناقضترین رویکرد ۴۶ سال گذشته را تشریح کنیم: «اصلاحطلبی برآمده از انقلاب».
۱. پارادوکسِ انقلاب و اصلاح
انقلابیون ۵۷ آمدند تا «زیرِ میز» بزنند. آنها پارادایمها را عوض کردند، تعاریف را دگرگون ساختند و علیه «نظمِ قدیم» شوریدند. ذاتِ انقلاب، رادیکالیسم و تغییر بنیادین است. اما اصلاحطلبی چیست؟ اصلاحطلبی یعنی پذیرشِ چارچوبِ موجود و تلاش برای بهبودِ تدریجی آن؛ یعنی یک رویکردِ ذاتاً «محافظهکارانه».
تناقض دقیقاً همینجاست: چگونه جریانی که ادعای انقلابی بودن دارد و ساختار قبلی را با خشونت ویران کرده، ناگهان محافظهکار میشود و دم از اصلاح میزند؟ پاسخ روشن است: اصلاحطلبی زمانی رخ میدهد که انقلابیون به «دیوارِ واقعیت» میخورند. آنها میفهمند که شعارهایشان کار نمیکند، اما چون جرأت ندارند اصلِ انقلاب را زیر سوال ببرند، سعی میکنند با «اصلاحات»، آن لاشهی متعفن را زنده نگه دارند. بنابراین، اصلاحطلبی در ایران تلاش برای تغییر نیست، تلاش برای نجاتِ انقلاب از مرگ حتمی است.
۲. همهی ۵۷یها اصلاحطلباند (از توده تا اصولگرا)
اصلاحطلبی محدود به جناحِ سیاسیِ خاصی نیست. اگر دقیق بنگریم، تمام جریاناتِ دخیل در ۵۷، امروز به نوعی اصلاحطلب شدهاند.
اصولگرایان: آنها سعی میکنند با وصله پینه کردنِ ناکارآمدیها، بگویند ایراد از تفسیر اشتباه از انقلاب و عملکرد اشتلاه
چپها و مارکسیستها (توده، فداییان): آنها هم اصلاحطلباند چون هنوز در پارادایم ۵۷ گیر کردهاند. آنها میخواهند سوسیالیسم یا عدالتِ مدنظرشان را در دلِ ویرانهای که ساختهاند جستجو کنند.
مجاهدین و ملی-مذهبیها: اینها هم وقتی با تناقضاتِ ایدئولوژیک خود روبرو شدند، به جای بازگشت از مسیرِ غلط، سعی کردند قرائتهایشان را «اصلاح» کنند.
مشکل مشترکِ همهی اینها (مصدقی، تودهای، مجاهد، اصولگرا) این است که هیچکدام حاضر نیستند به اصل اشتباه خود اعتراف کنند. همگی میخواهند در همان زمینِ بازی که در ۵۷ ساختند، تغییراتی ایجاد کنند و گوی رقابت "تفسیر درست از انقلاب پ عملکرد انقلابی" را از هم بربایند. غافل از اینکه آن زمین، شورهزار است و هیچ اصلاحی در آن ثمر نمیدهد.
🔥18👍13❤10
Learn Cast
بسیاری فکر میکنند CBDC همان پول دیجیتالی است که الان در اپلیکیشنهای بانکی داریم، اما حقیقت بسیار ترسناکتر است. این ویدئو پرده از سیستمی برمیدارد که میتواند مفهوم «مالکیت خصوصی» را برای همیشه نابود کند. @Learn_Cast
پناه بر خدا از شر شیطان رانده شده، بابک زنجانی پست گذاشته میخواد CBDC رو اجرایی کنه
🔥20👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدینوسیله، در پی انتشار اخبار مربوط به بازداشت نیکلاس مادورو و فروپاشی ساختار حاکم بر ونزوئلا، این ضایعهی ایدئولوژیک را به کلیهی جریانهای چپ رادیکال، کمونیستهای جهانوطنی، نظریهپردازان اتوپیای دولتی و مبلغان همیشگی «سوسیالیسمِ هنوز اجرا نشده» تسلیت عرض مینماییم.
بیگمان، سقوط یکی دیگر از «الگوهای مقاومت» ـ که سالها با تورم افسارگسیخته، قحطی، مهاجرت میلیونی و سرکوب سیستماتیک، صرفاً قربانیِ تحریمها معرفی میشد ـ ضربهای سهمگین بر پیکرهی روایتهای آماده و تحلیلهای کپیپیستشدهی این جریان وارد آورده است.
این واقعه بار دیگر یادآور آن است که فقر، صف نان، فرار نخبگان و زندان مخالفان نه انحراف از آرمان، بلکه خروجی طبیعی دولت ایدئولوژیکِ متمرکز است؛ هرچند انتظار میرود طبق سنت مألوف، مسئولیت این شکست نیز به عوامل بیرونی، توطئههای جهانی و «مردمِ نفهم» واگذار شود.
بیگمان، سقوط یکی دیگر از «الگوهای مقاومت» ـ که سالها با تورم افسارگسیخته، قحطی، مهاجرت میلیونی و سرکوب سیستماتیک، صرفاً قربانیِ تحریمها معرفی میشد ـ ضربهای سهمگین بر پیکرهی روایتهای آماده و تحلیلهای کپیپیستشدهی این جریان وارد آورده است.
این واقعه بار دیگر یادآور آن است که فقر، صف نان، فرار نخبگان و زندان مخالفان نه انحراف از آرمان، بلکه خروجی طبیعی دولت ایدئولوژیکِ متمرکز است؛ هرچند انتظار میرود طبق سنت مألوف، مسئولیت این شکست نیز به عوامل بیرونی، توطئههای جهانی و «مردمِ نفهم» واگذار شود.
❤44👍16
Learn Cast
بدینوسیله، در پی انتشار اخبار مربوط به بازداشت نیکلاس مادورو و فروپاشی ساختار حاکم بر ونزوئلا، این ضایعهی ایدئولوژیک را به کلیهی جریانهای چپ رادیکال، کمونیستهای جهانوطنی، نظریهپردازان اتوپیای دولتی و مبلغان همیشگی «سوسیالیسمِ هنوز اجرا نشده» تسلیت عرض…
در پایان، ضمن ثبت رسمی این شکست در آرشیو تجربههای تکرارشوندهی قرن، صمیمانه امیدواریم این روند را با همان اصرار، همان انکار و همان خودحقپنداری ادامه دهید؛ چرا که تاریخ نشان داده است این مسیر، پیش از نابودی هر جامعهای، در نهایت به نابودی خودِ شما منتهی میشود.
❤34👏7👍3
Forwarded from نوداستان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکایت نسلی که اول رؤیا میبینه، بعد جهانو مث رؤیاش بازآفرینی میکنه.
تصاویر این نوداستان، از فیلم انیمیشن «ملکخورشید» برداشته شده:
«ملکخورشید»
طراح و کارگردان: علیاکبر صادقی
داستان: پرویز دوایی
فیلمنامه: احمدرضا احمدی-علیاکبر صادقی
طول فیلم: شانزده دقیقه
سال ساخت: هزار و سیصد و پنجاه و چهار
تهیه شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
تصاویر این نوداستان، از فیلم انیمیشن «ملکخورشید» برداشته شده:
«ملکخورشید»
طراح و کارگردان: علیاکبر صادقی
داستان: پرویز دوایی
فیلمنامه: احمدرضا احمدی-علیاکبر صادقی
طول فیلم: شانزده دقیقه
سال ساخت: هزار و سیصد و پنجاه و چهار
تهیه شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
❤8