پایانِ عصرِ توهم و پارادوکس اصلاح
تاریخ معاصر ایران در چنبرهی یک افسونِ شوم و یک تناقض بزرگ گرفتار شده است. جریانی که در سال ۱۳۵۷ با ادعای «انقلاب» و تغییر بنیادین پارادایمها آمد، امروز برای بقای خود به مضحکترین رویکرد سیاسی، یعنی «اصلاحطلبی» پناه برده است. این نوشتار بر آن است تا با کالبدشکافی دقیقِ ماهیتِ ۵۷، اثبات کند که چرا تمام میراثداران آن انقلاب (از چپ تا مذهبی) در واقع محافظهکارانی هستند که از ترسِ پذیرشِ اشتباهِ اصلی، به اصلاحاتِ بیحاصل چنگ زدهاند.
اصلاحطلبی؛ نقابِ محافظهکاری بر چهرهی انقلابیون
برای درک بنبست کنونی، باید مضحکترین و متناقضترین رویکرد ۴۶ سال گذشته را تشریح کنیم: «اصلاحطلبی برآمده از انقلاب».
۱. پارادوکسِ انقلاب و اصلاح
انقلابیون ۵۷ آمدند تا «زیرِ میز» بزنند. آنها پارادایمها را عوض کردند، تعاریف را دگرگون ساختند و علیه «نظمِ قدیم» شوریدند. ذاتِ انقلاب، رادیکالیسم و تغییر بنیادین است. اما اصلاحطلبی چیست؟ اصلاحطلبی یعنی پذیرشِ چارچوبِ موجود و تلاش برای بهبودِ تدریجی آن؛ یعنی یک رویکردِ ذاتاً «محافظهکارانه».
تناقض دقیقاً همینجاست: چگونه جریانی که ادعای انقلابی بودن دارد و ساختار قبلی را با خشونت ویران کرده، ناگهان محافظهکار میشود و دم از اصلاح میزند؟ پاسخ روشن است: اصلاحطلبی زمانی رخ میدهد که انقلابیون به «دیوارِ واقعیت» میخورند. آنها میفهمند که شعارهایشان کار نمیکند، اما چون جرأت ندارند اصلِ انقلاب را زیر سوال ببرند، سعی میکنند با «اصلاحات»، آن لاشهی متعفن را زنده نگه دارند. بنابراین، اصلاحطلبی در ایران تلاش برای تغییر نیست، تلاش برای نجاتِ انقلاب از مرگ حتمی است.
۲. همهی ۵۷یها اصلاحطلباند (از توده تا اصولگرا)
اصلاحطلبی محدود به جناحِ سیاسیِ خاصی نیست. اگر دقیق بنگریم، تمام جریاناتِ دخیل در ۵۷، امروز به نوعی اصلاحطلب شدهاند.
اصولگرایان: آنها سعی میکنند با وصله پینه کردنِ ناکارآمدیها، بگویند ایراد از تفسیر اشتباه از انقلاب و عملکرد اشتلاه
چپها و مارکسیستها (توده، فداییان): آنها هم اصلاحطلباند چون هنوز در پارادایم ۵۷ گیر کردهاند. آنها میخواهند سوسیالیسم یا عدالتِ مدنظرشان را در دلِ ویرانهای که ساختهاند جستجو کنند.
مجاهدین و ملی-مذهبیها: اینها هم وقتی با تناقضاتِ ایدئولوژیک خود روبرو شدند، به جای بازگشت از مسیرِ غلط، سعی کردند قرائتهایشان را «اصلاح» کنند.
مشکل مشترکِ همهی اینها (مصدقی، تودهای، مجاهد، اصولگرا) این است که هیچکدام حاضر نیستند به اصل اشتباه خود اعتراف کنند. همگی میخواهند در همان زمینِ بازی که در ۵۷ ساختند، تغییراتی ایجاد کنند و گوی رقابت "تفسیر درست از انقلاب پ عملکرد انقلابی" را از هم بربایند. غافل از اینکه آن زمین، شورهزار است و هیچ اصلاحی در آن ثمر نمیدهد.
تاریخ معاصر ایران در چنبرهی یک افسونِ شوم و یک تناقض بزرگ گرفتار شده است. جریانی که در سال ۱۳۵۷ با ادعای «انقلاب» و تغییر بنیادین پارادایمها آمد، امروز برای بقای خود به مضحکترین رویکرد سیاسی، یعنی «اصلاحطلبی» پناه برده است. این نوشتار بر آن است تا با کالبدشکافی دقیقِ ماهیتِ ۵۷، اثبات کند که چرا تمام میراثداران آن انقلاب (از چپ تا مذهبی) در واقع محافظهکارانی هستند که از ترسِ پذیرشِ اشتباهِ اصلی، به اصلاحاتِ بیحاصل چنگ زدهاند.
اصلاحطلبی؛ نقابِ محافظهکاری بر چهرهی انقلابیون
برای درک بنبست کنونی، باید مضحکترین و متناقضترین رویکرد ۴۶ سال گذشته را تشریح کنیم: «اصلاحطلبی برآمده از انقلاب».
۱. پارادوکسِ انقلاب و اصلاح
انقلابیون ۵۷ آمدند تا «زیرِ میز» بزنند. آنها پارادایمها را عوض کردند، تعاریف را دگرگون ساختند و علیه «نظمِ قدیم» شوریدند. ذاتِ انقلاب، رادیکالیسم و تغییر بنیادین است. اما اصلاحطلبی چیست؟ اصلاحطلبی یعنی پذیرشِ چارچوبِ موجود و تلاش برای بهبودِ تدریجی آن؛ یعنی یک رویکردِ ذاتاً «محافظهکارانه».
تناقض دقیقاً همینجاست: چگونه جریانی که ادعای انقلابی بودن دارد و ساختار قبلی را با خشونت ویران کرده، ناگهان محافظهکار میشود و دم از اصلاح میزند؟ پاسخ روشن است: اصلاحطلبی زمانی رخ میدهد که انقلابیون به «دیوارِ واقعیت» میخورند. آنها میفهمند که شعارهایشان کار نمیکند، اما چون جرأت ندارند اصلِ انقلاب را زیر سوال ببرند، سعی میکنند با «اصلاحات»، آن لاشهی متعفن را زنده نگه دارند. بنابراین، اصلاحطلبی در ایران تلاش برای تغییر نیست، تلاش برای نجاتِ انقلاب از مرگ حتمی است.
۲. همهی ۵۷یها اصلاحطلباند (از توده تا اصولگرا)
اصلاحطلبی محدود به جناحِ سیاسیِ خاصی نیست. اگر دقیق بنگریم، تمام جریاناتِ دخیل در ۵۷، امروز به نوعی اصلاحطلب شدهاند.
اصولگرایان: آنها سعی میکنند با وصله پینه کردنِ ناکارآمدیها، بگویند ایراد از تفسیر اشتباه از انقلاب و عملکرد اشتلاه
چپها و مارکسیستها (توده، فداییان): آنها هم اصلاحطلباند چون هنوز در پارادایم ۵۷ گیر کردهاند. آنها میخواهند سوسیالیسم یا عدالتِ مدنظرشان را در دلِ ویرانهای که ساختهاند جستجو کنند.
مجاهدین و ملی-مذهبیها: اینها هم وقتی با تناقضاتِ ایدئولوژیک خود روبرو شدند، به جای بازگشت از مسیرِ غلط، سعی کردند قرائتهایشان را «اصلاح» کنند.
مشکل مشترکِ همهی اینها (مصدقی، تودهای، مجاهد، اصولگرا) این است که هیچکدام حاضر نیستند به اصل اشتباه خود اعتراف کنند. همگی میخواهند در همان زمینِ بازی که در ۵۷ ساختند، تغییراتی ایجاد کنند و گوی رقابت "تفسیر درست از انقلاب پ عملکرد انقلابی" را از هم بربایند. غافل از اینکه آن زمین، شورهزار است و هیچ اصلاحی در آن ثمر نمیدهد.
🔥18👍13❤10
Learn Cast
بسیاری فکر میکنند CBDC همان پول دیجیتالی است که الان در اپلیکیشنهای بانکی داریم، اما حقیقت بسیار ترسناکتر است. این ویدئو پرده از سیستمی برمیدارد که میتواند مفهوم «مالکیت خصوصی» را برای همیشه نابود کند. @Learn_Cast
پناه بر خدا از شر شیطان رانده شده، بابک زنجانی پست گذاشته میخواد CBDC رو اجرایی کنه
🔥20👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدینوسیله، در پی انتشار اخبار مربوط به بازداشت نیکلاس مادورو و فروپاشی ساختار حاکم بر ونزوئلا، این ضایعهی ایدئولوژیک را به کلیهی جریانهای چپ رادیکال، کمونیستهای جهانوطنی، نظریهپردازان اتوپیای دولتی و مبلغان همیشگی «سوسیالیسمِ هنوز اجرا نشده» تسلیت عرض مینماییم.
بیگمان، سقوط یکی دیگر از «الگوهای مقاومت» ـ که سالها با تورم افسارگسیخته، قحطی، مهاجرت میلیونی و سرکوب سیستماتیک، صرفاً قربانیِ تحریمها معرفی میشد ـ ضربهای سهمگین بر پیکرهی روایتهای آماده و تحلیلهای کپیپیستشدهی این جریان وارد آورده است.
این واقعه بار دیگر یادآور آن است که فقر، صف نان، فرار نخبگان و زندان مخالفان نه انحراف از آرمان، بلکه خروجی طبیعی دولت ایدئولوژیکِ متمرکز است؛ هرچند انتظار میرود طبق سنت مألوف، مسئولیت این شکست نیز به عوامل بیرونی، توطئههای جهانی و «مردمِ نفهم» واگذار شود.
بیگمان، سقوط یکی دیگر از «الگوهای مقاومت» ـ که سالها با تورم افسارگسیخته، قحطی، مهاجرت میلیونی و سرکوب سیستماتیک، صرفاً قربانیِ تحریمها معرفی میشد ـ ضربهای سهمگین بر پیکرهی روایتهای آماده و تحلیلهای کپیپیستشدهی این جریان وارد آورده است.
این واقعه بار دیگر یادآور آن است که فقر، صف نان، فرار نخبگان و زندان مخالفان نه انحراف از آرمان، بلکه خروجی طبیعی دولت ایدئولوژیکِ متمرکز است؛ هرچند انتظار میرود طبق سنت مألوف، مسئولیت این شکست نیز به عوامل بیرونی، توطئههای جهانی و «مردمِ نفهم» واگذار شود.
❤44👍16
Learn Cast
بدینوسیله، در پی انتشار اخبار مربوط به بازداشت نیکلاس مادورو و فروپاشی ساختار حاکم بر ونزوئلا، این ضایعهی ایدئولوژیک را به کلیهی جریانهای چپ رادیکال، کمونیستهای جهانوطنی، نظریهپردازان اتوپیای دولتی و مبلغان همیشگی «سوسیالیسمِ هنوز اجرا نشده» تسلیت عرض…
در پایان، ضمن ثبت رسمی این شکست در آرشیو تجربههای تکرارشوندهی قرن، صمیمانه امیدواریم این روند را با همان اصرار، همان انکار و همان خودحقپنداری ادامه دهید؛ چرا که تاریخ نشان داده است این مسیر، پیش از نابودی هر جامعهای، در نهایت به نابودی خودِ شما منتهی میشود.
❤34👏7👍3
Forwarded from نوداستان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکایت نسلی که اول رؤیا میبینه، بعد جهانو مث رؤیاش بازآفرینی میکنه.
تصاویر این نوداستان، از فیلم انیمیشن «ملکخورشید» برداشته شده:
«ملکخورشید»
طراح و کارگردان: علیاکبر صادقی
داستان: پرویز دوایی
فیلمنامه: احمدرضا احمدی-علیاکبر صادقی
طول فیلم: شانزده دقیقه
سال ساخت: هزار و سیصد و پنجاه و چهار
تهیه شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
تصاویر این نوداستان، از فیلم انیمیشن «ملکخورشید» برداشته شده:
«ملکخورشید»
طراح و کارگردان: علیاکبر صادقی
داستان: پرویز دوایی
فیلمنامه: احمدرضا احمدی-علیاکبر صادقی
طول فیلم: شانزده دقیقه
سال ساخت: هزار و سیصد و پنجاه و چهار
تهیه شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
❤8
Forwarded from ♟Liberty 🍃new idea (کژال)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌سکانس
مالیات، مالیات، مالیات
اون ظالم از جسم و روح مردم بدبخت ناتینگهام مالیات میگرفت...
🎥رابینهودِ ۱۹۷۳
📽 @andishee_noo 🍃
مالیات، مالیات، مالیات
اون ظالم از جسم و روح مردم بدبخت ناتینگهام مالیات میگرفت...
🎥رابینهودِ ۱۹۷۳
📽 @andishee_noo 🍃
👍19❤2