📌 پیوست
[1] مناقشۀ مسیحشناختی قرن چهارم-پنجم در خصوص رابطۀ دو طبیعت، یعنی انسان و خدا در یک شخص عیسی مسیح میبایست تا حدودی با نام Theotokos (مادر خدا) برای مریم باکره سر و کار پیدا میکرد. در تلاش برای شرح راز این عهدِ جدید، دو گرایش نقشی مهم ایفا کردند: یکی از آنها گرایش پارسایانه (یا زهدمابانه) است که با اصطلاحات غیرالهیاتی بیان شد و به سنتهای قدیمی و معروف استناد میکرد؛ دومی (نسطوریوس و پیروانش) از علت و منطقِ صرف استفاده کرد. گرایش گروه نخست این بود که مریم را یک الهه میدانستند و برای او، نام Theotokos (=مادر خدا) را در معنای تحتاللفظی به کار میبردند. گروه دوم در این خصوص بحث میکرد که دو طبیعت مسیح از یکدیگر جدا هستند و مریم، مادرِ مسیح، یک انسان معمولی و صِرف است؛ یعنی او Theo-tokos نبود، بلکه Christo-tokos (مادر مسیح) بود. کلیسا در شورای جهانی سوم (افسس، ۴۳۱) و در پی تعلیم سیریل اسکندریه (۴۱۲-۴۴۴) باور راستین و درست را در این خصوص تعریف کرد. در مسیح، دو طبیعت وجود دارد، انسان و خدا «که با یکدیگر وحدت و یگانگی دارند اما در هم آمیخته نمیشوند، متمایز هستند اما جدا نمیشوند.» در نتیجه، مریم باکره حقیقتاً Theotokos است (= مادر او که خداست)؛ ما او را جدا از خود نمیدانیم اما تأیید میکنیم که بهشکلی منحصربهفرد برای مادر خدا بودن تعیین شد، و مسیح را صرفاً یک انسان نمیدانیم، بلکه او خدا-انسان است. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
[1] مناقشۀ مسیحشناختی قرن چهارم-پنجم در خصوص رابطۀ دو طبیعت، یعنی انسان و خدا در یک شخص عیسی مسیح میبایست تا حدودی با نام Theotokos (مادر خدا) برای مریم باکره سر و کار پیدا میکرد. در تلاش برای شرح راز این عهدِ جدید، دو گرایش نقشی مهم ایفا کردند: یکی از آنها گرایش پارسایانه (یا زهدمابانه) است که با اصطلاحات غیرالهیاتی بیان شد و به سنتهای قدیمی و معروف استناد میکرد؛ دومی (نسطوریوس و پیروانش) از علت و منطقِ صرف استفاده کرد. گرایش گروه نخست این بود که مریم را یک الهه میدانستند و برای او، نام Theotokos (=مادر خدا) را در معنای تحتاللفظی به کار میبردند. گروه دوم در این خصوص بحث میکرد که دو طبیعت مسیح از یکدیگر جدا هستند و مریم، مادرِ مسیح، یک انسان معمولی و صِرف است؛ یعنی او Theo-tokos نبود، بلکه Christo-tokos (مادر مسیح) بود. کلیسا در شورای جهانی سوم (افسس، ۴۳۱) و در پی تعلیم سیریل اسکندریه (۴۱۲-۴۴۴) باور راستین و درست را در این خصوص تعریف کرد. در مسیح، دو طبیعت وجود دارد، انسان و خدا «که با یکدیگر وحدت و یگانگی دارند اما در هم آمیخته نمیشوند، متمایز هستند اما جدا نمیشوند.» در نتیجه، مریم باکره حقیقتاً Theotokos است (= مادر او که خداست)؛ ما او را جدا از خود نمیدانیم اما تأیید میکنیم که بهشکلی منحصربهفرد برای مادر خدا بودن تعیین شد، و مسیح را صرفاً یک انسان نمیدانیم، بلکه او خدا-انسان است. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ چرا پسر خدا تا این حد خوار و خفیف شد؟ او بهعنوان نوزاد و بهخصوص تحت آن شرایط وحشتناک، در یک طویلۀ کثیف بهدنیا آمد! آیا او نمیتوانست در سن بالا و با شأن و منزلت به این جهان بیاید؟
فقط کتابمقدس است که در جایگاهی قرار دارد که جوابی قانعکننده به ما بدهد. پسر خدا برای نجات انسان آمد. اگر او برای فرشتگان آمده بود، بهعنوان یک فرشته ظاهر میشد. اما از آنجایی که برای نجات انسان، از تمام اعصار، از هر طبقۀ اجتماعی، فقیر، گرسنه، بیخانمان، پناهجو، ستمدیده به ناحق، بیمار، زندانی، محکومشده و غیره آمده بود... میخواست «... در هر امرى مشابه برادران خود شود» (عبرانیان ٢ :۱۷).
خداوند و خدای ما که عاشق انسان است، میخواست مانند ما انسانها، تمام مراحل زندگی را تجربه کند؛ هر رنجی را که «برادرانش» تجربه میکنند، بچشد تا بدین نحو بیچارگی و بدبختی و حتی گناه را به تمامی از ما بردارد، و در آخر روی صلیب بمیرد تا ما را از گناه رهایی دهد و دوباره وارد رابطه و رفاقت با خدای پدر کند، «و بدینگونه ما مقام پسرخواندگی را بيابيم» (غلاطیان ٤ :۵). از آنجایی که آدم با نااطاعتی و تکبرش، علت بروز فجایاع و مصیبتهای بسیار تمامی بشر شد، پسرِ خدا بهعنوان آدمِ جدید میخواست که شخصاً رنج تمام پیامدهای گناه اولیه را به جان بخرد تا آدم و تمامی فرزندانش را از تمامی مصیبتها رهایی بخشد.
✅ وقتی مسیح متولد شد، آیا دنیا که با اشتیاق تمام و برای قرنها منتظر او بود، به این واقعۀ بزرگ توجه نشان داد؟ واکنش آن چه بود؟
از آنچه اناجیل مقدس برای ما روایت میکنند، بهنظر میرسد که حتی مردم ساکن در مهمانسرا یا مردم بیتلحم به این واقعۀ مهم که آن شب در غار رخ داد، توجهی نشان ندادند. اما خارج از بیتلحم، روی کوهها، جایی که شبانان از گلۀ خود مراقبت میکردند، ناگهان «فرشتۀ خداوند بر ايشان ظاهر شد، و نور جلال خداوند بر گردشان تابید. شبانان بغايت ترسان گشتند، و فرشته به ايشان گفت: ”مترسید، زیرا اينك بشارت خوشى عظيم به شما مى دهم، که برای جميع قوم خواهد بود:" كه امروز براى شما در شهر داوود، نجاتدهندهای كه مسيح خداوند باشد، متولد شد "» (لوقا ٢ :۹-۱۱). پس از آنکه فرشته شبانان را برای پیدا کردن آن نوزاد الهی راهنمایی کرد، گروهی عظیم از فرشتگان در آسمان ظاهر شده، چنین سراییدند: «خدا را در اعلى عليين جلال، و بر زمین سلامتى و در ميان مردم رضامندى باد!» (لوقا ٢ :۱۴). وقتی لشکر فرشتگان در آسمان ناپدید شدند، شبانان با عجله آنجا را ترک کردند و نوزاد را «خفته در آخور» یافتند؛ ایشان نخستین کسانی بودند که افتخار دیدن مسیحای نجاتدهنده و پرستش او را داشتند (م.ک. لوقا ٢ :۱۵-۲۰).
واقعۀ شگفتانگیز دوم، چهل روز بعد روی داد، هنگامی که این نوزاد الهی را به معبدی در اورشلیم بردند تا شریعتی را که موسی برای والدین نوزادان حکم کرده بود، در مورد او اجرا کنند. در آنجا خادمی سالخوره به نام «شمعونِ پارسا»، تحت الهام روحالقدس، در شخص عیسی، همان مسیح موعود را بازشناخت. او که نوزاد را با ترس و هیبت در آغوش گرفت، خدا را جلال داد و گفت: «الحال ای خداوند، بنده خود را رخصت مى دهى، به سلامتى بر حسب كلام خود. زیرا كه چشمان من نجات تو را دیده است، كه آن را پيش روى جميع امتها مهيا ساختى. نوری كه كشف حجاب براى امتها كند و قوم تو اسرائیل را جلال بود.» (لوقا ٢ :۲۹-۳۲).
سومین واقعۀ عجیب و شگفتانگیز، بعدها رخ داد، آن هنگام که مردان حکیم یا مغانِ شرق، با دقت در حرکت ستارگان، متوجه ظهور یک ستارۀ عجیب و نورانی شدند. بر طبق برخی اطلاعاتی که از مغان پیشین داشتند، از این واقعه چنین برداشت کردند که پادشاهی عظیم در یهودیه به دنیا آمده است. پس روانۀ آنجا شدند تا به او ادای احترام کنند و هدایای گرانبها تقدیمش نمایند (م.ک. متی ٢ :۱-۱۱). اینها سه واقعۀ مسرتبخش از دوران نوزادی عیسی میباشند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ چرا پسر خدا تا این حد خوار و خفیف شد؟ او بهعنوان نوزاد و بهخصوص تحت آن شرایط وحشتناک، در یک طویلۀ کثیف بهدنیا آمد! آیا او نمیتوانست در سن بالا و با شأن و منزلت به این جهان بیاید؟
فقط کتابمقدس است که در جایگاهی قرار دارد که جوابی قانعکننده به ما بدهد. پسر خدا برای نجات انسان آمد. اگر او برای فرشتگان آمده بود، بهعنوان یک فرشته ظاهر میشد. اما از آنجایی که برای نجات انسان، از تمام اعصار، از هر طبقۀ اجتماعی، فقیر، گرسنه، بیخانمان، پناهجو، ستمدیده به ناحق، بیمار، زندانی، محکومشده و غیره آمده بود... میخواست «... در هر امرى مشابه برادران خود شود» (عبرانیان ٢ :۱۷).
خداوند و خدای ما که عاشق انسان است، میخواست مانند ما انسانها، تمام مراحل زندگی را تجربه کند؛ هر رنجی را که «برادرانش» تجربه میکنند، بچشد تا بدین نحو بیچارگی و بدبختی و حتی گناه را به تمامی از ما بردارد، و در آخر روی صلیب بمیرد تا ما را از گناه رهایی دهد و دوباره وارد رابطه و رفاقت با خدای پدر کند، «و بدینگونه ما مقام پسرخواندگی را بيابيم» (غلاطیان ٤ :۵). از آنجایی که آدم با نااطاعتی و تکبرش، علت بروز فجایاع و مصیبتهای بسیار تمامی بشر شد، پسرِ خدا بهعنوان آدمِ جدید میخواست که شخصاً رنج تمام پیامدهای گناه اولیه را به جان بخرد تا آدم و تمامی فرزندانش را از تمامی مصیبتها رهایی بخشد.
✅ وقتی مسیح متولد شد، آیا دنیا که با اشتیاق تمام و برای قرنها منتظر او بود، به این واقعۀ بزرگ توجه نشان داد؟ واکنش آن چه بود؟
از آنچه اناجیل مقدس برای ما روایت میکنند، بهنظر میرسد که حتی مردم ساکن در مهمانسرا یا مردم بیتلحم به این واقعۀ مهم که آن شب در غار رخ داد، توجهی نشان ندادند. اما خارج از بیتلحم، روی کوهها، جایی که شبانان از گلۀ خود مراقبت میکردند، ناگهان «فرشتۀ خداوند بر ايشان ظاهر شد، و نور جلال خداوند بر گردشان تابید. شبانان بغايت ترسان گشتند، و فرشته به ايشان گفت: ”مترسید، زیرا اينك بشارت خوشى عظيم به شما مى دهم، که برای جميع قوم خواهد بود:" كه امروز براى شما در شهر داوود، نجاتدهندهای كه مسيح خداوند باشد، متولد شد "» (لوقا ٢ :۹-۱۱). پس از آنکه فرشته شبانان را برای پیدا کردن آن نوزاد الهی راهنمایی کرد، گروهی عظیم از فرشتگان در آسمان ظاهر شده، چنین سراییدند: «خدا را در اعلى عليين جلال، و بر زمین سلامتى و در ميان مردم رضامندى باد!» (لوقا ٢ :۱۴). وقتی لشکر فرشتگان در آسمان ناپدید شدند، شبانان با عجله آنجا را ترک کردند و نوزاد را «خفته در آخور» یافتند؛ ایشان نخستین کسانی بودند که افتخار دیدن مسیحای نجاتدهنده و پرستش او را داشتند (م.ک. لوقا ٢ :۱۵-۲۰).
واقعۀ شگفتانگیز دوم، چهل روز بعد روی داد، هنگامی که این نوزاد الهی را به معبدی در اورشلیم بردند تا شریعتی را که موسی برای والدین نوزادان حکم کرده بود، در مورد او اجرا کنند. در آنجا خادمی سالخوره به نام «شمعونِ پارسا»، تحت الهام روحالقدس، در شخص عیسی، همان مسیح موعود را بازشناخت. او که نوزاد را با ترس و هیبت در آغوش گرفت، خدا را جلال داد و گفت: «الحال ای خداوند، بنده خود را رخصت مى دهى، به سلامتى بر حسب كلام خود. زیرا كه چشمان من نجات تو را دیده است، كه آن را پيش روى جميع امتها مهيا ساختى. نوری كه كشف حجاب براى امتها كند و قوم تو اسرائیل را جلال بود.» (لوقا ٢ :۲۹-۳۲).
سومین واقعۀ عجیب و شگفتانگیز، بعدها رخ داد، آن هنگام که مردان حکیم یا مغانِ شرق، با دقت در حرکت ستارگان، متوجه ظهور یک ستارۀ عجیب و نورانی شدند. بر طبق برخی اطلاعاتی که از مغان پیشین داشتند، از این واقعه چنین برداشت کردند که پادشاهی عظیم در یهودیه به دنیا آمده است. پس روانۀ آنجا شدند تا به او ادای احترام کنند و هدایای گرانبها تقدیمش نمایند (م.ک. متی ٢ :۱-۱۱). اینها سه واقعۀ مسرتبخش از دوران نوزادی عیسی میباشند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا وقایع ناخوشایند هم وجود دارد؟
متأسفانه بله، و بر طبق روایتهای اناجیل، تعدادشان هم کم نیست و عیسی با اراده و میل خود، بهعنوان انسان، رنجهای فراوانی را تجربه کرد. نخست آنکه، در طویلهای پست به دنیا آمد، در خطر کشته شدن به دست هیرودیس قرار گرفت، و به همین دلیل بهعنوان پناهنده، به کشوری دیگر برده شد (م.ک. متی ٢ :۱۳-۲۳). او در جامعهای که در مشکلات بسیار بود، بهعنوان صنعتگر کار کرد. از خود خانهای نداشت. تحت جفای ناصریان قرار گرفت و ایشان میخواستند او را از روی صخرهای به پایین بیندازند و بکشند. او در خطر سنگسار شدن به دست یهودیان قرار داشت. او گرسنه، تشنه و خسته شد و در طول سفرهای بسیار و طولانی با پای پیاده، عرق ریخت. بهخاطر دوستی با گناهکاران و فاحشهها به او تهمت زدند. شهروندان شریری که حس میکردند حضورش باعث ملامت ایشان است، به او جفا رساندند و او را مجبور به فرار کردند. افرادِ خوار و پست به او ناسزا گفتند. شورای یهود در اورشلیم، بهناحق و خلاف قانون، او را به مرگ متهم ساخت.
یکی از شاگردانش در ازای ۳۰ سکۀ نقره به او خیانت کرد. دیگری سه بار او را انکار کرده، گفت: «این مرد را نمیشناسم»، در حالی که دیگران (به جز یکی) هنگامی که عیسی دستگیر و برای اجرای حکم اعدام برده شد، او را ترک کرده، پنهان شدند. او را با روشی هولناک، تازیانه زدند. بر صورتش سیلی نواختند، به او توهین کردند، طعنههای تحقیرآمیز به وی زدند، بر او آب دهان انداختند، تاجی از خار بر سرش گذاشتند و چوب بر سرش زدند. در آخر، میخهای آهنین بر دستان و پاهایش کوبیدند و به صلیب آویختند تا بهعنوان مجرمی بین دو دزد، بمیرد.
هیچ رنج دیگری باقی نمانده بود که او نکشد! بدین نحو، ما را نجات داد. او اینگونه با خون گرانبهایش ما را از گناهانمان شست و دروازههای فردوس را دوباره به رویمان گشود؛ نه تنها دروازههای فردوس- آن باغ زمینی، بلکه دروازههای فردوسِ جاودان، آسمانی، بینظیر و بینهایت والا را.
خداوندگار بدین نحو به الگوی همۀ ما برای رفتار در زندگی، تبدیل شد تا شبیه او شویم: «زیرا مسیح برای شما رنج کشید و شما را نمونه اى گذاشت تا در اثر قدمهای وی رفتار نماييد» (اول پطرس ٢ :۲۱).
یوحنای انجیلنگار نیز میافزاید: «او که میگوید در وى میمانم، به همين طريقى كه او سلوك مى نمود، او نيز بايد سلوك كند.» (اول یوحنا ٢ :۶).
✅ من شنیدهام که عیسی در طول سالهای جوانیاش ، که اناجیل دربارۀ آن چیزی نگفتهاند، به هند رفت و دربارۀ فلسفه و روش انجام معجزات، درسهایی از دراویش هند فراگرفت. آیا ممکن است چنین چیزی صحّت داشته باشد؟
این را فقط میتوان یک شوخی زشت و بد تلقی کرد، زیرا هیچ پایه و اساسی برای چنین مطلبی وجود ندارد. این تفکر تنها از یک ذهن بیمار نشأت میگیرد. هندوئیسم هیچ ارتباطی با تعلیم مسیح ندارد. اگر بین اندیشههای این دو ارتباطی وجود داشت، آیا دستکم میلیونها هندو به مسیحیت نمیگرویدند؟ این بازیچهها و امور جزئی که درویشها یا گوروهایی هندی انجام داده، مردم را تحت تأثیر قرار میدهند، معجزه نیستند و بههیچ وجه ربطی به معجزات مسیح ندارند. عیسی در طول سالهای جوانیاش، برای مطالعه به خارج از مملکتش نرفت. حکمت او از هیچ معلم و حکیمی نشأت نگرفت. وقتی که دوازده سال داشت، به معبد اورشلیم رفت و با معلمین دینی اسرائیل مباحثه کرد و «هر که سخنان او را میشنید، از فهم او و پاسخهایی که میداد، در شگفت میشد» (لوقا ٢ :۴۷). حکمت او منشائی الهی داشت نه انسانی؛ «باری، آن کودک رشد میکرد و قوی میشد. او پر از حکمت بود و فیض خدا بر او قرار داشت» (لوقا ٢ :۴۰). عیسی تا شروع خدمت علنی و عمومیاش، در ناصره زندگی کرد؛ به همین دلیل است که به او لقب «ناصری» دادند و بهعنوان «پسرِ یوسفِ نجار» شناخته شده بود. تنها مکتبی که در آن شرکت کرد، مکتب روستایش بود. به همین دلیل است که بعدها در سفرهایش، زمانی که به ناصره رفت، همشهریانش از دیدن او در شگفت شده، گفتند: «این مرد چنین حکمت و قدرتِ انجام معجزات را از کجا کسب کرده است؟ مگر... برادرانش یعقوب و یوسف و شَمعون و یهودا نیستند؟ مگر همۀ خواهرانش در میان ما زندگی نمیکنند؟ پس این چیزها را از کجا کسب کرده است؟» » (متی ١٣ :۵۴-۵۶). این آیات به تنهایی ثابت میکند که عیسی تمام سالهای زندگی خود را در فلسطین، و تا سی سالگی در ناصره، مانند مردم عادى زندگی کرد و بهعنوان نجار کار میکرد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا وقایع ناخوشایند هم وجود دارد؟
متأسفانه بله، و بر طبق روایتهای اناجیل، تعدادشان هم کم نیست و عیسی با اراده و میل خود، بهعنوان انسان، رنجهای فراوانی را تجربه کرد. نخست آنکه، در طویلهای پست به دنیا آمد، در خطر کشته شدن به دست هیرودیس قرار گرفت، و به همین دلیل بهعنوان پناهنده، به کشوری دیگر برده شد (م.ک. متی ٢ :۱۳-۲۳). او در جامعهای که در مشکلات بسیار بود، بهعنوان صنعتگر کار کرد. از خود خانهای نداشت. تحت جفای ناصریان قرار گرفت و ایشان میخواستند او را از روی صخرهای به پایین بیندازند و بکشند. او در خطر سنگسار شدن به دست یهودیان قرار داشت. او گرسنه، تشنه و خسته شد و در طول سفرهای بسیار و طولانی با پای پیاده، عرق ریخت. بهخاطر دوستی با گناهکاران و فاحشهها به او تهمت زدند. شهروندان شریری که حس میکردند حضورش باعث ملامت ایشان است، به او جفا رساندند و او را مجبور به فرار کردند. افرادِ خوار و پست به او ناسزا گفتند. شورای یهود در اورشلیم، بهناحق و خلاف قانون، او را به مرگ متهم ساخت.
یکی از شاگردانش در ازای ۳۰ سکۀ نقره به او خیانت کرد. دیگری سه بار او را انکار کرده، گفت: «این مرد را نمیشناسم»، در حالی که دیگران (به جز یکی) هنگامی که عیسی دستگیر و برای اجرای حکم اعدام برده شد، او را ترک کرده، پنهان شدند. او را با روشی هولناک، تازیانه زدند. بر صورتش سیلی نواختند، به او توهین کردند، طعنههای تحقیرآمیز به وی زدند، بر او آب دهان انداختند، تاجی از خار بر سرش گذاشتند و چوب بر سرش زدند. در آخر، میخهای آهنین بر دستان و پاهایش کوبیدند و به صلیب آویختند تا بهعنوان مجرمی بین دو دزد، بمیرد.
هیچ رنج دیگری باقی نمانده بود که او نکشد! بدین نحو، ما را نجات داد. او اینگونه با خون گرانبهایش ما را از گناهانمان شست و دروازههای فردوس را دوباره به رویمان گشود؛ نه تنها دروازههای فردوس- آن باغ زمینی، بلکه دروازههای فردوسِ جاودان، آسمانی، بینظیر و بینهایت والا را.
خداوندگار بدین نحو به الگوی همۀ ما برای رفتار در زندگی، تبدیل شد تا شبیه او شویم: «زیرا مسیح برای شما رنج کشید و شما را نمونه اى گذاشت تا در اثر قدمهای وی رفتار نماييد» (اول پطرس ٢ :۲۱).
یوحنای انجیلنگار نیز میافزاید: «او که میگوید در وى میمانم، به همين طريقى كه او سلوك مى نمود، او نيز بايد سلوك كند.» (اول یوحنا ٢ :۶).
✅ من شنیدهام که عیسی در طول سالهای جوانیاش ، که اناجیل دربارۀ آن چیزی نگفتهاند، به هند رفت و دربارۀ فلسفه و روش انجام معجزات، درسهایی از دراویش هند فراگرفت. آیا ممکن است چنین چیزی صحّت داشته باشد؟
این را فقط میتوان یک شوخی زشت و بد تلقی کرد، زیرا هیچ پایه و اساسی برای چنین مطلبی وجود ندارد. این تفکر تنها از یک ذهن بیمار نشأت میگیرد. هندوئیسم هیچ ارتباطی با تعلیم مسیح ندارد. اگر بین اندیشههای این دو ارتباطی وجود داشت، آیا دستکم میلیونها هندو به مسیحیت نمیگرویدند؟ این بازیچهها و امور جزئی که درویشها یا گوروهایی هندی انجام داده، مردم را تحت تأثیر قرار میدهند، معجزه نیستند و بههیچ وجه ربطی به معجزات مسیح ندارند. عیسی در طول سالهای جوانیاش، برای مطالعه به خارج از مملکتش نرفت. حکمت او از هیچ معلم و حکیمی نشأت نگرفت. وقتی که دوازده سال داشت، به معبد اورشلیم رفت و با معلمین دینی اسرائیل مباحثه کرد و «هر که سخنان او را میشنید، از فهم او و پاسخهایی که میداد، در شگفت میشد» (لوقا ٢ :۴۷). حکمت او منشائی الهی داشت نه انسانی؛ «باری، آن کودک رشد میکرد و قوی میشد. او پر از حکمت بود و فیض خدا بر او قرار داشت» (لوقا ٢ :۴۰). عیسی تا شروع خدمت علنی و عمومیاش، در ناصره زندگی کرد؛ به همین دلیل است که به او لقب «ناصری» دادند و بهعنوان «پسرِ یوسفِ نجار» شناخته شده بود. تنها مکتبی که در آن شرکت کرد، مکتب روستایش بود. به همین دلیل است که بعدها در سفرهایش، زمانی که به ناصره رفت، همشهریانش از دیدن او در شگفت شده، گفتند: «این مرد چنین حکمت و قدرتِ انجام معجزات را از کجا کسب کرده است؟ مگر... برادرانش یعقوب و یوسف و شَمعون و یهودا نیستند؟ مگر همۀ خواهرانش در میان ما زندگی نمیکنند؟ پس این چیزها را از کجا کسب کرده است؟» » (متی ١٣ :۵۴-۵۶). این آیات به تنهایی ثابت میکند که عیسی تمام سالهای زندگی خود را در فلسطین، و تا سی سالگی در ناصره، مانند مردم عادى زندگی کرد و بهعنوان نجار کار میکرد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا عیسی خواهران و برادرانی داشت؟
همانطور که دیدیم، یوسف در جامعه بهعنوان پدر عیسی شناخته میشد، هرچند در واقعیت فقط یک حامی و پشتیبان برای او بود. زمانی که یوسف با مریم باکره نامزد کرده بود، مردی میانسال بود. همانطور که از سنّت آگاهی داریم، او همسر اولش را از دست داده بود و از او، چهار پسر داشت: یعقوب، یوسف، شمعون و یهودا و همچنین دخترانی که اسامی آنها را نمیدانیم. بنابراین، این چهار نفر، برادران عیسی تلقی میشدند، اما هیچ رابطۀ خونی با او نداشتند، زیرا مادر مقدس او همواره باکره باقی ماند (به همین دلیل، او را "همیشه-باکره" مینامیم) و فقط عیسی را به دنیا آورد.
✅ خداوندگار چند سال در این دنیا کار کرد تا کاری را که بهخاطر آن بر روی زمین آمده بود، به انجام رساند؟
میدانیم زمانی که خداوندگار در رود اردن تعمید گرفت، حدوداً سی ساله بود (م.ک. لوقا ٣ :۲۱) و پس از آن، خدمت علنیاش را آغاز کرد. بر اساس وقایع زندگی او، چنانکه اناجیل مقدس شرح میدهند، مفسران تخمین میزنند که از آن زمان تا مرگش بر روی صلیب، حدود سه سال فاصله داشت.
✅ کار خداوندگار در طول این سه سال دقیقاً چه بود؟
شاگردان او، که همواره همراهش بودند، کسانی هستند که کار او را به شکلی اجمالی، شرح میدهند: حضرت متای انجیلنگار مینویسد: «بدینسان، عیسی در سرتاسر جلیل میگشت و در کنیسههای ایشان تعلیم داده، به بشارتِ ملكوت موعظه همى نمود و هر درد و بیماری مردم را شفا میبخشید» (متی ٤ :۲۳). حضرت پطرس نیز چنین میفرماید: «...عیسی ... همه جا میگشت و اعمال نیکو به جا مى آورد و همۀ آنان را ... شفا میداد» (اعمال ۱۰:۳۸). او بهعنوان خدا، پر از محبت، بر روی زمین آمد «تا گمشده را بجوید و نجات بخشد» (لوقا ١٩ :۱۰). هرچند انسان از خدا نفرت داشت و از او دور شده بود، اما خدا خود را فروتن ساخت و در کوی و برزن راه میرفت و همگان را به توبه فرا میخواند. او خبر خوش نجات را به مردم میرساند. همچنین، حقیقت را برایشان موعظه میکرد، و در همان حال، از هر طریقی به ایشان نیکی میکرد. او بیماران را شفا میبخشید، حتی آن بیماریهایی را که لاعلاج بودند، و افراد را از اسارت شیطان آزاد میساخت، و ایشان را از خطرها حفظ میکرد. او به شکلی معجزهآسا به هزاران نفر از ایشان خوراک داد. همچنین گناهانشان را میبخشید، و معنای واقعی شریعت موسی را که سرانِ مذهبی یهود تحریف کرده بودند، برایشان شرح میداد. و در نهایت با رضایت و میل خود، جانش را بر صلیب قربانی کرد تا با خون پربهایش، گناه اولیه و گناهان شخصی تمام کسانی را پاک کند که میخواهند به او بهعنوان خدا و نجاتدهندهشان ایمان آورده، تعمید گیرند و تا ابد در کلیسایش با او متحد بمانند.
انبیایی که از خدا الهام میگرفتند، از قرنها قبل کار خداوندگار را اعلان کرده بودند. آخرین نبی بزرگ، یحیی، برای اینکه به آن دسته از شاگردانش که به او نزدیک بودند، کمک کند که به مسیح ایمان آورند، ایشان را نزد عیسی فرستاد تا از او بپرسند: «آیا تو همانی که میبایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟»(متی ١١ :۳). عیسی به ایشان پاسخ داد: «بروید و يحيى را از آنچه شنيده و ديده ايد بازگویید، که کوران بینا مى گردند، لنگان راه میروند، جذامیان پاک میگردند، کران شنوا میشوند، و مردگان زنده میگردند و فقیران بشارت مى شنوند» (متی ١١ :۴-۵). اما اینها سخنانی است که اشعیای نبی هشتصد سال پیش دربارۀ مسیح موعود اعلان کرده بود (م.ک. اشعیا ٣٥ :۵-۶؛ ٤٢ :۱۸). خداوندگار با دادن این پاسخ، میخواست به ایشان بگوید: «شما به چشمان خود میبینید که هر آنچه اشعیای نبی از پیش دربارۀ مسیح موعود پیشگویی کرده بود، در من به انجام میرسد؛ پس هیچ دلیلی ندارم چیزی اضافهتر بگویم تا بفهمید من که هستم.»
چیزی نظیر این برای مردم آن زمان لازم بود تا به او بهعنوان پسر خدا ایمان بیاورند، به او که «گناه جهان را برمی دارد!» (یوحنا ١ :۲۹).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا عیسی خواهران و برادرانی داشت؟
همانطور که دیدیم، یوسف در جامعه بهعنوان پدر عیسی شناخته میشد، هرچند در واقعیت فقط یک حامی و پشتیبان برای او بود. زمانی که یوسف با مریم باکره نامزد کرده بود، مردی میانسال بود. همانطور که از سنّت آگاهی داریم، او همسر اولش را از دست داده بود و از او، چهار پسر داشت: یعقوب، یوسف، شمعون و یهودا و همچنین دخترانی که اسامی آنها را نمیدانیم. بنابراین، این چهار نفر، برادران عیسی تلقی میشدند، اما هیچ رابطۀ خونی با او نداشتند، زیرا مادر مقدس او همواره باکره باقی ماند (به همین دلیل، او را "همیشه-باکره" مینامیم) و فقط عیسی را به دنیا آورد.
✅ خداوندگار چند سال در این دنیا کار کرد تا کاری را که بهخاطر آن بر روی زمین آمده بود، به انجام رساند؟
میدانیم زمانی که خداوندگار در رود اردن تعمید گرفت، حدوداً سی ساله بود (م.ک. لوقا ٣ :۲۱) و پس از آن، خدمت علنیاش را آغاز کرد. بر اساس وقایع زندگی او، چنانکه اناجیل مقدس شرح میدهند، مفسران تخمین میزنند که از آن زمان تا مرگش بر روی صلیب، حدود سه سال فاصله داشت.
✅ کار خداوندگار در طول این سه سال دقیقاً چه بود؟
شاگردان او، که همواره همراهش بودند، کسانی هستند که کار او را به شکلی اجمالی، شرح میدهند: حضرت متای انجیلنگار مینویسد: «بدینسان، عیسی در سرتاسر جلیل میگشت و در کنیسههای ایشان تعلیم داده، به بشارتِ ملكوت موعظه همى نمود و هر درد و بیماری مردم را شفا میبخشید» (متی ٤ :۲۳). حضرت پطرس نیز چنین میفرماید: «...عیسی ... همه جا میگشت و اعمال نیکو به جا مى آورد و همۀ آنان را ... شفا میداد» (اعمال ۱۰:۳۸). او بهعنوان خدا، پر از محبت، بر روی زمین آمد «تا گمشده را بجوید و نجات بخشد» (لوقا ١٩ :۱۰). هرچند انسان از خدا نفرت داشت و از او دور شده بود، اما خدا خود را فروتن ساخت و در کوی و برزن راه میرفت و همگان را به توبه فرا میخواند. او خبر خوش نجات را به مردم میرساند. همچنین، حقیقت را برایشان موعظه میکرد، و در همان حال، از هر طریقی به ایشان نیکی میکرد. او بیماران را شفا میبخشید، حتی آن بیماریهایی را که لاعلاج بودند، و افراد را از اسارت شیطان آزاد میساخت، و ایشان را از خطرها حفظ میکرد. او به شکلی معجزهآسا به هزاران نفر از ایشان خوراک داد. همچنین گناهانشان را میبخشید، و معنای واقعی شریعت موسی را که سرانِ مذهبی یهود تحریف کرده بودند، برایشان شرح میداد. و در نهایت با رضایت و میل خود، جانش را بر صلیب قربانی کرد تا با خون پربهایش، گناه اولیه و گناهان شخصی تمام کسانی را پاک کند که میخواهند به او بهعنوان خدا و نجاتدهندهشان ایمان آورده، تعمید گیرند و تا ابد در کلیسایش با او متحد بمانند.
انبیایی که از خدا الهام میگرفتند، از قرنها قبل کار خداوندگار را اعلان کرده بودند. آخرین نبی بزرگ، یحیی، برای اینکه به آن دسته از شاگردانش که به او نزدیک بودند، کمک کند که به مسیح ایمان آورند، ایشان را نزد عیسی فرستاد تا از او بپرسند: «آیا تو همانی که میبایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟»(متی ١١ :۳). عیسی به ایشان پاسخ داد: «بروید و يحيى را از آنچه شنيده و ديده ايد بازگویید، که کوران بینا مى گردند، لنگان راه میروند، جذامیان پاک میگردند، کران شنوا میشوند، و مردگان زنده میگردند و فقیران بشارت مى شنوند» (متی ١١ :۴-۵). اما اینها سخنانی است که اشعیای نبی هشتصد سال پیش دربارۀ مسیح موعود اعلان کرده بود (م.ک. اشعیا ٣٥ :۵-۶؛ ٤٢ :۱۸). خداوندگار با دادن این پاسخ، میخواست به ایشان بگوید: «شما به چشمان خود میبینید که هر آنچه اشعیای نبی از پیش دربارۀ مسیح موعود پیشگویی کرده بود، در من به انجام میرسد؛ پس هیچ دلیلی ندارم چیزی اضافهتر بگویم تا بفهمید من که هستم.»
چیزی نظیر این برای مردم آن زمان لازم بود تا به او بهعنوان پسر خدا ایمان بیاورند، به او که «گناه جهان را برمی دارد!» (یوحنا ١ :۲۹).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا لازم بود عیسی خود را تا این حد خوار و خفیف سازد و مانند یک مجرم بر صلیب بمیرد؟ چرا این کار را کرد؟
برای پاسخ به این سؤال، بگذارید از خودِ خداوندگارمان بپرسیم. او در شام آخر که با شاگردانش داشت، و اندکی قبل از آنکه دستگیر شود، به ایشان فرمود: «محبتی بزرگتر از این وجود ندارد که کسی جان خود را بجهت دوستانش فدا کند. شما دوست من هستيد اگر آنچه به شما حکم میکنم، به جا آوريد» (یوحنا ١٥ :۱۳-۱۴). محبتی بالاتر از این نیست که شخص جانش را در راه دوستانش فدا کند! دقیقاٌ به همین دلیل است که مسیحِ ما، جانش را بر روی صلیب داد، تا آن محبت بینظیری را که نسبت به ما دارد، به ما نشان دهد؛ تا همۀ ما درک کنیم که هیچ کس بیشتر از او عاشق ما نیست. اما یک دلیل دیگر نیز وجود دارد: خداوندگار معمولاً روی این موضوع تأکید میکرد که هر آنکه میخواهد از او پیروی کند، باید آماده باشد که حتی جانش را برای او بدهد (م.ک. لوقا ٩ :۲۳-۲۴). خداوندگار به همین دلیل بیدرنگ الگویی از قربانی و صبر تا به آخر به ما میدهد «و...خويشتن را فروتن ساخت و تا به موت، حتی تا به موت بر صلیب مطیع گردید» (فیلیپیان ٢ :۸). این فداکاریِ مسیح باعث شد شاگردان او و نیز میلیونها نفر از آنانی که به او ایمان دارند، در طول قرنها، صبر، تحمل، جسارت و استقامت به خرج دهند تا نه تنها با غمها و مصیبتهای زندگی، بلکه با آزارهای وحشتناک از سوی مخالفین ایمانِ مسیحی نیز روبرو شوند. از این رو، صلیب ارزشمندِ مسیح به برجستهترین و مهمترین بخش زندگی مسیحیان تبدیل گشت. نماد قربانی، اما قربانیای که با پیروزی همراه است، چنان مایۀ فخر و والا گشت که پولس رسول نوشت: «امّا مباد که من هرگز به چیزی افتخار کنم جز به صلیب خداوندمان عیسی مسیح» (غلاطیان ٦ :۱۴).
این واقعه که باعث نجات و رستگاری جهان گردید، در مادۀ چهارم اعتقادنامۀ نیقیه ذکر شده است: «من ایمان دارم به خداوند یکتا، عیسای مسیح... [او که] در زمان پنطیوس پیلاطس برای ما مصلوب شد، رنج کشید، مرد و مدفون گشت.» اناجیل مقدس حاوی جزئیاتی است از دستگیری عیسی، محاکمه و محکومیت او به مرگ- نخست از سوی شورای عالی یهود، و سپس پیلاطس، فرماندار رومی یهودیه. همچنین شرح میدهند که چگونه او را تازیانه زدند، بر صورتش آب دهان انداختند، بر گونهاش سیلی نواختند، استهزایش کردند، و در آخر، او را با روش تحقیرآمیز صلیب، اعدام کردند. کلیسای ما برای روز مصلوب شدن خداوندگار، احترام خاصی قائل است و هر سال جمعۀ پیش از عید قیام (همان عید «پاک») مراسمی به مناسبت آن برگزار میکند.
✅ پس از مصلوب شدن مسیح، چه اتفاقی افتاد؟
تمام چهار انجیل مقدس با جزئیاتِ کامل و جالب، وقایعی را که پس از مصلوب شدن مسیح اتفاق افتاد، شرح میدهند. یکی از اعضای شورای عالی یهود، به نام یوسف اهل رامَه (از یهودیه)، که با حکم مرگ عیسی مخالفت کرده بود، با اجازۀ پیلاطس پیکر بیجانِ مسیح را از صلیب پایین آورد. او با کمک نیقودیموس که عضو دیگری از شورا بود، پیکر مقدس عیسی را با احترام، در مقبرۀ جدیدی که در دل یک صخره حفر شده بود و متعلق به وی بود، قرار دادند. زنانی از جلیل نیز در آنجا حضور داشتند، همان زنانی که از پی خداوندگار و شاگردانش رفته، ایشان را خدمت میکردند؛ ایشان نیز به همراه مادر مقدس عیسی در مراسم تدفین عیسی شرکت کردند. آنان میخواستند به روش خود، یعنی تدفین جسد با عطریات، قدردانی و احترامشان را نسبت به خداوندگار نشان دهند. اما خورشید داشت غروب میکرد و از آن زمان به بعد، روز شبّات (یا «سبّت» که همان روز شنبه است) شروع میشد؛ بر طبق شریعت موسی، انجام هیچ کاری در این روز مجاز نبود، نه حتی جابجایی و حرکت از جایی به جای دیگر. بنابراین، ایشان مجبور شدند دست از کار کشیده، برای تهیۀ عطریات مورد نیاز بروند و در روز بعد از شبّات بازگردند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا لازم بود عیسی خود را تا این حد خوار و خفیف سازد و مانند یک مجرم بر صلیب بمیرد؟ چرا این کار را کرد؟
برای پاسخ به این سؤال، بگذارید از خودِ خداوندگارمان بپرسیم. او در شام آخر که با شاگردانش داشت، و اندکی قبل از آنکه دستگیر شود، به ایشان فرمود: «محبتی بزرگتر از این وجود ندارد که کسی جان خود را بجهت دوستانش فدا کند. شما دوست من هستيد اگر آنچه به شما حکم میکنم، به جا آوريد» (یوحنا ١٥ :۱۳-۱۴). محبتی بالاتر از این نیست که شخص جانش را در راه دوستانش فدا کند! دقیقاٌ به همین دلیل است که مسیحِ ما، جانش را بر روی صلیب داد، تا آن محبت بینظیری را که نسبت به ما دارد، به ما نشان دهد؛ تا همۀ ما درک کنیم که هیچ کس بیشتر از او عاشق ما نیست. اما یک دلیل دیگر نیز وجود دارد: خداوندگار معمولاً روی این موضوع تأکید میکرد که هر آنکه میخواهد از او پیروی کند، باید آماده باشد که حتی جانش را برای او بدهد (م.ک. لوقا ٩ :۲۳-۲۴). خداوندگار به همین دلیل بیدرنگ الگویی از قربانی و صبر تا به آخر به ما میدهد «و...خويشتن را فروتن ساخت و تا به موت، حتی تا به موت بر صلیب مطیع گردید» (فیلیپیان ٢ :۸). این فداکاریِ مسیح باعث شد شاگردان او و نیز میلیونها نفر از آنانی که به او ایمان دارند، در طول قرنها، صبر، تحمل، جسارت و استقامت به خرج دهند تا نه تنها با غمها و مصیبتهای زندگی، بلکه با آزارهای وحشتناک از سوی مخالفین ایمانِ مسیحی نیز روبرو شوند. از این رو، صلیب ارزشمندِ مسیح به برجستهترین و مهمترین بخش زندگی مسیحیان تبدیل گشت. نماد قربانی، اما قربانیای که با پیروزی همراه است، چنان مایۀ فخر و والا گشت که پولس رسول نوشت: «امّا مباد که من هرگز به چیزی افتخار کنم جز به صلیب خداوندمان عیسی مسیح» (غلاطیان ٦ :۱۴).
این واقعه که باعث نجات و رستگاری جهان گردید، در مادۀ چهارم اعتقادنامۀ نیقیه ذکر شده است: «من ایمان دارم به خداوند یکتا، عیسای مسیح... [او که] در زمان پنطیوس پیلاطس برای ما مصلوب شد، رنج کشید، مرد و مدفون گشت.» اناجیل مقدس حاوی جزئیاتی است از دستگیری عیسی، محاکمه و محکومیت او به مرگ- نخست از سوی شورای عالی یهود، و سپس پیلاطس، فرماندار رومی یهودیه. همچنین شرح میدهند که چگونه او را تازیانه زدند، بر صورتش آب دهان انداختند، بر گونهاش سیلی نواختند، استهزایش کردند، و در آخر، او را با روش تحقیرآمیز صلیب، اعدام کردند. کلیسای ما برای روز مصلوب شدن خداوندگار، احترام خاصی قائل است و هر سال جمعۀ پیش از عید قیام (همان عید «پاک») مراسمی به مناسبت آن برگزار میکند.
✅ پس از مصلوب شدن مسیح، چه اتفاقی افتاد؟
تمام چهار انجیل مقدس با جزئیاتِ کامل و جالب، وقایعی را که پس از مصلوب شدن مسیح اتفاق افتاد، شرح میدهند. یکی از اعضای شورای عالی یهود، به نام یوسف اهل رامَه (از یهودیه)، که با حکم مرگ عیسی مخالفت کرده بود، با اجازۀ پیلاطس پیکر بیجانِ مسیح را از صلیب پایین آورد. او با کمک نیقودیموس که عضو دیگری از شورا بود، پیکر مقدس عیسی را با احترام، در مقبرۀ جدیدی که در دل یک صخره حفر شده بود و متعلق به وی بود، قرار دادند. زنانی از جلیل نیز در آنجا حضور داشتند، همان زنانی که از پی خداوندگار و شاگردانش رفته، ایشان را خدمت میکردند؛ ایشان نیز به همراه مادر مقدس عیسی در مراسم تدفین عیسی شرکت کردند. آنان میخواستند به روش خود، یعنی تدفین جسد با عطریات، قدردانی و احترامشان را نسبت به خداوندگار نشان دهند. اما خورشید داشت غروب میکرد و از آن زمان به بعد، روز شبّات (یا «سبّت» که همان روز شنبه است) شروع میشد؛ بر طبق شریعت موسی، انجام هیچ کاری در این روز مجاز نبود، نه حتی جابجایی و حرکت از جایی به جای دیگر. بنابراین، ایشان مجبور شدند دست از کار کشیده، برای تهیۀ عطریات مورد نیاز بروند و در روز بعد از شبّات بازگردند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔹مرحله 2. اثبات ايمان با تلاش برای پیروی از آموزه ها و نمونه عیسی در همه چیز در طول زندگی. قبل از بازگشت او به پدر خود ، مسیح به رسولان منتخب خود اقتدار داد كه كار نجات بخش او را از طریق اسرار مقدس (آيين مقدس) كلیسا ادامه دهند. این اقتدار در طی قرون و زمان از طریق "جانشینی رسولی" به کاهنان کلیسا منتقل شده است. از طریق آيين هاى مقدس، می توانیم به انرژیهای الهی خدا وارد شويم ، که فیض براى زندگی در مسيح که براى آن خوانده شده ايم را فراهم می کند. بخشی از " راز" اين آيين هاى مقدس این است که در آنها ، مسیح در واقع مأمور انجام است: خدا مسیح را برای انجام عمل از طریق کاهن ، با قدرت روح القدس می فرستد. همانطور که قديس يوحناى زرين دهان در موعظات خود درباره انجیل یوحنا نوشت ، كاهن صرفاً "زبان خود را قرض می دهد و دست خود را ارائه می کند."
✅ آيين هاى مقدس نمادهای بیرونی فیض درونی (انرژیهای خدا) هستند که توسط کسانی که به آنها گردن می نهند، اخذ مى شوند - آنها ابزار روحانى برای کمک به ما در رسیدن به هدف و تقویت ما برای مبارزات هستند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔹مرحله 2. اثبات ايمان با تلاش برای پیروی از آموزه ها و نمونه عیسی در همه چیز در طول زندگی. قبل از بازگشت او به پدر خود ، مسیح به رسولان منتخب خود اقتدار داد كه كار نجات بخش او را از طریق اسرار مقدس (آيين مقدس) كلیسا ادامه دهند. این اقتدار در طی قرون و زمان از طریق "جانشینی رسولی" به کاهنان کلیسا منتقل شده است. از طریق آيين هاى مقدس، می توانیم به انرژیهای الهی خدا وارد شويم ، که فیض براى زندگی در مسيح که براى آن خوانده شده ايم را فراهم می کند. بخشی از " راز" اين آيين هاى مقدس این است که در آنها ، مسیح در واقع مأمور انجام است: خدا مسیح را برای انجام عمل از طریق کاهن ، با قدرت روح القدس می فرستد. همانطور که قديس يوحناى زرين دهان در موعظات خود درباره انجیل یوحنا نوشت ، كاهن صرفاً "زبان خود را قرض می دهد و دست خود را ارائه می کند."
✅ آيين هاى مقدس نمادهای بیرونی فیض درونی (انرژیهای خدا) هستند که توسط کسانی که به آنها گردن می نهند، اخذ مى شوند - آنها ابزار روحانى برای کمک به ما در رسیدن به هدف و تقویت ما برای مبارزات هستند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️تعميد توسط مسیح بنياد نهاده شد وقتی که از يحيى خواست كه او را تعمید دهد و نمونه ای را برای كسانی كه او را دنبال خواهند كرد، قرار داد. كسانی كه این آيين مقدس را به نام پدر، پسر و روح القدس دریافت می كنند ، جزئی از بدن مسیح مى شوند، كه كلیسا آنها را به عنوان متعلقات به او جدا می كند (به يونانى: agios: مقدس) – اگر آنها سعی کنند بر این اساس زندگی کنند. این همان چیزی است که ما را نجات می دهد! درست همانطور که تولد جسمانى از رحم مادرمان، ما را به اين دنيا آورده است ، تولد روحانى ما از طریق تعمید، ما را در ملكوت خدا قرار می دهد ، مگر اینکه ما خودمان را از آن محروم کنیم. در مرحله اى در طی این آيين مقدس ، کاهن بر آبهای حوض تعمید می دمد - نفس حيات تازه در مسیح که از طریق این راز قابل دسترسى است.
عیسی می خواهد که ما در يك زندگی متفاوت از زندگی همه حیوانات و سایر موجودات زنده متولد شویم ، زندگی که زندگی خود خداست. این زندگی با نَفَس خدا داده می شود ، که روح القدس خدا است (pnevma ، به یونانی به معنی هر دو "نَفَس" و "روح" است). خدا قبلاً این نَفَس را در آفرینش به ما داده بود (پیدایش 2: 7) ، به این ترتیب ، این نفس را از طريق فعاليت خلاق خودمان، تصویر خودش ، آزادی خودش و به خاطر اینکه بیشتر و بیشتر شبیه او بشویم ، به ما مى دهد. به دلیل این نَفَس ، انسان همیشه فراخوانده می شود که از خودش فراتر رود ، به این ترتیب او فقط وقتى انسان واقعى است که در طبیعت خدا سهيم شود. انسان ، این نَفَس را، این حضور الهی را از طریق گناه و مرگ از دست می دهد؛ اما می تواند آن را در آب غسل تعمید ، منبع حيات، دوباره بدست آورد.
تعمید ، آغاز راه رفتن مسیحی ماست، زیرا این شروع خدمت عمومی عیسی بود. از طریق این راز ، ما از هرگونه ارتباط با گناه آدم و حوا آزاد می شویم و از هرگونه گناه شخصی که ممکن است مرتکب شده باشیم پاک می شویم. یک لوح پاك - فرصت خودمان برای نجات، به ما داده مى شود. با اینکه غسل تعمید قدرتمند و ضروری است ، تنها آغاز کار است - کار ما تازه شروع شده است.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️تعميد توسط مسیح بنياد نهاده شد وقتی که از يحيى خواست كه او را تعمید دهد و نمونه ای را برای كسانی كه او را دنبال خواهند كرد، قرار داد. كسانی كه این آيين مقدس را به نام پدر، پسر و روح القدس دریافت می كنند ، جزئی از بدن مسیح مى شوند، كه كلیسا آنها را به عنوان متعلقات به او جدا می كند (به يونانى: agios: مقدس) – اگر آنها سعی کنند بر این اساس زندگی کنند. این همان چیزی است که ما را نجات می دهد! درست همانطور که تولد جسمانى از رحم مادرمان، ما را به اين دنيا آورده است ، تولد روحانى ما از طریق تعمید، ما را در ملكوت خدا قرار می دهد ، مگر اینکه ما خودمان را از آن محروم کنیم. در مرحله اى در طی این آيين مقدس ، کاهن بر آبهای حوض تعمید می دمد - نفس حيات تازه در مسیح که از طریق این راز قابل دسترسى است.
عیسی می خواهد که ما در يك زندگی متفاوت از زندگی همه حیوانات و سایر موجودات زنده متولد شویم ، زندگی که زندگی خود خداست. این زندگی با نَفَس خدا داده می شود ، که روح القدس خدا است (pnevma ، به یونانی به معنی هر دو "نَفَس" و "روح" است). خدا قبلاً این نَفَس را در آفرینش به ما داده بود (پیدایش 2: 7) ، به این ترتیب ، این نفس را از طريق فعاليت خلاق خودمان، تصویر خودش ، آزادی خودش و به خاطر اینکه بیشتر و بیشتر شبیه او بشویم ، به ما مى دهد. به دلیل این نَفَس ، انسان همیشه فراخوانده می شود که از خودش فراتر رود ، به این ترتیب او فقط وقتى انسان واقعى است که در طبیعت خدا سهيم شود. انسان ، این نَفَس را، این حضور الهی را از طریق گناه و مرگ از دست می دهد؛ اما می تواند آن را در آب غسل تعمید ، منبع حيات، دوباره بدست آورد.
تعمید ، آغاز راه رفتن مسیحی ماست، زیرا این شروع خدمت عمومی عیسی بود. از طریق این راز ، ما از هرگونه ارتباط با گناه آدم و حوا آزاد می شویم و از هرگونه گناه شخصی که ممکن است مرتکب شده باشیم پاک می شویم. یک لوح پاك - فرصت خودمان برای نجات، به ما داده مى شود. با اینکه غسل تعمید قدرتمند و ضروری است ، تنها آغاز کار است - کار ما تازه شروع شده است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️تثبيت (يا كریسمِشن)،«مُهرِ اعطاى روح القدس» را به ما می دهد. همانطور که مسیح به نیقوديموس گفت ، اين دومین عنصر مورد نياز تولد روحانى برای ورود به ملكوت است. مُهر ، یک نشان اعتبار يا تصديق است. آنچه که مُهر به صورت خاص به خود گرفته است، اقتدار نمايندگى آن را مى رساند ، همانطور كه سندی که با مُهر یک ملت خاص نشان داده شده باشد ، قدرت آن نهاد را با خود به همراه دارد. ما از طریق آيين مقدس تثبيت، روح القدس را در درون خود دریافت می کنیم. مُهر این عطيه با نشان صلیب توسط مُرِ تقديس شده بر ما حک مى شود. خدا قوم خود را با اين مُهر می شناسد (مكاشفه 22: 4) ، و آنها را بعنوان متعلقات خود علامت گذارى می كند. این به ميزانى که مطابق آن عمل می کنیم، كارآمد است (یا دیگران قبل از رسيدن ما به سن عقلى، از جانب ما عمل می کنند) .هر چه بیشتر با روح القدس همکاری کنیم، بيشتر شبيه مسيح مى شويم زیرا او با تقویت ، تشویق و هدایت ما تلاشهای ما را به انجام می رساند، همانطور كه ما در امتداد جاده شیب دار و باریک به سمت تماميت ملكوت تلاش می كنيم ، بیشتر با اقتدار خدا عمل می کنیم. این اقتدار روحانى برای كسانی كه با او در ارتباط هستند قابل تشخیص است.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️تثبيت (يا كریسمِشن)،«مُهرِ اعطاى روح القدس» را به ما می دهد. همانطور که مسیح به نیقوديموس گفت ، اين دومین عنصر مورد نياز تولد روحانى برای ورود به ملكوت است. مُهر ، یک نشان اعتبار يا تصديق است. آنچه که مُهر به صورت خاص به خود گرفته است، اقتدار نمايندگى آن را مى رساند ، همانطور كه سندی که با مُهر یک ملت خاص نشان داده شده باشد ، قدرت آن نهاد را با خود به همراه دارد. ما از طریق آيين مقدس تثبيت، روح القدس را در درون خود دریافت می کنیم. مُهر این عطيه با نشان صلیب توسط مُرِ تقديس شده بر ما حک مى شود. خدا قوم خود را با اين مُهر می شناسد (مكاشفه 22: 4) ، و آنها را بعنوان متعلقات خود علامت گذارى می كند. این به ميزانى که مطابق آن عمل می کنیم، كارآمد است (یا دیگران قبل از رسيدن ما به سن عقلى، از جانب ما عمل می کنند) .هر چه بیشتر با روح القدس همکاری کنیم، بيشتر شبيه مسيح مى شويم زیرا او با تقویت ، تشویق و هدایت ما تلاشهای ما را به انجام می رساند، همانطور كه ما در امتداد جاده شیب دار و باریک به سمت تماميت ملكوت تلاش می كنيم ، بیشتر با اقتدار خدا عمل می کنیم. این اقتدار روحانى برای كسانی كه با او در ارتباط هستند قابل تشخیص است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️عشاء ربانى (ایوکِریست) توسط مسیح در شام عرفانی بنيان نهاده شد وقتی که نان و شراب را به رسولان خود داد، اظهار داشت که ما وارد ملكوت آسمان نخواهيم شد مگر اینکه بدن او را بخوریم و خون او را بنوشیم (يوحنا 6: 53-58) خدا همیشه پادزهر متناسب با زهر را فراهم می کند. با عمل خوردن، انسان ارتباط با خدا را از دست داد، بنابراین به شكلى مشابه آن ، ارتباط دوباره احیا می شود. عشاء ربانى ، به عنوان گردهمايى بدن مسیح بر سر سفره او در ملكوت ، تجدید مداوم اتحاد ما با او و با یکدیگر است. از طریق این راز ، ما بار دیگر به عنوان بخشی از وجود مسیح به درخت حيات - غذای جاودانگی - دسترسی پیدا می کنیم.
این خون باعث می شود که تصویر پادشاه ما در درون مان تازه باشد ، زیبایی غیرقابل توصیفی را ایجاد می کند ، و مانع از دست رفتن نجابت روح ما مى شود ، مرتباً آن را آب می هد و تغذیه می کند. ... این خون اگر به درستی دريافت شود ، شیاطین را می راند و آنها را از ما دور نگاه مى دارد، در حالی که فرشتگان و خداوند فرشتگان را به سمت ما فرا می خواند. زیرا هر جا خون خداوند را ببینند ، شیاطین فرار می کنند و فرشتگان با هم می دوند. این خون ، نجات روح ماست. با این خون روح شسته می شود ، با آن، روح زیبا است ، با آن، فروزنده است. این خون باعث می شود که درک ما از آتش روشن تر شود و روح ما از طلا درخشان تر شود. این خون ریخته شد و آسمان را قابل وصول ساخت.
☘ زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️عشاء ربانى (ایوکِریست) توسط مسیح در شام عرفانی بنيان نهاده شد وقتی که نان و شراب را به رسولان خود داد، اظهار داشت که ما وارد ملكوت آسمان نخواهيم شد مگر اینکه بدن او را بخوریم و خون او را بنوشیم (يوحنا 6: 53-58) خدا همیشه پادزهر متناسب با زهر را فراهم می کند. با عمل خوردن، انسان ارتباط با خدا را از دست داد، بنابراین به شكلى مشابه آن ، ارتباط دوباره احیا می شود. عشاء ربانى ، به عنوان گردهمايى بدن مسیح بر سر سفره او در ملكوت ، تجدید مداوم اتحاد ما با او و با یکدیگر است. از طریق این راز ، ما بار دیگر به عنوان بخشی از وجود مسیح به درخت حيات - غذای جاودانگی - دسترسی پیدا می کنیم.
این خون باعث می شود که تصویر پادشاه ما در درون مان تازه باشد ، زیبایی غیرقابل توصیفی را ایجاد می کند ، و مانع از دست رفتن نجابت روح ما مى شود ، مرتباً آن را آب می هد و تغذیه می کند. ... این خون اگر به درستی دريافت شود ، شیاطین را می راند و آنها را از ما دور نگاه مى دارد، در حالی که فرشتگان و خداوند فرشتگان را به سمت ما فرا می خواند. زیرا هر جا خون خداوند را ببینند ، شیاطین فرار می کنند و فرشتگان با هم می دوند. این خون ، نجات روح ماست. با این خون روح شسته می شود ، با آن، روح زیبا است ، با آن، فروزنده است. این خون باعث می شود که درک ما از آتش روشن تر شود و روح ما از طلا درخشان تر شود. این خون ریخته شد و آسمان را قابل وصول ساخت.
☘ زرين دهان
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️تدهين، ابزاری برای بهبود جسمی و روحی است. همانطور که کتاب يعقوب نقل می کند ، ما می توانیم از کاهنان خود ، این آیین مقدس را براى مسح شدن و دعاى شفا در هر زمان به دلیل بیماری جدى جسم یا روح ، درخواست كنيم، تا به ما كمك كند که در كل سفر خود در سلامت بمانيم.
تعمید ، تثبيت ، عشاء ربانى و تدهين آنچنان منتقل کننده های مهمِ فيض هستند که در کلیساهای ارتدوكس نوزادان را از آنها محروم نمی كنند. آنها در حالى كه بزرگ مى شوند از طریق این رازها ، تغذيه معنوی حياتى را براى روح هايشان دريافت مى كنند. درست همانطور که ما قدم برمی داريم تا مطمئن شویم که آنها براى بدنهايشان تغذيه مى شوند قبل از اينكه نیاز به ویتامین ها و مواد معدنی را درک كنند. اگر ما را به عنوان نوزاد براى تعمید آوردند، این نشانگر ایمان والدین و یا پدر و مادر روحانى ما بود ، که در آن زمان وظیفه داشتند با بزرگ شدن مان، ما را از نظر روحانى پرورش دهند. در یک محیط دوست داشتنی و پر از ایمان ، چه کسی می تواند دقیقاً زمان شروع ایمان را بگوید و چه کسی می تواند قدرت فیض را محدود کند؟ با بلوغ ، مسئولیت رشد روحانى بر عهده خود ما می شود.
اگر بعد از سن عقلى ، با اراده و عشق به تعمید بياييم، این نشانگر ایمان ما به مسیح است. قديس پولس نوشت كه ختنه به خودى خود ، عدالت را به يهوديان بر اساس شريعت منتقل نمی كند. بلكه، این یک نشانه بیرونی بود از شايستگى که تنها هنگامى كه شرایط درونی قلب با معنای آن مطابقت مى داشت: تعهد به نگاه داشتن عهد خدا با موسی در حالی که منتظر مسیحا هستند. به همین ترتیب ، تعمید برای مسیحیان یک عمل جادویی نیست که مکانى را در آسمان تضمین کند. بلکه نشانه بیرونی فیض درونی دریافت شده ، آغاز فرایند تقدیس برای کسانی است که پس از آن ، سعی می کنند همانطور كه قادر هستند هرچه بیشتر شبيه مسیح شوند - نتیجه طبیعی ایمان واقعی ، اما فقط با نظم و انضباط و تلاش بسیار.
ما باید مطمئن باشیم که تعمید برای ما معنا دارد: این که اهمیت و قدرت آن را می فهمیم، که تاریخ وقوع آن را به یاد می آوریم و سعی می کنیم در هر سالگرد آن تاریخ ، عشاء ربانى مقدس را دریافت کنیم. اینکه ما به عنوان شهادت تعهد خود به مسیح (نه به عنوان جواهرات) یک صلیب بر گردن خود مى اندازيم. اينكه ما سعی می کنیم آن در تعهد زندگی کنیم، و این که ما آن را به طور مداوم تجدید می کنیم ، به ویژه در طى مراسم لیتورجی الهی ، که اغلب با یادآوری به ما اين فرصت را مى دهد تا "خود و یکدیگر را متعهد سازيم ، و تمام زندگی ما برای مسیح ، خدای ما ، باشد."
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️تدهين، ابزاری برای بهبود جسمی و روحی است. همانطور که کتاب يعقوب نقل می کند ، ما می توانیم از کاهنان خود ، این آیین مقدس را براى مسح شدن و دعاى شفا در هر زمان به دلیل بیماری جدى جسم یا روح ، درخواست كنيم، تا به ما كمك كند که در كل سفر خود در سلامت بمانيم.
تعمید ، تثبيت ، عشاء ربانى و تدهين آنچنان منتقل کننده های مهمِ فيض هستند که در کلیساهای ارتدوكس نوزادان را از آنها محروم نمی كنند. آنها در حالى كه بزرگ مى شوند از طریق این رازها ، تغذيه معنوی حياتى را براى روح هايشان دريافت مى كنند. درست همانطور که ما قدم برمی داريم تا مطمئن شویم که آنها براى بدنهايشان تغذيه مى شوند قبل از اينكه نیاز به ویتامین ها و مواد معدنی را درک كنند. اگر ما را به عنوان نوزاد براى تعمید آوردند، این نشانگر ایمان والدین و یا پدر و مادر روحانى ما بود ، که در آن زمان وظیفه داشتند با بزرگ شدن مان، ما را از نظر روحانى پرورش دهند. در یک محیط دوست داشتنی و پر از ایمان ، چه کسی می تواند دقیقاً زمان شروع ایمان را بگوید و چه کسی می تواند قدرت فیض را محدود کند؟ با بلوغ ، مسئولیت رشد روحانى بر عهده خود ما می شود.
اگر بعد از سن عقلى ، با اراده و عشق به تعمید بياييم، این نشانگر ایمان ما به مسیح است. قديس پولس نوشت كه ختنه به خودى خود ، عدالت را به يهوديان بر اساس شريعت منتقل نمی كند. بلكه، این یک نشانه بیرونی بود از شايستگى که تنها هنگامى كه شرایط درونی قلب با معنای آن مطابقت مى داشت: تعهد به نگاه داشتن عهد خدا با موسی در حالی که منتظر مسیحا هستند. به همین ترتیب ، تعمید برای مسیحیان یک عمل جادویی نیست که مکانى را در آسمان تضمین کند. بلکه نشانه بیرونی فیض درونی دریافت شده ، آغاز فرایند تقدیس برای کسانی است که پس از آن ، سعی می کنند همانطور كه قادر هستند هرچه بیشتر شبيه مسیح شوند - نتیجه طبیعی ایمان واقعی ، اما فقط با نظم و انضباط و تلاش بسیار.
ما باید مطمئن باشیم که تعمید برای ما معنا دارد: این که اهمیت و قدرت آن را می فهمیم، که تاریخ وقوع آن را به یاد می آوریم و سعی می کنیم در هر سالگرد آن تاریخ ، عشاء ربانى مقدس را دریافت کنیم. اینکه ما به عنوان شهادت تعهد خود به مسیح (نه به عنوان جواهرات) یک صلیب بر گردن خود مى اندازيم. اينكه ما سعی می کنیم آن در تعهد زندگی کنیم، و این که ما آن را به طور مداوم تجدید می کنیم ، به ویژه در طى مراسم لیتورجی الهی ، که اغلب با یادآوری به ما اين فرصت را مى دهد تا "خود و یکدیگر را متعهد سازيم ، و تمام زندگی ما برای مسیح ، خدای ما ، باشد."
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️اعتراف به ما امکان می دهد ، موانعی را که گناهان بین ما و خدا ایجاد می كنند، برطرف كنيم. اگر از جاده منتهی به او منحرف شویم (قصور در پیروی از نمونه و آموزه های عیسی، به هر روشی) ، کلیسا ما را به توبه فرا می خواند ، که شامل تغییر (بازگشت) است. از طریق این آيين مقدس ، با اقتدارى که مسیح به رسولان داد، گناهان اعتراف شده وصادقانه توبه کرده شده، بخشیده و پاک می شوند. حالت عاری از گناه تازه تعمید یافته، احیا می شود؛ ما از عالم بالا به لحاظ روحانى مجدداً متولد می شویم و به راه خدا باز می گردیم. در مورد گناهان جدی ، سقوط شدید ، مصالحه با مسیح که توسط اعتراف ارائه مى شود، می تواند تأثیرات چشمگیر و تغییر در روش زندگی را داشته باشد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️اعتراف به ما امکان می دهد ، موانعی را که گناهان بین ما و خدا ایجاد می كنند، برطرف كنيم. اگر از جاده منتهی به او منحرف شویم (قصور در پیروی از نمونه و آموزه های عیسی، به هر روشی) ، کلیسا ما را به توبه فرا می خواند ، که شامل تغییر (بازگشت) است. از طریق این آيين مقدس ، با اقتدارى که مسیح به رسولان داد، گناهان اعتراف شده وصادقانه توبه کرده شده، بخشیده و پاک می شوند. حالت عاری از گناه تازه تعمید یافته، احیا می شود؛ ما از عالم بالا به لحاظ روحانى مجدداً متولد می شویم و به راه خدا باز می گردیم. در مورد گناهان جدی ، سقوط شدید ، مصالحه با مسیح که توسط اعتراف ارائه مى شود، می تواند تأثیرات چشمگیر و تغییر در روش زندگی را داشته باشد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️ازدواج یک آيين مقدس مطابق با بركت مسیح در مراسم عروسی قانا است. اگر تصمیم بگیریم یک شریک زندگی داشته باشيم تا ما را در جاده به سوى خدا همراهی کند (با اميد به اينكه بتواند یک ياور روحانى باشد) ، کلیسا این راز رار برای برکت و تقدیس اتحاد ما ارائه می دهد. برنامه خدا خواستار ایجاد زندگی انسانی جديد در حالت ازدواج بین زن و مرد است تا برای ملكوت خود پرورش روح ها را تدارک ببيند. در یک ازدواج خوب، یک طرف می تواند آنچه را که طرف دیگر فاقد آن است فراهم کند. زن و مرد به شكلى با هم کامل هستند که امکان پذیر نیست يكى به تنهايى منعکس کننده تمامیت خدا باشد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️ازدواج یک آيين مقدس مطابق با بركت مسیح در مراسم عروسی قانا است. اگر تصمیم بگیریم یک شریک زندگی داشته باشيم تا ما را در جاده به سوى خدا همراهی کند (با اميد به اينكه بتواند یک ياور روحانى باشد) ، کلیسا این راز رار برای برکت و تقدیس اتحاد ما ارائه می دهد. برنامه خدا خواستار ایجاد زندگی انسانی جديد در حالت ازدواج بین زن و مرد است تا برای ملكوت خود پرورش روح ها را تدارک ببيند. در یک ازدواج خوب، یک طرف می تواند آنچه را که طرف دیگر فاقد آن است فراهم کند. زن و مرد به شكلى با هم کامل هستند که امکان پذیر نیست يكى به تنهايى منعکس کننده تمامیت خدا باشد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️انتصاب به آن دسته از مردان در كلیسا ارائه می شود كه احساس می كنند از جانب خدا برای يك زندگی خدمتى خوانده شده اند، كسانى كه تا آنجا كه ممكن است افراد را به مسیح مى آورند و به آنها كمك مى كنند تا در جای خود بمانند ، همانطور كه مسیح شخصاً هر یک از رسولان خود را "خواند" و آنها را به انجام كارهايى كه مى ديدند او انجام مى دهد، موظف كرد. (متی 10) این مقام كاهنى لاویان عهد عتیق نیست ، که بر اساس شريعت موسى بنا شده بود تا قربانى هاى کفاره مردم را به خدا تقدیم کنند. بلکه کاهن اعظم خود مسیح است ، بر رتبه مِلکیصِدِق، که ابدی است ، و به طور مداوم و به صورت مقدس، يگانه قربانی خونى مسیح در بازخرید گناهان بشر ، تنها دفاع ما را به خدا ارائه مى دهد . كاهن "می تواند این خدمات را فقط به این دلیل انجام دهد که كاهنى ... از آنِ " او "نیست ... بلکه یک و همان مقام كاهنى غیر قابل تفكيك مسیح است ، که تا ابد زندگی می کند و تا ابد در کلیسا ، بدن مسیح، تحقق می يابد."
ما همچنین می توانیم از طریق دعا در انرژی های خدا سهيم شویم. هنگامی که شخصی با ایمان زنده به نام پدر ، پسر و روح القدس دعا می کند ، انرژی های الهی به سمت او و همچنین به سمت کسی که برای او دعا می شود ، جریان می یابد (يعقوب 5: 16). از دیگر منابع فيض مى توان به ابزارهای روحانى مانند روزه گرفتن ، عبادت و دانش معرفت اشاره کرد (سُنت مقدس - که شامل کتاب مقدس ، نوشته های پدران کلیسا و شوراها ، شمايل نگاری ، مناجات نامه ها و غیره است - همه انتقال دهنده هاى الهى است که برای حفظ حقیقت در مورد مسیح به كار گرفته شده اند) كه برای کمک به ما در تلاش هايمان برای رشد در تقدس به عنوان بخشی از پادشاهی اوست.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
☀️انتصاب به آن دسته از مردان در كلیسا ارائه می شود كه احساس می كنند از جانب خدا برای يك زندگی خدمتى خوانده شده اند، كسانى كه تا آنجا كه ممكن است افراد را به مسیح مى آورند و به آنها كمك مى كنند تا در جای خود بمانند ، همانطور كه مسیح شخصاً هر یک از رسولان خود را "خواند" و آنها را به انجام كارهايى كه مى ديدند او انجام مى دهد، موظف كرد. (متی 10) این مقام كاهنى لاویان عهد عتیق نیست ، که بر اساس شريعت موسى بنا شده بود تا قربانى هاى کفاره مردم را به خدا تقدیم کنند. بلکه کاهن اعظم خود مسیح است ، بر رتبه مِلکیصِدِق، که ابدی است ، و به طور مداوم و به صورت مقدس، يگانه قربانی خونى مسیح در بازخرید گناهان بشر ، تنها دفاع ما را به خدا ارائه مى دهد . كاهن "می تواند این خدمات را فقط به این دلیل انجام دهد که كاهنى ... از آنِ " او "نیست ... بلکه یک و همان مقام كاهنى غیر قابل تفكيك مسیح است ، که تا ابد زندگی می کند و تا ابد در کلیسا ، بدن مسیح، تحقق می يابد."
ما همچنین می توانیم از طریق دعا در انرژی های خدا سهيم شویم. هنگامی که شخصی با ایمان زنده به نام پدر ، پسر و روح القدس دعا می کند ، انرژی های الهی به سمت او و همچنین به سمت کسی که برای او دعا می شود ، جریان می یابد (يعقوب 5: 16). از دیگر منابع فيض مى توان به ابزارهای روحانى مانند روزه گرفتن ، عبادت و دانش معرفت اشاره کرد (سُنت مقدس - که شامل کتاب مقدس ، نوشته های پدران کلیسا و شوراها ، شمايل نگاری ، مناجات نامه ها و غیره است - همه انتقال دهنده هاى الهى است که برای حفظ حقیقت در مورد مسیح به كار گرفته شده اند) كه برای کمک به ما در تلاش هايمان برای رشد در تقدس به عنوان بخشی از پادشاهی اوست.
☦@LessonsOrthodox